WEBVTT

1
00:00:01.470 --> 00:00:21.530
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:23.550 --> 00:00:27.250
داستان یه سقوط از طبقه چهارم بود

3
00:00:27.260 --> 00:00:31.960
از بالایِ سقف
روی زمین بتونیِ پایینش

4
00:00:31.960 --> 00:00:35.360
تازه جشن تولد 29 سالگی شو گذرونده بود

5
00:00:41.570 --> 00:00:43.440
911
می تونم کمکتون کنم ؟

6
00:00:43.440 --> 00:00:45.970
من نیاز به یه امدادگر دارم . افتاد

7
00:00:45.970 --> 00:00:47.410
چقدر سقوط کرده ؟

8
00:00:47.410 --> 00:00:49.280
چهار طبقه سقوط کرد
که میشه 12 متر

9
00:00:49.280 --> 00:00:51.280
خون تویِ دهنشه
به غیر از اون ،

10
00:00:51.280 --> 00:00:53.280
نمی دونم اگه آسیب دیدگیِ دیگه ای هم وجود داشته باشه

11
00:00:53.280 --> 00:01:04.530
ما تمام روز رو داشتیم با هم مسیج بازی می کردیم .
"ما میخوایم چند تا عکس روی سقف بگیریم"
"لطفاً نزدیک لبه نشو . شوخی نمی کنم!"
"lol ، باشه نمیشم."

12
00:01:06.530 --> 00:01:09.530
اسمش تام بود

13
00:01:09.530 --> 00:01:12.470
و اون زندگیِ من بود

14
00:01:14.600 --> 00:01:16.600
تویِ شروع رابطمون

15
00:01:20.740 --> 00:01:22.440
هر دو ما موقع بزرگ شدنمون موسیقی کانتری گوش می دادیم

16
00:01:22.440 --> 00:01:24.440
گارث بروکس هنرمندِ کانتریِ مورد علاقمونه

17
00:01:25.980 --> 00:01:27.310
و یه جورایی هر دوی ما توافق کردیم که "رقص"

18
00:01:29.480 --> 00:01:31.180
اگه تا حالا کسی بوده باشه که

19
00:01:31.190 --> 00:01:35.190
تونسته باشه بخوبی کلماتِ این آهنگ رو تقلید
کنه ، اون تام بوده

20
00:01:35.190 --> 00:01:36.190
با نگه داشتن تو

21
00:01:36.190 --> 00:01:38.520
... با نگه داشتن تو

22
00:01:38.530 --> 00:01:42.230
من همه چیزو نگه داشتم
... من همه چیزو نگه داشتم

23
00:01:42.230 --> 00:01:44.100
برای یک لحظه

24
00:01:44.100 --> 00:01:45.630
... برای یک لحظه

25
00:01:45.630 --> 00:01:49.170
من شاه نبودم ؟
من شاه نبودم ... ؟

26
00:01:49.170 --> 00:01:52.670
ولی اگه فقط من می دونستم

27
00:01:52.670 --> 00:01:56.680
شاه چطور سقوط خواهد کرد

28
00:01:56.680 --> 00:02:00.050
هی ، کی می تونست بگه

29
00:02:00.050 --> 00:02:04.550
، میدونی
، ممکن بود همه چیزو تغییر بدم

30
00:02:04.550 --> 00:02:06.720
و من

31
00:02:06.720 --> 00:02:10.420
من خوشحالم که نمی دونستم

32
00:02:10.430 --> 00:02:13.590
که چطور همه چی تموم میشه

33
00:02:13.600 --> 00:02:18.460
که چطور همه چی از بین میره

34
00:02:18.470 --> 00:02:21.170
زندگی هامون

35
00:02:21.170 --> 00:02:25.170
بهتره که به شانس سپرده بِشَن

36
00:02:25.170 --> 00:02:28.510
می تونستم این درد رو نداشته باشم

37
00:02:28.510 --> 00:02:32.680
ولی می بایستی به جاش

38
00:02:32.680 --> 00:02:36.680
رقصو از دست می دادم

39
00:02:38.180 --> 00:02:46.180
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

40
00:02:56.600 --> 00:03:00.140
کسپل ، مونتانا ، احتمالاً آسونترین جایی نیست که

41
00:03:00.140 --> 00:03:02.640
توش بچه ای رو بزرگ کنی که گی باشه

42
00:03:02.640 --> 00:03:04.080
** سیندی ، مادرِ شِین **
جامعه ما ...

43
00:03:04.080 --> 00:03:06.580
نمی خوام بگم دور از تمدن ...

44
00:03:06.580 --> 00:03:08.150
اما ، میدونی ، روستائین

45
00:03:08.150 --> 00:03:12.150
به همین خاطر مردمی که متفاوتن رو قبول نمی کنن

46
00:03:12.150 --> 00:03:14.320
، روزی که شِین متولد شد

47
00:03:14.320 --> 00:03:16.490
من بایستی یه اجازه ویژه برای ترکِ بیمارستان می گرفتم

48
00:03:16.490 --> 00:03:18.490
تا برم و برگه های طلاقم رو امضا کنم

49
00:03:18.490 --> 00:03:19.830
اینه که سوژه بیمارستان شدم

50
00:03:19.830 --> 00:03:21.690
آخه ما توی یه شهرِ کوچیک هستیم

51
00:03:21.700 --> 00:03:25.630
و این یه جورایی یه لحظه خاص تویِ زندگیمه

52
00:03:25.630 --> 00:03:28.100
میدونی ، فکر کردم که

53
00:03:28.100 --> 00:03:30.870
ممکنه خیلی زود ازدواج کرده باشن ، احتمالاً

54
00:03:30.870 --> 00:03:33.710
و فقط یه جورایی راهشون از هم جدا شد

55
00:03:33.710 --> 00:03:35.880
پدرم ، کاراکترِ خاصِ خودشو داره

56
00:03:35.880 --> 00:03:39.380
توی کالج کشتی گیر بود
عاشقِ شکاره

57
00:03:39.380 --> 00:03:41.750
، من با پدرم شکار می رفتم

58
00:03:41.750 --> 00:03:43.280
وقتی که یهو

59
00:03:43.280 --> 00:03:45.280
یه آهو رو میزد
من گریه می کردم

60
00:03:45.290 --> 00:03:47.120
همش به " بمبی " فکر می کردم
(احتمالاً بمبی یه شخصیتِ کارتونی بوده)

61
00:03:47.120 --> 00:03:49.320
مثل این بود که بابام همین الان "بمبی" رو زد

62
00:03:49.320 --> 00:03:51.790
بعد از یه مدتی
دیگه منو شکار نبرد

63
00:03:51.790 --> 00:03:54.590
، من یه قراری با بابام گذاشتم
موقعِ بزرگ شدن

64
00:03:54.600 --> 00:03:57.400
که همه ورزشهای مختلف رو امتحان کنم

65
00:03:57.400 --> 00:03:58.760
بیس بال رو امتحان کرد

66
00:03:58.770 --> 00:04:00.400
بسکتبال رو امتحان کرد

67
00:04:00.400 --> 00:04:01.730
همشونو امتحان کرد

68
00:04:01.740 --> 00:04:04.240
** دیوید ، پدر شین **
یادم میاد که یه بار باختن

69
00:04:04.240 --> 00:04:07.270
و شین خیلی کم بازی کرد
اما ، پسر ، خیلی سخت گرفته بود

70
00:04:07.280 --> 00:04:08.770
و اون خیلی بامزه بود

71
00:04:08.780 --> 00:04:11.340
اما زیاد هم شرکت نمی کرد

72
00:04:11.350 --> 00:04:15.180
** تامی ، مادر همسایه **
اولین خاطره من از شین
یه تئاترِ مدرسه بود

73
00:04:15.180 --> 00:04:17.280
همینجوری داشت آواز می خوند
... می رقصید

74
00:04:17.290 --> 00:04:20.190
هر کاری که می تونست انجام میداد
تا همه رو سرگرم کنه ، و تو کارش هم موفق بود

75
00:04:20.190 --> 00:04:23.620
ما یه ماشین درست کردیم
از قرمزِ براق استفاده کردیم

76
00:04:23.630 --> 00:04:27.430
و شین اون ماشینو خواست
انگار که هیچی دیگه به غیر از اون نمی خواست

77
00:04:27.430 --> 00:04:28.760
، کلاس چهارم بود

78
00:04:28.760 --> 00:04:31.160
و یادم میاد که به استادش می گفت

79
00:04:31.170 --> 00:04:33.730
که وقتی از دبیرستان فارغ التحصیل شه

80
00:04:33.740 --> 00:04:35.540
میخواد بره به کالیفرنیا

81
00:04:35.540 --> 00:04:37.500
و من پیش خودم فکر کردم
چرا ؟

82
00:04:37.510 --> 00:04:39.610
میدونی
بنظر خیلی عجیب میومد

83
00:04:39.610 --> 00:04:43.210
** میکِلا ، دوست دوران کودکی شین **
قشنگ یادم میاد که "باربارا استرایسند" رو میخوند

84
00:04:43.210 --> 00:04:44.710
دور اتاق بصورت دایره وار می چرخید

85
00:04:44.710 --> 00:04:46.380
... و درست توی صورت همه می خوند

86
00:04:46.380 --> 00:04:48.510
تو برای من گل ها رو نمیاری

87
00:04:48.520 --> 00:04:51.820
خیلی کاریزماتیک بود
و خیلی نترس

88
00:04:51.820 --> 00:04:53.420
، من توی دبستان بودم

89
00:04:53.420 --> 00:04:54.790
... و کاری که بعضی وقتا می کردم این بود که

90
00:04:54.790 --> 00:04:56.290
من نمی خواستم بخوابم

91
00:04:56.290 --> 00:04:57.460
و مامانم بهم میگفت که باید برم تو تختخواب

92
00:04:57.460 --> 00:04:59.190
، و من یواشکی میومدم بیرون

93
00:04:59.190 --> 00:05:01.760
و پشت مبل راحتیش میشِستم و
تلویزیون تماشا می کردم

94
00:05:01.760 --> 00:05:03.730
چون می خواستم که یه جورایی یه شورشگرِ کوچولو باشم

95
00:05:03.730 --> 00:05:05.930
یه بار داشت فیلمِ فیلادلفیا رو میدید

96
00:05:07.400 --> 00:05:08.940
بالاخره
رسید به آخرِ فیلم

97
00:05:08.940 --> 00:05:11.200
و من میدونستم
که این یارو گی بود

98
00:05:11.210 --> 00:05:12.640
و میدونستم که مریض بود

99
00:05:12.640 --> 00:05:14.910
و داشت می مُرد
بخاطر اینکه گی بود

100
00:05:14.910 --> 00:05:17.440
... و اون واقعاً
به من آسیب زد

101
00:05:17.450 --> 00:05:21.480
چون می دونستم
که ... منم مثلِ اونم

102
00:05:21.480 --> 00:05:24.280
اون یارو یه مرد دیگه رو دوست داشت
... و ببین چه اتفاقی افتاد

103
00:05:24.290 --> 00:05:26.420
، همش لاغرتر می شد
، هی رنگ پریده تر می شد

104
00:05:26.420 --> 00:05:28.990
و انگار روی صورت و بدنش پر بود از جای زخم

105
00:05:28.990 --> 00:05:32.890
و یادم میاد همش فکر می کردم که
منم قراره مثل این بشم

106
00:05:32.890 --> 00:05:35.430
قراره این اتفاق برای من بیفته

107
00:05:37.000 --> 00:05:39.570
اون ساکت تر شد

108
00:05:39.570 --> 00:05:41.830
و دیگه وقتی که باهاش بودی ، بهت خوش نمی گذشت

109
00:05:41.840 --> 00:05:44.000
** لیزی ، خواهرِ شین **
می تونستی بگی که همیشه به یه چیزی فکر می کرد

110
00:05:44.010 --> 00:05:45.540
یه چیزی همیشه آزارش میداد

111
00:05:45.540 --> 00:05:47.010
ولی هیچوقت نمی فهمیدی که چیه

112
00:05:47.010 --> 00:05:49.740
یه شب ، یادم میاد که
شین اومد تویِ اتاقم

113
00:05:49.740 --> 00:05:52.850
و گفت
مامان من دارم می میرم ، بخاطر ایدز

114
00:05:52.850 --> 00:05:56.520
و من گفتم
عزیزم چرا اینو می گی ؟

115
00:05:56.520 --> 00:05:58.820
و اون ادامه داد
بخاطر اون فیلمه

116
00:05:58.820 --> 00:06:02.020
و من بهش گفتم که
خب عزیزم تو ایدز نداری

117
00:06:02.020 --> 00:06:03.760
و اون موقع بود که من فهمیدم

118
00:06:03.760 --> 00:06:05.790
که حملات عصبی شین شروع شده

119
00:06:05.790 --> 00:06:07.760
** پت ، مادر مادرِبزرگِ  شین **
** جودی ، مادربزرگِ شین **
احساس می کرد نمی تونست نفس بکشه

120
00:06:07.760 --> 00:06:10.460
، و ما مجبور بودیم بگیم

121
00:06:10.470 --> 00:06:12.570
تو باید یه کیسه بکشی روی سرت

122
00:06:12.570 --> 00:06:14.370
، دوست نداشت انجامش بده

123
00:06:14.370 --> 00:06:17.740
، ولی وقتی که توی خونه من بود
ما یه کیسه می کشیدیم روی سرش

124
00:06:17.740 --> 00:06:19.440
خوب با گذشت زمان

125
00:06:19.440 --> 00:06:22.280
، من یواشکی می رفتم توی یکی از اتاقای خونمون

126
00:06:22.280 --> 00:06:25.310
و شماره 911 رو می گرفتم و
می گفتم که من دارم می میرم

127
00:06:25.310 --> 00:06:26.650
، و یکدفعه

128
00:06:26.650 --> 00:06:28.680
من این نورای چشمک زنو جلوی درِ ورودی می بینم

129
00:06:28.680 --> 00:06:30.780
، با خودم فکر کردم
چه اتفاقی افتاده ؟

130
00:06:30.790 --> 00:06:33.550
میرفتم بالا و می دیدم آمبولانس اینجاست

131
00:06:33.550 --> 00:06:35.690
و میگفتن یه نفر با وضعیت اضطراری توی این خونَس

132
00:06:35.690 --> 00:06:37.690
یه نفر شوکه شده
یه نفر داشته خفه می شده

133
00:06:37.690 --> 00:06:40.730
و این منجر می شد که اون (مامان) بگه
شین خدا لعنتت کنه

134
00:06:40.730 --> 00:06:42.600
دوباره پلیسا اومدن

135
00:06:42.600 --> 00:06:45.430
از کلاس ششم ، تا زمانی که اون
بچه رو از دبیرستان آوردم بیرون

136
00:06:45.430 --> 00:06:47.330
نمی دونستم که نجات پیدا می کنم یا نه

137
00:06:47.340 --> 00:06:50.570
شرط می بندم 10 ، 15 بار به 911 زنگ زد

138
00:06:50.570 --> 00:06:52.370
... خرجی که

139
00:06:52.370 --> 00:06:55.740
... میدونی ، تو این سالا رو دستم گذاشت

140
00:06:55.740 --> 00:06:57.940
خیلی پر استرس بود

141
00:06:57.950 --> 00:07:01.610
ولی برای اون واقعی بود
و من می دونستم که برای اون واقعی بود

142
00:07:01.620 --> 00:07:04.080
و می خواستم که احساس کنه ، امنه

143
00:07:04.090 --> 00:07:05.820
در نهایت تصمیم گرفت

144
00:07:05.820 --> 00:07:09.320
شاید این قضیه جدی تر از اینه که بتونه هَندلش (کنترل) کنه

145
00:07:09.320 --> 00:07:11.720
اینه که برام یه قرار ملاقات با یه تراپیست (درمانگر) جور کرد

146
00:07:11.730 --> 00:07:13.530
وقتی که شین جلسه درمانیش تموم شد

147
00:07:13.530 --> 00:07:15.060
اون (درمانگر) ازم خواست که برم تو
و بهم گفت

148
00:07:15.060 --> 00:07:17.830
پسرِ شما فقط نیاز داره تا اینو پیشِ خودش
بپذیره که گی هست

149
00:07:17.830 --> 00:07:19.900
و همه چی درست می شه

150
00:07:19.900 --> 00:07:22.000
و من گفتم
چطور می تونید چنین چیزی بگین ؟

151
00:07:22.000 --> 00:07:23.400
اون گی نیست

152
00:07:23.400 --> 00:07:26.470
و دکتر هازِر گفت
خوب میدونی

153
00:07:26.470 --> 00:07:28.440
این یه چیزیه که شما باید باهاش کنار بیاید

154
00:07:28.440 --> 00:07:31.510
... من همیشه شک کردم
من به شما دروغ نمی گم

155
00:07:31.510 --> 00:07:33.910
چند روز طول کشید که پردازشش کنم

156
00:07:33.920 --> 00:07:35.380
و این فکر اومد تو ذهنم که

157
00:07:35.380 --> 00:07:36.780
من دیگه بچه ای به دنیا نمی یارم

158
00:07:36.780 --> 00:07:38.780
پس بهتره بچسبم به همینایی که دارم

159
00:07:38.790 --> 00:07:42.720
و من بدون قید و شرط دوستش دارم
پس هیچ اهمیتی نداره

160
00:07:42.720 --> 00:07:45.790
یه جورایی حالا که بهش فکر می کنم خنده داره
اینجا من یه پسرِ کوچولو بودم

161
00:07:45.790 --> 00:07:49.730
روی زانوهام نشسته بودم ، به درگاهِ خدا
دعا می کردم که گی نباشم

162
00:07:49.730 --> 00:07:51.460
و یه پسر کوچولوی دیگه ای بود

163
00:07:51.470 --> 00:07:55.740
هزار و پونصد مایل اونورتر توی ایندیانا
که دقیقاً همین کارو می کرد

164
00:07:55.740 --> 00:07:58.070
ناکس ، ایندیانا
... آسونترین محل

165
00:07:58.070 --> 00:07:59.710
برای بزرگ شدن یه بچه ی گی نیست

166
00:07:59.710 --> 00:08:04.040
** مارک ، رفیق دوران کودکی تام **
خیلی همگنه
اونجا تنوع زیادی نیست

167
00:08:04.050 --> 00:08:06.010
من تام رو می شناختم

168
00:08:06.010 --> 00:08:08.780
از وقتی که برادرامون توی دوره پیش آهنگی با هم بودن

169
00:08:08.780 --> 00:08:10.050
همه دوستش داشتن

170
00:08:10.050 --> 00:08:12.050
و اون بچه محبوب و معروف بود

171
00:08:12.050 --> 00:08:13.720
خیلی حسِ همدلی داشت (با همه همدلی می کرد)

172
00:08:13.720 --> 00:08:16.890
، هیچ وقت فراموش نمی کنم
روزی که مادرم فوت کرد

173
00:08:16.890 --> 00:08:19.930
تام اولین کسی بود که اومد خونه من

174
00:08:19.930 --> 00:08:24.130
... از در اومد تو ، و داشت گریه می کرد

175
00:08:24.130 --> 00:08:26.030
میدونی ، تقریباً ناراحت تر از من بنظر می رسید

176
00:08:26.030 --> 00:08:28.070
مادر و پدر تام
هر کدومشون بچه هایی داشتن

177
00:08:28.070 --> 00:08:29.700
از ازدواجای قبلی

178
00:08:29.700 --> 00:08:32.970
اینه که تام ، تنها بچه مشترک بین پدر و مادر بود

179
00:08:32.970 --> 00:08:35.470
و مرکز توجه خونواده بود

180
00:08:35.480 --> 00:08:37.180
اون هرجایی که بود ، مرکز توجه بود

181
00:08:37.180 --> 00:08:39.910
تام همیشه توی خونه پیانو می زد

182
00:08:39.910 --> 00:08:41.710
آواز می خوند ، می رقصید

183
00:08:41.720 --> 00:08:43.150
♪ Come on, baby ♪

184
00:08:43.150 --> 00:08:44.550
♪ you're driving me crazy ♪

185
00:08:44.550 --> 00:08:45.850
♪ goodness gracious ♪

186
00:08:45.850 --> 00:08:47.650
♪ great balls of fire! ♪

187
00:08:47.660 --> 00:08:49.420
داشت روی ترامپلین فن های خودشو می زد

188
00:08:49.420 --> 00:08:50.890
همیشه مشغول اجرا بود

189
00:08:50.890 --> 00:08:53.760
برای تام ، هیچوقت هیچ چیزی بیش از حد نبود

190
00:08:53.760 --> 00:08:58.000
پدر تام ، یه کارگر ساده بود

191
00:08:58.000 --> 00:08:59.830
دیر میومد خونه ، روز بعد خیلی زود بیدار می شد

192
00:08:59.830 --> 00:09:01.630
و میدونی ، تکرارش می کرد

193
00:09:01.640 --> 00:09:05.000
هم پدر هم مادر از خودگذشتگی های
زیادی برای خوشبختی تام انجام دادند

194
00:09:05.010 --> 00:09:10.080
مادرش یه کار بعنوان سرایدار گرفت تا تام
بتونه به " کالور " بره

195
00:09:10.080 --> 00:09:11.880
... هر پدر و مادری از این کارا نمی کنه

196
00:09:11.880 --> 00:09:14.080
که شروع کنه به تمیز کردن
توالت ها تا پسرش بتونه

197
00:09:14.080 --> 00:09:15.550
بهترین آموزش رو داشته باشه

198
00:09:15.550 --> 00:09:18.980
، پدر تام توی ویتنام بود
و به همین خاطره که

199
00:09:18.990 --> 00:09:20.990
تو دوران دبیرستان رفت ویتنام

200
00:09:20.990 --> 00:09:24.490
اون قطعاً احترام زیادی برای پدرش قائل بود
بخاطر جنگیدن برای کشورش

201
00:09:24.490 --> 00:09:29.530
فکر می کنم ، تام که بزرگتر شد
وقتی که شخصیتِ خودشو پیدا کرد

202
00:09:29.530 --> 00:09:31.700
براشون سخت تر شد که بتونن
باهاش ارتباط برقرار کنن

203
00:09:31.700 --> 00:09:33.070
... تام همیشه خیلی یکدنده بود

204
00:09:33.070 --> 00:09:34.970
برای گفتن چیزی که
بهش اعتقاد داشت

205
00:09:34.970 --> 00:09:38.070
و این مورد قبول پدرش نبود

206
00:09:41.010 --> 00:09:43.710
** خاطرات ویدیویی شین ، سال دوم دانشگاه **
و این خیلی ناراحت کنندس
اما من واقعاً فکر می کنم که

207
00:09:43.710 --> 00:09:48.550
اگه آدمای بیشتری این شانسو به من بدن
که دوستشون باشم

208
00:09:48.550 --> 00:09:50.820
می تونم بهشون نشون بدم که

209
00:09:50.820 --> 00:09:52.720
، باوجود اینکه من دقیقاً مثلشون نیستم

210
00:09:52.720 --> 00:09:54.560
ولی هنوزم آدم خوبی هستم

211
00:09:56.560 --> 00:09:57.920
کارمند دی کیو : به دایری کوئین خوش اومدین ، هر وقت که شما آماده این ، بفرمایید
سلام ، چه خبرا ؟

212
00:09:59.090 --> 00:10:00.690
برو پی کارت شین
چی ؟

213
00:10:00.700 --> 00:10:03.230
من فقط اومدم که همون سفارش همیشگی رو بگیرم

214
00:10:04.500 --> 00:10:05.870
باشه . 6.47 دلار دمِ پنجره لطفاً
باشه ، مرسی

215
00:10:05.870 --> 00:10:07.270
یه جورایی رقت انگیزه

216
00:10:07.270 --> 00:10:08.670
اگه بفهمن که من هر دفعه چی می گیرم

217
00:10:08.670 --> 00:10:09.970
در کیسپیل جداً

218
00:10:09.970 --> 00:10:11.900
میلیون ها آدم میان دایری کوئین

219
00:10:11.910 --> 00:10:13.770
بهترین جا برای بودنه

220
00:10:13.770 --> 00:10:15.070
خیلی خوب بزار ببینیم

221
00:10:15.080 --> 00:10:16.210
چی ؟

222
00:10:16.210 --> 00:10:17.710
همین الان دوربینو بست

223
00:10:17.710 --> 00:10:19.210
... اوه ایناهاش ... ایناهاش

224
00:10:20.920 --> 00:10:23.250
اوه خدا
پنجره ها رو بستن

225
00:10:23.250 --> 00:10:24.780
راستش من اینجا کار کردم

226
00:10:24.790 --> 00:10:27.690
اما به کسی نگفتم که من اینجا کار کردم

227
00:10:27.690 --> 00:10:28.920
باید قبول کنم که

228
00:10:28.920 --> 00:10:30.520
من می خواستم یکی از اون آدما باشم

229
00:10:30.530 --> 00:10:31.920
آدمایی که مثلِ
! اوه

230
00:10:31.930 --> 00:10:34.060
واو! اون بنظر خوب میاد

231
00:10:34.060 --> 00:10:35.690
چون من از دویدن خوشم میاد

232
00:10:35.700 --> 00:10:38.830
ولی وقتی من میدوم
روی تردمیله توی خونمون

233
00:10:38.830 --> 00:10:40.900
چون من نمی خوام مردم منو موقع دویدن ببینن

234
00:10:40.900 --> 00:10:44.170
راستشو بخوای اصلاً دوست ندارم مردم منو ببینن

235
00:10:44.170 --> 00:10:46.970
، تنها چیزی که من می خواستم

236
00:10:46.970 --> 00:10:50.710
یه کسی بود که بتونم باهاش صحبت کنم و بهش تکیه کنم

237
00:10:50.710 --> 00:10:53.780
که منو بخاطر کسی که هستم قبول کنه

238
00:10:53.780 --> 00:10:57.880
من یه احساسی برای یه پسری به اسم
مت پارکر داشتم که بهش بها دادم

239
00:10:57.890 --> 00:11:00.790
و ما شبا رو خونه همدیگه می گذروندیم

240
00:11:00.790 --> 00:11:01.850
تمام وقت

241
00:11:01.860 --> 00:11:04.090
ما بیرون بسکتبال بازی می کردیم

242
00:11:04.090 --> 00:11:06.290
بهترین دوستای همدیگه بودیم

243
00:11:06.290 --> 00:11:09.160
دوران دبیرستان بود که من بالاخره این شجاعتو پیدا کردم

244
00:11:09.160 --> 00:11:13.200
، که بگم مت من چه احساسی دارم
و براش یه نامه عاشقانه نوشتم

245
00:11:13.200 --> 00:11:14.730
، عصبی بودم

246
00:11:14.740 --> 00:11:17.670
وقتی که می خواستم نامه رو بهش بدم خیلی عصبی بودم

247
00:11:17.670 --> 00:11:20.940
ولی اون مجبور شد به من بگه که گی نیست

248
00:11:20.940 --> 00:11:23.880
قلبم رو شکوند ولی در عین حال

249
00:11:23.880 --> 00:11:27.610
خیلی خوشحال بودم که هنوز می خواست دوستم باشه

250
00:11:27.620 --> 00:11:30.620
یه وضعیت خاصی توی مدرسه با چند تا از دوستا بود

251
00:11:30.620 --> 00:11:31.980
اونها گرایشِ جنسیشو مورد پرسش قرار می دادن

252
00:11:31.990 --> 00:11:33.120
** اسکات ، دوست دوران دبیرستانِ شین **
و یه جورایی ، میدونی ، اَداشو در میاوردن

253
00:11:33.120 --> 00:11:34.790
مسخرش می کردن

254
00:11:34.790 --> 00:11:36.690
و یه سری از دوستا کاملاً ازش اجتناب می کردن

255
00:11:36.690 --> 00:11:38.720
یه تماس تلفنی از طرف مادر
یکی از بهترین دوستاش داشتم

256
00:11:38.730 --> 00:11:39.760
و از من خواست که برم پیشش

257
00:11:39.760 --> 00:11:41.660
خیلی ناراحت بود

258
00:11:41.660 --> 00:11:44.160
وقتی که مامانم گفت که داره میره خونه مت

259
00:11:44.170 --> 00:11:46.200
خیلی سریع فهمیدم که نمی تونه خوب باشه

260
00:11:46.200 --> 00:11:49.170
میدونی ، یه نامه عاشقانه عاشقانه جدی نبود

261
00:11:49.170 --> 00:11:50.900
فقط این بود که ، میدونی ، متو تحسین کرده بود

262
00:11:50.910 --> 00:11:53.040
از وقتی که باهاش داشت لذت می برد

263
00:11:53.040 --> 00:11:56.340
و فقط ، من فکر می کنم یه نامه دوستانه خوب بود

264
00:11:56.340 --> 00:11:58.310
هیچ چیز ناخوشایندی نبود

265
00:11:58.310 --> 00:11:59.980
هیچ چیزِ سکسی ای نبود

266
00:11:59.980 --> 00:12:03.750
فقط بهش می گفت که چه
احساسی در مورد اون داره

267
00:12:03.750 --> 00:12:06.020
من بهش اجازه دادم هرچی
میخواد بگه ، بگه

268
00:12:06.020 --> 00:12:07.750
و وقتی که تموم کرد
فقط بهش گفتم

269
00:12:07.760 --> 00:12:09.660
گفتم : دیگه هیچوقت لازم نیست
نگران این موضوع باشی

270
00:12:09.660 --> 00:12:11.120
چون شین دیگه هیچوقت اطراف مت نخواهد بود

271
00:12:11.130 --> 00:12:12.830
و من دیگه هیچوقت چیزی از شما نمی شنوم

272
00:12:12.830 --> 00:12:14.390
نمی خوام بگم که واقعاً چی بهش گفتم

273
00:12:14.400 --> 00:12:16.800
زیاد مودبانه نبود
و فقط بهش گفتم که کلاً

274
00:12:16.800 --> 00:12:20.400
از روی این موضوع بپر و پسرم رو تنها بذار

275
00:12:20.400 --> 00:12:22.900
پدر مادر مت توی انجمن خیلی برجسته بودن

276
00:12:22.900 --> 00:12:24.670
پدرش یه مدیر بود

277
00:12:24.670 --> 00:12:26.170
مادرش یه معلم

278
00:12:26.170 --> 00:12:27.670
توسط مدیر به من گفته شد که

279
00:12:27.680 --> 00:12:28.810
من اجازه ندارم

280
00:12:28.810 --> 00:12:30.280
توی هیچ رویداد ورزشی ای شرکت کنم

281
00:12:30.280 --> 00:12:31.940
بخاطر اینکه مت توی تیم ها بود

282
00:12:31.950 --> 00:12:33.650
اون خیلی جای بزرگی بود

283
00:12:33.650 --> 00:12:36.180
جایی بود که هر آدمی توی شهر اونجا بود

284
00:12:36.180 --> 00:12:37.980
و اونجا پذیرای شین نبود

285
00:12:37.990 --> 00:12:40.320
مت همچنین توی همون گروه کلیسا بود

286
00:12:40.320 --> 00:12:42.050
، شین نمی تونست

287
00:12:42.060 --> 00:12:45.290
با گروه جوونش به یه سفر مهم بره

288
00:12:45.290 --> 00:12:47.660
پدر و مادر مت کاری کردن که نتونه بره

289
00:12:47.660 --> 00:12:49.660
و اون کلی پول پس انداز کرده بود تا به این سفر بره

290
00:12:49.660 --> 00:12:51.230
و ویران شد

291
00:12:51.230 --> 00:12:53.030
یه جوری رفتار می کرد که انگار چیزِ مهمی نیست

292
00:12:53.030 --> 00:12:54.430
ولی کاملاً مشخص بود که آسیب دیده

293
00:12:54.440 --> 00:12:56.270
وقتی که این نامه بیرون اومد

294
00:12:56.270 --> 00:13:00.970
این پسره و پدر مادرش رفتن و به همه گفتن

295
00:13:00.980 --> 00:13:04.340
بچه ها توی مدرسه به طور دائم بهش گیر میدادن

296
00:13:04.350 --> 00:13:06.080
دیگه مورد پذیرش نبود

297
00:13:06.080 --> 00:13:07.210
بهش میگفتن گی

298
00:13:07.210 --> 00:13:08.950
بهش میگفتن کونی

299
00:13:08.950 --> 00:13:11.820
اسمایی که صداش می کردن ، وحشتناک بودن

300
00:13:11.820 --> 00:13:15.750
** خانم جیکوبسون ، معلم مورد علاقه شین **
یه مفهومی هست به نام " راهِ کابوی "

301
00:13:15.760 --> 00:13:19.860
که شامل آدمایی که گی هستن نمیشه

302
00:13:19.860 --> 00:13:21.790
اینه که جای سختیه

303
00:13:21.800 --> 00:13:24.200
قبل از اینکه محروم بشه
شین توی تیم فوتبال بود

304
00:13:24.200 --> 00:13:27.030
همه بچه ها شروع کردن به تف کردن توی این لیوان

305
00:13:27.030 --> 00:13:29.330
و چیز بعدی ای که من می دونم اینه که
این پسره

306
00:13:29.340 --> 00:13:32.070
، که بهترین دوست شین بود ، این لیوانو داشت

307
00:13:32.070 --> 00:13:34.440
و آماده بود که اونو سرِ شین خالی کنه

308
00:13:34.440 --> 00:13:37.110
... و بذارین بهتون بگم که
اگه می خواین

309
00:13:37.110 --> 00:13:39.310
از خرس مادری صحبت کنین که از بچش محافظت می کنه

310
00:13:39.310 --> 00:13:41.150
این زن بهترین انتخابو کرد

311
00:13:41.150 --> 00:13:44.950
من گفتم " اون لیوان لعنتی رو زمین بذار و اونو تنها بذار"

312
00:13:44.950 --> 00:13:47.320
واقعاً اندوه آور بود که میدیدم چه اتفاقی برای پسرم افتاده

313
00:13:47.320 --> 00:13:51.860
** خاطرات ویدیویی شین ، سال سوم **
بعد از درامای مت و خونوادش بود

314
00:13:51.860 --> 00:13:55.390
که من رفتم یه جای تاریک

315
00:13:55.400 --> 00:13:57.760
و فرو پاشیدم

316
00:13:57.770 --> 00:13:59.500
یه تماس از مدرسه داشتم که بهم خبر دادن

317
00:13:59.500 --> 00:14:01.430
پسرم دوهفتس که مدرسه نرفته

318
00:14:01.440 --> 00:14:04.840
بچه های دیگه زندگی شو تبدیل به یه جهنم کرده بودن

319
00:14:04.840 --> 00:14:06.340
و هیچوقت بهتر نشد

320
00:14:06.340 --> 00:14:08.510
و فکر نمی کنم که هیچوقت پیش خودش
فکر کرده باشه که بهتر میشه

321
00:14:08.510 --> 00:14:10.440
و به همین خاطره که رفتن به مدرسه رو متوقف کرد

322
00:14:10.440 --> 00:14:13.410
یه عصر ، من و سه دخترم

323
00:14:13.410 --> 00:14:15.510
رفتیم به یه مغازه مبل فروشی

324
00:14:15.520 --> 00:14:17.320
، تولدش بود

325
00:14:17.320 --> 00:14:21.250
اون تنها بود و کنار مادرش نشسته بود

326
00:14:21.260 --> 00:14:23.090
خیلی افسرده شده بود

327
00:14:23.090 --> 00:14:24.460
اون شین نبود

328
00:14:24.460 --> 00:14:27.330
مثل یه پوسته ای از خودش بود

329
00:14:27.330 --> 00:14:30.330
** خواهران شین **
من حالم بهم می خورد از خجالت  و اون دردی

330
00:14:30.330 --> 00:14:32.800
که برای خونوادم میاوردم

331
00:14:32.800 --> 00:14:36.500
احساس کردم تنها راهی که می تونم زندگی شونو بهتر کنم

332
00:14:36.500 --> 00:14:39.970
گرفتن زندگی خودمه

333
00:14:39.970 --> 00:14:42.470
توی خونه پدرم بودم
توی خونه تنها بودم

334
00:14:42.480 --> 00:14:47.450
رفتم سراغ جعبه تفنگش

335
00:14:47.450 --> 00:14:50.150
یکی از تفنگاشو برداشتم

336
00:14:50.150 --> 00:14:51.780
رفتم توی اتاق پشتی

337
00:14:51.790 --> 00:14:53.920
فقط نشستم اونجا و نگهش داشتم

338
00:14:53.920 --> 00:14:55.320
، منظورم اینه که
فکرای زیادی بودن

339
00:14:55.320 --> 00:14:57.120
که توی اون لحظه از سرم میگذشتن

340
00:14:57.120 --> 00:14:59.190
یه یک ساعتی فقط فکر کردم

341
00:14:59.190 --> 00:15:01.360
مثلاً قدم بعدیم چی باید باشه

342
00:15:01.360 --> 00:15:04.160
خوشبختانه به این هم فکر کردم

343
00:15:04.170 --> 00:15:07.300
که این در قبال خونوادم عادلانه نیست

344
00:15:07.300 --> 00:15:09.030
این کار با مادرم منصفانه نبود

345
00:15:09.040 --> 00:15:10.800
و فقط باید تصور می کردم

346
00:15:10.810 --> 00:15:13.210
چجور تجربه ای برای اونا می بود

347
00:15:13.210 --> 00:15:14.470
اگر من واقعاً جونم رو می گرفتم

348
00:15:14.480 --> 00:15:18.510
و ارزشش رو نداشت

349
00:15:18.510 --> 00:15:21.580
و در یک مرحله ای ، باید باور می کردم

350
00:15:21.580 --> 00:15:24.820
که یه جوری ، یه روزی

351
00:15:24.820 --> 00:15:27.150
یکی اون بیرون خواهد بود

352
00:15:27.150 --> 00:15:29.020
که من رو دوست داشته باشه ، بخاطر خودم

353
00:15:36.430 --> 00:15:38.400
تام همیشه حاضر بود

354
00:15:38.400 --> 00:15:39.930
یه انرژی ای داشت

355
00:15:39.930 --> 00:15:42.330
همیشه آواز می خوند و می خندید

356
00:15:42.340 --> 00:15:44.200
و از زندگی خیلی لذت می برد

357
00:15:44.210 --> 00:15:46.370
♪ There was a decorated general
with a heart of gold ♪

358
00:15:46.370 --> 00:15:48.210
شاگرد اول کلاسش بود

359
00:15:48.210 --> 00:15:51.840
توی همه زمینه ها یه لیدر بود

360
00:15:51.850 --> 00:15:54.850
تو ورزش ، توی مدرسه

361
00:15:54.850 --> 00:15:56.380
♪ On the battlefield...

362
00:15:56.380 --> 00:15:57.980
** آماندا ، دوست تام در آکادمی ارتشی کالور **
هروقت که تام رو میدیدی

363
00:15:57.990 --> 00:16:00.620
احساس می کردی که بهترین دوستت رو دیدی

364
00:16:00.620 --> 00:16:02.590
... و مهم نبود که تو کی بودی

365
00:16:02.590 --> 00:16:03.990
همیشه پشتت رو داشت

366
00:16:03.990 --> 00:16:05.620
فکر می کنم تام رفت کالور

367
00:16:05.630 --> 00:16:08.060
به جای دبیرستان توی شهر خودشون

368
00:16:08.060 --> 00:16:10.000
چون اونو بعنوان یه فرصت دید

369
00:16:10.000 --> 00:16:11.860
تا افق فکریشو باز بکنه

370
00:16:11.870 --> 00:16:15.330
و میدونی ، پدر و مادرش نقش مهمی در این زمینه داشتن

371
00:16:15.340 --> 00:16:17.240
مادرش خیلی سخت توی کالور کار کرد

372
00:16:17.240 --> 00:16:20.110
تا بتونن از پس شهریه کاهش یافته بر بیان

373
00:16:20.110 --> 00:16:24.240
تا تام بتونه همه اون فرصت ها رو داشته باشه

374
00:16:24.250 --> 00:16:25.980
سال آخر پیش من برون آیی کرد

375
00:16:25.980 --> 00:16:28.350
شب بود و ما توی چمنا نشسته بودیم

376
00:16:28.350 --> 00:16:31.050
و یادم میاد که یدفعه خیلی جدی شد

377
00:16:31.050 --> 00:16:33.890
و گفت " یه چیزی هست که میخوام بهت بگم "

378
00:16:33.890 --> 00:16:35.190
من گی هستم

379
00:16:35.190 --> 00:16:36.590
بعد سرش برد توی پیراهنشو

380
00:16:36.590 --> 00:16:38.490
و داشت گریه می کرد
و خیلی بخاطرش احساساتی شده بود

381
00:16:38.490 --> 00:16:40.630
فکر می کنم خیلی می ترسید که مورد قضاوت قرار بگیره

382
00:16:40.630 --> 00:16:42.460
اصلاً منو سورپرایز نکرد

383
00:16:42.460 --> 00:16:45.000
این جمله از طرف دوستی میومد که

384
00:16:45.000 --> 00:16:46.930
احتمالاً سه یا چهار هفته پیش

385
00:16:46.930 --> 00:16:48.500
داشت آهنگ من یه "دختر باربی هستم" رو می خوند

386
00:16:48.500 --> 00:16:52.040
در حالی که داشت روی ترامپُلین توی
حیاط پشتیشون بالا و پایین می پرید

387
00:16:52.040 --> 00:16:55.970
** کالج واسار **
اون همه رو میشناخت و همه اون رو میشناختن

388
00:16:55.980 --> 00:16:58.610
من احساس می کردم
محدوده محبوبیت من بیشتر شد

389
00:16:58.610 --> 00:17:01.280
فقط بخاطر اینکه من باهاش وقت می گذروندم

390
00:17:01.280 --> 00:17:04.680
تام با آن هاث اِوِی توی مدرسه دوست بود

391
00:17:04.690 --> 00:17:07.950
همینطور با دخترِ تام هنکس دوست بود

392
00:17:07.960 --> 00:17:10.990
** ساشا ، دوست تام در واسار **
من حتی نمی تونستم فکرشو بکنم

393
00:17:10.990 --> 00:17:13.390
چون اینجا تام رو داریم
این آدم نیمه وسترن

394
00:17:13.390 --> 00:17:17.130
یه آمریکایی که کیک پای می خوره
که غذاش کورن بوده

395
00:17:17.130 --> 00:17:20.300
که از این شهر کوچیک ایندیانا اومده

396
00:17:20.300 --> 00:17:22.370
که مدرسه نظامی رفته

397
00:17:22.370 --> 00:17:24.470
می تونست با همه چی بسازه و موفق بشه

398
00:17:24.470 --> 00:17:28.140
توی تمام دایره اجتماعی و دایره آکادمیک

399
00:17:28.140 --> 00:17:30.940
و بعدش بره به واسار ، که یه جای آزاد هست

400
00:17:30.950 --> 00:17:33.150
که یه فضای کاملاً متفاوته

401
00:17:33.150 --> 00:17:35.480
یه جورایی جادویی بود

402
00:17:35.480 --> 00:17:40.550
** الکس ، دوست تام در واسار **
تام به همون اندازه که خوشکل بود ، میدونی

403
00:17:40.550 --> 00:17:43.490
با وجود اینکه می دونست چقدر خوشکل بود

404
00:17:43.490 --> 00:17:47.160
اصلاً اهمیت نمی داد آدمای دیگه چجوری به نظر میان

405
00:17:47.160 --> 00:17:49.160
اهمیت نمی داد که از کجا اومدی

406
00:17:49.160 --> 00:17:50.630
چه ماشینی می رونی

407
00:17:50.630 --> 00:17:55.070
اون فقط هر کسی و همه رو بخاطر
اون کسی که بودن می پذیرفت

408
00:17:55.070 --> 00:17:57.040
فکر می کنم بخاطر اینه که گی بود

409
00:17:57.040 --> 00:17:58.470
و اینکه می دونست چجوریه که
418
00:17:57.577 --> 00:18:00.645
توی جریان اصلی نباشی ، آدم نرمال نباشی

410
00:18:01.540 --> 00:18:03.280
خیلی وقتا به من گفت

411
00:18:03.280 --> 00:18:05.980
چقدر به من احترام میذاره بخاطر اینکه من مشکل شنوایی دارم

412
00:18:05.980 --> 00:18:08.210
چیزی که یه آدم بیست و چند ساله به شما می گه

413
00:18:08.220 --> 00:18:10.380
... واو ، تو فوق العاده ای . تو خیلی کارا انجام دادی

414
00:18:10.380 --> 00:18:12.180
من واقعاً در حیرتِ تو هستم

415
00:18:12.190 --> 00:18:13.520
کی اینا رو بهت می گه ؟ هیچکس

416
00:18:19.030 --> 00:18:21.490
اون آهنگای کلاسیک رو از بر می خوند

417
00:18:21.500 --> 00:18:24.200
شعرای صمیمی باورنکردنی ای نوشت

418
00:18:24.200 --> 00:18:27.400
اما خیلی قوی بود
چون می تونست پدرتو در بیاره

419
00:18:27.400 --> 00:18:30.200
می تونست باهات کشتی بگیره و زمین بزندت

420
00:18:30.200 --> 00:18:32.400
من میدونم که پدرش خیلی سخت گیر بود

421
00:18:32.410 --> 00:18:36.710
همون ایده های مردونگی و نرینگی

422
00:18:36.710 --> 00:18:38.540
و نشون دادن خودتون به یه شیوه مشخص

423
00:18:38.550 --> 00:18:40.580
براش خیلی مهم بود

424
00:18:40.580 --> 00:18:45.220
فکر می کنم می خواست که تام اون نقش رو بازی کنه

425
00:18:45.220 --> 00:18:48.190
و تام می دونست که چطور اونو بخوبی بازی کنه

426
00:18:48.190 --> 00:18:49.450
بطور یقین

427
00:18:49.460 --> 00:18:52.760
یه درک صحبت نشده ای بین من و تام بود

428
00:18:52.760 --> 00:18:54.460
که اون گیِ

429
00:18:54.460 --> 00:18:56.090
و من میدونم که اون براش یه مبارزه بود

430
00:18:56.100 --> 00:18:57.560
چون هنوز به خانوادش نگفته بود

431
00:18:57.560 --> 00:19:00.430
فکر می کنم تام نگران بود

432
00:19:00.430 --> 00:19:02.670
که پدرش اونو بکشه

433
00:19:06.110 --> 00:19:09.540
** خاطرات تصویری شین ، آگوست 2004 **
خوب ، من دارم کیسپل رو ترک می کنم ، همین حالا

434
00:19:09.540 --> 00:19:11.540
و تقریباً ساعت سه هستش

435
00:19:11.550 --> 00:19:14.780
و ، بله ، عصبی هستم

436
00:19:14.780 --> 00:19:16.720
با خونوادم صحبت می کردم

437
00:19:16.720 --> 00:19:19.450
و همه داشتن گریه می کردن و از این کارا

438
00:19:19.450 --> 00:19:20.820
من با موبایلم صحبت می کنم

439
00:19:20.820 --> 00:19:23.220
که بنظر نیاد دارم با خودم صحبت کنم

440
00:19:23.220 --> 00:19:26.160
همه بهم پول دادن و گفتن که مواظب باشم

441
00:19:26.160 --> 00:19:28.090
خوب ، داریم می ریم

442
00:19:28.100 --> 00:19:31.430
، بعد از فارغ التحصیلی
یه بورسیه گرفت

443
00:19:31.430 --> 00:19:33.830
تا بره مدرسه ، اینجا توی شهر

444
00:19:33.830 --> 00:19:36.330
و سخت بود

445
00:19:36.340 --> 00:19:38.240
که مجبورش نکنم اونو قبول کنه

446
00:19:38.240 --> 00:19:40.270
بخاطر اینکه می خواست بره کالیفرنیا

447
00:19:40.270 --> 00:19:43.310
، من می دونستم وقتی که رفت هالیوود

448
00:19:43.310 --> 00:19:45.340
حالش خوب خواهد شد

449
00:19:45.350 --> 00:19:48.610
می تونه با بقیه ادغام بشه جایی که
آدمای گی زیادی بودن

450
00:19:48.620 --> 00:19:51.150
... من حتی نمی دونستم که اون رفته

451
00:19:51.150 --> 00:19:52.320
من فراموشی گرفتم

452
00:19:52.320 --> 00:19:54.190
نمی تونم چیزای زیادی رو به یاد بیارم

453
00:19:54.190 --> 00:19:57.090
♪ I love rock 'n' roll

454
00:19:57.090 --> 00:20:00.330
♪ put another dime
in the jukebox, baby ♪

455
00:20:00.330 --> 00:20:02.460
♪ What you are

456
00:20:02.460 --> 00:20:05.860
♪ we made you

457
00:20:05.870 --> 00:20:09.530
♪ oh, if you really love me

458
00:20:15.640 --> 00:20:20.480
** کالیفرنیا **
♪ A whole new wo-o-o-o-o-o-rld

459
00:20:20.480 --> 00:20:24.620
** کالیفرنیا **
♪ that's where we'll be

460
00:20:24.620 --> 00:20:26.180
اولین باری که شین رو دیدیم

461
00:20:26.190 --> 00:20:28.650
توی یه ازدواج فامیلی ، توی مازولا ، مونتانا بود

462
00:20:28.660 --> 00:20:31.490
** پال و مارک ، صاحبکاران و دوستان **
اون گفت که دوست داره یواش یواش اسباب کشی کنه به کالیفرنیا

463
00:20:31.490 --> 00:20:32.860
خوب سه ماه بعد

464
00:20:32.860 --> 00:20:35.530
ما یه تماس تلفنی ازش داشتیم که گفت اون اینجاست

465
00:20:35.530 --> 00:20:38.230
... خوب ما یه جورایی سعی کردیم راهنماییش کنیم

466
00:20:38.230 --> 00:20:40.800
کمکش کنیم یه کار پیدا کنه
یه جایی که توش زندگی کنه

467
00:20:40.800 --> 00:20:44.300
و ما مثل والدینی شدیم که به فرزندی قبولش کردن

468
00:20:44.300 --> 00:20:47.540
** ریک ، صاحبخانه شین **
فکر می کنم تازه 18 سالش شده بود

469
00:20:47.540 --> 00:20:51.380
یه بچه لاغر با موهای فرفری

470
00:20:51.380 --> 00:20:54.350
خارج از مونتانا ، توی یه شهر بزرگ

471
00:20:54.350 --> 00:20:56.650
خیلی ساکت بود ، خیلی توی خودش بود

472
00:20:56.650 --> 00:20:58.750
** جینی و جلسا ، مربیان و دوستان **
بهم چندتا عکس نشون داد که خودش گرفته بود

473
00:20:58.750 --> 00:21:02.150
موهای فرفری مجعدی داشت
و بنظر رها میومد

474
00:21:02.160 --> 00:21:03.590
اوه درسته درسته

475
00:21:03.590 --> 00:21:05.460
و من فکر کردم ، اوه خدای من
درسته

476
00:21:05.460 --> 00:21:07.190
من چی میخوام به این بچه بگم ؟

477
00:21:07.190 --> 00:21:09.930
شین گفت می خواد هنرپیشه بشه

478
00:21:09.930 --> 00:21:12.430
بعد از یه زمان خیلی کوتاه معلوم شد که

479
00:21:12.430 --> 00:21:14.870
اون فقط می خواسته بیاد کالیفرنیا

480
00:21:14.870 --> 00:21:17.240
یه کار گرفتم بعنوان دستیار تولید

481
00:21:17.240 --> 00:21:18.400
برای یه شوی تلویزیونی

482
00:21:18.410 --> 00:21:22.440
من و شین توی انبار فیلم با هم آشنا شدیم

483
00:21:22.440 --> 00:21:24.340
** چلسی ، دوست **
در نگاه اول بیشتر عشق بود

484
00:21:24.340 --> 00:21:27.780
اون ، اون کیفیت بچه های شهرهای کوچیک رو داشت

485
00:21:27.780 --> 00:21:32.550
خیلی دوست داشتنی بود و بامزه و خیلی متواضع

486
00:21:32.550 --> 00:21:37.660
شین لزوماً اون چیزی که بقیه می بینن رو نمی بینه

487
00:21:37.660 --> 00:21:40.660
یکی از دوستایی که باهاش کار می کردم

488
00:21:40.660 --> 00:21:43.330
منو دعوت کرد تا با یکی از دوستاش بریم بولینگ

489
00:21:43.330 --> 00:21:45.200
ما این ایده رو داشتیم

490
00:21:45.200 --> 00:21:48.270
** لیزی ، دوست **
که باید یه کاری کنیم که تام و شین همدیگه رو ببینن

491
00:21:48.270 --> 00:21:52.570
ولی بهشون نگفتیم که این یه قراره

492
00:21:52.570 --> 00:21:56.210
اون گفت که یه یارویی اونجا خواهد بود به اسم تام

493
00:21:56.210 --> 00:21:58.480
و اینکه خیلی توی صنعت اکتیو هستش

494
00:21:58.480 --> 00:22:01.480
اینه که فکر کرد ، شاید آدم خیلی خوبی باشه

495
00:22:01.480 --> 00:22:02.750
برای اینکه باهاش آشنا بشم

496
00:22:02.750 --> 00:22:03.820
ما رسیدیم اونجا

497
00:22:03.820 --> 00:22:05.920
... اون بطور مضحکی جذابه

498
00:22:05.920 --> 00:22:09.390
خوشکل ، خیلی کاریزماتیک

499
00:22:09.390 --> 00:22:11.420
اون یه بازیگر بود

500
00:22:11.430 --> 00:22:13.930
فکر می کنم چند تا چیزو امتحان کرده بود

501
00:22:13.930 --> 00:22:15.830
بعد تقریباً یدفعه

502
00:22:15.830 --> 00:22:17.630
شین شک کرد

503
00:22:17.630 --> 00:22:19.830
مثل این بود که "این یارو کیه ؟"

504
00:22:19.830 --> 00:22:23.500
و من بهش می گفتم "شین چرا اون اینقدر آذارت میده ؟ "

505
00:22:23.500 --> 00:22:25.300
چهار سال از من بزرگتر بود

506
00:22:25.310 --> 00:22:26.740
انگار که دور دنیا رو گشته باشه

507
00:22:26.740 --> 00:22:28.870
میدونی
یه زبون دیگه صحبت می کرد

508
00:22:28.880 --> 00:22:30.880
کلی چیز میز بازی کرد

509
00:22:30.880 --> 00:22:32.940
خیلی از خود راضی و با اعتماد بنفس بود

510
00:22:32.950 --> 00:22:35.610
و البته خیلی خوب بولینگ بازی می کرد

511
00:22:35.620 --> 00:22:39.720
و اینطرف قضیه منم ، جوری که
حتی نمی تونم پنج تا هدفو بزنم

512
00:22:39.720 --> 00:22:41.820
خب خیلی زیاد طول نکشید
بعد از اینکه رفتیم بولینگ

513
00:22:41.820 --> 00:22:44.860
ما هممون دوباره توی آپارتمان لیزی جمع شدیم

514
00:22:44.860 --> 00:22:46.320
اون شب بود که

515
00:22:46.330 --> 00:22:48.030
ما شماره هامونو به هم دادیم

516
00:22:48.030 --> 00:22:49.560
شروع کردیم بیرون رفتن

517
00:22:49.560 --> 00:22:51.000
میدونی ، چندبار اینجا و اونجا

518
00:22:51.000 --> 00:22:54.330
و اون همیشه آواز می خوند .
همیشه خوشحال بود.

519
00:22:54.330 --> 00:22:56.800
♪ Life is a highway

520
00:22:56.800 --> 00:23:00.770
♪ I want to ride it
all night long ♪

521
00:23:00.770 --> 00:23:02.970
من و تام تمام روز رو با هم می گذروندیم

522
00:23:02.980 --> 00:23:05.510
و بعدش اون می رفت خونه

523
00:23:05.510 --> 00:23:07.580
که باعث می شد ، بعد از ظهرش

524
00:23:07.580 --> 00:23:09.510
برای چند ساعت تلفنی با هم صحبت کنیم

525
00:23:09.520 --> 00:23:10.920
زیاد طول نکشید

526
00:23:10.920 --> 00:23:13.320
که من با تام احساس راحتی بکنم

527
00:23:13.320 --> 00:23:16.050
که بتونم همه چیزو بهش بگم

528
00:23:16.060 --> 00:23:19.060
انگاری من بهش با جونم اعتماد داشتم

529
00:23:19.060 --> 00:23:21.460
تام آدم خیلی با اعتمادبنفسی بود

530
00:23:21.460 --> 00:23:23.630
اون رفت دنبال شین

531
00:23:23.630 --> 00:23:25.600
اولش شین مثل این بود که اَه

532
00:23:25.600 --> 00:23:27.700
بخاطر اینکه هیچوقت قبل از اون توی رابطه نبود

533
00:23:27.700 --> 00:23:30.970
این میدونی ، اولین عشقش بود

534
00:23:30.970 --> 00:23:32.900
یه بار ما رفتیم که صدای تام رو بشنویم

535
00:23:32.910 --> 00:23:36.610
، و شین وقتی که داشت می خوند
همش اطراف اتاق رو نگاه می کرد

536
00:23:36.610 --> 00:23:41.710
بخاطر اینکه می خواست مطمئن شه همه
حواسشون جمع هست

537
00:23:41.720 --> 00:23:43.950
و اون چیزی رو میبینن که اون میدید

538
00:23:43.950 --> 00:23:47.520
یه کلمه یهودی هست که بهش می گن کِوِل

539
00:23:47.520 --> 00:23:50.890
... و بنظر میومد وقتی تام اجرا می کنه

540
00:23:50.890 --> 00:23:52.090
اون داشت کِوِل می کرد

541
00:23:52.090 --> 00:23:53.630
اون پر حرارت بود (سوزان بود)

542
00:23:53.630 --> 00:23:55.790
باور کردنی نبود که بالاخره تجربه کنی

543
00:23:55.800 --> 00:23:59.730
... احساس عشق رو
میدونی ، مثل پروانه ها

544
00:23:59.730 --> 00:24:02.870
این چیزیه که من همیشه رویاشو می دیدم
چیزی که همه دوستام احساسش کردند

545
00:24:02.870 --> 00:24:07.110
زیاد برای من طول نکشید که به آپارتمانش اسباب کشی کنم

546
00:24:07.110 --> 00:24:08.940
اونا خیلی به هم نزدیک شدن
خیلی سریع

547
00:24:08.940 --> 00:24:11.110
فکر می کنم آزادی به ال ای منتقل نشد

548
00:24:11.110 --> 00:24:14.750
فکر می کنم که قطعاً تام دریچه ای بود برای شین

549
00:24:14.750 --> 00:24:16.980
تا با خودش کنار بیاد

550
00:24:16.980 --> 00:24:19.680
تام یه جای امن بود

551
00:24:19.690 --> 00:24:22.620
وقتی تام شین رو دید ، اون یه گوسفند کوچولوی گمشده بود

552
00:24:22.620 --> 00:24:25.890
و تام حسابی از شین مراقبت می کرد

553
00:24:25.890 --> 00:24:29.390
، اون واقعاً عاشق شام درست کردن بود
حتی وقتی که واقعاً خسته بود

554
00:24:29.400 --> 00:24:30.630
... دوست داشت که کراواتای منو ببنده

555
00:24:30.630 --> 00:24:32.460
، حتی درست تا زدن پیراهن من

556
00:24:32.470 --> 00:24:34.870
چون توی کالور ، اونا به شما آموزش
میدن که چطور همه این کارا رو بکنین

557
00:24:34.870 --> 00:24:37.570
تام واقعاً داشت رویاشو دنبال می کرد

558
00:24:37.570 --> 00:24:40.670
و شین می دونست که قبض ها باید پرداخت بشه

559
00:24:40.670 --> 00:24:43.510
شین یه مرحله بالاتر بود

560
00:24:43.510 --> 00:24:47.480
چیزی که یکیشون نمی تونست بهش فکر
کنه ، اون یکی بهش فکر می کرد

561
00:24:47.480 --> 00:24:49.880
اونا خیلی چیزای مشترک پیدا کردن

562
00:24:49.880 --> 00:24:51.680
هر دوشون رومانتیک بودن

563
00:24:51.690 --> 00:24:53.750
هر دوشون از شهرای کوچیکی بودن

564
00:24:53.750 --> 00:24:59.460
هر دوشون می خواستن یه اثری روی این دنیا بذارن

565
00:24:59.460 --> 00:25:03.460
** الیسون ، دوست تام **
همیشه لبخند می زدن ، همیشه اوقاتِ خوشی داشتن

566
00:25:03.460 --> 00:25:04.760
منظورم اینه که یه زوجِ مثال زدنی بودند

567
00:25:04.770 --> 00:25:05.900
جوری که مجبورت می کردن به عشق ایمان بیاری

568
00:25:05.900 --> 00:25:08.700
** ارین ، دوست **
من واقعاً دعوا کردناشونو دوست داشتم

569
00:25:08.700 --> 00:25:10.540
که بیشتر لاس زدن بود

570
00:25:10.540 --> 00:25:12.980
اون احتمالاً برای من قسمت مورد
علاقه رابطشون بود

571
00:25:13.570 --> 00:25:15.540
زیاد فشار نده
... من یه بار این کارو توی مدرسه نظامی کردم

572
00:25:15.540 --> 00:25:16.940
پسره باید سرشو می تراشید

573
00:25:16.940 --> 00:25:19.710
چرا اینو به من می گی ؟

574
00:25:19.710 --> 00:25:21.950
جدی ، زیاد فشار نده

575
00:25:21.950 --> 00:25:24.850
اونا مثل یه زوج بودن که خیلی وقته ازدواج کردن

576
00:25:24.850 --> 00:25:27.890
، اونا جوون بودن ، گی بودن
اما هیچوقت نمی خواستن برن بیرون

577
00:25:27.890 --> 00:25:29.690
** براندون ، دوست **
من بهشون می گفتم بیاین بریم بار ، بریم باشگاه

578
00:25:29.690 --> 00:25:31.460
اونا زیاد بیرون نمی رفتن

579
00:25:31.460 --> 00:25:33.460
بخاطر اینکه اونا همیشه کار می کردن
سعی می کردن یه چیزی بسازن

580
00:25:33.460 --> 00:25:37.660
، من می دونم که برای تام
همه چیز تنها در مورد وفاداری نبود

581
00:25:37.660 --> 00:25:40.430
که البته ، توش شماره یک بود

582
00:25:40.430 --> 00:25:41.870
... همینطور راجع به

583
00:25:41.870 --> 00:25:44.570
کاملاً در دسترس بودن از نظر عاطفی بود

584
00:25:44.570 --> 00:25:47.940
، از نظر ذهنی در دسترس باشه
از نظر روحی در دسترس باشه برای شین

585
00:25:47.940 --> 00:25:50.180
وقتی که به سن من می رسید

586
00:25:50.180 --> 00:25:51.980
یه کم شروع می کنید به انکار کردن

587
00:25:51.980 --> 00:25:53.810
که هرچیزی مثلاً می تونه اتفاق بیفته

588
00:25:53.810 --> 00:25:56.880
ولی با گذشت زمان کاملاً مشهود شد

589
00:25:56.880 --> 00:25:59.780
که این چیزی بود که احتمالاً

590
00:25:59.790 --> 00:26:02.690
دوام خواهد آورد ، برای مدتی خیلی خیلی طولانی

591
00:26:02.690 --> 00:26:06.560
یه هاله ای دور و بر اونا بود که یه چیز بخصوص بود

592
00:26:06.560 --> 00:26:07.990
** جاش ، دوست **
هر کسی توی این اتاق

593
00:26:07.990 --> 00:26:09.790
یا هر کسی که داره این مستندو می بینه می تونه آرزو کنه

594
00:26:09.800 --> 00:26:11.900
که اون عشقی که تام و شین داشتن رو داشته باشه

595
00:26:11.900 --> 00:26:14.470
این چیزیه که شب دربارش خواب می بینید

596
00:26:14.470 --> 00:26:15.630
و اونا اینو داشتن

597
00:26:18.040 --> 00:26:23.940
شین و تام شروع کردن به تبلیغ آنلاین برای موزیسین ها

598
00:26:23.940 --> 00:26:27.210
و یه استودیوی خیلی کوچیک داشتن

599
00:26:27.210 --> 00:26:29.180
ولی خیلی سرگرم کننده بود

600
00:26:29.180 --> 00:26:31.850
و ما ساعت ها و ساعت ها رو اونجا می گذروندیم

601
00:26:31.850 --> 00:26:35.790
فقط به فکر کردن در مورد راه های جهانی شدن

602
00:26:35.790 --> 00:26:37.260
یدفعه

603
00:26:37.260 --> 00:26:39.990
این کارخانه تولیدی ویدیو بود که شروع به بیرون اومدن کرد

604
00:26:39.990 --> 00:26:42.030
اونا همه این ایده ها رو داشتن

605
00:26:42.030 --> 00:26:44.260
برای چیزی که می تونست یه شوی تلویزیونی باشه
یه شوی مسافرتی

606
00:26:44.260 --> 00:26:48.000
، هی همگی ، من تام هستم
توی شهر قشنگ ، خیلی داغ

607
00:26:48.000 --> 00:26:50.570
و شرجی ریودوژانیرو ، برزیل

608
00:26:50.570 --> 00:26:52.540
خوش اومدین  TomAndShane.com به
خوش اومدین  TomAndShane.com به

609
00:26:52.540 --> 00:26:54.140
من تام هستم
و من شین هستم

610
00:26:54.140 --> 00:26:55.940
و ما توی اواهو هستیم
و ما توی اواهو هستیم

611
00:26:55.940 --> 00:26:57.180
چرا همیشه این صدا رو در میاری ؟

612
00:26:57.180 --> 00:26:59.040
من میدونم ، من خلبان هستم

613
00:26:59.050 --> 00:27:00.610
این بهتر از یه خلبانه

614
00:27:00.610 --> 00:27:01.880
میدونی که این صدا رو در میاری ؟

615
00:27:01.880 --> 00:27:03.580
آره می دونم
باشه

616
00:27:03.580 --> 00:27:07.650
اونا ماجراجو شدن ، فیلمساز ، مستند ساز

617
00:27:07.650 --> 00:27:11.060
فکر کنم اونا خیلی این ایده رو دوست داشتن

618
00:27:11.060 --> 00:27:15.590
که هیجانی رو که داشتن با بقیه به اشتراک بذارن

619
00:27:15.600 --> 00:27:17.630
هر چی من و تام بیشتر عاشق می شدیم

620
00:27:17.630 --> 00:27:20.000
بیشتر دلمون می خواست که به پدر مادرامون بگیم

621
00:27:20.000 --> 00:27:22.170
ولی هر کدوممون یه فلسفه ای داشت

622
00:27:22.170 --> 00:27:24.070
که نیازی نیست به خونوادت بگی

623
00:27:24.070 --> 00:27:25.770
تا وقتی که اون آدمی که

624
00:27:25.770 --> 00:27:28.010
میخوای باقی زندگیت رو باهاش بگذرونی پیدا کنی

625
00:27:28.010 --> 00:27:30.110
خوب ، مامان من و خالم اومده بودن ملاقاتمون

626
00:27:30.110 --> 00:27:31.780
و شب دیروقت بود

627
00:27:31.780 --> 00:27:34.110
اما من به مامانم گفتم که می خوام باهاش صحبت کنم

628
00:27:34.110 --> 00:27:38.950
تام کنارم بود که گفتم "مامان"

629
00:27:38.950 --> 00:27:42.720
گفتم " عزیزم ، اگه می خوای بگی که گی هستی ، مشکلی نیست "

630
00:27:42.720 --> 00:27:45.860
من می دونم ، و مشکلی باهاش ندارم

631
00:27:45.860 --> 00:27:47.790
و گفتم
تام پارتنرته ؟

632
00:27:47.790 --> 00:27:50.260
و تام ادامه داد ، بله من پارتنرشم

633
00:27:50.260 --> 00:27:52.660
تام اونجا نشسته بود و منتظر یه انفجار
بزرگ یا یه چیزی مثل اون بود

634
00:27:52.670 --> 00:27:54.970
و من فقط گفتم : خوب عالیه

635
00:27:54.970 --> 00:27:58.040
میدونی ، دیگه لازم نیست مثل قبل نگران شین باشم

636
00:27:58.040 --> 00:28:01.570
تام فرستاده خدا برای من بود

637
00:28:01.580 --> 00:28:03.710
شین دیگه نگرانی ای نداشت

638
00:28:03.710 --> 00:28:05.780
اعتماد بنفس بیشتری داشت

639
00:28:05.780 --> 00:28:07.110
خوشحال بود

640
00:28:07.110 --> 00:28:09.650
حالا دیگه بیشتر مرد شده بود

641
00:28:09.650 --> 00:28:11.250
من هیچ وقت تصور نمی کردم

642
00:28:11.250 --> 00:28:13.890
که بتونم مادرم رو بیشتر از اونچیزی که
دوست داشتم ، دوست داشته باشم

643
00:28:13.890 --> 00:28:16.620
اون در طول تمام مبارزه های من برای گی
بودن کنارم بوده

644
00:28:16.620 --> 00:28:19.190
و ما هیچ وقت این مسئله رو بطور علنی اعلام
نکرده بودیم

645
00:28:19.190 --> 00:28:21.060
اما الان انجام دادیمش

646
00:28:21.060 --> 00:28:24.900
بهترین احساس ممکن بود

647
00:28:24.900 --> 00:28:31.340
♪ Chestnuts roasting
on an open fire ♪

648
00:28:31.340 --> 00:28:33.070
من و تام می دونستیم

649
00:28:33.070 --> 00:28:35.340
که برون آیی برای پدر و مادرش
یه چالش بزرگ خواهد بود

650
00:28:35.340 --> 00:28:38.640
خب اون برای کریسمس رفته بود ایندیانا

651
00:28:38.650 --> 00:28:40.280
فقط خودشو مامانش بودن

652
00:28:40.280 --> 00:28:43.050
و یه چیزی توی تلویزیون نشون داد

653
00:28:43.050 --> 00:28:44.880
در مورد یه زوج لزبین

654
00:28:44.880 --> 00:28:48.620
و مادر تام یه توضیح اضافه کرد که چقدر تهوع آوره

655
00:28:48.620 --> 00:28:51.290
و تام توی اون لحظه تشخیص داد

656
00:28:51.290 --> 00:28:53.190
که من باید بهش بگم

657
00:28:53.190 --> 00:28:55.790
اون به مادرش گفت : مامان من گی هستم

658
00:28:55.800 --> 00:28:58.260
، وقتی اینجور چیزا رو میگی
داری راجع به من صحبت می کنی

659
00:28:58.260 --> 00:29:00.260
اون فکر می کنم ، یه جورایی

660
00:29:00.270 --> 00:29:02.930
داشت روی چیزی توی مایه های
برون آیی شین حساب می کرد

661
00:29:02.940 --> 00:29:05.140
شین همه چیزو به مادرش گفت

662
00:29:05.140 --> 00:29:07.340
و مادرش اساساً جاهای خالی رو پر کرد

663
00:29:07.340 --> 00:29:09.010
اوه ، تو گی هستی ، من همین الانشم میدونستم

664
00:29:09.010 --> 00:29:10.380
همیشه می دونستم

665
00:29:10.380 --> 00:29:13.780
من مطمئنم که مادرش می دونست که اون گی بوده

666
00:29:13.780 --> 00:29:18.850
اما اون سریعاً زنگ زد به پدرش که از سرکار بیاد خونه

667
00:29:18.850 --> 00:29:21.290
بخاطر این خبر فوری

668
00:29:21.290 --> 00:29:26.760
و شروع کرد به گفتن و گفتن که چطور این یک گناهه

669
00:29:26.760 --> 00:29:28.330
و اینکه تام باید زودتر به اونها می گفت

670
00:29:28.330 --> 00:29:30.130
تا اینکه می تونستن کمک پزشکی بگیرن

671
00:29:30.130 --> 00:29:32.760
پدرش خیلی چیزای نفرت انگیز بهش گفت

672
00:29:32.770 --> 00:29:36.230
و شین رو سرزنش کرد بخاطر گی شدنش

673
00:29:36.240 --> 00:29:38.340
تقصیره شینه
اون تو رو گی کرده

674
00:29:38.340 --> 00:29:41.140
توی ال ای بودن تو رو گی کرده

675
00:29:41.140 --> 00:29:44.210
تمام دستاورد هایی که تا حالا داشتی دیگه معنی ای نداره

676
00:29:44.210 --> 00:29:46.840
اونا گفتن " نظرت رو عوض کن
باید نظرت رو عوض کنی "

677
00:29:46.850 --> 00:29:48.880
و تام گفت
... که اون فقط می گفت نه

678
00:29:48.880 --> 00:29:50.820
انگاری که ، میدونی
من نمی تونم نظرم رو عوض کنم

679
00:29:50.820 --> 00:29:52.120
این چیزی نیست که بشه با عوض کردن نظر درست بشه

680
00:29:52.120 --> 00:29:53.790
تام به من زنگ زد

681
00:29:53.790 --> 00:29:56.990
به من گفت که پدرش یه شاتگان (یه نوع تفنگ) گرفته طرفش

682
00:29:56.990 --> 00:30:00.730
و تو اون لحظه من واقعاً ترسیدم

683
00:30:00.730 --> 00:30:03.060
خب ، زمانی که من و تام داشتیم تلفنی صحبت می کردیم

684
00:30:03.060 --> 00:30:06.430
پدرش نورمن ، در رو شکوند

685
00:30:06.430 --> 00:30:10.330
و مادرش تلفن رو گرفت و به من گفت

686
00:30:10.340 --> 00:30:13.200
... گوش کن ، عوضی

687
00:30:13.210 --> 00:30:16.070
من نمی دونم با پسرم چیکار کردی

688
00:30:16.080 --> 00:30:19.310
ولی ما میایم ال ای و پیدات می کنیم

689
00:30:19.310 --> 00:30:21.380
فکر می کنم عبارتی که پدرش بکار برد این بود که

690
00:30:21.380 --> 00:30:24.350
به کالیفرنیا خواهد رفت و دل و رودَش رو در خواهد آورد

691
00:30:24.350 --> 00:30:26.980
من همیشه این خیالپردازی رو داشتم که

692
00:30:26.990 --> 00:30:32.390
که من و تام کریسمس میریم ایندیانا

693
00:30:32.390 --> 00:30:34.760
و فقط ، میدونی ، میریم تو تخت

694
00:30:34.760 --> 00:30:37.260
و صبح کریسمس بیدار میشیم

695
00:30:37.260 --> 00:30:39.760
همه با هم میریم اتاق نشینمن

696
00:30:39.770 --> 00:30:41.100
میدونی ، درخت اونجاست

697
00:30:41.100 --> 00:30:43.840
و من و تام فقط اونجا می شینیم با خونوادش

698
00:30:43.840 --> 00:30:46.040
کادوها رو با هم باز می کنیم

699
00:30:46.040 --> 00:30:49.110
و من یه چیزی می گم که فکر می کنم بامزست

700
00:30:49.110 --> 00:30:53.080
و دور و بر رو نگاه می کنم و
پدر مادر تام رو می بینم که دارن می خندن

701
00:30:53.080 --> 00:30:56.980
... احمقانست ، اما

702
00:30:56.980 --> 00:30:59.080
مثل یه چیز باورنکردنی بود

703
00:30:59.090 --> 00:31:01.950
اگه یه چیزی مثل اون اتفاق میفتاد

704
00:31:01.960 --> 00:31:03.450
وقتی پلیس دم خونه پیدا شد

705
00:31:03.460 --> 00:31:05.760
پدر تام با پوف پوف کردن قضیه رو حل کرد و گفت

706
00:31:05.760 --> 00:31:07.790
شما میدونین این بچه های کالیفرنیا چجورین

707
00:31:07.790 --> 00:31:09.860
اون تماسای تلفنی
توی دو روز بعدش

708
00:31:09.860 --> 00:31:11.860
تا زمانی که تام از اونجا زد بیرون
... فقط

709
00:31:11.870 --> 00:31:14.400
قلبم شکست
برای هر دوی اون پسرا

710
00:31:14.400 --> 00:31:16.300
خیلی ترسناک و ناراحت کننده بود

711
00:31:16.300 --> 00:31:17.900
خب صبح روز بعدش

712
00:31:17.900 --> 00:31:20.070
پدر مادر تام توی آشپزخونه بودن

713
00:31:20.070 --> 00:31:22.370
با یه بایبل روی میز

714
00:31:22.380 --> 00:31:24.210
با صدای بلند ، موعظه ها رو می خوندن

715
00:31:24.210 --> 00:31:26.010
** شروع شد ، موعظه های بایبل. الان دارن
دنبال موعظه های کتاب مقدس می گردن **
تقریباً به یه روشی که فقط بتونن قانع کنن

716
00:31:26.010 --> 00:31:27.550
که روز قبل

717
00:31:27.550 --> 00:31:29.550
** من براشون دعا می کنم تام ، براشون دعا می کنم**
که اونا پسرشون رو زدن ، فقط بخاطر اینکه گی بوده

718
00:31:29.550 --> 00:31:32.080
** خیلی بد شد ... من تصادفی مامانم رو زدم **
اون همش می گفت ، من نمی تونم باور کنم

719
00:31:32.090 --> 00:31:34.250
به من حمله شده و گفتن

720
00:31:34.250 --> 00:31:36.190
باید این حقیقت که من گی هستم رو

721
00:31:36.190 --> 00:31:38.860
با خودم به گور ببرم
پدرم برای اولین بار از من ترسید. ترس رو **
** توی چشماش دیدم . می تونستم بکشمش

722
00:31:38.860 --> 00:31:43.030
♪ merry christmas
پدرم برای اولین بار از من ترسید. ترس رو**
** توی چشماش دیدم . می تونستم بکشمش

723
00:31:43.030 --> 00:31:45.030
وضعیت وحشتناکی بود

724
00:31:45.030 --> 00:31:48.900
و تام ، میدونی ، به محض
اینکه تونست از اونجا زد بیرون

725
00:31:48.900 --> 00:31:50.900
و به سمت کالیفرنیا پرواز کرد

726
00:31:50.900 --> 00:31:55.510
♪ To you

727
00:31:55.510 --> 00:31:58.940
خوب ، یواش یواش مارتا اومد کالیفرنیا

728
00:31:58.950 --> 00:32:01.550
و من واقعاً واقعاً عصبی بودم

729
00:32:01.550 --> 00:32:04.350
این اولین باری بود که من مارتا رو می دیدم

730
00:32:04.350 --> 00:32:07.190
بعد از ، میدونی ، اون حادثه وحشتناک

731
00:32:07.190 --> 00:32:09.190
من فکر می کنم مارتا اومد اینجا

732
00:32:09.190 --> 00:32:12.090
چونکه نمی خواست پسرش رو از دست بده

733
00:32:12.090 --> 00:32:14.830
بنابراین مجبور بود شین رو در آغوش بگیره

734
00:32:14.830 --> 00:32:17.960
و جوری رفتار بکنه که نشون بده رابطشون رو پذیرفته

735
00:32:17.960 --> 00:32:19.960
برای یه مدتی ، یکم عجیب بنظر می رسید

736
00:32:19.970 --> 00:32:22.930
، ولی یواش یواش ، میدونی
رابطمون گرمتر شد

737
00:32:22.940 --> 00:32:24.870
با هم برای شام می رفتیم بیرون

738
00:32:24.870 --> 00:32:27.870
تام و اون خندهای هیستریک داشتن

739
00:32:27.870 --> 00:32:29.110
، وقتی با هم بودن

740
00:32:29.110 --> 00:32:30.840
مثل دو تا خانم کوچولوی پیر بودن

741
00:32:30.840 --> 00:32:33.010
، و با وجود اینکه اون نگفت
مثلاً ، میدونی

742
00:32:33.010 --> 00:32:34.980
" شین ، من متاسفم " یا
" تام من متاسفم "

743
00:32:34.980 --> 00:32:36.380
بابت اینکه اینقدر با این موضوع برخورد کردیم

744
00:32:36.380 --> 00:32:39.120
، برای ما
مثل این بود که این راهِ اونه

745
00:32:39.120 --> 00:32:40.950
برای نشون دادن
اینکه ما رو پذیرفته

746
00:32:40.950 --> 00:32:44.860
موضوع این نبود که پسرش رو دوست نداشته باشه
عاشق پسرش بود

747
00:32:44.860 --> 00:32:49.460
و هر کاری که لازم بود انجام
بده تا کنارش باشه ، انجام می داد

748
00:32:49.460 --> 00:32:52.060
اگه مجبور بود یه گاو آهن رو هل بده

749
00:32:52.070 --> 00:32:54.970
انجامش می داد
فقط برای اینکه کنار پسرش باشه

750
00:32:54.970 --> 00:32:57.970
اون این عکسو داره از وقتی که رفتن به تئاتر گرومن

751
00:32:57.970 --> 00:33:00.240
و ستاره الویس رو دیدن

752
00:33:00.240 --> 00:33:02.310
اون گفت که اون شاد ترین روز زندگیش بوده

753
00:33:02.310 --> 00:33:06.380
فکر می کنم واقعاً از اومدن به کالیفرنیا لذت برد

754
00:33:06.380 --> 00:33:08.210
و بعدش برگشت به ایندیانا

755
00:33:08.210 --> 00:33:12.450
و اساساً زندگی تام در اینجا رو قبول نکرد

756
00:33:12.450 --> 00:33:13.650
و میدونی ، دوباره

757
00:33:13.650 --> 00:33:15.290
یه جورایی مثل قدم برداشتن های بچه ها بود

758
00:33:15.290 --> 00:33:17.190
واقعاً  بعد از چند بار ما

759
00:33:17.190 --> 00:33:19.560
احساس کردیم که اون با ما اوکِیه

760
00:33:19.560 --> 00:33:21.630
و اینکه برای ما خوشحال بود

761
00:33:21.630 --> 00:33:24.330
حتی تاکید کرد که
من و تام روی تخت بخوابیم

762
00:33:24.330 --> 00:33:27.200
در حالی که خودش روی
مبل راحتی با سگمون می خوابید

763
00:33:27.200 --> 00:33:31.440
** صدای تام **
جاستین ، نمی تونم باورت کنم

764
00:33:31.440 --> 00:33:33.300
منو نگاه کن

765
00:33:33.310 --> 00:33:36.340
... چطور تونستی

766
00:33:36.340 --> 00:33:38.610
منو تنها بذاری ؟

767
00:33:38.610 --> 00:33:42.280
خوب من دلم برات تنگ شده و
تو فقط دوست داری که با اون باشی

768
00:33:42.280 --> 00:33:45.180
تو یه خیانتکاری

769
00:33:45.180 --> 00:33:49.690
آره ، اون سرتو پایین بگیر

770
00:33:49.690 --> 00:33:53.460
تام عاشقِ سگش بود

771
00:33:53.460 --> 00:33:57.060
تام همیشه ازش عکس می گرفت

772
00:33:57.060 --> 00:33:59.300
مثل کسی می موند که یه بچه
تازه به دنیا اومده داشته باشه

773
00:33:59.300 --> 00:34:02.970
راستش ، اونو توی یه ماشین پیدا کرده بود
که توی هالیوود ولش کرده بودن

774
00:34:02.970 --> 00:34:06.700
سلام ناپلئون . حالت چطوره ؟

775
00:34:06.710 --> 00:34:08.270
اون لوازم سانتا کلاوز رو داشت

776
00:34:08.270 --> 00:34:10.340
و یه سری وسایل دیوونه کننده دیگه داشت

777
00:34:10.340 --> 00:34:11.580
و من با خودم فکر کردم ، اوه خدای من

778
00:34:11.580 --> 00:34:13.180
نمیشه دو تا پسر گی باشن

779
00:34:13.180 --> 00:34:14.680
با سگِ کوچولویِ گِیِشون ، میشه ؟

780
00:34:14.680 --> 00:34:17.320
و مطمئناً خیلی سریع ، توی فیسبوک

781
00:34:17.320 --> 00:34:19.050
تام از جاستین بابی عکس می ذاشت

782
00:34:19.050 --> 00:34:20.950
توی بارونیِ جدیدش

783
00:34:20.950 --> 00:34:22.490
و من فکر کردم " اوه خدای من ، بچه ها ، بس کنید "

784
00:34:22.490 --> 00:34:25.020
شما باید دست از این کار بردارین

785
00:34:25.020 --> 00:34:27.390
... خُب

786
00:34:33.170 --> 00:34:35.170
یه رویای دیگه که من و تام داشتیم

787
00:34:35.170 --> 00:34:37.970
در کنار اینکه ازدواج کنیم و یه خونواده داشته باشیم

788
00:34:37.970 --> 00:34:40.970
این بود که می خواستیم دور دنیا مسافرت کنیم

789
00:34:40.970 --> 00:34:44.010
و هدفمون این بود که تمام عجایب دنیا رو ببینیم

790
00:34:44.010 --> 00:34:48.080
و تونستیم چهار بار این کارو انجام بدیم
قبل از اینکه تام بمیره

791
00:34:48.080 --> 00:34:53.580
♪ See the pyramids
along the nile ♪

792
00:34:53.590 --> 00:34:58.260
♪ Watch the sunrise
on a tropic isle ♪

793
00:34:58.260 --> 00:35:00.060
اونا از زندگی لذت بردن

794
00:35:00.060 --> 00:35:02.630
وقتی که با هم مسافرت می کردن
این چیزی بود که منو مبهوت می کرد

795
00:35:02.630 --> 00:35:06.600
وقتی که رفتن مصر و پرو  و لندن و پاریس

796
00:35:06.600 --> 00:35:10.200
اینکه تام و شین می تونستن
از پس هزینه های این سفرا بر بیان

797
00:35:10.200 --> 00:35:12.270
بخاطر این بود که اولاً خیلی صرفه جو بودن

798
00:35:12.270 --> 00:35:17.110
و نه تنها شین برای ما کار می کرد

799
00:35:17.110 --> 00:35:19.180
تام هم کار می کرد ، میدونی ، کارای اضافی

800
00:35:19.180 --> 00:35:21.410
تبلیغات یا چیزای مثل اون

801
00:35:21.410 --> 00:35:23.550
اینه که می تونستن این جاها رو برن ببینن

802
00:35:23.550 --> 00:35:25.180
و فِرست کلاس مسافرت نمی کردند

803
00:35:25.180 --> 00:35:27.350
مثل دانش آموزا سفر می کردن

804
00:35:27.350 --> 00:35:29.220
یادمه اولین مسافرتی که رفتن

805
00:35:29.220 --> 00:35:32.290
مصر بود ، پایینِ نیل

806
00:35:32.290 --> 00:35:34.690
اما از اون مسافرتایی نبود

807
00:35:34.690 --> 00:35:36.290
که من برم

808
00:35:36.300 --> 00:35:37.730
اونا روی عرشه خوابیدن

809
00:35:37.730 --> 00:35:39.760
با چادر و پتو های مسافرتی

810
00:35:39.770 --> 00:35:41.170
و تام ذات الریه گرفت

811
00:35:41.170 --> 00:35:43.430
ولی اوقات خیلی خوبی رو داشتن

812
00:35:43.440 --> 00:35:50.140
♪ Just remember
till you're home again ♪

813
00:35:50.140 --> 00:35:53.340
♪ You belong to me

814
00:35:57.550 --> 00:35:59.220
من و تام به نقطه ای رسیدیم

815
00:35:59.220 --> 00:36:01.290
که آماده بودیم تا اونو به مونتانا ببریم

816
00:36:01.290 --> 00:36:04.260
میدونی ، من همش براش از زیبایی مونتانا می گفتم

817
00:36:04.260 --> 00:36:06.720
... ولی برای من بیشتر
میدونی ، هیجان زده بودم

818
00:36:06.730 --> 00:36:08.530
بخاطر اینکه بالاخره قرار بود تمام خانواده منو ببینه

819
00:36:08.530 --> 00:36:11.800
پدر من ، تمام زندگیش یه چوب بر بوده

820
00:36:11.800 --> 00:36:13.660
... منظورم اینه که ، همیشه راجع به گی ها جک می گفته

821
00:36:13.670 --> 00:36:16.730
از اون دسته آدمایی نیست که بتونی بشینی و بگی که مثلاً

822
00:36:16.740 --> 00:36:20.070
" هی پسرت گیه "
و اون با این موضوع راحت برخورد کنه

823
00:36:20.070 --> 00:36:23.110
اولین باری که من تام رو دیدم

824
00:36:23.110 --> 00:36:24.510
تازه وارد شهر شده بودم

825
00:36:24.510 --> 00:36:27.510
و ماشین دخترام رو تو راهِ ورودی دیدم

826
00:36:27.510 --> 00:36:31.550
** جسی ، خواهر شین **
خوب ، تام و شین پریدن و توی کمد قایم شدن

827
00:36:31.550 --> 00:36:34.450
بعدش بابام اومد داخل

828
00:36:34.450 --> 00:36:36.820
و اون دوتا از کمد پریدن بیرون و داد زدن "سورپرایز"

829
00:36:36.820 --> 00:36:39.560
و این پسرمه
و این شریک زندگیشه

830
00:36:39.560 --> 00:36:41.630
... و کار کرد
اونا منو سورپرایز کردن

831
00:36:41.630 --> 00:36:43.160
و ما فقط فکر کردیم

832
00:36:43.160 --> 00:36:45.330
که خیلی بامزست
کاری که اونا کردن

833
00:36:45.330 --> 00:36:48.730
چون انگاری اونا از کمد
اومدن بیرون توی خونه پدرم

834
00:36:48.730 --> 00:36:51.640
تام می دونست من چجور آدمی هستم

835
00:36:51.640 --> 00:36:53.400
و اینکه ممکن بود

836
00:36:53.410 --> 00:36:56.770
یه جوری صحبت کنم که اونو قبول نکنم

837
00:36:56.780 --> 00:36:59.510
و شما فقط می تونستید ببینید که
اون تمام وقت تلاش می کرد دور و بر من باشه

838
00:36:59.510 --> 00:37:00.810
... و من تحسینش می کنم که

839
00:37:00.810 --> 00:37:02.850
تلاش می کرد،
تلاش می کرد که دوست داشتنی باشه

840
00:37:02.850 --> 00:37:05.350
دوست داشتن تام آسون بود
اون آدم فوق العاده ای بود

841
00:37:05.350 --> 00:37:06.720
تام مثل یه هفت تیر می موند

842
00:37:06.720 --> 00:37:09.220
وقتی دور و برش بودی خیلی سرگرم می شدی

843
00:37:09.220 --> 00:37:11.720
می دیدم که شین رو می خندونه

844
00:37:11.720 --> 00:37:13.690
این همون خوشبختی ایه که شما داری

845
00:37:13.690 --> 00:37:15.330
وقتی که نیمه گمشدتو پیدا می کنی

846
00:37:15.330 --> 00:37:18.730
و باعث شد تمام نگرانی های من برطرف بشن

847
00:37:18.730 --> 00:37:21.600
خوب ، من و تام رفتیم آریزونا تا مادربزرگهامو ببینیم

848
00:37:21.600 --> 00:37:23.770
شین خیلی خوشحال بود

849
00:37:23.770 --> 00:37:26.270
تا بحال اینقدر خوشحال ندیده بودمش

850
00:37:26.270 --> 00:37:28.540
یه بچه کوچولوی سرحال

851
00:37:28.540 --> 00:37:30.840
و مادر مادربزرگم پت اونجا بود

852
00:37:30.840 --> 00:37:33.480
و هیچکی به مامان بزرگ پت نگفته بود که
من و تام زوج هستیم

853
00:37:33.480 --> 00:37:35.250
اون مثل این بود که
اوه ، از آشنائیت خوشبختم

854
00:37:35.250 --> 00:37:37.720
و بعداً من شنیدم که توی یه اتاق دیگه

855
00:37:37.720 --> 00:37:40.480
از مامان بزرگ جودی می پرسید
خوب این یارو کی بود ؟

856
00:37:40.490 --> 00:37:42.450
خوب من هیچوقت نمی دونستم شین گی بوده

857
00:37:42.460 --> 00:37:45.190
ولی من پارتنرش رو دیدم
و خیلی مرد خوبی بود

858
00:37:45.190 --> 00:37:48.830
و ما هممون دوستش داشتیم
و با هم خوب کنار اومدیم

859
00:37:48.830 --> 00:37:51.860
تام به چند دلیل مجذوب مامان بزرگ پت شده بود

860
00:37:51.860 --> 00:37:53.700
می دونی ، هر سال اون

861
00:37:53.700 --> 00:37:54.930
بقایای مارهایی که می کشت رو نگه می داشت

862
00:37:54.930 --> 00:37:57.270
خوب
... من همیشه دنبال یه مارم

863
00:37:57.270 --> 00:37:58.770
دوست ندارم دور و برم باشن

864
00:37:58.770 --> 00:38:01.740
منظورم اینه که چند تا کشتی توی بهار ؟

865
00:38:01.740 --> 00:38:02.940
تو هر بهار ؟

866
00:38:02.940 --> 00:38:05.180
اوه ، 40 تا کشتم یا بیشتر

867
00:38:05.180 --> 00:38:08.550
وقتی من و تام برای پیاده روی
با دو تا مادربزرگم رفتیم بیرون

868
00:38:08.550 --> 00:38:10.480
وقتی داشتیم برمیگشتیم خونه

869
00:38:10.480 --> 00:38:12.420
مامان بزرگ پت دستشو گذاشت دور تام

870
00:38:12.420 --> 00:38:14.390
انگار که می گفت "به فامیل خوش اومدی"

871
00:38:14.390 --> 00:38:15.850
اون 90 سالشه

872
00:38:15.860 --> 00:38:19.620
و میدونی ، اون رابطمون رو قبول می کنه

873
00:38:19.630 --> 00:38:21.260
مردمی که راجع به اونا صحبت می کنن

874
00:38:21.260 --> 00:38:23.230
زیاد چیزی ازش نمی فهمن

875
00:38:23.230 --> 00:38:27.360
و فکر می کنن اگه اونا برن به کلیسا و اینجور چیزا

876
00:38:27.370 --> 00:38:28.900
... خدا کمکشون می کنه و ازشون مراقبت می کنه

877
00:38:28.900 --> 00:38:31.440
و اونا می تونن درست مثل بقیه آدما باشن

878
00:38:31.440 --> 00:38:33.400
و تو نمی تونی اونا رو قانع کنی

879
00:38:33.410 --> 00:38:36.340
، اگه بخوام حقیقت رو به شما بگم
... من از شنیدن در موردش خسته شدم

880
00:38:36.340 --> 00:38:38.540
خوب اونا رومئو و ژولیت نیستن

881
00:38:38.540 --> 00:38:41.480
... درسته
اونا رومئو و رومئو هستن

882
00:38:41.480 --> 00:38:43.310
قبولش کنین

883
00:38:43.320 --> 00:38:47.750
من دوست نداشتم رفتار خونگرم مثل بوسیدن و در
... آغوش گرفتن در محافل و مجالس عمومی نشون بدم

884
00:38:47.750 --> 00:38:50.990
حتی اگه توی یه هواپیمایی باشیم که داره میره جایی

885
00:38:50.990 --> 00:38:53.460
و ما می خواستیم که با هم عاطفی باشیم

886
00:38:53.460 --> 00:38:55.990
اینه که یه کت یا پتو برمی داشتیم

887
00:38:56.000 --> 00:39:00.330
و بازوهامونو باهاش می پوشوندیم
و زیر پتو دستای همو می گرفتیم

888
00:39:02.730 --> 00:39:05.770
من فکر می کنم شین خیلی حواسش جمع بود

889
00:39:05.770 --> 00:39:08.270
به اینکه کجا بودن

890
00:39:08.270 --> 00:39:11.280
و اینکه آدمای دیگه احساس ناراحتی نکنن

891
00:39:11.280 --> 00:39:12.780
من واقعاً نمی خواستم

892
00:39:12.780 --> 00:39:15.910
بگم که "دوستت دارم"
جلوی دوستا یا هر کسِ دیگه ای

893
00:39:15.920 --> 00:39:18.020
... اینه که ما این رمز کوچولو رو اختراع کردیم

894
00:39:18.020 --> 00:39:19.920
چه توی شام بودیم یا توی یه مهمونی

895
00:39:19.920 --> 00:39:23.290
یکی از ما یه راهی پیدا می کرد تا سه بار بزنه روی میز

896
00:39:23.290 --> 00:39:24.860
فقط برای اینکه بگه "دوستت دارم"

897
00:39:24.860 --> 00:39:29.830
برای همین ، اون شد صدای مخصوصِ ما دو تا

898
00:39:29.830 --> 00:39:35.500
تام خیلی پر حرارت (شهوانی) بود
و همینطور خیلی عاطفی بود

899
00:39:35.500 --> 00:39:38.370
** کولین ، دوست **
، و این یه جورایی شین رو یه کم از جِلدش بیرون آورده بود

900
00:39:38.370 --> 00:39:41.310
تا حدی که ، میدونی
توی یه جای عمومی باشی

901
00:39:41.310 --> 00:39:43.570
و احساس شرمندگی یا آشفتگی نکنی

902
00:39:43.580 --> 00:39:46.910
و اینکه بدونی ، "آره این شریکِ منه
و ما گی هستیم. "

903
00:39:46.910 --> 00:39:48.710
خوب که چی ؟

904
00:39:48.710 --> 00:39:50.050
** خاطرات تصویری شین **
یه بار ما توی پاریس بودیم

905
00:39:50.050 --> 00:39:51.450
و جلوی برج ایفل بودیم

906
00:39:51.450 --> 00:39:53.580
من یدفعه تصمیم گرفتم که
... به جهنم

907
00:39:53.590 --> 00:39:56.790
من فقط یه بوسِ کوچولو می کنمش و انجامش دادم

908
00:39:56.790 --> 00:39:59.620
، صورت تام ... اون ، مثل اینا بود که
الان چی شد ؟ چه اتفاقی افتاد ؟

909
00:39:59.630 --> 00:40:01.360
خیلی هیجان زده شده بود

910
00:40:01.360 --> 00:40:02.860
اما درست بعدش ، اولین
چیزی که بعد از بوسه انجام دادیم

911
00:40:02.860 --> 00:40:05.530
این بود که اطراف رو نگاه کردیم که
مثلاً کسی ما رو ندید ؟

912
00:40:05.530 --> 00:40:11.500
ولی من خیلی خوشحالم که این کارو کردم
چون اون خیلی خوشحال شد

913
00:40:11.500 --> 00:40:16.010
تام می خواست که با شین ازدواج کنه
اما می خواست که این ازدواج قانونی باشه

914
00:40:16.010 --> 00:40:19.640
نمی خواست منتظر یه نکته فنی باشه

915
00:40:19.650 --> 00:40:21.850
یا مثلاً یه چیزی که "فقط برای این لحظه قانونیه"

916
00:40:21.850 --> 00:40:23.650
"ولی فردا دیگه نیست."
(فکر می کنم منظورش اینه که نمیخواسته برن یه جایی
که قانونیه ازدواج کنن و بعد برگردن کالیفرنیا ، منتظر بود
تا ازدواج همجنسگرایان در کالیفرنیا قانونی بشه)
931
00:40:22.754 --> 00:40:25.555
از اون مردایی بود که پای همه چیز وا میستاد

917
00:40:26.450 --> 00:40:27.890
و فکر می کنم یه بخشی از اون

918
00:40:27.890 --> 00:40:30.320
می خواست که به همه توی خونشون نشون بده که

919
00:40:30.320 --> 00:40:31.860
من جدی هستم ، این من هستم

920
00:40:31.860 --> 00:40:34.660
اون یه حلقه برام خرید ، برای کریسمس

921
00:40:34.660 --> 00:40:38.760
و ما توافق کرده بودیم که چیزی خرج همدیگه نکنیم

922
00:40:38.760 --> 00:40:40.060
اون بهم می گفت که
"شین عصبانی میشه"

923
00:40:40.070 --> 00:40:41.570
چون ما یه بودجه ای داریم

924
00:40:41.570 --> 00:40:42.970
ولی من خیلی دلم می خواست اینو براش بگیرم

925
00:40:42.970 --> 00:40:44.600
و من بازش کردم
و یه حلقه بود

926
00:40:44.600 --> 00:40:47.070
با یه کاغذ که روش نوشته بود

927
00:40:47.070 --> 00:40:50.010
2011 زندگیمونو تغییر میده برای همیشه

928
00:40:50.010 --> 00:40:53.080
عشق ، تام

929
00:40:53.080 --> 00:40:54.950
من تصویر عروسی شونو داشتم
که توی ذهنم پِلِی می شد

930
00:40:54.950 --> 00:40:56.550
می دونستم که یه روزی این اتفاق میفته

931
00:40:56.550 --> 00:40:58.580
هیچ شکی نبود که اونا می خواستن

932
00:40:58.580 --> 00:41:00.750
بقیه زندگی شونو با هم بگذرونن
و یه خونواده داشته باشن

933
00:41:00.750 --> 00:41:02.750
این یه چیزی بود که اون خیلی شدید میخواستش

934
00:41:02.760 --> 00:41:04.560
، همش می گفت

935
00:41:04.560 --> 00:41:06.720
میدونی من دوست دارم که یه
توماس کوچولو دور و برمون بِدَوِه

936
00:41:06.730 --> 00:41:08.490
و فکر کنم یکی از غم انگیز ترین قسمت ها

937
00:41:08.490 --> 00:41:10.090
وقتی که من به شین و تام فکر می کنم

938
00:41:10.100 --> 00:41:11.500
این واقعیته که اونا ، در اصل

939
00:41:11.500 --> 00:41:13.130
رویای آمریکایی رو زندگی می کردن

940
00:41:13.130 --> 00:41:15.730
با این استثنا که نمی تونستن با هم ازدواج کنن

941
00:41:15.740 --> 00:41:17.400
خوب ، هر کسی ، مثلاً می تونه
یه رابطه خونوادگی داشته باشه

942
00:41:17.400 --> 00:41:20.370
و به نظر من مشکلی نیست

943
00:41:20.370 --> 00:41:22.010
بخاطر اینکه هیچ دختری نمی شینه توی اتاقش

944
00:41:22.010 --> 00:41:23.640
و بگه که

945
00:41:23.640 --> 00:41:24.910
من نمی تونم صبر کنم تا تشکیل خانواده بدم

946
00:41:24.910 --> 00:41:26.740
نمی تونم صبر کنم تا لباس سفید بپوشم

947
00:41:26.750 --> 00:41:28.380
در طول رابطه خونوادگیم

948
00:41:28.380 --> 00:41:31.010
این چیزی نیست که مردم دربارش رویا ببینن

949
00:41:31.020 --> 00:41:33.850
اونا درباره ازدواج کردن رویا می بینن

950
00:41:33.850 --> 00:41:35.450
و اونا اجازه نداشتن که چنین کاری رو بکنن

951
00:41:35.450 --> 00:41:36.720
و اگر این کار قانونی بود

952
00:41:36.720 --> 00:41:38.860
اونا هیچ وقت نمی تونستن تجربش کنن

953
00:41:38.860 --> 00:41:40.590
چون اون دیگه اینجا نیست

954
00:41:44.030 --> 00:41:47.600
من خوش شانس بودم که تام
رو چهارشنبه قبل از مردنش دیدم

955
00:41:47.600 --> 00:41:50.000
♪ Getting closer to the edge

956
00:41:50.000 --> 00:41:54.100
♪ if I fall,
will someone catch me? ♪

957
00:41:54.110 --> 00:41:56.770
و ما راجع به ، میدونی ، شین صحبت کردیم

958
00:41:56.780 --> 00:42:00.080
اون گفت " فهمیده که عشق واقعاً چی هست "

959
00:42:00.080 --> 00:42:03.410
من وقتی جوونتر بودم این ایده رو توی ذهنم داشتم

960
00:42:03.420 --> 00:42:06.620
و با بودن با شین ، این رو متوجه شدم

961
00:42:06.620 --> 00:42:08.950
اینکه واقعاً توی یه روتین روزانه چجور بنظر میاد

962
00:42:08.950 --> 00:42:12.490
و خیلی بیشتر از اونیه که من تصور می کردم ممکن باشه

963
00:42:12.490 --> 00:42:16.130
... اسم این آهنگ اینه
"اگه من بیفتم"

964
00:42:16.130 --> 00:42:19.030
♪ even if I fall

965
00:42:19.030 --> 00:42:20.730
دستت درد نکنه برای اون

966
00:42:20.730 --> 00:42:22.700
مرسی
خواهش می کنم

967
00:42:22.700 --> 00:42:24.770
خوب همینه که دیدین

968
00:42:24.770 --> 00:42:26.570
... اگه من بیفتم

969
00:42:26.570 --> 00:42:27.870
ما توافق کردیم که این اسمو برای آهنگ بزاریم ؟

970
00:42:27.870 --> 00:42:29.210
باشه

971
00:42:34.850 --> 00:42:39.150
چیزی که منو خیلی اذیت می کنه الان
اینه که صبحش ما یه دعوا داشتیم

972
00:42:39.150 --> 00:42:42.120
راستش قرار بود ما با دوستمون الکس وقت بگذرونیم
**ما باید برای یه مدتی زیاد دور و بر همدیگه نباشیم **

973
00:42:42.120 --> 00:42:43.920
و بریم با هم عکس بگیریم
**من ناراحتم که امروز اینقدر مشتاق بودم**

974
00:42:43.920 --> 00:42:45.860
و بعد از بحث کوچیک ما

975
00:42:45.860 --> 00:42:47.830
من تصمیم گرفتم که من تو خونه می مونم

976
00:42:47.830 --> 00:42:50.090
من و تام تصمیم گرفتیم توی استودیو همدیگه رو ببینیم

977
00:42:50.100 --> 00:42:52.230
و ما هی عقب و جلو می رفتیم

978
00:42:52.230 --> 00:42:54.630
و اون گفت بریم خونه تو

979
00:42:54.630 --> 00:42:57.200
فقط نور خورشید توی آشپزخونه یادم میاد

980
00:42:57.200 --> 00:42:58.470
گفت که من الان اون نور خورشیدو نیاز دارم

981
00:42:58.470 --> 00:43:00.570
و من گفتم اوکی

982
00:43:00.570 --> 00:43:02.140
اون گفت نه ، من میخوام یه کار خوب واسه تو انجام بدم

983
00:43:02.140 --> 00:43:04.780
، بذار یه چندتا عکس بگیریم
این روزمون رو عوض می کنه

984
00:43:04.780 --> 00:43:06.680
خوب من شروع کرده بودم
قرار گذاشتن با این مرده

985
00:43:06.680 --> 00:43:09.050
، که تولدش بود
و من باهاش نبودم

986
00:43:09.050 --> 00:43:11.680
تام گفت من می خوام حسادتش رو برانگیزم

987
00:43:11.680 --> 00:43:13.880
پس بیا عکساتو بذاریم توی فیسبوک

988
00:43:13.890 --> 00:43:15.620
و اون کسی بود که هی می گفت "بیا انجامش بدیم"

989
00:43:15.620 --> 00:43:16.650
بیا انجامش بدیم

990
00:43:16.660 --> 00:43:17.650
هی من می تونم موهاتو درست کنم ؟

991
00:43:17.660 --> 00:43:19.220
من میگفتم ، اِم اوکی

992
00:43:19.230 --> 00:43:23.630
و من ، میدونی ، سوتینم رو پر کردم از جوراب

993
00:43:23.630 --> 00:43:25.600
چون میدونی ، چیز زیادی اونجا نیست

994
00:43:25.600 --> 00:43:28.770
خوب من و تام داشتیم تمام روز به هم مسیج می دادیم
**تام من تو رو بیشتر از هر چیزی دوست دارم**

995
00:43:28.770 --> 00:43:30.870
و یواش یواش با هم آشتی کردیم
**من عاشقتم شین**

996
00:43:30.870 --> 00:43:32.070
حتی بحث هم نکردیم

997
00:43:32.070 --> 00:43:33.540
که بریم روی سقف یا نه

998
00:43:33.540 --> 00:43:34.970
چون ما همیشه می رفتیم روی سقف

999
00:43:34.970 --> 00:43:36.940
و به همدیگه گفتیم که همدیگه رو دوست داریم

1000
00:43:36.940 --> 00:43:42.880
و من خیلی خوشحالم که این کارو کردیم
چون من الان اونو برای همیشه دارم

1001
00:43:42.880 --> 00:43:45.980
و وقتی که رسیدیم روی سقف

1002
00:43:45.990 --> 00:43:47.550
تام دوربینشو در آورد

1003
00:43:47.550 --> 00:43:48.850
اون کاملاً آماده بود

1004
00:43:48.850 --> 00:43:50.890
ما حدوداً 50 بار اونجا بودیم

1005
00:43:50.890 --> 00:43:52.620
و هردفعه من وحشت می کردم

1006
00:43:52.630 --> 00:43:54.560
آخه اینجوری نیست که یه دیوار بلند داشته باشه

1007
00:43:54.560 --> 00:43:55.890
یه دیوارِ کوچیکه

1008
00:43:55.900 --> 00:43:59.260
اون همینجوری داشت با دوربینش بازی می کرد

1009
00:43:59.270 --> 00:44:01.970
و تو این فاصله ، من میدونستم که داشت به شین مسیج میزد
**لطفاً به اون لبه نزدیک نشو**

1010
00:44:01.970 --> 00:44:04.570
بهش گفتم که از لبه دور بایسته
** ! من شوخی نمی کنم تام **

1011
00:44:04.570 --> 00:44:07.100
چون همه ما میدونیم که اون سر به هواست

1012
00:44:07.110 --> 00:44:08.840
و اون حتی جواب داد

1013
00:44:08.840 --> 00:44:11.310
ها ها ها باشه . حواسم هست
انگار که من داشتم شوخی می کردم

1014
00:44:11.310 --> 00:44:14.080
و من گفتم ، تام من جدی هستم

1015
00:44:14.080 --> 00:44:15.710
انگار که "نزدیک لبه نرو !"

1016
00:44:15.710 --> 00:44:19.020
خوب اون یه چند تا عکس می گیره

1017
00:44:19.020 --> 00:44:21.920
، من تلاش می کنم که تا جایی که میشه
... خودمو بی شرم و حیا نشون بدم

1018
00:44:21.920 --> 00:44:25.190
میدونی ، نه سکسی
بخاطر اینکه سکسی نبود

1019
00:44:25.190 --> 00:44:28.760
من یه گوشه هستم و یه دفعه جاهامونو عوض می کنیم

1020
00:44:28.760 --> 00:44:31.560
و اون میگه ، "گرفتمش ! گرفتمش"

1021
00:44:31.560 --> 00:44:34.730
خوب سه یا چهار قدم میره عقب

1022
00:44:34.730 --> 00:44:37.200
** آخرین عکس تام از الکس **

1023
00:44:43.640 --> 00:44:46.910
من فکر نمی کنم که اون فکر می کرد بیفته

1024
00:44:46.910 --> 00:44:48.950
! اون مثل این بود که ها ها
! و منم اینجوری بودم که اوه

1025
00:44:48.950 --> 00:44:50.310
و میدونی ، من بهش نگاه کردم

1026
00:44:50.320 --> 00:44:52.050
و هردوی ما فکر کردیم که اوه ، نه

1027
00:44:52.050 --> 00:44:53.750
شین خیلی عصبانی می شه

1028
00:44:53.750 --> 00:44:56.850
میدونی ، فقط اگه می فهمید که ما اینقدر نزدیک بودیم

1029
00:44:56.860 --> 00:45:00.660
و بعدش ، بعد از اون یه کابوس بود

1030
00:45:00.660 --> 00:45:03.890
من حتی نرفتم لبه که نگاه کنم

1031
00:45:03.900 --> 00:45:06.800
من فقط کفشامو در آوردم و شروع کرد دویدن به سمت پایین

1032
00:45:06.800 --> 00:45:08.630
تلفنم توی جیبم بود

1033
00:45:08.630 --> 00:45:10.630
شماره 911 رو گرفتم ، اما نمی تونستم بشنوم

1034
00:45:10.640 --> 00:45:12.940
اینه که دادمش به یکی توی راهرو

1035
00:45:12.940 --> 00:45:14.810
چون مردم صداشو شنیدن

1036
00:45:14.810 --> 00:45:19.810
من یه مسیج از الکس گرفتم
که بهم گفت تام افتاده

1037
00:45:19.810 --> 00:45:23.610
... و فکر کردم که یه شوخیه
امکان نداره این واقعی باشه

1038
00:45:23.620 --> 00:45:27.250
اینه که بهش مسیج دادم و گفتم
خنده دار نیست

1039
00:45:27.250 --> 00:45:30.220
و دیگه چیزی ازش نشنیدم

1040
00:45:30.220 --> 00:45:32.720
برای همین بعدش به تلفن تام زنگ زدم

1041
00:45:32.730 --> 00:45:34.890
کسی جواب نداد

1042
00:45:34.890 --> 00:45:38.300
درست تو اون لحظه ضربان قلبم بالا رفت

1043
00:45:38.300 --> 00:45:42.670
وقتی که من رسیدم اونجا ، اون ، میدونی ، روی شکمش بود

1044
00:45:42.670 --> 00:45:44.400
و من دارم پشتش رو می مالم

1045
00:45:44.400 --> 00:45:46.300
و دارم میگم ، درست میشه تامی ، درست میشه تامی

1046
00:45:46.310 --> 00:45:48.210
تو این فاصله من مثل یه وحشی بودم

1047
00:45:49.910 --> 00:45:53.840
... اما خیلی طول کشید تا آمبولانس برسه اونجا

1048
00:45:53.850 --> 00:45:56.010
میخوام بگم حدود 25 دقیقه بعد

1049
00:45:56.020 --> 00:45:57.310
اونا می گفتن ، شما کارت شناسایی شو داری ؟

1050
00:45:57.320 --> 00:45:58.980
کارت شناسایی شو داری ؟

1051
00:45:58.980 --> 00:46:00.680
و من داد می زدم این آشغال چه اهمیتی داره ؟

1052
00:46:00.690 --> 00:46:02.150
فقط ببرینش توی آمبولانس

1053
00:46:02.150 --> 00:46:03.750
خوب من رسیدم به اورژانس

1054
00:46:03.760 --> 00:46:05.690
و اونا منو بردن توی اتاقی که الکس بود

1055
00:46:05.690 --> 00:46:07.690
و اون دچار حمله عصبی شده بود

1056
00:46:07.690 --> 00:46:14.400
وقتی که برای بار اول شین رو دیدم
گفتم "ای کاش من بودم"

1057
00:46:17.670 --> 00:46:21.370
گفتم "چون شما دو تا همدیگه رو داشتین"

1058
00:46:21.370 --> 00:46:24.040
و عشقی که شما دوتا دارین خیلی قویه

1059
00:46:24.040 --> 00:46:28.050
ای کاش این من بودم که میفتادم

1060
00:46:30.150 --> 00:46:32.820
من ازش پرسیدم ، خوب چه اتفاقی افتاده ؟

1061
00:46:32.820 --> 00:46:34.020
دارن روش کار می کنن ؟
من هیچی نمی دونستم

1062
00:46:34.020 --> 00:46:35.720
اونم چیزی نمی دونست

1063
00:46:35.720 --> 00:46:40.160
، ما همدیگه رو بغل کردیم ، میدونی
و گفتیم که همدیگه رو دوست داریم

1064
00:46:40.160 --> 00:46:44.960
و من هنوز امیدوار بودم که حالش خوب می شه

1065
00:46:44.960 --> 00:46:46.200
من تلاش کردم که با شین تماس بگیرم

1066
00:46:46.200 --> 00:46:47.330
و نمی تونستم باهاش صحبت کنم

1067
00:46:47.330 --> 00:46:50.000
و بالاخره اون بهم زنگ زد

1068
00:46:50.000 --> 00:46:51.940
گفت "مامان ، تام داشت عکس می گرفت"

1069
00:46:51.940 --> 00:46:53.040
که از پشت بوم افتاد

1070
00:46:53.040 --> 00:46:54.940
و من فقط ... اوه خدای من

1071
00:46:54.940 --> 00:46:56.770
گفتم
عزیزم فقط دعا کن

1072
00:46:56.780 --> 00:46:58.310
، اون حالش خوب می شه
ما اینجا براش دعا می کنیم

1073
00:46:58.310 --> 00:47:02.050
من یه مسیج از شین گرفتم که می گفت

1074
00:47:02.050 --> 00:47:04.950
میکلا لطفاً دعا کن ... تام زخمی شده

1075
00:47:04.950 --> 00:47:09.420
و من سریع رفتم پایین و شروع کردم دعا کردن

1076
00:47:09.420 --> 00:47:11.150
خوب یه کم بعدش اون به من زنگ زد

1077
00:47:11.160 --> 00:47:14.830
و گفت "مامان نمی ذارن برم داخل ببینمش"

1078
00:47:14.830 --> 00:47:16.490
و من گفتم ، آخه چطور ؟

1079
00:47:16.500 --> 00:47:19.200
اونا میگن بخاطر اینکه من فامیلش نیستم

1080
00:47:19.200 --> 00:47:21.030
... و من فقط
"اوه خدای من ، شین"

1081
00:47:21.030 --> 00:47:23.430
خوب من به مادر تام زنگ زدم

1082
00:47:23.440 --> 00:47:26.270
و اون موقع می دونی ، شب دیروقت توی ایندیانا بود

1083
00:47:26.270 --> 00:47:29.510
و میدونی ، اولین چیزی که اون گفت

1084
00:47:29.510 --> 00:47:31.370
خوب ، چقدر مشروب خورده بود شین ؟

1085
00:47:31.380 --> 00:47:35.150
و بعد پدرش پشت صحنه می گفت

1086
00:47:35.150 --> 00:47:38.950
خوب اون روی سقف چه غلطی می کرد ؟

1087
00:47:38.950 --> 00:47:40.820
از اون به بعد ، من مطمئن شدم که

1088
00:47:40.820 --> 00:47:42.450
اجازه بدم پرستارا یا دکترا

1089
00:47:42.450 --> 00:47:44.420
باهاش صحبت کنن

1090
00:47:44.420 --> 00:47:48.360
و حدوداً یک ساعت بعد تر بود

1091
00:47:48.360 --> 00:47:51.060
که دکتر اومد توی اتاق

1092
00:47:51.060 --> 00:47:54.970
و انگار ، من میدونستم

1093
00:48:00.410 --> 00:48:03.210
انگار میدونستم
چی می خواد بگه

1094
00:48:03.210 --> 00:48:05.010
و وقتی که داشت صحبت می کرد

1095
00:48:05.010 --> 00:48:07.940
انگار نمی تونست چیزی وارد مغز من کنه

1096
00:48:07.950 --> 00:48:10.880
انگاری که من چیزی که می گفت رو پردازش نمی کردم

1097
00:48:10.880 --> 00:48:12.550
اون فقط گفت که نتونست از پسش بر بیاد

1098
00:48:12.550 --> 00:48:15.450
و این خیلی .... میدونی

1099
00:48:15.450 --> 00:48:19.020
و همه ما فقط از دستش دادیم

1100
00:48:19.020 --> 00:48:23.160
من باید از اتاق می رفتم بیرون
چون نمی تونستم صداشو بشنوم

1101
00:48:23.160 --> 00:48:26.200
... الکس داشت گریه می کرد ، و دائماً این کارو می کرد

1102
00:48:26.200 --> 00:48:28.830
فکر کنم چون خیلی معذب شده بود

1103
00:48:28.830 --> 00:48:32.940
و مادر الکس داشت می گفت اوه خدای من

1104
00:48:32.940 --> 00:48:34.470
اوه خدای من

1105
00:48:34.470 --> 00:48:37.270
و بعضی وقتا می گفت
... اوه مادرش

1106
00:48:37.280 --> 00:48:39.510
چون فرداش ، روز مادر بود

1107
00:48:39.510 --> 00:48:41.040
خوب من رفتم بیرون

1108
00:48:41.050 --> 00:48:46.950
... با مادرم تماس گرفتم و

1109
00:48:46.950 --> 00:48:49.920
و گفتم "مامان ، مرد ..."

1110
00:48:51.860 --> 00:48:53.960
و میدونی ، اون فقط گفت ، خیلی متاسفم شین

1111
00:48:53.960 --> 00:48:55.290
خیلی متاسفم

1112
00:48:55.290 --> 00:48:57.490
و اون داشت گریه می کرد
و منم داشتم گریه می کردم

1113
00:48:57.500 --> 00:49:00.130
و میدونی ، تو اینجایی 1500 مایل دورتر

1114
00:49:00.130 --> 00:49:02.100
و دوباره نمی تونی اونجا باشی ، برای بچت

1115
00:49:02.100 --> 00:49:04.270
، من یه پیام ازش گرفتم

1116
00:49:04.270 --> 00:49:09.440
... که تام همین الان مرد ، توی بیمارستان و

1117
00:49:09.440 --> 00:49:11.010
نمی دونم

1118
00:49:11.010 --> 00:49:12.610
لحظه ای نیست که هرگز بخوام
دوباره تجربش کنم

1119
00:49:12.610 --> 00:49:17.950
بدترین دردی بود که تا به
حال توی قلبم احساس می کردم

1120
00:49:17.950 --> 00:49:20.980
انگار که غرق شدم

1121
00:49:20.990 --> 00:49:23.050
فقط گفتم
داری با من شوخی می کنی ؟

1122
00:49:23.060 --> 00:49:25.920
گفتم جدی ؟
جدی ؟ کی اینجوری می میره ؟

1123
00:49:25.920 --> 00:49:30.490
فکر می کردم احتمالاً شین اونجا بود وقتی که فوت کرد

1124
00:49:30.500 --> 00:49:34.060
کنار تختش ، دستش رو توی دستش نگه داشته بود

1125
00:49:34.070 --> 00:49:35.570
و اون گفت که نه

1126
00:49:35.570 --> 00:49:38.940
برای همین ، رفتم ایستگاه پرستاری و گفتم

1127
00:49:38.940 --> 00:49:42.510
شما می دونین دوست پسرش اینجاست

1128
00:49:42.510 --> 00:49:45.580
اون همین الان فوت کرد
می تونین ببرینش پیشش ؟

1129
00:49:45.580 --> 00:49:49.580
و اون گفت "ما نمی تونیم اجازه بدیم
غیر از اعضای خانواده کسی اونو ببینه"

1130
00:49:49.580 --> 00:49:51.280
تا زمانی که پدر و مادرش برسن

1131
00:49:51.280 --> 00:49:53.520
خوب من تلاش کردم که با پرستار جر و بحث کنم

1132
00:49:53.520 --> 00:49:56.420
، و خانمه مثل این بود که
من می فهمم عزیزم ... می فهمم

1133
00:49:56.420 --> 00:49:58.460
ولی برخلاف قوانین بیمارستانه

1134
00:49:58.460 --> 00:50:00.460
! اون خونوادش نیست
گفتم اما اون خونوادشه

1135
00:50:00.460 --> 00:50:02.990
اونا یه خونه با همدیگه دارن
با همدیگه کار می کنن

1136
00:50:03.000 --> 00:50:04.360
یه سگ با همدیگه دارن

1137
00:50:04.360 --> 00:50:05.960
اونا شش سال با هم بودن

1138
00:50:05.960 --> 00:50:08.430
بالاخره ،
ما نشسته بودیم توی اتاق

1139
00:50:08.430 --> 00:50:10.930
و یدونه از این پرستارا در رو باز کرد

1140
00:50:10.940 --> 00:50:13.000
و گفت شین اینجاست ؟

1141
00:50:13.010 --> 00:50:14.440
و ما رفتیم بیرون

1142
00:50:14.440 --> 00:50:16.510
و اون گواهینامه تام رو دستش گرفته بود

1143
00:50:16.510 --> 00:50:21.440
و گفت "خدا ، مرد خوشتیپی بوده"

1144
00:50:21.450 --> 00:50:23.250
و همه پرستارا اینجا راجع به این صحبت می کنن

1145
00:50:23.250 --> 00:50:25.180
که چقدر خوشتیپ بوده

1146
00:50:25.180 --> 00:50:30.520
... و ما داشتیم این پشت کار می کردمیم تا یه جورایی

1147
00:50:30.520 --> 00:50:33.590
یه کاری کنیم ، یه جوری به نظر بیاد که شما بخاطر داریدش

1148
00:50:33.590 --> 00:50:36.290
با من بیا
ما می بریمت پیشش

1149
00:50:36.300 --> 00:50:40.200
من فکر می کنم ، آخر روز ، پرستارا می دونستن

1150
00:50:40.200 --> 00:50:42.370
میدونی ، که یه چیز مربوط به گی بودن نبود

1151
00:50:42.370 --> 00:50:44.300
یه چیز مربوط به دگرجنسگراها نبود

1152
00:50:44.300 --> 00:50:45.670
یه چیزی مربوط به بشریت بود

1153
00:50:45.670 --> 00:50:49.570
ولی قطعاً یه هدیه بود
فکر می کنم

1154
00:50:49.570 --> 00:50:52.580
اون چیزی که اون زنا به شین دادن

1155
00:50:52.580 --> 00:50:56.380
خوب اونا منو بردن توی اتاقش

1156
00:50:56.380 --> 00:50:58.350
روی بدنش پر بود از سیم

1157
00:50:58.350 --> 00:51:00.020
سیم ها از سینش اومده بودن بیرون

1158
00:51:00.020 --> 00:51:02.120
صورتش پوشیده بود
اما می تونستی ببینیش

1159
00:51:02.120 --> 00:51:06.120
اونجا میدونی ، پر بود از خون ، تمام صورتش

1160
00:51:06.120 --> 00:51:10.630
و واقعاً اصلاً بنظر نمی رسید که داره این اتفاق میفته

1161
00:51:10.630 --> 00:51:13.660
برای یه مدت اونجا ایستادم

1162
00:51:13.670 --> 00:51:16.330
نمی دونستم چیکار کنم

1163
00:51:16.340 --> 00:51:18.500
اما تنها جایی که می تونستم دستم رو بذارم روش

1164
00:51:18.500 --> 00:51:20.340
روی پاش بود

1165
00:51:20.340 --> 00:51:24.670
و من ، میدونی ، یه بار دیگه ، برای بار آخر انجامش دادم
تَق تَق تَق

1166
00:51:33.620 --> 00:51:36.450
♪ Oh-oh-oh, oh-oh-oh

1167
00:51:36.460 --> 00:51:38.720
♪ oh-oh-oh-oh-oh

1168
00:51:40.320 --> 00:51:43.660
♪ I woke up this morning

1169
00:51:43.660 --> 00:51:47.300
♪ and I heard the news

1170
00:51:47.300 --> 00:51:54.100
♪ I know the pain
of a heartbreak ♪

1171
00:51:54.110 --> 00:51:57.210
♪ I don't have answers

1172
00:51:57.210 --> 00:52:00.680
♪ and neither do you

1173
00:52:00.680 --> 00:52:07.420
♪ I know the pain
of a heartbreak ♪

1174
00:52:09.550 --> 00:52:13.090
♪ This isn't easy

1175
00:52:13.090 --> 00:52:16.330
♪ this isn't clear

1176
00:52:16.330 --> 00:52:19.660
♪ and you don't need jesus

1177
00:52:19.660 --> 00:52:23.030
♪ till you're here

1178
00:52:23.040 --> 00:52:27.700
♪ oh, the confusion
and the doubts you had ♪

1179
00:52:27.710 --> 00:52:30.310
♪ Up and walk away

1180
00:52:30.310 --> 00:52:35.250
♪ they walk awa-a-a-y

1181
00:52:35.250 --> 00:52:41.520
-♪ when a heart breaks

1182
00:52:43.020 --> 00:52:50.860
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1183
00:52:52.360 --> 00:52:59.240
♪ when a heart breaks

1184
00:53:04.380 --> 00:53:06.580
یک مرد سقوط کرد و مرد

1185
00:53:06.580 --> 00:53:08.110
از یک ساختمان چهار طبقه

1186
00:53:08.110 --> 00:53:10.250
در لوس فیلز ، شب گذشته

1187
00:53:10.250 --> 00:53:12.380
پلیس می گه که اون مشغول عکس گرفتن از یک خانم بود

1188
00:53:12.380 --> 00:53:14.120
اونا متوجه بازی احمقانشون نبودن

1189
00:53:14.120 --> 00:53:16.150
و اونها مرگش را یک حادثه تراژیک توصیف می کنند

1190
00:53:16.150 --> 00:53:18.560
او یک هنرپیشه و یک مجری تلویزیون بود

1191
00:53:18.560 --> 00:53:22.790
روزای بعد از اینکه تام فوت کرد ، یه جورایی تیره هستن

1192
00:53:22.790 --> 00:53:24.360
هی چیز دیگه ای بیشتر از این نمی خواستم

1193
00:53:24.360 --> 00:53:27.530
که خونوادم اونجا با من باشن

1194
00:53:27.530 --> 00:53:29.670
و این برای من خیلی معنی داشت

1195
00:53:29.670 --> 00:53:31.670
که پدر و مادرم
با وجود اینکه طلاق گرفته بودن

1196
00:53:31.670 --> 00:53:33.240
تونسته بودن بگن که

1197
00:53:33.240 --> 00:53:34.570
نگاه کن ، ما فقط بخاطر تو اینجاییم

1198
00:53:34.570 --> 00:53:36.840
و همینطور خواهر هام

1199
00:53:38.140 --> 00:53:39.540
من و پدرم

1200
00:53:39.540 --> 00:53:42.210
رفتیم تا ماشین تام رو از خونه الکس برداریم

1201
00:53:42.210 --> 00:53:45.520
و وقتی که داشتم ماشینو میاوردم خونه

1202
00:53:45.520 --> 00:53:48.420
برای اولین بار در مورد گی بودن من صحبت کردیم

1203
00:53:48.420 --> 00:53:50.250
من می خواستم که بدونه

1204
00:53:50.260 --> 00:53:52.390
، با وجود اینکه من هیچ وقت چیزی نگفتم
از زمانی که برون آیی کرده بود

1205
00:53:52.390 --> 00:53:54.160
کاملاً قبولش دارم و پذیرفتمش

1206
00:53:54.160 --> 00:53:58.700
حتی راجع به اینکه پدر تام چه
احساسی ممکنه داشته باشه صحبت کردیم

1207
00:53:58.700 --> 00:54:01.300
چون پدر تام ، هیچ وقت تام رو اونجوری که بود قبول نکرد

1208
00:54:01.300 --> 00:54:04.270
و من میخواستم بدونه که من پسرم رو پذیرفتم

1209
00:54:04.270 --> 00:54:06.640
برای اولین بار

1210
00:54:06.640 --> 00:54:09.540
من اهمیت نمی دادم که به پدرم بگم من گی هستم

1211
00:54:09.540 --> 00:54:11.540
بابت این دستاورد اهمیتی نمی دادم

1212
00:54:11.540 --> 00:54:13.780
اینکه من و تام توی یه رابطه بودیم

1213
00:54:13.780 --> 00:54:15.880
فقط احساس می کردم که ، انگاری ، دیگه ترس نداشتم

1214
00:54:15.880 --> 00:54:19.450
ولی دیگه اهمیتی نداشت

1215
00:54:19.450 --> 00:54:22.590
تام رفته بود

1216
00:54:22.590 --> 00:54:25.660
خوب من رفتم دنبال مارتا توی فرودگاه

1217
00:54:25.660 --> 00:54:28.660
و ما رفتیم خونه ما

1218
00:54:28.660 --> 00:54:30.690
... اون می خواست راجع به حساب های بانکی صحبت کنه

1219
00:54:30.700 --> 00:54:34.660
تمام این چیزایی که من نمی خواستم
راجع بهشون صحبت کنم

1220
00:54:34.670 --> 00:54:38.900
یادم میاد که خیلی نگاه دور و بر اتاق می کرد

1221
00:54:38.900 --> 00:54:41.910
و من واقعاً نمی خواستم اونجوری فکر کنم

1222
00:54:41.910 --> 00:54:43.440
احساس می کردم

1223
00:54:43.440 --> 00:54:45.780
میخواد بره سراغ وسایلش

1224
00:54:45.780 --> 00:54:48.380
میخواست بره سراغ تمام لباس های تام و شین

1225
00:54:48.380 --> 00:54:50.380
اون بهش اجازه داد که تمام کشو ها رو بگرده

1226
00:54:50.380 --> 00:54:53.820
اون تلاش کردم تمام کامپیوتر هایی
که مال شین و تام بودن رو برداره

1227
00:54:53.820 --> 00:54:55.590
اینجوری بود که انگار شین دیگه وجود نداره

1228
00:54:55.590 --> 00:54:57.320
شین خیلی بیشتر تمایل داشت تا باهاش همکاری کنه

1229
00:54:57.320 --> 00:54:59.820
اینکه هر چیزی از وسایل تام می خواد بهش بده

1230
00:54:59.820 --> 00:55:03.830
ولی شروع کرد به حمله کردن به حریم شخصیش

1231
00:55:03.830 --> 00:55:05.860
و اون هیچ چیزی نمی گفت

1232
00:55:05.860 --> 00:55:07.660
مارتا یه نظری راجع به یه چیزی می داد

1233
00:55:07.670 --> 00:55:09.730
و شین فقط احساساتش رو تو خودش می ریخت

1234
00:55:09.730 --> 00:55:11.830
درست مثل قدیم که بچه ها اونو با اسمای مختلف صدا می زدن

1235
00:55:11.840 --> 00:55:14.470
به هرحال من نمی تونستم چیزی بگم

1236
00:55:14.470 --> 00:55:16.910
من هیچ حق قانونی ای نداشتم که جلوشو بگیرم

1237
00:55:16.910 --> 00:55:20.410
خوب مادر تام با ما منتظر موند

1238
00:55:20.410 --> 00:55:22.580
تا پزشک قانونی ، جسد رو تحویل بده

1239
00:55:22.580 --> 00:55:24.680
با توجه به شرایط تصادف

1240
00:55:24.680 --> 00:55:27.220
می بایستی کالبدشکافی می کردن

1241
00:55:27.220 --> 00:55:29.220
ما شروع کردیم صحبت کردن درباره مراسم خاکسپاری

1242
00:55:29.220 --> 00:55:31.350
و اون گفت که نه ، همه ما دعوت هستیم

1243
00:55:31.360 --> 00:55:32.720
ما می تونستیم توی خونشون بمونیم

1244
00:55:32.720 --> 00:55:34.520
میدونی ، بعنوان یه فامیل بریم اونجا

1245
00:55:34.530 --> 00:55:36.730
ما همه این کارو با هم انجام می دیم

1246
00:55:36.730 --> 00:55:41.630
، و اون خیلی ، میدونی
"من دارم بچمو می برم خونه"

1247
00:55:41.630 --> 00:55:43.770
همه شماها میاین ، من میخوام که شماها اونجا باشین

1248
00:55:43.770 --> 00:55:45.440
و بعدش ، همینطور که روزا می گذشتن

1249
00:55:45.440 --> 00:55:47.870
اون تا حد زیادی صحبت در مورد مراسم خاکسپاری رو قطع کرد

1250
00:55:47.870 --> 00:55:49.710
و در مورد اینکه همه ماها میریم

1251
00:55:49.710 --> 00:55:53.480
و تقسیم تام با همه کسایی که از شرق میان

1252
00:55:53.480 --> 00:55:56.250
مادر تام توی یه اتاق دیگه بود یا بعضی وقتا

1253
00:55:56.250 --> 00:55:58.720
درست کنار من ، داشت کارای
مراسم خاکسپاری رو هماهنگ می کرد

1254
00:55:58.720 --> 00:56:02.920
و همشو برنامه ریزی می کرد و من بخشی از اون نبودم

1255
00:56:02.920 --> 00:56:06.490
انگار من اونجا نبودم
انگار که یه روح بودم

1256
00:56:06.490 --> 00:56:08.590
... اون یه مادر بود که تازه پسرش رو از دست داده بود

1257
00:56:08.590 --> 00:56:10.560
... پسر بیست و چند سالشو

1258
00:56:10.560 --> 00:56:14.530
خوب هیچ استثنایی نبود به غیر از سنگ قبر

1259
00:56:14.530 --> 00:56:18.570
اما من فکر نمی کردم که اون بخواد به شین آسیب بزنه

1260
00:56:18.570 --> 00:56:21.000
فکر کردم که شین رو دوست داره

1261
00:56:21.010 --> 00:56:25.010
احساسی که من داشتم این بود که یه چیزی سر جاش نیست

1262
00:56:25.010 --> 00:56:27.840
ولی هیچکس نمی تونست بهش اشاره کنه

1263
00:56:27.850 --> 00:56:28.980
و بعدش
صبح پنجشنبه

1264
00:56:28.980 --> 00:56:30.550
مارتا گفت که من باید برم

1265
00:56:30.550 --> 00:56:31.950
و شین گفت
من شما رو میرسونم فرودگاه

1266
00:56:31.950 --> 00:56:33.650
ولی اون گفت
نه من یه تاکسی می گیرم

1267
00:56:33.650 --> 00:56:35.920
اون گفت نمی ذارم تاکسی بگیری

1268
00:56:35.920 --> 00:56:37.550
من یه جورایی احساس کردم

1269
00:56:37.560 --> 00:56:40.420
که اون(مارتا) یه چیزی می دونست که من نمی دونستم

1270
00:56:40.430 --> 00:56:44.360
که میدونست که جسد رو هر لحظه ممکنه مرخص کنن

1271
00:56:44.360 --> 00:56:46.730
داشت وسایل رو جمع می کرد

1272
00:56:46.730 --> 00:56:49.730
تمام لباسای تام که میخواست با اونا خاکش کنه

1273
00:56:49.730 --> 00:56:52.040
و ژاکتی که می خواست تنش کنه

1274
00:56:52.040 --> 00:56:53.740
توی چمدون جا نمی شد

1275
00:56:53.740 --> 00:56:55.770
شین گفت ، مشکلی نیست مارتا

1276
00:56:55.770 --> 00:56:58.010
من میارمش
! و اون گفت نه

1277
00:56:58.010 --> 00:56:59.010
امکان نداره

1278
00:56:59.010 --> 00:57:02.080
خوب الان که به عقب نگاه می کنم

1279
00:57:02.080 --> 00:57:06.620
از قبل می شد حدس زد که چه اتفاقی خواهد افتاد

1280
00:57:06.620 --> 00:57:08.350
که اون همون موقع می دونست

1281
00:57:08.350 --> 00:57:09.750
که اجازه نخواهد داد شین به مراسم خاکسپاری بره

1282
00:57:09.750 --> 00:57:13.620
من رسوندمش فرودگاه و همدیگه رو بغل کردیم

1283
00:57:13.630 --> 00:57:16.960
ازش خواستم که لطفاً منو در جریان بذار

1284
00:57:16.960 --> 00:57:18.490
تا در جریان اتفاقات قرار بگیرم

1285
00:57:18.500 --> 00:57:20.430
و اون به من قول داد که این کارو می کنه

1286
00:57:20.430 --> 00:57:23.400
ولی دیگه هیچوقت ازش نشنیدم

1287
00:57:23.400 --> 00:57:26.570
اون خیلی از ما ممنون بود و خیلی با ما مهربون بود

1288
00:57:26.570 --> 00:57:28.400
بخاطر کارایی که برای پسرش انجام داده بودیم

1289
00:57:28.410 --> 00:57:31.340
فقط داشت گریه می کرد و ما رو بغل می کرد و نگه می داشت

1290
00:57:31.340 --> 00:57:33.640
"و من می خوام بخشی از زندگیت باشم "

1291
00:57:33.650 --> 00:57:35.550
"من میخوام بیام ببینمت"

1292
00:57:35.550 --> 00:57:38.820
انگار که ما به هم پیوند خورده بودیم

1293
00:57:38.820 --> 00:57:41.020
و بعد ، روز بعدش ، اون رفته بود

1294
00:57:41.020 --> 00:57:44.590
من با مادر تام ، روز بعد از مرگش صحبت کردم

1295
00:57:44.590 --> 00:57:46.360
و گفت "خبرت می کنم"

1296
00:57:46.360 --> 00:57:47.890
به محض اینکه بدونم مراسم خاکسپاری کی خواهد بود

1297
00:57:47.890 --> 00:57:49.130
تا بتونی بیای

1298
00:57:49.130 --> 00:57:51.530
بعد از اون تقریباً یه سکوت محض بود

1299
00:57:51.530 --> 00:57:52.900
اونا هیچ وقت با من تماس نگرفتن که بگن کِیه

1300
00:57:52.900 --> 00:57:54.100
و من خیلی ناراحت بودم

1301
00:57:54.100 --> 00:57:56.400
... من آگهی رو توی روزنامه می بینم

1302
00:57:56.400 --> 00:57:58.740
، شب زنده داری امروزه
مراسم خاکسپاری ، فردا

1303
00:57:58.740 --> 00:58:02.840
زنگ زدم خونه تام تا مطمئن بشم

1304
00:58:02.840 --> 00:58:05.940
و میدونی ، خویشاوندی که جواب داد ، فقط گفت

1305
00:58:05.940 --> 00:58:07.380
اگه این چیزیه که روزنامه ها می گن

1306
00:58:07.380 --> 00:58:08.850
پس احتمالاً همون موقع خواهد بود

1307
00:58:08.850 --> 00:58:11.580
و من شخصاً تماس گرفتم

1308
00:58:11.580 --> 00:58:14.550
با مرده شورخونه های مختلف توی شهر تماس گرفتم

1309
00:58:14.550 --> 00:58:15.920
تا بتونم اطلاعاتی بگیرم

1310
00:58:15.920 --> 00:58:18.150
و هیچکس به ما اطلاعات نمی داد

1311
00:58:18.160 --> 00:58:21.060
با اینکه هیچ وقت از مارتا چیزی نشنیدم

1312
00:58:21.060 --> 00:58:25.130
مادرم و من و الکس بلیطای هواپیمامونو رزرو کردیم

1313
00:58:25.130 --> 00:58:26.860
وسط راه

1314
00:58:26.870 --> 00:58:28.130
یه تماس تلفنی داشتم از یکی از خویشاوندان تام

1315
00:58:28.130 --> 00:58:31.570
و میخواست که به من خبر بده

1316
00:58:31.570 --> 00:58:34.040
که کسی در مراسم خاکسپاری پذیرای من نخواهد بود
و من نمی تونم در مراسم شرکت کنم

1317
00:58:34.040 --> 00:58:35.770
چرا که اگه شرکت کنم

1318
00:58:35.770 --> 00:58:39.040
پدر و عموش تصمیم دارن که به من حمله کنن

1319
00:58:39.040 --> 00:58:41.180
و میخواست که من بدونم که

1320
00:58:41.180 --> 00:58:45.050
بخاطر امنیت خودم بهتره که اونجا نرم

1321
00:58:45.050 --> 00:58:46.920
... تمام چیزی که من بهش فکر می کردم
این بود که می تونن بهش شلیک کنن ؟

1322
00:58:46.920 --> 00:58:48.820
اونا می خوان پسر من رو بکشن ؟

1323
00:58:48.820 --> 00:58:51.990
وقتی که ما رسیدیم ایندیانا

1324
00:58:51.990 --> 00:58:54.090
یکی از بهترین دوستای تام اومد دنبال ما

1325
00:58:54.090 --> 00:58:56.090
الکس دچار حمله عصبی شده بود

1326
00:58:56.090 --> 00:58:59.700
، و هرچی به ناکس نزدیک تر می شدیم
حملات عصبیش بیشتر می شدن

1327
00:58:59.700 --> 00:59:02.770
و داشت می گفت ، "من تام رو از دست دادم
نمی خوام تو رو هم از دست بدم."

1328
00:59:02.770 --> 00:59:04.470
من ترسیده بودم

1329
00:59:04.470 --> 00:59:07.640
من ترسیده بودم که یوقت اونا
بیان و به روی شین اسلحه بکشن

1330
00:59:07.640 --> 00:59:10.740
یادم میاد که بیشتر از یک دفعه گفت

1331
00:59:10.740 --> 00:59:12.640
میدونی ،
اونا الان درد زیادی رو تحمل می کنن

1332
00:59:12.640 --> 00:59:14.710
این فقط من نیستم که دارم این شرایط رو تحمل می کنم

1333
00:59:14.710 --> 00:59:18.210
و بیشتر طرفداری اونا رو می کرد
که عصبانی کننده بود

1334
00:59:18.220 --> 00:59:19.680
... منظورم اینه که ، من عصبانی می شدم

1335
00:59:19.680 --> 00:59:21.680
"تو نمی تونی این کارو با من بکنی"
1357
00:59:20.791 --> 00:59:23.926
نه .
اون اینجوری جواب نمی داد

1336
00:59:24.820 --> 00:59:28.460
ما یه جای مخفی داشتیم تا یه نقشه ای طراحی کنیم

1337
00:59:28.460 --> 00:59:30.930
میدونی ، فقط سر راهشون سبز نشیم

1338
00:59:30.930 --> 00:59:33.960
و حتی با وجود اینکه من نمی تونستم توی کلیسا باشم

1339
00:59:33.970 --> 00:59:37.700
انگار هنوزم می خواستم تا
اونجایی که می تونستم نزدیک تام باشم

1340
00:59:37.700 --> 00:59:44.040
میدونی ، همین که نزدیکش باشم
یه جورایی خیالم رو راحت می کنه

1341
00:59:44.040 --> 00:59:45.810
وقتی فهمیدم

1342
00:59:45.810 --> 00:59:47.810
شین از شرکت در مراسم خاکسپاری محروم شده

1343
00:59:47.810 --> 00:59:49.180
فهمیدم که چرا

1344
00:59:49.180 --> 00:59:51.010
اونا راجع به زمان چیزی به دیگران نگفته بودن

1345
00:59:51.020 --> 00:59:54.050
اونا اساساً تمام اون اطلاعات
رو پیش خودشون بسته نگه می داشتن

1346
00:59:54.050 --> 00:59:55.820
تا اینکه شین نتونه به اونجا برسه

1347
00:59:55.820 --> 00:59:59.160
♪ In the blink of an eye

1348
00:59:59.160 --> 01:00:03.590
♪ everything has changed

1349
01:00:03.600 --> 01:00:07.560
حدوداً 800 نفر اونجا بودن

1350
01:00:07.570 --> 01:00:09.270
نصفشون اونجا بودن تا تام رو حمایت کنند

1351
01:00:09.270 --> 01:00:11.670
و نصف دیگشون اونجا بودن تا مارتا رو حمایت کنن

1352
01:00:11.670 --> 01:00:14.770
♪ If I could have
one more day ♪

1353
01:00:14.770 --> 01:00:19.540
♪ I'd spend it all with you

1354
01:00:19.540 --> 01:00:21.140
تابوت وسط بود

1355
01:00:21.150 --> 01:00:23.110
و با یه پتوی کالور پوشیده شده بود

1356
01:00:23.110 --> 01:00:25.080
و تمام دستاورد های کالورش

1357
01:00:25.080 --> 01:00:27.880
و مادرش حلقه کالورش رو پوشیده بود

1358
01:00:27.890 --> 01:00:31.620
فکر می کنم خیلی منعکس کننده خونوادش بود

1359
01:00:31.620 --> 01:00:36.590
و اینکه اونا تام رو چطور می دیدن
نه اون تامی که من می شناختم

1360
01:00:38.530 --> 01:00:40.100
تمام اون چیزی که می تونستم
بهش فکر کنم توی سرم

1361
01:00:40.100 --> 01:00:42.030
باید تابوت رو بخاطر شین بوس کنم

1362
01:00:42.030 --> 01:00:46.870
و راهم رو به سمت تابوت باز کردم و بوسش کردم

1363
01:00:46.870 --> 01:00:49.070
و آروم گفتم ، میدونی ، شین دوستت داره

1364
01:00:49.070 --> 01:00:50.840
مراسم خاکسپاری تامی رو معرفی می کرد

1365
01:00:50.840 --> 01:00:54.040
دقیقاً تا زمانی که رفت کالیفرنیا

1366
01:00:54.050 --> 01:00:56.650
و سخنگو ها بیشتر از دوران کودکی تام بودند

1367
01:00:56.650 --> 01:00:58.580
میدونی ، معلم پیانوش بود

1368
01:00:58.580 --> 01:00:59.780
و آدمایی از کالور

1369
01:00:59.780 --> 01:01:01.680
من گل ها رو برداشتم

1370
01:01:01.690 --> 01:01:04.190
از دسته ای که کلاس 2000 فرستاده بود

1371
01:01:04.190 --> 01:01:06.990
و من خشکشون کردم تا بتون به شین بدمشون

1372
01:01:06.990 --> 01:01:08.660
و براش ذخیره شون کردم

1373
01:01:08.660 --> 01:01:10.930
چون می دونی
اون عشقِ زندگیِ تام هستش

1374
01:01:10.930 --> 01:01:12.330
حداقل مستحق این بود

1375
01:01:12.330 --> 01:01:15.870
متاسفانه ، اشاره ای بهش نشده بود

1376
01:01:15.870 --> 01:01:18.830
فامیل ها
برای حدوداً 30 سال

1377
01:01:18.840 --> 01:01:22.170
می تونن این راز رو زیر قالیچه پنهون
کنن تا زمانی که یکی بمیره

1378
01:01:22.170 --> 01:01:24.870
و بعدش باید با موزیک روبرو بشی

1379
01:01:24.880 --> 01:01:27.180
و من فکر می کنم ، این
اتفاقیه که برای پدر و مادر تام افتاد

1380
01:01:27.180 --> 01:01:28.980
اونا این بچه فوق العاده رو داشتن

1381
01:01:28.980 --> 01:01:34.850
اون باهوش بود و با استعداد و پر از چیزای مثبت

1382
01:01:34.850 --> 01:01:36.320
ولی فقط یه چیز مثبت که

1383
01:01:36.320 --> 01:01:38.890
اونا نمی خواستن باهاش بین فامیل فخر بفروشن

1384
01:01:38.890 --> 01:01:41.820
این بود که تام یه شریکِ فوق العاده داشت

1385
01:01:41.830 --> 01:01:43.630
بخاطر اینکه اونا شرمنده بودن

1386
01:01:43.630 --> 01:01:45.130
و چیکار کردن

1387
01:01:45.130 --> 01:01:47.130
آیا اونا اونو از کتابهای تاریخ پاک کردن

1388
01:01:47.130 --> 01:01:49.030
با بستن صفحش در فیسبوک

1389
01:01:49.030 --> 01:01:50.700
با دعوت نکردن شین برای مراسم خاکسپاری

1390
01:01:50.700 --> 01:01:52.070
حتی با عنوان نکردن اسمش

1391
01:01:52.070 --> 01:01:54.070
که توهین آمیز ترین چیز بود

1392
01:01:54.070 --> 01:01:56.910
هرکسی که بتونه چنین کاری با خاطره یه شخص بکنه

1393
01:01:56.910 --> 01:01:59.380
اونا علیه ازدواج همجنسگرایان نمی جنگن

1394
01:01:59.380 --> 01:02:01.180
اونا علیه یه پسر گی نمی جنگن

1395
01:02:01.180 --> 01:02:03.150
اون چیزی که اونا علیه ش میجنگن ، عشقه

1396
01:02:03.150 --> 01:02:04.980
و چه کسی علیه عشق می جنگه ؟

1397
01:02:07.150 --> 01:02:09.150
وقتی که برگشتیم ، تصمیم گرفتیم

1398
01:02:09.150 --> 01:02:12.620
که مراسم یادبود خودمون رو برگزار کنیم
تا به افتخار اون کسی که تام بود جشن بگیریم

1399
01:02:12.620 --> 01:02:13.920
♪ Today, you left me

1400
01:02:13.930 --> 01:02:15.730
شین ، عکسای خونوادگیشو هم گذاشت

1401
01:02:15.730 --> 01:02:18.160
با وجود اینکه اونا این کار و نکردن

1402
01:02:18.160 --> 01:02:19.830
شین عکسایی اونجا داشت

1403
01:02:19.830 --> 01:02:22.730
از مادر و پدر تام ، خواهر و برادرش

1404
01:02:22.730 --> 01:02:25.070
اون آدمایی رو از واسار
دعوت کرد ، آدمایی از کالور

1405
01:02:25.070 --> 01:02:26.870
و دوستانش از کالیفرنیا

1406
01:02:26.870 --> 01:02:28.200
همه اونجا بودن

1407
01:02:28.210 --> 01:02:30.010
با وجود اینکه خیلی از ماها

1408
01:02:30.010 --> 01:02:32.010
خیلی به هم نزدیک نبودیم
و به ندرت همدیگه رو میشناختیم

1409
01:02:32.010 --> 01:02:36.110
ولی یه جورایی همون پسره (تام)
بهترین دوست هممون بود

1410
01:02:36.110 --> 01:02:39.750
♪ Young, beautiful boy

1411
01:02:39.750 --> 01:02:41.420
من آهنگ پسر قشنگ رو نوشتم

1412
01:02:41.420 --> 01:02:46.820
و خطی که که تام راهش رو
به سمت دروازه های طلایی باز کرد

1413
01:02:46.820 --> 01:02:48.060
رو بعنوان جوابش قرار دادم

1414
01:02:48.060 --> 01:02:49.830
تا به همه اون مسیحی های معتقدی که اون بیرون

1415
01:02:49.830 --> 01:02:55.230
فکر می کنن که همجنسگراها به بهشت نمی رن

1416
01:02:55.230 --> 01:02:57.800
تا بهشون بگم واقعاً ؟

1417
01:02:57.800 --> 01:03:03.210
تام ، اون پسر خوشحال سر دسته سرود ، پسر تمام آمریکایی

1418
01:03:03.210 --> 01:03:06.340
که خدا رو بعنوان قهرمانش توی
صفحه "مای اسپیسش" مطرح کرده بود

1419
01:03:06.340 --> 01:03:07.680
واقعاً ؟ توی جهنم ؟

1420
01:03:07.680 --> 01:03:09.350
من اینجوری فکر نمی کنم

1421
01:03:09.350 --> 01:03:13.020
، اگر تام بهشت نره
پس هیچکس بهشت نمی ره

1422
01:03:13.020 --> 01:03:14.850
♪ Remembering...

1423
01:03:14.850 --> 01:03:16.790
اگر شما به فرشته ها اعتقاد دارین

1424
01:03:16.790 --> 01:03:21.420
تام اینقدر بهشون نزدیک بود
که انگاری در قالب بشر اومده بود

1425
01:03:21.430 --> 01:03:23.790
هیچ وجه تاریکی تو اون وجود نداشت

1426
01:03:23.800 --> 01:03:26.760
اون خیلی مثبت بود

1427
01:03:26.760 --> 01:03:28.060
خوب همگی واقعاً عصبی بودن

1428
01:03:28.070 --> 01:03:29.800
که شین چطور خواهد بود

1429
01:03:29.800 --> 01:03:33.240
میدونی ، بعد از اون فاجعه از دست دادن وحشتناک

1430
01:03:33.240 --> 01:03:36.410
بعد از اینکه تام فوت کرد ، من یه ماه پیش شین وایسادم

1431
01:03:36.410 --> 01:03:38.240
به شین گفتم ، تا زمانی که به من
نیاز داشته باشی اینجا می مونم

1432
01:03:38.240 --> 01:03:39.910
اما سوار اون هواپیما شدن

1433
01:03:39.910 --> 01:03:42.010
سخت ترین کار زندگیم بوده

1434
01:03:42.010 --> 01:03:43.980
می دونی دوست نداشتی ترکش کنی

1435
01:03:43.986 --> 01:03:45.486
چون شکسته شده بود

1436
01:03:45.480 --> 01:03:48.180
♪ Something always
brings me back to you ♪

1437
01:03:48.190 --> 01:03:51.490
هی تام

1438
01:03:51.490 --> 01:03:53.360
... ام

1439
01:03:53.360 --> 01:03:57.360
♪ no matter what I say or do.
واقعاً داره اتفاق میفته ... ؟

1440
01:03:57.360 --> 01:04:00.430
♪ I'll still feel you here...

1441
01:04:00.430 --> 01:04:04.170
این واقعاً داره اتفاق میفته ؟

1442
01:04:06.470 --> 01:04:12.110
... به همه اون آدمایی که میگن همجنسگراها

1443
01:04:12.110 --> 01:04:13.780
♪ here I am.

1444
01:04:13.780 --> 01:04:15.510
... نمی تونن عاشق بشن

1445
01:04:15.510 --> 01:04:18.210
می تونم بپرسم
... از تک تک زن و شوهر ها

1446
01:04:18.220 --> 01:04:20.750
♪ ...'cause I'm fragile

1447
01:04:20.750 --> 01:04:22.320
... که عاشق همن

1448
01:04:22.320 --> 01:04:24.750
♪ when I thought
that I was strong ♪

1449
01:04:24.760 --> 01:04:27.220
.... تا فقط ....

1450
01:04:29.030 --> 01:04:32.090
... تا فقط
چیزی که من احساس می کنم رو احساس کنن

1451
01:04:32.100 --> 01:04:34.130
حتی ... فقط برای 10 دقیقه

1452
01:04:34.130 --> 01:04:35.970
... و ام

1453
01:04:35.970 --> 01:04:39.940
... اما واقعاً ، من

1454
01:04:39.940 --> 01:04:42.470
من هیچوقت چنین آرزویی برای کسی نمی کنم
نمی کنم.

1455
01:04:42.470 --> 01:04:44.540
بالاخره برات یه حلقه خریدم

1456
01:04:44.540 --> 01:04:50.310
♪ I will be rising from
the ground like a skyscraper ♪

1457
01:04:50.310 --> 01:04:52.480
... متاسفم که

1458
01:04:52.480 --> 01:04:56.820
♪ like a skyscraper.
... برات زودتر نگرفتم

1459
01:04:56.820 --> 01:04:59.290
همش داخل تق تق تق می زنم

1460
01:04:59.290 --> 01:05:01.360
... ام
♪ Skies are crying

1461
01:05:01.360 --> 01:05:05.800
♪ you can take everything
I have ♪

1462
01:05:05.800 --> 01:05:10.230
♪ You can break
everything I am ♪

1463
01:05:11.400 --> 01:05:13.840
یه چیزی که راجع بهش فکر می کنم.

1464
01:05:13.840 --> 01:05:15.200
اینه که خوب ، میدونی

1465
01:05:15.210 --> 01:05:17.040
رابطمون چه شکلی می شد اگر

1466
01:05:17.040 --> 01:05:19.070
اگر مجبور نبودیم چیزی رو از اول پنهون کنیم

1467
01:05:19.080 --> 01:05:23.580
و اینکه من می تونستم

1468
01:05:23.580 --> 01:05:26.880
بیشتر عاطفی باشم
و فقط بهت عشق بیشتری بدم ؟

1469
01:05:26.880 --> 01:05:29.250
اگر کسی که ما هستیم

1470
01:05:29.250 --> 01:05:33.290
و اونجوری که ، میدونی
ما همو دوست داریم گناهه

1471
01:05:33.290 --> 01:05:35.860
توی اون چیزی که باید زندگی کنیم

1472
01:05:35.860 --> 01:05:39.500
میدونی ، تا ابد ، درد بکشیم بخاطر این

1473
01:05:39.500 --> 01:05:41.900
من فکر نمی کنم خدا عمداً

1474
01:05:41.900 --> 01:05:43.470
ما رو مجبور کنه چنین زندگی ای بکنیم

1475
01:05:43.470 --> 01:05:46.600
و دائماً بجنگیم با این میل بودن به کسی که هستیم

1476
01:05:46.600 --> 01:05:49.910
و من واقعاً نمی خوام اینو باور کنم

1477
01:05:49.910 --> 01:05:55.040
♪ Happy birthday to you

1478
01:05:55.050 --> 01:05:56.950
میدونی ،
یه بخشی از من هست که فکر می کنه

1479
01:05:56.950 --> 01:05:59.080
که باید به کسی بگم
یا شاید باید به کسی نشون بدم

1480
01:05:59.080 --> 01:06:01.920
اینکه واقعاً چه احساسی دارم

1481
01:06:01.920 --> 01:06:04.350
به جای اینکه فقط به همه بگم حالم خوبه

1482
01:06:04.360 --> 01:06:08.090
من خوب نیستم

1483
01:06:08.090 --> 01:06:13.900
♪ Happy birthday to you

1484
01:06:13.900 --> 01:06:17.300
خیلی ناراحت کنندس که تو رو از دست دادم

1485
01:06:17.300 --> 01:06:20.500
تا بفهمم واقعاً چه چیزی توی زندگیم مهمه

1486
01:06:20.500 --> 01:06:25.910
تمام اون چیزی که مهمه اینه که
فقط همدیگه رو دوست داشته باشیم تا اونجایی که می تونیم

1487
01:06:25.910 --> 01:06:30.480
و اینکه ، میدونی
از اینکه دوست داشته بشیم ، نترسیم

1488
01:06:30.480 --> 01:06:35.350
قبلاً من به اندازه کافی نمی خوردم

1489
01:06:35.350 --> 01:06:39.490
و حالا من می خوام همه چیز رو بخورم

1490
01:06:39.490 --> 01:06:46.560
چربی ، بستنی ، پن کیک ... شراب قرمز

1491
01:06:46.560 --> 01:06:51.230
امروز سوار هواپیما می شم تا تاج محل رو ببینم

1492
01:06:51.240 --> 01:06:55.600
بنای فوق العاده عشق . که توی لیستمون شماره بعدی بود

1493
01:06:55.610 --> 01:06:59.380
♪ Presents are covered
in ribbons and laces ♪

1494
01:07:01.110 --> 01:07:05.010
دارم می رم تاج محل
توی روز کریسمس

1495
01:07:05.020 --> 01:07:08.180
... جای خیلی باحالیه

1496
01:07:08.190 --> 01:07:10.020
کریسمس مبارک

1497
01:07:10.020 --> 01:07:13.020
♪ Togetherness lives
on this holiday night ♪

1498
01:07:13.020 --> 01:07:15.490
فقط آرزو می کنم که همه ما انسانها بفهمیم

1499
01:07:15.490 --> 01:07:18.560
که همه ما یکسان هستیم

1500
01:07:18.560 --> 01:07:21.400
، هر کسی توی این دنیا
همه نوع آدم ها

1501
01:07:21.400 --> 01:07:22.670
هر نوع مذهبی

1502
01:07:22.670 --> 01:07:25.030
هممون فقط می خوایم که شاد باشیم

1503
01:07:25.040 --> 01:07:27.470
فقط می خوایم که دوست داشته بشیم

1504
01:07:27.470 --> 01:07:30.170
پس دستت درد نکنه تام

1505
01:07:30.170 --> 01:07:32.470
مرسی برای دوست داشتنِ من

1506
01:07:32.480 --> 01:07:36.450
مرسی برای دادن سالهای کم زندگیت به من

1507
01:07:36.450 --> 01:07:38.250
احساس می کنم
که این مسئولیتِ منه

1508
01:07:38.250 --> 01:07:44.290
انگار که وظیفه منه
جوری زندگی کنم که انگار تو زندگی می کنی

1509
01:07:44.290 --> 01:07:47.190
چند ماه بعد

1510
01:07:47.190 --> 01:07:49.730
برگشتم ایندیانا

1511
01:07:49.730 --> 01:07:52.160
احساس کردم که فقط نیاز دارم که

1512
01:07:52.160 --> 01:07:54.060
یه بار دیگه قبر تام رو ببینم

1513
01:07:54.070 --> 01:07:56.570
هنوزم نمی تونم باور کنم

1514
01:07:56.570 --> 01:07:59.500
چقدر اتفاق از کریسمس اول افتاده

1515
01:07:59.500 --> 01:08:03.570
وقتی که هر دوتامون سوار هواپیما
شدیم و داشتیم برمیگشتیم خونه

1516
01:08:03.570 --> 01:08:08.710
و نهایتاً به هم گفتیم که چه احساسی داریم

1517
01:08:10.210 --> 01:08:18.210
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1518
01:08:54.160 --> 01:08:57.390
وقتی رسیدم قبرستون
سورپرایز شدم که دیدم

1519
01:08:57.400 --> 01:08:59.730
پدر و مادر تام براش یه مقبره خریده بودن

1520
01:08:59.730 --> 01:09:04.170
، با یه جا برای خودشون
نه کنار هم

1521
01:09:04.170 --> 01:09:06.570
بلکه در دو طرف پسرشون

1522
01:09:06.570 --> 01:09:09.640
و اینکه فکر می کنن هنوز دارن تلاش می کنن

1523
01:09:09.640 --> 01:09:14.240
که اونو از چیزی یا کسی دور نگه دارن

1524
01:09:14.250 --> 01:09:16.210
... فقط
سخته که باور کنم

1525
01:09:16.210 --> 01:09:19.380
حتی حالا
هنوز تام انکار می شه

1526
01:09:19.380 --> 01:09:21.550
با اسم خودش

1527
01:09:23.350 --> 01:09:24.750
واقعاً این احساسو میده که

1528
01:09:24.760 --> 01:09:28.760
اون الان برای هممون ایستاده

1529
01:09:28.760 --> 01:09:31.190
منظورم برای همه همجنسگراها

1530
01:09:31.200 --> 01:09:34.830
که رویاشون اینه که یه روزی ازدواج کنن

1531
01:09:34.830 --> 01:09:37.230
فکر کنم هیچوقت نخواهم فهمید

1532
01:09:37.230 --> 01:09:40.740
چرا کسایی که قرار بود بیشتر از همه دوستش داشته باشن

1533
01:09:40.740 --> 01:09:44.370
به سخت ترین وجه ممکن جنگیدن
تا اونو از کسی که بود منع کنن

1534
01:09:44.380 --> 01:09:47.280
شاید بهترین چیز در مورد تام

1535
01:09:47.280 --> 01:09:50.710
اینه که اون به هر حال دوستشون داشت

1536
01:09:50.710 --> 01:09:53.850
فقط یادم میاد که اینجا ایستادم و فکر می کنم

1537
01:09:53.850 --> 01:09:57.720
اگه فقط یه چیز هست که می تونم به پدر و مادرش بگم

1538
01:09:57.720 --> 01:10:00.320
... این خواهد بود که

1539
01:10:00.320 --> 01:10:05.390
این مقبره پسر شما نیست

1540
01:10:05.400 --> 01:10:08.800
اون مقبره شما بود

1541
01:10:22.110 --> 01:12:58.270
ممکن است این قصه پسر یا دخترتان
خواهر یا برادرتان و یا یکی از دوستانتان
باشد. قبل از انکارشان ، کمی مطالعه کنید

1542
01:13:00.270 --> 01:13:10.410
از خانواده براید گروم خواسته شد تا در این **
** مستند شرکت کنند . آنها هرگز جواب ندادند

1543
01:13:12.520 --> 01:13:19.500
در سالگرد مرگ تام ، شین یک ویدئو در یوتیوب **
** پست کرد و داستان زندگی شان را تعریف کرد

1544
01:13:19.590 --> 01:13:21.990
این ویدئو توسط میلیون ها نفر دیده شد

1545
01:13:21.990 --> 01:13:24.730
شین ، داستان تو مثل یک آتش شعله ور
در حال گسترش در جهان است
این ویدئو توسط میلیون ها نفر دیده شد

1546
01:13:24.730 --> 01:13:28.830
شین ، داستان تو مثل یک آتش شعله ور
در حال گسترش در جهان است

1547
01:13:30.830 --> 01:13:33.970
شین ، ویدیوی تو در تمام استرالیا پخش
شده است ، مرگ تام بیهوده نخواهد بود

1548
01:13:36.540 --> 01:13:40.080
شجاعت شین  !
یه دوست جدید که توی فرانسه قدم میزنه

1549
01:13:40.080 --> 01:13:43.610
! شین ، هیچ وقت ناامید نشو

1550
01:13:46.950 --> 01:13:50.520
می تونه برای شما هم اتفاق بیفته
به باز کردن قلب ها و ذهن ها در
اطراف جهان ادامه می دهد

1551
01:13:51.320 --> 01:13:54.490
شین ، دقیقاً همین اتفاق برای من هم افتاد
دردت را بی اندازه حس می کنم

1552
01:13:56.490 --> 01:13:58.690
شین دوست پسر من خودش را کشت
ممنونم که بخاطر ما ایستادی

1553
01:13:58.700 --> 01:14:01.010
من عشقم را از دست دادم و هنوز
نمی دانم کجا دفن شده است . این
موضوع 18 سال است که مرا آزار می دهد

1554
01:14:01.010 --> 01:14:05.400
وقتی که من شریکِ زندگیم را در سال 1996
از دست دادم ، همه چیزم را از دست دادم

1555
01:14:07.910 --> 01:14:10.440
من یه آدم جون سختم ، ولی هیچوقت
نمی تونم دوباره با همچین عشقی در بیفتم

1556
01:14:10.440 --> 01:14:14.380
من یک مسیحی هستم ، اما این قلب مرا می شکند
عشق همجنسگرایان هیچ تفاوتی با دگرجنسگرایان ندارد

1557
01:14:20.880 --> 01:14:22.750
یه مقاله توی یه روزنامه چاپ شد

1558
01:14:22.750 --> 01:14:24.920
بعدش هم توی شبکه اخبار ما پخش شد

1559
01:14:24.920 --> 01:14:27.420
برای بعضی از اعضای خانواده من سخت بود

1560
01:14:27.420 --> 01:14:31.430
که پسرم رو اونجا با پارتنرِ گیش ببینن

1561
01:14:31.430 --> 01:14:33.800
این موضوع منو اذیت نکرد
ولی آدمای زیادی رو اذیت کرد

1562
01:14:33.800 --> 01:14:35.660
من بهش توجهی نکردم

1563
01:14:35.670 --> 01:14:37.570
چون من به کاری که شین
داره می کنه افتخار می کنم

1564
01:14:37.570 --> 01:14:39.900
و چون من همیشه سپاسگذار تام هستم

1565
01:14:39.900 --> 01:14:41.800
برای چیزی که به پسرم داد

1566
01:14:41.810 --> 01:14:43.870
خیلی وقتا گفت ، میدونی

1567
01:14:43.870 --> 01:14:46.710
زندگی من بدون تام ارزشی نداره

1568
01:14:46.710 --> 01:14:49.510
اما مثل یک سیمرغ از خاکسترش برخاست

1569
01:14:49.510 --> 01:14:52.750
شین ، همون آدمی که از برون آیی

1570
01:14:52.750 --> 01:14:54.920
و قبول کردن اینکه کی بود می ترسید

1571
01:14:54.920 --> 01:14:56.690
حالا تو صف مقدم رژه های افتخار همجنسگرایانه

1572
01:14:56.690 --> 01:14:59.760
با پرچم های رنگین کمانی پشت سرش

1573
01:14:59.760 --> 01:15:01.920
اون یه چیز مثبت ازش در آورد

1574
01:15:01.930 --> 01:15:03.960
که همیشه شعار تام بوده

1575
01:15:03.960 --> 01:15:07.100
شین به تبعیض علیه همجنسگرایان

1576
01:15:07.100 --> 01:15:10.830
یک صورت زیبا و فراموش نشدنی داد

1577
01:15:10.830 --> 01:15:12.730
و اون صورت تامه

1578
01:15:12.740 --> 01:15:32.920
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
