1
00:00:20,490 --> 00:00:30,490
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:32,233 --> 00:00:37,233
ترجمه از Naser_jgl

3
00:00:41,033 --> 00:00:44,433
BILL BURR
"شماها همتون مثل همید"

4
00:00:44,765 --> 00:00:48,731
خانم ها و آقایان : بیل بر

5
00:00:56,665 --> 00:00:58,631
بسیار خب.
ممنونم!

6
00:00:58,632 --> 00:01:00,731
ممنونم
ممنونم قربان.

7
00:01:00,732 --> 00:01:03,465
چطورید؟
چطور میگذره؟

8
00:01:03,466 --> 00:01:07,065
بسیار خب.

9
00:01:07,066 --> 00:01:09,098
بسیار خب

10
00:01:09,099 --> 00:01:12,864
بسیار خب،
همگی آروم شید.

11
00:01:12,865 --> 00:01:16,365
میخوام یه تفنگ بخرم

12
00:01:16,366 --> 00:01:18,898
میخوام
واقعا میخوام.

13
00:01:18,899 --> 00:01:20,597
قبلا هیچوقت همچین حسی نداشتم

14
00:01:20,598 --> 00:01:23,031
تا وقتی که واسه زندگی اومدم لس آنجلس

15
00:01:23,032 --> 00:01:25,365
این شهر ذهنتو به هم میریزه، میدونی؟

16
00:01:25,366 --> 00:01:26,964
بیش از حد شلوغه

17
00:01:26,965 --> 00:01:29,165
از نظ فنی ذخایر آبی نداره.

18
00:01:29,166 --> 00:01:32,764
خب؟
دلارها داره نابود میشه.

19
00:01:32,765 --> 00:01:35,231
چه کس شرایی که شبا نمیذاره بخوابی.
فقط به این فکر میکنی...

20
00:01:35,232 --> 00:01:37,764
"چیکار میتونم انجام بدم ، وقتی که زامبیا از راه برسن؟"

21
00:01:37,765 --> 00:01:39,298
درسته؟

22
00:01:39,299 --> 00:01:42,664
شروع میکنی به مطالعه راجب این کسشرا.
"یه مقدار غذای پودر شده فراهم کنید.

23
00:01:42,665 --> 00:01:45,597
مقداری کدو سبز پرورش دهید.

24
00:01:45,598 --> 00:01:49,131
یک آسیاب بادی فراهم کنید."
درسته؟!

25
00:01:49,132 --> 00:01:50,731
و همه اینا خوب و اوکیه،

26
00:01:50,732 --> 00:01:52,731
ولی اگه بلد نباشی چجوری مبارزه کنی ،

27
00:01:52,732 --> 00:01:54,532
تنها کاری که داری انجام میدی اینه که تجهیزاتی گرد هم میاری

28
00:01:54,533 --> 00:01:57,265
برای سرسخت ترین آدم بلوکتون.

29
00:01:57,266 --> 00:01:58,597
درسته؟

30
00:01:58,598 --> 00:01:59,697
من بهش فکر میکردم

31
00:01:59,698 --> 00:02:00,665
قراره چیکار کنم

32
00:02:00,666 --> 00:02:02,298
اگه یه یارویی منو سر و ته کنه،

33
00:02:02,299 --> 00:02:06,331
اینقدر تکون بده تا سکه های طلا از جیبم بریزه بیرون؟

34
00:02:06,332 --> 00:02:08,532
من باید یه تفنگ بخرم

35
00:02:08,533 --> 00:02:11,065
بنابراین رفتم تو نخش، خب؟
من تو رنو هستم
(شهری در ایالت نوادا)

36
00:02:11,066 --> 00:02:12,998
بهترین شهر برای تفنگ

37
00:02:12,999 --> 00:02:15,231
پس من رفتم تو یه فروشگاه کوچک تفنگ، خب؟

38
00:02:15,232 --> 00:02:17,065
رفتم داخل
یه ردنک اونجا بود.
(ردنک=گردن سرخ ، لقب سرخپوستان آمریکا)

39
00:02:17,066 --> 00:02:18,798
گفتم :"هی آقا!"
"میخوام یه تفنگ بخرم."

40
00:02:18,799 --> 00:02:21,098
گفت،"شنیدم . دنبال چی هستی؟

41
00:02:21,099 --> 00:02:23,532
چی میخوای؟
موزبرگ؟ شاتگان؟

42
00:02:23,533 --> 00:02:25,298
کلت مگنوم؟".

43
00:02:25,299 --> 00:02:28,465
شروع کردم به هضم این حرف ها

44
00:02:28,466 --> 00:02:30,998
هیچی حالیم نیست
پس سعی کردم اداشو دربیارم.

45
00:02:30,999 --> 00:02:32,331
احساس جنده بودن دارم

46
00:02:32,332 --> 00:02:34,831
چونکه هیچی راجب تفنگ ها حالیم نیست.

47
00:02:34,832 --> 00:02:36,697
بالاخره به خودم گفتم
"اینجا چیکار کنم؟

48
00:02:36,698 --> 00:02:39,098
به جهنم ، صادقانه حرفمو میزنم."

49
00:02:39,099 --> 00:02:41,298
گفتم:"ببین رفیق، من هیچی راجب تفنگ نمیدونم.

50
00:02:41,299 --> 00:02:42,365
اونا منو به وحشت میندازن

51
00:02:42,366 --> 00:02:44,697
با این حال من نگران زامبی ها هستم.

52
00:02:44,698 --> 00:02:46,365
خب؟"

53
00:02:46,366 --> 00:02:49,664
اون یارو گفت...
"تو یه شاتگان نیازته.

54
00:02:49,665 --> 00:02:53,532
یه شاتگان میخوای پسر
پخش خوبی داره.

55
00:02:53,533 --> 00:02:56,265
خشاب گذاریش راحته، نیازی نداره که روی بخش های مختلفش کار کنی.

56
00:02:56,266 --> 00:02:58,798
خوب پخش میشه."
هی اینو میگفت

57
00:02:58,799 --> 00:03:00,731
"خوب پخش میشه"

58
00:03:00,732 --> 00:03:02,931
گفتم
"منظورت از این حرف چیه؟"

59
00:03:02,932 --> 00:03:05,564
او گفت،"خب،منظورم اینه که تو بهت نمیخوره دقیق شلیک کنی.

60
00:03:05,565 --> 00:03:07,964
گلوله هاش خوب پخش میشن.
دورتر از جایی که خواهی بود،

61
00:03:07,965 --> 00:03:10,831
چیزای بیشتری رو میزنی

62
00:03:10,832 --> 00:03:12,165
خوب پخش میشه

63
00:03:12,166 --> 00:03:13,898
در حقیقت ، یه مشکلی اینجا داری،

64
00:03:13,899 --> 00:03:17,065
حتی نیازی نیست نگاه کنی.
فقط میچرخی و ... بوم! همین.

65
00:03:17,066 --> 00:03:20,231
و دیگه مشکلی نخواهی داشت.

66
00:03:20,232 --> 00:03:22,597
هرچیزی که حتی در فاصله بیشتر مشکل ایجاد میکرد

67
00:03:22,598 --> 00:03:25,465
دیگه اونجا نخواهد بود
باور کن.

68
00:03:25,466 --> 00:03:27,898
و بعد افراد اینجا...
میبینن که چیکار کردی

69
00:03:27,899 --> 00:03:29,898
و مشکلی اینجا نخواهی داشت... میفهمی چی میگم؟

70
00:03:29,899 --> 00:03:33,098
با یک شلیک... 90 درجه از مشکلت حل میشه

71
00:03:33,099 --> 00:03:35,365
این افراد باهوش شدن
یهویی میپرن جلو... بوم!

72
00:03:35,366 --> 00:03:38,664
همین
گلوله هاش خوب پخش میشن."

73
00:03:38,665 --> 00:03:40,731
بعد من داشتم به خودم میخندیدم.

74
00:03:40,732 --> 00:03:43,298
گفتم،" رفیق ببین، من فقط میخوام به فرد مورد نظرم شلیک کنم.

75
00:03:43,466 --> 00:03:46,697
نمیخوام که بعدش سوراخ دیوار تعمیر کنم ، میدونی؟

76
00:03:46,698 --> 00:03:50,465
لحن بیانمو عوض کردم.
پاراگرافمو عوض کردم

77
00:03:50,466 --> 00:03:53,697
میدونی؟
من فقط میخوام به فرد مورد نظر شلیک کنم."

78
00:03:53,698 --> 00:03:56,098
پس اینجوری گفتم ،"میدونی، یکی از این هفت تیرا چطوره؟"

79
00:03:56,099 --> 00:03:57,498
پس اون گفت مثل اون کلاسیکا ، انگار ،

80
00:03:57,499 --> 00:03:58,998
اون ردنک با بی حوصلگی

81
00:03:58,999 --> 00:04:00,465
گفت ،" بسیار خب ، یه هفت تیر میخوای،

82
00:04:00,466 --> 00:04:02,465
برو یه هفت تیر بردار...

83
00:04:02,466 --> 00:04:05,697
من چی حالیمه ؟
من فقط 20 سال اینه کارم.

84
00:04:05,698 --> 00:04:08,231
یدونه براقشو بردار ، خوبه؟"

85
00:04:08,232 --> 00:04:11,031
بنابراین من گفتم ،" یه هفت تیر مگه چه ایرادی داره؟"

86
00:04:11,032 --> 00:04:12,498
او گفت ،"من بهت میگم چرا رفیق.

87
00:04:12,499 --> 00:04:15,697
چون زندگی...
زندگی که فیلم هندی نیست.

88
00:04:15,698 --> 00:04:17,398
متوجهی؟"

89
00:04:17,399 --> 00:04:20,131
گفتم ،"نه، میشه لطفا از صحبت کردن

90
00:04:20,132 --> 00:04:21,931
مثل معماهای رازآلود دست برداری؟

91
00:04:21,932 --> 00:04:23,465
میشه فقط بگی منظورت چیه؟

92
00:04:23,466 --> 00:04:25,031
بهت گفتم که ، درباره تفنگ عن بارم نیست

93
00:04:25,032 --> 00:04:26,931
یالا،
یه لطفی در حقم بکن اینجا."

94
00:04:26,932 --> 00:04:28,498
گفت،"ببین، فیلمی دیدی که،

95
00:04:28,499 --> 00:04:31,165
یارو سه تا شلیک بکنه ، بنگ بنگ بنگ... سه نفرو میکشه

96
00:04:31,166 --> 00:04:32,465
تو زندگی واقعی پسر ، تیرت خطا میره

97
00:04:32,466 --> 00:04:34,864
همیشه خدا خطا میزنی.

98
00:04:34,865 --> 00:04:36,998
به اندازه ای خطا میزنی که خشابت خالی میشه.

99
00:04:36,999 --> 00:04:38,298
ممکنه همونطور که وایسادی اونجا.

100
00:04:38,299 --> 00:04:41,165
با یه منگنه بزرگ تو دستت(تفنگ).

101
00:04:41,166 --> 00:04:43,031
بعدش میخوای چیکار کنی؟"

102
00:04:43,032 --> 00:04:46,764
گفتم ،"خب ، لعنت بهش. یه شاتگان بده بیاد."

103
00:04:46,765 --> 00:04:48,465
او آماده هست که اون چیزو بسته بندی کنه،

104
00:04:48,466 --> 00:04:50,031
و بعد من گفتم
"یه دقیقه صبر کن."

105
00:04:50,032 --> 00:04:51,198
من با دوست دختر زندگی میکنم.

106
00:04:51,199 --> 00:04:53,697
نمیتونم همینجوری با یه شاتگان پیدام شه ، درسته؟

107
00:04:53,698 --> 00:04:56,432
اون آشغالی نیست که همینجوری میخوای باهاش خونه پیدات شه.

108
00:04:56,433 --> 00:04:58,465
اگه این گوه رو همینجوری کنار جاده میکردم،

109
00:04:58,466 --> 00:04:59,998
میتونستم باهاش بیام خونه.
نگاش کن!

110
00:04:59,999 --> 00:05:03,631
ما میتونیم پاکش کنیم.
میتونیم اسم خودمونو روش حکاکی کنیم.

111
00:05:03,632 --> 00:05:06,365
میتونیم خوش بگذرونیم
درسته؟

112
00:05:06,366 --> 00:05:07,964
نمیتونم همینجوری با یه شاتگان پیدام بشه.

113
00:05:07,965 --> 00:05:09,998
"هی، اینو واسه خودمون خریدم!"
درسته؟

114
00:05:09,999 --> 00:05:14,697
یه لولش واسه تو
یدونش واسه من
نه.

115
00:05:14,698 --> 00:05:18,065
بنابراین او کل قضیه رو لغو کرد.

116
00:05:18,066 --> 00:05:19,731
تا اینکه یه شب به نفر یه ماشینمون دستبرد زد

117
00:05:19,732 --> 00:05:21,398
توی راهرو نشسته بودم.

118
00:05:21,399 --> 00:05:23,131
شروع کردم به گا دادن مغزش ، خب؟

119
00:05:23,132 --> 00:05:26,331
بنابراین او شروع کرد تحقیق کردن راجب تفنگ ها ، میدونی؟

120
00:05:26,332 --> 00:05:28,697
ولی خیلی داشت تحقیق میکرد
چون حالا میخواست یکی بگیره،

121
00:05:28,698 --> 00:05:29,964
ولی فقط میگفت ،
"خب، من شنیدم

122
00:05:29,965 --> 00:05:31,564
تو باید گلوله هارو تو یه جای امن نگه داری،

123
00:05:31,565 --> 00:05:33,731
و وسایل رو توی گاراژ،"

124
00:05:33,732 --> 00:05:35,131
و بعد چی ؟
بعدش چی؟

125
00:05:35,132 --> 00:05:37,098
باید دور خوته بدوئم و اونو رو هم کنم

126
00:05:37,099 --> 00:05:39,898
در حالی که یه یارو داره بایه تبر دنبالم میکنه، میدونی؟

127
00:05:39,899 --> 00:05:42,231
واقعا داری اینجوری فکر میکنی؟ عزیزم؟

128
00:05:42,232 --> 00:05:44,131
در حال فرار کردن ،
"کجاست...اون تیکش کجاست؟"

129
00:05:44,132 --> 00:05:49,298
"توی اتاق پذیراییه."
"یارو هم توی پذیراییه که!"

130
00:05:49,299 --> 00:05:50,697
نه ، اگه قراره اینو بگیریم،

131
00:05:50,698 --> 00:05:52,265
میخوام همیشه تفنگ پر باشه

132
00:05:52,266 --> 00:05:53,532
درست کنار دیوار اتاق خواب
درست اونجا.

133
00:05:53,533 --> 00:05:55,697
اون میذارم تو آستین لباسم.

134
00:05:55,698 --> 00:05:59,465
ووف ، به همین سادگی!

135
00:05:59,466 --> 00:06:01,532
هیچ راه دیگه ای نداره.

136
00:06:01,533 --> 00:06:02,998
هرچند خیلی خنده داره

137
00:06:02,999 --> 00:06:05,298
وقتی راجب تفنگ خریدن صحبت میکنی، میدونی؟

138
00:06:05,299 --> 00:06:07,198
مردم ، یا کاملا موافقشن

139
00:06:07,199 --> 00:06:08,697
یا کاملا مخالف
میدونی؟

140
00:06:08,698 --> 00:06:10,365
یا اینکه دیوونه میشن و شروع میکنن جیغ کشیدن ، درسته؟

141
00:06:10,366 --> 00:06:12,065
یا شروع میکنن از این حرفا زدن:

142
00:06:12,066 --> 00:06:13,597
"میدونی، در حقیقت،

143
00:06:13,598 --> 00:06:16,365
شما احتمال اینکه گلوله بخورید رو تا 80 درصد افزایش میدید

144
00:06:16,366 --> 00:06:18,465
بعد از اینکه یه اسلحه بیارید تو خونه."

145
00:06:18,466 --> 00:06:21,831
واقعا؟ چی، چون قراره پرش کنم و باهاش دوش بگیرم،

146
00:06:21,832 --> 00:06:26,198
مثلا...

147
00:06:26,199 --> 00:06:28,398
کسشرا چیه؟
میدونم که خطرناکه.

148
00:06:28,399 --> 00:06:29,831
تو یه استخر درست کنی تو حیاط پشتیت،

149
00:06:29,832 --> 00:06:31,998
به سرعت احتمال غرق شدنتو افزایش میدی

150
00:06:31,999 --> 00:06:33,798
تو حیاط پشتیت ، اینجوریه؟

151
00:06:33,799 --> 00:06:35,298
چون اینکارو قبلا نمیتونستی بکنی

152
00:06:35,299 --> 00:06:39,498
حالا روی یه شیار قدم میذازی،
میری توش!

153
00:06:39,499 --> 00:06:41,365
نه، دارم میگم بهتون

154
00:06:41,366 --> 00:06:45,031
من هیچکدومشو قبول ندارم

155
00:06:45,032 --> 00:06:48,165
آمارها حیلی احمقانن ، درسته؟

156
00:06:48,166 --> 00:06:50,498
نه اینکه احمق باشن.
راهی که ملت ازشون استفاده میکنن احمقانس.

157
00:06:50,499 --> 00:06:52,265
با اینکه طرز فکرتو از قبل ساختی

158
00:06:52,266 --> 00:06:54,231
میری تو سایت حق با منه دات کام

159
00:06:54,232 --> 00:06:56,065
شروع میکنی حفظ کردن یه مشت کس و شر،

160
00:06:56,066 --> 00:06:59,798
و بعد ...بوم!
همینجوری پرتش میکنی طرف مردم.

161
00:06:59,799 --> 00:07:01,597
یه یارویی سعی کرد منو به یه غواصی ببره.

162
00:07:01,598 --> 00:07:02,931
گفتم،" من نمیام.

163
00:07:02,932 --> 00:07:04,532
نمیخوام توسط یه کوسه خورده بشم."

164
00:07:04,533 --> 00:07:06,597
او گفت ،"خب، درواقع، نود درصد از حمله کوسه ها

165
00:07:06,598 --> 00:07:08,265
در واقع در آب های کم عمق اتفاق میفتن."

166
00:07:08,266 --> 00:07:11,931
گفتم نه بابا!!
اونجا جاییه که مردم هستن.

167
00:07:11,932 --> 00:07:14,265
میدونی؟بهش میگن ساحل!

168
00:07:14,266 --> 00:07:18,031
90 درصد از مردم دارن اونجا در امتداد خط ساحل جنب و جوش میکنن.

169
00:07:18,032 --> 00:07:20,432
مثلا قرار نیست که مردم تا اروپا شنا کنن.

170
00:07:20,433 --> 00:07:22,664
"بزنید بریم ایسلند ، ترسوهای لعنتی!"

171
00:07:22,665 --> 00:07:26,398
درسته؟

172
00:07:26,399 --> 00:07:28,365
نمیدونم

173
00:07:28,366 --> 00:07:30,798
وای در حقیقت من لس آنجاس رو دوست دارم

174
00:07:30,799 --> 00:07:33,265
یکی از معدود سواحل شرقی ای که مردم دوستش دارن.

175
00:07:33,266 --> 00:07:35,631
همه دوستای احمق نیویورکی و بوستونی من،

176
00:07:35,632 --> 00:07:36,931
میان این طرفا

177
00:07:36,932 --> 00:07:39,231
سعی میکنن یه پیتزایی خوب ساعت 4 صبح گیر بیارن

178
00:07:39,232 --> 00:07:43,165
و اونا نمیتونن.
"اینجا خیلی مزخرفه!

179
00:07:43,166 --> 00:07:45,664
اینجا اونجوری که قبلا اومدم نیست.

180
00:07:45,665 --> 00:07:47,597
فایده سفر کردن چیه

181
00:07:47,598 --> 00:07:50,532
اگه قرار باشه فرق کرده باشه؟"

182
00:07:50,533 --> 00:07:52,265
این خیلی احمقانس.

183
00:07:52,266 --> 00:07:53,831
یه بوریتو بگیر و برو پیاده روی.
(نوعی غذای مکزیکی)

184
00:07:53,832 --> 00:07:56,664
چه مرگته؟
مثلا بری تو هاوایی...

185
00:07:56,665 --> 00:08:01,032
"اینجا هاکی روی یخ ندارن!
اینجا خیلی مزخرفه!"

186
00:08:02,765 --> 00:08:03,964
باید اعتراف کنم،

187
00:08:03,965 --> 00:08:06,731
تنها چیزی که راجب لس آنجلس منو میترسونه

188
00:08:06,732 --> 00:08:08,798
این همه جراحی پلاستیکه.

189
00:08:08,799 --> 00:08:10,964
متوجه نمیشم.

190
00:08:10,965 --> 00:08:13,131
واسه چی مردم جراحی پلاستیک میکنن ؟

191
00:08:13,132 --> 00:08:16,165
چرا نمیتونن اعتراف کنن که کارشون تمومه؟

192
00:08:16,166 --> 00:08:18,964
میدونی؟
زمانت رو داشتی(جوونیت گذشت).

193
00:08:18,965 --> 00:08:22,532
سعی نکن تو 50 سالگی قابل کردن به نظر برسی.

194
00:08:22,533 --> 00:08:25,265
خیلی عجیبه!
با صورت های به زور برگشتشون که...

195
00:08:25,266 --> 00:08:28,998
روشن به نظر میرسه ، درسته؟

196
00:08:28,999 --> 00:08:32,331
دیگه نمیگم که خودشونم حتی متوجهش نشدن،میدونی؟

197
00:08:32,332 --> 00:08:34,231
چرا باید بخوای یه فیس لیفت انجام بدی؟
(نوعی عمل جراحی روی صورت)

198
00:08:34,232 --> 00:08:35,798
نمیتونی به بقیه فیس لیفت ها نگاه کنی ،

199
00:08:35,799 --> 00:08:40,231
و متوجه بشی که هنوز همه مشکلات صورتشون رفع نشده؟

200
00:08:40,232 --> 00:08:42,398
این جوری میخوای دیده بشی؟

201
00:08:42,399 --> 00:08:45,597
انگار یه مبارزه رو همین سه روز پیش باختی؟

202
00:08:45,598 --> 00:08:48,564
قهرمان نباش.
بذار یکی دیگه بره...

203
00:08:48,565 --> 00:08:49,964
ساحل لعنتی رو بگیره.
(کنایه از اینکه خطرش رفع شه)

204
00:08:49,965 --> 00:08:53,098
دراز بکش...
منتظر باش.

205
00:08:53,099 --> 00:08:55,831
یه عده فقط دارن به مردم دروغ میگن.
"نه، نه ، به نظر عالی میاد.

206
00:08:55,832 --> 00:08:57,498
عالیه.
یه ذره یخ بذار روش،

207
00:08:57,499 --> 00:08:59,065
شمارو تو چند هفته دیگه میبینیم.

208
00:08:59,066 --> 00:09:00,165
بسیار خب، آسون بگیر.

209
00:09:00,166 --> 00:09:02,498
خدایا!
یه اتفاقی افتاد؟

210
00:09:02,499 --> 00:09:05,432
ما دستورالعمل رو رعایت کردیم.
چیزی جا انداختیم؟

211
00:09:05,433 --> 00:09:06,831
اوه ، هی هی هی!
اوه ، کلیداتون رو جا گذاشتین.

212
00:09:06,832 --> 00:09:08,664
بفرمایید. بفرمایید.

213
00:09:08,665 --> 00:09:10,664
تقریبا نشناختمتون، خیلی جوون شدید.

214
00:09:10,665 --> 00:09:12,898
بسیار خب، آسون بگیر.

215
00:09:12,899 --> 00:09:14,564
رفت؟
بسیار خب ، رفت.

216
00:09:14,565 --> 00:09:18,831
خورد کن
خوردش کن"(کاغذای سند و مدرکا)

217
00:09:18,832 --> 00:09:21,532
نه ، دیوونه شدی.

218
00:09:21,533 --> 00:09:23,098
منتظر باش.
بذاز اونا ازش سر در بیارن،

219
00:09:23,099 --> 00:09:24,398
بعدش برو تو لعنتی.

220
00:09:24,399 --> 00:09:27,298
یه قهرمان نباش،
میفهمی؟ (بذار بقیه اول جراحی رو انجام بدن بعد ببین چی میشه ...)

221
00:09:27,299 --> 00:09:28,432
یه نگاه به کاشتن مو بنداز.

222
00:09:28,433 --> 00:09:31,165
کاشتن مو این روزا نصف گذشته هم بد به نظر نمیاد.

223
00:09:31,166 --> 00:09:32,697
یه یارویی رو یه شب تو تلویزیون دیدم

224
00:09:32,698 --> 00:09:34,764
او میگفت،"آه خدایا ، کاش ده سال پیش اینکارو کرده بودم."

225
00:09:34,765 --> 00:09:37,798
نه نمیکردی!

226
00:09:37,799 --> 00:09:40,697
ده سال پیش ، وقتی که داشتن پاهای مورچه رو

227
00:09:40,698 --> 00:09:43,664
بالای کله مردم میچسبوندن؟

228
00:09:43,665 --> 00:09:45,265
یادتوته؟
چشمهاتون پر از اشک میشد

229
00:09:45,266 --> 00:09:48,131
اگه به خط کاشت موهاشون نگاه میکردین...
میگفتین،"این دوخته شده؟

230
00:09:48,132 --> 00:09:49,697
کاج میبینم!"

231
00:09:49,698 --> 00:09:51,798
قبلانا ازت استفاده میکردن، انگار سرتو قفل کنن.

232
00:09:51,799 --> 00:09:54,331
"تکون نخور!"
انگار منگنت کردن.

233
00:09:54,332 --> 00:09:55,764
"تکون نخور!"

234
00:09:55,765 --> 00:09:57,931
ملت بعد از یه دور و نیم ضربه میزنن.

235
00:09:57,932 --> 00:10:01,299
"کیرتوش!
واسم مهم نیست!"

236
00:10:02,598 --> 00:10:04,664
آرزو میکنی کاشت مو میکردی ده سال پیش.

237
00:10:04,665 --> 00:10:08,931
آرزو میکنی که فلج اطفال میگرفتی 60 سال پیش؟

238
00:10:08,932 --> 00:10:12,532
دیگه چیا تو لیست آرزوهاتونه قربان؟

239
00:10:12,533 --> 00:10:16,898
نه ، با صورتت شوخی نمیکنی... اوکی؟

240
00:10:16,899 --> 00:10:18,432
من لایپوساکشن رو درک میکنم.
(عملی جراحی برای برداشتن چربی های زیر پوست)

241
00:10:18,433 --> 00:10:23,465
اگه گند بزنن توش ،
میتونی یه پیراهن روش بپوشی، درسته؟

242
00:10:23,466 --> 00:10:26,098
واسه صورت که پیراهنی نیست

243
00:10:26,099 --> 00:10:27,798
فک میکنن کیو دارن خر میکنن

244
00:10:27,799 --> 00:10:29,498
با اون ...
میدونی؟

245
00:10:29,499 --> 00:10:30,931
و بعدش
به خودت دروغ بگی:

246
00:10:30,932 --> 00:10:32,731
"فقط یه کوچولو اینکارو میکنم...

247
00:10:32,732 --> 00:10:35,065
اینکارو میکنم."
نه ، نخیر نمیکنی ، اینکارو نمیکنی.

248
00:10:35,066 --> 00:10:37,065
چی، مثلا قراره بری گلگیر ماشینتو ذوب کنی

249
00:10:37,066 --> 00:10:39,198
و بعد همین، و بقیش شبیه گوه به نظر بیاد؟

250
00:10:39,199 --> 00:10:40,697
"خب شاید من فقط کاپوتشو درست کنم.

251
00:10:40,698 --> 00:10:42,231
و شاید هم عقبش رو."

252
00:10:42,232 --> 00:10:43,597
اینجوری اتفاق میفته.

253
00:10:43,598 --> 00:10:46,298
بعدش شبیه یکی از اون خانم های خانه دار میشی...

254
00:10:46,299 --> 00:10:49,331
صورت کلا پیچیده.

255
00:10:49,332 --> 00:10:51,198
احمقای کسخل.
"هی، آیا من شبیه..."

256
00:10:51,199 --> 00:10:52,731
آره ، اونا احمقن!

257
00:10:52,732 --> 00:10:54,931
"آیا من شبیه 20 سالگیم شدم؟"

258
00:10:54,932 --> 00:10:58,498
نه ، تو عجیب غریب شدی.
تو کسخل عجیب غریب شدی.

259
00:10:58,499 --> 00:11:00,498
هنوزم بهت میخوره 50 سالگیت باشه

260
00:11:00,499 --> 00:11:02,597
فقط دیگه نمیتونم حدث بزنم چه سنی

261
00:11:02,598 --> 00:11:04,298
چون هیچ وقت همچین سنی ندیدم.

262
00:11:04,299 --> 00:11:06,432
من هیچ وقت اون صورت تخمی درخشان رو ندیدم.

263
00:11:06,433 --> 00:11:08,697
تقریبا انگار یه سن جدیدی رو کشف کردی

264
00:11:08,698 --> 00:11:12,798
بین 52 و 53 سالگی.

265
00:11:12,799 --> 00:11:14,165
آره.

266
00:11:14,166 --> 00:11:17,731
ملت ، هیچ ایرادی نداره که 52 سالت باشه

267
00:11:17,732 --> 00:11:19,498
و به قیافت بخوره 52 سالته ، خب؟

268
00:11:19,499 --> 00:11:20,931
52 سالته.
به گا نرفتی.

269
00:11:20,932 --> 00:11:22,298
آره

270
00:11:22,299 --> 00:11:25,631
ترجیح میدی که چجوری باشی...
52 سالت باشه و 52 ساله به نظر برسه

271
00:11:25,632 --> 00:11:29,532
یا اینکه 52 سالت باشه و شبیه یه مارمولک 28 ساله باشی؟

272
00:11:29,533 --> 00:11:30,731
خیل خب؟

273
00:11:30,732 --> 00:11:33,597
تو این نقطه انتخاب همینه.

274
00:11:39,999 --> 00:11:42,898
میدونی در واقع چی ...
واقعا خجالت آوره

275
00:11:42,899 --> 00:11:43,998
اینکه فیس لیفت...

276
00:11:43,999 --> 00:11:46,031
عمدتا یه مشکل سفید پوستاس.

277
00:11:46,032 --> 00:11:47,532
تاحالا متوجهش شدی؟

278
00:11:47,533 --> 00:11:50,831
تا حالا ندیدم که یه سیاه پوست فیس لیفت کرده باشه

279
00:11:50,832 --> 00:11:52,231
به جز جکسون ها.

280
00:11:52,232 --> 00:11:54,898
ولی اونا همشون عقلشون کمه، درسته؟

281
00:11:54,899 --> 00:11:56,764
چون باباشون مجبورشون میکرد کل روز رو تمرین کنن

282
00:11:56,765 --> 00:11:59,964
و مجبورشون میکرد تو شومینه بخوابن.

283
00:11:59,965 --> 00:12:00,998
انگار هر 9 تاشونو...

284
00:12:00,999 --> 00:12:03,564
"برید تو حرومزاده ها!"

285
00:12:03,565 --> 00:12:07,231
بدون بغل ، بدون بوس.

286
00:12:07,232 --> 00:12:09,198
باعث شد صورتش به صورت دائمی تو هم بپیچه

287
00:12:09,199 --> 00:12:10,764
به خاطر 50 سال فریاد زدن،

288
00:12:10,765 --> 00:12:14,098
"بخون مادرجنده!"

289
00:12:14,099 --> 00:12:16,564
اونا قابل درکن.

290
00:12:19,466 --> 00:12:22,465
هی ، میدونی چرا اینهمه "سفیدی" به فیس لیفت نیاز دارن؟

291
00:12:22,466 --> 00:12:26,597
از این کلمه خوشم میاد.
دارم سعی میکنم برش گردونم.

292
00:12:26,598 --> 00:12:29,465
دوسس دارم، بامزس!
سفیدی!

293
00:12:29,466 --> 00:12:30,731
میدونی چرا؟

294
00:12:30,732 --> 00:12:33,631
میدونی چرا اینهمه سفید پوست نیاز به فیس لیفت دارن؟

295
00:12:33,632 --> 00:12:37,898
چون ما راجب لوشن چیزی نمیدونیم
(کرم و نرم کننده پوست و این کس شرا)

296
00:12:37,899 --> 00:12:39,864
دیدید؟
فقط نصفتون خندیدید.

297
00:12:39,865 --> 00:12:42,098
قاعدتا باید همتون میخندیدید.

298
00:12:42,099 --> 00:12:45,532
آره، ولی خیلیاتون نشسته بودید اینجا اینجوری
"خب...

299
00:12:45,533 --> 00:12:48,231
لوشن چیه؟

300
00:12:48,232 --> 00:12:50,098
"این لوشنی که ازش حرف میزنی چیه،

301
00:12:50,099 --> 00:12:53,432
و جادوی درونش چیه؟"

302
00:12:53,433 --> 00:12:55,298
فقط برای اینکه موضوع روشن بشه،

303
00:12:55,299 --> 00:12:57,831
میتونید برای تمام قسمت های بدنتون از لوشن استفاده کنید

304
00:12:57,832 --> 00:13:00,597
به جز حاج آقا.

305
00:13:00,598 --> 00:13:02,198
آره.

306
00:13:02,199 --> 00:13:06,031
اگه تاحالا در تعجب بودی که چرا کیرت هنوزم به نظر نو میاد

307
00:13:06,032 --> 00:13:10,331
ولی بقیه بدنت داره شبیه یه دزد دریایی سالخورده میشه،

308
00:13:10,332 --> 00:13:13,432
چون نیاز داری که محدوده ی

309
00:13:13,433 --> 00:13:15,398
توزیع لوشن رو افزایش بدی

310
00:13:15,399 --> 00:13:17,798
خیل خب ؟
همه جات رو پوست تشکیل داده.

311
00:13:17,799 --> 00:13:20,798
برو خونه.
خودت چک کن.

312
00:13:20,799 --> 00:13:22,031
ته پاهات

313
00:13:22,032 --> 00:13:25,298
شبیه کف یه رودخونه ماقبل تاریخ شده.

314
00:13:25,299 --> 00:13:28,731
این یه بخشی از روند پیر شدن طبیعی نیست.

315
00:13:28,732 --> 00:13:31,098
تو خشک شدی.

316
00:13:31,099 --> 00:13:34,664
من قضاوتت نمیکنم.
هیچکس رو قضاوت نمیکنم.

317
00:13:34,665 --> 00:13:35,864
من هیچی راجب لوشن نمیدونستم.

318
00:13:35,865 --> 00:13:37,532
هیچ وقت تا 33 سالگی زندگیم استفاده نکردم

319
00:13:37,533 --> 00:13:38,964
هرگز

320
00:13:38,965 --> 00:13:40,898
تا اینکه یه شب داشتم با یه دختر سیاه پوست میرفتم بیرون ، خب؟

321
00:13:40,899 --> 00:13:42,198
او داشت آماده میشد،

322
00:13:42,199 --> 00:13:44,031
و داشت اون گوهو میمالید به همه جاش.

323
00:13:44,032 --> 00:13:45,532
پخش میکرد رو بدنش

324
00:13:45,533 --> 00:13:48,697
فکر کردم که یه چیزی مثل خارشی چیزی داره.

325
00:13:48,698 --> 00:13:50,265
گفتم"چی، سمی چیزی مثل آی وی داری؟
(یک نوع سم که از یه مدل برگ که تو شرق آسیا و آمریکای شمال وجود داره به دست میاد)

326
00:13:50,266 --> 00:13:51,998
چیکار میکنی؟"

327
00:13:51,999 --> 00:13:54,864
او گفت"نه ، دارم مطمئن میشم که اشی نباشم."

328
00:13:54,865 --> 00:13:58,298
گفتم "اشی؟"
گفت "پوست خشک دیگه."

329
00:13:58,299 --> 00:14:00,432
گفتم"اوه!"

330
00:14:00,433 --> 00:14:01,931
فکر کنم یه کوچولو ترسوندمش،

331
00:14:01,932 --> 00:14:04,664
چون اینجوری بودم ، "اووه!"

332
00:14:04,665 --> 00:14:06,532
او گفت ،"خب، سفید پوستا هم اشی میشن."

333
00:14:06,533 --> 00:14:09,231
من گفتم"خب میدونی ، فکر نمیکنم."

334
00:14:11,032 --> 00:14:12,931
"آره ، من 33 سال زندگی کردم.

335
00:14:12,932 --> 00:14:14,498
هیشکی تاحالا نشده که بگه ، هی بیل،

336
00:14:14,499 --> 00:14:16,631
به نظر یه کم اشی میای.

337
00:14:16,632 --> 00:14:19,331
من حتی هرگز این کلمه رو نشنیده بودم ، تا اینکه تو گفتی."

338
00:14:19,332 --> 00:14:21,631
او گفت،"خیلی احمقی.
بازوتو بیار جلو."

339
00:14:21,632 --> 00:14:23,465
پس بازومو صاف کردم،
به آرامی،

340
00:14:23,466 --> 00:14:25,198
او ناخن هاشو روش کشید.

341
00:14:25,199 --> 00:14:26,432
این خاکستریا شروع کردن بالا اومدن.

342
00:14:26,433 --> 00:14:29,098
انگار که دونه های شیرینی بلند میشن.

343
00:14:29,099 --> 00:14:31,697
علامت بخش.
انگار که داره اسمشو امضا میکنه.

344
00:14:31,698 --> 00:14:33,731
او گفت،"اینو میبینی؟!
این اشیه.

345
00:14:33,732 --> 00:14:34,964
تو اشی هستی."

346
00:14:34,965 --> 00:14:39,032
منو ترسوند.
گفتم،"یا گوه مقدس، من اشیم!"

347
00:14:40,466 --> 00:14:42,131
من هیچی راجبش نمیدونستم.

348
00:14:42,132 --> 00:14:46,198
تنها چیزی که میدونستم این بود که تو زمستون خارش میگرفتم.

349
00:14:46,199 --> 00:14:48,432
نمیتونستم بفهممش.
همیشه تو زمستون خارش میگرفتم.

350
00:14:48,433 --> 00:14:49,764
واسه چی خارش میگیرم؟

351
00:14:49,765 --> 00:14:51,664
فک میکردم به خاطر اینه که حوله حموم کثیف شده.

352
00:14:51,665 --> 00:14:52,864
این چیزیه که فکر میکردم.

353
00:14:52,865 --> 00:14:54,898
و عوضش میکردم و یه تازشو میذاشتم.

354
00:14:54,899 --> 00:14:56,898
"حالا دیگه خوبه."
دوش میگرفتم.

355
00:14:56,899 --> 00:14:58,465
خشک میکردم.
ولی پدسگ دوباره میخارید.

356
00:14:58,466 --> 00:15:01,465
لعنت بهش،
از زمستون متنفرم.

357
00:15:01,466 --> 00:15:04,365
میبینی، به خاطر همین چیزا باید با همه بگردی.

358
00:15:04,366 --> 00:15:06,831
آره

359
00:15:06,832 --> 00:15:09,165
اطلاعات خیلی زیادی در دنیا وجود داره،

360
00:15:09,166 --> 00:15:12,432
و هر گروهی از مردم یه مقدارش رو از دست میدن.

361
00:15:12,433 --> 00:15:15,231
سفید پوستا کاملا سمینار لوشن رو از دست دادن

362
00:15:15,232 --> 00:15:17,098
در مقطعی از تاریخ.

363
00:15:17,099 --> 00:15:20,532
نمیدونم این به این دلیله که ما نمیتونیم ببینیمش، میدونی؟

364
00:15:20,533 --> 00:15:22,298
سیاه پوستا که اشی بشن،
شبیه اینه که

365
00:15:22,299 --> 00:15:24,398
اونا انگار به تخته سیاهی چیزی تکیه داده باشن،

366
00:15:24,399 --> 00:15:26,331
میدونی؟
اونا میتونن ببیننش!

367
00:15:26,332 --> 00:15:28,165
اگه حتی جا بندازن،
دوستاشون کمکشون میکنن.

368
00:15:28,166 --> 00:15:30,165
مثلا :"آرنج مادرجنده اشیتو نگاه کن!

369
00:15:30,166 --> 00:15:32,498
چه مرگته؟"
درسته؟

370
00:15:33,999 --> 00:15:36,498
ما این اطلاعات رو از دست دادیم
همون جوری که سیاه پوستا کل

371
00:15:36,499 --> 00:15:39,432
قضیه ثبت تفنگ هاشونو در انتها از دست دادن.

372
00:15:39,433 --> 00:15:41,664
درسته؟

373
00:15:41,665 --> 00:15:43,964
فقط هیچ وقت اطلاعاتش رو نگرفتن.

374
00:15:43,965 --> 00:15:45,931
چقدر رپر  بیچاره شدن

375
00:15:45,932 --> 00:15:48,165
به خاطر اسلحه ثبت نشده تو ماشینشون

376
00:15:48,166 --> 00:15:49,998
مغزمو منفجر میکنه.

377
00:15:49,999 --> 00:15:52,798
مثلا ، چرا اونکارو با خودتون میکنین؟

378
00:15:52,799 --> 00:15:54,731
فقط میخوای یه آلبوم پشت تلفن بسازی ؟

379
00:15:54,732 --> 00:15:56,098
این چیزیه که هست؟

380
00:15:56,099 --> 00:15:58,331
این مثلا یه تن صدای جدید یا همچین کسشریه؟

381
00:15:58,332 --> 00:16:00,898
نمیدونم

382
00:16:00,899 --> 00:16:02,864
هر دفعه که اینو میبینم قلبمو میشکنه.

383
00:16:02,865 --> 00:16:05,998
فقط به این فکر میکنم که،"خدایا، اگه حتی یه دوست سفید پوست داشت...

384
00:16:05,999 --> 00:16:08,432
اگه فقط یه دوست سفید پوست تو اکیپش بود..."

385
00:16:08,433 --> 00:16:09,864
اون وقت او مینشست اونجا و میگفت

386
00:16:09,865 --> 00:16:11,664
"این تفنگه ثبت شده؟

387
00:16:11,665 --> 00:16:13,365
مگه عقلتو از دست دادی؟

388
00:16:13,366 --> 00:16:15,532
رفیق ، بندازش بیرون از اینجا.
بندازش بیرون.

389
00:16:15,533 --> 00:16:16,864
آره ، این غیر قانونیه!

390
00:16:16,865 --> 00:16:19,731
این چیزی حدود سه یا چهار سال حبس داره!

391
00:16:19,732 --> 00:16:22,298
رفیق ، چجوری اینو نمیدونی؟

392
00:16:22,299 --> 00:16:23,299
سوالم اینه

393
00:16:23,300 --> 00:16:24,864
کسخل چجوری نمیدونی؟

394
00:16:24,865 --> 00:16:26,831
این یارو یه اسلحه ثبت نشده تو ماشینشه،

395
00:16:26,832 --> 00:16:28,731
و ما هم قراره که بریم یه دوری باهاش بزنیم.

396
00:16:28,732 --> 00:16:31,597
این ...
این خیلی مسخرس!"

397
00:16:35,066 --> 00:16:36,831
پس میبینی؟
بفرما ، خب؟

398
00:16:36,832 --> 00:16:39,564
به فیس لیفت نیازی نداری ، اوکی؟

399
00:16:39,565 --> 00:16:42,198
مشروبارو بریزید دور.
یه کم ورزش هوازی انجام بدین.

400
00:16:42,199 --> 00:16:45,331
با یه مرطوب کننده.
اوضاعتون ردیفه.

401
00:16:45,332 --> 00:16:47,664
اوکی؟
افسانه هارو باور نکنید.

402
00:16:47,665 --> 00:16:49,664
سیاها پیر نمیشن.
این کسشره.

403
00:16:49,665 --> 00:16:50,831
اونا همشون از لوشن استفاده میکنن،

404
00:16:50,832 --> 00:16:52,564
حدودا ، هر 20 دقیقه یه بار تو طول روز.

405
00:16:52,565 --> 00:16:54,331
این مسخرس!

406
00:16:54,332 --> 00:16:56,564
اونا همشون یه وان پر از کسشرای روغنی تو خونشون دارن.

407
00:16:56,565 --> 00:16:59,031
هرروز صبح که بیدار میشن،
میپرن توش

408
00:16:59,032 --> 00:17:00,231
بعد خودشونو تکون میدن،

409
00:17:00,232 --> 00:17:02,597
و کاملا روغنی از خونه میرن بیرون!

410
00:17:02,598 --> 00:17:04,198
روغنی !

411
00:17:04,199 --> 00:17:06,098
سفیدپوستایی مثل من دور و اطراف قدم میزنن، بدون کلاهی که پوشیده باشن...

412
00:17:06,099 --> 00:17:09,298
"آه،بزن بریم دریانوردی!"

413
00:17:10,565 --> 00:17:12,565
لش میکنیم و صورت روی ماسه ها

414
00:17:14,899 --> 00:17:16,864
از سگ مست نکردن صحبت میکنن،

415
00:17:16,865 --> 00:17:19,331
من واقعا داشتم سعی میکردم کارمو پاک کنم

416
00:17:19,332 --> 00:17:20,964
تا جایی که اون قضیه سگ مستی میره.

417
00:17:20,965 --> 00:17:23,398
واقعا داشتم میخوابوندمش ، میدونی؟

418
00:17:23,399 --> 00:17:25,697
نمیدونم قضیه چیه.
کله کیریت بزرگ میشه...

419
00:17:25,698 --> 00:17:26,964
در حینی که پیرتر میشی، میدونی؟

420
00:17:26,965 --> 00:17:28,432
به سگ مستی ادامه میدین،
شروع میکنین به

421
00:17:28,433 --> 00:17:32,498
اون الک بالدین گنده / سر جان تراولتا
(بازیگرای آمریکایی که سر نسبتا بزرگی دارن!)

422
00:17:32,499 --> 00:17:34,331
و هرچند خودت هم متوجه نمیشی ،

423
00:17:34,332 --> 00:17:35,731
چون هرروز ، درحالی که داری مسواک میزنی

424
00:17:35,732 --> 00:17:36,898
و داری به سرت نگاه میکنی،

425
00:17:36,899 --> 00:17:38,365
و فقط داره یه کوچولو بزرگتر میشه .

426
00:17:38,366 --> 00:17:40,198
به مست کردن ادامه میدی.
"یه پیک دیگه" درسته؟

427
00:17:40,199 --> 00:17:42,465
بعد یه روزی میری که عکس موبایل رو بگیری،

428
00:17:42,466 --> 00:17:44,465
و تو فقط انگار 6 اینچ جلوتر از بقیه هستی.

429
00:17:44,466 --> 00:17:45,931
فکر نمیکنی که این چیز مهمی باشه.

430
00:17:45,932 --> 00:17:48,265
شاید به خاطر اینه که تکیه دادی ، چون احساس خوبی داری ، درسته؟

431
00:17:48,266 --> 00:17:49,931
بعد ناگهانی،
به اون عکس نگاه میکنی.

432
00:17:49,932 --> 00:17:53,099
اینجوری"آره لعنتی! هووو!"

433
00:17:54,932 --> 00:17:57,098
انگار ،" من باید یه این گوه خاتمه بدم."

434
00:17:57,099 --> 00:17:59,098
پس من درحال تلاش کردن بودم که یاد بگیرم...

435
00:17:59,099 --> 00:18:01,131
چجوریه کسشرای اطراف خونه رو تعمیر کنم.

436
00:18:01,132 --> 00:18:03,098
این چیزیه که پرم میکردم تو کل مدت

437
00:18:03,099 --> 00:18:04,931
از هوشیار بودن

438
00:18:04,932 --> 00:18:06,465
این بی رحمیه ، پسر.

439
00:18:06,466 --> 00:18:10,432
اصلا روحتم خبر نداره یک سال چقدر طولانیه تا وقتی که کاملا هوشیار باشی.(مست نکنی)

440
00:18:10,433 --> 00:18:11,898
این لعنتی بی رحمانس

441
00:18:11,899 --> 00:18:13,564
پس من دارم یاد میگیرم چجوری آت و آشغال تعمیر کنم ، خب؟

442
00:18:13,565 --> 00:18:14,898
دوست دخترم خوشش نمیاد

443
00:18:14,899 --> 00:18:17,265
چون میگه که من یه خلق و خویی دارم، میدونی؟

444
00:18:17,266 --> 00:18:18,564
اون میگه"میدونی،

445
00:18:18,565 --> 00:18:20,131
فقط این نیست که تو سعی میکنی یه چیزایی تعمیر کنی،

446
00:18:20,132 --> 00:18:22,731
فقط وقتی که نا امید میشی،
به دیوار مشت میزنی،

447
00:18:22,732 --> 00:18:24,564
سگمون از ترس شروع میکنه لرزیدن.

448
00:18:24,565 --> 00:18:26,831
من فقط فکر نمیکنم که این ایده خوبی باشه

449
00:18:26,832 --> 00:18:29,265
میدونی که ، تو یه کمدینی.
باید جک تعریف کنی.

450
00:18:29,266 --> 00:18:32,365
او یه لوله کشه.
باید لوله بکشه ، درسته؟"

451
00:18:33,632 --> 00:18:36,298
من فقط دارم سیعی میکنم بهش توضیح بدم که کنترل خودتو از دست دادن...

452
00:18:36,299 --> 00:18:40,131
بخشی از فرآیند تعمیر چیزیه، درسته؟

453
00:18:40,132 --> 00:18:41,465
هرکسی این کارو میکنه.

454
00:18:41,466 --> 00:18:43,731
درسته؟ آره!

455
00:18:43,732 --> 00:18:45,764
یه چیزی از Ikea میخری.

456
00:18:45,765 --> 00:18:47,398
نصف راهو با سر هم کردنش میری.

457
00:18:47,399 --> 00:18:49,398
بعد این حالتی :"رفیق،این کس کشش کدوم گوریه...

458
00:18:49,399 --> 00:18:51,198
اوه، اینجاست. اینجاست.

459
00:18:52,799 --> 00:18:54,764
عزیزم، من ندیدمش.

460
00:18:54,765 --> 00:18:56,532
ندیدمش!

461
00:18:56,533 --> 00:18:57,964
چرا ، تو میخوای روهمش کنی؟

462
00:18:57,965 --> 00:18:59,532
میخوای...
خب ، پس روهمش کن.

463
00:18:59,533 --> 00:19:00,864
این لعنتیو روهمش کن

464
00:19:00,865 --> 00:19:02,631
این بخش از بورد
تیکه آشغال کیری.

465
00:19:02,632 --> 00:19:05,131
این دستورالعمل ها اصلا معنی نداره!

466
00:19:05,132 --> 00:19:07,864
یکی دیگه میخرم!
یکی دیگه میخرم.

467
00:19:07,865 --> 00:19:10,998
پنجتا از این آشغال رو میخرم و چهارتاشو به گا میدم اگه دلم بخواد.

468
00:19:10,999 --> 00:19:12,964
به من نگو چیکار کنم!

469
00:19:12,965 --> 00:19:16,931
اوه ، برو خونه مامانت.
به تخمم.

470
00:19:16,932 --> 00:19:18,764
یا پیغمبر... آره ،
میخوای چیو تعریف کنی؟

471
00:19:18,765 --> 00:19:20,398
این یکی ، درسته؟
نه اون بخش رو راجب...

472
00:19:20,399 --> 00:19:24,597
چجوری من همه قبضای لعنتی رو پرداخت میکنم ، درسته؟

473
00:19:24,598 --> 00:19:26,831
چجوریه که حرف اینو نمیزنی؟

474
00:19:26,832 --> 00:19:28,498
چجوریه که حرف اینو نمیزنی؟

475
00:19:28,499 --> 00:19:30,365
من که حتی با تو حرف نمیزدم!

476
00:19:30,366 --> 00:19:32,031
داشتم با این وسیله کسشر حرف میزدم!

477
00:19:32,032 --> 00:19:35,831
داشتم با این وسیله حرف میزدم!

478
00:19:35,832 --> 00:19:38,331
خودم میدونم چی گفتم.
خودم میدونم چی گفتم، اوکی؟

479
00:19:38,332 --> 00:19:41,265
تو نمیخواد به من بگی.
خودم میدونم چی گفتم، بله.

480
00:19:41,266 --> 00:19:44,731
دارم روش کار میکنم.
دارم روش کار میکنم، خب؟

481
00:19:44,732 --> 00:19:47,165
ببین... ببین ، فکر میکنی خودمم میخوام اینجوری باشم؟

482
00:19:47,166 --> 00:19:49,697
فکر میکنی من میخوام کسی باشم که از کوره در میره...

483
00:19:49,698 --> 00:19:52,398
به خاطر یه میز کیری؟
نمیخوام، اوکی؟

484
00:19:52,399 --> 00:19:54,365
این چیزی نیست که من هستم.
این چیزیه که من بهش تبدیل شدم، خب؟

485
00:19:54,366 --> 00:19:56,664
دارم رو این گوه کار میکنم.

486
00:19:56,665 --> 00:19:59,265
نیازی نبود تو صحبت کنی...
خب، تو هم کارای تخمی میکنی ، اوکی؟

487
00:19:59,266 --> 00:20:01,231
توهم کارای بد میکنی.

488
00:20:01,232 --> 00:20:04,298
خب، فکر کردم داشتی میرفتی خونه مامانت!"

489
00:20:08,166 --> 00:20:10,564
نه ، این بی رحمانس!

490
00:20:10,565 --> 00:20:13,398
از اینکه یه خلق و خویی داشته باشم متنفرم پسر.
لعنتی خیلی خجالت آوره.

491
00:20:13,399 --> 00:20:14,831
میدونی؟
من نمیدونم.

492
00:20:14,832 --> 00:20:16,165
حالم از زنایی به هم میخوره که سعی میکنن...

493
00:20:16,166 --> 00:20:18,764
هر دختری که تاحالا باهاش قرار گذاشتم سعی کرده منو درست کنه.

494
00:20:18,765 --> 00:20:21,198
بعد از یه مدتی رو اعصابه ، میدونی؟

495
00:20:21,199 --> 00:20:25,331
مثلا تو مغزتو از دست ندادی راحب کفش های کیریت؟

496
00:20:25,332 --> 00:20:26,631
درسته؟
داستان همه اینا از چه قراره؟

497
00:20:26,632 --> 00:20:28,198
از این نظریه آدم کامل داره حالم به هم میخوره.
(منم همینطور. -،-)

498
00:20:28,199 --> 00:20:29,432
برو بگیرش

499
00:20:29,433 --> 00:20:32,365
برو به Applebee's ،
بهم بگو چی پیدا میکنی.
(رستوران های زنجیره ای)

500
00:20:32,366 --> 00:20:34,432
اوکی؟ من داشتمش.
دارم سعی میکنم.

501
00:20:34,433 --> 00:20:37,998
برو اونجا و این "آقای همیشه نا متعادل" رو بگیر

502
00:20:37,999 --> 00:20:41,564
با اون کت اسپورت کوچیک کیریش ، درسته؟

503
00:20:41,565 --> 00:20:43,831
یه مدتی با اون یارو زندگی کن، میدونی؟

504
00:20:43,832 --> 00:20:46,031
"هی عزیزم، من خونه ام. چطوری؟

505
00:20:46,032 --> 00:20:48,964
ترافیک وحشتناک بود.
نزدیک بود عصبانی شم.

506
00:20:48,965 --> 00:20:52,031
ولی خدا روشکر حداقل اون کتاب صوتی رو داشتم

507
00:20:52,032 --> 00:20:54,898
[سفر های گالیور]
همیشه یه کلاسیکه.

508
00:20:54,899 --> 00:20:56,664
همیشه کلاسیکه."

509
00:20:56,665 --> 00:20:58,998
این مردیه که شما میخواید،
صاف و ساده؟

510
00:20:58,999 --> 00:21:01,031
حتی تو اتاق خواب ، درسته؟

511
00:21:01,032 --> 00:21:03,864
که همیشه به حالت میشیوناری استایل باهاتون عشق بازی میکنه.
(حالتی که زن روی پشتش دراز میکشه و مرد روی زن و فیس تو فیس ...)

512
00:21:03,865 --> 00:21:07,631
"عاشقم.
موهایت همانند اقیانوس هاست."

513
00:21:07,632 --> 00:21:09,864
هیچ وقت ندونه که دوست داری بچرخونتت

514
00:21:09,865 --> 00:21:11,931
و صورتت تو بالش له بشه،
(داگی استایل)،

515
00:21:11,932 --> 00:21:14,798
کثافط روانی ، درسته؟

516
00:21:17,433 --> 00:21:19,831
نخیر، حق با اونه.

517
00:21:19,832 --> 00:21:22,964
همیشه حق با اونه.
میدونم، باید روش کار کنم.

518
00:21:22,965 --> 00:21:24,864
از خلق و خویی داشتن مننفرم، میدونی؟

519
00:21:24,865 --> 00:21:26,398
نمیدونم که این ارثیه یا

520
00:21:26,399 --> 00:21:28,265
اینکه بخشی از کشوریه که من از اونجا میام.

521
00:21:28,266 --> 00:21:30,398
همیشه بهو عصبانی میشم
میدونی؟

522
00:21:30,399 --> 00:21:31,664
بابام اینجوری بود

523
00:21:31,665 --> 00:21:33,498
بابای من بهترین رفیقیه که تو عمرم دیدم،

524
00:21:33,499 --> 00:21:34,631
و او یه خلق و خویی داشت،

525
00:21:34,632 --> 00:21:36,798
هر زمانی ، هرچیزی که تو خونه میشکست،

526
00:21:36,799 --> 00:21:37,964
بعد پنج دقیقه مشغول تعمیر کردنش،

527
00:21:37,965 --> 00:21:40,098
شروع میکرد راجب ازدواجش شکایت میکرد.

528
00:21:41,732 --> 00:21:44,298
خیلی خنده دار بود.
اگه میدید یه چیزی شکسته...

529
00:21:44,299 --> 00:21:47,098
"اه خدایا،
نگاش کن

530
00:21:47,099 --> 00:21:49,131
لعنت بهش بیلی،
اون پیچ گوشتی کیری رو بده من.

531
00:21:49,132 --> 00:21:50,365
به خدا قسم،

532
00:21:50,366 --> 00:21:53,031
من نمیدونم واسه چی اصلا ازدواج کردم.

533
00:21:53,032 --> 00:21:54,731
13 سال هست این گوه.

534
00:21:54,732 --> 00:21:57,365
تو به هرزه ای ، ضعیفه،
سالهاست جنده ای

535
00:21:57,366 --> 00:21:58,597
انبر دستی رو بده من.

536
00:21:58,598 --> 00:22:00,564
آره، بیشتر مرد ها تا الان ترکت کرده بودن!

537
00:22:00,565 --> 00:22:03,265
بیشتر مرد ها تا حالا ترکت کرده بودن!"

538
00:22:05,366 --> 00:22:06,964
یکی از تیکه کلام هاش این بود:

539
00:22:06,965 --> 00:22:08,998
"بیشتر مردها تاحالا ترکت کرده بودن"

540
00:22:08,999 --> 00:22:12,864
و
"تو نمیدونی گیر چه آدم خوبی افتادی ، ضعیفه!"

541
00:22:14,665 --> 00:22:17,165
آره، وقتی که من بچه بودم، فکر میکردم او دیوونس.

542
00:22:17,166 --> 00:22:19,664
بعدا بزرگتر شدم، میدونی، شروع کردم با خانم ها بیرون رفتن

543
00:22:19,665 --> 00:22:23,131
متوجه شدم، "اه، بابام هم بعضی جاها حرفای خوبی میزد."

544
00:22:24,565 --> 00:22:29,265
"او اونارو تو سالم ترین راه بیان نمیکنه."

545
00:22:29,266 --> 00:22:30,465
باید باهاتون روراست باشم.

546
00:22:30,466 --> 00:22:32,031
یه جورایی من انگار ، حسادت میکنم از راهی که...

547
00:22:32,032 --> 00:22:34,831
بابام میرفت واسه صحبت کردن با مامانم گاهی وقتا ، میدونی؟

548
00:22:34,832 --> 00:22:36,898
کجا رفتن اون زن های قدیمی

549
00:22:36,899 --> 00:22:39,964
که راحت میتونستی کل روزتو سرش خالی کنی ، میدونی؟

550
00:22:39,965 --> 00:22:43,265
کی ساختن اون فرشته هارو متوقف کردن

551
00:22:43,266 --> 00:22:45,731
که فقط همینو میدونستن که هیچ ربطی به اونها نداره.

552
00:22:45,732 --> 00:22:50,597
فقط یه جا مینشستند ، میذاشتن هر حرفی میخوای بزنی ، درسته؟

553
00:22:50,598 --> 00:22:53,398
چقدر لاکچری ... درسته؟

554
00:22:53,399 --> 00:22:55,764
کل روز شکست خوردی،
میای خونه و دانلود میکنی...

555
00:22:55,765 --> 00:22:58,631
همه ی نااطمینانیتو روی یه شخص دیگه ای.

556
00:22:58,632 --> 00:23:01,298
"روزت چطور بود؟"
"روز کیریت چطور بود؟

557
00:23:01,299 --> 00:23:03,331
میرم بیرون که تصمیم بگیرم!

558
00:23:03,332 --> 00:23:06,265
این بچه ها رو از من دور کن.
واسم یه مشروب بیار.

559
00:23:06,266 --> 00:23:09,198
اوه، به همراه اشک!"

560
00:23:14,099 --> 00:23:16,864
بعد از اونا ، نسل سوتین سوزان اومدن رو کار ، درسته؟
(اشاره به دور انداختن سوتین و تمام لباس های مخصوص زن ها توسط فمینیست های آمریکا در سال 1968)

561
00:23:16,865 --> 00:23:17,998
حالا تو باید یه جا بشینی

562
00:23:17,999 --> 00:23:20,265
و هی به داستان هاشون گوش بدی

563
00:23:20,266 --> 00:23:22,265
اوه، این از همش بدتره.
میدونی چی بدترینشه؟

564
00:23:22,266 --> 00:23:24,398
اینکه وقتی دارن برات یه داستان تعریف میکنن و تو میخوای گوش بدی،

565
00:23:24,399 --> 00:23:25,831
ولی فقط چیزی که دارن راحبش حرف میزنن،

566
00:23:25,832 --> 00:23:28,465
تو نمیتونی هیچ وقت به خاطر بسپاری.

567
00:23:28,466 --> 00:23:30,465
"خب من قرار بود که برای ناهار با جنیفر برم بیرون.

568
00:23:30,466 --> 00:23:31,498
آماده ام که برم

569
00:23:31,499 --> 00:23:32,864
پیدام میشه.
او با سوزان اونجاست.

570
00:23:32,865 --> 00:23:35,265
او میدونه که من از سوزان متنفرم.
خیلی ضایع شدم.

571
00:23:35,266 --> 00:23:36,532
سوزان چند وقتیه داره میره باشگاه..."

572
00:23:36,533 --> 00:23:37,664
منظورم اینه که تو اون لحظه

573
00:23:37,665 --> 00:23:39,031
مغزت مثل یه بچه ی تازه متولد شدس.

574
00:23:39,032 --> 00:23:41,731
سعی میکنی...

575
00:23:41,732 --> 00:23:46,165
سعی میکنی که هوشیار نگهش داری، میدونی؟

576
00:23:46,166 --> 00:23:49,365
ولی نمیتونی! حتی اگه سعی کنی توجه کنی ، نمیتونی.

577
00:23:49,366 --> 00:23:51,298
بعد از یه مدتی فقط خیره میشی به دهانشون،

578
00:23:51,299 --> 00:23:53,098
با خودت میگی"باورم نمیشه هنوزم ازش بیرون میاد.

579
00:23:53,099 --> 00:23:55,265
این لعنتی غیر قابل باوره."

580
00:23:57,066 --> 00:23:59,198
شروع میکنه محو شدن...

581
00:23:59,199 --> 00:24:01,031
شروع میکنی به زندگی خودت فکر میکنی، درسته؟

582
00:24:01,032 --> 00:24:02,998
"چرا من نبراسکا رو 28 ام انتخاب کردم؟

583
00:24:02,999 --> 00:24:05,365
من چه مرگمه؟
این یه بازی دوره."

584
00:24:05,366 --> 00:24:06,831
ناگهان،
صداش اینجوری میشه "eehh-eehh... "

585
00:24:06,832 --> 00:24:09,298
میره بالا ، درسته؟

586
00:24:09,299 --> 00:24:12,131
با خودت میگی،"آه لعنتی. اون یه سوال بود."

587
00:24:14,665 --> 00:24:16,964
بسیار خب ، شما اینجور وقتا چیکار میکنید؟

588
00:24:16,965 --> 00:24:18,498
نمیتونین بگید آره.
نمیتونید بگید نه.

589
00:24:18,499 --> 00:24:20,098
باید با یه چیز بی طرفانه شروع کنین.

590
00:24:20,099 --> 00:24:21,465
"اه، چه غلطی میخوای بکنی؟

591
00:24:21,466 --> 00:24:24,265
چیکار میکنی؟

592
00:24:24,266 --> 00:24:25,331
همینه که هست.

593
00:24:25,332 --> 00:24:26,931
یه پاتو میذاری جلوی اون یکی،
(همینه که هست)

594
00:24:26,932 --> 00:24:28,432
و آه..."

595
00:24:28,433 --> 00:24:32,298
تنظیمات نیمه وقت.
آه... هیچی دستگیرم نشد.

596
00:24:34,199 --> 00:24:37,432
نه، من نمیخوام بابام به نظر یه روانی بیاد.

597
00:24:37,433 --> 00:24:39,231
بابای من بهترین آدمیه که میشناسم، پسر.

598
00:24:39,232 --> 00:24:40,998
ولی میدونی،
من درکش میکنم به هر حال.

599
00:24:40,999 --> 00:24:44,597
او انگار دقیقا نقطه مخالف منه، میدونی؟

600
00:24:44,598 --> 00:24:46,864
من یه کم زندگیم رو بیشتر رو برنامه جلو بردن، خب؟

601
00:24:46,865 --> 00:24:48,731
به خاطر همینه ک هرگز ازدواج نکردم.

602
00:24:48,732 --> 00:24:50,398
هرگز به ازدواج کردن فکر نکردم.

603
00:24:50,399 --> 00:24:52,398
فقط به نظرم وحشتناک میاد.

604
00:24:52,399 --> 00:24:53,931
خیلی به نظر سخت میاد.

605
00:24:53,932 --> 00:24:56,532
خیلی از ازدواج ها شکست خوردند.

606
00:24:56,533 --> 00:24:57,664
بعدش اگه بچه دار شی،

607
00:24:57,665 --> 00:25:00,131
کل اون وضعیت عجیب غریب رو داری ، خب؟

608
00:25:00,132 --> 00:25:02,231
یه چیزی داری که نصفش شبیه تو هست،

609
00:25:02,232 --> 00:25:03,964
نصفش شبیه کسی که قبلا عاشقش بودی!

610
00:25:03,965 --> 00:25:06,697
ولی الان میخوای بزنی لهش کنی ، درسته؟

611
00:25:06,698 --> 00:25:08,798
بچه میاد بالا تا قدم بزنه.

612
00:25:08,799 --> 00:25:10,864
تو میگی"پسرم، فقط یه کم به سمت راست نگاه کن.

613
00:25:10,865 --> 00:25:14,365
بذار من یه جورایی..."
"ولی بابا، من میخوام به تو نگاه کنم."

614
00:25:16,499 --> 00:25:18,131
بی رحمانس!

615
00:25:18,132 --> 00:25:20,465
بابای من دقیقا نقطه مخالف بود.

616
00:25:20,466 --> 00:25:23,098
عاشق شد ، ازدواج کرد ، شروع کرد بچه دار شدن.

617
00:25:23,099 --> 00:25:26,265
تا وقتی که 33 ساله شد ، 5 تا بچه داشت.

618
00:25:29,299 --> 00:25:31,298
سوپ مرغ از پیش آماده شده برای "یا گوه مقدس"

619
00:25:31,299 --> 00:25:32,532
"5 تا بچه دارم"

620
00:25:32,533 --> 00:25:34,931
ولی خودمو هنوز نمیشناسم."

621
00:25:34,932 --> 00:25:37,165
فشار اینکه بخوای اونهمه بچه رو سیر کنی پسر.

622
00:25:37,166 --> 00:25:38,331
میگم بهت.

623
00:25:38,332 --> 00:25:39,998
هر سه چهار روز یه بار،
از کوره در میرفت.

624
00:25:39,999 --> 00:25:41,864
یهو بی دلیل از کوره در میرفت، میدونی؟

625
00:25:41,865 --> 00:25:43,432
"میتونی شورش نکنی؟"
"آه، جنده ی احمق!

626
00:25:43,433 --> 00:25:45,198
واسه چی من ازدواج کردم ، خیلی کسشره!"

627
00:25:45,199 --> 00:25:47,998
بوم! یه مشت میزد به در،
ماشینو میذاشت رو دنده سه

628
00:25:47,999 --> 00:25:49,964
تا وقتی که برسه به ته جاده.

629
00:25:51,999 --> 00:25:54,165
مادرمم دقیقا همیشه همین کارو میکرد.

630
00:25:54,166 --> 00:25:56,131
فقط درو پشتش قفل میکرد، میچرخید،

631
00:25:56,132 --> 00:25:57,198
به بچه ها نگاه میکرد، و فقط میگفت...

632
00:25:57,199 --> 00:25:59,098
"هووووف!"

633
00:26:00,598 --> 00:26:04,465
حالا، او زده به سرش. او فقط یه آدم دیوونس.

634
00:26:04,466 --> 00:26:06,398
چه مرگشه ؟"

635
00:26:06,399 --> 00:26:07,798
هشت ساعت بعد، بابام پیداش میشد.

636
00:26:07,799 --> 00:26:09,764
بدون عذرخواهی.
مامانم تا اون موقع شام رو آماده کرده بود.

637
00:26:09,765 --> 00:26:12,031
مامانم شام رو خراب کرده بود،
بابام هم اوقات تلخی براش درست میکرد

638
00:26:12,032 --> 00:26:15,198
ای خدا ، ریدی تو غذا که!"

639
00:26:18,632 --> 00:26:19,798
نمیدونم

640
00:26:19,799 --> 00:26:22,098
خودم فکر میکنم که بابای خوبی خواهم شد به هرحال.

641
00:26:22,099 --> 00:26:23,964
میدونی؟

642
00:26:23,965 --> 00:26:25,898
میشم.

643
00:26:25,899 --> 00:26:27,731
نه جدی ، آنالیزش کن.

644
00:26:27,732 --> 00:26:29,498
در حقیقت ، بالاخره رسیدیم به موضوع،

645
00:26:29,499 --> 00:26:30,564
من میخوام که بچه داشته باشم،

646
00:26:30,565 --> 00:26:33,231
و فکر نمیکنم که اونقدرایی سخت باشه.

647
00:26:33,232 --> 00:26:35,498
نه واقعا.
یه بخشی از من واقعا بهش باور داره،

648
00:26:35,499 --> 00:26:36,798
و بخش دیگه

649
00:26:36,799 --> 00:26:39,165
من فقط دوست دارم اعصاب مردم رو خورد کنم راجب بچه ها، میدونی؟

650
00:26:39,166 --> 00:26:40,498
هرموقع که کسشری مثل این بگی ....

651
00:26:40,499 --> 00:26:43,198
"رفیق، روحتم خبر نداره چقدر سخته!"

652
00:26:43,199 --> 00:26:45,964
این چیز عالیه که بگی.
"خب، منظورم اینه که من یه سگ گرفتم،

653
00:26:45,965 --> 00:26:47,831
منظورم اینه که.... میدونی؟
چقدر تفاو..."

654
00:26:47,832 --> 00:26:50,498
"رفیق، تو اصلا نمیتونی بچه داریو با سگ داری مقایسه کنی!"

655
00:26:50,499 --> 00:26:51,532
"آره ، میتونم!

656
00:26:51,533 --> 00:26:53,831
همین الان اینکارو کردم،
و دوباره هم خواهم کرد.

657
00:26:53,832 --> 00:26:56,198
مال من چهارتا پا داره.
مال تو فقط دوتا.

658
00:26:56,199 --> 00:26:58,597
بگو بینم

659
00:26:58,598 --> 00:27:00,131
مال شما افراد رو گاز میگیره،
یه زمان هایی رو میگیره.

660
00:27:00,132 --> 00:27:03,999
مال من سربه زیر میشه.
استیک ها رسیدن."

661
00:27:06,598 --> 00:27:07,864
نه، فکر میکنم که میدونم.

662
00:27:07,865 --> 00:27:09,432
فکر میکنم که میدونم چجوری یه بچه رو بزرگ کنم.

663
00:27:09,433 --> 00:27:11,432
میدونی چیه؟
فقط کافیه باهاشون [کچ] بازی کنی.
(توپو میندازن بالا بچه هه باید بگیره بندازه، معمولا بچه ها تو 4 سالگی میتونن بازی کنن)

664
00:27:11,433 --> 00:27:13,798
فکر میکنم این خیلی مهمه.
اینجوریه که یه بچه رو بزرگ میکنی.

665
00:27:13,799 --> 00:27:16,498
باهاشون کچ بازی میکنی.
درحالی که باهاشون راجب زندگی حرف میزنی.

666
00:27:16,499 --> 00:27:18,465
حواسشونو با انداختن توپ پرت میکنی.

667
00:27:18,466 --> 00:27:20,731
اونا حتی متوجه نمیشن که داری مغزشونو پر میکنی...

668
00:27:20,732 --> 00:27:22,532
با تئوری هات.

669
00:27:22,533 --> 00:27:25,265
درسته؟

670
00:27:25,266 --> 00:27:26,664
اینکارو از راه قدیمی انجام نمیدی

671
00:27:26,665 --> 00:27:28,731
جوری که والدینت انجام میدادن.
روبه رو مینشستند ...

672
00:27:28,732 --> 00:27:30,764
"میخوای بهم راجب روزت بگی؟

673
00:27:30,765 --> 00:27:32,331
کسی بهت پیشنهاد مواد داد؟

674
00:27:32,332 --> 00:27:33,631
داری راجب سکس یاد میگیری؟"

675
00:27:33,632 --> 00:27:36,031
با خودت میگفتی"رفیق ، داری زهرترکم میکنی!

676
00:27:36,032 --> 00:27:39,498
میخوام یه کم بیسکوییت مادر بخورم" درسته؟

677
00:27:39,499 --> 00:27:40,597
نه، تو فقط کافیه ببریش پشت مشتا.

678
00:27:40,598 --> 00:27:41,764
باهاشون کچ بازی کنی.

679
00:27:41,765 --> 00:27:43,498
همین.
و راجب زندگی صحبت کنی، درسته؟

680
00:27:43,499 --> 00:27:44,764
"چیه پسرم؟

681
00:27:44,765 --> 00:27:46,331
آه، ما امروز نمیریم کلیسا.

682
00:27:46,332 --> 00:27:48,065
کیر تو اون

683
00:27:48,066 --> 00:27:50,864
آه، کلیسا یه مشت کص و شعره.

684
00:27:50,865 --> 00:27:53,498
میگن خدا همه جا هست،
ولی من باید برم کلیسا که ببینمش؟

685
00:27:53,499 --> 00:27:55,898
واقعا؟ و خدا از دستم عصبانیه اونجا،

686
00:27:55,899 --> 00:27:59,432
و بهش پول بدهکارم؟
بره درشو بذره.

687
00:27:59,433 --> 00:28:03,532
اون احمقانس.
مسخرس.

688
00:28:03,533 --> 00:28:06,098
خدا اینجاست، خب؟

689
00:28:06,099 --> 00:28:07,265
اونجا نیس...
اینجاست.

690
00:28:07,266 --> 00:28:08,631
اونا سعی میکنن که بگیرنش.
ولی خدا اینجاست.

691
00:28:08,632 --> 00:28:09,931
کار خوبی که انجام بدی،
احساس خوبی میکنی.

692
00:28:09,932 --> 00:28:11,731
کار بدی انجام بدی،
احساس بدی پیدا میکنی، میفهمی؟

693
00:28:11,732 --> 00:28:13,131
مگه اینکه تو یه جور جامعه ستیز باشی،

694
00:28:13,132 --> 00:28:15,065
اون موقع هیچ حسی نمیکنی،
میفهمی؟

695
00:28:15,066 --> 00:28:17,298
مگه اینکه یکیو بگیری ، حالت برعکس نگهش داری...

696
00:28:17,299 --> 00:28:19,165
تو آپارتمانت، میدونی؟

697
00:28:19,166 --> 00:28:20,532
اگه همچین کارایی کردی،

698
00:28:20,533 --> 00:28:23,331
میخوام این حس رو داشته باشی که بتونی بیای پیش من، میفهمی؟

699
00:28:23,332 --> 00:28:25,265
آره ، بیا پیش من.
به همه اونها اعتراف کن.

700
00:28:25,266 --> 00:28:27,998
باهم میریم کلانتری.
ما همه چیو بهشون میگیم.

701
00:28:27,999 --> 00:28:30,532
آره، من تورو تحویل میدم.
این که [دکستر]  نیست.
(یه سریال راجب یه جامعه ستیز که ملت رو میکشت و باباش هم یادش داده بود چجوری اینکارو بکنه گیر نیوفته).

702
00:28:30,533 --> 00:28:32,065
چیه آخه،
کست خله؟

703
00:28:32,066 --> 00:28:34,831
یه قاتل سریالی که برا خودش قدم میزنه ، حالش خوبه

704
00:28:34,832 --> 00:28:37,998
اون فقط آدم بد ها رو میکشه."

705
00:28:41,932 --> 00:28:45,131
"گوش کن ، میدونم که من و مامانت،

706
00:28:45,132 --> 00:28:46,664
این اواخر زیاد بحث میکردیم، خب؟

707
00:28:46,665 --> 00:28:48,798
ولی میدونی که من دوسش دارم.
من تا مرگم دوسش دارم، اوکی؟

708
00:28:48,799 --> 00:28:50,465
خیلی عجیبه.
تا مرگم دوسش دارم،

709
00:28:50,466 --> 00:28:52,831
ولی وقتی که میبین داره توست میخوره،
فقط میخوام...

710
00:28:52,832 --> 00:28:55,664
فقط میخوام خفش کنم.
نمیدونم از چه قراره.

711
00:28:55,665 --> 00:28:57,764
روزمرگی همینه...
راست، چپ، بعدش وسط.

712
00:28:57,765 --> 00:29:00,664
چرا فقط از وسط تا نمیکنی و مثل آدم نمیخوری؟

713
00:29:00,665 --> 00:29:02,731
میدونی منظورم چیه؟

714
00:29:02,732 --> 00:29:04,498
این غیر عادیه، میدونی؟

715
00:29:04,499 --> 00:29:07,697
اینه که وقتی میدونی ، وقتی میدونی که با آدم درستی آشنا شدی.

716
00:29:07,698 --> 00:29:10,532
وقتی که میخوای بزنی سیراب شیردونش کنی ، ولی نمیکنی.

717
00:29:10,533 --> 00:29:12,664
میدونی؟
میخوای ترک کنی، ولی نمیکنی.

718
00:29:12,665 --> 00:29:15,931
گاهی وقتا به خاطر اونهاست...
تو فقط نمیتونی ترک کنی.

719
00:29:15,932 --> 00:29:18,098
درسته؟

720
00:29:18,099 --> 00:29:20,165
بنابراین تا وقتی که همچین آدمی رو پیدا نکردی متوقف نشو.

721
00:29:20,166 --> 00:29:21,465
اون موقع هست که میدونی.

722
00:29:21,466 --> 00:29:23,931
تا اون موقع، از کاندوم استفاده کن ، میفهمی؟

723
00:29:23,932 --> 00:29:25,798
تا میتونی بترکون

724
00:29:25,799 --> 00:29:27,298
بنابراین بحران میانسالی نخواهی داشت.

725
00:29:27,299 --> 00:29:28,964
این کاریه که باید بکنی.
به مادرت هم نگو

726
00:29:28,965 --> 00:29:31,265
که دارم بهت این کسشرا رو میگم."

727
00:29:35,899 --> 00:29:38,597
آره،
این ...

728
00:29:38,598 --> 00:29:41,366
اینه نقشه من

729
00:29:44,166 --> 00:29:46,098
میدونین که من واقعا یه سگ دارم.

730
00:29:46,099 --> 00:29:48,198
این برای هیچی به حساب نمیاد؟

731
00:29:48,199 --> 00:29:50,532
هیچ وقت متوجهش نشدم،
میدونی؟

732
00:29:50,533 --> 00:29:52,664
من سگم رو دوست دارم، ولی، اه...

733
00:29:52,665 --> 00:29:55,597
خیلی چیزا یاد گرفتم از صاحب سگ بودن، میدونی؟

734
00:29:55,598 --> 00:29:58,631
هر سگی یه سگ خوبیه مگه اینکه تو روانی باشی.

735
00:29:58,632 --> 00:30:00,098
میدونین؟
من یه پیت بال گرفتم.
(از همون نژادی که تو کارتن موش و گربه هم بود)

736
00:30:00,099 --> 00:30:02,664
این هنوزم سگ عالی ای هست،
مگه اینکه یه کسخل روانی باشی.

737
00:30:02,665 --> 00:30:04,231
و خیلی اتفاقی ، منم یه روانیم،

738
00:30:04,232 --> 00:30:07,465
چون سگ من ... سگ من یه دیوونه به تمام معنا بوده

739
00:30:07,466 --> 00:30:10,231
در طی حدودا شیش ماه گذشته، میدونی؟

740
00:30:10,232 --> 00:30:13,764
من نمیدونستم که سگ ها احساسات شما رو دریافت میکنن، میدونی؟

741
00:30:13,765 --> 00:30:16,365
مثلا اگه یه برنده باشی ، اوناهم برنده هستن، میدونی؟

742
00:30:16,366 --> 00:30:18,098
اگه خوابالو باشی،
اوناهم خوابالو ان.

743
00:30:18,099 --> 00:30:19,664
ولی اگه مثل من یه روان پریشی

744
00:30:19,665 --> 00:30:21,465
و داری سر تلویزیون داد میزنی،

745
00:30:21,466 --> 00:30:23,597
هنچین حالتی" رفیق ، باید شوخیت گرفته باشه لعنتی!"

746
00:30:23,598 --> 00:30:25,764
متوجه نشدم که سگه یه گوشه ای بود

747
00:30:25,765 --> 00:30:29,465
این حالتی"آره، تو باید شوخیت گرفته باشه لعنتی.

748
00:30:29,466 --> 00:30:30,597
این کص و شعره

749
00:30:30,598 --> 00:30:31,898
من نمیدونم این یارو سر چی عصبانیه،

750
00:30:31,899 --> 00:30:33,864
ولی من عاشقشم!
این یارو بهم غذا میده...

751
00:30:33,865 --> 00:30:36,532
آیا سر دره؟
آیا به خاطر در عصبانی هستی؟"

752
00:30:39,466 --> 00:30:42,498
آره.من فکرشم نمیکردم که داشتم انرژی این سگ رو بالا میبردم.

753
00:30:42,499 --> 00:30:44,564
من خیلی خودخواهم توی دنیای خودم.

754
00:30:44,565 --> 00:30:46,597
مثلا پشت کامپیوتر بودم،
ولی کامپیوتر هنگ کرد.

755
00:30:46,598 --> 00:30:48,697
"اوه، واقعا؟ واقعا؟"

756
00:30:48,698 --> 00:30:50,532
سگه تو یه گوشه ای با اسباب بازیش وایساده.
(chew toy : وسیله ای که برای سگ ها و گربه ها در نظر گرفته میشود تا آن را بجوند
معادل فارسیش بلد نیستم :/)

757
00:30:53,832 --> 00:30:55,731
هرگز متوجهش نشدم،
مثلا اون بازی-هفت قفل کرد

758
00:30:55,732 --> 00:30:57,564
سگه رو صورتش نشون میداد.

759
00:30:57,565 --> 00:30:59,198
و یه روزی،
من زیادی هیجانیش کرده بودم،

760
00:30:59,199 --> 00:31:01,031
اصلا نمیدونستم،
و رفتم بیرون.

761
00:31:01,032 --> 00:31:02,532
ما داشتیم فقط ته خیابون قدم میزدیم،

762
00:31:02,533 --> 00:31:03,964
و یه فقیر بیچاره ای از اونطرف میومد

763
00:31:03,965 --> 00:31:05,831
و سگه مثلا با خودش گفت
"این همون مادر جنده هه هست!

764
00:31:07,499 --> 00:31:09,265
یهویی به یارو حمله کرد!
مجبور شدم که بکشمش عقب.

765
00:31:09,266 --> 00:31:11,098
من گفتم"شرمنده داداش ، شرمنده متاسفم.

766
00:31:11,099 --> 00:31:12,764
سگه هیچ وقت از اینکارا نکرده بود" خب؟

767
00:31:12,765 --> 00:31:14,432
این حالتی به سگم نگاه کردم :
"مشکلت چیه؟"

768
00:31:14,433 --> 00:31:15,931
سگم نگاه کرد بالا به من این حالتی، "هان؟

769
00:31:15,932 --> 00:31:17,597
من اون مادر جنده رو گرفتم، مگه نه؟

770
00:31:17,598 --> 00:31:19,465
من دوست دارم!
تو بهم غذا میدی. منم هواتو دارم.

771
00:31:19,466 --> 00:31:21,664
چجوری تو از اون فاصله دور اونو دیدی پسر؟(از تو خونه)

772
00:31:21,665 --> 00:31:24,298
گوش های تو باید بهتر از من باشه.. غیر قابل باوره."

773
00:31:24,299 --> 00:31:25,597
خب؟

774
00:31:25,598 --> 00:31:28,564
بعدش من نگران شدم.
راجب سگ خودم نگران شدم.

775
00:31:28,565 --> 00:31:30,931
شروع کردم به این فکر کردن که "لعنتی، پیت بال ها واقعا همشون مثل اینن؟

776
00:31:30,932 --> 00:31:32,998
همینجوری فقط دیوونه ان؟
این دیوانگیه"
درسته؟

777
00:31:32,999 --> 00:31:35,265
اینم یه حس بدیه که بخواد تو محیط سگت باشه،

778
00:31:35,266 --> 00:31:36,998
چونکه اونها این حسو میگیرن، درسته؟

779
00:31:36,999 --> 00:31:38,365
سگم تو خیابون قدم میزنه،

780
00:31:38,366 --> 00:31:40,131
و من به سرعت شروع میکنم فکر کردن به اینکه"اوه گوه توش،

781
00:31:40,132 --> 00:31:41,998
میخواد دوباره از اونکارا بکنه؟
اوه گوه ، لعنتی."

782
00:31:41,999 --> 00:31:43,331
سگه یه نگاه به بالا به من میکنه اینجوری:
"اوه لعنتی چیه؟

783
00:31:43,332 --> 00:31:44,764
اوه گوه ، چیه؟ اون؟ اون اون؟

784
00:31:44,765 --> 00:31:46,564
Rrraaaah!"
میدوعه سمت یه یارو دیگه

785
00:31:46,565 --> 00:31:49,198
مجبور میشم که بکشمش عقب.
"خدایا، متاسفم!"

786
00:31:49,199 --> 00:31:50,631
به سگم نگاه میکنم.

787
00:31:55,832 --> 00:31:56,931
رفیق همینجوریشم یه روز بد داشتم،

788
00:31:56,932 --> 00:31:59,498
تقریبا نزدیک بود یه باغبون رو بخوره، خب؟

789
00:31:59,499 --> 00:32:02,532
آره! پس با خودم گفتم"من باید ببرمش پیش یه آموزش دهنده پسر."

790
00:32:02,533 --> 00:32:05,931
پس سوارش کردم تو پریوس و تا اونجا رانندگی کردم، خب؟
(تویوتا پریوس)

791
00:32:05,932 --> 00:32:08,131
آره، من یه پریوس دارم.

792
00:32:08,132 --> 00:32:11,532
بفرمایید قضاوتم کنید

793
00:32:11,533 --> 00:32:13,898
از اون آشغال خوشم میاد.
اگه یه پریوس دارید ،مردم...

794
00:32:13,899 --> 00:32:15,465
میدونی؟
نمیتونی برنده بشی.

795
00:32:15,466 --> 00:32:16,998
اگه یه وانت داری با یه کیت بالابر...

796
00:32:16,999 --> 00:32:20,465
مردم،"شاید به خاطر اینه که او یه کیر کوچولو داره."

797
00:32:20,466 --> 00:32:22,631
چجوری این به نظر نمیاد که او یه کیر داره که تا کف پوش میرسه؟

798
00:32:22,632 --> 00:32:25,631
شاید به خاطر اینه که او به اینهمه شفاف سازی نیاز داره، درسته؟

799
00:32:27,299 --> 00:32:29,532
میدونی؟

800
00:32:29,533 --> 00:32:31,265
و اگه این به معنیه اینه که کیر کوچیکی داری،

801
00:32:31,266 --> 00:32:32,398
بعد اگه من یه پریوس داشته باشم،

802
00:32:32,399 --> 00:32:34,964
به این معنی نیست که یه کیر غول آسا دارم ، درسته؟

803
00:32:34,965 --> 00:32:40,398
چون طبق صحبت دوستام،
به این معنیه که من یه خرحمالم، درسته؟

804
00:32:40,399 --> 00:32:43,131
به هر حال....

805
00:32:43,132 --> 00:32:45,697
بذارید یه لحظه عرقمو پاک کنم.

806
00:32:45,698 --> 00:32:48,864
خب من داشتم اون سگ کیری رو میبردم پایین

807
00:32:48,865 --> 00:32:50,131
به سمت آموزش دهنده، خب؟

808
00:32:50,132 --> 00:32:51,664
و من رفتم اونجا سگ رو عقب نگه داشته بودم.

809
00:32:51,665 --> 00:32:53,331
مربی اومد بیرون.
کلاهشم برعکس گذاشته بود،

810
00:32:53,332 --> 00:32:54,597
یه کم ته ریش داشت ، میدونی؟

811
00:32:54,598 --> 00:32:57,731
یه شلوار بزرگ دریایی، میدونی؟

812
00:32:57,732 --> 00:32:58,732
کلا شلوارک و چیزای دیگه ...
و من به این فکر میکردم که

813
00:32:58,733 --> 00:33:00,165
"این یارو یه روانیه"
خب؟

814
00:33:00,166 --> 00:33:01,498
به سگم نگاه کرد،
سگ من انگار داشت اونو ارزیابی میکرد.

815
00:33:01,499 --> 00:33:02,964
باخودم گفتم"این عالیه.
یارو میتونه از پس سگه بربیاد."

816
00:33:02,965 --> 00:33:07,065
بعدش یارو گفت"بسیار خب، وقتی که این سگ رو میدی به من، مطمئن شو افسارش شل نگیری

817
00:33:07,066 --> 00:33:08,265
هیچ حسی نداشته باش بهش."

818
00:33:08,266 --> 00:33:09,564
گفتم"مشکلی نداره"
درسته؟

819
00:33:09,565 --> 00:33:12,098
و یه جورایی گند زدم
یه کم شلش کردم

820
00:33:12,099 --> 00:33:14,432
و این سگ یهو حمله کرد درست سمت تخمای اون یارو.

821
00:33:14,433 --> 00:33:16,697
خب؟
و فقط میلیمتری خطا رفت

822
00:33:16,698 --> 00:33:19,198
و فقط دهنش از کورگو شورت اون یارو پر شد، خب؟

823
00:33:19,199 --> 00:33:20,465
و فورا اون یارو سگه رو گرفتش و داشت میرفت،

824
00:33:20,466 --> 00:33:22,165
"خیل خب، برو بیرون از اینجا!
برو بیرون!" خب؟

825
00:33:22,166 --> 00:33:24,265
ولی از روی غریزه سعی کردم که بهش کمک کنم.

826
00:33:24,266 --> 00:33:28,298
اون فقط میگفت
"گورتو از اینجا گم کن!"

827
00:33:28,299 --> 00:33:29,564
آره ، من نفهمیدم

828
00:33:29,565 --> 00:33:31,265
که تنها دلیلی که سگه اونجوری رفتار میکرد

829
00:33:31,266 --> 00:33:32,831
این بود که من اونجا بودم

830
00:33:32,832 --> 00:33:34,631
و سگه حس کرد که باید از من محافظت کنه.

831
00:33:34,632 --> 00:33:35,998
بنابراین دفعه دوم که ترک کردم اونجارو

832
00:33:35,999 --> 00:33:38,898
وضعیت فورا برعکس شد ، خب؟

833
00:33:38,899 --> 00:33:40,498
سگه فقط اونجا نشسته بود،

834
00:33:40,499 --> 00:33:41,931
"اوکی، من فکر میکردم که،

835
00:33:41,932 --> 00:33:44,631
انگار باهمدیگه، ما باهم ، مثلا دوست بودیم،

836
00:33:44,632 --> 00:33:45,864
و تو یه آدم بدی بودی

837
00:33:45,865 --> 00:33:47,231
و ناگهان، او فقط نشست تو ماشین و رفت،

838
00:33:47,232 --> 00:33:48,532
و من نمیدونم که چجوری به خودم غذا بدم.

839
00:33:48,533 --> 00:33:51,332
میخوای که باهم دوست باشیم؟"

840
00:33:53,032 --> 00:33:54,697
آره، من چهار روز بعد برگشتم.

841
00:33:54,698 --> 00:33:56,931
سگه روی پاهای اون یارو دراز کشیده بود ، خب؟

842
00:33:56,932 --> 00:33:58,265
او هم داشت شکم سگه رو میمالید.

843
00:33:58,266 --> 00:34:01,365
سگه هم دست میکرد بالا،
با ریش پرفسوریش بازی میکرد و از این کسشرا.

844
00:34:01,366 --> 00:34:03,898
و یارو گفت،
"بفرما بشین

845
00:34:03,899 --> 00:34:07,331
چرا تو ،آه، بهم بگو تو روز با این سگه چیکار میکنی."

846
00:34:07,332 --> 00:34:11,331
به سرعت من شروع کردم اولین حس رو پیدا کردم ، خب

847
00:34:11,332 --> 00:34:14,398
انگار داشتن ازم بیرون میزدن

848
00:34:14,399 --> 00:34:16,198
پس من حالت تدافعی گرفتم.
و گفتم"منظورت چیه؟

849
00:34:16,199 --> 00:34:17,331
هرروز صبح اونو میبرم پیاده روی."

850
00:34:17,332 --> 00:34:18,798
او میگه"این خوبه. این خوبه.

851
00:34:18,799 --> 00:34:20,597
دیگه چی ، میدونی ، چیز خاصی اتفاق میوفته تو اون پیاده روی؟"

852
00:34:20,598 --> 00:34:22,931
من گفتم"خب، نمیدونم. او پی پی میکنه.

853
00:34:22,932 --> 00:34:24,165
من برش میدارم."

854
00:34:24,166 --> 00:34:26,731
او گفت"بسیار خب. آسونه.

855
00:34:26,732 --> 00:34:29,631
باهاش بازی هم میکنی؟"

856
00:34:29,632 --> 00:34:30,964
گفتم،"آره، آخر پیاده روی

857
00:34:30,965 --> 00:34:33,131
میذارم براش پاداش اینکه اومده پیاده روی،

858
00:34:33,132 --> 00:34:34,731
میذارم از پله ها بدوعه بالا خودش تنهایی.

859
00:34:34,732 --> 00:34:36,864
من میگم بدو بدو کلئو!
میذازم از پله ها بدوعه بالا،

860
00:34:36,865 --> 00:34:38,831
و من پنج تا هزار میشمارم و میدوعم بالا،

861
00:34:38,832 --> 00:34:40,532
و بعد شروع میکنیم کشتی گرفتن.
بعد سرشو دور بازوهام قفل میکنم.

862
00:34:40,533 --> 00:34:42,664
پاهای جلوشو میگرفتم.
هاااااه ، درسته؟

863
00:34:42,665 --> 00:34:44,465
ولی دمش تکون میخوره،
میدونی؟

864
00:34:44,466 --> 00:34:45,498
سگه خرناس نمیکشه."
(صدایی که از روی خشم میدن حیوانات معادلشو نمیدونم چیه ایشالا خرناسه)

865
00:34:45,499 --> 00:34:46,831
گفتم،"این چیز خوبیه، درسته؟"

866
00:34:46,832 --> 00:34:48,898
او گفت
"نه، این کسشرا ترسناکه."

867
00:34:48,899 --> 00:34:49,998
گفتم"چرا؟"

868
00:34:49,999 --> 00:34:51,331
او گفت "تو فقط به سگت یاد دادی که

869
00:34:51,332 --> 00:34:53,398
ادعای مالکیت بکنه و بعدش براش بجنگه

870
00:34:53,399 --> 00:34:57,432
هرروز خدا بعد از پیاده روی.

871
00:34:57,433 --> 00:35:00,331
جای تعجبی نیست که چرا این جونور سعی کرد به پستچی حمله کنه،

872
00:35:00,332 --> 00:35:02,231
میفهمی؟"

873
00:35:02,232 --> 00:35:03,697
پس بعدش من ناراحت شدم.
گفتم"یه لحظه وایسا رفیق،

874
00:35:03,698 --> 00:35:05,798
داری بهم میگی مثلا من حتی نمیتونم با سگ خودم بازی کنم؟"

875
00:35:05,799 --> 00:35:07,331
او گفت:" نه ، تو میتونی باهاش بازی کنی،

876
00:35:07,332 --> 00:35:09,131
ولی باید انرژی رو برگردونی پابین.

877
00:35:09,132 --> 00:35:10,864
مشکل اینه که انرژی این موجود رو بالا نگه میداری،

878
00:35:12,965 --> 00:35:14,697
بعد تا وقتی که میری بیرون،

879
00:35:14,698 --> 00:35:16,265
مهم نیست اگه ریلکس کرده باشی...

880
00:35:16,266 --> 00:35:18,498
از نظر ذهنی ، سگه انگار داره تو تونل روه میره

881
00:35:18,499 --> 00:35:22,731
انگار فوتبال آمریکاییه و این چیزیه که ما به خاطرش بازی میکنیم! (اشاره به خشونت زیاد در این بازی)

882
00:35:22,732 --> 00:35:26,865
یکی برخورد میکنه یه یکی دیگه!"

883
00:35:29,565 --> 00:35:32,731
آره، بنابراین من درحقیقت دارم یاد میگیرم خلق و خومو کنترل کنم

884
00:35:32,732 --> 00:35:35,564
به خاطر یه پیت بال لعنتی.

885
00:35:35,565 --> 00:35:37,498
پس... نمیدونم.

886
00:35:37,499 --> 00:35:39,365
دوست دخترمم اخیرا داره اذیتم میکنه.

887
00:35:39,366 --> 00:35:40,631
او آماده هست که حل شه.

888
00:35:40,632 --> 00:35:42,731
فکر میکنم منم آماده ام که حل بشه، میدونی؟

889
00:35:42,732 --> 00:35:43,831
من نیمه گمشده ام رو دارم.

890
00:35:43,832 --> 00:35:46,131
میدونم که از این حرفا برای سالهاست دارم میزنم.

891
00:35:46,132 --> 00:35:48,265
میدونی؟
او عالیه.

892
00:35:48,266 --> 00:35:52,831
تنها چیزی که من واقعا دوست ندارم اینه که او به تلویزیون حقیقت علاقه منده.

893
00:35:52,832 --> 00:35:54,631
او همه ی اون برنامه های احمقانه رو میبینه.

894
00:35:54,632 --> 00:35:57,597
ده تا فاحشه رو بنداز تو یه خونه،

895
00:35:57,598 --> 00:36:00,432
یکی تلاش میکنه به همسر پیدا کنه.
درسته؟

896
00:36:00,433 --> 00:36:04,398
او میشینه گریه کردن آدمای چاق رو به خاطر شکولات میبینه.

897
00:36:04,399 --> 00:36:05,697
که فقط چشم هاشونو تمیز میکنن.

898
00:36:05,698 --> 00:36:08,031
"گاهی اوقات من اصلا بسته بندیو باز نمیکنم.

899
00:36:08,032 --> 00:36:09,498
همینجوری شروع میکنم به خوردن.

900
00:36:09,499 --> 00:36:11,031
و بعدش به مریضی میوفتم،

901
00:36:11,032 --> 00:36:14,764
و من میدونم که باید دست بردارم چون که از چوب ساخته شده."

902
00:36:14,765 --> 00:36:17,831
دوست دخترم میشینه همراه اونا گریه میکنه.

903
00:36:17,832 --> 00:36:21,864
اه، برو خودتو بنداز تو رودخونه ، چاقالو کیری.

904
00:36:21,865 --> 00:36:24,831
او خیلی از دستم عصبانی میشه.

905
00:36:24,832 --> 00:36:26,731
ببین ، من نمیشینم پای تی وی که گریه کنم.

906
00:36:26,732 --> 00:36:27,931
دوست دارم که سرگرم بشم.

907
00:36:27,932 --> 00:36:29,864
عاشق وقتیم که آدما از رو تردمیل ممیفتن پایین

908
00:36:29,865 --> 00:36:31,831
و به سمت دیوار پرتاب میشن.

909
00:36:31,832 --> 00:36:34,498
این شبیه یه اسلحه مدرن قرون وسطاییه!

910
00:36:34,499 --> 00:36:37,298
حال میکنم!

911
00:36:37,299 --> 00:36:38,631
ولی اونهمه برنامه افتضاح.

912
00:36:38,632 --> 00:36:41,498
بزرگترین جنگی که نا داریم سر اینه که او [Intervention] میبینه

913
00:36:41,499 --> 00:36:43,432
- اره!
- این خیلی... اووه شماها خوشتون میاد؟

914
00:36:43,433 --> 00:36:45,432
"اوه خدای من این خیلی عالیه

915
00:36:45,433 --> 00:36:48,564
تماشا کردن یه خانواده که از هم میپاشه."

916
00:36:50,166 --> 00:36:51,597
چیش آخه سرگرم کنندس؟

917
00:36:51,598 --> 00:36:53,664
زمانی پیش فرض کلاسیکی داشتند،

918
00:36:53,665 --> 00:36:55,231
اون تصویرشون قبل از به گا رفتن زندگیشون ...

919
00:36:55,232 --> 00:36:56,764
"او خیلی زیبا بود.

920
00:36:56,765 --> 00:36:59,664
او ملکه رقص رقص دانشکده بود.
همه عاشقش بودن."

921
00:36:59,665 --> 00:37:02,298
بعد کات میزنن به الانش ، مثلا حالتی که دراز کشیده ، انگار لوله فاضلاب ...

922
00:37:02,299 --> 00:37:06,432
"من یه ساک میزنم.
یه ساک میزنم.

923
00:37:06,433 --> 00:37:08,231
برای تو ساک میزنم."

924
00:37:11,332 --> 00:37:13,532
نه ، ما این جنگ های بزرگ رو داریم.

925
00:37:13,533 --> 00:37:15,231
میدونی سر چی از دست من بیشتر از همیشه عصبانی شده؟

926
00:37:15,232 --> 00:37:16,432
یه دفعه داشت این برنامه رو میدید.

927
00:37:16,433 --> 00:37:17,864
[د ویو] یه بهونه الکی داشت واسه برنامه
(اسم یک برنامه شو تلویزیونی)

928
00:37:17,865 --> 00:37:20,532
و اونا شروع کردن به صحبت کردن راجب خشونت خانوادگی، خب؟

929
00:37:20,533 --> 00:37:22,298
برای نهمین میلیون بار در سال،

930
00:37:22,299 --> 00:37:24,065
دارن راجب خشونت خانوادگی صحبت میکنن.

931
00:37:24,066 --> 00:37:27,198
فقط محض اطمینان ، میدونین، شاید یادداشتش نکرده باشید، میدونین؟

932
00:37:27,199 --> 00:37:29,231
ظاهرا، بعضی از مردم هنوز متوجه نشدن ، میدونی.

933
00:37:29,232 --> 00:37:31,532
خوب نیست که کله زنتو بکوبی...

934
00:37:31,533 --> 00:37:33,532
به کشو های کابینت.

935
00:37:33,533 --> 00:37:36,798
به خاطر اینکه او در بازکن رو خوب خشک نکرده،

936
00:37:36,799 --> 00:37:39,564
میدونی؟

937
00:37:39,565 --> 00:37:42,398
"اینجوری زنگ میزنه!"
درسته؟

938
00:37:42,399 --> 00:37:44,098
چجوری نمیدونین که این گوها نخورین؟

939
00:37:44,099 --> 00:37:46,664
آیا واقعا نیازه که هی تو برنامه راجبش صحبت کنن؟

940
00:37:46,665 --> 00:37:48,831
کی...کی...انگار کسایی که زنشونو کتک میزنن دارن نگاه میکنن...

941
00:37:48,832 --> 00:37:50,831
"اوه! لعنتی! اه!

942
00:37:50,832 --> 00:37:53,231
"حالا میفهمم.
عجیجم ، دورت بگردم.

943
00:37:53,232 --> 00:37:57,466
بفرمایید.
شما بفرمایید.اوه..."

944
00:38:00,032 --> 00:38:00,999
بنابراین آخر وقت برنامه،

945
00:38:01,000 --> 00:38:02,898
اونا به نتیجه گیری منطقی رسیدن.

946
00:38:02,899 --> 00:38:04,465
اونا میگفتن ، "هیچ دلیلی نداره که

947
00:38:04,466 --> 00:38:05,433
یه زن رو کتک بزنی

948
00:38:05,434 --> 00:38:07,331
هیچ دلیلی نداره که یک زن رو کتک بزنی."

949
00:38:07,332 --> 00:38:08,731
و من گفتم ، "واقعا؟

950
00:38:08,732 --> 00:38:13,365
من میتونم چیزی حدود 17 تا از بزرگترین دلایلی که تو سرم هست بهتون بگم.

951
00:38:13,366 --> 00:38:14,998
حتی اگه منو از یه خواب بعد از مستی بیدار کنی

952
00:38:14,999 --> 00:38:17,898
بازم 9 تا دلیل بهت میگفتم!"

953
00:38:17,899 --> 00:38:19,864
رفیق ، دلایل مختلفی وجود داره که یه زن رو کتک بزنی،

954
00:38:19,865 --> 00:38:22,331
تو فقط این کارو نمیکنی.

955
00:38:22,332 --> 00:38:27,764
ولی اینکه بشینی تو برنامه و بگی هیچ دلیلی وجود نداره...

956
00:38:27,765 --> 00:38:30,998
رفیق ، سطح خودستایی که پشت اون بیانیه هست...

957
00:38:30,999 --> 00:38:33,798
چیه مگه تو بیشتر از ما میفهمی؟

958
00:38:33,799 --> 00:38:37,664
تو خودت هیچ وقت رو اعصاب نمیری؟

959
00:38:37,665 --> 00:38:38,931
خانوم ها، چندبار تاحالا به این فکر کردین که

960
00:38:38,932 --> 00:38:43,931
بکوبید تو کله شوهرتون تو این هفته؟

961
00:38:43,932 --> 00:38:46,764
[فریاد یک زن:]-هرروز!
-بفرمایید!

962
00:38:46,765 --> 00:38:48,432
هرروز.

963
00:38:48,433 --> 00:38:51,365
ولی اینکارو نکردید ، درسته؟

964
00:38:51,366 --> 00:38:53,165
اوه ، این منو دیوونه میکنه.
"هیچ دلیلی وجود نداره.

965
00:38:53,166 --> 00:38:54,764
هیچ دلیلی وجود نداره."
واقعا؟ هیچ دلیلی؟

966
00:38:54,765 --> 00:38:56,165
این دلیل چی:
با یه دختری ازدواج میکنی،

967
00:38:56,166 --> 00:38:57,664
عاشقش میشی
یه خونه براش میخری.

968
00:38:57,665 --> 00:38:59,331
هرروز پامیشی میری سرکار،
که قسط خونه رو بدی.

969
00:38:59,332 --> 00:39:00,365
یه روزی میای خونه،

970
00:39:00,366 --> 00:39:01,798
اون درو محکم میبنده،

971
00:39:01,799 --> 00:39:02,831
و برگه های طلاق رو میده دستت.

972
00:39:02,832 --> 00:39:05,065
مجبوری که اسباب کشی کنی بیرون،
روی یه پتو بخوابی،

973
00:39:05,066 --> 00:39:07,465
و همچنان قسط های خونه ای رو پرداخت کنی که او قراره توش زندگی کنه.

974
00:39:07,466 --> 00:39:09,131
هیچ دلیلی؟

975
00:39:10,665 --> 00:39:11,931
نمیگم که باید اینکارو بکنین،

976
00:39:11,932 --> 00:39:14,231
ولی تعداد زیادی از دلایل وجود داره

977
00:39:14,232 --> 00:39:16,698
راجب اون داستان.

978
00:39:18,366 --> 00:39:22,398
بسیار خب،
این داستان فرضی بود.

979
00:39:22,399 --> 00:39:24,898
یدونه واقعیشو میخواید؟

980
00:39:24,899 --> 00:39:26,864
یکی بهتون میگم.
یکی بهتون میگم.

981
00:39:26,865 --> 00:39:28,564
بسیار خب ، من پامو موقع درام زدن به گا دادم،

982
00:39:28,565 --> 00:39:32,198
چون سعی کردم که با پا زدنم به اندازه جان بانهام سریع باشه،

983
00:39:32,199 --> 00:39:34,231
چون فهمیدم این چیز خوبیه که روش تمرکز کنم.

984
00:39:34,232 --> 00:39:36,465
43 ساله ، ازدواج نکردم و بدون بچه.

985
00:39:36,466 --> 00:39:38,831
متوجه شدم که این منو به راه درست میاره ، خب؟

986
00:39:38,832 --> 00:39:42,231
این چیزیه که نیاز دارم انجام بدم.

987
00:39:42,232 --> 00:39:44,331
نمیدونستم چیکار کردم
احساس کردم که...

988
00:39:44,332 --> 00:39:45,864
حدود یک ساعت نواختم، و بعدش

989
00:39:45,865 --> 00:39:47,597
حس کردم که انگار یه چیز ریزه میزه

990
00:39:47,598 --> 00:39:49,532
داره به ته پام چاقو میزنه ، خب؟

991
00:39:49,533 --> 00:39:52,764
انگار یه کرم شب تاب داشت از ته پام بیرون میومد.

992
00:39:52,765 --> 00:39:54,331
پس من یه کار مردونه معمولی کردم:

993
00:39:54,332 --> 00:39:56,365
"قرار نیست برم بیمارستان.من استراحت میکنم.

994
00:39:56,366 --> 00:39:57,864
حالم خوب میشه" خب؟

995
00:39:57,865 --> 00:39:59,831
صبح بعد من بیدار شدم، پام حتی بدتر شده بود

996
00:39:59,832 --> 00:40:01,998
و مجبور بودم که سگ دیوونم رو ببرم پیاده روی.

997
00:40:01,999 --> 00:40:04,298
پس گفتم"نمیتونم اینکارو بکنم.
پام داره منو میکشه،"

998
00:40:04,299 --> 00:40:06,432
پس دوست دخترمو بیدار کردم.
گفتم"عجقم، عزیزم.

999
00:40:06,433 --> 00:40:08,131
میشه یه لطفی بهم بکنی؟
میشه یه لطفی بهم بکنی؟

1000
00:40:08,132 --> 00:40:10,331
میشه سگه رو ببری پیاده روی به جای من؟
میشه این شیفت رو به عهده بگیری؟

1001
00:40:10,332 --> 00:40:12,697
من شیفت عصر رو میگیرم.
میشه این لطف رودر حقم بکنی؟

1002
00:40:12,698 --> 00:40:14,864
میشه اینکارو برام بکنی؟"
اون گفت"اوووه...

1003
00:40:14,865 --> 00:40:17,465
میدونی، من دیروقت خوابیدم دیشب.

1004
00:40:17,466 --> 00:40:20,198
خستم.
یه روز بزرگ دارم."

1005
00:40:20,199 --> 00:40:23,065
و من فقط گفتم" کیرتوش."

1006
00:40:23,066 --> 00:40:24,465
و او گفت
"منظورت چیه از کیرتوش؟"

1007
00:40:24,466 --> 00:40:26,031
گفتم"چرا فقط نمیگی نخیر؟

1008
00:40:26,032 --> 00:40:27,664
چرا همیشه تو انگار یه مقاله میگی

1009
00:40:27,665 --> 00:40:30,298
با 20 دقیقه توضیح

1010
00:40:30,299 --> 00:40:33,198
که در نهایت به سمتی میره که "برو کون پارت"

1011
00:40:33,199 --> 00:40:34,597
فقط بگو نه!"

1012
00:40:34,598 --> 00:40:36,265
پس من فقط لنگان لنگان از اتاق خارج شدم.

1013
00:40:36,266 --> 00:40:40,631
"به هر حال.برگرد بخواب. یه روز بزرگ داری، درسته؟"

1014
00:40:40,632 --> 00:40:42,298
بعدش من تو طول خیابون میلنگیدم.

1015
00:40:42,299 --> 00:40:44,432
"کیرم تو این وضعیت تخمی!"

1016
00:40:44,433 --> 00:40:48,932
سگه هم کنار من راه میره...

1017
00:40:50,832 --> 00:40:53,298
باید اعتراف کنم یه کم بچگی کردم.

1018
00:40:53,299 --> 00:40:54,299
آره.

1019
00:40:54,300 --> 00:40:55,898
یه کم بچگی کردم
میدونی؟

1020
00:40:55,899 --> 00:40:57,098
فقط داشتم به رابطم فکر میکردم.

1021
00:40:57,099 --> 00:40:58,697
باخودم گفتم"این رابطه ایه که من توشم؟

1022
00:40:58,698 --> 00:41:00,298
تو فقط قراره هرغلطی خواستی بکنی،

1023
00:41:00,299 --> 00:41:01,764
خب، و منو بگایی؟

1024
00:41:01,765 --> 00:41:03,432
باشه. منم از این به بعد هر غلطی خواستم میکنم.

1025
00:41:03,433 --> 00:41:05,764
من دوست دارم هدفونمو بذارم رو نهایت صداش و گوش کنم

1026
00:41:05,765 --> 00:41:07,098
و اطراف خونه قدم بزنم.

1027
00:41:07,099 --> 00:41:09,231
این کاریه که میخوام بکنم."
پس این کاریه که کردم.

1028
00:41:09,232 --> 00:41:10,931
رو نهایت صدا روشنش کردم
و من فقط...

1029
00:41:10,932 --> 00:41:12,498
کل نقشم این بود که از کنارش رد بشم

1030
00:41:12,499 --> 00:41:13,898
انگار که حتی نمیشناسمش.

1031
00:41:13,899 --> 00:41:15,265
همین.
اون اومد تو پذیرایی.

1032
00:41:15,266 --> 00:41:20,331
و من ندیده گرفتمش.
فقط از کنارش رد شدم.

1033
00:41:20,332 --> 00:41:22,131
فقط سعی کردم عصبانیش کنم.
و باید یه چیزی بهتون بگم،

1034
00:41:22,132 --> 00:41:25,432
مثل چی جواب داد.
مثل چی جواب داد.

1035
00:41:25,433 --> 00:41:27,764
آره، کتم رو آویزون کردم،
برگشتم.

1036
00:41:27,765 --> 00:41:30,498
تا وقتی که برگشتم ،
او داشت سرم داد میکشید.

1037
00:41:30,499 --> 00:41:33,864
ولی صدای موزیک خیلی بلند بود،
نه فقط نمیتونستم بشنوم حرفاشو،

1038
00:41:33,865 --> 00:41:36,165
که حتی به نظر میرسید او داره آهنگی رو میخونه!

1039
00:41:36,166 --> 00:41:37,898
که داشتم بهش گوش میدادم.

1040
00:41:37,899 --> 00:41:41,198
اوه! این یکی از بخش های خوب رابطس.

1041
00:41:41,199 --> 00:41:42,498
خب من میدونستم که چی داره میگه.

1042
00:41:42,499 --> 00:41:44,764
گفتم"به هرحال. من نمیخوام راجبش صحبت کنم.

1043
00:41:44,765 --> 00:41:46,165
منو به حال خودم بذار.
دارم میرم پای کامپیوتر."

1044
00:41:46,166 --> 00:41:48,165
خب؟ پس من تا اونجا لنگیدم و نشستم،

1045
00:41:48,166 --> 00:41:49,532
و برای من نامعلوم بود که او اینجوریه،" نه،

1046
00:41:49,533 --> 00:41:51,165
ما راجبش همین الان حرف میزنیم."

1047
00:41:51,166 --> 00:41:53,465
اومد بالاسرم... پوم! و زد به هدفونم و از سرم انداخت.

1048
00:41:53,466 --> 00:41:57,432
من گوشهای بزرگی دارم.
لعنتی درد گرفت!

1049
00:41:57,433 --> 00:41:58,898
پس من گفتم"عسلم، منو تنها بذار.

1050
00:41:58,899 --> 00:42:00,764
من نمیخوام راحبش صحبت کنم."
و هدفون رو دوباره گذاشتم.

1051
00:42:00,765 --> 00:42:02,165
او دوباره برگشت.

1052
00:42:02,166 --> 00:42:03,764
پووم! یه کوچولو محکم تر زد بهشون.

1053
00:42:03,765 --> 00:42:06,597
این دفعه ، هدفونم نصفه دور سرم چرخید.

1054
00:42:06,598 --> 00:42:08,398
دی ان ای کیومن شروع کرد بالا اومدن.

1055
00:42:08,399 --> 00:42:11,198
یه کم با عصبانیت گفتم:
"عزیزم، منو تنها بذار.

1056
00:42:11,199 --> 00:42:12,731
نمیخوام راجبش صحبت کنم."
خب؟

1057
00:42:12,732 --> 00:42:14,998
هدفون رو گذاشتم.
دفعه سوم او اومد... پوووم!

1058
00:42:14,999 --> 00:42:18,031
یه جوری زد که افتاد اونطرف اتاق,
و من عصبانی شدم.

1059
00:42:18,032 --> 00:42:19,831
گفتم" باشه، میخوای دعوا کنی

1060
00:42:19,832 --> 00:42:21,331
بیا لعنتی دعوا کنیم."

1061
00:42:21,332 --> 00:42:22,798
او گفت
"ما بعدا راجبش بحث میکنیم

1062
00:42:22,799 --> 00:42:25,764
وقتی که آروم شی."

1063
00:42:25,765 --> 00:42:27,098
اوه!درست اینجا!

1064
00:42:27,099 --> 00:42:29,532
فقط میخواستم که بپیچمش دور زیرانداز یوگاش

1065
00:42:29,533 --> 00:42:30,931
و بندازمش پشت مبل.

1066
00:42:30,932 --> 00:42:33,231
فقط ولش کنم تا وقتی که تشنه بشه.

1067
00:42:33,232 --> 00:42:35,465
"بیخیال، بذار بیام بیرون.
من یه کلاس چرخش دارم.

1068
00:42:35,466 --> 00:42:39,598
منظورتو رسوندی.
این مسخرس."

1069
00:42:41,433 --> 00:42:44,165
نه ، موضوع اینه.

1070
00:42:44,166 --> 00:42:45,532
واقعا همینه.
موضوع اینه.

1071
00:42:45,533 --> 00:42:46,964
متنفرم از اینکه میگن هیچ دلیلی وجود نداره.

1072
00:42:46,965 --> 00:42:49,432
مشخصا، من نمیگم که زن هارو کتک بزنین، میدونی؟

1073
00:42:49,433 --> 00:42:52,764
ولی گفتن اینکه هیچ دلیلی وجود نداره،
فکر میکنم این کسشره.

1074
00:42:54,299 --> 00:42:55,498
وقتی که میگید هیچ دلیلی وجود نداره،

1075
00:42:55,499 --> 00:42:56,998
هرگونه محکی رو نابود میکنه

1076
00:42:56,999 --> 00:42:59,964
که چطور دونفر کارشون به اونجا رسید.

1077
00:42:59,965 --> 00:43:02,564
اگه بگید که هیچ دلیلی وجود نداره...
هوووم... قضیه رو خراب میکنین،

1078
00:43:02,565 --> 00:43:03,964
فقط خود عمل (کتک زدن) رو دارید.

1079
00:43:03,965 --> 00:43:08,098
چجوری میخواید حلش کنید اگه متوجهش نشید؟

1080
00:43:08,099 --> 00:43:10,065
ببینید این موضوع چقدر بی دست و پا هست همین الان همینجا.

1081
00:43:12,099 --> 00:43:13,597
من گفتم نباید یه زن رو کتک بزنید.

1082
00:43:13,598 --> 00:43:16,131
حرف من اینه که ، چجوریه که نمیتونین سوال بپرسین؟

1083
00:43:16,132 --> 00:43:17,998
شما فقط میتونین راجب کاری که مرده کرده سوال بپرسین.

1084
00:43:17,999 --> 00:43:19,532
هیچ وقت نمیتونین راجب زنه سوال بپرسین.

1085
00:43:19,533 --> 00:43:21,198
واسه ی چی؟

1086
00:43:21,199 --> 00:43:22,498
چرا؟
این چه وضعیه؟

1087
00:43:22,499 --> 00:43:23,798
[یکی از حضار]-جواب درستی بهش بدید

1088
00:43:23,799 --> 00:43:25,532
"جواب درستی بهش بدید" چه معنی داره؟

1089
00:43:25,533 --> 00:43:26,898
معنیش چیه؟

1090
00:43:26,899 --> 00:43:29,098
تو همون اوسکلی هستی که نصفه ویژه برنامه ها از خواب پا میشه،

1091
00:43:29,099 --> 00:43:31,231
در طول برنامه و یه جورایی انگار داره اطراف قدم میزنه

1092
00:43:31,232 --> 00:43:33,664
انگار که من اینجا یه ویژه برنامه لعنتی ضبط نمیکنم؟

1093
00:43:33,665 --> 00:43:36,331
چه مرگته؟
مشکلت چیه؟

1094
00:43:37,899 --> 00:43:39,365
عوضی باید همه چیو رد کنه،

1095
00:43:39,366 --> 00:43:40,998
و حالا قراره که مثلا داد بزنه،

1096
00:43:40,999 --> 00:43:42,265
و نه فقط همین،

1097
00:43:42,266 --> 00:43:45,432
بلکه چیزی هم که داد میزنه هیچ معنی کوفتی ای نمیده؟

1098
00:43:45,433 --> 00:43:48,764
"جوابشو بده.
جوابشو بده"

1099
00:43:51,665 --> 00:43:55,931
هر ویژه برنامه لعنتی که انجام میدم،
همیشه یه نفر اینجوری هست!

1100
00:43:55,932 --> 00:44:00,098
همیشه هم درست اون پایین وسط مسطا.

1101
00:44:00,099 --> 00:44:03,331
داریم راجب کتک زدن یه زن صحبت میکنیم عزیزم،

1102
00:44:03,332 --> 00:44:06,331
و به نظرم تو همین الان یه دلیل دیگه اضافه کردی.

1103
00:44:06,332 --> 00:44:09,131
عیسی مسیح لعنتی.

1104
00:44:09,132 --> 00:44:10,165
از این خوشم میاد که

1105
00:44:10,166 --> 00:44:11,731
با اینکه حتی تو رابطه ای هم باهاش نیستم ،

1106
00:44:11,732 --> 00:44:15,899
ولی بازم سر من نق میزنه.

1107
00:44:19,932 --> 00:44:22,697
کسخل غیر قابل باور...
"uhhh uhhhh ehhh ehhh ah!"

1108
00:44:24,499 --> 00:44:27,931
ببینین ، من میفهمم که کتک زدن یه زن کار بدیه، اوکی؟

1109
00:44:27,932 --> 00:44:29,831
چجوریه که نمیتونین سوال بپرسین لعنتی؟

1110
00:44:29,832 --> 00:44:31,031
فقط نمیفهمم.

1111
00:44:31,032 --> 00:44:32,331
مثلا اگر من توسط یه مار زنگی گاز گرفته بشم،

1112
00:44:32,332 --> 00:44:35,131
شماها یه چنتا سوال تو ذهنتون نبود؟ درسته؟

1113
00:44:35,132 --> 00:44:37,931
"چجوری این اتفاق افتاد؟
تو ندیدیش؟

1114
00:44:37,932 --> 00:44:40,631
کدوم گوری بودی با این موجود؟

1115
00:44:40,632 --> 00:44:45,697
چجوری یه مار اونقدر دیوونه شد که
تقریبا تورو به کشتنت داد؟"

1116
00:44:45,698 --> 00:44:47,331
آتشنشانان آتیشو که خاموش میکنن،

1117
00:44:47,332 --> 00:44:49,697
اونا بعدش نمیشینن تو ماشینشون و برن.

1118
00:44:49,698 --> 00:44:51,964
اونها خرابه هارو بررسی میکنن.

1119
00:44:51,965 --> 00:44:54,365
"چجوری آتش شروع شد؟
یه لباس نفتی اینجاس."

1120
00:44:54,366 --> 00:44:57,131
درسته؟

1121
00:44:57,132 --> 00:45:00,898
ببینید ، من متوجهم که همین الان یه کم ابلهانه میزنم.

1122
00:45:00,899 --> 00:45:03,432
متوجهم.

1123
00:45:03,433 --> 00:45:05,432
بذارید یه کم از مواضع خودم عقب بکشم، اوکی؟

1124
00:45:05,433 --> 00:45:08,465
متوجهم که یه سری مردهای شبیه حیوان اون بیرون هستند، اوکی؟

1125
00:45:08,466 --> 00:45:10,697
مردهای وحشتناک، میدونب،
یه روز سخت تو کارخونه داشته باشن،

1126
00:45:10,698 --> 00:45:12,532
میان خونه...
"تونا ،کاسرول؟"
(نوعی غذای مرکب از گوشت و آرد)

1127
00:45:12,533 --> 00:45:15,964
و شروع میکنه چرخوندن،
خب؟

1128
00:45:15,965 --> 00:45:19,498
من سعی نمیکنم که بگم اون آدما وجود ندارند.

1129
00:45:19,499 --> 00:45:20,864
از وجودشون آگاهم.

1130
00:45:20,865 --> 00:45:24,065
اونا باید تو زیرزمین زندان خاک بشن، اوکی؟

1131
00:45:24,066 --> 00:45:26,898
پس ، اگه من میتونم اینو اعتراف کنم،
خانم ها، میشه حداقل اعتراف کنین

1132
00:45:26,899 --> 00:45:28,031
که هر لگدی در کونتون

1133
00:45:28,032 --> 00:45:32,198
همینجوری که از آسمون نازل نمیشه؟

1134
00:45:32,199 --> 00:45:34,231
واقعا؟

1135
00:45:34,232 --> 00:45:38,031
حتی هاکی هم دو دقیقه زمان برای برانگیختن داره ، درسته؟

1136
00:45:38,032 --> 00:45:40,764
اونا میفهمن که به مقدار جلو وعقب اتفاق افتاده

1137
00:45:40,765 --> 00:45:44,899
قبل از اون کثافط...
میدونی؟

1138
00:45:46,032 --> 00:45:47,365
میدونین چیه؟

1139
00:45:47,366 --> 00:45:50,465
اینه که هر موردی که حل میشه مثل قضیه ریحانا هست

1140
00:45:50,466 --> 00:45:52,031
که فقط میگن پسره یه تیکه آشغاله،

1141
00:45:52,032 --> 00:45:53,365
لعنت به این پسر، هو گوعه مفت،
بفرستینش زندان،

1142
00:45:53,366 --> 00:45:54,998
و بعدش اصلا نمیپرسن راجب دعوا.

1143
00:45:54,999 --> 00:45:56,597
میدونین، من نمیگم که پسره باید اونکارو میکرد.

1144
00:45:56,598 --> 00:45:59,365
فقط دارم میگم...

1145
00:45:59,366 --> 00:46:00,299
فقط میگم که!

1146
00:46:00,300 --> 00:46:02,432
رفیق ، درون قلبت...

1147
00:46:02,433 --> 00:46:04,098
فکر میکنی قبل از اون اتفاق چه خبر بوده؟

1148
00:46:04,099 --> 00:46:05,597
فکر میکنی ریحانا فقط نشسته بوده اونجا و

1149
00:46:05,598 --> 00:46:07,564
"اوه ، خدای من میهن.
یه کم بستنی میخوای ؟"
[بستنی میهن اسپانسرمونه]

1150
00:46:07,565 --> 00:46:11,765
"آه...لعنتی..."

1151
00:46:13,533 --> 00:46:15,331
میدونین؟

1152
00:46:15,332 --> 00:46:16,764
یا اینکه فکر میکنین که شاید اونا داشتن

1153
00:46:16,765 --> 00:46:18,964
یه جنگ حماسی -انتهای رابطه- انجام میدادن

1154
00:46:18,965 --> 00:46:21,898
و یه کس و شرای دیووانه واری گفته شده.

1155
00:46:21,899 --> 00:46:23,398
شاید ریحانا داشته تو گوش پسره جیغ میکشیده

1156
00:46:23,399 --> 00:46:25,898
یه کارای تخمی دخترونه مثلا
"من میرم به همه دوستات میدم!

1157
00:46:25,899 --> 00:46:28,331
به تخمک هام

1158
00:46:28,332 --> 00:46:32,231
شاید به خاطر همینه که آلبومای من بیشتر از تو فروش میکنه ، مادر جنده!"

1159
00:46:32,232 --> 00:46:33,731
درسته؟

1160
00:46:33,732 --> 00:46:35,465
برای انصاف، ریحانا ممکنه فقط اونجا نشسته بوده و

1161
00:46:35,466 --> 00:46:37,298
"من یه بافت میخوام... اونا رو توی جعبه دستکشها نگه میداری ؟

1162
00:46:37,299 --> 00:46:41,632
اوه خدای من ، من مال خودم رو میارم! مال خودم رو میارم!"

1163
00:46:44,399 --> 00:46:45,664
نه ، لعنت بهش.
چون میدونی قضیه چیه؟

1164
00:46:45,665 --> 00:46:48,298
اونها هیچوقت به این که زنها چجوری بحث میکنن اشاره نمیکنن،

1165
00:46:48,299 --> 00:46:52,365
که به عقیده من دلیل اصلی خیلی از اون کسشراس، میدونی؟

1166
00:46:52,366 --> 00:46:53,432
و باید یه چیزی بهتون بگم

1167
00:46:53,433 --> 00:46:54,864
مثلا ، من اصلا نمیدونستم زنها چجوری بحث میکنن

1168
00:46:54,865 --> 00:46:58,465
ولی بعد از 20 سال که تک تک جنگ های مهم رو ...

1169
00:46:58,466 --> 00:46:59,864
در یک رابطه باختم،

1170
00:46:59,865 --> 00:47:01,664
بالاخره متوجه شدم که چجوری بحث میکنن،

1171
00:47:01,665 --> 00:47:03,131
و یه چیزی بهتون بگم

1172
00:47:03,132 --> 00:47:05,631
دیگه باخت های من داره متوقف میشه

1173
00:47:07,199 --> 00:47:11,366
من یه رسم پیروزی رو شروع کردم.

1174
00:47:12,632 --> 00:47:14,964
تا جایی که من میتونم بگم ، اونها اینجوری بحث میکنن ، خب؟

1175
00:47:14,965 --> 00:47:16,898
اگه حق باهاشون باشه ، اونها راجب همون مطلب بحث میکنن،

1176
00:47:16,899 --> 00:47:19,498
و روی همون موضوع میمونن و مطمئن میشن که شماهم روی همون موضوع بمونید

1177
00:47:19,499 --> 00:47:21,564
تا وقتی که جلوشون زانو بزنید و عذر خواهی کنید،

1178
00:47:21,565 --> 00:47:23,664
برای بخشیده شدن التماس کنید، خب؟

1179
00:47:23,665 --> 00:47:25,432
هیچ مشکلی با این ندارم.
کاملا هم بهش احترام میذارم.

1180
00:47:25,433 --> 00:47:27,498
ولی موضوع اینه که...
اگه حق باهاشون نباشه،

1181
00:47:27,499 --> 00:47:29,664
اونها میرن کوچه علی چپ
میزنن تو جاده خاکی.

1182
00:47:29,665 --> 00:47:32,031
به سرعت به چیزایی که شماها بهش حساسید فکر میکنن،

1183
00:47:32,032 --> 00:47:33,498
مثلا شاید نتونی با بابات کنار بیای ،

1184
00:47:33,499 --> 00:47:34,697
و زن ها توی سرشون ،

1185
00:47:34,698 --> 00:47:37,198
شروع میکنن به تحلیل کردن یه بیانیه ی شیطانی...

1186
00:47:37,199 --> 00:47:38,564
کاملا طراحی شده.

1187
00:47:38,565 --> 00:47:41,498
یه تلاش از روی بیچارگی

1188
00:47:41,499 --> 00:47:43,831
تا آنچنان عصبانیتون بکنه

1189
00:47:43,832 --> 00:47:46,031
که فقط بهشون بگی جنده.

1190
00:47:46,032 --> 00:47:47,631
قضیه از این قراره.

1191
00:47:47,632 --> 00:47:50,398
و جنده های روانی و تمام کارایی که کردن

1192
00:47:50,399 --> 00:47:52,031
تا بحث رو شروع کنن.
ولی حالا دیگه راجب بحث نیست...

1193
00:47:52,032 --> 00:47:53,631
"خب ، هیچ دلیلی وجود نداره که منو یه جنده صدا کنی!

1194
00:47:53,632 --> 00:47:57,165
و بعدش همین.
حالا توی این اتاق قرار گرفتی ، درسته؟

1195
00:47:57,166 --> 00:47:58,764
دوست دختر من میدونه
مسئله منم واسه من ...

1196
00:47:58,765 --> 00:48:00,532
ترس بزرگ من در زندگی اینه که آدمی باشم که

1197
00:48:00,533 --> 00:48:02,998
که پیر شم، میدونی ، به تنهایی پیر شم،

1198
00:48:02,999 --> 00:48:04,532
که مثلا یه آپارتمان تحتانی داشته باشم،

1199
00:48:04,533 --> 00:48:06,931
و به واحد بالایی به یه زوج جوان فریاد بزنم

1200
00:48:06,932 --> 00:48:11,231
"صداشو کم کنین!
این که موسیقی نیست!"

1201
00:48:11,232 --> 00:48:12,532
بنابراین من متوجه شدم هر زمانی که دوست دخترم داشت یه مبارزه رو میباخت،

1202
00:48:12,533 --> 00:48:14,098
خیلی یهویی او اینجوری میشد،

1203
00:48:14,099 --> 00:48:15,898
"خب ، به خاطر همینه که تو قراره به تنهایی پیر شی"

1204
00:48:15,899 --> 00:48:18,065
بعداز اون من ... آااااه!
کنترل خودمو از دست میدادم.

1205
00:48:18,066 --> 00:48:19,597
تنها چیزی که بعداز اون میتونم به یاد بیارم اینه که
من تو آشپزخونم،

1206
00:48:19,598 --> 00:48:22,065
در حال شستن ظرف ها برای تهمین بار متوالی.

1207
00:48:22,066 --> 00:48:23,564
این چیزیه که بحثمون راجبش بود.

1208
00:48:23,565 --> 00:48:25,998
خیلی حق با من بود.
چه اتفاقی افتاد؟

1209
00:48:25,999 --> 00:48:30,298
بنابراین اگه چیزی از جهالت من امشب یاد گرفتی،

1210
00:48:30,299 --> 00:48:32,231
فقط اینو بدون...
دفعه بعدی که در یک مبارزه قرار میگیری

1211
00:48:32,232 --> 00:48:35,365
با خانم زیبات،
همسرت ، دوست دخترت، هرچی ،

1212
00:48:35,366 --> 00:48:37,065
و اونا شروع میکنن یهو از ناکجا آباد ...

1213
00:48:37,066 --> 00:48:38,265
داری برنده میشی، و یهو شروع میکنن به گفتن

1214
00:48:38,266 --> 00:48:39,931
اون حرفای دیوانه وار رو از ناکجاآباد.

1215
00:48:39,932 --> 00:48:43,465
فقط تو اون لحظه بدون که تو مبارزه رو برنده شدی ، اوکی ؟

1216
00:48:43,466 --> 00:48:44,764
خب؟
عصبانی نشو.

1217
00:48:44,765 --> 00:48:46,864
جاخالی بده،
بذار همه کسشراشون رد شه.

1218
00:48:46,865 --> 00:48:48,498
"شاید به خاطر اینه که تو یه دودول کوچیک داری!"

1219
00:48:48,499 --> 00:48:50,065
فقط بذار اونا برن

1220
00:48:50,066 --> 00:48:53,631
درون موضوع مورد بحث بمون.

1221
00:48:53,632 --> 00:48:54,798
اوکی؟ تموم شده.

1222
00:48:54,799 --> 00:48:56,331
بحثتون تموم شده.
برنده شدی.

1223
00:48:56,332 --> 00:48:59,298
فقط بذار زمان تموم شه تا پیروزیتو جشن بگیری ، خب؟

1224
00:48:59,299 --> 00:49:01,831
آره!

1225
00:49:01,832 --> 00:49:04,998
روی طناب ها تکیه کن.
بذار خودشونو مشت بزنن.

1226
00:49:04,999 --> 00:49:06,298
و در آخر،

1227
00:49:06,299 --> 00:49:08,298
این کار روانشناسانشونو سمتشون پرت میکنی.

1228
00:49:08,299 --> 00:49:09,964
"خب ، شاید ما باید بعدا بحثشو بکنیم

1229
00:49:09,965 --> 00:49:11,664
وقتی که آروم بشی."

1230
00:49:11,665 --> 00:49:14,498
و تا چندروز محلتون نمیذارن.

1231
00:49:14,499 --> 00:49:15,964
کی اهمیت میده؟

1232
00:49:15,965 --> 00:49:18,131
کی اهمیت میده؟
یه بار گلنار بزن.

1233
00:49:18,132 --> 00:49:21,365
مثل یک مرد گلنار بزن.
این مثل شامپاین پیروزیه.

1234
00:49:24,598 --> 00:49:26,265
نه ، این چیزیه که من یاد گرفتم.

1235
00:49:26,266 --> 00:49:29,432
من بالاخره یادگرفتم که ، آرامشمو حفظ کنم

1236
00:49:29,433 --> 00:49:30,465
در رابطم.

1237
00:49:30,466 --> 00:49:32,564
این اتفاق چند سال پیش افتاده، خب؟

1238
00:49:32,565 --> 00:49:35,098
من و دوست دخترم یه روزی یه بحث گنده داشتیم ، خب؟

1239
00:49:35,099 --> 00:49:37,298
راستش ، شماها میخواید یه داستان بشنوید؟

1240
00:49:37,299 --> 00:49:39,731
میخواید یه داستان راجب زمانی که دوست دخترم مشت کوبید به صورتم بشنوید؟

1241
00:49:39,732 --> 00:49:41,298
[-آره!]
-تو روز تولدش؟

1242
00:49:41,299 --> 00:49:44,331
میخواید اونو بشنوید؟

1243
00:49:44,332 --> 00:49:46,065
این اتفاقیه که افتاد

1244
00:49:46,066 --> 00:49:48,398
برای ا...
اگه واقعا بخوام صادق باشم،

1245
00:49:48,399 --> 00:49:52,398
دعوامون یه چیزی حدود سه ماه قبل شکل گرفت.

1246
00:49:52,399 --> 00:49:54,432
حدودا وسطای ماه مارچ بود.

1247
00:49:54,433 --> 00:49:55,998
تو ماشین بودیم ، میدونی.

1248
00:49:55,999 --> 00:49:57,498
دوست دخترم یه لباس فروشی رو دید ،

1249
00:49:57,499 --> 00:49:58,697
گفت "اوه ، خدای من.

1250
00:49:58,698 --> 00:50:01,265
نمیدونستم که اونا یکی اینجا باز کردن!

1251
00:50:01,266 --> 00:50:02,731
باید وایسیم و بریم داخلش."

1252
00:50:02,732 --> 00:50:04,764
بنابراین من... کیرتوش.
بزن بریم اونجا.

1253
00:50:04,765 --> 00:50:07,265
پامو گذاشتم داخل ، بلافاصله دیدم یکی از اون فروشگاه هایی هست که

1254
00:50:07,266 --> 00:50:08,564
هیچ صندلی نداره.

1255
00:50:08,565 --> 00:50:09,931
من میدونم که سعی دارن چیکار کنن.

1256
00:50:09,932 --> 00:50:11,331
مثلا من قراره کنار دوست دخترم وایسم،

1257
00:50:11,332 --> 00:50:12,697
تا اگه از چیزی خوشش اومد ، من براش بخرم.

1258
00:50:12,698 --> 00:50:14,498
اصلا اهمیتی نمیدم.
قرار نیست این بازیو انجام انجام بدم.

1259
00:50:14,499 --> 00:50:16,432
من میرم و زیر یه مانکن میشینم.

1260
00:50:16,433 --> 00:50:18,198
یدونه گیره لباس رفته بود توی موهام.

1261
00:50:18,199 --> 00:50:20,231
"جناب، شما نمیتونید اینجا بشینید."
"به تخمم که نمیتونم.

1262
00:50:20,232 --> 00:50:23,864
به نظر که میاد تونستم.
به نظر میاد که تونستم ، مگه نه؟"

1263
00:50:26,433 --> 00:50:28,831
پس بدون اینکه من بدونم،

1264
00:50:28,832 --> 00:50:30,898
واسه خودش یه پلوور پیدا کرده بود که ازش خوشش اومده بود، خب؟

1265
00:50:30,899 --> 00:50:33,398
با یه قیمت مسخره...
حدود 400 دلار
(الان دلار رو 4 هزار هم حساب کنیم میشه 1.6 میلیون)

1266
00:50:33,399 --> 00:50:34,798
یا یه چیزی تو همون حدود، خب؟

1267
00:50:34,799 --> 00:50:37,231
خب دوست دخترم میدونست که...
تولدش نیست،

1268
00:50:37,232 --> 00:50:38,631
هیچ کدوم از اون مسخره بازیا نیست.
نمیتونه از من بخواد بخرم براش.

1269
00:50:38,632 --> 00:50:40,798
پس حالا باید میرفت رو حالت ماهرانه ای.

1270
00:50:40,799 --> 00:50:42,465
"از چی استفاده کنم،
از چی استفاده کنم؟

1271
00:50:42,466 --> 00:50:44,098
ناراحت بشم ، افسرده بشم؟

1272
00:50:44,099 --> 00:50:45,831
از سکس استفاده کنم؟
اینکارا به درد نمیخوره."

1273
00:50:45,832 --> 00:50:48,098
میدونین از چی استفاده کرد؟
از حالت یه دختر بچه.

1274
00:50:48,099 --> 00:50:51,298
بسیار خب ، اومد پیش من با یه حالت...

1275
00:50:53,598 --> 00:50:55,532
من با این حالتی بود "چه خبر؟"
او اینجوری،

1276
00:50:55,533 --> 00:50:58,365
"یه چیزی دیدم که خوشم اومد."

1277
00:51:00,266 --> 00:51:01,664
و من فقط میخواستم مثلا بگم

1278
00:51:01,665 --> 00:51:04,798
"خب ، چرا خودت نمیری پول لعنتیشو بدی؟"

1279
00:51:04,799 --> 00:51:07,231
ها ها ها!

1280
00:51:07,232 --> 00:51:09,998
پس دوست دخترم رفت و بهم نشونش داد ، خب؟

1281
00:51:09,999 --> 00:51:11,564
و من گفتم " این 400 دلار پولشه."

1282
00:51:11,565 --> 00:51:13,265
او گفت "میتونی بخریش؟"
من گفتم"نه ، همچین کاری نمیکنم.

1283
00:51:13,266 --> 00:51:16,031
لعنت بهش.
تولدت که نیست.

1284
00:51:16,032 --> 00:51:17,831
روز ولنتاین هم نیست.
ماه مارچه.

1285
00:51:17,832 --> 00:51:19,065
چی ، من اینو به خاطر روز بزرگداشت باب اسفنجی برات بخرم ؟

1286
00:51:19,066 --> 00:51:22,065
گورتو از اینجا گم کن. از این خبرا نیست."

1287
00:51:23,199 --> 00:51:25,365
بعد اتفاقی که افتاد ، ما داشتیم به سمت خونه میرفتیم،

1288
00:51:25,366 --> 00:51:27,798
و ناگهان خواست زرنگ بازی در بیاره تو بحث...

1289
00:51:27,799 --> 00:51:29,098
به خاطر همین موضوع بحثش اون پولیور نبود

1290
00:51:29,099 --> 00:51:32,664
و نه حتی اینکه من گفتم نه...
موضوع جوری بود که من گفتم نه ، خب؟

1291
00:51:32,665 --> 00:51:33,964
افتادیم تو این بحث بزرگ.

1292
00:51:33,965 --> 00:51:35,931
تا وقتی که ما برگشتیم خونه اونقدر عصبانی بودم که،

1293
00:51:35,932 --> 00:51:37,898
فقط بهش گفتم که بره پایین،
میخوام با ماشین یه دوری بزنم.

1294
00:51:37,899 --> 00:51:42,298
بنابراین با پریوس داشتم دور میزدم... خب ؟

1295
00:51:42,299 --> 00:51:44,964
اونقدری به گا رفته بود اعصابم که مجبور شدم به خواهرم زنگ بزنم،

1296
00:51:44,965 --> 00:51:46,798
خب، بهش زنگ زدم تا نظر یه خانم رو راجب قضیه بپرسم.

1297
00:51:46,799 --> 00:51:49,131
داشت از خنده پاره میشد سر اینکه "تو همه طعمه رو برداشتی.

1298
00:51:49,132 --> 00:51:50,831
تو یه احمقی."
گفتم" باید چیکار کنم؟

1299
00:51:50,832 --> 00:51:52,498
او گفت"چرا تو برنمیگردی به اون فروشگاه

1300
00:51:52,499 --> 00:51:54,231
و اون پولیور رو بخری،
نگهش داری،

1301
00:51:54,232 --> 00:51:56,365
و چند ماه بعد بهش بدی به عنوان کادوی تولدش؟"

1302
00:51:56,366 --> 00:51:59,432
من گفتم"نابغه لعنتی! نابغه ای!"

1303
00:51:59,433 --> 00:52:00,831
از فشار تولد متنفرم،

1304
00:52:00,832 --> 00:52:02,165
-همه ی دوستاش...
-"پس...

1305
00:52:02,166 --> 00:52:04,331
میخوای چی براش بگیری؟
قراره واسش چی بگیری؟"

1306
00:52:04,332 --> 00:52:06,631
"یه پولیور تخمی ، جنده."
بم!

1307
00:52:06,632 --> 00:52:08,798
همین

1308
00:52:08,799 --> 00:52:11,131
گرفتم.
خب؟

1309
00:52:11,132 --> 00:52:13,198
سه ماه به سرعت گذشت.
روز تولدش رسید، خب؟

1310
00:52:13,199 --> 00:52:14,998
من تو تخت خوابیدم،
او بیدار میشه،

1311
00:52:14,999 --> 00:52:16,432
میخواست که اون شب بره به یه رستوران.

1312
00:52:16,433 --> 00:52:17,998
گفت"میز رزرو کردی ؟"

1313
00:52:17,999 --> 00:52:20,365
من گفتم"نه هنوز ، ولی خب ، میدونی،

1314
00:52:20,366 --> 00:52:22,065
اوضاع ردیف میشه، میدونی؟"
دوست دخترم شروع کرد ترسیدن.

1315
00:52:22,066 --> 00:52:23,465
"منظورت چیه؟
امروز تولدمه.

1316
00:52:23,466 --> 00:52:24,731
منظورت چیه که  ...

1317
00:52:24,732 --> 00:52:25,864
میز رزرو نکردی؟"

1318
00:52:25,865 --> 00:52:27,498
گفتم"عزیزم،
امروز سه شنبس

1319
00:52:27,499 --> 00:52:28,931
وسط یه بحران اقتصادی.

1320
00:52:28,932 --> 00:52:32,098
مطمئنم که یه میز خالی پیدا میشه" خب؟

1321
00:52:32,099 --> 00:52:33,864
بنابراین شروع کرد ترسیدن.

1322
00:52:33,865 --> 00:52:36,532
تو اعماق وجودم داشتم با خودم میگفتم
"اون پولیور رو خریدم.

1323
00:52:36,533 --> 00:52:38,298
وضعیتم خوبه ، درسته؟

1324
00:52:38,299 --> 00:52:40,631
بنابراین هرچی بیشتر سر من داد میکشید،
واسه من خنده دار تر میشد،

1325
00:52:40,632 --> 00:52:43,365
ولی مثل یک بیشعور،
جای اینکه توی دلم بخندم،

1326
00:52:43,366 --> 00:52:46,365
شروع کردم بلند بلند خندیدن ، خب؟

1327
00:52:46,366 --> 00:52:48,365
یه جورایی چند دفعه خندیدم و به دوست دخترم برخورد،

1328
00:52:48,366 --> 00:52:49,731
گفت"داری به من میخندی؟

1329
00:52:49,732 --> 00:52:51,298
داری به من تو روز تولدم میخندی؟"

1330
00:52:51,299 --> 00:52:52,764
و بعدش هرچی بیشتر داد زد سرم من بیشتر خندیدم.

1331
00:52:52,765 --> 00:52:54,265
هرچی بیشتر خندیدم ،
او بیشتر داد کشید،

1332
00:52:54,266 --> 00:52:56,065
و فقط عصابانیت تخمی دخترونش

1333
00:52:56,066 --> 00:52:57,298
داشت بالا میرفت ، خب؟

1334
00:52:57,299 --> 00:52:58,564
او همه ی راه رو تا رسیدن به اون نقطه پیمود

1335
00:52:58,565 --> 00:52:59,898
او روی درگاه در وایساده بود،

1336
00:52:59,899 --> 00:53:01,265
"میخوای به من تو روز تولدم بخندی؟

1337
00:53:01,266 --> 00:53:03,465
گاییدمت!"
بوم! کوبید به در.

1338
00:53:03,466 --> 00:53:04,998
دویید رفت پایین پله ها.

1339
00:53:04,999 --> 00:53:06,031
تو اون نقطه.

1340
00:53:06,032 --> 00:53:07,432
پوزیشن من تقریبا تو یه حالتی مثل جنین بود

1341
00:53:07,433 --> 00:53:10,231
مثلا ، در حال مردن از شدت خنده،
به سمت دستشویی داشتم میرفتم.

1342
00:53:10,232 --> 00:53:11,232
و ناگهان شنیدم که:

1343
00:53:11,932 --> 00:53:14,498
او برگشت طبقه بالا.
و نمیخوام بهتون دروغ بگم،

1344
00:53:14,499 --> 00:53:16,998
یه کوچولو برای نیم ثانیه ترسیدم.

1345
00:53:16,999 --> 00:53:18,597
آره به خدا.
من فقط شورتم پام بود،

1346
00:53:18,598 --> 00:53:21,298
من احساس آسیب پذیری میکردم.

1347
00:53:21,299 --> 00:53:22,931
اون به سرعت میپره تو دستشویی،

1348
00:53:22,932 --> 00:53:25,831
و همین که صورتشو دیدم ، میدونستم که میخواد کتکم بزنه.

1349
00:53:25,832 --> 00:53:27,798
خب؟
و من عجب بیشعوری بودم،

1350
00:53:27,799 --> 00:53:30,664
من در حقیقت یه برنامه دارم برای وقتی که یه زن میخواد کتکت بزنه.

1351
00:53:30,665 --> 00:53:33,697
مثلا فکرشو بکنید چنتا زن رو من عصبانی کردم تو زندگیم !!

1352
00:53:33,698 --> 00:53:35,564
که در حقیقت میدونستم کار قراره به کجا بکشه.

1353
00:53:35,565 --> 00:53:39,231
داستان از این قراره.
بیشتر زنها، دست و پا چلفتین.

1354
00:53:39,232 --> 00:53:41,231
بسیار خب ، مگه اینکه یه نوع تمرین MMA دیده باشن،
(یک نوع ورزش رزمی)

1355
00:53:41,232 --> 00:53:42,432
اون موقع دیگه خودت میدونی( کمکی از دست من برنمیاد )

1356
00:53:42,433 --> 00:53:44,931
احتمالا چنتایی گیرت بیاد ، خب؟

1357
00:53:44,932 --> 00:53:47,098
ولی بیشترشون دست و پا چلفتین.
بیشترشون راست دستن.

1358
00:53:47,099 --> 00:53:49,131
بنابراین باید حرکت دست رو حدث بزنی.

1359
00:53:49,132 --> 00:53:50,798
این اولین چیزیه که باید حدث بزنی.

1360
00:53:50,799 --> 00:53:52,298
پس به یه طرف خم میشی ، درسته؟

1361
00:53:52,299 --> 00:53:55,031
ضربه با دست راست میاد سمتت.
بم! مچ دستشو میگیری.

1362
00:53:55,032 --> 00:53:57,564
بعد از اینکه از راست میاد،
میدونی که از چپ هم میاد.

1363
00:53:57,565 --> 00:53:59,931
بم ! اونیکی رو هم میگیری.
این وضعیت بسیار وخیمیه.

1364
00:53:59,932 --> 00:54:02,432
بعد از اینکه راستیه رو گرفتی ، و بعدش ، چپیه رو گرفتی،

1365
00:54:02,433 --> 00:54:03,831
به سرعت ، باید یه قدم بیای عقب،

1366
00:54:03,832 --> 00:54:07,198
و باید اینجوری کنی.

1367
00:54:07,199 --> 00:54:10,697
چونکه طرفت سعی میکنه که بزنه تو تخمات.

1368
00:54:10,698 --> 00:54:13,231
درحالی که داره لگد میزنه ،
بعد باید بچرخی دورش،

1369
00:54:13,232 --> 00:54:14,265
سرت رو پایین بیاری،

1370
00:54:14,266 --> 00:54:15,964
چونکه سعی میکنن که با کله بزنن بهت،

1371
00:54:15,965 --> 00:54:17,764
و بعد فقط باید از قدرت وزنت استفاده کنی

1372
00:54:17,765 --> 00:54:19,831
تا به آرومی بیاریدشون پایین روی زمین

1373
00:54:19,832 --> 00:54:21,898
در حال که حرفای رمانتیک رو زمزمه میکنی:
"اوه کاشی هارو نگاه کن

1374
00:54:21,899 --> 00:54:23,298
یادته که تو اونارو انتخاب کردی؟

1375
00:54:23,299 --> 00:54:25,265
خیلی خوب به کاغذدیواری ها میان."

1376
00:54:25,266 --> 00:54:27,231
درسته؟

1377
00:54:30,399 --> 00:54:33,465
ولی او گولم زد.
او اومد تو دستشویی.

1378
00:54:33,466 --> 00:54:34,998
او یه جور مشت رو اختراع کرد.

1379
00:54:34,999 --> 00:54:36,998
از راست نزد
از چپ نزد.

1380
00:54:36,999 --> 00:54:38,298
او خیلی خشمگینانه اومد...

1381
00:54:38,299 --> 00:54:41,597
با یه چیزی مثل دستگاه شوک ، خب؟

1382
00:54:41,598 --> 00:54:44,432
محکم زد به شونه هام و تو قفسه سینم.

1383
00:54:44,433 --> 00:54:46,098
یه ضربه محکم... اینجوری

1384
00:54:46,099 --> 00:54:48,998
تقریبا پرت شدم توی وان.

1385
00:54:48,999 --> 00:54:50,365
و خودمو گرفتم،

1386
00:54:50,366 --> 00:54:52,131
و او کاملا منتظر این بود که من گول طعمه بخورم و کنترلمو از دست بدم.

1387
00:54:52,132 --> 00:54:55,065
که دم به تله ندادم.
خونسردی خودمو حفظ کردم.

1388
00:54:55,066 --> 00:54:56,898
فقط گفتم "عزیزم...

1389
00:54:56,899 --> 00:54:59,065
به نظرم باید بری سرکار حالا."

1390
00:54:59,066 --> 00:55:01,597
او نمیدونست باید چیکار کنه.
او اینجوری...

1391
00:55:01,598 --> 00:55:03,697
و فقط رفت بیرون

1392
00:55:03,698 --> 00:55:05,098
خب؟

1393
00:55:05,099 --> 00:55:07,165
رفت نشست تو ماشین، رفت سمت محل کارش.

1394
00:55:07,166 --> 00:55:10,798
رفتم توی آشپزخونه.
چنتا پیک زدم.

1395
00:55:10,799 --> 00:55:13,597
رفتم نشستم و شروع کردم شبکه ورزشی نگاه کردن

1396
00:55:15,799 --> 00:55:18,298
سه دقیقه ی لعنتی بعدش،
ناگهان تلفن زنگ میخوره.

1397
00:55:18,299 --> 00:55:20,231
بسیار خب ، تلفن رو برداشتم و فقط شنیدم صدای دوست دخترمو که میگه

1398
00:55:20,232 --> 00:55:23,532
"سیلام

1399
00:55:23,533 --> 00:55:27,131
اوکی.
همه چی یه کوچولو بد پیش رفت."

1400
00:55:27,132 --> 00:55:28,798
گفتم. " یه کوچولو؟

1401
00:55:28,799 --> 00:55:31,198
نزدیک بود سر منو بشکونی وقتی انداختیم تو وان."

1402
00:55:31,199 --> 00:55:33,432
"متاسفم، من فقط...
من حساسم."

1403
00:55:33,433 --> 00:55:35,432
این چیزیه که اونا میگن وقتی که گند میزنن.

1404
00:55:35,433 --> 00:55:36,532
"من حساسم.

1405
00:55:36,533 --> 00:55:38,697
من فقط اینقدر عشق نسبت بهت دارم ..

1406
00:55:38,698 --> 00:55:41,366
که سعی میکنم دلیل این باشم که تشنج میکنی!"

1407
00:55:45,099 --> 00:55:47,231
من نمیدونم.

1408
00:55:47,232 --> 00:55:48,432
من تو این قضیه ها خوبم.

1409
00:55:48,433 --> 00:55:51,564
حالا دیگه کل زندگی شخصیمو به گند کشیدم.

1410
00:55:51,565 --> 00:55:52,764
واقعا، میدونی؟

1411
00:55:52,765 --> 00:55:54,331
میترسم که ازدواج کنم پسر.

1412
00:55:54,332 --> 00:55:56,597
چرا باید... مثلا...
چرا یه مرد نباید بترسه گه

1413
00:55:56,598 --> 00:55:57,998
در این نقطه زندگی ازدواج کنه؟

1414
00:55:57,999 --> 00:55:59,165
یه نگاه به کوب بنداز.
(Kobe Bryant بسکتبالیست آمریکایی)

1415
00:55:59,166 --> 00:56:01,231
نگاه کن درگیر چه کسشرایی شده الان.

1416
00:56:01,232 --> 00:56:03,398
خب؟
یارو داره طلاق میگیره.

1417
00:56:03,399 --> 00:56:05,697
زنش قراره 70 میلیون دلار گیرش بیاد
(گه بازم دلار رو 4 هزار تومن بگیریم :
280'000'000'000)

1418
00:56:05,698 --> 00:56:09,664
که تاحالا حتی یه ضربه 2 امتیازی هم نداشته.

1419
00:56:09,665 --> 00:56:12,864
میدونی؟
میشه یکی توضیح بده...

1420
00:56:12,865 --> 00:56:14,365
این توافقات طلاق رو ؟

1421
00:56:14,366 --> 00:56:16,365
میشه یکی کاری بکنه این کسشرا با عقل جور در بیاد

1422
00:56:16,366 --> 00:56:19,231
زن تایگر وودز..
250 میلیون دلار!
(بازیکن گلف)

1423
00:56:19,232 --> 00:56:20,964
زنش یه بچه نگه داره!

1424
00:56:20,965 --> 00:56:25,032
که صلاحیت داشتن یک چهارم میلیارد دلار داره!

1425
00:56:27,899 --> 00:56:29,398
یه نفر ، بفرمایید...

1426
00:56:29,399 --> 00:56:31,198
یه نفر بهم توضیح بده...
توجیهش کن.

1427
00:56:31,199 --> 00:56:32,564
توجیه کنین.
چی،چی؟

1428
00:56:32,565 --> 00:56:35,231
تایگر وودز به زنش خیانت کرد؟
خب به چپمم !

1429
00:56:35,232 --> 00:56:37,031
آره ، به چپ و راستم.
به زنش خیانت کرد.

1430
00:56:37,032 --> 00:56:38,498
عالیه ، بنابراین رابطشون تمومه.

1431
00:56:38,499 --> 00:56:39,831
کوب خیانت کرد ، درسته؟

1432
00:56:39,832 --> 00:56:41,597
اون رابطه نباید دقیقا همونجا تموم میشد؟

1433
00:56:41,598 --> 00:56:44,065
چرا زنش به جوری میچرخید انگار یه پلیسه که سه سال بیشتر کار کرده

1434
00:56:44,066 --> 00:56:45,798
و سعی میکنه حقوق بازنشستگی کوفتیشو بگیره ، درسته؟

1435
00:56:45,799 --> 00:56:49,532
واسه 10 سالی سپری کرده؟

1436
00:56:50,698 --> 00:56:54,398
نمیدونم.
شاید زیادی تند باشه.

1437
00:56:54,399 --> 00:56:55,998
این چرت و پرتا اذیتم میکنن ، پسر.

1438
00:56:55,999 --> 00:56:59,298
رفیق ، یه بیماری جنده گری داره فراگیر میشه که دنبال پولن

1439
00:56:59,299 --> 00:57:02,564
تو این کشور.

1440
00:57:02,565 --> 00:57:04,365
و هرشب که میزنم اخبار ببینم،

1441
00:57:04,366 --> 00:57:07,398
منتظرم که یه کسی بهش اشاره کنه.

1442
00:57:07,399 --> 00:57:09,964
هرشب.
هیچ وقت ندیدم، میدونی؟

1443
00:57:09,965 --> 00:57:11,864
و هرشبی که من بحث جنده های پول پرست رو مطرح کردم،

1444
00:57:11,865 --> 00:57:13,298
جمعیت جوری میکشن عقب

1445
00:57:13,299 --> 00:57:15,532
انگار که من این بالا دارم راجب پاگنده حرف میزنم، درسته؟
(پاگنده موجود افسانه ای آمدیکای شمالی )

1446
00:57:15,533 --> 00:57:18,731
انگار که من دارم میگم ماه از پنیر ساخته شده یا از این کسشرا.

1447
00:57:18,732 --> 00:57:24,298
دارم راجب جنده ها حرف میزنم ملت!
اونها همه جا هستن!

1448
00:57:24,299 --> 00:57:26,031
چنتا؟

1449
00:57:26,032 --> 00:57:29,597
چنتا مرد بزرگ دیگه قراره نابود شن

1450
00:57:29,598 --> 00:57:33,365
تا ما یه کاری انجام بدیم؟

1451
00:57:33,366 --> 00:57:36,432
چرا اینقدر همتون ساکت شدید؟

1452
00:57:37,598 --> 00:57:39,365
لعنتی!
من نمیفهمم.

1453
00:57:39,366 --> 00:57:41,165
چیه... خانم ها،
شماها فکر میکنین دارم به شما میگم...

1454
00:57:41,166 --> 00:57:43,798
من هیچ زنی رو داخل اینجا نمیگم یه جندس ، اوکی؟

1455
00:57:43,799 --> 00:57:45,831
پس عقب نکشید.
این انصافانه نیست، اوکی؟

1456
00:57:45,832 --> 00:57:48,731
اگه شماها بحث کسایی که زنشونو کتک میزنن رو مطرح کنید من عقب نمیکشم.

1457
00:57:48,732 --> 00:57:50,398
درکش میکنم.

1458
00:57:50,399 --> 00:57:52,597
یه مردایی وجود دارن که زنهاشونو کتک میزنن.
باید جلوی اونها گرفته بشه.

1459
00:57:52,598 --> 00:57:54,265
این جنده های پول پرست برای زن ها

1460
00:57:54,266 --> 00:57:57,231
مثل همون زن کتک زنا هستن برای مردا.

1461
00:57:57,232 --> 00:57:58,564
آره اینجوریه

1462
00:57:58,565 --> 00:58:00,764
به جز اینکه ما درانتها اون عکسهای تکه تکه شده ریحانا رو نداریم

1463
00:58:00,765 --> 00:58:03,631
بنابراین ، این آشکار نیست.

1464
00:58:03,632 --> 00:58:08,532
این داخل چشمهاست.
این توی خط های صورتتونه.

1465
00:58:08,533 --> 00:58:10,731
این توی تن بالای صدای مل گیبسونه
(بازیگر و کارگردان)

1466
00:58:10,732 --> 00:58:11,864
توی ماشین پاسخ:

1467
00:58:11,865 --> 00:58:14,831
"من باید بیخیال بلیط های ماهیگیریم بشم!" درسته؟

1468
00:58:14,832 --> 00:58:20,798
این صدای مردیه که دارن هرچیزی که به دست آورده رو ازش میگیرن.

1469
00:58:20,799 --> 00:58:24,398
باید بهتون بگم،
من به زنها حسادت میکنم، اوکی؟

1470
00:58:24,399 --> 00:58:26,298
نمیگم که مشکلات شما حل شده،

1471
00:58:26,299 --> 00:58:28,998
ولی حداقل ، دارن مشکلاتتون رو جدی میگیرن.

1472
00:58:28,999 --> 00:58:31,498
میدونی؟

1473
00:58:31,499 --> 00:58:34,432
یه شماره از1-800 بهتون افتاده،
ربان بسته شده،

1474
00:58:34,433 --> 00:58:36,564
اینم از گروه ها،

1475
00:58:36,565 --> 00:58:37,964
و مردم اهمیت میدن.

1476
00:58:37,965 --> 00:58:41,798
ولی هر اتفاقی که برای یه مرد بیفته،
فقط مضحک در نظر گرفته میشه.

1477
00:58:41,799 --> 00:58:43,398
یه زنی دودول آقاییش رو ببره،

1478
00:58:43,399 --> 00:58:45,697
پرتش بکنه تو دستگاه زباله سوز،

1479
00:58:45,698 --> 00:58:48,165
و روشنش کنه،

1480
00:58:48,166 --> 00:58:50,298
مردم فکر خواهند کرد این خیلی خنده داره
اونا ..."آااااه !

1481
00:58:50,299 --> 00:58:53,798
هی استامپی!"
هیچی اهمیت نمیده.

1482
00:58:53,799 --> 00:58:56,664
فکر میکنین اگه یه یارویی ممه های یه زن رو ببره

1483
00:58:56,665 --> 00:58:57,864
و بندازه تو خشک کن ،

1484
00:58:57,865 --> 00:59:01,098
هیشکی راجبش روز بعد شوخی میکنه؟

1485
00:59:01,099 --> 00:59:03,664
کل کشور عزای عمومی اعلام میشه.

1486
00:59:03,665 --> 00:59:06,298
یه لحظه سکوت خواهد بود به احترام ممه ها

1487
00:59:06,299 --> 00:59:08,532
ان اف ال ها یه هدبند با رنگ خاصی خواهند بست

1488
00:59:08,533 --> 00:59:12,298
که همه مردم باید بپوشن برای یک ماه تمام .

1489
00:59:12,299 --> 00:59:16,698
زننده ترین رنگی که ممکنه به ذهنشون برسه.

1490
00:59:19,332 --> 00:59:22,298
تمام قهرمان های من دارن نابود میشن.

1491
00:59:22,299 --> 00:59:23,898
آرنولد شوارتزینگر

1492
00:59:23,899 --> 00:59:26,165
یه مرد فوق العاده دیگه.

1493
00:59:26,166 --> 00:59:28,831
یه مرد فوق العاده دیگه.

1494
00:59:28,832 --> 00:59:33,597
که توسط یک جنده پول پرستی که خدمتکارش بود نابود شده.

1495
00:59:33,598 --> 00:59:35,798
و من نمیگم که آرنولد یه تیکه کثافط نیست

1496
00:59:35,799 --> 00:59:38,065
برای کاری که کرد...
این حرکت کثیفی بود...

1497
00:59:38,165 --> 00:59:40,065
ولی چرا فقط از او صحبت میشد؟

1498
00:59:40,066 --> 00:59:42,131
خدمتکاره چی ؟
چرا اون خدمتکار نامیده میشد

1499
00:59:42,132 --> 00:59:43,365
تو کل اون داستان؟

1500
00:59:43,366 --> 00:59:46,398
هیچ وقت بهش نگفتن جنده ، هیچ وقت.

1501
00:59:46,399 --> 00:59:47,532
اینچیزا ذهنمو اذیت میکنه.

1502
00:59:47,533 --> 00:59:49,498
خدمتکاره زن آرنولد رو میشناخت،
با اسم کوچیک صداش میکرد.

1503
00:59:49,499 --> 00:59:51,298
با بچه هاشون بازی میکرد،
به شوهر اون زن رفت داد

1504
00:59:51,299 --> 00:59:52,432
تو تخت تخمی خودشون.

1505
00:59:52,433 --> 00:59:53,898
این دقیقا انتهای جک لیسته...

1506
00:59:53,899 --> 00:59:54,931
اولین سالن رای گیری از یه جنده مشهور.

1507
00:59:54,932 --> 00:59:58,465
درست همونجا

1508
00:59:58,466 --> 01:00:00,964
هرگز، فکر میکنید که او با آرنولد ریخت رو هم؟

1509
01:00:00,965 --> 01:00:05,131
به خاطر اون مدل موی خفنش ؟

1510
01:00:05,132 --> 01:00:07,065
اون فضای خالی بین دندون هاش

1511
01:00:07,066 --> 01:00:08,898
که من میتونستم سیم این میکروفون رو بینش قرار بدم؟

1512
01:00:08,899 --> 01:00:11,931
یا اینکه فکر میکنید همش به خاطر مهد پوله؟

1513
01:00:11,932 --> 01:00:14,832
که خوابیده توی تخت خواب؟

1514
01:00:16,032 --> 01:00:17,265
اوه ، حال به هم زنه

1515
01:00:17,266 --> 01:00:19,198
این چیز وحشتنکایه که به عنوان یه مرد ببینی...

1516
01:00:19,199 --> 01:00:20,764
که ببینی مرد های دیگه گرفتار این کسشرا میشن، میدونی؟

1517
01:00:20,765 --> 01:00:23,631
و بعد هیچ نوع بررسی صورت نمیگیره.

1518
01:00:23,632 --> 01:00:25,931
اونا فقط میگن"اه او یه احمقه، او ابلهه."

1519
01:00:25,932 --> 01:00:28,165
اون مرد احمقه؟
اگه اون مرد احمقه،

1520
01:00:28,166 --> 01:00:30,731
من چه کس کشیم؟ درسته؟

1521
01:00:32,299 --> 01:00:34,532
اصلا با عقل جور در میاد؟

1522
01:00:34,533 --> 01:00:35,831
چرا باید از این کارا بکنین؟

1523
01:00:35,832 --> 01:00:37,231
چرا باید همچین کارایی رو انجام بدید

1524
01:00:37,232 --> 01:00:38,432
و بعد گند بزنید

1525
01:00:38,433 --> 01:00:40,365
برید به زشت ترین انسان رو زمین

1526
01:00:40,366 --> 01:00:41,964
که من تاحالا تو زندگیم دیدم بدید

1527
01:00:41,965 --> 01:00:43,731
من نمیگم که من خیلی سوگولیم.

1528
01:00:43,732 --> 01:00:45,631
من فقط دارم میگم ، میدونی؟

1529
01:00:47,533 --> 01:00:50,631
باید یه چیزی فراتر از اینها باشه ، درسته؟

1530
01:00:50,632 --> 01:00:52,198
میدونید من فکر میکنم چیه داستان؟

1531
01:00:52,199 --> 01:00:54,465
من فکر میکنم این مربوط به جوریه که آرنولد حرف میزنه ، میدونی؟

1532
01:00:59,132 --> 01:01:03,864
این یارو باید در حال تخلیه کامیون باشه توی ترانسیلوانیا.

1533
01:01:03,865 --> 01:01:06,931
این باید نهایت موفقیتش باشه.

1534
01:01:06,932 --> 01:01:08,498
ولی چون یه مرد فوق العاده ایه،

1535
01:01:08,499 --> 01:01:11,265
اون جرئتشو داشت تا به آمریکا نقل مکان کنه،

1536
01:01:11,266 --> 01:01:13,798
و به خاطر وزنه بلند کردن مشهور بشه.

1537
01:01:13,799 --> 01:01:17,365
منم وزنه بلند میکنم.
هیشکی به کیرشم نیست.

1538
01:01:17,366 --> 01:01:19,864
او وزنه بلند میکنه...
"اااه ، اااه ، اااه!"

1539
01:01:19,865 --> 01:01:21,931
تبدیل میشه به فوق مشهور

1540
01:01:21,932 --> 01:01:24,265
آیا بعدازاون روی پرقو استراحت کرد؟
نه ، چالش بعدی:

1541
01:01:24,266 --> 01:01:25,697
"من میرم یه بازیگر بشم

1542
01:01:25,698 --> 01:01:29,432
با وجود این حقیقت که هیچکس حتی نمیتونه منو متوجه بشه"

1543
01:01:29,433 --> 01:01:31,398
برخلاف چیزای عجیب،
او شروع کرد به فیلم ساختن.

1544
01:01:31,399 --> 01:01:34,731
"بیا پایین! یه بمب اینجاست. از اینجا برید بیرون!"

1545
01:01:36,166 --> 01:01:39,298
تبدیل میشه به یکی از بزرگترین ستاره های بلاک باستر تو کل دوران.
(بلاک باستر اصطلاحیه که به فیلم های پرفروش و موفق داده میشه)

1546
01:01:39,299 --> 01:01:40,697
"بعدش میخوای چیکار کنی آرنی؟"

1547
01:01:40,698 --> 01:01:42,432
"فک میکنم میخوام با یه کندی ازدواج کنم."

1548
01:01:42,433 --> 01:01:44,532
"محاله بتونی اینکارو انجام بدی."

1549
01:01:44,533 --> 01:01:46,532
بم ! اینکارو انجام میده!

1550
01:01:46,533 --> 01:01:47,964
نوک قله

1551
01:01:47,965 --> 01:01:51,331
من سعی میکنم فرماندار ایالتی بشم که اسمشم نمیتونم تلفظ کنم ،

1552
01:01:51,332 --> 01:01:54,231
و او انتخابات رو پیروز میشه

1553
01:01:54,232 --> 01:01:56,564
چرا آرنولد نباید فکر کنه که میتونه خدمتکارش رو آبگوشت کنه

1554
01:01:56,565 --> 01:01:59,165
توی تخت خودش و بتونه از زیرش در بره؟

1555
01:01:59,166 --> 01:02:03,764
رو این یارو بیش از چهار دهس مردم تمرکز کردن!

1556
01:02:03,765 --> 01:02:08,465
چهار دهه...
هیچی ولی نت

1557
01:02:08,466 --> 01:02:10,532
یه خدمتکار رو تو تخت خودم بپکونم؟

1558
01:02:10,533 --> 01:02:13,098
این قضیه جدیه رفیق.
تو مطمئنی؟

1559
01:02:13,099 --> 01:02:14,697
من یه اکشن داشتم با یه آدم قد کوتاه.

1560
01:02:14,698 --> 01:02:16,265
حتی یه کاندوم هم نیاز ندارم.

1561
01:02:20,232 --> 01:02:22,099
درسته؟

1562
01:02:23,899 --> 01:02:26,065
و بعدش چی میشه؟
<گرد سم خران شما نیز بگذرد>

1563
01:02:26,066 --> 01:02:28,131
بعد یه مشت دهاتی از کارگاه هاشون بیرون میان

1564
01:02:28,132 --> 01:02:30,165
و شروع میکنن به قضاوت کردن این مرد بزرگ.

1565
01:02:30,166 --> 01:02:32,731
این چاقالو ها، این پیرهای لعنتی

1566
01:02:32,732 --> 01:02:35,298
که هرگز هیچی بهشون نرسیده.

1567
01:02:35,299 --> 01:02:36,664
میان تو تلویزیون...

1568
01:02:36,665 --> 01:02:40,098
"رفتار قطعا سازمان یافته.

1569
01:02:40,565 --> 01:02:42,565
کدوم خدمات اجتماعی؟

1570
01:02:42,899 --> 01:02:46,798
میراث او..."

1571
01:02:46,799 --> 01:02:49,165
انگار اصلا نمیدونن

1572
01:02:49,166 --> 01:02:52,631
وسوسه شدن در اون سطح شبیه چیه ، خب؟

1573
01:02:52,632 --> 01:02:53,931
مثلا اونها گروه هایی دارن

1574
01:02:53,932 --> 01:02:56,831
همینکه از مرکوری تریسرشون بیرون میان
(یه نوع ماشین هاچ بک)

1575
01:02:56,832 --> 01:02:58,864
که سمت دیگه آشغال دونی پارک شده.

1576
01:02:58,865 --> 01:03:01,932
واقعا؟
شماها میزنید لت و پارشون کنید؟

1577
01:03:03,665 --> 01:03:05,365
این مرد ، دیگه یه مرد بزرگ نیست؟

1578
01:03:05,366 --> 01:03:06,564
<ترمیناتور> به حساب نمیاد؟

1579
01:03:06,565 --> 01:03:08,198
این کسشریه که داری بهم میگی؟

1580
01:03:08,199 --> 01:03:10,165
به خاطر اینکه او آلیس رو گاییده؟
واقعا؟

1581
01:03:10,166 --> 01:03:12,331
او دیگه یه مرد بزرگ نیست به خاطر اون کار،

1582
01:03:12,332 --> 01:03:14,198
پس همه چی تمومه؟

1583
01:03:14,199 --> 01:03:16,065
کسی اینجا هست که فکر کنه بتونه مهاجرت کنه به اتریش،

1584
01:03:16,066 --> 01:03:18,465
زبانشونو یاد بگیره،
به خاطر سخت کوشیش مشهور شه،

1585
01:03:18,466 --> 01:03:21,198
بعدش یه ستاره سینما بشه،
بعد با خاندان سلطنتیشون ازدواج کنه،

1586
01:03:21,199 --> 01:03:22,465
و یه اداره عمومی رو نگه داره؟

1587
01:03:22,466 --> 01:03:24,098
چنتا زندگی نیاز خواهی داشت...

1588
01:03:24,099 --> 01:03:27,165
من سومین باریه که دارم تلاش میکنم برای اسپانیاییه لاتین.

1589
01:03:27,166 --> 01:03:29,331
خب؟

1590
01:03:29,332 --> 01:03:31,631
چجوری میتونم این آدما رو قضاوت کنم؟

1591
01:03:31,632 --> 01:03:34,664
من به زور میتونم با وسوسه های فیس بوک ونار بیام.

1592
01:03:34,665 --> 01:03:36,664
حالا قراره تایگر وودز رو قضاوت کنم؟

1593
01:03:36,665 --> 01:03:39,331
من گلف بازی میکنم.
من از سوراخ 18هم رد نمیشم،

1594
01:03:39,332 --> 01:03:41,231
و اونجا یه اتوبوس خانم های اسکاندیناوی هست

1595
01:03:41,232 --> 01:03:43,365
که منتظرن مخمو بگان.

1596
01:03:43,366 --> 01:03:46,099
"ببخشید خانم ها ، باید برم خونه پیش همسرم" خب؟

1597
01:03:47,865 --> 01:03:50,098
نه ، این منو میکشه.

1598
01:03:50,099 --> 01:03:53,398
و اون بیرون هیچ کمکی نیست برای مردها

1599
01:03:53,399 --> 01:03:54,798
هیچی.
هیچی اون بیرون نیست

1600
01:03:54,799 --> 01:03:56,597
که کمکت کنه با پولدار شدن و مشهور شدن ونار بیای.

1601
01:03:56,598 --> 01:04:00,398
هیچی نیست که آمادت کنه دربرابر اون گروه از جنده ها

1602
01:04:00,399 --> 01:04:02,564
که تو افق قراره شکل بگیرن ، خب؟

1603
01:04:02,565 --> 01:04:05,198
مثل <i> Braveheart...</i>
صورت ها رنگ شده ، دامن ها پوشیده.

1604
01:04:05,199 --> 01:04:06,432
ما هم به پایین خواهیم دوید.

1605
01:04:06,433 --> 01:04:08,098
اونا میپرن روی کیرت حتی جلوی روی همسرت.

1606
01:04:08,099 --> 01:04:09,864
اونا اهمیتی نمیدن.

1607
01:04:09,865 --> 01:04:11,964
حتی یه کتابچه راهنما هم نیست.

1608
01:04:11,965 --> 01:04:14,265
من یه مقاله دیدم که راجب این نوشته شده بود

1609
01:04:14,266 --> 01:04:15,731
تو مجله <i> Time Magazine.</i>

1610
01:04:15,732 --> 01:04:18,465
گفته شده بود " چرا اینقدر مرد های ثروتمند و پولدار و مشهور

1611
01:04:18,466 --> 01:04:20,931
کاملا مانند خوک رفتار میکنن؟"
خب؟

1612
01:04:20,932 --> 01:04:23,465
ولی مقاله در حقیقت نوسط یک زن نوشته شده بود.

1613
01:04:23,466 --> 01:04:25,065
مثل این میمونه که من یه کتاب بنویسم:

1614
01:04:25,066 --> 01:04:28,831
<i>سومین دوره سه ماهه و چیزی که باید انتظار داشت </i>
(در حاملگی)

1615
01:04:28,832 --> 01:04:32,365
خانم ها ، شماها قراره یه فشاری رو احساس کنید...

1616
01:04:32,366 --> 01:04:34,331
از کدوم گوری من میتونم بدونم؟

1617
01:04:34,332 --> 01:04:36,465
شماها نمیخواید اونو از زبان من بشنوید ، درسته؟

1618
01:04:36,466 --> 01:04:38,165
پس چرا این زن داره به من میگه

1619
01:04:38,166 --> 01:04:39,798
چه حسی داره که دودول داشته باشی؟

1620
01:04:39,799 --> 01:04:41,498
اصلا با عقل جور در نمیاد.

1621
01:04:41,499 --> 01:04:44,365
روحتم خبر نداره که دودول داشتن چجوریه.

1622
01:04:44,366 --> 01:04:46,898
24 ساعت روز هفت روز هفته:
"بکن بکن بکن بگاش بکن."

1623
01:04:46,899 --> 01:04:49,597
این چیزیه که داره میگه.
"بکن ، بکن!

1624
01:04:49,598 --> 01:04:51,165
آره، بکن!"

1625
01:04:51,166 --> 01:04:53,964
اینجوریه که ما انسان ها به عنوان یک گونه بقا پیدا میکنیم.

1626
01:04:53,965 --> 01:04:56,265
تمام مرد های اینجا جوری برنامه ریزی شدن تا

1627
01:04:56,266 --> 01:04:59,031
بتونن با 85 درصد زنهای اینجا سکس کنن.

1628
01:04:59,032 --> 01:05:00,631
درسته؟
آره ، ما همینیم.

1629
01:05:00,632 --> 01:05:02,465
"بکن بکن بکن بکن"
میدونی؟

1630
01:05:02,466 --> 01:05:03,964
فقط اینکارو نمیکنیم همین.

1631
01:05:03,965 --> 01:05:06,165
دلیلی که ما اینکارو نمیکنیم این نیست که

1632
01:05:06,166 --> 01:05:08,532
دودولمون رو سرزنش کنیم ، میدونی؟

1633
01:05:08,533 --> 01:05:10,697
مثلا یه مردی که تو انبار کار میکنه،

1634
01:05:10,698 --> 01:05:13,532
دلش میخواد که اندازه یه آدم مشهور ، سکس داشته باشه، درسته؟

1635
01:05:13,533 --> 01:05:14,764
ولی نمیتونه اینکارو بکنه.

1636
01:05:14,765 --> 01:05:18,664
چونکه فاحشه ها اهمیتی به یه نجار نمیدن، درسته؟

1637
01:05:21,466 --> 01:05:24,365
ولی اگه همین که لاتاری برنده شه ،
(یه نوع قرعه کشی)

1638
01:05:24,366 --> 01:05:25,697
ناگهان اون صدای
"بکن بکن بکن بکن"

1639
01:05:25,698 --> 01:05:27,231
میدونی، اون صدا زندگیش رو تحت تاثیر قرار نمیداد،

1640
01:05:27,232 --> 01:05:28,864
ولی بعد ناگهان ، سروکله این جنده ها پیدا میشه...

1641
01:05:28,865 --> 01:05:31,432
"من پایم، من ساک میزنم، من میدم" درسته؟

1642
01:05:32,765 --> 01:05:36,198
نه، یه کسی باید پیش قدم شه، درسته؟

1643
01:05:36,199 --> 01:05:38,331
من حتی در حقیقت جنده هارو مقصر نمیدونم.

1644
01:05:38,332 --> 01:05:39,964
فقط...مردها ،
کسشون خل بوده.

1645
01:05:39,965 --> 01:05:41,432
ما داریم چیکار میکنیم؟

1646
01:05:41,433 --> 01:05:43,564
چرا ما اینقدر داریم سخت کار میکنیم ولی بعدش راحت میدیم بره

1647
01:05:43,565 --> 01:05:45,065
به چنتا داف که سه شیفت کار کردن

1648
01:05:45,066 --> 01:05:48,432
روی سایز سینه هاشون، میدونی؟

1649
01:05:48,433 --> 01:05:49,998
مادرجنده ها یه مشت مفت خورن

1650
01:05:49,999 --> 01:05:52,597
میشینن اونجا با یه خروار آرایش و چاک هاشون

1651
01:05:52,598 --> 01:05:55,597
قدم میزنن با صدها میلیون دلار.

1652
01:05:55,598 --> 01:05:58,198
حالم داره از این داستان به هم میخوره.
"این چیزیه که قانون میگه."

1653
01:05:58,199 --> 01:05:59,331
صد سال پیش،

1654
01:05:59,332 --> 01:06:00,532
میتونستم با دسته جارو لت و پارت کنم

1655
01:06:00,533 --> 01:06:02,298
و بگم
"این چیزیه که قانون میگه."

1656
01:06:02,299 --> 01:06:05,031
مارو درست نمیکنه.

1657
01:06:05,032 --> 01:06:07,165
نه ، این واقعی نیست

1658
01:06:07,166 --> 01:06:09,498
و همه این اتفاقا داره میفته،
و ما هیچکاری انجام نمیدیم.

1659
01:06:09,499 --> 01:06:11,065
ما داریم چیکار میکنیم؟
از همون کسشرای قدیمی.

1660
01:06:11,066 --> 01:06:14,265
میشینیم دور هم و مختار نگاه میکنیم، درسته؟

1661
01:06:14,266 --> 01:06:16,798
یه کسشرایی راجب مار سمی میبینیم

1662
01:06:16,799 --> 01:06:18,198
که اون طرف دنیاست

1663
01:06:18,199 --> 01:06:20,931
فقط همین ، سرتو با این اطلاعات بی مصرف مر میکنی.

1664
01:06:20,932 --> 01:06:23,564
چه باید کرد اگر روبروی یه ببر بنگال قرار گرفته باشیم

1665
01:06:23,565 --> 01:06:25,398
بهشون نگاه نکنید،
جای دیگه ای رو نگاه نکنید.

1666
01:06:25,399 --> 01:06:28,764
به آرامی به عقب قدم بردارید
در حالی که دوستتان را به جلو هل میدهید.

1667
01:06:28,765 --> 01:06:30,631
درسته؟

1668
01:06:30,765 --> 01:06:32,265
اینهمه اطلاعات بی مصرف

1669
01:06:32,366 --> 01:06:34,764
با اینحال هنوزم در حیرت این چیز آویزون بین پاهاتی

1670
01:06:34,765 --> 01:06:37,231
که میتونه باعث نابودی کل امپراطوریت بشه...

1671
01:06:37,232 --> 01:06:38,398
هفت دقیقه یا کمتر.

1672
01:06:38,399 --> 01:06:41,331
هیچی راجبش نمیدونم.

1673
01:06:41,332 --> 01:06:44,165
حتی بدتر اینکه، فکر میکنید که دودولتون دوستتونه.

1674
01:06:44,166 --> 01:06:45,365
آره ، میدونی جرا؟

1675
01:06:45,366 --> 01:06:47,165
چونکه دودولت شبیه کسیه که خواب میبینه ، میدونی؟

1676
01:06:47,166 --> 01:06:48,631
دودولت باور داره که

1677
01:06:48,632 --> 01:06:51,065
که مثل یه سخنگو انگیزشیه

1678
01:06:51,066 --> 01:06:52,864
من برام مهم نیست تو جه سوالی میپرسی.

1679
01:06:52,865 --> 01:06:54,798
من همیشه جواب اینه
"آره، آره، قطعا.

1680
01:06:54,799 --> 01:06:55,964
به نظر یه نقشه میاد!

1681
01:06:55,965 --> 01:06:59,964
استراتژی خروج... بعدا!
اوضاعمون خوبه!"

1682
01:06:59,965 --> 01:07:01,964
کیرت کجاست وقتی که گیر میفتی، درسته؟

1683
01:07:01,965 --> 01:07:03,931
فقط شل و خمیده میشه و انگار میگه
"آره ، فکر کردم که

1684
01:07:03,932 --> 01:07:06,498
این ایده خوبیه."
آره.

1685
01:07:06,499 --> 01:07:07,697
باید اینو بدونی.

1686
01:07:07,698 --> 01:07:09,631
رفیق ، اگه دودولت یه مربی دسته سه بود،

1687
01:07:09,632 --> 01:07:10,898
هیشکیو بالا نگه نمیداشت.

1688
01:07:10,899 --> 01:07:13,365
یه موج به همه اطرافیان میداد.

1689
01:07:13,366 --> 01:07:15,564
"همگی ، بلند شید!

1690
01:07:15,565 --> 01:07:17,265
"تو گرفتی ، تو گرفتی.

1691
01:07:17,266 --> 01:07:19,864
اه لعنتی ، او داره میاد.
بکش بکش بکش!"

1692
01:07:19,865 --> 01:07:21,231
بسیار خب شماها عالی بودین.

1693
01:07:21,232 --> 01:07:22,764
خیلی ممنون از اینکه اومدید بیرون.

1694
01:07:22,765 --> 01:07:25,432
امیدوارم همونقدری که به من خوش گذشت به شما هم گذشته باشه.

1695
01:07:25,433 --> 01:07:26,764
ممنونم!

1696
01:07:28,264 --> 01:07:36,264
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1697
01:07:39,708 --> 01:08:00,400
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »
[ CinemaFreak.Net ]
