1
00:00:01,361 --> 00:00:19,351
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:20,851 --> 00:00:28,851
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

3
00:00:31,196 --> 00:00:35,394
روزی روزگاری
در اعماق آفریقا

4
00:00:35,467 --> 00:00:37,230
تو یه جنگل انبوه بزرگ

5
00:00:38,170 --> 00:00:42,368
سرزمینی جادویی و جنگلی، وجود داره
که خوشبختانه دست نخورده باقی مونده

6
00:00:57,656 --> 00:01:00,921
امروز، یه روز بسیار خاص
برای قلب تاریک این جنگله

7
00:01:26,919 --> 00:01:28,648
یه زندگی جدید بوجود اومده

8
00:01:29,555 --> 00:01:31,853
یه پسر بچه فوق العاده بنام اسکار

9
00:01:33,125 --> 00:01:35,821
حالا مگه این بچه چی داره
که اینقدر خاصه ؟

10
00:01:36,195 --> 00:01:39,323
خب، یه چیز واقعاً شگفت انگیز
قراره زندگیِ این بچه رو تغییر بده

11
00:01:40,566 --> 00:01:43,194
و داستان ما هم درباره همین موضوعه

12
00:01:47,595 --> 00:01:54,595
شامپانزه

13
00:02:04,790 --> 00:02:06,815
در اعماق این جنگل

14
00:02:06,892 --> 00:02:09,952
یه دنیایی هست که هیچ کدوم
از ماها، تا حالا اونو ندیدیم

15
00:02:10,963 --> 00:02:12,624
دنیایی با اندکی انسان

16
00:02:12,698 --> 00:02:16,600
ولی با این اوصاف پر از
غمگینی و شادی

17
00:02:25,601 --> 00:02:35,601
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

18
00:03:49,061 --> 00:03:50,585
حدوداً 3 ماه از وقتی که

19
00:03:50,662 --> 00:03:54,189
اسکار نور و برکت رو همراه خودش
به مادرش تقدیم کرد، میگذره

20
00:03:54,533 --> 00:03:57,593
تاحالا " ایشا " اینقدر خوشحال نبوده

21
00:04:02,641 --> 00:04:05,735
دنیای " اسکار " کنار مادرش سپری میشه

22
00:04:05,811 --> 00:04:08,507
ولی 35 تا شامپانزه دیگه هم
تو گروه اونا هستن

23
00:04:08,580 --> 00:04:10,775
که یه خانواده گسترده رو تشکیل میده

24
00:04:10,849 --> 00:04:13,443
که هیچوقت هم از همدیگه، جدا نمیشن

25
00:04:17,789 --> 00:04:19,552
شاید یه روز "اسکار" هم مثل

26
00:04:19,625 --> 00:04:21,490
پدر بزرگ پیرش بشه

27
00:04:21,560 --> 00:04:24,085
میمونی که امسال 50 سالگی ش رو تموم کرد

28
00:04:25,197 --> 00:04:27,028
ولی بغیر از "اسکار" بچه های
دیگه ای هم اینجا هستن

29
00:04:27,099 --> 00:04:29,693
که درواقع هم بازی های "اسکار" به حساب میان

30
00:04:29,768 --> 00:04:31,429
کلاً خانواده خوبیه

31
00:04:31,503 --> 00:04:33,733
ولی بدی ش اینه که تو قلب جنگله

32
00:04:50,322 --> 00:04:53,314
ولی " اسکار " تا 20 سالگی بلوغ نمیشه

33
00:04:53,392 --> 00:04:56,259
ولی بالاخره یه روز، مثه این یارو گندهه میشه

34
00:04:56,328 --> 00:05:00,628
ایشون " فردی " هستن
کله گنده و رئیس اینجا

35
00:05:01,233 --> 00:05:02,928
از ریش سفیدش میتونین بفهمین

36
00:05:03,001 --> 00:05:04,992
که چقدر تجربه و دانش داره

37
00:05:08,407 --> 00:05:10,637
در حال حاضر، "فردی" لمس ناپذیره

38
00:05:10,709 --> 00:05:12,472
و مثل اکثر میمونهای نَر

39
00:05:12,544 --> 00:05:14,910
نمیتونه به میمون های جوانی که یه روز

40
00:05:14,980 --> 00:05:17,881
میخوان جایگاه اونو بگیرن، اهمیت نده

41
00:05:30,228 --> 00:05:32,958
آره آره. این چیزا تکراری شده

42
00:05:36,702 --> 00:05:39,762
باید عقل درست و حسابی داشته باشی
تا بتونی تو این جنگل زندگی کنی

43
00:05:39,838 --> 00:05:41,829
جعبه ابزار جنگل میتونه کمک حالِت باشه

44
00:05:41,907 --> 00:05:44,740
ولی باز هم باید به اندازه کافی عقل
داشته باشی که بتونی ازش استفاده کنی

45
00:05:50,015 --> 00:05:53,143
بعضی اوقت باید از دیگران یاد بگیرین

46
00:05:53,218 --> 00:05:55,846
مثلاً از خانواده یا دوستان

47
00:05:58,223 --> 00:06:00,487
میبینید ؟ اینطوری

48
00:06:00,759 --> 00:06:02,488
درست اونجا

49
00:06:05,931 --> 00:06:08,627
دیگه حتی " روفوز " هم فهمیده که باید چیکار کنه

50
00:06:10,402 --> 00:06:12,893
ایناهاش. مگس های روی چوب

51
00:06:19,144 --> 00:06:22,602
بالاخره موقع ش فرا رسید
اسکار باید مادرش رو ترک کنه

52
00:06:30,756 --> 00:06:34,522
برای پسر کوچیک ایشا
امروز، روز استقلال محسوب میشه

53
00:06:34,593 --> 00:06:37,687
و روز استقلال، فقط یک بار
برای هر کسی اتفاق میافته

54
00:07:00,085 --> 00:07:03,020
خب واسه امروز  کافیه
به اندازه کافی مستقل شد

55
00:07:15,567 --> 00:07:19,503
خونه جنگلیِ "اسکار" یه املاک
واقعی برای یه شامپانزه به حساب میاد

56
00:07:19,571 --> 00:07:23,632
که خیلی هم باشکوه و با ارزشه
ولی زندگی کردن تو اینجا، واقعاً کار سختیه

57
00:07:24,676 --> 00:07:27,338
جنگل خودش یه جانداره
نفس میکشه

58
00:07:27,412 --> 00:07:29,437
ولی دوست نداره که فاسد بشه
یا توسط افرادی خورده بشه

59
00:07:52,504 --> 00:07:54,631
پیدا کردن غذا کار همیشگی اوناس

60
00:07:54,706 --> 00:07:56,435
و همه افراد خانواده در این امر
به همدیگه کمک میکنن

61
00:07:56,508 --> 00:07:58,100
از جمله اسکار

62
00:07:58,677 --> 00:07:59,939
حالا که یه ذره بزرگتر هم شده

63
00:08:00,011 --> 00:08:02,445
میتونه خودش تنهایی ماجراجویی کنه
و دنبال غذا بگرده

64
00:08:04,216 --> 00:08:06,684
ولی وقتی آدم میتونه سوار یه نفر بشه
دیگه چرا تنهایی بره ؟

65
00:08:06,751 --> 00:08:10,187
جدی میگم، وقتی میتونی سواری کنی
آخه مگه مجبوری پیاده بری ؟

66
00:08:10,422 --> 00:08:12,322
گاز بده مامان

67
00:08:14,159 --> 00:08:16,423
فردی رهبری گروه برای پیدا کردن
صبحانه رو بر عهده داره

68
00:08:16,495 --> 00:08:19,191
وقتی یه نفر کنارت هست که میدونه
باید کجا دنبال غذا بگردی، خیلی خوبه

69
00:08:19,631 --> 00:08:23,727
مخصوصاً وقتی که رستوران سر جای قبلیش نیست

70
00:08:35,914 --> 00:08:39,475
امروز ناهار حتی تو منطقهِ قبلیش هم نیست
چه برسه به سر جای قبلیش

71
00:08:39,551 --> 00:08:41,542
برای پیدا کردن میوه اونا باید

72
00:08:41,620 --> 00:08:44,088
یه عالمه پیاده روی کنن

73
00:08:44,155 --> 00:08:46,180
و یه ریسک جانانه هم بکنن

74
00:08:52,697 --> 00:08:54,756
فردی میدونه تنهایی میوه ای
که الان در دسترس هست

75
00:08:54,833 --> 00:08:57,529
خیلی از منطقه خودشون دور تره

76
00:08:57,602 --> 00:09:00,036
خارج از محدوده ایمن

77
00:09:03,208 --> 00:09:06,473
این منطقه نسل هاست که
یه زمین جنگ برای میمون ها محسوب میشه

78
00:09:10,482 --> 00:09:13,383
همگی کاملاً هوشیارن

79
00:09:13,552 --> 00:09:15,952
تا جایی که میتونن سکوت رو رعایت میکنن

80
00:09:27,832 --> 00:09:31,290
فردی اونا رو به سمت دشمن میبره

81
00:09:32,804 --> 00:09:35,068
این برآمدگی ابتدای این مرز رو نشون میده

82
00:09:35,140 --> 00:09:37,734
که متعلق به یه گروه از
شامپانزه های دشمنه

83
00:09:48,987 --> 00:09:51,979
بالاخره میوه ممنوعه پیدا شد

84
00:10:12,577 --> 00:10:15,273
هیس، اسکار. هیس

85
00:10:41,373 --> 00:10:44,934
فردی میمون های دشمن رو میبینه
که تیم ش رو محصاره کردن

86
00:10:48,179 --> 00:10:50,579
تیم دشمن یه رهبر خیلی سرسخت داره

87
00:10:51,416 --> 00:10:52,849
اِسکار

88
00:10:53,785 --> 00:10:55,309
او و تیمش خیلی وقته که

89
00:10:55,387 --> 00:10:57,548
فِرِدی رو تحت نظر دارن

90
00:11:00,425 --> 00:11:04,759
اُسکار میره تو بغل ایشا
اونا حتی جرئت تکون خوردن هم ندارن

91
00:11:11,236 --> 00:11:12,828
دشمن بوی اونارو حس کرده

92
00:11:18,243 --> 00:11:20,609
اُسکار و بقیه میمون ها واقعاً در خطرن

93
00:11:39,864 --> 00:11:44,392
مشت زدن اِسکار یه جور تهدیده
ایشا یا باید فرار کنه یا بمیره

94
00:11:50,141 --> 00:11:52,109
فردی هم همچنان رهبرِ گروهه

95
00:12:07,125 --> 00:12:09,059
با فرار کردن گروه فردی

96
00:12:09,127 --> 00:12:11,561
دشمن هاشون یه جورایی برنده شدن

97
00:12:11,629 --> 00:12:12,994
ولی این تازه اول راهه

98
00:12:14,032 --> 00:12:17,968
اِسکار و سربازاش میخوان
تو جنگ برنده بشن

99
00:12:18,036 --> 00:12:20,027
نه یه دنبال بازیِ ساده

100
00:12:25,043 --> 00:12:26,305
جایزه پیروزی

101
00:12:26,377 --> 00:12:29,642
اینه که میتونن دقیقاً وسط زمین فردی
و دوستان، درخت فندق بکارن

102
00:12:31,349 --> 00:12:35,012
بیشه درواقع یه راهی برای بدست
آوردن غذا، تو این جنگله

103
00:12:35,086 --> 00:12:37,611
دقیقاً همون چیزی که اِسکار و ارتشش
برای زنده موندن و پیشرفت کردن

104
00:12:37,689 --> 00:12:40,522
بهش نیاز دارن

105
00:12:55,373 --> 00:12:59,036
ایشا میدونه که اِسکار تهدید بسیار بزرگی
برای اُسکار بحساب میاد

106
00:12:59,110 --> 00:13:01,840
این روهم میدونه که نزدیک بود اونارو زندانی کنن
و خطر از بغل گوششون رد شد

107
00:13:02,480 --> 00:13:05,745
حالا اون هرکاری میکنه که پسرش در امان باشه

108
00:13:19,764 --> 00:13:23,325
اسکار هم به شیر مادرشو بجای غذا میخوره
و به همون شیر قانع میشه

109
00:13:24,135 --> 00:13:26,399
و برای اینکه شیرِش خشک نشه

110
00:13:26,471 --> 00:13:29,634
ایشا باید از اون فندق های
ارزشمند حمحدوده شون استفاده کنه

111
00:13:37,649 --> 00:13:42,109
بیشه های باشکوه فندق
همونایی که اِسکار میخواد

112
00:13:42,187 --> 00:13:44,553
آخه اینجا هرکسی میتونه با این
خاک خوب پیشرفت کنه

113
00:13:44,622 --> 00:13:46,749
ولی خاک تنها ویژگی اینجا نیست
یه ماده جادویی دیگه هم وجود داره

114
00:13:48,126 --> 00:13:49,787
این آب زندگی بخش

115
00:15:03,101 --> 00:15:06,901
زیر این آبشار، در قلب محدوده فردی

116
00:15:06,971 --> 00:15:08,598
فصل رسیدگی فندق ها فرا رسیده

117
00:15:08,673 --> 00:15:11,164
و حالا باید جشن بگیرن

118
00:15:22,754 --> 00:15:26,383
فندق ها خیلی خوشمزن، مغز دارن
کسی نمیتونه به یه دونه شون بسنده کنه

119
00:15:29,193 --> 00:15:32,094
باید حتماً یه عالمه برداری

120
00:15:32,764 --> 00:15:36,097
ولی آخه چطوری میخوای جابجاشون کنی ؟

121
00:15:36,701 --> 00:15:38,965
باید خیلی خلاق باشی

122
00:15:40,071 --> 00:15:43,040
همم. برارشون تو این یکی دستت

123
00:15:43,608 --> 00:15:45,473
کسی نگاه نکنه ؟

124
00:15:48,179 --> 00:15:50,613
فندق های خیلی رسیده یه بوی خاصی میدن

125
00:15:51,249 --> 00:15:54,241
ولی شکستن شون هم کار واقعاً دشواریه

126
00:15:57,322 --> 00:16:01,156
باید از یه وسیله مناسب واسه
شکستن شون استفاده کنی

127
00:16:02,656 --> 00:16:10,656
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

128
00:16:15,740 --> 00:16:18,208
آسونتر از چیزیه که بنظر میاد

129
00:16:18,276 --> 00:16:21,734
همین مهارت ها هست که این میمون ها
رو تبدیل به استاد این کارا کرده

130
00:16:24,048 --> 00:16:27,176
بفرماید. همم همم

131
00:16:39,297 --> 00:16:42,755
بعضی اوقات بهترین وسیله برای
بدست آوردن فندق، یه وسیله معمولی نیست

132
00:16:42,834 --> 00:16:44,859
بلکه یه مامان خوبه

133
00:16:48,106 --> 00:16:50,097
معامله باحالیه

134
00:16:50,575 --> 00:16:53,703
ولی مامان فقط چند سال میتونه کمک کنه

135
00:16:53,778 --> 00:16:56,975
بعدش باید خودشون کارای خودشونو بکنن

136
00:16:58,950 --> 00:17:02,044
واقعا چقدر سخته

137
00:17:03,421 --> 00:17:05,719
اسکار داره یاد میگیره که چطور فندق خورد کنه

138
00:17:08,826 --> 00:17:11,192
این چکش یه مشکلی داره

139
00:17:11,262 --> 00:17:13,355
! فندق رو نمی شکنه

140
00:17:15,700 --> 00:17:18,863
بله چکش، پس چی

141
00:17:22,507 --> 00:17:25,032
آهان یه بزرگترشو آورد

142
00:17:42,393 --> 00:17:44,054
! اینم که شکست

143
00:17:44,996 --> 00:17:47,157
خوشبختانه دیگه مثل قدیما
آتیش روشن نمیکنن

144
00:17:53,171 --> 00:17:56,470
خیله خب، باید توش فندق باشه

145
00:18:08,519 --> 00:18:12,421
صبر کن، دارن از سنگ استفاده میکنن ؟

146
00:18:12,490 --> 00:18:14,822
کسی چیزی درباره سنگ نگفت

147
00:18:15,760 --> 00:18:19,252
فهمیدم. چون سنگ از چوب سفت تره

148
00:18:29,807 --> 00:18:33,538
آقای فندق، ایشون آقای سنگ هستن

149
00:18:35,012 --> 00:18:36,809
بیا پیش بابایی

150
00:18:41,385 --> 00:18:44,946
ایول، بالاخره در اومد

151
00:18:51,429 --> 00:18:53,021
فندق های اسکار ته کشید

152
00:18:53,097 --> 00:18:55,930
حالا باید چکشو ول کنه به امون خدا
و بره بازم فندق بیاره

153
00:18:59,337 --> 00:19:00,861
بچه کوچولو

154
00:19:01,839 --> 00:19:04,171
یه لحظه ارت چشم برنداشتم

155
00:19:04,909 --> 00:19:06,399
پسره ی احمق

156
00:19:17,188 --> 00:19:19,281
بعد از خوردن اون همه فندق

157
00:19:19,357 --> 00:19:21,985
دیگه کسی نمیتونه سر پا وایسه

158
00:19:22,059 --> 00:19:25,620
آره، حالا وقت استراحت و هضم غذائه

159
00:19:25,696 --> 00:19:28,324
حتی اسکار کوچولو هم کله پا شده

160
00:19:33,538 --> 00:19:37,338
ساعت ها وقت میبره که
بعد از خوردن یه غذای سنگین
از خواب بیدار شی

161
00:19:37,408 --> 00:19:40,104
ولی جنگل هیچوقت استراحت نمیکنه

162
00:20:02,533 --> 00:20:03,864
وسط روزف تو اون آفتاب سوزان

163
00:20:03,935 --> 00:20:07,837
همه مادر و پدرها یه ذره سکوت و آرامش میخوان

164
00:20:07,905 --> 00:20:10,203
ولی بچه ها نظر دیگه ای دارن

165
00:20:10,274 --> 00:20:13,072
مخصوصاً اسکار

166
00:20:15,646 --> 00:20:17,807
! بیاین بالا بچه ها

167
00:20:28,726 --> 00:20:31,752
یه میلیون درخت تو این جنگله

168
00:20:31,829 --> 00:20:34,855
مجبوری رو سر و کله من بازی کنی ؟

169
00:20:41,005 --> 00:20:45,669
من خوابم ! هنوزم خوابم

170
00:21:20,077 --> 00:21:23,706
ایشای بیچاره. نگاهش کنین

171
00:21:23,781 --> 00:21:26,841
دستاش تو دستای اسکاره

172
00:21:27,518 --> 00:21:30,078
ولی هیچوقت صبرش ته نمیکشه

173
00:21:31,022 --> 00:21:33,820
اسکار هم میمون خوش شانسیه

174
00:21:52,810 --> 00:21:55,506
اِسکار و دوستان تهدید
رشد کرده ای هستن

175
00:21:57,281 --> 00:21:59,977
غذا هنوز تو منطقه اونا بسیار کمیابه

176
00:22:00,551 --> 00:22:02,314
اگه چیزی تغییر نکنه

177
00:22:02,386 --> 00:22:05,822
مجبور میشن یه حرکتی روی
بیشه های فندق بزنن

178
00:22:06,724 --> 00:22:08,589
اگر هم موفق بشن

179
00:22:08,659 --> 00:22:10,889
فردی و گروهش برای همیشه

180
00:22:10,961 --> 00:22:13,555
از سرزمین مادری شون جدا میشن

181
00:22:17,268 --> 00:22:21,329
اِسکار سالخورده زیر
فشار ثابت هست

182
00:22:22,206 --> 00:22:24,800
مردان تیم اسکار خیلی پرقدرت هستن

183
00:22:24,875 --> 00:22:27,708
و هرکدوم میتونن ادعای رهبریت کنن

184
00:22:27,778 --> 00:22:29,370
و خودش هم اینو میدونه

185
00:22:33,284 --> 00:22:36,253
گرومینگ سعی میکنه این گروه تقریباً
از هم پاچیده رو همچنان کنار هم نگه داره

186
00:22:36,320 --> 00:22:39,289
و به همه یاد آوری کنه که رئیس کیه

187
00:22:39,357 --> 00:22:43,054
اگه اون نبود، الان تو گروه
هرج و مرج بپا شده بود

188
00:22:57,575 --> 00:23:00,840
این گروه ممکنه تا چند وقته
دیگه پا برجا بمونه

189
00:23:00,911 --> 00:23:04,176
ولی تا کِی اسکار میتونه
رو دوستاش حساب کنه ؟

190
00:23:12,990 --> 00:23:14,048
در غرب

191
00:23:14,125 --> 00:23:17,822
فصل رسیده شدن یه میوه ویژه
که زیر آبشار هم هست، سر رسیده

192
00:23:18,596 --> 00:23:20,427
ساکوگلوتی

193
00:23:20,498 --> 00:23:21,931
اگه راست میگی این اسمو 3 بار پشت سر هم بگو

194
00:23:28,038 --> 00:23:30,666
فردی میدونه که این میوه یه پوئن مثبته

195
00:23:30,741 --> 00:23:33,232
واسه همین سعی میکنه که حداکثر اونا رو جمع آوری کنه

196
00:23:35,846 --> 00:23:39,145
ایشا هم واسه خودش و اُسکار میوه جمع میکنه

197
00:23:51,762 --> 00:23:54,196
یادت باشه قبل از خوردن
میوه هارو بشوری

198
00:24:03,374 --> 00:24:05,740
وقتی که شسته شد، میوه آبدار و تازه س

199
00:24:05,810 --> 00:24:08,404
حالا میتونی همشو بخوری

200
00:24:09,146 --> 00:24:12,946
حتی بدون دندون هم میتونی اونارو بخوری
!! واسه همین پدربزرگ این میوه هارو خیلی دوست داره

201
00:24:13,584 --> 00:24:15,347
خیلی خوشگله

202
00:24:15,419 --> 00:24:18,252
خوشبختانه هیچ عکس خانوادگیِ
با پدربزرگ ندارم

203
00:24:19,023 --> 00:24:20,615
چقدر اشتها آور

204
00:24:23,060 --> 00:24:25,051
وقتی میوه هارو خورده شد

205
00:24:25,129 --> 00:24:26,756
میکننش تو آب و دوباره میخورن

206
00:24:29,166 --> 00:24:32,624
واو! چه ساکوگلوتیِ خوبی

207
00:24:46,116 --> 00:24:50,416
بالاخره یه چیز پیدا شد که اسکار
بتونه اونو بدون کمک مادرش بخوره

208
00:24:50,488 --> 00:24:54,185
ولی همه تو این موئندن که غذای بعدی
قراره از کجا بیاد

209
00:25:04,635 --> 00:25:06,603
وقتی که غال میوه ها کنده شد

210
00:25:06,670 --> 00:25:10,071
خانواده فردی میرن یه جا دیگه
برای پیدا کردن غذا

211
00:25:10,140 --> 00:25:13,507
مثل ما انسان ها، اونا هم همه چیز خوارن

212
00:25:14,845 --> 00:25:18,906
ولی تو خوردن گوشت خیلی وسواس دارن
و هر گوشتی رو نمیخورن

213
00:25:42,206 --> 00:25:43,571
میمون ها

214
00:25:46,277 --> 00:25:48,541
مردها میرن شکار

215
00:25:49,179 --> 00:25:50,669
از هم جدا میشن

216
00:25:51,115 --> 00:25:52,639
میرن تو دِل جنگل

217
00:25:52,716 --> 00:25:54,741
و میرن سر جای خودشون

218
00:25:55,553 --> 00:25:57,578
فردی اون وسط وایمیسه

219
00:26:02,226 --> 00:26:04,956
اسکار و ایشا هم از کنار
اونارو نگاه میکنن

220
00:26:10,601 --> 00:26:14,002
این میمون های کلوبوس تا حالا
چندین بار شکار شده ان

221
00:26:15,205 --> 00:26:17,673
کوچکتر و براقتر از شامپانزه ها هستن

222
00:26:17,741 --> 00:26:19,766
میتونن رو شاخه های باریکتر بپرن

223
00:26:19,843 --> 00:26:22,835
و همین موضوع باعث میشه
که شکارشون سخت بشه

224
00:26:30,688 --> 00:26:31,882
فردی فعلاً صبر میکنه

225
00:26:31,956 --> 00:26:33,514
باید یه نقشه درست و حسابی بکشن

226
00:26:33,591 --> 00:26:35,650
هر کسی باید یه نقشی رو ایفا کنه

227
00:26:42,333 --> 00:26:45,393
یکی یکی، شامپانزه ها تو موقعیت خودشون قرار میگیرن

228
00:26:52,576 --> 00:26:55,067
میمون ها هنوز اونارو ندیدن

229
00:27:02,720 --> 00:27:04,745
حالا بلوکر ها میرن بالا

230
00:27:11,295 --> 00:27:13,263
اونا باید دیده بشن

231
00:27:13,330 --> 00:27:15,230
و تو یه منظره باز وایسن

232
00:27:19,370 --> 00:27:20,962
یه بلوکر دیگه

233
00:27:21,472 --> 00:27:23,064
یه راه فرار دیگه بسته شد

234
00:27:27,711 --> 00:27:29,679
فردی خیلی با دقت میره بالا

235
00:27:30,214 --> 00:27:31,977
اون نباید دیده بشه

236
00:27:38,222 --> 00:27:39,712
بعنوان مهاجم

237
00:27:39,790 --> 00:27:42,884
فردی باید پنهان باشه
تا وقتی که میخواد حمله کنه

238
00:27:52,102 --> 00:27:53,330
عالیه

239
00:27:58,976 --> 00:28:00,705
حالا نوبت راننده س

240
00:28:00,778 --> 00:28:04,179
میمون هارو مجبور میکنه که به سمت مهاجم برن

241
00:28:24,101 --> 00:28:25,261
آماده

242
00:28:25,903 --> 00:28:27,097
محکم

243
00:28:28,605 --> 00:28:29,629
! برو

244
00:28:39,750 --> 00:28:41,342
! یکی شون رو گرفتن

245
00:28:47,157 --> 00:28:49,557
فردی بهترین میمون رو واسه خودش برداشت

246
00:28:53,731 --> 00:28:55,562
بعد از این حمله اولیه

247
00:28:55,632 --> 00:28:58,066
تمامی اعضای گروه دور هم جمع میشن
که جشن بگیرن

248
00:29:01,138 --> 00:29:05,165
برای اسکار، الان یه فرصت خوبه
که سر میز بزرگسال ها بشینه

249
00:29:06,376 --> 00:29:08,003
غذا اول به کسانی میدن

250
00:29:08,078 --> 00:29:11,070
که تو شکار همکاری کردن
و درواقع یه دستمزده

251
00:29:11,148 --> 00:29:13,173
ولی مهم نیست چقدر تلاش کنی

252
00:29:13,250 --> 00:29:15,912
همیشه یکی برای خیانت کردن هست

253
00:29:22,626 --> 00:29:24,719
زن ها زیاد اهمیت نمیدن

254
00:29:24,795 --> 00:29:27,423
وقتی موقع غذا خوردن میشه

255
00:29:27,498 --> 00:29:29,466
دخترا همیشه برنده ان

256
00:29:32,169 --> 00:29:34,000
برو عقب، خرس گنده

257
00:29:43,981 --> 00:29:46,950
خیلی خوبه که به رژیم خودتون
یه ذره فیبر اضافه کنین

258
00:29:47,017 --> 00:29:49,247
پس سالاد کنار غذا رو یادتون نره

259
00:30:02,900 --> 00:30:05,232
مثل همیشه، اسکار  آخر شد

260
00:30:05,302 --> 00:30:07,429
واسه همین غذا بهش نرسید

261
00:30:07,738 --> 00:30:10,332
بازم مجبوره به شیر مادرش بسنده کنه

262
00:30:10,407 --> 00:30:13,706
شاید اون معروف ترین میمون کوچولو اینجا نیست

263
00:30:13,777 --> 00:30:17,042
ولی عشقی که مادرش نسبت به اون داره
خیلی خوشحالش میکنه

264
00:30:26,023 --> 00:30:30,119
دم دمای صبح، پلنگ ها تو
جنگل شروع میکنن به پرسه زدن

265
00:30:30,194 --> 00:30:32,287
اگه ایشا و اسکار جون شون رو دوست دارن

266
00:30:32,362 --> 00:30:34,387
باید برن بالای درخت بخوابن

267
00:30:54,384 --> 00:30:57,945
این شاخه های جوون وانعطاف پذیر
خیلی راحت تبدیل به سکو میشن

268
00:31:05,596 --> 00:31:08,793
و از برگ ها هم میشه بعنوان
تخت خواب استفاده کرد

269
00:31:10,293 --> 00:31:18,293
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

270
00:31:26,016 --> 00:31:28,985
خیلی راحته

271
00:31:38,896 --> 00:31:42,024
مثل اکثر بچه ها، اسکار هم از خوابیدن بدش میاد

272
00:32:02,753 --> 00:32:06,849
بالاخره پسر کوچولوی شیطون ایشا خوابش برد

273
00:32:24,875 --> 00:32:26,900
حتی اگه بچه ها هم بذارن بخوابی

274
00:32:26,977 --> 00:32:30,435
باز هم یه شانس خوب هست که
به خاطر همسایه ها بیدار بمونین

275
00:32:36,086 --> 00:32:37,849
...خواهش میکنم

276
00:32:44,795 --> 00:32:46,524
شوخی میکنی؟

277
00:32:49,866 --> 00:32:51,959
میدونین، قورباقه ها قابل خوردن هستن

278
00:32:58,108 --> 00:33:00,406
خیلی خب

279
00:33:49,826 --> 00:33:52,818
ایشا" و "اسکار" به یه روش"
مهیجی از درخت میان پایین

280
00:34:04,841 --> 00:34:07,309
این کارو صبح زود، درست بعد از صبحانه

281
00:34:07,377 --> 00:34:11,780
که بهترین زمان در روز برای تحکیم کردن
دوستیشان با کمی رسیدگی به خودشان است، میکنند

282
00:34:20,657 --> 00:34:24,388
اتحاد در گروه "فردی" هم اکنون، از هر وقت دیگه بیشتره

283
00:34:25,896 --> 00:34:28,831
این گروه خیلی کوچک تر از ارتش رقیب "اسکار" ه

284
00:34:28,899 --> 00:34:30,924
و همکاریشان بهترین فرصت برای

285
00:34:31,001 --> 00:34:34,562
محافظت کردن از درختان
اطرافشان برای نسل های بعدیست

286
00:34:41,912 --> 00:34:44,745
آینده ی "اسکار" در دستان آن هاست

287
00:34:52,255 --> 00:34:56,214
در مناطق بسیار دور
"شرقی، دقیقاً در قلمرو "فردی

288
00:34:56,359 --> 00:34:58,293
یک درخت انجیره که میوه میده

289
00:34:58,361 --> 00:35:00,852
و به سرعت هم میوه هاش خورده میشه

290
00:35:02,532 --> 00:35:04,625
انجیر، عامل اصلی و سیر زندگی کردن در جنگله

291
00:35:04,701 --> 00:35:06,669
و میوه ایست که وقتی چیز دیگه ای برای
خوردن وجود نداره، بسیار خورده میشه

292
00:35:35,332 --> 00:35:37,926
دار و دسته ی "اسکار" خودشون
رو برای یه حمله آماده کردن

293
00:35:39,836 --> 00:35:42,498
آن ها تمام میوه های قلمرو خودشان رو خوردند

294
00:35:42,572 --> 00:35:45,541
و برای رفع گرسنگیشان از مرض خود رد شدند

295
00:35:45,976 --> 00:35:48,171
بقیه ی حیوانات هم پراکنده شدند

296
00:35:59,022 --> 00:36:02,116
حتی این انجیرها هم مدت زیادی کفاف نمیده

297
00:36:02,192 --> 00:36:04,387
این تازه هسته ی میوه ست

298
00:36:05,162 --> 00:36:06,823
وقتی که زمان موعودش میرسه

299
00:36:06,997 --> 00:36:09,431
سعیشون رو میکنن تا به غنیمت واقعی که درخت بادوم هست

300
00:36:09,499 --> 00:36:11,023
دست یابند

301
00:36:17,841 --> 00:36:19,399
هجوم "اسکار" در مرض شرقی

302
00:36:19,476 --> 00:36:21,501
هیچ خطری برای گروه" فردی" محسوب نمیشه

303
00:36:22,812 --> 00:36:25,975
یه گونه ی جدیدی از بادوم در حال رسیدن است

304
00:36:26,049 --> 00:36:28,074
اینا از قبلی ها به مراتب محکم ترند

305
00:36:28,151 --> 00:36:30,949
وقتشه که بریم سر تجهیزات سنگین

306
00:36:32,155 --> 00:36:33,315
!ابزار قدرتمند

307
00:36:47,070 --> 00:36:50,972
پیروز شدن با این ابزار تماماً
به کیفیت سنگ شما بستگی داره

308
00:36:53,343 --> 00:36:57,143
شما هنوز میتوانین در حالی که این ها سنگ ها
رو جمع آوری میکنن، کسی دیگری باشید

309
00:37:00,183 --> 00:37:03,209
و "فردی" هم در این کار خِبره ست

310
00:37:03,286 --> 00:37:06,380
ولی اون نسبت به ابزارش سر سخته

311
00:37:06,456 --> 00:37:09,721
این ها وسیله ی ارتباطه

312
00:37:09,793 --> 00:37:12,990
پس میشه خواهشاً نشکنیشون؟

313
00:37:25,041 --> 00:37:26,474
!اول از همه امنیت

314
00:37:26,543 --> 00:37:30,172
پس خواهشاً دست و پاهایتان رو
از اصابت به سنگ ها حفظ کنید

315
00:37:39,122 --> 00:37:43,286
شامپانزه ها اینجا گرد هم آمدند تا
بعد از 4000 سال سنگ ها رو بشکنند

316
00:37:45,095 --> 00:37:48,622
سنگ شکنی جزئی از میراث فرهنگی
و آداب و رسوم گروهه ست

317
00:37:48,698 --> 00:37:50,859
و از هر نسل به نسل بعد منتقل شده

318
00:37:50,934 --> 00:37:53,425
مخصوصاً از مادر به فرزندش

319
00:37:55,872 --> 00:37:58,602
فراگیری برای "اسکار" کاره سختیه

320
00:37:59,643 --> 00:38:02,305
و این برمیگرده به سال ها قبل از
این که بتونه یه سنگی مثل این رو بلند کنه

321
00:38:04,180 --> 00:38:07,343
و هر روز که میگذرد، این کار
مادر را ودار میکند که به او یاد دهد

322
00:38:07,417 --> 00:38:09,851
که چگونه در جنگل زندگی کند

323
00:38:42,652 --> 00:38:46,520
و این برای سال قبل از اینه که "ایشا" از خود در برابر خطر دفاع کرد

324
00:39:22,225 --> 00:39:25,217
این طروفان بزرگ باعث
تحریک شدن نیروهای "اسکار" میشه

325
00:39:53,990 --> 00:39:56,891
برای دسته ی "فردی"، باران کمتر برایشان خوشاینده

326
00:39:57,694 --> 00:40:00,026
چون شامپانزه ها از خیس شدن متنفرند

327
00:40:19,082 --> 00:40:21,915
اسکار" تا حد امکان با "ایشا" با ملایمت برخورد میکنه"

328
00:40:50,680 --> 00:40:52,580
اسکار" و گروهش"

329
00:41:00,990 --> 00:41:03,891
طوفان جلوی حمله گرفته

330
00:41:34,524 --> 00:41:37,049
این بار، از گوشه کنار حمله کردن

331
00:41:49,806 --> 00:41:52,001
ایشا" و "اسکار" توی دردسر افتادن"

332
00:42:11,694 --> 00:42:14,527
ارتش "اسکار" نتونست دوام بیاره

333
00:42:21,771 --> 00:42:24,763
گروه "اسکار" هم در هم ورهم شده ریخته بهم

334
00:42:37,186 --> 00:42:40,349
در این شلوغی ها، "اسکار" ارتباطش با مادرش قطع شد

335
00:42:42,759 --> 00:42:44,852
ایشا" معلوم نیست کجاست"

336
00:43:12,322 --> 00:43:16,622
"ایشا" به خاطر گروه "اِسکار"
زخمی شد و از گروه خودش جدا شد

337
00:43:17,160 --> 00:43:19,685
تمام تلاش خودش رو
میکنه تا به جای امنی بره

338
00:43:24,067 --> 00:43:26,968
این جنگلی نیست که بشه به تنهایی
در این تاریکی توش زندگی کرد

339
00:43:41,918 --> 00:43:44,785
برخی از دوستای "ایشا" به دست
پلنگ های وحشی ناپدید شدند

340
00:43:44,854 --> 00:43:48,483
اغلب وقتی که از امنیت گروهشون منحرف شدند

341
00:44:49,619 --> 00:44:52,110
ایشا" نه دیگه پیش خانوادش"

342
00:44:53,456 --> 00:44:55,356
و نه پیش پسرش بر میگرده

343
00:45:07,336 --> 00:45:10,169
اسکار" نمیدونه که مادرش مرده"

344
00:45:10,873 --> 00:45:12,773
و داره همه جا رو دنبالش میگرده

345
00:45:19,382 --> 00:45:23,580
و هر ساعتی که میگذره، نا امید تر میشه

346
00:45:40,103 --> 00:45:42,833
بدن "اسکار" برای رشد کردن
دائماً به غذا احتیاج داره

347
00:45:43,506 --> 00:45:47,135
داره سعی میکنه به یاد بیاره که مادرش
چه کاری برای زندگی کردنشان میکرده

348
00:45:47,577 --> 00:45:49,602
ولی بدون مادر هیچ کاری برایش آسان نیست

349
00:46:13,002 --> 00:46:14,799
ساعات به روزها تبدیل میشوند

350
00:46:15,538 --> 00:46:18,063
اسکار باید زمان کمتری رو به
جست و جو کردن اختصاص بده

351
00:46:18,141 --> 00:46:20,769
و بیشتر تمرکزش رو روی زنده ماندش بذاره

352
00:46:22,269 --> 00:46:30,269
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

353
00:47:29,745 --> 00:47:32,543
گرسنگی، "اسکار" رو به
سمت کندوی زنبور ها میکشونه

354
00:47:33,716 --> 00:47:37,584
عسل غذای خوبیه، ولی اون همیشه بابت
جمع کردنشون به مادرش تکیه کرده بود

355
00:47:45,795 --> 00:47:49,196
جایی که عسل هست برای این میمونهایی که شانه هاشون
کوچیه خیلی گوده، و زنبورها هم از این کار خوششان نمیاد

356
00:47:55,938 --> 00:47:58,668
گم شدن "اسکار" به نفع گروه "فردی" ه

357
00:48:20,396 --> 00:48:22,728
رئیسشون بزرگترین شانه ی عسل رو بر میداره

358
00:48:22,798 --> 00:48:24,732
ولی به اندازه ی کافی هم برای بقیه باقی میمونه

359
00:48:26,769 --> 00:48:29,203
به جز پسرای کوچولویی که پیداش کردن

360
00:48:38,881 --> 00:48:41,441
جنگل به نظر میرسه که به طور
فزاینده ای به محلی خصمانه تبدیل شده

361
00:48:41,517 --> 00:48:43,747
البته برای یه شامپانزه ی جوان و گرسنه

362
00:48:49,158 --> 00:48:51,251
آرواره های تیغ تیغی این مورچه های ارتشی

363
00:48:51,327 --> 00:48:54,626
میتونه در عرض یک دقیقه یه قورباغه
یا مارمولک رو از پا در بیاره

364
00:48:55,698 --> 00:48:59,896
این واقعاً منطقی به نظر میاد که موجودی
رو که میتونه بخوردت رو بخوری؟

365
00:49:10,346 --> 00:49:12,814
اسکار" اولین نفریه که گازش میگیرن"

366
00:49:12,882 --> 00:49:16,283
بدون وجود مادر، باید خیلی چیزها رو
سریع تر از شامپانزه های دیگه یاد بگیره

367
00:49:18,054 --> 00:49:19,919
خیلی خب، مرحله ی اول اینه که

368
00:49:19,989 --> 00:49:23,481
باید با یه میله ی ماهیگیری کوچک از
شاخه های اطراف مورچه ها رو شکار کرد

369
00:49:25,361 --> 00:49:29,422
مرحله دوم اینه که، ملیه رو
بندازی بینشون و منتظر نیش بمونی

370
00:49:30,099 --> 00:49:33,830
و آخر سر، مرحله ی سوم
!اینه که، مورچه ها بیان روی چوب

371
00:49:34,236 --> 00:49:35,726
!بعدش بخوری و لذت ببری

372
00:49:42,712 --> 00:49:45,180
!پسرا! خیلی تنده

373
00:49:54,457 --> 00:49:55,788
این ناشی از زیرکیه

374
00:49:55,858 --> 00:49:56,950
اونا لب هاتون رو نیش میزنن

375
00:49:57,026 --> 00:49:59,551
ولی حداقلش بقیه در امان میمونن

376
00:50:10,072 --> 00:50:12,063
اسکار" فاصله ش رو حفظ میکنه"

377
00:50:12,675 --> 00:50:16,111
ولی شاید اگر یه موقع دیگه
نوک برگ ها رو بچینه امن تر باشه

378
00:50:36,766 --> 00:50:39,496
اسکار رفته رفته داره وزن از دست میده

379
00:50:39,568 --> 00:50:41,001
و چون کسی هم نیست که بهش رسیدگی کنه

380
00:50:41,070 --> 00:50:42,560
سخت تر و سخت تر میشه تا ساس ها و
(نوعی حشره که بیشتر به جاهای تاریک و مخصوصاً لای چوب میرود)+

381
00:50:42,638 --> 00:50:44,765
و حشرات دیگه رو روی پوستش نگه داره

382
00:50:50,713 --> 00:50:53,238
دیگه وقت پذیرفتن حقیقت ساده ست

383
00:50:54,016 --> 00:50:55,916
ایشا" هرگز بر نمیگرده"

384
00:50:57,086 --> 00:50:59,316
اسکار" باید مادری جدید پیدا کنه"

385
00:51:01,824 --> 00:51:05,817
ولی بد به حالش، چون اکثر
ماده ها بچه های خودشون رو دارند

386
00:51:05,895 --> 00:51:08,125
و دیگه قادر به کمک کردن
به کسی دیگری نیستند

387
00:51:18,140 --> 00:51:21,132
اسکار پشت سر هم از جاهای گوناگون طرد میشه

388
00:51:34,824 --> 00:51:37,156
حتی پیدا کردن دوست هم به نظر سخت میاد

389
00:52:04,186 --> 00:52:05,676
این یعنی نا امیدی

390
00:52:07,456 --> 00:52:11,153
اسکار" و افرادش ممکنه که در آن روز"
جان خیلی های دیگر رو هم گرفته باشند

391
00:52:47,363 --> 00:52:49,490
دشمن باز گشته

392
00:52:49,565 --> 00:52:52,159
آنها کلیه ی غذاهای قلمروی خوذ را خورده اند

393
00:52:52,234 --> 00:52:55,203
و اکنون غذاهای "فردی" رو میدزند
تا بتواند تعداد افرادش را حفظ کند

394
00:53:03,179 --> 00:53:06,444
برای "اِسکار"، چیزی جز یه شخص باحال نیست

395
00:53:12,054 --> 00:53:15,148
بی تابی از جمله ارتش "اِسکار" در حال رشد کردن است

396
00:53:15,958 --> 00:53:18,290
میخواهند که به درخت بادوم برسند

397
00:53:20,462 --> 00:53:23,124
و خیلی از آنها به رهبر شدن علاقه دارد

398
00:53:45,221 --> 00:53:47,712
اسکار" به هر دری زده"

399
00:53:47,790 --> 00:53:49,655
ولی همچنان تنهاست

400
00:53:56,732 --> 00:53:59,633
فقط یه شامپانزه ست که نزدیکش نرفته

401
00:54:00,102 --> 00:54:01,296
اون "فردی" ه

402
00:54:17,186 --> 00:54:19,154
با پیروی کردن از رهبر

403
00:54:19,655 --> 00:54:21,486
اسکار"، حداقلش یه غذایی"
برای خوردن پیدا میکنه

404
00:54:21,557 --> 00:54:23,855
و تمرین میکنه که چه چیزی برای خوردن امنه

405
00:54:24,760 --> 00:54:28,093
در حال حاضر، بقاء تنها مسئله ست

406
00:54:36,205 --> 00:54:38,799
فردی" برای تحملش شناخته شده نیست"

407
00:54:39,808 --> 00:54:42,003
ولی "اسکار" کسی نیست که اعتراض کنه

408
00:54:42,711 --> 00:54:45,544
این یه تجربه ی جدیدی برای هردوشون محسوب میشه

409
00:54:56,458 --> 00:55:00,155
یه پذیرایی مهربانانه چیزی فراتر از آرزوی "اسکار" بود

410
00:55:07,069 --> 00:55:08,502
وقتی کسی در طرف "فردی" میره

411
00:55:08,570 --> 00:55:12,131
باید بپذیره و اون رو در مورد برداشتن مواد مختلف
و آماده کردن مواد غذایی از آن مواد راهنمایی کنه

412
00:55:22,451 --> 00:55:24,214
شاید نوع تربیت افراد بزرگ

413
00:55:24,286 --> 00:55:26,584
بهترین نمونه نباشه

414
00:55:26,655 --> 00:55:28,885
ولی کی هست که بهشون بگه

415
00:55:29,692 --> 00:55:32,092
یا بگه با دوستش که کنارش نشسته دعوا بگیره؟

416
00:56:25,814 --> 00:56:28,180
"همینطور که روزها میگذره، رابطه ی "اسکار" و "فردی

417
00:56:28,250 --> 00:56:30,582
شروع به تغییر کردن میکنه

418
00:56:31,387 --> 00:56:34,151
تا اینکه یه اتفاق فوق العاده میفته

419
00:56:35,524 --> 00:56:38,152
فردی" به "اسکار" اجازه میده تا بره روی پشتش"

420
00:56:38,227 --> 00:56:40,457
دقیقاً همانطور که مادر این کار رو میکنه

421
00:56:52,674 --> 00:56:55,609
این یه نشانه از یه چیز واقعاً باور نکردنیست

422
00:56:57,746 --> 00:57:00,010
فردی"، "اسکار" رو به فرزندی قبول میکنه"

423
00:57:17,866 --> 00:57:21,063
فقط هدایت کردنش به سمت بادوم ها به "اسکار" کمکی نمیکنه
(منظور: لقمه را آماده گذاشتن در دهان به کسی در رشد کردن کمکی نمیکند)

424
00:57:21,837 --> 00:57:23,498
ولی فعلاً که "فردی" داره این کار رو میکنه

425
00:57:23,572 --> 00:57:26,837
و اول از همه هر بادومی رو که
میشکونه به دوست جدیدش میده

426
00:57:26,909 --> 00:57:29,070
همونطور که مادرش میکرد

427
00:57:29,144 --> 00:57:31,476
خیلی دارن به هم دیگه نزدیک میشن

428
00:57:56,371 --> 00:57:59,204
از وقتی که "ایشا" غیبش زده این
بهترین غذایی بود که "اسکار" خورد

429
00:58:08,917 --> 00:58:11,112
گروه منتظر رهبرشه

430
00:58:11,186 --> 00:58:13,313
ولی "فردی" یه برنامه ی جدیدی داره

431
00:58:19,094 --> 00:58:21,392
اینه که آن زمان که "اسکار" یتیم شد
و آموزش دیدن هاش متوقف شد

432
00:58:21,463 --> 00:58:23,124
را دوباره شروع کنه و اون رو آموزش بده

433
00:58:23,799 --> 00:58:27,929
اون با یه شامپانزه ی حرفه ای و باهوش
طرفه که میتونه خیلی چیزها بهش یاد بده

434
00:58:53,562 --> 00:58:56,053
دوباره دوره ی فراگیری
مهارت های جنگل شروع شده

435
00:59:03,238 --> 00:59:06,867
هرجا که "فردی" میره، "اسکار" هم دنبالش میره

436
00:59:11,847 --> 00:59:15,248
و هرکاری که "فردی" میکنه، "اسکار" هم تقلید میکنه

437
00:59:24,326 --> 00:59:27,955
این پسر کوچولوی ما داره به سرعت
مهارت های جنگل رو فرا میگیره

438
00:59:42,578 --> 00:59:46,139
ممکنه که دنیای "فردی" شیرین شده
باشه و این رو مدیون دوست جدیدشه

439
00:59:46,214 --> 00:59:50,480
ولی تعهدی که به "اسکار" داره باعث شده
که از پاسبانی دادن مرض ها باز بمونه

440
00:59:52,955 --> 00:59:55,082
همه از تغییری که در ارتباطش
به وجود آمده آگاه شدن

441
01:00:06,935 --> 01:00:10,462
اِسکار" و دار و دستش هم اکنون از مرز رد شدند"

442
01:00:10,539 --> 01:00:14,737
به این شدت به سرزمین "فردی" بدون مخالفت کردن وارد نمیشن

443
01:00:14,810 --> 01:00:17,472
و قصد دارند که تمام و کمال از غذاهاش استفاده کنند

444
01:00:25,053 --> 01:00:28,045
سربازها قبل از اینکه تحت فشار
قرار بگیرند باید خوب تغذیه کنند

445
01:00:29,491 --> 01:00:32,016
درخت بزرگ انجیر در حال غارت شدنه

446
01:00:33,929 --> 01:00:36,727
این غذایی ست که گروه "فردی" برای
زنده ماندن بهش تکیه کرده بودند

447
01:00:38,634 --> 01:00:42,001
ولی "اِسکار" به نیازهای دشمن خودش اهمیتی نمیده

448
01:00:45,273 --> 01:00:48,140
به خاطر عدم مقاوت در مرز، تشویق شدند

449
01:00:48,210 --> 01:00:51,407
و مزاحمان هم اکنون بدون اجازه کاملاً
به سرزمین "فردی" وارد شدند

450
01:00:54,016 --> 01:00:56,814
ولی درردیف های مختلف، مخالفت در حال افزایشه

451
01:00:57,686 --> 01:01:01,213
قدرت بدنی این ارتش خودش یه سؤاله

452
01:01:01,289 --> 01:01:03,917
ولی این وحدت بین افراد تیم میتونه شکسته بشه

453
01:01:05,293 --> 01:01:07,022
اِسکار" باید حواسش رو جمع کنه"

454
01:01:25,847 --> 01:01:28,281
فردی" به طور کامل به "اسکار" اختصاص داده شده"

455
01:01:29,785 --> 01:01:32,777
این نر با بالاترین رتبه در حال
نظافت پایین ترین رتبه ست

456
01:01:33,922 --> 01:01:36,356
این یکی از لحظات شگفت آوره

457
01:01:37,856 --> 01:01:45,856
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

458
01:02:04,786 --> 01:02:07,516
تا چند هفته ی پیش، "اسکار" هیچی نداشت

459
01:02:08,957 --> 01:02:11,118
ولی الان به خوبی غذا میخوره
و کاملاً بهش عشق ورزیده میشه

460
01:02:11,760 --> 01:02:15,696
و ناجی او آخرین کسی ست که
انتظار همچین کاری از او میرود

461
01:02:58,640 --> 01:03:00,835
رقبا کاملاً غذا خورده و استراحت کرده اند

462
01:03:06,548 --> 01:03:09,949
اسکار" و افرادش در دسترس درخت بادوم اند"

463
01:03:12,954 --> 01:03:16,082
زمان یک تهاجم کامل رسیده

464
01:03:57,465 --> 01:03:59,456
دامادهای "فردی" هم متحد با او شدند

465
01:04:01,136 --> 01:04:02,899
میدونه که دردسر درحال نزدیک شدنه

466
01:04:02,971 --> 01:04:06,566
و برای اولین بار در هفته، عصبی شده

467
01:04:13,548 --> 01:04:17,541
،دوستی نیاز به سرمایه گذاری داره
و اون حواسش کلاً جای دیگه ست

468
01:04:21,489 --> 01:04:24,549
اسکار" احساس میکنه که توجه "فردی" نسبت بهش کم شده"

469
01:04:28,697 --> 01:04:31,689
فردی" باید به تیمش این"
اطمینان رو بده که هنوز رهبره

470
01:04:31,766 --> 01:04:34,929
و این قدرت رو برای متحد کردن و رهبری گروه رو داره

471
01:04:42,844 --> 01:04:44,539
اسکار" پاک گیج شده"

472
01:04:44,613 --> 01:04:48,379
اون یکی از والدینش رو از دست داده و اینطور که
به نظر میرسه داره اون یکی رو هم از دست میده

473
01:05:18,880 --> 01:05:20,677
رقبا نزدیک شدن

474
01:05:30,025 --> 01:05:33,188
اسکار" و گروه احساس خطر میکنن"

475
01:05:47,776 --> 01:05:50,006
یه چیزی چشم "فردی" رو گرفته

476
01:05:59,521 --> 01:06:01,318
اسکار" حمله کرد"

477
01:06:04,960 --> 01:06:06,655
تلاش های آخر شروع شده

478
01:06:19,607 --> 01:06:21,802
گروه "فردی" نمیتونند فرار کنند

479
01:06:27,816 --> 01:06:29,306
مجبورند که مبارزه کنند

480
01:06:29,384 --> 01:06:31,614
ولی بعضی از افراد "اِسکار" عقب نشینی کردند

481
01:06:37,025 --> 01:06:39,016
فردی" حملات رو رهبری میکنه"

482
01:06:49,738 --> 01:06:52,172
فردی" و "اِسکار" شاخ به شاخ شدند"

483
01:07:03,885 --> 01:07:06,012
فقط یکیشون میتونه پیروز بشه

484
01:07:29,611 --> 01:07:32,546
طبل "فردی" اعلام پیروزی میکنه

485
01:07:37,886 --> 01:07:41,344
اِسکار" دیگه به این زودی ها برنمیگرده"

486
01:07:43,525 --> 01:07:45,720
کار گروهیشون مورد ضرب و شتم قرار گرفت

487
01:07:59,300 --> 01:08:04,920
چند ماه بعد

488
01:08:33,875 --> 01:08:35,467
گروه در حال پیشرفته

489
01:08:35,543 --> 01:08:39,172
اما در مالکیت درخت بادوم گران بهایشان موفق نشدند

490
01:08:42,951 --> 01:08:44,748
از بین رفتن گروه همچنان ادامه دارد

491
01:08:44,819 --> 01:08:47,219
ولی بعضی از افراد به نظر
نمیرسه که متوجه چیزی شده باشند

492
01:08:52,894 --> 01:08:55,362
پدربزرگ زنده موند تا
ضربه خوردن "اِسکار" رو

493
01:08:55,430 --> 01:08:57,728
طوری که ممکنه هرگز
بهبود پیدا نکنه رو ببینه

494
01:09:00,568 --> 01:09:03,537
و "اسکار" بیشتر از هر وقت
دیگه ای داره مشکل ایجاد میکنه

495
01:09:04,372 --> 01:09:07,068
ولی الان کاملاً توسط گروه پذیرفته شده

496
01:09:07,142 --> 01:09:09,770
و به نظر میرسه با همه دوست شده

497
01:09:15,817 --> 01:09:18,980
احتمالاً بالاخره لحظات با آرامش دارند برمیگردند

498
01:09:22,790 --> 01:09:24,724
اسکار" و "فردی" سر پریشانی های چند ماه اخیر"

499
01:09:24,792 --> 01:09:27,226
دگرگون شدند

500
01:09:28,263 --> 01:09:31,824
برای "اسکار"، ضرری که سر مرگ مادرش دید
میتونه یه وسیله برای رسیدن به هدف نهاییش باشه

501
01:09:31,900 --> 01:09:34,130
در عوض، این یه شروعی جدید

502
01:09:34,202 --> 01:09:37,365
با غیر جذاب ترین اولیای پرورشی در جنگله

503
01:09:39,107 --> 01:09:40,472
ولی "فردی" چطور؟

504
01:09:41,009 --> 01:09:42,499
اون یه جای گواراتر رو پیدا کرد

505
01:09:42,577 --> 01:09:45,068
که همه باید تا ابد در آنجا کنار هم زندگی کنند

506
01:10:02,597 --> 01:10:04,622
امنیتی در شانه های "فردی" هست

507
01:10:04,699 --> 01:10:07,998
آینده بالاخره برای "اسکار" به نظر روشن میاد

508
01:10:09,999 --> 01:10:29,999
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

509
01:11:32,125 --> 01:11:42,120
پایان

510
01:11:56,177 --> 01:11:59,374
زمانی که این نرهای سن بالا تصمیم به بزرگ کردن

511
01:11:59,447 --> 01:12:01,472
مراقبت کردن و تأمین غذای یه بچه یتیم میگیرند

512
01:12:01,549 --> 01:12:03,949
به معنای واقعی کلمه نفسمون رو میبره

513
01:12:05,353 --> 01:12:06,843
برای اطمینان، هیچ شکی نیست که

514
01:12:06,921 --> 01:12:08,946
اون جان یه بچه ی کوچک رو نجات داده

515
01:12:09,090 --> 01:12:11,684
و اون کاملاً قابل لمس بود

516
01:12:13,461 --> 01:12:15,827
و وقتی شما میبینید که مادری
در حال حمل کردن بچه اش هست

517
01:12:15,897 --> 01:12:17,159
حس ملیحی داره

518
01:12:17,231 --> 01:12:20,291
،ولی وقتی کسی با این جثه ی بزرگ رو میبینید
انگار که "کینگ کنگ" در حال

519
01:12:20,368 --> 01:12:23,701
حمل کردن این بچه ی کوچولوئه، ولی
یه نره که داره به یه یتیم کمک میکنه

520
01:12:23,771 --> 01:12:24,863
واقعاً دوست داشتنی بود

521
01:12:26,307 --> 01:12:28,502
هر روز یه زیبایی عمل بود و
زیبایی خاص خودش رو داشت

522
01:12:28,576 --> 01:12:30,510
بین کارهایی که آن دو میکردند

523
01:12:30,578 --> 01:12:32,910
و این چیزیه که هرگز فراموش نمیکنید

524
01:12:35,817 --> 01:12:37,375
گاهی اوقات تصور میکنم که

525
01:12:37,452 --> 01:12:38,942
که بقیه ی جهان از خواب بیدار شدند

526
01:12:39,020 --> 01:12:42,148
سوار اتوبوس میشوند، یا شاید هم مترو

527
01:12:42,223 --> 01:12:45,818
و سفر کاریمون برای یه ساعت

528
01:12:45,893 --> 01:12:48,054
تبدیل به پیدا کردن شامپانزه ها در جنگل میشه

529
01:12:48,129 --> 01:12:51,121
بعضی از این چیزها قابل درک نیستند

530
01:12:51,199 --> 01:12:54,327
و واقعاً فهمیدنشون سخته

531
01:12:57,505 --> 01:13:00,133
رفتن به این جنگل ها واقعاً لذت بخشه

532
01:13:04,045 --> 01:13:05,910
البته میدونین که، همیشه هم کار آسونی نیست

533
01:13:05,980 --> 01:13:07,880
...خب، ما داریم راه میریم

534
01:13:13,388 --> 01:13:17,017
اونا در مکان های قابل توجهی گازتون میگیرند

535
01:13:18,426 --> 01:13:20,758
این شیره ی زنبورهای عسل دارن منو
تحریک میکنند که برم آجیل بخورم

536
01:13:20,828 --> 01:13:23,319
هنوز هم، حداقلش زنبور عسل نیستند

537
01:13:23,398 --> 01:13:27,095
!آخ! آی!آی! آخ

538
01:13:30,805 --> 01:13:32,534
این غیر قابل تحمله

539
01:13:32,607 --> 01:13:33,596
دارم از اینجا میرم

540
01:13:33,908 --> 01:13:35,432
!"خدای من! "اد

541
01:13:36,110 --> 01:13:38,271
اگه نیشت بزنن، زنده نمیمونی

542
01:13:40,081 --> 01:13:41,446
این یه گردش نیست، میدونین که

543
01:13:47,622 --> 01:13:48,646
!آره

544
01:13:50,892 --> 01:13:53,725
حتماً راه های آسون تری
برای زندگی کردن وجود داره

545
01:13:54,429 --> 01:13:56,522
ولی همشون باحال نیستن
