1
00:00:29,074 --> 00:00:33,374
آنها می‌گویند مزیت بزرگ بودن یک بچه این است که،
خیلی راحت می‌توانی تظاهر کنی.

2
00:00:33,445 --> 00:00:38,883
می‌توانی با سگت، یا یک بیسبال، یا یک موز صحبت کنی.

3
00:00:39,017 --> 00:00:43,078
خب، اگر تظاهر نبود چه؟
اگر می‌توانستی صحبت کنی؟

4
00:00:43,188 --> 00:00:47,420
منظورم این است که، نه با بیسبال یا موز -
این احمقانه است. اما با سگت...

5
00:00:47,492 --> 00:00:52,395
منظورم این است که ما مفهوم زمان را مثل، برای مثال، مردم نداریم.

6
00:00:52,464 --> 00:00:56,059
چون شما ساعت و ساعت‌نگار دارید.

7
00:00:56,168 --> 00:01:01,265
اما ما می‌دانیم که شما می‌روید. و اینطور نیست که
نمی‌دانیم که شما رفته‌اید.

8
00:01:01,373 --> 00:01:04,171
پس، ما نمی‌دانیم که دقیقاً چه مدت، نه.

9
00:01:04,242 --> 00:01:07,871
چرا سگ‌ها به همدیگر بوی موارد خصوصی‌شان را می‌زنند؟

10
00:01:07,980 --> 00:01:11,677
خب، این فقط نوعی از
معرفی به یکدیگر است.

11
00:01:11,783 --> 00:01:15,844
اگر واقعاً می‌خواهی بفهمی که کسی کیست، باید بوی او را ببویی.

12
00:01:15,921 --> 00:01:19,254
پسر. با سگ صحبت نکن.

13
00:01:19,324 --> 00:01:21,588
او یک کلمه را نمی‌فهمد.

14
00:01:21,660 --> 00:01:24,288
در ابتدا پدرش فکر کرد ''خب، بی‌خطر است.''

15
00:01:24,396 --> 00:01:29,527
اما با گذشت زمان، جان آن خط باریک بین بی‌خطر و فقط عجیب را رد کرد.

16
00:01:29,635 --> 00:01:30,659
آقای گالوین.

17
00:01:30,736 --> 00:01:32,897
- آقای دولیتل.
- این پسر من جان است.

18
00:01:33,005 --> 00:01:37,442
- جان، این مدیر جدیدت، آقای گالوین است.
- خوشبختم که با شما آشنا شدم، جان.

19
00:01:42,080 --> 00:01:43,877
این خوب نیست.

20
00:01:43,949 --> 00:01:46,247
- خوشبختم که با شما آشنا شدم.
- جان...!

21
00:01:48,654 --> 00:01:51,145
وقت آن شده بود که به این موضوع پایان دهیم.

22
00:01:52,557 --> 00:01:55,355
متشکرم که آمدید، کشیش.

23
00:02:02,734 --> 00:02:08,331
این پسر را رها کن، مرد شیطانی. حالا برو، شیطان.
صدای مار را با خود ببر.

24
00:02:08,440 --> 00:02:13,434
من به تو دستور می‌دهم که از این پسر بیرون بیایی.
برو بیرون از این پسر.

25
00:02:13,512 --> 00:02:15,571
خدا گفت. برو جلو!

26
00:02:15,681 --> 00:02:17,842
می‌زنمت.

27
00:02:18,583 --> 00:02:20,141
برو کنار.

28
00:02:20,252 --> 00:02:23,449
این سگ را دور کن... این سگ را از من دور کن.

29
00:02:29,194 --> 00:02:31,685
او بهترین دوستم بود.

30
00:02:31,763 --> 00:02:35,199
حالا دوستان واقعی پیدا خواهی کرد.

31
00:02:35,801 --> 00:02:38,964
از آن روز به بعد، جان دلیتل
هرگز با حیوانات صحبت نکرد.

32
00:02:39,071 --> 00:02:42,336
روزی می‌رسد که از من به خاطر این تشکر خواهی کرد.

33
00:02:42,407 --> 00:02:44,671
و بعد از مدتی
تنها چیزی که می‌توانست به یاد آورد

34
00:02:44,743 --> 00:02:47,371
این بود که در عمق وجودش
چیز مهمی کم بود.

35
00:02:47,879 --> 00:02:53,317
و درست همانطور که پدرش می‌خواست، او بزرگ شد
تا یک آدم معمولی شود. می‌دانی، بدبخت.

36
00:02:53,385 --> 00:02:55,615
هی! هی، اینجا را ترک کن.

37
00:02:57,115 --> 00:03:04,598
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

38
00:03:06,098 --> 00:03:09,363
سگ احمق.
یک حیوان وحشی در راهرو است.

39
00:03:10,836 --> 00:03:17,105
آیا گفتم او یک پدر بود؟ خیلی شبیه پدرش
که پیش از او پدرش بود،

40
00:03:17,209 --> 00:03:18,904
قبل از اینکه خود او تبدیل به...

41
00:03:19,711 --> 00:03:21,542
او یک تخم بزرگ دارد.

42
00:03:25,617 --> 00:03:30,350
- صبح بخیر، چاریز.
- اسمم را به پاپریکا تغییر دادم.

43
00:03:30,422 --> 00:03:33,516
پاپریکا؟ پاپریکا دولیتل.
این اسم زیبا به نظر می‌رسد.

44
00:03:33,592 --> 00:03:36,959
نه دولیتل. فقط پاپریکا.

45
00:03:37,028 --> 00:03:39,963
خب، من اینو نمی‌فهمم.
این چه موضوعی است؟

46
00:03:40,031 --> 00:03:42,829
می‌دونی، سالت-ان-پپا؟ پاپریکا؟

47
00:03:42,934 --> 00:03:47,200
- باشه. پاپریکا. متوجه شدم.
- فکر می‌کنم پاپریکا اسم زیبایی است.

48
00:03:47,272 --> 00:03:49,934
واقعا؟ فکر می‌کنم پاپریکا
شبیه یک ادویه به نظر می‌رسه.

49
00:03:51,777 --> 00:03:54,803
- دولیتل.
- او هیچ‌چیزی که ما می‌خواهیم را جدی نمی‌گیرد.

50
00:03:54,880 --> 00:03:56,745
بگو دیدمش.

51
00:03:56,815 --> 00:03:59,249
من روی پیشنهاد کار کردم. باورنکردنی است.

52
00:03:59,351 --> 00:04:03,287
- خوب، من الآن در حال آمدن هستم.
- مایا، با اون کجا می‌روی؟

53
00:04:03,388 --> 00:04:07,154
- این برای تخم‌مرغ قویی است که پیدا کردم.
- به نظر می‌رسد که برای یک املت خوب باشد.

54
00:04:07,459 --> 00:04:11,361
- به زودی جوجه خواهد شد.
- تو این را از دست خواهی داد چون در اردو خواهی بود.

55
00:04:11,429 --> 00:04:17,231
نمی‌توانم بروم. وقتی یک پرنده جوجه می‌شود، اولین چیزی که
می‌بیند با آن پیوند برقرار می‌کند. من می‌خواهم آن من باشم.

56
00:04:17,302 --> 00:04:21,500
می‌دانی، این برای تو سالم نیست که
تمام وقتت را با آزمایش‌هایت بگذرانی.

57
00:04:21,606 --> 00:04:25,702
یک آزمایش برای تو این خواهد بود که با
بچه‌های هم‌سن و سالت در اردو وقت بگذرانی،

58
00:04:25,811 --> 00:04:29,076
که دقیقاً جایی است که تو این یکشنبه به آنجا می‌روی - اردو.

59
00:04:29,181 --> 00:04:31,843
و درباره تخم‌مرغ خانگی من چطور؟

60
00:04:31,917 --> 00:04:35,444
اینجا. اینجا نیم دوجین تخم‌مرغ خانگی
برای توست که با خودت به اردو ببری.

61
00:04:35,520 --> 00:04:38,250
- تمومش کن.
- نمی‌دانم این همه هیاهو برای چیست.

62
00:04:38,323 --> 00:04:42,384
ما رفتیم و آن چیز را برایت خریدیم -
آن خوکچه هندی که خریدیم چی بود؟

63
00:04:42,460 --> 00:04:46,829
- یک خوکچه هندی.
- آن چیز مرد. و این تقصیر ما نیست.

64
00:04:46,898 --> 00:04:49,867
او نمرده.
نامش رودنی است و او در اتاق من است.

65
00:04:49,935 --> 00:04:52,426
پس چرا من را
در مورد قو آزار می‌دهی...؟

66
00:04:52,504 --> 00:04:55,064
- من می‌روم سر کار. خداحافظ.
- خداحافظ.

67
00:04:55,140 --> 00:04:58,405
روز خوبی داشته باشید، همه. روز خوبی.

68
00:05:03,882 --> 00:05:07,750
جانی. جین کمی نگرانی دربارهٔ
پیشنهاد جدید دارد. با او صحبت کن.

69
00:05:07,853 --> 00:05:11,687
- جایی برای نگرانی نیست، جین.
- جایی برای نگرانی نیست.

70
00:05:11,756 --> 00:05:15,522
- نگرانی‌ها بد هستند.
- نگرانی‌ها بد هستند. به جانی گوش بده.

71
00:05:15,627 --> 00:05:17,959
نگرانی‌هایی دارم که دوست دارم بحث کنم.

72
00:05:18,063 --> 00:05:22,762
فقط می‌ترسم که اگر اجازه دهیم یک شرکت بزرگ
مثل کلنت ما را به تصرف درآورد،

73
00:05:22,868 --> 00:05:25,701
می‌دانی، دیگر خودمان نخواهیم بود.

74
00:05:25,937 --> 00:05:29,873
- می‌دانی؟ ما آنها خواهیم بود.
- اجازه بده توضیح دهم.

75
00:05:30,442 --> 00:05:33,275
''آنها'' بهترین بیمارستان‌ها،
بهترین آزمایشگاه‌ها،

76
00:05:33,345 --> 00:05:37,509
و ''آنها'' قرار است به ما
مقدار بسیار بزرگ و عظیمی پول بپردازند.

77
00:05:37,582 --> 00:05:41,313
قسم می‌خورم به خدا که
وقتی به پول فکر می‌کنم، اشک به چشمانم می‌آید.

78
00:05:41,386 --> 00:05:45,288
- به من نگاه کن.
- آن‌ها اشک‌های واقعی در چشمانش هستند.

79
00:05:45,357 --> 00:05:49,691
پس شنبه ما با
مردم کلنت نشسته‌ایم. من بسیار هیجان‌زده هستم.

80
00:05:49,761 --> 00:05:54,061
هی، صبر کن. شنبه صبح؟ من
قرار است خانواده‌ام را به روستا ببرم.

81
00:05:54,132 --> 00:05:56,191
خب، نبر.

82
00:05:56,801 --> 00:05:59,065
می‌بینی؟ داره اتفاق می‌افتد.

83
00:05:59,137 --> 00:06:03,130
- چه چیزی؟
- داری مجبور می‌شوی که به خانواده‌ات بی‌توجهی کنی.

84
00:06:03,208 --> 00:06:05,608
جین، آرام باش. چیزی به نام این وجود ندارد.

85
00:06:06,711 --> 00:06:09,578
- خانم اوبراین؟
- بله.

86
00:06:09,681 --> 00:06:12,946
چطور هستی؟ آیا هنوز هم دل‌درد داری...؟

87
00:06:13,018 --> 00:06:17,079
صبح شنبه، دوستان.
جین، لطفاً بدون تیشرت‌های بدون آستین.

88
00:06:17,155 --> 00:06:20,022
- خانم پارکوس.
- بله، دکتر؟

89
00:06:20,125 --> 00:06:23,993
- خانم پارکوس. دوباره میگویید که غذاهای دریایی خورده‌اید؟
- فقط خرچنگ نرم.

90
00:06:24,095 --> 00:06:26,427
- و واژه وسطی چیست؟
- صدف.

91
00:06:27,565 --> 00:06:30,033
رادنی گم شده. او در قفسش نیست.

92
00:06:30,135 --> 00:06:32,399
شما بروید. من همستر شما را پیدا می‌کنم.

93
00:06:32,504 --> 00:06:36,235
- او یک خوکچه هندی است. - هرچیزی.
این یک جوند است. من این جوند را پیدا می‌کنم.

94
00:06:36,374 --> 00:06:38,433
هی، دارچین، بیایید برویم.

95
00:06:40,011 --> 00:06:43,572
بهتر است آن حالت را از روی صورتت پاک کنی.

96
00:06:43,648 --> 00:06:45,639
حالا بهتر است.

97
00:06:45,750 --> 00:06:48,810
- او دارد به یک زبون‌درازی تبدیل می‌شود.
- او دارد به تو تبدیل می‌شود.

98
00:06:49,254 --> 00:06:54,590
می‌دانی، این معامله HMO بیشتر از پول است.
تو می‌فروشی، آن‌ها تو را مالک می‌شوند.

99
00:06:54,659 --> 00:06:56,752
این برای ما خوب خواهد بود.

100
00:06:56,828 --> 00:07:02,198
از آن نوار خسته شدم. همیشه برای ماست.
اما بعضی اوقات نمی‌دانم ''ما'' کیست.

101
00:07:02,267 --> 00:07:06,203
منظورت چیست؟ ما، ما هستیم.
من و تو و مایا و چریس.

102
00:07:06,271 --> 00:07:11,834
لیزا، هر چقدر پول بیشتری داشته باشی، زمان بیشتری می‌توانی با خانواده‌ات بگذرانی.

103
00:07:11,943 --> 00:07:16,573
در همین حین، تو باید با این ماشین اسپرت فانتزی که همیشه می‌خواستی سر کنی.

104
00:07:16,648 --> 00:07:20,140
- همین جا. زیبا.
- یا خدای من، جان. تو این کار را نکردی!

105
00:07:20,218 --> 00:07:25,053
نه، نکردم. ولی دیدم چقدر هیجان‌زده شدی، پس به من نگو که به پول اهمیت نمی‌دهی.

106
00:07:25,156 --> 00:07:29,456
- ''جان، تو این کار را نکردی!''
- این خنده‌دار نیست.

107
00:07:29,561 --> 00:07:32,621
پس، پدر، باید رادنی را پیدا کنی.

108
00:07:32,697 --> 00:07:36,098
- من مقداری از آن کاغذ چسبنده را می‌گذارم.
- نه، نگذار.

109
00:07:36,201 --> 00:07:39,864
نگران نباش. تو او را به سادگی می‌کنی و او زنده می‌ماند.

110
00:07:39,971 --> 00:07:45,671
به تو قول می‌دهم. من خانه را به هم می‌ریزم و رادنی را برایت پیدا می‌کنم. خوب؟

111
00:07:45,777 --> 00:07:50,407
- و اگر تخم‌ام شروع به جوجه‌کشی کرد، به من زنگ بزن.
- اگر تخم‌ات شروع به جوجه‌کشی کرد، به تو زنگ می‌زنم.

112
00:08:21,823 --> 00:08:33,347
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
‏ .::   CinemaFreak.Net  ::.

113
00:08:38,696 --> 00:08:40,323
برویم. برویم.

114
00:08:40,465 --> 00:08:43,457
داخل برو. و تو در آنجا بمان.

115
00:08:57,849 --> 00:08:58,873
دولیتل.

116
00:09:02,487 --> 00:09:05,047
خانم پارکوس، آیا آرزوی مرگ داری?

117
00:09:05,123 --> 00:09:07,353
ولی من آن را از پوسته خارج کردم.

118
00:09:08,793 --> 00:09:11,887
- می‌توانم یک دقیقه با تو صحبت کنم؟
- البته.

119
00:09:12,864 --> 00:09:16,061
- آیا بدون من نمی‌توانستی بگویی چیست؟
- می‌دانستم چیست.

120
00:09:16,134 --> 00:09:18,329
او ترسیده بود. او به دکترش احتیاج داشت.

121
00:09:18,403 --> 00:09:22,169
- این یک چیز زیباست.
- آیا این یک چیز زیباست؟

122
00:09:22,273 --> 00:09:24,298
- چند سالت است؟
- ۲۶.

123
00:09:24,375 --> 00:09:29,711
تو تمام وقتت را اینجا می‌گذرانی، درست است؟ احتمالاً
در اتاق استراحت curled up می‌خوابی.

124
00:09:29,781 --> 00:09:32,944
گاهی اوقات با یکی از کارآموزان در کمد.

125
00:09:33,017 --> 00:09:37,920
من یک زندگی واقعی دارم. و قدردانی می‌کنم اگر فقط
زمانی که واقعا ضروری است به من زنگ بزنی.

126
00:09:37,989 --> 00:09:40,890
اگر یک بیمار با سر خودش بیاید،
به من زنگ بزن.

127
00:09:40,959 --> 00:09:43,985
اگر کسی دوچرخه‌ای در مقعدش دارد،
به من زنگ بزن. متوجه شدی؟

128
00:09:44,095 --> 00:09:47,758
بله، متوجه شدم.
پس، می‌خواهی به او تزریق کنم؟

129
00:09:47,832 --> 00:09:51,393
الان اگر جای تو بودم، اینقدر سمج نمی‌شدم.

130
00:09:51,536 --> 00:09:56,906
در ساعت دو صبح بعد از اینکه آمدم،
به من حرف‌های زودرنج نزن.

131
00:10:08,920 --> 00:10:11,184
مشکلی وجود دارد، دکتر؟

132
00:10:11,923 --> 00:10:13,982
نه، خانم پارکوس.

133
00:10:16,361 --> 00:10:18,056
خب، بریم.

134
00:10:18,163 --> 00:10:19,858
- خوب.
- ممنون.

135
00:10:19,964 --> 00:10:21,556
خواهش می‌کنم.

136
00:11:07,712 --> 00:11:10,442
دفعه بعد حواست به کجا می‌روی، کله‌خر.

137
00:11:34,005 --> 00:11:38,237
بگذارید با گفتن خیلی ممنون
در مورد از دست دادن قسمتی از آخر هفته‌تان شروع کنم.

138
00:11:38,309 --> 00:11:42,268
ما فقط می‌خواهیم مطمئن شویم
می‌توانیم به هر و همه سوالات شما پاسخ دهیم.

139
00:11:42,347 --> 00:11:45,407
ما می‌خواهیم شما با پیشنهاد ما راحت باشید.

140
00:11:45,483 --> 00:11:49,749
و در مورد آن،
این جزئیات خرید را توضیح می‌دهد.

141
00:11:49,854 --> 00:11:54,291
اطلاعاتی که احتمالاً
بیشتر به آن علاقه‌مند هستید در صفحه چهارم است.

142
00:11:54,359 --> 00:11:57,692
وای، چهار میلیون دلار.
این خیلی راحت است.

143
00:11:57,762 --> 00:12:01,960
- من راحت هستم. تو راحتی، ژنو؟
- من چند تا سوال دارم.

144
00:12:02,066 --> 00:12:04,330
- نه، نداری.
- بله، دارم.

145
00:12:05,236 --> 00:12:07,670
آیا باید تعداد کارکنانمان را کاهش بدهیم؟

146
00:12:07,739 --> 00:12:10,503
بله. متأسفانه،
باید چند تا کاهش بدهیم.

147
00:12:11,109 --> 00:12:12,667
نان؟

148
00:12:12,744 --> 00:12:14,837
نه، متشکرم.

149
00:12:15,680 --> 00:12:18,843
- ''نه، متشکرم''؟
- بله. شما به من نان پیشنهاد دادید.

150
00:12:18,916 --> 00:12:23,114
- من هیچ نمی‌خواهم، متشکرم.
- پس با کاهش کارکنان مشکلی نداری؟

151
00:12:23,187 --> 00:12:26,748
- آیا می‌خواهی آن نان را تقسیم کنی؟
- تو تازه گفتی که نمی‌خواهی.

152
00:12:26,858 --> 00:12:30,089
- موضوع چیست، یک نوع شوخی است؟
- به هیچ وجه.

153
00:12:30,161 --> 00:12:32,994
- چیپس بگِل!
- فاصله بگیر یا اینکه تخم‌هایت را درختی خواهی یافت.

154
00:12:33,097 --> 00:12:34,689
عشق کجاست؟

155
00:12:34,766 --> 00:12:38,930
پس، جان، آیا با این موضوع مشکل داری یا نه؟ جان؟

156
00:12:39,003 --> 00:12:42,769
- مراقب سر خودت باش.
- این برای من کافی است. باید بروم.

157
00:12:42,874 --> 00:12:45,399
این یک جلسه عالی بود. خیلی مفید.

158
00:12:45,510 --> 00:12:47,978
جلسه عالی.
دوشنبه شما را می‌بینم.

159
00:12:48,079 --> 00:12:50,980
بعداً با شما صحبت می‌کنم. ببخشید.

160
00:12:52,150 --> 00:12:56,314
جانی تمام شب در حالت آماده‌باش بوده،
آقای کالوی. او بسیار هیجان‌زده است.

161
00:13:05,730 --> 00:13:07,789
باید حرکت کنی.

162
00:13:09,600 --> 00:13:11,966
گفتم برویم. نمی‌توانی اینجا پارک کنی.

163
00:13:12,036 --> 00:13:16,302
اوخ، عجب! مرسی، داداش.
باشه، دارم می‌روم. ممنون.

164
00:13:29,320 --> 00:13:31,788
این غیرمعقول است.

165
00:13:47,138 --> 00:13:49,868
پسر، ما اینجا هوای تازه‌ای داریم.

166
00:13:49,974 --> 00:13:53,842
این همون چیزیه که در مورد شهر هست.
متوجهش نمی‌شوی...

167
00:13:53,945 --> 00:13:56,004
- وا.
- وا.

168
00:13:56,748 --> 00:13:59,182
باید کمربند ایمنی‌ام را می‌بستم.

169
00:13:59,250 --> 00:14:04,483
آرام باش. آرام باش.
آروم‌تر رانندگی کن! وا.

170
00:14:07,158 --> 00:14:09,353
اوه، لوئیز! این به نظر خیلی امن نمی‌رسید.

171
00:14:10,194 --> 00:14:12,185
کمرم درد می‌کند.

172
00:14:12,263 --> 00:14:16,495
این یک رویاست. من الآن دارم خواب می‌بینم.

173
00:14:16,601 --> 00:14:20,059
نگه‌دار. متوقف شو.
داری صحبت می‌کنی و من متوجه می‌شوم.

174
00:14:21,072 --> 00:14:26,908
اون‌ها تو خوابگاه به من گفتن که این چیزها
ایمن است. 15 سال بعد، این شروع به اتفاق افتادن می‌کند.

175
00:14:27,011 --> 00:14:29,502
بیا آروم باشیم. بیایید فقط آروم بشیم.

176
00:14:30,848 --> 00:14:33,817
من آرام نمی‌شوم. تو آرام شو.

177
00:14:33,885 --> 00:14:36,649
- طرفت را عوض می‌کنی؟
- خوب، تو. بیا.

178
00:14:36,788 --> 00:14:40,781
- هی، من نمی‌توانم رانندگی کنم.
- بی‌خیال. بریم.

179
00:14:41,826 --> 00:14:44,090
- کمکی نیاز داری؟
- نه. ما خوبیم.

180
00:14:44,195 --> 00:14:47,824
- من فقط دارم پایم را کش می‌آورم.
- از او بپرس آیا کاهو دارد.

181
00:14:47,899 --> 00:14:52,666
- همین الان دهان کوچولوت را ببند.
- مطمئن هستی حالت خوبه؟

182
00:14:54,472 --> 00:14:56,997
بله، خوبم.

183
00:14:57,074 --> 00:15:00,202
- خوبه.
- ممنون. خیلی ممنون.

184
00:15:00,278 --> 00:15:02,337
- خداحافظ.
- حالا چه کار کنیم؟

185
00:15:05,149 --> 00:15:06,013
هیولا!

186
00:15:06,083 --> 00:15:08,483
- هی، چه کار می‌کنی؟
- ول کن منو.

187
00:15:08,553 --> 00:15:11,954
- چه خبره؟ دیوونه‌ای؟ من می‌سوزم.
- دور شو وگرنه می‌کشمت.

188
00:15:12,056 --> 00:15:16,516
منو اینجا تنها نذار. خیلی گرمه.
هی، تو چه نوع دکتری هستی؟

189
00:15:16,627 --> 00:15:19,425
هی، دکتر. این برای حیوانات بی‌رحم است.

190
00:15:22,099 --> 00:15:24,226
بیا، من دوستم.

191
00:15:24,302 --> 00:15:26,361
من رفیقتم.

192
00:15:26,971 --> 00:15:29,064
عکس.

193
00:15:30,174 --> 00:15:35,908
این همینه. عقب برو. هی، هی، هی، هی.
الان تو قفس رو زیر نرو.

194
00:15:38,916 --> 00:15:42,147
مرد، واقعا ترسیدم.
می‌بینی؟ اینه.

195
00:15:42,253 --> 00:15:44,517
سکوت کن. همین الان سکوت کن.

196
00:15:45,256 --> 00:15:48,919
یک کلمه دیگه بگو و می‌زارمت
اینجا وسط جاده. فهمیدی؟

197
00:15:48,993 --> 00:15:50,654
باشه، باشه، باشه.

198
00:15:53,698 --> 00:15:55,928
متوقف شو. آروم‌تر برو.

199
00:15:56,000 --> 00:15:58,298
سکوت کن. من صدات رو اون بالا می‌شنوم. سکوت کن.

200
00:15:58,369 --> 00:16:00,860
دارم از این بالا به شدت عذاب می‌کشم.

201
00:16:00,938 --> 00:16:06,774
یک کلمه دیگه بگو و می‌خوام بزنم کنار،
می‌ذارمت بیرون از قفس و می‌ذارمت توی طبیعت.

202
00:16:06,911 --> 00:16:10,312
ببین چقدر با سنجاب‌های واقعی که تو رو اذیت می‌کنن، صحبت می‌کنی.

203
00:16:10,381 --> 00:16:12,281
خب، پس من آواز می‌خوانم.

204
00:16:16,087 --> 00:16:18,578
- می‌دونی که هست.
- رادیو رو بلند کن.

205
00:16:20,091 --> 00:16:22,992
- نمی‌شنوم. دارم می‌رقصم.
- بزن در، بگذار بیام.

206
00:16:23,094 --> 00:16:28,157
هی، چرا به من «خوک ایتالیایی» می‌گن؟
من ایتالیایی نیستم و گوشت خوک هم نیستم.

207
00:16:32,603 --> 00:16:35,902
پدربزرگ، آیا بابا از تو یاد گرفت
چطور فشار بیاره؟

208
00:16:35,973 --> 00:16:38,771
مایا، با پدربزرگ اینطور صحبت نکن.

209
00:16:38,910 --> 00:16:42,937
قطعا از مادرش یاد نگرفته,
خدا روحش را بیامرزد.

210
00:16:43,014 --> 00:16:49,146
یک روز می‌فهمی که گاهی
والدینت می‌دانند چه کار می‌کنند.

211
00:16:53,991 --> 00:16:57,552
- من آماده‌ام.
- بابا، رودنی چرا روی سقف است؟

212
00:16:57,628 --> 00:17:01,120
فکر کردم هوای تازه
برای او خوب است، عزیزم.

213
00:17:01,198 --> 00:17:02,927
- هی.
- حالت خوبه؟

214
00:17:03,000 --> 00:17:04,126
من خوبم.

215
00:17:04,201 --> 00:17:05,930
- هی.
- دیوانه.

216
00:17:06,003 --> 00:17:08,733
بابا، هنوز هم اون تفنگ‌های بی‌بی
که باهاش بازی می‌کردم رو داریم؟

217
00:17:08,806 --> 00:17:11,274
- مرد دیوانه.
- تفنگ بی‌بی؟

218
00:17:11,375 --> 00:17:12,774
روانی.

219
00:17:12,877 --> 00:17:16,938
- پسر، فکر می‌کنم نیازی به تعطیلات داری.
- و من هم یکی خواهم داشت.

220
00:17:17,014 --> 00:17:22,816
این زیباست. ببخشید عزیزم.
هی، اون پله چی نام داره؟

221
00:17:25,022 --> 00:17:27,217
بگذارید از شر موش کوچیک مایا خلاص شویم.

222
00:17:27,291 --> 00:17:32,422
او یک خوکچه هندی است.
نمی‌دانم چرا اجازه می‌دهی او روی تو تاثیر بگذارد.

223
00:17:32,496 --> 00:17:36,557
می‌روم و او را می‌آورم. فکر می‌کنم... گوگا گگوند.

224
00:17:42,440 --> 00:17:46,103
اجازه نمی‌دهم او روی من تاثیر بگذارد. حتی ذره‌ای.

225
00:17:46,210 --> 00:17:48,269
خوب.

226
00:17:52,650 --> 00:17:56,780
- همین حالا برمی‌گردم.
- آیا اشکالی ندارد اگر برهنه توی تخت منتظر بمانم؟

227
00:17:56,854 --> 00:17:58,583
بله.

228
00:17:58,656 --> 00:18:01,386
وقتشه که از این کشوها بیرون بیای.

229
00:18:01,459 --> 00:18:03,518
سلام!

230
00:18:04,495 --> 00:18:06,520
اینجا بیرون.

231
00:18:06,631 --> 00:18:08,292
بله.

232
00:18:08,399 --> 00:18:11,493
- آنجا هستی.
- اوه، خدای من.

233
00:18:12,069 --> 00:18:13,832
سلام.

234
00:18:15,139 --> 00:18:18,870
درست است. تو تنها کسی هستی
که می‌تواند ما را بشنود، نه؟

235
00:18:19,010 --> 00:18:21,478
نه، من چیزی نمی‌شنوم.
نمی‌توانم شما را بشنوم.

236
00:18:21,545 --> 00:18:25,447
تمام جنگل در مورد تو صحبت می‌کند،
می‌دانی.

237
00:18:25,516 --> 00:18:27,677
گوش کن، می‌توانی یک لطف برایم بکنی؟

238
00:18:27,752 --> 00:18:32,246
می‌توانی این چوب را از بال من درآوری؟
دارد من را می‌کشد. می‌توانی، ها؟

239
00:18:34,291 --> 00:18:37,317
نگران نباش. به تو آسیبی نخواهم زد.

240
00:18:44,101 --> 00:18:47,036
خیلی بهتر. کار خوبی بود. متشکرم.

241
00:18:51,308 --> 00:18:53,435
چه بلایی داره سر من میاد؟

242
00:18:53,511 --> 00:18:57,504
شما به طرز خوشایندی شگفت‌زده خواهید شد، این است.

243
00:19:00,051 --> 00:19:03,748
- اوه، خدایا. این یک جغد است.
- بله، یک جغد بزرگ و بدجنس. بریم داخل.

244
00:19:03,854 --> 00:19:06,288
- زیباست.
- خیلی خطرناک هستند.

245
00:19:06,357 --> 00:19:09,292
- نه، نیستند.
- هستند. می‌توانند چشم شما را بزنند.

246
00:19:09,360 --> 00:19:12,852
- بزن بریم!
- بله، خیلی راحت.

247
00:19:12,930 --> 00:19:15,865
- یک انگشت را قطع کند.
- با آن جغد چه کار می‌کنی؟

248
00:19:15,933 --> 00:19:19,596
برو به رختخواب.
می‌خواهم سری به شاریس و مایا بزنم.

249
00:19:19,704 --> 00:19:21,365
- خوبی؟
- خوبم.

250
00:19:21,472 --> 00:19:24,305
- مطمئنی؟
- برو بخواب. لطفا؟

251
00:19:24,375 --> 00:19:26,309
- خوب.
- پنج دقیقه.

252
00:19:32,516 --> 00:19:35,076
مرد دیوانه! تو در آنجا لذت می‌بری.

253
00:19:40,591 --> 00:19:44,391
می‌توانم یک درخواست کنم؟
می‌توانم ماهی تن در روغن بگیرم به جای آب؟

254
00:19:44,495 --> 00:19:46,554
کی آن حشره‌کش را گذاشت؟

255
00:19:50,534 --> 00:19:52,695
من بدجنس هستم.

256
00:19:52,770 --> 00:19:59,175
هی، نگاه کن. هی رفیق، زنم می‌پرسه، من تمام شب زباله خوردم. می‌فهمی؟

257
00:19:59,243 --> 00:20:01,336
تو در دنبالمی، احمق.

258
00:20:01,412 --> 00:20:04,210
باید آن چراغ حشره‌کش را خاموش کنی.
می‌دانم که می‌توانی صدایم را بشنوی.

259
00:20:04,315 --> 00:20:07,580
هی، دکتر، وقتی بیرون هستید، کمی ماهی قزل‌آلا بیاورید.

260
00:20:07,651 --> 00:20:10,711
- هی، رفیق. تمام شب.
- فکر کنم آقای بدبو را شکستی.

261
00:20:10,788 --> 00:20:13,348
- دور باش!
- جان؟ چه کار می‌کنی؟

262
00:20:13,424 --> 00:20:16,621
- باید به شهر برگردم، عزیزم.
- صبر کن! جان، چرا؟

263
00:20:16,727 --> 00:20:18,957
- جان، تو تازه رسیدی.
- به دکتر نیاز دارم.

264
00:20:19,063 --> 00:20:22,328
منظورم این است که من یک دکتر هستم
و صدای بیپ آمد، بنابراین باید بروم.

265
00:20:22,399 --> 00:20:26,165
متاسفم، عزیز. بعداً با تو صحبت می‌کنم.

266
00:20:27,171 --> 00:20:29,731
خیلی دوستت دارم.

267
00:20:29,807 --> 00:20:31,001
(سرفه می‌کند)

268
00:20:34,745 --> 00:20:36,804
(جیک‌جیک می‌کند)

269
00:20:40,251 --> 00:20:43,379
- (صدای زنگ)
- بیا. گوشی رو بردار. زود بردار!

270
00:20:43,454 --> 00:20:47,857
- دکتر لیت‌واک.
- سلام، سم، حالت چطوره؟ من جان دولیتل هستم!

271
00:20:47,958 --> 00:20:52,452
- جان؟
- چطوری؟ تابستانت چطوره؟

272
00:20:52,563 --> 00:20:56,397
وای، واقعاً دیر شده، جان.
ساعتی یک بعد از نیمه شب است.

273
00:20:56,467 --> 00:21:01,268
واقعاً؟ وای! متوجه نشده بودم که
اینقدر دیر شده. متاسفم. دارم به سمت شهر می‌روم.

274
00:21:01,372 --> 00:21:06,002
می‌خواستم ببینم آیا می‌خواهی برای
یک نوشیدنی یا اسکن CT یا چیزی با هم ملاقات کنیم.

275
00:21:06,110 --> 00:21:08,408
اسکن CT؟

276
00:21:08,479 --> 00:21:10,572
می‌تواند تا صبح صبر کند؟

277
00:21:10,648 --> 00:21:12,980
دوستت دارم.

278
00:21:15,219 --> 00:21:17,278
نه، باید همین حالا بیایم.

279
00:21:27,264 --> 00:21:29,232
- چه مشکلی وجود دارد؟
- صورتتو.

280
00:21:29,300 --> 00:21:33,828
- انقدر محکم می‌زنمت که ده تا دیگه از من رو ببینی.
- بوی ده تا دیگه از تو رو میده.

281
00:21:33,904 --> 00:21:36,737
بیا. جلو بیار. تکه‌تکه‌ات می‌کنم.

282
00:21:36,841 --> 00:21:40,038
- الآن داری با سرنوشت بازی می‌کنی، رفیق.
- همین‌جا، پسر چاق.

283
00:21:40,144 --> 00:21:42,237
همین‌جا بگذار. من تو را می‌کشم.

284
00:21:42,313 --> 00:21:46,272
- دستانت را ببر بالا، موش کوچولو.
- هی، بیا اینجا، تو همستر.

285
00:21:46,350 --> 00:21:48,511
- هی، به چه چیزی داری نگاه می‌کنی؟
- من؟

286
00:21:48,619 --> 00:21:51,520
آره، تو. کی دیگه، رفیق؟

287
00:21:51,622 --> 00:21:54,921
دارم به چند تا موش چرب
که در حال جنگ بر سر زباله هستند نگاه می‌کنم.

288
00:21:55,025 --> 00:21:58,119
بیا اینجا و اینو بگو،
تو دوچشمی احمق دوپایی!

289
00:21:58,229 --> 00:22:00,891
من باکتری‌های طاعونی را بر سرت می‌ریزم. بیا اینجا.

290
00:22:01,232 --> 00:22:04,861
اگر اون لامپ را ببرم،
بین چاک‌های پاهات بگذارم

291
00:22:04,935 --> 00:22:07,165
و از تو یک لامپ جونده درست کنم چی؟

292
00:22:07,271 --> 00:22:10,468
بگذار یه چیزی بهت بگم.
من انسان هستم. من انسان هستم.

293
00:22:10,541 --> 00:22:14,944
هی. سم، حالتو چطور است؟ حالتو چطور است؟
ممنون که اومدی، سم. ممنون.

294
00:22:16,347 --> 00:22:21,080
- هیچگونه ناهنجاری وجود ندارد.
- بسیار خوب، پس.

295
00:22:21,185 --> 00:22:23,915
- چرا صدای حیوانات را می‌شنوی؟
- دقیقاً.

296
00:22:23,988 --> 00:22:27,287
چرا فکر می‌کنم اگر همه چیز خوب است؟
بهت می‌گویم، سم،

297
00:22:28,525 --> 00:22:32,791
نمی‌خواهم مثل یکی از این guys
در خیابان باشم و با خودم صحبت کنم

298
00:22:32,897 --> 00:22:36,355
و ببویم، با موهای در هم‌برگشته‌ام.
این یک ظاهر خوب نیست.

299
00:22:36,467 --> 00:22:40,494
آیا اخیراً تحت
فشار غیرعادی بوده‌ای؟

300
00:22:41,071 --> 00:22:46,304
نه واقعاً. همسرم به خاطر کالت
به من سخت می‌گیرد، اما این نمی‌تواند باشد.

301
00:22:46,610 --> 00:22:49,408
- موضوع کوچکی است.
- روز دیگر با یک سگ تصادف کردم.

302
00:22:49,580 --> 00:22:52,378
اوه، خدای من! یک سگ؟

303
00:22:52,483 --> 00:22:56,214
- هی، منو بدتر نکن، ها؟
- خوب، معذرت می‌خواهم، اما یک سگه کوچیک؟

304
00:22:56,320 --> 00:22:59,312
- سگ خوب بود. بلند شد و رفت.
- او زخمی بود؟

305
00:22:59,390 --> 00:23:02,723
او به اندازه کافی حالش خوب بود که پیش از رفتنش "احمق" را فریاد بزند.

306
00:23:04,094 --> 00:23:08,428
- جان، سگ نمی‌توانسته با تو صحبت کند.
- خوب، سم، با تمام احترام...

307
00:23:08,532 --> 00:23:13,231
نه، جان. سگ با تو صحبت نکرد.

308
00:23:14,571 --> 00:23:18,507
شاید حق با توست.
متاسفم که تو را برای این بیدار کردم.

309
00:23:19,510 --> 00:23:21,034
ممنون.

310
00:23:21,145 --> 00:23:22,908
- سلام، عزیزم.
- خوبی؟

311
00:23:22,980 --> 00:23:25,574
- خوبم.
- مطمئنی؟

312
00:23:25,649 --> 00:23:27,981
واقعا. فقط کمی وحشت زده شدم.

313
00:23:28,052 --> 00:23:30,520
- چه مشکلی داری؟
- من تحت استرس هستم.

314
00:23:30,587 --> 00:23:33,147
- از چه چیزی؟
- ادغام و تمرین.

315
00:23:33,257 --> 00:23:35,521
همه چیز به اوج رسیده و من متاسفم.

316
00:23:35,592 --> 00:23:38,459
خوب، جان، فقط برگرد اینجا، خوب؟

317
00:23:38,562 --> 00:23:41,531
بله، من در حال آمدنم...
بله، الان دارم می‌آیم.

318
00:23:43,867 --> 00:23:45,732
احمق!

319
00:23:45,803 --> 00:23:47,930
- چند دقیقه دیگه می‌بینمت.
- جان؟

320
00:23:49,139 --> 00:23:49,969
جان؟

321
00:23:57,948 --> 00:24:02,681
- ببخشید. کجا سگ‌های ولگرد هستند؟
- این طرف.

322
00:24:05,489 --> 00:24:07,616
- هی!
- چه خبر؟

323
00:24:09,660 --> 00:24:11,753
سلام، رفیق.

324
00:24:11,829 --> 00:24:13,421
اینجا.

325
00:24:13,497 --> 00:24:17,558
هی، آقا.
حدس بزن که دیگه به هیچ‌کس گزند نمی‌زنم.

326
00:24:18,969 --> 00:24:21,028
من کیسر سوزه هستم.

327
00:24:21,105 --> 00:24:24,097
من صاحبانی دارم.
اونا فقط چند روزی بیرون شهر بودند...

328
00:24:24,208 --> 00:24:26,301
..چند سالی.

329
00:24:27,211 --> 00:24:30,908
- سگ مرده ای که راه می‌رود.
- این به نظر خوب نمی‌رسد.

330
00:24:31,015 --> 00:24:35,213
کی می‌خواهیم غذای خوب تو اینجا داشته باشیم؟

331
00:24:36,420 --> 00:24:39,446
هی، خیلی ممنون. واو، نزدیک بود، نه؟

332
00:24:39,523 --> 00:24:42,390
هی، هی، بچه داری؟
بچه‌ها بهترین هستند.

333
00:24:42,459 --> 00:24:45,986
- بچه‌ها عالی هستند! چه خبرشده؟
- هی، تو منو فهمیدی.

334
00:24:46,063 --> 00:24:49,294
همینطوری نمی‌گویی.
چرا می‌توانم صدای تو را بفهمم؟

335
00:24:49,400 --> 00:24:51,664
نمی‌دانم. شاید تو فقط عجیب هستی.

336
00:24:51,735 --> 00:24:54,295
هی، ساکت باش. تو یک سگ هستی. سگ‌ها نمی‌توانند صحبت کنند.

337
00:24:54,405 --> 00:24:57,067
فکر می‌کنی واقعا پارس کردن چیست؟
یک اسپاسم غیر ارادی؟

338
00:24:57,141 --> 00:25:00,008
نمی‌دانم چه چیزی است.
می‌دانم که تو پارس نمی‌کنی.

339
00:25:00,077 --> 00:25:02,875
و من می‌خواهم با خانواده‌ام باشم.
برای تو آرزوی موفقیت می‌کنم.

340
00:25:02,946 --> 00:25:05,141
این همه‌اش است؟

341
00:25:07,718 --> 00:25:12,849
باید به خاطر دود آن کامیون باشد یا چیزی.
اوه، نه! همه‌چیز در حال سیاه شدن است.

342
00:25:14,625 --> 00:25:17,150
این خوب نیست.

343
00:25:26,737 --> 00:25:28,898
متشکرم. اوه.

344
00:25:30,140 --> 00:25:33,701
آیا این بزرگترین باسن است که تا به حال دیده‌ای؟

345
00:25:33,777 --> 00:25:35,836
دراز بکش.

346
00:25:35,913 --> 00:25:40,782
دراز بکش. دراز بکش، چانسی.

347
00:25:42,352 --> 00:25:46,755
- او ناشنواست.
- من نیستم. فقط نمی‌توانم صدایش را تحمل کنم.

348
00:25:46,857 --> 00:25:51,191
فقط مرا درست نکن، اوکی؟ لطفاً. مرا درست نکن.

349
00:25:51,995 --> 00:25:54,657
هرگز به هیچ زن دیگری نگاه نخواهم کرد، قسم می‌خورم.

350
00:25:54,731 --> 00:25:59,998
هر چیزی جز مردانگی‌ام، مرد.
نه مردانگی‌ام، لطفاً! من...

351
00:26:00,604 --> 00:26:04,404
هی، عزیزم، چه خبر؟
خیلی خوش‌تیپ به نظر می‌رسی، قند. آیا این به خاطر...

352
00:26:04,508 --> 00:26:08,274
نه. لطفاً نکن.
لطفاً، ج... نه، نه، نه، نکن.

353
00:26:08,378 --> 00:26:10,539
لطفاً، من التماس می‌کنم.

354
00:26:12,583 --> 00:26:14,175
دولیتل.

355
00:26:14,284 --> 00:26:16,309
بیا.

356
00:26:24,828 --> 00:26:27,797
خب، مشکل به نظر چیه؟

357
00:26:27,898 --> 00:26:32,335
خب، من واقعاً فکر می‌کنم که مشکل تنفسی دارد.
و ممکن است مایعی در ریه‌هایش باشد.

358
00:26:32,903 --> 00:26:36,202
- بگذار حدس بزنم. تو پزشک هستی.
- بله، هستم.

359
00:26:36,306 --> 00:26:41,209
من همیشه می‌توانم بگویم که یک پزشک واقعی وارد می‌شود.
آنها همیشه یک تشخیص آماتوری می‌دهند.

360
00:26:41,311 --> 00:26:46,510
- به او بگو از دور بماند از باسن من.
- من به مدت پنج سال به مدرسه دامپزشکی رفتم.

361
00:26:46,583 --> 00:26:49,916
آیا فقط من هستم،
یا او خیلی در اطراف باسن من در حال پرسه زدن است؟

362
00:26:49,987 --> 00:26:53,946
و برخلاف یک پزشک MD،
بیمار من نمی‌تواند به من بگوید کجا درد می‌کند.

363
00:26:54,024 --> 00:26:56,652
جدی؟
می‌توانی به او بگویی که نشیمنگاه من عالی است؟

364
00:26:56,760 --> 00:27:00,321
خب، دکتر، اگر مشکلی نیست...

365
00:27:00,430 --> 00:27:02,591
هی، کجا می‌خواهد آن را بگذارد؟

366
00:27:02,666 --> 00:27:06,796
نگاه کن، نگاه کن، من داشتم تظاهر می‌کردم، خوبه؟ حالم خوبه.
فقط نگذار اون... رو بگذاره.

367
00:27:06,870 --> 00:27:08,599
سلام!

368
00:27:08,672 --> 00:27:10,970
بیایید کمی به این ریه‌ها گوش دهیم.

369
00:27:11,041 --> 00:27:13,942
می‌خواهم آن را قورت بدهم.
و منظورم در دهانم نیست.

370
00:27:14,011 --> 00:27:16,639
دکتر فیش، باید کمی آن را بیرون بکشم.

371
00:27:16,747 --> 00:27:20,615
- به آن دست نزن.
- دارد می‌رود به داخل. دارد برای زمستان به جنوب می‌رود.

372
00:27:22,352 --> 00:27:26,652
حالا، می‌بینی؟ باید تفسیر کنم
که سگ درباره چه چیزی ناله می‌کند.

373
00:27:26,757 --> 00:27:30,488
چه چیزی برای تفسیر وجود دارد؟
یک دماسنجم هست. در نشیمنگاه من است.

374
00:27:30,961 --> 00:27:34,294
- آروم باش. در یک دقیقه تمام می‌شود.
- چه؟

375
00:27:34,431 --> 00:27:38,367
- بله. - خوب، دارد می‌رود.
نشیمنگاه فقط آن را قورت داد.

376
00:27:39,102 --> 00:27:44,301
دکتر؟ فقط حدس می‌زنم، اما فکر می‌کنم
شاید دماسنجم را گم کرده‌اید.

377
00:27:52,783 --> 00:27:54,512
رفته.

378
00:27:55,986 --> 00:27:58,318
خوب، من... من سه گزینه دارم.

379
00:27:58,655 --> 00:28:01,783
- یکی: می‌توانم به صورت دستی آن را بیرون بیاورم.
- او چه می‌گوید؟

380
00:28:01,858 --> 00:28:03,917
گزینه‌ها. به صورت دستی آن را بیرون بیاورید.

381
00:28:04,027 --> 00:28:08,987
- رد می‌کنم. - دو: به سگ ملین بده
و منتظر بمان.

382
00:28:09,066 --> 00:28:11,830
و سه: جراحی‌اش کن.

383
00:28:11,902 --> 00:28:14,063
- یک مسهل یا جراحی.
- مسهل!

384
00:28:14,638 --> 00:28:18,506
چرا فقط به او مسهل نمی‌دهی؟
احتمالاً بعداً بیرون می‌آید.

385
00:28:18,609 --> 00:28:21,510
- هیچ‌وقت کار نمی‌کند.
- بنابراین چه پیشنهاد می‌کنی؟

386
00:28:24,314 --> 00:28:27,010
دوست دارم دستی وارد شوم.

387
00:28:31,822 --> 00:28:34,518
- بزن بریم.
- اوه، خدایا!

388
00:28:34,658 --> 00:28:38,059
این خوب نیست. لاسی، به خانه برو!

389
00:28:45,902 --> 00:28:50,168
چرا یک آدم باید به چنین حرفه‌ای برود؟

390
00:28:50,274 --> 00:28:54,904
- خوب. همین کافی است برای تو. برو به راهت.
- چه؟ اما من حیوان خانگی تو هستم.

391
00:28:54,978 --> 00:28:59,915
تو حیوان خانگی من نیستی. اگر می‌خواستم یک حیوان خانگی داشته باشم،
یک‌دانه به این خوبی نمی‌گرفتم. برو.

392
00:29:00,350 --> 00:29:04,343
هی، نگران نباش.
تو من را از زندان نجات دادی. ممنونم.

393
00:29:04,454 --> 00:29:06,945
- آره. فقط برو.
- نگران من نباش.

394
00:29:07,057 --> 00:29:10,549
فقط می‌روم پایین جاده,
بدون اینکه اثری از خود بجا بگذارم.

395
00:29:11,728 --> 00:29:14,196
امیدوارم ماشینی به من نزند.
اوه، خوب، یک سگ کمتر.

396
00:29:14,298 --> 00:29:16,198
- دولیتل.
- سلام، بابا.

397
00:29:16,300 --> 00:29:20,566
- هی، عزیزم. چه طوری؟
- آیا قبل از رفتن به اردو می‌توانم تو را ببینم؟

398
00:29:20,671 --> 00:29:23,469
واقعا دارم رویش کار می‌کنم.

399
00:29:23,573 --> 00:29:25,370
برو بیرون.

400
00:29:25,475 --> 00:29:28,171
- بابا، آیا آن یک سگ است؟
- آره، اما این یک...

401
00:29:28,779 --> 00:29:32,271
- مامانی، حدس بزن چه شده. بابا برای من یک سگ خریده.
- نه! بابا... خریدن که...

402
00:29:32,349 --> 00:29:35,341
سلام. این همون کاریه که داری
انجام میدی، تو دزد؟

403
00:29:37,120 --> 00:29:39,384
گیر افتادی.

404
00:29:39,489 --> 00:29:42,424
چی؟ من آلرژی دارم.

405
00:29:42,559 --> 00:29:45,323
آره، فکر می‌کنم شما رو تو اردو می‌بینیم.

406
00:29:46,296 --> 00:29:49,356
بابا بزرگ، بابا برام یه سگ خرید.
برام یه سگ خرید.

407
00:29:49,433 --> 00:29:51,924
می‌تونی باور کنی؟ سگ خودم.

408
00:29:53,770 --> 00:29:55,567
سلام.

409
00:29:55,639 --> 00:29:59,302
- آنها می‌خواهند نامت را بدانند.
- من نامی ندارم.

410
00:29:59,376 --> 00:30:01,936
- باید به یک اسم فکر کنیم.
- بگذار ببینم.

411
00:30:02,012 --> 00:30:06,142
یک دختر کوچیک یک بار به من گفت
''لطفاً، مامان، نه او.'' نظرت چیه؟

412
00:30:06,216 --> 00:30:10,653
نه، این کار نمی‌کند.
موهای قرمز داری. نظر درباره لوسی چطوره؟

413
00:30:10,754 --> 00:30:13,314
بله، من اون رو دوست دارم. لوسی. فقط یک مشکل.

414
00:30:13,390 --> 00:30:17,019
- من یک پسرم.
- واقعاً؟ نظر درباره لکی چطوره؟

415
00:30:17,127 --> 00:30:20,654
عالیه. لکی، بله. ''سلام، من لکی‌ام.''

416
00:30:20,764 --> 00:30:23,164
هی، در دو سطح کار می‌کنه. من دوستش دارم.

417
00:30:23,233 --> 00:30:25,201
بابا!

418
00:30:25,268 --> 00:30:29,398
- این دختر منه. مهربون باش.
- اوه، برام یه سگ خریدی. اوه، چه بامزه است.

419
00:30:29,473 --> 00:30:32,340
اوه، تو چه سگ نازنی هستی.

420
00:30:35,245 --> 00:30:37,236
- اسمش چیه؟
- لکی.

421
00:30:37,347 --> 00:30:41,443
- آیا کار خاصی انجام می‌دهد؟
- یک ترفند جالب با دما سنج می‌کند.

422
00:30:41,551 --> 00:30:43,246
- سلام، عزیزم.
- سلام، عزیزم.

423
00:30:43,353 --> 00:30:47,380
- برایش یک سگ خریدی.
- آره، خوب، برای ما یک سگ گرفتم.

424
00:30:48,258 --> 00:30:50,351
حالت خوبه؟

425
00:30:51,228 --> 00:30:52,252
آره.

426
00:30:52,362 --> 00:30:54,455
بیا، بگذار تمام چیزها رو اینجا آماده کنیم.

427
00:30:54,564 --> 00:30:59,365
- بیا، مایا.
- به این خرگوش قشنگ روی درت نگاه کن.

428
00:31:00,470 --> 00:31:02,870
این خوبه.

429
00:31:02,973 --> 00:31:05,168
- آره!
- چه کلبه‌ی مفرحی.

430
00:31:07,444 --> 00:31:09,503
هوا رو حس می‌کنی؟

431
00:31:09,646 --> 00:31:12,979
چه جای فوق‌العاده‌ای.
چه کمپ فوق‌العاده‌ای.

432
00:31:13,049 --> 00:31:15,449
بابا، می‌تونم با تو و لاکی به خونه برم؟

433
00:31:17,421 --> 00:31:21,414
Hey, Maya. ببین، اینطوریه.

434
00:31:21,491 --> 00:31:25,484
تو برای مدتی اینجا می‌مونی،
وقت خوبی می‌گذرانی، بعد لاکی مال تو میشه.

435
00:31:25,595 --> 00:31:28,291
سه هفته زمان زیادیه.
مگه نمی‌تونم با... برم خونه؟

436
00:31:28,398 --> 00:31:31,265
نه. نه کمپ، نه سگ.

437
00:31:34,938 --> 00:31:37,907
- خوب، می‌مونم.
- تو وقت فوق‌العاده‌ای خواهی داشت.

438
00:31:38,008 --> 00:31:43,275
وقتی بزرگتر شدی از من تشکر می‌کنی،
چون دوستان زیادی خواهی داشت. می‌بینی.

439
00:31:43,847 --> 00:31:45,337
می‌بینی.

440
00:31:51,755 --> 00:31:55,122
- چه مشکلی داری؟
- همه چیز خیلی سریع داره میگذره.

441
00:31:55,225 --> 00:31:58,717
جرأت نکن در این ماشین بالا بیاوری.
به چی داری نگاه می‌کنی؟

442
00:31:58,829 --> 00:32:01,764
خطوط جاده.
آنها فقط در حال عبور هستند.

443
00:32:01,865 --> 00:32:05,096
خطوط. خط، خط، خط، خط، خط، خط.

444
00:32:05,168 --> 00:32:08,569
به چیزی به این نزدیکی تمرکز نکن.
به خطوط نگاه نکن.

445
00:32:09,072 --> 00:32:10,334
باشه.

446
00:32:10,440 --> 00:32:13,932
درخت، درخت، درخت، درخت، درخت، درخت.

447
00:32:14,978 --> 00:32:17,173
درخت، درخت، درخت.

448
00:32:18,348 --> 00:32:20,543
آقا، می‌توانید فقط...

449
00:32:22,185 --> 00:32:24,278
کی می‌دانست؟

450
00:32:26,389 --> 00:32:29,950
و نه تنها می‌توانست حرف‌های مرا بفهمد،
بلکه معلوم شد او یک پزشک است.

451
00:32:30,060 --> 00:32:32,494
نگاه کن. حتی یک زخمی هم نیست.

452
00:32:32,562 --> 00:32:37,966
و خیلی دردناک بود. نمی‌دانم
بدون او چه می‌کردم.

453
00:32:38,068 --> 00:32:40,400
- هورا!
- بله.

454
00:32:41,471 --> 00:32:43,939
اوه، چه روزی.

455
00:32:44,007 --> 00:32:46,407
شما گره‌هایی در همه‌جا دارید.

456
00:32:46,510 --> 00:32:50,071
من کاملاً به هم ریخته‌ام. دارم از هم می‌پاشم.

457
00:32:53,783 --> 00:32:56,775
- چطور احساس می‌کنی؟
- خانم دولیتل!

458
00:32:56,887 --> 00:32:59,185
بله، عزیزم!

459
00:33:02,292 --> 00:33:04,226
- یک لحظه ببخشید.
- باشه.

460
00:33:04,327 --> 00:33:06,591
یک لحظه فقط ببخشید.

461
00:33:07,631 --> 00:33:10,759
- بیایید. برویم.
- چه سرقتی.

462
00:33:11,334 --> 00:33:13,962
می‌شود کمی حریم خصوصی داشته باشم، لطفاً؟

463
00:33:14,037 --> 00:33:17,370
اوه، بله، اما وقتی مردم ما را تماشا می‌کنند، مشکلی ندارد، نه؟

464
00:33:17,440 --> 00:33:19,533
خوب است که شلنگ باغ را روشن کنیم.

465
00:33:19,609 --> 00:33:22,510
هی، می‌خواهی یک نکته در مورد یک وضعیت خوب بگویم؟

466
00:33:22,579 --> 00:33:25,514
- تو داشتید پارس می‌کردی.
- خوب، هیجان‌زده‌ام.

467
00:33:25,582 --> 00:33:28,415
وقتی هیجان‌زده می‌شوم، صدای زیادی از خودم درمی‌آورم.

468
00:33:29,619 --> 00:33:33,146
- تو قبلاً هرگز پارس نکرده بودی.
- اوه.

469
00:33:42,399 --> 00:33:44,060
سلام.

470
00:33:44,868 --> 00:33:49,328
- هی، دکتر. ما اینجا مشکل داریم.
- بیایید برویم.

471
00:33:49,406 --> 00:33:51,840
هی! نه. تو به‌عهده بگیر آب‌زی‌ها را.
من بز را می‌برم.

472
00:33:51,942 --> 00:33:54,240
من؟

473
00:33:54,344 --> 00:33:56,471
خیلی خوب. من آب‌زی‌ها را می‌گیرم.

474
00:34:02,252 --> 00:34:03,651
چه خبر است؟

475
00:34:03,787 --> 00:34:08,815
مارک تازه آمده. بنابراین باید
do over the proposal. ما باید...

476
00:34:08,892 --> 00:34:10,450
- بیا.
- این کار را نکن.

477
00:34:10,560 --> 00:34:14,997
لاکی می‌خواهد من او را به گردش ببرم.
بنابراین باید این کار را بکنم، بعد باید با مارک هم کنار بیایم.

478
00:34:15,065 --> 00:34:18,466
عالی است. من باید صبحانه درست کنم.

479
00:34:19,102 --> 00:34:20,831
فردا.

480
00:34:23,039 --> 00:34:25,633
هی، مارک! حالت چطور است؟

481
00:34:25,709 --> 00:34:28,872
شما همه در تلاشید زندگی‌ام را نابود کنید.
این‌طور نیست؟

482
00:34:28,979 --> 00:34:31,846
بایست! همین جا بمان. تکان نخور.

483
00:34:31,915 --> 00:34:36,318
- تو توی راهرو چه کار می‌کنی؟
- دارم میرم دستشویی. تو چه کار می‌کنی؟

484
00:34:37,020 --> 00:34:42,253
من دارم به گشت زنی در راهروها می‌پردازم. من پدر هستم.
من مطمئن می‌شوم که وقتی تو خواب هستی همه چیز امن است.

485
00:34:42,325 --> 00:34:45,021
من به این راهروها گشت می‌زنم.
منتظر باش. تکان نخور.

486
00:34:45,495 --> 00:34:50,626
دلیل این که تو این ساعت شب بیداری این است که
تولید مایعات زیادی می‌کنی.

487
00:34:50,700 --> 00:34:54,329
تو به اندازه کافی بزرگ هستی که بتوانی خودت را نگه‌داری.
پس برو دوباره به رختخواب.

488
00:34:54,437 --> 00:34:57,099
اما، بابا، من باید برم.

489
00:34:58,475 --> 00:35:00,705
لاکی الآن توی دستشویی است.

490
00:35:01,411 --> 00:35:03,470
سگ توی دستشویی است؟

491
00:35:13,223 --> 00:35:18,058
بذار ببینم آیا صندلی را پایین آورده.
بعد نوبت توست، باشه؟ تکان نخور.

492
00:35:20,697 --> 00:35:24,497
- آیا از در زدن چیزی شنیدی؟
- نه یک صدای نداشتم. نه یک صدای.

493
00:35:30,507 --> 00:35:34,967
این هم توالت. همه چیز پایین است
همانطور که شما دوست دارید، آماده برای شما.

494
00:35:36,046 --> 00:35:40,779
هیچ پاشنه کوچکی روش نیست یا چیزی.
منتظر توهست که بیای و کارت را انجام بدی.

495
00:35:41,384 --> 00:35:45,115
- بابا، من به نظارت بزرگسال نیاز ندارم.
- خوب.

496
00:35:46,690 --> 00:35:49,955
- یکی بیاد این چیز را از من برداره.
- بیا اینجا.

497
00:35:50,060 --> 00:35:52,585
این چیز را بردار... وا!

498
00:35:52,696 --> 00:35:54,459
آروم باش.

499
00:35:58,535 --> 00:36:00,901
- شب بخیر، بابا.
- شب بخیر، عزیزم.

500
00:36:00,970 --> 00:36:02,801
بله، بله.

501
00:36:03,940 --> 00:36:06,340
خوب، بریم.
ببین چه چیزی رو تقریبا باعث شدی پیش بیاد؟

502
00:36:06,409 --> 00:36:09,139
چیزی که تقریبا انجامش دادم؟ چه کار کردم؟

503
00:36:09,212 --> 00:36:11,942
- بیپ، بیپ! ما بره‌ها هستیم.
- اوه، نه.

504
00:36:12,015 --> 00:36:14,677
- نه این کلون‌ها.
- کجا می‌ری؟

505
00:36:14,751 --> 00:36:17,618
- کنار برو.
- آیا من دیر آمدم؟

506
00:36:17,721 --> 00:36:20,212
- عصر بخیر، دکتر.
- اوه، نه، نه.

507
00:36:20,323 --> 00:36:23,486
باید برگردی به آن بدن چاقت...
من ...

508
00:36:23,560 --> 00:36:27,360
- اوه خدایا! چه باغ وحشی.
- به وضوح یک موسسه کثیف نیست.

509
00:36:27,430 --> 00:36:31,628
- همه، فقط بیایید داخل...
- دخترها کجا هستند؟ من خوبم.

510
00:36:38,308 --> 00:36:40,367
فرود آمدن! جا باز کنید.

511
00:36:43,346 --> 00:36:45,610
به طرز بسیار خوبی تزئین شده.

512
00:36:48,184 --> 00:36:48,218
- چه خبر است؟
- هی، آن فرد آنجاست.

513
00:36:48,218 --> 00:36:51,415
- چه خبر است؟
- هی، آن فرد آنجاست.

514
00:36:51,521 --> 00:36:54,251
نمی‌دانم. می‌دانی، به یک دوست بگو.

515
00:36:54,357 --> 00:36:56,985
به نظر می‌رسد که آنها نیاز به صحبت با یک دکتر دارند، دکتر.

516
00:36:57,060 --> 00:36:59,255
مؤخره‌های ما درد می‌کند.

517
00:37:00,263 --> 00:37:02,356
خوب، بیایید این کار را انجام دهیم.

518
00:37:02,432 --> 00:37:05,959
- مراقب فضولاتت باش.
- این خانه عشق است.

519
00:37:06,035 --> 00:37:09,971
ساحل شرقی، ساحل غربی، بیایید متحد شویم!
آیا بروکلین در خانه است؟

520
00:37:10,039 --> 00:37:14,339
این باید به التهاب رسیدگی کند.
اما کی برایت پاکش می‌کند؟

521
00:37:14,410 --> 00:37:16,173
آیا برد پیت نیاز به یک بز دارد؟

522
00:37:16,246 --> 00:37:19,841
شرمنده نباش.
این اتفاق برای بیشتر مردان گاهی اوقات می‌افتد.

523
00:37:19,983 --> 00:37:23,419
- احتمالاً تحت فشار زیادی هستی.
- او نیست.

524
00:37:23,486 --> 00:37:26,353
او علاقه‌ای ندارد چون من فقط یک کبوتر هستم.

525
00:37:26,422 --> 00:37:28,390
- اما...
- او یک کبوتر خودنفرت است.

526
00:37:28,458 --> 00:37:31,450
- این درست نیست.
- از او بپرس چه کارهایی را در طول روز انجام می‌دهد.

527
00:37:31,561 --> 00:37:33,688
- چه کار...
- من به تنهایی در یک درخت می‌نشینم.

528
00:37:33,897 --> 00:37:38,197
او از آن حد خوب است که با بقیه ما غذا بخورد
وقتی که پیرها در پارک به ما غذا می‌دهند.

529
00:37:38,268 --> 00:37:41,101
- می‌توانم صحبت کنم؟
- طرز نگاهی که به سینه‌ی کنگر دارد...

530
00:37:41,204 --> 00:37:45,834
- این کافی است که شما را مریض کند.
- من به سینه‌های نارنجی جلب توجه می‌شوم.

531
00:37:45,909 --> 00:37:50,039
شما یک کنگر نیستید. یا یک کبوتر یا یک عقاب.
شما یک کبوتر هستید و من یک کبوتر هستم.

532
00:37:50,113 --> 00:37:55,380
متأسفم. او تمام روز در آن لانه نشسته است,
و او کمی دیوانه می‌شود.

533
00:37:55,451 --> 00:38:00,388
می‌توانم از شما چیزی بپرسم؟ اگر این طرف بایستم,
آیا به کمی شبیه یک قناری آبی نیستم؟

534
00:38:00,456 --> 00:38:02,856
عدم تعادل ضعیف ممکن است به عفونت گوش اشاره کند.

535
00:38:05,895 --> 00:38:11,800
- یا ممکن است به این دلیل باشد.
- من یک نوشیدنی اجتماعی هستم. خیلی اجتماعی.

536
00:38:11,868 --> 00:38:14,234
بایستید. بایستید.

537
00:38:14,737 --> 00:38:18,730
- بینی‌تان را ببینید و پای چپ‌تان را بالا بیاورید.
- بینی. پا.

538
00:38:20,910 --> 00:38:23,276
نمی‌دانم. فکر می‌کنم شما مست هستید.

539
00:38:23,346 --> 00:38:26,713
- می‌خواهم ببینم که این خط را چطور راه می‌روید.
- اوه، خدایا.

540
00:38:26,816 --> 00:38:28,443
اووه-لا-لا!

541
00:38:29,886 --> 00:38:33,287
شما مشکل نوشیدن دارید.
به شما پیشنهاد می‌کنم که نوشیدن را متوقف کنید.

542
00:38:33,356 --> 00:38:35,449
- فکر می‌کنم ممکن است شما الکلی باشید.
- واقعاً؟

543
00:38:35,525 --> 00:38:38,494
- هیچ‌کس یک میمون مست را دوست ندارد.
- ببخشید.

544
00:38:38,561 --> 00:38:41,894
شما از رفتار وسواسی-اجباری رنج می‌برید.

545
00:38:42,031 --> 00:38:43,089
پرتاب کن!

546
00:38:43,166 --> 00:38:46,533
هر زمانی که می‌خواهی توپ را بدست آوری،
به چیز دیگری فکر کن.

547
00:38:46,636 --> 00:38:49,571
- فقط توپ را پرتاب کن.
- می‌توانی ذهنت را آرام کنی؟

548
00:38:49,672 --> 00:38:54,336
اینطور کار می‌کند. تو شخص هستی.
تو توپ را پرتاب می‌کنی. من سگ هستم. می‌فهمم.

549
00:38:54,444 --> 00:38:57,038
- نگاه کن چطور می‌روی!
- روی فرشت می‌کنم.

550
00:38:57,113 --> 00:39:00,514
- این کار توپ خیلی آزاردهنده است.
- ساکت باش و آن را پرتاب کن.

551
00:39:00,583 --> 00:39:06,078
آیا من اینجا تنها هستم؟ آیا به تنهایی هستم؟
آیا من در یک جهان دیگر هستم؟

552
00:39:06,155 --> 00:39:10,387
- لعنتی توپ را پرتاب کن.
- او توپ را پرتاب کرد. او توپ را پرتاب کرد.

553
00:39:10,493 --> 00:39:12,859
من آن را می‌گیرم. صبر کن. من آن را می‌گیرم، من آن را می‌گیرم.

554
00:39:12,929 --> 00:39:15,523
دوستت دارم. دوستت دارم. تو توپ را پرتاب کردی.

555
00:39:15,899 --> 00:39:18,129
نمی‌توانی همه را نجات دهی، هسلهف.

556
00:39:18,201 --> 00:39:20,396
'هی، آیا دکتری در اینجا هست؟

557
00:39:22,205 --> 00:39:23,467
بالا.

558
00:39:23,539 --> 00:39:26,906
دکتر، آنها می‌خواهند من را از نیرو بیرون کنند.
من به اندازه یک خفاش کور هستم.

559
00:39:26,976 --> 00:39:29,877
- می‌توانی به من کمک کنی؟
- فقط یک دقیقه به من بده، باشه؟

560
00:39:29,946 --> 00:39:32,141
- خوب.
- آرامش را حفظ کن.

561
00:39:32,215 --> 00:39:34,911
به من بگو چه فکر می‌کنی درباره اینها.

562
00:39:37,487 --> 00:39:41,890
میوه‌های مقدس! می‌توانم ببینم!
برای من هیچ کاری روی میز وجود ندارد.

563
00:39:41,958 --> 00:39:44,518
- هزاران سپاس.
- شما به شدت خوش آمدید.

564
00:39:45,161 --> 00:39:50,622
این قراره عالی باشه. من لیوتنان می‌شوم.
هیچ چیزی نمی‌تواند من را متوقف کند. نگاه کن، یک قنادی.

565
00:39:50,867 --> 00:39:50,900
واو، چه شبی. همه آن حیوانات.

566
00:39:50,900 --> 00:39:52,993
واو، چه شبی. همه آن حیوانات.

567
00:39:53,136 --> 00:39:56,731
و مطمئنم که این فقط نوک کوه یخ است.
وقتی که خبر در بیاد...

568
00:39:56,806 --> 00:39:59,969
- دکتر، شما باید به ما کمک کنید، سریع.
- چه اتفاقی افتاده؟

569
00:40:00,209 --> 00:40:02,541
تمام تقصیر من است.
نباید او را بیرون می‌ذاشتم.

570
00:40:02,612 --> 00:40:05,308
- آرام باش.
- ببر سیرک، او خواهد پرید.

571
00:40:05,415 --> 00:40:08,612
- بهت گفته بودم که نوشیدنت را متوقف کنی.
- نوشیدن. من آن را ترک می‌کنم.

572
00:40:08,718 --> 00:40:12,449
- این بهتر است. بریم.
- منتظرم بمان. تو نمی‌دانی کجا است.

573
00:40:12,755 --> 00:40:15,315
و حالا، در روزی که همه چیز را تمام می‌کنم،

574
00:40:15,391 --> 00:40:19,919
می‌خواهم یقه‌ی سنگین و رطوبت‌زایم را به مارگارت، زن ریش‌دار بدهم.

575
00:40:19,996 --> 00:40:24,524
می‌خواهم هیچ چیزی به جک، مچاله‌شده، نگذارم.
برای تو خیلی دیر است. تو یک کوتاه...

576
00:40:24,600 --> 00:40:27,433
هی، از آنجا برو بیرون.
تو در فضای فرود من هستی.

577
00:40:27,537 --> 00:40:30,438
- مرد!
- ببین ببین که آیا روی پاهای خود فرود می‌آیی، یار جاده.

578
00:40:30,540 --> 00:40:33,338
چرا این جانوران خون‌خوار
یک استراحت نمی‌گیرند؟

579
00:40:33,743 --> 00:40:35,870
- خون‌خواری!
- نگاه کن پایین.

580
00:40:35,979 --> 00:40:38,038
- هی، لکی، بیا.
- بیا چه؟

581
00:40:38,181 --> 00:40:41,617
- بیا. ما باید بریم بالا.
- آیا دیوانه‌ای؟ این یک ببر است.

582
00:40:41,684 --> 00:40:45,643
- من الان پرتاب می‌کنم. سعی نکن مانع من بشی.
- آیا نمی‌خواهی بیایی؟

583
00:40:45,755 --> 00:40:48,883
دقیقاً می‌آورم.
یک سفارش انسانی، سمت سگ.

584
00:40:49,792 --> 00:40:51,657
به یک نوشیدنی نیاز دارم.

585
00:40:51,761 --> 00:40:53,854
خداحافظ، دنیای بی‌رحم.

586
00:40:53,963 --> 00:40:58,491
او، نه، تازه یادم آمد.
می‌خواستم شلاق را به میمون بدهم.

587
00:40:59,369 --> 00:41:01,633
یکی از معدود حیواناتی که از آن چیزها لذت می‌برد.

588
00:41:01,704 --> 00:41:04,502
- سلام.
- تو کی هستی؟

589
00:41:04,807 --> 00:41:07,571
- من دلیتل هستم.
- آره، خوبه، برو بیرون.

590
00:41:07,643 --> 00:41:11,909
- من خیلی درد دارم و قرار است بپرم.
- وا، آرام باش الان.

591
00:41:12,015 --> 00:41:15,883
- من یک پزشک هستم. شاید بتونم کمک کنم.
- من به یک پزشک نیاز ندارم. به یک معجزه نیاز دارم.

592
00:41:15,985 --> 00:41:21,719
من یک فاجعه هستم. سردرد، حالت تهوع...
بدترین چیز این دید دوگانه است.

593
00:41:22,492 --> 00:41:26,622
فایده‌اش چیست؟
اینطوری نیست که کسی درباره ببرها اهمیتی بده.

594
00:41:26,696 --> 00:41:30,462
حالا متوقف شو، احمقانه رفتار می‌کنی.
ببرهای دوست‌داشتنی زیادی وجود داشته‌اند.

595
00:41:30,533 --> 00:41:32,626
آره؟ یکی اسم ببر را بگو.

596
00:41:34,337 --> 00:41:36,464
چطور درباره تونی؟

597
00:41:36,539 --> 00:41:40,100
- تونی ببر غلات؟
- من چیزی نشنیدم که تو هم بیاوری.

598
00:41:42,278 --> 00:41:45,338
یادته آن آهنگ
''چشم ببر'' از راکی III؟

599
00:41:48,418 --> 00:41:52,548
آن یکی از راکی III، وقتی راکی
با آقای تی جنگید، نتونست آقای تی رو ببره،

600
00:41:52,655 --> 00:41:55,021
آپولو کرید ''چشم ببر'' را پخش کرد،

601
00:41:55,091 --> 00:42:01,052
او برگشت و آقای تی را زد
به خاطر آن آهنگ. آن او را درونش حرکت داد.

602
00:42:01,130 --> 00:42:04,429
نه ''چشم گوزن'', نه ''چشم گاو''.
''چشم ببر''.

603
00:42:04,500 --> 00:42:06,764
- همین بس. می‌پرم.
- نه، نه، نپر.

604
00:42:06,869 --> 00:42:11,329
بپر، تو گربه بزرگ. من تو رو می‌گیرم - نه!

605
00:42:12,375 --> 00:42:15,037
نگفتم استراحت کن؟

606
00:42:15,111 --> 00:42:18,274
خوب، دکتر. پس تو بپر!

607
00:42:18,347 --> 00:42:21,839
- چرا می‌خوای به من کمک کنی؟
- چون من تنها کسی هستم که می‌تونم.

608
00:42:21,918 --> 00:42:26,480
شاید این تقدیر من است. و شاید تقدیر توست
که یکی از آن ببرهایی باشی که همه به یاد دارند.

609
00:42:26,556 --> 00:42:32,358
- چرا غیر از این من اینجا با تو حرف می‌زنم؟
- چون میمون نمی‌تونه دهانش را ببندد.

610
00:42:32,462 --> 00:42:35,863
- آیا اجازه می‌دهی کمک کنم؟
- اگر نتونی چی؟

611
00:42:35,932 --> 00:42:40,266
- اگر نتونم کمک کنم، می‌تونی من و لاکی رو بخوری.
- آره، یا فقط او رو.

612
00:42:40,336 --> 00:42:44,966
- واقعاً؟ مرا به دایره‌زنگی برمی‌گردانی؟
- من تو را به دایره‌زنگی برمی‌گردانم.

613
00:42:45,074 --> 00:42:49,340
خوب. اما فکر نکن
که نمی‌خواستم بپرم، چون می‌خواستم.

614
00:42:50,980 --> 00:42:53,608
امیدوارم دکتر بهتری باشی
تا خواننده.

615
00:42:53,716 --> 00:42:59,518
کار خوبی کردی، دکتر. اگرچه دیدن
یک ببر که پنج طبقه بجهد می‌توانست جالب باشد.

616
00:42:59,589 --> 00:43:01,819
شنیدم.

617
00:43:02,058 --> 00:43:07,486
هی، دکتر دی. ساعت سه، کالنت. جلسه برای
مرور توافق. می‌ری اونجا؟

618
00:43:07,697 --> 00:43:11,758
نمی‌خوای باور کنی چی برای ما دارم.
ماشین‌های شرکتی - هر دو سال.

619
00:43:11,834 --> 00:43:14,325
چرا به من توجه نمیکنی؟

620
00:43:14,403 --> 00:43:19,102
اطلس آناتومی گربه‌ها برای دامپزشکان.
اما، جان، ما انسان‌ها را درمان می‌کنیم.

621
00:43:19,175 --> 00:43:22,838
هی، مارک، یک ثانیه بنشین. فقط یک دقیقه.

622
00:43:22,945 --> 00:43:26,642
- خوب.
- آیا یادت می‌آید که چه زمانی شروع کردیم؟

623
00:43:26,749 --> 00:43:31,243
ما دفاتر بدی در بدترین
محله داشتیم و تقریباً هیچ چیزی پرداخت نمی‌شد.

624
00:43:31,354 --> 00:43:33,345
- من آن را به فراموشی سپرده‌ام.
- راست می‌گویی؟

625
00:43:33,523 --> 00:43:37,118
- فکر کنم آره.
- آن زمان‌ها برای من هیجان‌انگیزترین بودند.

626
00:43:37,193 --> 00:43:41,459
مثل این بود که احساس می‌کردی
دارید تفاوتی ایجاد می‌کنید، می‌دانی؟

627
00:43:41,564 --> 00:43:45,432
و دیشب مجبور شدم به برخی...
برخی از شرایط اضطراری رسیدگی کنم.

628
00:43:45,535 --> 00:43:48,402
و به چالش کشیده شدم، و این سخت بود،

629
00:43:48,471 --> 00:43:51,269
و همان نوع هیجانی را که
در آن زمان داشتم، دوباره احساس کردم.

630
00:43:51,374 --> 00:43:54,810
احساس می‌کردم دارم چیزی انجام می‌دهم،
مثل این که دارم تفاوتی ایجاد می‌کنم.

631
00:43:54,877 --> 00:44:01,043
و شروع به فکر کردن کردم که اینجا دارم به بیمارانم
توجه کافی نمی‌کنم.

632
00:44:01,851 --> 00:44:06,345
لطفاً یک لطفی بکن. به من اعتماد نکن.
من کاملاً بی‌فایده‌ام. من خیلی خودخواهم.

633
00:44:06,422 --> 00:44:08,481
بیایید جنو را بیاوریم.

634
00:44:08,591 --> 00:44:10,456
هی، جنو؟

635
00:44:10,560 --> 00:44:14,792
شما فقط با تظاهر به اینکه گوش می‌دهید، کارتان را انجام دادید. خیلی کمک‌کننده بود.

636
00:44:14,864 --> 00:44:16,957
- هر زمان.
- خوب.

637
00:44:18,067 --> 00:44:21,901
- کلنت، سه ساعت.
- سه ساعت دقیق.

638
00:44:30,513 --> 00:44:34,574
- این دکتر فیشر است.
- نویسنده بیماری‌ها و اختلالات گربه‌ها؟

639
00:44:34,884 --> 00:44:37,045
بله همین‌طور است. آیا کتاب من را خوانده‌اید؟

640
00:44:37,119 --> 00:44:41,613
آیا کتاب شما را خوانده‌ام؟ من با
کتابت کنار تخت می‌خوابم. این انجیل من است.

641
00:44:41,691 --> 00:44:46,890
خوب، برخی از مردم آن را
اثر نهایی در مورد گربه‌ها می‌دانند، اما

642
00:44:46,996 --> 00:44:50,090
کتاب مقدس؟ من... من... من...

643
00:44:50,199 --> 00:44:52,599
خب، نه، من می‌توانم... می‌توانم نقطه نظر تو را ببینم.

644
00:44:52,668 --> 00:44:57,105
دکتر فیش، من یک گربه خیلی خیلی بیمار و بسیار بسیار بزرگ دارم.

645
00:44:58,140 --> 00:45:01,871
نگرانم که این موضوع جدی باشد چون بینایش مختل شده است.

646
00:45:01,944 --> 00:45:04,344
و به نظر می‌رسد که بسیار در درد است.

647
00:45:04,447 --> 00:45:08,474
متأسفانه، اگر مشکل در سر باشد فقط دو گزینه وجود دارد.

648
00:45:08,551 --> 00:45:12,612
یکی جراحی است و دیگری خواباندن او.

649
00:45:14,557 --> 00:45:16,821
هیچ ایده‌ای ندارم که چطور می‌خواهم این کار را انجام دهم.

650
00:45:16,892 --> 00:45:21,955
- من سعی می‌کنم از تو مراقبت کنم. قول می‌دهم.
- فقط زود برگرد.

651
00:45:22,064 --> 00:45:25,295
هر دقیقه‌ای که تو نیستی، یک دقیقه به مرگم نزدیک‌تر می‌شوم.

652
00:45:25,434 --> 00:45:28,767
شاید بخواهم خودم را با شلوار زیرینم حلق آویز کنم.

653
00:45:28,871 --> 00:45:31,135
می‌توانم شلوار زیرین تهیه کنم.

654
00:45:31,240 --> 00:45:32,571
واقعاً نه.

655
00:45:32,675 --> 00:45:36,042
- او جلسه کالوای را رها کرد.
- من درباره این موضوع اهمیتی ندارم.

656
00:45:36,112 --> 00:45:40,981
باید با جان صحبت کنم.
نمی‌توانی باور کنی که اینجا چه خبر است.

657
00:45:45,488 --> 00:45:47,285
دکتر!

658
00:45:47,390 --> 00:45:50,518
باید به من کمک کنی. او مرده است.
باید به من کمک کنی.

659
00:45:51,727 --> 00:45:54,890
- او مرده نیست.
- اوه، نه، نه، نرو، رفیق قدیمی، رفیق عزیز.

660
00:45:54,964 --> 00:45:57,990
- باید به او کمک کنی.
- واقعاً؟ به چه دلیل؟

661
00:45:58,100 --> 00:46:01,263
چون... چون... چون تو مردی.
تو مردی!

662
00:46:01,337 --> 00:46:04,397
اوه؟ فکر می‌کردم من اون کسی هستم که تو می‌خواهی باهاش درگیر بشی.

663
00:46:04,507 --> 00:46:07,908
- من الآن به سمت نور می‌رم.
- داشتم شوخی می‌کردم. داشتیم شوخی می‌کردیم.

664
00:46:07,977 --> 00:46:10,946
جدی؟ بیا دیگه!

665
00:46:11,013 --> 00:46:13,538
خداحافظ، دنیا. بوی گل‌ها رو می‌زنم.

666
00:46:13,616 --> 00:46:16,881
ازت خواهش می‌کنم. نذار بمیرد.
نذار رفیق من بره.

667
00:46:16,952 --> 00:46:19,147
دارم سریعاً غرق می‌شوم.

668
00:46:20,690 --> 00:46:22,885
- جان...! کجا بودی؟
- سلام.

669
00:46:22,958 --> 00:46:24,892
- چی؟
- جلسه.

670
00:46:24,960 --> 00:46:27,588
یک اضطراری داشتم. ببخشید. معذرت می‌خواهم.

671
00:46:27,697 --> 00:46:29,528
تعارف نکن!

672
00:46:29,598 --> 00:46:32,726
- تویی، برادر.
- وقتی این کار رو می‌کنم درد می‌کنه؟

673
00:46:32,802 --> 00:46:35,532
- اینجا روز خوشی نیست.
- اگر بمیره--

674
00:46:35,604 --> 00:46:37,765
- نمی‌دانم چه کار می‌کنم.
- منو می‌خوره.

675
00:46:37,840 --> 00:46:40,638
فقط به خاطر احترام.

676
00:46:40,743 --> 00:46:43,337
سکوت کن. نمی‌توانم بشنوم وقتی داری صحبت می‌کنی.

677
00:46:43,446 --> 00:46:45,641
- معذرت می‌خواهم، دکتر.
- جان.

678
00:46:47,650 --> 00:46:50,346
او گفت که از اسپاسم‌های شکمی رنج می‌برد.

679
00:46:51,020 --> 00:46:52,578
''او گفت''؟

680
00:46:52,655 --> 00:46:56,716
اگر اضطراری نبود، روی این موش کار نمی‌کردم. یک نگاه بنداز.

681
00:46:58,794 --> 00:47:02,457
- چه اتفاقی افتاد؟
- او دچار ایست قلبی شده. نبضش رو حس نمی‌کنم.

682
00:47:02,565 --> 00:47:05,557
- خدا، او مرده است.
- او نفس نمی‌کشد.

683
00:47:05,634 --> 00:47:08,068
- جاننی.
- شاید بهتر باشد او را شوک بدهیم، ها؟

684
00:47:08,170 --> 00:47:11,970
- نمی‌دانم.
- پدال‌ها خیلی بزرگ خواهند بود. او به CPR نیاز دارد.

685
00:47:12,041 --> 00:47:15,636
- آیا می‌دانی CPR چگونه انجام می‌شود؟
- حتی نمی‌توانم نامش را بگویم.

686
00:47:15,745 --> 00:47:19,146
- خوب.
- حتی نمی‌توانم نگاه کنم. دکتر، نه.

687
00:47:19,215 --> 00:47:21,683
- نه، جاننی.
- به خاطر کریس.

688
00:47:21,784 --> 00:47:26,949
حتی او را به شام نبردی، دکتر.
فکر می‌کنم دوستم ترجیح می‌دهد بمیرد.

689
00:47:27,022 --> 00:47:29,081
زبان نه، دکتر.

690
00:47:30,693 --> 00:47:33,218
- بیا. نبضی نمی‌زنم.
- دکتر، چیزی بکن.

691
00:47:33,295 --> 00:47:35,661
- جان...
- نه حالا.

692
00:47:35,765 --> 00:47:38,097
- عزیزم...
- لیزا، لطفاً!

693
00:47:40,503 --> 00:47:42,164
من گرسنه‌ام.

694
00:47:42,238 --> 00:47:46,572
این یک هشدار کاذب است. هیچ چیز غلطی نیست
با او. او فقط گاز دارد.

695
00:47:46,642 --> 00:47:49,702
- واو، تو به من می‌گویی!
- او فقط گاز داشت.

696
00:47:50,679 --> 00:47:54,115
تو برگشتی.
مهم نیست اگر بوی بدی بدهی. دوستت دارم، رفیق.

697
00:47:54,216 --> 00:47:57,674
بسیار متشکرم، دوست کوچک. حضور تو را حس کردم.

698
00:47:58,521 --> 00:48:01,820
لیزا، به من اینگونه نگاه نکن.

699
00:48:07,329 --> 00:48:09,524
جان دولیتل.

700
00:48:10,299 --> 00:48:15,100
کی فکر می‌کرد
tو در یک مؤسسه روانی پایان بیابی؟

701
00:48:15,204 --> 00:48:18,332
نفر اول کلاس پزشکی ما.

702
00:48:18,441 --> 00:48:23,071
نه اینکه حسود باشم، جان.
کسی باید اول می‌رسید.

703
00:48:23,145 --> 00:48:26,137
و کسی هم باید آخر می‌رسید.

704
00:48:27,049 --> 00:48:30,314
پس، جان. حالا با حیوانات حرف می‌زنید، ها؟

705
00:48:31,287 --> 00:48:35,314
می‌خواهید در موردش به من بگویید؟
یا دوست دارید به بتیلهیم بگویید؟

706
00:48:36,325 --> 00:48:41,092
- نیازی به صحبت با گربه‌تان ندارم، بلین.
- چرا؟ آیا فکر می‌کنید او به شما پاسخ خواهد داد؟

707
00:48:41,163 --> 00:48:44,929
- می‌دانید، شاید او واقعاً پاسخ دهد.
- و او چه چیزی خواهد گفت؟

708
00:48:45,034 --> 00:48:47,366
می‌گویم که شما یک احمق هستید.

709
00:48:50,840 --> 00:48:52,933
من واقعاً این گربه را دوست دارم.

710
00:48:54,310 --> 00:48:57,643
او به شما پیشنهاد می‌کند که حداقل در چندین روز بمانید.

711
00:48:57,713 --> 00:49:01,740
واقعاً فکر می‌کنید که نیاز دارم اینجا به این مدت بمانم؟

712
00:49:02,785 --> 00:49:05,686
شما گفتید که می‌توانید با حیوانات صحبت کنید.

713
00:49:07,156 --> 00:49:09,386
می‌دانید، واقعاً می‌توانم صدای آنها را بشنوم.

714
00:49:10,893 --> 00:49:13,088
می‌توانم.

715
00:49:13,162 --> 00:49:15,255
باید به من باور کنید.

716
00:49:16,699 --> 00:49:18,758
نمی‌توانم.

717
00:49:27,743 --> 00:49:30,473
بفرمایید. داروی شما.

718
00:49:33,182 --> 00:49:34,911
باشه، پس.

719
00:49:37,887 --> 00:49:40,913
می‌توانم هر چیزی که نیاز دارید را به شما بدهم.
بشقاب‌ها، زیرلیوان‌ها...

720
00:49:40,990 --> 00:49:42,514
بروید.

721
00:49:42,625 --> 00:49:45,219
اگر داروی اضافی دارید
می‌توانم از آن استفاده کنم.

722
00:49:45,327 --> 00:49:48,023
تو داری من را دنبال نمی‌کنی، درسته؟ واویلا.

723
00:49:49,431 --> 00:49:53,993
- حالا این همه چیست؟
- این برای این است که به من و دنیا ثابت کند

724
00:49:54,103 --> 00:49:56,435
که تو واقعا می‌توانی با حیوانات حرف بزنی.

725
00:49:56,539 --> 00:50:01,772
حالا، اورانگوتان به
این مانیتور امواج مغزی متصل است.

726
00:50:02,344 --> 00:50:06,007
عموماً او به
تحریک بصری پاسخ می‌دهد، اما

727
00:50:06,115 --> 00:50:11,849
از آنجایی که تو قابلیت صحبت کردن داری، نیاز نداری
به تصاویر تا او پاسخ دهد، مگه نه؟

728
00:50:11,954 --> 00:50:14,514
با هم آشنا شوید، جان.

729
00:50:15,824 --> 00:50:20,454
باشه، گوش کن. من به کمک تو نیاز دارم. من نیاز دارم
که اون سوزن آنجا حرکت کند،

730
00:50:20,563 --> 00:50:23,657
چون اگر این کار را نکنی
آنها می‌خواهند که من اینجا برای همیشه بمانم. خوب؟

731
00:50:23,766 --> 00:50:27,167
پس فقط اون سوزن کوچک را به حرکت در بیار.

732
00:50:28,971 --> 00:50:30,165
بیا.

733
00:50:30,239 --> 00:50:34,266
می‌دانم که الان می‌توانی صدای من را بشنوی، پس بازی نکن.
این حالا خیلی جدی است.

734
00:50:35,044 --> 00:50:37,979
منظورم این است که او فقط خیلی صحبت‌کننده خوبی نیست، جان.

735
00:50:38,581 --> 00:50:42,415
ببین، یک کمی به من استراحت بده. لطفا یه چیزی بگو.

736
00:50:51,994 --> 00:50:54,656
لطفا دکتر دولیتل را به اتاقش برگردانید.

737
00:51:02,972 --> 00:51:05,702
صبر کن. تو اسپانیایی صحبت می‌کنی؟

738
00:51:05,808 --> 00:51:09,437
به همین خاطر بود که او نتوانست بفهمد.
او از جنوب مرز است.

739
00:51:09,511 --> 00:51:13,709
- او را بردارید. بروید.
- آن دستگاه را دوباره روشن کنید.

740
00:51:13,816 --> 00:51:15,579
اسپانیایی...

741
00:51:19,989 --> 00:51:22,048
من نگرانم، جان.

742
00:51:22,124 --> 00:51:26,458
کی را می‌خواهی فریب دهی؟
داری در مورد کالنت نگران می‌شوی.

743
00:51:26,862 --> 00:51:29,330
جان، من این را قبول دارم.

744
00:51:29,431 --> 00:51:32,195
من پول را می‌خواهم. از این موضوع شرمنده نیستم.

745
00:51:32,267 --> 00:51:35,236
ببین، این کاری است که می‌خواهم برای من انجام دهی.

746
00:51:35,304 --> 00:51:38,239
فقط به مدت یک روز از پارس کردن و جیک جیک کردن دست بردار.

747
00:51:38,307 --> 00:51:40,832
اگر این کار را بکنی، مطمئنم
که می‌توانی از اینجا بیرون بروی.

748
00:51:40,909 --> 00:51:43,275
و این واقعاً ایده خوبی خواهد بود،

749
00:51:43,345 --> 00:51:48,942
چون کالوی گفت اگر برای کنفرانس خبری روز جمعه
برنگشتی، معامله به هم می‌خورد.

750
00:51:49,051 --> 00:51:53,750
اگر این کار را برای من انجام دهی، جانتی،
من یک مزرعه موش به تو می‌خرم.

751
00:51:53,856 --> 00:51:58,623
و می‌توانی... می‌توانی موش‌های کوچک را
تا حد بیهوشی برانگیزانی و پفک کنی.

752
00:51:58,727 --> 00:52:02,254
اما بیایید فقط این را امضا کنیم. خوب، نوبت من.

753
00:52:09,471 --> 00:52:11,735
بردار. لطفاً تلفن را بردار.

754
00:52:11,840 --> 00:52:15,241
سلام. ما اینجا نیستیم. یک پیام بگذارید.

755
00:52:15,310 --> 00:52:17,369
هی. سلام، من هستم.

756
00:52:19,481 --> 00:52:22,314
دارم واقعاً دلتنگ شما می‌شوم.

757
00:52:22,384 --> 00:52:25,785
دارم به این فکر می‌کنم که چه کار می‌کنم اینجا.

758
00:52:25,888 --> 00:52:28,914
شاید تو درست می‌گفتی.
شاید همه‌چیز فقط خیال من بود.

759
00:52:28,991 --> 00:52:31,323
- هی، عزیزم، حالت بهتر است؟
- این کیه؟

760
00:52:31,393 --> 00:52:35,853
به تو یک راهنمایی می‌کنم. من نازم، پشمالویم
و سالی 500 بچه می‌آورم.

761
00:52:36,298 --> 00:52:38,357
رادنی. به قفس‌ات برگرد.

762
00:52:38,467 --> 00:52:41,994
اون تله پشت یخچال چیه؟
داری می‌خوای منو بکشی؟

763
00:52:42,104 --> 00:52:45,335
به این موضوع گیر نکن.
برو عقب، اون خزنده‌ی کوچکت به قفس برگرد.

764
00:52:45,407 --> 00:52:47,875
حالا. نمی‌خوام مدفوعت روی...

765
00:52:48,711 --> 00:52:50,576
خداحافظ.

766
00:52:50,679 --> 00:52:53,580
پسرم رادنی.
پسر کوچولوی پشمالو، توی قفس می‌خوابه.

767
00:52:53,682 --> 00:52:57,709
باید اون رو توی قفس نگه‌دارم
چون مشکلات بهداشتی داره.

768
00:52:58,420 --> 00:53:00,513
اون دیگه برنمی‌گرده.

769
00:53:01,023 --> 00:53:03,958
نمی‌تونم باور کنم که فریبش رو خوردم.

770
00:53:04,493 --> 00:53:08,395
- اوه، پسر، دارم سرم گیج می‌ره.
- رفیق، ظاهرت خوب نیست.

771
00:53:08,497 --> 00:53:11,364
ببین کی حرف می‌زنه!
سه تا شما چه می‌دونید؟

772
00:53:12,801 --> 00:53:14,894
وضعیت من بده.

773
00:53:15,804 --> 00:53:17,328
سرم!

774
00:53:17,406 --> 00:53:19,533
اسم اد برای یک اسب چیه؟

775
00:53:19,608 --> 00:53:22,600
اسم ویلبر برای یک مرد چیه؟

776
00:53:22,711 --> 00:53:26,112
کره بادام‌زمینی. اینطوری
باعث شدن اسب لب‌هاش رو حرکت بده.

777
00:53:26,181 --> 00:53:29,207
- در قسمت پشت دهان.
- با این نظر موافق نیستم، آقا.

778
00:53:29,318 --> 00:53:31,752
- کناره. کناره.
- نگاه کن، نگاه کن. فکش رو ببین.

779
00:53:31,854 --> 00:53:34,152
- می‌بینی؟ می‌بینی؟
- مری، بله.

780
00:53:34,223 --> 00:53:37,124
- اون حرف نمی‌زند. این یک نمایش است.
- نه، نه، نه.

781
00:53:41,597 --> 00:53:44,031
صحبتی که داشتی رو ادامه بده.

782
00:53:44,133 --> 00:53:46,863
- نه، او...
- دندان‌های کامل. دندان‌های کامل.

783
00:53:46,969 --> 00:53:48,561
دکتر. بیرون.

784
00:53:48,637 --> 00:53:50,832
دکتر. Hey، اینجا.

785
00:53:57,980 --> 00:54:00,141
چه‌کار می‌کنی اینجا؟

786
00:54:00,215 --> 00:54:05,278
من سه بزرگراه را رد کردم تا تو را نجات دهم،
و تنها چیزی که دریافت می‌کنم این است که ''چه‌کار می‌کنی اینجا؟''

787
00:54:05,754 --> 00:54:09,087
- این یک زندان نیست. این یک کلینیک است.
- ببر در حالت بدی است.

788
00:54:09,191 --> 00:54:11,785
ببر؟ گوش کن، ببر را فراموش کن.

789
00:54:11,894 --> 00:54:15,762
من یک زندگی کامل داشتم تا تو آمدی و
شروع به صحبت با من کردی.

790
00:54:15,864 --> 00:54:19,095
حالا نشسته‌ام اینجا در یک روبدوشامبر
دارم در مورد آقای اد با این‌ها صحبت می‌کنم.

791
00:54:19,201 --> 00:54:22,193
تو به اندازه کافی زندگی من را خراب کرده‌ای.
فقط برو.

792
00:54:22,271 --> 00:54:24,705
لطفاً فقط اینجا را ترک کن.
این دیوانگی است.

793
00:54:25,007 --> 00:54:28,033
می‌فهمم. حالا دیوانگی است که بخواهیم
زندگی یک ببر را نجات دهیم.

794
00:54:28,110 --> 00:54:30,840
گوش کن، ببرها هر روز می‌میرند.
این طبیعت نامیده می‌شود.

795
00:54:30,913 --> 00:54:35,179
اجازه بده کمی درباره طبیعت به تو بگویم.
من یک سگ هستم و مثل یک سگ رفتار می‌کنم.

796
00:54:35,250 --> 00:54:37,878
من سعی نمی‌کنم کسی غیر از خودم باشم.
ما همان‌گونه که هستیم هستیم.

797
00:54:37,986 --> 00:54:42,389
و تو دکتری هستی که می‌تواند با حیوانات صحبت کند.
این همان کسی است که تو هستی.

798
00:54:42,457 --> 00:54:45,426
- این همان کسی نیست که من هستم.
- به خودت دروغ نگو.

799
00:54:45,494 --> 00:54:48,622
آیا بهت نگفتم که اینجا را ترک کنی؟
برو. برو اینجا را ترک کن.

800
00:54:48,697 --> 00:54:50,460
- برو اینجا را ترک کن.
- خوب.

801
00:54:50,532 --> 00:54:53,399
- به من صحبت نکن.
- با کمال میل.

802
00:54:53,468 --> 00:54:56,301
بهتر است برنگردی.

803
00:54:56,905 --> 00:54:59,203
- کله‌داشتی.
- این همگی شما.

804
00:54:59,675 --> 00:55:02,041
بگذار تنها باشم. بس کن که با من صحبت کنی.

805
00:55:02,110 --> 00:55:04,670
زندگیش را خراب کرد. این خنده‌دار است.

806
00:55:06,170 --> 00:55:14,170
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

807
00:55:24,900 --> 00:55:29,894
- خوب، بلین، گوش کن. می‌خواهم به خانه بروم.
- این زود؟ و سفر علمی به باغ‌وحش را از دست بدهی؟

808
00:55:30,472 --> 00:55:33,305
گوش کن.
از زمان دانشکده پزشکی از من متنفر بودی،

809
00:55:33,375 --> 00:55:36,310
اما حالا هر دوی ما بزرگسال هستیم.
بیایید آن را پشت سر بگذاریم.

810
00:55:36,378 --> 00:55:39,711
هر دوی ما خانواده داریم.
می‌خواهم به خانواده خودم برگردم. چطور این کار را بکنم؟

811
00:55:39,781 --> 00:55:44,275
خب، خیلی ساده است.
با حیوانات صحبت نکن، جان.

812
00:55:44,353 --> 00:55:45,445
ساده.

813
00:55:45,520 --> 00:55:48,455
خوب، گوش کن.
حق با توست. من اشتباه کردم.

814
00:55:48,523 --> 00:55:54,120
شاید این یک مورد جنون موقت بود،
اما تمام شده. دیگر با حیوانات صحبت نمی‌کنم.

815
00:55:55,530 --> 00:56:00,331
متقاعد نشده‌ام.
یک ماه دیگر دوباره صحبت خواهیم کرد، خوب؟

816
00:56:01,336 --> 00:56:04,169
به تو می‌گویم، بلین.
فرم آزادیم را امضا کن

817
00:56:04,273 --> 00:56:09,267
و من به دوستان پزشک‌مان نمی‌گویم
درباره آن توری صورتی که در کمدت داری.

818
00:56:09,344 --> 00:56:11,972
با دامن لری.

819
00:56:22,090 --> 00:56:24,718
- بابا به خانه برگشت.
- بابا؟ هی، بابا.

820
00:56:24,793 --> 00:56:28,695
- هی، زیبای من، حالتو چطوره؟
- اوه، خوبم.

821
00:56:28,764 --> 00:56:31,130
- هی، عزیزم.
- چه...؟

822
00:56:31,767 --> 00:56:35,726
- چرا به من زنگ نزدی؟
- می‌خواستم تو را غافل‌گیر کنم.

823
00:56:35,804 --> 00:56:40,002
- هی، چرا در اردوگاه نیستی، دختر جوان؟
- مامان او را به خانه آورد.

824
00:56:41,043 --> 00:56:43,910
من در اینجا جا نمی‌شدم.

825
00:56:45,580 --> 00:56:49,812
سال آینده باید کمی بیشتر تلاش کنی.
بغل کردنم کن. دلم برات تنگ شده بود.

826
00:56:49,918 --> 00:56:52,409
- هنوز بچه Daddy هستی، نه؟
- عزیزم؟

827
00:56:52,521 --> 00:56:54,921
آیا می‌دانند که تو رفتی؟

828
00:56:55,023 --> 00:57:00,017
نه، من فرار کردم. البته که می‌دانند که من رفتم.
من بهترم. وقتشه که کمی با تو وقت بگذرانم.

829
00:57:00,862 --> 00:57:03,023
آیا با من صحبت نمی‌کنی؟

830
00:57:03,131 --> 00:57:05,725
- مطمئنی که خوب هستی؟
- آره، خوبم.

831
00:57:05,801 --> 00:57:09,168
چون ترسیدم،
فکر می‌کردم کی به خانه می‌آیی.

832
00:57:09,638 --> 00:57:14,405
خب من برگشتم و خوبم، و همه چیز
دقیقاً مثل روزهای قدیم خواهد بود.

833
00:57:14,476 --> 00:57:19,072
می‌دانم داری چه کار می‌کنی. دو نفر می‌توانند در
آن بازی شرکت کنند. من هم نیازی به گوش دادن به تو ندارم.

834
00:57:19,181 --> 00:57:22,150
فکر می‌کردم شاید
باید آن سگ را از دست بدهیم.

835
00:57:22,217 --> 00:57:27,450
دست خالی به خانه برگشتم...! به من نگو
که در بیمارستان روانی فروشگاه هدیه نبود.

836
00:57:28,156 --> 00:57:32,183
دیان، لطفاً با رادیولوژی تماس بگیر و
اکس‌ری‌های آقای گالوین را بگیر.

837
00:57:32,260 --> 00:57:36,094
همچنین ببین آیا خانم ریورز
می‌تواند قرارش را به ۳.۱۵ تغییر دهد.

838
00:57:36,198 --> 00:57:39,099
- ممکن است نیاز به مشاوره با جین داشته باشم.
- بله، دکتر.

839
00:57:39,468 --> 00:57:43,427
جین، می‌توانی جدولت را بررسی کنی
و ببینی آیا می‌توانی مشاوره ۳.۱۵ انجام دهی؟

840
00:57:43,505 --> 00:57:45,439
- حتماً.
- خوب. و مارک.

841
00:57:45,507 --> 00:57:49,773
- آیا نتایج آزمایش آقای فریمن را دریافت کردی؟
- فکر می‌کنم امروز بعد از ظهر می‌آید.

842
00:57:49,845 --> 00:57:52,780
خوب. من را مطلع نگه‌دار، OK?

843
00:57:52,848 --> 00:57:56,443
سلام، دکتر، فکر می‌کنی باید
عمل بینی کنم؟

844
00:57:58,687 --> 00:58:02,646
به بخش نگهداری بگو که نیاز داریم
چند صفحه دائمی بگذاریم، تله‌هایی هم تنظیم کنیم.

845
00:58:02,724 --> 00:58:06,285
این یک مطب دکتر است، نه یک باغ‌وحش.

846
00:58:06,395 --> 00:58:09,091
او برگشته است. ما می‌خواهیم ثروتمند شویم.

847
00:58:12,534 --> 00:58:17,335
این جایی است که او زندگی می‌کند،
و این جایی است که ورزش می‌کند.

848
00:58:17,439 --> 00:58:21,432
- آیا او ایروبیک انجام می‌دهد؟
- بله، ایروبیک خوکچه هندی.

849
00:58:21,510 --> 00:58:26,345
بیایید این شو را راه بیندازیم. آن چیز را
بگذار کنار. لباس‌ات کثیف می‌شود.

850
00:58:26,448 --> 00:58:28,541
پاپ، کمک کن. نمی‌توانم برای این دیر کنم.

851
00:58:28,650 --> 00:58:31,619
- اما رودنی می‌خواهد بیاید.
- رودنی نمی‌تواند بیاید.

852
00:58:31,686 --> 00:58:34,883
این یک کنفرانس مطبوعاتی برای مردم است.
هیچ حیوانی مجاز نیست.

853
00:58:34,956 --> 00:58:39,325
- چرا به او نمی‌گویی؟ او به تو گوش می‌دهد.
- نه، من قرار نیست به او بگویم.

854
00:58:43,432 --> 00:58:45,957
کمک کن.

855
00:58:47,369 --> 00:58:48,893
بیا، پاپ.

856
00:58:48,970 --> 00:58:51,564
- می‌توانم یک راز به تو بگویم؟
- بله.

857
00:58:52,941 --> 00:58:57,469
وقتی مامی به من گفت چه اتفاقی برای
پاپا افتاده، من ترسیدم - خوشحال بودم.

858
00:58:57,546 --> 00:59:00,947
چون من باور داشتم
که او می‌تواند با حیوانات صحبت کند.

859
00:59:01,049 --> 00:59:04,143
چون می‌خواستم پدرم عجیب باشد. مثل من.

860
00:59:04,252 --> 00:59:07,346
- این اشتباه است؟
- نه. نه، اشتباه نیست.

861
00:59:07,456 --> 00:59:10,323
فقط، بعضی مواقع
فکر می‌کنم او خیلی من را دوست ندارد.

862
00:59:10,759 --> 00:59:13,887
عزیزم، او تو را دوست دارد.

863
00:59:14,262 --> 00:59:17,720
می‌دانم که او مرا دوست دارد. فکر نمی‌کنم که از من خوشش بیاید.

864
00:59:18,767 --> 00:59:21,167
و واقعا می‌خواهم که این‌طور باشد.

865
00:59:21,269 --> 00:59:23,499
می‌خواهم سعی کنم کارها را به سبک او انجام دهم.

866
00:59:24,539 --> 00:59:27,667
و از انجام این آزمایش‌های احمقانه دست بردارم.

867
00:59:29,878 --> 00:59:31,937
نه، مایا.

868
00:59:32,781 --> 00:59:35,011
آزمایش‌هایت را متوقف نکن.

869
00:59:36,184 --> 00:59:41,144
گاهی پدرها هستند که نیاز به تغییر دارند.

870
00:59:53,902 --> 00:59:58,965
- بگذارید این ماشین را پارک کنم.
- خیلی خوب. بیایید دختران. برویم.

871
00:59:59,441 --> 01:00:01,909
مایا. بگذار یک لحظه با تو صحبت کنم.

872
01:00:01,977 --> 01:00:05,174
- ما یک ثانیه دیگر وارد می‌شویم.
- خوب.

873
01:00:05,247 --> 01:00:07,340
هی، گوش کن.

874
01:00:07,849 --> 01:00:11,216
فکر نمی‌کنم ایده تخم‌مرغت ایده احمقانه‌ای باشد.
کمی جالب است.

875
01:00:11,319 --> 01:00:13,048
- واقعاً؟
- بله.

876
01:00:13,188 --> 01:00:16,749
تو کنجکاوی و ایده‌هایی داری,
و همین چیزها تو را خاص می‌کند.

877
01:00:16,825 --> 01:00:20,261
- یعنی عجیب.
- نگفتم عجیب. گفتم خاص.

878
01:00:20,996 --> 01:00:27,026
عجیب بودن آن‌چنان هم بد نیست. بسیاری از بزرگ‌ترین
افراد تاریخ به عنوان عجیب شناخته شدند.

879
01:00:27,169 --> 01:00:30,229
- مثل کی؟
- افراد زیادی. آلبرت انشتین.

880
01:00:30,338 --> 01:00:35,571
با موهای دیوانه‌وارش، مردم فکر می‌کردند او
عجیب است. مردی به این هوش برای مردم عجیب بود.

881
01:00:35,644 --> 01:00:39,410
محمد علی، وقتی گفت در کدام دور
می‌خواهد مردم را ناک‌اوت کند

882
01:00:39,481 --> 01:00:43,611
و فریاد زد ''من بزرگ‌ترین هستم.''
مردم فکر می‌کردند این بسیار عجیب است.

883
01:00:43,685 --> 01:00:47,348
- و خانم ژاندارک، او صدایی شنید.
- مثل تو، بابا؟

884
01:00:49,591 --> 01:00:51,650
آره، مثل من.

885
01:00:52,594 --> 01:00:57,793
گوش کن، این چیزی است که می‌خواهم به تو بگویم.
مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، تو همانی باش که هستی.

886
01:00:57,866 --> 01:01:00,198
و تو عاشق کسی باش که هستی.

887
01:01:01,236 --> 01:01:03,295
چون من تو را دوست دارم.

888
01:01:05,674 --> 01:01:07,801
یه بوس بزن.

889
01:01:09,244 --> 01:01:09,835
بله.

890
01:01:09,911 --> 01:01:13,005
- می‌دونی، تو آدم بزرگی هستی.
- اوه، مرسی.

891
01:01:13,081 --> 01:01:16,073
و یک آدم عجیب هم هستی.

892
01:01:16,218 --> 01:01:18,686
- داخل می‌بینمت.
- خوب.

893
01:01:28,930 --> 01:01:32,297
این زیبا بود، مرد.

894
01:01:32,400 --> 01:01:35,892
- خوش‌شانس! تو اینجا چه کار می‌کنی؟
- آیا دستمال کاغذی داری؟

895
01:01:36,004 --> 01:01:39,337
بله، دارم.
دقیقاً در عقب در آن جیب آنجا.

896
01:01:39,441 --> 01:01:42,137
گوش کن. متاسفم که در خانه به تو توجه نکردم.

897
01:01:44,145 --> 01:01:47,114
تو بودی که گفتی
''همانی باش که هستی.'' تو درست می‌گفتی.

898
01:01:49,251 --> 01:01:53,415
مرا دوباره به بخشی از خودم وصل کردی
که سال‌ها فراموش کرده بودم، خوش‌شانس.

899
01:01:54,889 --> 01:01:57,881
می‌تونی آرام باشی؟
دارم تلاش می‌کنم چیزی بگویم.

900
01:01:57,959 --> 01:02:01,451
- خوب، پس فقط بگو.
- دارم سعی می‌کنم بگویم.

901
01:02:01,529 --> 01:02:04,657
- فکر می‌کنی دارم چه می‌گویم؟
- ''دوستت دارم، خوش‌شانس.''

902
01:02:04,733 --> 01:02:07,293
- این چیزی نیست که دارم می‌گویم.
- بله، هست.

903
01:02:07,369 --> 01:02:09,462
این چیزی نیست که می‌خواهم به تو بگویم.

904
01:02:09,537 --> 01:02:13,268
بیا. در اعماق وجودت
دقیقاً همین را می‌خواهی بگویی.

905
01:02:13,341 --> 01:02:16,276
بیا، حالا.
احساس بهتری خواهی داشت. بیا.

906
01:02:16,344 --> 01:02:19,711
بگذار بیرون. برو جلو. تو این را می‌دانی. من این را می‌دانم.

907
01:02:19,781 --> 01:02:22,375
- دوستت دارم.
- تو منو دوست داری؟

908
01:02:23,518 --> 01:02:25,645
به یک دستمال کاغذی دیگه نیاز دارم.

909
01:02:25,720 --> 01:02:28,917
- کجا می‌رویم؟
- به نابودی زندگی من می‌رویم.

910
01:02:31,526 --> 01:02:34,086
بیدار شو!

911
01:02:35,063 --> 01:02:37,930
هی، دکتر. برگشتی.

912
01:02:38,566 --> 01:02:40,761
تو به کمک نیاز داری. می‌خواهم تو را برای آزمایش‌ها ببرم.

913
01:02:40,869 --> 01:02:44,999
- آزمایش‌ها؟ خوبه، درسته؟ آزمایش‌ها؟
- آره. بیا.

914
01:02:46,941 --> 01:02:49,102
از این پله‌ها متنفرم.

915
01:02:49,711 --> 01:02:52,407
به او خوب مراقبت کن، دکتر.
او ستاره ماست.

916
01:02:52,514 --> 01:02:54,311
او خوب خواهد بود.

917
01:02:54,382 --> 01:02:56,577
- عالی. پله‌های بیشتر.
- بیا. سوار شو.

918
01:02:58,386 --> 01:03:01,947
یک دقیقه صبر کن.
سگ می‌تواند جلو بنشیند؟

919
01:03:02,023 --> 01:03:06,187
- متوقف شو به من مانند یک پیش‌غذا نگاه کنی.
- خودت را الکی بزرگ نکن.

920
01:03:06,328 --> 01:03:09,354
- حالا، شما دو تا ساکت باشید. ساکت.
- هی، نگاه کن. جری.

921
01:03:09,431 --> 01:03:12,025
- می‌توانی صدایت را پایین‌تر کنی؟
- او یک طرفدار بزرگ است.

922
01:03:12,133 --> 01:03:16,729
هی، جری. چطوری، رفیق؟
فقط برای چند تا آزمایش می‌روم.

923
01:03:17,739 --> 01:03:21,231
من خوبم! ''ببر خوبه.'' من مریضم.

924
01:03:22,644 --> 01:03:25,909
- بهت گفته بودم که فرار می‌کنند.
- نه به خاطر تو.

925
01:03:25,980 --> 01:03:29,848
نه؟ سه نگهبان مسلح
در برابر یک کبوتر - این یک دعوای منصفانه است؟

926
01:03:32,520 --> 01:03:36,388
او در خانه نیست و به پیجرش
پاسخ نمی‌دهد. نگرانم.

927
01:03:36,925 --> 01:03:38,358
- مامان.
- بله؟

928
01:03:38,426 --> 01:03:41,554
حدس بزن مایا چه کسی را به مهمانی آورد.

929
01:03:42,030 --> 01:03:44,464
رادنی. رادنی، آنجا هستی.

930
01:03:46,034 --> 01:03:48,264
- مرد...
- لعنتی، دولیتل کجاست؟

931
01:03:48,403 --> 01:03:53,238
می‌دانی، من به تازگی با او صحبت کردم. او
در یک یتیم‌خانه توقف کرده تا به یک کودک بیمار رسیدگی کند.

932
01:03:53,375 --> 01:03:57,175
این خیلی جان است. این خیلی
ویژگی مرد است. او فقط اهمیت می‌دهد.

933
01:03:57,245 --> 01:04:03,480
ولر. لب‌هایت را از روی کلمم
ببردی تا بشنوی چه می‌خواهم بگویم.

934
01:04:03,585 --> 01:04:07,783
اگر دولیتل در ده دقیقه اینجا نباشد،

935
01:04:07,856 --> 01:04:10,222
- من سیم را قطع می‌کنم.
- نیازی به این کار نیست.

936
01:04:10,291 --> 01:04:12,657
او در پنج دقیقه اینجا خواهد بود.

937
01:04:12,761 --> 01:04:17,198
- امیدوارم. - خواهد بود.
او در پنج دقیقه اینجا خواهد بود.

938
01:04:19,033 --> 01:04:21,058
هی.

939
01:04:21,169 --> 01:04:25,401
آشپزخانه کجاست؟ من باید به اینجا بیفتم.
غذا کجاست؟

940
01:04:26,608 --> 01:04:29,634
- رادنی.
- او داره میاد منو بگیره.

941
01:04:30,278 --> 01:04:32,405
رادنی.

942
01:04:40,422 --> 01:04:44,119
- رادنی کیست؟
- ببخشید.

943
01:04:49,297 --> 01:04:53,495
این یه آشپزخونه نیست. بوی بدی میده.
باید در حال پختن چیتلین‌ها باشن.

944
01:04:56,471 --> 01:04:59,065
این برای چی هست؟

945
01:05:01,743 --> 01:05:03,836
کسی کمکم کنه.

946
01:05:08,049 --> 01:05:10,108
من نمی‌توانم شنا کنم.

947
01:05:12,821 --> 01:05:20,652
سینمافریک
مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.

948
01:05:21,029 --> 01:05:24,430
کجا میری؟ منو از اینجا بیرون ببر.

949
01:05:27,902 --> 01:05:33,738
کسی شماره پلاک رو بگیره.
من تازه مورد تعرض قرار گرفتم.

950
01:05:43,952 --> 01:05:47,649
- اینجا جاییه که کار می‌کنی؟
- بیا.

951
01:05:51,459 --> 01:05:56,954
اون رو دور ننداز. این
مغز استخوانه - بهترین بخش استخونه.

952
01:05:58,132 --> 01:06:01,693
- ببین کی اومده.
- خوب، اگر سیگفرید و روی نیستن!

953
01:06:01,769 --> 01:06:02,929
سکوت.

954
01:06:03,004 --> 01:06:06,667
- لاکی، حواست باشه. شما موش‌ها کمکش کنین.
- ما برای تو کار نمی‌کنیم.

955
01:06:06,741 --> 01:06:10,336
- یک استراحت بهم بده. من زندگیت رو نجات دادم.
- این اخبار دیروزیه.

956
01:06:11,312 --> 01:06:13,371
اگر قدردانی می‌خوای، یه همستر بگیر.

957
01:06:13,515 --> 01:06:16,882
''یه همستر بگیر.'' تو منو می‌کشی!

958
01:06:16,951 --> 01:06:18,578
باید کمک بگیرم.

959
01:06:18,686 --> 01:06:21,621
آره، من یه شماره پلاک از دزد گربه دارم.

960
01:06:21,723 --> 01:06:23,588
کاری انجام بده.

961
01:06:23,691 --> 01:06:26,683
دل یک شاهین.
دل یک شاهین.

962
01:06:26,761 --> 01:06:30,629
- یک شاهین مرغ
- دل یک شاهین.

963
01:06:41,242 --> 01:06:43,972
این حس خوبی دارد.

964
01:06:44,045 --> 01:06:48,379
من از روابط شخصی‌ام
با بیمارانم لذت می‌برم.

965
01:06:48,516 --> 01:06:51,041
- تو بر این موضوع غلبه می‌کنی.
- شاید من نتوانم.

966
01:06:51,152 --> 01:06:53,313
من شوخی می‌کنم. جین، من...

967
01:06:54,722 --> 01:07:00,820
این نوع آدم کسی است که ترجیح می‌دهد
در حال کج کردن از برف با یک کیف سیاه باشد

968
01:07:00,929 --> 01:07:03,659
- در حال خانه‌گردی.
- دقیقاً.

969
01:07:05,433 --> 01:07:08,061
- این برای من دردناک بود.
- اوه، خدای من، متأسفم.

970
01:07:08,169 --> 01:07:11,036
- ممکن است بینی‌ام شکسته باشد.
- فکر می‌کنم بینی او شکسته است.

971
01:07:11,139 --> 01:07:13,334
- آیا شکسته؟
- بگذار چک کنم.

972
01:07:13,408 --> 01:07:16,434
اوه، خدای من! بینی او را شکستم.

973
01:07:17,078 --> 01:07:20,570
- بگذار من او را به ایکس‌ری ببرم.
- من دارم بیهوش می‌شوم.

974
01:07:29,857 --> 01:07:36,023
اوه، این حس خیلی خوبی دارد!

975
01:07:37,098 --> 01:07:39,999
- این واقعاً درد می‌کند. فکر می‌کنم...
- معلوم است که درد می‌کند.

976
01:07:40,068 --> 01:07:42,263
تو مستقیماً به یک در برخورد کردی.

977
01:07:42,370 --> 01:07:44,463
اوه، خدای من، دارم خونریزی می‌کنم.

978
01:07:44,606 --> 01:07:47,803
دارم خونریزی می‌کنم.
آیا در قفسه داروها مرفین داریم؟

979
01:07:47,875 --> 01:07:50,002
- سلام، بچه‌ها.
- جان.

980
01:07:50,378 --> 01:07:52,778
- چه بلایی سرت آمده؟
- به یک در برخورد کردم.

981
01:07:52,847 --> 01:07:55,179
- من سپتوم او را خرد کردم.
- واقعاً؟

982
01:07:55,249 --> 01:07:58,685
ببین، این واقعاً زمان خوبی نیست.
من کمی در حال...

983
01:07:58,786 --> 01:08:00,879
- اینجا با کسی هستم.
- وای خدای من.

984
01:08:00,989 --> 01:08:04,857
م-م-من تأیید نمی‌کنم.
لیزا زن فوق‌العاده‌ای است!

985
01:08:06,828 --> 01:08:08,261
- عیسی.
- مشکلی نیست.

986
01:08:08,329 --> 01:08:10,422
- این یه ببر لعنتی است.
- به تو آسیبی نمی‌رسونه.

987
01:08:11,633 --> 01:08:14,830
- من او را می‌شناسم.
- بترس. خیلی بترس.

988
01:08:14,902 --> 01:08:17,393
اوه، خدای من. من باید بنشینم.

989
01:08:19,474 --> 01:08:23,308
این کاری است که می‌کنیم. به جانی می‌گوییم
که می‌خواهیم ببر کوچکش را درست کنیم.

990
01:08:23,411 --> 01:08:25,504
بعد از اینکه امضا کرد. باشه؟

991
01:08:25,647 --> 01:08:29,743
سپس او را به آسایشگاه می‌سپاریم.
این عالی است! به این ترتیب پولمان را می‌گیریم.

992
01:08:35,490 --> 01:08:39,119
به سمت چپ جابه‌جا شده.
پس چیزی به آن فشار می‌آورد.

993
01:08:39,227 --> 01:08:43,425
تو نمی‌توانی بر روی یک ببر عمل کنی.
به‌خصوص چون علائم را نمی‌دانی.

994
01:08:43,498 --> 01:08:48,060
- دوبینی و سردرد. او به من گفت.
- تو به همر اسمیت برمی‌گردی.

995
01:08:48,136 --> 01:08:50,070
من حمایت‌گر بوده‌ام،

996
01:08:50,138 --> 01:08:53,904
اما اگر انتظار داری که من
باور کنم یک ببر به تو علائمش را گفته،

997
01:08:54,308 --> 01:08:56,538
شاید مجبور شوم که خط را ترسیم کنم.

998
01:08:58,646 --> 01:09:01,137
تو باید کاری بکنی. سریع.

999
01:09:01,249 --> 01:09:04,548
ما باید او را به اتاق عمل سریع ببریم.
این تنها شانسی است که دارد.

1000
01:09:04,686 --> 01:09:07,780
نظر شما در مورد کنفرانس مطبوعاتی چیست؟

1001
01:09:07,889 --> 01:09:10,289
۲۰ دلار می‌زنم که این مرد هرگز نمی‌آید.

1002
01:09:10,358 --> 01:09:13,657
مواظب پشت سرت باش.
در تلاش برای رسیدن به اتاق عمل.

1003
01:09:13,728 --> 01:09:19,360
- لطفاً از مسیر کنار بروید.
- جا برای ایستادن باز کنید. ما یک وضعیت اضطراری داریم.

1004
01:09:19,467 --> 01:09:22,095
لطفاً راه را باز کنید. دارم می‌آیم.

1005
01:09:22,170 --> 01:09:26,539
- بالاخره پیدا شدی. بیایید این کار را انجام بدهیم.
- آقای کلاوی، مارک بینی‌اش را شکست.

1006
01:09:26,674 --> 01:09:30,770
- پزشک می‌تواند منتظر بماند. خبرنگاران منتظرند.
- م-م-م-من...

1007
01:09:30,878 --> 01:09:35,315
- ما داریم اعلام می‌کنیم.
- واقعاً نمی‌دانم که آیا باید این کار را بکنیم...

1008
01:09:36,384 --> 01:09:38,579
- کجا بودی؟
- توضیح می‌دهم.

1009
01:09:38,720 --> 01:09:43,589
از همه شما بابت آمدنتان سپاسگزارم
و از صبر شما نیز متشکرم.

1010
01:09:43,725 --> 01:09:48,355
همانطور که همه شما می‌دانید، حرفه پزشکی
و تجارت پزشکی

1011
01:09:48,429 --> 01:09:52,092
دچار تغییرات بسیار بزرگی در این کشور شده‌اند.

1012
01:09:52,166 --> 01:09:56,227
ما در کالنت سعی داریم در
خط مقدم این تغییرات باشیم.

1013
01:09:56,337 --> 01:09:59,898
به همین دلیل من مفتخرم که اعلام کنم
اکتساب...

1014
01:09:59,974 --> 01:10:04,138
این زندگی است! بال مرغ داغ، آجیل.
من آجیل را دوست دارم.

1015
01:10:05,046 --> 01:10:08,709
اوه، خدایا! طعمه زنده.

1016
01:10:15,056 --> 01:10:19,459
- این یک گربه بزرگ است!
- هیچ اشکالی ندارد. خوب است.

1017
01:10:19,961 --> 01:10:22,521
خوب است. او به کسی صدمه نخواهد زد.

1018
01:10:23,998 --> 01:10:26,057
او فقط یک ببر بسیار، بسیار بیمار است.

1019
01:10:26,167 --> 01:10:29,261
بهتر است یک توضیح منطقی
برای همه این‌ها داشته باشی.

1020
01:10:29,370 --> 01:10:34,569
آقای کلاوی، من یک توضیح منطقی ندارم. ای کاش داشتم، اما ندارم.

1021
01:10:34,842 --> 01:10:39,370
در حال حاضر یک ببر بیمار در اختیار دارم. می‌خواهم
او را نجات دهم. همین مهم است.

1022
01:10:39,447 --> 01:10:41,608
دولیتل، اگر تو این کار را ادامه دهی...

1023
01:10:46,154 --> 01:10:48,486
پس اگر ممکن است مرا ببخشید...

1024
01:10:50,224 --> 01:10:52,988
- گربه احمق. مهمانی را خراب کرد.
- ساکت باش.

1025
01:10:53,060 --> 01:10:55,893
منظورت از ساکت باش چیه؟
می‌خواستم کارائوکه بخونم!

1026
01:10:57,393 --> 01:11:05,393
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1027
01:11:10,077 --> 01:11:12,807
این چه فاجعه‌ایه؟

1028
01:11:12,880 --> 01:11:15,713
- دیگه بیکن نیست.
- یک، دو، سه، چهار.

1029
01:11:15,817 --> 01:11:18,911
تو نمی‌تونی از این در وارد بشی.

1030
01:11:19,020 --> 01:11:21,113
عشق بساز، نه جنگ.

1031
01:11:21,656 --> 01:11:24,784
پوشش خز یعنی قتل. ویلی را آزاد کن.

1032
01:11:24,859 --> 01:11:29,262
خوک‌ها برگردند. خوک‌ها برگردند. خوک‌ها برگردند.

1033
01:11:29,330 --> 01:11:30,627
ها؟

1034
01:11:30,731 --> 01:11:33,131
نه، نه، منظورم تو نیستی. پلیس.

1035
01:11:33,234 --> 01:11:35,464
وای، این عالیه.

1036
01:11:35,536 --> 01:11:38,903
- حالتون خوبه؟
- مرد به شدت ریزش می‌کنه، اما

1037
01:11:39,006 --> 01:11:42,533
- ما قوی هستیم.
- من یه حس سرما دارم.

1038
01:11:42,643 --> 01:11:45,669
قراری بهت می‌دم.
این بهت آسیب نمی‌زن خیلی.

1039
01:11:45,813 --> 01:11:48,304
این مثل نیش زنبور کوچیکی می‌مونه.

1040
01:11:48,416 --> 01:11:51,852
یه فشار کوچیک. همین.

1041
01:11:51,919 --> 01:11:54,012
خیلی خوب؟ دارم میام.

1042
01:11:56,490 --> 01:11:57,514
این هم از آن.

1043
01:11:57,758 --> 01:11:59,692
اون نمی‌تونه این کارو بکنه.

1044
01:11:59,760 --> 01:12:05,130
- او هنوز هم فکر می‌کند که می‌تواند با حیوانات صحبت کند.
- او می‌تواند، لیسا. او می‌تواند با حیوانات صحبت کند.

1045
01:12:05,233 --> 01:12:08,464
همه چیز از وقتی شروع شد که او بچه بود.
نمی‌دانستم چه کار کنم.

1046
01:12:08,536 --> 01:12:11,903
- چه می‌گویی، پدر؟
- فکر می‌کردم این یک ناتوانی است،

1047
01:12:11,973 --> 01:12:14,066
اما این یک هدیه است، لیسا.

1048
01:12:14,141 --> 01:12:17,269
آیا به آن اعتقاد نداری؟ نگاه کن. خودت ببین.

1049
01:12:21,716 --> 01:12:26,517
نیاز دارم که هوشیار بمانی و به من بگویی اگر احساس
بی‌حسی در پنجه‌ها یا سمت راستت می‌کنی.

1050
01:12:26,587 --> 01:12:30,853
آیا قبلاً این عمل را انجام داده‌ای؟

1051
01:12:30,925 --> 01:12:33,325
بله، یک بار در دانشکده پزشکی.

1052
01:12:33,394 --> 01:12:35,658
اما آن برای یک جسد بود.

1053
01:12:35,730 --> 01:12:39,723
استاد من به من گفت اگر بیمار من
مرده نبود، او زنده می‌ماند.

1054
01:12:40,167 --> 01:12:42,397
خیلی دلخوش‌کننده است، دکتر.

1055
01:12:49,577 --> 01:12:53,343
اینجا مثل کشتی نوح است.
واقعاً یک منظره شگفت‌انگیز است.

1056
01:12:53,414 --> 01:12:59,148
این مجموعه از حیوانات مانع ورود بهترین‌های سان
فرانسیسکو به ساختمان شده است.

1057
01:12:59,220 --> 01:13:02,519
که به طور ظاهری
جایی است که ببر دزدیده شده نگهداری می‌شود.

1058
01:13:02,690 --> 01:13:02,723
باشه، ما آماده‌ایم. جین، لطفاً شستشو کن.

1059
01:13:02,723 --> 01:13:06,090
باشه، ما آماده‌ایم. جین، لطفاً شستشو کن.

1060
01:13:10,231 --> 01:13:14,429
خوب، جیک، نیاز دارم که هوشیار باشی.
به من بگو اگر هر چیزی را احساس کردی.

1061
01:13:14,535 --> 01:13:16,628
- آیا حالا چیزی احساس می‌کنی؟
- نه.

1062
01:13:16,737 --> 01:13:18,830
فقط همان درد قدیمی.

1063
01:13:20,174 --> 01:13:24,133
حالا چطور؟ آیا احساس بی‌حسی می‌کنی؟

1064
01:13:24,211 --> 01:13:27,408
من... نمی‌توانم. نمی‌دانم!

1065
01:13:27,515 --> 01:13:30,382
فقط آرام باش و به صدای من گوش کن، باشه؟

1066
01:13:30,451 --> 01:13:34,785
- من ترسیدم.
- نترس. من نمی‌گذارم بروند.

1067
01:13:34,922 --> 01:13:36,981
جان؟

1068
01:13:38,993 --> 01:13:42,986
- او چه گفت؟
- گفت که کمی ترسیده.

1069
01:14:25,473 --> 01:14:28,772
ضربان قلب به سرعت در حال کاهش است.

1070
01:14:28,843 --> 01:14:32,973
دورای او ورم کرده است.
فشار خیلی زیاد است.

1071
01:14:33,047 --> 01:14:35,607
- سمت چپم بی‌حس شده.
- ضربان قلب هنوز در حال کاهش است.

1072
01:14:35,683 --> 01:14:39,619
باشه. هی، فقط آنجا باش،
باشه، جکوب؟ برای من آنجا باش.

1073
01:14:39,687 --> 01:14:42,815
- باشه، دکتر.
- این یک لخته خون است. باید باشد.

1074
01:14:42,923 --> 01:14:47,383
همه چیزی که باید انجام دهم این است که آن را پیدا کنم. ما خیلی نزدیک به نوار حرکتی او هستیم. مکش بیشتری، جین.

1075
01:14:47,461 --> 01:14:50,794
- داریم او را از دست می‌دهیم. باید فشار را کم کنیم.
- بیا، جک.

1076
01:14:50,865 --> 01:14:55,325
- هنوز نرو. ما تقریباً رسیدیم.
- می‌توانم آن را حس کنم.

1077
01:14:55,436 --> 01:14:57,267
- آنجا.
- آنجا؟

1078
01:14:57,338 --> 01:14:59,738
باشه. باشه، بفرمایید.

1079
01:15:05,312 --> 01:15:08,145
درد رفته است. درد واقعاً رفته است.

1080
01:15:08,249 --> 01:15:11,446
فشار خون در حال تثبیت است.

1081
01:15:11,519 --> 01:15:14,818
رفته است. واقعاً رفته است.

1082
01:15:15,122 --> 01:15:17,682
او خوب است.

1083
01:15:24,131 --> 01:15:27,726
- متشکرم.
- شما خیلی خوش آمدید.

1084
01:15:27,835 --> 01:15:32,636
فقط دراز بکش و استراحت کن. به زودی دوباره در حلقه مرکزی خواهیم داشتت.

1085
01:15:37,845 --> 01:15:39,710
چرا این کار را کردی؟

1086
01:15:39,780 --> 01:15:43,716
اگر دوباره بخواهد من را بخورد، قصد دارم آن سبیل را از روی صورتت بزنم.

1087
01:15:47,488 --> 01:15:51,185
او یک دیوانه است. سابقه بیماری روانی دارد.

1088
01:15:51,292 --> 01:15:53,385
- او بی‌تعارف...
- او بهترین است

1089
01:15:53,494 --> 01:15:58,397
- جراح فوق‌العاده‌ای که تا به حال دیده‌ام.
- او اینجا خواهد ماند.

1090
01:15:58,499 --> 01:16:02,799
- او نیروی محرکه‌ای است که همه‌چیز را به حرکت در می‌آورد.
- من می‌خواهم حقوق انحصاری او را داشته باشم.

1091
01:16:02,903 --> 01:16:05,599
او پویا و دلسوز است. نمی‌توانم تصور کنم...

1092
01:16:05,706 --> 01:16:08,504
- چه اتفاقی افتاده؟
- دولیتل. کار فوق‌العاده.

1093
01:16:08,576 --> 01:16:12,672
- آفرین. آفرین، جانی. خیلی الهام‌بخش هستی.
- خوش آمدی به جمع.

1094
01:16:12,746 --> 01:16:16,739
- احساس می‌کنم یک فرانچایز برنده خریده‌ام.
- بله.

1095
01:16:17,151 --> 01:16:20,416
تو هیچ چیزی نخرته‌ای.
ما برای فروش نیستیم.

1096
01:16:20,588 --> 01:16:25,525
ببین. ما به این موجودات عجیب و غریب نیازی نداریم. فقط من و تو،

1097
01:16:26,093 --> 01:16:30,120
- مستقیم به اوج.
- تو پرنده می‌خواهی؟ پرنده خواهی گرفت.

1098
01:16:35,836 --> 01:16:40,637
- حالا خوشحالی؟
- من درست پشت سر توام.

1099
01:16:50,117 --> 01:16:52,415
هی. یکی بیاد اینجا.

1100
01:16:52,520 --> 01:16:55,114
فکر می‌کنم زایمان داریم.

1101
01:16:55,189 --> 01:16:58,852
هی، هی! یکی!
می‌بینم که در آن تخم کمی جنب و جوش هست.

1102
01:16:58,959 --> 01:17:01,154
می‌بینم که در تخم جنب و جوش هست.

1103
01:17:01,228 --> 01:17:03,719
هی، چطوری می‌گذره، مک‌گراف؟

1104
01:17:03,797 --> 01:17:06,197
می‌دونی چی؟ یک تی‌ک‌تک برات ضرر نداره.

1105
01:17:06,267 --> 01:17:09,395
هی، دختر، بلند شو. زایمان در راه است.

1106
01:17:09,470 --> 01:17:11,597
یک تخم‌مرغ قوی. این عالی خواهد بود.

1107
01:17:11,672 --> 01:17:14,163
- بیا دختر.
- یک سؤال. قوی چیه؟

1108
01:17:14,241 --> 01:17:16,971
- این تخم‌مرغ من در حال ترکیدن است.
- خوب، فقط نفس بکش.

1109
01:17:17,077 --> 01:17:20,069
آره، اینجا می‌آید، لحظه جادویی.

1110
01:17:20,181 --> 01:17:23,548
اوه، نه. درست مانند پارک ژوراسیک.
قراره ما را بکشند.

1111
01:17:23,617 --> 01:17:26,347
تخم‌مرغ قو من در حال ترکیدن است.
داره می‌ترکد. این...

1112
01:17:28,556 --> 01:17:31,150
خدا را شکر، دکتر. این چه موجودی است؟

1113
01:17:31,692 --> 01:17:35,355
این بچه‌تمساح جدید مایا است.

1114
01:17:35,429 --> 01:17:37,294
خنک.

1115
01:17:37,398 --> 01:17:39,832
- مامان؟
- مامان؟ من مامان تو نیستم.

1116
01:17:41,569 --> 01:17:45,164
- مامان؟
- اوه، نه، به من نگاه نکن.

1117
01:17:45,239 --> 01:17:49,801
هرچند یک بار در ایورگلیدز مست شدم...

1118
01:17:51,011 --> 01:17:52,501
دکتر، صبر کن.

1119
01:17:52,613 --> 01:17:55,446
پس، می‌خواهی انسان‌ها و حیوانات را درمان کنی.
من دوست دارم.

1120
01:17:55,516 --> 01:17:58,178
هیچ چیز مهمی نیست. ما همه اصولاً یکسان هستیم.

1121
01:17:58,252 --> 01:18:02,279
دقیقاً همین را فکر می‌کردم. اول می‌خواهم
کاسه‌ام را روی میز ناهارخوری بگذارم.

1122
01:18:02,389 --> 01:18:05,381
دوم، دیگر غذای سگ نمی‌خورم.
این چیزها واقعا زشت است.

1123
01:18:05,459 --> 01:18:08,724
من یک اتاق خودم می‌خواهم، با تلویزیون.
کابل عادی خوب است.

1124
01:18:09,029 --> 01:18:11,998
من داستان‌هایی با پایانی خوش را دوست ندارم.

1125
01:18:12,099 --> 01:18:13,896
- یو-هو.
- چی؟

1126
01:18:14,001 --> 01:18:17,129
- من چیزی نگفتم.
- پس کی...؟

1127
01:18:17,238 --> 01:18:21,106
به سلامت فرار کنید.
اوه، خدایا. نمی‌خواهم بمیرم.

1128
01:18:21,208 --> 01:18:24,109
چپ بپیچید. نه، راست بپیچید.

1129
01:18:24,211 --> 01:18:30,275
- پاها، کار خود را انجام دهید. از جلوی من کنار بروید.
- این دایره زندگی واقعاً بو می‌دهد.
