WEBVTT

1
00:00:30.080 --> 00:00:40.080
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:40.332 --> 00:00:44.003
‫- هیچ خوابیدی؟
‫- تو پوست خودم نمی‌گنجم

3
00:00:44.670 --> 00:00:46.047
‫بگیر بخواب

4
00:00:46.130 --> 00:00:50.301
‫کالسکه خیلی تکون‌تکون می‌خوره.
‫مگه می‌شه خوابید!

5
00:00:51.801 --> 00:00:59.801
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

6
00:01:19.497 --> 00:01:21.040
‫برام نامه بنویس

7
00:01:22.083 --> 00:01:25.336
‫نلی، مرغ‌ها رو ببر تو آلونک

8
00:01:27.338 --> 00:01:28.589
‫یالا

9
00:01:43.187 --> 00:01:44.396
‫لولو

10
00:02:01.038 --> 00:02:02.873
‫چه سفر دشواری

11
00:02:03.415 --> 00:02:05.876
‫ به وایمار که برسم
خوشحال می‌‌‌‌‌شم

12
00:02:09.630 --> 00:02:12.716
‫خواهران محبوب

13
00:02:12.800 --> 00:02:14.844
‫خانم‌ها عیبی نداره من یک نخ سیگار دود کنم؟

14
00:02:14.927 --> 00:02:17.138
‫نه، من خودم هم دوست دارم دود کنم

15
00:02:27.148 --> 00:02:30.651
‫در پاییز 1787 شارلت فن لنگفلدِ جوان

16
00:02:30.734 --> 00:02:33.154
‫به خدمت مادرخوانده خود ‫رسید

17
00:02:33.237 --> 00:02:36.574
‫او به مرکز دوک‌نشین
‫ساکسونی-وایمار فرستاده شد

18
00:02:36.657 --> 00:02:41.537
‫به این امید که عمه‌اش، شارلت
‫آلبرتاین ارنشتاین فن اشتاین

19
00:02:41.620 --> 00:02:43.539
‫از او ندیمه‌ای بسازد

20
00:02:43.622 --> 00:02:47.418
‫- بفرمایید؟
‫- شارلت فن لنگفلد. دعوت داشتم

21
00:02:47.501 --> 00:02:49.545
‫برو به سمت ورودی کناری

22
00:02:50.588 --> 00:02:52.047
‫مارشتالشتراز

23
00:02:52.840 --> 00:02:54.717
بار و بنه‌اش هم هست

24
00:02:54.800 --> 00:02:57.553
‫مُراد قلبی مادرش
‫این بود که او...

25
00:02:57.636 --> 00:03:01.765
‫جوانی نجیب‌زاده و
‫ثروت‌مند را برای خود بیابد

26
00:03:03.434 --> 00:03:06.103
‫شارلت را دختری می‌دانند مطیع

27
00:03:06.187 --> 00:03:10.691
‫که فقط آنچه را می‌گوید و به کار می‌بنند
‫که از او خواسته شده

28
00:03:15.362 --> 00:03:17.781
‫- پیراموس!
‫- اون پیراموسه!

29
00:03:17.865 --> 00:03:20.492
‫همون شیری که پرده خون‌آلود به دهن گرفته؟

30
00:03:21.535 --> 00:03:24.872
‫فراو فن اشتاین، ستاره‌ای درخشان
‫در عمارت دوک کارل آگست

31
00:03:24.955 --> 00:03:26.373
‫که از عزیمت سال گذشته‌ی...

32
00:03:26.457 --> 00:03:29.710
‫دوست خود، که شاعری نامدار بود، به ایتالیا
‫سخت بی‌تابی می‌کرد

33
00:03:37.968 --> 00:03:40.471
‫مدئا، داره بچه‌هاش رو می‌کُشه!

34
00:03:40.554 --> 00:03:42.932
‫مدئا بچه‌هاش رو می‌کشه

35
00:03:44.642 --> 00:03:47.937
‫نخست با فرزندخوانده‌ش سردی می‌نمود

36
00:03:50.689 --> 00:03:53.067
‫شارلت تمامی زمستان را به یادگیری
‫آداب برخورد با...

37
00:03:53.150 --> 00:03:57.196
‫جامعه ادبا، موسیقی، و جشن‌های
‫عمارت گذارند

38
00:04:00.074 --> 00:04:04.578
‫بهار که رسید، دعوت‌نامه‌های بسیاری داشت،
‫بیشترشان را پذیرفت

39
00:04:04.662 --> 00:04:07.998
‫بسیار رقصید و در گفتگوهایی لطیف
‫حضور یافت

40
00:04:08.082 --> 00:04:11.085
‫اما زندگی او را به کجا
‫و به سوی که می‌بُرد

41
00:04:11.168 --> 00:04:14.588
‫روز اولی که این‌جا آمده بود
‫دلش قرص‌تر از حالا بود

42
00:04:17.925 --> 00:04:20.594
‫لحن نامه‌هایش تغییر کرد

43
00:04:21.845 --> 00:04:27.101
‫احترام او نسبت به جامعه اشراف به خوارشماری،
‫و ملاحضه‌کاری‌اش به تنهایی بدل شد

44
00:04:27.184 --> 00:04:29.019
‫در بهار 1788

45
00:04:29.103 --> 00:04:33.691
‫تنها یک کاپتان مجرد اسکاتلندی مانده بود
‫که محبت خود را از هر سو نثار او می‌کرد

46
00:04:33.774 --> 00:04:36.610
‫کارلین عزیز و دلبندم

47
00:04:36.694 --> 00:04:40.864
‫باید حادثه‌ی خاکسپاری دروغین
‫فراو فن ورتهازن را برایت گزارش کنم

48
00:04:41.740 --> 00:04:47.705
‫همسر جوان آقای فن ورتهازن پیر،
‫عصرگاهی در جشنی، حال خوشی داشت

49
00:04:47.788 --> 00:04:53.127
ظهر روز بعد، خبر فوت
ناگهانی او به گوش ‫همسرش رسید

50
00:04:53.627 --> 00:04:57.464
‫پیرمرد شتابان به خانه رفت و همسرش را،
‫از قرار، برای جلوگیری سرایت بیماری

51
00:04:57.548 --> 00:04:59.800
‫پیشاپیش در تابوت یافت

52
00:05:00.926 --> 00:05:03.053
‫گریست، او را در همان تابوت بسته به
‫ معرض تماشا گذاشت

53
00:05:03.137 --> 00:05:05.222
‫و سه روز بعد دفنش کرد

54
00:05:06.056 --> 00:05:11.228
‫اما خواهر او متوجه شد
‫که مارکی فن برنباخ-نامی...

55
00:05:11.312 --> 00:05:14.732
‫که در این چند هفته آخر با فراو فن ورتهازن
‫بسیار عیاق می‌نمود

56
00:05:14.815 --> 00:05:19.069
‫به یکباره ناپدید گشته است، همانطور
‫که نیمی از جامه‌های زن جوان!

57
00:05:19.820 --> 00:05:25.534
‫وقتی که فرار این زوج فاش گشت
‫و گور را گشودند

58
00:05:25.617 --> 00:05:27.828
‫به جای زن، عروسکی بزرگ

59
00:05:31.415 --> 00:05:33.167
‫در آن یافت شد

60
00:05:34.001 --> 00:05:37.838
‫این حادثه در پشت پرده ستایش شده

61
00:05:37.921 --> 00:05:40.257
‫ذوقی بین المللی را به نمایش می‌گذارد

62
00:05:40.341 --> 00:05:44.595
‫افزون بر این‌ها، همچون
‫گنج بادآورده‌ای از ابتکارات است

63
00:05:44.678 --> 00:05:48.515
‫که به وقت ضرورت راه فرار از ازدواجی
‫ملالت‌بار را پیش پای انسان می‌گذارد

64
00:05:48.599 --> 00:05:50.434
‫متوجه شدید؟

65
00:05:50.976 --> 00:05:53.604
‫کسی راه رو بلده؟

66
00:05:54.938 --> 00:05:56.440
‫کسی صدام رو می‌‍شنوه؟

67
00:05:59.985 --> 00:06:02.029
‫من گم شدم. شما می‌دونید میدان بازار کجاست؟

68
00:06:02.112 --> 00:06:03.822
‫البته

69
00:06:04.448 --> 00:06:06.367
‫انتهای خیابان، بپیچید به چپ

70
00:06:07.117 --> 00:06:09.703
‫از کوچه‌ی تاریکی که به
‫سمت کلیساهای قدیمی می‌ره...

71
00:06:09.787 --> 00:06:11.789
‫چطور ممکنه؟

72
00:06:23.967 --> 00:06:26.220
‫من از این‌ راه اومدم

73
00:06:26.303 --> 00:06:28.263
‫و حالا این‌جا ام

74
00:06:28.806 --> 00:06:29.890
‫نه، اون‌طرف

75
00:06:30.557 --> 00:06:32.601
‫- کجا؟
‫- اون طرف

76
00:06:33.143 --> 00:06:35.646
‫نه، کنارش. اون‌جا.

77
00:06:38.357 --> 00:06:40.609
‫یعنی خانم‌ها هم بلدند نقشه بخونند؟

78
00:06:41.318 --> 00:06:45.239
‫یعنی به درک استراتژیک و اراده خلاقه‌ی
‫یک مرد نیازی نیست؟

79
00:06:45.322 --> 00:06:47.658
‫شبیه به اون چیزی برای جنگ به پا کردن لازمه؟

80
00:06:50.160 --> 00:06:51.161
‫درسته

81
00:06:51.829 --> 00:06:53.914
‫اشتباه می‌کنید،
‫ما این‌جا نیستیم

82
00:06:53.997 --> 00:06:56.458
‫شما هم اشتباه می‌کنید،
‫وگرنه گم نمی‌شدید

83
00:06:56.542 --> 00:06:59.503
‫درسته. تسلیم می‌شم و گوش می‌کنم

84
00:07:00.504 --> 00:07:02.965
‫اگر اشتباه کردید،
‫شما رو مقصر می‌دونم

85
00:07:03.048 --> 00:07:04.675
‫البته اگر تونستید راه برگشت رو پیدا کنید!

86
00:07:09.721 --> 00:07:13.851
‫بانو امر کردند که خانمِ فرزند‌خوانده
‫فورا در سالن حاضر بشن

87
00:07:15.352 --> 00:07:19.273
‫اگرچه به دلیل نَبودِ عمارتی
‫باغ‌دارِ اجاره‌ای در این شهر

88
00:07:19.356 --> 00:07:23.777
‫کل فصل رو در کنار یک دارالمجانین
‫به سر خواهیم برد

89
00:07:23.861 --> 00:07:27.781
‫فرزند عزیزم، باز هم دلیل نمی‌شه
‫طوری رفتار بکنی

90
00:07:27.865 --> 00:07:31.368
‫که رهگذرها خانه‌ی ما رو با
‫اون مرکز [دیوانگان] اشتباه بگیرند

91
00:07:31.452 --> 00:07:34.997
‫و البته که اگر بانوی بلند-مرتبه‌ای مثل تو
‫باهاشون مثل کلفت آشپزخونه حرف بزنه

92
00:07:35.080 --> 00:07:38.542
‫چنین اشتباهی هم خواهند کرد

93
00:07:38.625 --> 00:07:40.836
‫مهم‌تر از همه، لولو

94
00:07:40.919 --> 00:07:46.175
‫تا وقتی که مردی جلوی خانه ایستاده،
هیچوقت با مردی که پشت خونه ایستاده لاس نزن

95
00:07:46.258 --> 00:07:48.927
‫به کاپتان بگو تشریف بیارند

96
00:08:03.233 --> 00:08:07.988
‫امکانش هست که فراولین فن لنگفلد رو
‫برای گردشی در...

97
00:08:08.071 --> 00:08:13.243
‫بیشه‌ی "گُلز" بیرون ببریم؟

98
00:08:13.327 --> 00:08:15.078
‫"گْهُلز" کاپتان

99
00:08:15.829 --> 00:08:18.874
‫- گِهولز؟
‫- گْهلز

100
00:08:29.009 --> 00:08:31.345
‫بهار 1788، رودل‌اشتات

101
00:08:31.428 --> 00:08:35.224
‫به لطف لولوی عزیز، بابت رهنمودش
‫در باب صحنه‌سازی مرگ

102
00:08:35.307 --> 00:08:37.935
‫برای گُریز از ازدواجی ناخواسته

103
00:08:38.018 --> 00:08:40.896
‫اما زندگی با بلویتز آن‌قدرها هم
‫بد نیست

104
00:08:40.979 --> 00:08:45.275
‫دست‌کم، این آزادی را به من می‌دهد تا به
‫زودی برای دیدن تو راهی وایمار شوم

105
00:08:46.860 --> 00:08:50.197
‫به سوگند پنهانی‌مان خیلی فکر کردم، لولو

106
00:08:50.280 --> 00:08:55.118
‫همان سوگندی که پنج سال پیش در میان
‫همهمه‌ی آبشار شاف‌هاوزن بر زبان راندیم

107
00:08:59.540 --> 00:09:02.292
‫کارلین فن بلویتز (نام خانوادگی شوهر)
‫با زادنامِ فن لنگفلد

108
00:09:02.376 --> 00:09:05.879
‫به خواهرش نوشت که چطور
‫پنج سال قبل، یعنی در می 1783،

109
00:09:05.963 --> 00:09:08.215
‫و فقط بدین منظور که شارلت بشنود

110
00:09:08.298 --> 00:09:10.551
‫نقشه‌ی زندگی آینده‌اش را بر بالای آب‌ها
‫فریاد کرده است

111
00:09:11.468 --> 00:09:14.721
‫بله، او به ازدواج با
‫فردریش فن بلویتز تن می‌دهد

112
00:09:14.805 --> 00:09:18.642
‫تا شارلت و مادرش را از نظر
‫اقتصادی در حاشیه امنی قرار دهد

113
00:09:18.725 --> 00:09:23.105
‫اما همچنان بنای آن دارد که تحت یوغ
‫ازدواج اجباری زندگی مستقلی را پی بگیرد

114
00:09:23.188 --> 00:09:26.775
‫جشن‌هایی را ترتیب دهد و پذیرای
‫هنرمندان و شاعران بزرگ باشد

115
00:09:26.858 --> 00:09:29.653
‫مهم‌تر از همه اینکه، خواهرش هرگز
‫نباید او را تنها بگذارد

116
00:09:29.736 --> 00:09:32.656
‫به روح آب خروشان قسم بخور!

117
00:09:33.490 --> 00:09:37.828
‫قسم می‌خورم! به روح آب خروشان سوگند!

118
00:09:39.162 --> 00:09:42.249
‫فقط تو می‌دانی که بلویتز
‫را تنها با وجود تو در قلبم

119
00:09:42.332 --> 00:09:45.919
‫به عوان خواهر و مونس، پذیرا خواهم شد

120
00:09:46.670 --> 00:09:51.091
‫چنین کردم، اما از آن هنگام روح
‫من از فردوسِ عشق بیرون افتاده

121
00:09:52.175 --> 00:09:56.638
‫دلتنگ تو ام، هرروز و هرروز دلتنگ تو ام

122
00:09:57.431 --> 00:10:01.435
‫و مشتاق ام تا تو و مرد
‫انگلیسی سرخ‌پوش را ببینم

123
00:10:02.185 --> 00:10:03.770
‫پی‌نوشت:

124
00:10:03.854 --> 00:10:05.897
‫ببخشید. می‌دانم که مردی اسکاتلندی‌ست

125
00:10:07.858 --> 00:10:12.738
‫اما هنگامی که کارلین در وایمار به دیدار
‫خواهرش رفت، فاجعه پیشاپیش رخ نموده بود

126
00:10:34.718 --> 00:10:36.637
‫کمی پُرس و جو کردم

127
00:10:36.720 --> 00:10:40.849
‫آقای هِرُن دیروز به برلین رفته

128
00:10:40.932 --> 00:10:44.227
‫می‌خواد به هند بره و زندگی قهرمانه‌اش رو
‫به مثابه یک سرباز پی بگیره

129
00:10:44.311 --> 00:10:48.273
‫در نامه خداحافظیش همه‌چیز رو
‫با طول و تفضیل توضیح داده بود

130
00:10:50.651 --> 00:10:53.987
‫- آدم باورش نمی‌شه!
‫- باید باورش بشه

131
00:10:54.071 --> 00:10:56.740
‫اگر باور نکنه، اون‌وقت باید
‫به دیگر حدسیات میدون بده

132
00:10:56.823 --> 00:11:00.702
‫لولو، حقیقت اینه که، جناب آقای اسکاتلندی
‫شما رو قال گذاشته

133
00:11:00.786 --> 00:11:03.664
‫شاید برات شعرهای انگلیسی قشنگ‌قشنگ
‫نوشته باشه

134
00:11:03.747 --> 00:11:07.459
‫یا بخواهد موقعی که برگشت
‫باهات دیدار بکنه، اما...

135
00:11:11.171 --> 00:11:13.256
‫کجا می‌ری، فرزندم؟

136
00:11:14.424 --> 00:11:17.636
‫پوزش می‌خوام. اجازه بدید برم، عمه جان

137
00:11:18.595 --> 00:11:21.598
‫باید دمی با خودم خلوت کنم، لین

138
00:11:24.351 --> 00:11:27.396
‫شارلت هنوز هم قدر خودش رو نمی‌دونه

139
00:11:27.479 --> 00:11:32.693
‫در دلبری از جامعه و عموم
‫هیچ بلندپرواز نیست

140
00:11:32.776 --> 00:11:36.238
‫این امر تحسین‌برانگیزیه،
‫اما خیلی نویدبخش نیست

141
00:11:36.321 --> 00:11:38.949
‫شاید لازم باشه که یک نفر تشویقش کنه

142
00:11:39.032 --> 00:11:40.534
‫آره

143
00:11:40.617 --> 00:11:42.744
‫این دختر حرف‌های زیادی برای گفتن داره

144
00:11:44.663 --> 00:11:47.040
‫درسته، سخنور چنان قابلی نیست

145
00:11:47.124 --> 00:11:49.209
‫بذله‌گویی برگ برنده‌ش نیست

146
00:11:49.292 --> 00:11:51.962
‫اما کردارش... خودش رو دست کم می‌گیره

147
00:12:06.518 --> 00:12:10.772
‫شماها اشتباه فکر می‌کنید.
‫من به خاطر کاپتان ناراحت نیستم

148
00:12:10.856 --> 00:12:13.567
‫- پس چی؟
‫- فقط خیلی خجل شدم

149
00:12:13.650 --> 00:12:18.155
‫مامان من رو فرستاد این‌جا،
‫اون‌همه لباس برای من خریدید

150
00:12:18.238 --> 00:12:21.908
‫شوهرت هم خرید، مثلا قرار بود
‫یک شوهر سرسنگین پیدا کنم

151
00:12:21.992 --> 00:12:24.911
‫اما حالا از پس نگه‌ داشتن
‫یک سرباز انگلیسی هم برنمی‌آم

152
00:12:26.997 --> 00:12:30.167
‫- یعنی او رو دوست نداشتی؟
‫- نه

153
00:12:30.250 --> 00:12:33.086
‫به خداوندی خدا، نه

154
00:12:33.170 --> 00:12:35.589
‫اما خب، زنش می‌شدم

155
00:12:35.672 --> 00:12:41.261
‫اگر رایم رو می‌زدید که «باهاش ازدواج
‫کن، بهتر از این نصیبت نمی‌شه» راضی می‌شدم

156
00:12:41.344 --> 00:12:43.513
‫ما هیچوقت همچین کاری نمی‌کنیم

157
00:12:43.597 --> 00:12:47.851
‫باید یکی رو بیابی که دوستش داری.
‫یک کسی که خوشحالت کنه

158
00:12:48.351 --> 00:12:51.772
‫- گمون نکنم من جنم عشق ورزیدن رو داشته باشم
‫- چرا؟

159
00:12:53.523 --> 00:12:57.527
‫فقط دعا می‌کنم شوهری نصیبم شه
‫که کمی شبیه پدرمون باشه

160
00:12:57.611 --> 00:12:59.446
‫عزیز من

161
00:12:59.529 --> 00:13:01.990
‫پدرمون مردی بود مستمند و علیل.
‫زمین‌گیر بود

162
00:13:02.073 --> 00:13:05.994
‫[عوضش] مهربون بود و قشنگ حرف می‌زد...
‫درباره همه‌چیز

163
00:13:06.077 --> 00:13:07.704
‫مردم، طبیعت...

164
00:13:07.788 --> 00:13:10.457
‫نه مثل آدم‌های شرور دادگاه

165
00:13:10.540 --> 00:13:14.586
‫که همه‌چیز رو قضاوت می‌کنند
‫و هر کلمه رو می‌سنجند

166
00:13:16.254 --> 00:13:20.133
‫تا حالا در وایمار مرد مجردی رو ندیدی که
‫ازش خوشت بیاد؟

167
00:13:33.480 --> 00:13:35.315
‫در روز بازگشت به خانه

168
00:13:35.398 --> 00:13:38.360
‫کارلین نامه‌ای را روی میز خواهرش یافت
‫مربوط به دو هفته‌ی پیش

169
00:13:38.443 --> 00:13:40.403
‫از طرف آقای فردریش شیلر-نامی

170
00:13:40.487 --> 00:13:44.991
‫که به شارلت گفته بود، پس از
‫دیدار نخستین‌شان پای پنجره

171
00:13:45.075 --> 00:13:50.205
‫چند مرتبه‌ای سراغ او را گرفته،
‫و می‌داند که او کی‌ست

172
00:13:50.288 --> 00:13:55.085
‫و برای دیدار دوباره
‫چشم‌به‌راه گوشه‌ی چشمی است

173
00:13:58.004 --> 00:14:00.590
‫کارلین بدون درنگ پاسخی
‫برای او نوشت

174
00:14:09.015 --> 00:14:12.853
‫آقای فردریش شیلر، وایمار، آم فرانپلن

175
00:14:15.772 --> 00:14:18.358
اقای شیلر عزیز، شما مرا نمی‌شناسید

176
00:14:18.441 --> 00:14:22.362
‫اما من یادداشتی را که برای خواهرم فرستادید
‫روی میز یافتم

177
00:14:22.445 --> 00:14:24.906
‫و به خود اجازه دادم تا آن را بخوانم

178
00:14:25.782 --> 00:14:30.871
‫به نظر من هر دوی شما با هم خواهید ساخت

179
00:14:30.954 --> 00:14:33.039
‫اندکی نگران خواهر کوچکم هستم

180
00:14:33.123 --> 00:14:35.292
‫می‌توانی کمی از او مراقب کنی؟

181
00:14:35.375 --> 00:14:37.794
‫فراو فن اشتاین،
‫رخصت می‌خواهم...

182
00:14:37.878 --> 00:14:41.131
‫تا فراولین لنگفند را، همراه دختران جوان،
‫و البته در موافقت با شروط شما

183
00:14:41.214 --> 00:14:42.883
‫به گردش عصرگاهی ببرم

184
00:14:42.966 --> 00:14:45.719
‫به او نگو که من برایت نامه‌ای نوشتم

185
00:14:45.802 --> 00:14:50.390
‫اما اگر خواستی می‌توانی در رودل‌اشتات
‫با ما دیدار کنی

186
00:14:50.473 --> 00:14:52.893
‫مادرمان، که کنار من
‫و شوهرم زندگی می‌کند

187
00:14:52.976 --> 00:14:57.147
‫از دیدن شاعری نامی چون شما،
‫که نمایشنامه‌ی "دزدان"ش

188
00:14:57.230 --> 00:15:01.568
‫او را اندکی نیز بدنام ساخته، مشعوف خواهد شد

189
00:15:01.651 --> 00:15:03.987
‫رودل‌اشتات به فاصله سفری یک روزه
‫در جنوب این ناحیه واقع شده است

190
00:15:04.070 --> 00:15:07.073
‫و دوک‌نشینی کوچک و باصفاست

191
00:15:07.157 --> 00:15:09.117
‫می‌توانید به آن‌‍جا بیایید و
‫باخود شور و حالی بیاورید

192
00:15:09.200 --> 00:15:11.244
‫منبت‌کاریه،چاپ برجسته

193
00:15:11.328 --> 00:15:14.414
‫اجازه می‌ده کنتراست بیشتر
‫و فضاهای تیره‌ بزرگ‌تر بشن

194
00:15:16.666 --> 00:15:21.129
‫شارلت، به این حروف
‫نگاه کن، دیدوئه، مال فرانسه‌ست

195
00:15:21.212 --> 00:15:23.006
‫خیلی شفافه

196
00:15:26.760 --> 00:15:28.219
‫نگاه کن

197
00:15:30.013 --> 00:15:32.015
‫انقلابی به پا کرد. شفافیتش
‫باعث می‌شه راحت‌تر خونده بشه

198
00:15:32.766 --> 00:15:34.976
‫بعد از چاپ این‌شکلی می‌شه

199
00:15:36.102 --> 00:15:40.607
‫خیال کن یک روز همه سواددار می‌شدند،
‫می‌فهمیدند و کتاب می‌خریدند

200
00:15:40.690 --> 00:15:41.691
‫و دست‌شون به کتاب می‌رسید

201
00:15:41.775 --> 00:15:44.653
‫اون روز که بیاد کتاب‌ها در دسترس
‫همه قرار می‌گیرند

202
00:15:44.736 --> 00:15:46.780
‫ایده‌ها همگانی می‌شدن

203
00:15:47.447 --> 00:15:49.491
‫حتی فکرش رو هم که
‫می‌کنم از خود بی‌خود می‌شم!

204
00:15:50.408 --> 00:15:55.038
‫به گمونم بشریت از طریق دانش و
‫سیاحت در زیبایی راستین متحول خواهد شد!

205
00:15:55.121 --> 00:15:59.542
‫ما، شارلت، من و تو، در طی
‫عمرمون شاهد دنیای جدیدی خواهیم بود

206
00:15:59.626 --> 00:16:03.713
‫کُتت پاره شده، این‌جاش هم هست

207
00:16:03.797 --> 00:16:05.632
‫بده‌ش به من تا رفوش کنم

208
00:16:07.050 --> 00:16:10.470
‫دفعه دیگه می‌آرمش

209
00:16:12.430 --> 00:16:13.556
‫بدرود

210
00:16:21.606 --> 00:16:23.692
‫- خانم کارتون دارن
‫- چی شده؟

211
00:16:23.775 --> 00:16:26.569
‫یک نامه از ایتالیا رسیده، از طرف گُته

212
00:16:26.653 --> 00:16:27.988
‫"آقای فن گُته"

213
00:16:28.071 --> 00:16:30.532
‫- کی؟
‫- امروز بعد از ظهر که بیرون بودید

214
00:16:32.032 --> 00:16:40.032
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

215
00:16:43.128 --> 00:16:45.046
‫دیگه برنمی‌گرده

216
00:16:45.839 --> 00:16:47.757
‫دیگه برنمی‌گرده پیش من

217
00:16:52.679 --> 00:16:55.056
‫بیرون. بیرون!

218
00:17:03.440 --> 00:17:06.192
‫شاید همین تجارب بود
‫که این احساس را در شارلت به وجود آورد

219
00:17:06.276 --> 00:17:09.863
‫که ایثار و دل‌شکستگی
‫در بزرگ‌ترین دلدادگی‌ها گنجیده اند

220
00:17:09.946 --> 00:17:14.242
‫و اینکه عشقی ناکام، فرد دل‌شکسته
‫را با هاله‌ای از زیبایی می‌آراید

221
00:17:15.160 --> 00:17:18.538
‫او همیشه مادرخوانده‌اش را دوست نمی‌داشت

222
00:17:18.621 --> 00:17:23.293
‫اما او را بابت مشقاتی که از برای دوست
‫برجسته‌ش، گته، به جان خریده بود می‌ستود

223
00:17:23.376 --> 00:17:26.921
‫اینک موسیقی تراژدی را می‌شنید

224
00:17:27.005 --> 00:17:30.759
‫این است تراژدی عشق، تراژدی ازدواج

225
00:17:30.842 --> 00:17:32.469
‫که انگار به او می‌گفت

226
00:17:32.552 --> 00:17:37.515
‫تو برای احساسات شگرفی از این
‫دست ساخته نشده ای، شارلت فن لنگفلد کوچک

227
00:17:44.564 --> 00:17:47.567
‫تابستان 1788، رودل‌اشتات

228
00:17:55.742 --> 00:17:57.786
‫کِی می‌رسه؟

229
00:17:57.869 --> 00:18:01.164
‫فردا بعد از ظهر، اگر کالسکه
‫وقت‌شناس باشه

230
00:18:01.247 --> 00:18:05.502
‫- کجا ساکن می‌شه؟
‫- لولو یک اتاق در ولکشدت براش کرایه کرده

231
00:18:05.585 --> 00:18:09.130
‫وقتی که به دیدنمون بیاد،
‫هرروز آمدنش رو از اون دوردورها می‌بینیم

232
00:18:10.590 --> 00:18:12.509
‫چه گردش دلپذیری

233
00:18:15.178 --> 00:18:18.848
‫هرچقدر که دست‌مون تنگ‌تر می‌شه

234
00:18:18.932 --> 00:18:22.185
‫اسم و رسم‌مون بیشتر گل می‌کنه

235
00:18:24.270 --> 00:18:28.108
‫عزیزم، درباره موضوع شیلر
‫چیز جدیدی به خاطرت رسیده؟

236
00:18:28.191 --> 00:18:29.192
‫آره

237
00:18:29.275 --> 00:18:33.947
‫به واسطه‌ی نمایشنامه انقلابی
‫معروفش درباره "دزدان" شورشی

238
00:18:34.030 --> 00:18:35.657
‫آوازه‌ش از خودش جلو زده،
‫اون هم به ناحق

239
00:18:35.740 --> 00:18:36.991
‫ناحق؟

240
00:18:37.075 --> 00:18:40.120
‫یک مرد جوانه با تب و تاب فزاینده، درست

241
00:18:40.203 --> 00:18:44.290
‫اما جای نگرانی نیست،
‫شاعره و بسیار هم متشخص

242
00:18:44.374 --> 00:18:46.960
‫روزی دو مرتبه بندازیدش تو [رود] زاله
‫تا از تب و تاب بیفته

243
00:18:47.043 --> 00:18:50.004
‫و حواس‌تون باشه چرخ [بحث] تاریخی-سیاسی رو
‫به چرخش نندازه

244
00:18:50.088 --> 00:18:52.632
‫که اون‌موقع دیگه هیچکس جلودارمون نیست

245
00:18:52.715 --> 00:18:56.553
‫اما در عوض خوش‌رفتارترین عزیزکرده‌ی
‫دخترانته

246
00:19:09.065 --> 00:19:10.692
‫چی شده؟

247
00:19:11.568 --> 00:19:15.864
‫ممکنه توقع زیادی از ما داشته باشه.
‫اگه حوصله‌ش سررفت چی؟

248
00:19:15.947 --> 00:19:20.076
‫نگران نباش. بگذارید برسه تا ببینیم چی می‌شه

249
00:19:20.743 --> 00:19:25.373
‫به‌ش می‌آد صبح به صبح برامون نامه بنویسه
‫و بگه کی منتظرش باشیم

250
00:19:25.456 --> 00:19:27.584
‫می‌خواد تا ظهر کار کنه

251
00:19:27.667 --> 00:19:32.380
‫پس باید اوایل بعد از ظهر منتظرش
‫باشیم و راه رفتنش رو کنار رودخانه بپاییم

252
00:19:34.299 --> 00:19:38.595
‫ببینیم چقدر طول می‌کشه
‫از دم پل تا این‌جا بیاد

253
00:19:38.678 --> 00:19:39.762
‫از حالا شروع شد

254
00:19:40.263 --> 00:19:43.016
‫خیلی کُنده.
‫شیلر یک‌جور دیگه راه می‌ره

255
00:19:43.099 --> 00:19:45.185
‫خیلی خوب، یک قدری از زمان
‫می‌کاهیم

256
00:19:45.268 --> 00:19:48.605
‫همچین که دیدیم داره می‌‌آد
‫چند تا کتاب جدید می‌گذاریم روی میز

257
00:19:48.688 --> 00:19:49.856
‫و اون‌طرف

258
00:19:49.939 --> 00:19:51.191
‫هرروز کتاب‌های متفاوت

259
00:19:51.274 --> 00:19:54.027
‫اگر هوا خوب بود،
‫می‌نشینیم تو باغ و می‌نوشیم

260
00:19:54.110 --> 00:19:56.362
‫مامان گفته بریم جلوی خونه پیشوازش

261
00:19:56.446 --> 00:20:00.200
‫- چرا؟
‫- آخه از خونه خود‌ش خجالت می‌کشه

262
00:20:00.283 --> 00:20:02.202
‫خونه‌ی ما بوی شوهرم رو می‌ده

263
00:20:04.287 --> 00:20:05.788
‫نگاه کن، الان باید کنار پل باشه

264
00:20:05.872 --> 00:20:07.707
‫کلی وقت داری تا کلاه‌گیس بگذاری

265
00:20:07.790 --> 00:20:10.710
‫- من که اصلا کلاه‌گیس نمی‌گذارم
‫- یا گونه‌های سرخت رو نیشگون بگیری

266
00:20:13.338 --> 00:20:15.632
‫اون‌وقت الان باید کجا باشه؟

267
00:20:15.715 --> 00:20:18.384
‫- کنار نیمکت
‫- می‌تونه ببیندمون

268
00:20:18.468 --> 00:20:20.136
‫از پای پنجره برو کنار

269
00:20:23.473 --> 00:20:25.934
‫- نباید بفهمه منتظر بودیم!
‫- نه

270
00:20:26.017 --> 00:20:30.063
‫نهایتا پشتت رو بکن سمتش. از دیدنش
‫خوشحال ایم، اما قرار نیست بال‌بال بزنیم

271
00:20:30.146 --> 00:20:32.398
‫زن‌ها نباید مثل شیر ترشیده خودشون
‫رو به کسی عرضه کنند، خب؟

272
00:20:32.482 --> 00:20:33.900
‫لاته؟

273
00:20:39.739 --> 00:20:41.908
‫ببخشید، شما رو با کسی اشتباه گرفتم

274
00:20:41.991 --> 00:20:44.744
‫این‌قدر ترش‌رو نباشید، آقای شیلر

275
00:20:44.827 --> 00:20:46.162
‫تشریف آورد

276
00:20:46.246 --> 00:20:48.456
‫اما لولو این‌جاست، نه لاته

277
00:20:48.539 --> 00:20:50.833
‫- یک روز زود تشریف آوردید!
‫- می‌دونم

278
00:20:50.917 --> 00:20:52.835
‫این‌قدر بدعنق نباش

279
00:21:07.850 --> 00:21:09.352
‫ممنون

280
00:21:09.435 --> 00:21:12.522
‫اتاق ولکشدت چطوره؟ خوبه؟

281
00:21:12.605 --> 00:21:15.024
‫بله. گرچه یک روز زود آمدم

282
00:21:15.108 --> 00:21:17.694
‫آدم‌های نازنینی ان، قهوه هم نوشیدم

283
00:21:17.777 --> 00:21:19.946
‫عجیبه که تاریخ‌ها رو اشتباه کردم

284
00:21:20.029 --> 00:21:21.906
‫بله، عجیبه

285
00:21:25.243 --> 00:21:27.787
‫حالا باید شما رو به مادرمون معرفی کنیم

286
00:21:28.454 --> 00:21:31.958
‫مخصوصا که دقت رنگ‌ها فوق العاده‌ست

287
00:21:32.959 --> 00:21:34.627
‫این اولین جلد از...

288
00:21:34.711 --> 00:21:38.256
‫نوشته‌های جنگل‌پروری
‫مرحوم هر فن لنگفلده

289
00:21:38.756 --> 00:21:40.300
‫فی الحال پیش-نسخه‌اش چاپ شده

290
00:21:40.383 --> 00:21:42.802
‫نمونه چاپی رو اصلاح کردیم

291
00:21:42.885 --> 00:21:46.014
‫و کار مقابله با دست‌نوشته‌های اصلی هم
‫صورت گرفت

292
00:21:46.097 --> 00:21:47.849
‫این دست‌خط پدرتونه؟

293
00:21:49.392 --> 00:21:50.393
‫بسیار پُرشوره!

294
00:21:50.476 --> 00:21:54.147
‫نیمی از تن همسرم بعد از سکته
‫فلج شد

295
00:21:55.398 --> 00:21:59.902
‫بعد از اون به ناچار با دست چپ می‌نوشت

296
00:21:59.986 --> 00:22:02.113
‫این شورمندی از اون‌جا می‌آد

297
00:22:03.239 --> 00:22:05.950
‫گاهی نمی‌شه این خرچنگ‌قورباغه‌ها رو خواند

298
00:22:06.909 --> 00:22:11.831
‫عزیزم، مسئله خانوادگیه. خواهش می‌کنم

299
00:22:20.590 --> 00:22:22.342
‫شما در خونه روبرویی ساکنید، خانم؟

300
00:22:22.425 --> 00:22:25.345
‫نه. اما در منزل دامادم
‫پذیرای مهمانان هستم

301
00:22:25.428 --> 00:22:28.431
‫او این‌جا نیست. برلینه

302
00:22:28.514 --> 00:22:31.184
‫از بعد از فوت همسرم، یعنی بیش
‫از ده سال پیش

303
00:22:31.267 --> 00:22:34.854
‫میانه‌روی راه خودش رو
‫به زندگی ما گشود

304
00:22:34.937 --> 00:22:36.689
‫آقای فن بلویتز ثروت‌منده؟

305
00:22:36.773 --> 00:22:38.941
‫از خانواده ثروت‌مندی می‌آد

306
00:22:39.025 --> 00:22:43.029
‫و الان هم به عنوان خزانه‌دار شاهزاده
‫شوارزبورگ از موقعیت خوبی برخورداره

307
00:22:43.112 --> 00:22:45.573
‫و به همین زودی‌ها عضو
‫هیئت رایزنان سلطنتی می‌شه

308
00:22:45.656 --> 00:22:48.785
‫و بله، از اون‌جایی که ممکنه
‫ظنِّی به دل راه بدید

309
00:22:49.327 --> 00:22:54.707
‫نمی‌شه گفت که موقعیت فوق‌العاده‌ی ایشون،
‫در ازدواج او و دخترم خللی به وجود آورده

310
00:23:00.797 --> 00:23:05.468
‫بله، بسیار شفیقه، اما
‫نه سلیقه داره و نه پول

311
00:23:05.551 --> 00:23:07.470
‫مثل گداهاست

312
00:23:07.970 --> 00:23:12.725
‫لولو، من نفرستادمت عمارت وایمار
‫که برای خودت یک شاعر آسمون‌جل پیدا کنی

313
00:23:13.226 --> 00:23:16.229
‫- یه کم از خواهرت یاد بگیر
‫- لازم نکرده

314
00:23:16.312 --> 00:23:18.564
‫مردک آس و پاسه

315
00:23:19.524 --> 00:23:22.944
‫شاید دندون طمعش رو تیز کرده که
‫این‌جا چیزی به‌ش بماسه

316
00:23:23.027 --> 00:23:26.072
‫نکنه عمدا همچین خیالی
‫به سرش انداختی، شارلت؟

317
00:23:26.155 --> 00:23:30.034
‫من نیازی ندارم دروغ ببافم تا
‫طعمه دندون‌گیری بشم، مامان

318
00:23:31.035 --> 00:23:34.622
‫دیگه عالم و آدم می‌دونن که ما
‫از تو بشقاب طلا غذا نمی‌خوریم

319
00:23:35.665 --> 00:23:39.665
‫شفقت آقای شیلر، که من اجازه دارم
‫ازش بهره‌مند بشم، حسابگرانه نیست [و دِلیه]

320
00:23:42.338 --> 00:23:46.426
‫او شاعر بزرگیه و من افتخار می‌کنم
‫که پیش‌مون می‌مونه

321
00:23:46.509 --> 00:23:49.011
‫و به چشم دوست نگاهش می‌کنم

322
00:23:50.680 --> 00:23:53.015
‫ببخشید، عزیزم

323
00:23:53.099 --> 00:23:57.645
‫فراموش کردم زخم روحت چقدر تازه‌ست

324
00:23:58.187 --> 00:24:01.649
‫- مامان، ایشون فرانسوی حرف می‌زنه
‫- بله، فرانسوی حرف می‌زنم

325
00:24:02.358 --> 00:24:04.819
‫چرا که فرانسوی...

326
00:24:07.697 --> 00:24:09.365
‫زبانِ [عصر] روشنگریه

327
00:24:11.784 --> 00:24:14.787
‫«نور با به دنیا بیاور»
‫حرف دوران نوین همینه

328
00:24:14.871 --> 00:24:17.290
‫بزرگ‌ترین دستاورد روشنگری

329
00:24:17.373 --> 00:24:21.127
بهره‌برداری رایگان طبیعت
و منابع حیات‌بخش اونه

330
00:24:21.210 --> 00:24:23.337
‫از این منظر، همسر شما، به عنوان
‫جنگل‌بانِ شاهزاده

331
00:24:23.421 --> 00:24:25.673
‫مشعل این فرایند به حساب می‌آن

332
00:24:25.756 --> 00:24:28.634
‫او با چشمانی شُسته، به
مواهب طبیعت نگریست

333
00:24:28.718 --> 00:24:31.512
‫شهرت کُنت فن لنگفلد با
‫پادشاه پروس پهلو می‌زنه

334
00:24:31.596 --> 00:24:37.185
‫همسر من کُنت نبود و نیازی هم
‫به چرب‌زبانی نیست

335
00:24:38.060 --> 00:24:42.523
‫دوست دارم آینده دخترم رو
‫بس درخشان ببینم، آقای شیلر

336
00:24:43.566 --> 00:24:45.693
‫بله، قابل درکه

337
00:24:45.776 --> 00:24:48.154
‫وقتی که همسرم مُرد

338
00:24:48.237 --> 00:24:51.699
‫شارلت هرروز ازم می‌پرسید، هشت سالش هم
‫بیشتر نبود

339
00:24:51.782 --> 00:24:54.076
‫که «مامان، الان دیگه فقیر شدیم؟»

340
00:24:54.160 --> 00:24:59.248
‫من هم می‌گفتم «یعنی بین قفر یک آدم
‫معمولی و خودمون فرقی نمی‌گذاری؟»

341
00:25:00.082 --> 00:25:05.254
‫هروقت فقط یکی از دوازده دست سرویس نهارخوری
‫26-تکه‌مون باقی مونده بود یعنی فقیر شدیم

342
00:25:05.338 --> 00:25:08.341
‫هروقت که مجبور شدیم
‫تو خونه‌ای زندگی کنیم که هرکدوم‌مون

343
00:25:08.424 --> 00:25:11.844
‫فقط یک اتاق داشتیم و تنها
‫سه خدمت‌کار، یعنی فقیر شدیم»

344
00:25:11.928 --> 00:25:14.263
‫همچین حرفی به‌ش زدم

345
00:25:14.347 --> 00:25:15.932
‫حالا چطور؟

346
00:25:16.599 --> 00:25:19.018
‫حالا چی برامون مونده؟

347
00:25:19.101 --> 00:25:20.895
‫خانه‌ی پشتی

348
00:25:21.771 --> 00:25:26.901
‫آقای شیلر، دخترهای من لایق
‫یک زندگی آسوده ان

349
00:25:35.493 --> 00:25:37.286
‫ایتالیا

350
00:25:38.955 --> 00:25:40.081
‫بله

351
00:25:43.709 --> 00:25:45.461
‫اون‌جاست

352
00:25:46.379 --> 00:25:47.797
‫من که اون‌جا نخواهم رفت

353
00:25:53.177 --> 00:25:55.096
‫داره برمی‌گرده

354
00:25:56.305 --> 00:26:00.810
‫وقتی که فراو فن اشتاین رو در وایمار
‫ترک کردم، آخرین نامه او از مِران رسیده بود

355
00:26:12.530 --> 00:26:16.993
‫هرروز بعدازظهر دو خواهر، من رو تا
‫بیرون شهر، بالای پلِ روی رود زاله، می‌بردند

356
00:26:17.076 --> 00:26:20.663
‫و بعد از اون هم، برای باقی عصر، به منزل‌شون

357
00:26:20.746 --> 00:26:23.499
‫و به دو ایزدبانوی رود می‌مانستند...

358
00:26:23.583 --> 00:26:27.336
‫در آستانه‌ی دروازه بهشتی که
‫روزی به سوی من نیز گشوده می‌شد

359
00:26:29.714 --> 00:26:34.510
‫روی خودمون اسم‌های رمزی گذاشتیم،
‫به قول فرانسوی‌ها، اسامی جنگی

360
00:26:34.594 --> 00:26:37.513
‫شارلت "خرد" بود و کارلین هم "سوز"

361
00:26:41.892 --> 00:26:47.023
‫ببحشید، ویلهلم، می‌دونم که به‌ت قول دادم
‫اگر برام یک زن با جهاز 12000 تالری پیدا کنی

362
00:26:47.106 --> 00:26:51.611
‫یک تراژدی و چند تا شعر پیش من داری

363
00:26:51.694 --> 00:26:53.613
‫اما حالا شادمان ام و گیج

364
00:26:53.696 --> 00:26:56.115
‫این دو خواهر نیز پولی ندارند

365
00:26:56.198 --> 00:26:57.950
‫اما همچنان، تابستان و این رودخانه...

366
00:26:58.034 --> 00:27:00.870
‫اگر بدون شاهکار [هنری]،
‫اما با دو شعله درون قلبم بازگردم

367
00:27:00.953 --> 00:27:03.664
‫مرا خواهی بخشید؟

368
00:27:15.217 --> 00:27:16.344
‫هاپو!

369
00:27:19.221 --> 00:27:21.390
‫- کمک! کمک!
‫- داره غرق می‌شه!

370
00:27:21.474 --> 00:27:23.851
‫- کمک!
‫- خدایا، داره غرق می‌شه

371
00:27:23.934 --> 00:27:25.645
‫- کجا؟
‫- کمک!

372
00:27:27.271 --> 00:27:28.522
‫داره غرق می‌شه

373
00:27:32.443 --> 00:27:33.819
‫- شنا بلده؟
‫- کمک

374
00:27:33.903 --> 00:27:35.154
‫شنا بلدی؟

375
00:27:36.822 --> 00:27:37.907
‫نه

376
00:27:38.908 --> 00:27:40.493
‫یالا

377
00:27:50.169 --> 00:27:52.963
‫بیا این‌جا، بیا پیش من

378
00:28:07.978 --> 00:28:09.772
‫- شیلر!
‫- ایدا!

379
00:28:13.150 --> 00:28:14.735
‫بچه!

380
00:28:16.362 --> 00:28:17.905
‫دارمت!

381
00:28:18.447 --> 00:28:20.282
‫- از این‌ور!
‫- بچه رو بگیر!

382
00:28:20.366 --> 00:28:22.868
‫- بگیرش!
‫- دستش رو بگیر!

383
00:28:24.995 --> 00:28:27.123
‫فریتز، من اینجا ام!

384
00:28:27.206 --> 00:28:28.749
‫فریتز!

385
00:28:32.795 --> 00:28:33.879
‫گرفتمت!

386
00:28:36.465 --> 00:28:37.883
‫ادامه بده!

387
00:28:44.724 --> 00:28:46.392
‫ایدا!

388
00:28:48.978 --> 00:28:50.563
‫ایدا ماری!

389
00:28:57.737 --> 00:29:00.489
‫می‌بریمت خونه، جفت‌مون باهم

390
00:29:03.659 --> 00:29:05.995
‫باید لباس‌هات رو دربیاری

391
00:29:06.078 --> 00:29:08.789
‫- من خوب ام
‫- باید گرم بشی

392
00:29:11.208 --> 00:29:13.836
‫مسخره‌بازی درنیار، خودت رو به کشتن می‌دی

393
00:29:34.231 --> 00:29:36.108
‫گرم نگه‌ش دار

394
00:30:25.449 --> 00:30:28.160
‫"//" یعنی شیلر

395
00:30:28.244 --> 00:30:32.248
‫از اجرای خیرخواهانه "مثلث"،
که تو باشی، قدردانی می‌کنه

396
00:30:32.331 --> 00:30:34.041
‫و "دایره"، تو هستی

397
00:30:34.124 --> 00:30:38.504
‫درسته. "در 27م ماه گذشته"

398
00:30:38.587 --> 00:30:42.508
‫که یعنی دیروز. تمام تاریخ‌ها، به
اضافه یک ماه و منهای دو روز، هستند

399
00:30:42.591 --> 00:30:44.385
‫امروز 30مه

400
00:30:44.468 --> 00:30:48.180
‫و او از اجرای خیرخواهانه
‫ما قدردانی می‌کنه

401
00:30:48.264 --> 00:30:52.101
‫- دوباره دو ممیز (//)
‫- یعنی او

402
00:30:52.184 --> 00:30:54.103
‫امید به تکرار این اجرا داره.

403
00:30:54.186 --> 00:30:56.856
‫اما هنرمندان تور هنری را
‫به بعد موکول کرده اند

404
00:30:56.939 --> 00:30:59.608
‫و به نظر می‌رسد که
‫نمایش مجدد نیاز به شکیبایی دارد.

405
00:31:24.174 --> 00:31:25.926
‫دایره‌ها، مثلث‌ها

406
00:31:26.552 --> 00:31:28.304
‫رمزیه

407
00:31:28.387 --> 00:31:30.890
‫برای رمزگشایی به نامه‌های بیشتری
‫نیاز داریم

408
00:31:30.973 --> 00:31:33.601
‫مشکلی نیست. روزی دو تا از این‌ها
‫به دست‌شون می‌رسه

409
00:31:33.684 --> 00:31:36.896
‫سعی می‌کنم نمادها رو به یاد بسپرم
‫تا نامه بعدی برسه

410
00:31:36.979 --> 00:31:40.065
‫شاید دخترهات تا اون‌‌موقع رمز رو تغییر بدند

411
00:31:40.149 --> 00:31:43.235
‫این مزخرفات چیه؟
‫نکنه همه دیوانه شدند؟

412
00:31:43.319 --> 00:31:45.571
‫حرارت، خانم، مراقب باشید

413
00:31:45.654 --> 00:31:47.323
‫- مزخرفات
‫- نباید بو ببرند

414
00:31:48.823 --> 00:31:56.823
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

415
00:31:58.667 --> 00:32:01.253
‫"// عزیز...

416
00:32:02.671 --> 00:32:05.174
‫اجرا در آن وقت..."

417
00:32:05.257 --> 00:32:06.967
‫یعنی امروز

418
00:32:07.051 --> 00:32:10.512
‫"به بعد موکول شده...

419
00:32:10.596 --> 00:32:13.766
‫چرا که قشون به سنگرها بازگشته بودند

420
00:32:13.849 --> 00:32:16.936
‫بازیگران..."
‫یک دایره و یک مثلث بکش...

421
00:32:17.019 --> 00:32:19.313
‫که یعنی ما دو تا

422
00:32:19.396 --> 00:32:23.609
‫"برای اجرای مجدد مجبور
‫به یافتن مکانی تازه شدند"

423
00:32:30.074 --> 00:32:31.825
‫این هم از ما

424
00:32:31.909 --> 00:32:34.286
‫اکنون هر سه آن‌ها یکی می‌شدند

425
00:32:34.370 --> 00:32:39.708
‫و همانگونه که مادلن دو سکودری وصف
‫کرد، سه شیوه‌ی دستیابی را مرور می‌کردند

426
00:32:39.792 --> 00:32:42.795
‫اون‌قدری جون داری که با جفت ما کنار بیایی؟

427
00:32:42.878 --> 00:32:44.296
‫مزاحمت که نیستیم؟

428
00:32:44.380 --> 00:32:47.508
‫ما که تازه رسیدیم، چطور مزاحمش شدیم؟

429
00:32:51.095 --> 00:32:53.472
‫نخست: آیرونی

430
00:32:53.555 --> 00:32:56.809
‫دوم: بازشناسی احساسات واقعی

431
00:32:56.892 --> 00:33:00.020
‫سوم: صداقت پایان‌ناپذیر

432
00:33:00.896 --> 00:33:04.274
‫مظنون، پس از نجات جان
یک نفر، لرز سختی داره

433
00:33:04.358 --> 00:33:05.317
‫یک

434
00:33:05.401 --> 00:33:06.986
‫عجب فرصت مناسبی

435
00:33:07.069 --> 00:33:09.196
‫سرجوخه، بازش کن

436
00:33:09.279 --> 00:33:11.490
‫متهم باید دست به دعا بشه

437
00:33:11.573 --> 00:33:15.369
‫تا این‌جا به چیزی ورای از متون فاضلانه،
‫مثلا نامه‌های عاشقانه معطر

438
00:33:15.452 --> 00:33:18.372
‫دست پیدا نکنیم

439
00:33:21.834 --> 00:33:24.420
‫شورش هلند

440
00:33:24.503 --> 00:33:26.839
‫بعد از اینکه برگشتی به باغ،
‫این رو هم برامون می‌خونی؟

441
00:33:26.922 --> 00:33:28.257
‫حتما

442
00:33:28.757 --> 00:33:31.885
‫این‌جا هوا خفه‌ست.
‫بگذار پنجره رو باز کنم

443
00:33:33.262 --> 00:33:36.682
‫این چی چیه؟
‫مادام فن کالب؟

444
00:33:36.765 --> 00:33:38.183
‫دو

445
00:33:38.267 --> 00:33:40.060
‫مگه او متاهل نیست؟
‫اشتباه می‌کنم؟

446
00:33:40.144 --> 00:33:43.272
‫- متاهله
‫- زن آقای فن کالبه دیگه؟

447
00:33:44.773 --> 00:33:46.066
‫که این‌طور

448
00:33:47.443 --> 00:33:49.445
‫"ارباب ارجنمد جواب..."

449
00:33:50.529 --> 00:33:53.032
‫لولا، بیا، تو این‌یکی رو بخون

450
00:33:57.453 --> 00:34:00.414
‫در نگاه اول که نشانی
‫از سبک‌سری نیست

451
00:34:02.166 --> 00:34:04.418
‫درباره ادبیاته

452
00:34:06.045 --> 00:34:07.880
‫مال تو چطور؟

453
00:34:10.007 --> 00:34:12.342
‫بریم سراغ  بعدی

454
00:34:14.887 --> 00:34:16.263
‫این خوبه؟

455
00:34:16.346 --> 00:34:17.639
‫لولو

456
00:34:18.474 --> 00:34:20.267
‫مادام فن کالب به نامه‌ای استناد کرده

457
00:34:20.350 --> 00:34:23.479
‫که تو، آقای شیلر، از قرار معلوم
‫به دوستت کُرنر نوشتی

458
00:34:23.562 --> 00:34:25.814
‫در ادامه نقل قولی کرده:

459
00:34:26.398 --> 00:34:29.151
‫«تو زنی می‌خواهی وظیفه‌شناس...»

460
00:34:29.234 --> 00:34:34.156
‫و بعد «در پیوند ابدی نباید
‫هیچ اشتیاقی را دخیل کرد»

461
00:34:34.239 --> 00:34:38.744
‫کُرنر بچه‌ی خوبیه.
‫مرتب به من انگ سستی می‌زد

462
00:34:38.827 --> 00:34:40.245
‫می‌خواستم خیالش رو راحت کنم

463
00:34:40.329 --> 00:34:42.081
‫فراو فن کالب از کجا خبردار شده؟

464
00:34:42.164 --> 00:34:45.459
‫وقتی که این نامه رو برای کُرنر می‌نوشتم،
‫او هم حاضر بود

465
00:34:45.542 --> 00:34:48.295
‫- حاضر بود؟
‫- حسابی به‌م متلک گفت

466
00:34:48.378 --> 00:34:51.131
‫دقیقا چه جنس رابطه‌ای با فراو فن کالب داری؟

467
00:34:51.215 --> 00:34:52.800
‫انگ؟ یالا ببینم

468
00:34:53.342 --> 00:34:56.678
‫- شوهرش از من به نیکی یاد می‌کنه
‫- به خاطر روی هم ریختن با زنش؟

469
00:34:56.762 --> 00:34:59.431
‫دوست داره زنش رو در انجمن‌های
‫برجسته ببینه

470
00:34:59.515 --> 00:35:01.350
‫درسته

471
00:35:01.433 --> 00:35:04.812
‫در دادگاه می‌گن که هر فن کالب بر
‫دوستی همسرش با شیلر صحه می‌گذاره

472
00:35:04.895 --> 00:35:06.605
‫دوستی؟

473
00:35:06.688 --> 00:35:10.692
‫اما این تاییدیه ضمنی در دردگاه
‫از سنگینی این بی‌نزاکتی کم نمی‌کنه

474
00:35:10.776 --> 00:35:12.945
‫من هم بخشودگی نخواستم

475
00:35:13.779 --> 00:35:17.825
‫و به دادگاه وایمار هم اهمیتی نمی‌دم.
‫از دنیای من به دوره

476
00:35:17.908 --> 00:35:21.787
‫آیرونی، دلبری،
‫من برای این کارها زیادی ساده ام

477
00:35:21.870 --> 00:35:25.707
‫ساده نیستی. روراستی. این‌ها با هم فرق دارن

478
00:35:26.208 --> 00:35:27.376
‫سوم

479
00:35:29.044 --> 00:35:32.631
‫لولو، من که باور نمی‌کنم تو هوای رقیق
‫وایمار رو دوست داشته باشی

480
00:35:32.714 --> 00:35:35.134
‫حتی اگر اون‌جا آشنا شده باشیم

481
00:35:35.717 --> 00:35:39.638
‫یعنی می‌گی هر اونچه به جانِ
‫ما، به طبع و طبیعت ما می‌نشینه

482
00:35:39.721 --> 00:35:41.890
‫مثل یک ملودی زیبا نیست؟

483
00:35:41.974 --> 00:35:45.686
‫و این نیاز مادی نیست که ما رو
‫به دنیای نُت‌های فالش می‌کشونه؟

484
00:35:45.769 --> 00:35:49.273
‫دروغ‌ها، نقش بازی کردن
‫غیرطبیعی در دادگاه...

485
00:35:49.773 --> 00:35:51.650
‫آدم در چنین جامعه‌ای خفه می‌شه

486
00:35:51.733 --> 00:35:56.405
‫طولی نمی‌کشه تا دیگه نفهمیم چه احساسی داریم
‫و چه می‌خواهیم

487
00:35:57.948 --> 00:36:00.242
‫آثار پشیمانی درش بروز کرد!

488
00:36:01.451 --> 00:36:04.913
‫آدمی مثل من، حداقل انتظاراتش
‫رو از زندگی برآورده می‌کنه

489
00:36:05.664 --> 00:36:09.543
‫کارلین، شارلت،
‫من هر دوی شما رو دوست دارم

490
00:36:11.253 --> 00:36:13.839
‫و نمی‌تونم ترک کردن شما رو
‫متصور بشم

491
00:36:13.922 --> 00:36:15.591
‫ببخشید

492
00:37:00.219 --> 00:37:01.720
‫بفرمایید

493
00:37:03.889 --> 00:37:05.224
‫عصر به خیر

494
00:37:07.226 --> 00:37:09.102
‫کارلین

495
00:37:11.980 --> 00:37:13.148
‫مامان

496
00:37:16.568 --> 00:37:20.322
‫باید حرف بزنیم. همین حالا

497
00:37:24.243 --> 00:37:28.288
‫تو همین‌جا بمون. بعدا حرف می‌زنیم.
‫بجنب، کارلین

498
00:37:33.001 --> 00:37:38.006
‫حالا دیگه مردی که پله‌هاش رو چنان
‫روشن می‌کنه که استخوان‌های آدم بشکنه هم...

499
00:37:38.090 --> 00:37:39.967
‫برای من نامه می‌نویسه

500
00:37:40.050 --> 00:37:42.302
‫بس کن، درد می‌گیره

501
00:37:43.512 --> 00:37:45.138
‫چی شده؟
‫چه اتفاقی افتاده؟

502
00:37:45.222 --> 00:37:48.475
‫- خانم افتادند؟
‫- آره. اما نیازی به تو نیست. بیرون، بیرون

503
00:37:57.359 --> 00:38:01.321
‫تو برلین به گوشش رسیده،
‫خدا می‌دونه راسته یا نه

504
00:38:01.405 --> 00:38:04.950
‫اما خیالی نیست، آقای شیلر خونه‌ی ما مهمونه

505
00:38:05.033 --> 00:38:09.288
‫و حالا هم که او نیست، حال و هوای این‌جا
‫خوشه

506
00:38:09.371 --> 00:38:11.707
‫از من خواسته تا به‌ت یادآوری کنم

507
00:38:11.790 --> 00:38:14.293
‫که حواست هم به تاهل و هم به آبروت باشه

508
00:38:14.376 --> 00:38:17.629
‫- چرا به خودم ننوشته؟
‫- فرانسوی حرف بزن، کارلین

509
00:38:18.880 --> 00:38:22.384
‫دلم نمی‌خواد این حرف‌ها بیفته تو دهن
‫خدمت‌کارها!

510
00:38:22.467 --> 00:38:23.927
‫پنجره رو ببند

511
00:38:27.431 --> 00:38:30.309
‫چه بازی‌های بچگانه‌ای که درنمی‌آری!

512
00:38:30.392 --> 00:38:33.812
‫نامه‌های رمزی،
‫و اون نمایش مسخره با روبنده...

513
00:38:33.895 --> 00:38:37.899
‫که دو روز پیش در خونه‌ی
‫موسیو شیلر در ولکشدت به‌ پا کردید

514
00:38:38.900 --> 00:38:42.070
‫فضاحت عمومیی که هفته پیش
‫سر اون بچه‌ و رودخانه راه انداختید

515
00:38:42.154 --> 00:38:45.657
‫که به گوش هر کس و ناکسی در
‫رودل‌اشتات رسید، حتی خانواده‌ی شاهزاده

516
00:38:45.741 --> 00:38:48.994
‫چه کار باید می‌کردیم؟
‫می‌گذاشتیم بچه غرق بشه؟

517
00:38:49.077 --> 00:38:51.872
‫- موسیو شیلر!
‫- موسیو شیلر!

518
00:38:51.955 --> 00:38:54.708
‫این موسیو شیلر خیلی...

519
00:38:56.585 --> 00:38:57.586
‫بله؟

520
00:38:58.086 --> 00:39:03.008
‫کارلین، ازدواج تو با فردریش فن بلویتز بود
‫که ما رو نجات داد

521
00:39:03.091 --> 00:39:08.180
‫ما، یعنی من و خواهرت، هیچوقت
‫فراموش نمی‌کنیم. می‌دونم به‌ت سخت گذشته

522
00:39:08.263 --> 00:39:11.516
‫چون این ازدواج نه از سر
‫عشق، که از سر نیاز مادی بود

523
00:39:12.517 --> 00:39:14.519
‫من خودم دختر جوان خوشبختی بودم

524
00:39:14.603 --> 00:39:16.730
‫چون اجازه داشتم از سر
‫عشق با پدرت ازدواج کنم

525
00:39:16.813 --> 00:39:19.066
‫من هیچی از پول سرم نمی‌شه

526
00:39:20.275 --> 00:39:22.194
‫اما می‌گن یکسری از ازدواج‌های مادی

527
00:39:22.277 --> 00:39:24.404
‫از ازدواج‌های
‫عاشقانه هم بهتر درآمدند

528
00:39:24.488 --> 00:39:27.908
‫البته درباره‌ی تو، شوربختانه این‌طور نشد

529
00:39:27.991 --> 00:39:31.787
‫من و خواهرت تا ابد مدیون تو هستیم

530
00:39:32.496 --> 00:39:33.955
‫نه، من...

531
00:39:34.039 --> 00:39:36.458
‫اگه بخوای کف تالارتون رو با زانوی لخت
‫می‌شوریم و می‌سابیم

532
00:39:38.543 --> 00:39:43.382
‫به‌ت بدهکاریم!
‫اما ازدواجت رو به خطر ننداز

533
00:39:45.842 --> 00:39:49.721
‫وگرنه هر سه نفرمون به گدایی می‌افتیم!

534
00:39:50.514 --> 00:39:51.765
‫نه

535
00:39:58.980 --> 00:40:01.817
‫می‌دونم از این ازدواج دلخوری

536
00:40:02.317 --> 00:40:05.487
‫شوهرت یک فیل اهریمنیه

537
00:40:06.238 --> 00:40:07.989
‫و مطلقا از زن‌ها چیزی نمی‌دونه

538
00:40:09.408 --> 00:40:11.827
‫افزون بر این، یک دو جین بچه هم می‌خواد

539
00:40:11.910 --> 00:40:16.164
‫اما همه‌ش به خاطر اینه که در غیر این صورت
‫از ارث پدری محروم می‌شه

540
00:40:16.248 --> 00:40:18.667
‫هم بله هم نه

541
00:40:18.750 --> 00:40:21.753
‫فقط این نیست،
‫من رو به ستوه می‌آره

542
00:40:28.718 --> 00:40:30.470
‫اما طلاق

543
00:40:31.346 --> 00:40:36.143
‫اگر که به‌ش فکر کرده باشی،
‫مطلقا جای چک و چونه نداره

544
00:40:37.227 --> 00:40:41.523
‫خواهرت در وایمار سخت خوار و خفیف شد

545
00:40:42.023 --> 00:40:46.820
‫دوباره کار دستش نده.
‫نگذار به شیلر نزدیک‌ بشه

546
00:40:48.530 --> 00:40:53.368
‫به هنگام عاشقی، چیره گشتن بر مشکلات
‫اهمیت زیادی دارد

547
00:40:54.453 --> 00:40:58.623
‫دو خواهر و آن مرد جوان، به مانند
‫سه ضلع یک مثلث بودند

548
00:40:58.707 --> 00:41:00.459
‫فرستادن نامه‌های رمزی را
‫ادامه دادند

549
00:41:00.542 --> 00:41:03.628
‫و روز به روز بیشتر به خراب‌کارها
‫شباهت یافتند

550
00:41:03.712 --> 00:41:07.215
‫نزد ایشان، آقای فن بلویتزِ غایب، حکم دشمنی
‫نامرئی را داشت

551
00:41:07.299 --> 00:41:09.843
‫که سر و کله‌اش به زودی پیدا می‌شد

552
00:41:09.926 --> 00:41:16.224
‫شیلر که روزی دو نامه برای خواهران می‌فرستاد
‫مسرورانه هر دو دستش را به کار می‌گرفت

553
00:41:16.308 --> 00:41:20.520
‫او که از ایجاد هرگونه رقابت میان آن‌ها
‫جلوگیری می‌کرد

554
00:41:20.604 --> 00:41:23.398
‫همان خطوط را برای هر دو می‌فرستاد

555
00:41:23.482 --> 00:41:27.027
‫می‌نوشت که آن‌ها موجودی را
‫برگزیده اند

556
00:41:27.110 --> 00:41:31.907
‫که سلامتی‌اش هر بهار و پاییز با خطر
‫جدی روبرو می‌شود

557
00:41:33.658 --> 00:41:39.080
‫و اینکه حالا از لحاظ طبی، از آب،
‫یعنی عنصر ایزدبانوان رودخانه، پرهیز دارد

558
00:41:39.164 --> 00:41:42.042
‫و همان‌طور که مستحضر اند، نمی‌تواند شنا کند

559
00:41:42.125 --> 00:41:46.588
‫و اینکه ظرف دو روز بهبود می‌یابد و در
‫همان توطئه‌سرا، چشم‌انتظار آن دو خواهد بود

560
00:41:48.006 --> 00:41:49.341
‫بیایید

561
00:41:49.925 --> 00:41:51.009
‫بیایید

562
00:41:51.092 --> 00:41:54.012
شارلت، وایمار که بودیم اون
‫طرح حروف دیدو رو یادته؟

563
00:41:54.095 --> 00:41:56.515
‫این حروف بدترکیب آلمانی رو ببین

564
00:41:56.598 --> 00:41:58.934
‫چاپ فرانسوی خیلی پیشرفته‌تره

565
00:41:59.601 --> 00:42:02.229
‫ما هنوز تو دوران جنگ سی‌ساله موندیم!

566
00:42:05.607 --> 00:42:07.359
‫اخباری رسید

567
00:42:07.442 --> 00:42:09.736
‫احتمال آن می‌رفت که دو خواهر
‫و مادرشان وارث ارثیه چشمگیر...

568
00:42:09.819 --> 00:42:15.951
‫یک تاجر بسیار متمول باتاویایی شوند
‫که از دنیا رفته بود

569
00:42:17.369 --> 00:42:20.121
‫مردی که نه تنها یک تاجر بسیار کامیاب

570
00:42:20.205 --> 00:42:24.834
‫که از متخصصان برجسته
‫مطالعات درباره میمون‌های جنگل بود

571
00:42:25.502 --> 00:42:29.548
‫کارلین و شارلت برای
‫پول مد نظر نقشه‌ها کشیدند

572
00:42:29.631 --> 00:42:33.969
‫و بنا را بر یک زندگی خوش سه نفر
‫به همراهی شیلر گذاشتند

573
00:42:38.515 --> 00:42:42.060
‫یک روز من هم یک کتاب می‌نویسم،
‫درباره عشقی که میون ما سه نفر بود

574
00:42:42.143 --> 00:42:45.689
‫و اسمش رو می‌گذارم "زیر آبشار"

575
00:42:55.198 --> 00:42:57.742
‫لولو، باید یک نقشه بکشیم

576
00:42:57.826 --> 00:42:59.911
‫ارثیه باتاویا رو به مادر می‌سپریم

577
00:42:59.995 --> 00:43:03.582
‫به شرطی که ازش برای ساختن یک
‫خونه جدید استفاده کنه

578
00:43:03.665 --> 00:43:05.625
‫وایمار بهترین جاست.
‫خودش هم دوست داره همه‌ش اون‌جا باشه

579
00:43:05.709 --> 00:43:07.502
‫- تنهایی؟
‫- شاید همراه کنبل

580
00:43:07.586 --> 00:43:08.587
‫آخه از او خوشش نمی‌آد

581
00:43:08.670 --> 00:43:10.589
‫اما فقط به خاطر اینکه او...

582
00:43:10.672 --> 00:43:14.467
‫الان اون‌جا چخبره؟
‫یعنی چه؟

583
00:43:14.551 --> 00:43:16.177
‫نظرش با این عوض می‌شه

584
00:43:18.680 --> 00:43:20.849
‫تا وقتی که [مادر] خونه‌ی پشتی
‫رو خالی کنه

585
00:43:20.932 --> 00:43:24.352
‫بعد تو می‌آیی پیش من و
‫شیلر هم هروقت که بخواد پیش‌مونه

586
00:43:24.436 --> 00:43:27.105
‫وضعیت من با فراو فن اشتاین چی؟

587
00:43:27.188 --> 00:43:29.733
‫گته ممکنه هروقتی برگرده

588
00:43:30.775 --> 00:43:32.861
‫جوری تکون خوردم و متاثر شدم
‫که به عمرم نشده بودم

589
00:43:34.404 --> 00:43:37.282
‫دوستش دارم، همون‌جور که تو داری

590
00:43:39.409 --> 00:43:42.829
‫بغلم کن، نگذار برم،
‫از وایمار بیزارم

591
00:43:47.375 --> 00:43:49.628
‫چطور جمع-شدن-هامون رو
‫توجیه کنیم؟

592
00:43:49.711 --> 00:43:53.298
‫شوهرت با یک آزاداندیش، یا یک رقابت
‫مردانه کنار نمی‌آد

593
00:43:53.381 --> 00:43:56.509
‫باید بلویتز رو قانع کنیم
‫که [شیلر] رقیبش نیست

594
00:43:57.636 --> 00:44:00.513
‫و اینکه شیلر یکی از ما رو برگزیده

595
00:44:03.391 --> 00:44:04.809
‫من از هیچ کاری دریغ نمی‌کنم

596
00:44:04.893 --> 00:44:08.063
‫شما دو نفر ازدواج کنید تا عشق سه نفرمون
‫رو نجات بدید

597
00:44:09.272 --> 00:44:11.149
‫مامان همچین اجازه‌ای می‌ده؟

598
00:44:14.569 --> 00:44:16.988
‫جالبه، اما...

599
00:44:24.245 --> 00:44:25.747
‫بیا

600
00:44:25.830 --> 00:44:27.749
‫- تیزه
‫- آره، اما بوی خوبی داره

601
00:44:42.597 --> 00:44:44.432
‫خانم، به خودتون مسلط باشید

602
00:44:48.645 --> 00:44:52.774
‫ما این‌جا بزرگ شدیم.
‫پدرم که مُرد مجبور شدیم بفروشیم

603
00:44:53.441 --> 00:44:56.903
‫چند سال پیش مالک جدید ورشکسته شد
‫و رفت

604
00:44:56.986 --> 00:44:59.280
‫بهار بود که خانه خاکستر شد

605
00:44:59.364 --> 00:45:02.117
‫خبرش رو شنیدیم،
‫اما به چشم ندیده بودیم

606
00:45:05.787 --> 00:45:11.543
‫مامان، با ارثیه باتاویایی می‌تونی
‫این‌جا رو بخری و بازسازی کنی

607
00:45:11.626 --> 00:45:14.879
‫- اون‌وقت کی توش زندگی کنه؟
‫- خودت

608
00:45:14.963 --> 00:45:18.091
‫من؟ تنهایی؟

609
00:45:28.560 --> 00:45:29.811
‫اون‌جا

610
00:45:30.562 --> 00:45:32.313
‫بیایید، بیایید این‌جا

611
00:45:35.984 --> 00:45:37.777
‫فایده نداره. پُر از بوته‌ست

612
00:45:37.861 --> 00:45:40.739
‫برگردید. برمی‌گردیم اون‌جا.

613
00:45:41.489 --> 00:45:42.741
‫همین‌جا خوبه

614
00:45:42.824 --> 00:45:46.745
‫من راستی راستی دلبسته‌ی کنبل ام.
‫اما اصلا احساسات نداره

615
00:45:46.828 --> 00:45:51.499
‫یعنی اگر بخوام به زور 10 تا گیلاس شراب
‫به بستر خودم بیارمش یاد همین می‌افتم

616
00:45:52.709 --> 00:45:55.462
‫مادام، ببخشید ها، اما ایشون
‫برای شما زیادی پیره

617
00:45:58.590 --> 00:46:00.675
‫شوهرم هم خیلی از خودم بزرگ‌تر بود

618
00:46:00.759 --> 00:46:04.596
‫اما خب به قول معروف مرد خیلی خوبی بودند.
‫باهوش و بامزه

619
00:46:16.274 --> 00:46:17.692
‫پیانو اون‌جا بود

620
00:46:22.238 --> 00:46:24.282
‫تابلوی پاپا این‌جا

621
00:46:30.413 --> 00:46:32.332
‫اتاق ما طبقه بالا بود

622
00:46:35.794 --> 00:46:37.712
‫میز نهارخوری این‌‍جا نبود؟

623
00:46:39.798 --> 00:46:43.635
‫شیلر، تو هم فکر می‌کنی خانم‌ها مایل اند
‫پشت به خانه بنشینند؟

624
00:46:43.718 --> 00:46:45.553
‫بله، قطعا پشت به خانه

625
00:46:59.651 --> 00:47:02.028
‫می‌دونم چه نقشه‌ای دارید

626
00:47:03.279 --> 00:47:06.825
‫می‌خواهید از شر من و ارثیه
‫راحت بشید

627
00:47:08.325 --> 00:47:16.325
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

628
00:47:19.838 --> 00:47:21.297
‫ Motschekiebchen.
‫[پینه‌دوز]

629
00:47:22.924 --> 00:47:24.384
‫ببخشید؟

630
00:47:24.467 --> 00:47:26.761
‫Motschekiebchen.
‫این‌جا این‌جوری صداشون می‌کنند

631
00:47:27.262 --> 00:47:29.347
‫- Motschekiebchen.
‫- پینه‌دوز

632
00:47:29.430 --> 00:47:31.891
‫- Motschekiebchen.
‫- پینه‌دوز

633
00:47:36.771 --> 00:47:42.026
‫هوا که این‌جوری می‌شد مامانم همیشه
‫می‌گفت که «سوئدی‌ها دارن می‌آن»

634
00:47:42.110 --> 00:47:43.736
‫«سوئدی‌ها دارن می‌آن»

635
00:47:43.820 --> 00:47:45.780
‫جالبه

636
00:47:45.864 --> 00:47:48.116
‫مردم گرفتار همچین چیزی بودن

637
00:47:48.199 --> 00:47:52.287
‫سوئدی‌ها و یورش‌هاشون
‫که با آتش سنگین شروع می‌شد

638
00:47:52.370 --> 00:47:54.956
‫چه دورانی بود، جنگ سی‌ساله

639
00:47:55.039 --> 00:47:58.251
‫بعد از "شورش در هلند"
‫درباره‌ش می‌نویسم

640
00:47:58.334 --> 00:48:01.087
‫اما خیلی تنبل شدم،
‫حالا حالا کار داره

641
00:48:01.170 --> 00:48:03.381
‫تنبل نبودی، حواست جای دیگه بود

642
00:48:03.464 --> 00:48:04.716
‫و خب بیمار هم بود

643
00:48:04.799 --> 00:48:08.720
‫اون‌قدر بیمار که باید روزی دو تا نامه
‫برای هرکدوم‌تون می‌نوشت

644
00:48:08.803 --> 00:48:11.055
‫حالا بگو ببینم، جناب شیلر،
‫کی قراره برای ما...

645
00:48:11.139 --> 00:48:14.976
‫معنای دو ممیز و مثلث و
‫دایره رو روشنگری بکنی؟

646
00:48:16.853 --> 00:48:20.565
‫اسامی؟ کسانی که می‌شناسیم؟
‫با دلواپسی منتظر راه چاره ایم

647
00:48:20.648 --> 00:48:25.737
‫کنبل، ما خبرچین‌های دادگاه نیستیم
‫که نقشه بچینیم و قایم-باشک بازی کنیم

648
00:48:25.820 --> 00:48:29.407
‫در خانواده ما دل و زبان همه یکیه
‫و چیزی از کسی پوشیده نیست

649
00:48:29.490 --> 00:48:32.201
‫فقط باید یاد گرفت که چطور
‫از دل هم باخبر بشیم

650
00:48:32.827 --> 00:48:35.330
‫حالا داریم دَمی در کنار خانه قدیمی‌مون
‫خوش می‌گذرونیم

651
00:48:35.413 --> 00:48:40.627
‫اگرچه غم‌انگیزه، اما همین نزدیکی به کودکی
‫و پدرمون دلگرم‌کننده‌ست

652
00:48:41.586 --> 00:48:44.297
‫لطفا مهربان باشید و این عیش رو
‫ضایع نکنید

653
00:48:45.381 --> 00:48:50.453
‫آه، شباهنگام چه احساس خوبی دارم

654
00:48:51.054 --> 00:48:53.848
‫شباهنگام

655
00:48:53.932 --> 00:48:59.604
‫- وقتی که ناقوس‌ها زنگ آسودگی می‌زنند
‫- آه، شباهنگام چه احساس خوبی دارم

656
00:49:14.035 --> 00:49:16.496
‫یادته؟ اون بالا اتاق بازی‌مون بود

657
00:49:16.579 --> 00:49:19.332
‫یک دایه هم داشتیم.
‫مامان، اسمش چی بود؟

658
00:49:19.415 --> 00:49:20.875
‫- فردریش
‫- درسته

659
00:49:20.959 --> 00:49:24.170
‫انداختیمش تو گنجه و فراموشش کردیم

660
00:49:26.089 --> 00:49:27.882
‫شما خونه خوبی داشتید، شیلر؟

661
00:49:29.884 --> 00:49:31.386
‫کوچک بود

662
00:49:31.469 --> 00:49:35.640
‫اون‌قدری فرصت برات نمی‌گذاشت
‫که بخوای به فکر خوشحالی بیفتی

663
00:49:35.723 --> 00:49:38.226
‫نگاه که می‌کنم، اون‌وقت‌ها احساس می‌کردم
‫که جای خوبیه

664
00:49:38.309 --> 00:49:41.187
‫عجبیه، نگاه که می‌کنم،
‫قدیم‌ها انگار همه چی خوب بود

665
00:49:42.313 --> 00:49:45.984
‫انگار که آدم برای استعداد عجیبی
‫در گول زدن خودش داره

666
00:49:46.067 --> 00:49:50.196
‫گاهی مغلوب این میل می‌شم
‫که برگردم وورتمبرگ

667
00:49:50.279 --> 00:49:52.699
‫از منعی که دوک علیه‌م گذاشته
‫خیلی می‌گذره

668
00:49:52.782 --> 00:49:54.534
‫دقیقا چند وقت شده؟

669
00:49:55.618 --> 00:49:58.454
‫شش سال پیش مجبور شدم
‫از زادگاهم فرار کنم

670
00:50:01.124 --> 00:50:05.086
‫بابت سوالم پوزش می‌خوام،
‫عجب بی‌ملاحظه ام

671
00:50:06.129 --> 00:50:09.007
‫بوی آشفتگی می‌آد

672
00:50:09.090 --> 00:50:13.094
‫آره، تابستون داره رخت برمی‌بنده
‫و به ما می‌گه

673
00:50:13.177 --> 00:50:15.221
‫«از من به خوبی یاد کنید»

674
00:50:17.098 --> 00:50:19.767
‫شارلت؟ شارلت فن لنگفلد؟

675
00:50:20.351 --> 00:50:21.519
‫بله؟

676
00:50:25.815 --> 00:50:28.276
‫یک پیام از میلادی براتون رسیده

677
00:50:42.832 --> 00:50:45.793
‫من فورا می‌رم کُخبرگ، تا به فراو فن اشتاین
‫بپیوندم

678
00:50:45.877 --> 00:50:48.796
‫گُته برگشته و گفته که
‫فردا می‌رسه

679
00:50:49.964 --> 00:50:51.215
‫گته برگشته؟

680
00:50:51.299 --> 00:50:54.218
‫- اصرار کن تا اواخر آگست برگرده
‫- پس تکلیف کلاه‌ها چی می‌شه؟

681
00:50:54.302 --> 00:50:59.348
‫- اواخر تابستون بهترین موقعه
‫- کلاه‌ها و چمدون قرمز به دست‌تون رسیده؟

682
00:51:01.476 --> 00:51:04.562
‫هدیه رو برای مادم فن
‫اشتاین بسته‌بندی کردید؟

683
00:51:04.645 --> 00:51:06.481
‫بسته‌بندی کردید؟

684
00:51:07.815 --> 00:51:10.943
‫و لباس‌های مجلسی، لباس‌های مجلسی شارلت...

685
00:51:12.153 --> 00:51:14.906
‫- شْونکه، مطمئنی؟
‫- بله، خانم، مطمئن ام

686
00:51:21.370 --> 00:51:22.622
‫من رو ببخش

687
00:51:22.705 --> 00:51:26.125
‫- بسته‌بندی کردی؟
‫- بله خانم، کلاه‌ها رو بسته‌بندی کردم

688
00:51:27.835 --> 00:51:30.463
‫به‌م اعتماد کن، همه‌چی
‫طبق نقشه‌مون از کار درمی‌آد

689
00:51:30.546 --> 00:51:34.133
‫- خانم
‫- آدم ممکنه فراموش بکنه...

690
00:51:37.011 --> 00:51:40.098
‫- ای پدر ما که در آسمان‌هایی
‫- به همسرت سلام برسون

691
00:51:40.181 --> 00:51:41.974
‫- کی‌ می‌رسه؟
‫- فردا بعد از ظهر

692
00:52:04.038 --> 00:52:06.124
‫آماده که شدی، شمع‌ها رو خاموش کن و
‫برو بخواب

693
00:52:06.207 --> 00:52:07.667
‫چشم خانم

694
00:52:09.919 --> 00:52:11.462
‫تو هم همین‌طور. شب خوش

695
00:52:21.055 --> 00:52:23.850
‫برو بخواب، ویلهلم.
‫کاری باهات ندارم

696
00:52:24.809 --> 00:52:26.853
‫شمع رو هم با خودت ببر

697
00:52:31.065 --> 00:52:32.567
‫شب خوش

698
00:52:41.576 --> 00:52:44.579
‫- برم خونه؟
‫- الان دیگه خیلی دیره

699
00:52:46.998 --> 00:52:50.334
‫لطفا چیزی رو که گذاشتم روی میز بخون

700
00:52:50.418 --> 00:52:52.837
‫مقدمه‌ی رمان خودمه

701
00:52:52.920 --> 00:52:55.089
‫دوست دارم رک باشی و راست

702
00:53:14.442 --> 00:53:17.069
‫کمی نوشیدنی درست می‌کنم
‫تا راست‌تر هم بشی

703
00:53:17.153 --> 00:53:20.865
‫دستورش مال مادرمه،
‫که اون هم از مادرش به ارث برده و الی آخر...

704
00:53:24.285 --> 00:53:27.413
‫هرکس از این بنوشه، راستی رو بدون لکنت
‫بیان می‌کنه

705
00:54:01.822 --> 00:54:05.159
‫ابتدا مادرم می‌خواست دستور
‫رو در وصیت‌نامه‌ش بنویسه

706
00:54:05.826 --> 00:54:09.747
‫اما طی یک چُرت عصرگاهی از دهنش پرید،
‫و من هم نوشتمش

707
00:54:09.830 --> 00:54:14.001
‫هیچ چیز خاصی هم درش نیست،
‫فقط بحث اندازه‌ست

708
00:54:15.002 --> 00:54:17.421
‫تو با این راز چه خواهی کرد؟

709
00:54:17.505 --> 00:54:21.968
‫- می‌سپاریش به بچه‌هات؟
‫- من بچه‌ای نخواهم داشت، خودم حس می‌کنم

710
00:54:22.051 --> 00:54:25.972
‫اما اگر قرار بود تو داشته باشی،
‫فریتز، می‌سپردم‌شون به اون‌ها

711
00:54:26.055 --> 00:54:29.100
‫- البته اگه بچه‌های خوبی باشن
‫- بچه‌ها...

712
00:54:29.183 --> 00:54:30.768
‫تا حالا به‌شون فکر نکردم

713
00:54:30.851 --> 00:54:32.436
‫دوست دارم فریتز صدات کنم

714
00:54:32.520 --> 00:54:36.691
‫اسم شوهرم فردریشه،
‫امشب دوست ندارم اسم او رو به زبون بیارم

715
00:54:45.741 --> 00:54:48.327
‫حالا بگو ببینم به نظرت چطوره؟

716
00:54:51.789 --> 00:54:54.125
‫شگفت‌آوره،
‫ساده اما عمیق

717
00:54:54.208 --> 00:54:57.670
‫تنها ایرادات، یکسری جزئیات ریزه که
‫با خط ناخوانا یادداشت کردم

718
00:54:57.753 --> 00:55:01.132
‫نثر محشری داری، کارلین.
‫همکاران مردت رو شگفت‌زده خواهی کرد

719
00:55:01.215 --> 00:55:02.842
‫رُک و راست

720
00:55:05.261 --> 00:55:08.973
‫نباید خیلی به این تعریف و تمجید فکر کنم

721
00:55:33.247 --> 00:55:38.711
‫برو وایمار پیش شارلت.
‫ازش خواستگاری کن، این‌جوری خوشبخت می‌شی

722
00:55:41.922 --> 00:55:44.133
‫پس مثلث‌مون چی می‌شه؟

723
00:55:47.094 --> 00:55:52.141
‫به لولو گفتم خواهرم رو از دست نمی‌دم،
‫و یک برادر هم به دست می‌آرم

724
00:55:53.267 --> 00:55:55.269
‫پس خودمون چی؟

725
00:55:57.688 --> 00:55:59.648
‫من از تو دست نمی‌کشم

726
00:56:00.483 --> 00:56:02.234
‫و به قدردانی از تعریف و تمجدیدت

727
00:56:02.318 --> 00:56:05.696
‫امشب می‌خوام به دوستیمون ژرفای بیشتری
‫ببخشم

728
00:56:06.530 --> 00:56:08.240
‫اما...

729
00:56:40.815 --> 00:56:44.568
‫لباسم رو درنمی‌آرم.
‫شوهرم هر آن ممکنه سربرسه

730
00:56:44.652 --> 00:56:48.906
‫اگر گفته که بعد از ظهر این‌جاست،
‫حتما صبح می‌رسه

731
00:56:48.989 --> 00:56:50.491
‫همیشه کارش همینه

732
00:57:00.042 --> 00:57:02.336
‫خیلی خوب. بله؟

733
00:57:02.420 --> 00:57:08.134
‫بجنبید، خانم. مادرتون امروز
‫همسرتون رو در کالسکه-سرا دیده

734
00:57:08.217 --> 00:57:10.928
‫این رو پنهانی برای من فرستاده

735
00:57:11.011 --> 00:57:14.682
‫- یعنی به چیزی مشکوک شده؟
‫- مادرتون گفتند که کدر به نظر می‌رسید

736
00:57:14.765 --> 00:57:15.766
‫نه

737
00:57:25.025 --> 00:57:27.653
‫کدر؟
‫آخه این کلمه رو از کجاش درآورده!

738
00:57:34.743 --> 00:57:36.704
‫نگاه کن. نگاه کن...

739
00:57:37.705 --> 00:57:39.415
ماییم

740
00:57:55.431 --> 00:57:58.350
‫- دارم دردت می‌آرم؟
‫- نه، نه

741
00:58:00.394 --> 00:58:03.731
‫خیلی کیف می‌ده

742
00:58:32.676 --> 00:58:35.804
‫ولش کن، می‌گذره

743
00:58:57.368 --> 00:59:01.372
‫عشق من، حالا رهام کن
‫تا بتونی برگردی

744
00:59:01.455 --> 00:59:02.540
‫کِی؟

745
00:59:03.624 --> 00:59:05.209
‫کِی؟

746
00:59:18.889 --> 00:59:20.724
‫- همسرم کجاست؟
‫- خوابیدند

747
00:59:20.808 --> 00:59:22.726
‫صبر کن، می‌رم پهلوش

748
00:59:22.810 --> 00:59:25.896
‫در خانه پشتی در اتاق خواهرشون خوابیدند

749
00:59:25.980 --> 00:59:28.774
‫یعنی این‌قدر دلتنگ شارلته؟

750
01:00:10.190 --> 01:00:13.360
‫«دیشب، و یا امروز صبح،
‫رشته امور بیرون از دستان من بود

751
01:00:13.444 --> 01:00:17.698
‫و عصر امروز به یک نهار دیرهنگام
‫دعوت شده ام، از طرف رنگمان

752
01:00:17.781 --> 01:00:19.450
‫که این‌جا به مداوای من می‌پرداخت

753
01:00:19.533 --> 01:00:22.786
‫اما بعد، دزدانه سوی تو می‌آیم

754
01:00:24.872 --> 01:00:29.126
‫نه، التماست می‌کنم که امروز و چند روز دیگر
‫از خانه‌ی ما دور بمانی

755
01:00:29.209 --> 01:00:32.630
‫اما یکشنبه بعد این‌جا دعوتی، چون آن‌موقع

756
01:00:32.713 --> 01:00:36.967
‫اگر همه‌ی نشانه‌ها را درست بخوانم،
‫با مردی دیدار خواهی کرد

757
01:00:37.051 --> 01:00:39.970
‫که تا الان از تو کناره می‌گرفت»

758
01:00:58.405 --> 01:01:02.368
‫- گمونم گفت «دنیا»
‫- نه، گفت «پهنا»

759
01:01:03.077 --> 01:01:04.995
‫باید یک لب‌خوان استخدام کنی

760
01:01:13.837 --> 01:01:17.091
‫شیلر طوری فراک می‌پوشه
‫انگار از رو یک تپه کود پیداش کرده

761
01:01:18.258 --> 01:01:21.804
‫- گرچه ارزون هم نبود
‫- اما دست-دوم بود

762
01:01:22.346 --> 01:01:23.931
‫یعنی یک‌دونه جدید براش بخرم؟

763
01:01:24.014 --> 01:01:27.518
‫شعرا، هر لباسی هم که تن‌شون کنی،
‫باز هم شبیه گداهان

764
01:01:27.601 --> 01:01:31.397
‫سر کیسه رو کمی شل کن.
‫هرچی نباشه، نابغه ان

765
01:01:39.613 --> 01:01:41.573
‫شاهزاده!

766
01:01:47.955 --> 01:01:51.792
‫این دو نفر از برجسته‌ترین
‫افراد دوران ما اند

767
01:01:51.875 --> 01:01:54.545
‫آن هنگام که دو شاعر
‫برای نخستین بار دیدار کردند

768
01:01:54.628 --> 01:01:57.881
‫آفتاب نمناک اواخر تابستان
‫روی رود زاله می‌درخشید

769
01:01:57.965 --> 01:02:00.050
‫شیلر اگرچه می‌لرزید

770
01:02:00.134 --> 01:02:03.554
‫و گوته پُرگویی می‌کرد تا
‫یخی را که میان‌شان بود آب کند

771
01:02:03.637 --> 01:02:09.143
‫او که جوان‌تر بود می‌انگشات که
‫مقابل چهره‌ای سنگی ایستاده

772
01:02:13.856 --> 01:02:17.151
‫شارلت، که همراه با فراو فن اشتاین
‫برای یک روز به رودل‌اشتات آمده بود

773
01:02:17.234 --> 01:02:21.155
‫خواهرش را با گفتن «بهترین روز عمرش هم نبود»
‫ترک کرد

774
01:02:21.238 --> 01:02:26.243
‫بعد از این، باید مراقبش باشیم و
‫وقتی که تنهاست دستش رو بگیریم

775
01:02:26.326 --> 01:02:28.245
‫کارلین موافقت کرد

776
01:02:28.328 --> 01:02:31.415
‫همان بعد از ظهر
‫گُته به دلیل امر مهمی

777
01:02:31.498 --> 01:02:34.460
‫به همراهی
‫کنبل و مادام اشتاین راهی وایمار شد

778
01:02:35.960 --> 01:02:43.960
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

779
01:02:48.849 --> 01:02:51.143
‫پس حال و هوایی به جا ماند

780
01:02:51.226 --> 01:02:56.106
‫که احساس طردشدگی و عدم-طردشدگی را
‫در شیلر نهادینه می‌کرد

781
01:02:56.190 --> 01:02:58.650
‫گستاخی دادگاه‌های تفتیش عقاید

782
01:02:58.734 --> 01:03:02.529
‫تنها از نامردمی‌های هنگام
‫اجرای احکام عقب می‌ماند

783
01:03:03.906 --> 01:03:09.620
‫با درآمیختن امر دهشتناک و مضحک، دلرحمی را
‫زیر ریشخندگیری و خوارشماری مدفون کردند

784
01:03:09.703 --> 01:03:12.456
‫مجرم تحت اصول خاصی به سوی اعدام‌گاه خود
‫هدایت می‌شد

785
01:03:12.539 --> 01:03:15.167
‫و درفشی سرخ راه را به او می‌نمایاند

786
01:03:15.250 --> 01:03:17.711
‫در تمام این فرایند، زنگ
‫ناقوس‌ها به گوش می‌رسید

787
01:03:17.795 --> 01:03:20.464
‫نخست، کشیش با لباده‌اش می‌آمد

788
01:03:20.547 --> 01:03:25.969
‫و به دنبال او، گناهکار در جامه‌ای
‫زرد که به دیوهای سیاه منقش گشته بود

789
01:03:26.762 --> 01:03:29.515
‫و بر سرش نیز کلاهی کاغذی داشت

790
01:03:29.598 --> 01:03:33.393
‫پُشت به قربانی:
‫شمایل عیسی بر صلیب

791
01:03:33.477 --> 01:03:36.396
‫و او دیگر انتظار رستگاری نداشت

792
01:03:36.480 --> 01:03:41.485
‫جسم فانی او در آتش [هیزم‌ها]
‫و روح جاودانش در آتش دوزخ می‌سوخت

793
01:03:41.568 --> 01:03:43.946
‫در حالی که گویچه‌ای
‫دهانش را بسته بود

794
01:03:49.076 --> 01:03:51.662
‫آدم می‌انگشات جنازه‌ای‌ست
‫که راه به گور می‌برد

795
01:03:51.745 --> 01:03:57.251
‫اما مردی بود زنده که شکنجیدنش به نحوی
‫تکان‌دهنده اسباب سرگرمی مردمان می‌شد»

796
01:03:58.502 --> 01:03:59.920
‫پوزش می‌خوام، همین‌جا می‌‍ایستم

797
01:04:01.755 --> 01:04:06.927
‫حالا ما رو با شرح جزئیات این اعدام
‫در دوران تفتیش عقاید میخکوب می‌کنید؟

798
01:04:07.928 --> 01:04:09.805
‫نه، از محضرتون عذر می‌خوام

799
01:04:13.433 --> 01:04:15.811
‫سخت متاثر شدم

800
01:04:18.272 --> 01:04:20.732
‫زبان شما نیرومنده و روشن

801
01:04:26.780 --> 01:04:28.240
‫کتاب رو از کجا باید سفارش داد؟

802
01:04:29.616 --> 01:04:31.201
‫پوزش می‌خوام

803
01:04:31.285 --> 01:04:33.871
‫کتاب پاییز در وایمار درمی‌آد

804
01:04:35.664 --> 01:04:39.084
‫چرا در ینا یا برلین مشغول تدریس نمی‌شید؟

805
01:04:39.167 --> 01:04:41.795
‫هیچکس در آلمان وصف
‫تاریخ رو مثل شما نمی‌گه

806
01:04:41.879 --> 01:04:44.882
‫دست‌کم، من که تا به حال چنین چیزی نخوندم

807
01:04:44.965 --> 01:04:46.800
‫مو به مو درسته

808
01:04:49.678 --> 01:04:51.054
‫راستش در ینا درخواست دادم

809
01:04:51.138 --> 01:04:55.601
‫این کتاب، یا تا حدی پژوهش درباره‌ش،
‫پایه و اساس نمایشنامه "دُن کارلُس" من بود

810
01:04:57.311 --> 01:05:03.150
‫هنرش حتی غول وایماریِ ما رو هم می‌ترسونه.
‫برای همین چنین شتابان از این‌جا رفت

811
01:05:04.902 --> 01:05:08.447
‫آقای وُلزُگِن عزیزم،
‫نمی‌خواد این‌قدر برای دوستت بازارگرمی کنی

812
01:05:09.865 --> 01:05:12.034
‫[پیشاپیش] من رو افسون کرده

813
01:05:16.038 --> 01:05:19.249
‫پوزش من رو می‌پذیرید؟
‫امروز زبانم از سخن گفتن قاصره

814
01:05:19.333 --> 01:05:22.294
‫دلم نمی‌خواد اسباب رنجش شما بشم

815
01:05:39.394 --> 01:05:41.939
‫خب، ادب سرش نمی‌شه

816
01:05:42.022 --> 01:05:45.943
‫- یعنی من این‌قدر ملال‌آورم؟
‫- نه. بقیه‌مون ملال‌آوریم

817
01:05:46.026 --> 01:05:48.779
‫شما مراتب تحسین خودتون رو
‫نثار ایشون کردی.

818
01:05:48.862 --> 01:05:50.072
‫ممنون

819
01:05:50.697 --> 01:05:53.325
‫اما من واقعا مفتون نوشته‌ش شدم

820
01:06:17.307 --> 01:06:20.227
‫برم ببینم مبادا دندون‌درد دوست‌مون
‫سبب سقوطش از پله‌ها شده باشه

821
01:06:24.272 --> 01:06:25.482
‫فردریش

822
01:06:34.825 --> 01:06:35.993
‫متاسفم

823
01:06:40.080 --> 01:06:43.417
‫«فراموش نکنی به "مثلث"
‫در وایمار پیشنهاد بدهی»

824
01:06:43.500 --> 01:06:45.877
‫«سباسگزار ابدی، "دایره"»

825
01:07:25.876 --> 01:07:29.379
‫شیلر، با بازگشت به
‫زندگی شاعرانه‌اش در وایمار

826
01:07:29.463 --> 01:07:33.383
‫آماج سرزنش دوستان دلواپسش شد

827
01:07:33.467 --> 01:07:35.427
‫به ویژه، کرنر وفادار

828
01:07:35.510 --> 01:07:39.431
‫اندرز من اینه که رابطه‌ت
‫رو با مادام فن کالب تمام نکنی

829
01:07:39.514 --> 01:07:43.060
‫می‌خوام رو دو پای خودم
‫بایستم و این‌قدر داد و قال نکنم

830
01:07:43.143 --> 01:07:45.729
‫چیزی که نیاز داری وقت
‫آزاده، خالی از نگرانی

831
01:07:45.812 --> 01:07:47.898
‫و فن کالب هم دقیقا همین
‫رو برات تامین می‌کنه

832
01:07:47.981 --> 01:07:52.903
‫مشخصه که نمی‌تونم این اندرز رو اساس
‫تصمیماتم برای چگونه رفتار کردن قرار بدم

833
01:07:54.237 --> 01:07:55.822
‫تو هیچوقت اون دو خواهر رو ندیدی

834
01:07:55.906 --> 01:07:59.076
‫تمام تلخی زندگی من در یک دلیل خلاصه شده:
‫تنها بودنم

835
01:07:59.159 --> 01:08:01.453
‫خیال می‌کردم برای عشق و عاشقی نازیبنده ام

836
01:08:01.536 --> 01:08:05.165
‫اما این تابستون برای اولین
‫بار به این نازیبندگی شک کردم

837
01:08:05.248 --> 01:08:06.583
‫چرا که خوشحال بودم

838
01:08:10.337 --> 01:08:11.838
‫بیا این‌جا

839
01:08:22.182 --> 01:08:26.311
‫برای همین تنها و در پیشگاه خدا ازت می‌پرسم

840
01:08:26.394 --> 01:08:30.482
‫که برای درآمدن به همسری من
‫کوچک‌ترین تمایلی داری؟

841
01:08:32.567 --> 01:08:33.777
‫بله

842
01:08:39.699 --> 01:08:40.784
‫نه

843
01:08:45.956 --> 01:08:47.666
‫چی شده؟

844
01:08:51.711 --> 01:08:53.547
‫دوستم می‌داری؟

845
01:08:54.297 --> 01:08:55.882
‫مگه همین رو نگفتم؟

846
01:08:57.592 --> 01:08:59.886
‫شارلت، بله، حقیقت داره

847
01:09:00.804 --> 01:09:02.889
‫اما از عشق اینهمه می‌رنجی؟

848
01:09:05.559 --> 01:09:08.562
‫- موضوع ارثیه‌ای‌ست که از باتاویا رسیده
‫- چطور مگه؟

849
01:09:09.813 --> 01:09:12.149
‫مانع ابراز عشق من به تو می‌شه

850
01:09:12.232 --> 01:09:13.567
‫چرا؟

851
01:09:13.650 --> 01:09:16.486
‫چون مرتب می‌شنوم که نقشه‌های تازه‌ای
‫درباره‌ش کشیده می‌شه

852
01:09:16.570 --> 01:09:20.031
‫و به اون گدای درونم، احساس
‫شکارچی میراث دست می‌ده

853
01:09:24.578 --> 01:09:27.581
‫عشق من به تو، بی‌اختیار و واقعیه

854
01:09:28.999 --> 01:09:35.005
‫می‌تونی به من تکیه کنی، همچون
‫درختی که هرروز قوی و سبز به چشم می‌آد

855
01:09:35.088 --> 01:09:36.631
‫برای توئه

856
01:09:39.342 --> 01:09:41.761
‫هیچوقت خیال نکن که به من آسیب می‌زنی

857
01:09:42.929 --> 01:09:44.890
‫کنار من باش و آزاد

858
01:09:46.266 --> 01:09:48.602
‫کنار من باش هرجور که دوست داری

859
01:09:51.438 --> 01:09:54.357
‫شارلت من. باز شروع شد:

860
01:09:54.441 --> 01:09:57.402
‫فروتنی و خِرد

861
01:10:00.113 --> 01:10:04.284
‫- به همراهی خودمان، و گواهی خداوند...
‫- بله؟

862
01:10:04.367 --> 01:10:06.077
‫[اینک] ما نامزد هستیم

863
01:10:14.878 --> 01:10:19.424
‫این راز ماست. به‌ت اطمینان می‌دم
‫که مواقت مادرم رو جلب کنم

864
01:10:19.507 --> 01:10:23.094
‫من هم به هیچکس نمی‌گم، حتی به دوستان

865
01:10:23.178 --> 01:10:25.096
‫اما یک نفر هست که باید بدونه

866
01:10:27.015 --> 01:10:29.768
‫«لین عزیزم، ما تنهای تنها بودیم»

867
01:10:29.851 --> 01:10:33.271
‫اطمینان حاصل کردم که هیچ خدمت‌کاری
‫غافلگیرمان نکند

868
01:10:33.355 --> 01:10:36.942
‫مادام همچنان در کُخبرگ بود،
‫و هیچکس به راز ما پی نبرد

869
01:10:37.025 --> 01:10:40.737
‫تو، لین عزیز من،
‫تنها کسی هستی که خبر دارد

870
01:10:40.820 --> 01:10:44.157
‫با افتخار به تو می‌گویم که
‫هیچ‌گونه لودگی از ما سر نزد

871
01:10:44.241 --> 01:10:46.826
‫اما دیدن مردی بر-زانو-نشسته
‫عجیب است

872
01:10:46.910 --> 01:10:49.579
‫باید به او می‌پیوستم،
‫تا مبادا مضحک جلوه کند

873
01:10:51.039 --> 01:10:55.877
‫بسیار خوشحال ام، به زودی می‌آیم و سپس
‫جشنی سه-نفره خواهیم گرفت

874
01:10:56.544 --> 01:11:01.549
‫اما فعلا راز را مسکوت بدار تا چیزی درز نکند
‫و لقلقه‌ی زبان هر کس و ناکسی نشود

875
01:11:09.182 --> 01:11:12.102
‫«می‌خواهی با مامان درباره
‫ازدواجمان حرف بزنی؟»

876
01:11:12.185 --> 01:11:14.521
‫کی با مامان حرف می‌زنی؟

877
01:11:18.024 --> 01:11:21.111
‫از وقتی که از وایمار برگشته
‫هنوز نتونستم باهاش حرف بزنم

878
01:11:21.194 --> 01:11:23.613
‫چشم‌هاش درد می‌کرد و اوقاتش تلخ بود

879
01:11:23.697 --> 01:11:25.949
‫می‌خواست با کنبل بره

880
01:11:26.032 --> 01:11:29.619
‫اما راه‌ها آب‌گرفته بودند
‫و هیچ کالسکه‌ای نبود

881
01:11:29.703 --> 01:11:31.871
‫برای همین رنجید

882
01:11:31.955 --> 01:11:35.458
‫من و فریتز هرروز همدیگر رو می‌بینیم،
‫و خیلی به هم محبت داریم

883
01:11:35.542 --> 01:11:38.586
‫کی با مامان حرف می‌زنی؟
‫کی می‌آیی؟

884
01:11:42.716 --> 01:11:46.970
‫لولو، سوگند ما برای در میون
‫گذاشتن همه‌چیز باهم هنوز سر جاشه؟

885
01:11:47.762 --> 01:11:53.143
‫- من با تو در میون می‌گذارم و تو با من؟
‫- سوگند ما کنار آبشار راین همین بود

886
01:11:53.226 --> 01:11:56.604
‫اما به قوتِ خودش باقیه؟
‫سوگند که نمی‌شکنی؟

887
01:11:57.105 --> 01:12:00.734
‫به گمانت فریتز برای مامان قابل قبوله؟

888
01:12:00.817 --> 01:12:05.322
‫استادی قریب الوقوعش در ینا
‫حالا آشکارا مورد بحث قرار گرفته

889
01:12:05.405 --> 01:12:09.659
‫ممکن است که این اندک امنیت اقتصادی
‫او رو در چشم مادر شایسته جلوه دهد؟

890
01:12:09.743 --> 01:12:13.413
‫فعلا به‌ش نمی‌گم. چون که هنوز در ینا
‫صاحب شغل رسمی نشده

891
01:12:15.749 --> 01:12:17.500
‫داستان ارثیه باتاویا رو هم که می‌دونی

892
01:12:17.584 --> 01:12:22.130
‫برای وُکلا بیشتر صرف می‌کنه تا خودش

893
01:12:24.132 --> 01:12:25.550
‫آرام

894
01:12:25.633 --> 01:12:28.261
‫عجب فضاحتی

895
01:12:28.970 --> 01:12:30.430
‫کارُلین

896
01:12:30.513 --> 01:12:32.057
‫خوشبختی

897
01:12:32.766 --> 01:12:33.975
‫فریتز

898
01:12:34.476 --> 01:12:35.727
‫عشق

899
01:12:42.942 --> 01:12:45.570
‫بگو ببینم، فریتز، بین ما چه اتفاقی افتاد؟

900
01:12:45.653 --> 01:12:47.739
‫یک چیزی هست، می‌تونم احساسش کنم

901
01:12:47.822 --> 01:12:50.116
‫من تابِ تحملِ ابرهای درهم‌پیچیده رو ندارم

902
01:12:50.200 --> 01:12:53.036
‫میان ما فقط آسمان آبی باید.

903
01:12:53.119 --> 01:12:56.539
‫کارُلین عزیز، بابت شارلت خوشحال شدم

904
01:12:56.623 --> 01:13:00.627
‫اما خواهان آنم که زودتر، دوباره
‫با تو دیدار کنم، حرف بزنم و بخندم

905
01:13:00.710 --> 01:13:03.797
‫محمدیان به هنگام نماز رو به مکه می‌ایستند

906
01:13:03.880 --> 01:13:09.969
‫من هم میز جدیدی خواهم خرید تا رو به
‫رودل‌اشتات باشم، قبله‌ی ایمان و پیامبر من

907
01:13:10.804 --> 01:13:13.056
‫اما تا جایی که به تابستان بعد مربوط است

908
01:13:13.139 --> 01:13:17.227
‫به عنوان استاد که ینا برم،
‫دیگر اختیار اوقات خودم رو نخواهم داشت

909
01:13:17.310 --> 01:13:18.728
‫بعد به سراغ تو می‌آیم

910
01:13:18.812 --> 01:13:24.401
‫اگر خدا بخواهد، با هردوی شمایم،
‫و خودم را میان آغوشتان می‌افکنم

911
01:13:37.872 --> 01:13:40.583
‫برای تابستان بعد، بچه نمی‌خوای؟

912
01:13:40.667 --> 01:13:42.502
‫«دیگر پاسخ ندادی، لین

913
01:13:42.585 --> 01:13:45.588
‫به گمانت شیلر در چشم مامان شایسته است؟

914
01:13:45.672 --> 01:13:50.343
‫اینک آشکار است که او به ینا می‌رود.
‫در این باره برای تو نوشته است

915
01:13:50.927 --> 01:13:56.182
‫ممکن است که این اندک امنیت اقتصادی
‫او را در چشم مادر شایسته جلوه دهد؟

916
01:13:56.266 --> 01:13:59.519
‫کسی که از نامزدی ما خبردار نشده است؟

917
01:14:02.397 --> 01:14:05.859
‫پاسخ بده، عزیزترینم، پاسخ بده

918
01:14:05.942 --> 01:14:09.946
‫الآنه نمی‌توانم به مادر بگویم.
‫درد چشمش وخیم‌تر شده است.

919
01:14:10.029 --> 01:14:12.699
‫صرف از نظر از آفتاب [بی‌رمق] پاییز،
‫کرکره‌هایش را می‌بندد

920
01:14:12.782 --> 01:14:14.701
‫و هرگاه که کنبل نباشد، پریشان می‌شود

921
01:14:14.784 --> 01:14:16.661
‫فی الحال نمی‌توانم از او بپرسم

922
01:14:17.620 --> 01:14:21.332
‫احساس می‌کنم که آبستن ام، بلویتز.
‫دارم دیوانه می‌شم

923
01:15:15.094 --> 01:15:17.889
‫شارلت عزیز، به چی فکر می‌کنی؟

924
01:15:17.972 --> 01:15:21.684
‫یه اولین بار که شیلر از پای پنجره‌م گذشت.

925
01:15:25.104 --> 01:15:28.024
‫- زمانی که درختان هنوز سبز بودند
‫- بله

926
01:15:28.942 --> 01:15:32.820
‫و ژندگی کُت او از پشت پیدا بود

927
01:15:41.621 --> 01:15:44.040
‫ما پنهانی نامزد کردیم

928
01:15:47.460 --> 01:15:49.712
‫- از کِی؟
‫- سپتامبر

929
01:15:49.796 --> 01:15:53.299
‫وقتی که شما کُخبرگ بودید
‫و من جلوتر برگشتم

930
01:15:53.383 --> 01:15:56.427
‫در تالار دیدار کردیم و ابراز عشق

931
01:15:57.804 --> 01:15:59.722
‫با او ازدواج خواهم کرد

932
01:16:03.726 --> 01:16:07.981
‫خدایا! این آسمان‌جل و تو!

933
01:16:10.316 --> 01:16:12.318
‫دیگه نمی‌خواهی داستان رو مسکوت نگه داری؟

934
01:16:12.402 --> 01:16:13.611
‫چرا

935
01:16:13.695 --> 01:16:16.072
‫پس چرا به من گفتی؟

936
01:16:19.325 --> 01:16:22.412
‫حالا که بری خانه،
‫اون‌جا دیدار می‌کنید؟

937
01:16:22.495 --> 01:16:23.913
‫او هم می‌آد؟

938
01:16:23.997 --> 01:16:27.333
‫نه، در ینا دیدار می‌کنیم،
‫هروقت که خودش رو معرفی کرد

939
01:16:28.334 --> 01:16:31.546
‫که این‌طور.
‫پس بالاخره داره به مقام استادی می‌رسه

940
01:16:33.172 --> 01:16:36.259
‫خب، پس کی قراره شما رو از مادر عزیز
‫خواستگاری کنه؟

941
01:16:36.342 --> 01:16:39.345
‫قرار بود خواهرم او رو بپزه، اما...

942
01:16:39.429 --> 01:16:43.474
‫ظاهرا همه‌چیز رفته روی هوا، هان؟

943
01:16:43.558 --> 01:16:46.686
‫خواهرت به نظر کمی دمدمی می‌آد

944
01:16:46.769 --> 01:16:49.147
‫از دمدمی‌مزاج بودنش گفته بود

945
01:16:49.230 --> 01:16:51.774
‫من خواهرم رو دوست دارم. تحسینش...

946
01:16:51.858 --> 01:16:53.526
‫موسیو چطور؟

947
01:16:53.610 --> 01:16:55.820
‫شخص شیلر؟

948
01:16:57.697 --> 01:16:59.282
‫گمونم حق با تو باشه، لولو

949
01:17:01.701 --> 01:17:03.870
‫دیگه رازی در کار نیست

950
01:17:03.953 --> 01:17:05.622
‫یا گُربه رو دم حجله بُکش
‫و ماجرا رو علنی کن

951
01:17:05.705 --> 01:17:08.374
‫یا اینکه سنگِ روی یَخت
‫می‌کنه، همین جناب شیلر!

952
01:17:12.045 --> 01:17:15.256
‫ذهن‌های برجسته [شیره] جان آدم رو می‌مکند

953
01:17:27.101 --> 01:17:30.980
‫فرزند عزیزم، این مرد از
‫عوام الناسه و آه در بساط نداره

954
01:17:31.064 --> 01:17:33.399
‫مامان هم همین رو می‌گه،
‫اما پس عشق چی میشه؟

955
01:17:33.483 --> 01:17:38.029
‫معنای عشق؟
‫برای یک هنرمند؟ یعنی یک بانوی مذکر؟

956
01:17:40.406 --> 01:17:44.661
‫تا جایی که من می‌دونم، خانم‌های
‫دیگری هم در این شهر هستند که...

957
01:17:44.744 --> 01:17:48.081
‫ادعا کنند شیرینی‌خورده‌ی شیلر
‫اند و این ادعا رو علنی هم می‌کنند

958
01:17:49.581 --> 01:17:57.581
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

959
01:18:03.930 --> 01:18:06.432
‫[انگشتان من] به قدر کافی
‫نرم و لطیف نبودند؟

960
01:18:08.518 --> 01:18:10.103
‫باید بِبُرمشون؟

961
01:18:12.105 --> 01:18:17.402
‫- کار دست خودت نده، تاب ندارم
‫- اما همه‌چیز تموم شده، این‌همه سال...

962
01:18:17.485 --> 01:18:20.196
‫کسی نمی‌تونه پیوند چند ساله‌ی ما رو
‫خراب کنه. این گنجیه که باید ازش بهره ببریم!

963
01:18:20.279 --> 01:18:21.614
‫فریتز!

964
01:18:21.698 --> 01:18:26.536
‫چرا به من نگفتی نامزد کردی تا من
‫پیش از بقیه بدونم؟

965
01:18:26.619 --> 01:18:28.538
‫- توهین‌آمیزه!
‫- خب راز بود

966
01:18:28.621 --> 01:18:30.331
‫راز؟

967
01:18:30.998 --> 01:18:33.918
‫- شوخیه دیگه؟
‫- از قرار معلوم، در وایمار، بله

968
01:18:35.169 --> 01:18:39.799
‫هرجور که می‌تونی من رو خوار و خفیف کن.
‫بابتش یک مستمری مادام العمر به‌ت می‌دم

969
01:18:40.466 --> 01:18:44.554
‫شوهرم هم حسادت‌های کوچولو و
‫چاپلوسی‌هاش رو فراموش می‌کنه

970
01:18:45.972 --> 01:18:48.474
‫این‌همه سال باهم بودن

971
01:18:48.558 --> 01:18:52.603
‫نباید تمام بشه.
‫اول در مانهایم، حالا هم این‌جا

972
01:18:53.312 --> 01:18:55.857
‫به خاطر من بود که این‌جا آمدی،
‫فراموش نکن

973
01:18:56.482 --> 01:18:59.235
‫من آمدم این‌جا چون تبعید شده بودم
‫و نمی‌دونستم کجا برم

974
01:18:59.318 --> 01:19:02.113
‫فایده نداره. ازدواج تو، وابستگی من،
‫نمی‌شه ادامه پیدا کنه

975
01:19:02.196 --> 01:19:03.156
‫می‌شه!

976
01:19:06.868 --> 01:19:10.413
‫یک سال دیگه هم با من بمون،
‫بعدش خودم رو می‌کُشم

977
01:19:11.164 --> 01:19:15.585
‫تعهد می‌کنم! بعدش آزاد می‌شی
‫و میراث من هم به تو می‌رسه

978
01:19:17.336 --> 01:19:19.464
‫جدی که نمی‌گی!

979
01:19:20.840 --> 01:19:22.675
‫مکتوبش می‌کنیم

980
01:19:23.176 --> 01:19:27.638
‫فقط یادت باشه که شاعر چی می‌گه

981
01:19:28.848 --> 01:19:32.393
‫خاکروبه می‌گوید «من نیز انسان ام»

982
01:19:32.894 --> 01:19:35.646
‫جهان می‌گوید «من هم روح ام»

983
01:20:23.903 --> 01:20:27.490
‫«دلسوزانه تو را از نیمه‌ی
‫تاریک شیلر بیم می‌دهم

984
01:20:27.573 --> 01:20:30.660
‫او سست‌پیمان است
‫و در خانه‌های بدنام سرک می‌کشد

985
01:20:30.743 --> 01:20:33.412
‫او پول مردم را بدون حقشناسی می‌گیرد

986
01:20:33.496 --> 01:20:38.501
‫او البسه‌ی شوهر معشوقه‌ی خود را بیرون
‫از خانه می‌پوشد و حتی گرو می‌گذارد

987
01:20:38.584 --> 01:20:40.503
‫البته نمی‌گویم که [لباس‌ها را] می‌دزدد

988
01:20:40.586 --> 01:20:45.925
‫در کنار نبوغش که جان انسان را
‫متاثر می‌کند، و در کنار شکنندگی‌اش

989
01:20:46.008 --> 01:20:50.304
‫دچار نوعی ولنگاری اساسی است
‫که آدمی را بیزار می‌کند

990
01:21:38.477 --> 01:21:39.604
‫شارلت؟

991
01:21:41.480 --> 01:21:43.733
‫دست‌هات می‌لرزند

992
01:21:43.816 --> 01:21:46.068
‫چرا نمی‌آیی بالا؟
‫هوای این‌جا وحشتناکه

993
01:21:46.152 --> 01:21:50.406
‫نه، نمی‌تونم بیام اتاقت.
‫خطرناکه

994
01:21:50.489 --> 01:21:52.158
‫نامه‌ای به دستم رسید

995
01:22:06.714 --> 01:22:08.424
‫«یک دوست»

996
01:22:22.271 --> 01:22:24.815
‫فورا رسیدگی می‌کنم

997
01:22:40.456 --> 01:22:43.960
‫دلسوزانه تو را از نیمه‌ی
‫تاریک شیلر بیم می‌دهم

998
01:22:44.043 --> 01:22:46.212
‫او سست‌پیمان است
‫و در خانه‌های بدنام سرک می‌کشد

999
01:22:46.295 --> 01:22:48.631
‫از مردم بدون حق‌شناسی پول می‌ستاند

1000
01:22:48.714 --> 01:22:51.467
‫او البسه‌ی شوهر معشوقه‌ی خود را
‫بیرون از خانه می‌پوشد و حتی گرو می‌گذارد

1001
01:22:51.550 --> 01:22:53.052
‫البته نمی‌گویم که [لباس‌ها را] می‌دزدد

1002
01:22:53.135 --> 01:22:57.014
‫در کنار نبوغش که جان انسان را
‫متاثر می‌کند، و در کنار شکنندگی‌اش

1003
01:22:57.098 --> 01:23:01.060
‫دچار نوعی ولنگاری اساسی است
‫که آدمی را بیزار می‌کن

1004
01:23:01.560 --> 01:23:03.813
‫این رو تو نوشتی؟

1005
01:23:22.915 --> 01:23:28.504
‫دانش و شناخت تو از سبک نوشتاری من
‫باید به‌ت گواهی بده که کار من نیست

1006
01:23:28.587 --> 01:23:33.259
‫"ولنگاری" واژه‌ای نیست که من ازش استفاده
‫کنم. می‌باید چنین اسمی روی خودم بگذارم

1007
01:23:33.342 --> 01:23:38.472
‫به هر حال، طی رابطه‌مون،
‫معارف اخلاقی زیادی رو زیر پا گذاشتم

1008
01:23:39.432 --> 01:23:40.891
‫جسما و احساسا

1009
01:23:40.975 --> 01:23:46.022
‫پس احمقانه‌ست که برای قضاوت
‫کسی از واژه "ولنگاری" استفاده کنم

1010
01:23:46.105 --> 01:23:51.152
‫اما باید اقرار کنم که نویسنده، خوب
‫از این رابطه به ضرر من استفاده کرده

1011
01:23:51.861 --> 01:23:56.449
‫تو می‌خواهی باور کنی که من نوشتم،
‫پس می‌تونی پیوند دوستی‌مون رو بشکنی

1012
01:23:56.532 --> 01:24:00.703
‫اصلا برای سر و سامون دادن به زندگیت
‫باید هم چنین باوری داشته باشی

1013
01:24:00.786 --> 01:24:03.372
‫حتی اگه به قیمت نابود شدن زندگی من تموم بشه

1014
01:24:09.462 --> 01:24:11.714
‫می‌خوام نامه‌هات رو پس بدم

1015
01:24:22.349 --> 01:24:25.061
‫و می‌دونم که بابت کسب مقام استادی
‫باید قدردان چه کسی باشم

1016
01:24:25.144 --> 01:24:28.814
‫تو روی نفوذ من بیش از اندازه حساب کردی

1017
01:24:29.482 --> 01:24:31.317
‫خیلی‌های دیگه هم در این امر دخیل بودند

1018
01:24:31.400 --> 01:24:34.278
‫دالبرگ، فرماندار ارفورت و ماینز

1019
01:24:34.361 --> 01:24:35.654
‫او رو از قبل می‌شناسی

1020
01:24:35.738 --> 01:24:40.576
‫و حتی شخص رایزن سلطنتی،
‫که در رودل‌اشتات

1021
01:24:40.659 --> 01:24:42.661
‫و آخر از همه، جناب دوک

1022
01:24:43.913 --> 01:24:46.791
‫کار نیک شما بر آخرین گام من به سوی
‫یک زندگی مستقل رو...

1023
01:24:46.874 --> 01:24:49.335
‫به عنوان یک نویسنده و
‫شخصیت علمی استوار می‌کنه

1024
01:24:49.418 --> 01:24:51.670
‫تا آخر دنیا مدیون این لطف شما خواهم بود

1025
01:25:12.441 --> 01:25:14.860
‫«لین، از دست خودم یکه خوردم

1026
01:25:14.944 --> 01:25:18.531
‫چطور تونستم به چنین نمایش خفت‌باری تن بدم؟

1027
01:25:19.740 --> 01:25:21.659
‫دایم فکر می‌کنم به خاطر تو هم بوده
‫که مرتکب این کار شدم

1028
01:25:22.451 --> 01:25:25.955
‫احساس پلیدی می‌کنم.
‫همه‌چیز را برایت می‌گویم.

1029
01:25:27.039 --> 01:25:28.290
‫لین؟

1030
01:25:32.294 --> 01:25:34.505
‫و آبستن هم نیستم، شکر خدا

1031
01:25:38.300 --> 01:25:40.302
‫خوش آمدید

1032
01:25:40.386 --> 01:25:43.806
‫«بعد از تمام گفتگوها و دیدارها در ینا...

1033
01:25:43.889 --> 01:25:46.308
‫می‌توانم بگویم که

1034
01:25:46.392 --> 01:25:52.439
‫سال آینده، فروتنانه و مفتخرانه به
‫کسوت استادی تاریخ خواهم رسید

1035
01:25:53.649 --> 01:25:59.238
‫اولین خطابه‌ام را از ساعت 11 صبح امروز
‫در سر مرور می‌کنم

1036
01:25:59.321 --> 01:26:02.825
‫و پیوسته به عصرگاهمان در خانه‌ی لنگفلد
‫می‌اندیشم

1037
01:26:02.908 --> 01:26:05.995
‫که، گُرگ و میش را تماشاکنان، به من گفتی
‫«سوئدی‌ها دارن می‌آن»

1038
01:26:06.078 --> 01:26:08.330
‫من گفتم ها

1039
01:26:08.414 --> 01:26:10.541
‫نه، راست می‌گی. تو گفتی

1040
01:26:10.624 --> 01:26:13.919
‫- به چی لبخند می‌زنی؟
‫- لبخند زدم؟

1041
01:26:14.003 --> 01:26:18.841
‫- کل امروز لبخند به لب داشتی
‫- شرمنده ام، تمامش می‌کنم

1042
01:26:18.924 --> 01:26:21.886
‫«سلام گرم مرا به مادر عزیز برسان

1043
01:26:21.969 --> 01:26:27.016
‫او را نشسته در سالن، و با عینکی تیره‌
‫پیش چشم می‌آورم

1044
01:26:27.099 --> 01:26:31.604
‫که او را از نور زمستانی محافظت می‌کند، و
‫به تو که این نامه را می‌خوانی گوش سپرده است

1045
01:26:32.438 --> 01:26:38.027
‫و هنگامی که این را می‌شنود،
‫از او می‌خواهم که یک بار سر تکان دهد

1046
01:26:38.110 --> 01:26:41.697
‫خودش خواهد دانست که چرا، و چه
‫چیز را متبرک خواهد کرد، درست می‌گویم؟

1047
01:26:41.780 --> 01:26:44.742
‫سپس همه‌چیز درست می‌شود،
‫لولوی خرد من»

1048
01:27:17.191 --> 01:27:19.235
‫یوهان کریستف فردریش شیلر

1049
01:27:19.318 --> 01:27:22.571
‫آیا می‌پذیری که شارلت آنتوانت فن لنگفلد

1050
01:27:22.655 --> 01:27:29.078
‫از امروز و تا روزی که مرگ جدایتان کند

1051
01:27:29.161 --> 01:27:31.080
‫به همسری‌ات درآید؟

1052
01:27:31.163 --> 01:27:34.500
‫سپس جواب بده «بله، به یاری خداوند»

1053
01:27:34.583 --> 01:27:37.419
‫بله، به یاری خداوند

1054
01:27:37.503 --> 01:27:40.923
‫شارلت آنتوانت فن لنگفلد

1055
01:27:41.006 --> 01:27:44.593
‫آیا می‌پذیری که یوهان کریستف فردریش شیلر

1056
01:27:44.677 --> 01:27:47.846
‫از امروز و تا روزی که مرگ جدایتان کند

1057
01:27:47.930 --> 01:27:52.434
‫به همسری‌ات درآید؟

1058
01:27:52.518 --> 01:27:54.103
‫بله

1059
01:27:54.186 --> 01:27:56.355
‫بله، به یاری خداوند

1060
01:28:02.111 --> 01:28:05.364
‫باشد که آدمی، آنچه را که
‫خداوند به هم پیوسته، نگُسَلد

1061
01:28:06.073 --> 01:28:09.034
‫از آنجایی که
‫یوهان کریستف فردریش شیلر

1062
01:28:09.118 --> 01:28:11.287
‫و شارلت آنتوانت فن لنگفلد

1063
01:28:11.370 --> 01:28:14.873
‫به زندگی دائمی، در کنار هم،
‫و در قالب ازدواج رضایت داده اند

1064
01:28:14.957 --> 01:28:18.168
‫و در پیشگاه این همراه، بر این امر
‫گواهی داده اند

1065
01:28:18.252 --> 01:28:22.006
‫ایشان را زن و شوهر اعلام می‌کنم

1066
01:28:22.089 --> 01:28:26.176
‫به نام پدر، پسر و روح القدس

1067
01:28:26.260 --> 01:28:27.803
‫آمین

1068
01:28:36.478 --> 01:28:37.730
‫هورا!

1069
01:28:54.747 --> 01:28:57.666
‫بهار 1789، ینا

1070
01:28:58.250 --> 01:28:59.501
‫بخش میانی رو دوباره انجام بده

1071
01:28:59.585 --> 01:29:02.379
‫- دیشب چقدر خوابیدی؟
‫- پنج ساعت

1072
01:29:02.463 --> 01:29:04.089
‫- چقدر کم!
‫- اما عمیق!

1073
01:29:04.173 --> 01:29:06.842
‫راست می‌گه، مگه می‌تونستم بیدارش کنم

1074
01:29:08.510 --> 01:29:10.929
‫نشانه‌ی رایجیه: خواب عمیق پیش از سپیده‌دم

1075
01:29:11.013 --> 01:29:13.182
‫دهنت رو باز کن، زبان بیرون

1076
01:29:13.265 --> 01:29:15.392
‫هنوز روبراه نشدی، مرد

1077
01:29:15.476 --> 01:29:19.271
‫- یادم نمی‌آدم هیچوقت روبراه بوده باشم
‫- دوباره دم و بازدم

1078
01:29:19.355 --> 01:29:21.106
‫پس عوضش کن

1079
01:29:25.819 --> 01:29:27.529
‫شلوارت رو دربیار

1080
01:29:28.447 --> 01:29:29.865
‫سرفه کن

1081
01:29:29.948 --> 01:29:33.077
‫بیا بریم این‌جا. می‌آیی؟

1082
01:29:33.160 --> 01:29:35.621
‫- برنمی‌گردیم؟
‫- یالا

1083
01:29:39.458 --> 01:29:43.128
‫- ورود خانم‌های زیر 50 سال ممنوع
‫- به همین خیال باش!

1084
01:29:43.212 --> 01:29:47.299
‫حتما خانم‌ها اطلاع دارند که ورود زنان
‫در تمامی ساختمان‌های دانشگاهی قدغنه؟

1085
01:29:47.383 --> 01:29:49.551
‫چی؟ می‌خواهی این‌جا هم
‫چنین رسمی بگذاری؟

1086
01:29:49.635 --> 01:29:52.888
‫این‌جا یک مهمانخانه آبرومنده. فقط
‫زوج‌های متاهل حق اقامت در این‌جا رو دارند

1087
01:29:52.971 --> 01:29:55.057
‫- آقا برهنه تشریف دارند
‫- بله

1088
01:29:55.140 --> 01:29:58.644
‫مستحضر باشید: ما برای ممنوعیت
‫حضور بانوان در حین خطابه کاملا آماده ایم!

1089
01:30:00.187 --> 01:30:04.733
‫شیلر، خبردار شدی که هفته‌ی پیش،
‫روزنامه‌ی برلین خبر مرگت رو داده؟

1090
01:30:04.817 --> 01:30:06.068
‫بفرما

1091
01:30:06.151 --> 01:30:08.112
‫مگه این‌جوری حالش خوب بشه

1092
01:30:08.195 --> 01:30:11.573
‫ینا. عزیزِ تمامی الهگان آلمانی، عضو
‫شورای سلطنتی، جناب شیلر، در این‌جا مُرد»

1093
01:30:11.657 --> 01:30:13.450
‫کمی ناخوش بودم

1094
01:30:13.534 --> 01:30:15.828
‫دکتر حسابی به زحمت افتاد

1095
01:30:15.911 --> 01:30:16.954
‫ممنون

1096
01:30:17.037 --> 01:30:19.123
‫ممنون که استاد ما رو نجات دادید

1097
01:30:19.206 --> 01:30:20.290
‫خواهر زن عزیز

1098
01:30:20.374 --> 01:30:23.585
‫به همین خاطر، یک انجمن شعر دانمارکی می‌خواد
‫یک مقرری سالیانه برای من در نظر بگیره

1099
01:30:23.669 --> 01:30:25.587
‫نامه‌ش روی میزه

1100
01:30:25.671 --> 01:30:28.132
‫- مقرری؟ چقدری هست؟
‫- یادم نمی‌آد

1101
01:30:28.215 --> 01:30:30.092
‫اما همینه که مهمه

1102
01:30:30.175 --> 01:30:32.803
‫حالا لطفا ما رو تنها بگذارید

1103
01:30:32.886 --> 01:30:34.763
‫بفرمایید. یک ساعت بیشتر نمونده

1104
01:30:34.847 --> 01:30:37.766
‫بله، بفرمایید.
‫فرار که نمی‌کنم

1105
01:30:38.684 --> 01:30:41.979
‫- برو ردیف جلو بنشین
‫- زود روبراه شو، خب؟

1106
01:30:42.688 --> 01:30:43.981
‫یالا

1107
01:30:52.698 --> 01:30:53.991
‫از دست بلویتز فرار کردم

1108
01:30:54.074 --> 01:30:56.452
‫می‌خواست تو برج رودل‌اشتات زندانی‌م کنه

1109
01:30:56.535 --> 01:30:58.871
‫اما لحظه‌ی آخر فرار کردم

1110
01:30:58.954 --> 01:31:00.664
‫تبریک می‌گم

1111
01:31:27.733 --> 01:31:29.818
‫دنبال چه می‌گردی؟

1112
01:31:31.069 --> 01:31:35.324
‫خطابه‌ی نخستین شیلر «تاریخ
‫جهان و ضرورت مطالعه‌ی آن»

1113
01:31:35.407 --> 01:31:39.620
‫به طبقه دوم منتقل شد.
‫یک سالن سخنرانی دیگه اون‌جا هست

1114
01:32:28.961 --> 01:32:33.590
‫تاریخ جهانی چیست و
‫چرا باید آن را مطالعه کرد؟

1115
01:32:35.342 --> 01:32:39.805
‫مایه شادمانی و لذت
‫است، کاوش در رشته‌ای که

1116
01:32:39.888 --> 01:32:44.226
‫اندیشمندان بینا را از
‫سرفصل‌های مطالعاتی بسیار

1117
01:32:44.309 --> 01:32:47.062
‫مردان کوشا را از
‫نمونه‌های شگفت‌انگیز عالم

1118
01:32:47.145 --> 01:32:48.772
‫فیلسوفان را از مفاهیم درخور

1119
01:32:48.855 --> 01:32:53.402
‫و همگان را از سرچشمه‌های غنی شریف‌ترین لذات
‫برخوردار می‌کند

1120
01:32:53.986 --> 01:32:56.905
‫سراسرِ رشته‌ی تاریخ عمومی

1121
01:32:56.989 --> 01:33:00.409
‫و جلوه‌ی جوانان شایسته‌ی بسیاری که

1122
01:33:00.492 --> 01:33:03.287
‫عطش شرافتمندانه‌شان برای دانش،
‫ایشان را در این محفل گرد هم آورده

1123
01:33:03.370 --> 01:33:07.249
‫آن‌ها هم در حالی که جمعی از نوابغ
‫عصر پیش رو را در میان خود دارند

1124
01:33:07.332 --> 01:33:08.792
‫این امر خطیر را نزد من
‫به لذتی بدل می‌کند

1125
01:33:08.875 --> 01:33:10.627
‫گوش کنید! گوش کنید!

1126
01:33:10.711 --> 01:33:13.589
‫این هدیه‌ای‌ست پُربها،
‫که پیشکش شما خواهم کرد

1127
01:33:13.672 --> 01:33:16.633
‫آیا هدیه‌ای ارزشمندتر از حقیقت یافت می‌شود؟

1128
01:33:18.133 --> 01:33:26.133
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1129
01:33:32.899 --> 01:33:36.695
‫پهنه‌ی تاریخ وسیع و حاصل‌خیز است

1130
01:33:36.778 --> 01:33:39.531
‫و قلمرو آن تمام دنیای اخلاقیات را
‫در بر می‌گیرد

1131
01:33:39.615 --> 01:33:42.284
‫تاریخ پیوسته با آدمی سخن می‌گوید

1132
01:33:53.211 --> 01:33:54.880
‫«سوئدی‌ها در راه اند»

1133
01:33:55.422 --> 01:33:59.468
مردم عوام تا نسل‌ها
‫غروب خورشید را بدین سان خوش‌آمد گفته اند

1134
01:33:59.551 --> 01:34:02.721
‫آنگاه که ربان سرخ زیبایش
‫را بر پهنه افق می‌گسترانید

1135
01:34:03.263 --> 01:34:05.724
‫«سوئدی‌ها در راه اند»
‫تصویری مخوف

1136
01:34:05.807 --> 01:34:10.187
‫چون شیاری، وحشت تاریخ را،
‫این بار در باب جنگ سی ساله،

1137
01:34:10.270 --> 01:34:14.983
‫در خاطر بشر، رویاهایش، و
‫زبانش، دانسته یا نادانسه، داغ زده است

1138
01:34:15.067 --> 01:34:20.364
‫اما تمام اعصار گذشته در پی به
‫بار آوردن عصری انسانی‌تر، چون عصر ما بودند

1139
01:34:20.447 --> 01:34:23.367
‫بی آن که خود بدانند،
‫یا به آن دست یافته باشند

1140
01:34:23.450 --> 01:34:27.037
‫عصر ما گنجینه‌ای‌ست که
‫ذهن و نبوغ، استدلال و عمل

1141
01:34:27.120 --> 01:34:30.457
‫آن را پس از گذشت زمانی
‫بس دراز، به ثمر آورده اند

1142
01:34:31.458 --> 01:34:34.920
‫و تنها تاریخ است که قدردانی از
‫این ارزش‌ها را به ما تعلیم می‌دهد

1143
01:34:35.003 --> 01:34:37.881
‫عادت و تسخیرشدگی به سادگی می‌توانند
‫ما را از این قدرشناسی محروم کنند

1144
01:34:37.964 --> 01:34:41.677
‫ارزش‌هایی نفیس، آلوده به
‫خون بهترین و شریف‌ترین‌ افراد

1145
01:34:41.760 --> 01:34:45.389
‫که به قیمت رنج و مشقت
‫نسل‌های بسیار، به دست آمده اند

1146
01:34:47.474 --> 01:34:50.936
‫موقعیت‌ یکایک ما، در جامعه مدنی،
‫هرقدر هم متفاوت باشد

1147
01:34:51.603 --> 01:34:54.940
‫قدم نهادن در راه خدمت است
‫که راه به جاودانگی می‌برد

1148
01:34:55.023 --> 01:34:58.610
‫جاودانگی راستین، یعنی همانجا که
‫کردارها به حیات خود ادامه می‌دهند

1149
01:34:59.277 --> 01:35:02.447
‫اگرچه بر روی نام بانی‌ آن‌ها
‫غبار فراموشی نشسته باشد

1150
01:35:38.817 --> 01:35:40.569
‫پوزش می‌خوام

1151
01:35:44.197 --> 01:35:47.159
‫بجنب، کلاهت رو بگذار سرت، پیرمرد

1152
01:35:53.373 --> 01:35:55.500
‫لولو، بیا با ما برقص

1153
01:36:02.758 --> 01:36:04.801
‫چرا نمی‌رقصید؟

1154
01:36:14.352 --> 01:36:17.105
‫می‌دونی همین حالا به همسرم چی گفتم؟

1155
01:36:17.189 --> 01:36:21.735
‫«دیدن زوجی به خوشبختی شما واقعا عجیبه»

1156
01:36:23.361 --> 01:36:24.529
‫ممنون

1157
01:36:24.553 --> 01:36:26.553
سینمافریک

1158
01:36:31.620 --> 01:36:35.624
‫14 جولای 1789،
‫1,000 کیلومتر دورتر از توبینگن، در پاریس

1159
01:36:35.707 --> 01:36:38.627
‫باستیل دچار توفان شد

1160
01:36:38.710 --> 01:36:41.880
‫میراث بشریت، خواستِ حقیقت، اخلاقیات و آزادی

1161
01:36:41.963 --> 01:36:43.465
‫که شیلر از آن سخن می‌گفت

1162
01:36:43.548 --> 01:36:47.344
‫در این روز صحفه‌ای
‫نو و قهرمانانه را گشود

1163
01:36:52.307 --> 01:36:56.269
‫اما برای انجام چنین کاری، نخست
‫دنیای کهن می‌بایست معدوم می‌شد

1164
01:37:34.266 --> 01:37:36.643
‫دامنم، دامنم

1165
01:37:39.437 --> 01:37:41.273
‫برو بالا

1166
01:37:44.109 --> 01:37:46.528
‫- ای وای، کلاهم
‫- این هم از مال من

1167
01:37:46.611 --> 01:37:48.238
‫این هم مال من

1168
01:37:48.321 --> 01:37:49.698
‫ممنونم، آقایون!

1169
01:37:53.994 --> 01:37:56.204
‫یکی‌مون دزدکی بره سراغش

1170
01:37:56.288 --> 01:37:58.874
‫یکی‌مون بره سراغش، متوجه نمی‌شه

1171
01:37:58.957 --> 01:38:01.918
‫و فردا به‌ش می‌گیم که چه کسی
‫شب رو پهلوی او بوده

1172
01:38:08.466 --> 01:38:09.968
‫چی شده؟

1173
01:38:13.179 --> 01:38:16.641
‫هر دومون منتظرت بودیم، هرکدوم
‫به شیوه خودمون

1174
01:38:17.309 --> 01:38:19.603
‫من می‌خواستم پُلی بین شما باشم

1175
01:38:21.646 --> 01:38:24.733
‫جفت‌مون در یک خانه زندگی می‌کنیم،
‫اما نه در حکم زن و شوهر

1176
01:38:25.317 --> 01:38:27.569
‫بلکه مثل خواهر و برادر زندگی می‌کنیم

1177
01:38:28.820 --> 01:38:30.071
‫چرا؟

1178
01:38:32.198 --> 01:38:35.493
‫من هیچوقت نمی‌تونم دلدار مردی باشم
‫که تو این‌همه دوستش داری

1179
01:38:37.329 --> 01:38:40.165
‫تو برای من و مامان خیلی کارها کردی

1180
01:38:41.791 --> 01:38:45.086
‫به خاطر تو هم که شده،
‫حاضرم در خفا زندگی کنم

1181
01:38:48.340 --> 01:38:51.301
‫اما مگه تو او رو نمی‌خوای؟
‫نمی‌خوای با تو باشه؟

1182
01:38:58.558 --> 01:39:00.894
‫چرا که نه، خیال کردم...

1183
01:39:36.429 --> 01:39:37.722
‫مادام

1184
01:39:39.057 --> 01:39:40.225
‫ممنون

1185
01:39:44.854 --> 01:39:47.482
‫فردا عصر با کالسکه می‌آم دنبالت

1186
01:39:47.565 --> 01:39:48.900
‫باشه، همین کار رو بکن

1187
01:40:35.405 --> 01:40:38.158
‫«تا مدتی دیدار نخواهیم کرد، خواهر عزیزم

1188
01:40:38.241 --> 01:40:41.911
‫حلقه‌ی پدر که مادر به من
‫سپرده بود از حالا برای توست

1189
01:40:41.995 --> 01:40:44.581
‫تو بهترین انسان دنیایی

1190
01:40:44.664 --> 01:40:47.417
‫اما شما باید در کنار هم راه خود را
‫بیابید

1191
01:40:47.500 --> 01:40:49.836
‫دیگر سد راه شما نخواهم بود

1192
01:40:49.919 --> 01:40:53.048
‫عهد سنگدلانه‌ای که بسته
‫بودیم، پوچ و بی‌ارزش بود

1193
01:40:53.131 --> 01:40:57.844
‫من کوته‌بین، خودخواه و بی‌تفاوت بودم.
‫اگر می‌توانی مرا ببخش

1194
01:40:57.927 --> 01:41:00.346
‫با عشق، کارلین»

1195
01:41:08.354 --> 01:41:09.647
‫لین!

1196
01:41:12.150 --> 01:41:14.360
‫لین، با من بمون!

1197
01:41:14.444 --> 01:41:15.695
‫لین!

1198
01:41:44.682 --> 01:41:46.392
‫چهار سال بعد

1199
01:41:47.519 --> 01:41:50.021
چاپخانه کُتا

1200
01:42:01.825 --> 01:42:03.785
‫بیا گمان کنیم که این‌گونه بوده است:

1201
01:42:03.868 --> 01:42:06.412
‫در یک روز تابستانی در سال 1793

1202
01:42:06.496 --> 01:42:10.625
‫شیلر دگربار خواهر-زنش
‫کارلین را ملاقات می‌کند

1203
01:42:10.708 --> 01:42:13.253
‫بیا تا نشونت بدم قالب چطور درست می‌شه

1204
01:42:16.381 --> 01:42:19.592
‫در این هنگام پیشرفت‌های چاپ
‫برای او توضیح داده می‌شد

1205
01:42:19.676 --> 01:42:24.430
‫روال کار، حرارت دادن کوره‌ای صفحه‌بندی‌ها،
‫با استفاده از قالب‌های گچی بود

1206
01:42:24.514 --> 01:42:29.352
‫که سپس قابلیت انبار شدن، و چاپ نسخه‌های
‫بیشمار در زمان دلخواه را فراهم می‌آورد

1207
01:42:29.435 --> 01:42:33.148
‫جزواتی که انقلاب پاریس رو برانگیخت...

1208
01:42:33.231 --> 01:42:35.441
‫چنان که دستگاه چاپ غژغژ می‌کرد

1209
01:42:35.525 --> 01:42:40.029
‫شیلر، برای لحظه‌ای کوتاه، صدای
‫او را در میان صدای چاپگرها شنید

1210
01:42:41.447 --> 01:42:44.200
‫اما در ابتدا گمان کرد
‫که دچار اوهام گشته است

1211
01:42:44.284 --> 01:42:48.997
‫هزاران هزار نسخه که در
‫انقلاب پاریس الهام‌بخش واقع شدند

1212
01:42:49.080 --> 01:42:52.709
‫که اگر به خاطر اختراع کلیشه [چاپ] نبود
مطلقا رخ می‌‌داد

1213
01:42:52.792 --> 01:42:56.713
‫اما هنگامی که او را به عینه دید،
‫سخت یکه خورد

1214
01:42:56.796 --> 01:42:59.924
‫اصلا تو خونِ آقای کُتاست.
‫می‌برمت پیشش

1215
01:43:02.635 --> 01:43:05.013
‫ایشون آقای اسلیگره.
‫معرفی شده بودند

1216
01:43:05.096 --> 01:43:11.060
‫برای نخستین بار، خوشحال بود
‫که باید در ووتمبرگ ناشناس بماند

1217
01:43:11.144 --> 01:43:13.688
‫چرا که با توجه به منعی که دوک، سالها قبل
‫برای او مقرر کرده بود

1218
01:43:13.771 --> 01:43:17.400
‫هیچکس در آن لحظه نباید
‫به احساسات او پی می‌برد

1219
01:43:17.901 --> 01:43:20.361
‫بازگشت به خانه چطوره؟

1220
01:43:20.445 --> 01:43:23.031
‫بعد از چهار هفته تازه
‫دارم احساس آشنایی می‌‌کنم

1221
01:43:23.114 --> 01:43:24.949
‫خوب شد که برگشتی

1222
01:43:27.952 --> 01:43:30.705
‫چه لباس زیبایی، از کجا رسیده؟

1223
01:43:30.788 --> 01:43:32.874
‫مال همسر عزیزمه.
‫به قول خودش، ابریشم چینیه

1224
01:43:32.957 --> 01:43:35.793
‫لباس مبدلمه.
‫ف.ش رو داخلش دوخته

1225
01:43:36.461 --> 01:43:39.547
‫- احوال همسرت چطوره؟
‫- از گرما نالانه

1226
01:43:39.631 --> 01:43:41.925
‫هفت ماهی می‌شه که رفته.
‫دکتر می‌گه حالش خوبه

1227
01:43:42.008 --> 01:43:44.844
‫به‌ش اعتماد دارم.
‫خواهرهای کوچکم رو هم او به دنیا آورده

1228
01:43:44.928 --> 01:43:47.305
‫اومدیم لودویسبرگ دیدنش

1229
01:43:49.474 --> 01:43:53.394
‫پوزش می‌خوام، کُتا، ما تازه
‫رسیدیم، نمی‌دونستیم که...

1230
01:44:01.277 --> 01:44:02.654
‫اون مرد کی بود؟

1231
01:44:02.737 --> 01:44:05.531
‫جدی که نمی‌گی؟ دالبرگ

1232
01:44:05.615 --> 01:44:08.785
‫مگه او در مانهایم و وایمار ولینعمتت نبود؟

1233
01:44:08.868 --> 01:44:12.789
‫- خدایا، به هر حال باید عذرخواهی کنم
‫- صبر کن. او هم تو رو به جا نیاورد

1234
01:44:12.872 --> 01:44:15.583
‫برای من کارستون کردی

1235
01:44:15.667 --> 01:44:20.129
‫همگی طبق خواست تو عمل کردند
‫و برای ژورنال مطلب نوشتند

1236
01:44:20.713 --> 01:44:22.090
‫شلگل

1237
01:44:22.173 --> 01:44:23.383
‫فیشته

1238
01:44:24.217 --> 01:44:25.677
‫هومبُلت

1239
01:44:26.844 --> 01:44:28.179
‫هردر

1240
01:44:28.263 --> 01:44:29.806
‫وُلتمان

1241
01:44:31.849 --> 01:44:32.976
‫و گُته

1242
01:44:33.059 --> 01:44:35.687
‫می‌دونم، خودم هم خیلی خوشحال شدم

1243
01:44:36.646 --> 01:44:41.234
‫شروع فوق‌العاده‌ای برای روزنامه‌ی "دی
‫هُرِن" ماست. چه شور و حالی که به پا بکنه!

1244
01:44:41.317 --> 01:44:43.236
‫آینده‌ی آلمانه

1245
01:44:43.319 --> 01:44:44.779
‫همه‌شون نقشی رو عهده‌دار شدند

1246
01:44:44.862 --> 01:44:48.116
‫چون که احساس می‌کنند روح بشریت
‫داره به اسارت بلوای فعلی درمی‌آد

1247
01:44:48.199 --> 01:44:50.785
‫و فقط جستجوی زیبایی می‌تونه
‫به ما رهایی بده

1248
01:44:50.868 --> 01:44:52.578
‫خبری از بحث سیاسی نیست

1249
01:44:52.662 --> 01:44:55.498
‫فقط زیبایی‌شناسی و تاریخ،
‫هنر و فلسفه

1250
01:44:56.040 --> 01:44:57.875
‫همونجوری که باید باشه

1251
01:44:59.210 --> 01:45:01.337
‫ببخشید که باز مزاحم شدم

1252
01:45:01.421 --> 01:45:03.423
‫هر دالبرگ، ببخشید که نشناختمت

1253
01:45:03.506 --> 01:45:06.259
‫آقای شیلر، شما کجا این‌جا کجا؟

1254
01:45:06.342 --> 01:45:07.635
‫شیلر عزیزم

1255
01:45:07.719 --> 01:45:10.388
‫- چه مدت در توبینگن می‌مونی؟
‫- فقط امشب

1256
01:45:10.471 --> 01:45:12.640
‫من عجله دارم، می‌شه صحبت‌‍تون رو قطع کنم؟

1257
01:45:12.724 --> 01:45:14.934
‫- البته
‫- ممنون

1258
01:45:15.018 --> 01:45:19.731
‫کُتا، مایل ام چند تا از قطعاتی
‫رو که به دستم رسیده به تو بسپارم

1259
01:45:22.692 --> 01:45:24.569
‫چی داری می‌خونی؟

1260
01:45:28.740 --> 01:45:31.200
‫من رو نمی‌شناسی، لین؟

1261
01:45:31.284 --> 01:45:34.787
‫از کجا باید بشناسمت؟
‫با اینهمه دنگ و فنگ، نه سلامی نه علیکی...

1262
01:45:35.580 --> 01:45:37.999
‫باید ناشناس می‌آمدم

1263
01:45:38.082 --> 01:45:40.668
‫دوک پارسال منع حضورم رو یک
‫سال تمدید کرده، می‌دونی که...

1264
01:45:40.752 --> 01:45:42.754
‫دوک سخت ناخوشه

1265
01:45:45.423 --> 01:45:48.843
‫نمی‌دونستم اومدی ووتمبرگ.
‫شارلت چیزی نگفته بود

1266
01:45:48.926 --> 01:45:51.929
‫خبر نداره. همین‌طور مامان

1267
01:45:55.725 --> 01:46:00.730
‫دوک حیلی ناخوشه، حتما که نه از منع
‫چیزی به یاد داره نه از شکل و قیافه تو

1268
01:46:00.813 --> 01:46:04.984
‫شک دارم.
‫تا نفس آخر از من بیزار

1269
01:46:05.068 --> 01:46:09.364
‫این‌قدر خودت رو جدی نگیر.
‫زمین بدون تو هم می‌چرخه

1270
01:46:10.156 --> 01:46:11.616
‫بی‌گمان

1271
01:46:14.660 --> 01:46:16.871
‫پس یک بار دیگر دیدار کردیم

1272
01:46:16.954 --> 01:46:20.666
‫من در تبعید، و تو در خانه

1273
01:46:21.501 --> 01:46:23.544
‫حال شوهرت چطوره؟

1274
01:46:23.628 --> 01:46:27.548
‫بلویتز؟ می‌خواد از شرّم راحت بشه.
‫نه، من ام که می‌خوام از دستش خلاص بشم

1275
01:46:27.632 --> 01:46:30.009
‫اما کسی رو پیدا نمی‌کنم که
‫هوام رو داشته باشه

1276
01:46:30.093 --> 01:46:31.511
‫دالبرگ

1277
01:46:32.470 --> 01:46:36.641
‫هوای همدیگر رو داریم.
‫او هم به همراهی با من می‌باله

1278
01:46:36.724 --> 01:46:38.309
‫فعلا

1279
01:46:40.353 --> 01:46:41.979
‫چی از من پرسیدی؟

1280
01:46:43.314 --> 01:46:47.235
‫- پرسیدم چی می‌خونی
‫- "کْلیلی" به قلم مادلن دو سکودری

1281
01:46:48.861 --> 01:46:50.780
‫- شنیدی؟
‫- نه

1282
01:46:50.863 --> 01:46:54.409
‫هیچوقت از ادبیات فاخر خانم‌ها خوشم نیومد

1283
01:46:56.452 --> 01:46:59.497
‫یک نقشه داره به اسم "قلمروی عشق"

1284
01:47:05.211 --> 01:47:09.924
‫در امتداد رودی که به دریای خطرها
‫می‌ریزه، چند تا روستا هم هست

1285
01:47:10.007 --> 01:47:11.926
‫اسم‌هایی دارند از قبیل

1286
01:47:12.009 --> 01:47:16.264
‫"نامه عاشقانه"، "بی‌تابی"، "لذایذ مشترک"

1287
01:47:16.347 --> 01:47:18.224
‫"اشتیاق"

1288
01:47:18.307 --> 01:47:22.687
‫"پیام پنهانی"، "بی‌ملاحظگی"،
‫"بی‌وفایی"، "تنهایی"

1289
01:47:23.855 --> 01:47:26.691
‫همچنین "دریاچه بی‌تفاوتی"

1290
01:47:27.733 --> 01:47:32.905
‫پشت دریای خطرات، "کشور ناشناخته" قرار گرفته

1291
01:47:37.034 --> 01:47:39.454
‫مادلن دو سکودری اشراف‌زاده‌ای بود
‫اهل بریتانی

1292
01:47:39.537 --> 01:47:42.999
‫که 150 سال پیش در پاریس
‫حسابی معروف شد

1293
01:47:43.082 --> 01:47:46.210
‫عشاق زیادی هم داشت، اما فقط
‫با کار کردن راضی می‌شد

1294
01:47:47.879 --> 01:47:52.675
‫او حامی "قلمرو عشق"ی بود
‫که درش شور و شوق همواره کمرنگ اند

1295
01:47:52.758 --> 01:47:56.387
‫و در عوض عواطف
‫عمیق حکمرانی می‌کنند

1296
01:48:08.357 --> 01:48:13.613
‫فقط همین یک بار. بگذار قلبت
‫پناهگاه و تنت حافظ من باشد

1297
01:48:13.696 --> 01:48:18.951
‫فقط همین یک بار. بگذار قلبت
‫پناهگاه و تنت حافظ من باشد

1298
01:48:19.035 --> 01:48:20.870
‫- برای آخرین بار
‫- اما چرا؟

1299
01:48:20.953 --> 01:48:24.123
‫مرا بابت خواسته‌ام ببخش.
‫دیگر ازش دم نخواهم زد

1300
01:48:24.207 --> 01:48:26.792
‫- چرا برای آخرین بار؟
‫- قول می‌دهم

1301
01:48:27.793 --> 01:48:29.253
‫قول می‌دهم

1302
01:48:30.753 --> 01:48:38.753
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1303
01:48:55.279 --> 01:48:58.741
‫دی هُرِن، ژورنال ماهانه

1304
01:49:00.618 --> 01:49:02.036
‫اطلاعیه

1305
01:49:02.119 --> 01:49:04.038
‫اطلاعیه

1306
01:49:07.500 --> 01:49:11.963
‫کارل یوگن، دوک سربلند ووتمبرگ

1307
01:49:12.672 --> 01:49:14.632
‫جان سپرد

1308
01:49:22.807 --> 01:49:23.808
‫چی؟

1309
01:49:23.891 --> 01:49:25.309
‫دوک مُرده

1310
01:49:25.393 --> 01:49:26.769
‫شارلت

1311
01:49:29.814 --> 01:49:31.148
‫ارادت‌مندم، استاد

1312
01:49:34.485 --> 01:49:35.486
‫خیلی ممنون

1313
01:49:38.239 --> 01:49:40.491
‫حالا دیگه نمی‌خواد پنهانی زندگی کنم

1314
01:49:40.575 --> 01:49:41.576
‫شیلره

1315
01:49:42.451 --> 01:49:44.537
‫من آمدم خانه!

1316
01:49:48.124 --> 01:49:50.293
‫می‌گه داره یک رمان می‌نویسه

1317
01:49:50.376 --> 01:49:52.044
‫ازت کمک می‌خوام

1318
01:49:52.128 --> 01:49:54.422
‫رمان. انگار همین‌جوریه که هرکسی یکی بنویسه

1319
01:49:54.505 --> 01:49:57.925
‫و می‌خواد ناشناس منتشرش کنه،
‫این یعنی خودش رو باور نداره

1320
01:49:58.009 --> 01:50:02.597
‫این هم شیوه‌ی مادام فن بلویتز برای رها شدن
‫از دست شوهرشه

1321
01:50:02.680 --> 01:50:05.224
‫برای هنر نویسندگی احترام زیادی قائله

1322
01:50:05.308 --> 01:50:07.560
‫خودت یک بار گفتی مستعده

1323
01:50:07.643 --> 01:50:11.105
‫اون در رابطه با داستان‌های کوتاه بود.
‫ملاحضات مختصر و مفید

1324
01:50:11.188 --> 01:50:12.898
‫رمان خیلی فرق داره

1325
01:50:12.982 --> 01:50:16.360
‫در هر صورت، دوست دارم نزدیک خودم باشه.
‫خیلی کمک‌مون می‌کنه

1326
01:50:16.444 --> 01:50:21.115
‫اگه برای [زاییدن] رمانش من رو به چشم
‫قابله نگاه می‌کنه چرا به خودم نامه نداده؟

1327
01:50:23.200 --> 01:50:26.162
‫فقط می‌خواد از این آشوبی که
‫دامن زندگیش رو گرفته در امان باشه

1328
01:50:26.245 --> 01:50:27.538
‫برنامه‌ی طلاق...

1329
01:50:29.540 --> 01:50:31.959
‫رابطه‌ی تقریبا عیان با دالبرگ در مانهایم...

1330
01:50:32.043 --> 01:50:33.628
‫یک عشق تازه این‌جا، اون‌جا

1331
01:50:33.711 --> 01:50:37.131
‫- شوهرش نباید بو ببره
‫- وگرنه به طلاق تن نمی‌ده

1332
01:50:40.593 --> 01:50:42.637
‫نخیر، من به این‌جا آمدنش راضی نیستم

1333
01:50:43.512 --> 01:50:47.058
‫- چقدر بالاتر؟
‫- طبقه چهارم یا پنجم

1334
01:50:49.602 --> 01:50:52.063
‫- شما؟
‫- خواهر من هستند

1335
01:50:53.230 --> 01:50:55.816
‫- چه کاری از من ساخته‌ست؟
‫- قابله در راهه

1336
01:50:55.900 --> 01:50:58.361
‫برای زایمان، آب داغ می‌خواهیم و حوله

1337
01:50:58.444 --> 01:51:00.404
‫در اتاق کار هست

1338
01:51:01.197 --> 01:51:04.075
‫لطفا بیدارش نکن، تمام شب
‫مشغول کار بود

1339
01:51:07.953 --> 01:51:09.455
‫بجنبید!

1340
01:51:21.592 --> 01:51:25.221
‫- خیلی می‌ترسم
‫- خیلی آروم، دَم

1341
01:51:25.304 --> 01:51:27.515
‫حالا بازدم

1342
01:51:27.598 --> 01:51:29.225
‫لولو، باید جیغ بزنی

1343
01:51:29.308 --> 01:51:33.062
‫آره، جیغ بزن، وگرنه
‫گونه‌هات رو نیشگون می‌گیرم

1344
01:51:50.162 --> 01:51:51.872
‫لولو، نفس بکش، تندتر

1345
01:51:53.624 --> 01:51:54.959
‫نفس بکش

1346
01:51:58.796 --> 01:51:59.964
‫هنوز می‌تونی ببینی؟

1347
01:52:02.508 --> 01:52:04.301
‫- بفرمایید
‫- اوضاع چطوره؟

1348
01:52:13.018 --> 01:52:14.895
‫موفق شدیم

1349
01:52:16.814 --> 01:52:17.982
‫همینه

1350
01:52:20.359 --> 01:52:23.654
‫همین‌جوری، درسته

1351
01:52:25.906 --> 01:52:27.867
‫چه همسری دارید!

1352
01:52:27.950 --> 01:52:30.161
‫و همسرتون چه خواهری داره!

1353
01:52:47.636 --> 01:52:51.223
‫نمی‌خواهی خبر فرزندت در ژورنال چاپ بشه؟

1354
01:52:51.807 --> 01:52:53.768
‫چرا که نه؟ فکر خوبیه

1355
01:52:58.856 --> 01:53:00.608
‫در 14م سپتامبر

1356
01:53:00.691 --> 01:53:03.152
‫در 14م سپتامبر، 1793

1357
01:53:03.235 --> 01:53:06.739
‫پس از چهار سال پیوند زناشویی،
‫شارلت و فردریش صاحب اولین پسرشان شدند

1358
01:53:06.822 --> 01:53:09.408
‫کارل فردریش لودویگ شیلر

1359
01:53:09.492 --> 01:53:13.829
‫چنان که کارلین بی‌درنگ پی برد، آن روز،
‫نظر به تقویم [انقلابی] نوین فرانسوی

1360
01:53:13.913 --> 01:53:18.125
‫روز 22 از ماه فروکتیدُر  در دومین سالِ
‫جمهوری بود

1361
01:53:18.209 --> 01:53:22.296
‫- باید بجنبیم، آقای عزیز
‫- کالسکه خیلی سرده

1362
01:53:22.379 --> 01:53:24.799
‫باید از رسیدن برگچه‌ها به توبینگن
‫مطمئن بشم

1363
01:53:24.882 --> 01:53:28.469
‫بهترین روز زندگی رو برای من رقم زدی

1364
01:53:28.552 --> 01:53:30.721
‫به‌ش یک‌کم پول دیگه هم دادم

1365
01:53:34.725 --> 01:53:38.604
‫پول مال دالبرگه،
‫بلویتز خبردار نمی‌شه

1366
01:53:39.730 --> 01:53:42.817
‫لولو، من دیگه برنمی‌گردم پیش او،
‫نمی‌تونم

1367
01:53:42.900 --> 01:53:45.319
‫حرمت بین ما شکسته

1368
01:53:45.402 --> 01:53:50.241
‫سالها می‌شه که دیگه زوج نیستیم،
‫اما تن به طلاق نمی‌ده

1369
01:53:52.576 --> 01:53:56.163
‫می‌ده، صبور باش

1370
01:53:56.247 --> 01:53:58.082
‫فعلا پیش ما بمون

1371
01:54:11.971 --> 01:54:13.889
‫تیراژ رو دو برابر کردیم

1372
01:54:13.973 --> 01:54:15.850
‫مردم از تو دست‌مون می‌قاپن!

1373
01:54:15.933 --> 01:54:18.102
‫حتی از شماره اول هم بهتر می‌شه

1374
01:54:19.937 --> 01:54:25.359
‫خداوندا، او را سالم و سلامت
‫به هردوی ما بازگردان

1375
01:54:25.442 --> 01:54:28.863
‫- به هر سه‌ی ما
‫- آره، به هر سه نفرمون

1376
01:54:28.946 --> 01:54:30.030
‫آمین

1377
01:54:52.303 --> 01:54:53.721
‫اما چرا؟

1378
01:54:54.430 --> 01:54:56.223
‫برای آخرین بار؟

1379
01:55:26.670 --> 01:55:29.423
‫می‌دونی چیه؟
‫انگار که قد کشیدی

1380
01:55:29.506 --> 01:55:31.342
‫خیلی مغروره

1381
01:55:31.842 --> 01:55:33.344
‫و باید هم باشه

1382
01:55:34.011 --> 01:55:37.514
‫پسربچه شیرینیه

1383
01:55:40.517 --> 01:55:42.770
‫با چای چطوری؟

1384
01:55:42.853 --> 01:55:46.315
‫راستی که باید از مادر-زنت کمی پول بگیری

1385
01:55:46.398 --> 01:55:47.441
‫چرا؟

1386
01:55:47.524 --> 01:55:51.946
‫چون که جفت دخترهاش حالا
‫با تو زندگی می‌کنند

1387
01:55:52.029 --> 01:55:55.115
‫تو نون‌شون رو می‌دی، مگه نه؟

1388
01:55:55.199 --> 01:55:56.533
‫یعنی...

1389
01:55:57.743 --> 01:55:59.787
‫نباید همچین چیزی می‌گفتم؟

1390
01:55:59.870 --> 01:56:04.124
‫اون‌یکی که هرروز این‌جا ول می‌چرخه،
‫دست به سیاه و سفید هم نمی‌زنه

1391
01:56:04.208 --> 01:56:06.126
‫مامان، زشته، یعنی چه!

1392
01:56:06.210 --> 01:56:07.336
‫بگذارید یک چیزی بگم

1393
01:56:07.419 --> 01:56:11.548
‫کارلین از وقتی اومده این‌جا سه [سکه] تالر
‫خرج کرده

1394
01:56:13.592 --> 01:56:15.594
‫خب این پول رو از کجا آورده؟

1395
01:56:15.678 --> 01:56:17.888
‫محققا از شوهرش که نگرفته

1396
01:56:21.350 --> 01:56:22.893
‫نهار آماده‌ست

1397
01:56:24.395 --> 01:56:27.564
‫درخواست برای معافیت از خانه‌داری تا
‫چند ساعتی افاقه می‌کنه

1398
01:56:27.648 --> 01:56:29.650
‫همراه ما غذا نمی‌خورید؟

1399
01:56:29.733 --> 01:56:31.610
‫نه، ممنون

1400
01:56:31.694 --> 01:56:33.487
‫کمی هم چای روی اجاقه، لولو

1401
01:56:33.570 --> 01:56:35.698
‫- اجاق رو گرم می‌کنم
‫- دو ساعت پیش گرم کردم

1402
01:56:35.781 --> 01:56:37.324
‫ممنون

1403
01:56:43.122 --> 01:56:44.331
‫گازم گرفت

1404
01:56:44.957 --> 01:56:47.084
‫به خودت رفته!

1405
01:56:52.589 --> 01:56:55.300
‫پول، پول، پول.
‫باز شروع نکن

1406
01:56:55.384 --> 01:56:59.346
‫تازگی‌ها تعداد دانشجویان من
‫در ینا از 400 به 30 رسیده!

1407
01:56:59.430 --> 01:57:01.682
‫برای هر خطابه هم پنج
‫تالر کم‌تر از پیش می‌گیرم

1408
01:57:01.765 --> 01:57:04.018
‫دیر نیست که جمیع شنوندگان تو خونه‌‍هامون
‫جا بشن!

1409
01:57:04.101 --> 01:57:06.311
‫فریتز، بچه خوابیده!

1410
01:57:09.356 --> 01:57:11.942
‫بفرمایید، چه سریع

1411
01:57:12.443 --> 01:57:14.528
‫بفرما بنشین، غذا هم هست

1412
01:57:14.611 --> 01:57:17.448
‫- چه مهربان
‫- بگذار در باز باشه

1413
01:57:20.451 --> 01:57:24.038
‫به وُلزُگن و کرنر قول دادم،
‫که اگر برام یک حامی ثروت‌مند پیدا کنند

1414
01:57:24.121 --> 01:57:26.874
‫ظرف پنج سال دو تراژدی کلاسیک...

1415
01:57:26.957 --> 01:57:28.751
‫ و ‫نیم دو جینن شعر بلند بنویسم

1416
01:57:28.834 --> 01:57:30.252
‫دیگه از درویشی خسته شدم

1417
01:57:31.420 --> 01:57:35.424
‫سال‌ها بعد کارلین به یاد خواهد آورد
‫که آن روز نوامبر، وقتی شیلر...

1418
01:57:35.507 --> 01:57:38.552
‫نخستین چرک‌نویس از رمان
‫او را خواند، چقدر گرم بود

1419
01:57:38.635 --> 01:57:41.221
‫ اتاق زیر شیروانی رو به گرمایش می‌رفت

1420
01:57:41.305 --> 01:57:42.890
‫او تمام صبح سردرد داشت

1421
01:57:42.973 --> 01:57:46.393
‫و نمی‌دانست علت این گُرگرفتگی
‫اعصاب خودش است یا دمای هوا

1422
01:57:46.477 --> 01:57:48.937
‫دست‌خط نثر نوشتنت با نامه‌هات فرق می‌کنه

1423
01:57:51.523 --> 01:57:53.400
‫چرا "اَگنسِ سوسن‌ها"؟

1424
01:58:27.518 --> 01:58:29.269
‫جمله‌ها رو کوتاه‌تر کن

1425
01:58:29.353 --> 01:58:31.105
‫نگاه

1426
01:58:31.188 --> 01:58:33.565
‫این بند موصولی حشوه

1427
01:58:36.360 --> 01:58:40.155
‫چرا قصه‌ی پدرخوانده
‫رو مستقیم نقل نمی‌کنی؟

1428
01:58:40.239 --> 01:58:41.740
‫از این‌جا

1429
01:58:44.243 --> 01:58:46.620
‫چون باید همه رو مستقیم نقل می‌کردم

1430
01:58:46.703 --> 01:58:49.665
‫نه، از امکانات یکسان استفاده نکن.
‫هربار به یک شکل متفاوت

1431
01:58:49.748 --> 01:58:52.709
‫ادبیات با
‫ناسازگاری‌ها کنار می‌آد

1432
01:58:53.377 --> 01:58:57.506
‫و هربار که می‌خواهی کشش ایجاد
‫کنی این لحن مهلک زنانه رو به کار نگیر

1433
01:58:59.591 --> 01:59:03.971
‫و در صحنه کنار آتشگاه، خواننده
‫تمام اون پیش‌آگاهی تیره‌ای رو ...

1434
01:59:04.054 --> 01:59:06.348
‫باعث می‌شه مشتاقانه انتظار
‫بخش بعدی رو بکشه، به دست می‌آره

1435
01:59:06.431 --> 01:59:10.811
‫- به استعدادت اعتماد کن
‫- تو که اعتماد کنی، من هم می‌کنم

1436
01:59:14.064 --> 01:59:17.151
‫اَگنسِ سوسن‌ها
‫ناشناس

1437
01:59:17.234 --> 01:59:19.903
‫- می‌شه ببرمش؟
‫- البته

1438
01:59:21.113 --> 01:59:25.826
‫"در تاریکی، خانه‌ای نورانی راه را نشانم داد

1439
01:59:25.909 --> 01:59:29.621
‫که تک افتاده بود و در محاصره‌ی
‫چند بنای فرعی قرار داشت

1440
01:59:29.705 --> 01:59:33.584
‫چارلز گفت که مادرت را در این‌جا خواهی دید»

1441
01:59:34.585 --> 01:59:36.587
‫گوش می‌دی؟

1442
01:59:38.714 --> 01:59:39.840
‫مادر

1443
01:59:40.716 --> 01:59:43.677
‫«تقریبا به مقصد خود رسیده بودیم.

1444
01:59:43.760 --> 01:59:48.974
‫دری کوچک به راهرویی طولانی باز می‌شد
‫که با کورسوی نور تک‌چراغی روشن می‌گشت

1445
01:59:49.057 --> 01:59:52.895
‫چارلز درِ کناری را گشود و از من خواست
‫داخل شوم»

1446
01:59:52.978 --> 01:59:55.689
‫«به اتاقی تاریک پا گذاشتم

1447
01:59:55.772 --> 01:59:59.359
‫چارلز پشت من در را قفل کرد و دستور داد
‫منتظر باشم

1448
01:59:59.443 --> 02:00:03.363
‫چند لحظه بعد، دری از سوی دیگر باز شد

1449
02:00:03.447 --> 02:00:06.867
‫کورنوری تابید و صدایی مرا صدا زد

1450
02:00:06.950 --> 02:00:09.661
‫«بیا داخل، اَگنس عزیزم

1451
02:00:09.745 --> 02:00:12.831
‫مادرت بی‌تابانه چشم‌به‌راه توست»

1452
02:00:15.125 --> 02:00:17.502
‫این ماه تا همین‌جاست، دوستان

1453
02:00:18.378 --> 02:00:20.172
‫ادامه دارد

1454
02:00:20.255 --> 02:00:23.217
‫- نه، نه،
‫- بله، بله

1455
02:00:23.300 --> 02:00:25.928
‫خدایا، برای بخش بعدی صبر و قرار ندارم

1456
02:00:26.011 --> 02:00:27.387
‫خیلی تکان خوردم

1457
02:00:27.471 --> 02:00:30.557
پایان دادن در این
‫نقطه گستاخی دلفریبی بود

1458
02:00:30.641 --> 02:00:33.936
‫انگار که موسیقی شما رو روی بال‌هاش بنشونه
‫و ببره

1459
02:00:34.019 --> 02:00:35.979
‫حالا برای ادامه‌ش باید یک هفته صبر کنم؟

1460
02:00:36.063 --> 02:00:39.149
‫نه، یک ماه، پسرم

1461
02:00:39.233 --> 02:00:40.567
‫بله، پدر

1462
02:00:40.651 --> 02:00:42.527
‫لامصب چقدر

1463
02:00:42.611 --> 02:00:46.990
‫مطمئنم که نویسنده اسم-و-رسم‌داریه.
‫باید حسابی معروف باشه

1464
02:00:47.074 --> 02:00:52.746
‫این بازی با سرنوشته و قلب
‫خوانندگان با تو همراه می‌شه، نه؟

1465
02:00:52.829 --> 02:00:57.334
‫مادام، ای کاش که من این رو نوشته بودم
‫اما از بخت بد...

1466
02:01:00.629 --> 02:01:02.589
‫کُرنر، ‫شاید کار کسیه
که جفت‌مون می‌شناسیمش

1467
02:01:02.673 --> 02:01:05.050
‫و الان هم داره یواشکی می‌خنده

1468
02:01:05.133 --> 02:01:06.093
‫شاید

1469
02:01:06.176 --> 02:01:09.721
‫یعنی استادی که این رمان رو نوشته کیه؟

1470
02:01:09.805 --> 02:01:12.641
‫کارلین، یادته که به‌ت گفتم

1471
02:01:12.724 --> 02:01:16.937
‫نثر محشری داری، کارلین.
‫همکاران مردت رو شگفت‌زده خواهی کرد

1472
02:01:17.020 --> 02:01:18.647
‫پس چرا با اسم "ناشناس"؟

1473
02:01:18.730 --> 02:01:22.442
‫ممکنه در این فضای
‫پُرتنش دلواپسی و اضطراب

1474
02:01:22.526 --> 02:01:25.320
‫پنجره رو برای احیای دستگاه
‫تنفسی به-هم-پیوسته‌مون باز کنم؟

1475
02:01:31.410 --> 02:01:34.121
‫می‌دونستم! تیراژمون شش برابر شده

1476
02:01:34.204 --> 02:01:38.709
‫لین، این‌جا خیلی سرده.
‫در پله‌ها رو ببند

1477
02:01:41.211 --> 02:01:44.131
‫هنوز داره می‌سوزه، اما باید چوب بریزی روش

1478
02:01:44.214 --> 02:01:46.550
‫خیلی خوشحال ام که این‌جا ام

1479
02:01:46.633 --> 02:01:49.344
‫می‌تونم بنویسم، او هم کمکم می‌کنه

1480
02:01:49.428 --> 02:01:50.929
‫بگذار یک‌کم دیگه هم بمونم

1481
02:01:51.013 --> 02:01:53.390
‫تا هروقت که دوست داری بمون

1482
02:01:56.059 --> 02:01:58.645
‫بله، لین.
‫کم و کسری که نداری؟

1483
02:01:58.729 --> 02:02:00.689
‫لولو، بگذار این بخش رو تموم کنه

1484
02:02:00.772 --> 02:02:03.150
‫باید برگه‌ها رو تا امشب به توبینگن برسونه

1485
02:02:03.233 --> 02:02:05.068
‫تو این یخبندون؟

1486
02:02:05.152 --> 02:02:07.195
‫طوری نیست. من راه رو بلدم

1487
02:02:09.573 --> 02:02:12.075
‫بگذارش روی زمین، مادر.
‫مهم نیست

1488
02:02:14.411 --> 02:02:17.873
‫لین، در رو ببند.
‫خیلی سرد می‌شه

1489
02:02:24.087 --> 02:02:25.964
‫مادام!

1490
02:02:29.468 --> 02:02:31.845
‫- آمدم!
‫- بسیار خوب، مادام!

1491
02:02:32.637 --> 02:02:34.514
‫- تا پایین می‌آم
‫- ممنون

1492
02:02:40.103 --> 02:02:43.774
‫چرا همین‌جا نمی‌مونید، مادام؟
‫خودم هم می‌تونم دست‌نوشته رو ببرم توبینگن

1493
02:02:44.941 --> 02:02:48.195
‫نه. کالسکه خودمه، اسب خودمه،
‫خودم می‌رونم

1494
02:02:48.278 --> 02:02:50.947
‫و تازه دست‌نوشته خودم هم هست.
‫شما فقط محض تامین امنیت این‌جایی

1495
02:03:08.548 --> 02:03:13.220
‫دالبرگ هم داره از ماینز به توبینگن می‌آد؟
‫منتظرته؟

1496
02:03:13.303 --> 02:03:17.099
‫امشب تو همون هُتلی که گل سوسن داره
‫دیدار می‌کنید؟

1497
02:03:17.182 --> 02:03:18.892
‫برای قرارتون اتاق رزرو کرد

1498
02:03:18.975 --> 02:03:20.685
‫پُرس و جو کردم

1499
02:03:22.020 --> 02:03:26.400
‫تمام اُدبای آلمان در عجب اند
‫که "اَگنس" رو کی نوشته

1500
02:03:26.483 --> 02:03:29.945
‫و مطلقا شک نمی‌کنند که این "ناشناس"
‫با دالبرگ، کارگردان تئاتر، در بستره

1501
02:03:30.028 --> 02:03:34.032
‫تصور هم نمی‌کنی مثل من تحت تاهل زندگی کردن
‫چه مکافاتیه

1502
02:03:34.116 --> 02:03:36.535
‫شما دو نفر از دل و جان باهم یگانه اید

1503
02:03:37.035 --> 02:03:40.247
‫اما نمی‌خوام تا پیش از اینکه طلاق بگیرم
‫برگردم رودل‌اشتات

1504
02:03:40.330 --> 02:03:42.707
‫به شوهرت نامه می‌نویسم،
‫باید درک کنه که این‌جوری نمی‌‍شه ادامه داد

1505
02:03:42.791 --> 02:03:47.796
‫فریتز، ما سه نفر از فواصل دور
‫پیش هم برمی‌گردیم

1506
02:03:47.879 --> 02:03:50.090
‫بینهایت دلتنگ هردوتون ام

1507
02:03:50.173 --> 02:03:54.845
‫وقتی که در ینا از پیش جفت‌تون رفتم،
‫قلبم و زندگیم از هم گسسته شد

1508
02:03:59.141 --> 02:04:03.270
‫رُمانم که تمام بشه،
‫یک زن آزاد و مجرد ام

1509
02:04:03.353 --> 02:04:06.773
‫یک ضیافت برپا می‌کنیم،
‫سه نفری باهم، در وایمار، خب؟

1510
02:04:06.857 --> 02:04:10.026
‫و تو به همه خواهی گفت
‫که نویسنده "اَگنس" کیه

1511
02:04:15.574 --> 02:04:18.535
‫کنار تو می‌تونم ساعت‌ها این‌جا بایستم

1512
02:04:20.370 --> 02:04:22.998
‫یعنی ممکنه همون‌جوری بشه
‫که در توبینگن بود؟

1513
02:04:23.081 --> 02:04:26.126
‫نه، نکن. این‌جا نه

1514
02:04:27.377 --> 02:04:32.090
‫صبر کن تا برگردیم وایمار و سرانجام
‫همگی باهم زندگی کنیم

1515
02:04:33.258 --> 02:04:39.055
‫دوست دارم سه نفری در خانه‌مون پذیرای
‫بزرگ‌ترین و بهترین شعرا باشیم، هان؟

1516
02:04:40.432 --> 02:04:45.228
‫برو داخل، نگرانت ام.
‫یادته که پارسال چجوری بیمار شدی.

1517
02:04:46.728 --> 02:04:54.728
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1518
02:05:08.460 --> 02:05:09.920
‫بیا داخل

1519
02:05:32.943 --> 02:05:35.445
‫اَگنسِ سوسن‌ها، پخش پنجم
‫ناشناس

1520
02:05:40.492 --> 02:05:43.703
‫«لطفا همسرت، کاُرلین لنگلفد، رو رها کن»

1521
02:05:46.456 --> 02:05:47.874
‫بله

1522
02:05:48.625 --> 02:05:49.459
‫چی؟

1523
02:05:54.965 --> 02:05:57.425
‫«لطفا همسرت را...

1524
02:06:02.847 --> 02:06:05.058
‫در ازای منفعتی همگانی آزاد کن

1525
02:06:05.141 --> 02:06:10.063
‫مونسِ شهره به گُریز از
‫بستر و میز را با مونسی وفادار

1526
02:06:10.146 --> 02:06:13.358
‫که همانگونه که خود می‌پسندی، فرزندی
‫برایت به بار می‌آورد، معاوضه کن»

1527
02:06:13.441 --> 02:06:16.236
‫زیاده از حد رک و پوست‌کنده
‫نیست، مامانِ عزیز؟

1528
02:06:16.319 --> 02:06:18.154
‫نظر شما چیه؟

1529
02:06:18.822 --> 02:06:22.492
‫نکنه این نویسنده دیوانه شده؟
‫یعنی با زن من در بستره؟

1530
02:06:23.285 --> 02:06:26.371
‫می‌تونم با قطعیت...

1531
02:06:26.454 --> 02:06:27.414
‫اطمینان بدم

1532
02:06:27.497 --> 02:06:31.251
‫که هیچکس شیلر رو به نوشتن این نامه
‫تشویق نکرده

1533
02:06:31.334 --> 02:06:34.421
‫از طرف خودش حرف می‌زنه.
‫نیتش خیر بوده

1534
02:06:34.504 --> 02:06:38.925
‫اما طبق معمول مقصود رو بالکل از دست داده

1535
02:06:39.009 --> 02:06:42.262
‫البته که او روی من تاثیر عکس داره،
‫معلومه

1536
02:06:42.345 --> 02:06:47.100
‫«فرزند عزیزم، لین
‫چرا نمی‌توانی شوهر-خواهرت را مهار کنی...

1537
02:06:47.183 --> 02:06:52.230
‫تا تو را در پیشبرد روابط مخفیانه‌ات
‫بدین شکل احمقانه یاری نکند؟

1538
02:06:53.398 --> 02:06:57.110
‫پیوند تو و بلویتز ازدواجی محض آسایش است

1539
02:06:57.193 --> 02:07:00.572
‫نه یک ازدواج مضحک و ناچیز
‫عاشقانه

1540
02:07:00.655 --> 02:07:03.533
‫که به محض زایل شدن عشق
‫پایان بگیرد

1541
02:07:04.326 --> 02:07:06.828
‫نامه‌ی شیلر جز از خدمتکاران برنمی‌آید

1542
02:07:07.329 --> 02:07:10.290
‫و ازدواج شما اینک سخت به خطر افتاده است»

1543
02:07:10.373 --> 02:07:11.791
‫مادام، من...

1544
02:07:12.667 --> 02:07:15.420
‫- «لیاقت همسر تو این نیست»
‫- لیاقت...

1545
02:07:15.503 --> 02:07:19.924
‫«و من از رابطه سه نفره شما
‫در لودویگزبرگ راضی نیستم.

1546
02:07:34.064 --> 02:07:36.191
‫دلواپس تو، با عشق، مادر»

1547
02:07:44.240 --> 02:07:46.576
‫چرا این‌قدر رسمی، خانم؟

1548
02:07:46.660 --> 02:07:49.412
‫جسارت داشته باش، حتی در تمام کردن چیزها

1549
02:07:50.372 --> 02:07:51.831
‫مگه همیشه نمی‌گفتیم

1550
02:07:51.915 --> 02:07:57.212
‫برای تسلیم توافق کوچک
‫مشترک‌مون به تاریخ یک اشاره کافیه؟

1551
02:08:06.888 --> 02:08:09.182
‫اما من یک درخواست آخر هم دارم

1552
02:08:23.279 --> 02:08:26.491
‫احساس شَرم کارلین روح او را
‫درمی‌شکافد

1553
02:08:26.574 --> 02:08:33.331
‫اما اون این را به مثابه مکافات خیانتی که
‫در همین اتاق به خواهرش کرده می‌انگارد

1554
02:08:34.791 --> 02:08:36.418
‫دالبرگ مرد باهوشی‌ست

1555
02:08:36.501 --> 02:08:39.629
‫او آسیبی را که از جدایی
‫متحمل شده دفع کرد

1556
02:08:40.338 --> 02:08:44.092
‫به طوری که این بار بیش از همیشه
‫کارلین را بابت برهنگی تنش دستمزد داد

1557
02:08:44.175 --> 02:08:47.387
‫چرا که می‌دانست این کار، احساس وجدان‌درد
‫و تنهایی او را بیشتر خواهد کرد

1558
02:09:37.854 --> 02:09:39.773
‫شاهزاده گفت «چقدر دست-و-دل‌-باز اید

1559
02:09:39.856 --> 02:09:43.151
‫که استقلال و آزادی عمل
‫او را چنان ارج می‌نهید

1560
02:09:43.234 --> 02:09:45.361
‫که به او اجازه رفتن دادید»

1561
02:09:46.321 --> 02:09:49.324
‫می‌تونه محکم‌تر هم باشه.
‫درباره اَگنسه دیگه، هان؟

1562
02:09:50.492 --> 02:09:52.869
‫تو صفحه بعد حواست فقط به همین باشه

1563
02:09:53.495 --> 02:09:56.956
‫به هنگام وداع، روحمان
‫باید سرزنده‌تر از طبیعت باشد

1564
02:09:57.916 --> 02:09:59.626
‫فوق العاده‌ست

1565
02:10:00.418 --> 02:10:02.629
‫باید برای این مشکل راه حل ساده‌تری
‫پیدا کنی

1566
02:10:02.712 --> 02:10:06.132
‫نمی‌دونم منظورت چیه!
‫من همین‌جوری دوستش دارم

1567
02:10:06.216 --> 02:10:10.386
‫«استقلال و آزادی عمل»، ایرادش چیه؟

1568
02:10:11.971 --> 02:10:13.681
‫من دوست دارم این‌جوری بگم

1569
02:10:13.765 --> 02:10:16.267
‫نه، از این بهتر هم می‌تونی

1570
02:10:16.351 --> 02:10:17.769
‫حوزه‌ی آزادی عمل

1571
02:10:17.852 --> 02:10:21.314
‫یا حتی بهتر: دایره آزادی عمل

1572
02:10:21.397 --> 02:10:23.983
‫دایره به‌مون می‌گه که
‫[مَرده] پیش زنه برمی‌گرده

1573
02:10:24.067 --> 02:10:25.819
‫باید این‌جوری باشه

1574
02:10:25.902 --> 02:10:28.488
‫احساس دون‌پایگی می‌کنم
‫و ازش بیزارم

1575
02:10:29.739 --> 02:10:31.825
‫می‌گی چه کنم؟

1576
02:10:35.203 --> 02:10:37.247
‫می‌خواهی من بنویسم؟

1577
02:10:53.638 --> 02:10:55.098
‫ببین کی آمده!

1578
02:10:55.640 --> 02:10:58.351
‫ببین کی آمده!

1579
02:10:58.434 --> 02:11:01.354
‫آهای، پدرِ جوان، نگهبان گَله، بیا بغلم

1580
02:11:01.437 --> 02:11:03.606
‫- حضرت آقا از کجا تشریف آوردند؟
‫- پاریس

1581
02:11:03.690 --> 02:11:07.861
‫پنج روز تق و توق و لرزش،
‫اما کالسکه‌های بزرگ‌تری طراحی می‌کنم

1582
02:11:07.944 --> 02:11:09.863
‫همین حالا هم دارن برات
‫اسب‌های درشت‌تری بار می‌آرن

1583
02:11:09.946 --> 02:11:11.531
‫کی خبر داشت قراره بیاد؟

1584
02:11:11.614 --> 02:11:14.951
‫- قرار بود غافلگیرانه باشه
‫- به این می‌گن غافلگیری!

1585
02:11:17.245 --> 02:11:20.623
‫ببین کی آمده!
‫ببین کی اینجاست

1586
02:11:21.165 --> 02:11:23.376
‫خب، این‌جا چی داریم؟

1587
02:11:24.294 --> 02:11:26.129
‫تازه بیدار شده

1588
02:11:27.714 --> 02:11:30.633
‫جریانات اون‌جا (فرانسه)
‫در کلام نمی‌گنجه

1589
02:11:31.301 --> 02:11:33.219
‫قتل عام، کشتار

1590
02:11:33.303 --> 02:11:36.890
‫این کلمات در مقابل اتفاقات در حال وقوع
‫ناچیز اند

1591
02:11:36.973 --> 02:11:39.893
‫گناهکار یا بی‌گناه،
‫همه سر از زیر گیوتین درمی‌آرن

1592
02:11:40.810 --> 02:11:43.438
‫و وسط خیابون، زنده زنده، تکه‌پاره می‌شن

1593
02:11:43.521 --> 02:11:47.191
‫تا سرحد مرگ کتک می‌خورن، زیر سم
‫اسب‌ها لگدکوب می‌شن، عین قرون وسطی

1594
02:11:48.318 --> 02:11:50.486
‫تبه‌کارانی حاکم شدند که ‫اهریمن
در ژرفای وجودشون لانه کرده

1595
02:11:50.987 --> 02:11:54.866
‫و عطشی که برای خون دارند،
‫مخوف‌ترین چیزیه که بنی بشر به چشم دیده

1596
02:11:55.783 --> 02:11:57.660
‫ما نباید خبردار می‌شدیم، ویلهلم؟

1597
02:11:58.202 --> 02:11:59.370
‫چرا

1598
02:12:00.538 --> 02:12:02.081
‫همه

1599
02:12:02.165 --> 02:12:06.878
‫هرکسی که سودای پوست‌اندازی
‫[و تجدد] در سرداره باید خبردار بشه

1600
02:12:09.005 --> 02:12:11.424
‫من، که خودم اون‌جا
‫بودم، به چنین باوری رسیدم

1601
02:12:12.675 --> 02:12:15.094
‫سر تا ته چیزی نیست جز پستی
‫و امیدواری برای یک جنونِ خون‌بار دیگر

1602
02:12:15.178 --> 02:12:16.679
‫بفرما

1603
02:12:17.680 --> 02:12:19.182
‫همه‌جای شهر می‌شه خرید

1604
02:12:19.849 --> 02:12:24.187
‫برگرفته از زندگی واقعی، بدون
‫ذوق، اما به اصطلاح در تماس با واقعیت

1605
02:12:24.687 --> 02:12:28.775
‫برای بازدیدکنندگان انقلابه.
‫تیراژهاشون به چند هزار می‌رسه

1606
02:12:46.084 --> 02:12:48.795
‫و عوایدش به جیب آدم‌کش‌ها سرازیر می‌شه

1607
02:12:50.880 --> 02:12:52.799
‫صورتِ مَرده دریده شده بود

1608
02:12:52.882 --> 02:12:55.885
‫به خاطر مقابله به مثل، پشت و رو
‫گذاشته بودنش زیر گیوتین

1609
02:12:57.178 --> 02:12:59.389
‫وحشتناکه. نمی‌خوام

1610
02:13:02.600 --> 02:13:06.229
‫تو یک بار چیزی از تفتیش
‫عقاید برامون نخوندی؟

1611
02:13:07.397 --> 02:13:09.607
‫شده حکایتِ همون

1612
02:13:09.691 --> 02:13:12.485
‫بعضی شب‌ها دیگه دلم نمی‌خواست زنده باشم

1613
02:13:12.568 --> 02:13:17.615
‫در سرداب هتل قایم شدم. حتی از ترس
‫اسم اشرافی خودم رو هم پنهان کردم

1614
02:13:22.578 --> 02:13:25.957
‫این روزها اغلب باهم سر ستیز دارند.
‫برای خودم هم اتفاق جدیدیه

1615
02:13:48.938 --> 02:13:52.400
‫می‌آم پیش شما.
‫کوچولو باید بخواب.

1616
02:13:52.483 --> 02:13:54.944
‫می‌دونم، تخته‌های آشپزخونه غژغژ می‌کنند

1617
02:13:58.781 --> 02:14:00.616
‫می‌شه روی تخت بنشینم؟

1618
02:14:04.454 --> 02:14:07.081
‫من باردار ام، فریتز

1619
02:14:07.165 --> 02:14:12.128
‫باید 4 5 ماهه باشم. مطمئن نیستم
‫درد [شکم] دارم اما دشتان نه

1620
02:14:13.296 --> 02:14:15.548
‫نباید صدای وضعیت او رو دربیاریم

1621
02:14:16.257 --> 02:14:19.552
‫وگرنه بلویتز طلاق رو فسخ می‌کنه

1622
02:14:21.137 --> 02:14:23.139
‫یعنی الان راضی شده؟

1623
02:14:24.682 --> 02:14:28.895
‫نوشته که دیگه نمی‌خواد حرف بزنه.
‫می‌خواد فورا طلاق بگیره

1624
02:14:28.978 --> 02:14:32.523
‫اگر بو ببره که لین بارداره، و تازه از کسی
‫غیر از او

1625
02:14:32.607 --> 02:14:34.734
‫ممکنه از تصمیمش برگرده

1626
02:14:34.817 --> 02:14:37.570
‫آره، درسته، ممکنه

1627
02:14:37.653 --> 02:14:39.989
‫فرزند مسئله‌ی همیشگی او بوده

1628
02:14:40.782 --> 02:14:43.659
‫مادرت چی؟
‫از خانه بلویتز بلند می‌شه؟

1629
02:14:43.743 --> 02:14:45.411
‫داره بلند می‌شه

1630
02:14:45.495 --> 02:14:49.248
‫زیر یک سقف زندگی می‌کنیم
‫و اون‌قدری همدیگر رو نمی‌شناسیم

1631
02:14:49.332 --> 02:14:52.001
‫این‌جا آمدن تو هم به همین قضیه مربوط می‌شه؟

1632
02:15:19.028 --> 02:15:20.988
‫می‌خواهی بچه رو نگه داری؟

1633
02:15:21.072 --> 02:15:22.281
‫آره

1634
02:15:23.324 --> 02:15:24.283
‫چرا؟

1635
02:15:24.367 --> 02:15:26.452
‫چرا که نه؟ چون...

1636
02:15:26.536 --> 02:15:29.372
‫چون مطمئن نیستم که
‫دوباره باردار می‌شم یا نه

1637
02:15:29.455 --> 02:15:33.000
‫دکترمون می‌گه مستعد ذات الریه ام

1638
02:15:33.584 --> 02:15:36.462
‫پوستم به نازکیِ پوست موقرمزهاست

1639
02:15:36.546 --> 02:15:40.383
‫نمی‌خوام بدونِ چشیدن طعم اون شادمانیی
‫که تو چشیدی از دنیا برم

1640
02:15:44.762 --> 02:15:47.640
‫‌آن‌وقت بچه رو کجا نگه می‌داری؟ این‌جا؟

1641
02:15:47.723 --> 02:15:49.183
‫تو مخالفی؟

1642
02:15:49.767 --> 02:15:51.477
‫نه

1643
02:15:51.561 --> 02:15:55.439
‫نزدیک شافهاوزن یک معلم
‫روستایی می‌شناسم. آقای رُل

1644
02:15:55.523 --> 02:16:00.486
‫شاید تا وقتی که کار طلاق صورت بگیره
‫از بچه نگه داری کنه

1645
02:16:01.737 --> 02:16:04.073
‫اما تو تازه 5 ماهته

1646
02:16:04.740 --> 02:16:08.536
‫وکیلم می‌گه کار طلاق ممکنه یک سال طول بکشه

1647
02:16:08.619 --> 02:16:11.289
‫تا اون‌وقت کارلین نباید بی‌گدار به آب بزنه

1648
02:16:11.372 --> 02:16:14.834
‫خیلی چیزها در خطره. از
‫بخت بد، پای کلی پول در میونه

1649
02:16:15.668 --> 02:16:17.587
‫تو تنها سفر نخواهی کرد

1650
02:16:18.212 --> 02:16:19.839
‫من همراهش سفر می‌کنم

1651
02:16:19.922 --> 02:16:24.468
‫من این‌جا هیچ قید و بندی ندارم و می‌خوام
‫آنچه رو که در پاریس دیدم فراموش کنم

1652
02:16:24.552 --> 02:16:28.681
‫شاید یاری رساندن به یک زن باردار
‫دوباره ایمانم رو به انسانیت تقویت کنه

1653
02:16:32.226 --> 02:16:34.687
‫- دالبرگ چقدر پول می‌ده؟
‫- دالبرگ؟ هیچی

1654
02:16:34.770 --> 02:16:37.106
‫او خبر نداره. باهاش به هم زدم

1655
02:16:45.114 --> 02:16:46.782
‫ما قراری داشتیم، لین

1656
02:16:47.325 --> 02:16:50.453
‫قرار گذاشتیم همیشه همه‌چیز رو به هم بگیم

1657
02:16:51.120 --> 02:16:55.208
‫اینکه من و تو به همدیگه نزدیک‌تر باشیم
‫تا به مردهامون

1658
02:16:55.291 --> 02:16:57.460
‫این سوگند دیگه اعتباری نداره

1659
02:17:23.819 --> 02:17:27.240
‫یعنی آب خیلی از سر گذشته؟

1660
02:17:27.323 --> 02:17:31.285
‫من تو زندگی عملی تعریفی ندارم.
‫حتی موقع دنیا آمدن پسرم خواب بودم

1661
02:17:31.369 --> 02:17:34.580
‫ولی ویلهلم از قماش دیگریه.
‫عملگراست، پاش روی زمینه

1662
02:17:34.664 --> 02:17:36.457
‫خوشحال می‌شه به یک دوست کمک کنه

1663
02:17:36.540 --> 02:17:38.042
‫آره

1664
02:17:38.125 --> 02:17:40.127
‫تکلیف "اگنس" چی می‌شه؟

1665
02:17:40.211 --> 02:17:44.465
‫در سوئیس یک بخش دیگه رو شروع می‌کنم
‫و برات می‌فرستم

1666
02:17:44.548 --> 02:17:46.717
‫داری می‌گریزی؟

1667
02:17:46.801 --> 02:17:49.053
‫نمی‌تونم این‌جا بمونم.
‫احساس می‌کنم [خواهرم] ازم بیزاره

1668
02:17:49.136 --> 02:17:50.763
‫نه، برای چی؟

1669
02:17:50.846 --> 02:17:53.099
‫به‌ش نگفتم که در توبینگن
‫دیدار کردیم

1670
02:17:53.182 --> 02:17:55.142
‫من هم نگفتم

1671
02:17:55.226 --> 02:17:57.395
‫احساس می‌کنه به‌ش خیانت شده

1672
02:17:59.021 --> 02:18:02.024
‫یک سوالی هست که محققا ازت نخواهم پرسید

1673
02:18:03.192 --> 02:18:05.194
‫پس نپرس

1674
02:18:06.654 --> 02:18:09.699
‫اگر می‌شد جواب می‌دادم
‫و فریاد می‌کشیدم

1675
02:18:11.367 --> 02:18:13.035
‫بیا

1676
02:18:13.536 --> 02:18:17.123
‫اگر دنبال ملایمتی،
‫در اون اتاق دنبالش بگرد

1677
02:18:28.217 --> 02:18:31.387
‫- تنها خواسته‌ی من تو هستی. زندگی من تو ای
‫- من تمامِ خواسته‌ی تو نیستم

1678
02:18:32.555 --> 02:18:34.724
‫من به قدر کافی خوب نیستم

1679
02:18:36.559 --> 02:18:39.061
‫در توبینگن، متلک می‌شنیدم!

1680
02:18:39.145 --> 02:18:42.773
‫حالا از خودم بوی فاحشگی استشمام می‌کنم

1681
02:18:42.857 --> 02:18:46.319
‫اصلا یادم نمی‌آدم که دالبرگ
‫من رو فریفت یا من او رو

1682
02:18:46.402 --> 02:18:50.072
‫یادم نمی‌آدم طی این چند ماه
‫با چه مردهایی بودم

1683
02:18:51.198 --> 02:18:55.369
‫- به خودت آسیب نزن
‫- مجبورم، وگرنه نمیتونم برم

1684
02:18:55.453 --> 02:18:59.999
‫احساس گناه، پلیدی و ناکامی کردن
‫هیچ جای افتخاری نداره

1685
02:19:00.082 --> 02:19:03.085
‫شادکامیه که به تلاش کردن می‌ارزه

1686
02:19:05.087 --> 02:19:07.173
‫برای اون معلم نامه می‌نویسم

1687
02:19:07.256 --> 02:19:10.009
‫صبح روی میز آشپزخانه می‌یابی‌ش

1688
02:19:11.552 --> 02:19:13.346
‫هروقت که رفتی بیدارم کن

1689
02:19:13.429 --> 02:19:16.932
‫- شش ماه دیگه برمی‌گردی، مگه نه؟
‫- برمی‌گردم وایمار. هروقت که آزاد شدم

1690
02:19:17.016 --> 02:19:20.478
‫هرروز نامه‌نگاری می‌کنیم.
‫باید از احوالت باخبر باشم

1691
02:19:21.562 --> 02:19:23.564
‫بگذار رویای سه‌نفره‌مون رو زندگی کنیم،
‫خواهش می‌کنم

1692
02:19:24.231 --> 02:19:27.693
‫در وایمار. هروقت که
‫همگی کنار هم بودیم

1693
02:19:46.712 --> 02:19:48.339
‫برات نامه می‌نویسیم

1694
02:19:49.839 --> 02:19:57.839
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1695
02:20:31.507 --> 02:20:33.926
‫«همچنان، دوست دارم بدانم که خوبی هستی...

1696
02:20:34.009 --> 02:20:36.762
‫و ویلهلم نیز عصای دستت بوده است،
‫که البته از این بابت مطمئن هستم

1697
02:20:47.690 --> 02:20:49.108
‫این‌جا همه‌چیز خوب است، لین

1698
02:20:49.191 --> 02:20:51.569
‫پسر نیش زنبوری خورد و تب کرد

1699
02:20:51.652 --> 02:20:53.988
‫شارلت اسمی درخورد برای شما یافت:

1700
02:20:54.071 --> 02:20:57.116
‫"مریم و یوسف در جستجوی اصطبل"

1701
02:21:06.876 --> 02:21:09.295
‫ویلهلم، اکنون مستقیم به تو می‌نویسم

1702
02:21:09.378 --> 02:21:14.008
‫حسی به من و شارلت می‌گوید
‫که نام شما را در عالم صدا می‌زنیم

1703
02:21:14.091 --> 02:21:18.137
‫به شارلت بگو که نوشتن آخرین
‫بخش‌های "اگنس" را شخصا به پایان رساندم

1704
02:21:21.265 --> 02:21:26.395
‫آقای رُل نوشته از پیش او رفتی
‫تا در ماه اکتبر بازگردی، صحت دارد؟

1705
02:21:29.440 --> 02:21:30.608
‫صحت دارد؟

1706
02:21:48.584 --> 02:21:49.585
‫بایست

1707
02:21:50.961 --> 02:21:52.087
‫بایست

1708
02:22:06.310 --> 02:22:08.020
‫شنیدی؟

1709
02:22:13.817 --> 02:22:16.028
‫نیرو؟ طبیعت؟

1710
02:22:53.315 --> 02:22:56.735
‫دوستش دارم. خیلی دوستش دارم

1711
02:22:56.819 --> 02:22:58.821
‫به من تعلق داره

1712
02:23:03.492 --> 02:23:06.579
‫مراقبم باش، ویلهلم، نجاتم بده

1713
02:23:06.662 --> 02:23:12.001
‫- از چی؟
‫- از خودم، هوسم. نجاتم بده

1714
02:23:23.971 --> 02:23:25.639
‫- «حالت خوب است؟»
‫- فریاد بزن

1715
02:23:25.723 --> 02:23:27.975
‫«آیا ناخوشی؟ تا الان باید زایمان کرده باشی»

1716
02:23:28.058 --> 02:23:29.852
‫«پاسخم را بفرست»

1717
02:23:30.644 --> 02:23:34.106
‫«شارلت رو نیز بسیار نگران
‫است. آیا اتفاقی برایت افتاده؟»

1718
02:23:44.700 --> 02:23:46.118
‫زایش

1719
02:23:47.411 --> 02:23:50.122
‫16م آگست

1720
02:23:52.207 --> 02:23:55.419
‫1794

1721
02:23:57.046 --> 02:23:58.005
‫یک پسر

1722
02:23:58.088 --> 02:24:00.966
‫رُل نامه نوشت که کار زایمان
‫به خوبی پیش رفته

1723
02:24:02.009 --> 02:24:05.304
‫چرا خبری از خود نمی‌دهی؟
‫نوشتن را فراموش کرده این؟

1724
02:24:08.974 --> 02:24:11.143
‫وُلزگن را گم کرده ای؟

1725
02:24:16.398 --> 02:24:19.151
‫حتی در روستاهای کوهستانی سوییس نیز
‫هستند کاتبانی

1726
02:24:19.234 --> 02:24:21.862
‫که برای آنان که نمی‌توانند، نامه می‌نویسند

1727
02:24:21.945 --> 02:24:23.864
‫چنان کسی را پیدا کن»

1728
02:24:23.947 --> 02:24:26.241
‫فعلا کفایت می‌کنه

1729
02:24:33.582 --> 02:24:38.212
‫«کارلین، ای داد بیداد، کجا هستی؟
‫کارلین، چرا برنمی‌گردی؟»

1730
02:24:38.295 --> 02:24:40.839
‫وقتی اون‌قدری بزرگ شد که عقلش برسه،
‫به‌ش بگو برمی‌گردم

1731
02:24:40.923 --> 02:24:43.676
‫بگو که مادرش به زودی به سراغش می‌آد

1732
02:25:09.576 --> 02:25:13.288
‫کارلین فن بلویتز،
‫به زودی در ژنو، سوییس

1733
02:25:44.987 --> 02:25:47.197
‫دست‌کم اتفاقی براش نیفتاده

1734
02:25:51.493 --> 02:25:53.704
‫اما چه ملودرامی!

1735
02:25:56.832 --> 02:26:00.043
‫در همین اثنا، بلویتز با طلاق
‫موافقت نموده بود

1736
02:26:00.127 --> 02:26:03.922
‫سوابق رسمی در رودل‌اشتات به عنوان گواه
‫قید شدند:

1737
02:26:04.006 --> 02:26:06.800
‫ناسازگاری زناشویی ده ساله

1738
02:26:06.884 --> 02:26:10.929
‫کارلین فن لنگفلد از شوهر اول خود
‫غرامتی دریافت نمی‌کند

1739
02:26:11.013 --> 02:26:14.266
‫اما افزون بر آگاه‌سازی خانواده شیلر
‫از طلاق خود

1740
02:26:14.349 --> 02:26:17.770
‫خبر ازدواج قریب الوقوع خود با
‫وُلزُگن، در سوئیس، را نیز به آنان اطلاع داد

1741
02:26:17.853 --> 02:26:22.107
‫او نوشت «ویلهلم خود را به عنوان همراهی
‫وفادار و دوست‌داشتنی اثبات کرده است»

1742
02:26:22.191 --> 02:26:26.945
‫او همان مرد و حافظی است که
‫همیشه می‌جستمش. برای من خوشحال باشید»

1743
02:26:27.029 --> 02:26:29.823
‫عجیب بود که او هیچ اسمی از فرزند خود
‫به میان نیاورده بود

1744
02:26:29.907 --> 02:26:35.120
‫کودکی که شیلر از زاده شدن و پناه گرفتنش
‫نزد آقای رُل آگاه بود

1745
02:26:35.204 --> 02:26:37.456
‫از آن روز به بعد
‫شیلر کارلین را...

1746
02:26:37.539 --> 02:26:39.583
‫"زنی که بله گفتن بلد نیست" صدا می‌کرد

1747
02:26:41.710 --> 02:26:43.295
‫یک سال بعد

1748
02:26:43.378 --> 02:26:47.925
‫تاریخ تولد آدلف در دفتر ثبت
‫شافهاوزن به 1795 تغییر کرد

1749
02:26:48.008 --> 02:26:54.056
‫یحتمل، برای پنهان کردن این حقیقت
‫که فرزند کارلین نامشروع بود

1750
02:26:57.893 --> 02:27:00.646
‫این لباس هم باید بسته‌بندی بشه

1751
02:27:00.729 --> 02:27:05.692
‫اگر قرار باشه در وایمار بمیرم،
‫دوست دارم با این لباس ببینندم

1752
02:27:05.776 --> 02:27:07.319
‫بسیار خوب، مادام

1753
02:27:07.402 --> 02:27:09.863
‫باید همه‌چیز رو مکتوب کنم، شونکه

1754
02:27:09.947 --> 02:27:14.326
‫تا اگر کار به جای بیخ کشید،
‫مجبور نشی سر تک تک جزئیات...

1755
02:27:14.409 --> 02:27:17.162
‫با دخترهام چک و چونه بزنی

1756
02:27:17.246 --> 02:27:18.580
‫بسیار خوب

1757
02:27:19.206 --> 02:27:24.419
‫دوست دارم در محاصره‌ی ده کتاب دلخواهم باشم

1758
02:27:25.754 --> 02:27:28.173
‫- ولتر
‫- ولتر

1759
02:27:29.091 --> 02:27:32.261
‫و مجموعه نوشته‌های شوهرم

1760
02:27:32.344 --> 02:27:33.345
‫بله

1761
02:27:33.428 --> 02:27:36.139
‫و عهد جدید و...

1762
02:27:36.223 --> 02:27:37.599
‫مادام؟

1763
02:27:39.393 --> 02:27:43.814
‫دوست دارم این مجموعه رو به شارلت ببخشم

1764
02:27:44.898 --> 02:27:47.651
‫تمیز پارچه‌پیچش کن

1765
02:27:47.734 --> 02:27:51.029
‫و اون دو پارچ همراهش رو هم
‫تمیز کن

1766
02:27:51.113 --> 02:27:53.699
‫و همه رو بگذار در بالکن

1767
02:27:53.782 --> 02:27:54.741
‫بسیار خوب

1768
02:27:54.825 --> 02:27:58.203
‫پس تا قبل از اینکه برسیم وایمار
‫بوی گند پُلیش رفته

1769
02:27:58.287 --> 02:27:59.371
‫بله

1770
02:28:20.517 --> 02:28:22.227
‫شونکه، نامه

1771
02:28:25.188 --> 02:28:29.026
‫گریه نکن شونکه، وگرنه مجبوری
‫از نو بنویسی

1772
02:28:31.862 --> 02:28:34.156
‫«فرزندان عزیزم

1773
02:28:36.158 --> 02:28:40.746
‫برای جلوگیری از سوءتفاهمات

1774
02:28:40.829 --> 02:28:43.582
‫برای هردوی شما نامه‌ای یکسان می‌نویسم»

1775
02:28:43.665 --> 02:28:45.125
‫اواخر بهار 1802

1776
02:28:45.208 --> 02:28:49.504
‫پزشک من، با توجه به درد لاعلاج کلیه که
‫تشخیص آن اما و اگری برنمی‌داشت

1777
02:28:50.297 --> 02:28:57.012
‫مرا از کوتاهی عمر پیش روی خود
‫آگاه ساخته است

1778
02:28:59.890 --> 02:29:04.686
‫و بر آنم داشت تا زمانی که هنوز
‫توانی دارم

1779
02:29:06.063 --> 02:29:09.024
‫به تمام امور دنیوی خود سر و سامانی بدهم

1780
02:29:10.025 --> 02:29:13.403
‫در کنار تمام امور مالی و مادی

1781
02:29:13.487 --> 02:29:16.531
‫می‌خواهم تکلیف روابطمان روشن شود

1782
02:29:17.199 --> 02:29:19.701
‫به خصوص روابط شما

1783
02:29:25.540 --> 02:29:28.335
‫ظرف دو روز به وایمار سفر خواهم کرد...»

1784
02:29:28.418 --> 02:29:30.295
‫-  سرویس غذاخوری
‫- آرام باش، پسر

1785
02:29:30.379 --> 02:29:31.838
‫شونکه، سرویس غذاخوری

1786
02:29:31.922 --> 02:29:37.052
‫«...و مایل ام هردوی شما را ببینم،
‫شارلت و کارلین، آن‌جا، در کنار هم»

1787
02:29:39.721 --> 02:29:41.556
‫کارلین می‌تونه لباس خوابش رو تنش کنه

1788
02:29:42.933 --> 02:29:44.726
‫یالا، کارلین کوچولو

1789
02:29:51.108 --> 02:29:52.234
‫شب خوش

1790
02:29:52.317 --> 02:29:56.321
‫عجیبه که در وایمار با وجود 500 قدم فاصله

1791
02:29:56.405 --> 02:29:58.240
‫آدم‌ به ندرت دیگری رو می‌بینه

1792
02:30:00.409 --> 02:30:02.744
‫بله، وایمار مثل یک هزارتوئه

1793
02:30:03.662 --> 02:30:06.415
‫فریتز می‌تونه تعریف کنه

1794
02:30:12.421 --> 02:30:13.755
‫ارنست، بیا این‌جا

1795
02:30:17.467 --> 02:30:21.680
‫نظرت درباره ریشم چیه؟
‫فقط به خاطر تو بلندش کردم

1796
02:30:21.763 --> 02:30:23.849
‫به قدر کافی نرم هست؟

1797
02:30:23.932 --> 02:30:25.267
‫خب

1798
02:30:57.632 --> 02:31:02.721
‫رایزن سلطنتی، گُته می‌پرسند که
‫مادر-خانمت به سلامت رسید؟

1799
02:31:02.804 --> 02:31:06.224
‫- چی به‌شون بگم؟
‫- حقیقت رو. ماهم چشم‌به‌راه ایم و نگران

1800
02:31:06.308 --> 02:31:08.560
‫- براش می‌نویسم. قلمم کجاست؟
‫- می‌آرمش

1801
02:31:08.643 --> 02:31:10.854
‫نه، صبر کن.
‫می‌آم اون‌جا می‌نویسم

1802
02:31:17.444 --> 02:31:22.324
‫با این وضع چطور به خوندن ادامه بدم؟
‫کارل، این داستان درباره شماست

1803
02:31:23.867 --> 02:31:29.122
‫پدرت یک داستان درباره کارل و ارنست نوشته

1804
02:31:29.206 --> 02:31:32.084
‫دو تا پسر از بیخ و بن شرور!

1805
02:31:32.167 --> 02:31:34.294
‫دو تا گردن‌کلفت...

1806
02:31:34.377 --> 02:31:41.009
‫به نظر من که یک نابغه تمام کارهای
‫نبوغ‌آمیزش رو نادانسته انجام می‌ده

1807
02:31:43.011 --> 02:31:44.721
‫- شب خوش
‫- شب خوش

1808
02:31:44.805 --> 02:31:47.349
‫یک پیغام برای رایزن
‫سلطنتی شیلر، و خانواده دارم

1809
02:31:51.186 --> 02:31:53.063
‫خب، کجا بودیم؟

1810
02:31:54.523 --> 02:31:58.693
‫کالسکه‌ی مادام لنگفلد در میانه راه
‫اسیر گل شده

1811
02:31:58.777 --> 02:32:01.947
‫حال همه خوبه و نوشیدنی‌ گرم هم
‫فراهم آمده

1812
02:32:02.030 --> 02:32:03.949
‫اما تا پیش از فردا امکان حرکت نیست

1813
02:32:04.032 --> 02:32:06.326
‫- یعنی در کالسکه می‌مونند؟
‫- آره

1814
02:32:06.409 --> 02:32:08.245
‫بخت با مامان یار بود

1815
02:32:08.328 --> 02:32:11.456
‫- من می‌رم طرف‌شون
‫- نه، همین‌جا بمون

1816
02:32:11.540 --> 02:32:13.792
‫بیایید اول نامه به رایزن سلطنتی رو بنویسیم

1817
02:32:13.875 --> 02:32:15.502
‫آنا، کمکم کن بچه‌ها رو بخوابونم

1818
02:32:15.585 --> 02:32:17.963
‫هروقت مامان رسید برمی‌گردیم

1819
02:32:18.046 --> 02:32:19.756
‫می‌ریم خونه

1820
02:32:22.092 --> 02:32:23.885
‫به زودی خونه ایم

1821
02:32:27.556 --> 02:32:30.725
‫- خب پس...
‫- همون‌جا، به همون شیوه

1822
02:32:31.893 --> 02:32:32.894
‫تا فردا

1823
02:32:34.896 --> 02:32:37.149
‫برای چی بوفه رو گذاشته جلوی ورودی سالن؟

1824
02:32:37.232 --> 02:32:38.650
‫مسخره‌ست

1825
02:32:42.946 --> 02:32:47.492
‫کار خرده-برژوامآبانه‌ایه.
‫انگار که وسایلش رو تو بخت‌آزمایی برده

1826
02:33:19.941 --> 02:33:22.861
‫مامان، از اینکه پیش‌مون هستی
‫خیلی خوشحال ایم

1827
02:33:42.631 --> 02:33:47.260
‫می‌بینم که همچنان جز مادرت
‫شبیه هیچکس نیستی

1828
02:33:48.261 --> 02:33:50.555
‫پدرت پشیمان نیس [که قید تو را زده]؟

1829
02:33:50.639 --> 02:33:52.390
‫ همین‌جوری هم خوشحاله

1830
02:33:52.974 --> 02:33:56.895
‫- چند سالته، آدلف؟
‫- شش سال‌مه، مادر عزیز

1831
02:33:56.978 --> 02:33:58.188
‫واقعا که

1832
02:33:58.939 --> 02:34:01.358
‫نسبت به سن‌ت قدبلندی

1833
02:34:01.441 --> 02:34:05.028
‫اون چهار سال اول رو که سوییس بودی،
‫پیش از اینکه مادرت بیاردت این‌جا

1834
02:34:05.111 --> 02:34:07.280
‫یادت می‌آد؟

1835
02:34:07.364 --> 02:34:08.657
‫نه

1836
02:34:10.492 --> 02:34:13.954
‫آبشار راین چطور؟
‫اصلا اون‌جا نرفتی؟

1837
02:34:14.037 --> 02:34:15.580
‫چرا. اون‌جا رو یادمه مادر عزیز

1838
02:34:15.664 --> 02:34:16.998
‫آره

1839
02:34:17.082 --> 02:34:19.918
‫من هم از آبشار راین خاطراتی دارم

1840
02:34:20.001 --> 02:34:23.672
‫مال وقتیه که مادرت و خاله‌ت
‫هنوز خیلی جوان بودند

1841
02:34:23.755 --> 02:34:26.341
‫و همدیگر رو خیلی دوست داشتند

1842
02:34:26.424 --> 02:34:27.968
‫همیشه رازی رو در گوش هم
‫می‌گفتند

1843
02:34:28.051 --> 02:34:33.265
‫مادرت همیشه پچپچه‌ای می‌کرد
‫و خاله‌ت همیشه سر تکون می‌داد

1844
02:34:33.348 --> 02:34:34.766
‫این‌جوری

1845
02:34:37.185 --> 02:34:39.271
‫پدربزگت...

1846
02:34:40.021 --> 02:34:42.649
‫نگاهش کن، روی دیوار اون‌طرفه

1847
02:34:43.692 --> 02:34:48.530
‫زود از دنیا رفت، و دخترها
‫خیلی به هم نیاز داشتند

1848
02:34:49.072 --> 02:34:51.783
‫خاله‌ت دائم سوال می‌کرد
‫«الان دیگه فقیر شدیم؟»

1849
02:34:51.866 --> 02:34:56.162
‫من می‌گفتم «نه، هنوز نه...

1850
02:34:56.246 --> 02:35:03.044
‫هروقت که فقط یکی از دوازده دست سرویس
‫نهارخوری 26-تکه‌مون باقی مونده بود

1851
02:35:03.670 --> 02:35:07.048
‫یعنی فقیر شدیم»

1852
02:35:07.674 --> 02:35:09.551
‫یادت می‌آد، عزیزم؟

1853
02:35:10.552 --> 02:35:15.515
‫می‌بینی؟ حالا آخرین دست باقی‌مونده رو
‫آوردم برات

1854
02:35:15.598 --> 02:35:18.059
‫شونکه، نشونش بده

1855
02:35:22.689 --> 02:35:24.357
‫و حالا من فقیر شدم

1856
02:35:24.441 --> 02:35:27.068
‫اما دیگه نیازی به‌ش ندارم

1857
02:35:28.194 --> 02:35:31.114
‫و خداوندگار عزیز، به زودی
‫دوباره من رو غنی می‌کنه

1858
02:35:31.197 --> 02:35:32.782
‫مامان، عزیزم

1859
02:35:34.451 --> 02:35:35.744
‫بله

1860
02:35:36.286 --> 02:35:42.625
‫اما دوست دارم با خواهرت، باهم، ازش بنوشید

1861
02:35:43.126 --> 02:35:45.086
‫و اینکه باز دوباره همه‌ش باهم حرف بزنید

1862
02:35:45.170 --> 02:35:48.298
‫و مثل سابق همدیگر رو دوست بدارید

1863
02:35:49.591 --> 02:35:52.844
‫و اینکه داماد عزیزم، آقای شیلر

1864
02:35:52.927 --> 02:35:59.726
‫که در عین اینکه شهرت روزافزونش
‫دل این پیرزن رو بسیار بسیار شاد می‌کنه

1865
02:36:00.435 --> 02:36:06.441
‫همزمان از بابت اینکه وقتی
‫اولین بار، 13 سال پیش،

1866
02:36:07.275 --> 02:36:11.780
‫تابستانی در رودل‌اشتات، به دیدن ما آمد،
‫نام و آوازه‌ای رو برای او پیش‌بینی نمی‌کرده

1867
02:36:12.572 --> 02:36:14.449
‫سحن خجالت‌زده‌ست

1868
02:36:14.532 --> 02:36:17.452
‫می‌خوام دست از ستیز بردارید

1869
02:36:18.119 --> 02:36:19.788
‫ما ستیزی نداریم

1870
02:36:20.288 --> 02:36:22.582
‫شما باهم حرف نمی‌زنید

1871
02:36:22.665 --> 02:36:27.754
‫برای هم کارت پستال و دعوت‌نامه‌های ‫مودبانه
می‌فرستید، و بعد هم مودبانه جواب رد می‌دید

1872
02:36:27.837 --> 02:36:30.048
‫و سعی می‌کنید به هیچ روی باهم روبرو نشید

1873
02:36:30.131 --> 02:36:32.008
‫دیگه کافیه

1874
02:36:32.092 --> 02:36:38.139
‫دوست ندارم این دنیا رو به نحوی بگذارم و برم
‫که انگار یک میدان جنگ پشت سرم باقی گذاشتم

1875
02:36:42.477 --> 02:36:43.895
‫برای همین آمدم این‌جا

1876
02:36:48.650 --> 02:36:50.610
‫شما به خودتون آسیب زدید

1877
02:36:53.321 --> 02:36:55.323
‫بله، آسیب دیده

1878
02:36:56.823 --> 02:37:04.823
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1879
02:37:40.285 --> 02:37:42.036
‫من رو بخشیده ای؟

1880
02:38:01.931 --> 02:38:04.642
‫- چرا هیچوقت نپرسیدی؟
‫- چه بپرسم؟

1881
02:38:04.726 --> 02:38:05.810
‫این آخرین سرویس غذاخوری‌مه

1882
02:38:05.894 --> 02:38:08.021
‫- چه باید می‌پرسیدم؟
‫- یک سوال...

1883
02:38:08.104 --> 02:38:10.815
‫- کدوم؟
‫- "پدر آدلف کیه؟"

1884
02:38:10.899 --> 02:38:11.858
‫چرا بپرسم؟

1885
02:38:11.941 --> 02:38:14.986
‫با اونهمه مردی که اون دوران تو
‫زندگیت داشتی، خودت هم نمی‌دونستی

1886
02:38:15.069 --> 02:38:16.070
‫دالبرگ

1887
02:38:16.154 --> 02:38:17.822
‫- اما من خبر دارم
‫- نه، نداری

1888
02:38:17.906 --> 02:38:20.116
‫- چرا، می‌دونم
‫- نه، نمی‌دونی

1889
02:38:20.200 --> 02:38:21.159
‫چرا، می‌دونم

1890
02:38:21.242 --> 02:38:22.994
‫- دوست نداری تو هم بدونی؟
‫- نه

1891
02:38:23.077 --> 02:38:25.163
‫- چرا نه؟
‫- به من مربوط نیست

1892
02:38:25.246 --> 02:38:26.998
‫اگه بود چی؟

1893
02:38:27.624 --> 02:38:29.334
‫نمی‌خوام بدونم

1894
02:38:29.417 --> 02:38:32.045
‫- به من مربوط نیست
‫- چرا هیچکس هیچ کاری نمی‌کنه؟

1895
02:38:34.380 --> 02:38:39.010
‫بله، شارت خوب و باهوش
‫حالا باید گوش‌هاش رو بپوشونه

1896
02:38:39.093 --> 02:38:40.595
‫تو به خاطر این بچه به من
‫حسادت می‌کردی

1897
02:38:41.471 --> 02:38:43.723
‫وقتی در لودویگسبرگ درباره‌ش حرف می‌زدیم...
‫چهره‌ت رو...

1898
02:38:43.806 --> 02:38:45.850
‫هیچوقت فراموش نمی‌کنم، هیچوقت

1899
02:38:46.434 --> 02:38:50.146
‫حالا چی؟ حالا تو بردی.
‫تمام او رو مال خودت کردی

1900
02:38:51.189 --> 02:38:54.901
‫چطور این مرد رو با ذهنیت کوچک و عوامانه‌ت
‫از عشق مدفون کردی؟

1901
02:38:54.984 --> 02:38:58.446
‫چطور این‌قدر احمقی و
‫واقعیت رو نادیده می‌گیری؟

1902
02:38:58.947 --> 02:39:03.535
‫هروقت که مسئله‌ای پیش آمد
‫پشت شوهرم رو خالی کردی

1903
02:39:03.618 --> 02:39:06.120
‫خودت رو انداختی تو دامنش و بعد هم
‫فرار کردی

1904
02:39:08.289 --> 02:39:12.043
‫ما قسم خورده بودیم همه‌چیز رو
‫در میون بگذاریم

1905
02:39:12.126 --> 02:39:13.461
‫چی رو باید باهات در میون می‌گذاشتم؟

1906
02:39:13.545 --> 02:39:16.214
‫شبی رو که در توبینگن گذروندید؟

1907
02:39:16.297 --> 02:39:19.551
‫مردهایی رو که مثل سگ
‫قلاده‌شون رو دست گرفته بودی؟

1908
02:39:19.634 --> 02:39:22.720
‫تو زندگی عاطفی یک بانوی فئودال ورشکسته
‫رو پی گرفتی

1909
02:39:22.804 --> 02:39:24.556
‫تو فرانسه، سر امثال تو رو
‫زیر گیوتین می‌گذارن

1910
02:39:24.639 --> 02:39:26.933
‫درسته، چون اون‌جا قرار بود
‫که آزادی رو حکم‌فرما کنند

1911
02:39:27.016 --> 02:39:29.894
‫اما در عوض مدفونش کردند

1912
02:39:29.978 --> 02:39:32.146
‫اون‌ها برای آزادی واقعی
‫زیاده کوچک بودند

1913
02:39:32.230 --> 02:39:36.317
‫منظور اون‌ها آزادی در تخت خواب نبود.
‫شوهرت رو نگاه کن

1914
02:39:36.401 --> 02:39:40.488
‫چقدر غم‌بار. وقتی که تو مشغول عیش و
‫عشرتی این مرد تودار و قوی ساکت می‌مونه

1915
02:39:40.572 --> 02:39:44.492
‫خانم‌ها، خانم‌ها،
‫همه ما دوست داریم شاهد طغیان شما باشیم

1916
02:39:44.576 --> 02:39:48.496
‫شنیدن توهین‌هایی که شما به هم می‌کنید بسیار
‫هیجان‌انگیزه، اما پای مردهاتون رو وسط نکشید

1917
02:39:53.668 --> 02:39:54.877
‫لولو!

1918
02:39:59.340 --> 02:40:02.343
‫پزشک! یکی پزشک خبر کنه!

1919
02:40:04.178 --> 02:40:05.513
‫لولو!

1920
02:40:07.390 --> 02:40:10.935
‫- این حمله از همیشه بدتر به نظر می‌رسه
‫- همیشه همین‌جوری بود

1921
02:40:11.019 --> 02:40:13.021
‫این‌جوری نبود

1922
02:40:14.564 --> 02:40:19.444
‫- برف‌ها که آب می‌شن من می‌ترسم
‫- اما خیلی وقت پیش آب شدن، عزیزم

1923
02:40:22.822 --> 02:40:24.407
‫بگذار کمک کنم

1924
02:40:25.033 --> 02:40:26.701
‫ببریمش به بستر

1925
02:40:34.500 --> 02:40:37.420
‫شونکه، لگن رو ببر بیرون لطفا

1926
02:40:37.503 --> 02:40:39.547
‫امروز همین‌جا می‌مونم

1927
02:40:41.257 --> 02:40:43.384
‫باید تا شب صبر کنیم

1928
02:40:45.762 --> 02:40:47.972
‫یالا، تخت‌هاتون رو نشون‌تون می‌دم

1929
02:40:52.060 --> 02:40:54.771
‫طوریم نیست.
‫تو اون‌یکی اتاق می‌خوابم

1930
02:40:56.856 --> 02:41:01.027
‫بگذار باز هم حرف بزنند و قشقرق
‫به پا کنند

1931
02:41:01.110 --> 02:41:03.154
‫از این صدا خوشم می‌آد

1932
02:41:03.946 --> 02:41:06.032
‫شاید کمی آواز هم خوب باشه

1933
02:41:16.584 --> 02:41:18.002
‫ممنونم، هانس

1934
02:41:30.932 --> 02:41:34.602
‫تمام زنان خاندان فن لنگفلد استعداد
‫شگرفی دارند در برگزیدن مردانی که...

1935
02:41:37.271 --> 02:41:41.025
‫در شتافتن به دیار باقی پیشگام اند

1936
02:41:42.985 --> 02:41:46.114
‫و سرانجام، هر سه‌ی آن بیوه‌ها
‫کنار هم خواهند ماند

1937
02:41:46.989 --> 02:41:51.577
‫و در کنار هم با دلسوزی
‫از شوهران مرحوم خود یاد می‌کنند

1938
02:41:53.579 --> 02:41:57.125
‫شاید همینه که اون‌ها رو کنار هم
‫نگه می‌داره

1939
02:41:59.293 --> 02:42:01.087
‫چیزی که خودشون درست
‫درکش نمی‌کنند

1940
02:42:02.296 --> 02:42:05.633
‫چون که، صرف نظر از همه‌چیز،
‫به چشم‌شون طبیعی جلوه می‌کنه

1941
02:42:06.300 --> 02:42:09.804
‫و شیلر هم همیشه به دنبال همین تثلیث بود

1942
02:42:09.887 --> 02:42:12.515
‫جامعه‌ی زنانه‌ای که

1943
02:42:13.307 --> 02:42:16.477
‫در تابستان 1788

1944
02:42:17.478 --> 02:42:20.314
‫او رو در خود راه داده بود

1945
02:42:27.155 --> 02:42:31.993
‫سپس او رو نه به بهشت، که به
‫زندان انفرادی ازدواج فرستادند

1946
02:42:34.704 --> 02:42:38.750
‫حالا، درست در همین لحظه

1947
02:42:39.500 --> 02:42:43.171
‫در پیشگاه بیماری مرگ‌بار او،
‫یک بار دیگر به این نکته پی می‌برند

1948
02:42:44.797 --> 02:42:48.551
‫که او پناهنده‌ای‌ست در سیاره‌‌ای سرد و بایر

1949
02:42:49.218 --> 02:42:52.555
‫غریب، و بیگانه در این دنیا

1950
02:42:53.681 --> 02:42:55.850
‫او که هیچوقت در جستجوی خانه‌ای نبود

1951
02:42:56.726 --> 02:42:59.228
‫اما در میان آن‌ها خانه‌ای یافت

1952
02:43:28.716 --> 02:43:30.384
‫لین

1953
02:43:43.439 --> 02:43:44.774
‫لُته

1954
02:43:51.614 --> 02:43:57.787
‫فردریش فن شیلر دگربار، چون سابق، پیروز
‫زورآزمایی با بیماری خود شد و بهبود یافت

1955
02:43:57.870 --> 02:44:02.041
‫و سه سال بعد بود که تن رنجورش
‫را تسلیم کرد

1956
02:44:02.124 --> 02:44:06.295
‫و در ماه می 1805، در 45 سالی
‫مُرد

1957
02:44:07.588 --> 02:44:13.010
‫کارلین فن ولزُگن در سنین بالا
‫زندگی‌نامه کامل دوستش را نوشت

1958
02:44:13.094 --> 02:44:17.890
‫فنون نوین چاپ از مدت‌‌ها پیش
‫روی کار آمده بودند

1959
02:44:17.974 --> 02:44:22.311
‫و این اثر با تیراژی چاپ می‌شد که
‫شیلر به خواب هم نمی‌دید

1960
02:44:26.649 --> 02:44:31.904
‫شاید شمارِ بی‌شمار خوانندگان بود
‫که کارلین را از بی‌ملاحظگی ترساند

1961
02:44:31.988 --> 02:44:36.868
‫و او را از ذکر هرگونه جزئیات صمیمانه
‫از زندگی خود، در زندگی‌نامه [شیلر] بازداشت

1962
02:44:36.951 --> 02:44:41.455
‫و اندکی پیش از مرگ، تمامی مدارک
‫مکتوبِ مربوط به گذشه را نابود کرد

1963
02:44:43.332 --> 02:44:46.711
‫و اطلاع از اینکه آیندگان هیچگاه
‫نخواهند دانست

1964
02:44:46.794 --> 02:44:49.589
‫که میان این سه تن چه گذشته است

1965
02:44:49.672 --> 02:44:52.049
‫برای او مایه آرامش بود

1966
02:44:53.759 --> 02:44:57.555
‫گرچه، بر خلاف میل او،
‫تک‌ یادداشتی باقی ماند

1967
02:44:57.638 --> 02:45:02.685
‫همانی که در تابستان 1788 به
‫دست او رسیده، و متن آن چنین بود:

1968
02:45:02.768 --> 02:45:05.855
‫«دیشب، و یا امروز صبح،
‫رشته امور بیرون از دستان من بود

1969
02:45:05.938 --> 02:45:10.192
‫و شاید عصر امروز به یک ضیافت نهار
‫دیرهنگام دعوت شوم، از طرف رنگمان

1970
02:45:10.276 --> 02:45:12.111
‫پزشکی که در این جا به مداوای من می‌پردازد

1971
02:45:12.194 --> 02:45:15.573
‫اما بعد، دزدانه به سوی تو می‌آیم»

1972
02:45:15.597 --> 02:45:26.597
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

1973
02:50:45.527 --> 02:50:49.031
‫خواهران دلدار
