WEBVTT

1
00:00:25.500 --> 00:00:28.665
< بخش اعظم ترجمه ی این زیرنویس >
<. به صورت شنیداری انجام شده است >

2
00:00:28.700 --> 00:00:31.665
< پیشاپیش از کاستی های
موجود عذرخواهی می شود>

3
00:00:32.316 --> 00:00:38.063
نمایشی از اراده

4
00:00:44.666 --> 00:00:45.900
نگه دار، نگه دار

5
00:00:46.733 --> 00:00:48.866
بالا رو نگاه کن مارینا

6
00:00:53.300 --> 00:00:55.800
این خیلی زیبا شد

7
00:01:01.966 --> 00:01:04.033
همه در جای خودشون باشند

8
00:01:04.566 --> 00:01:07.533
گیرا نگاه کن Curt به مارینا نزدیکتر شو Marcus

9
00:01:07.557 --> 00:01:15.557
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

10
00:01:25.233 --> 00:01:27.066
خوبه بچه ها، همونجا بایستید - عالیه

11
00:01:27.500 --> 00:01:29.366
لطفا همه اینجا رو نگاه کنند

12
00:01:33.700 --> 00:01:35.033
The WOMEN'S EVOLUTION

13
00:01:36.533 --> 00:01:44.533
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

14
00:01:46.200 --> 00:01:49.700
میدونی چی جالبه؟ بعد از 40 سال

15
00:01:50.033 --> 00:01:53.633
که مردم فکر میکردند تو دیوانه ای
و باید تو بیمارستان روانی بستری ت کنند

16
00:01:54.200 --> 00:01:58.133
بالاخره واقعا اون توجهی که باید
رو داری دریافت میکنی

17
00:01:59.733 --> 00:02:02.433
واقعا زمان زیادی برد ، تا بالاخره جدی ت بگیرند

18
00:02:02.866 --> 00:02:06.700
خوبه، همونجا، همونجا تکون نخور.. خوبه

19
00:02:09.533 --> 00:02:11.000
راه درازی ه

20
00:02:12.866 --> 00:02:16.133
به بخش هنری برنامه ما خوش اومدید -
تقریبا بخش روشنفکری ه برنامه

21
00:02:16.200 --> 00:02:19.200
و داریم در مورد موزه ی هنرهای
معاصر صحبت میکنیم دقیقا

22
00:02:19.300 --> 00:02:22.481
ولی ممکنه بعد شنیدن این خبر
از تعجب ابروهاتون بالا بره

23
00:02:22.505 --> 00:02:25.078
به جای اینکه اون رو خبری روشنفکرانه تلقی کنید

24
00:02:25.102 --> 00:02:26.650
به دیدن اون مکان رفته Monica Morales

25
00:02:26.700 --> 00:02:29.600
سه مورد از پرفورمنس های ارائه شده
به طور خاص برهنه اند : این اولین مورده

26
00:02:29.766 --> 00:02:33.300
که " غیرقابل مقایسه" نامیده میشه
هنرمند اثر «مارینا آبرامویچ» است

27
00:02:34.533 --> 00:02:36.633
اسم اون هنرمند ماریناست - مارینا

28
00:02:36.666 --> 00:02:38.566
فامیلش رو می دونی؟ - نه

29
00:02:38.800 --> 00:02:39.800
آبرامویچ - آها

30
00:02:40.333 --> 00:02:42.800
مال شرق اروپاست - الان که گفتی متوجه شدم

31
00:02:42.833 --> 00:02:44.100
مارینا آبرامویچ

32
00:02:45.533 --> 00:02:47.166
موزه هنرهای معاصر

33
00:02:48.633 --> 00:02:50.600
THE ARTIST IS PRESENT
(هنرمند حاضر است)

34
00:03:40.666 --> 00:03:42.333
کمی دیگه باز می کنیم

35
00:03:44.766 --> 00:03:48.266
خانمها و آقایان - لطفا ندوید. لطفا ندوید. متشکرم

36
00:04:06.200 --> 00:04:07.733
از نوبت شما رد نمیشم

37
00:04:46.028 --> 00:04:51.490
<برگردان به فارسی: ریحانه. میم>

38
00:04:52.300 --> 00:04:55.960
، مادرم وقتی چهار سالم بود برای یه
مهمونی منو، به شکل یک شیطان لباس پوشاند

39
00:04:56.200 --> 00:04:57.966
که اولین مهمونی من بود

40
00:04:58.066 --> 00:05:02.500
بقیه بچه ها خیلی شاد لباس پوشیده بودن
شکل پرنسس ها و گاوچرون ها

41
00:05:02.700 --> 00:05:05.200
و من خیلی بدبخت به نظر میومدم واقعا

42
00:05:06.000 --> 00:05:11.770
یه بچه ی خیلی کوچیک با یه لباس
غمگین و سیاه شیطانی با دوتا شاخ

43
00:05:16.000 --> 00:05:18.300
هیچ نظری ندارم چرا باید لباس شیطان تن من میکردند

44
00:05:18.533 --> 00:05:22.600
فکر میکنم اون اتفاق یه اثر روی زندگیم گذاشت
که در واقع زمینه ی خلق این تصویر شد

45
00:05:22.633 --> 00:05:23.766
(به من نگاه کن)

46
00:05:24.900 --> 00:05:26.633
! فقط شصت سال بعدتر

47
00:05:28.466 --> 00:05:34.376
بعد از اجرا، باید توجه بیشتری برای جنبه های
جنسی زندگیم بگذارم و واقعا باید براش آماده باشم

48
00:05:34.400 --> 00:05:36.400
اگه یه تبلیغ با این عکس بگذارم

49
00:05:36.466 --> 00:05:40.978
فکر میکنی مردا رو جذب بکنه؟

50
00:05:43.300 --> 00:05:49.350
یک هنرمند نیمه-روشنفکر در اوج دوران
کاری اش" " به دنبال یک مرد مجرد می گردد

51
00:05:54.800 --> 00:05:57.666
قاعدتا شما به دنبال چندین وجه از مارینا هستید

52
00:05:57.966 --> 00:05:59.733
شما مارینایی رو میبینید

53
00:06:01.000 --> 00:06:04.133
که محصولی از یک پدر و مادر حزبی هست

54
00:06:04.266 --> 00:06:07.533
، دو قهرمان ملی بدون محدودیت، استوار

55
00:06:07.666 --> 00:06:10.266
در مقابل هر هدفی که پیش روی خودش میگذاره

56
00:06:11.000 --> 00:06:13.733
و بعد کنار این مارینا

57
00:06:14.066 --> 00:06:15.300
مارینای دیگه ای وجود داره که

58
00:06:15.500 --> 00:06:20.168
مثل یک بچه ی کوچکه که مادرش هیچوقت
به اندازه ی کافی بهش محبت نکرده

59
00:06:20.192 --> 00:06:24.900
خیلی آسیب پذیر و
به طرز غیر قابل باوری ناامید و غمگینه

60
00:06:26.433 --> 00:06:30.133
و بعد مارینای دیگری هم وجود داره که
یک دانش معنوی بالا داره

61
00:06:30.666 --> 00:06:32.966
و میتونه از تمام این مسائل فراتر بره

62
00:06:35.800 --> 00:06:38.100
و این، همون مارینای مورد علاقه منه

63
00:06:47.133 --> 00:06:49.500
شش ماه قبل از اجرای موزه هنرهای معاصر

64
00:06:52.400 --> 00:06:53.800
این طرف خط بیایید

65
00:06:54.366 --> 00:06:56.666
ما باید تمام...
- آهان اونجاست.. هی

66
00:06:58.866 --> 00:06:59.933
میشه ما... اوکی.

67
00:07:01.200 --> 00:07:02.466
حالا باید شروع کنیم

68
00:07:04.266 --> 00:07:06.666
این چطوره؟ - از همه بهتر شد

69
00:07:07.966 --> 00:07:08.966
پس همینو انتخاب میکنیم

70
00:07:11.233 --> 00:07:14.900
اینجا ده قطعه پرفورمنس براشون دارم

71
00:07:15.700 --> 00:07:17.466
آره ولی اگه برای اجرا خوب باشند

72
00:07:19.033 --> 00:07:22.900
عاشق اسمتم، August -
باشه ؟ September برادری نداری که اسمش

73
00:07:24.500 --> 00:07:26.700
کی متن ها رو مینویسه ؟

74
00:07:28.000 --> 00:07:30.400
و تیمش Will Klaus - - Will Klaus?

75
00:07:30.566 --> 00:07:33.033
باشه، پس - من فقط روی دیوار نصبشون میکنم

76
00:07:33.300 --> 00:07:37.123
Times آهان. خوبه بدونم... فقط من از فونت -
برای تایپ حروف خوشم میاد. گفتم بدونی

77
00:07:37.147 --> 00:07:39.733
همینطور فونت Russian.

78
00:07:39.757 --> 00:07:41.600
ولی میتونیم باهم انتخاب کنیم

79
00:07:42.066 --> 00:07:44.266
باشه - خوبه. ممنون

80
00:07:45.000 --> 00:07:46.333
اصلش خیلی قرمزه

81
00:07:49.366 --> 00:07:53.000
دیروز صحبت کردیم که سیاه و سفیدش کنیم

82
00:07:53.700 --> 00:07:55.433
درواقع لازمه رنگی باشه

83
00:07:56.433 --> 00:07:59.478
اولین باره که در زندگیم میخواهم
همه چیز رو به شما نشون بدم

84
00:07:59.502 --> 00:08:02.400
اینکه چی باعث میشه هنر تولید کنید. و هنرمند باشید.

85
00:08:02.500 --> 00:08:06.333
چقدر مکاتبه، ایمیل، فکس ...نامه

86
00:08:06.466 --> 00:08:08.003
، چقدر بلیت هواپیما ...چقدر

87
00:08:08.027 --> 00:08:12.766
تمام این ساختار غول آسا ست
این که چقدر کار فیزیکی می بره

88
00:08:12.800 --> 00:08:15.079
که تازه به بخش اجرا مربوط نمیشه و

89
00:08:15.103 --> 00:08:16.366
فقط مربوط به مدیریت کار ه

90
00:08:18.133 --> 00:08:19.900
دفتر مارینا آبرامویج ؟

91
00:08:21.000 --> 00:08:23.560
تو موزه ی هنرهای معاصر شش طبقه -
رو به من اختصاص دادند... واو

92
00:08:23.900 --> 00:08:26.626
پروژه بزرگیه - باور نکردنیه

93
00:08:26.650 --> 00:08:30.000
همین الان سنگینیش رو روی کمرم حس میکنم -
فقط فکر کردن بهش کافیه

94
00:08:30.166 --> 00:08:34.600
خب پروژه به صورت زمانبندی تاریخی شروع میشه
این آغازشه. اوایل دوران کاری م

95
00:08:34.766 --> 00:08:38.433
چون این پروژه اسمش "هنرمند
حاضر است" نامگذاری شده

96
00:08:38.566 --> 00:08:42.900
بنابراین روی پرفورمنس هایی تمرکز داره
که هنرمند به صورت فیزیکی اونجا حضور داشته

97
00:08:43.033 --> 00:08:46.066
که شامل قطعات صداگذاری یا اجراهای صوتی م و

98
00:08:46.200 --> 00:08:51.078
اجراهای شی محور یا اجراهام با کریستال ها
نمیشه. فقط پرفورمنس ها. پرفورمنس خالص

99
00:08:51.102 --> 00:08:53.733
همه چیز درباره پرفورمنس ه اگه ویدیو داشته باشیم

100
00:08:53.900 --> 00:08:57.433
و چیزی جز ویدیو نشون ندیم خیلی افراطی میشه

101
00:08:57.600 --> 00:09:01.533
برای من این اجرا در موزه هنرهای معاصر، خیلی
اتفاق مهم و تاریخی هست

102
00:09:01.733 --> 00:09:04.600
چون باید هر چیز خاصی رو
در جای صحیح خودش قراربدیم

103
00:09:04.700 --> 00:09:07.284
چون پرفورمنس هرگز شکل معمولی از هنر نبوده

104
00:09:07.308 --> 00:09:09.714
همیشه از زمانی که من به دنیا اومدم.
نوع جایگزینی از هنر بوده

105
00:09:09.738 --> 00:09:12.976
بنابراین من همیشه میخواستم نوعی از هنر رو ارائه
کنم که هرگز اونقدر که باید جدی گرفته نمیشده

106
00:09:13.000 --> 00:09:14.900
قبل از اینکه بمیرم

107
00:09:17.866 --> 00:09:19.033
تو ام همینطور

108
00:09:20.866 --> 00:09:22.959
خب بیایید شروع کنیم - در مورد اجرا بگید

109
00:09:22.983 --> 00:09:26.128
- شما پرفورمنس های قبلی خودتون رواجرای دوباره می کنید؟
- نه این یک قطعه جدیده

110
00:09:26.152 --> 00:09:29.040
من قطعه جدیدی رو اجرا میکنم -
یک قطعه جدید یا چند قطعه؟

111
00:09:29.166 --> 00:09:31.437
نه فقط یک قطعه جدید - به نام "هنرمند حاضر است" ا

112
00:09:31.461 --> 00:09:33.000
و بقیه ی اعضا

113
00:09:33.100 --> 00:09:36.866
پنج مورد از قطعات قدیمی من رو باز آفرینی میکنند

114
00:09:37.133 --> 00:09:43.178
بله. همینطور فکر میکنم اولین اجرای شما
در موزه ای - در شهر بلگراد بود. درسته ؟

115
00:09:43.202 --> 00:09:44.202
آیا

116
00:09:45.700 --> 00:09:47.466
در چه مکانهایی

117
00:09:52.233 --> 00:09:57.400
مارینا، عناصر قریب الوقوع صوتی در -
رابطه با حرکات، در برخی اجراهات وجود دارند

118
00:09:57.600 --> 00:10:01.100
مثل وقتی که یک ون رو
در میدان به مدت 16 ساعت راندی

119
00:10:01.200 --> 00:10:03.600
و شماره هایی رو از یک بلندگو فریاد میزدی

120
00:10:03.900 --> 00:10:07.500
و در اجرایی دیگر
شخصیت خودت رو در قالب یک زن هرزه قرار دادی

121
00:10:07.866 --> 00:10:10.297
و در اجرای "ریتم 2" داروهای
روان گردان مصرف کردی

122
00:10:10.321 --> 00:10:12.677
تا نگرش های اجتماعی به بیماری های روانی زنان رو

123
00:10:12.701 --> 00:10:14.178
به چالش بکشی

124
00:10:14.202 --> 00:10:16.678
و در اجرای "ریتم 5" که تو
درون یک ستاره پنج پر چوبی

125
00:10:16.702 --> 00:10:19.233
که به آتش کشیده شده بود دراز کشیدی

126
00:10:19.300 --> 00:10:22.333
تا وقتی که بر اثر کمبود اکسیژن بیهوش شدی

127
00:10:23.233 --> 00:10:27.842
بنابراین در این قطعه ها اکثرا
تو بدن خودت رو در معرض خطر قرار دادی

128
00:10:27.866 --> 00:10:30.744
و میدونم احتمالا از این سوال خسته شدی

129
00:10:30.768 --> 00:10:32.277
ولی فقط میخوام به طور خلاصه بگی... ...میدونی

130
00:10:32.301 --> 00:10:33.362
ولی اگه دلت نمیخواد میتونیم از این سو ال بگذریم

131
00:10:33.386 --> 00:10:36.176
میدونی فقط یک سواله که من
در طول ده سال گذشته نشنیدم

132
00:10:36.200 --> 00:10:37.578
"چرا اینها یک هنر محسوب میشه؟"

133
00:10:37.602 --> 00:10:41.685
این سوال تقریبا از وقتی که من پرفورمنس
رو شروع کردم سوال اصلی بود که پرسیده میشد

134
00:10:41.709 --> 00:10:44.411
و من بهش جواب نمیدادم و الان راستش
یه جورایی دلم برای پرسیدنش تنگ شده

135
00:10:44.435 --> 00:10:47.681
دیگه هیچکس ازم نمیپرسه چرا این هنره؟
شاید به خاطر سنم ه

136
00:10:47.705 --> 00:10:50.576
شاید دیگه بالاخره مطلبو گرفتند
یا وانمود میکنن که فهمیدند

137
00:10:50.600 --> 00:10:55.780
اگه شما توی جوانی مثل 18، 19سالگی یه هنرمند
باشید (Alternative) مخالف جریانهای هنری غالب

138
00:10:55.804 --> 00:10:59.500
و تا 29، 30 سالگی بمونید Alternative

139
00:10:59.733 --> 00:11:02.966
و تا 40، 50 سالگی بمونید Alternative

140
00:11:03.133 --> 00:11:06.633
ولی ببخشید، من 63 سالمه
بمونم Alternative دیگه نیازی ندارم

141
00:11:10.133 --> 00:11:14.933
خیلی از مردم اون رو به عنوان
مادربزرگ هنر پرفورمنس می دونن

142
00:11:18.900 --> 00:11:22.066
هنر باید زیبا باشه. هنرمند باید زیبا باشه.

143
00:11:25.200 --> 00:11:29.466
هنر پرفورمنس در دهه 60 به عنوان
هنری برای به چالش کشیدن نقاشی پدیدار شد

144
00:11:31.200 --> 00:11:34.800
هرچه که بود
چیزی نبود که بخواهید روی دیوار آویزون کنید

145
00:11:45.395 --> 00:11:49.000
این نوعی از هنره که
از بدن به عنوان شیوه هنری استفاده میکنه

146
00:11:50.233 --> 00:11:53.866
و در مورد ماریا اون از بدن انسان استفاده میکنه تا

147
00:11:54.166 --> 00:11:58.100
بیانیه ای بده که گاهی میتونه خشن باشه

148
00:11:58.966 --> 00:12:00.400
و گاهی میتونه تحریک کننده باشه

149
00:12:02.600 --> 00:12:06.800
او به صورت مستقیم و جسورانه
مخاطب رو به چالش میکشه

150
00:12:10.020 --> 00:12:13.600
و چیزی که قلب کارهای هنری اون محسوب میشه

151
00:12:14.633 --> 00:12:17.666
این حس تجربه ی مشترک

152
00:12:18.000 --> 00:12:20.633
بین مخاطب و پرفورمر است

153
00:12:24.800 --> 00:12:27.566
خیلی از کارهای مارینا مداخله ای ست

154
00:12:29.366 --> 00:12:32.900
مثلا وقتی «ریتم 0 » رو در ناپل اجراکرد
با اشیاء و

155
00:12:33.000 --> 00:12:35.400
افراد میتونستند از اشیاء علیه او استفاده کنند

156
00:12:36.033 --> 00:12:38.400
این مثل آزمایش دانشگاه استنفورد بود، درسته ؟

157
00:12:38.466 --> 00:12:42.933
در واقع یک آزمایش علمی ه
که خوی طبیعی انسان رو آشکار میکنه

158
00:12:43.533 --> 00:12:46.700
ولی خب هنر چیست جز آنچه که
طبیعت انسان رو آشکار میکنه ؟

159
00:12:47.900 --> 00:12:50.466
این مثل یک معمای قتل ه مثل فیلمهای هیچکاک

160
00:12:50.600 --> 00:12:53.766
آیا اون قراره به قتل برسه؟ اونجا... یه تفنگ هست

161
00:12:53.900 --> 00:12:56.933
قراره چه اتفاقی بیفته؟ کی میاد تو؟ کی میره بیرون؟

162
00:12:58.233 --> 00:13:00.933
لایه ی رویی تمدن خیلی باریکه

163
00:13:01.900 --> 00:13:04.633
چیزی که حقیقتا رعب آوره اینه که

164
00:13:04.766 --> 00:13:08.233
چقدر به سرعت، گروهی از مردم
اگر بهشون اجازه بدی

165
00:13:08.566 --> 00:13:10.766
تبدیل به حیوانات می شوند

166
00:13:11.300 --> 00:13:14.700
و خیلی از پرفورمنس های اولیه ی مارینا

167
00:13:14.800 --> 00:13:16.000
دراین باره است

168
00:13:16.533 --> 00:13:19.266
مثل بازی با لبه ی تیز چاقو می مونه

169
00:13:19.966 --> 00:13:24.000
که بهش اجازه میده فضای نیرومندی
وارد پرفورمنس هایش کنه

170
00:13:24.466 --> 00:13:27.100
که اونها رو متعالی میکنه

171
00:13:48.233 --> 00:13:50.300
مارینا 30 هنرمند جوان رو

172
00:13:50.433 --> 00:13:53.940
برای اجرای دوباره ی پنج مورد از پرفورمنس
های تاریخی ش در موزه هنرهای معاصر انتخاب کرد

173
00:13:57.533 --> 00:14:02.400
و از اونها دعوت کرد تا در کارگاهی
در منزلش در هادسون شرکت کنند

174
00:14:05.033 --> 00:14:07.300
در اساس این ورکشاپ ا "پاکسازی خانه" خوانده میشه

175
00:14:07.700 --> 00:14:09.880
و نوعی آماده سازی برای اجرای اصلی در موزه ست

176
00:14:10.333 --> 00:14:12.566
بیا باهم اینا رو تکه تکه کنیم

177
00:14:12.600 --> 00:14:17.400
فقط همه رو قطعه قطعه کنید
و تا قبل از ساعت 2 بریزیم تو سوپ

178
00:14:17.666 --> 00:14:20.166
هنرمندای نسل من دیگه پرفورمنس اجرا نمی کنند

179
00:14:20.200 --> 00:14:22.211
و فکر میکنم فقط دو سه نفر باقی موندن

180
00:14:22.235 --> 00:14:25.876
: و داشتم با خودم فکر میکردم " آیا این وظیفه
ی منه که تاریخ پرفورمنس رو شفاف سازی کنم؟"

181
00:14:25.900 --> 00:14:30.700
و وقتی که ازم خواسته شد تا در موزه
هنرهای معاصر یک پرفورمنس اجرا کنم

182
00:14:30.900 --> 00:14:36.055
فکر کردم برام مهمه که اجازه بدم
برای غرور خودمم شده

183
00:14:36.079 --> 00:14:37.666
پنج مورد از اجراهای تاریخی م رو

184
00:14:37.800 --> 00:14:40.166
به هنرمندان جوان تر بدم تا اونها رو بازاجرا کنند

185
00:15:13.800 --> 00:15:17.433
الان دارن میان و منم سوپ میپزم

186
00:15:20.200 --> 00:15:23.600
مارینا یه چیزی گفت شبیه این که ما برای
سه روز قرار نیست غذا بخوریم یا حرف بزنیم

187
00:15:23.633 --> 00:15:25.233
و گفت الان ازم متنفر میشید

188
00:15:25.266 --> 00:15:28.033
ولی تا آخر عمر عاشقم خواهید شد
و هرکاری من بخوام می کنید

189
00:15:29.966 --> 00:15:31.800
واسه چی انقدر نگران به نظر میرسی ؟

190
00:15:32.066 --> 00:15:34.466
از ما خواست برای سه روز روزه بگیریم

191
00:15:34.600 --> 00:15:37.433
و درباره یه سری ورزش هایی که انجام میدیم
هم یه چیزایی ذکر کرد

192
00:15:39.500 --> 00:15:44.400
میخوام توی این قضیه با غرایزم جلو برم
و به نظرم اعتماد کردن به او کار درستی میاد

193
00:15:44.966 --> 00:15:48.200
میتونید آخرین تماس تلفنی تون رو انجام بدید
آخرین تماس

194
00:15:48.900 --> 00:15:52.333
آزاد خواهید بود سه روز. فوق العاده ست

195
00:15:52.466 --> 00:15:53.766
چه اتفاقی قراره بیفته ؟

196
00:15:53.866 --> 00:15:56.400
بعدا می فهمی - اوکی. مهم نیست

197
00:15:56.500 --> 00:15:58.033
فقط یکم سخته

198
00:15:58.800 --> 00:16:03.000
میتونند به این تجربه فکر کنند و بعد
هرکاری دلشون بخواد با زندگیشون بکنند

199
00:16:04.200 --> 00:16:08.133
ولی احتمالا به هرحال از من متنفر خواهند شد
حداقل اوایل ش

200
00:16:08.566 --> 00:16:13.500
ساختار خیلی ساده ای داره و
تمام ایده ش اینه که سرعت کار رو کم کنی

201
00:16:13.700 --> 00:16:15.666
یعنی سرعت ذهن و بدنت رو کاهش بدی

202
00:16:15.900 --> 00:16:18.500
و تا جایی که ممکنه در جاذبه ی صفر کار کنی

203
00:16:18.866 --> 00:16:22.766
پس اولین تمرین اینه که بیدار بشیم
و یک سری ورزش های ساده انجام بدیم

204
00:16:22.900 --> 00:16:27.700
مثل یکم بالا پایین پریدن و
کارایی که انرژی آزاد میکنه

205
00:16:27.866 --> 00:16:30.900
که بهتون نشون خواهم داد. خیلی ساده ست
و بعد میریم به رودخانه

206
00:16:31.066 --> 00:16:33.918
هرکسی با برهنگی مشکل داره لطفا لباس شنا بیاره

207
00:16:33.942 --> 00:16:37.933
بیکینی، یک تکه، دوتکه هرچی دوست دارید

208
00:16:38.000 --> 00:16:39.566
یا برهنه برای من مهم نیست

209
00:16:39.600 --> 00:16:43.900
هدف این تمرینات اینه که اونا باید
برای سه ماه پرفورمنس رو اجرا کنند

210
00:16:44.100 --> 00:16:47.233
که حقیقتا یک تعهد خیلی بزرگه

211
00:16:48.200 --> 00:16:51.166
بنابراین باید محیطی برای جذبه شخصی خودشون
فراهم کنند

212
00:16:51.933 --> 00:16:55.133
و برای این کار باید مقداری تمرینات انجام بدهید

213
00:16:59.033 --> 00:17:01.633
هدف در اینجا اینه که خودتون رو خالی کنید

214
00:17:03.166 --> 00:17:05.766
و بتونید در زمان حال باشید

215
00:17:07.966 --> 00:17:10.033
ذهنتون رو در حال و اینجا بگذارید

216
00:17:12.133 --> 00:17:16.600
و بعد چیزی احساسی شکوفا میشه
و اون چیزیه که ما به دنبالشیم

217
00:17:18.900 --> 00:17:21.600
در پرفورمنس شما باید دیدگاه احساسی داشته باشید

218
00:17:23.766 --> 00:17:27.800
این نوعی گفتگوی انرژی مدار مستقیم
بین مخاطب و پرفورمر ه

219
00:17:33.600 --> 00:17:38.600
و اگر شما به این گونه اجرا کنید که
به صورت 100% در اینجا و اکنون هستید

220
00:17:39.066 --> 00:17:42.660
لحظه ای احساسی پدید میاد که
در همه ی افراد وارد میشه

221
00:17:43.466 --> 00:17:46.066
این هنر لامکان هست. همه حسش میکنند.

222
00:17:48.666 --> 00:17:50.633
هنرمند باید یک جنگجو باشه

223
00:17:51.866 --> 00:17:59.022
باید این عزم رو داشته باشه، و این حد رو
برای خودش بگذاره که نه تنها بر قلمروهای جدید

224
00:17:59.046 --> 00:18:01.300
بلکه بر خودش پیروز بشه

225
00:18:03.366 --> 00:18:04.800
و بر ضعف هاش پیروز بشه

226
00:18:07.066 --> 00:18:09.933
بنابراین اهمیت نداره که به عنوان یک هنرمند
چه نوع کاری انجام میدید

227
00:18:10.066 --> 00:18:13.966
بلکه مهم اینه که در کدوم شرایط
ذهنی اون کار رو انجام میدید

228
00:18:19.233 --> 00:18:21.900
و پرفورمنس تماما درباره "حضور ذهن" است
♪ (State Of Mind)

229
00:18:23.400 --> 00:18:31.400
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

230
00:18:41.566 --> 00:18:42.566
پس

231
00:18:43.800 --> 00:18:45.066
منتظر باشید و ببینید

232
00:19:09.800 --> 00:19:12.533
Marina Abramovic: The Artist is Present

233
00:19:13.100 --> 00:19:16.866
به این معناست که از 9 مارچ تا 31 می

234
00:19:17.800 --> 00:19:20.400
هر زمانی که شما در ساعات کار موزه وارد موزه بشید

235
00:19:20.500 --> 00:19:24.100
چه ساعت 9 صبح ، چه ساعت 5 بعد ازظهر

236
00:19:24.300 --> 00:19:25.866
او در آنجا خواهد بود

237
00:19:27.800 --> 00:19:31.478
اینکه چطور "هنرمند حاضر است" رو
در یک فضای هنری تصور میکنم در حقیقت

238
00:19:31.502 --> 00:19:33.936
بیشتر شبیه نوعی صحنه ی فیلم برداری تصور میکنم

239
00:19:36.666 --> 00:19:38.466
یک مربع بزرگ از نور وجود خواهد داشت

240
00:19:38.600 --> 00:19:39.779
و فقط هم این مربع وجود خواهد داشت

241
00:19:39.803 --> 00:19:42.750
"مثل فیلم " گمشده در ترجمه
( ساخته ی 2003 ، از سوفیا کاپلا )

242
00:19:42.866 --> 00:19:45.666
در وسط این مربع من یک میز و دو صندلی گذاشتم

243
00:19:46.000 --> 00:19:48.266
خیلی ساده است انگار هیج چیز اونجا نیست

244
00:19:48.400 --> 00:19:52.300
انگار که هنرمند اونجا مثل یک کوه اونجا
نشسته میخوام که مثل یک سنگ اونجا بنشینم

245
00:19:52.333 --> 00:19:53.533
! فقط سه ماه

246
00:19:53.933 --> 00:19:56.133
و در چشمهای شما نگاه میکنه

247
00:19:57.766 --> 00:20:00.600
داریم درباره ی سه ماه صحبت میکنیم هرروز

248
00:20:02.066 --> 00:20:07.533
اگه شما سه ماه پرفورمنس اجرا کنید
اون پرفورمنس زندگی شما میشه

249
00:20:11.000 --> 00:20:16.033
مردم نمی فهمند که سخت ترین چیز اینه که کاری
رو بکنید که تقریبا نزدیک به هیچ کاری نکردنه

250
00:20:17.700 --> 00:20:21.133
این کار، تمام وجود شما رو می طلبه
چون دیگه قصه ای برای گفتن وجود نداره

251
00:20:21.166 --> 00:20:24.266
دیگه شی ای وجود نداره که پشتش پنهان بشید
هیچ چیز وجود نداره

252
00:20:24.366 --> 00:20:28.600
فقط وجود محض شماست. شما باید تنها به انرژی
وجودی تون تکیه کنید. و نه هیچ چیز دیگه ای

253
00:20:29.633 --> 00:20:33.033
هفت و نیم ساعت ! شش روز در هفته

254
00:20:34.800 --> 00:20:36.000
بی حرکت

255
00:20:37.900 --> 00:20:38.900
! خدای من

256
00:20:39.700 --> 00:20:41.233
چیزی برای گفتن ندارم

257
00:20:42.333 --> 00:20:44.733
نظری ندارم فقط نهایت احترام

258
00:20:46.033 --> 00:20:48.666
می تونم تصور کنم نشستن
در اون شرایط غیر قابل تحمله

259
00:20:50.200 --> 00:20:51.400
اون تلاشش رو میکنه

260
00:20:54.933 --> 00:20:56.800
نمیدونم موفق میشه یا نه

261
00:20:58.166 --> 00:20:59.466
میتونم بهت نشون بدم؟

262
00:20:59.533 --> 00:21:02.633
وقتی مارینا، این ایده رو مطرح کرد
! فکر کردم: خدای من، خودشو خواهد کشت

263
00:21:03.900 --> 00:21:07.900
و بهش گفتم: مارینا، نمیدونم بتونم مسئولیت

264
00:21:08.033 --> 00:21:11.166
اجازه دادن به تو برای انجام این کار رو بپذیرم

265
00:21:13.400 --> 00:21:15.133
دو روز در موردش فکر کن

266
00:21:15.766 --> 00:21:18.966
: و او فردا صبحش بهم زنگ زد و گفت
"! من میتونم این کار رو بکنم"

267
00:21:20.700 --> 00:21:24.697
Klaus Biesenbach در لحظه ای که
با عنوان کار "هنرمند حاضر است" پیش من اومد

268
00:21:24.721 --> 00:21:26.521
مثل این بود که سرنوشت این عنوان رو برام آورده

269
00:21:26.755 --> 00:21:30.433
: همون دقیقه توی ذهنم کلیک خورد
هنرمند "حاضر" است. هیچ راهی به بیرون نیست

270
00:21:30.533 --> 00:21:33.144
: میخواستم اینو بهت نشون بدم عالی نیست ؟

271
00:21:33.168 --> 00:21:35.678
! واقعا زیبایی شناسانه کار شده
و هیچ کس هم نمیبینتش

272
00:21:35.702 --> 00:21:40.060
و هیچ ضرری هم برای موزه نداره
مطمئن هم شدن که روی زمین نمیریزه

273
00:21:41.600 --> 00:21:47.700
- منظورم اینه که شاید اصلا استفاده ش هم نکنم فقط بهت بگم...
- ! من امیدوارم ازش استفاده نکنی. واقعا. قول بده

274
00:21:47.866 --> 00:21:51.186
منظورم اینه که کل این ایده -
در مورد مشکلات امنیتی

275
00:21:51.210 --> 00:21:53.733
مردا اینو نمیفهمن - به نظر من که خوبه

276
00:21:53.900 --> 00:21:55.933
اصلا نمیخواد با واقعیت روبرو بشه

277
00:21:56.066 --> 00:21:58.666
به نظر من که خوبه - خیلی هم راه حل مبتکرانه ایه

278
00:21:58.866 --> 00:22:03.266
نمی دونم چرا همیشه دوست دارم قطعات سخت تر و
سخت تری رو اجرا کنم. انگار یه اجبار درونی ه

279
00:22:03.300 --> 00:22:05.700
منظورم اینه که کاملا میشه که به صورت
گذشته نگر عمل کنم و

280
00:22:05.866 --> 00:22:08.900
سی و شش نفر رو انتخاب کنم که
تمام قطعات قدیمی م رو باز آفرینی کنند

281
00:22:09.033 --> 00:22:12.600
یک شام خوب بخوریم. جشن بگیریم
بریم خونه. و کار رو انجام شده بدونیم

282
00:22:12.933 --> 00:22:17.733
ولی چرا این کار رو بکنم؟
این مثل صلیبی ه که من به دوش میکشم

283
00:22:17.900 --> 00:22:21.333
این دیوونگی ه پس... امیدوارم خدا
کمکم کنه که این یکی رو به پایان برسونم

284
00:22:28.200 --> 00:22:31.700
وقتی که شما یکی از پرفورمنس های
مارینا آبرامویچ رو میبینید

285
00:22:31.866 --> 00:22:35.200
شما با حضور فیزیکی او درگیر می شوید

286
00:22:35.300 --> 00:22:37.066
که خیلی برجسته ست

287
00:22:38.433 --> 00:22:42.800
و شواهد روشنی که او
قدرت بدنی و استقامت بالایی داره

288
00:22:43.133 --> 00:22:46.266
که عموم و مخاطبانش به او این قدرت رو می دهند

289
00:22:48.133 --> 00:22:50.542
ولی مشخصه که از لحاظ
جسمی این یه خصوصیت ذاتیه

290
00:22:50.566 --> 00:22:54.066
اون توانایی اینو داره که
بی حرکت بشینه یا کار کمی انجام بده

291
00:22:54.200 --> 00:22:58.200
یا هرکاری که در پرفورمنس هایش انجام میده
رو برای مدتی طولانی حفظ کنه

292
00:22:58.366 --> 00:23:00.466
که بیشتر افراد نمیتونن

293
00:23:05.500 --> 00:23:09.100
Tito والدین من، هر دو، در زمان قهرمان ملی بودند

294
00:23:09.200 --> 00:23:12.133
در زمان جنگ جهانی دوم در یوگسلاوی سابق

295
00:23:13.900 --> 00:23:18.600
من در یک خانه ی وحشتناک ومحیط کنترل شده
زندگی میکردم که واقعا ازش متنفر بودم

296
00:23:18.666 --> 00:23:21.800
همه چیز منضبط و برنامه ریزی شده بود

297
00:23:21.966 --> 00:23:24.333
به معنای واقعی کلمه من مثل یک سرباز تربیت شدم

298
00:23:24.366 --> 00:23:26.626
مادرم منو نیمه شب ها از خواب بیدار میکرد

299
00:23:26.650 --> 00:23:29.586
چون که تخت خوابم مرتب نبود
و خیلی شلخته می خوابیدم

300
00:23:29.610 --> 00:23:32.800
! منظورم اینه که انقدر دیوانه بودند
تو اون محیط هیچ عشقی وجود نداشت

301
00:23:33.233 --> 00:23:37.066
هیچوقت یادم نمیاد مادرم تو هیچ شرایطی
منو بوسیده باشه یا بغلم کرده باشه

302
00:23:37.233 --> 00:23:41.066
:و بعدها، توی زندگیم، وقتی ازش پرسیدم
" چرا هیچ وقت منو نبوسیدی؟"

303
00:23:41.133 --> 00:23:43.033
: خیلی از سوالم تعجب کرد و گفت

304
00:23:43.066 --> 00:23:45.433
"معلومه، نبوسیدمت تا لوس نشی"

305
00:23:45.533 --> 00:23:49.633
و واقعا هم هیچ وقت لوس بار نیومدم
از طرفی دیگه مادربزرگم بود که

306
00:23:49.866 --> 00:23:54.366
بهم عشق میداد و همیشه کنارم بود و انسانی
معنوی بود، و تمام وقتش رو در کلیسا میگذروند

307
00:23:54.500 --> 00:23:56.900
بیشتر کودکیم رو در کنار اون بودم

308
00:23:57.033 --> 00:24:00.500
چون هردوی والدینم شغلی سیاسی داشتند
و هیچوقت برای من وقت نداشتند

309
00:24:00.700 --> 00:24:02.633
بنابراین یه ترکیب عجیبی بود

310
00:24:02.800 --> 00:24:06.133
بین نوعی زندگی مذهبی و قوانین کمونیستی حاکم

311
00:24:06.266 --> 00:24:10.100
الان که به گذشته نگاه میکنم
این نوع زندگی واقعا برام مهم بود

312
00:24:10.533 --> 00:24:13.066
و من رو تبدیل به کسی کرد که الان هستم

313
00:24:14.033 --> 00:24:16.766
سه ماه پیش از
برگزاری نمایشگاه در موزه هنرهای معاصر

314
00:24:19.333 --> 00:24:20.766
فلورانس، ایتالیا

315
00:24:22.033 --> 00:24:24.633
از دیدنتون خوشحالم - به فلورانس خوش اومدید

316
00:24:24.666 --> 00:24:25.633
ممنونم

317
00:24:25.666 --> 00:24:28.566
من به یه دستشویی رفتم در شهر Udaipur

318
00:24:29.333 --> 00:24:31.500
و یک کشف فوق العاده داشتم

319
00:24:31.800 --> 00:24:36.166
: دو صفحه ی تصویر سازی
شده روی دیوار بود که میگفت

320
00:24:36.200 --> 00:24:39.366
"چطور دستهایمان را با آب و صابون بشوییم؟"

321
00:24:44.780 --> 00:24:45.780
معرکه بود

322
00:24:49.000 --> 00:24:50.633
امروز اینجا هستیم

323
00:24:50.966 --> 00:24:54.433
برای مراسم اهدای جایزه ی ارزشمند
Lorenzo Magnifico

324
00:24:54.900 --> 00:24:56.633
به مارینا آبرامویج

325
00:24:57.133 --> 00:24:58.133
خیلی ممنونم

326
00:24:58.966 --> 00:25:00.866
لطفا میکروفون رو می دهید ؟

327
00:25:04.400 --> 00:25:07.566
در فکر بودم که در انتهای مراسم یک سخنرانی کنم

328
00:25:07.800 --> 00:25:11.066
ولی فکر نمیکنم مراسم اهدای جایزه
مناسبتی با سخنرانی داشته باشه

329
00:25:11.300 --> 00:25:14.666
بیشتر ترجیح میدم با جمعیت حاضر گفتگو داشته باشم

330
00:25:14.800 --> 00:25:18.866
و قبل از این کار دوست دارم
براتون مانیفست (مرام نامه) خودم رو بخونم

331
00:25:21.766 --> 00:25:26.733
حس میکنم این مانیفست رو حقیقتا از صمیم قلبم نوشتم

332
00:25:27.033 --> 00:25:30.500
و در عین حال کمی هم خنده داره

333
00:25:31.400 --> 00:25:32.600
ولی در انتها صادق ه

334
00:25:33.033 --> 00:25:37.633
هنرمند نباید به خودش - و یا دیگران دروغ بگوید

335
00:25:42.900 --> 00:25:46.600
هنرمند نباید ایده های - دیگر هنرمندان رو بدزدد

336
00:25:46.700 --> 00:25:49.966
هنرمند نباید خودش رو به خاطر کارش

337
00:25:50.200 --> 00:25:53.500
یا به خاطر بازار هنر، دست کم بگیرد

338
00:25:59.600 --> 00:26:02.400
هنرمند نباید انسانی دیگر - را بکشد

339
00:26:02.700 --> 00:26:06.000
هنرمند نباید خود را - تبدیل به یک بت بکند

340
00:26:06.300 --> 00:26:09.166
: ارتباط یک هنرمند با زندگی عشقی

341
00:26:14.300 --> 00:26:15.733
نه، زندگی عشقی

342
00:26:16.933 --> 00:26:18.900
عشق Amore

343
00:26:26.400 --> 00:26:30.466
هنرمند باید از -
عاشق هنرمندی دیگر شدن، اجتناب کند

344
00:26:30.600 --> 00:26:34.166
هنرمند باید از -
عاشق هنرمندی دیگر شدن، اجتناب کند

345
00:26:34.500 --> 00:26:38.800
هنرمند باید از -
عاشق هنرمندی دیگر شدن، اجتناب کند

346
00:26:47.900 --> 00:26:53.033
اولین لحظه ای که ما همدیگر رو دیدیم
زمانی بود که او به آمستردام اومده بود

347
00:26:53.333 --> 00:26:55.300
و قرار بود پرفورمنس انجام بده

348
00:26:56.325 --> 00:26:59.000
: کمی پیش از اجرا دیدمش و با خودم گفتم Wow

349
00:27:00.533 --> 00:27:02.700
نام اون پرفورمنس بود "لب های توماس"

350
00:27:02.866 --> 00:27:04.800
به این صورت انجام می شد که

351
00:27:04.933 --> 00:27:07.900
او یک ستاره پنج پر رو با
تیغ بر روی شکمش می کشید

352
00:27:08.100 --> 00:27:09.700
و خودش رو با شلاق میزد

353
00:27:11.600 --> 00:27:13.640
و من فکر کردم: نه ...نه... شاید که اشتباه میکنم

354
00:27:14.900 --> 00:27:18.033
بعد از اون بود که به زخم هاش پی بردم

355
00:27:18.933 --> 00:27:23.099
زخم هاش رو نلیسیدم، بلکه براشون
احترام قائل شدم و تمیزشون کردم

356
00:27:23.123 --> 00:27:28.000
و سعی کردم مرحمی بر اونها باشم
و فکر میکنم این مقطعی حیاتی بود

357
00:27:30.900 --> 00:27:33.786
زمانی که ما همدیگر رو دیدیم
همان لحظه، جاذبه ای بینمون رخ داد

358
00:27:33.810 --> 00:27:37.402
هم از لحاظ تیپ، هم از لحاظ شخصیت
هم از لحاظ کاراکتر

359
00:27:37.433 --> 00:27:40.700
و کارهایی که من و اون قبلا تنهایی اجرا کرده بودیم

360
00:27:42.433 --> 00:27:46.200
نوعی احساس بود که انگار
خواهر یا برادر گمشده ت رو پیدا کردی

361
00:27:46.800 --> 00:27:49.578
به علاوه که هر دومون در یک
روز به دنیا اومدیم ...سی نوامبر

362
00:27:49.602 --> 00:27:51.528
و صورت فلکی هر دومون قوس (کمان) هست

363
00:27:51.552 --> 00:27:52.850
که واضحه

364
00:27:53.500 --> 00:27:55.180
منظورم اینه که سرنوشت ما رو به سمت هم آورد

365
00:27:57.700 --> 00:28:01.739
من عاشقش بودم حتی بیش از خودم، عاشق او بودم

366
00:28:02.333 --> 00:28:06.300
و برای من، وقتی شروع به کار با هم کردیم
به نظر می اومد که تا ابد با هم هستیم

367
00:28:06.400 --> 00:28:10.000
و فکر میکردم این همون رابطه ای ست
که پایداره و هرگز پایان نداره

368
00:28:10.633 --> 00:28:14.900
ما مثل دوقلوهایی بودیم که
با بدنها و روح هامون به هم متصل بودیم

369
00:28:17.033 --> 00:28:21.250
ما عاشق بودیم، دوست بودیم پرفورمر بودیم

370
00:28:22.300 --> 00:28:23.700
و تمام اینها در آن واحد بودیم

371
00:28:24.133 --> 00:28:26.566
و همیشه عشق مون در صدر این ها بود

372
00:28:29.200 --> 00:28:32.900
به نظر من رابطه مارینا و اولای
یکی از بزرگترین داستانهای عاشقانه ست

373
00:28:34.100 --> 00:28:35.633
مارینا آدم سرسختی بود و

374
00:28:35.766 --> 00:28:40.766
کسی رو ملاقات کرد که به اندازه خودش حاضر
بود به خاطر هنرش، از تمام مرزها فراتر بره

375
00:28:41.000 --> 00:28:45.100
و احتمالا به طور مرموزی تحت تاثیر این موضوع
قرار گرفت. چرا که نیمه دیگرش رو یافته بود

376
00:28:49.066 --> 00:28:52.381
وقتی مارینا و اولای شروع به اجرای
گروهی از پرفورمنس ها

377
00:28:52.405 --> 00:28:54.000
به نام " رابطه" کردند (Relation Work)

378
00:28:54.766 --> 00:28:57.500
پیش از اون، هرگز چیزی شبیه این
در پرفورمنس وجود نداشت

379
00:28:59.033 --> 00:29:03.366
ما بدن هامون رو به صورت خصمانه
درگیر پرفورمنس می کردیم

380
00:29:04.000 --> 00:29:07.166
و می خواستیم نکته ای در مورد
تعارضات رابطه زن و مرد رو روشن کنیم

381
00:29:07.500 --> 00:29:10.333
و تجارب دردناک درباره
روابط احساسی رو نشون بدیم

382
00:29:10.366 --> 00:29:13.766
بعد از کار اکثرا بدن هامون کبود بود

383
00:29:14.533 --> 00:29:15.633
اما دردی نداشت

384
00:29:35.400 --> 00:29:40.074
دوازده سالی که ما با هم بودیم
به همان مقدار هیجانی، شدید و قوی بود که

385
00:29:40.098 --> 00:29:42.400
با کل عمر بیشتر مردم برابری می کرد

386
00:29:45.900 --> 00:29:50.466
ما مراحل زیادی رو با هم گذروندیم
از عاشق شدن، تا دوازده سال زندگی با هم

387
00:29:50.566 --> 00:29:55.658
حالا بعد از 23 سال داریم
از این حرف میزنیم که برای اولین بار

388
00:29:55.682 --> 00:29:57.000
باهم زیر یک سقف باشیم

389
00:30:00.166 --> 00:30:04.100
اولای ساعت 2 اینجا میرسه و اولین باریه که

390
00:30:04.233 --> 00:30:08.133
اینجا، به این آپارتمان خاص، در نیویورک میاد

391
00:30:08.233 --> 00:30:10.242
هیجوقت قبلا اینجا نبوده
و هیجوقت به ایالات شمالی نیومده

392
00:30:10.266 --> 00:30:15.000
و اون دونفر سالیان زیادی از هم جدا بودند بنابراین
میخواهیم اینجا جمع بشیم تا درباره ش صحبت کنیم

393
00:30:16.400 --> 00:30:20.333
و هیچ نظری ندارم که چه اتفاقی ممکنه بیفته
ولی مطمئنا جالب خواهد بود

394
00:30:20.466 --> 00:30:21.466
مطمئنا

395
00:30:27.700 --> 00:30:29.566
جطوری ؟ - خوبم

396
00:30:31.633 --> 00:30:33.500
پیش روانکاوم بودم

397
00:30:34.366 --> 00:30:37.212
Dr. Glimour واقعا زن خاصی ه

398
00:30:37.300 --> 00:30:39.700
خیلی مقرراتی ه من از آدمای سختگیر خوشم میاد

399
00:30:39.733 --> 00:30:41.998
منظورم اینه که یونیفورم نظامی نداره
ولی خیلی شبیه اونهاست

400
00:30:42.333 --> 00:30:45.866
بهم گفت که از لحاظ احساسی بد نیستم

401
00:30:45.966 --> 00:30:49.666
و باید بیشتر به سالهای کودکی م برگردم

402
00:30:49.700 --> 00:30:53.266
و به دنبال الگوهایی باشم که نباید در
روابط بعدی م تکرار کنم

403
00:30:53.700 --> 00:31:01.700
بهش درباره ی اومدن اولای گفتم و اون فکر میکنه شاید این دیدار راحت پیش
بره، شایدم نه نمیشه فعلا نظری داد حالا اجازه میدید یه لیوان آب بخورم ؟

404
00:31:05.980 --> 00:31:09.500
ما هر دو در حال اجرای
سومین بازیِ زندگی مون هستیم

405
00:31:11.000 --> 00:31:13.946
لحظه دیگری وجود نداره که بیش از
این به هم نزدیک بشیم و

406
00:31:13.970 --> 00:31:15.400
یه جورایی همو ببخشیم

407
00:31:15.550 --> 00:31:19.633
این که یه جورایی در صلح
به این نتیجه برسیم که باشه

408
00:31:19.766 --> 00:31:23.981
گذشته مون واقعا خیلی بد و دردناک ...و پر نفرت بود

409
00:31:24.005 --> 00:31:28.200
ولی درآن واحد، خیلی هم خلاق بود
و وقتش رسیده که همدیگر رو ببخشیم

410
00:31:30.666 --> 00:31:32.416
تو ساختمون اشتباه زندگی می کنی؟ - نه ..

411
00:31:32.440 --> 00:31:35.176
ولی علامت گاراژ پرفورمنس روی
اون ساختمون ه - نه، ساختمون ما اینه ..

412
00:31:35.200 --> 00:31:36.266
سلام عزیزم

413
00:31:36.300 --> 00:31:40.900
چی باید صدات کنم ؟
مادربزرگ هنر پرفورمنس یا ملکه ی اون ؟

414
00:31:41.000 --> 00:31:42.000
بس کن... بیا تو

415
00:31:42.300 --> 00:31:45.976
حس میکنم هنوزم عاشقش م
و قادرم با این حس کنار بیام

416
00:31:46.000 --> 00:31:48.360
بهتر از اینه که ازش متنفر باشم

417
00:31:48.466 --> 00:31:51.633
این اتاق زیرشیروانی منه - هستند Davide ایشون هم

418
00:31:51.670 --> 00:31:53.201
آهان - او دستیارمه

419
00:31:53.300 --> 00:31:55.866
Davide .سلام - قبلا همو دیده بودید؟

420
00:31:55.900 --> 00:32:01.000
- فکر کنم قبلا تو دفتر دیده بودمت، آره؟
- بله. هفت سال پیش - و تو بودی که بهم ایمیل می زدی؟ - خودمم

421
00:32:01.100 --> 00:32:04.966
Davide
یک هنرمند جوان و خیلی خوب از شهر تورینو ست

422
00:32:05.000 --> 00:32:07.466
Davide ...آهان - - Not David. It is Davide.

423
00:32:08.333 --> 00:32:11.300
خب خودت چطوری ؟ - خوب خوبم. ببین

424
00:32:11.633 --> 00:32:12.633
مشخصه

425
00:32:12.733 --> 00:32:14.900
اگر بتونم کمکی کنم باعث خوشحالیه

426
00:32:16.033 --> 00:32:18.733
اگر کاری براش از دستم بر بیاد باعث خوشحالیه

427
00:32:18.866 --> 00:32:22.333
البته بستگی داره ولی خب الان، معلومه می کنم

428
00:32:23.000 --> 00:32:26.300
فعلا دوتا کار از دستم برمیاد
کمک کنم یا آدم خوبی باشم

429
00:32:26.500 --> 00:32:29.800
آپارتمان واقعا قشنگیه -
؟ Davide همیشه اینجا زندگی می کنی

430
00:32:30.133 --> 00:32:31.433
بله. اکثر مواقع

431
00:32:31.900 --> 00:32:35.233
منم بودم همین کارو می کردم - واقعا جای خوبیه

432
00:32:35.350 --> 00:32:37.450
شاید او هم هنوز عاشق من باشه نمی دونم

433
00:32:38.466 --> 00:32:41.433
فردا دربارش فکر می کنیم شایدم روزهای آینده

434
00:32:41.966 --> 00:32:45.133
شایدم من " put a finger in her teeth."

435
00:32:47.033 --> 00:32:50.733
این اصطلاح یعنی چی ؟ -
یعنی یه کار احساسی براش انجام میدم

436
00:32:53.333 --> 00:32:54.766
به دنبال محدودیت ها

437
00:33:02.400 --> 00:33:05.333
مارینا بگو ببینم -
به خاطر نمایش در موزه هنرهای معاصر نگرانی ؟

438
00:33:05.666 --> 00:33:08.144
خیلی. انقدر نگرانم که -
اصلا نمی خوام دربارش حرف بزنم

439
00:33:08.300 --> 00:33:10.800
روزهای متمادی همش تو دستشویی می نشستم -
باشه.. فهمیدم

440
00:33:10.933 --> 00:33:13.500
اگه نگران نباشم که - نگران میشم چرا نگران نیستم

441
00:33:16.700 --> 00:33:19.666
وقتی که روی صندلی بشینی -
صندلی رو حرکت هم میدی ؟

442
00:33:19.800 --> 00:33:24.900
مثلا جلو و عقب میشی یا
تمام مدت توی یک حالت میشینی؟

443
00:33:25.566 --> 00:33:27.533
در یک حالت میشینم - حرکت نخواهم کرد

444
00:33:27.633 --> 00:33:29.476
و فقط مستقیم نگاه می کنی؟ - به چی قراره نگاه کنی؟

445
00:33:29.500 --> 00:33:31.666
هرکسی که روبروم بشینه

446
00:33:31.900 --> 00:33:33.800
آها، پس یه صندلی دیگه هم هست ؟

447
00:33:33.850 --> 00:33:36.366
همه ی مخاطبان میتونن هرچقدر میخوان بشینن

448
00:33:36.500 --> 00:33:37.446
روبروی تو ؟

449
00:33:37.470 --> 00:33:42.300
و خب موزه حدودا 11 تا 15 هزار بازدید کننده
داره - بنابراین تنها نکته مهم "نگاه" هستش

450
00:33:48.233 --> 00:33:52.866
مارینا تا به حال هرکسی رو
که دیده فریفته ی خودش کرده

451
00:33:52.966 --> 00:33:56.900
ولی این نکته در مورد من دیگه صدق نمی کنه چون ما
قبلا توی اون نوع رابطه بودیم و حالا دیگه جدا شدیم

452
00:33:57.300 --> 00:33:59.500
ما خیلی دوستای خوبی هستیم ولی دیگه جدا شدیم

453
00:33:59.550 --> 00:34:02.433
اون سعی نمیکنه دیگه منو اغوا کنه
چون دیگه جدا شدیم

454
00:34:08.400 --> 00:34:13.000
در مورد مارینا من همیشه تلاش کردم
وجه پرفورمر او را از کسی که

455
00:34:13.133 --> 00:34:15.550
باهاش رابطه ی کاری دارم جدا کنم

456
00:34:15.600 --> 00:34:17.978
و تلاش کردم با این مسئله کنار بیام
مثل این می مونه که اگر مجسمه ساز بود

457
00:34:18.002 --> 00:34:21.100
به کارش طوری نگاه میکردم که
گویی یک شی (مجسمه) است

458
00:34:22.000 --> 00:34:24.600
تلاش کرده ام که همیشه فراتر از تاثیرات او
بر روی خودم باشم

459
00:34:24.900 --> 00:34:30.166
چون دوست نداشتم وجه پرفورمر (نمایشی) شخصیتش
بین ما قرار بگیره

460
00:34:32.230 --> 00:34:35.466
چون وقتی با مارینا هستی انگار او هیچوقت
از نمایش دادن خودش دست بر نمیداره

461
00:34:43.150 --> 00:34:45.266
مارینا، به این دیگه احتیاج نداری؟

462
00:34:46.350 --> 00:34:47.880
مطمئنی ؟ ( David Blaine - شعبده باز )

463
00:34:50.233 --> 00:34:51.933
شراب رو غیب کردی

464
00:34:52.000 --> 00:34:54.766
میتونم بهت یاد بدم تو هم این کارو بکنی -
سرگرمی خوبیه

465
00:34:56.266 --> 00:35:04.133
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

466
00:35:05.633 --> 00:35:07.700
جدیدا یه نفری رو ملاقات کردم که

467
00:35:07.900 --> 00:35:10.333
همه بهم میگفتن باید ببینی ش

468
00:35:10.466 --> 00:35:15.366
و این اتفاق توی موزه هنرهای معاصر افتاد
و اومدیم اینجا و یکم نوشیدنی خوردیم

469
00:35:15.466 --> 00:35:18.400
و این یارو واقعا آدم جالبی بود

470
00:35:18.633 --> 00:35:20.600
شعبده بازه David Blaine.

471
00:35:26.233 --> 00:35:31.998
و بهم گفت شاید بتونم در خلال برنامه م
در موزه ، یک قطعه ای با هم اجرا کنیم

472
00:35:32.333 --> 00:35:36.600
دقت کردی همیشه یه سری تبر تو محفظه شیشه ای
برای موارد اضطراری هست ؟

473
00:35:36.700 --> 00:35:41.481
داشتم فکر میکردم یه جوری از
این موادی که داره استفاده کنم و

474
00:35:41.505 --> 00:35:45.433
برم صورت مارینا رو با اینا بگیرم و
مردم فکر کنن چی شده ؟

475
00:35:45.900 --> 00:35:50.417
بعد برم شیشه رو بشکنم و
تبر رو بردارم و تکه تکه ش کنم

476
00:35:50.500 --> 00:35:52.178
بعد اورژانس میاد و

477
00:35:52.202 --> 00:35:54.500
یک پتو روی من می کشن و همه جا پر از خون ه و

478
00:35:55.650 --> 00:35:58.000
پلیس میاد و دیوید رو دستگیر می کنن

479
00:35:58.100 --> 00:36:02.000
مارینا همونجا دراز می کشه و کل نمایش تموم میشه

480
00:36:02.433 --> 00:36:05.266
مردم هم نمی دونن چه اتفاقی افتاده
یه حادثه بوده؟ نبوده؟

481
00:36:05.400 --> 00:36:08.433
از خودشون می پرسن واقعی بود؟ نبود ؟

482
00:36:08.566 --> 00:36:12.466
و من با خشونت بهش ضربه میزنم و -
قبلا این کارو کردی؟

483
00:36:16.443 --> 00:36:18.966
اگه قبلا این کارو کرده باشی حقه محسوب میشه

484
00:36:19.066 --> 00:36:22.000
ولی اگه یه بار این کارو بکنی دیوونگی ه

485
00:36:22.233 --> 00:36:25.733
ولی من فک میکنم قسمت جالبش اینه که
این اتفاق قراره تو موزه بیفته

486
00:36:27.366 --> 00:36:30.200
مردم اونجان مردم عادی

487
00:36:30.500 --> 00:36:31.778
دقیقا

488
00:36:33.466 --> 00:36:37.200
تو چی فکر می کنی؟ -
به نظر من خیلی ایده ی بدی ه

489
00:36:37.766 --> 00:36:38.766
چرا؟

490
00:36:39.100 --> 00:36:43.133
برای اینکه اون خیلی آدم جالبیه -
و کارای خارق العاده ای می کنه

491
00:36:43.300 --> 00:36:46.126
اما نکته مهم اینه که بعضی مردم

492
00:36:46.150 --> 00:36:48.378
مردم عادی اونو شعبده باز می نامند

493
00:36:48.402 --> 00:36:51.877
illusionist و مطمئنم خودش دوست داره بهش بگن
(فردی که حواس رو دچار خطا میکنه)♪

494
00:36:51.901 --> 00:36:53.976
و همین نکته تمام چیزیه که تو باید بفهمی

495
00:36:54.000 --> 00:36:57.400
کاری که تو انجام میدی اصلا
ربطی به شعبده و خطا نداره، همش واقعیه

496
00:36:57.450 --> 00:37:02.011
و اگر این دونوع کار رو در موزه به هم پیوند بدی

497
00:37:02.035 --> 00:37:05.978
و اون هم در شرایطی که داری مهمترین پرفورمنسی
که تا حال انجام دادی، را روی صحنه میبری

498
00:37:06.002 --> 00:37:09.976
به فاجعه ختم میشه
به نظرم کاملا کار غلطیه. مطمئن باش

499
00:37:10.000 --> 00:37:13.666
من با تمام وجودم به این کار اعتراض دارم
این چطوره؟

500
00:37:14.000 --> 00:37:16.866
باشه. راست میگی - قبول کردم

501
00:37:17.033 --> 00:37:18.566
باشه - همینه

502
00:37:18.733 --> 00:37:22.633
ما در 9 نگارخانه نمایش داریم
و مارینا هم برای خودش غولی ه

503
00:37:23.123 --> 00:37:24.933
اما شان وقتی وارد کار شد که

504
00:37:25.033 --> 00:37:29.176
هیچکس نمیخواست خودشو درگیر
مشکلات مبهم و قدیمی بکنه

505
00:37:29.200 --> 00:37:34.450
مثلا همین نکته که یک هنرمند پرفورمر
داره در فضای یک نگارخانه اجرا می کنه

506
00:37:34.766 --> 00:37:35.999
میشه ازت سوالی بکنم؟

507
00:37:37.400 --> 00:37:38.566
از بین رنگ آبی

508
00:37:39.566 --> 00:37:41.966
و قرمز کدومو انتخاب می کنی؟

509
00:37:43.000 --> 00:37:45.966
مثلا اولین حسی که بهت دست میده چیه؟ - قرمز

510
00:37:47.266 --> 00:37:50.966
آبیه رو انتخاب کرد Klaus
اما بقیه همه گفتن قرمز بهتره

511
00:37:51.123 --> 00:37:54.177
طبیعت کار پرفورمنس در لحظه و گذرا بودنشه

512
00:37:54.201 --> 00:37:57.010
بنابراین کاری که ما کردیم این بود
که با دقت یک عکس انتخاب کردیم که

513
00:37:57.034 --> 00:38:02.933
بیانگر هرکدوم از پرفورمنس ها باشه و از
اونها یک نسخه تهیه کردیم و فروختیم شون

514
00:38:03.500 --> 00:38:04.700
اون یکی خارق العاده بود

515
00:38:04.800 --> 00:38:07.078
و نسخه های محدودی ارائه دادیم

516
00:38:07.102 --> 00:38:10.266
و باید به خاطر داشته باشید که
حدود 20 ایده ی قدیمی رو شامل میشد

517
00:38:10.466 --> 00:38:14.866
و هرکدوم رو بین 2 تا 5 هزار دلار فروختیم

518
00:38:15.733 --> 00:38:20.000
و الان از اونجایی که همه ش
فروش رفته، اگر بتونید یه نسخه پیدا کنید

519
00:38:20.100 --> 00:38:24.366
احتمالا قیمتی بین 25 تا 50 هزار دلار
خواهد داشت این عکسا یه حس درام توش داره

520
00:38:24.400 --> 00:38:29.400
نمونه ای که برای مارینا آماده کردیم
و طریقه ای که برای اون بازار پیدا کردیم

521
00:38:29.533 --> 00:38:34.000
چیزی فراتر از استانداردهایی
هست که بقیه در جستجوش هستند

522
00:38:34.866 --> 00:38:35.933
خب اینم تموم شد

523
00:38:41.933 --> 00:38:43.033
"هنر آسان است"

524
00:38:48.900 --> 00:38:52.379
در دهه 70 که با اولای بودم
یک تصمیم ساختارشکنانه گرفتیم

525
00:38:52.403 --> 00:38:53.900
که توی ماشین زندگی کنیم

526
00:38:54.500 --> 00:38:57.109
چون اینجوری مجبور نیستی
قبض تلفن پرداخت کنی، یا

527
00:38:57.133 --> 00:39:00.477
پول برق و کرایه بدی
و این نکته که ما اصلا پول نداشتیم

528
00:39:00.501 --> 00:39:03.400
ولی دلمون هم نمی خواست هیچ کار دیگه ای
جز پرفورمنس، انجام بدیم

529
00:39:03.500 --> 00:39:10.096
این همون ونی هست که توش زندگی می کردم Igor
تمام اون سالها این تو زندگی می کردم

530
00:39:10.120 --> 00:39:12.278
و دو روز پیش تو گفتی " چه بامزه"

531
00:39:12.302 --> 00:39:15.942
و منم گفتم وقتی تو موزه باشه بامزه ست
ولی اون زمان ما خیلی زندگی سختی داشتیم

532
00:39:15.966 --> 00:39:19.133
و اصلا هم جالب نبود خب، بریم داخل

533
00:39:20.600 --> 00:39:23.481
من 30 سال میشد که این ماشین رو ندیده بودم

534
00:39:23.505 --> 00:39:28.000
و وقتی که به موزه رسید یه حس غیرمنتظره
داشتم. انگار دلم آشوب بود

535
00:39:28.400 --> 00:39:32.566
مثل این بود که تمام زندگی گذشته ام
به سمتم هجوم آورد

536
00:39:34.570 --> 00:39:39.100
ما مجبور بودیم اطراف شهر با
چوپان ها زندگی کنیم بزها رو بدوشیم

537
00:39:39.233 --> 00:39:42.250
مجبور بودیم بطری های خالی آب معدنی رو ببریم

538
00:39:42.300 --> 00:39:44.150
و از پمپ بنزین ها بنزین قرض کنیم

539
00:39:45.433 --> 00:39:49.000
من همه ی حمام ها، تو تمام پمپ بنزین های
سراسر اروپا رو میشناختم

540
00:39:49.033 --> 00:39:51.500
خلاصه اینکه نسبت به این ون خیلی احساساتی شدم

541
00:39:53.633 --> 00:39:57.333
خدایا، نگاه کردن به داخل این ون قلبم رو شکوند

542
00:39:57.466 --> 00:40:03.131
و اینکه چقدر ایمان، آرزو و معصومیت توی زندگی ما

543
00:40:03.300 --> 00:40:04.986
در آن زمان وجود داشت

544
00:40:05.010 --> 00:40:09.880
به طرز عجیبی اون زمان که توی
این ماشین زندگی می کردم، خوشبخت بودم

545
00:40:10.000 --> 00:40:13.233
تمام اون چیزی بود که همیشه می خواستم
با مردی که عاشقش بودم

546
00:40:13.433 --> 00:40:15.900
باهم کار می کردیم سنت شکن بودیم و

547
00:40:16.500 --> 00:40:19.400
و هرگز تسلیم هیچ چیز نمی شدیم

548
00:40:21.100 --> 00:40:24.646
فقط ما دو نفر بودیم و سگ مون... و جهان

549
00:40:25.600 --> 00:40:30.986
به من این راه باورنکردنی رو
که از اونجا، به اینجا ختم شد، نشون میده

550
00:40:31.010 --> 00:40:32.650
راه طولانی ای بود

551
00:40:36.233 --> 00:40:40.300
باید برم یه نمایشگاه رو جمع و جور کنم زمان ندارم

552
00:40:43.333 --> 00:40:45.733
مارینا برای هردومون ژاکت می بافت

553
00:40:46.500 --> 00:40:50.200
من ماشینو تعمیر میکردم. همیشه من می روندم
مارینا رانندگی بلد نبود

554
00:40:52.400 --> 00:40:57.200
یه زندگی خیلی خیلی ساده بود
حتی ساده تر از کوچ نشین ها

555
00:40:57.766 --> 00:41:02.994
ولی بهترین زمان زندگی مون بود
و ازش بسیار نیرو و انرژی می گرفتیم

556
00:41:08.900 --> 00:41:10.166
اینجا هادسون ریور ه ؟

557
00:41:10.700 --> 00:41:14.333
آره همینجاست. مستقیم برو - چراغ قرمز بود. بایست

558
00:41:18.500 --> 00:41:19.600
وقتی سبزه باید بری

559
00:41:21.233 --> 00:41:24.400
همین طرفا بایست چون دوست دارم خودم رانندگی کنم

560
00:41:24.533 --> 00:41:26.142
لحظه ی تاریخی زندگیمه

561
00:41:26.166 --> 00:41:28.900
برای اولین بار با تو، من پشت فرمون میشینم

562
00:41:29.000 --> 00:41:31.133
واقعا مشتاقم که کنار دست تو بشینم

563
00:41:37.866 --> 00:41:38.866
Waw... Ulay!

564
00:41:39.000 --> 00:41:43.233
هیچوقت فکر نمی کردیم که کارمون به اینجا بکشه

565
00:41:46.900 --> 00:41:49.133
چراغ داریم ؟ - برو راست

566
00:41:49.266 --> 00:41:51.233
نه، چراغای ماشین روشنه؟ - آره روشنه

567
00:41:51.433 --> 00:41:54.166
خوبه - قبل تو روشنشون کردم

568
00:41:54.300 --> 00:41:56.300
ترمزدستی بالائه یا پایین؟

569
00:41:56.366 --> 00:41:58.366
بالاست - دادمش پایین

570
00:41:58.400 --> 00:42:00.266
ممنون. معلوم بود یه مشکلی هست

571
00:42:04.010 --> 00:42:08.066
بزن بریم. رانندگی کنیم -
الان دیگه زندگیت تو دستای منه

572
00:42:09.400 --> 00:42:10.800
آره میترسم همینجور باشه

573
00:42:11.866 --> 00:42:15.133
یه کوچولو برو راست...
- خیلی کم. واسا

574
00:42:16.100 --> 00:42:18.050
همین فرمونو برو عالیه

575
00:42:21.333 --> 00:42:22.333
برو جلوتر

576
00:42:22.966 --> 00:42:25.900
فقط چند سانت دیگه که از در رد بشی

577
00:42:28.100 --> 00:42:30.000
خب راستش یکم دارم می لرزم

578
00:42:30.500 --> 00:42:33.927
ترسیده ام ، اما در عین حال قبول کردم دیگه

579
00:42:34.500 --> 00:42:39.000
خب اولای، از 1 تا 10 چه امتیازی میدی؟ 5?

580
00:42:39.050 --> 00:42:40.350
بیشتر - - 6?

581
00:42:40.600 --> 00:42:41.600
بیشتر

582
00:42:42.200 --> 00:42:45.000
باشه. پس 7.5 - نه. همون 7

583
00:42:46.033 --> 00:42:48.000
هفت عدد خوبی هم هست.

584
00:42:48.933 --> 00:42:49.933
عالیه

585
00:42:57.933 --> 00:42:58.933
مرحبا

586
00:43:00.033 --> 00:43:02.866
آبرامویچ خیلی سخت کار کردی

587
00:43:03.500 --> 00:43:06.133
فقط کاری که باید رو میکنم - درسته

588
00:43:06.200 --> 00:43:09.700
میخوام با پاستا سس زوکینی درست کنم
(zucchini sauce)

589
00:43:09.800 --> 00:43:15.300
اون زمان، رابطه ما خیلی شبیه به
جدا سازی نقشهای زنانه و مردانه بود

590
00:43:15.400 --> 00:43:18.009
او بیشتر این آزادی رو داشت
که با جهان بیرون در ارتباط باشه

591
00:43:18.033 --> 00:43:21.300
مثل غذا تهیه کردن، تهیه پول رفتن به بانک

592
00:43:21.533 --> 00:43:24.466
منم کارای شستشو، ظرف شستن
و مراقبت از سگ رو به عهده داشتم

593
00:43:24.800 --> 00:43:27.966
و به خاطر دارم وقتی از هم جدا شدیم
من حتی حساب بانکی نداشتم

594
00:43:28.100 --> 00:43:30.350
و اصلا نمی دونستم این کارا رو چطور انجام میدن

595
00:43:30.450 --> 00:43:33.600
زمان زیادی برد تا همه ی چیز رو از صفر یاد بگیرم

596
00:43:34.000 --> 00:43:36.800
دربازکن داری؟ - بله

597
00:43:37.266 --> 00:43:42.166
بعد از اون زندگی بدوی که داشتیم
مارینا خیلی جاه طلب شد

598
00:43:42.200 --> 00:43:46.220
هم در کار و هم در اصولش جاه طلبانه عمل می کرد

599
00:43:46.500 --> 00:43:49.900
منظورم در ظاهر و در مورد ثروته

600
00:43:50.500 --> 00:43:56.150
اگر دقت کنید من بعد از جدایی مون
تقریبا تو همون مسیر ثابت موندم

601
00:43:56.200 --> 00:44:00.000
و او از این کوه بلند بالا رفت

602
00:44:00.133 --> 00:44:02.250
و خیلی موفق شد

603
00:44:02.500 --> 00:44:06.409
شاید عجیب به نظر برسه ولی من
وقت ندارم که اینهمه تلاش کنم تا

604
00:44:06.433 --> 00:44:10.653
همچین چیزی رو برای خودم، ممکن کنم

605
00:44:11.300 --> 00:44:15.926
از طرفی هم مجبور نیستم این همه کار بکنم
کافیه باهاش ازدواج کنم

606
00:44:17.100 --> 00:44:21.633
مشکلی نداره که - یکم غذا رو تند کنم ؟

607
00:44:23.466 --> 00:44:24.566
Pepperoncini?

608
00:44:24.900 --> 00:44:31.633
اعتقاد من اینه که، هنرمندای زیادی نیستند
که مثل مارینا سخت کار کنند

609
00:44:32.433 --> 00:44:35.366
ولی او همیشه خیلی با ظرافت به نظر می رسه

610
00:44:39.066 --> 00:44:42.066
و من همیشه شبیه یک کارگر مزرعه به نظر میام

611
00:44:42.100 --> 00:44:44.400
البته که من یک کارگر تو زمینه هنر هستم اما

612
00:44:45.066 --> 00:44:48.350
من بیشتر شبیه یک کارگرم
و در حقیقت کمتر از اونا کار می کنم

613
00:44:50.966 --> 00:44:53.466
بنابراین فکر می کنم منظورمو متوجه شدید

614
00:44:55.133 --> 00:44:56.333
من فقط تنبل ام

615
00:44:58.000 --> 00:45:00.500
"گذر از دریا در نیمه شب"

616
00:45:01.800 --> 00:45:04.876
"گذر از دریا در نیمه شب"
قطعه ایست که در اون یک مرد و زن

617
00:45:04.900 --> 00:45:07.378
روبروی هم بر روی دو صندلی نشسته اند

618
00:45:07.402 --> 00:45:09.800
بدون حرکت و در سکوت نشسته اند و

619
00:45:11.766 --> 00:45:12.766
روزه می گیرند

620
00:45:15.000 --> 00:45:19.700
و سعی در به تصویر کشیدن
تحقیر زجرآور جوامع غربی بود

621
00:45:21.166 --> 00:45:25.046
عدم تحرک در حقیقت موجب بی ارزشی می شد

622
00:45:25.070 --> 00:45:28.578
سکوت بی ارزش می شد
و روزه گرفتن بی ارزش می شد

623
00:45:28.602 --> 00:45:32.176
بنابراین این سه مورد چیزهایی اند
که مردم در موردشون حساس می شوند

624
00:45:32.200 --> 00:45:35.242
خصوصا وقتی شما این کار رو برای 4، 5، 6، 7

625
00:45:35.266 --> 00:45:38.578
8، 9، 10، 11، 12، 13، 14، 15، 16

626
00:45:38.602 --> 00:45:39.998
روز انجام بدی

627
00:45:41.266 --> 00:45:45.600
بی حرکت، در سکوت، در روزه
و مطلقا بدون تکون خوردن

628
00:45:46.602 --> 00:45:48.500
که تقریبا غیر ممکنه

629
00:45:52.000 --> 00:45:55.609
ما قطعه "گذر از دریا..." رو
برای 90 روز نامتوالی انجام دادیم

630
00:45:55.633 --> 00:45:57.200
تا زمانی که من تسلیم شدم

631
00:45:59.300 --> 00:46:00.500
دیگه بس م بود

632
00:46:02.500 --> 00:46:05.108
زنان بهتر از مردها میتونند بنشینند

633
00:46:05.132 --> 00:46:06.900
به خاطر آناتومی بدن شون

634
00:46:07.100 --> 00:46:10.781
و من بعد از 13، 14 روز انصراف دادم

635
00:46:10.805 --> 00:46:15.200
چون دنده هام به شدت به طحال م فشار می آوردند

636
00:46:15.633 --> 00:46:20.100
به بیمارستان رفتم و بهم گفتند
" باید روزه گرفتن رو تموم کنی"

637
00:46:21.288 --> 00:46:24.400
تا همان زمان هم 10 کیلو وزنم رو از دست داده بودم

638
00:46:24.500 --> 00:46:28.998
و فکر میکنم بیش از حد توانم بود حداقل برای من

639
00:46:29.150 --> 00:46:30.500
در اون زمان

640
00:46:33.250 --> 00:46:36.578
یکی از دلایلی که می گفت که نمیتونه بشینه
به خاطر این بود که خیلی لاغر بود

641
00:46:36.602 --> 00:46:39.876
گویی روی استخون لگن ش می نشست
و انگار استخوناش پوستش رو سوراخ می کردند

642
00:46:39.900 --> 00:46:42.533
و خب یوگی ها همیشه این کارو می کنن
ولی اون نمی تونست

643
00:46:42.666 --> 00:46:45.266
": و اون بهم گفت خب پس تو هم باید بلند شی"

644
00:46:45.400 --> 00:46:47.566
چون پرفورمنس بدون من " نمیتونه ادامه داشته باشه"

645
00:46:47.900 --> 00:46:49.846
و من دلیلی نمی دیدم

646
00:46:49.870 --> 00:46:52.776
به خاطر همینه که این بار ، در تکرار
اون پرفورمنس من به کارم ادامه میدم

647
00:46:52.800 --> 00:46:55.766
همیشه... ادامه میدم فقط روبروم یک صندلی خالی ه

648
00:47:08.900 --> 00:47:13.566
من هرگز رابطه ای با
هیچ زن، یا حتی هیچ مردی نداشتم

649
00:47:13.900 --> 00:47:18.300
که چنین درجه ای از کیفیت همزیستی رو داشته باشه

650
00:47:18.500 --> 00:47:21.000
بنابراین در عرض 12 سال رابطه مون فرسوده شد

651
00:47:29.733 --> 00:47:34.233
همکاری مارینا و اولای در یک راه ساده، مستقیم

652
00:47:34.566 --> 00:47:38.766
و عمیق بود که
نیروی محرکه ی رابطه زن/مرد رو نشون میداد

653
00:47:39.266 --> 00:47:42.900
و در آخر هم به این پایان حماسی ختم شد

654
00:47:42.966 --> 00:47:46.700
با قطعه پرفورمنسی که در حال پیاده روی
روی دیوار چین انجام شد و اسمش "عشاق" بود

655
00:47:47.766 --> 00:47:51.266
و این پرفورمنس در مقیاس بسیار غیرمعمولی بود

656
00:47:54.766 --> 00:47:59.700
قطعه "عشاق" که در آن مارینا و اولای
در امتداد دیوار بزرگ چین قدم می زدند

657
00:48:00.666 --> 00:48:01.733
یک قطعه حماسی بود

658
00:48:03.466 --> 00:48:07.633
روند سه ماهه ای که طی اون
آن دو به سمت هم قدم می زدند

659
00:48:09.700 --> 00:48:15.800
خیلی ساده، بدون مبالغه و کاملا شفاف بود

660
00:48:20.733 --> 00:48:23.666
این انتهای رابطه کاری اونها بود

661
00:48:27.166 --> 00:48:32.800
و قرار بود در جایی که دیوار به پایان می رسه
از هم جدا بشوند

662
00:48:37.900 --> 00:48:41.546
خیلی زود ما تبدیل به
اون زوج عالی هنری شده بودیم که

663
00:48:41.570 --> 00:48:44.300
همه به عنوان یک تصویر بی نقص از ما یاد می کردند

664
00:48:44.400 --> 00:48:46.600
ولی در واقعیت اولای از این جایگاه راضی نبود

665
00:48:46.733 --> 00:48:49.980
و گاهی اوقات هرچه در کار
پرفورمنس های بهتری اجرا می کردیم

666
00:48:50.990 --> 00:48:53.600
در رابطه خصوصی وضعیتمون بدتر می شد

667
00:48:55.566 --> 00:48:58.866
و بعد مرحله ای پیش اومد که بهم گفت
علایقش با من متفاوته

668
00:48:58.900 --> 00:49:03.266
و بیشتر علاقه مند به تجربه کردن زندگی بود
که بنوشه و مواد بکشه و

669
00:49:03.433 --> 00:49:07.100
و بعد خیانت می کرد که برای من واقعا سخت بود

670
00:49:08.800 --> 00:49:12.000
تا یک زمان مشخصی ما فقط با هم رابطه جنسی داشتیم

671
00:49:12.900 --> 00:49:17.800
تا زمانی که سختی اون ایدئولوژی
خودش رو کم کم نشون داد

672
00:49:18.900 --> 00:49:19.900
شروع به

673
00:49:22.066 --> 00:49:23.500
از هم پاشیده شدن کرد

674
00:49:25.066 --> 00:49:31.038
و بعد در همون زمان، او هم، مثل من
شروع به رابطه جنسی با کس دیگه ای کرد

675
00:49:31.062 --> 00:49:32.062
همون زمان

676
00:49:32.700 --> 00:49:36.200
با این تفاوت که او این کار رو با
یکی از دوستانمون کرد. و من نکردم

677
00:49:37.966 --> 00:49:39.633
شاید نباید اینو می گفتم

678
00:49:45.890 --> 00:49:49.209
هشت سال، زمان برد تا بتونیم
بر سر اجازه قدم زدن بر دیوار چین

679
00:49:49.233 --> 00:49:50.481
مناقشه کنیم

680
00:49:50.505 --> 00:49:54.800
و در طول گفتگوها، بارها اولای مجبور بود
به چین بره و اون زن مترجم ش بود

681
00:49:55.566 --> 00:49:59.300
و وقتی که ما قدم زدن بر دیوار رو تموم کردیم
بهم گفت که اون زن حامله ست

682
00:49:59.600 --> 00:50:01.466
و ازم پرسید " چیکار باید بکنم؟"

683
00:50:01.500 --> 00:50:03.100
منم گفتم تو باید چیکار کنی؟"

684
00:50:03.133 --> 00:50:05.966
من ترکت میکنم و تو " هرکاری دلت میخواد بکن"

685
00:50:06.400 --> 00:50:07.866
و اونا ازدواج کردند

686
00:50:10.066 --> 00:50:13.666
این مثل یک آغاز بود
انگار در انتهای راه به یک آغاز رسیده بودیم

687
00:50:13.766 --> 00:50:16.800
انگار اینجوری شروع شده بود
و همونطور هم تموم می شد

688
00:50:18.966 --> 00:50:19.966
همین

689
00:50:24.933 --> 00:50:26.800
بعد از اینکه از اولای جدا شدم

690
00:50:26.933 --> 00:50:29.533
من در غمگین ترین حال زندگی م بودم

691
00:50:29.900 --> 00:50:34.500
": یادمه در دفترخاطراتم نوشتم
من 40 سالمه. چاق و زشتم"

692
00:50:34.566 --> 00:50:36.300
"و هیچکس منو نمی خواد

693
00:50:36.533 --> 00:50:40.566
و فکر کردم " خدایا ، مردی که دوست داشتم
رو از دست دادم " و شغلمو هم از دست دادم

694
00:50:40.733 --> 00:50:44.066
چون باهم کار می کردیم
هیچ چیز برام نمونده بود. خالی بودم

695
00:50:44.300 --> 00:50:46.009
و فقط میتونستم یا دوباره شروع کنم

696
00:50:46.033 --> 00:50:50.190
یا خودمو از فرط افسردگی کاملا نابود کنم

697
00:50:52.800 --> 00:50:56.533
و این اولین باری بود که من با کمی پول به پاریس رفتم

698
00:50:56.666 --> 00:51:01.633
و برای اولین بار لباسهای مد روز خریدم
و احساس فوق العاده ای بود

699
00:51:01.933 --> 00:51:06.800
موهام رو درست کردم. پدیکور و
مانیکور انجام دادم و این حس، عالی بود

700
00:51:07.533 --> 00:51:11.118
قیمت این ژاکت چنده؟ - فکر کنم قابل پرداخت نباشه

701
00:51:11.142 --> 00:51:13.700
گمونم خیلی گرونه قیمتش...

702
00:51:13.733 --> 00:51:16.377
قیمتش از حدود 8000 یورو شروع میشه و

703
00:51:16.401 --> 00:51:19.400
تا 200، 300، 400 هزار یورو هم بالا میره

704
00:51:19.433 --> 00:51:21.582
بستگی به قطعه هایی که توش استفاده شده داره

705
00:51:21.606 --> 00:51:24.933
من از اینجور چیزا سر در نمی آوردم
ولی در عین حال احساس خوبی داشتم

706
00:51:24.980 --> 00:51:31.800
چرا دوباره احساس خوب و دوست داشتنی بودن رو تجربه
نکنم؟ و از اون زمان فهمیدم که واقعا عاشق مد هستم

707
00:51:32.933 --> 00:51:35.130
و برام مثل یک اشتیاق رازآلود بود

708
00:51:35.466 --> 00:51:38.800
ببین چقدر عالیه تو چی فکر می کنی؟

709
00:51:40.500 --> 00:51:45.009
هنرمند پرفورمر بودن، در دهه 70 و 80
به معنای فقر بود

710
00:51:45.033 --> 00:51:46.500
نقطه. تمام

711
00:51:48.400 --> 00:51:49.400
خداحافظ

712
00:51:50.233 --> 00:51:51.233
حداکثر ها

713
00:51:55.033 --> 00:51:59.100
بعد از اینکه جدا شدیم
مارینا به سمت کارهای تئاتری رفت

714
00:51:59.300 --> 00:52:00.866
چون در اونجا پول بود

715
00:52:04.933 --> 00:52:05.933
خداحافظ

716
00:52:06.866 --> 00:52:07.866
اولای

717
00:52:11.000 --> 00:52:15.150
و این بدان معنا بود که کارهای جدیدش
از لحاظ فکری، زیبایی شناسانه تر بودند

718
00:52:18.933 --> 00:52:22.100
و به طور واضح گامی به سمت دنیای تئاتر برداشت

719
00:52:23.900 --> 00:52:25.100
کاملا بر روی سن

720
00:52:25.300 --> 00:52:27.500
و با کدهای دقیق دنیای تئاتری

721
00:52:32.533 --> 00:52:36.900
مارینا بیشتر یک هنرمند تئاتری، احساسی

722
00:52:38.000 --> 00:52:39.900
و غمناک هست

723
00:52:40.135 --> 00:52:43.990
، بنابراین عنصر نمایشی
در کارهاش خودش رو نشون میده

724
00:52:46.466 --> 00:52:51.000
ریسکی که در اجراش در
موزه هنرهای معاصر ممکنه رخ بده اینه که

725
00:52:51.300 --> 00:52:54.890
چقدر ممکنه در تئاتری شدن پرفورمنس ش اغراق کنه

726
00:52:56.900 --> 00:52:59.133
مارینا همیشه میگه یه تفاوتی وجود داره بین

727
00:52:59.166 --> 00:53:02.636
وقتی که پرفورمنس اجرا میکنی
چاقو و خون واقعی وجود داره

728
00:53:02.660 --> 00:53:06.500
ولی توی بازیگری
جای خون، سس هست و خودتو هم زخمی نمیکنی

729
00:53:07.600 --> 00:53:10.000
اگه این حس رو در اجرای
موزه هنرهای معاصر از دست بدیم

730
00:53:10.100 --> 00:53:13.400
اگر مثل قضیه چاقو تقلبی و سس بشه
شکست خورده ایم

731
00:53:22.000 --> 00:53:24.933
دو هفته قبل از اجرای موزه هنرهای معاصر

732
00:53:24.966 --> 00:53:26.933
شش روزه که توی تخت افتادم

733
00:53:29.200 --> 00:53:30.300
فقط توی تخت ام

734
00:53:33.366 --> 00:53:37.200
گندش بزنن، گندش بزنن
شش روزه نتونستم از تخت بلند بشم

735
00:53:38.733 --> 00:53:42.900
انقدر درمانده شدم که هرچی باشه قبول می کنم
هرچی هرکی آورده میخورم

736
00:53:43.533 --> 00:53:47.233
و بعد این شربت رو کشف کردم
که توش کدئین داشت. عالی بود

737
00:53:47.666 --> 00:53:50.633
هیچوقت مواد مصرف نکردم
ولی این کدئین واقعا شادم میکنه

738
00:53:51.166 --> 00:53:55.966
درواقع دیروز عین یه بچه خوابیدم
تمام شب لبخند رو لبم بود

739
00:53:56.866 --> 00:53:58.033
مثل احمقا

740
00:53:58.500 --> 00:54:00.200
خلاصه که فعلا اینجام

741
00:54:00.300 --> 00:54:04.478
فکر میکنم قرمز رنگ خوبیه
همیشه حس میکنم قرمز به آدم قدرت میده

742
00:54:04.502 --> 00:54:09.976
بنابراین اگر همه چیزم قرمز باشه
مثل روتختخوابی، شال، پیژامه ، پرتقال خونی

743
00:54:10.000 --> 00:54:11.889
زودتر حالم خوب میشه

744
00:54:17.200 --> 00:54:18.900
خب. این هم تک گویی م بود

745
00:54:22.800 --> 00:54:27.000
پنج روز قبل از اجرا در موزه هنرهای معاصر

746
00:54:29.166 --> 00:54:33.533
امروز حالت چطوره؟ - خیلی داغونم

747
00:54:36.300 --> 00:54:38.931
واقعا دارم از کوره در میرم -
اصلا انگار اجرایی قرار نیست باشه

748
00:54:38.955 --> 00:54:43.066
داریم آماده می شیم - امکانش هست
مارینا یکی از پروژکشن ها رو ببینه؟

749
00:54:43.233 --> 00:54:45.850
فقط یه پروژکشن ، از هر مدلی، بهم نشون بدید

750
00:54:46.300 --> 00:54:51.100
برق نداریم - حتی منبع برق که
پروژکشنها رو بهش وصل کنیم هم نداریم

751
00:54:51.150 --> 00:54:54.220
پخش کننده هم نداریم ببخشید. هنوز آماده نیست

752
00:54:55.266 --> 00:54:56.900
هیچی نیست! هیچی

753
00:54:57.300 --> 00:55:01.300
فقط پنج روز به اجرا مونده و اینجا جوریه
که انگار اصلا قرار نیست اجرایی باشه

754
00:55:01.633 --> 00:55:05.131
چیزی که منو بیشتر از همه عصبی می کنه -
اتاقی ست که اونجاست

755
00:55:05.155 --> 00:55:07.500
حتی دیوارها رو هنوز سر جاشون نگذاشتند

756
00:55:08.966 --> 00:55:11.466
میشه تمرین رو شروع کنیم؟ - این از همه مهمتره

757
00:55:11.700 --> 00:55:13.700
میشه همه اونور جمع بشوند؟ بیایید

758
00:55:13.733 --> 00:55:14.733
چطوری؟

759
00:55:15.466 --> 00:55:16.466
ممنون...

760
00:55:17.066 --> 00:55:18.066
بیایید

761
00:55:19.766 --> 00:55:23.033
میشه همگی دو ثانیه بشینیم؟ - میخوام همه رو ببینم

762
00:55:24.533 --> 00:55:31.700
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

763
00:55:33.200 --> 00:55:37.116
سلام. اینجا خیلی با ورکشاپمون
در خارج از شهر متفاوته

764
00:55:37.140 --> 00:55:42.266
خیلی عذاب آوره و مهمه که باهاتون
در مورد این قضیه روراست باشم

765
00:55:42.300 --> 00:55:45.378
چون نمیتونم وقتی که آروم نیستم
تظاهر کنم خیلی آرومم

766
00:55:45.402 --> 00:55:49.866
و همینطور، این نکته که من از قبل
هیچ ارتباط شخصی با هیچکدوم شما نداشتم

767
00:55:49.933 --> 00:55:53.016
من مجبورم با تمام وجودم
بهتون در این اجرا اعتماد کنم

768
00:55:53.040 --> 00:55:55.242
برای تمام این سه ماه چاره دیگه ای ندارم

769
00:55:55.266 --> 00:55:56.700
چون میدونید، باید

770
00:55:56.900 --> 00:56:00.442
تمام انرژی م رو
بر پرفورمنسی که قراره خودم اجرا کنم بگذارم

771
00:56:00.466 --> 00:56:03.450
و مطمئن باشم همه چیز
در طبقات بالایی خوب پیش میره

772
00:56:11.200 --> 00:56:14.246
از همگی بسیار ممنونم که
امشب به موزه هنرهای معاصر اومدید

773
00:56:14.270 --> 00:56:18.550
من کیوریتور نمایشگاه « نگاهی واپس نگرانه به
کارهای مارینا آبرامویچ» هستم

774
00:56:18.600 --> 00:56:21.200
و مفتخرم که مارینا رو به محضر شما تقدیم کنم

775
00:56:31.200 --> 00:56:32.933
متشکرم مارینا

776
00:56:33.500 --> 00:56:36.300
ما این فرصت رو قرار دادیم
تا از او سوالاتتون رو بپرسید

777
00:56:37.000 --> 00:56:40.600
و این آخرین فرصتیه
که میتونید مستقیما از او سوال بپرسید

778
00:56:40.650 --> 00:56:42.650
وگرنه مجبورید تا ماه ژوئن منتظر بمونید

779
00:56:43.900 --> 00:56:48.000
از اونجایی که دیروقت شده
پیشنهاد میکنم فقط سه سوال واقعا خوب بپرسید

780
00:56:48.900 --> 00:56:52.650
و حداقل یکیش خصوصی باشه -
یک چیزی که از قبل نمی دونستیم

781
00:56:54.800 --> 00:56:58.300
: سوال شخصی دارم - به نظر خوشحال میای، درسته ؟

782
00:57:00.700 --> 00:57:01.899
بستگی داره

783
00:57:02.866 --> 00:57:06.233
چی بگم؟ خیلی خوشحالم که

784
00:57:06.333 --> 00:57:08.008
این اجرا رو به تنهایی دارم انجام میدم

785
00:57:08.032 --> 00:57:11.449
وگرنه چه کسی طاقت داشت که این
کار رو برای سه ماه در کنار من انجام بده؟

786
00:57:14.000 --> 00:57:17.366
چون حقیقتا شبیه به آماده سازی های نظامی ه

787
00:57:17.433 --> 00:57:22.033
چون من واقعا برای این کار سه ماهه
تمرکز زیادی احتیاج دارم

788
00:57:22.133 --> 00:57:24.966
به نظر ساده میاد که توی سالن قراره بشینم

789
00:57:25.100 --> 00:57:28.366
و فقط یک حالت رو روی صندلی حفظ کنم
ولی حقیقتا اینطور نیست

790
00:57:28.466 --> 00:57:32.066
خیلی دشواره چون واقعا باید مثل یک کوه باشی

791
00:57:32.200 --> 00:57:36.114
میخواهم که یک بی تحرکی رو
در دشوارترین شرایط اجرا کنم

792
00:57:36.138 --> 00:57:39.361
و برای این کار باید در شرایط ذهنی مناسب باشم

793
00:57:40.362 --> 00:57:42.367
پس باید خودمو از همه چیز محروم کنم

794
00:57:43.000 --> 00:57:47.000
و اینکه الان زمستونه
وقتی کار من تموم بشه تابستان خواهد بود

795
00:57:47.500 --> 00:57:50.369
چون اون زمان، 21 ماه می، خواهد بود

796
00:57:53.200 --> 00:57:55.365
روز اول نمایش در موزه هنرهای معاصر

797
00:57:55.600 --> 00:57:59.367
مارینا یکی از تاثیرگذارترین هنرمندان
نیمه دوم قرن بیستم است

798
00:58:01.300 --> 00:58:03.349
ولی چیزی که در مورد مارینا شگفت آور هست اینه که

799
00:58:03.373 --> 00:58:07.369
او در یک موقعیت از پیش ساخته ای هست
که تا به حال کس دیگه ای نبوده

800
00:58:07.400 --> 00:58:09.000
تمرینات او خیلی شدید ه

801
00:58:09.570 --> 00:58:12.500
لطفا خیابان 54، بین شماره 50 و 6 برید

802
00:58:13.132 --> 00:58:16.503
در نیویورک، صدها و هزاران نفر دعوت هستند تا
در تجربه ای شرکت کنند که

803
00:58:16.527 --> 00:58:19.000
هرگز تصورش را هم نمی کردند

804
00:58:26.230 --> 00:58:28.989
موزه ی هنرهای معاصر در هرجای جهان
زمینه بسیار ارزشمندی

805
00:58:29.013 --> 00:58:31.200
برای هر هنرمند زنده ایست که
در آن نمایشگاهی برپا کنه

806
00:58:38.200 --> 00:58:43.034
میدونم که امکانی هست که هنر پرفورمنس
تبدیل به هنری شدید و غیرقابل تحمل بشه

807
00:58:43.058 --> 00:58:45.728
و نوعی از نمایش رو در
موزه هنرهای معاصر ایجاد کنه

808
00:58:45.752 --> 00:58:46.991
که قبلا اتفاق نیفتاده

809
00:58:47.015 --> 00:58:48.450
احتمالش زیاده

810
00:58:50.300 --> 00:58:54.708
که احساس مسئولیت شدیدی رو
برای اجرای پرفورمنس به همراه میاره

811
00:58:54.732 --> 00:58:56.350
و فقط هم به خاطر خودم نیست

812
00:59:00.230 --> 00:59:06.300
احساسم مثل حس ماری آنتوانت ه
وقتی می بُردند، تا سرش رو قطع کنند

813
00:59:07.500 --> 00:59:12.696
عدم توانایی در ادامه دادن -
و وجود امکان بالقوه ی تسلیم شدن

814
00:59:12.720 --> 00:59:15.500
در صورتی که رخ بده، قسمتی
از خود پرفورمنس خواهد شد

815
00:59:16.800 --> 00:59:20.200
اینجوری شکست مفتضحانه ای خواهد بود -
البته قانونی وجود نداره، ولی

816
00:59:26.089 --> 00:59:29.600
"هنرمند حاضر است"
شدیدا قطعه ی بلندپروازانه‌ای ست

817
00:59:30.700 --> 00:59:33.377
چون قطعه ایست که در آن امکان شکست وجود داره

818
00:59:36.100 --> 00:59:37.200
Klaus?

819
00:59:38.899 --> 00:59:41.700
دوستت دارم - همه چی خوبه ؟

820
00:59:43.366 --> 00:59:44.366
ممنون

821
01:00:28.800 --> 01:00:29.800
متشکرم

822
01:00:38.500 --> 01:00:44.250
پنج سال از زندگی ما اینجا گذشت - ...پنج سال

823
01:00:46.250 --> 01:00:48.400
شگفت انگیز نیست ؟

824
01:01:06.856 --> 01:01:14.000
"هنر باید زیبا باشه" " هنرمند باید زیبا باشه"

825
01:01:15.897 --> 01:01:21.900
آره... این یکی دیگه ش هست -
این دوتا باهم اجرا می شدند

826
01:05:15.000 --> 01:05:18.700
حالا دیگه اولای اینجا نیست -
و دیگه شریک زندگی مارینا نیست

827
01:05:19.000 --> 01:05:22.900
و حالا دیگه مخاطبان او رو
"معشوق" مارینا خطاب می کنند

828
01:07:19.200 --> 01:07:22.065
خیلی دختر بدی بودی... خیلی خیلی بد

829
01:07:22.400 --> 01:07:25.268
خب این بیانسه ست که در ویدیویی جدید -
با لیدی گاگا بازی می کنه

830
01:07:25.300 --> 01:07:29.376
و سندی ریورز، خیلی از ویدیوی جدید
لیدی گاگا خوشش نیومده

831
01:07:29.400 --> 01:07:31.178
این باید غیرقانونی تلقی بشه و -
باید از پخشش جلوگیری بشه

832
01:07:31.202 --> 01:07:33.977
شخصا فکر میکنم باید مرزی برای رفتارهایی
که داریم تحمل میکنیم باشه

833
01:07:34.001 --> 01:07:38.100
راستش به نظرم جالبه که الان -
این ویدیو از لیدی گاگا بیرون اومده و

834
01:07:38.167 --> 01:07:43.465
رسما امروز در روزنامه نیویورک پست مقاله ای
منتشر شده که درباره نمایشگاهی هست که

835
01:07:44.469 --> 01:07:46.979
در موزه هنرهای متروپولیتن برگزار میشه
و در اون ما جرات میکنیم که

836
01:07:47.003 --> 01:07:49.987
خودمون رو از بین بدن های
دو پرفورمر زنده و برهنه به داخل فشار بدیم

837
01:07:50.100 --> 01:07:52.478
که گاهی دو زوج هم جنس،
یا از جنس متضاد هستند که

838
01:07:52.502 --> 01:07:55.077
در ورودی باریکِ نمایشگاه جدیدِ موزه ایستاده اند

839
01:07:55.101 --> 01:07:58.700
که توسط یک هنرمند جنجالی متولد یوگوسلاوی
ترتیب داده شده است

840
01:07:58.900 --> 01:08:02.496
در حالی که شما به طور مداوم صدای ناله
و فریاد این زن رو در فضای موزه می شنوید

841
01:08:02.520 --> 01:08:05.980
! اونا به این میگن هنر
و توی موزه هنرهای معاصر هم داره برگزار میشه

842
01:08:10.066 --> 01:08:11.066
حرکت کنید، حرکت کنید

843
01:08:13.100 --> 01:08:15.580
می پرسند شما از گالری ها اومدید؟ نه -
میخواهید مصاحبه بکنید؟ نه

844
01:08:15.900 --> 01:08:20.494
براشون یه متن نمایشگاه و حدود
چهار عکس از نمایشگاه فرستادم

845
01:08:20.518 --> 01:08:23.950
( ؟ ) ما که نمی خواهیم همیشه
توی یک دایره دور خودمون بچرخیم

846
01:09:45.500 --> 01:09:52.980
جمعه چندنفر عجیب غریب اومدند... و -
ولی خب انتظارشو هم داشتیم و فهمیدیم که

847
01:09:53.072 --> 01:09:57.286
بعضی افراد کم کم متوجه شده اند که
اینجا یه صحنه نمایش بالقوه است و

848
01:09:57.310 --> 01:10:00.504
یک دریچه مهم هست

849
01:10:01.500 --> 01:10:06.120
معضل روز این بود که
یک علامت خطر برای مارینا طراحی کردیم

850
01:10:06.400 --> 01:10:10.003
پس اگه دستشو بلند کنه میتونه خیلی معانی بده ولی

851
01:10:10.053 --> 01:10:11.076
در اساس معنی ش اینه که

852
01:10:11.100 --> 01:10:13.678
لطفا از کسی که روبروم نشسته"
" بخواهید صندلی رو ترک کنه

853
01:10:13.702 --> 01:10:14.716
. به دلیلی

854
01:10:14.740 --> 01:10:18.402
، احساس راحتی نمیکنم، ترسیدم
احساس خوبی ندارم... یا دلایل دیگری

855
01:10:21.500 --> 01:10:26.300
این کاری که میکنه مثل اینکه که
انگار همه چیزو پاک میکنه و بعد... بوم

856
01:10:28.400 --> 01:10:30.240
انگار دوباره متصل میشه و این بار فقط برای تو ست

857
01:10:30.298 --> 01:10:36.085
، پس هر فردی، جداگانه، یک ارتباط نو
منحصر به فرد و شخصی با مارینا برقرار میکنه

858
01:10:36.600 --> 01:10:38.200
بوم... مثل یک آهن ربا

859
01:10:39.700 --> 01:10:47.700
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

860
01:10:53.600 --> 01:10:57.350
چیزی که در مورد این پرفورمنس زیباست اینه که

861
01:10:57.760 --> 01:11:01.979
مارینا با هرکدوم از کسانی که روبروش می نشینند با

862
01:11:02.003 --> 01:11:05.281
احترام و توجه یکسانی رفتار میکنه
که واقعا شوکه کننده ست

863
01:11:05.305 --> 01:11:10.076
و بعضی افراد شوک زده هستند
و بعضی افراد مبهوت هستند

864
01:11:10.100 --> 01:11:12.679
و توجهی دریافت می کنند که لایقش هستند

865
01:11:12.703 --> 01:11:14.876
انگار بالاخره در جایی هستند که همیشه باید می بودند

866
01:11:14.900 --> 01:11:17.665
و من میگم که عاشق مارینا می شوند

867
01:11:26.855 --> 01:11:31.050
دلایل متفاوت و زیادی وجود داره که
چرا افراد می آیند و روبروی من می نشینند

868
01:11:35.000 --> 01:11:35.781
بعضی هاشون عصبانی اند

869
01:11:35.805 --> 01:11:37.076
بعضی ها کنجکاوند

870
01:11:37.100 --> 01:11:39.255
بعضی ها فقط میخواهند بدونند چه اتفاقی داره میفته ؟

871
01:11:43.855 --> 01:11:49.400
بعضی ها خیلی باز هستند
و میتونی درد شدیدی رو حس کنی

872
01:11:51.800 --> 01:11:53.600
افراد زیادی هستند که دردهای زیادی دارند

873
01:12:00.000 --> 01:12:02.963
و وقتی روبروی من می نشینند دیگه درباره من نیست

874
01:12:06.550 --> 01:12:10.220
خیلی زود من فقط آینه ای میشوم از آنچه که آنها هستند

875
01:12:41.550 --> 01:12:44.681
یک نفر روز پیش به من گفت که
برای بیشتر شاهکارهای هنری

876
01:12:44.705 --> 01:12:47.480
مردم حدود 30 ثانیه روبروش می ایستند

877
01:12:47.595 --> 01:12:49.270
مونالیزا: 30 ثانیه

878
01:12:49.796 --> 01:12:52.650
ولی مردم می آیند و تمام روز اینجا می نشینند

879
01:12:59.038 --> 01:13:01.436
دنیا الان انقدر با سرعت پیش میره که

880
01:13:01.460 --> 01:13:04.971
مردم به ندرت توجه ای دارند،
که بخواهند صرف کاری کنند

881
01:13:05.550 --> 01:13:07.523
مارینا از سرعت افکار هرکس کم میکنه

882
01:13:09.550 --> 01:13:12.902
و از ما میخواهد که مدت زمانی رو به موندن
در کنار او اختصاص دهیم

883
01:13:13.000 --> 01:13:15.033
چیزی که ما عادت به انجامش نداریم

884
01:13:18.350 --> 01:13:21.733
و به عنوان نتیجه، او
ما رو تغییر میده و متعالی می کنه

885
01:13:33.000 --> 01:13:35.755
مارینا هنرمندی ست که
زمان رو به صورت دیداری تبدیل می کنه

886
01:13:38.200 --> 01:13:41.738
و از بدنش در مکان با همراهی مخاطبان استفاده میکنه

887
01:13:45.255 --> 01:13:49.563
درحالی که برای اعتدال بیشتر
زمان رو به عنوان یک وزنه وارد میکنه

888
01:13:50.450 --> 01:13:52.500
وزنه ای بر شانه های پرفورمنس

889
01:13:55.500 --> 01:14:00.514
بخشی از زندگی هنرمند رو گرفتن بهایی داره

890
01:14:03.700 --> 01:14:06.704
زمان، فقط یک عنصر در حال گذر نیست

891
01:14:09.600 --> 01:14:15.850
فقط تصور کنید زمان، یک عنصر بزرگ و
تحمل ناپذیره که نمی تونید اون رو حرکت بدید

892
01:14:16.000 --> 01:14:18.000
و شما، وارد اون می شوید

893
01:15:28.000 --> 01:15:31.098
"لطفا توجه کنید، موزه هم
اکنون در حال تعطیلی می باشد"

894
01:15:37.700 --> 01:15:40.500
پرفورمنس تمام شده و ما داریم
موزه رو می بندیم - متشکرم

895
01:15:45.000 --> 01:15:49.428
داریم می بندیم. ممنونم -
فردا ساعت 10:30 باز خواهیم کرد

896
01:15:49.452 --> 01:15:51.200
آخرین عکسو هم بگیرم - نه نه. فردا برگرد

897
01:15:51.224 --> 01:15:53.155
اینجا هستیم. فردا برگرد

898
01:15:54.095 --> 01:15:56.978
یه فرصت دیگه بهم میدی ؟ -
فردا که برگردی دربارش حرف میزنیم

899
01:15:57.002 --> 01:16:02.000
- گفتی بهم یه فرصت میدی ها...
- بهت فرصتی نمیدم. فردا برگرد... همچین حرفی نزدم

900
01:16:02.374 --> 01:16:05.876
خانم ها، لطفا حرکت کنید

901
01:16:05.900 --> 01:16:07.066
شما حالت خوبه؟

902
01:16:07.900 --> 01:16:09.176
می خواهید براتون ویلچر بیارم؟

903
01:16:09.200 --> 01:16:11.000
نه نه. چیزی نیست. پام خواب رفته

904
01:16:11.990 --> 01:16:15.300
فقط چند ثانیه بهم زمان بدید -
مدت زیادی بود که نایستاده بودم

905
01:16:55.000 --> 01:16:58.200
بجه ها، این کار، به چالش کشیدن محدودیت هاست

906
01:16:59.000 --> 01:17:00.959
حتی برای کسی مثل من

907
01:17:08.800 --> 01:17:09.800
وای خدایا

908
01:17:19.000 --> 01:17:21.581
واقعا عجیبه، امروز یه درد وحشتناکی داشتم

909
01:17:21.605 --> 01:17:24.598
ولی در عین حال وقتی ساعت پایان کار موزه اعلام شد

910
01:17:24.622 --> 01:17:29.241
فکر کردم اشتباه شده...
واقعا انتظار داشتم سه ساعت دیگه مونده باشه

911
01:17:29.912 --> 01:17:31.750
فکر کردم چقدر زود گذشت

912
01:17:32.700 --> 01:17:33.700
نمیدونم چرا

913
01:17:35.133 --> 01:17:36.133
امروز؟

914
01:17:37.000 --> 01:17:42.086
می دیدمش که زجر میکشه. می دیدم و -
به خاطر سلامتیشه که نگرانشم

915
01:17:43.220 --> 01:17:46.223
بنابراین... بهش گفتم اگر فکر میکنی داری
سلامتت رو به خطر می اندازی

916
01:17:46.250 --> 01:17:48.172
و اگر فکر می کنی داری به بدنت آسیب می زنی

917
01:17:49.300 --> 01:17:54.367
پس من به طور رسمی بهت پیشنهاد می کنم که
به پرفورمنس پایان بدی

918
01:17:54.391 --> 01:17:56.633
خیلی... خیلی دردناکه

919
01:17:59.000 --> 01:18:01.976
فقط گفت نه - هیجوقت این گزینه تو ذهنم نمیاد

920
01:18:02.000 --> 01:18:07.378
مثل این بود که حتی نخواست بهش فکر کنه
حتی نگذاشت جمله م تموم بشه

921
01:18:07.402 --> 01:18:11.500
گفت هرگز، هرگز چنین احتمالی رو در نظر نمیگیرم

922
01:18:37.000 --> 01:18:41.354
معلومه که درد وجود داره
اما این درد مثل نگه داشتن رازی ست

923
01:18:42.450 --> 01:18:47.114
لحظه ای که از درگاه درد داخل میشی
وارد بُعد دیگری از «حضور ذهن» میشی

924
01:18:54.000 --> 01:18:56.178
این حس زیبایی، و عشق نامشروط

925
01:18:56.202 --> 01:19:00.730
و این حس که دیگه بین بدن تو و محیط
درگیری ای وجود نداره

926
01:19:03.006 --> 01:19:07.998
و بعد کم کم این حس فوق العاده ی سبک بودن
و در تعادل بودن با خودت رو تجربه می کنی

927
01:19:08.023 --> 01:19:13.650
انگار داری به چیزی مقدس تبدیل میشی
حسی که نمیتونم شرح بدم

928
01:19:19.000 --> 01:19:24.350
و آن حالت ذهنیِ دیگر، دقیقا جایی ست که مخاطب
کم کم متوجه چیزی متفاوت میشه

929
01:19:49.500 --> 01:19:51.955
پرفورمنس تماما درباره ی «حضور ذهن» است

930
01:20:02.000 --> 01:20:03.700
مخاطب ، مثل یک سگ ه

931
01:20:04.000 --> 01:20:08.140
عدم امنیت رو ، ترس رو حس می کنه
وقتی حضور نداری می فهمه

932
01:20:10.200 --> 01:20:15.478
ایده اصلی اینه که چطور پرفورمر و مخاطب رو
به سطح یکسانی از آگاهی بیاوریم

933
01:20:15.502 --> 01:20:17.000
اینجا و اکنون

934
01:21:57.000 --> 01:22:00.328
این رو بردار - کمک میکنی جابه جاش کنم؟

935
01:22:00.352 --> 01:22:02.000
بزار اینو زمین بگذارم

936
01:22:05.500 --> 01:22:08.134
زیر پایه هاش چی قرار داره؟

937
01:22:10.900 --> 01:22:12.877
فقط یکم چسب زدیم که سرجاش بمونه

938
01:22:12.901 --> 01:22:14.800
مستقیم برو... تکونش نده

939
01:22:24.800 --> 01:22:27.676
جالبه که در دو ماه اول نمی تونستم بدون میز اجرا کنم

940
01:22:27.700 --> 01:22:29.897
باید یک ساختار می داشتم باید میز می بود

941
01:22:29.921 --> 01:22:35.366
و میز باید اونجا می بود تا زمانی که
به نقطه ای برسم که دیگه به اون احتیاجی نبود

942
01:22:40.200 --> 01:22:44.645
و از لحظه ای که میز حذف شد
اجرا خیلی بیشتر، مستقیم بود

943
01:22:45.469 --> 01:22:48.066
چه حسی در این مورد داری؟ -
فکر می کنی چه تغییری ایجاد می کنه؟

944
01:22:48.133 --> 01:22:50.878
تغییری که شده اینه که دیگه - از نقطه نظر امنیتی

945
01:22:50.902 --> 01:22:53.100
حائلی بین دو نفر روبرو وجود نداره

946
01:22:53.533 --> 01:22:55.266
اینکه اگه کسی بخواهد

947
01:22:55.500 --> 01:22:58.566
دیگه چیزی وجود نداره که
جلوی کسی رو از انجام کاری بگیره

948
01:22:58.900 --> 01:23:02.233
این حسیه که من دارم
ولی می تونیم افراد رو راهنمایی کنیم

949
01:23:02.433 --> 01:23:07.266
که وقتی تک به تک روبروش می نشینید نباید
حرکت کنید، به چیزی دست بزنید یا کاری کنید

950
01:23:10.700 --> 01:23:14.400
الان خودش رو بیشتر آسیب پذیر کرده
و اجرا این گونه مستقیم تره

951
01:23:14.533 --> 01:23:18.766
دیگه هیج نوع مانعی بین او و مخاطب نیست
پس حق با اون بود

952
01:23:19.100 --> 01:23:20.900
یک کشیش به صلیب احتیاجی نداره

953
01:23:49.366 --> 01:23:50.366
9 ، 10

954
01:23:51.200 --> 01:23:52.533
3، 2، 1

955
01:24:52.000 --> 01:24:55.233
شماره ت رو بهم نشون بده - خب این قضیه ش چیه؟

956
01:24:55.566 --> 01:24:58.866
این یه سیستم نوبت دهی بر اساس شماره -
برای دیدن مارینا آبرامویچ ه

957
01:25:01.266 --> 01:25:04.966
تقریبا دیگه تمومه - توی آپریل هم همینو گفتی

958
01:25:06.500 --> 01:25:10.533
اینا دیگه جزئیاته - نمیشه روی چند
دقیقه اینور یا اونور شدن حساس بشی

959
01:25:11.266 --> 01:25:12.300
چند دقیقه؟ "دقیقه" ؟

960
01:25:13.400 --> 01:25:15.178
شایدم یکم بیشتر - یه ماه، یه سال، یه هفته

961
01:25:15.202 --> 01:25:16.300
ای پست فطرت

962
01:25:17.666 --> 01:25:20.166
ما که نباید رو جزئیات تمرکز کنیم - بله. جزئیات

963
01:25:20.733 --> 01:25:23.566
باید بزرگ فکر کنیم -
آره. روی کل قضیه تمرکز داشته باش

964
01:25:24.566 --> 01:25:25.566
دقیقا

965
01:25:31.233 --> 01:25:33.066
خوبم - رو به راهی ؟

966
01:25:37.033 --> 01:25:40.733
موزه اکنون باز می شود -
لطفا راه بروید. آهسته. آهسته

967
01:25:42.233 --> 01:25:49.633
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

968
01:25:51.133 --> 01:25:53.900
من شماره پنج هستم - ایشون 5 ه. من هم 4 هستم

969
01:25:56.766 --> 01:25:57.766
1، 2

970
01:25:58.233 --> 01:25:59.233
3.

971
01:26:06.700 --> 01:26:09.966
من برای چندین روز متمادی در صف ایستادم -
و نتونستم ببینمش

972
01:26:10.500 --> 01:26:12.666
تو صف ایستادی؟ چقدر؟

973
01:26:12.766 --> 01:26:15.866
دیروز 5 صبح رسیدم - با این حال بهم نوبت نرسید

974
01:26:16.933 --> 01:26:17.933
خیلی

975
01:26:19.366 --> 01:26:21.533
یعنی الان که داره تموم میشه خیلی رقابتی شده

976
01:26:27.100 --> 01:26:29.633
مردم شبها میان اینجا و چادر میزنند - و منتظر میشن

977
01:26:29.733 --> 01:26:32.466
انگار یک جور اشتیاق برای دیدن یه ستاره راک ه

978
01:26:32.733 --> 01:26:34.600
فقط اینکه اون ستاره پرفورمنس ه

979
01:26:36.133 --> 01:26:37.900
و اساسا یک سوال برای ذهن جمعی ه

980
01:26:38.200 --> 01:26:41.700
به نظرم اون چیزی که خیلی درمورد
کار او جذابیت داره

981
01:26:41.800 --> 01:26:44.533
خصوصا این کار جنبه ی خالی بودن بخشی از کاره

982
01:26:44.966 --> 01:26:47.933
چیزیه که هرکسی رو از دنیای ما
به سمت او می کشونه

983
01:26:48.066 --> 01:26:51.633
چه، کسانی که ادعا می کنند کار او رو
به خوبی می شناسند

984
01:26:51.766 --> 01:26:55.033
کسانی که قسمتی از این دایره لغات
.و زبان هنری هستند

985
01:26:55.200 --> 01:26:57.300
. و چه، کسانی که با او غریبه اند

986
01:26:57.433 --> 01:27:00.266
و حتی افرادی که می آیند و می پرسند
"چرا داره این کار رو می کنه؟"

987
01:27:00.800 --> 01:27:02.796
و همینطور به صورت بی پایان جالبتر میشه

988
01:27:02.820 --> 01:27:07.545
چون آنچه شما می بینید این بوم عظیم
و همینطور پروژکتور هاست

989
01:27:50.500 --> 01:27:53.233
ارتباط مارینا با مخاطبان

990
01:27:54.100 --> 01:27:59.033
از این کمبود شدید که او در کودکی حس می کرده
و هنوز هم حس میکنه نشات میگیره

991
01:28:02.900 --> 01:28:06.100
او اشتیاق به «عشق» داشته
اشتیاق به «خواسته شدن» داشته

992
01:28:17.033 --> 01:28:19.000
مارینا این تجربه رو داشته که

993
01:28:20.000 --> 01:28:22.500
به مخاطب همانقدر احتیاج داره

994
01:28:23.933 --> 01:28:25.650
که به هوا برای نفس کشیدن

995
01:28:28.400 --> 01:28:30.400
این همان سوختی هست که او رو به حرکت وا میداره

996
01:28:32.000 --> 01:28:34.650
او به عشق هنرش و به عشق مخاطبانش زندگی می کنه

997
01:28:38.466 --> 01:28:39.800
اولین باری که دیدمش

998
01:28:41.000 --> 01:28:43.600
فکرکردم "خدایا، اون عاشق من شده"

999
01:28:44.166 --> 01:28:45.800
و مدتی طول کشید تا

1000
01:28:46.800 --> 01:28:49.633
فهمیدم که او عاشق تمام دنیاست

1001
01:28:50.500 --> 01:28:51.800
پس این شخصی نیست

1002
01:28:52.133 --> 01:28:54.778
قضیه رو به خودت نگیر من عاشق تمام جهان هستم

1003
01:28:54.802 --> 01:28:56.400
فقط عاشق تو نیستم

1004
01:28:57.900 --> 01:29:01.266
و متوجه شدم که او همین سوء تفاهم رو

1005
01:29:01.366 --> 01:29:04.000
با تک تک افراد حاضر در سالن تکرار می کنه

1006
01:29:24.300 --> 01:29:25.566
حالت خوبه مامان؟

1007
01:29:28.300 --> 01:29:31.800
چی شده؟ - ...خوبم... واقعا بهت افتخار می کنم

1008
01:29:36.450 --> 01:29:38.633
نمیدونم که عموم از من بت میسازند یا نه

1009
01:29:39.000 --> 01:29:42.750
به خودشون ربط داره که چطور این قضیه
رو بازتاب میدهند ولی هدف من این نیست

1010
01:29:43.700 --> 01:29:47.878
مثل اینه که وقتی
به یک نقطه خاص از حیات هنری ت میرسی

1011
01:29:47.902 --> 01:29:50.800
دیگه ستایش میشی و پول و شهرت داری

1012
01:29:51.000 --> 01:29:54.300
ولی هدف هنر این نیست این تنها اثرات جانبی ش هست

1013
01:29:57.000 --> 01:30:01.400
مثل اینه که یک کالا میشی من عاشق محصول بودن ام

1014
01:30:11.666 --> 01:30:14.866
از یه لحاظ همه اطرافت هستند - و تو هم این رو میدونی

1015
01:30:16.766 --> 01:30:19.800
ولی ارتباطی که با مارینا میگیری
انقدر قوی هست که دیگه اهمیتی نداره

1016
01:30:19.866 --> 01:30:22.566
انگار بقیه رو کنار میزنه -
به نظرت او داره بازی میکنه؟

1017
01:30:22.700 --> 01:30:25.750
نه. نمیشه اینجور گفت - ...وقتی میگی "بازی" کردن

1018
01:30:28.133 --> 01:30:30.978
تنها چیزی که اینجا مشترکه
فقط اینه که مردم دارند تماشاش می کنن

1019
01:30:31.002 --> 01:30:33.600
ولی همین نکته که خودت رو -
برای پرفورمنس قربانی میکنی

1020
01:30:33.633 --> 01:30:35.900
به نظر میاد که همیشه مقداری بازیگری می طلبه

1021
01:30:35.935 --> 01:30:37.610
شاید. شاید - شما بازیگر هستی؟

1022
01:30:37.634 --> 01:30:39.476
بله

1023
01:30:39.500 --> 01:30:41.800
میشه اینو حس کرد - حضور یک بازیگر رو داری

1024
01:30:44.900 --> 01:30:48.366
لطفا توجه کنید"
" موزه هم اکنون در حال تعطیلی می باشد

1025
01:30:49.133 --> 01:30:53.400
لطفا راهنماهای صوتی را"
" به واحدهای مربوط در طبقه چهارم برگردانید

1026
01:31:13.250 --> 01:31:15.066
Tunji میدونستی بهم گفت که

1027
01:31:15.100 --> 01:31:18.550
750 000 نفر تا به حال از موزه بازدید کردند ؟

1028
01:31:19.000 --> 01:31:20.666
! تقریبا یعنی یک ملیون نفر

1029
01:31:23.166 --> 01:31:27.200
اتفاقا داشتم فکر میکردم بد نیست - مثلا
یک ماهی تمدیدش کنیم تا به یک ملیون برسیم

1030
01:31:33.566 --> 01:31:36.166
بریم. بریم - این از طرف آشپز اومده ؟

1031
01:31:37.866 --> 01:31:39.133
واقعا نابغه ست

1032
01:31:42.533 --> 01:31:45.266
اون مرد خوشتیپ آسیایی کی بود ؟

1033
01:31:45.500 --> 01:31:48.533
ها... ازش خوشت اومده؟ آره؟

1034
01:31:49.533 --> 01:31:51.733
خب شاید بتونیم چندتا شماره اینجا بگیریم

1035
01:31:51.933 --> 01:31:53.800
واقعا مهربون و سکسی بود

1036
01:31:54.900 --> 01:31:56.400
دیگه نزدیک به پایان رسیدیم

1037
01:32:00.133 --> 01:32:03.266
اولین باری که از کار مارینا بازدید کردم

1038
01:32:03.400 --> 01:32:06.766
واقعا روم تاثیر گذاشت تا وارد هنر
پرفورمنس بشم و پرفورمنس خودمو اجرا کنم

1039
01:32:08.000 --> 01:32:11.600
که این کارو کنم. و حس می کنم بودنم در اینجا
خودش نوعی پرفورمنسه

1040
01:32:11.700 --> 01:32:15.000
اینکه این اندازه تعهد رو وقف مارینا کنی

1041
01:32:16.166 --> 01:32:17.266
آخرین روز

1042
01:32:17.966 --> 01:32:19.066
رسیدیم بچه ها

1043
01:32:19.933 --> 01:32:20.933
تقریبا تموم شده

1044
01:32:23.266 --> 01:32:26.966
یکشنبه دیگه من تو روستا هستم
این خیلی برام معنی داره

1045
01:32:29.600 --> 01:32:31.900
آرزو میکنم کاش شماره داشتم - ولی ندارم

1046
01:32:32.333 --> 01:32:35.066
من همه ی این راهو از استرالیا اومدم
تا روبروی مارینا بشینم

1047
01:32:35.133 --> 01:32:36.400
باید نوبت داشته باشی؟

1048
01:32:43.133 --> 01:32:45.300
هم غمگین م و هم خوشحال - هر دو با هم

1049
01:32:53.400 --> 01:32:56.566
مارینا امروز از خیابان 53 آوردیمت -
تا بتونی صف رو ببینی

1050
01:32:56.800 --> 01:32:57.900
برای آخرین بار

1051
01:32:58.300 --> 01:33:00.800
فکر کنم جهارشنبه یا پنجشنبه شب بود که

1052
01:33:00.866 --> 01:33:05.600
یک دختری به فکرش خطور کرده بود
حدود ساعت 10 شب اومده بود

1053
01:33:06.606 --> 01:33:07.606
! خدایا

1054
01:33:07.666 --> 01:33:10.900
و روز بعد از اون مردم
دیگه محل رو ترک نمی کردند

1055
01:33:10.966 --> 01:33:12.800
مردم همه نشسته بودند

1056
01:33:13.100 --> 01:33:16.300
فقط از موزه بیرون می اومدند و بیرون در
تا صبح روز بعد روی زمین می نشستند

1057
01:33:34.500 --> 01:33:37.233
خدای من، فوق العاده ست امروز روز آخره

1058
01:33:37.400 --> 01:33:40.300
فکر نمیکنم هیچ کس همچین چیزی رو تصور می کرد

1059
01:33:40.733 --> 01:33:41.733
ساعت چنده؟

1060
01:33:41.933 --> 01:33:44.133
10:13 حدود 10 و ربع

1061
01:33:44.333 --> 01:33:46.733
میشه صندلی ها رو مرتب کنیم؟ - حتما

1062
01:33:46.866 --> 01:33:49.366
قبلا برنامه ریزی ش کردیم - میدونیم قراره چیکار کنیم

1063
01:33:49.600 --> 01:33:52.533
بهت یه برگه رو میدم - حدود 15 دقیقه مهلت داریم

1064
01:33:52.966 --> 01:33:57.766
میری، روی شونه اولین نفر میزنی و بهش میگی
که الان زمانش فرا رسیده

1065
01:33:58.300 --> 01:34:00.733
موزه تا ساعت 10 و نیم باز نمیشه و

1066
01:34:00.766 --> 01:34:02.900
هربار تنها به 40 نفر اجازه ورود داده میشه

1067
01:34:03.400 --> 01:34:05.900
اگر نمیخواهید روبرو مارینا بنشینید
لازم نیست داخل بشید

1068
01:34:06.033 --> 01:34:08.533
می تونید منتظر بمونید تا زمانی که موزه باز بشه

1069
01:34:43.800 --> 01:34:47.766
من 21 بار روبروی مارینا نشستم و -
معنای بسیار قدرتمندی برام داره

1070
01:34:47.966 --> 01:34:50.126
انتظار داری در طول انجام این کار -
تغییری در تو رخ بده؟

1071
01:34:50.966 --> 01:34:55.233
نه. فقط اولین باری که اومدم -
دوست داشتم یه تجربه ای بکنم

1072
01:34:55.566 --> 01:34:57.633
و بعد همه چی خود به خود اتفاق افتاد

1073
01:35:30.266 --> 01:35:31.266
از بالکن فاصله بگیرید

1074
01:35:37.000 --> 01:35:40.400
ما آمده ایم که روبروی مارینا بنشینیم"
او که فاحشه بابل است

1075
01:35:40.533 --> 01:35:45.900
و اعتراف کنیم. با اطناب سخنرانی می کنیم
یک جسم خالص در مقابل خلوصی دیگر

1076
01:35:46.200 --> 01:35:49.133
بازتابی از تهی بودنی ارزشمند

1077
01:35:49.466 --> 01:35:53.400
ما مثل آخرین ناظران، پیش
از مصلوب کردن مسیح می آییم

1078
01:35:53.733 --> 01:35:56.566
و مانند حواریان بر میز او می نشینیم

1079
01:35:56.766 --> 01:35:59.400
"و با خونسردی به او خیانت می کنیم"

1080
01:36:01.766 --> 01:36:04.033
و مثل اینه که فقط مدتی زمان لازمه تا

1081
01:36:04.066 --> 01:36:07.666
شلیک کردن در صورت فردی دیگه هنر محسوب بشه

1082
01:36:11.066 --> 01:36:13.766
شما روبروی هنرمند خواهید نشست در سکوت

1083
01:36:14.000 --> 01:36:16.633
لطفا هیجگونه رفتاری که باعث
حواسپرتی بشه انجام ندهید

1084
01:36:16.766 --> 01:36:20.000
هیچ ژستی نگیرید، صحبت نکنید
یا به چیزی دست نزنید

1085
01:36:20.566 --> 01:36:21.933
چی شده؟ حالت خوبه؟

1086
01:36:21.966 --> 01:36:24.700
عصبی شدی؟ - ما 16 ساعته که منتظریم

1087
01:36:24.866 --> 01:36:27.766
خب الانه که نوبت تو برسه - بهتون خبر میدم. متشکرم

1088
01:37:22.366 --> 01:37:24.500
لازمه یکی اوضاع رو آروم کنه

1089
01:37:24.533 --> 01:37:26.166
باشه - من نفر بعدی ام

1090
01:37:26.266 --> 01:37:27.266
میدونم. میدونم

1091
01:37:28.700 --> 01:37:30.566
لازمه که پرفورمنس ادامه پیدا کنه

1092
01:37:30.600 --> 01:37:34.000
بمونیم Tunji باید منتظر - واقعا لازمه که ادامه بدیم

1093
01:38:34.233 --> 01:38:36.600
هنوز امید دارم شاید اجازه بدهند - که طبقه بالا برم

1094
01:38:36.733 --> 01:38:39.033
بنابراین نمیدونم میشه ازم فیلم بگیرید یا نه

1095
01:38:41.900 --> 01:38:43.866
منظورم اینه فقط عاشق اینم که روبروش بشینم

1096
01:38:43.933 --> 01:38:46.333
من نمیدونستم قانونی وجود داره متوجه نشده بودم

1097
01:38:46.566 --> 01:38:49.300
اگر می دونستم مطمئنا از قانون پیروی می کردم

1098
01:38:50.400 --> 01:38:52.466
ولی دلم می خواست خودانگیخته عمل کنم

1099
01:38:52.600 --> 01:38:56.233
دلم نمی خواست کسی بدونه میخواستم اون
چیزی که هستم رو نشون بدم. خصوصا در حضور او

1100
01:38:56.266 --> 01:38:58.900
وفکر می کردم در اون فضا ...در اون مربع

1101
01:38:59.000 --> 01:39:02.000
نقش خودت رو داری اینکه مخاطب بخشی از هنر ه

1102
01:39:02.566 --> 01:39:05.733
و دلم می خواست همونقدر
برای او آسیب پذیر به نظر برسم

1103
01:39:05.933 --> 01:39:08.200
که او خودش رو برای دیگران آسیب پذیر میکنه

1104
01:39:13.966 --> 01:39:17.676
فکر میکنم که این نمایشگاه نوعی خودنگاره بود
چرا که او اینجاست

1105
01:39:17.700 --> 01:39:20.300
اینجا نشسته و هرچه داره رو تقدیم میکنه

1106
01:39:24.600 --> 01:39:26.466
او همیشه درباره اینجا و اکنون سخن میگه

1107
01:39:27.433 --> 01:39:28.533
اما در این قطعه

1108
01:39:29.166 --> 01:39:31.988
: عنوان هست "مارینا آبرامویچ: هنرمند حاضر است"

1109
01:39:32.012 --> 01:39:33.450
و این یک خودنگاره ست

1110
01:39:40.666 --> 01:39:43.166
او حقیقتا فضایی پرجذبه رو خلق کرد

1111
01:39:43.500 --> 01:39:46.426
یک گوشه ای از جهان رو برای اثاث خود قرض گرفت

1112
01:39:46.450 --> 01:39:49.200
و آن طور که فقط مختص خودش بود
در اونجا ساکن شد

1113
01:39:50.500 --> 01:39:53.900
و این کار رو در اتاقی با افراد بیشماری کرد

1114
01:39:54.000 --> 01:39:57.366
و اون افراد بیشمار هم اون فضای پر جذبه رو

1115
01:39:57.600 --> 01:39:59.133
به عنوان "واقعیت" حس کردند

1116
01:39:59.633 --> 01:40:01.733
این یک دستاورد بی همتا ست

1117
01:41:29.383 --> 01:41:31.933
Marina Abramovic: The Artist Is Present

1118
01:41:33.500 --> 01:41:36.533
<برگردان به فارسی: ریحانه. میم>
