1
00:00:01,470 --> 00:00:21,530
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:23,550 --> 00:00:27,250
داستان یه سقوط از طبقه چهارم بود

3
00:00:27,260 --> 00:00:31,960
از بالایِ سقف
روی زمین بتونیِ پایینش

4
00:00:31,960 --> 00:00:35,360
تازه جشن تولد 29 سالگی شو گذرونده بود

5
00:00:41,570 --> 00:00:43,440
911
می تونم کمکتون کنم ؟

6
00:00:43,440 --> 00:00:45,970
من نیاز به یه امدادگر دارم . افتاد

7
00:00:45,970 --> 00:00:47,410
چقدر سقوط کرده ؟

8
00:00:47,410 --> 00:00:49,280
چهار طبقه سقوط کرد
که میشه 12 متر

9
00:00:49,280 --> 00:00:51,280
خون تویِ دهنشه
به غیر از اون ،

10
00:00:51,280 --> 00:00:53,280
نمی دونم اگه آسیب دیدگیِ دیگه ای هم وجود داشته باشه

11
00:00:53,280 --> 00:01:04,530
ما تمام روز رو داشتیم با هم مسیج بازی می کردیم .
"ما میخوایم چند تا عکس روی سقف بگیریم"
"لطفاً نزدیک لبه نشو . شوخی نمی کنم!"
"lol ، باشه نمیشم."

12
00:01:06,530 --> 00:01:09,530
اسمش تام بود

13
00:01:09,530 --> 00:01:12,470
و اون زندگیِ من بود

14
00:01:14,600 --> 00:01:16,600
تویِ شروع رابطمون

15
00:01:20,740 --> 00:01:22,440
هر دو ما موقع بزرگ شدنمون موسیقی کانتری گوش می دادیم

16
00:01:22,440 --> 00:01:24,440
گارث بروکس هنرمندِ کانتریِ مورد علاقمونه

17
00:01:25,980 --> 00:01:27,310
و یه جورایی هر دوی ما توافق کردیم که "رقص"

18
00:01:29,480 --> 00:01:31,180
اگه تا حالا کسی بوده باشه که

19
00:01:31,190 --> 00:01:35,190
تونسته باشه بخوبی کلماتِ این آهنگ رو تقلید
کنه ، اون تام بوده

20
00:01:35,190 --> 00:01:36,190
با نگه داشتن تو

21
00:01:36,190 --> 00:01:38,520
... با نگه داشتن تو

22
00:01:38,530 --> 00:01:42,230
من همه چیزو نگه داشتم
... من همه چیزو نگه داشتم

23
00:01:42,230 --> 00:01:44,100
برای یک لحظه

24
00:01:44,100 --> 00:01:45,630
... برای یک لحظه

25
00:01:45,630 --> 00:01:49,170
من شاه نبودم ؟
من شاه نبودم ... ؟

26
00:01:49,170 --> 00:01:52,670
ولی اگه فقط من می دونستم

27
00:01:52,670 --> 00:01:56,680
شاه چطور سقوط خواهد کرد

28
00:01:56,680 --> 00:02:00,050
هی ، کی می تونست بگه

29
00:02:00,050 --> 00:02:04,550
، میدونی
، ممکن بود همه چیزو تغییر بدم

30
00:02:04,550 --> 00:02:06,720
و من

31
00:02:06,720 --> 00:02:10,420
من خوشحالم که نمی دونستم

32
00:02:10,430 --> 00:02:13,590
که چطور همه چی تموم میشه

33
00:02:13,600 --> 00:02:18,460
که چطور همه چی از بین میره

34
00:02:18,470 --> 00:02:21,170
زندگی هامون

35
00:02:21,170 --> 00:02:25,170
بهتره که به شانس سپرده بِشَن

36
00:02:25,170 --> 00:02:28,510
می تونستم این درد رو نداشته باشم

37
00:02:28,510 --> 00:02:32,680
ولی می بایستی به جاش

38
00:02:32,680 --> 00:02:36,680
رقصو از دست می دادم

39
00:02:38,180 --> 00:02:46,180
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

40
00:02:56,600 --> 00:03:00,140
کسپل ، مونتانا ، احتمالاً آسونترین جایی نیست که

41
00:03:00,140 --> 00:03:02,640
توش بچه ای رو بزرگ کنی که گی باشه

42
00:03:02,640 --> 00:03:04,080
** سیندی ، مادرِ شِین **
جامعه ما ...

43
00:03:04,080 --> 00:03:06,580
نمی خوام بگم دور از تمدن ...

44
00:03:06,580 --> 00:03:08,150
اما ، میدونی ، روستائین

45
00:03:08,150 --> 00:03:12,150
به همین خاطر مردمی که متفاوتن رو قبول نمی کنن

46
00:03:12,150 --> 00:03:14,320
، روزی که شِین متولد شد

47
00:03:14,320 --> 00:03:16,490
من بایستی یه اجازه ویژه برای ترکِ بیمارستان می گرفتم

48
00:03:16,490 --> 00:03:18,490
تا برم و برگه های طلاقم رو امضا کنم

49
00:03:18,490 --> 00:03:19,830
اینه که سوژه بیمارستان شدم

50
00:03:19,830 --> 00:03:21,690
آخه ما توی یه شهرِ کوچیک هستیم

51
00:03:21,700 --> 00:03:25,630
و این یه جورایی یه لحظه خاص تویِ زندگیمه

52
00:03:25,630 --> 00:03:28,100
میدونی ، فکر کردم که

53
00:03:28,100 --> 00:03:30,870
ممکنه خیلی زود ازدواج کرده باشن ، احتمالاً

54
00:03:30,870 --> 00:03:33,710
و فقط یه جورایی راهشون از هم جدا شد

55
00:03:33,710 --> 00:03:35,880
پدرم ، کاراکترِ خاصِ خودشو داره

56
00:03:35,880 --> 00:03:39,380
توی کالج کشتی گیر بود
عاشقِ شکاره

57
00:03:39,380 --> 00:03:41,750
، من با پدرم شکار می رفتم

58
00:03:41,750 --> 00:03:43,280
وقتی که یهو

59
00:03:43,280 --> 00:03:45,280
یه آهو رو میزد
من گریه می کردم

60
00:03:45,290 --> 00:03:47,120
همش به " بمبی " فکر می کردم
(احتمالاً بمبی یه شخصیتِ کارتونی بوده)

61
00:03:47,120 --> 00:03:49,320
مثل این بود که بابام همین الان "بمبی" رو زد

62
00:03:49,320 --> 00:03:51,790
بعد از یه مدتی
دیگه منو شکار نبرد

63
00:03:51,790 --> 00:03:54,590
، من یه قراری با بابام گذاشتم
موقعِ بزرگ شدن

64
00:03:54,600 --> 00:03:57,400
که همه ورزشهای مختلف رو امتحان کنم

65
00:03:57,400 --> 00:03:58,760
بیس بال رو امتحان کرد

66
00:03:58,770 --> 00:04:00,400
بسکتبال رو امتحان کرد

67
00:04:00,400 --> 00:04:01,730
همشونو امتحان کرد

68
00:04:01,740 --> 00:04:04,240
** دیوید ، پدر شین **
یادم میاد که یه بار باختن

69
00:04:04,240 --> 00:04:07,270
و شین خیلی کم بازی کرد
اما ، پسر ، خیلی سخت گرفته بود

70
00:04:07,280 --> 00:04:08,770
و اون خیلی بامزه بود

71
00:04:08,780 --> 00:04:11,340
اما زیاد هم شرکت نمی کرد

72
00:04:11,350 --> 00:04:15,180
** تامی ، مادر همسایه **
اولین خاطره من از شین
یه تئاترِ مدرسه بود

73
00:04:15,180 --> 00:04:17,280
همینجوری داشت آواز می خوند
... می رقصید

74
00:04:17,290 --> 00:04:20,190
هر کاری که می تونست انجام میداد
تا همه رو سرگرم کنه ، و تو کارش هم موفق بود

75
00:04:20,190 --> 00:04:23,620
ما یه ماشین درست کردیم
از قرمزِ براق استفاده کردیم

76
00:04:23,630 --> 00:04:27,430
و شین اون ماشینو خواست
انگار که هیچی دیگه به غیر از اون نمی خواست

77
00:04:27,430 --> 00:04:28,760
، کلاس چهارم بود

78
00:04:28,760 --> 00:04:31,160
و یادم میاد که به استادش می گفت

79
00:04:31,170 --> 00:04:33,730
که وقتی از دبیرستان فارغ التحصیل شه

80
00:04:33,740 --> 00:04:35,540
میخواد بره به کالیفرنیا

81
00:04:35,540 --> 00:04:37,500
و من پیش خودم فکر کردم
چرا ؟

82
00:04:37,510 --> 00:04:39,610
میدونی
بنظر خیلی عجیب میومد

83
00:04:39,610 --> 00:04:43,210
** میکِلا ، دوست دوران کودکی شین **
قشنگ یادم میاد که "باربارا استرایسند" رو میخوند

84
00:04:43,210 --> 00:04:44,710
دور اتاق بصورت دایره وار می چرخید

85
00:04:44,710 --> 00:04:46,380
... و درست توی صورت همه می خوند

86
00:04:46,380 --> 00:04:48,510
تو برای من گل ها رو نمیاری

87
00:04:48,520 --> 00:04:51,820
خیلی کاریزماتیک بود
و خیلی نترس

88
00:04:51,820 --> 00:04:53,420
، من توی دبستان بودم

89
00:04:53,420 --> 00:04:54,790
... و کاری که بعضی وقتا می کردم این بود که

90
00:04:54,790 --> 00:04:56,290
من نمی خواستم بخوابم

91
00:04:56,290 --> 00:04:57,460
و مامانم بهم میگفت که باید برم تو تختخواب

92
00:04:57,460 --> 00:04:59,190
، و من یواشکی میومدم بیرون

93
00:04:59,190 --> 00:05:01,760
و پشت مبل راحتیش میشِستم و
تلویزیون تماشا می کردم

94
00:05:01,760 --> 00:05:03,730
چون می خواستم که یه جورایی یه شورشگرِ کوچولو باشم

95
00:05:03,730 --> 00:05:05,930
یه بار داشت فیلمِ فیلادلفیا رو میدید

96
00:05:07,400 --> 00:05:08,940
بالاخره
رسید به آخرِ فیلم

97
00:05:08,940 --> 00:05:11,200
و من میدونستم
که این یارو گی بود

98
00:05:11,210 --> 00:05:12,640
و میدونستم که مریض بود

99
00:05:12,640 --> 00:05:14,910
و داشت می مُرد
بخاطر اینکه گی بود

100
00:05:14,910 --> 00:05:17,440
... و اون واقعاً
به من آسیب زد

101
00:05:17,450 --> 00:05:21,480
چون می دونستم
که ... منم مثلِ اونم

102
00:05:21,480 --> 00:05:24,280
اون یارو یه مرد دیگه رو دوست داشت
... و ببین چه اتفاقی افتاد

103
00:05:24,290 --> 00:05:26,420
، همش لاغرتر می شد
، هی رنگ پریده تر می شد

104
00:05:26,420 --> 00:05:28,990
و انگار روی صورت و بدنش پر بود از جای زخم

105
00:05:28,990 --> 00:05:32,890
و یادم میاد همش فکر می کردم که
منم قراره مثل این بشم

106
00:05:32,890 --> 00:05:35,430
قراره این اتفاق برای من بیفته

107
00:05:37,000 --> 00:05:39,570
اون ساکت تر شد

108
00:05:39,570 --> 00:05:41,830
و دیگه وقتی که باهاش بودی ، بهت خوش نمی گذشت

109
00:05:41,840 --> 00:05:44,000
** لیزی ، خواهرِ شین **
می تونستی بگی که همیشه به یه چیزی فکر می کرد

110
00:05:44,010 --> 00:05:45,540
یه چیزی همیشه آزارش میداد

111
00:05:45,540 --> 00:05:47,010
ولی هیچوقت نمی فهمیدی که چیه

112
00:05:47,010 --> 00:05:49,740
یه شب ، یادم میاد که
شین اومد تویِ اتاقم

113
00:05:49,740 --> 00:05:52,850
و گفت
مامان من دارم می میرم ، بخاطر ایدز

114
00:05:52,850 --> 00:05:56,520
و من گفتم
عزیزم چرا اینو می گی ؟

115
00:05:56,520 --> 00:05:58,820
و اون ادامه داد
بخاطر اون فیلمه

116
00:05:58,820 --> 00:06:02,020
و من بهش گفتم که
خب عزیزم تو ایدز نداری

117
00:06:02,020 --> 00:06:03,760
و اون موقع بود که من فهمیدم

118
00:06:03,760 --> 00:06:05,790
که حملات عصبی شین شروع شده

119
00:06:05,790 --> 00:06:07,760
** پت ، مادر مادرِبزرگِ  شین **
** جودی ، مادربزرگِ شین **
احساس می کرد نمی تونست نفس بکشه

120
00:06:07,760 --> 00:06:10,460
، و ما مجبور بودیم بگیم

121
00:06:10,470 --> 00:06:12,570
تو باید یه کیسه بکشی روی سرت

122
00:06:12,570 --> 00:06:14,370
، دوست نداشت انجامش بده

123
00:06:14,370 --> 00:06:17,740
، ولی وقتی که توی خونه من بود
ما یه کیسه می کشیدیم روی سرش

124
00:06:17,740 --> 00:06:19,440
خوب با گذشت زمان

125
00:06:19,440 --> 00:06:22,280
، من یواشکی می رفتم توی یکی از اتاقای خونمون

126
00:06:22,280 --> 00:06:25,310
و شماره 911 رو می گرفتم و
می گفتم که من دارم می میرم

127
00:06:25,310 --> 00:06:26,650
، و یکدفعه

128
00:06:26,650 --> 00:06:28,680
من این نورای چشمک زنو جلوی درِ ورودی می بینم

129
00:06:28,680 --> 00:06:30,780
، با خودم فکر کردم
چه اتفاقی افتاده ؟

130
00:06:30,790 --> 00:06:33,550
میرفتم بالا و می دیدم آمبولانس اینجاست

131
00:06:33,550 --> 00:06:35,690
و میگفتن یه نفر با وضعیت اضطراری توی این خونَس

132
00:06:35,690 --> 00:06:37,690
یه نفر شوکه شده
یه نفر داشته خفه می شده

133
00:06:37,690 --> 00:06:40,730
و این منجر می شد که اون (مامان) بگه
شین خدا لعنتت کنه

134
00:06:40,730 --> 00:06:42,600
دوباره پلیسا اومدن

135
00:06:42,600 --> 00:06:45,430
از کلاس ششم ، تا زمانی که اون
بچه رو از دبیرستان آوردم بیرون

136
00:06:45,430 --> 00:06:47,330
نمی دونستم که نجات پیدا می کنم یا نه

137
00:06:47,340 --> 00:06:50,570
شرط می بندم 10 ، 15 بار به 911 زنگ زد

138
00:06:50,570 --> 00:06:52,370
... خرجی که

139
00:06:52,370 --> 00:06:55,740
... میدونی ، تو این سالا رو دستم گذاشت

140
00:06:55,740 --> 00:06:57,940
خیلی پر استرس بود

141
00:06:57,950 --> 00:07:01,610
ولی برای اون واقعی بود
و من می دونستم که برای اون واقعی بود

142
00:07:01,620 --> 00:07:04,080
و می خواستم که احساس کنه ، امنه

143
00:07:04,090 --> 00:07:05,820
در نهایت تصمیم گرفت

144
00:07:05,820 --> 00:07:09,320
شاید این قضیه جدی تر از اینه که بتونه هَندلش (کنترل) کنه

145
00:07:09,320 --> 00:07:11,720
اینه که برام یه قرار ملاقات با یه تراپیست (درمانگر) جور کرد

146
00:07:11,730 --> 00:07:13,530
وقتی که شین جلسه درمانیش تموم شد

147
00:07:13,530 --> 00:07:15,060
اون (درمانگر) ازم خواست که برم تو
و بهم گفت

148
00:07:15,060 --> 00:07:17,830
پسرِ شما فقط نیاز داره تا اینو پیشِ خودش
بپذیره که گی هست

149
00:07:17,830 --> 00:07:19,900
و همه چی درست می شه

150
00:07:19,900 --> 00:07:22,000
و من گفتم
چطور می تونید چنین چیزی بگین ؟

151
00:07:22,000 --> 00:07:23,400
اون گی نیست

152
00:07:23,400 --> 00:07:26,470
و دکتر هازِر گفت
خوب میدونی

153
00:07:26,470 --> 00:07:28,440
این یه چیزیه که شما باید باهاش کنار بیاید

154
00:07:28,440 --> 00:07:31,510
... من همیشه شک کردم
من به شما دروغ نمی گم

155
00:07:31,510 --> 00:07:33,910
چند روز طول کشید که پردازشش کنم

156
00:07:33,920 --> 00:07:35,380
و این فکر اومد تو ذهنم که

157
00:07:35,380 --> 00:07:36,780
من دیگه بچه ای به دنیا نمی یارم

158
00:07:36,780 --> 00:07:38,780
پس بهتره بچسبم به همینایی که دارم

159
00:07:38,790 --> 00:07:42,720
و من بدون قید و شرط دوستش دارم
پس هیچ اهمیتی نداره

160
00:07:42,720 --> 00:07:45,790
یه جورایی حالا که بهش فکر می کنم خنده داره
اینجا من یه پسرِ کوچولو بودم

161
00:07:45,790 --> 00:07:49,730
روی زانوهام نشسته بودم ، به درگاهِ خدا
دعا می کردم که گی نباشم

162
00:07:49,730 --> 00:07:51,460
و یه پسر کوچولوی دیگه ای بود

163
00:07:51,470 --> 00:07:55,740
هزار و پونصد مایل اونورتر توی ایندیانا
که دقیقاً همین کارو می کرد

164
00:07:55,740 --> 00:07:58,070
ناکس ، ایندیانا
... آسونترین محل

165
00:07:58,070 --> 00:07:59,710
برای بزرگ شدن یه بچه ی گی نیست

166
00:07:59,710 --> 00:08:04,040
** مارک ، رفیق دوران کودکی تام **
خیلی همگنه
اونجا تنوع زیادی نیست

167
00:08:04,050 --> 00:08:06,010
من تام رو می شناختم

168
00:08:06,010 --> 00:08:08,780
از وقتی که برادرامون توی دوره پیش آهنگی با هم بودن

169
00:08:08,780 --> 00:08:10,050
همه دوستش داشتن

170
00:08:10,050 --> 00:08:12,050
و اون بچه محبوب و معروف بود

171
00:08:12,050 --> 00:08:13,720
خیلی حسِ همدلی داشت (با همه همدلی می کرد)

172
00:08:13,720 --> 00:08:16,890
، هیچ وقت فراموش نمی کنم
روزی که مادرم فوت کرد

173
00:08:16,890 --> 00:08:19,930
تام اولین کسی بود که اومد خونه من

174
00:08:19,930 --> 00:08:24,130
... از در اومد تو ، و داشت گریه می کرد

175
00:08:24,130 --> 00:08:26,030
میدونی ، تقریباً ناراحت تر از من بنظر می رسید

176
00:08:26,030 --> 00:08:28,070
مادر و پدر تام
هر کدومشون بچه هایی داشتن

177
00:08:28,070 --> 00:08:29,700
از ازدواجای قبلی

178
00:08:29,700 --> 00:08:32,970
اینه که تام ، تنها بچه مشترک بین پدر و مادر بود

179
00:08:32,970 --> 00:08:35,470
و مرکز توجه خونواده بود

180
00:08:35,480 --> 00:08:37,180
اون هرجایی که بود ، مرکز توجه بود

181
00:08:37,180 --> 00:08:39,910
تام همیشه توی خونه پیانو می زد

182
00:08:39,910 --> 00:08:41,710
آواز می خوند ، می رقصید

183
00:08:41,720 --> 00:08:43,150
♪ Come on, baby ♪

184
00:08:43,150 --> 00:08:44,550
♪ you're driving me crazy ♪

185
00:08:44,550 --> 00:08:45,850
♪ goodness gracious ♪

186
00:08:45,850 --> 00:08:47,650
♪ great balls of fire! ♪

187
00:08:47,660 --> 00:08:49,420
داشت روی ترامپلین فن های خودشو می زد

188
00:08:49,420 --> 00:08:50,890
همیشه مشغول اجرا بود

189
00:08:50,890 --> 00:08:53,760
برای تام ، هیچوقت هیچ چیزی بیش از حد نبود

190
00:08:53,760 --> 00:08:58,000
پدر تام ، یه کارگر ساده بود

191
00:08:58,000 --> 00:08:59,830
دیر میومد خونه ، روز بعد خیلی زود بیدار می شد

192
00:08:59,830 --> 00:09:01,630
و میدونی ، تکرارش می کرد

193
00:09:01,640 --> 00:09:05,000
هم پدر هم مادر از خودگذشتگی های
زیادی برای خوشبختی تام انجام دادند

194
00:09:05,010 --> 00:09:10,080
مادرش یه کار بعنوان سرایدار گرفت تا تام
بتونه به " کالور " بره

195
00:09:10,080 --> 00:09:11,880
... هر پدر و مادری از این کارا نمی کنه

196
00:09:11,880 --> 00:09:14,080
که شروع کنه به تمیز کردن
توالت ها تا پسرش بتونه

197
00:09:14,080 --> 00:09:15,550
بهترین آموزش رو داشته باشه

198
00:09:15,550 --> 00:09:18,980
، پدر تام توی ویتنام بود
و به همین خاطره که

199
00:09:18,990 --> 00:09:20,990
تو دوران دبیرستان رفت ویتنام

200
00:09:20,990 --> 00:09:24,490
اون قطعاً احترام زیادی برای پدرش قائل بود
بخاطر جنگیدن برای کشورش

201
00:09:24,490 --> 00:09:29,530
فکر می کنم ، تام که بزرگتر شد
وقتی که شخصیتِ خودشو پیدا کرد

202
00:09:29,530 --> 00:09:31,700
براشون سخت تر شد که بتونن
باهاش ارتباط برقرار کنن

203
00:09:31,700 --> 00:09:33,070
... تام همیشه خیلی یکدنده بود

204
00:09:33,070 --> 00:09:34,970
برای گفتن چیزی که
بهش اعتقاد داشت

205
00:09:34,970 --> 00:09:38,070
و این مورد قبول پدرش نبود

206
00:09:41,010 --> 00:09:43,710
** خاطرات ویدیویی شین ، سال دوم دانشگاه **
و این خیلی ناراحت کنندس
اما من واقعاً فکر می کنم که

207
00:09:43,710 --> 00:09:48,550
اگه آدمای بیشتری این شانسو به من بدن
که دوستشون باشم

208
00:09:48,550 --> 00:09:50,820
می تونم بهشون نشون بدم که

209
00:09:50,820 --> 00:09:52,720
، باوجود اینکه من دقیقاً مثلشون نیستم

210
00:09:52,720 --> 00:09:54,560
ولی هنوزم آدم خوبی هستم

211
00:09:56,560 --> 00:09:57,920
کارمند دی کیو : به دایری کوئین خوش اومدین ، هر وقت که شما آماده این ، بفرمایید
سلام ، چه خبرا ؟

212
00:09:59,090 --> 00:10:00,690
برو پی کارت شین
چی ؟

213
00:10:00,700 --> 00:10:03,230
من فقط اومدم که همون سفارش همیشگی رو بگیرم

214
00:10:04,500 --> 00:10:05,870
باشه . 6.47 دلار دمِ پنجره لطفاً
باشه ، مرسی

215
00:10:05,870 --> 00:10:07,270
یه جورایی رقت انگیزه

216
00:10:07,270 --> 00:10:08,670
اگه بفهمن که من هر دفعه چی می گیرم

217
00:10:08,670 --> 00:10:09,970
در کیسپیل جداً

218
00:10:09,970 --> 00:10:11,900
میلیون ها آدم میان دایری کوئین

219
00:10:11,910 --> 00:10:13,770
بهترین جا برای بودنه

220
00:10:13,770 --> 00:10:15,070
خیلی خوب بزار ببینیم

221
00:10:15,080 --> 00:10:16,210
چی ؟

222
00:10:16,210 --> 00:10:17,710
همین الان دوربینو بست

223
00:10:17,710 --> 00:10:19,210
... اوه ایناهاش ... ایناهاش

224
00:10:20,920 --> 00:10:23,250
اوه خدا
پنجره ها رو بستن

225
00:10:23,250 --> 00:10:24,780
راستش من اینجا کار کردم

226
00:10:24,790 --> 00:10:27,690
اما به کسی نگفتم که من اینجا کار کردم

227
00:10:27,690 --> 00:10:28,920
باید قبول کنم که

228
00:10:28,920 --> 00:10:30,520
من می خواستم یکی از اون آدما باشم

229
00:10:30,530 --> 00:10:31,920
آدمایی که مثلِ
! اوه

230
00:10:31,930 --> 00:10:34,060
واو! اون بنظر خوب میاد

231
00:10:34,060 --> 00:10:35,690
چون من از دویدن خوشم میاد

232
00:10:35,700 --> 00:10:38,830
ولی وقتی من میدوم
روی تردمیله توی خونمون

233
00:10:38,830 --> 00:10:40,900
چون من نمی خوام مردم منو موقع دویدن ببینن

234
00:10:40,900 --> 00:10:44,170
راستشو بخوای اصلاً دوست ندارم مردم منو ببینن

235
00:10:44,170 --> 00:10:46,970
، تنها چیزی که من می خواستم

236
00:10:46,970 --> 00:10:50,710
یه کسی بود که بتونم باهاش صحبت کنم و بهش تکیه کنم

237
00:10:50,710 --> 00:10:53,780
که منو بخاطر کسی که هستم قبول کنه

238
00:10:53,780 --> 00:10:57,880
من یه احساسی برای یه پسری به اسم
مت پارکر داشتم که بهش بها دادم

239
00:10:57,890 --> 00:11:00,790
و ما شبا رو خونه همدیگه می گذروندیم

240
00:11:00,790 --> 00:11:01,850
تمام وقت

241
00:11:01,860 --> 00:11:04,090
ما بیرون بسکتبال بازی می کردیم

242
00:11:04,090 --> 00:11:06,290
بهترین دوستای همدیگه بودیم

243
00:11:06,290 --> 00:11:09,160
دوران دبیرستان بود که من بالاخره این شجاعتو پیدا کردم

244
00:11:09,160 --> 00:11:13,200
، که بگم مت من چه احساسی دارم
و براش یه نامه عاشقانه نوشتم

245
00:11:13,200 --> 00:11:14,730
، عصبی بودم

246
00:11:14,740 --> 00:11:17,670
وقتی که می خواستم نامه رو بهش بدم خیلی عصبی بودم

247
00:11:17,670 --> 00:11:20,940
ولی اون مجبور شد به من بگه که گی نیست

248
00:11:20,940 --> 00:11:23,880
قلبم رو شکوند ولی در عین حال

249
00:11:23,880 --> 00:11:27,610
خیلی خوشحال بودم که هنوز می خواست دوستم باشه

250
00:11:27,620 --> 00:11:30,620
یه وضعیت خاصی توی مدرسه با چند تا از دوستا بود

251
00:11:30,620 --> 00:11:31,980
اونها گرایشِ جنسیشو مورد پرسش قرار می دادن

252
00:11:31,990 --> 00:11:33,120
** اسکات ، دوست دوران دبیرستانِ شین **
و یه جورایی ، میدونی ، اَداشو در میاوردن

253
00:11:33,120 --> 00:11:34,790
مسخرش می کردن

254
00:11:34,790 --> 00:11:36,690
و یه سری از دوستا کاملاً ازش اجتناب می کردن

255
00:11:36,690 --> 00:11:38,720
یه تماس تلفنی از طرف مادر
یکی از بهترین دوستاش داشتم

256
00:11:38,730 --> 00:11:39,760
و از من خواست که برم پیشش

257
00:11:39,760 --> 00:11:41,660
خیلی ناراحت بود

258
00:11:41,660 --> 00:11:44,160
وقتی که مامانم گفت که داره میره خونه مت

259
00:11:44,170 --> 00:11:46,200
خیلی سریع فهمیدم که نمی تونه خوب باشه

260
00:11:46,200 --> 00:11:49,170
میدونی ، یه نامه عاشقانه عاشقانه جدی نبود

261
00:11:49,170 --> 00:11:50,900
فقط این بود که ، میدونی ، متو تحسین کرده بود

262
00:11:50,910 --> 00:11:53,040
از وقتی که باهاش داشت لذت می برد

263
00:11:53,040 --> 00:11:56,340
و فقط ، من فکر می کنم یه نامه دوستانه خوب بود

264
00:11:56,340 --> 00:11:58,310
هیچ چیز ناخوشایندی نبود

265
00:11:58,310 --> 00:11:59,980
هیچ چیزِ سکسی ای نبود

266
00:11:59,980 --> 00:12:03,750
فقط بهش می گفت که چه
احساسی در مورد اون داره

267
00:12:03,750 --> 00:12:06,020
من بهش اجازه دادم هرچی
میخواد بگه ، بگه

268
00:12:06,020 --> 00:12:07,750
و وقتی که تموم کرد
فقط بهش گفتم

269
00:12:07,760 --> 00:12:09,660
گفتم : دیگه هیچوقت لازم نیست
نگران این موضوع باشی

270
00:12:09,660 --> 00:12:11,120
چون شین دیگه هیچوقت اطراف مت نخواهد بود

271
00:12:11,130 --> 00:12:12,830
و من دیگه هیچوقت چیزی از شما نمی شنوم

272
00:12:12,830 --> 00:12:14,390
نمی خوام بگم که واقعاً چی بهش گفتم

273
00:12:14,400 --> 00:12:16,800
زیاد مودبانه نبود
و فقط بهش گفتم که کلاً

274
00:12:16,800 --> 00:12:20,400
از روی این موضوع بپر و پسرم رو تنها بذار

275
00:12:20,400 --> 00:12:22,900
پدر مادر مت توی انجمن خیلی برجسته بودن

276
00:12:22,900 --> 00:12:24,670
پدرش یه مدیر بود

277
00:12:24,670 --> 00:12:26,170
مادرش یه معلم

278
00:12:26,170 --> 00:12:27,670
توسط مدیر به من گفته شد که

279
00:12:27,680 --> 00:12:28,810
من اجازه ندارم

280
00:12:28,810 --> 00:12:30,280
توی هیچ رویداد ورزشی ای شرکت کنم

281
00:12:30,280 --> 00:12:31,940
بخاطر اینکه مت توی تیم ها بود

282
00:12:31,950 --> 00:12:33,650
اون خیلی جای بزرگی بود

283
00:12:33,650 --> 00:12:36,180
جایی بود که هر آدمی توی شهر اونجا بود

284
00:12:36,180 --> 00:12:37,980
و اونجا پذیرای شین نبود

285
00:12:37,990 --> 00:12:40,320
مت همچنین توی همون گروه کلیسا بود

286
00:12:40,320 --> 00:12:42,050
، شین نمی تونست

287
00:12:42,060 --> 00:12:45,290
با گروه جوونش به یه سفر مهم بره

288
00:12:45,290 --> 00:12:47,660
پدر و مادر مت کاری کردن که نتونه بره

289
00:12:47,660 --> 00:12:49,660
و اون کلی پول پس انداز کرده بود تا به این سفر بره

290
00:12:49,660 --> 00:12:51,230
و ویران شد

291
00:12:51,230 --> 00:12:53,030
یه جوری رفتار می کرد که انگار چیزِ مهمی نیست

292
00:12:53,030 --> 00:12:54,430
ولی کاملاً مشخص بود که آسیب دیده

293
00:12:54,440 --> 00:12:56,270
وقتی که این نامه بیرون اومد

294
00:12:56,270 --> 00:13:00,970
این پسره و پدر مادرش رفتن و به همه گفتن

295
00:13:00,980 --> 00:13:04,340
بچه ها توی مدرسه به طور دائم بهش گیر میدادن

296
00:13:04,350 --> 00:13:06,080
دیگه مورد پذیرش نبود

297
00:13:06,080 --> 00:13:07,210
بهش میگفتن گی

298
00:13:07,210 --> 00:13:08,950
بهش میگفتن کونی

299
00:13:08,950 --> 00:13:11,820
اسمایی که صداش می کردن ، وحشتناک بودن

300
00:13:11,820 --> 00:13:15,750
** خانم جیکوبسون ، معلم مورد علاقه شین **
یه مفهومی هست به نام " راهِ کابوی "

301
00:13:15,760 --> 00:13:19,860
که شامل آدمایی که گی هستن نمیشه

302
00:13:19,860 --> 00:13:21,790
اینه که جای سختیه

303
00:13:21,800 --> 00:13:24,200
قبل از اینکه محروم بشه
شین توی تیم فوتبال بود

304
00:13:24,200 --> 00:13:27,030
همه بچه ها شروع کردن به تف کردن توی این لیوان

305
00:13:27,030 --> 00:13:29,330
و چیز بعدی ای که من می دونم اینه که
این پسره

306
00:13:29,340 --> 00:13:32,070
، که بهترین دوست شین بود ، این لیوانو داشت

307
00:13:32,070 --> 00:13:34,440
و آماده بود که اونو سرِ شین خالی کنه

308
00:13:34,440 --> 00:13:37,110
... و بذارین بهتون بگم که
اگه می خواین

309
00:13:37,110 --> 00:13:39,310
از خرس مادری صحبت کنین که از بچش محافظت می کنه

310
00:13:39,310 --> 00:13:41,150
این زن بهترین انتخابو کرد

311
00:13:41,150 --> 00:13:44,950
من گفتم " اون لیوان لعنتی رو زمین بذار و اونو تنها بذار"

312
00:13:44,950 --> 00:13:47,320
واقعاً اندوه آور بود که میدیدم چه اتفاقی برای پسرم افتاده

313
00:13:47,320 --> 00:13:51,860
** خاطرات ویدیویی شین ، سال سوم **
بعد از درامای مت و خونوادش بود

314
00:13:51,860 --> 00:13:55,390
که من رفتم یه جای تاریک

315
00:13:55,400 --> 00:13:57,760
و فرو پاشیدم

316
00:13:57,770 --> 00:13:59,500
یه تماس از مدرسه داشتم که بهم خبر دادن

317
00:13:59,500 --> 00:14:01,430
پسرم دوهفتس که مدرسه نرفته

318
00:14:01,440 --> 00:14:04,840
بچه های دیگه زندگی شو تبدیل به یه جهنم کرده بودن

319
00:14:04,840 --> 00:14:06,340
و هیچوقت بهتر نشد

320
00:14:06,340 --> 00:14:08,510
و فکر نمی کنم که هیچوقت پیش خودش
فکر کرده باشه که بهتر میشه

321
00:14:08,510 --> 00:14:10,440
و به همین خاطره که رفتن به مدرسه رو متوقف کرد

322
00:14:10,440 --> 00:14:13,410
یه عصر ، من و سه دخترم

323
00:14:13,410 --> 00:14:15,510
رفتیم به یه مغازه مبل فروشی

324
00:14:15,520 --> 00:14:17,320
، تولدش بود

325
00:14:17,320 --> 00:14:21,250
اون تنها بود و کنار مادرش نشسته بود

326
00:14:21,260 --> 00:14:23,090
خیلی افسرده شده بود

327
00:14:23,090 --> 00:14:24,460
اون شین نبود

328
00:14:24,460 --> 00:14:27,330
مثل یه پوسته ای از خودش بود

329
00:14:27,330 --> 00:14:30,330
** خواهران شین **
من حالم بهم می خورد از خجالت  و اون دردی

330
00:14:30,330 --> 00:14:32,800
که برای خونوادم میاوردم

331
00:14:32,800 --> 00:14:36,500
احساس کردم تنها راهی که می تونم زندگی شونو بهتر کنم

332
00:14:36,500 --> 00:14:39,970
گرفتن زندگی خودمه

333
00:14:39,970 --> 00:14:42,470
توی خونه پدرم بودم
توی خونه تنها بودم

334
00:14:42,480 --> 00:14:47,450
رفتم سراغ جعبه تفنگش

335
00:14:47,450 --> 00:14:50,150
یکی از تفنگاشو برداشتم

336
00:14:50,150 --> 00:14:51,780
رفتم توی اتاق پشتی

337
00:14:51,790 --> 00:14:53,920
فقط نشستم اونجا و نگهش داشتم

338
00:14:53,920 --> 00:14:55,320
، منظورم اینه که
فکرای زیادی بودن

339
00:14:55,320 --> 00:14:57,120
که توی اون لحظه از سرم میگذشتن

340
00:14:57,120 --> 00:14:59,190
یه یک ساعتی فقط فکر کردم

341
00:14:59,190 --> 00:15:01,360
مثلاً قدم بعدیم چی باید باشه

342
00:15:01,360 --> 00:15:04,160
خوشبختانه به این هم فکر کردم

343
00:15:04,170 --> 00:15:07,300
که این در قبال خونوادم عادلانه نیست

344
00:15:07,300 --> 00:15:09,030
این کار با مادرم منصفانه نبود

345
00:15:09,040 --> 00:15:10,800
و فقط باید تصور می کردم

346
00:15:10,810 --> 00:15:13,210
چجور تجربه ای برای اونا می بود

347
00:15:13,210 --> 00:15:14,470
اگر من واقعاً جونم رو می گرفتم

348
00:15:14,480 --> 00:15:18,510
و ارزشش رو نداشت

349
00:15:18,510 --> 00:15:21,580
و در یک مرحله ای ، باید باور می کردم

350
00:15:21,580 --> 00:15:24,820
که یه جوری ، یه روزی

351
00:15:24,820 --> 00:15:27,150
یکی اون بیرون خواهد بود

352
00:15:27,150 --> 00:15:29,020
که من رو دوست داشته باشه ، بخاطر خودم

353
00:15:36,430 --> 00:15:38,400
تام همیشه حاضر بود

354
00:15:38,400 --> 00:15:39,930
یه انرژی ای داشت

355
00:15:39,930 --> 00:15:42,330
همیشه آواز می خوند و می خندید

356
00:15:42,340 --> 00:15:44,200
و از زندگی خیلی لذت می برد

357
00:15:44,210 --> 00:15:46,370
♪ There was a decorated general
with a heart of gold ♪

358
00:15:46,370 --> 00:15:48,210
شاگرد اول کلاسش بود

359
00:15:48,210 --> 00:15:51,840
توی همه زمینه ها یه لیدر بود

360
00:15:51,850 --> 00:15:54,850
تو ورزش ، توی مدرسه

361
00:15:54,850 --> 00:15:56,380
♪ On the battlefield...

362
00:15:56,380 --> 00:15:57,980
** آماندا ، دوست تام در آکادمی ارتشی کالور **
هروقت که تام رو میدیدی

363
00:15:57,990 --> 00:16:00,620
احساس می کردی که بهترین دوستت رو دیدی

364
00:16:00,620 --> 00:16:02,590
... و مهم نبود که تو کی بودی

365
00:16:02,590 --> 00:16:03,990
همیشه پشتت رو داشت

366
00:16:03,990 --> 00:16:05,620
فکر می کنم تام رفت کالور

367
00:16:05,630 --> 00:16:08,060
به جای دبیرستان توی شهر خودشون

368
00:16:08,060 --> 00:16:10,000
چون اونو بعنوان یه فرصت دید

369
00:16:10,000 --> 00:16:11,860
تا افق فکریشو باز بکنه

370
00:16:11,870 --> 00:16:15,330
و میدونی ، پدر و مادرش نقش مهمی در این زمینه داشتن

371
00:16:15,340 --> 00:16:17,240
مادرش خیلی سخت توی کالور کار کرد

372
00:16:17,240 --> 00:16:20,110
تا بتونن از پس شهریه کاهش یافته بر بیان

373
00:16:20,110 --> 00:16:24,240
تا تام بتونه همه اون فرصت ها رو داشته باشه

374
00:16:24,250 --> 00:16:25,980
سال آخر پیش من برون آیی کرد

375
00:16:25,980 --> 00:16:28,350
شب بود و ما توی چمنا نشسته بودیم

376
00:16:28,350 --> 00:16:31,050
و یادم میاد که یدفعه خیلی جدی شد

377
00:16:31,050 --> 00:16:33,890
و گفت " یه چیزی هست که میخوام بهت بگم "

378
00:16:33,890 --> 00:16:35,190
من گی هستم

379
00:16:35,190 --> 00:16:36,590
بعد سرش برد توی پیراهنشو

380
00:16:36,590 --> 00:16:38,490
و داشت گریه می کرد
و خیلی بخاطرش احساساتی شده بود

381
00:16:38,490 --> 00:16:40,630
فکر می کنم خیلی می ترسید که مورد قضاوت قرار بگیره

382
00:16:40,630 --> 00:16:42,460
اصلاً منو سورپرایز نکرد

383
00:16:42,460 --> 00:16:45,000
این جمله از طرف دوستی میومد که

384
00:16:45,000 --> 00:16:46,930
احتمالاً سه یا چهار هفته پیش

385
00:16:46,930 --> 00:16:48,500
داشت آهنگ من یه "دختر باربی هستم" رو می خوند

386
00:16:48,500 --> 00:16:52,040
در حالی که داشت روی ترامپُلین توی
حیاط پشتیشون بالا و پایین می پرید

387
00:16:52,040 --> 00:16:55,970
** کالج واسار **
اون همه رو میشناخت و همه اون رو میشناختن

388
00:16:55,980 --> 00:16:58,610
من احساس می کردم
محدوده محبوبیت من بیشتر شد

389
00:16:58,610 --> 00:17:01,280
فقط بخاطر اینکه من باهاش وقت می گذروندم

390
00:17:01,280 --> 00:17:04,680
تام با آن هاث اِوِی توی مدرسه دوست بود

391
00:17:04,690 --> 00:17:07,950
همینطور با دخترِ تام هنکس دوست بود

392
00:17:07,960 --> 00:17:10,990
** ساشا ، دوست تام در واسار **
من حتی نمی تونستم فکرشو بکنم

393
00:17:10,990 --> 00:17:13,390
چون اینجا تام رو داریم
این آدم نیمه وسترن

394
00:17:13,390 --> 00:17:17,130
یه آمریکایی که کیک پای می خوره
که غذاش کورن بوده

395
00:17:17,130 --> 00:17:20,300
که از این شهر کوچیک ایندیانا اومده

396
00:17:20,300 --> 00:17:22,370
که مدرسه نظامی رفته

397
00:17:22,370 --> 00:17:24,470
می تونست با همه چی بسازه و موفق بشه

398
00:17:24,470 --> 00:17:28,140
توی تمام دایره اجتماعی و دایره آکادمیک

399
00:17:28,140 --> 00:17:30,940
و بعدش بره به واسار ، که یه جای آزاد هست

400
00:17:30,950 --> 00:17:33,150
که یه فضای کاملاً متفاوته

401
00:17:33,150 --> 00:17:35,480
یه جورایی جادویی بود

402
00:17:35,480 --> 00:17:40,550
** الکس ، دوست تام در واسار **
تام به همون اندازه که خوشکل بود ، میدونی

403
00:17:40,550 --> 00:17:43,490
با وجود اینکه می دونست چقدر خوشکل بود

404
00:17:43,490 --> 00:17:47,160
اصلاً اهمیت نمی داد آدمای دیگه چجوری به نظر میان

405
00:17:47,160 --> 00:17:49,160
اهمیت نمی داد که از کجا اومدی

406
00:17:49,160 --> 00:17:50,630
چه ماشینی می رونی

407
00:17:50,630 --> 00:17:55,070
اون فقط هر کسی و همه رو بخاطر
اون کسی که بودن می پذیرفت

408
00:17:55,070 --> 00:17:57,040
فکر می کنم بخاطر اینه که گی بود

409
00:17:57,040 --> 00:17:58,470
و اینکه می دونست چجوریه که
418
00:17:57,577 --> 00:18:00,645
توی جریان اصلی نباشی ، آدم نرمال نباشی

410
00:18:01,540 --> 00:18:03,280
خیلی وقتا به من گفت

411
00:18:03,280 --> 00:18:05,980
چقدر به من احترام میذاره بخاطر اینکه من مشکل شنوایی دارم

412
00:18:05,980 --> 00:18:08,210
چیزی که یه آدم بیست و چند ساله به شما می گه

413
00:18:08,220 --> 00:18:10,380
... واو ، تو فوق العاده ای . تو خیلی کارا انجام دادی

414
00:18:10,380 --> 00:18:12,180
من واقعاً در حیرتِ تو هستم

415
00:18:12,190 --> 00:18:13,520
کی اینا رو بهت می گه ؟ هیچکس

416
00:18:19,030 --> 00:18:21,490
اون آهنگای کلاسیک رو از بر می خوند

417
00:18:21,500 --> 00:18:24,200
شعرای صمیمی باورنکردنی ای نوشت

418
00:18:24,200 --> 00:18:27,400
اما خیلی قوی بود
چون می تونست پدرتو در بیاره

419
00:18:27,400 --> 00:18:30,200
می تونست باهات کشتی بگیره و زمین بزندت

420
00:18:30,200 --> 00:18:32,400
من میدونم که پدرش خیلی سخت گیر بود

421
00:18:32,410 --> 00:18:36,710
همون ایده های مردونگی و نرینگی

422
00:18:36,710 --> 00:18:38,540
و نشون دادن خودتون به یه شیوه مشخص

423
00:18:38,550 --> 00:18:40,580
براش خیلی مهم بود

424
00:18:40,580 --> 00:18:45,220
فکر می کنم می خواست که تام اون نقش رو بازی کنه

425
00:18:45,220 --> 00:18:48,190
و تام می دونست که چطور اونو بخوبی بازی کنه

426
00:18:48,190 --> 00:18:49,450
بطور یقین

427
00:18:49,460 --> 00:18:52,760
یه درک صحبت نشده ای بین من و تام بود

428
00:18:52,760 --> 00:18:54,460
که اون گیِ

429
00:18:54,460 --> 00:18:56,090
و من میدونم که اون براش یه مبارزه بود

430
00:18:56,100 --> 00:18:57,560
چون هنوز به خانوادش نگفته بود

431
00:18:57,560 --> 00:19:00,430
فکر می کنم تام نگران بود

432
00:19:00,430 --> 00:19:02,670
که پدرش اونو بکشه

433
00:19:06,110 --> 00:19:09,540
** خاطرات تصویری شین ، آگوست 2004 **
خوب ، من دارم کیسپل رو ترک می کنم ، همین حالا

434
00:19:09,540 --> 00:19:11,540
و تقریباً ساعت سه هستش

435
00:19:11,550 --> 00:19:14,780
و ، بله ، عصبی هستم

436
00:19:14,780 --> 00:19:16,720
با خونوادم صحبت می کردم

437
00:19:16,720 --> 00:19:19,450
و همه داشتن گریه می کردن و از این کارا

438
00:19:19,450 --> 00:19:20,820
من با موبایلم صحبت می کنم

439
00:19:20,820 --> 00:19:23,220
که بنظر نیاد دارم با خودم صحبت کنم

440
00:19:23,220 --> 00:19:26,160
همه بهم پول دادن و گفتن که مواظب باشم

441
00:19:26,160 --> 00:19:28,090
خوب ، داریم می ریم

442
00:19:28,100 --> 00:19:31,430
، بعد از فارغ التحصیلی
یه بورسیه گرفت

443
00:19:31,430 --> 00:19:33,830
تا بره مدرسه ، اینجا توی شهر

444
00:19:33,830 --> 00:19:36,330
و سخت بود

445
00:19:36,340 --> 00:19:38,240
که مجبورش نکنم اونو قبول کنه

446
00:19:38,240 --> 00:19:40,270
بخاطر اینکه می خواست بره کالیفرنیا

447
00:19:40,270 --> 00:19:43,310
، من می دونستم وقتی که رفت هالیوود

448
00:19:43,310 --> 00:19:45,340
حالش خوب خواهد شد

449
00:19:45,350 --> 00:19:48,610
می تونه با بقیه ادغام بشه جایی که
آدمای گی زیادی بودن

450
00:19:48,620 --> 00:19:51,150
... من حتی نمی دونستم که اون رفته

451
00:19:51,150 --> 00:19:52,320
من فراموشی گرفتم

452
00:19:52,320 --> 00:19:54,190
نمی تونم چیزای زیادی رو به یاد بیارم

453
00:19:54,190 --> 00:19:57,090
♪ I love rock 'n' roll

454
00:19:57,090 --> 00:20:00,330
♪ put another dime
in the jukebox, baby ♪

455
00:20:00,330 --> 00:20:02,460
♪ What you are

456
00:20:02,460 --> 00:20:05,860
♪ we made you

457
00:20:05,870 --> 00:20:09,530
♪ oh, if you really love me

458
00:20:15,640 --> 00:20:20,480
** کالیفرنیا **
♪ A whole new wo-o-o-o-o-o-rld

459
00:20:20,480 --> 00:20:24,620
** کالیفرنیا **
♪ that's where we'll be

460
00:20:24,620 --> 00:20:26,180
اولین باری که شین رو دیدیم

461
00:20:26,190 --> 00:20:28,650
توی یه ازدواج فامیلی ، توی مازولا ، مونتانا بود

462
00:20:28,660 --> 00:20:31,490
** پال و مارک ، صاحبکاران و دوستان **
اون گفت که دوست داره یواش یواش اسباب کشی کنه به کالیفرنیا

463
00:20:31,490 --> 00:20:32,860
خوب سه ماه بعد

464
00:20:32,860 --> 00:20:35,530
ما یه تماس تلفنی ازش داشتیم که گفت اون اینجاست

465
00:20:35,530 --> 00:20:38,230
... خوب ما یه جورایی سعی کردیم راهنماییش کنیم

466
00:20:38,230 --> 00:20:40,800
کمکش کنیم یه کار پیدا کنه
یه جایی که توش زندگی کنه

467
00:20:40,800 --> 00:20:44,300
و ما مثل والدینی شدیم که به فرزندی قبولش کردن

468
00:20:44,300 --> 00:20:47,540
** ریک ، صاحبخانه شین **
فکر می کنم تازه 18 سالش شده بود

469
00:20:47,540 --> 00:20:51,380
یه بچه لاغر با موهای فرفری

470
00:20:51,380 --> 00:20:54,350
خارج از مونتانا ، توی یه شهر بزرگ

471
00:20:54,350 --> 00:20:56,650
خیلی ساکت بود ، خیلی توی خودش بود

472
00:20:56,650 --> 00:20:58,750
** جینی و جلسا ، مربیان و دوستان **
بهم چندتا عکس نشون داد که خودش گرفته بود

473
00:20:58,750 --> 00:21:02,150
موهای فرفری مجعدی داشت
و بنظر رها میومد

474
00:21:02,160 --> 00:21:03,590
اوه درسته درسته

475
00:21:03,590 --> 00:21:05,460
و من فکر کردم ، اوه خدای من
درسته

476
00:21:05,460 --> 00:21:07,190
من چی میخوام به این بچه بگم ؟

477
00:21:07,190 --> 00:21:09,930
شین گفت می خواد هنرپیشه بشه

478
00:21:09,930 --> 00:21:12,430
بعد از یه زمان خیلی کوتاه معلوم شد که

479
00:21:12,430 --> 00:21:14,870
اون فقط می خواسته بیاد کالیفرنیا

480
00:21:14,870 --> 00:21:17,240
یه کار گرفتم بعنوان دستیار تولید

481
00:21:17,240 --> 00:21:18,400
برای یه شوی تلویزیونی

482
00:21:18,410 --> 00:21:22,440
من و شین توی انبار فیلم با هم آشنا شدیم

483
00:21:22,440 --> 00:21:24,340
** چلسی ، دوست **
در نگاه اول بیشتر عشق بود

484
00:21:24,340 --> 00:21:27,780
اون ، اون کیفیت بچه های شهرهای کوچیک رو داشت

485
00:21:27,780 --> 00:21:32,550
خیلی دوست داشتنی بود و بامزه و خیلی متواضع

486
00:21:32,550 --> 00:21:37,660
شین لزوماً اون چیزی که بقیه می بینن رو نمی بینه

487
00:21:37,660 --> 00:21:40,660
یکی از دوستایی که باهاش کار می کردم

488
00:21:40,660 --> 00:21:43,330
منو دعوت کرد تا با یکی از دوستاش بریم بولینگ

489
00:21:43,330 --> 00:21:45,200
ما این ایده رو داشتیم

490
00:21:45,200 --> 00:21:48,270
** لیزی ، دوست **
که باید یه کاری کنیم که تام و شین همدیگه رو ببینن

491
00:21:48,270 --> 00:21:52,570
ولی بهشون نگفتیم که این یه قراره

492
00:21:52,570 --> 00:21:56,210
اون گفت که یه یارویی اونجا خواهد بود به اسم تام

493
00:21:56,210 --> 00:21:58,480
و اینکه خیلی توی صنعت اکتیو هستش

494
00:21:58,480 --> 00:22:01,480
اینه که فکر کرد ، شاید آدم خیلی خوبی باشه

495
00:22:01,480 --> 00:22:02,750
برای اینکه باهاش آشنا بشم

496
00:22:02,750 --> 00:22:03,820
ما رسیدیم اونجا

497
00:22:03,820 --> 00:22:05,920
... اون بطور مضحکی جذابه

498
00:22:05,920 --> 00:22:09,390
خوشکل ، خیلی کاریزماتیک

499
00:22:09,390 --> 00:22:11,420
اون یه بازیگر بود

500
00:22:11,430 --> 00:22:13,930
فکر می کنم چند تا چیزو امتحان کرده بود

501
00:22:13,930 --> 00:22:15,830
بعد تقریباً یدفعه

502
00:22:15,830 --> 00:22:17,630
شین شک کرد

503
00:22:17,630 --> 00:22:19,830
مثل این بود که "این یارو کیه ؟"

504
00:22:19,830 --> 00:22:23,500
و من بهش می گفتم "شین چرا اون اینقدر آذارت میده ؟ "

505
00:22:23,500 --> 00:22:25,300
چهار سال از من بزرگتر بود

506
00:22:25,310 --> 00:22:26,740
انگار که دور دنیا رو گشته باشه

507
00:22:26,740 --> 00:22:28,870
میدونی
یه زبون دیگه صحبت می کرد

508
00:22:28,880 --> 00:22:30,880
کلی چیز میز بازی کرد

509
00:22:30,880 --> 00:22:32,940
خیلی از خود راضی و با اعتماد بنفس بود

510
00:22:32,950 --> 00:22:35,610
و البته خیلی خوب بولینگ بازی می کرد

511
00:22:35,620 --> 00:22:39,720
و اینطرف قضیه منم ، جوری که
حتی نمی تونم پنج تا هدفو بزنم

512
00:22:39,720 --> 00:22:41,820
خب خیلی زیاد طول نکشید
بعد از اینکه رفتیم بولینگ

513
00:22:41,820 --> 00:22:44,860
ما هممون دوباره توی آپارتمان لیزی جمع شدیم

514
00:22:44,860 --> 00:22:46,320
اون شب بود که

515
00:22:46,330 --> 00:22:48,030
ما شماره هامونو به هم دادیم

516
00:22:48,030 --> 00:22:49,560
شروع کردیم بیرون رفتن

517
00:22:49,560 --> 00:22:51,000
میدونی ، چندبار اینجا و اونجا

518
00:22:51,000 --> 00:22:54,330
و اون همیشه آواز می خوند .
همیشه خوشحال بود.

519
00:22:54,330 --> 00:22:56,800
♪ Life is a highway

520
00:22:56,800 --> 00:23:00,770
♪ I want to ride it
all night long ♪

521
00:23:00,770 --> 00:23:02,970
من و تام تمام روز رو با هم می گذروندیم

522
00:23:02,980 --> 00:23:05,510
و بعدش اون می رفت خونه

523
00:23:05,510 --> 00:23:07,580
که باعث می شد ، بعد از ظهرش

524
00:23:07,580 --> 00:23:09,510
برای چند ساعت تلفنی با هم صحبت کنیم

525
00:23:09,520 --> 00:23:10,920
زیاد طول نکشید

526
00:23:10,920 --> 00:23:13,320
که من با تام احساس راحتی بکنم

527
00:23:13,320 --> 00:23:16,050
که بتونم همه چیزو بهش بگم

528
00:23:16,060 --> 00:23:19,060
انگاری من بهش با جونم اعتماد داشتم

529
00:23:19,060 --> 00:23:21,460
تام آدم خیلی با اعتمادبنفسی بود

530
00:23:21,460 --> 00:23:23,630
اون رفت دنبال شین

531
00:23:23,630 --> 00:23:25,600
اولش شین مثل این بود که اَه

532
00:23:25,600 --> 00:23:27,700
بخاطر اینکه هیچوقت قبل از اون توی رابطه نبود

533
00:23:27,700 --> 00:23:30,970
این میدونی ، اولین عشقش بود

534
00:23:30,970 --> 00:23:32,900
یه بار ما رفتیم که صدای تام رو بشنویم

535
00:23:32,910 --> 00:23:36,610
، و شین وقتی که داشت می خوند
همش اطراف اتاق رو نگاه می کرد

536
00:23:36,610 --> 00:23:41,710
بخاطر اینکه می خواست مطمئن شه همه
حواسشون جمع هست

537
00:23:41,720 --> 00:23:43,950
و اون چیزی رو میبینن که اون میدید

538
00:23:43,950 --> 00:23:47,520
یه کلمه یهودی هست که بهش می گن کِوِل

539
00:23:47,520 --> 00:23:50,890
... و بنظر میومد وقتی تام اجرا می کنه

540
00:23:50,890 --> 00:23:52,090
اون داشت کِوِل می کرد

541
00:23:52,090 --> 00:23:53,630
اون پر حرارت بود (سوزان بود)

542
00:23:53,630 --> 00:23:55,790
باور کردنی نبود که بالاخره تجربه کنی

543
00:23:55,800 --> 00:23:59,730
... احساس عشق رو
میدونی ، مثل پروانه ها

544
00:23:59,730 --> 00:24:02,870
این چیزیه که من همیشه رویاشو می دیدم
چیزی که همه دوستام احساسش کردند

545
00:24:02,870 --> 00:24:07,110
زیاد برای من طول نکشید که به آپارتمانش اسباب کشی کنم

546
00:24:07,110 --> 00:24:08,940
اونا خیلی به هم نزدیک شدن
خیلی سریع

547
00:24:08,940 --> 00:24:11,110
فکر می کنم آزادی به ال ای منتقل نشد

548
00:24:11,110 --> 00:24:14,750
فکر می کنم که قطعاً تام دریچه ای بود برای شین

549
00:24:14,750 --> 00:24:16,980
تا با خودش کنار بیاد

550
00:24:16,980 --> 00:24:19,680
تام یه جای امن بود

551
00:24:19,690 --> 00:24:22,620
وقتی تام شین رو دید ، اون یه گوسفند کوچولوی گمشده بود

552
00:24:22,620 --> 00:24:25,890
و تام حسابی از شین مراقبت می کرد

553
00:24:25,890 --> 00:24:29,390
، اون واقعاً عاشق شام درست کردن بود
حتی وقتی که واقعاً خسته بود

554
00:24:29,400 --> 00:24:30,630
... دوست داشت که کراواتای منو ببنده

555
00:24:30,630 --> 00:24:32,460
، حتی درست تا زدن پیراهن من

556
00:24:32,470 --> 00:24:34,870
چون توی کالور ، اونا به شما آموزش
میدن که چطور همه این کارا رو بکنین

557
00:24:34,870 --> 00:24:37,570
تام واقعاً داشت رویاشو دنبال می کرد

558
00:24:37,570 --> 00:24:40,670
و شین می دونست که قبض ها باید پرداخت بشه

559
00:24:40,670 --> 00:24:43,510
شین یه مرحله بالاتر بود

560
00:24:43,510 --> 00:24:47,480
چیزی که یکیشون نمی تونست بهش فکر
کنه ، اون یکی بهش فکر می کرد

561
00:24:47,480 --> 00:24:49,880
اونا خیلی چیزای مشترک پیدا کردن

562
00:24:49,880 --> 00:24:51,680
هر دوشون رومانتیک بودن

563
00:24:51,690 --> 00:24:53,750
هر دوشون از شهرای کوچیکی بودن

564
00:24:53,750 --> 00:24:59,460
هر دوشون می خواستن یه اثری روی این دنیا بذارن

565
00:24:59,460 --> 00:25:03,460
** الیسون ، دوست تام **
همیشه لبخند می زدن ، همیشه اوقاتِ خوشی داشتن

566
00:25:03,460 --> 00:25:04,760
منظورم اینه که یه زوجِ مثال زدنی بودند

567
00:25:04,770 --> 00:25:05,900
جوری که مجبورت می کردن به عشق ایمان بیاری

568
00:25:05,900 --> 00:25:08,700
** ارین ، دوست **
من واقعاً دعوا کردناشونو دوست داشتم

569
00:25:08,700 --> 00:25:10,540
که بیشتر لاس زدن بود

570
00:25:10,540 --> 00:25:12,980
اون احتمالاً برای من قسمت مورد
علاقه رابطشون بود

571
00:25:13,570 --> 00:25:15,540
زیاد فشار نده
... من یه بار این کارو توی مدرسه نظامی کردم

572
00:25:15,540 --> 00:25:16,940
پسره باید سرشو می تراشید

573
00:25:16,940 --> 00:25:19,710
چرا اینو به من می گی ؟

574
00:25:19,710 --> 00:25:21,950
جدی ، زیاد فشار نده

575
00:25:21,950 --> 00:25:24,850
اونا مثل یه زوج بودن که خیلی وقته ازدواج کردن

576
00:25:24,850 --> 00:25:27,890
، اونا جوون بودن ، گی بودن
اما هیچوقت نمی خواستن برن بیرون

577
00:25:27,890 --> 00:25:29,690
** براندون ، دوست **
من بهشون می گفتم بیاین بریم بار ، بریم باشگاه

578
00:25:29,690 --> 00:25:31,460
اونا زیاد بیرون نمی رفتن

579
00:25:31,460 --> 00:25:33,460
بخاطر اینکه اونا همیشه کار می کردن
سعی می کردن یه چیزی بسازن

580
00:25:33,460 --> 00:25:37,660
، من می دونم که برای تام
همه چیز تنها در مورد وفاداری نبود

581
00:25:37,660 --> 00:25:40,430
که البته ، توش شماره یک بود

582
00:25:40,430 --> 00:25:41,870
... همینطور راجع به

583
00:25:41,870 --> 00:25:44,570
کاملاً در دسترس بودن از نظر عاطفی بود

584
00:25:44,570 --> 00:25:47,940
، از نظر ذهنی در دسترس باشه
از نظر روحی در دسترس باشه برای شین

585
00:25:47,940 --> 00:25:50,180
وقتی که به سن من می رسید

586
00:25:50,180 --> 00:25:51,980
یه کم شروع می کنید به انکار کردن

587
00:25:51,980 --> 00:25:53,810
که هرچیزی مثلاً می تونه اتفاق بیفته

588
00:25:53,810 --> 00:25:56,880
ولی با گذشت زمان کاملاً مشهود شد

589
00:25:56,880 --> 00:25:59,780
که این چیزی بود که احتمالاً

590
00:25:59,790 --> 00:26:02,690
دوام خواهد آورد ، برای مدتی خیلی خیلی طولانی

591
00:26:02,690 --> 00:26:06,560
یه هاله ای دور و بر اونا بود که یه چیز بخصوص بود

592
00:26:06,560 --> 00:26:07,990
** جاش ، دوست **
هر کسی توی این اتاق

593
00:26:07,990 --> 00:26:09,790
یا هر کسی که داره این مستندو می بینه می تونه آرزو کنه

594
00:26:09,800 --> 00:26:11,900
که اون عشقی که تام و شین داشتن رو داشته باشه

595
00:26:11,900 --> 00:26:14,470
این چیزیه که شب دربارش خواب می بینید

596
00:26:14,470 --> 00:26:15,630
و اونا اینو داشتن

597
00:26:18,040 --> 00:26:23,940
شین و تام شروع کردن به تبلیغ آنلاین برای موزیسین ها

598
00:26:23,940 --> 00:26:27,210
و یه استودیوی خیلی کوچیک داشتن

599
00:26:27,210 --> 00:26:29,180
ولی خیلی سرگرم کننده بود

600
00:26:29,180 --> 00:26:31,850
و ما ساعت ها و ساعت ها رو اونجا می گذروندیم

601
00:26:31,850 --> 00:26:35,790
فقط به فکر کردن در مورد راه های جهانی شدن

602
00:26:35,790 --> 00:26:37,260
یدفعه

603
00:26:37,260 --> 00:26:39,990
این کارخانه تولیدی ویدیو بود که شروع به بیرون اومدن کرد

604
00:26:39,990 --> 00:26:42,030
اونا همه این ایده ها رو داشتن

605
00:26:42,030 --> 00:26:44,260
برای چیزی که می تونست یه شوی تلویزیونی باشه
یه شوی مسافرتی

606
00:26:44,260 --> 00:26:48,000
، هی همگی ، من تام هستم
توی شهر قشنگ ، خیلی داغ

607
00:26:48,000 --> 00:26:50,570
و شرجی ریودوژانیرو ، برزیل

608
00:26:50,570 --> 00:26:52,540
خوش اومدین  TomAndShane.com به
خوش اومدین  TomAndShane.com به

609
00:26:52,540 --> 00:26:54,140
من تام هستم
و من شین هستم

610
00:26:54,140 --> 00:26:55,940
و ما توی اواهو هستیم
و ما توی اواهو هستیم

611
00:26:55,940 --> 00:26:57,180
چرا همیشه این صدا رو در میاری ؟

612
00:26:57,180 --> 00:26:59,040
من میدونم ، من خلبان هستم

613
00:26:59,050 --> 00:27:00,610
این بهتر از یه خلبانه

614
00:27:00,610 --> 00:27:01,880
میدونی که این صدا رو در میاری ؟

615
00:27:01,880 --> 00:27:03,580
آره می دونم
باشه

616
00:27:03,580 --> 00:27:07,650
اونا ماجراجو شدن ، فیلمساز ، مستند ساز

617
00:27:07,650 --> 00:27:11,060
فکر کنم اونا خیلی این ایده رو دوست داشتن

618
00:27:11,060 --> 00:27:15,590
که هیجانی رو که داشتن با بقیه به اشتراک بذارن

619
00:27:15,600 --> 00:27:17,630
هر چی من و تام بیشتر عاشق می شدیم

620
00:27:17,630 --> 00:27:20,000
بیشتر دلمون می خواست که به پدر مادرامون بگیم

621
00:27:20,000 --> 00:27:22,170
ولی هر کدوممون یه فلسفه ای داشت

622
00:27:22,170 --> 00:27:24,070
که نیازی نیست به خونوادت بگی

623
00:27:24,070 --> 00:27:25,770
تا وقتی که اون آدمی که

624
00:27:25,770 --> 00:27:28,010
میخوای باقی زندگیت رو باهاش بگذرونی پیدا کنی

625
00:27:28,010 --> 00:27:30,110
خوب ، مامان من و خالم اومده بودن ملاقاتمون

626
00:27:30,110 --> 00:27:31,780
و شب دیروقت بود

627
00:27:31,780 --> 00:27:34,110
اما من به مامانم گفتم که می خوام باهاش صحبت کنم

628
00:27:34,110 --> 00:27:38,950
تام کنارم بود که گفتم "مامان"

629
00:27:38,950 --> 00:27:42,720
گفتم " عزیزم ، اگه می خوای بگی که گی هستی ، مشکلی نیست "

630
00:27:42,720 --> 00:27:45,860
من می دونم ، و مشکلی باهاش ندارم

631
00:27:45,860 --> 00:27:47,790
و گفتم
تام پارتنرته ؟

632
00:27:47,790 --> 00:27:50,260
و تام ادامه داد ، بله من پارتنرشم

633
00:27:50,260 --> 00:27:52,660
تام اونجا نشسته بود و منتظر یه انفجار
بزرگ یا یه چیزی مثل اون بود

634
00:27:52,670 --> 00:27:54,970
و من فقط گفتم : خوب عالیه

635
00:27:54,970 --> 00:27:58,040
میدونی ، دیگه لازم نیست مثل قبل نگران شین باشم

636
00:27:58,040 --> 00:28:01,570
تام فرستاده خدا برای من بود

637
00:28:01,580 --> 00:28:03,710
شین دیگه نگرانی ای نداشت

638
00:28:03,710 --> 00:28:05,780
اعتماد بنفس بیشتری داشت

639
00:28:05,780 --> 00:28:07,110
خوشحال بود

640
00:28:07,110 --> 00:28:09,650
حالا دیگه بیشتر مرد شده بود

641
00:28:09,650 --> 00:28:11,250
من هیچ وقت تصور نمی کردم

642
00:28:11,250 --> 00:28:13,890
که بتونم مادرم رو بیشتر از اونچیزی که
دوست داشتم ، دوست داشته باشم

643
00:28:13,890 --> 00:28:16,620
اون در طول تمام مبارزه های من برای گی
بودن کنارم بوده

644
00:28:16,620 --> 00:28:19,190
و ما هیچ وقت این مسئله رو بطور علنی اعلام
نکرده بودیم

645
00:28:19,190 --> 00:28:21,060
اما الان انجام دادیمش

646
00:28:21,060 --> 00:28:24,900
بهترین احساس ممکن بود

647
00:28:24,900 --> 00:28:31,340
♪ Chestnuts roasting
on an open fire ♪

648
00:28:31,340 --> 00:28:33,070
من و تام می دونستیم

649
00:28:33,070 --> 00:28:35,340
که برون آیی برای پدر و مادرش
یه چالش بزرگ خواهد بود

650
00:28:35,340 --> 00:28:38,640
خب اون برای کریسمس رفته بود ایندیانا

651
00:28:38,650 --> 00:28:40,280
فقط خودشو مامانش بودن

652
00:28:40,280 --> 00:28:43,050
و یه چیزی توی تلویزیون نشون داد

653
00:28:43,050 --> 00:28:44,880
در مورد یه زوج لزبین

654
00:28:44,880 --> 00:28:48,620
و مادر تام یه توضیح اضافه کرد که چقدر تهوع آوره

655
00:28:48,620 --> 00:28:51,290
و تام توی اون لحظه تشخیص داد

656
00:28:51,290 --> 00:28:53,190
که من باید بهش بگم

657
00:28:53,190 --> 00:28:55,790
اون به مادرش گفت : مامان من گی هستم

658
00:28:55,800 --> 00:28:58,260
، وقتی اینجور چیزا رو میگی
داری راجع به من صحبت می کنی

659
00:28:58,260 --> 00:29:00,260
اون فکر می کنم ، یه جورایی

660
00:29:00,270 --> 00:29:02,930
داشت روی چیزی توی مایه های
برون آیی شین حساب می کرد

661
00:29:02,940 --> 00:29:05,140
شین همه چیزو به مادرش گفت

662
00:29:05,140 --> 00:29:07,340
و مادرش اساساً جاهای خالی رو پر کرد

663
00:29:07,340 --> 00:29:09,010
اوه ، تو گی هستی ، من همین الانشم میدونستم

664
00:29:09,010 --> 00:29:10,380
همیشه می دونستم

665
00:29:10,380 --> 00:29:13,780
من مطمئنم که مادرش می دونست که اون گی بوده

666
00:29:13,780 --> 00:29:18,850
اما اون سریعاً زنگ زد به پدرش که از سرکار بیاد خونه

667
00:29:18,850 --> 00:29:21,290
بخاطر این خبر فوری

668
00:29:21,290 --> 00:29:26,760
و شروع کرد به گفتن و گفتن که چطور این یک گناهه

669
00:29:26,760 --> 00:29:28,330
و اینکه تام باید زودتر به اونها می گفت

670
00:29:28,330 --> 00:29:30,130
تا اینکه می تونستن کمک پزشکی بگیرن

671
00:29:30,130 --> 00:29:32,760
پدرش خیلی چیزای نفرت انگیز بهش گفت

672
00:29:32,770 --> 00:29:36,230
و شین رو سرزنش کرد بخاطر گی شدنش

673
00:29:36,240 --> 00:29:38,340
تقصیره شینه
اون تو رو گی کرده

674
00:29:38,340 --> 00:29:41,140
توی ال ای بودن تو رو گی کرده

675
00:29:41,140 --> 00:29:44,210
تمام دستاورد هایی که تا حالا داشتی دیگه معنی ای نداره

676
00:29:44,210 --> 00:29:46,840
اونا گفتن " نظرت رو عوض کن
باید نظرت رو عوض کنی "

677
00:29:46,850 --> 00:29:48,880
و تام گفت
... که اون فقط می گفت نه

678
00:29:48,880 --> 00:29:50,820
انگاری که ، میدونی
من نمی تونم نظرم رو عوض کنم

679
00:29:50,820 --> 00:29:52,120
این چیزی نیست که بشه با عوض کردن نظر درست بشه

680
00:29:52,120 --> 00:29:53,790
تام به من زنگ زد

681
00:29:53,790 --> 00:29:56,990
به من گفت که پدرش یه شاتگان (یه نوع تفنگ) گرفته طرفش

682
00:29:56,990 --> 00:30:00,730
و تو اون لحظه من واقعاً ترسیدم

683
00:30:00,730 --> 00:30:03,060
خب ، زمانی که من و تام داشتیم تلفنی صحبت می کردیم

684
00:30:03,060 --> 00:30:06,430
پدرش نورمن ، در رو شکوند

685
00:30:06,430 --> 00:30:10,330
و مادرش تلفن رو گرفت و به من گفت

686
00:30:10,340 --> 00:30:13,200
... گوش کن ، عوضی

687
00:30:13,210 --> 00:30:16,070
من نمی دونم با پسرم چیکار کردی

688
00:30:16,080 --> 00:30:19,310
ولی ما میایم ال ای و پیدات می کنیم

689
00:30:19,310 --> 00:30:21,380
فکر می کنم عبارتی که پدرش بکار برد این بود که

690
00:30:21,380 --> 00:30:24,350
به کالیفرنیا خواهد رفت و دل و رودَش رو در خواهد آورد

691
00:30:24,350 --> 00:30:26,980
من همیشه این خیالپردازی رو داشتم که

692
00:30:26,990 --> 00:30:32,390
که من و تام کریسمس میریم ایندیانا

693
00:30:32,390 --> 00:30:34,760
و فقط ، میدونی ، میریم تو تخت

694
00:30:34,760 --> 00:30:37,260
و صبح کریسمس بیدار میشیم

695
00:30:37,260 --> 00:30:39,760
همه با هم میریم اتاق نشینمن

696
00:30:39,770 --> 00:30:41,100
میدونی ، درخت اونجاست

697
00:30:41,100 --> 00:30:43,840
و من و تام فقط اونجا می شینیم با خونوادش

698
00:30:43,840 --> 00:30:46,040
کادوها رو با هم باز می کنیم

699
00:30:46,040 --> 00:30:49,110
و من یه چیزی می گم که فکر می کنم بامزست

700
00:30:49,110 --> 00:30:53,080
و دور و بر رو نگاه می کنم و
پدر مادر تام رو می بینم که دارن می خندن

701
00:30:53,080 --> 00:30:56,980
... احمقانست ، اما

702
00:30:56,980 --> 00:30:59,080
مثل یه چیز باورنکردنی بود

703
00:30:59,090 --> 00:31:01,950
اگه یه چیزی مثل اون اتفاق میفتاد

704
00:31:01,960 --> 00:31:03,450
وقتی پلیس دم خونه پیدا شد

705
00:31:03,460 --> 00:31:05,760
پدر تام با پوف پوف کردن قضیه رو حل کرد و گفت

706
00:31:05,760 --> 00:31:07,790
شما میدونین این بچه های کالیفرنیا چجورین

707
00:31:07,790 --> 00:31:09,860
اون تماسای تلفنی
توی دو روز بعدش

708
00:31:09,860 --> 00:31:11,860
تا زمانی که تام از اونجا زد بیرون
... فقط

709
00:31:11,870 --> 00:31:14,400
قلبم شکست
برای هر دوی اون پسرا

710
00:31:14,400 --> 00:31:16,300
خیلی ترسناک و ناراحت کننده بود

711
00:31:16,300 --> 00:31:17,900
خب صبح روز بعدش

712
00:31:17,900 --> 00:31:20,070
پدر مادر تام توی آشپزخونه بودن

713
00:31:20,070 --> 00:31:22,370
با یه بایبل روی میز

714
00:31:22,380 --> 00:31:24,210
با صدای بلند ، موعظه ها رو می خوندن

715
00:31:24,210 --> 00:31:26,010
** شروع شد ، موعظه های بایبل. الان دارن
دنبال موعظه های کتاب مقدس می گردن **
تقریباً به یه روشی که فقط بتونن قانع کنن

716
00:31:26,010 --> 00:31:27,550
که روز قبل

717
00:31:27,550 --> 00:31:29,550
** من براشون دعا می کنم تام ، براشون دعا می کنم**
که اونا پسرشون رو زدن ، فقط بخاطر اینکه گی بوده

718
00:31:29,550 --> 00:31:32,080
** خیلی بد شد ... من تصادفی مامانم رو زدم **
اون همش می گفت ، من نمی تونم باور کنم

719
00:31:32,090 --> 00:31:34,250
به من حمله شده و گفتن

720
00:31:34,250 --> 00:31:36,190
باید این حقیقت که من گی هستم رو

721
00:31:36,190 --> 00:31:38,860
با خودم به گور ببرم
پدرم برای اولین بار از من ترسید. ترس رو **
** توی چشماش دیدم . می تونستم بکشمش

722
00:31:38,860 --> 00:31:43,030
♪ merry christmas
پدرم برای اولین بار از من ترسید. ترس رو**
** توی چشماش دیدم . می تونستم بکشمش

723
00:31:43,030 --> 00:31:45,030
وضعیت وحشتناکی بود

724
00:31:45,030 --> 00:31:48,900
و تام ، میدونی ، به محض
اینکه تونست از اونجا زد بیرون

725
00:31:48,900 --> 00:31:50,900
و به سمت کالیفرنیا پرواز کرد

726
00:31:50,900 --> 00:31:55,510
♪ To you

727
00:31:55,510 --> 00:31:58,940
خوب ، یواش یواش مارتا اومد کالیفرنیا

728
00:31:58,950 --> 00:32:01,550
و من واقعاً واقعاً عصبی بودم

729
00:32:01,550 --> 00:32:04,350
این اولین باری بود که من مارتا رو می دیدم

730
00:32:04,350 --> 00:32:07,190
بعد از ، میدونی ، اون حادثه وحشتناک

731
00:32:07,190 --> 00:32:09,190
من فکر می کنم مارتا اومد اینجا

732
00:32:09,190 --> 00:32:12,090
چونکه نمی خواست پسرش رو از دست بده

733
00:32:12,090 --> 00:32:14,830
بنابراین مجبور بود شین رو در آغوش بگیره

734
00:32:14,830 --> 00:32:17,960
و جوری رفتار بکنه که نشون بده رابطشون رو پذیرفته

735
00:32:17,960 --> 00:32:19,960
برای یه مدتی ، یکم عجیب بنظر می رسید

736
00:32:19,970 --> 00:32:22,930
، ولی یواش یواش ، میدونی
رابطمون گرمتر شد

737
00:32:22,940 --> 00:32:24,870
با هم برای شام می رفتیم بیرون

738
00:32:24,870 --> 00:32:27,870
تام و اون خندهای هیستریک داشتن

739
00:32:27,870 --> 00:32:29,110
، وقتی با هم بودن

740
00:32:29,110 --> 00:32:30,840
مثل دو تا خانم کوچولوی پیر بودن

741
00:32:30,840 --> 00:32:33,010
، و با وجود اینکه اون نگفت
مثلاً ، میدونی

742
00:32:33,010 --> 00:32:34,980
" شین ، من متاسفم " یا
" تام من متاسفم "

743
00:32:34,980 --> 00:32:36,380
بابت اینکه اینقدر با این موضوع برخورد کردیم

744
00:32:36,380 --> 00:32:39,120
، برای ما
مثل این بود که این راهِ اونه

745
00:32:39,120 --> 00:32:40,950
برای نشون دادن
اینکه ما رو پذیرفته

746
00:32:40,950 --> 00:32:44,860
موضوع این نبود که پسرش رو دوست نداشته باشه
عاشق پسرش بود

747
00:32:44,860 --> 00:32:49,460
و هر کاری که لازم بود انجام
بده تا کنارش باشه ، انجام می داد

748
00:32:49,460 --> 00:32:52,060
اگه مجبور بود یه گاو آهن رو هل بده

749
00:32:52,070 --> 00:32:54,970
انجامش می داد
فقط برای اینکه کنار پسرش باشه

750
00:32:54,970 --> 00:32:57,970
اون این عکسو داره از وقتی که رفتن به تئاتر گرومن

751
00:32:57,970 --> 00:33:00,240
و ستاره الویس رو دیدن

752
00:33:00,240 --> 00:33:02,310
اون گفت که اون شاد ترین روز زندگیش بوده

753
00:33:02,310 --> 00:33:06,380
فکر می کنم واقعاً از اومدن به کالیفرنیا لذت برد

754
00:33:06,380 --> 00:33:08,210
و بعدش برگشت به ایندیانا

755
00:33:08,210 --> 00:33:12,450
و اساساً زندگی تام در اینجا رو قبول نکرد

756
00:33:12,450 --> 00:33:13,650
و میدونی ، دوباره

757
00:33:13,650 --> 00:33:15,290
یه جورایی مثل قدم برداشتن های بچه ها بود

758
00:33:15,290 --> 00:33:17,190
واقعاً  بعد از چند بار ما

759
00:33:17,190 --> 00:33:19,560
احساس کردیم که اون با ما اوکِیه

760
00:33:19,560 --> 00:33:21,630
و اینکه برای ما خوشحال بود

761
00:33:21,630 --> 00:33:24,330
حتی تاکید کرد که
من و تام روی تخت بخوابیم

762
00:33:24,330 --> 00:33:27,200
در حالی که خودش روی
مبل راحتی با سگمون می خوابید

763
00:33:27,200 --> 00:33:31,440
** صدای تام **
جاستین ، نمی تونم باورت کنم

764
00:33:31,440 --> 00:33:33,300
منو نگاه کن

765
00:33:33,310 --> 00:33:36,340
... چطور تونستی

766
00:33:36,340 --> 00:33:38,610
منو تنها بذاری ؟

767
00:33:38,610 --> 00:33:42,280
خوب من دلم برات تنگ شده و
تو فقط دوست داری که با اون باشی

768
00:33:42,280 --> 00:33:45,180
تو یه خیانتکاری

769
00:33:45,180 --> 00:33:49,690
آره ، اون سرتو پایین بگیر

770
00:33:49,690 --> 00:33:53,460
تام عاشقِ سگش بود

771
00:33:53,460 --> 00:33:57,060
تام همیشه ازش عکس می گرفت

772
00:33:57,060 --> 00:33:59,300
مثل کسی می موند که یه بچه
تازه به دنیا اومده داشته باشه

773
00:33:59,300 --> 00:34:02,970
راستش ، اونو توی یه ماشین پیدا کرده بود
که توی هالیوود ولش کرده بودن

774
00:34:02,970 --> 00:34:06,700
سلام ناپلئون . حالت چطوره ؟

775
00:34:06,710 --> 00:34:08,270
اون لوازم سانتا کلاوز رو داشت

776
00:34:08,270 --> 00:34:10,340
و یه سری وسایل دیوونه کننده دیگه داشت

777
00:34:10,340 --> 00:34:11,580
و من با خودم فکر کردم ، اوه خدای من

778
00:34:11,580 --> 00:34:13,180
نمیشه دو تا پسر گی باشن

779
00:34:13,180 --> 00:34:14,680
با سگِ کوچولویِ گِیِشون ، میشه ؟

780
00:34:14,680 --> 00:34:17,320
و مطمئناً خیلی سریع ، توی فیسبوک

781
00:34:17,320 --> 00:34:19,050
تام از جاستین بابی عکس می ذاشت

782
00:34:19,050 --> 00:34:20,950
توی بارونیِ جدیدش

783
00:34:20,950 --> 00:34:22,490
و من فکر کردم " اوه خدای من ، بچه ها ، بس کنید "

784
00:34:22,490 --> 00:34:25,020
شما باید دست از این کار بردارین

785
00:34:25,020 --> 00:34:27,390
... خُب

786
00:34:33,170 --> 00:34:35,170
یه رویای دیگه که من و تام داشتیم

787
00:34:35,170 --> 00:34:37,970
در کنار اینکه ازدواج کنیم و یه خونواده داشته باشیم

788
00:34:37,970 --> 00:34:40,970
این بود که می خواستیم دور دنیا مسافرت کنیم

789
00:34:40,970 --> 00:34:44,010
و هدفمون این بود که تمام عجایب دنیا رو ببینیم

790
00:34:44,010 --> 00:34:48,080
و تونستیم چهار بار این کارو انجام بدیم
قبل از اینکه تام بمیره

791
00:34:48,080 --> 00:34:53,580
♪ See the pyramids
along the nile ♪

792
00:34:53,590 --> 00:34:58,260
♪ Watch the sunrise
on a tropic isle ♪

793
00:34:58,260 --> 00:35:00,060
اونا از زندگی لذت بردن

794
00:35:00,060 --> 00:35:02,630
وقتی که با هم مسافرت می کردن
این چیزی بود که منو مبهوت می کرد

795
00:35:02,630 --> 00:35:06,600
وقتی که رفتن مصر و پرو  و لندن و پاریس

796
00:35:06,600 --> 00:35:10,200
اینکه تام و شین می تونستن
از پس هزینه های این سفرا بر بیان

797
00:35:10,200 --> 00:35:12,270
بخاطر این بود که اولاً خیلی صرفه جو بودن

798
00:35:12,270 --> 00:35:17,110
و نه تنها شین برای ما کار می کرد

799
00:35:17,110 --> 00:35:19,180
تام هم کار می کرد ، میدونی ، کارای اضافی

800
00:35:19,180 --> 00:35:21,410
تبلیغات یا چیزای مثل اون

801
00:35:21,410 --> 00:35:23,550
اینه که می تونستن این جاها رو برن ببینن

802
00:35:23,550 --> 00:35:25,180
و فِرست کلاس مسافرت نمی کردند

803
00:35:25,180 --> 00:35:27,350
مثل دانش آموزا سفر می کردن

804
00:35:27,350 --> 00:35:29,220
یادمه اولین مسافرتی که رفتن

805
00:35:29,220 --> 00:35:32,290
مصر بود ، پایینِ نیل

806
00:35:32,290 --> 00:35:34,690
اما از اون مسافرتایی نبود

807
00:35:34,690 --> 00:35:36,290
که من برم

808
00:35:36,300 --> 00:35:37,730
اونا روی عرشه خوابیدن

809
00:35:37,730 --> 00:35:39,760
با چادر و پتو های مسافرتی

810
00:35:39,770 --> 00:35:41,170
و تام ذات الریه گرفت

811
00:35:41,170 --> 00:35:43,430
ولی اوقات خیلی خوبی رو داشتن

812
00:35:43,440 --> 00:35:50,140
♪ Just remember
till you're home again ♪

813
00:35:50,140 --> 00:35:53,340
♪ You belong to me

814
00:35:57,550 --> 00:35:59,220
من و تام به نقطه ای رسیدیم

815
00:35:59,220 --> 00:36:01,290
که آماده بودیم تا اونو به مونتانا ببریم

816
00:36:01,290 --> 00:36:04,260
میدونی ، من همش براش از زیبایی مونتانا می گفتم

817
00:36:04,260 --> 00:36:06,720
... ولی برای من بیشتر
میدونی ، هیجان زده بودم

818
00:36:06,730 --> 00:36:08,530
بخاطر اینکه بالاخره قرار بود تمام خانواده منو ببینه

819
00:36:08,530 --> 00:36:11,800
پدر من ، تمام زندگیش یه چوب بر بوده

820
00:36:11,800 --> 00:36:13,660
... منظورم اینه که ، همیشه راجع به گی ها جک می گفته

821
00:36:13,670 --> 00:36:16,730
از اون دسته آدمایی نیست که بتونی بشینی و بگی که مثلاً

822
00:36:16,740 --> 00:36:20,070
" هی پسرت گیه "
و اون با این موضوع راحت برخورد کنه

823
00:36:20,070 --> 00:36:23,110
اولین باری که من تام رو دیدم

824
00:36:23,110 --> 00:36:24,510
تازه وارد شهر شده بودم

825
00:36:24,510 --> 00:36:27,510
و ماشین دخترام رو تو راهِ ورودی دیدم

826
00:36:27,510 --> 00:36:31,550
** جسی ، خواهر شین **
خوب ، تام و شین پریدن و توی کمد قایم شدن

827
00:36:31,550 --> 00:36:34,450
بعدش بابام اومد داخل

828
00:36:34,450 --> 00:36:36,820
و اون دوتا از کمد پریدن بیرون و داد زدن "سورپرایز"

829
00:36:36,820 --> 00:36:39,560
و این پسرمه
و این شریک زندگیشه

830
00:36:39,560 --> 00:36:41,630
... و کار کرد
اونا منو سورپرایز کردن

831
00:36:41,630 --> 00:36:43,160
و ما فقط فکر کردیم

832
00:36:43,160 --> 00:36:45,330
که خیلی بامزست
کاری که اونا کردن

833
00:36:45,330 --> 00:36:48,730
چون انگاری اونا از کمد
اومدن بیرون توی خونه پدرم

834
00:36:48,730 --> 00:36:51,640
تام می دونست من چجور آدمی هستم

835
00:36:51,640 --> 00:36:53,400
و اینکه ممکن بود

836
00:36:53,410 --> 00:36:56,770
یه جوری صحبت کنم که اونو قبول نکنم

837
00:36:56,780 --> 00:36:59,510
و شما فقط می تونستید ببینید که
اون تمام وقت تلاش می کرد دور و بر من باشه

838
00:36:59,510 --> 00:37:00,810
... و من تحسینش می کنم که

839
00:37:00,810 --> 00:37:02,850
تلاش می کرد،
تلاش می کرد که دوست داشتنی باشه

840
00:37:02,850 --> 00:37:05,350
دوست داشتن تام آسون بود
اون آدم فوق العاده ای بود

841
00:37:05,350 --> 00:37:06,720
تام مثل یه هفت تیر می موند

842
00:37:06,720 --> 00:37:09,220
وقتی دور و برش بودی خیلی سرگرم می شدی

843
00:37:09,220 --> 00:37:11,720
می دیدم که شین رو می خندونه

844
00:37:11,720 --> 00:37:13,690
این همون خوشبختی ایه که شما داری

845
00:37:13,690 --> 00:37:15,330
وقتی که نیمه گمشدتو پیدا می کنی

846
00:37:15,330 --> 00:37:18,730
و باعث شد تمام نگرانی های من برطرف بشن

847
00:37:18,730 --> 00:37:21,600
خوب ، من و تام رفتیم آریزونا تا مادربزرگهامو ببینیم

848
00:37:21,600 --> 00:37:23,770
شین خیلی خوشحال بود

849
00:37:23,770 --> 00:37:26,270
تا بحال اینقدر خوشحال ندیده بودمش

850
00:37:26,270 --> 00:37:28,540
یه بچه کوچولوی سرحال

851
00:37:28,540 --> 00:37:30,840
و مادر مادربزرگم پت اونجا بود

852
00:37:30,840 --> 00:37:33,480
و هیچکی به مامان بزرگ پت نگفته بود که
من و تام زوج هستیم

853
00:37:33,480 --> 00:37:35,250
اون مثل این بود که
اوه ، از آشنائیت خوشبختم

854
00:37:35,250 --> 00:37:37,720
و بعداً من شنیدم که توی یه اتاق دیگه

855
00:37:37,720 --> 00:37:40,480
از مامان بزرگ جودی می پرسید
خوب این یارو کی بود ؟

856
00:37:40,490 --> 00:37:42,450
خوب من هیچوقت نمی دونستم شین گی بوده

857
00:37:42,460 --> 00:37:45,190
ولی من پارتنرش رو دیدم
و خیلی مرد خوبی بود

858
00:37:45,190 --> 00:37:48,830
و ما هممون دوستش داشتیم
و با هم خوب کنار اومدیم

859
00:37:48,830 --> 00:37:51,860
تام به چند دلیل مجذوب مامان بزرگ پت شده بود

860
00:37:51,860 --> 00:37:53,700
می دونی ، هر سال اون

861
00:37:53,700 --> 00:37:54,930
بقایای مارهایی که می کشت رو نگه می داشت

862
00:37:54,930 --> 00:37:57,270
خوب
... من همیشه دنبال یه مارم

863
00:37:57,270 --> 00:37:58,770
دوست ندارم دور و برم باشن

864
00:37:58,770 --> 00:38:01,740
منظورم اینه که چند تا کشتی توی بهار ؟

865
00:38:01,740 --> 00:38:02,940
تو هر بهار ؟

866
00:38:02,940 --> 00:38:05,180
اوه ، 40 تا کشتم یا بیشتر

867
00:38:05,180 --> 00:38:08,550
وقتی من و تام برای پیاده روی
با دو تا مادربزرگم رفتیم بیرون

868
00:38:08,550 --> 00:38:10,480
وقتی داشتیم برمیگشتیم خونه

869
00:38:10,480 --> 00:38:12,420
مامان بزرگ پت دستشو گذاشت دور تام

870
00:38:12,420 --> 00:38:14,390
انگار که می گفت "به فامیل خوش اومدی"

871
00:38:14,390 --> 00:38:15,850
اون 90 سالشه

872
00:38:15,860 --> 00:38:19,620
و میدونی ، اون رابطمون رو قبول می کنه

873
00:38:19,630 --> 00:38:21,260
مردمی که راجع به اونا صحبت می کنن

874
00:38:21,260 --> 00:38:23,230
زیاد چیزی ازش نمی فهمن

875
00:38:23,230 --> 00:38:27,360
و فکر می کنن اگه اونا برن به کلیسا و اینجور چیزا

876
00:38:27,370 --> 00:38:28,900
... خدا کمکشون می کنه و ازشون مراقبت می کنه

877
00:38:28,900 --> 00:38:31,440
و اونا می تونن درست مثل بقیه آدما باشن

878
00:38:31,440 --> 00:38:33,400
و تو نمی تونی اونا رو قانع کنی

879
00:38:33,410 --> 00:38:36,340
، اگه بخوام حقیقت رو به شما بگم
... من از شنیدن در موردش خسته شدم

880
00:38:36,340 --> 00:38:38,540
خوب اونا رومئو و ژولیت نیستن

881
00:38:38,540 --> 00:38:41,480
... درسته
اونا رومئو و رومئو هستن

882
00:38:41,480 --> 00:38:43,310
قبولش کنین

883
00:38:43,320 --> 00:38:47,750
من دوست نداشتم رفتار خونگرم مثل بوسیدن و در
... آغوش گرفتن در محافل و مجالس عمومی نشون بدم

884
00:38:47,750 --> 00:38:50,990
حتی اگه توی یه هواپیمایی باشیم که داره میره جایی

885
00:38:50,990 --> 00:38:53,460
و ما می خواستیم که با هم عاطفی باشیم

886
00:38:53,460 --> 00:38:55,990
اینه که یه کت یا پتو برمی داشتیم

887
00:38:56,000 --> 00:39:00,330
و بازوهامونو باهاش می پوشوندیم
و زیر پتو دستای همو می گرفتیم

888
00:39:02,730 --> 00:39:05,770
من فکر می کنم شین خیلی حواسش جمع بود

889
00:39:05,770 --> 00:39:08,270
به اینکه کجا بودن

890
00:39:08,270 --> 00:39:11,280
و اینکه آدمای دیگه احساس ناراحتی نکنن

891
00:39:11,280 --> 00:39:12,780
من واقعاً نمی خواستم

892
00:39:12,780 --> 00:39:15,910
بگم که "دوستت دارم"
جلوی دوستا یا هر کسِ دیگه ای

893
00:39:15,920 --> 00:39:18,020
... اینه که ما این رمز کوچولو رو اختراع کردیم

894
00:39:18,020 --> 00:39:19,920
چه توی شام بودیم یا توی یه مهمونی

895
00:39:19,920 --> 00:39:23,290
یکی از ما یه راهی پیدا می کرد تا سه بار بزنه روی میز

896
00:39:23,290 --> 00:39:24,860
فقط برای اینکه بگه "دوستت دارم"

897
00:39:24,860 --> 00:39:29,830
برای همین ، اون شد صدای مخصوصِ ما دو تا

898
00:39:29,830 --> 00:39:35,500
تام خیلی پر حرارت (شهوانی) بود
و همینطور خیلی عاطفی بود

899
00:39:35,500 --> 00:39:38,370
** کولین ، دوست **
، و این یه جورایی شین رو یه کم از جِلدش بیرون آورده بود

900
00:39:38,370 --> 00:39:41,310
تا حدی که ، میدونی
توی یه جای عمومی باشی

901
00:39:41,310 --> 00:39:43,570
و احساس شرمندگی یا آشفتگی نکنی

902
00:39:43,580 --> 00:39:46,910
و اینکه بدونی ، "آره این شریکِ منه
و ما گی هستیم. "

903
00:39:46,910 --> 00:39:48,710
خوب که چی ؟

904
00:39:48,710 --> 00:39:50,050
** خاطرات تصویری شین **
یه بار ما توی پاریس بودیم

905
00:39:50,050 --> 00:39:51,450
و جلوی برج ایفل بودیم

906
00:39:51,450 --> 00:39:53,580
من یدفعه تصمیم گرفتم که
... به جهنم

907
00:39:53,590 --> 00:39:56,790
من فقط یه بوسِ کوچولو می کنمش و انجامش دادم

908
00:39:56,790 --> 00:39:59,620
، صورت تام ... اون ، مثل اینا بود که
الان چی شد ؟ چه اتفاقی افتاد ؟

909
00:39:59,630 --> 00:40:01,360
خیلی هیجان زده شده بود

910
00:40:01,360 --> 00:40:02,860
اما درست بعدش ، اولین
چیزی که بعد از بوسه انجام دادیم

911
00:40:02,860 --> 00:40:05,530
این بود که اطراف رو نگاه کردیم که
مثلاً کسی ما رو ندید ؟

912
00:40:05,530 --> 00:40:11,500
ولی من خیلی خوشحالم که این کارو کردم
چون اون خیلی خوشحال شد

913
00:40:11,500 --> 00:40:16,010
تام می خواست که با شین ازدواج کنه
اما می خواست که این ازدواج قانونی باشه

914
00:40:16,010 --> 00:40:19,640
نمی خواست منتظر یه نکته فنی باشه

915
00:40:19,650 --> 00:40:21,850
یا مثلاً یه چیزی که "فقط برای این لحظه قانونیه"

916
00:40:21,850 --> 00:40:23,650
"ولی فردا دیگه نیست."
(فکر می کنم منظورش اینه که نمیخواسته برن یه جایی
که قانونیه ازدواج کنن و بعد برگردن کالیفرنیا ، منتظر بود
تا ازدواج همجنسگرایان در کالیفرنیا قانونی بشه)
931
00:40:22,754 --> 00:40:25,555
از اون مردایی بود که پای همه چیز وا میستاد

917
00:40:26,450 --> 00:40:27,890
و فکر می کنم یه بخشی از اون

918
00:40:27,890 --> 00:40:30,320
می خواست که به همه توی خونشون نشون بده که

919
00:40:30,320 --> 00:40:31,860
من جدی هستم ، این من هستم

920
00:40:31,860 --> 00:40:34,660
اون یه حلقه برام خرید ، برای کریسمس

921
00:40:34,660 --> 00:40:38,760
و ما توافق کرده بودیم که چیزی خرج همدیگه نکنیم

922
00:40:38,760 --> 00:40:40,060
اون بهم می گفت که
"شین عصبانی میشه"

923
00:40:40,070 --> 00:40:41,570
چون ما یه بودجه ای داریم

924
00:40:41,570 --> 00:40:42,970
ولی من خیلی دلم می خواست اینو براش بگیرم

925
00:40:42,970 --> 00:40:44,600
و من بازش کردم
و یه حلقه بود

926
00:40:44,600 --> 00:40:47,070
با یه کاغذ که روش نوشته بود

927
00:40:47,070 --> 00:40:50,010
2011 زندگیمونو تغییر میده برای همیشه

928
00:40:50,010 --> 00:40:53,080
عشق ، تام

929
00:40:53,080 --> 00:40:54,950
من تصویر عروسی شونو داشتم
که توی ذهنم پِلِی می شد

930
00:40:54,950 --> 00:40:56,550
می دونستم که یه روزی این اتفاق میفته

931
00:40:56,550 --> 00:40:58,580
هیچ شکی نبود که اونا می خواستن

932
00:40:58,580 --> 00:41:00,750
بقیه زندگی شونو با هم بگذرونن
و یه خونواده داشته باشن

933
00:41:00,750 --> 00:41:02,750
این یه چیزی بود که اون خیلی شدید میخواستش

934
00:41:02,760 --> 00:41:04,560
، همش می گفت

935
00:41:04,560 --> 00:41:06,720
میدونی من دوست دارم که یه
توماس کوچولو دور و برمون بِدَوِه

936
00:41:06,730 --> 00:41:08,490
و فکر کنم یکی از غم انگیز ترین قسمت ها

937
00:41:08,490 --> 00:41:10,090
وقتی که من به شین و تام فکر می کنم

938
00:41:10,100 --> 00:41:11,500
این واقعیته که اونا ، در اصل

939
00:41:11,500 --> 00:41:13,130
رویای آمریکایی رو زندگی می کردن

940
00:41:13,130 --> 00:41:15,730
با این استثنا که نمی تونستن با هم ازدواج کنن

941
00:41:15,740 --> 00:41:17,400
خوب ، هر کسی ، مثلاً می تونه
یه رابطه خونوادگی داشته باشه

942
00:41:17,400 --> 00:41:20,370
و به نظر من مشکلی نیست

943
00:41:20,370 --> 00:41:22,010
بخاطر اینکه هیچ دختری نمی شینه توی اتاقش

944
00:41:22,010 --> 00:41:23,640
و بگه که

945
00:41:23,640 --> 00:41:24,910
من نمی تونم صبر کنم تا تشکیل خانواده بدم

946
00:41:24,910 --> 00:41:26,740
نمی تونم صبر کنم تا لباس سفید بپوشم

947
00:41:26,750 --> 00:41:28,380
در طول رابطه خونوادگیم

948
00:41:28,380 --> 00:41:31,010
این چیزی نیست که مردم دربارش رویا ببینن

949
00:41:31,020 --> 00:41:33,850
اونا درباره ازدواج کردن رویا می بینن

950
00:41:33,850 --> 00:41:35,450
و اونا اجازه نداشتن که چنین کاری رو بکنن

951
00:41:35,450 --> 00:41:36,720
و اگر این کار قانونی بود

952
00:41:36,720 --> 00:41:38,860
اونا هیچ وقت نمی تونستن تجربش کنن

953
00:41:38,860 --> 00:41:40,590
چون اون دیگه اینجا نیست

954
00:41:44,030 --> 00:41:47,600
من خوش شانس بودم که تام
رو چهارشنبه قبل از مردنش دیدم

955
00:41:47,600 --> 00:41:50,000
♪ Getting closer to the edge

956
00:41:50,000 --> 00:41:54,100
♪ if I fall,
will someone catch me? ♪

957
00:41:54,110 --> 00:41:56,770
و ما راجع به ، میدونی ، شین صحبت کردیم

958
00:41:56,780 --> 00:42:00,080
اون گفت " فهمیده که عشق واقعاً چی هست "

959
00:42:00,080 --> 00:42:03,410
من وقتی جوونتر بودم این ایده رو توی ذهنم داشتم

960
00:42:03,420 --> 00:42:06,620
و با بودن با شین ، این رو متوجه شدم

961
00:42:06,620 --> 00:42:08,950
اینکه واقعاً توی یه روتین روزانه چجور بنظر میاد

962
00:42:08,950 --> 00:42:12,490
و خیلی بیشتر از اونیه که من تصور می کردم ممکن باشه

963
00:42:12,490 --> 00:42:16,130
... اسم این آهنگ اینه
"اگه من بیفتم"

964
00:42:16,130 --> 00:42:19,030
♪ even if I fall

965
00:42:19,030 --> 00:42:20,730
دستت درد نکنه برای اون

966
00:42:20,730 --> 00:42:22,700
مرسی
خواهش می کنم

967
00:42:22,700 --> 00:42:24,770
خوب همینه که دیدین

968
00:42:24,770 --> 00:42:26,570
... اگه من بیفتم

969
00:42:26,570 --> 00:42:27,870
ما توافق کردیم که این اسمو برای آهنگ بزاریم ؟

970
00:42:27,870 --> 00:42:29,210
باشه

971
00:42:34,850 --> 00:42:39,150
چیزی که منو خیلی اذیت می کنه الان
اینه که صبحش ما یه دعوا داشتیم

972
00:42:39,150 --> 00:42:42,120
راستش قرار بود ما با دوستمون الکس وقت بگذرونیم
**ما باید برای یه مدتی زیاد دور و بر همدیگه نباشیم **

973
00:42:42,120 --> 00:42:43,920
و بریم با هم عکس بگیریم
**من ناراحتم که امروز اینقدر مشتاق بودم**

974
00:42:43,920 --> 00:42:45,860
و بعد از بحث کوچیک ما

975
00:42:45,860 --> 00:42:47,830
من تصمیم گرفتم که من تو خونه می مونم

976
00:42:47,830 --> 00:42:50,090
من و تام تصمیم گرفتیم توی استودیو همدیگه رو ببینیم

977
00:42:50,100 --> 00:42:52,230
و ما هی عقب و جلو می رفتیم

978
00:42:52,230 --> 00:42:54,630
و اون گفت بریم خونه تو

979
00:42:54,630 --> 00:42:57,200
فقط نور خورشید توی آشپزخونه یادم میاد

980
00:42:57,200 --> 00:42:58,470
گفت که من الان اون نور خورشیدو نیاز دارم

981
00:42:58,470 --> 00:43:00,570
و من گفتم اوکی

982
00:43:00,570 --> 00:43:02,140
اون گفت نه ، من میخوام یه کار خوب واسه تو انجام بدم

983
00:43:02,140 --> 00:43:04,780
، بذار یه چندتا عکس بگیریم
این روزمون رو عوض می کنه

984
00:43:04,780 --> 00:43:06,680
خوب من شروع کرده بودم
قرار گذاشتن با این مرده

985
00:43:06,680 --> 00:43:09,050
، که تولدش بود
و من باهاش نبودم

986
00:43:09,050 --> 00:43:11,680
تام گفت من می خوام حسادتش رو برانگیزم

987
00:43:11,680 --> 00:43:13,880
پس بیا عکساتو بذاریم توی فیسبوک

988
00:43:13,890 --> 00:43:15,620
و اون کسی بود که هی می گفت "بیا انجامش بدیم"

989
00:43:15,620 --> 00:43:16,650
بیا انجامش بدیم

990
00:43:16,660 --> 00:43:17,650
هی من می تونم موهاتو درست کنم ؟

991
00:43:17,660 --> 00:43:19,220
من میگفتم ، اِم اوکی

992
00:43:19,230 --> 00:43:23,630
و من ، میدونی ، سوتینم رو پر کردم از جوراب

993
00:43:23,630 --> 00:43:25,600
چون میدونی ، چیز زیادی اونجا نیست

994
00:43:25,600 --> 00:43:28,770
خوب من و تام داشتیم تمام روز به هم مسیج می دادیم
**تام من تو رو بیشتر از هر چیزی دوست دارم**

995
00:43:28,770 --> 00:43:30,870
و یواش یواش با هم آشتی کردیم
**من عاشقتم شین**

996
00:43:30,870 --> 00:43:32,070
حتی بحث هم نکردیم

997
00:43:32,070 --> 00:43:33,540
که بریم روی سقف یا نه

998
00:43:33,540 --> 00:43:34,970
چون ما همیشه می رفتیم روی سقف

999
00:43:34,970 --> 00:43:36,940
و به همدیگه گفتیم که همدیگه رو دوست داریم

1000
00:43:36,940 --> 00:43:42,880
و من خیلی خوشحالم که این کارو کردیم
چون من الان اونو برای همیشه دارم

1001
00:43:42,880 --> 00:43:45,980
و وقتی که رسیدیم روی سقف

1002
00:43:45,990 --> 00:43:47,550
تام دوربینشو در آورد

1003
00:43:47,550 --> 00:43:48,850
اون کاملاً آماده بود

1004
00:43:48,850 --> 00:43:50,890
ما حدوداً 50 بار اونجا بودیم

1005
00:43:50,890 --> 00:43:52,620
و هردفعه من وحشت می کردم

1006
00:43:52,630 --> 00:43:54,560
آخه اینجوری نیست که یه دیوار بلند داشته باشه

1007
00:43:54,560 --> 00:43:55,890
یه دیوارِ کوچیکه

1008
00:43:55,900 --> 00:43:59,260
اون همینجوری داشت با دوربینش بازی می کرد

1009
00:43:59,270 --> 00:44:01,970
و تو این فاصله ، من میدونستم که داشت به شین مسیج میزد
**لطفاً به اون لبه نزدیک نشو**

1010
00:44:01,970 --> 00:44:04,570
بهش گفتم که از لبه دور بایسته
** ! من شوخی نمی کنم تام **

1011
00:44:04,570 --> 00:44:07,100
چون همه ما میدونیم که اون سر به هواست

1012
00:44:07,110 --> 00:44:08,840
و اون حتی جواب داد

1013
00:44:08,840 --> 00:44:11,310
ها ها ها باشه . حواسم هست
انگار که من داشتم شوخی می کردم

1014
00:44:11,310 --> 00:44:14,080
و من گفتم ، تام من جدی هستم

1015
00:44:14,080 --> 00:44:15,710
انگار که "نزدیک لبه نرو !"

1016
00:44:15,710 --> 00:44:19,020
خوب اون یه چند تا عکس می گیره

1017
00:44:19,020 --> 00:44:21,920
، من تلاش می کنم که تا جایی که میشه
... خودمو بی شرم و حیا نشون بدم

1018
00:44:21,920 --> 00:44:25,190
میدونی ، نه سکسی
بخاطر اینکه سکسی نبود

1019
00:44:25,190 --> 00:44:28,760
من یه گوشه هستم و یه دفعه جاهامونو عوض می کنیم

1020
00:44:28,760 --> 00:44:31,560
و اون میگه ، "گرفتمش ! گرفتمش"

1021
00:44:31,560 --> 00:44:34,730
خوب سه یا چهار قدم میره عقب

1022
00:44:34,730 --> 00:44:37,200
** آخرین عکس تام از الکس **

1023
00:44:43,640 --> 00:44:46,910
من فکر نمی کنم که اون فکر می کرد بیفته

1024
00:44:46,910 --> 00:44:48,950
! اون مثل این بود که ها ها
! و منم اینجوری بودم که اوه

1025
00:44:48,950 --> 00:44:50,310
و میدونی ، من بهش نگاه کردم

1026
00:44:50,320 --> 00:44:52,050
و هردوی ما فکر کردیم که اوه ، نه

1027
00:44:52,050 --> 00:44:53,750
شین خیلی عصبانی می شه

1028
00:44:53,750 --> 00:44:56,850
میدونی ، فقط اگه می فهمید که ما اینقدر نزدیک بودیم

1029
00:44:56,860 --> 00:45:00,660
و بعدش ، بعد از اون یه کابوس بود

1030
00:45:00,660 --> 00:45:03,890
من حتی نرفتم لبه که نگاه کنم

1031
00:45:03,900 --> 00:45:06,800
من فقط کفشامو در آوردم و شروع کرد دویدن به سمت پایین

1032
00:45:06,800 --> 00:45:08,630
تلفنم توی جیبم بود

1033
00:45:08,630 --> 00:45:10,630
شماره 911 رو گرفتم ، اما نمی تونستم بشنوم

1034
00:45:10,640 --> 00:45:12,940
اینه که دادمش به یکی توی راهرو

1035
00:45:12,940 --> 00:45:14,810
چون مردم صداشو شنیدن

1036
00:45:14,810 --> 00:45:19,810
من یه مسیج از الکس گرفتم
که بهم گفت تام افتاده

1037
00:45:19,810 --> 00:45:23,610
... و فکر کردم که یه شوخیه
امکان نداره این واقعی باشه

1038
00:45:23,620 --> 00:45:27,250
اینه که بهش مسیج دادم و گفتم
خنده دار نیست

1039
00:45:27,250 --> 00:45:30,220
و دیگه چیزی ازش نشنیدم

1040
00:45:30,220 --> 00:45:32,720
برای همین بعدش به تلفن تام زنگ زدم

1041
00:45:32,730 --> 00:45:34,890
کسی جواب نداد

1042
00:45:34,890 --> 00:45:38,300
درست تو اون لحظه ضربان قلبم بالا رفت

1043
00:45:38,300 --> 00:45:42,670
وقتی که من رسیدم اونجا ، اون ، میدونی ، روی شکمش بود

1044
00:45:42,670 --> 00:45:44,400
و من دارم پشتش رو می مالم

1045
00:45:44,400 --> 00:45:46,300
و دارم میگم ، درست میشه تامی ، درست میشه تامی

1046
00:45:46,310 --> 00:45:48,210
تو این فاصله من مثل یه وحشی بودم

1047
00:45:49,910 --> 00:45:53,840
... اما خیلی طول کشید تا آمبولانس برسه اونجا

1048
00:45:53,850 --> 00:45:56,010
میخوام بگم حدود 25 دقیقه بعد

1049
00:45:56,020 --> 00:45:57,310
اونا می گفتن ، شما کارت شناسایی شو داری ؟

1050
00:45:57,320 --> 00:45:58,980
کارت شناسایی شو داری ؟

1051
00:45:58,980 --> 00:46:00,680
و من داد می زدم این آشغال چه اهمیتی داره ؟

1052
00:46:00,690 --> 00:46:02,150
فقط ببرینش توی آمبولانس

1053
00:46:02,150 --> 00:46:03,750
خوب من رسیدم به اورژانس

1054
00:46:03,760 --> 00:46:05,690
و اونا منو بردن توی اتاقی که الکس بود

1055
00:46:05,690 --> 00:46:07,690
و اون دچار حمله عصبی شده بود

1056
00:46:07,690 --> 00:46:14,400
وقتی که برای بار اول شین رو دیدم
گفتم "ای کاش من بودم"

1057
00:46:17,670 --> 00:46:21,370
گفتم "چون شما دو تا همدیگه رو داشتین"

1058
00:46:21,370 --> 00:46:24,040
و عشقی که شما دوتا دارین خیلی قویه

1059
00:46:24,040 --> 00:46:28,050
ای کاش این من بودم که میفتادم

1060
00:46:30,150 --> 00:46:32,820
من ازش پرسیدم ، خوب چه اتفاقی افتاده ؟

1061
00:46:32,820 --> 00:46:34,020
دارن روش کار می کنن ؟
من هیچی نمی دونستم

1062
00:46:34,020 --> 00:46:35,720
اونم چیزی نمی دونست

1063
00:46:35,720 --> 00:46:40,160
، ما همدیگه رو بغل کردیم ، میدونی
و گفتیم که همدیگه رو دوست داریم

1064
00:46:40,160 --> 00:46:44,960
و من هنوز امیدوار بودم که حالش خوب می شه

1065
00:46:44,960 --> 00:46:46,200
من تلاش کردم که با شین تماس بگیرم

1066
00:46:46,200 --> 00:46:47,330
و نمی تونستم باهاش صحبت کنم

1067
00:46:47,330 --> 00:46:50,000
و بالاخره اون بهم زنگ زد

1068
00:46:50,000 --> 00:46:51,940
گفت "مامان ، تام داشت عکس می گرفت"

1069
00:46:51,940 --> 00:46:53,040
که از پشت بوم افتاد

1070
00:46:53,040 --> 00:46:54,940
و من فقط ... اوه خدای من

1071
00:46:54,940 --> 00:46:56,770
گفتم
عزیزم فقط دعا کن

1072
00:46:56,780 --> 00:46:58,310
، اون حالش خوب می شه
ما اینجا براش دعا می کنیم

1073
00:46:58,310 --> 00:47:02,050
من یه مسیج از شین گرفتم که می گفت

1074
00:47:02,050 --> 00:47:04,950
میکلا لطفاً دعا کن ... تام زخمی شده

1075
00:47:04,950 --> 00:47:09,420
و من سریع رفتم پایین و شروع کردم دعا کردن

1076
00:47:09,420 --> 00:47:11,150
خوب یه کم بعدش اون به من زنگ زد

1077
00:47:11,160 --> 00:47:14,830
و گفت "مامان نمی ذارن برم داخل ببینمش"

1078
00:47:14,830 --> 00:47:16,490
و من گفتم ، آخه چطور ؟

1079
00:47:16,500 --> 00:47:19,200
اونا میگن بخاطر اینکه من فامیلش نیستم

1080
00:47:19,200 --> 00:47:21,030
... و من فقط
"اوه خدای من ، شین"

1081
00:47:21,030 --> 00:47:23,430
خوب من به مادر تام زنگ زدم

1082
00:47:23,440 --> 00:47:26,270
و اون موقع می دونی ، شب دیروقت توی ایندیانا بود

1083
00:47:26,270 --> 00:47:29,510
و میدونی ، اولین چیزی که اون گفت

1084
00:47:29,510 --> 00:47:31,370
خوب ، چقدر مشروب خورده بود شین ؟

1085
00:47:31,380 --> 00:47:35,150
و بعد پدرش پشت صحنه می گفت

1086
00:47:35,150 --> 00:47:38,950
خوب اون روی سقف چه غلطی می کرد ؟

1087
00:47:38,950 --> 00:47:40,820
از اون به بعد ، من مطمئن شدم که

1088
00:47:40,820 --> 00:47:42,450
اجازه بدم پرستارا یا دکترا

1089
00:47:42,450 --> 00:47:44,420
باهاش صحبت کنن

1090
00:47:44,420 --> 00:47:48,360
و حدوداً یک ساعت بعد تر بود

1091
00:47:48,360 --> 00:47:51,060
که دکتر اومد توی اتاق

1092
00:47:51,060 --> 00:47:54,970
و انگار ، من میدونستم

1093
00:48:00,410 --> 00:48:03,210
انگار میدونستم
چی می خواد بگه

1094
00:48:03,210 --> 00:48:05,010
و وقتی که داشت صحبت می کرد

1095
00:48:05,010 --> 00:48:07,940
انگار نمی تونست چیزی وارد مغز من کنه

1096
00:48:07,950 --> 00:48:10,880
انگاری که من چیزی که می گفت رو پردازش نمی کردم

1097
00:48:10,880 --> 00:48:12,550
اون فقط گفت که نتونست از پسش بر بیاد

1098
00:48:12,550 --> 00:48:15,450
و این خیلی .... میدونی

1099
00:48:15,450 --> 00:48:19,020
و همه ما فقط از دستش دادیم

1100
00:48:19,020 --> 00:48:23,160
من باید از اتاق می رفتم بیرون
چون نمی تونستم صداشو بشنوم

1101
00:48:23,160 --> 00:48:26,200
... الکس داشت گریه می کرد ، و دائماً این کارو می کرد

1102
00:48:26,200 --> 00:48:28,830
فکر کنم چون خیلی معذب شده بود

1103
00:48:28,830 --> 00:48:32,940
و مادر الکس داشت می گفت اوه خدای من

1104
00:48:32,940 --> 00:48:34,470
اوه خدای من

1105
00:48:34,470 --> 00:48:37,270
و بعضی وقتا می گفت
... اوه مادرش

1106
00:48:37,280 --> 00:48:39,510
چون فرداش ، روز مادر بود

1107
00:48:39,510 --> 00:48:41,040
خوب من رفتم بیرون

1108
00:48:41,050 --> 00:48:46,950
... با مادرم تماس گرفتم و

1109
00:48:46,950 --> 00:48:49,920
و گفتم "مامان ، مرد ..."

1110
00:48:51,860 --> 00:48:53,960
و میدونی ، اون فقط گفت ، خیلی متاسفم شین

1111
00:48:53,960 --> 00:48:55,290
خیلی متاسفم

1112
00:48:55,290 --> 00:48:57,490
و اون داشت گریه می کرد
و منم داشتم گریه می کردم

1113
00:48:57,500 --> 00:49:00,130
و میدونی ، تو اینجایی 1500 مایل دورتر

1114
00:49:00,130 --> 00:49:02,100
و دوباره نمی تونی اونجا باشی ، برای بچت

1115
00:49:02,100 --> 00:49:04,270
، من یه پیام ازش گرفتم

1116
00:49:04,270 --> 00:49:09,440
... که تام همین الان مرد ، توی بیمارستان و

1117
00:49:09,440 --> 00:49:11,010
نمی دونم

1118
00:49:11,010 --> 00:49:12,610
لحظه ای نیست که هرگز بخوام
دوباره تجربش کنم

1119
00:49:12,610 --> 00:49:17,950
بدترین دردی بود که تا به
حال توی قلبم احساس می کردم

1120
00:49:17,950 --> 00:49:20,980
انگار که غرق شدم

1121
00:49:20,990 --> 00:49:23,050
فقط گفتم
داری با من شوخی می کنی ؟

1122
00:49:23,060 --> 00:49:25,920
گفتم جدی ؟
جدی ؟ کی اینجوری می میره ؟

1123
00:49:25,920 --> 00:49:30,490
فکر می کردم احتمالاً شین اونجا بود وقتی که فوت کرد

1124
00:49:30,500 --> 00:49:34,060
کنار تختش ، دستش رو توی دستش نگه داشته بود

1125
00:49:34,070 --> 00:49:35,570
و اون گفت که نه

1126
00:49:35,570 --> 00:49:38,940
برای همین ، رفتم ایستگاه پرستاری و گفتم

1127
00:49:38,940 --> 00:49:42,510
شما می دونین دوست پسرش اینجاست

1128
00:49:42,510 --> 00:49:45,580
اون همین الان فوت کرد
می تونین ببرینش پیشش ؟

1129
00:49:45,580 --> 00:49:49,580
و اون گفت "ما نمی تونیم اجازه بدیم
غیر از اعضای خانواده کسی اونو ببینه"

1130
00:49:49,580 --> 00:49:51,280
تا زمانی که پدر و مادرش برسن

1131
00:49:51,280 --> 00:49:53,520
خوب من تلاش کردم که با پرستار جر و بحث کنم

1132
00:49:53,520 --> 00:49:56,420
، و خانمه مثل این بود که
من می فهمم عزیزم ... می فهمم

1133
00:49:56,420 --> 00:49:58,460
ولی برخلاف قوانین بیمارستانه

1134
00:49:58,460 --> 00:50:00,460
! اون خونوادش نیست
گفتم اما اون خونوادشه

1135
00:50:00,460 --> 00:50:02,990
اونا یه خونه با همدیگه دارن
با همدیگه کار می کنن

1136
00:50:03,000 --> 00:50:04,360
یه سگ با همدیگه دارن

1137
00:50:04,360 --> 00:50:05,960
اونا شش سال با هم بودن

1138
00:50:05,960 --> 00:50:08,430
بالاخره ،
ما نشسته بودیم توی اتاق

1139
00:50:08,430 --> 00:50:10,930
و یدونه از این پرستارا در رو باز کرد

1140
00:50:10,940 --> 00:50:13,000
و گفت شین اینجاست ؟

1141
00:50:13,010 --> 00:50:14,440
و ما رفتیم بیرون

1142
00:50:14,440 --> 00:50:16,510
و اون گواهینامه تام رو دستش گرفته بود

1143
00:50:16,510 --> 00:50:21,440
و گفت "خدا ، مرد خوشتیپی بوده"

1144
00:50:21,450 --> 00:50:23,250
و همه پرستارا اینجا راجع به این صحبت می کنن

1145
00:50:23,250 --> 00:50:25,180
که چقدر خوشتیپ بوده

1146
00:50:25,180 --> 00:50:30,520
... و ما داشتیم این پشت کار می کردمیم تا یه جورایی

1147
00:50:30,520 --> 00:50:33,590
یه کاری کنیم ، یه جوری به نظر بیاد که شما بخاطر داریدش

1148
00:50:33,590 --> 00:50:36,290
با من بیا
ما می بریمت پیشش

1149
00:50:36,300 --> 00:50:40,200
من فکر می کنم ، آخر روز ، پرستارا می دونستن

1150
00:50:40,200 --> 00:50:42,370
میدونی ، که یه چیز مربوط به گی بودن نبود

1151
00:50:42,370 --> 00:50:44,300
یه چیز مربوط به دگرجنسگراها نبود

1152
00:50:44,300 --> 00:50:45,670
یه چیزی مربوط به بشریت بود

1153
00:50:45,670 --> 00:50:49,570
ولی قطعاً یه هدیه بود
فکر می کنم

1154
00:50:49,570 --> 00:50:52,580
اون چیزی که اون زنا به شین دادن

1155
00:50:52,580 --> 00:50:56,380
خوب اونا منو بردن توی اتاقش

1156
00:50:56,380 --> 00:50:58,350
روی بدنش پر بود از سیم

1157
00:50:58,350 --> 00:51:00,020
سیم ها از سینش اومده بودن بیرون

1158
00:51:00,020 --> 00:51:02,120
صورتش پوشیده بود
اما می تونستی ببینیش

1159
00:51:02,120 --> 00:51:06,120
اونجا میدونی ، پر بود از خون ، تمام صورتش

1160
00:51:06,120 --> 00:51:10,630
و واقعاً اصلاً بنظر نمی رسید که داره این اتفاق میفته

1161
00:51:10,630 --> 00:51:13,660
برای یه مدت اونجا ایستادم

1162
00:51:13,670 --> 00:51:16,330
نمی دونستم چیکار کنم

1163
00:51:16,340 --> 00:51:18,500
اما تنها جایی که می تونستم دستم رو بذارم روش

1164
00:51:18,500 --> 00:51:20,340
روی پاش بود

1165
00:51:20,340 --> 00:51:24,670
و من ، میدونی ، یه بار دیگه ، برای بار آخر انجامش دادم
تَق تَق تَق

1166
00:51:33,620 --> 00:51:36,450
♪ Oh-oh-oh, oh-oh-oh

1167
00:51:36,460 --> 00:51:38,720
♪ oh-oh-oh-oh-oh

1168
00:51:40,320 --> 00:51:43,660
♪ I woke up this morning

1169
00:51:43,660 --> 00:51:47,300
♪ and I heard the news

1170
00:51:47,300 --> 00:51:54,100
♪ I know the pain
of a heartbreak ♪

1171
00:51:54,110 --> 00:51:57,210
♪ I don't have answers

1172
00:51:57,210 --> 00:52:00,680
♪ and neither do you

1173
00:52:00,680 --> 00:52:07,420
♪ I know the pain
of a heartbreak ♪

1174
00:52:09,550 --> 00:52:13,090
♪ This isn't easy

1175
00:52:13,090 --> 00:52:16,330
♪ this isn't clear

1176
00:52:16,330 --> 00:52:19,660
♪ and you don't need jesus

1177
00:52:19,660 --> 00:52:23,030
♪ till you're here

1178
00:52:23,040 --> 00:52:27,700
♪ oh, the confusion
and the doubts you had ♪

1179
00:52:27,710 --> 00:52:30,310
♪ Up and walk away

1180
00:52:30,310 --> 00:52:35,250
♪ they walk awa-a-a-y

1181
00:52:35,250 --> 00:52:41,520
-♪ when a heart breaks

1182
00:52:43,020 --> 00:52:50,860
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1183
00:52:52,360 --> 00:52:59,240
♪ when a heart breaks

1184
00:53:04,380 --> 00:53:06,580
یک مرد سقوط کرد و مرد

1185
00:53:06,580 --> 00:53:08,110
از یک ساختمان چهار طبقه

1186
00:53:08,110 --> 00:53:10,250
در لوس فیلز ، شب گذشته

1187
00:53:10,250 --> 00:53:12,380
پلیس می گه که اون مشغول عکس گرفتن از یک خانم بود

1188
00:53:12,380 --> 00:53:14,120
اونا متوجه بازی احمقانشون نبودن

1189
00:53:14,120 --> 00:53:16,150
و اونها مرگش را یک حادثه تراژیک توصیف می کنند

1190
00:53:16,150 --> 00:53:18,560
او یک هنرپیشه و یک مجری تلویزیون بود

1191
00:53:18,560 --> 00:53:22,790
روزای بعد از اینکه تام فوت کرد ، یه جورایی تیره هستن

1192
00:53:22,790 --> 00:53:24,360
هی چیز دیگه ای بیشتر از این نمی خواستم

1193
00:53:24,360 --> 00:53:27,530
که خونوادم اونجا با من باشن

1194
00:53:27,530 --> 00:53:29,670
و این برای من خیلی معنی داشت

1195
00:53:29,670 --> 00:53:31,670
که پدر و مادرم
با وجود اینکه طلاق گرفته بودن

1196
00:53:31,670 --> 00:53:33,240
تونسته بودن بگن که

1197
00:53:33,240 --> 00:53:34,570
نگاه کن ، ما فقط بخاطر تو اینجاییم

1198
00:53:34,570 --> 00:53:36,840
و همینطور خواهر هام

1199
00:53:38,140 --> 00:53:39,540
من و پدرم

1200
00:53:39,540 --> 00:53:42,210
رفتیم تا ماشین تام رو از خونه الکس برداریم

1201
00:53:42,210 --> 00:53:45,520
و وقتی که داشتم ماشینو میاوردم خونه

1202
00:53:45,520 --> 00:53:48,420
برای اولین بار در مورد گی بودن من صحبت کردیم

1203
00:53:48,420 --> 00:53:50,250
من می خواستم که بدونه

1204
00:53:50,260 --> 00:53:52,390
، با وجود اینکه من هیچ وقت چیزی نگفتم
از زمانی که برون آیی کرده بود

1205
00:53:52,390 --> 00:53:54,160
کاملاً قبولش دارم و پذیرفتمش

1206
00:53:54,160 --> 00:53:58,700
حتی راجع به اینکه پدر تام چه
احساسی ممکنه داشته باشه صحبت کردیم

1207
00:53:58,700 --> 00:54:01,300
چون پدر تام ، هیچ وقت تام رو اونجوری که بود قبول نکرد

1208
00:54:01,300 --> 00:54:04,270
و من میخواستم بدونه که من پسرم رو پذیرفتم

1209
00:54:04,270 --> 00:54:06,640
برای اولین بار

1210
00:54:06,640 --> 00:54:09,540
من اهمیت نمی دادم که به پدرم بگم من گی هستم

1211
00:54:09,540 --> 00:54:11,540
بابت این دستاورد اهمیتی نمی دادم

1212
00:54:11,540 --> 00:54:13,780
اینکه من و تام توی یه رابطه بودیم

1213
00:54:13,780 --> 00:54:15,880
فقط احساس می کردم که ، انگاری ، دیگه ترس نداشتم

1214
00:54:15,880 --> 00:54:19,450
ولی دیگه اهمیتی نداشت

1215
00:54:19,450 --> 00:54:22,590
تام رفته بود

1216
00:54:22,590 --> 00:54:25,660
خوب من رفتم دنبال مارتا توی فرودگاه

1217
00:54:25,660 --> 00:54:28,660
و ما رفتیم خونه ما

1218
00:54:28,660 --> 00:54:30,690
... اون می خواست راجع به حساب های بانکی صحبت کنه

1219
00:54:30,700 --> 00:54:34,660
تمام این چیزایی که من نمی خواستم
راجع بهشون صحبت کنم

1220
00:54:34,670 --> 00:54:38,900
یادم میاد که خیلی نگاه دور و بر اتاق می کرد

1221
00:54:38,900 --> 00:54:41,910
و من واقعاً نمی خواستم اونجوری فکر کنم

1222
00:54:41,910 --> 00:54:43,440
احساس می کردم

1223
00:54:43,440 --> 00:54:45,780
میخواد بره سراغ وسایلش

1224
00:54:45,780 --> 00:54:48,380
میخواست بره سراغ تمام لباس های تام و شین

1225
00:54:48,380 --> 00:54:50,380
اون بهش اجازه داد که تمام کشو ها رو بگرده

1226
00:54:50,380 --> 00:54:53,820
اون تلاش کردم تمام کامپیوتر هایی
که مال شین و تام بودن رو برداره

1227
00:54:53,820 --> 00:54:55,590
اینجوری بود که انگار شین دیگه وجود نداره

1228
00:54:55,590 --> 00:54:57,320
شین خیلی بیشتر تمایل داشت تا باهاش همکاری کنه

1229
00:54:57,320 --> 00:54:59,820
اینکه هر چیزی از وسایل تام می خواد بهش بده

1230
00:54:59,820 --> 00:55:03,830
ولی شروع کرد به حمله کردن به حریم شخصیش

1231
00:55:03,830 --> 00:55:05,860
و اون هیچ چیزی نمی گفت

1232
00:55:05,860 --> 00:55:07,660
مارتا یه نظری راجع به یه چیزی می داد

1233
00:55:07,670 --> 00:55:09,730
و شین فقط احساساتش رو تو خودش می ریخت

1234
00:55:09,730 --> 00:55:11,830
درست مثل قدیم که بچه ها اونو با اسمای مختلف صدا می زدن

1235
00:55:11,840 --> 00:55:14,470
به هرحال من نمی تونستم چیزی بگم

1236
00:55:14,470 --> 00:55:16,910
من هیچ حق قانونی ای نداشتم که جلوشو بگیرم

1237
00:55:16,910 --> 00:55:20,410
خوب مادر تام با ما منتظر موند

1238
00:55:20,410 --> 00:55:22,580
تا پزشک قانونی ، جسد رو تحویل بده

1239
00:55:22,580 --> 00:55:24,680
با توجه به شرایط تصادف

1240
00:55:24,680 --> 00:55:27,220
می بایستی کالبدشکافی می کردن

1241
00:55:27,220 --> 00:55:29,220
ما شروع کردیم صحبت کردن درباره مراسم خاکسپاری

1242
00:55:29,220 --> 00:55:31,350
و اون گفت که نه ، همه ما دعوت هستیم

1243
00:55:31,360 --> 00:55:32,720
ما می تونستیم توی خونشون بمونیم

1244
00:55:32,720 --> 00:55:34,520
میدونی ، بعنوان یه فامیل بریم اونجا

1245
00:55:34,530 --> 00:55:36,730
ما همه این کارو با هم انجام می دیم

1246
00:55:36,730 --> 00:55:41,630
، و اون خیلی ، میدونی
"من دارم بچمو می برم خونه"

1247
00:55:41,630 --> 00:55:43,770
همه شماها میاین ، من میخوام که شماها اونجا باشین

1248
00:55:43,770 --> 00:55:45,440
و بعدش ، همینطور که روزا می گذشتن

1249
00:55:45,440 --> 00:55:47,870
اون تا حد زیادی صحبت در مورد مراسم خاکسپاری رو قطع کرد

1250
00:55:47,870 --> 00:55:49,710
و در مورد اینکه همه ماها میریم

1251
00:55:49,710 --> 00:55:53,480
و تقسیم تام با همه کسایی که از شرق میان

1252
00:55:53,480 --> 00:55:56,250
مادر تام توی یه اتاق دیگه بود یا بعضی وقتا

1253
00:55:56,250 --> 00:55:58,720
درست کنار من ، داشت کارای
مراسم خاکسپاری رو هماهنگ می کرد

1254
00:55:58,720 --> 00:56:02,920
و همشو برنامه ریزی می کرد و من بخشی از اون نبودم

1255
00:56:02,920 --> 00:56:06,490
انگار من اونجا نبودم
انگار که یه روح بودم

1256
00:56:06,490 --> 00:56:08,590
... اون یه مادر بود که تازه پسرش رو از دست داده بود

1257
00:56:08,590 --> 00:56:10,560
... پسر بیست و چند سالشو

1258
00:56:10,560 --> 00:56:14,530
خوب هیچ استثنایی نبود به غیر از سنگ قبر

1259
00:56:14,530 --> 00:56:18,570
اما من فکر نمی کردم که اون بخواد به شین آسیب بزنه

1260
00:56:18,570 --> 00:56:21,000
فکر کردم که شین رو دوست داره

1261
00:56:21,010 --> 00:56:25,010
احساسی که من داشتم این بود که یه چیزی سر جاش نیست

1262
00:56:25,010 --> 00:56:27,840
ولی هیچکس نمی تونست بهش اشاره کنه

1263
00:56:27,850 --> 00:56:28,980
و بعدش
صبح پنجشنبه

1264
00:56:28,980 --> 00:56:30,550
مارتا گفت که من باید برم

1265
00:56:30,550 --> 00:56:31,950
و شین گفت
من شما رو میرسونم فرودگاه

1266
00:56:31,950 --> 00:56:33,650
ولی اون گفت
نه من یه تاکسی می گیرم

1267
00:56:33,650 --> 00:56:35,920
اون گفت نمی ذارم تاکسی بگیری

1268
00:56:35,920 --> 00:56:37,550
من یه جورایی احساس کردم

1269
00:56:37,560 --> 00:56:40,420
که اون(مارتا) یه چیزی می دونست که من نمی دونستم

1270
00:56:40,430 --> 00:56:44,360
که میدونست که جسد رو هر لحظه ممکنه مرخص کنن

1271
00:56:44,360 --> 00:56:46,730
داشت وسایل رو جمع می کرد

1272
00:56:46,730 --> 00:56:49,730
تمام لباسای تام که میخواست با اونا خاکش کنه

1273
00:56:49,730 --> 00:56:52,040
و ژاکتی که می خواست تنش کنه

1274
00:56:52,040 --> 00:56:53,740
توی چمدون جا نمی شد

1275
00:56:53,740 --> 00:56:55,770
شین گفت ، مشکلی نیست مارتا

1276
00:56:55,770 --> 00:56:58,010
من میارمش
! و اون گفت نه

1277
00:56:58,010 --> 00:56:59,010
امکان نداره

1278
00:56:59,010 --> 00:57:02,080
خوب الان که به عقب نگاه می کنم

1279
00:57:02,080 --> 00:57:06,620
از قبل می شد حدس زد که چه اتفاقی خواهد افتاد

1280
00:57:06,620 --> 00:57:08,350
که اون همون موقع می دونست

1281
00:57:08,350 --> 00:57:09,750
که اجازه نخواهد داد شین به مراسم خاکسپاری بره

1282
00:57:09,750 --> 00:57:13,620
من رسوندمش فرودگاه و همدیگه رو بغل کردیم

1283
00:57:13,630 --> 00:57:16,960
ازش خواستم که لطفاً منو در جریان بذار

1284
00:57:16,960 --> 00:57:18,490
تا در جریان اتفاقات قرار بگیرم

1285
00:57:18,500 --> 00:57:20,430
و اون به من قول داد که این کارو می کنه

1286
00:57:20,430 --> 00:57:23,400
ولی دیگه هیچوقت ازش نشنیدم

1287
00:57:23,400 --> 00:57:26,570
اون خیلی از ما ممنون بود و خیلی با ما مهربون بود

1288
00:57:26,570 --> 00:57:28,400
بخاطر کارایی که برای پسرش انجام داده بودیم

1289
00:57:28,410 --> 00:57:31,340
فقط داشت گریه می کرد و ما رو بغل می کرد و نگه می داشت

1290
00:57:31,340 --> 00:57:33,640
"و من می خوام بخشی از زندگیت باشم "

1291
00:57:33,650 --> 00:57:35,550
"من میخوام بیام ببینمت"

1292
00:57:35,550 --> 00:57:38,820
انگار که ما به هم پیوند خورده بودیم

1293
00:57:38,820 --> 00:57:41,020
و بعد ، روز بعدش ، اون رفته بود

1294
00:57:41,020 --> 00:57:44,590
من با مادر تام ، روز بعد از مرگش صحبت کردم

1295
00:57:44,590 --> 00:57:46,360
و گفت "خبرت می کنم"

1296
00:57:46,360 --> 00:57:47,890
به محض اینکه بدونم مراسم خاکسپاری کی خواهد بود

1297
00:57:47,890 --> 00:57:49,130
تا بتونی بیای

1298
00:57:49,130 --> 00:57:51,530
بعد از اون تقریباً یه سکوت محض بود

1299
00:57:51,530 --> 00:57:52,900
اونا هیچ وقت با من تماس نگرفتن که بگن کِیه

1300
00:57:52,900 --> 00:57:54,100
و من خیلی ناراحت بودم

1301
00:57:54,100 --> 00:57:56,400
... من آگهی رو توی روزنامه می بینم

1302
00:57:56,400 --> 00:57:58,740
، شب زنده داری امروزه
مراسم خاکسپاری ، فردا

1303
00:57:58,740 --> 00:58:02,840
زنگ زدم خونه تام تا مطمئن بشم

1304
00:58:02,840 --> 00:58:05,940
و میدونی ، خویشاوندی که جواب داد ، فقط گفت

1305
00:58:05,940 --> 00:58:07,380
اگه این چیزیه که روزنامه ها می گن

1306
00:58:07,380 --> 00:58:08,850
پس احتمالاً همون موقع خواهد بود

1307
00:58:08,850 --> 00:58:11,580
و من شخصاً تماس گرفتم

1308
00:58:11,580 --> 00:58:14,550
با مرده شورخونه های مختلف توی شهر تماس گرفتم

1309
00:58:14,550 --> 00:58:15,920
تا بتونم اطلاعاتی بگیرم

1310
00:58:15,920 --> 00:58:18,150
و هیچکس به ما اطلاعات نمی داد

1311
00:58:18,160 --> 00:58:21,060
با اینکه هیچ وقت از مارتا چیزی نشنیدم

1312
00:58:21,060 --> 00:58:25,130
مادرم و من و الکس بلیطای هواپیمامونو رزرو کردیم

1313
00:58:25,130 --> 00:58:26,860
وسط راه

1314
00:58:26,870 --> 00:58:28,130
یه تماس تلفنی داشتم از یکی از خویشاوندان تام

1315
00:58:28,130 --> 00:58:31,570
و میخواست که به من خبر بده

1316
00:58:31,570 --> 00:58:34,040
که کسی در مراسم خاکسپاری پذیرای من نخواهد بود
و من نمی تونم در مراسم شرکت کنم

1317
00:58:34,040 --> 00:58:35,770
چرا که اگه شرکت کنم

1318
00:58:35,770 --> 00:58:39,040
پدر و عموش تصمیم دارن که به من حمله کنن

1319
00:58:39,040 --> 00:58:41,180
و میخواست که من بدونم که

1320
00:58:41,180 --> 00:58:45,050
بخاطر امنیت خودم بهتره که اونجا نرم

1321
00:58:45,050 --> 00:58:46,920
... تمام چیزی که من بهش فکر می کردم
این بود که می تونن بهش شلیک کنن ؟

1322
00:58:46,920 --> 00:58:48,820
اونا می خوان پسر من رو بکشن ؟

1323
00:58:48,820 --> 00:58:51,990
وقتی که ما رسیدیم ایندیانا

1324
00:58:51,990 --> 00:58:54,090
یکی از بهترین دوستای تام اومد دنبال ما

1325
00:58:54,090 --> 00:58:56,090
الکس دچار حمله عصبی شده بود

1326
00:58:56,090 --> 00:58:59,700
، و هرچی به ناکس نزدیک تر می شدیم
حملات عصبیش بیشتر می شدن

1327
00:58:59,700 --> 00:59:02,770
و داشت می گفت ، "من تام رو از دست دادم
نمی خوام تو رو هم از دست بدم."

1328
00:59:02,770 --> 00:59:04,470
من ترسیده بودم

1329
00:59:04,470 --> 00:59:07,640
من ترسیده بودم که یوقت اونا
بیان و به روی شین اسلحه بکشن

1330
00:59:07,640 --> 00:59:10,740
یادم میاد که بیشتر از یک دفعه گفت

1331
00:59:10,740 --> 00:59:12,640
میدونی ،
اونا الان درد زیادی رو تحمل می کنن

1332
00:59:12,640 --> 00:59:14,710
این فقط من نیستم که دارم این شرایط رو تحمل می کنم

1333
00:59:14,710 --> 00:59:18,210
و بیشتر طرفداری اونا رو می کرد
که عصبانی کننده بود

1334
00:59:18,220 --> 00:59:19,680
... منظورم اینه که ، من عصبانی می شدم

1335
00:59:19,680 --> 00:59:21,680
"تو نمی تونی این کارو با من بکنی"
1357
00:59:20,791 --> 00:59:23,926
نه .
اون اینجوری جواب نمی داد

1336
00:59:24,820 --> 00:59:28,460
ما یه جای مخفی داشتیم تا یه نقشه ای طراحی کنیم

1337
00:59:28,460 --> 00:59:30,930
میدونی ، فقط سر راهشون سبز نشیم

1338
00:59:30,930 --> 00:59:33,960
و حتی با وجود اینکه من نمی تونستم توی کلیسا باشم

1339
00:59:33,970 --> 00:59:37,700
انگار هنوزم می خواستم تا
اونجایی که می تونستم نزدیک تام باشم

1340
00:59:37,700 --> 00:59:44,040
میدونی ، همین که نزدیکش باشم
یه جورایی خیالم رو راحت می کنه

1341
00:59:44,040 --> 00:59:45,810
وقتی فهمیدم

1342
00:59:45,810 --> 00:59:47,810
شین از شرکت در مراسم خاکسپاری محروم شده

1343
00:59:47,810 --> 00:59:49,180
فهمیدم که چرا

1344
00:59:49,180 --> 00:59:51,010
اونا راجع به زمان چیزی به دیگران نگفته بودن

1345
00:59:51,020 --> 00:59:54,050
اونا اساساً تمام اون اطلاعات
رو پیش خودشون بسته نگه می داشتن

1346
00:59:54,050 --> 00:59:55,820
تا اینکه شین نتونه به اونجا برسه

1347
00:59:55,820 --> 00:59:59,160
♪ In the blink of an eye

1348
00:59:59,160 --> 01:00:03,590
♪ everything has changed

1349
01:00:03,600 --> 01:00:07,560
حدوداً 800 نفر اونجا بودن

1350
01:00:07,570 --> 01:00:09,270
نصفشون اونجا بودن تا تام رو حمایت کنند

1351
01:00:09,270 --> 01:00:11,670
و نصف دیگشون اونجا بودن تا مارتا رو حمایت کنن

1352
01:00:11,670 --> 01:00:14,770
♪ If I could have
one more day ♪

1353
01:00:14,770 --> 01:00:19,540
♪ I'd spend it all with you

1354
01:00:19,540 --> 01:00:21,140
تابوت وسط بود

1355
01:00:21,150 --> 01:00:23,110
و با یه پتوی کالور پوشیده شده بود

1356
01:00:23,110 --> 01:00:25,080
و تمام دستاورد های کالورش

1357
01:00:25,080 --> 01:00:27,880
و مادرش حلقه کالورش رو پوشیده بود

1358
01:00:27,890 --> 01:00:31,620
فکر می کنم خیلی منعکس کننده خونوادش بود

1359
01:00:31,620 --> 01:00:36,590
و اینکه اونا تام رو چطور می دیدن
نه اون تامی که من می شناختم

1360
01:00:38,530 --> 01:00:40,100
تمام اون چیزی که می تونستم
بهش فکر کنم توی سرم

1361
01:00:40,100 --> 01:00:42,030
باید تابوت رو بخاطر شین بوس کنم

1362
01:00:42,030 --> 01:00:46,870
و راهم رو به سمت تابوت باز کردم و بوسش کردم

1363
01:00:46,870 --> 01:00:49,070
و آروم گفتم ، میدونی ، شین دوستت داره

1364
01:00:49,070 --> 01:00:50,840
مراسم خاکسپاری تامی رو معرفی می کرد

1365
01:00:50,840 --> 01:00:54,040
دقیقاً تا زمانی که رفت کالیفرنیا

1366
01:00:54,050 --> 01:00:56,650
و سخنگو ها بیشتر از دوران کودکی تام بودند

1367
01:00:56,650 --> 01:00:58,580
میدونی ، معلم پیانوش بود

1368
01:00:58,580 --> 01:00:59,780
و آدمایی از کالور

1369
01:00:59,780 --> 01:01:01,680
من گل ها رو برداشتم

1370
01:01:01,690 --> 01:01:04,190
از دسته ای که کلاس 2000 فرستاده بود

1371
01:01:04,190 --> 01:01:06,990
و من خشکشون کردم تا بتون به شین بدمشون

1372
01:01:06,990 --> 01:01:08,660
و براش ذخیره شون کردم

1373
01:01:08,660 --> 01:01:10,930
چون می دونی
اون عشقِ زندگیِ تام هستش

1374
01:01:10,930 --> 01:01:12,330
حداقل مستحق این بود

1375
01:01:12,330 --> 01:01:15,870
متاسفانه ، اشاره ای بهش نشده بود

1376
01:01:15,870 --> 01:01:18,830
فامیل ها
برای حدوداً 30 سال

1377
01:01:18,840 --> 01:01:22,170
می تونن این راز رو زیر قالیچه پنهون
کنن تا زمانی که یکی بمیره

1378
01:01:22,170 --> 01:01:24,870
و بعدش باید با موزیک روبرو بشی

1379
01:01:24,880 --> 01:01:27,180
و من فکر می کنم ، این
اتفاقیه که برای پدر و مادر تام افتاد

1380
01:01:27,180 --> 01:01:28,980
اونا این بچه فوق العاده رو داشتن

1381
01:01:28,980 --> 01:01:34,850
اون باهوش بود و با استعداد و پر از چیزای مثبت

1382
01:01:34,850 --> 01:01:36,320
ولی فقط یه چیز مثبت که

1383
01:01:36,320 --> 01:01:38,890
اونا نمی خواستن باهاش بین فامیل فخر بفروشن

1384
01:01:38,890 --> 01:01:41,820
این بود که تام یه شریکِ فوق العاده داشت

1385
01:01:41,830 --> 01:01:43,630
بخاطر اینکه اونا شرمنده بودن

1386
01:01:43,630 --> 01:01:45,130
و چیکار کردن

1387
01:01:45,130 --> 01:01:47,130
آیا اونا اونو از کتابهای تاریخ پاک کردن

1388
01:01:47,130 --> 01:01:49,030
با بستن صفحش در فیسبوک

1389
01:01:49,030 --> 01:01:50,700
با دعوت نکردن شین برای مراسم خاکسپاری

1390
01:01:50,700 --> 01:01:52,070
حتی با عنوان نکردن اسمش

1391
01:01:52,070 --> 01:01:54,070
که توهین آمیز ترین چیز بود

1392
01:01:54,070 --> 01:01:56,910
هرکسی که بتونه چنین کاری با خاطره یه شخص بکنه

1393
01:01:56,910 --> 01:01:59,380
اونا علیه ازدواج همجنسگرایان نمی جنگن

1394
01:01:59,380 --> 01:02:01,180
اونا علیه یه پسر گی نمی جنگن

1395
01:02:01,180 --> 01:02:03,150
اون چیزی که اونا علیه ش میجنگن ، عشقه

1396
01:02:03,150 --> 01:02:04,980
و چه کسی علیه عشق می جنگه ؟

1397
01:02:07,150 --> 01:02:09,150
وقتی که برگشتیم ، تصمیم گرفتیم

1398
01:02:09,150 --> 01:02:12,620
که مراسم یادبود خودمون رو برگزار کنیم
تا به افتخار اون کسی که تام بود جشن بگیریم

1399
01:02:12,620 --> 01:02:13,920
♪ Today, you left me

1400
01:02:13,930 --> 01:02:15,730
شین ، عکسای خونوادگیشو هم گذاشت

1401
01:02:15,730 --> 01:02:18,160
با وجود اینکه اونا این کار و نکردن

1402
01:02:18,160 --> 01:02:19,830
شین عکسایی اونجا داشت

1403
01:02:19,830 --> 01:02:22,730
از مادر و پدر تام ، خواهر و برادرش

1404
01:02:22,730 --> 01:02:25,070
اون آدمایی رو از واسار
دعوت کرد ، آدمایی از کالور

1405
01:02:25,070 --> 01:02:26,870
و دوستانش از کالیفرنیا

1406
01:02:26,870 --> 01:02:28,200
همه اونجا بودن

1407
01:02:28,210 --> 01:02:30,010
با وجود اینکه خیلی از ماها

1408
01:02:30,010 --> 01:02:32,010
خیلی به هم نزدیک نبودیم
و به ندرت همدیگه رو میشناختیم

1409
01:02:32,010 --> 01:02:36,110
ولی یه جورایی همون پسره (تام)
بهترین دوست هممون بود

1410
01:02:36,110 --> 01:02:39,750
♪ Young, beautiful boy

1411
01:02:39,750 --> 01:02:41,420
من آهنگ پسر قشنگ رو نوشتم

1412
01:02:41,420 --> 01:02:46,820
و خطی که که تام راهش رو
به سمت دروازه های طلایی باز کرد

1413
01:02:46,820 --> 01:02:48,060
رو بعنوان جوابش قرار دادم

1414
01:02:48,060 --> 01:02:49,830
تا به همه اون مسیحی های معتقدی که اون بیرون

1415
01:02:49,830 --> 01:02:55,230
فکر می کنن که همجنسگراها به بهشت نمی رن

1416
01:02:55,230 --> 01:02:57,800
تا بهشون بگم واقعاً ؟

1417
01:02:57,800 --> 01:03:03,210
تام ، اون پسر خوشحال سر دسته سرود ، پسر تمام آمریکایی

1418
01:03:03,210 --> 01:03:06,340
که خدا رو بعنوان قهرمانش توی
صفحه "مای اسپیسش" مطرح کرده بود

1419
01:03:06,340 --> 01:03:07,680
واقعاً ؟ توی جهنم ؟

1420
01:03:07,680 --> 01:03:09,350
من اینجوری فکر نمی کنم

1421
01:03:09,350 --> 01:03:13,020
، اگر تام بهشت نره
پس هیچکس بهشت نمی ره

1422
01:03:13,020 --> 01:03:14,850
♪ Remembering...

1423
01:03:14,850 --> 01:03:16,790
اگر شما به فرشته ها اعتقاد دارین

1424
01:03:16,790 --> 01:03:21,420
تام اینقدر بهشون نزدیک بود
که انگاری در قالب بشر اومده بود

1425
01:03:21,430 --> 01:03:23,790
هیچ وجه تاریکی تو اون وجود نداشت

1426
01:03:23,800 --> 01:03:26,760
اون خیلی مثبت بود

1427
01:03:26,760 --> 01:03:28,060
خوب همگی واقعاً عصبی بودن

1428
01:03:28,070 --> 01:03:29,800
که شین چطور خواهد بود

1429
01:03:29,800 --> 01:03:33,240
میدونی ، بعد از اون فاجعه از دست دادن وحشتناک

1430
01:03:33,240 --> 01:03:36,410
بعد از اینکه تام فوت کرد ، من یه ماه پیش شین وایسادم

1431
01:03:36,410 --> 01:03:38,240
به شین گفتم ، تا زمانی که به من
نیاز داشته باشی اینجا می مونم

1432
01:03:38,240 --> 01:03:39,910
اما سوار اون هواپیما شدن

1433
01:03:39,910 --> 01:03:42,010
سخت ترین کار زندگیم بوده

1434
01:03:42,010 --> 01:03:43,980
می دونی دوست نداشتی ترکش کنی

1435
01:03:43,986 --> 01:03:45,486
چون شکسته شده بود

1436
01:03:45,480 --> 01:03:48,180
♪ Something always
brings me back to you ♪

1437
01:03:48,190 --> 01:03:51,490
هی تام

1438
01:03:51,490 --> 01:03:53,360
... ام

1439
01:03:53,360 --> 01:03:57,360
♪ no matter what I say or do.
واقعاً داره اتفاق میفته ... ؟

1440
01:03:57,360 --> 01:04:00,430
♪ I'll still feel you here...

1441
01:04:00,430 --> 01:04:04,170
این واقعاً داره اتفاق میفته ؟

1442
01:04:06,470 --> 01:04:12,110
... به همه اون آدمایی که میگن همجنسگراها

1443
01:04:12,110 --> 01:04:13,780
♪ here I am.

1444
01:04:13,780 --> 01:04:15,510
... نمی تونن عاشق بشن

1445
01:04:15,510 --> 01:04:18,210
می تونم بپرسم
... از تک تک زن و شوهر ها

1446
01:04:18,220 --> 01:04:20,750
♪ ...'cause I'm fragile

1447
01:04:20,750 --> 01:04:22,320
... که عاشق همن

1448
01:04:22,320 --> 01:04:24,750
♪ when I thought
that I was strong ♪

1449
01:04:24,760 --> 01:04:27,220
.... تا فقط ....

1450
01:04:29,030 --> 01:04:32,090
... تا فقط
چیزی که من احساس می کنم رو احساس کنن

1451
01:04:32,100 --> 01:04:34,130
حتی ... فقط برای 10 دقیقه

1452
01:04:34,130 --> 01:04:35,970
... و ام

1453
01:04:35,970 --> 01:04:39,940
... اما واقعاً ، من

1454
01:04:39,940 --> 01:04:42,470
من هیچوقت چنین آرزویی برای کسی نمی کنم
نمی کنم.

1455
01:04:42,470 --> 01:04:44,540
بالاخره برات یه حلقه خریدم

1456
01:04:44,540 --> 01:04:50,310
♪ I will be rising from
the ground like a skyscraper ♪

1457
01:04:50,310 --> 01:04:52,480
... متاسفم که

1458
01:04:52,480 --> 01:04:56,820
♪ like a skyscraper.
... برات زودتر نگرفتم

1459
01:04:56,820 --> 01:04:59,290
همش داخل تق تق تق می زنم

1460
01:04:59,290 --> 01:05:01,360
... ام
♪ Skies are crying

1461
01:05:01,360 --> 01:05:05,800
♪ you can take everything
I have ♪

1462
01:05:05,800 --> 01:05:10,230
♪ You can break
everything I am ♪

1463
01:05:11,400 --> 01:05:13,840
یه چیزی که راجع بهش فکر می کنم.

1464
01:05:13,840 --> 01:05:15,200
اینه که خوب ، میدونی

1465
01:05:15,210 --> 01:05:17,040
رابطمون چه شکلی می شد اگر

1466
01:05:17,040 --> 01:05:19,070
اگر مجبور نبودیم چیزی رو از اول پنهون کنیم

1467
01:05:19,080 --> 01:05:23,580
و اینکه من می تونستم

1468
01:05:23,580 --> 01:05:26,880
بیشتر عاطفی باشم
و فقط بهت عشق بیشتری بدم ؟

1469
01:05:26,880 --> 01:05:29,250
اگر کسی که ما هستیم

1470
01:05:29,250 --> 01:05:33,290
و اونجوری که ، میدونی
ما همو دوست داریم گناهه

1471
01:05:33,290 --> 01:05:35,860
توی اون چیزی که باید زندگی کنیم

1472
01:05:35,860 --> 01:05:39,500
میدونی ، تا ابد ، درد بکشیم بخاطر این

1473
01:05:39,500 --> 01:05:41,900
من فکر نمی کنم خدا عمداً

1474
01:05:41,900 --> 01:05:43,470
ما رو مجبور کنه چنین زندگی ای بکنیم

1475
01:05:43,470 --> 01:05:46,600
و دائماً بجنگیم با این میل بودن به کسی که هستیم

1476
01:05:46,600 --> 01:05:49,910
و من واقعاً نمی خوام اینو باور کنم

1477
01:05:49,910 --> 01:05:55,040
♪ Happy birthday to you

1478
01:05:55,050 --> 01:05:56,950
میدونی ،
یه بخشی از من هست که فکر می کنه

1479
01:05:56,950 --> 01:05:59,080
که باید به کسی بگم
یا شاید باید به کسی نشون بدم

1480
01:05:59,080 --> 01:06:01,920
اینکه واقعاً چه احساسی دارم

1481
01:06:01,920 --> 01:06:04,350
به جای اینکه فقط به همه بگم حالم خوبه

1482
01:06:04,360 --> 01:06:08,090
من خوب نیستم

1483
01:06:08,090 --> 01:06:13,900
♪ Happy birthday to you

1484
01:06:13,900 --> 01:06:17,300
خیلی ناراحت کنندس که تو رو از دست دادم

1485
01:06:17,300 --> 01:06:20,500
تا بفهمم واقعاً چه چیزی توی زندگیم مهمه

1486
01:06:20,500 --> 01:06:25,910
تمام اون چیزی که مهمه اینه که
فقط همدیگه رو دوست داشته باشیم تا اونجایی که می تونیم

1487
01:06:25,910 --> 01:06:30,480
و اینکه ، میدونی
از اینکه دوست داشته بشیم ، نترسیم

1488
01:06:30,480 --> 01:06:35,350
قبلاً من به اندازه کافی نمی خوردم

1489
01:06:35,350 --> 01:06:39,490
و حالا من می خوام همه چیز رو بخورم

1490
01:06:39,490 --> 01:06:46,560
چربی ، بستنی ، پن کیک ... شراب قرمز

1491
01:06:46,560 --> 01:06:51,230
امروز سوار هواپیما می شم تا تاج محل رو ببینم

1492
01:06:51,240 --> 01:06:55,600
بنای فوق العاده عشق . که توی لیستمون شماره بعدی بود

1493
01:06:55,610 --> 01:06:59,380
♪ Presents are covered
in ribbons and laces ♪

1494
01:07:01,110 --> 01:07:05,010
دارم می رم تاج محل
توی روز کریسمس

1495
01:07:05,020 --> 01:07:08,180
... جای خیلی باحالیه

1496
01:07:08,190 --> 01:07:10,020
کریسمس مبارک

1497
01:07:10,020 --> 01:07:13,020
♪ Togetherness lives
on this holiday night ♪

1498
01:07:13,020 --> 01:07:15,490
فقط آرزو می کنم که همه ما انسانها بفهمیم

1499
01:07:15,490 --> 01:07:18,560
که همه ما یکسان هستیم

1500
01:07:18,560 --> 01:07:21,400
، هر کسی توی این دنیا
همه نوع آدم ها

1501
01:07:21,400 --> 01:07:22,670
هر نوع مذهبی

1502
01:07:22,670 --> 01:07:25,030
هممون فقط می خوایم که شاد باشیم

1503
01:07:25,040 --> 01:07:27,470
فقط می خوایم که دوست داشته بشیم

1504
01:07:27,470 --> 01:07:30,170
پس دستت درد نکنه تام

1505
01:07:30,170 --> 01:07:32,470
مرسی برای دوست داشتنِ من

1506
01:07:32,480 --> 01:07:36,450
مرسی برای دادن سالهای کم زندگیت به من

1507
01:07:36,450 --> 01:07:38,250
احساس می کنم
که این مسئولیتِ منه

1508
01:07:38,250 --> 01:07:44,290
انگار که وظیفه منه
جوری زندگی کنم که انگار تو زندگی می کنی

1509
01:07:44,290 --> 01:07:47,190
چند ماه بعد

1510
01:07:47,190 --> 01:07:49,730
برگشتم ایندیانا

1511
01:07:49,730 --> 01:07:52,160
احساس کردم که فقط نیاز دارم که

1512
01:07:52,160 --> 01:07:54,060
یه بار دیگه قبر تام رو ببینم

1513
01:07:54,070 --> 01:07:56,570
هنوزم نمی تونم باور کنم

1514
01:07:56,570 --> 01:07:59,500
چقدر اتفاق از کریسمس اول افتاده

1515
01:07:59,500 --> 01:08:03,570
وقتی که هر دوتامون سوار هواپیما
شدیم و داشتیم برمیگشتیم خونه

1516
01:08:03,570 --> 01:08:08,710
و نهایتاً به هم گفتیم که چه احساسی داریم

1517
01:08:10,210 --> 01:08:18,210
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1518
01:08:54,160 --> 01:08:57,390
وقتی رسیدم قبرستون
سورپرایز شدم که دیدم

1519
01:08:57,400 --> 01:08:59,730
پدر و مادر تام براش یه مقبره خریده بودن

1520
01:08:59,730 --> 01:09:04,170
، با یه جا برای خودشون
نه کنار هم

1521
01:09:04,170 --> 01:09:06,570
بلکه در دو طرف پسرشون

1522
01:09:06,570 --> 01:09:09,640
و اینکه فکر می کنن هنوز دارن تلاش می کنن

1523
01:09:09,640 --> 01:09:14,240
که اونو از چیزی یا کسی دور نگه دارن

1524
01:09:14,250 --> 01:09:16,210
... فقط
سخته که باور کنم

1525
01:09:16,210 --> 01:09:19,380
حتی حالا
هنوز تام انکار می شه

1526
01:09:19,380 --> 01:09:21,550
با اسم خودش

1527
01:09:23,350 --> 01:09:24,750
واقعاً این احساسو میده که

1528
01:09:24,760 --> 01:09:28,760
اون الان برای هممون ایستاده

1529
01:09:28,760 --> 01:09:31,190
منظورم برای همه همجنسگراها

1530
01:09:31,200 --> 01:09:34,830
که رویاشون اینه که یه روزی ازدواج کنن

1531
01:09:34,830 --> 01:09:37,230
فکر کنم هیچوقت نخواهم فهمید

1532
01:09:37,230 --> 01:09:40,740
چرا کسایی که قرار بود بیشتر از همه دوستش داشته باشن

1533
01:09:40,740 --> 01:09:44,370
به سخت ترین وجه ممکن جنگیدن
تا اونو از کسی که بود منع کنن

1534
01:09:44,380 --> 01:09:47,280
شاید بهترین چیز در مورد تام

1535
01:09:47,280 --> 01:09:50,710
اینه که اون به هر حال دوستشون داشت

1536
01:09:50,710 --> 01:09:53,850
فقط یادم میاد که اینجا ایستادم و فکر می کنم

1537
01:09:53,850 --> 01:09:57,720
اگه فقط یه چیز هست که می تونم به پدر و مادرش بگم

1538
01:09:57,720 --> 01:10:00,320
... این خواهد بود که

1539
01:10:00,320 --> 01:10:05,390
این مقبره پسر شما نیست

1540
01:10:05,400 --> 01:10:08,800
اون مقبره شما بود

1541
01:10:22,110 --> 01:12:58,270
ممکن است این قصه پسر یا دخترتان
خواهر یا برادرتان و یا یکی از دوستانتان
باشد. قبل از انکارشان ، کمی مطالعه کنید

1542
01:13:00,270 --> 01:13:10,410
از خانواده براید گروم خواسته شد تا در این **
** مستند شرکت کنند . آنها هرگز جواب ندادند

1543
01:13:12,520 --> 01:13:19,500
در سالگرد مرگ تام ، شین یک ویدئو در یوتیوب **
** پست کرد و داستان زندگی شان را تعریف کرد

1544
01:13:19,590 --> 01:13:21,990
این ویدئو توسط میلیون ها نفر دیده شد

1545
01:13:21,990 --> 01:13:24,730
شین ، داستان تو مثل یک آتش شعله ور
در حال گسترش در جهان است
این ویدئو توسط میلیون ها نفر دیده شد

1546
01:13:24,730 --> 01:13:28,830
شین ، داستان تو مثل یک آتش شعله ور
در حال گسترش در جهان است

1547
01:13:30,830 --> 01:13:33,970
شین ، ویدیوی تو در تمام استرالیا پخش
شده است ، مرگ تام بیهوده نخواهد بود

1548
01:13:36,540 --> 01:13:40,080
شجاعت شین  !
یه دوست جدید که توی فرانسه قدم میزنه

1549
01:13:40,080 --> 01:13:43,610
! شین ، هیچ وقت ناامید نشو

1550
01:13:46,950 --> 01:13:50,520
می تونه برای شما هم اتفاق بیفته
به باز کردن قلب ها و ذهن ها در
اطراف جهان ادامه می دهد

1551
01:13:51,320 --> 01:13:54,490
شین ، دقیقاً همین اتفاق برای من هم افتاد
دردت را بی اندازه حس می کنم

1552
01:13:56,490 --> 01:13:58,690
شین دوست پسر من خودش را کشت
ممنونم که بخاطر ما ایستادی

1553
01:13:58,700 --> 01:14:01,010
من عشقم را از دست دادم و هنوز
نمی دانم کجا دفن شده است . این
موضوع 18 سال است که مرا آزار می دهد

1554
01:14:01,010 --> 01:14:05,400
وقتی که من شریکِ زندگیم را در سال 1996
از دست دادم ، همه چیزم را از دست دادم

1555
01:14:07,910 --> 01:14:10,440
من یه آدم جون سختم ، ولی هیچوقت
نمی تونم دوباره با همچین عشقی در بیفتم

1556
01:14:10,440 --> 01:14:14,380
من یک مسیحی هستم ، اما این قلب مرا می شکند
عشق همجنسگرایان هیچ تفاوتی با دگرجنسگرایان ندارد

1557
01:14:20,880 --> 01:14:22,750
یه مقاله توی یه روزنامه چاپ شد

1558
01:14:22,750 --> 01:14:24,920
بعدش هم توی شبکه اخبار ما پخش شد

1559
01:14:24,920 --> 01:14:27,420
برای بعضی از اعضای خانواده من سخت بود

1560
01:14:27,420 --> 01:14:31,430
که پسرم رو اونجا با پارتنرِ گیش ببینن

1561
01:14:31,430 --> 01:14:33,800
این موضوع منو اذیت نکرد
ولی آدمای زیادی رو اذیت کرد

1562
01:14:33,800 --> 01:14:35,660
من بهش توجهی نکردم

1563
01:14:35,670 --> 01:14:37,570
چون من به کاری که شین
داره می کنه افتخار می کنم

1564
01:14:37,570 --> 01:14:39,900
و چون من همیشه سپاسگذار تام هستم

1565
01:14:39,900 --> 01:14:41,800
برای چیزی که به پسرم داد

1566
01:14:41,810 --> 01:14:43,870
خیلی وقتا گفت ، میدونی

1567
01:14:43,870 --> 01:14:46,710
زندگی من بدون تام ارزشی نداره

1568
01:14:46,710 --> 01:14:49,510
اما مثل یک سیمرغ از خاکسترش برخاست

1569
01:14:49,510 --> 01:14:52,750
شین ، همون آدمی که از برون آیی

1570
01:14:52,750 --> 01:14:54,920
و قبول کردن اینکه کی بود می ترسید

1571
01:14:54,920 --> 01:14:56,690
حالا تو صف مقدم رژه های افتخار همجنسگرایانه

1572
01:14:56,690 --> 01:14:59,760
با پرچم های رنگین کمانی پشت سرش

1573
01:14:59,760 --> 01:15:01,920
اون یه چیز مثبت ازش در آورد

1574
01:15:01,930 --> 01:15:03,960
که همیشه شعار تام بوده

1575
01:15:03,960 --> 01:15:07,100
شین به تبعیض علیه همجنسگرایان

1576
01:15:07,100 --> 01:15:10,830
یک صورت زیبا و فراموش نشدنی داد

1577
01:15:10,830 --> 01:15:12,730
و اون صورت تامه

1578
01:15:12,740 --> 01:15:32,920
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
