1
00:00:01,361 --> 00:00:15,351
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:16,851 --> 00:00:24,851
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

3
00:01:12,038 --> 00:01:14,373
‫بگیر بخواب

4
00:01:14,375 --> 00:01:15,974
‫خوابم نمیاد

5
00:01:17,410 --> 00:01:18,644
‫خیلی‌خب

6
00:01:20,046 --> 00:01:22,581
‫بیا یه داستان بسازیم

7
00:01:22,583 --> 00:01:24,683
‫- میشه شروع کنم؟
‫- آره

8
00:01:27,720 --> 00:01:30,389
‫روزی روزگاری،
‫روستایی وجود داشت،

9
00:01:30,391 --> 00:01:31,990
‫که ساکنانش اون رو ترک کرده بودن...

10
00:01:34,627 --> 00:01:36,261
‫حتی موش‌ها هم از اونجا رفته بودن

11
00:01:36,263 --> 00:01:39,198
‫حتی موش‌ها هم از اونجا رفته بودن

12
00:01:39,200 --> 00:01:43,168
‫سال‌ها از پس هم میگذشتن و
‫روستا ساکت و متروکه باقی مونده بود

13
00:01:44,370 --> 00:01:46,438
<i>‫ بارون بر کف خیابون‌ها میکوبید </i>

14
00:01:46,440 --> 00:01:50,075
<i>‫  و هر اثری از انسان رو میشست و میبرد </i>

15
00:01:50,077 --> 00:01:55,581
<i>‫ وقتی که موش‌ها از اونجا رفتن، </i>
<i>‫ پرنده‌ها به روستا هجوم آوردن </i>

16
00:01:55,583 --> 00:02:00,219
<i>‫ تعدادشون خیلی زیاد بود، تقریباً </i>
<i>‫ تمام آسمون رو گرفته بودن </i>

17
00:02:00,221 --> 00:02:02,621
<i>‫ شب تمام روز رو فرا گرفته بود </i>

18
00:02:04,057 --> 00:02:07,459
<i>‫  ولی بعد، </i>
<i>‫  از یه خونه‌ی کوچیک... </i>

19
00:02:07,461 --> 00:02:10,762
<i>‫  پسری در رو باز کرد </i>

20
00:02:10,764 --> 00:02:15,134
<i>‫  اون تنها فرد باقیمونده بود </i>

21
00:02:18,764 --> 00:02:28,134
:ترجمه از
حسین و سامان
Saman7 , HosseinTL

22
00:02:31,284 --> 00:02:34,820
<i>‫ مادرم وقتی مُرد 38 سالش بود </i>

23
00:02:37,257 --> 00:02:41,426
<i>‫  من با سنی که الان دارم، </i>
<i>‫  جای پدرش هستم </i>

24
00:02:43,263 --> 00:02:46,265
<i>‫ اتفاقات زیادی در اورشلیم افتاده </i>

25
00:02:46,267 --> 00:02:49,134
<i>‫ این شهر نابود شد، دوباره ساخته شد، </i>

26
00:02:49,136 --> 00:02:51,837
<i>‫  دوباره نابود و ساخته شد </i>

27
00:02:51,839 --> 00:02:55,641
‫فاتحی بعد از فاتحی دیگر اومد،</i>
<i>‫برای مدتی حکومت کرد،

28
00:02:55,643 --> 00:02:58,610
<i>‫  دیوارها و قلعه‌هایی از خودش به جا گذاشته </i>

29
00:02:58,612 --> 00:03:01,146
<i>‫و همچنین تَرَک‌هایی در سنگ‌ها،</i>

30
00:03:01,148 --> 00:03:02,781
<i>‫و بعد ناپدید شده،</i>

31
00:03:02,783 --> 00:03:05,851
‫درست مثل مه صبحگاهی</i>
<i>‫در یک دره‌ی عمیق

32
00:03:07,453 --> 00:03:11,623
<i>‫اورشلیم یه بیوه‌ی سیاهه</i>

33
00:03:11,625 --> 00:03:14,860
‫که عاشقانش رو در حالی که</i>
<i>‫هنوز داخلش هستند، میبلعه

34
00:03:21,301 --> 00:03:24,203
‫- دیرمون شده
‫- پسرمون، آریه

35
00:03:33,479 --> 00:03:37,149
<i>‫مادرم در شهر "رُونو" بزرگ شده بود</i>

36
00:03:37,151 --> 00:03:40,319
‫که اون موقع در لهستان بود</i>
<i>‫و الان در اوکراین

37
00:03:42,155 --> 00:03:45,557
‫بچگیش اونجا پر بود از</i>
<i>‫کلماتی مثل...

38
00:03:45,559 --> 00:03:48,827
<i>‫  لوستر، خدمتکار، </i>

39
00:03:48,829 --> 00:03:51,563
<i>‫راز،</i>

40
00:03:51,565 --> 00:03:53,899
<i>‫شکست عشقی...</i>

41
00:03:58,204 --> 00:04:00,906
‫در حالی که یهودی‌ستیزی</i>
<i>‫در اروپا رواج پیدا میکرد...

42
00:04:02,408 --> 00:04:04,910
<i>‫مادرم خوب دیده بود که...</i>

43
00:04:06,546 --> 00:04:09,181
<i>‫اسرائیل سرزمین شیر و عسله،</i>

44
00:04:09,183 --> 00:04:11,316
‫جایی که پیشگام‌ها این بیابون</i>
<i>‫رو شکوفا کرده بودن...

45
00:04:17,390 --> 00:04:22,461
<i>‫اون پیشگامان رو شاعران، کارگران و انقلابیون تصور کرده بود</i>

46
00:04:22,463 --> 00:04:26,565
<i>‫که زمین زراعت و جنگ براشون فرقی نداشت،</i>

47
00:04:26,567 --> 00:04:32,204
‫ولی در عین حال احساساتی</i>
<i>‫و روشنفکر بودن

48
00:04:35,408 --> 00:04:39,578
‫بعد از اینکه مادرم و خانواده‌اش</i>
<i>‫به اروپا فرار کردن،

49
00:04:39,580 --> 00:04:42,214
<i>‫در جنگل سوسنکیِ در لهستان،</i>

50
00:04:42,216 --> 00:04:44,449
<i>‫جایی که مادرم و خواهرانش</i>

51
00:04:44,451 --> 00:04:47,719
<i>‫روزگاری عاشق کندنِ قارچ و توت از اونجا،</i>

52
00:04:47,721 --> 00:04:49,821
<i>‫و خوابیدن در کیسه خواب</i>

53
00:04:49,823 --> 00:04:51,957
<i>‫در کنار رودخانه زیر ستاره‌ها بودند</i>

54
00:04:54,627 --> 00:04:57,396
‫آلمانی‌ها، لیتوانیایی‌ها،</i>
<i>‫و اوکراینی‌ها،

55
00:04:57,398 --> 00:04:58,930
<i>‫با مسلسل همه رو به تیر بستن</i>

56
00:04:58,932 --> 00:05:03,468
<i>‫و 23 هزار یهودی رو تو دو روز به قتل رسوندن</i>

57
00:05:07,807 --> 00:05:11,677
‫تقریباً تمام کسانی که مادرم</i>
<i>‫میشناخت رو کشتن

58
00:05:21,454 --> 00:05:22,921
‫یه میلیون طفل معصوم....

59
00:05:24,257 --> 00:05:26,491
‫یه میلیون طفل معصوم...

60
00:05:26,493 --> 00:05:29,561
‫اونا یه میلیون طفل معصوم
‫مثل تو رو کشتن!

61
00:05:32,432 --> 00:05:35,701
‫اورشلیم، 1945،
‫تحت قیمومت بریتانیا

62
00:05:39,272 --> 00:05:42,307
‫روز خوش، خانم.
‫میشه لطفا وصل کنین به 648 تل‌آویو؟

63
00:05:42,309 --> 00:05:45,277
<i>‫یک دقیقه صبر کنید، جناب</i>

64
00:05:45,279 --> 00:05:47,379
<i>‫آقای ناشاشیبی تو راه هستن</i>

65
00:05:47,381 --> 00:05:49,715
‫البته که صبر میکنم،
‫اما آدم‌هایی اون سمت

66
00:05:49,717 --> 00:05:51,316
‫خط هستن که اونا هم منتظرن

67
00:05:51,318 --> 00:05:52,851
‫خیلی زوده، آریه

68
00:05:52,853 --> 00:05:54,653
‫زمان میبره تا وصل بشه

69
00:05:54,655 --> 00:05:56,288
‫اگه همین الان وصلمون کنن

70
00:05:56,290 --> 00:05:57,756
‫و هنوز کسی اونجا نباشه چی؟

71
00:05:58,825 --> 00:06:00,525
‫الو؟ اِتزوی؟

72
00:06:02,495 --> 00:06:05,464
‫- خودم هستم
‫- آریه هستم، از اوشلیم زنگ میزنم

73
00:06:05,466 --> 00:06:08,300
‫بله، آریه. سلام.
‫اتزوی هستم. حالت چطوره؟

74
00:06:08,302 --> 00:06:10,001
‫اینجا همه‌چی روبراهه

75
00:06:10,003 --> 00:06:12,738
‫- از داروخونه داریم زنگ میزنیم
‫- بپرس حال خواهرم چطوره

76
00:06:12,740 --> 00:06:15,474
‫تو تل‌آویو اوضاع چطور پیش میره؟

77
00:06:15,476 --> 00:06:17,743
‫همه‌چی آرومه. خبر خاصی نیست

78
00:06:17,745 --> 00:06:19,411
‫میگذره

79
00:06:19,413 --> 00:06:22,981
‫اینکه خبری نیست خودش خبر خوبیه.
‫اینجا هم خبری نیست

80
00:06:22,983 --> 00:06:26,685
‫یه وقت برای تماس بعدی مشخص میکنیم

81
00:06:26,687 --> 00:06:28,487
‫مراقب خودتون باشید

82
00:06:28,489 --> 00:06:29,921
‫- خوش باشید
‫- همچنین

83
00:06:32,325 --> 00:06:37,062
‫در واقع اصلاً مطمئن نبودن که آیا
‫دوباره با هم حرف میزنن یا نه

84
00:06:37,064 --> 00:06:40,332
‫شاید شورش میشد،
‫شایدم یه قتل عام دیگه

85
00:06:40,334 --> 00:06:42,334
‫ممکن بود انگلیسی‌ها بهمون خیانت کنن

86
00:06:44,036 --> 00:06:46,071
‫یه کم دیگه حکومت نظامی میشه

87
00:06:55,615 --> 00:06:57,349
‫سلام

88
00:06:57,351 --> 00:06:59,084
‫- عصر بخیر
‫- عصرتون بخیر

89
00:07:01,687 --> 00:07:04,523
‫پنجره‌ها رو ببندید!
‫درها رو ببندید، لطفاً

90
00:07:08,861 --> 00:07:10,929
‫دیگه همشون از دست رفتن

91
00:07:12,432 --> 00:07:14,766
‫انگار رُونو فقط یه رویا بوده

92
00:07:59,946 --> 00:08:01,813
‫رسید

93
00:08:07,753 --> 00:08:09,821
‫یه کتاب جدید،
‫هنوز بخاطر چاپ داغه

94
00:08:11,090 --> 00:08:13,758
‫اولین کتابم

95
00:08:13,760 --> 00:08:17,429
‫[داستان کوتاه در ادبیات عبری]

96
00:08:17,431 --> 00:08:19,931
‫انگار خدا یه بچه دیگه بهم داده

97
00:08:28,174 --> 00:08:29,741
‫الان پدر و مادرت رو دعوت میکنم

98
00:08:34,180 --> 00:08:36,548
‫"تقدیم به برادر و معلمم،
‫دیوید،

99
00:08:36,550 --> 00:08:38,450
‫کسی در تاریکی از دستش دادم."

100
00:09:14,854 --> 00:09:17,155
‫کی گفته عموت

101
00:09:17,157 --> 00:09:19,491
‫تنها فرهنگیِ مهم تو طایفه‌ست؟

102
00:09:19,493 --> 00:09:22,994
‫حالا فعلاً این اولین کتابمه

103
00:09:22,996 --> 00:09:27,699
‫و آخریش هم نیست

104
00:09:27,701 --> 00:09:31,236
‫آشت خوبه. بد نیست...

105
00:09:31,238 --> 00:09:33,505
‫تقریباً خوشمزه‌ست

106
00:09:33,507 --> 00:09:36,508
‫ولی حتی غیریهودی‌ای که
‫تو خونه یهودی‌ها خدمتکاری کرده باشه

107
00:09:36,510 --> 00:09:40,579
‫هم میدونه که آش "بُرش"
‫باید ترش و فقط یه کم شیرین باشه

108
00:09:40,581 --> 00:09:43,682
‫نه اینکه شیرین و یه کم ترش باشه

109
00:09:43,684 --> 00:09:48,853
‫مثل لهستانی‌ها که همیشه
‫بی هوا شکر میریزن تو غذا

110
00:09:48,855 --> 00:09:52,924
‫حتی ترب کوهی هم با مربا
‫اضافه کردن خرابش میکنن

111
00:09:54,627 --> 00:09:58,730
‫بیاید جام شرابمون رو به افتخار
‫کتاب جدید بالا ببریم

112
00:09:58,732 --> 00:10:00,131
‫به سلامتی.
‫مبارکه

113
00:10:13,079 --> 00:10:17,882
‫اگه مجبور شدی بین دروغ گفتن
‫و توهین به کسی، یکی رو انتخاب کنی

114
00:10:17,884 --> 00:10:18,984
‫گذشت رو انتخاب کن

115
00:10:23,289 --> 00:10:25,123
‫اجازه دارم دروغ بگم؟

116
00:10:27,593 --> 00:10:29,561
‫گاهی اوقات... آره

117
00:10:31,063 --> 00:10:34,733
‫بهتره احساساتی باشی تا روراست

118
00:10:55,121 --> 00:10:57,322
‫بیا، میخ رو نگه دار

119
00:10:59,125 --> 00:11:00,959
‫ما هم مزرعه‌ی کوچیک خودمون رو میسازیم

120
00:11:00,961 --> 00:11:03,995
‫و با زور بازوی خودمون، "نان
‫را از زمین بدست می‌آوریم."

121
00:11:03,997 --> 00:11:05,163
‫کادیما!
‫(واژه‌ای عبِری)

122
00:11:07,333 --> 00:11:12,337
‫میدونی، کلمه‌ی کادیما
‫یعنی "به پیش"

123
00:11:13,973 --> 00:11:15,106
‫ولی...

124
00:11:16,976 --> 00:11:21,112
‫ولی این واژه درواقع
‫از واژه‌ی "کِدم" میاد

125
00:11:21,114 --> 00:11:23,782
‫که اشاره داره به "دوران باستان"

126
00:11:23,784 --> 00:11:26,651
‫

127
00:11:26,653 --> 00:11:31,122
‫پس کسی که عبری حرف میزنه
‫در واقع به گذشته نگاه رو به جلو داره

128
00:11:31,124 --> 00:11:33,625
‫- جالبه، نه؟
‫- آره

129
00:11:33,627 --> 00:11:36,161
‫دستت زخم شد؟

130
00:11:36,163 --> 00:11:38,730
‫آریه؟

131
00:11:38,732 --> 00:11:41,366
‫با اینکه این همه عرق کردم
‫هنوزم من رو میشناسی؟

132
00:11:41,368 --> 00:11:43,034
‫وایسا تماشا کن

133
00:11:44,136 --> 00:11:45,737
‫

134
00:11:59,819 --> 00:12:02,387
‫حله!

135
00:12:07,860 --> 00:12:10,028
<i>‫یه روز پدرم بهم گفت،</i>

136
00:12:10,030 --> 00:12:13,998
<i>‫آموس، به پیوند ریشه‌ای بین کلمات توجه کن...</i>

137
00:12:14,000 --> 00:12:17,168
<i>‫زمین، انسان،</i>

138
00:12:17,170 --> 00:12:22,240
<i>‫خون، سرخ، سکوت</i>

139
00:12:32,051 --> 00:12:35,720
‫هر شیش ماه یه رمان مینویسی،

140
00:12:35,722 --> 00:12:38,957
‫و بلافاصله، همه‌ی دخترای
‫خوشگل تو رو از قفسه برمیدارن

141
00:12:38,959 --> 00:12:41,259
‫و یه راست میبرن تو تختشون

142
00:12:41,261 --> 00:12:43,695
‫حداقل کتاب‌های من
‫یکم آدم رو سرگرم میکنن

143
00:12:43,697 --> 00:12:46,030
‫اگه میخوای دل دخترا رو بدست بیاری،

144
00:12:46,032 --> 00:12:48,767
‫شاید بهتره رمان‌های عاشقونه بنویسی

145
00:13:02,381 --> 00:13:04,816
‫همه‌ی حرفم اینه که،
‫عجله نکن

146
00:13:04,818 --> 00:13:06,417
‫از خواهرات بپرس

147
00:13:06,419 --> 00:13:09,954
‫زندگیت فقط برای مدت کوتاهی مال خودته

148
00:13:09,956 --> 00:13:12,323
‫از زمانی که خونه‌ی بابات رو ترک
‫میکنی تا وقتی که حامله میشی

149
00:13:12,325 --> 00:13:14,759
‫حتی وقتی بچه‌ت بزرگ میشه
‫هم زندگیت رو پس نمیگیری

150
00:13:14,761 --> 00:13:16,961
‫از مادر تبدیل به مادربزرگ میشی

151
00:13:19,332 --> 00:13:20,932
‫ولی همه میگن که بچه‌دار شدن

152
00:13:20,934 --> 00:13:23,234
‫بهترین اتفاقی هستن که
‫میتونه واست بیفته

153
00:13:23,236 --> 00:13:26,070
‫همه یعنی کیا؟

154
00:13:26,072 --> 00:13:28,940
‫یادته همسایه‌مون چی شد؟

155
00:13:28,942 --> 00:13:30,275
‫ایرا؟

156
00:13:30,277 --> 00:13:32,744
‫زنِ استلتسکی

157
00:13:32,746 --> 00:13:34,779
‫آره، همون شوهر الکلیش

158
00:13:34,781 --> 00:13:37,916
‫که آسیاب پدرمون دستش بود

159
00:13:42,421 --> 00:13:47,292
‫سر کارت گرفتن روی زن خودش</i>
<i>‫شرط می‌بست، و اون رو میباخت

160
00:13:47,294 --> 00:13:49,928
<i>‫هر دفعه برای یه شب،</i>

161
00:13:49,930 --> 00:13:53,765
‫تا اینکه بالاخره اون رو بخاطر</i>
<i>‫پسر درشکه‌چی رها کرد

162
00:13:53,767 --> 00:13:56,367
‫انتون!

163
00:13:56,369 --> 00:13:58,469
<i>‫از این کلبه میتونست...</i>

164
00:13:58,471 --> 00:14:01,506
<i>‫بچه‌هاش از دور در حال بازی کردن ببینه</i>

165
00:14:04,276 --> 00:14:07,846
‫یه روز، تصمیم گرفت بره</i>
<i>‫دخترش رو ببینه

166
00:14:15,988 --> 00:14:18,056
<i>‫وقتی نزدیک شد،</i>

167
00:14:18,058 --> 00:14:19,490
<i>‫دخترش اون رو یه فاحشه خطاب کرد...</i>

168
00:14:19,492 --> 00:14:21,893
<i>‫و از صحبت باهاش سر باز زد</i>

169
00:14:21,895 --> 00:14:24,262
‫کیرا!

170
00:14:27,132 --> 00:14:32,203
‫اون شب، ایرا تمام نیروش رو</i>
<i>‫جمع کرد،

171
00:14:32,205 --> 00:14:35,473
<i>‫با یه حلبی پر از بنزین رفت به اون کلبه‌ی کوچیک...</i>

172
00:14:41,547 --> 00:14:43,381
<i>‫و یه کبریت روشن کرد</i>

173
00:15:10,910 --> 00:15:14,212
‫بچه‌هامون خودشون متوجه نیستن
‫چقدر میتونن بهمون آسیب بزنن

174
00:15:14,214 --> 00:15:15,847
‫فقط نمیفهمم چرا...

175
00:15:15,849 --> 00:15:17,849
‫چرا هیچکس بهت هشدار نداد؟

176
00:15:17,851 --> 00:15:20,084
‫چی انتظار داشتی؟
‫تو یه برگه تر و تمیز بهت هشدار بدن؟

177
00:15:20,086 --> 00:15:23,955
‫که تو براشون فقط خورد و خوراکی؟

178
00:15:23,957 --> 00:15:26,591
‫اینکه تو غذایی هستی که جوجه‌ت میخوره
‫تا قوی بشه؟

179
00:15:28,394 --> 00:15:30,862
‫کسی بهمون هشدار نمیده،

180
00:15:30,864 --> 00:15:35,066
‫چون همه مادرها فکر میکنن
‫فقط خودشون این حس رو دارن

181
00:15:35,068 --> 00:15:38,569
‫و همه مادرها هم شب‌ها
‫تنهایی روی بالششون اشک میریزن

182
00:15:38,571 --> 00:15:42,206
‫به جز مادر ما، که همش نفرینمون میکنه

183
00:15:47,613 --> 00:15:51,115
<i>‫ [تارزان شکست‌ناپذیر] </i>

184
00:15:52,615 --> 00:16:00,615
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

185
00:16:06,065 --> 00:16:09,400
‫دنبال دردسر نگرد.
‫پسر خوبی باش، باشه؟

186
00:16:09,402 --> 00:16:10,468
‫باشه

187
00:16:12,338 --> 00:16:16,908
‫دوست‌های پدر و مادرم،</i>
<i>‫"استاشک" و "مالا رودنیسکی"

188
00:16:16,910 --> 00:16:19,344
<i>‫از خودشون بچه‌ای نداشتن</i>

189
00:16:19,346 --> 00:16:23,414
‫برای همینم پدر و مادرم بعضی وقتا</i>
<i>‫من رو میذاشتن پیش اونا

190
00:16:23,416 --> 00:16:25,483
<i>‫پدرم میگفت</i>

191
00:16:25,485 --> 00:16:29,654
<i>‫که واژه‌ی عبری "بچه نداشتن"</i>

192
00:16:29,656 --> 00:16:33,358
<i>‫با واژه‌ی تاریکی نسبت داره</i>

193
00:16:33,360 --> 00:16:37,261
‫و اینکه واژه‌ی تاریکی هم</i>
<i>‫با فراموشی نسبت داره

194
00:16:38,263 --> 00:16:40,999
<i>‫نبودِ حافظه</i>

195
00:16:41,001 --> 00:16:44,002
<i>‫نبودِ فرزند</i>

196
00:16:44,004 --> 00:16:46,104
<i>‫نبودِ نور</i>

197
00:16:48,107 --> 00:16:51,542
<i>‫مادرم از اونجا تنهایی قدم میزد</i>

198
00:16:51,544 --> 00:16:56,047
‫اینکه به کجا،</i>
<i>‫فقط میتونم تصورش کنم

199
00:16:56,049 --> 00:16:58,950
‫وقتی میری تو خونه‌ی اعراب

200
00:16:58,952 --> 00:17:01,119
‫خیلی مهمه که ادبت رو حفظ کنی

201
00:17:01,121 --> 00:17:06,457
‫بچه‌ها نباید تو گفتگوهای
‫آدم‌بزرگ‌ها دخالت کنن

202
00:17:06,459 --> 00:17:08,960
‫فقط در صورتی که مستقیم با خودت صحبت کردن،

203
00:17:08,962 --> 00:17:12,463
‫خیلی مختصر و مؤدبانه جوابشون رو میدی

204
00:17:12,465 --> 00:17:14,532
‫اگه خوراکی آوردن،

205
00:17:14,534 --> 00:17:18,069
‫چیزی برندار که خرد بشه

206
00:17:18,071 --> 00:17:20,038
‫اگه اصرار کردن چیزی برداری،

207
00:17:20,040 --> 00:17:22,974
‫قبول نکن، ولی مودبانه،
‫مثل یه مرد متشخص

208
00:17:22,976 --> 00:17:26,711
‫حتی اگر دلت خواست شیرینی برداری

209
00:17:26,713 --> 00:17:28,980
‫ما دعوت شدیم فقط بخاطر اینکه
‫عموت، استاشک

210
00:17:28,982 --> 00:17:30,581
‫از پسر الحلوانی مراقبت کرده

211
00:17:30,583 --> 00:17:33,718
‫اگر در چنین مواقعی،

212
00:17:33,720 --> 00:17:38,189
‫مثل حیوان رفتار کنیم،
‫نه‌تنها گستاخی محضه،

213
00:17:38,191 --> 00:17:42,326
‫بلکه ممکنه شدیداً آینده‌ی
‫روابطمون رو به خطر بندازه

214
00:17:51,036 --> 00:17:53,438
ژاکت؟ ژاکت؟

215
00:18:30,442 --> 00:18:36,047
،آه! دوست من
بیا، بیا، بیا ببینم

216
00:18:36,049 --> 00:18:37,548
،خوش‌اومدی، خوش‌اومدی
خوش‌اومدی

217
00:18:37,550 --> 00:18:40,284
از دیدنتون خوشحالم، بانو -
سلام -

218
00:18:40,286 --> 00:18:43,321
لطفا، همگی، دوست دارم
،با دوستم آشنا بشین

219
00:18:43,323 --> 00:18:45,223
مرد بزرگ، آقای استاو

220
00:18:45,225 --> 00:18:48,059
آقای استاو بهم کمک کرد تا
، پسرم ادوارد رو

221
00:18:48,061 --> 00:18:51,062
از اون واقعه ناگوار که اوایل تابستون
رخ داد تبرئه کنم

222
00:18:51,064 --> 00:18:54,499
.ممنون که تشریف آوردی
لطفا از این طرف

223
00:18:54,501 --> 00:18:59,470
شاید این آقاپسر دوست داشته باشه
بره تو باغچه یکم بازی کنه؟

224
00:19:01,607 --> 00:19:04,408
.خواهش میکنم
خواهش میکنم بانو

225
00:19:04,410 --> 00:19:06,477
...میخوام نشونت بدم

226
00:19:42,781 --> 00:19:45,082
صبح‌بخیر، خانوم

227
00:19:46,652 --> 00:19:50,688
اسم من آموسه. و شما؟

228
00:19:52,457 --> 00:19:54,292
اسم منم عایشه‌ست

229
00:19:55,861 --> 00:19:59,297
اینم برادرم آواده

230
00:20:00,732 --> 00:20:02,400
...پدرت

231
00:20:02,402 --> 00:20:04,635
...پدر بزرگوارت پیشنهاد کرد که

232
00:20:04,637 --> 00:20:06,704
بیام اینجا و باهاتون بازی کنم

233
00:20:06,706 --> 00:20:09,207
.اون پدرم نیست
اون عموی مادرمه

234
00:20:09,209 --> 00:20:12,243
.من اینجا زندگی نمیکنم
توی طالبیه زندگی میکنم

235
00:20:12,245 --> 00:20:15,213
چجوری بلدی عبری (زبون یهودی‌ها) حرف بزنی؟

236
00:20:15,215 --> 00:20:18,516
من سه ساله که توی
ریخاویا" پیانو تمرین میکنم"

237
00:20:18,518 --> 00:20:21,752
،زبون قشنگیه
و ریخاویا هم به همون قشنگی

238
00:20:21,754 --> 00:20:23,888
خب جای تمیز و آرومیه

239
00:20:25,891 --> 00:20:28,793
طالبیه هم جای تمیز و آرومیه

240
00:20:32,598 --> 00:20:35,166
اشکالی نداره یکم صحبت کنیم؟

241
00:20:35,168 --> 00:20:37,802
همین الانشم حرف نمیزنیم؟

242
00:20:50,749 --> 00:20:54,185
توی این کشور اتاق کافی برای
هردو مردم هست

243
00:20:54,187 --> 00:20:58,522
ما باید یاد بگیریم که در صلح و
احترام دوطرفه باهم‌دیگه زندگی کنیم

244
00:21:02,194 --> 00:21:04,395
من یه برادر بزرگ تو لندن دارم

245
00:21:04,397 --> 00:21:06,764
اون داره برای وکیل شدن درس میخونه

246
00:21:08,233 --> 00:21:10,935
وقتی که بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی؟

247
00:21:12,204 --> 00:21:15,273
خودت چی؟

248
00:21:15,275 --> 00:21:19,210
با توجه به حرفایی که زدی
تو هم یه وکیل میشی

249
00:21:19,212 --> 00:21:21,912
چی باعث شد همچین فکری بکنی؟

250
00:21:21,914 --> 00:21:24,315
قصدم اینه که یه کتاب بنویسم

251
00:21:24,317 --> 00:21:26,584
جدی؟
چه نوع کتابی؟

252
00:21:26,586 --> 00:21:28,586
شعر

253
00:21:28,588 --> 00:21:33,591
شعر؟ -
آره. فرانسوی و انگلیسی -

254
00:21:33,593 --> 00:21:38,462
،عربی هم میتونم بنویسم
ولی تاحالا به هیچ‌کی نشون ندادم

255
00:21:40,632 --> 00:21:42,967
اینجا کتاب شعر عبری خوبی هست؟

256
00:21:42,969 --> 00:21:46,237
!معلومه که هست
"لوین کیپنیس، ریچل"

257
00:21:46,239 --> 00:21:50,574
،ولادیمیر جبوتینسکی
...چیمینخاوسکی

258
00:21:50,576 --> 00:21:53,344
...نسلی از خدایان بر زمین قدم نهادن "

259
00:21:54,479 --> 00:21:57,615
نسلی

260
00:21:57,617 --> 00:22:00,418
دور کردن از مردم مریض"

261
00:22:00,420 --> 00:22:03,421
"و قبیله‌ای از رنج‌دیدگان

262
00:22:10,262 --> 00:22:12,596
میتونی از درخت هم بری بالا؟

263
00:22:21,273 --> 00:22:23,607
،استراحت کن یه دقیقه

264
00:22:23,609 --> 00:22:26,444
فقط یه دقیقه

265
00:22:26,446 --> 00:22:29,280
،استراحت کن یه دقیقه

266
00:22:29,282 --> 00:22:30,715
فقط یه دقیقه

267
00:24:07,813 --> 00:24:11,782
.بنده پدرِ آموس هستم
میشه با آقای الحلوانی صحبت کنم؟

268
00:24:13,885 --> 00:24:18,422
خیلی‌خب، میشه بهش بگید که ما واقعا
برای اون اتفاقی که افتاد واقعا متاسفیم؟

269
00:24:18,424 --> 00:24:21,392
ما واقعا نگران سلامتی بچه عزیزشون هستیم

270
00:24:21,394 --> 00:24:24,428
،ما تمام هزینه درمان اون بچه رو میدیم
و البته تمام و کمال

271
00:24:28,567 --> 00:24:31,135
و ما خالصانه مشتاق ملاقات ایشون
در اولین زمان ممکن هستیم

272
00:24:31,137 --> 00:24:34,805
برای توضیح این مطلب و
این قضیه رو فیصله بدیم

273
00:24:50,655 --> 00:24:53,023
...یه بار دوتا راهب بودن که

274
00:24:53,025 --> 00:24:55,092
انواع محدودیت‌های وارد بر
خودشون رو تحمل میکردن

275
00:24:55,094 --> 00:24:56,760
،در خلال این چیزا

276
00:24:56,762 --> 00:25:02,166
اونا تصمیم داشتن که پیاده به هند برن

277
00:25:08,841 --> 00:25:11,675
و قسم خورده بودن که</i>
<i>هیچ حرفی نزنن

278
00:25:13,445 --> 00:25:15,679
،حتی توی خوابشون</i>
<i>طی سالهایی که تو سفر بودن

279
00:25:15,681 --> 00:25:20,017
<i>حتی یه کلمه هم حرف نزدن</i>

280
00:25:20,019 --> 00:25:21,819
...اما یه بار

281
00:25:21,821 --> 00:25:24,555
،وقتی داشتن از بغل یه رودخونه رد میشدن

282
00:25:24,557 --> 00:25:27,791
صدای گریه زنی رو شنیدن که
داشت غرق میشد و کمک میخواست

283
00:25:37,469 --> 00:25:40,538
<i>بدون کلامی، راهب جوان‌تر پرید توی آب</i>

284
00:25:43,875 --> 00:25:45,676
<i>... اون زن رو کول کرد</i>

285
00:25:45,678 --> 00:25:47,978
<i>و گذاشت روی زمین</i>

286
00:25:54,686 --> 00:25:58,656
<i>دو راهب با سکوت تمام به سفر خود ادامه دادن</i>

287
00:25:58,658 --> 00:26:00,524
،شش ماه بعد

288
00:26:00,526 --> 00:26:03,160
،یهو راهب جوان‌تر پرسید

289
00:26:06,698 --> 00:26:08,899
...بهم بگو "

290
00:26:11,202 --> 00:26:16,106
به نظرت وقتی اون زن رو
کول کردم گناهی مرتکب شدم؟

291
00:26:16,108 --> 00:26:18,776
<i>:رفیقش سوالش رو با سوال جواب داد</i>

292
00:26:18,778 --> 00:26:23,013
"چی؟ اون زن هنوزم روی کول توئه؟"

293
00:26:38,196 --> 00:26:44,201
،آموس، وقتی که یه دانش‌آموز بودم
عاشق این بودم که وسط گلها چیزی بخونم

294
00:26:44,203 --> 00:26:48,272
،و یه روز، بعد کلاس
پدر آیندت رو اینجا ملاقات کرد

295
00:26:48,274 --> 00:26:50,674
یادت میاد وقتی در مورد واژه "گل" بهت چی گفتم؟

296
00:26:52,277 --> 00:26:55,279
گل ترکیبی از دو کلمه"گاو" و"بو"ه

297
00:26:55,281 --> 00:26:57,548
،گاو" هم از ریشه "باروری" گرفته شده"

298
00:26:57,550 --> 00:27:01,885
و "بو" هم حشرات رو برای
بارور کردن گیاهان وسوسه میکنه

299
00:27:01,887 --> 00:27:05,055
و ایشونم از ضعف من تو شناخت این کلمات سود کرد

300
00:27:05,057 --> 00:27:08,225
چیکار میکردم؟
!همه پسرا براش چرب‌زبونی میکردن

301
00:27:08,227 --> 00:27:10,294
منم مجبور بودم به خودم بیام

302
00:27:11,563 --> 00:27:12,896
اینجوری شد

303
00:28:13,324 --> 00:28:18,128
به خاطر داشتن مثل تلاش برای</i>
<i>تعمیر کردن ساختمونای قدیمی

304
00:28:18,130 --> 00:28:20,364
<i>با سنگ‌ها از تو ویرانه‌هاست</i>

305
00:28:22,000 --> 00:28:24,368
<i>و آن سنگ‌ها هم خاطرات هستن</i>

306
00:28:32,210 --> 00:28:35,646
میشه لطفا چندتا فناستین (مسکن) بدید؟

307
00:28:35,648 --> 00:28:37,815
یه سردرد دارم که دست بردار نیست

308
00:28:37,817 --> 00:28:41,318
.حرفاشون رو باور نمیکنم
دیگه حرفای هیچ‌کس رو باور نمیکنم

309
00:28:41,320 --> 00:28:43,921
یه توطئه بزرگه

310
00:28:43,923 --> 00:28:47,658
چی فکر میکنی؟
،پسرای ما هستن که برای شما میجنگن

311
00:28:47,660 --> 00:28:49,827
جوانی خودشون رو
،به خاطر شما تباه میکنن

312
00:28:49,829 --> 00:28:52,162
بعد تو داری میگی که همش توطئه‌ست؟

313
00:28:52,164 --> 00:28:54,031
!آره، چون همه اینا یه توطئه بزرگه

314
00:28:54,033 --> 00:28:55,833
!مثل تئاتر می‌مونه

315
00:28:55,835 --> 00:28:59,670
بن گورین مخفیانه برای فروش اورشلیم
به پادشاه عبدالله موافقت کرده

316
00:28:59,672 --> 00:29:01,672
به همین‌خاطر اون به
کیبوتز (عبری) کمک میکنه

317
00:29:01,674 --> 00:29:04,341
اهمیت نمیدن که همه مارو
قتل‌عام کنن یا بسوزونن

318
00:29:04,343 --> 00:29:06,910
آخه چه مرگته تو؟
چجوری داری این‌چیزا رو میگی؟

319
00:29:08,346 --> 00:29:10,848
...یه میلیون طفل معصوم

320
00:29:10,850 --> 00:29:15,119
،اگه جنگ بشه
وقتی که جنگ بشه ما برنده میدون هستیم

321
00:29:15,121 --> 00:29:17,020
کشورمون آماده‌باش پشت دروازه‌ن

322
00:29:18,389 --> 00:29:21,125
.آماده‌باشی در کار نیست
اینجا اصلا دروازه‌ای نیست

323
00:29:22,694 --> 00:29:25,963
.اونا هیولان
جلو بچه این‌حرفا رو نگو

324
00:29:35,440 --> 00:29:37,708
!هیچی درنیومده

325
00:29:37,710 --> 00:29:39,943
بیا اینجا

326
00:29:47,719 --> 00:29:49,787
...میدونی

327
00:29:49,789 --> 00:29:54,224
اگه کله یکی رو بشکافی
...و مغزش رو بیرون بیاری

328
00:29:55,994 --> 00:29:59,730
میبینی که مغزهامون چیزی بجز گل‌کلم نیست

329
00:29:59,732 --> 00:30:02,332
گلم‌کلمی به این اندازه

330
00:30:02,334 --> 00:30:06,737
این چه معجزه‌ایه که
این گل‌کلم کوچک

331
00:30:06,739 --> 00:30:10,174
میتونه آسمون و زمین رو
،تو خودش نگه داره

332
00:30:10,176 --> 00:30:13,277
خورشید و تموم ستارگان

333
00:30:13,279 --> 00:30:18,749
،میتونه تمام نظرات افلاطون
،و آهنگ‌های بتوون

334
00:30:18,751 --> 00:30:22,753
،و نمایشنامه‌های چخوف رو نگه داره

335
00:30:22,755 --> 00:30:26,990
...تمام دایناسورها و نهنگ‌ها

336
00:30:29,828 --> 00:30:34,331
و آرزوها و علایق شدید
...و اشتباهات و آهنگ‌های خیالی

337
00:30:35,767 --> 00:30:37,868
و همونه

338
00:30:51,316 --> 00:30:53,450
!آموس

339
00:30:53,452 --> 00:30:55,385
!بیا باهامون بازی کن

340
00:30:55,387 --> 00:30:58,422
نمیتونم. مادربزرگم امروز میاد پیشمون

341
00:31:03,127 --> 00:31:05,262
بچه‌ها! دارین چیکار میکنین؟

342
00:31:10,201 --> 00:31:12,803
تو من رو ترک کردی

343
00:31:12,805 --> 00:31:15,806
من اینجا زندگی ندارم

344
00:31:15,808 --> 00:31:19,376
،قلبم رو سوراخ کردی
...مادر خودت رو

345
00:31:19,378 --> 00:31:24,081
!تنها کسی که ازت مراقبت خواهد کرد

346
00:31:25,083 --> 00:31:28,418
فقط به خودت بیا

347
00:31:28,420 --> 00:31:30,754
چجوری میتونی تحمل کنی؟

348
00:31:34,259 --> 00:31:36,426
!اینجا مزخرفه

349
00:31:38,863 --> 00:31:42,499
آه. من انقد آدم نیستم که جوابم رو بدی؟

350
00:31:44,269 --> 00:31:47,404
!باید تو رو توی "رونو" ترک میکردم

351
00:31:47,406 --> 00:31:50,407
!من بهتره که برم گم شم

352
00:31:51,907 --> 00:31:59,907
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

353
00:32:17,302 --> 00:32:19,169
!فانیچکا

354
00:32:22,307 --> 00:32:24,007
!فانیا

355
00:32:25,376 --> 00:32:28,111
آموس، مامانت کجاست؟

356
00:32:32,550 --> 00:32:35,953
فانیا؟

357
00:32:58,576 --> 00:33:01,411
!باورت نمیشه
!کتابم فروخته شد

358
00:33:01,413 --> 00:33:03,180
!هر پنج‌تاش

359
00:33:03,182 --> 00:33:05,649
.اون ممکنه بیشترم سفارش بده
همین الان با تلفن گفت

360
00:33:05,651 --> 00:33:09,052
!پنج‌تای دیگه! گفت که تازه این واسه شروعه

361
00:33:16,494 --> 00:33:19,663
بیا بریم "ادیسون" یه فیلم ببینیم

362
00:33:24,435 --> 00:33:26,937
زارچی" مراقبته، خیلی‌خب؟"

363
00:33:26,939 --> 00:33:28,672
واسه ما

364
00:33:28,674 --> 00:33:33,510
میتونید توی هر اتاقی جهنم</i>
<i>و بهشت رو پیدا کرد

365
00:33:35,380 --> 00:33:40,384
<i>با یه ذره خِسَت، آدما با هم‌دیگه توی جهنمن</i>

366
00:33:40,386 --> 00:33:43,520
،و با یه ذره شفقت</i>
<i>،و یه ذره سخاوت

367
00:33:43,522 --> 00:33:46,623
آدما توی هم‌دیگه بهشت رو پیدا میکنن

368
00:33:46,625 --> 00:33:50,127
بازم تبریک میگم

369
00:33:50,129 --> 00:33:52,562
هنوزم باورم نمیشه

370
00:33:52,564 --> 00:33:54,197
به گاربو بگو دوستش دارم

371
00:33:55,700 --> 00:33:57,134
آموس، پسر خوبی باش

372
00:34:30,501 --> 00:34:32,636
کتاب میخوای؟

373
00:34:42,680 --> 00:34:45,015
چرنیخوسکی

374
00:35:28,259 --> 00:35:31,728
<i>به نظر میرسه صبر تو کمک کرد گیاهان رشد کنن</i>

375
00:35:31,730 --> 00:35:34,164
چرا نمیری و خودت ببینی؟

376
00:36:08,099 --> 00:36:12,802
،وقتی خانوا‌ده‌م به خیابون دابینسکا نقل مکان کردن

377
00:36:12,804 --> 00:36:16,373
مقداری وسایل از مستاجر قبلی برامون مونده بود

378
00:36:18,109 --> 00:36:22,379
و یه افسر به اسم ژن توی اتاق
روبه‌روی ما زندگی میکرد

379
00:36:22,381 --> 00:36:26,349
<i>، هر جمعه، مادرم یکی‌مون رو</i>

380
00:36:26,351 --> 00:36:30,620
با یه سینی از بیسکویت که</i>
<i>تازه از فر درآورده بود رو

381
00:36:30,622 --> 00:36:33,557
برای "شنبه خوبی داشته باشید" گفتن</i>
<i>از طرف کل خانواده می‌فرستاد

382
00:36:33,559 --> 00:36:34,824
<i>شنبه خوبی داشته باشید</i>

383
00:36:37,396 --> 00:36:40,397
<i>...اون دست میکشید رو سرم</i>

384
00:36:40,399 --> 00:36:42,499
"صدام میکرد"سیگانکا

385
00:36:42,501 --> 00:36:44,868
رقصنده نمایش موزیکال

386
00:36:44,870 --> 00:36:48,572
<i>و قول داد که منتظر من میمونه</i>

387
00:36:48,574 --> 00:36:51,441
<i>و وقتی بزرگ شدم باهام ازدواج میکنه</i>

388
00:37:01,719 --> 00:37:05,255
<i>...ولی، یه روز</i>

389
00:37:07,158 --> 00:37:11,294
<i>...صبح شنبه، قبل از طلوع آفتاب</i>

390
00:37:12,897 --> 00:37:15,599
سرهنگ تصمیم گرفت</i>
<i>تا هفت‌تیرش رو امتحان کنه

391
00:37:18,169 --> 00:37:21,238
<i>دوتا تیر به پنجره بسته رو به باغچه شلیک کرد</i>

392
00:37:24,176 --> 00:37:26,543
<i>خوشبختانه، یه کبوتر رو زد</i>

393
00:37:26,545 --> 00:37:29,412
<i>که روز بعدش توی باغچه پیدا شد</i>

394
00:37:31,349 --> 00:37:34,818
<i>...بعد یه تیر به بطری روی میز زد</i>

395
00:37:37,188 --> 00:37:38,922
<i>...دوتا هم به لوستر زد</i>

396
00:37:42,426 --> 00:37:44,160
...و بعدش

397
00:37:59,810 --> 00:38:05,548
یه‌مرتبه، یه کاغذ توی کشوی میز پیدا کردم

398
00:38:05,550 --> 00:38:08,218
با دست‌خط یه زن نوشته شده بود

399
00:38:09,287 --> 00:38:13,256
برای توله گرگ کوچیک ارزشمندم "

400
00:38:13,258 --> 00:38:17,227
،توی تموم زندگیم تاحالا مردی بهتر از تو ندیدم
مردی به بخشندگی تو

401
00:38:17,229 --> 00:38:21,398
<i>"من ارزش اینو ندارم تا زیر کفشت رو هم ببوسم</i>

402
00:38:21,400 --> 00:38:25,535
توش دوتا غلط املایی بود

403
00:38:26,971 --> 00:38:29,506
،با یه "ن" امضا شده بود

404
00:38:29,508 --> 00:38:31,975
و اون یه چیزی زیرش کشیده بود

405
00:38:42,820 --> 00:38:45,488
...هیچ‌کسی هیچی درمورد کسی نمیدونه

406
00:38:47,358 --> 00:38:50,427
،هیچ‌کس، حتی کسی که باهاش ازدواج میکنی

407
00:38:50,429 --> 00:38:52,329
و حتی هیچی در مورد خودمون

408
00:38:53,497 --> 00:38:55,832
ما هیچی نمیدونیم

409
00:38:55,834 --> 00:38:59,669
اما بعضی‌وقتا که تصور کنیم
،که چیزی رو میدونیم

410
00:38:59,671 --> 00:39:02,472
حتی بدترم میشه

411
00:39:02,474 --> 00:39:05,442
بهتره که با ناآگاهی زندگی کنیم

412
00:39:05,444 --> 00:39:08,278
تا توی لغزش و خطا زندگی کرد

413
00:39:15,019 --> 00:39:18,488
29نوامبر، 1947

414
00:39:18,490 --> 00:39:20,290
...امشب

415
00:39:20,292 --> 00:39:22,292
،توی دریاچه موفقیت، نزدیک نیویورک

416
00:39:22,294 --> 00:39:26,496
هیئت قانون‌گذاری کلی به چه‌چیزی رای میده؟

417
00:39:26,498 --> 00:39:29,299
قبول کردن طرح پیشنهادی پیچیده

418
00:39:29,301 --> 00:39:30,800
و این طرح پیشنهادی چیه؟

419
00:39:30,802 --> 00:39:34,671
واسه ساختن دوتا کشور
:خارج از قیمومت انگلیس

420
00:39:34,673 --> 00:39:36,639
یکی یهودی، یکی هم عربی

421
00:39:36,641 --> 00:39:41,978
کی باهاش مخالفه؟
اتحاد مسلمانان و انگلیس

422
00:39:41,980 --> 00:39:44,481
و چرا؟

423
00:39:44,483 --> 00:39:48,651
اونا مناطق عرب‌نشینی که تخت حمایت
انگلیس‌ بود رو میخواستن

424
00:39:48,653 --> 00:39:50,720
،مثل مصر
اردن و عراق

425
00:39:50,722 --> 00:39:52,722
!آفرین

426
00:39:52,724 --> 00:39:55,892
...میدونی، معنای دریاچه موفقیت

427
00:39:55,894 --> 00:39:58,695
،نقطه‌مقابل دریایی از اشکه

428
00:39:58,697 --> 00:40:01,531
با نمادی از تقدیر مردم‌مان برای شاعر بیالیک

429
00:40:03,068 --> 00:40:06,403
جالبه-
جالب-

430
00:40:08,038 --> 00:40:11,074
<i>نروژ--بله</i>

431
00:40:11,076 --> 00:40:12,709
<i>پاکستان</i>

432
00:40:12,711 --> 00:40:14,577
<i>خیر</i>

433
00:40:14,579 --> 00:40:16,012
<i>پاناما</i>

434
00:40:16,014 --> 00:40:17,514
<i>بله</i>

435
00:40:17,516 --> 00:40:19,082
<i>پاراگوئه</i>

436
00:40:20,418 --> 00:40:22,352
<i>بله</i>

437
00:40:22,354 --> 00:40:24,687
میشه لطفا کمکم کنید؟

438
00:40:25,723 --> 00:40:27,524
<i>فیلیپین</i>

439
00:40:27,526 --> 00:40:28,958
<i>بله</i>

440
00:40:29,960 --> 00:40:31,027
<i>لهستان</i>

441
00:40:31,029 --> 00:40:33,563
<i>بله</i>

442
00:40:33,565 --> 00:40:35,532
<i>عربستان سعودی</i>

443
00:40:35,534 --> 00:40:37,600
<i>خیر</i>

444
00:40:37,602 --> 00:40:42,105
<i>تایلند--غایب</i>

445
00:40:42,107 --> 00:40:44,107
<i>سوئد</i>

446
00:40:44,109 --> 00:40:45,708
<i>بله</i>

447
00:40:45,710 --> 00:40:47,477
<i>سوریه</i>

448
00:40:47,479 --> 00:40:49,045
<i>خیر</i>

449
00:40:49,047 --> 00:40:50,713
<i>ترکیه</i>

450
00:40:50,715 --> 00:40:52,382
<i>خیر</i>

451
00:40:52,384 --> 00:40:53,817
<i>اوکراین</i>

452
00:40:53,819 --> 00:40:55,585
<i>بله</i>

453
00:40:55,587 --> 00:40:57,120
<i>آفریقا جنوبی</i>

454
00:40:57,122 --> 00:40:58,888
<i>بله</i>

455
00:40:58,890 --> 00:41:00,590
<i>اتحادیه شوروی</i>

456
00:41:00,592 --> 00:41:02,125
<i>بله</i>

457
00:41:02,127 --> 00:41:04,394
<i>پادشاهی انگلستان</i>

458
00:41:04,396 --> 00:41:06,062
<i>عدم مشارکت</i>

459
00:41:06,064 --> 00:41:08,398
<i>آمریکا</i>

460
00:41:08,400 --> 00:41:09,966
<i>بله</i>

461
00:41:09,968 --> 00:41:11,634
<i>اوروگوئه</i>

462
00:41:11,636 --> 00:41:13,403
<i>بله</i>

463
00:41:13,405 --> 00:41:14,904
<i>ونزوئلا</i>

464
00:41:14,906 --> 00:41:16,573
<i>بله</i>

465
00:41:16,575 --> 00:41:17,907
<i>یمن</i>

466
00:41:17,909 --> 00:41:19,476
<i>خیر</i>

467
00:41:19,478 --> 00:41:21,077
<i>یوگوسلاوی</i>

468
00:41:21,079 --> 00:41:23,813
<i>عدم مشارکت</i>

469
00:41:26,485 --> 00:41:29,152
<i>تصمیم نهایی</i>

470
00:41:29,154 --> 00:41:32,755
بنا به نظر هیئت بررسی</i>
<i>فلسطین انتخاب شد

471
00:41:32,757 --> 00:41:37,627
،با اتخاذ 33 رای، 13 رای مخالف</i>
<i>10کشور بدون مشارکت

472
00:41:44,168 --> 00:41:48,404
!کشور یهودی‌ها آزاده
!کشور یهودی‌ها آزاده

473
00:42:20,504 --> 00:42:22,472
باورنکردنیه-
باورنکردنیه

474
00:42:22,474 --> 00:42:25,508
همه‌چی داره عوض میشه

475
00:42:25,510 --> 00:42:27,076
بهت گفته بودم

476
00:42:29,213 --> 00:42:32,782
!ما صلح رو براتون آوردیم

477
00:43:32,042 --> 00:43:35,878
تصورشم نمیتونی بکنی که
اون پسرای بی‌دین توی

478
00:43:35,880 --> 00:43:37,814
مدرسه که تو ویلنا بود چه کردن

479
00:43:41,952 --> 00:43:46,889
،بعدش، وقتی پدرم، یعنی پدربزرگت
،واسه شکایت اومد مدرسه

480
00:43:46,891 --> 00:43:48,725
اونم گرفتن زدن

481
00:43:48,727 --> 00:43:52,061
،و اون رو انداختن زمین

482
00:43:52,063 --> 00:43:55,298
و وسط حیاط شلوارش رو درآوردن

483
00:43:57,134 --> 00:44:00,136
همه بچه‌ها خندیدن

484
00:44:00,138 --> 00:44:03,072
و معلم‌ها هم نگاه کردن و
جیک‌شون درنیومد

485
00:44:05,576 --> 00:44:07,844
تازه بعضی‌هاشونم خندیدن

486
00:44:10,948 --> 00:44:13,950
گاوصفت‌ها ممکنه روزی
توی شهر یا مدرسه

487
00:44:13,952 --> 00:44:17,320
قلدری کنن

488
00:44:17,322 --> 00:44:20,556
اونا قلدری میکنن فقط به این دلیل که
تو هم مثل من یهودی هستی

489
00:44:21,992 --> 00:44:25,595
،اما از این به بعد
،چون ما کشور خودمون رو داریم

490
00:44:25,597 --> 00:44:28,765
به این دلیل که یهودی هستی
دیگه هیچوقت برات قلدری نمیکنن

491
00:44:28,767 --> 00:44:30,833
به هیچ عنوان

492
00:44:41,612 --> 00:44:45,715
،چند ساعت بعد</i>
<i>،تو ساعت هفت صبح

493
00:44:45,717 --> 00:44:48,151
<i>،وقتی همگی خوابیده بودیم</i>

494
00:44:48,153 --> 00:44:52,789
توی ویرانه‌های بازمانده از بمباران</i>
<i>،توی منطقه یهودی‌نشین اورشلیم

495
00:44:52,791 --> 00:44:56,025
<i>سرتاسر منطقه آشوب به‌پا شده بود</i>

496
00:45:21,885 --> 00:45:24,120
اسم رمزی من
گاریبالدیه

497
00:45:27,357 --> 00:45:29,992
من به شما یاد میدم که چجوری
تو زمان جنگ

498
00:45:29,994 --> 00:45:32,061
برای میهنمون تلاش کنیم

499
00:45:33,363 --> 00:45:35,264
...شما به

500
00:45:37,001 --> 00:45:38,868
شما تمام محوطه حیاط‌ها
و آلونک‌ها رو میگردین

501
00:45:38,870 --> 00:45:41,671
برای کیسه‌های خالی
،تا از شن پرشون کنیم

502
00:45:41,673 --> 00:45:43,906
و بطری‌های خالی واسه
"ساختن "کوکتل

503
00:45:43,908 --> 00:45:47,176
که دشمن‌ها ازش لذت کافی رو ببرن

504
00:45:47,178 --> 00:45:51,948
و اینکه هرچی خوردنی سبز
تو مزرعه‌های خالی هستش رو

505
00:45:51,950 --> 00:45:54,350
واسه خلاص کردن مردم از گرسنگی
تو اورشلیم جمع کنید

506
00:45:54,352 --> 00:45:56,085
و خدمت دیگه‌ای که میکنیم اینه که

507
00:45:56,087 --> 00:46:00,022
مراقب تک‌تک حرکات انگلیسی‌ها باشیم

508
00:46:00,024 --> 00:46:01,691
!پس بجنبید

509
00:46:29,253 --> 00:46:31,053
خیلی قشنگه

510
00:46:31,055 --> 00:46:33,723
اونا رو بشور منم همین الان
میپزمشون

511
00:46:33,725 --> 00:46:35,892
حتما به خاطر پیدا کردنشون
خیلی گرسنه‌ت شده

512
00:46:39,396 --> 00:46:40,797
یکم آب بریز تو این

513
00:46:50,240 --> 00:46:52,809
فانیچکا؟

514
00:46:52,811 --> 00:46:54,977
تو گارد ملی عضو شدم

515
00:47:00,751 --> 00:47:02,919
نمیخوای چیزی در موردش بگی؟

516
00:47:02,921 --> 00:47:05,688
چی میخوای بگم؟

517
00:47:05,690 --> 00:47:08,024
مبارک باشه
واقعا که شجاعی

518
00:47:14,298 --> 00:47:16,999
<i>جنگ به خونمون هم نفوذ کرد</i>

519
00:47:17,001 --> 00:47:20,803
زندگی شده بود</i>
<i>،سهمیه‌ها، سنگرها

520
00:47:20,805 --> 00:47:22,905
<i>عزاداری</i>

521
00:47:24,405 --> 00:47:32,405
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

522
00:47:53,203 --> 00:47:55,805
<i>،توی زندگی‌های شخصیمون</i>

523
00:47:55,807 --> 00:47:57,807
<i>،و زندگی تو جوامع</i>

524
00:47:57,809 --> 00:48:03,279
بدترین برخورد‌ها بین دو مردم</i>
<i>مورد آزار و ظلم بروز میدهد

525
00:48:08,986 --> 00:48:13,155
فقط توی تصورات، میشه مردم مورد آزار و اذیت</i>
<i>رو برای باهم مبارزه کردن

526
00:48:13,157 --> 00:48:16,292
<i>علیه ظالمان ستمگرشان متحد کرد</i>

527
00:48:18,829 --> 00:48:20,830
<i>،در واقعیت</i>

528
00:48:20,832 --> 00:48:23,332
<i>دوتا بچه به خاطر فحش‌های پدر</i>

529
00:48:23,334 --> 00:48:25,935
<i>لزوما جزو متفقین نمیشدن</i>

530
00:48:29,506 --> 00:48:31,540
خیلی‌وقت‍ا هرکدام راه‌های</i>
<i>تهدید پدرشان رو

531
00:48:31,542 --> 00:48:34,577
<i>تو برادر خودشون میدیدن</i>

532
00:48:39,583 --> 00:48:43,486
،اروپا عرب‌ها رو به کار میگرفتن</i>
<i>...با استعمارگری آن‌ها رو تحقیر میکردن

533
00:48:45,289 --> 00:48:48,824
و همان اروپا یهودی‌هارو آزار میدادن</i>
<i>و نابود میکردن

534
00:48:53,597 --> 00:48:57,867
<i>اما عرب‌ها مارو به چشم یه شاخه جدید و متکبر از</i>

535
00:48:57,869 --> 00:49:00,036
<i>استعمار و بهره‌کشی اروپایی‌ها میدیدن</i>

536
00:49:02,205 --> 00:49:07,109
و ما عرب‌ها رو شاخه‌ای از فلاکت</i>
<i>،و بدبختی میدیدیم

537
00:49:07,111 --> 00:49:12,615
اما بعدها، به چشم نازی‌های آلمانی</i>
<i>در قیافه دیگر و مخالف یهودی‌ها میدیدیم

538
00:49:16,888 --> 00:49:21,057
<i>...بعد 30 سال از اختیارنامه انگلیس</i>

539
00:49:21,059 --> 00:49:24,393
<i>چند ساعت قبل‌تر ملت جدیدی</i>

540
00:49:24,395 --> 00:49:29,565
با اظهارنامه دیوید بن گورین توی </i>
<i>تل اویو متولد شد

541
00:49:29,567 --> 00:49:33,235
هفته‌ها، زیرزمین آپارتمان ما</i>
<i>برای ساکنین طبقه‌های بالا یه جور پناهگاه

542
00:49:33,237 --> 00:49:36,138
<i>برای در امان بودن از بمب‌ها شده بود</i>

543
00:49:43,580 --> 00:49:47,083
!کندیش. درد داره

544
00:49:47,085 --> 00:49:49,952
این دیگه چیه؟
!نون‌هارو همه‌جا ریختی

545
00:49:49,954 --> 00:49:52,888
تو نباید انقدر این‌جا رو به هم بریزی

546
00:49:54,958 --> 00:49:58,327
دیروز نزدیک محله شیخ جراح
صد نفر یهودی رو زنده زنده سوزوندن

547
00:49:58,329 --> 00:50:01,263
اونا توی کاروان برای رفتن
به بیمارستان و دانشگاه بودن

548
00:50:01,265 --> 00:50:03,032
!صد نفر

549
00:50:03,034 --> 00:50:06,102
دکتر، پرستار، دانشجو

550
00:50:06,104 --> 00:50:09,972
چرا اونا رو نجات ندادیم؟ -
انگلیسی‌ها نمیذارن -

551
00:50:09,974 --> 00:50:11,507
وقتی این اتفاقات
،درست جلوی چشم‌های ما هم رخ بده

552
00:50:11,509 --> 00:50:14,543
کیه که از این جوجه‌ها بگذره؟

553
00:50:14,545 --> 00:50:17,013
این بچه‌ها دوماهه که گوشت نخوردن

554
00:50:36,466 --> 00:50:37,933
خدمت شما، خانوم

555
00:50:45,175 --> 00:50:46,375
نفر بعد کیه؟

556
00:52:07,657 --> 00:52:10,392
<i>،وقتی که دوستش مرد</i>

557
00:52:10,394 --> 00:52:15,464
وقتی که تراژدی واقعی از صفحات</i>
<i>،رمان‌های مادرم به بیرون رانده شد

558
00:52:15,466 --> 00:52:20,069
<i>دیگه تحمل دردها اصلا رمانتیک نبود</i>

559
00:52:54,271 --> 00:52:56,605
یه پیمان صلح موقتی با مصر بسته شده

560
00:52:56,607 --> 00:53:01,343
،کشورهای بعدی اردن
و بعدش سوریه و لبنان خواهد بود

561
00:53:13,356 --> 00:53:15,558
<i>،وقتی انگلیسی‌ها رفتن</i>

562
00:53:15,560 --> 00:53:19,361
<i>خط سبزی (امنیت) دور یهودیان کشیده شد</i>

563
00:53:22,799 --> 00:53:24,633
<i>،همسایه‌هامون خوشحال و خندان</i>

564
00:53:24,635 --> 00:53:26,802
<i>به خونه‌هاشون برگشتن</i>

565
00:53:26,804 --> 00:53:31,540
<i>و ما رو به حال خودمون گذاشتن</i>

566
00:53:31,542 --> 00:53:36,178
ابتکار غیرمحتمل از</i>
<i>ایالت جدید یهودیان

567
00:53:36,180 --> 00:53:41,317
هزاران سال از آرزوی یهودیان</i>
<i>برای مالکیت بر میهن خودشون

568
00:53:41,319 --> 00:53:44,353
<i>رو فرو نشاند</i>

569
00:53:44,355 --> 00:53:49,258
شاید مادرم صدمات این تعصب شدید</i>
<i>،رو لمس کرد، این رویا

570
00:53:49,260 --> 00:53:53,896
چون ناگهان از تعریف کردن</i>
<i>داستان‌هایش دست کشید

571
00:54:31,301 --> 00:54:33,869
چشم‌هایم چه چیزی را میبیند؟

572
00:54:33,871 --> 00:54:37,873
پسری، حدودا سه ساله، که
،وسط خیابان ایستاده بود

573
00:54:37,875 --> 00:54:40,776
و یک ماشین نظامی
با سرعت به طرفش می‌آمد

574
00:54:40,778 --> 00:54:42,745
تمام نیروی خودم رو جمع کردم

575
00:54:42,747 --> 00:54:45,214
بر سرش فریاد زدم

576
00:54:45,216 --> 00:54:47,716
"پسر! پسر"

577
00:54:47,718 --> 00:54:51,387
به نظر میرسید صدایم
،به گوشش رسیده بود

578
00:54:51,389 --> 00:54:53,789
چون به سرعت پرید آن‌ طرف دیگر

579
00:54:53,791 --> 00:54:57,393
که میداند؟
،شاید مادرش او را تنها گذاشته

580
00:54:57,395 --> 00:55:00,462
و شاید فقیر است و نمی‌تواند
از او حمایت کند

581
00:55:00,464 --> 00:55:02,965
،و نمی‌تواند گرسنگی کشیدنش را ببیند

582
00:55:02,967 --> 00:55:05,467
یا شاید او یتیم است

583
00:55:05,469 --> 00:55:08,971
آری، در دنیای ما کودکانی اینچنین وجود دارند

584
00:55:46,309 --> 00:55:47,576
!ساندویچت رو بده من

585
00:55:49,279 --> 00:55:50,846
!ساندویچت رو بده من

586
00:56:28,852 --> 00:56:33,322
[خون‌مان بیهوده ریخته نمیشود]

587
00:56:33,324 --> 00:56:36,458
[ملک متروکه]

588
00:57:05,889 --> 00:57:07,523
پونزده دقیقه دیگه برمیگردم

589
00:57:07,525 --> 00:57:09,858
میشه منم باهات بیام؟

590
00:57:09,860 --> 00:57:13,462
میخوام به خرده تنها باشم

591
00:57:13,464 --> 00:57:15,631
تو هم میتونی یکم تنها باشی

592
00:57:15,633 --> 00:57:17,766
زود برمیگردم

593
00:59:10,046 --> 00:59:11,980
شاید بالاخره بتونی بهم بگی

594
00:59:11,982 --> 00:59:15,984
تو چی داری که باعث میشه
انقد دوستت داشته باشم؟

595
00:59:17,520 --> 00:59:20,155
...بیشتر از هرچیزی

596
00:59:20,157 --> 00:59:23,926
،بیشتر از هر چیزی
معصومیت‌ت رو دوست دارم

597
00:59:23,928 --> 00:59:25,661
تا حالا هیچی مثل معصومیت تو ندیدم

598
00:59:26,896 --> 00:59:29,831
،حتی بعد تموم شدن زندگی کل زندگیت

599
00:59:29,833 --> 00:59:31,867
،و با تموم تجربیات

600
00:59:31,869 --> 00:59:35,904
معصومیت‌ت هیچ‌وقت از تو جدا نمیشه

601
00:59:39,776 --> 00:59:44,246
...به گمونم وقتی که یه مرد بشی

602
00:59:44,248 --> 00:59:47,683
کسی که بی‌آلایش و مشتاقه
،مثل پدرت

603
00:59:47,685 --> 00:59:53,021
ولی میتونی یه مرد بشی که
...خونسرد و خودکفا و بالغ

604
00:59:53,023 --> 00:59:55,257
مثل یه دیوار
توی یه روستای متروکه

605
00:59:57,260 --> 00:59:59,194
میتونی جفتش بشی

606
01:00:12,942 --> 01:00:18,547
،دلهره وحشتناکی داشتم</i>
<i>،همانند بودن در کرانه‌ای دوردست

607
01:00:18,549 --> 01:00:21,183
<i>مصیبتی مبهم که داشت شکل میگرفت</i>

608
01:00:25,288 --> 01:00:30,225
<i>سردردهای مکرر مادرم شروع شد</i>

609
01:00:30,227 --> 01:00:34,129
<i>میگرن‌هاش باعث کم‌خوابی شده بود</i>

610
01:00:50,246 --> 01:00:55,917
دکتر قرص خواب و</i>
<i>...مسکن رو تجویز کرده بود

611
01:00:57,253 --> 01:00:59,655
<i>اما کارساز نبود</i>

612
01:01:13,836 --> 01:01:16,872
لطفا ازم دلخور نباش، آموس

613
01:01:16,874 --> 01:01:19,274
الان اوضاع یه خرده برام سخته

614
01:01:19,276 --> 01:01:22,678
متوحهی که چقدر دارم سعی میکنم
اوضاع رو راست و ریس کنم

615
01:01:31,654 --> 01:01:33,355
ممنون آموس

616
01:01:33,357 --> 01:01:35,791
میدونم که کاملا میشه روی تو حساب کنم

617
01:01:38,227 --> 01:01:39,895
شب‌بخیر-
شب‌بخیر-

618
01:01:52,975 --> 01:01:54,309
بابا؟

619
01:01:54,311 --> 01:01:57,279
بخواب... بخواب

620
01:02:02,885 --> 01:02:05,787
خیلی خوش‌شانسم
خیلی خوش‌شانسم

621
01:02:48,731 --> 01:02:51,767
،ساعت هفت‌ه</i>
<i>و اینا هم تیتر روزنامه هستن

622
01:02:51,769 --> 01:02:54,903
امسال هم ارگان‌هایی</i>
<i>برای پیدا کردن خونه‌ برای کودکان معصوم و

623
01:02:54,905 --> 01:02:59,908
غذا دادن به خانواده‌های توی روستاها</i>
<i>دست به کار شدن

624
01:02:59,910 --> 01:03:05,447
فقط پارسال 50,000 کودک</i>
<i>پناه داده شدن

625
01:03:05,449 --> 01:03:10,051
<i>،علاوه بر این موفقیت، هنوز 20,000 کودک هستن</i>

626
01:03:10,053 --> 01:03:14,055
که مجبورن ماه‌های زمستون رو</i>
<i>توی چادرها سر کنن

627
01:03:14,057 --> 01:03:18,160
<i>،10,000کودک 5 تا 12 ساله</i>

628
01:03:18,162 --> 01:03:21,163
<i>به یه خونه موقت توی روستاها</i>

629
01:03:21,165 --> 01:03:24,466
<i>تو این زمستون نیاز دارن</i>

630
01:03:24,468 --> 01:03:28,937
اصول پروژه این کودکان برای</i>
<i>همه خونه‌ها توی اسرائیل

631
01:03:28,939 --> 01:03:32,474
برای میزبانی از یه بچه‌ی توی</i>
<i>...اردوگاه‌ها درخواست شده

632
01:03:33,974 --> 01:03:41,974
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

633
01:03:57,433 --> 01:03:59,835
خودش رو میزنه

634
01:03:59,837 --> 01:04:02,337
فقط برای تنبیه من

635
01:04:05,107 --> 01:04:07,108
انجام داده‌ام

636
01:04:07,110 --> 01:04:08,476
انجام داده‌ام

637
01:04:08,478 --> 01:04:12,781
داشتم انجام میدادم
داشتم انجام میدادم

638
01:04:12,783 --> 01:04:15,317
باید انجام داده باشم

639
01:04:15,319 --> 01:04:19,955
باید انجام داده باشم
باید در حال انجام بوده باشم

640
01:05:08,004 --> 01:05:09,404
...برو

641
01:05:11,040 --> 01:05:13,975
برو بیرون یه خرده قدم بزن

642
01:05:18,948 --> 01:05:21,182
حواست باشه

643
01:05:21,184 --> 01:05:23,018
همه‌جور آدم اون بیرون هست

644
01:05:23,020 --> 01:05:25,921
همه‌ی اون زن‌ها
به مهربونی و خوبی تو نیستن

645
01:05:37,033 --> 01:05:40,201
هر موقع خواستی میتونی بیای خونه

646
01:05:48,611 --> 01:05:50,612
به چیزی احتیاج نداری؟

647
01:05:50,614 --> 01:05:51,846
آموس اینجاست

648
01:07:12,628 --> 01:07:16,531
من و پدرم به مردم گفتیم که</i>
<i>اون یه سرماخوردگی ساده داره

649
01:07:16,533 --> 01:07:18,967
<i>،یا به آفتاب حساسیت داره</i>

650
01:07:18,969 --> 01:07:22,137
<i>یا خیلی خسته‌ست</i>

651
01:07:22,139 --> 01:07:26,307
چیزی رو که میدونستیم</i>
<i>به هیچ‌کس نگفتیم

652
01:07:26,309 --> 01:07:28,977
تنها کسی که خبر داشت</i>
<i>صمیمی‌ترین دوست مادرم بود

653
01:07:28,979 --> 01:07:30,678
آموس

654
01:07:30,680 --> 01:07:32,981
،تو مثل روشنایی آفتاب هستی
میدونی؟

655
01:07:32,983 --> 01:07:35,583
مادرت میگه تو روشنایی اونی

656
01:07:48,731 --> 01:07:52,367
،چقد تو باهوشی
بچه بااحساس

657
01:07:52,369 --> 01:07:56,271
میدونی، یه حسی بهم میگه که

658
01:07:56,273 --> 01:07:59,741
وقتی بزرگ بشی یه نویسنده میشی

659
01:08:01,077 --> 01:08:02,710
نویسنده نمیشم

660
01:08:02,712 --> 01:08:05,046
بااحساس هم نیستم

661
01:08:05,048 --> 01:08:09,350
من یه کشاورز میشم یا مسموم‌کننده سگ‌ها
با یه سرنگ پر از زهر

662
01:08:12,288 --> 01:08:15,557
روزت خوش -
...تو هم همینطور -

663
01:08:32,308 --> 01:08:36,244
میدونین چی شد وقتی تارزان
با گاوچرون‌ و مرد هندی‌ مواجه شد؟

664
01:08:36,246 --> 01:08:38,613
چی شد؟

665
01:08:38,615 --> 01:08:43,218
تارزان روی یه درخت مبارزه گاوچرون‌‌
و هندیه که زیر درخت بود رو نگاه کرد

666
01:08:43,220 --> 01:08:48,556
گاوچرون با گلوی یه مارو گرفت و

667
01:08:48,558 --> 01:08:51,559
!زهر مار رو تو دهن هندیه ریخت

668
01:08:51,561 --> 01:08:55,163
پس هندیه یه خار از انجیر هندی برداشت

669
01:08:55,165 --> 01:08:58,066
...و اون خار رو

670
01:08:58,068 --> 01:09:00,235
توی چشم‌های آبی گاوچرون فرو کرد

671
01:09:00,237 --> 01:09:03,138
تارزان هم از بالای درخت نگاه کرد

672
01:09:03,140 --> 01:09:07,308
و تو این فکر بود که چیکار کنه

673
01:09:09,812 --> 01:09:11,346
خب بعدش چی شد؟

674
01:09:13,249 --> 01:09:15,116
بمونه برا فردا

675
01:09:19,321 --> 01:09:22,557
.داستانت عالی بود
کجا اون رو شنیدی؟

676
01:09:24,493 --> 01:09:27,595
هی... اون بابای تو نیست؟

677
01:09:27,597 --> 01:09:29,831
کو؟

678
01:11:46,935 --> 01:11:49,237
آموس... تو پسر خیلی خوبی هستی

679
01:11:49,239 --> 01:11:51,739
مادرت سردرد بسیار بدی داره

680
01:11:51,741 --> 01:11:53,908
سر و صدا نکن

681
01:11:53,910 --> 01:11:57,245
این‌جا هم ندو، باشه؟

682
01:11:57,247 --> 01:11:58,246
برو درو باز کن

683
01:12:12,628 --> 01:12:15,763
تو چیزی نیاز نداری؟ -
نه، ممنونم -

684
01:12:15,765 --> 01:12:17,265
پس چرا دراز نمیکشی؟

685
01:12:17,267 --> 01:12:21,002
من راحتم
همین خوبه، ممنون

686
01:12:21,004 --> 01:12:23,604
پیش دکتر رفتی؟ -
احتیاجی نیست -

687
01:12:23,606 --> 01:12:25,940
مامان، تنهاش بذار -
تو دخالت نکن، آریه -

688
01:12:25,942 --> 01:12:29,277
خیلی لوسه، انگار از دماغ فیل افتاده

689
01:12:29,279 --> 01:12:32,347
.خب که چی؟ حوصله نداره
افسردگی

690
01:12:32,349 --> 01:12:34,849
نشون میده که هنوز دلش جوونه

691
01:12:34,851 --> 01:12:37,285
انگار فقط اینه که بهش سخت میگذره

692
01:12:37,287 --> 01:12:40,021
!انگار بقیه‌مون داریم تو ناز و نعمت زندگی میکنیم

693
01:14:01,036 --> 01:14:05,373
بنگر که آسمان و زمین را
بانگ دادم تا شاهد باشند

694
01:14:05,375 --> 01:14:08,075
که من زندگی و مرگ را پیش رویت قرار داده‌ام

695
01:14:08,077 --> 01:14:11,112
رحمت و نفرین

696
01:14:11,114 --> 01:14:13,581
،پس زندگی را برگزین

697
01:14:13,583 --> 01:14:17,885
باشد که خودت و نوادگادنت زندگی کنید

698
01:14:52,821 --> 01:14:54,555
تکالیفت رو انجام دادی؟

699
01:14:57,493 --> 01:14:59,594
فانیا؟

700
01:15:01,697 --> 01:15:03,431
خوب خوابیدی؟

701
01:15:03,433 --> 01:15:05,867
آره، بالاخره یه نمه خوب خوابیدم

702
01:15:05,869 --> 01:15:10,438
اون قرص جدیدا فکر کنم کارسازن

703
01:15:10,440 --> 01:15:12,173
خواب‌های زیادی دیدم

704
01:15:14,443 --> 01:15:18,679
یکیش درمورد یکی بود که
سال‌هاست بهش فکر نکردم

705
01:15:18,681 --> 01:15:21,649
توی رونو، یه تاجر پوست خز پولدار بود

706
01:15:21,651 --> 01:15:24,785
،که حتی از پاریس هم سفارش داشت

707
01:15:24,787 --> 01:15:29,123
،چون یه نوع پوست کمیاب داشت
پوست نقره پوش روباه

708
01:15:29,125 --> 01:15:33,427
اون پوست خزی مثل شبنم
زیر نور مهتاب برق میزد

709
01:15:34,796 --> 01:15:36,464
...اما یه روز

710
01:15:36,466 --> 01:15:39,200
اون تاجر یه گیاه‌خوار یه‌دنده شد

711
01:15:39,202 --> 01:15:42,970
خونه‌ش رو ترک کرد و یه کلبه کوچک
،تو جنگل ساخت

712
01:15:42,972 --> 01:15:45,806
چون احساس پشیمونی میکرد

713
01:15:45,808 --> 01:15:49,076
شکارچی‌ها حدود هزار تا روباه رو بخاطر پوستشون کشته بودن

714
01:15:50,512 --> 01:15:52,213
بعدش کاملا غیبش زد

715
01:15:54,983 --> 01:15:58,719
وقتی من و خواهرام میخواستیم
،هم‌دیگه رو بترسونیم

716
01:15:58,721 --> 01:16:02,890
سه نفرمون تو تاریکی روی فرش دراز میکشیدن

717
01:16:02,892 --> 01:16:05,893
...بعد نوبتی میگفتیم

718
01:16:05,895 --> 01:16:10,831
که چجوری اون مردی یه زمانی
یه تاجر خز پولدار بود

719
01:16:10,833 --> 01:16:13,935
اما حالا لخت توی جنگل ول میگرده

720
01:16:13,937 --> 01:16:16,203
امکانش هست هار شده باشه؟
(از گزندگی)

721
01:16:16,205 --> 01:16:19,106
امکانش هست زوزه بکشه و گریه کنه؟

722
01:16:19,108 --> 01:16:23,778
ولی هیچ‌کی اون مرد روباهی رو
...شب توی جنگل نمیبینه

723
01:16:23,780 --> 01:16:27,848
بعد موهاش سریع سفید و وحشتناک شد

724
01:16:27,850 --> 01:16:29,917
ببخشید. الان مثلا قراره چی بشه؟

725
01:16:29,919 --> 01:16:32,253
حکایته؟
قصه‌ی خاله‌زنکی؟

726
01:16:35,891 --> 01:16:37,525
معذرت

727
01:16:37,527 --> 01:16:41,796
پسرا واسه مدرسه و سر کار دیرتون نشه

728
01:16:46,903 --> 01:16:50,638
تو چه مرگته؟
چت شده؟

729
01:16:50,640 --> 01:16:54,175
.من معذرت میخوام
همش تقصیر من بود

730
01:17:36,284 --> 01:17:39,086
امروز تصمیم گرفتم دوتا مردی که
توی زندگیم هستن رو واسه

731
01:17:39,088 --> 01:17:41,589
ناهار توی رستوران، دعوت کنم

732
01:17:42,591 --> 01:17:43,824
بابا میدونه؟

733
01:17:43,826 --> 01:17:45,326
غافلگیرش میکنیم

734
01:17:45,328 --> 01:17:47,261
بیا بریم دفترش

735
01:17:47,263 --> 01:17:50,331
و مثل شب‌پره توی کتابا تورش بندازیم

736
01:17:51,333 --> 01:17:52,600
بریم

737
01:17:55,337 --> 01:17:58,873
امروز، تو شوالیه من میشی

738
01:17:58,875 --> 01:18:01,676
شوالیه چیه؟
شوالیه یه سلحشوره

739
01:18:01,678 --> 01:18:03,277
،شوال" تو فرانسوی یعنی اسب"

740
01:18:03,279 --> 01:18:05,846
و "شوالیر" یعنی یه سلحشور اسب‌سوار

741
01:18:20,295 --> 01:18:21,696
ممنونم

742
01:18:29,805 --> 01:18:32,039
آریه

743
01:18:39,381 --> 01:18:41,282
یه چند لحظه

744
01:18:44,686 --> 01:18:46,987
چی شده؟
پدرمادرم حالشون خوبه؟

745
01:18:46,989 --> 01:18:48,856
پدرمادرت؟
همه حالشون خوبه؟

746
01:18:48,858 --> 01:18:50,925
آره، همه خوبن

747
01:18:50,927 --> 01:18:52,660
داشتیم غافلگیرت میکردیم

748
01:18:52,662 --> 01:18:54,662
اومدیم تا با هم بریم بیرون ناهار بخوریم

749
01:18:58,667 --> 01:19:00,901
البته. چرا که نه؟

750
01:19:01,903 --> 01:19:04,038
،امروز مهمون من

751
01:19:04,040 --> 01:19:07,141
و دوست دارم شماها
گرون‌ترین غذای منو رو سفارش بدین

752
01:19:16,017 --> 01:19:17,918
سفارشتون حاضره؟

753
01:19:17,920 --> 01:19:19,120
بله

754
01:19:19,122 --> 01:19:20,688
سوپ سبزیجات

755
01:19:20,690 --> 01:19:22,790
و خوراک مرغ با سیب‌زمینی خمیری، لطفا

756
01:19:22,792 --> 01:19:25,259
منم از همونا، لطفا

757
01:19:27,863 --> 01:19:30,064
فانیا؟

758
01:19:30,066 --> 01:19:33,000
فانیا؟

759
01:19:35,871 --> 01:19:38,806
فقط یه مقدار برنج سفید، لطفا

760
01:19:38,808 --> 01:19:40,441
و یه فنجون قهوه سیاه

761
01:19:43,078 --> 01:19:45,312
ممنون

762
01:19:46,812 --> 01:19:54,812
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

763
01:20:11,773 --> 01:20:13,941
فانیا؟

764
01:20:13,943 --> 01:20:18,145
فانیا؟ فانیچکا؟

765
01:20:26,955 --> 01:20:29,156
مامان، حالت خوبه؟

766
01:20:45,974 --> 01:20:48,776
مطلقا باید استراحت کنه

767
01:20:48,778 --> 01:20:50,945
مراقبشم

768
01:20:50,947 --> 01:20:52,446
ممنون آقای دکتر

769
01:21:12,367 --> 01:21:15,035
اینا قرص‌های جدیدن

770
01:21:18,540 --> 01:21:20,374
کمکت میکنه بخوابی

771
01:21:23,812 --> 01:21:26,146
یه ذره دیگه آب بخور

772
01:21:57,112 --> 01:21:59,947
نمیدونم چجوری بهت کمک کنم

773
01:21:59,949 --> 01:22:02,182
مسئولیت من که با تو نیست

774
01:22:02,184 --> 01:22:05,819
فانیا، نمیدونم چجوری کمکت کنم

775
01:22:07,522 --> 01:22:10,524
"شاید بفرستمت "تل آویو

776
01:22:10,526 --> 01:22:13,527
تا با خواهرات باشی و
یه حال و هوایی عوض کنی

777
01:22:15,563 --> 01:22:19,266
آره، حال و هوا

778
01:22:28,109 --> 01:22:32,246
اینکه جبران خسارت نیست. اونا
نمیتونن چیزایی رو که ازمون دزدیدن رو نگه دارن

779
01:22:32,248 --> 01:22:36,216
و ما هم واسه عهده‌داری از بازمانده‌ها
به پول احتیاج داریم

780
01:22:36,218 --> 01:22:38,218
چی داری میگی تو؟

781
01:22:38,220 --> 01:22:42,623
،این خون‌بهاست
ما که نمیتونیم بذل و بخشش حراج کنیم

782
01:22:48,496 --> 01:22:51,298
چند روز که تو تل آویو باشی
مثل روز اولت سرحال میشی

783
01:22:51,300 --> 01:22:54,601
.تعجب نکن اینجوری داغون شدی
توی اورشلیم زندگی میکنی

784
01:22:54,603 --> 01:22:59,306
.عین دسته گل ازت مراقبت میکنیم
تو هم کلا استراحت کن

785
01:23:01,643 --> 01:23:03,544
فانیا، شاید بتونی یکم
از این کیک رو امتحان کنی؟

786
01:23:04,980 --> 01:23:07,081
گشنه‌م نیست

787
01:23:07,083 --> 01:23:08,949
تو که اصلا لب به چیزی نمیزنی

788
01:23:08,951 --> 01:23:10,651
تو هم کپی مامانی

789
01:23:38,546 --> 01:23:40,681
اینکه جاش رو عوض کرد
حالش رو خوب میکنه

790
01:23:40,683 --> 01:23:45,119
.اون اورشلیمیه
حتی نمیدونه ساحل یعنی چی

791
01:23:45,121 --> 01:23:47,988
تابستون اینجا میترکونه

792
01:23:47,990 --> 01:23:50,257
حق با توئه

793
01:23:54,997 --> 01:23:57,398
،اون شب</i>
<i>آب رودخونه آیالون

794
01:23:57,400 --> 01:23:59,333
<i>ساحل طغیان کرد</i>

795
01:23:59,335 --> 01:24:04,104
<i>و قسمتی از تل آویو رو سیل گرفت</i>

796
01:24:43,578 --> 01:24:49,249
مادر من توی فرهنگ و آداب ملکوتی</i>
<i>در غباری از زیبایی بزرگ شد

797
01:24:49,251 --> 01:24:51,718
<i>بال‌هایش بالاخره روی سنگ‌های ناملایم اورشلیم</i>

798
01:24:51,720 --> 01:24:57,491
<i>شکسته شد، سنگ‌های داغ و پرگرد و خاک</i>

799
01:25:10,605 --> 01:25:15,375
<i>،بیست سال بعد از اتمام تحصیلاتش توی رونو</i>

800
01:25:15,377 --> 01:25:17,444
<i>همون دختر رمانتیک مدرسه‌ای</i>

801
01:25:17,446 --> 01:25:21,715
<i>که روزگار اون رو با</i>

802
01:25:21,717 --> 01:25:26,253
<i>امواج گرما، فقر، و خشونت</i>

803
01:25:26,255 --> 01:25:29,123
<i>کهنه بچه، مهاجرت‌‌ها</i>

804
01:25:29,125 --> 01:25:32,559
<i>صف‌های جیره و ازدواج مواجه کرد</i>

805
01:25:32,561 --> 01:25:38,398
<i>قول و قرار بچگیش پایمال شد</i>

806
01:25:38,400 --> 01:25:41,635
<i>و زندگی خسته‌کننده‌‌ش اون رو دست انداخت</i>

807
01:26:08,096 --> 01:26:14,168
شاید وقتی زندگی تمام</i>
<i>قول و قرارهای جوانیش رو شکست داد

808
01:26:14,170 --> 01:26:17,337
خیال‌بافی مادرم به عنوان</i>
<i>یه حامی و عاشق مسکن

809
01:26:17,339 --> 01:26:22,843
<i>در مورد مرگ شروع شد</i>

810
01:27:29,844 --> 01:27:34,748
تفسیر من از داستان اون</i>
<i>میتونست یه جور دیگه تموم بشه

811
01:28:02,944 --> 01:28:05,712
<i>اما حرفای من از داستان اون این بود</i>

812
01:28:15,957 --> 01:28:18,225
پدرت خونه‌ست؟

813
01:28:18,227 --> 01:28:20,727
.یه تماس از تل آویو داریم
!ضروریه، خواهشا

814
01:29:17,385 --> 01:29:20,287
<i>،چند سال بعد از مرگ مادرم</i>

815
01:29:20,289 --> 01:29:25,459
،من پدرم رو ترک کردم</i>
<i>،و همچنین اورشلیم رو

816
01:29:25,461 --> 01:29:27,728
<i>،اسمم رو عوض کردم</i>

817
01:29:27,730 --> 01:29:30,597
<i>و تنهایی به " کیبوتز هولدا" رفتم</i>

818
01:29:39,640 --> 01:29:42,476
<i>،رویای مادرم</i>

819
01:29:42,478 --> 01:29:44,644
<i>،شیر و عسل</i>

820
01:29:44,646 --> 01:29:48,014
<i>،شکوفا کردن یه بیابون</i>

821
01:29:48,016 --> 01:29:49,483
<i>پیشگام</i>

822
01:29:49,485 --> 01:29:50,917
سلام

823
01:29:50,919 --> 01:29:52,652
آموس؟

824
01:29:56,057 --> 01:29:58,759
!سلام

825
01:30:00,828 --> 01:30:02,796
!حتی از منم قدت بلندتره

826
01:30:21,082 --> 01:30:23,583
میشه چمدونم رو بهم بدی؟

827
01:30:25,887 --> 01:30:27,754
دستت درد نکنه

828
01:30:47,108 --> 01:30:50,610
به هرحال مجبور بودم که یاد بگیرم</i>
<i>..چجوری تراکتور برونم

829
01:30:52,113 --> 01:30:54,881
<i>آهنگ ملودی آبیاری</i>

830
01:30:54,883 --> 01:30:57,984
<i>،"رسیدن به هدف با یه عده تفنگدار "چکوسلاواکی</i>

831
01:30:57,986 --> 01:31:01,955
من هنوزم موفق نشدم</i>
<i>خودم رو تغییر بدهم

832
01:31:10,731 --> 01:31:15,135
هیچ‌کسی فریب رنگ پوست</i>
<i>سوخته‌م رو نخورد

833
01:31:17,004 --> 01:31:21,741
،همه اونا به خوبی میدونستن</i>
<i>،و خودمم میدونستم

834
01:31:21,743 --> 01:31:25,145
<i>،که حتی وقتی پوستم برنزه بود</i>

835
01:31:25,147 --> 01:31:29,049
حتی اگه توی خونه هم</i>
<i>می‌موندم شاید باز رنگ‌پریده می‌شدم

836
01:31:31,452 --> 01:31:33,920
این مدرسه جدید منه

837
01:31:33,922 --> 01:31:37,457
<i>،تنها راه برای نگه‌ داشتن تمام یک رویا</i>

838
01:31:37,459 --> 01:31:40,160
<i>،امیدواری و ناامید نشدنه که</i>

839
01:31:40,162 --> 01:31:43,697
<i>که هیچوقت نباید ولش کرد</i>

840
01:31:43,699 --> 01:31:47,534
<i>برآورده شدن رویا خودش یه رویای ناامیدانه‌ست</i>

841
01:31:49,170 --> 01:31:54,007
<i>این ناامیدی طبیعت رویاهاست</i>

842
01:32:19,667 --> 01:32:21,868
«مادر»

843
01:32:31,267 --> 01:32:41,868
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
