WEBVTT

1
00:00:10.060 --> 00:00:19.060
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:19.230 --> 00:00:21.650
« آنتونی جسلنیک »

3
00:00:21.651 --> 00:00:25.170
« آنتونی جسلنیک »
« افکار و دعاها »

4
00:00:25.171 --> 00:00:27.670
« افکار و دعاها »

5
00:00:29.170 --> 00:00:37.170
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

6
00:00:38.748 --> 00:00:41.801
ممنون. ممنون

7
00:00:48.299 --> 00:00:51.351
.ممنون، سن‌فرانسیسکو
خیلی ممنون

8
00:00:52.094 --> 00:00:53.562
خیلی خوبه که این‌جام

9
00:00:53.929 --> 00:00:58.893
وقتی به مردم گفتم می‌خوام اسپشیال‌م رو
توی سن‌فرانسیسکو ضبط کنم، تعجب کردن

10
00:00:58.976 --> 00:01:03.731
گفتن: «چرا باید اون‌کارو بکنی؟
«اون‌جا ملاحظه‌کارترین شهر دنیاست
اشاره به افرادی دارد که مراقب :Political Correctness نزاکت سیاسی یا ]
[ گویش و رفتارهای خود هستند تا به اعضای به‌خصوصی از جامعه بی‌احترامی نشود

11
00:01:07.151 --> 00:01:09.369
نه وقتی من روی صحنه هستم، این‌طور نیست

12
00:01:11.947 --> 00:01:16.052
من این‌جا رو خیلی دوست دارم. یکی از
شهرهای موردعلاقه‌م برای اجراکردن‌ه

13
00:01:16.076 --> 00:01:18.180
جای خوبی واسه وقت‌گذرونی‌ه

14
00:01:18.204 --> 00:01:20.756
امروز فرصت کردم یه‌خرده قدم بزنم

15
00:01:21.081 --> 00:01:22.716
یه بچه دیدم

16
00:01:28.798 --> 00:01:32.309
یه بچه دیدم که روی صندلی عقب یه
ماشین گرم، در به روش قفل شده بود

17
00:01:35.262 --> 00:01:37.272
پس، روز فوق‌العاده‌ای بوده

18
00:01:38.349 --> 00:01:40.484
عشق کردم

19
00:01:41.060 --> 00:01:43.278
بد برداشت نکنید. من یه هیولا نیستم

20
00:01:43.730 --> 00:01:45.405
سعی کردم به اون بچه کمک کنم

21
00:01:45.857 --> 00:01:49.368
سعی کردم یه سنگ پرت کنم به شیشۀ ماشین

22
00:01:49.903 --> 00:01:52.621
شیشه پایین بود

23
00:01:56.367 --> 00:01:59.795
گند زدم به کُل آخرهفتۀ اون بچه

24
00:02:00.246 --> 00:02:02.840
ارزش‌ش رو داشت

25
00:02:03.082 --> 00:02:05.051
سن‌فرانسیسکو رو خیلی دوست دارم

26
00:02:06.293 --> 00:02:10.482
یکی از چیزهای موردعلاقه‌م راجع به این شهر
اینه که چقدر تمام زن‌های این‌جا خوشگل‌ان

27
00:02:10.506 --> 00:02:13.851
آره. زن‌های سن‌فرانسیسکو جذاب‌ان

28
00:02:14.051 --> 00:02:18.105
این رو علی‌رغم... چیزی که در بین
جمعیت امشب در جریان‌ه می‌گم

29
00:02:27.231 --> 00:02:28.991
ولی شماها این‌جا زندگی می‌کنید

30
00:02:29.817 --> 00:02:32.119
.شماها این‌جا زندگی می‌کنید
شماها دیدیدشون

31
00:02:35.990 --> 00:02:38.918
دیشب توی یه مِی‌خونه
بودم، یه زن خوشگل دیدم

32
00:02:39.243 --> 00:02:40.930
عین سوپرمدل‌ها بود

33
00:02:40.954 --> 00:02:44.757
:رفتم سمت‌ش و گفتم
«هی، اهل کجائی؟ کارت چیه؟»

34
00:02:45.124 --> 00:02:49.053
برگشت گفت: «اوه، من؟ من این‌جا در
«سن‌فرانسیسکو زندگی می‌کنم. جراح مغزم

35
00:02:50.004 --> 00:02:55.090
و نمی‌دونم این باعث می‌شه من جنسیت‌زده باشم
یا نه، ولی واقعاً تحت تأثیر قرار گرفته بودم. می‌دونی؟

36
00:02:55.091 --> 00:02:56.278
...منظورم اینه

37
00:02:56.302 --> 00:02:59.980
بیش‌تر زن‌ها... نمی‌تونن کنایه رو از کار درآرن

38
00:03:08.397 --> 00:03:10.449
این اجرای خوبی می‌شه

39
00:03:19.492 --> 00:03:22.795
،می‌دونید، اون جوک
اون جوک یه امتحان بود

40
00:03:24.371 --> 00:03:26.600
تا ببینم روال‌اید یا نه

41
00:03:26.624 --> 00:03:30.803
اون قضیۀ بچۀ توی ماشین، سر اون
فقط داشتم گلوم رو صاف می‌کردم

42
00:03:33.380 --> 00:03:37.810
اون جوک یه امتحان بود. اگه به اون
جوک بخندید، کُل اجرا خوب پیش می‌ره

43
00:03:38.511 --> 00:03:41.521
،اگه به اون جوک نخندید
کُل اجرا بد پیش می‌ره

44
00:03:41.889 --> 00:03:45.192
و من اجراهایی داشتم که
خیلی خیلی بد پیش رفتن

45
00:03:46.310 --> 00:03:48.445
سر سوزنی برای من اهمیت نداره

46
00:03:54.694 --> 00:04:01.500
حالا، این جوک بعدی، این جوک بعدی
یه امتحان‌ه تا ببینم چقدر روال‌اید

47
00:04:03.536 --> 00:04:04.837
...من

48
00:04:05.412 --> 00:04:07.256
من قبلاً یه پسر داشتم

49
00:04:12.169 --> 00:04:17.067
همین اول‌ش یه‌سری‌تون دوزاری‌تون افتاده
داره به کدوم سمت‌وسو می‌ره، خوبه. خوبه

50
00:04:17.091 --> 00:04:20.727
من قبلاً یه پسربچۀ 2ساله داشتم، ولی مُرد

51
00:04:21.679 --> 00:04:24.731
همون‌جوری که پسر اریک کلپتون مُرد
خواننده، نوازندۀ گیتار، ترانه‌سرا و ]
[ آهنگ‌ساز مشهور راک و بلوز انگلیسی

52
00:04:28.227 --> 00:04:29.695
برای الهام‌بخشی

53
00:04:50.083 --> 00:04:53.344
نمی‌خوام دروغ بگم، این به‌ترین جوک‌یه
که تابه‌حال در اون مورد گفته شده

54
00:04:56.505 --> 00:05:01.518
یه‌جورایی خندیدید، بعدش بنا به دلایلی
شروع کردید به صحبت‌کردن با همدیگه

55
00:05:03.137 --> 00:05:06.023
بعدش شروع کردید به دست‌زدن، شگفت‌انگیزه

56
00:05:06.640 --> 00:05:08.859
بیش‌تر مردم فقط من رو هو می‌کنن

57
00:05:11.562 --> 00:05:16.033
ولی اگه جوک رو نفهمیدید... نگران نباشید

58
00:05:17.276 --> 00:05:19.629
جوک پیچیده‌ای‌ه، خیلی چیزها رو باید بدونید

59
00:05:19.653 --> 00:05:21.580
اون جوک مثل یه پیازه

60
00:05:22.489 --> 00:05:24.917
باید بدونید اریک کلپتون کیه

61
00:05:25.743 --> 00:05:27.420
این روزها معروف نیست

62
00:05:28.955 --> 00:05:31.173
باید از قضیۀ بچه‌ش باخبر باشید

63
00:05:31.791 --> 00:05:35.177
باید بدونید اون آقاکوچولو چقدر سربه‌هوا بود

64
00:05:48.849 --> 00:05:51.860
باید از اون آهنگ واموندۀ مزخرف باخبر باشید

65
00:05:55.940 --> 00:05:58.617
و بعد تمام اون‌ها باید به نظرتون خنده‌دار بیاد

66
00:06:07.785 --> 00:06:10.545
حالا، من باید یه‌خرده با شماها آشنا بشم

67
00:06:11.705 --> 00:06:15.301
مطمئناً از تو شروع می‌کنم

68
00:06:21.256 --> 00:06:24.768
می‌تونم تشخیص بدم که تو طرفدار
پروپاقرص کمدی هستی و به‌شدت دیوانه

69
00:06:28.597 --> 00:06:32.401
یه‌راست از دندون‌پزشکی اومدی این‌جا؟

70
00:06:33.102 --> 00:06:34.746
اسم‌ت چیه؟

71
00:06:34.770 --> 00:06:36.447
پگی جو -
پگی -

72
00:06:37.148 --> 00:06:39.241
پگی، سعی داری چی‌کار کنی؟

73
00:06:42.862 --> 00:06:47.166
کار زیادی نمی‌تونم بکنم، ناتوان‌ام -
معلول‌ای؟ مطمئن‌ام معلول‌ای -
[ به معنای معلول هم هست disabled ]

74
00:06:51.578 --> 00:06:54.891
این شوهرته کنارت؟ خیلی‌خب

75
00:06:54.915 --> 00:06:58.010
قربان، کار شما چیه، تا بتونم
به اجرای وامونده‌م برسم

76
00:06:59.086 --> 00:07:01.940
برق‌کارم -
برق‌کارید؟ -

77
00:07:01.964 --> 00:07:06.153
.عالی‌ه. اون شغل شرافتمندانه‌ای‌ه
اون شغل خوبی برای داشتن‌ه

78
00:07:06.177 --> 00:07:09.729
مطمئن‌ام شوک‌ه که روزانه به‌ش وارد می‌کنید

79
00:07:15.019 --> 00:07:16.695
برق‌کار

80
00:07:17.813 --> 00:07:19.865
شغل بسیار خوب‌یه

81
00:07:20.482 --> 00:07:24.754
،کُلی شغل بد وجود داره
همین الآن به‌تون می‌گم

82
00:07:24.778 --> 00:07:26.297
کُلی شغل بد

83
00:07:26.321 --> 00:07:29.532
به درک، عمو جان من یه کمپ
...تابستانی رو اداره می‌کنه واسه

84
00:07:29.533 --> 00:07:31.960
بچه‌هایی که قراره به‌شون دست‌درازی بشه

85
00:07:44.215 --> 00:07:45.640
می‌دونم، نه؟

86
00:07:47.051 --> 00:07:49.061
می‌دونم، وحشتناک به نظر میاد

87
00:07:50.054 --> 00:07:53.148
...وحشتناک به نظر میاد، ولی عاشق‌شه. اون

88
00:07:57.811 --> 00:08:00.447
می‌گه یک روز هم توی عمرش کار نکرده

89
00:08:04.651 --> 00:08:07.454
...پول زیادی توش نیست، ولی مزایاش

90
00:08:17.164 --> 00:08:20.476
شماها بچه دارید؟ چندتا؟

91
00:08:20.500 --> 00:08:23.303
من یه‌دونه دارم، اون دوتا

92
00:08:23.879 --> 00:08:25.440
خیلی‌خب

93
00:08:25.464 --> 00:08:31.487
تابه‌حال اون کار رو انجام دادید که آن‌لاین می‌شید، و سعی
می‌کنید ببینید چندتا مجرم جنسی اطراف‌تون زندگی می‌کنه؟

94
00:08:31.511 --> 00:08:34.991
دیوانه‌وار نیست؟ خیلی بیش‌تر از
اونی که فکر می‌کنید، نیست؟

95
00:08:35.015 --> 00:08:38.777
پیش خودتون فکر می‌کنید شاید
یکی‌دوتا باشه. نه، مثل آبله‌مرغان‌ه

96
00:08:40.520 --> 00:08:43.333
من آن‌لاین شدم، 15تا متجاوز بچه بود

97
00:08:43.357 --> 00:08:48.463
15تا متجاوز بچه، در محدودۀ
هشت کیلومتری آپارتمان‌م

98
00:08:48.487 --> 00:08:52.958
پس چرا همیشه باید مکان من دیدار کنیم؟

99
00:09:01.541 --> 00:09:07.899
و اگه براتون سؤاله: «آنتونی، این عالی‌ه، ولی تمام
«این جوک‌ها قراره راجع به آسیب به بچه‌ها باشه؟

100
00:09:07.923 --> 00:09:09.808
نمی‌دونم، شاید

101
00:09:14.138 --> 00:09:16.148
کاریه که به من می‌خوره انجام بدم

102
00:09:18.892 --> 00:09:21.612
من طبیعتاً لس‌آنجلس زندگی می‌کنم

103
00:09:22.021 --> 00:09:23.915
یه خونۀ خوب دارم

104
00:09:23.939 --> 00:09:25.365
بدیهی‌ه

105
00:09:27.276 --> 00:09:30.912
برادرم چند هفته‌ست پیش‌م
مونده، که وحشتناک بوده

106
00:09:31.488 --> 00:09:34.458
برادرم دیوانه‌ست. حتی همسایه‌هام‌م ازش متنفرن

107
00:09:34.700 --> 00:09:38.429
اون روز در رو باز کردم، مچ‌ش
رو در حال خودارضایی گرفتم

108
00:09:38.453 --> 00:09:42.132
:صاف توی چشم‌هام نگاه می‌کنه و می‌گه
«در رو ببند»

109
00:09:44.335 --> 00:09:46.261
«به‌ش گفتم: «برو تو

110
00:09:57.056 --> 00:10:00.859
خانواده‌م عاشق اینه که توی جوک‌هام
دخیل‌شون می‌کنم. عاشق‌ش‌ان

111
00:10:01.143 --> 00:10:03.579
،التماس‌م رو می‌کنن: «آنتونی، خواهش می‌کنم
«من رو توی جوک بعدی‌ت دخیل کن

112
00:10:03.603 --> 00:10:07.282
«و من می‌گم: «مطمئن‌اید؟ چون بچه‌بازتون می‌کنم‌ها

113
00:10:09.568 --> 00:10:14.090
می‌گن: «برامون مهم نیست. ما دل‌مون می‌خواد
«توی این کاری که داری، دخیل باشیم

114
00:10:14.114 --> 00:10:18.887
پس اون جوک رو نوشتم، برادرم رو دخیل کردم. موقع
اجرا توی شیکاگوئم، جایی که اون زندگی می‌کنه

115
00:10:18.911 --> 00:10:21.723
بعد از اجرا، میاد پشت صحنه
،و من به‌ش می‌گم: «مایکی

116
00:10:21.747 --> 00:10:25.634
نظرت راجع به اون جوک جدید چی بود؟ از اون
«ادای احترامی که به‌ت کردم، خوش‌ت اومد؟

117
00:10:27.920 --> 00:10:29.981
و اون ناراحت می‌شه

118
00:10:30.005 --> 00:10:33.600
می‌گه: «خب، به نظر میاد
...از نظر حضار خنده‌دار بود

119
00:10:34.551 --> 00:10:39.773
ولی به نظر من یه‌جورایی عجیب‌غریب‌ه که تو
«یه جوک داری که توش می‌خوای من رو بکنی

120
00:10:45.812 --> 00:10:54.204
.و من گفتم: «چی، مایکی؟ نه! نه، مایکی. تو برادر من‌ای
«اون جوک در مورد خودارضایی‌کردن تو جلوی خونۀ من‌ه

121
00:10:55.114 --> 00:10:59.959
«'و اون می‌گه: «آره، و بعدش می‌گی... 'برگرد داخل

122
00:11:06.375 --> 00:11:10.596
فقط محض این‌که براتون سؤال شده
باشه برادر من یه احمق بی‌مغزه یا نه

123
00:11:18.095 --> 00:11:20.031
آره، خونۀ خوبی دارم

124
00:11:20.055 --> 00:11:22.033
سعی می‌کنم خوب نگه‌ش دارم

125
00:11:22.057 --> 00:11:23.734
همیشه موفق نیستم

126
00:11:24.184 --> 00:11:26.278
مثلاً، سعی کردم یه توله‌سگ بگیرم

127
00:11:26.686 --> 00:11:28.164
فاجعه بود

128
00:11:28.188 --> 00:11:30.333
مجبور شدم از شرّ اون توله‌سگ خلاص بشم

129
00:11:30.357 --> 00:11:33.169
تقریباً بلافاصله مجبور شدم از
شرّ اون توله‌سگ خلاص بشم

130
00:11:33.193 --> 00:11:37.882
،اولین‌باری که خونه تنهاش گذاشتم
،اولین‌باری که اون توله‌سگ رو خونه تنها گذاشتم

131
00:11:37.906 --> 00:11:41.261
،اون لعنتی کُل خونه‌م رو از هم پاشوند

132
00:11:41.285 --> 00:11:42.971
،همه‌جاش رید

133
00:11:42.995 --> 00:11:45.255
و از گرسنگی مُرد

134
00:11:54.256 --> 00:11:56.109
تو چرا ناراحت‌ای؟

135
00:11:56.133 --> 00:11:58.644
من کسی‌ام که نتونست پول‌ش رو پس بگیره

136
00:12:01.721 --> 00:12:05.567
و این‌جا جاییه که معمولاً حضار
شروع می‌کنن به چپ‌اُفتادن باهام

137
00:12:07.353 --> 00:12:09.822
بعد از این‌که با غفلت یه توله‌سگ رو کُشتم

138
00:12:12.607 --> 00:12:13.992
و مشکلی هم نیست

139
00:12:14.860 --> 00:12:18.089
مشکلی نیست، می‌تونید از دست‌م
عصبانی بشید. می‌تونید ازم متنفر بشید

140
00:12:18.113 --> 00:12:22.709
می‌تونید ازم متنفر بشید ولی بازم
به‌م بخندید. در این حد بااِستعدادم

141
00:12:24.286 --> 00:12:27.130
و به‌ش عادت دارم. به‌ش عادت دارم

142
00:12:27.289 --> 00:12:31.520
به درک، قبلاً با یه دختره دوست بودم که
با تمام وجودش با مشت کوبید توی صورت‌م

143
00:12:31.544 --> 00:12:35.940
قبلاً با یه دختره دوست بودم، با تمام
وجودش با مشت کوبید توی صورت‌م

144
00:12:35.964 --> 00:12:39.486
کاری بابت‌ش نکردم. چیزی راجع به‌ش نگفتم

145
00:12:39.510 --> 00:12:42.155
چرخیدم و از اتاق خارج شدم

146
00:12:42.179 --> 00:12:47.076
ولی توی ذهن‌م، توی ذهن‌م، به تنها
...چیزی که فکر می‌کردم این بود

147
00:12:47.100 --> 00:12:48.902
«حالا بی‌حساب شدیم»

148
00:12:54.233 --> 00:12:55.701
خیلی عصبانی بود

149
00:12:57.069 --> 00:12:58.796
از دست‌م عصبانی شد

150
00:12:58.820 --> 00:13:01.707
از دست‌م عصبانی شد، چون من
تمام گیاه‌هاش رو از بین بردم

151
00:13:02.157 --> 00:13:04.260
تک‌تک گیاه‌های خانگی‌ش رو از بین بردم

152
00:13:04.284 --> 00:13:05.678
و اون به‌م گفته بود

153
00:13:05.702 --> 00:13:09.558
گفت: «آنتونی، من واسه دو هفته
.دارم می‌رم بیرون شهر

154
00:13:09.582 --> 00:13:13.395
به هرکدوم از این‌ها یک‌روزدرمیون
«نصف استکان آب بده

155
00:13:13.419 --> 00:13:14.761
ولی من مَردم

156
00:13:15.712 --> 00:13:19.349
«تنها چیزی که شنیدم «دو هفته
و «به‌م خیانت کن» بود

157
00:13:28.767 --> 00:13:30.703
...مثلاً همسایه‌هام توی لس‌آنجلس

158
00:13:30.727 --> 00:13:36.585
همسایه‌هام توی لس‌آنجلس یه دختر
18سالۀ خیلی جذاب دارن

159
00:13:36.609 --> 00:13:38.451
منظورم اینه، بی‌عیب‌ونقص‌ه

160
00:13:38.611 --> 00:13:43.174
ولی، تازگی یه پروانه روی
سینه‌ش خال‌کوبی کرده

161
00:13:43.198 --> 00:13:44.624
که خیلی بَده

162
00:13:44.950 --> 00:13:48.888
آخه درک نمی‌کنه اون یه روزی
،چقدر احمقانه به نظر می‌رسه

163
00:13:48.912 --> 00:13:52.382
وقتی کشیده بشه دور آباژورم؟
[ اشاره به «اد گین» که با پوست قربانیان خود اثاثیۀ منزل درست می‌کرد ]

164
00:14:01.133 --> 00:14:03.059
آره، اون یه جوک‌ه

165
00:14:05.638 --> 00:14:08.273
اون یه جوک‌ه که من توش یه قاتل زنجیره‌ای‌ام

166
00:14:10.309 --> 00:14:12.277
و خیلی راجع به‌ش روراست‌ام

167
00:14:14.313 --> 00:14:16.531
جرأت دارید واسه من تنگ‌بازی در بیارید

168
00:14:17.816 --> 00:14:19.877
من از حساسیت متنفرم

169
00:14:19.901 --> 00:14:21.202
ازش متنفرم

170
00:14:21.695 --> 00:14:25.123
حتی وقتی بچه‌کوچولوها حساس
می‌شن، باعث می‌شه عصبانی بشم

171
00:14:25.407 --> 00:14:27.417
یه خواهرزادۀ شش‌ساله دارم

172
00:14:28.034 --> 00:14:31.329
.ازش پرسیدم واسه تولدش چی می‌خواد
،برگشت گفت: «دایی آنتونی

173
00:14:31.330 --> 00:14:33.465
«ازت می‌خوام یه عروسک باربی برام بگیری

174
00:14:33.999 --> 00:14:35.675
«منم گفتم: «کون لق‌ت

175
00:14:38.629 --> 00:14:40.931
«شش‌سالۀ کثافت»

176
00:14:43.509 --> 00:14:45.194
و بد برداشت نکنید

177
00:14:45.218 --> 00:14:47.905
بد برداشت نکنید، برام مهم نیست
اگه پسره با عروسک بازی کنه

178
00:14:47.929 --> 00:14:50.074
اگه بخواد می‌تونه لباس دخترونه بپوشه

179
00:14:50.098 --> 00:14:52.452
ولی براش عروسک باربی نمی‌گیرم

180
00:14:52.476 --> 00:14:57.196
می‌دونید، عروسک‌های باربی، توقعات
...غیرواقع‌بینانه به پسرکوچولوها می‌دن

181
00:15:03.403 --> 00:15:06.873
از این‌که کندن یه کلّه چقدر قراره آسون باشه

182
00:15:15.207 --> 00:15:16.675
اون کار رو نمی‌کنم

183
00:15:21.004 --> 00:15:24.432
موقعی که مردم نسبت به کمدی حساس
می‌شن، من خیلی عصبانی می‌شم

184
00:15:25.050 --> 00:15:27.903
حساس‌شدن نسبت به کمدی
احمقانه‌ترین کاریه که می‌شه کرد

185
00:15:27.927 --> 00:15:29.855
به‌شون می‌گم پلیسِ جوک‌ها

186
00:15:30.430 --> 00:15:32.659
اونا همیشه یه قانون دارن، یه قانون دارن

187
00:15:32.683 --> 00:15:34.910
در حال حاضر نمی‌شه راجع به این شوخی کرد

188
00:15:34.934 --> 00:15:37.288
بعد از چند سال، می‌رن سراغ یه چیز دیگه

189
00:15:37.312 --> 00:15:40.709
.که به همین دلیل خیلی ریاکارانه‌ست
،مثلاً چیزی که امروز

190
00:15:40.733 --> 00:15:42.918
،چیزی که در حال حاضر نمی‌شه مسخره‌ش کرد

191
00:15:42.942 --> 00:15:45.463
چیزی که در حال حاضر بیش از حد حساس‌ه؟

192
00:15:45.487 --> 00:15:47.664
افراد تراجنسیتی

193
00:15:48.990 --> 00:15:50.291
دیدید؟

194
00:15:53.328 --> 00:15:54.671
نمی‌شه راجع به‌ش جوک گفت

195
00:15:55.038 --> 00:15:56.807
نمی‌شه مسخره‌شون کرد

196
00:15:56.831 --> 00:15:57.933
بیش از حد حساس‌ه

197
00:15:57.957 --> 00:16:02.387
در حقیقت، دیگه حتی نمی‌شه
داف‌های ک×ر‌دار» صداشون کرد»

198
00:16:03.630 --> 00:16:06.401
نه. نه

199
00:16:06.425 --> 00:16:10.020
باید «مردهایی که زیاد حرف می‌زنن» صداشون کنی

200
00:16:11.520 --> 00:16:19.520
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

201
00:16:21.273 --> 00:16:22.574
نه؟

202
00:16:25.985 --> 00:16:28.005
ولی من تمام مدت این رو می‌شنوم

203
00:16:28.029 --> 00:16:32.452
.ملت می‌گن: «آنتونی، اون واقعاً بامزه بود

204
00:16:33.452 --> 00:16:35.545
.ولی، پسر، زن‌ها باید ازت متنفر باشن‌ها

205
00:16:36.580 --> 00:16:40.518
«حتماً زن‌ها میان به اجراهات و بدجور ازت متنفرن

206
00:16:40.542 --> 00:16:46.014
.و من همیشه می‌گم: «نه. نه
«زن‌های احمق از اجراهای من متنفرن

207
00:16:48.007 --> 00:16:54.064
.زن‌های احمق از اجراهای من متنفرن»
«زن‌های باهوش... نمیان به اجراهای من

208
00:17:00.103 --> 00:17:02.906
حالا که حرف‌ش شد، اسم شما چیه؟

209
00:17:03.982 --> 00:17:05.876
چی؟     - کیم     - کیم -

210
00:17:05.900 --> 00:17:07.878
کیم، بچۀ کجائی؟ -
سن‌حوزه -

211
00:17:07.902 --> 00:17:09.798
سن‌حوزه؟ خیلی‌خب

212
00:17:09.822 --> 00:17:11.758
کارت چیه، کیم؟

213
00:17:11.782 --> 00:17:13.884
مدیر شعبه‌ام

214
00:17:13.908 --> 00:17:16.596
مثلاً واسه بانک؟ واسه پیتزافروشی؟ -
...نه، واسه -

215
00:17:16.620 --> 00:17:19.724
چی؟ واسه چه وامونده‌ای؟
دانشگاه کجا رفتی؟

216
00:17:19.748 --> 00:17:22.351
دانشگاه سانتا کروز -
دانشگاه سانتا کروز. چی خوندی؟ -

217
00:17:22.375 --> 00:17:24.687
اقتصاد -
اقتصاد؟ خیلی‌خب -

218
00:17:24.711 --> 00:17:27.430
به نظرت یه روزی به کارت میاد؟

219
00:17:28.632 --> 00:17:31.559
من وقتی بچه بودم، مجبور
بودم برم مدرسۀ کاتولیک

220
00:17:32.051 --> 00:17:33.686
از مدرسۀ کاتولیک متنفر بودم

221
00:17:34.220 --> 00:17:36.741
بیش‌تر از هر چیز دیگه‌ای از
مدرسۀ کاتولیک متنفر بودم

222
00:17:36.765 --> 00:17:38.775
راهبه‌ها بدجنس بودن

223
00:17:39.184 --> 00:17:42.779
،با خط‌کِش من رو می‌زدن
زیرگوشی می‌زدن به‌م

224
00:17:43.313 --> 00:17:46.324
هر کاری می‌کردن تا از خودشون دفاع کنن

225
00:17:50.529 --> 00:17:52.988
با اون خیلی عشق کردید، نه؟

226
00:17:53.300 --> 00:17:55.551
از مدرسه متنفر بودم

227
00:17:55.575 --> 00:18:00.880
،یادمه موقعی که کلاس پنجم بودم
یکی از هم‌کلاسی‌هام سرطان گرفت

228
00:18:01.874 --> 00:18:03.675
سرطانی شد

229
00:18:04.877 --> 00:18:06.178
که ناراحت‌کننده بود

230
00:18:06.545 --> 00:18:09.816
ولی حکایت‌ش واقعاً خوب و الهام‌بخش‌ه

231
00:18:09.840 --> 00:18:13.862
تک‌تک پسرها... تک‌تک پسرهای
...مدرسه‌مون، همگی

232
00:18:13.886 --> 00:18:16.813
سرمون رو تراشیدیم تا مسخره‌ش کنیم

233
00:18:18.891 --> 00:18:20.358
آره

234
00:18:20.726 --> 00:18:22.152
نه، عالی بود

235
00:18:22.602 --> 00:18:24.863
عالی بود، حدود یک ماه این کار رو کردیم

236
00:18:25.564 --> 00:18:28.992
ادامه می‌دادیم، ولی می‌دونید دیگه

237
00:18:32.696 --> 00:18:34.539
آخر و عاقبت سرطان رو که می‌دونید

238
00:18:36.909 --> 00:18:41.138
تابه‌حال... تابه‌حال تاریخچۀ
خانوادگی‌تون رو در آوردید؟

239
00:18:41.162 --> 00:18:43.641
،چند نسل شجره‌نامه‌تون رو بگیرید برید عقب

240
00:18:43.665 --> 00:18:47.102
یه‌سری چیز خجالت‌آور پیدا کنید
که آرزوتونه ازش باخبر نمی‌شدید؟

241
00:18:47.126 --> 00:18:51.273
،من رد شجره‌نامۀ خانوادگی‌م رو گرفتم
متوجه شدم که من واقعاً خانواده‌ای داشتم

242
00:18:51.297 --> 00:18:54.809
که در هر دو جبهۀ جنگ جهانی دوم جنگیدن

243
00:18:55.301 --> 00:18:56.728
تحقیرآمیزه

244
00:18:57.470 --> 00:19:02.535
سمت آشغال خانواده‌م، برای
،پیاده‌نظام نازی‌ها در آلمان جنگیدن

245
00:19:02.559 --> 00:19:09.532
در حالی که جسلنیک‌های خفن، این‌جا توی
آمریکا برای آلمان‌ها جاسوسی کردن

246
00:19:15.655 --> 00:19:17.926
حدس می‌زنم امشب این‌جا
همه الکل می‌خورن

247
00:19:17.950 --> 00:19:19.802
!آره -
!آره -

248
00:19:20.953 --> 00:19:23.588
خوبه. من الکل‌خوردن رو خیلی دوست دارم

249
00:19:23.872 --> 00:19:27.341
خیلی دوست‌ش دارم. تمام مدت
می‌خورم؛ هر روز، همیشه کارم بوده

250
00:19:29.043 --> 00:19:31.021
منم نمی‌دونم از کجا نشأت می‌گیره

251
00:19:31.045 --> 00:19:32.774
،حتی پدرمادرم به‌م می‌گن

252
00:19:32.798 --> 00:19:38.028
،موقعی که یه بچۀ کوچیک بیش‌تر نبودم
،هر روز صبح از تخت‌م میومدم بیرون

253
00:19:38.052 --> 00:19:40.939
و بعدش چهاردست‌وپا می‌رفتم
...سمت کمد مشروب‌ها

254
00:19:41.514 --> 00:19:43.566
تا سعی کنم باهاشون وقت بگذرونم

255
00:19:48.396 --> 00:19:51.324
از سن‌فرانسیسکو خوش‌م
میاد، خیلی آزادی‌خواه‌ه

256
00:19:53.819 --> 00:19:58.372
...خیلی آزادی‌خواه‌ه. دست بزنید
اگه اسلحه دارید، دست بزنید

257
00:20:02.577 --> 00:20:05.671
سن‌حوزه این‌جاست، نه؟

258
00:20:11.461 --> 00:20:12.887
زیاد بد نیست

259
00:20:14.213 --> 00:20:17.350
یه بار از یه حضار در هیوستن اون سؤال رو پرسیدم
[ پُرجمعیت‌ترین شهر در ایالت تگزاس ]

260
00:20:18.593 --> 00:20:22.647
یهو شروع کردن به درکردن تیر هوایی

261
00:20:23.598 --> 00:20:26.734
حتی نذاشتن سؤال‌م رو کامل کنم

262
00:20:28.227 --> 00:20:31.364
من اسلحه ندارم. اگه بخوام
روراست باشم، مخالف اسلحه‌ام

263
00:20:32.231 --> 00:20:36.378
موقعی که بچه بودم... موقعی که
بچه بودم، پدرمادرم اسلحه داشتن

264
00:20:36.402 --> 00:20:38.589
پدرمادرم گفتن ما باید
یه اسلحه داشته باشیم

265
00:20:38.613 --> 00:20:41.467
باید یه اسلحه داشته باشیم
تا از پنج بچه محافظت کنیم

266
00:20:41.491 --> 00:20:44.971
باید یه اسلحه داشته باشیم
تا از پنج بچه‌مون محافظت کنیم

267
00:20:44.995 --> 00:20:47.880
...البته، در آخر از شرّش خلاص شدن

268
00:20:48.498 --> 00:20:50.424
تا از چهار بچه‌شون محافظت کنن

269
00:20:58.341 --> 00:21:01.019
نمی‌خوام دروغ بگم، تا موقعی
که برقرار بود، حال داد

270
00:21:03.722 --> 00:21:06.024
اون اواخرش داشت قلق‌ش میومد دست‌م

271
00:21:09.352 --> 00:21:11.321
پسر، پدرمادر من سخت‌گیر بودن

272
00:21:12.438 --> 00:21:14.500
مامان و بابام سخت‌گیر بودن

273
00:21:14.524 --> 00:21:18.379
مامان و بابام یه بار مجبورم کردن
یه بستۀ کامل سیگار رو دود کنم

274
00:21:18.403 --> 00:21:21.590
یه بستۀ کامل سیگار رو یک‌جا

275
00:21:21.614 --> 00:21:26.085
تا یه درس مهم راجع به
وفاداری به برند به‌م بدن

276
00:21:31.207 --> 00:21:33.686
من خیلی چیزها از پدرمادرم یاد گرفتم

277
00:21:33.710 --> 00:21:35.521
مخصوصاً از بابام

278
00:21:35.545 --> 00:21:37.389
...مثلاً، هیچ‌وقت

279
00:21:37.923 --> 00:21:41.110
اولین‌باری که یه کارنامۀ ضعیف
از مدرسه گرفتم رو یادم نمی‌ره

280
00:21:41.134 --> 00:21:44.113
اولین‌باری که یه کارنامۀ ضعیف
،از مدرسه گرفتم، آوردم‌ش خونه

281
00:21:44.137 --> 00:21:47.357
دادم‌ش به بابام و بابام کتک‌م زد

282
00:21:47.849 --> 00:21:49.275
لت‌وپارم کرد

283
00:21:49.601 --> 00:21:51.236
ولی یه چیزی یاد گرفتم

284
00:21:51.770 --> 00:21:54.623
چون دفعۀ بعد که یه کارنامۀ
،ضعیف از مدرسه گرفتم

285
00:21:54.647 --> 00:21:57.867
آوردم‌ش خونه و دادم‌ش به مامان‌م

286
00:22:00.322 --> 00:22:02.322
بذار اون طعم کتک رو بچشه

287
00:22:10.956 --> 00:22:12.257
آره

288
00:22:13.374 --> 00:22:15.427
بابای من آدم خشک و سخت‌گیری بود

289
00:22:16.128 --> 00:22:19.941
یکی از اون آدم‌ها که اعتقاد داشت
مرد باید چیزی رو عملی یاد بگیره

290
00:22:19.965 --> 00:22:22.276
می‌دونی؟ نمی‌ری کلاس

291
00:22:22.300 --> 00:22:24.236
رهنمودها رو نمی‌خونی

292
00:22:24.260 --> 00:22:26.906
خودت انجام‌ش می‌دی و ازش سر در میاری

293
00:22:26.930 --> 00:22:30.492
،مثلاً، زمانی که من بچه بودم
هیچ‌وقت نتونستم کلاس شنا برم

294
00:22:30.516 --> 00:22:36.364
نه، پدرم بلندم می‌کرد و پرت‌م می‌کرد
توی آب، تا به خودش «سی‌پی‌آر» یاد بده
[ احیای قلبی ریوی ]

295
00:22:43.613 --> 00:22:47.615
،بچه که بودم، دارایی ممتاز بابام
موردعلاقه‌ترین چیز پدرم در دنیا موقع بزرگ‌شدن‌م؟

296
00:22:47.617 --> 00:22:52.422
بابای من مالک سرفراز
کارت بیسبال میکی منتل بود

297
00:22:52.789 --> 00:22:56.393
،کارت بازی بیسبال میکی منتل
بدون خط و خش

298
00:22:56.417 --> 00:22:59.053
بین دو تیکۀ کوچک پلاستیک نگه‌ش داشته بود

299
00:22:59.796 --> 00:23:01.222
ولی من بچه بودم

300
00:23:02.174 --> 00:23:03.859
حالی‌م نبود

301
00:23:03.883 --> 00:23:09.605
یه روز اون کارت رو برداشتم بردم مدرسه و در ازای
یه آبنبات چوبی با یکی از همکلاسی‌ها تاخت زدم‌ش

302
00:23:10.640 --> 00:23:12.984
می‌دونید اون کارت الآن چه ارزشی داره؟

303
00:23:13.977 --> 00:23:16.321
رابطه‌م با پدرم

304
00:23:24.654 --> 00:23:26.747
جدی می‌گم، بابای من شوخی‌بردار نبود

305
00:23:27.657 --> 00:23:29.625
بابای من اهل شوخی نبود

306
00:23:30.284 --> 00:23:32.680
بابای من به هیچ‌کس اعتماد نداشت

307
00:23:32.704 --> 00:23:35.265
بابای من به هیچ احدی اعتماد نداشت

308
00:23:35.289 --> 00:23:37.842
...در حقیقت، یه ضرب‌المثل داشت

309
00:23:38.543 --> 00:23:40.512
ولی به‌م نمی‌گفت

310
00:23:46.134 --> 00:23:49.312
چیه، زیادی براتون هوش‌مندانه
بود؟ اون جوک آخرشه

311
00:23:54.350 --> 00:23:58.070
پارسال... پارسال سال ناراحت‌کننده‌ای
برای خانوادۀ من بود

312
00:23:58.730 --> 00:24:02.534
پارسال، مادرم باید تولد شصت
سالگی‌ش رو جشن می‌گرفت

313
00:24:03.193 --> 00:24:07.840
ولی به‌خاطر مواد، الکل و
،تصمیمات وحشتناکِ دیگه

314
00:24:07.864 --> 00:24:09.415
همه‌مون یادمون رفت

315
00:24:16.998 --> 00:24:18.383
ناراحت‌کننده بود

316
00:24:18.407 --> 00:24:20.144
سینمافریک

317
00:24:20.168 --> 00:24:22.730
موقعی که من بچه بودم، راجع به
،بزرگ‌شدن خیال‌پردازی می‌کردم

318
00:24:22.754 --> 00:24:24.439
،بزرگ‌شدن و پول‌دارشدن

319
00:24:24.463 --> 00:24:27.317
و خریدن چیزهای خوب برای تولد مادرم

320
00:24:27.341 --> 00:24:29.278
موقعی که بچه بودم، ما فقیر بودیم

321
00:24:29.302 --> 00:24:32.364
به‌قدری فقیر که یادمه، فقط واسه این‌که بتونم
،برم به مراسم رقص سال آخر دبیرستان‌م

322
00:24:32.388 --> 00:24:35.243
فقط واسه این‌که بتونم برم به
،مراسم رقص سال آخر دبیرستان‌م

323
00:24:35.267 --> 00:24:38.652
مجبور شدم گذرنامۀ آمریکایی‌م
رو توی خیابون بفروشم

324
00:24:39.395 --> 00:24:44.783
گذرنامه‌م رو سی‌صد دلار توی خیابون
فروختم، تا بتونم برم به مراسم رقص‌م

325
00:24:45.068 --> 00:24:48.496
البته که این قضیه مال قبل از
...حادثۀ یازده سپتامبر بود، پس

326
00:24:48.738 --> 00:24:50.998
شرمنده، همگی

327
00:24:53.785 --> 00:24:56.504
جوک عجیبی واسه دست‌زدن‌ه، ولی چرا که نه

328
00:24:57.789 --> 00:25:01.842
حقیقت‌ش مادر من باید سوار یکی از
هواپیماهای حادثۀ یازده سپتامبر می‌بود

329
00:25:03.253 --> 00:25:04.887
از نظر من

330
00:25:10.218 --> 00:25:13.104
،منظورم اینه، بد برداشت نکنید
من مادرم رو خیلی دوست داشتم

331
00:25:13.554 --> 00:25:17.285
اون مادرم بود، البته که دوست‌ش
داشتم. زیاد با هم دعوا می‌کردیم

332
00:25:17.309 --> 00:25:19.287
مادر من می‌تونست خیلی نژادپرست باشه

333
00:25:19.311 --> 00:25:20.913
خیلی نژادپرست

334
00:25:20.937 --> 00:25:23.072
و من نژادپرستی رو تحمل نمی‌کنم

335
00:25:23.731 --> 00:25:25.699
اون جهل‌ه و من ازش متنفرم

336
00:25:26.400 --> 00:25:30.589
،مثلاً وقتی بچه بودم، حدود نُه سالگی
بعد از مدرسه میومدم خونه

337
00:25:30.613 --> 00:25:34.635
هرازگاهی، یکی از دوست‌هام رو
میاوردم خونه که باهام بازی کنه

338
00:25:34.659 --> 00:25:37.346
هرازگاهی، یه دوست
سیاه‌پوست میاوردم خونه

339
00:25:37.370 --> 00:25:40.298
،و وقتی او ‌کار رو می‌کردم
مامان‌‌م عجیب‌غریب می‌شد

340
00:25:40.539 --> 00:25:46.929
:من رو می‌کِشید کنار و می‌گفت
«آنتونی، دوست جدیدت کیه؟ موادفروش‌ه؟»

341
00:25:47.713 --> 00:25:52.268
و من می‌گفتم: «ببند، مامان، اون
«نژادپرستانه‌ست. پول‌ت رو بذار کنار

342
00:25:59.517 --> 00:26:02.871
حقیقت‌ش من دیگه نمی‌تونم خانواده‌م رو ببینم

343
00:26:02.895 --> 00:26:05.197
بخوام روراست باشم، بیش‌ترشون زندان‌ان

344
00:26:05.815 --> 00:26:09.034
و ما اصلاً صحبت نمی‌کنیم، یا نامه
بنویسیم یا از اون مسخره‌بازی‌ها

345
00:26:09.319 --> 00:26:12.538
چون همه‌شون دقیقاً به یک دلیل زندان‌ان

346
00:26:13.572 --> 00:26:15.082
شهادت من

347
00:26:26.585 --> 00:26:27.970
تو

348
00:26:30.840 --> 00:26:32.276
اسم‌ت چیه؟ -
ملیسا -

349
00:26:32.300 --> 00:26:34.528
ملیسا، بچۀ کجائی؟ -
سانتا کلارا -
[ شهری در ایالت کالیفرنیا ]

350
00:26:34.552 --> 00:26:37.656
سانتا کلارا. کارت چیه؟ -
توی رادیو چیزی برنده می‌شم -

351
00:26:37.680 --> 00:26:40.034
توی رادیو چیزی برنده می‌شی؟ -
آره -

352
00:26:40.058 --> 00:26:43.361
سؤال تکمیلی، بلیط این‌جا رو از کجا گیر آوردی؟

353
00:26:46.231 --> 00:26:47.666
بذار این رو ازت بپرسم

354
00:26:47.690 --> 00:26:51.253
تابه‌حال... تابه‌حال توی جنگل، جنازه
پیدا کردی؟ تابه‌حال این کار رو کردی؟

355
00:26:51.277 --> 00:26:52.629
نه؟

356
00:26:52.653 --> 00:26:55.581
عیب نداره. من کردم

357
00:26:57.200 --> 00:26:59.720
...یه روز داشتم از توی جنگل رد می‌شدم و

358
00:26:59.744 --> 00:27:03.839
یه بدبخت بی‌چاره پاش رفته بود
روی یه تلۀ خرسی چیزی

359
00:27:04.416 --> 00:27:06.518
اصلاً چیزی راجع به‌ش به کسی نگفتم

360
00:27:06.542 --> 00:27:10.221
ولی یک هفته بعد برگشتم
اون‌جا... و طرف مُرده بود

361
00:27:14.092 --> 00:27:15.601
آره

362
00:27:17.429 --> 00:27:20.022
من تمام مدت از اون مسخره‌بازی‌ها در میارم

363
00:27:21.182 --> 00:27:23.108
چه می‌شه گفت؟ خُل‌ام

364
00:27:23.935 --> 00:27:26.571
یه شب پشت فرمون بودم

365
00:27:26.938 --> 00:27:29.907
داشتم ماشین‌م رو می‌روندم
...و یه آهو

366
00:27:30.400 --> 00:27:33.300
یه دوست خیلی خیلی عزیز رو زیر گرفتم
تشابه تلفظ دو کلمۀ  :Deer & Dear ]
[ آهو» و «عزیز» در زبان انگلیسی»

367
00:27:38.574 --> 00:27:43.680
من دائماً توی دوراهی‌ام. شب‌ها، اجرا انجام
می‌دم، ولی در طول روز، یه سرگرمی دارم

368
00:27:43.704 --> 00:27:46.507
...در طی روز، شهر به شهر می‌چرخم

369
00:27:46.916 --> 00:27:49.510
و کار کلینیک‌های سقط رو کساد می‌کنم

370
00:27:51.421 --> 00:27:53.690
شنیدید چی گفتم

371
00:27:53.714 --> 00:27:56.985
هرجا که می‌رم، کار کلینیک‌های
سقط رو کساد می‌کنم

372
00:27:57.009 --> 00:27:59.687
کاری برام نداره. جذاب‌ام

373
00:28:01.597 --> 00:28:05.119
...کُل روز رو جلوی درشون وامی‌ستم و

374
00:28:05.143 --> 00:28:07.612
مدام قیمت کم‌تر پیشنهاد می‌دم

375
00:28:19.365 --> 00:28:21.417
بابت اون‌یکی عصبانی شُدید؟

376
00:28:23.702 --> 00:28:25.921
حالا مونده تا بدتر بشه

377
00:28:28.749 --> 00:28:31.603
باید با یه نفر دیگه صحبت کنم

378
00:28:31.627 --> 00:28:34.315
شما، قربان. اسم‌تون چیه؟

379
00:28:34.339 --> 00:28:36.442
اَلن -
اَلن، بچۀ کجائی؟ -

380
00:28:36.466 --> 00:28:38.643
فریسکو -
فریسکو -
[ شهری در ایالت تگزاس ]

381
00:28:45.099 --> 00:28:48.200
واسه خاطر باحال‌بودن‌ت
می‌تونم تشخیص بدم بچۀ ناف‌ش‌ای

382
00:28:53.691 --> 00:28:55.743
کارت چیه، فریسکویی؟

383
00:28:58.237 --> 00:29:01.175
با آتش مبارزه می‌کنم     - چی‌کار می‌کنی؟ -
با آتش مبارزه می‌کنم -

384
00:29:01.199 --> 00:29:03.709
آتش‌نشان‌ای؟ محشره

385
00:29:09.999 --> 00:29:12.134
کار آرزوهات چیه؟

386
00:29:16.714 --> 00:29:18.432
اگه بتونی هر کاری بکنی

387
00:29:19.050 --> 00:29:22.237
اگه بتونی هر کاری توی دنیا رو
انجام بدی، کار آرزوهات چیه؟

388
00:29:22.261 --> 00:29:24.573
دنیا رو بگردم -
دنیا رو بگردی -

389
00:29:24.597 --> 00:29:29.527
.خوبه که رؤیا داشته باشی. امیدوارم براش اقدام کنی
منظورم اینه، به نظر نمیاد حتی نزدیک‌ به انجام‌ش هم بشی

390
00:29:30.102 --> 00:29:32.873
ولی به نظرم باید انجام‌ش بدی. دنیا رو بگردی

391
00:29:32.897 --> 00:29:36.835
انجام‌ش بده. همه باید سعی کنن به
آرزوهاشون واقعیت ببخشن، منظور من اینه

392
00:29:36.859 --> 00:29:38.410
همه

393
00:29:38.611 --> 00:29:40.172
من می‌تونم به آرزوم واقعیت ببخشم

394
00:29:40.196 --> 00:29:43.749
منظورم اینه، نه موقعی که
سن‌فرانسیسکوئم، ولی بیش‌تر مواقع

395
00:29:45.493 --> 00:29:47.586
کمدین‌بودن آرزوی من بود

396
00:29:48.120 --> 00:29:52.017
.چون هیچ‌کس نمی‌تونه برام امر و نهی کنه
اون تنها چیزیه که برام اهمیت داشته

397
00:29:52.041 --> 00:29:54.936
بیش‌تر آدم‌ها هرگز تلاش نمی‌کنن
به آرزوهاشون واقعیت ببخشن

398
00:29:54.960 --> 00:29:57.356
خیلی از آدم‌ها تلاش می‌کنن و شکست می‌خورن

399
00:29:57.380 --> 00:30:01.610
که به نظرم به‌تره، به نظرم شرافتمندانه‌تره، قابل‌احترام‌تره

400
00:30:01.634 --> 00:30:06.240
من یه عمو داشتم. تنها چیزی که همیشه آرزوش رو
...داشت، براش اهمیت داشت، راجع به‌ش حرف می‌زد

401
00:30:06.264 --> 00:30:08.867
می‌خواست فضانورد بشه

402
00:30:08.891 --> 00:30:10.827
یه روز پرواز کنه به فضا

403
00:30:10.851 --> 00:30:12.361
و براش اقدام کرد

404
00:30:12.645 --> 00:30:14.029
براش اقدام کرد

405
00:30:14.480 --> 00:30:17.658
و شکست خورد. خراب‌ کرد

406
00:30:18.359 --> 00:30:21.922
عاقبت‌ش به بودن در بین یکی
...از اون بی‌وجودها ختم شد

407
00:30:21.946 --> 00:30:24.665
که سوار فضاپیمای «چلنجر» بودن
دومین فضاپیمای مدارگردِ به‌کارگرفته‌شده در ناسا که در ]
[ ابتدای مأموریت و پس از گذشت ۷۳ ثانیه از پرتاب منفجر شد

408
00:30:27.952 --> 00:30:30.588
اون رو یادتونه، نه؟

409
00:30:33.625 --> 00:30:35.217
به نظر من خنده‌داره

410
00:30:36.335 --> 00:30:42.850
به نظر من خنده‌داره که اتفاقاتی که در زمان بچگی
برامون میوفتن، چطور تا آخر عمرمون باهامون می‌مونن

411
00:30:43.676 --> 00:30:45.446
من یه خواهرزادۀ کوچولو دارم

412
00:30:45.470 --> 00:30:48.323
موقعی که سه سال‌ش بود، نزدیک بود غرق بشه

413
00:30:48.347 --> 00:30:51.368
،و حالا تا به امروز، حتی بعد از ده سال

414
00:30:51.392 --> 00:30:55.153
هنوز هم نزدیک‌م نمی‌شه

415
00:31:03.988 --> 00:31:06.164
...آره، داشتم ازش نگه‌داری می‌کردم

416
00:31:06.782 --> 00:31:08.751
و سعی داشتم رخت‌چرک‌ها رو بشورم

417
00:31:12.079 --> 00:31:15.299
و اون به‌طور اتفاقی افتاد داخل ماشین لباس‌شویی

418
00:31:15.708 --> 00:31:19.600
.فکر کردم فرزم. من سرعت عمل خوبی دارم
فکر کردم قبل از این‌که کسی بفهمه

419
00:31:19.601 --> 00:31:23.567
چه اتفاقی افتاده، کِشیدم‌ش بیرون، ولی نُچ

420
00:31:23.591 --> 00:31:25.517
همه‌چیز رو صورتی کرد

421
00:31:27.017 --> 00:31:34.311
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

422
00:31:35.811 --> 00:31:39.281
سر این بعدی خیلی چیزها
راجع به خودتون می‌فهمید

423
00:31:45.821 --> 00:31:47.790
...هی، می‌دونستید

424
00:31:50.117 --> 00:31:53.337
...می‌دونستید که یه بچۀ نوزاد

425
00:31:54.288 --> 00:31:59.769
،وقتی یه نوزاد تازه متولد می‌شه
...همون لحظه‌ای که از رحِم در میاد

426
00:31:59.793 --> 00:32:03.472
واقعاً می‌تونه هر چیزی که
...اطراف‌شه رو بشنوه و ببینه

427
00:32:03.881 --> 00:32:07.768
تا ده ثانیه بعد از جداشدن سر از بدن‌ش؟

428
00:32:14.183 --> 00:32:15.484
آره

429
00:32:17.978 --> 00:32:19.279
آره

430
00:32:19.855 --> 00:32:21.991
من هیچ‌وقت نمی‌دونم چی بگم

431
00:32:23.317 --> 00:32:27.589
من هیچ‌وقت نمی‌دونم به کسی که
بچه‌ش رو از دست داده، چی بگم

432
00:32:27.613 --> 00:32:30.718
بعد از این‌که یه نفر بچه‌ش رو از
دست می‌ده، چی به‌ش می‌گن؟

433
00:32:30.742 --> 00:32:32.553
اوه، تسلیت می‌گم»؟»

434
00:32:32.577 --> 00:32:33.762
کافی نیست

435
00:32:33.786 --> 00:32:36.557
«خوب می‌شی؟»
اصلاً خوب نیست

436
00:32:36.581 --> 00:32:39.476
به همین خاطر من فقط
دهن‌م رو بسته نگه می‌دارم

437
00:32:39.500 --> 00:32:41.635
می‌ذارم وکیل‌م صحبت‌ها رو انجام بده

438
00:32:48.676 --> 00:32:51.979
من با بچه‌ها میونه‌ای ندارم. منظورم اینه

439
00:32:54.306 --> 00:32:58.069
کُل ماجرا همینه. من با بچه‌ها
نمی‌سازم. قرار نیست دروغ بگم

440
00:32:59.395 --> 00:33:02.874
،به درک، چند ماه پیش
بچۀ پسرعموم از دست‌م افتاد

441
00:33:02.898 --> 00:33:06.326
بچۀ پسرعموم رو پخش زمین کردم

442
00:33:06.819 --> 00:33:09.256
ولی احساس نمی‌کنم تقصیر من بوده باشه

443
00:33:09.280 --> 00:33:12.426
سر اون‌یکی احساس مسئولیت
نمی‌کنم، می‌دونی؟

444
00:33:12.450 --> 00:33:14.553
...منظورم اینه کی با عقل سلیم

445
00:33:14.577 --> 00:33:21.926
،آخه کی با عقل سلیم از من، آنتونی جسلنیک
درخواست می‌کنه که تابوت‌بردار باشم؟

446
00:33:25.879 --> 00:33:28.099
...عیب نداره، ملت متنفرن

447
00:33:28.674 --> 00:33:30.684
ملت از جوک‌های مربوط
به بچه‌های مُرده متنفرن

448
00:33:31.927 --> 00:33:33.395
ازشون متنفرن

449
00:33:34.054 --> 00:33:35.480
ازشون متنفرن

450
00:33:35.848 --> 00:33:41.403
می‌گن: «آنتونی، چرا باید راجع به بچه‌های مُرده جوک
«بگی؟ چرا این‌قدر جوک راجع به بچه‌های مُرده داری؟

451
00:33:43.939 --> 00:33:47.127
،هیچ‌کس دوست‌شون نداره»
«چرا پافشاری می‌کنی؟

452
00:33:47.151 --> 00:33:49.337
خب، دلیل‌ش رو به‌تون می‌گم

453
00:33:49.361 --> 00:33:52.539
چون جوک‌های مربوط به بچه‌های مُرده من رو مایه‌دار کردن

454
00:33:59.664 --> 00:34:01.090
و کی بود؟

455
00:34:01.540 --> 00:34:04.969
کی بود که گفت یک میلیونِ اول، سخت‌ترین‌شه؟

456
00:34:05.586 --> 00:34:07.096
هیتلر بود؟

457
00:34:16.013 --> 00:34:18.482
انتظار اون‌یکی رو نداشتید، نه؟

458
00:34:22.186 --> 00:34:23.946
واکنش خوبی بود

459
00:34:24.897 --> 00:34:27.866
بیش‌تر حضار فقط وانمود می‌کنن
که من چنین حرفی نزدم

460
00:34:31.028 --> 00:34:33.914
.ولی ازش خوش‌م میاد
خوش‌م میاد جوک هیتلری بگم

461
00:34:34.532 --> 00:34:36.125
برام باحال‌ه

462
00:34:36.784 --> 00:34:39.429
،ازش لذت می‌برم. به درک
من پدربزرگ‌م رو از دست دادم

463
00:34:39.453 --> 00:34:42.881
من پدربزرگ‌م رو توی موزۀ هولوکاست از دست دادم

464
00:34:48.379 --> 00:34:51.223
موزۀ هولوکاستِ هنر مدرن بود

465
00:34:54.385 --> 00:34:57.781
،که مثل همون موزۀ هولوکاستِ عادی‌ه

466
00:34:57.805 --> 00:35:03.235
با این تفاوت که کُل روز قدم می‌زنی و توی دل‌ت
«می‌گی: «اوه! اون باید به فکر خودم می‌رسید

467
00:35:11.151 --> 00:35:13.871
مادربزرگ‌م حدود یک سال پیش مُرد

468
00:35:14.530 --> 00:35:19.928
و موقعی که مادربزرگ‌م فوت شد، فکر
نمی‌کردم هیچی بتونه بدتر از اون باشه

469
00:35:19.952 --> 00:35:21.847
ولی در اشتباه بودم

470
00:35:21.871 --> 00:35:23.463
بد نبود

471
00:35:30.170 --> 00:35:33.057
،قسمت سخت‌ش
...قسمت ناراحت‌کننده‌ش

472
00:35:33.632 --> 00:35:38.154
این بود که ما فکر می‌کردیم
اون‌طوری که دل‌ش می‌خواست، مُرد

473
00:35:38.178 --> 00:35:41.565
اون دل‌ش می‌خواست به به‌ترین
...نحو ممکن بمیره، مثلاً

474
00:35:41.891 --> 00:35:45.152
تو. برندۀ رادیویی. به‌ترین نحوۀ مُردن چیه؟

475
00:35:45.853 --> 00:35:48.155
سؤال انحرافی نیست

476
00:35:49.064 --> 00:35:51.960
توی خواب؟ -
توی خواب، آره، ممنون -

477
00:35:51.984 --> 00:35:56.329
ممنون، همه دل‌شون می‌خواد
توی خواب، در آرامش بمیرن

478
00:35:56.989 --> 00:35:58.091
من نه

479
00:35:58.115 --> 00:36:03.378
من دل‌م می‌خواد هوشیار باشم، بیدار، دوروبَرم
پُر دوست باشه، توی یه آتش‌سوزی خونگی

480
00:36:07.708 --> 00:36:10.478
ولی مادربزرگ‌م دل‌ش می‌خواست
توی خواب در آرامش بمیره

481
00:36:10.502 --> 00:36:14.681
.ما فکر می‌کردیم همین‌طوری مُرده
همه براش هیجان‌زده بودیم

482
00:36:15.591 --> 00:36:17.601
ولی بعدش یه کالبدشکافی انجام دادیم

483
00:36:18.176 --> 00:36:22.606
فهمیدیم که اون در حقیقت خیلی
بد مُرده، به بدترین حالت ممکن

484
00:36:23.849 --> 00:36:25.984
در حین کالبدشکافی

485
00:36:28.437 --> 00:36:29.988
ناجور بود

486
00:36:30.272 --> 00:36:31.666
آره

487
00:36:31.690 --> 00:36:33.325
آره

488
00:36:34.693 --> 00:36:38.872
اون همیشه می‌گفت نوه‌هاش
...به‌قدر کافی به‌ش توجه نمی‌کنن و

489
00:36:39.531 --> 00:36:40.675
درست می‌گفت

490
00:36:40.699 --> 00:36:42.459
کاملاً درست می‌گفت

491
00:36:44.119 --> 00:36:47.849
ولی من مادربزرگ‌م رو خیلی دوست
داشتم. خیلی دوست‌ش داشتم

492
00:36:47.873 --> 00:36:50.184
مادربزرگ‌م خیلی چیزها یادم داد

493
00:36:50.208 --> 00:36:52.061
به‌م یاد داد مذهب چیه

494
00:36:52.085 --> 00:36:57.724
هر چیزی که می‌تونی راجع به مذهب بدونی رو، با
یه داستان کوتاه یادم داد. الآن براتون تعریف می‌کنم

495
00:36:58.425 --> 00:37:00.695
...زمانی که از دبیرستان فارغ‌التحصیل شدم

496
00:37:00.719 --> 00:37:04.240
،زمانی که از دبیرستان فارغ‌التحصیل شدم
،مادربزرگ‌م اومد پیش‌م، یه بغل گُنده به‌م داد

497
00:37:04.264 --> 00:37:09.579
.گفت: «آنتونی، خیلی به‌ت افتخار می‌کنم
.تو اولین نوۀ من‌ای که می‌ره دانشگاه

498
00:37:09.603 --> 00:37:13.708
چی‌کار می‌تونم برات بکنم، قبل از این‌که
«بری دانشگاه، چی می‌تونم به‌ت بدم؟

499
00:37:13.732 --> 00:37:17.702
،و من گفتم: «صادقانه، مادربزرگ
«تنها چیزی که ازت نیاز دارم، پول‌ه

500
00:37:18.487 --> 00:37:23.375
،آره، می‌دونم شماها نرفتید
ولی دانشگاه پُرخرج‌ه

501
00:37:26.286 --> 00:37:29.422
:و مادربزرگ‌م گفت
«خیلی‌خب، آنتونی، درک می‌کنم»

502
00:37:29.707 --> 00:37:32.352
پس چند ماه می‌گذره. اواخر تابستون‌ه

503
00:37:32.376 --> 00:37:36.147
،دارم ماشین بابام رو بار می‌زنم
،آمادۀ رفتن به دانشگاه می‌شم

504
00:37:36.171 --> 00:37:37.858
و مادربزرگ‌م میاد سمت‌م

505
00:37:37.882 --> 00:37:41.310
می‌گه: «آنتونی، بیا، قبل از
«این‌که بری، این رو بگیر

506
00:37:41.927 --> 00:37:45.189
و یه انجیل نو داد دست‌م

507
00:37:45.556 --> 00:37:47.358
نسخۀ کینگ جیمز

508
00:37:48.017 --> 00:37:51.362
و من گفتم: «دست‌ت درد نکنه، مادربزرگ، این
«دقیقاً همون چیزیه که راجع به‌ش صحبت کردیم

509
00:37:57.609 --> 00:38:00.047
سوار ماشین شدم و رفتم دانشگاه

510
00:38:00.071 --> 00:38:06.887
،چند هفته می‌گذره، دارم توی اتاق خوابگاه‌م وقت می‌گذرونم
داره به‌م خوش می‌گذره، تا این‌که تلفن زنگ می‌خوره

511
00:38:06.911 --> 00:38:08.420
مادربزرگ‌مه

512
00:38:09.038 --> 00:38:11.808
می‌گه: «آنتونی، فقط زنگ زدم
«ببینم دانشگاه چطور پیش می‌ره

513
00:38:11.832 --> 00:38:15.144
.گفتم: «مادربزرگ، دانشگاه حرف نداره
.دارم عشق دنیا رو این‌جا می‌کنم

514
00:38:15.168 --> 00:38:18.815
ولی اگه بخوام روراست باشم، به همین
،زودی پول‌م کم‌کم داره ته می‌کشه

515
00:38:18.839 --> 00:38:21.808
،و یه‌خرده پول به کارم میاد
«همون‌طور که راجع به‌ش صحبت کردیم

516
00:38:22.134 --> 00:38:27.981
گفت: «خیلی‌خب، آنتونی، بذار این رو
«ازت بپرسم: انجیل‌ت رو خوندی؟

517
00:38:28.432 --> 00:38:32.027
«و من گفتم: «کاملاً، مادربزرگ، فصل چهارم‌ش‌ام

518
00:38:37.149 --> 00:38:40.670
اون گفت: «باشه، آنتونی، پس
«به گمونم بعداً باهات صحبت می‌کنم

519
00:38:40.694 --> 00:38:42.079
گوشی رو گذاشت

520
00:38:42.654 --> 00:38:46.885
چند ماه می‌گذره. حالا من از
لحاظ مالی واقعاً در مضیقه‌ام

521
00:38:46.909 --> 00:38:51.890
اگه یه‌مقدار پول جور نکنم، ممکنه مجبور بشم ترک
تحصیل کنم، پس دستپاچه با مادربزرگ‌م تماس می‌گیرم

522
00:38:51.914 --> 00:38:56.061
می‌گم: «مادربزرگ، خواهش می‌کنم، آنتونی‌ام. توی
.دانشگاه دارم عشق دنیا رو می‌کنم. این‌جا رو خیلی دوست دارم

523
00:38:56.085 --> 00:38:58.187
ولی اگه بخوام فارغ‌التحصیل
،بشم، که می‌خوام

524
00:38:58.211 --> 00:39:02.483
به‌ت نیاز دارم همون‌طوری که صحبت‌ش
«رو کردیم، یه‌مقدار پول برام بفرستی

525
00:39:02.507 --> 00:39:07.572
اون گفت: «خب، آنتونی، بذار این رو
«ازت بپرسم: انجیل‌ت رو خوندی؟

526
00:39:07.596 --> 00:39:11.024
!و من گفتم: «آره، مادربزرگ
«!ای‌کاش طولانی‌تر بود

527
00:39:15.980 --> 00:39:20.242
و اون گفت: «خیلی‌خب، آنتونی. پس
«به گمونم بعداً باهات صحبت می‌کنم

528
00:39:21.359 --> 00:39:23.421
سرانجام، پایان سال تحصیلی‌ه

529
00:39:23.445 --> 00:39:26.507
،یک‌سره الف می‌گیرم
،ولی دارم ترک تحصیل می‌کنم

530
00:39:26.531 --> 00:39:28.301
چون هیچ پولی برام نمونده

531
00:39:28.325 --> 00:39:32.555
و خشمگین‌ام، دارم اتاق خوابگاه‌م رو
،خالی می‌کنم، چیزی نمونده اشک‌م درآد

532
00:39:32.579 --> 00:39:35.548
که تلفن زنگ می‌خوره. مادربزرگ‌مه

533
00:39:36.291 --> 00:39:40.188
می‌گه: «آنتونی، شنیدم امروز داری
«ترک تحصیل می‌کنی. چطور؟

534
00:39:40.212 --> 00:39:48.196
و من گفتم: «خیلی هم خوب می‌دونی
«چطور، مادربزرگ! چون تو به‌م پول نمی‌دی

535
00:39:48.220 --> 00:39:53.034
اون گفت: «خب، آنتونی، بذار این رو
«ازت بپرسم: انجیل‌ت رو خوندی؟

536
00:39:53.058 --> 00:39:56.445
و من گوشی رو گذاشتم. خیلی کُفری بودم

537
00:39:56.895 --> 00:39:58.372
همه‌چیز رو از اون اتاق بردم بیرون

538
00:39:58.396 --> 00:40:02.127
،آخرین چیزی که از روی قفسه برداشتم
،آخرین چیزی که از توی اون اتاق بردم بیرون

539
00:40:02.151 --> 00:40:04.629
اون انجیلی بود که مادربزرگ‌م به‌م داده بود

540
00:40:04.653 --> 00:40:08.508
،از روی قفسه برش داشتم
،گرفتم‌ش توی دست‌هام

541
00:40:08.532 --> 00:40:11.668
و برای اولین‌بار، واقعاً لاش رو باز کردم

542
00:40:12.327 --> 00:40:17.391
،و روی همون صفحۀ اول
،با دست‌خط مادربزرگ‌م

543
00:40:17.415 --> 00:40:19.259
«نوشته بود: «کون لق‌ت

544
00:40:29.887 --> 00:40:31.364
ممنون از همگی

545
00:40:31.388 --> 00:40:35.108
امیدوارم از تمام جوک‌هایی که امشب
براتون آماده کردم، لذت برده باشید

546
00:40:42.900 --> 00:40:46.838
،و تمام جوک‌هایی که من می‌نویسم
،همه‌شون من‌درآوردی‌ان، همه‌شون الکی‌ان

547
00:40:46.862 --> 00:40:53.293
.«به‌جز جوک «اریک کلپتون» و «چلنجر
باقی‌شون... باقی‌شون الکی‌ه

548
00:40:53.744 --> 00:40:58.798
،ولی هرچی که قراره به‌تون بگم
از الآن تا آخر اجرا، همه‌شون واقعی‌ان

549
00:40:59.291 --> 00:41:00.717
...حالا

550
00:41:01.585 --> 00:41:04.480
من جوک‌های تلخ نمی‌گم چون کمدین‌ام

551
00:41:04.504 --> 00:41:07.558
من کمدین‌ام چون جوک‌های تلخ می‌گم

552
00:41:08.217 --> 00:41:10.361
من یه‌جورایی به‌گایی‌ام، خیلی‌خب؟

553
00:41:10.385 --> 00:41:13.907
.همیشه همین‌طوری بوده‌ام
واقعاً دست خودم نیست

554
00:41:13.931 --> 00:41:17.025
.خیلی من رو توی دردسر می‌ندازه
دوست از دست می‌دم

555
00:41:17.350 --> 00:41:19.829
رابطه‌م رو با اعضای خانواده‌م خراب کرده

556
00:41:19.853 --> 00:41:25.001
به‌عنوان مثال، مادربزرگ‌م واقعاً
فوت شد، حدود شش ماه پیش

557
00:41:25.025 --> 00:41:28.379
.من خیلی دوست‌ش داشتم
یکی از طرفدارهای پروپاقرص من بود

558
00:41:28.403 --> 00:41:31.258
و ازم خواسته شد تا سر
،مراسم ختم‌ش صحبت کنم

559
00:41:31.282 --> 00:41:33.417
که اشتباه وحشتناکی بود

560
00:41:35.368 --> 00:41:37.180
یه اشتباه وحشتناک

561
00:41:37.204 --> 00:41:40.757
هیچ‌کس هرگز نباید از من بخواد
سر مراسم ختم کسی صحبت کنم

562
00:41:41.166 --> 00:41:42.685
و از یه دوست نظر خواستم

563
00:41:42.709 --> 00:41:45.063
به‌ش گفتم: «گوش کن، من تابه‌حال واسه یه گروه آدم

564
00:41:45.087 --> 00:41:48.733
.بدون این‌که کُلی پول بگیرم، صحبت نکردم
چطور باید این رو مدیریت کنم؟

565
00:41:48.757 --> 00:41:51.768
اون گفت: «آنتونی، فقط برو اون
.بالا و یه داستان تعریف کن

566
00:41:52.219 --> 00:41:56.616
یک لحظه در زندگی راجع به خودت و مادربزرگ‌ت
.پیدا کن که می‌تونی با همه به اشتراک بذاری‌ش

567
00:41:56.640 --> 00:41:59.119
«و جوک نگو. سعی کن نگی

568
00:41:59.143 --> 00:42:02.956
پس من رفتم بالا و گفتم: «می‌دونید
به‌ترین خاطرۀ من از مادربزرگ‌م چی بود؟

569
00:42:02.980 --> 00:42:05.875
،زمانی که چهار سال‌م بود
،قبل از این‌که خوندن یاد بگیرم

570
00:42:05.899 --> 00:42:10.964
مادربزرگ‌م با من روی کاناپه دراز می‌کشید، یه
.لهجۀ غلیظ جنوبی داشت و برام داستان می‌خوند

571
00:42:10.988 --> 00:42:14.467
از مارک توآین برام می‌خوند، و من
...خیلی دوست‌ش داشتم. مثلاً

572
00:42:14.491 --> 00:42:18.138
مارک توآین از دهن مادربزرگ‌م
«زنده می‌شد میومد بیرون

573
00:42:18.162 --> 00:42:20.681
و بعد نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

574
00:42:20.705 --> 00:42:26.938
گفتم: «و می‌دونم مادربزرگ‌م‌م دوست‌ش
:داشت، چون ترکیبی بود از دو چیز موردعلاقه‌ش

575
00:42:26.962 --> 00:42:31.391
«وقت‌گذرونی با نوه‌ش، و استفاده از کلمۀ اِن‌دار
[ کاکاسیاه :Nigger ]

576
00:42:44.479 --> 00:42:48.168
...حالا به‌تون قول می‌دم
...به‌تون قول می‌دم

577
00:42:48.192 --> 00:42:53.955
تا به‌نفس‌نفس‌اُفتادن پدربزرگ‌تون
...در مراسم ختم همسرش

578
00:42:55.407 --> 00:42:59.252
در یک کلیسای متدیست در ویکزبرگِ
...ایالت می‌سی‌سی‌پی رو نشنوید

579
00:43:00.495 --> 00:43:02.714
یه کمدین واقعی نیستید

580
00:43:04.249 --> 00:43:07.354
من یه کمدین واقعی‌ام

581
00:43:07.378 --> 00:43:09.471
من یه کمدین محض‌ام

582
00:43:09.963 --> 00:43:12.849
من از نظرم یکی از به‌ترین کمدین‌های تاریخ‌ام

583
00:43:18.096 --> 00:43:20.158
ولی قضیه این‌جاست

584
00:43:20.182 --> 00:43:22.785
اهمیتی نداره حرف‌هام رو باور کنید یا نه

585
00:43:22.809 --> 00:43:24.662
واقعاً اهمیتی نداره

586
00:43:24.686 --> 00:43:28.657
موضوع مهم اینه که من توی
آزمون دروغ‌سنجی قبول می‌شم

587
00:43:32.527 --> 00:43:34.922
دوست دارم خودم رو محک بزنم

588
00:43:34.946 --> 00:43:39.844
دوست دارم فقط و فقط با شوخی راجع به
چیزهای وحشتناک، خودم رو محک بزنم

589
00:43:39.868 --> 00:43:42.347
یکی از راه‌هایی که دوست
،دارم خودم رو محک بزنم

590
00:43:42.371 --> 00:43:46.257
،دوست دارم راجع به مصیبت‌ها
همون روزی که اتفاق افتادن، جوک بگم

591
00:43:46.708 --> 00:43:48.519
همون روزی که اتفاق افتادن

592
00:43:48.543 --> 00:43:52.389
.من به «خیلی زوده» اعتقادی ندارم
من برنامۀ زمانی فشرده‌ای دارم

593
00:43:55.675 --> 00:43:58.821
و توش وارد هم هستم. توش واردم

594
00:43:58.845 --> 00:44:00.990
...مثلاً، روز

595
00:44:01.014 --> 00:44:05.193
روز تیراندازی در سالن سینمای فیلم بتمن در آرورای ایالت کلرادو
اشاره به تیراندازی در جریان نمایش فیلم جدید بتمن «شؤالیۀ تاریکی ]
[ برمی‌خیزد» که در جریان آن ۱۲ نفر کُشته و ۵۸ نفر زخمی شدند

596
00:44:06.437 --> 00:44:10.041
،همون روزی که اتفاق افتاد
،من آن‌لاین شدم، رفتم توئیتر

597
00:44:10.065 --> 00:44:13.826
«و توئیت کردم: «سوای اون، فیلم چطور بود؟

598
00:44:16.905 --> 00:44:18.122
نه؟

599
00:44:19.783 --> 00:44:21.585
نه؟ ترکوندم

600
00:44:22.911 --> 00:44:24.629
ترکوندم

601
00:44:26.706 --> 00:44:29.643
...و دلیل این‌که از زیرش قسر در می‌رم

602
00:44:29.667 --> 00:44:33.773
دلیل این‌که از زیر اون‌جور مسائل قسر در
می‌رم، اینه که من آدمی‌ام که کارش اینه

603
00:44:33.797 --> 00:44:39.603
.ملت از طرف من به‌ش عادت دارن
اگه روز یه مصیبت جوک نگم، عجیب‌ه

604
00:44:40.095 --> 00:44:46.777
که به همین خاطر وقتی روز ماراتُن بوستون
توی کُلی دردسر افتادم، خیلی تعجب کردم
[ اشاره به سه انفجاری که در ۱۵ آوریل سال ۲۰۱۳ در شهر بوستون روی داد ]

605
00:44:48.561 --> 00:44:51.573
حالا، من اخبار رو به‌طور مرتب پی‌گیری نمی‌کنم

606
00:44:51.940 --> 00:44:54.919
ولی به محض این‌که یه مصیبت
اتفاق میوفته، باخبر می‌شم

607
00:44:54.943 --> 00:44:59.539
چون 25 تا پیامک دریافت می‌کنم
«که نوشتن: «این کار رو نکن

608
00:45:08.957 --> 00:45:13.646
و هر موقع که اون رو می‌بینم... هر موقع که
اون رو می‌بینم، باعث می‌شه ناراحت بشم

609
00:45:13.670 --> 00:45:16.607
ناراحت‌م می‌کنه چون می‌دونم
یه اتفاق وحشتناک افتاده

610
00:45:16.631 --> 00:45:21.612
مردم می‌گن: «آنتونی، کجای آرورا خنده‌داره؟
کجای ماراتُن بوستون خنده‌داره؟

611
00:45:21.636 --> 00:45:23.781
«کجای مراسم ختم مادربزرگ‌ت خنده‌داره؟

612
00:45:23.805 --> 00:45:25.074
!هیچی‌ش

613
00:45:25.098 --> 00:45:27.818
هیچیِ اون چیزها خنده‌دار نیست

614
00:45:28.393 --> 00:45:30.027
اون‌جاست که من وارد ماجرا می‌شم

615
00:45:32.981 --> 00:45:36.794
پس این پیامک‌ها رو می‌بینم و توی
«دل‌م می‌گم: «اوه، نه، چه اتفاقی افتاد؟

616
00:45:36.818 --> 00:45:39.245
«ولی همچنین می‌گم: «من یه وظیفه‌ای دارم

617
00:45:41.239 --> 00:45:43.592
پس آن‌لاین می‌شم، شروع
می‌کنم به خوندن راجع به‌ش

618
00:45:43.616 --> 00:45:46.929
.دل‌م نمی‌خواد تصاویرش رو نگاه کنم
ولی راجع به اتفاقی که افتاد، می‌خونم

619
00:45:46.953 --> 00:45:50.340
و توی دل‌م می‌گم: «امروز چطوری
«می‌تونم یه نفر رو به خنده بندازم؟

620
00:45:51.916 --> 00:45:53.844
«و بعد می‌گم: «فهمیدم

621
00:45:54.627 --> 00:45:56.596
برمی‌گردم توئیتر

622
00:45:56.963 --> 00:46:02.352
و توئیت می‌کنم: «بچه‌ها، امروز، بعضی خطوط
«هستن که نباید پا ازشون فراتر گذاشته بشه

623
00:46:13.188 --> 00:46:16.083
«مخصوصاً خط پایان»

624
00:46:16.107 --> 00:46:20.704
:و بازم، پیش خودم می‌گم
«!ترکوندم. آمریکا! آمریکا»

625
00:46:24.657 --> 00:46:26.710
ولی بعدش تلفن‌م شروع می‌کنه به زنگ‌خوردن

626
00:46:27.160 --> 00:46:28.920
و رئیس‌مه

627
00:46:29.246 --> 00:46:31.964
یا به‌تره بگم، رئیس سابق‌م

628
00:46:34.585 --> 00:46:39.732
.و می‌گه: «آنتونی، این غیرقابل‌قبول‌ه
.تو امروز فقط یه کمدین نیستی

629
00:46:39.756 --> 00:46:45.572
،تو همچنین مجری برنامۀ تلویزیونی خودت‌ای
.با اسم‌ت روی عنوان‌ش، در شبکۀ ما

630
00:46:45.596 --> 00:46:48.657
«اون جوک رو همین الآن پاک می‌کنی، وگرنه اخراج‌ای

631
00:46:48.681 --> 00:46:52.026
«و من گفتم: «برید در خودتون بذارید

632
00:47:00.777 --> 00:47:05.007
و جدی گفتم. من واسه پول یا
شهرت پا توی کمدی نذاشتم

633
00:47:05.031 --> 00:47:08.960
،می‌دونم اشتباه به نظر میاد
چون دارم توی جفت‌ش غلت می‌خورم

634
00:47:12.163 --> 00:47:17.019
من تنها به این دلیل وارد این کار شدم
تا هیچ‌کس نتونه برام امر و نهی کنه

635
00:47:17.043 --> 00:47:21.347
...و اونا گفتن
چرا که نه

636
00:47:24.008 --> 00:47:26.987
.اونا گفتن: «خب، آنتونی، تو متوجه نیستی

637
00:47:27.011 --> 00:47:29.907
اصلاً متوجه نیستی. اگه همین
،الآن این جوک رو پاک نکنی

638
00:47:29.931 --> 00:47:33.536
اگه همین الآن این جوک رو پاک
،نکنی، نه‌تنها خودت اخراج‌ای

639
00:47:33.560 --> 00:47:36.664
بلکه کُل عوامل جلو و پشت
،دوربین برنامۀ تلویزیونی‌ت

640
00:47:36.688 --> 00:47:40.617
حدود صدتا آدم، اونا هم
«کارشون رو از دست می‌دن

641
00:47:40.984 --> 00:47:44.713
.و شرمسارم که این رو به‌تون بگم
خجالت‌زده‌ام که به‌ش اقرار کنم

642
00:47:44.737 --> 00:47:49.250
،ولی در اون لحظه، وا دادم
و جوک رو پاک کردم

643
00:47:49.951 --> 00:47:52.430
چون راضی‌ام واسه چیزی که
به‌ش اعتقاد دارم، بجنگم

644
00:47:52.454 --> 00:47:54.765
راضی‌ام با عواقب کارهام روبه‌رو بشم

645
00:47:54.789 --> 00:47:59.061
ولی کاری که نتونستم بکنم، کاری که
نمی‌تونم بکنم، اینه که برم سراغ فیلم‌بردارم

646
00:47:59.085 --> 00:48:04.098
و بگم: «هی، رفیق، دوشنبه کاری برات
«نیست. من این توئیت محشر رو فرستادم

647
00:48:07.594 --> 00:48:09.520
نتونستم اون کار رو بکنم

648
00:48:11.348 --> 00:48:14.994
،ولی به محض این‌که زدم روی پاک‌کردن
عصبانی شدم، و از کارم پشیمون شدم

649
00:48:15.018 --> 00:48:19.071
اگه الآن بود، تک‌تک اون عوضی‌های بی‌پدر رو
اخراج می‌کردم، از این بابت مطمئن باشید

650
00:48:21.107 --> 00:48:25.004
و به‌خاطر این‌که به خودم و هرچی که به‌ش
اعتقاد داشتم، خیانت کردم، عصبانی شدم

651
00:48:25.028 --> 00:48:28.132
.الآن به‌اندازۀ همون موقع عصبانی‌ام
به همون اندازه عصبانی

652
00:48:28.156 --> 00:48:30.843
به‌قدری عصبانی، که باید با سران
،شبکه جلسه برگزار می‌کردم

653
00:48:30.867 --> 00:48:33.804
که باهام تماس گرفتن برم پیش‌شون
واسه این‌که یه خرده برن بالای منبر

654
00:48:33.828 --> 00:48:39.810
می‌گفتن: «آنتونی، ما یه خانواده‌ایم. چرا ان‌قدر
ناراحت‌ای؟ متوجه نیستی ما یه لطف در حق‌ت کردیم؟

655
00:48:39.834 --> 00:48:42.689
«نگران حرفه‌ت نیستی؟

656
00:48:42.713 --> 00:48:48.476
،بذار یه سؤال ازت بپرسم، سن‌فرانسیسکو
به من می‌خوره نگران حرفه‌م باشم؟

657
00:48:54.098 --> 00:48:55.274
نه

658
00:48:55.684 --> 00:49:00.206
می‌دونید چرا افرادی که لاتاری برنده می‌شن
همیشه عاقبت ورشکسته می‌شن؟

659
00:49:00.230 --> 00:49:06.202
چون اگه نگران پول‌شون بودن، در همون وهلۀ
اول پول‌شون رو سر لاتاری قمار نمی‌کردن

660
00:49:08.821 --> 00:49:11.457
من نگران حرفه‌م نیستم

661
00:49:11.991 --> 00:49:17.890
و گفتن: «خب، آنتونی، مشکل این‌جاست که
،وقتی روز مصیبت، توی توئیتر جوک می‌گی

662
00:49:17.914 --> 00:49:22.802
این‌طور به نظر میاد که داری قربانی‌ها رو
«مسخره می‌کنی، و اون کار اشتباه‌یه

663
00:49:24.504 --> 00:49:26.222
ولی من چنین کاری نمی‌کنم

664
00:49:26.798 --> 00:49:33.021
،چون، می‌دونی، روز مصیبت
قربانی‌ها توی توئیتر نیستن

665
00:49:37.308 --> 00:49:38.869
اشتباه می‌گم؟

666
00:49:38.893 --> 00:49:40.444
به‌م بگید اشتباه می‌گم

667
00:49:41.563 --> 00:49:45.700
روز مصیبت، قربانی‌ها کارهای
قربانی‌طور دارن که به‌ش برسن

668
00:49:48.236 --> 00:49:49.171
...هیچ‌کس تابه‌حال

669
00:49:49.195 --> 00:49:53.099
هیچ‌کس تابه‌حال شریان‌بند به‌ش وصل نبوده
«و بپرسه: «هی، اومدیم سرتیتر خبرها؟

670
00:49:53.100 --> 00:49:55.251
نه

671
00:49:56.911 --> 00:50:01.768
موقعی که روز مصیبت توی توئیتر جوک
می‌گم، چنین کسی رو مسخره می‌کنم

672
00:50:01.792 --> 00:50:07.147
افرادی که می‌بینن یه اتفاق وحشتناک
توی دنیا میوفته، و می‌دوئن سمت اینترنت

673
00:50:07.171 --> 00:50:11.360
،و می‌دوئن سمت رسانه‌های اجتماعی
فیس‌بوک، توئیتر، هرچی که دارن

674
00:50:11.384 --> 00:50:15.939
:و همه‌شون دقیقاً یک چیز رو می‌نویسن

675
00:50:17.890 --> 00:50:20.110
«...افکار و دعاهام»

676
00:50:21.853 --> 00:50:24.915
«افکار و دعاهام پیش مردم آروراست»

677
00:50:24.939 --> 00:50:28.795
«افکار و دعاهام پیش خانواده‌های بوستون‌ه»

678
00:50:28.819 --> 00:50:31.297
می‌دونید اون چه ارزشی داره؟

679
00:50:31.321 --> 00:50:32.956
هیچ

680
00:50:35.116 --> 00:50:37.501
کم‌تر از هیچ

681
00:50:39.537 --> 00:50:41.255
کم‌تر از هیچ

682
00:50:41.748 --> 00:50:45.185
نه وقت‌ت رو صرف می‌کنی، نه
پول‌ت رو یا حتی همدردی‌ت رو

683
00:50:45.209 --> 00:50:48.439
،تنها کاری که داری می‌کنی
،تنها کاری که داری می‌کنی

684
00:50:48.463 --> 00:50:52.266
«اینه که می‌گی: «امروز من رو فراموش نکنید

685
00:50:55.470 --> 00:50:57.647
«من رو فراموش نکنید»

686
00:51:03.353 --> 00:51:08.074
در حال حاضر کُلی حواس‌پرتیِ دیوانه‌وار توی»
«اخباره، ولی یادتون نره من چقدر ناراحت‌ام

687
00:51:10.819 --> 00:51:14.632
اون افراد بی‌ارزش‌ان و لایق
این‌ان که مسخره بشن

688
00:51:14.656 --> 00:51:18.719
اونا مثل عکاس‌های عروسی‌ان
که فقط سلفی می‌گیرن

689
00:51:18.743 --> 00:51:20.400
متوجه‌اید؟

690
00:51:23.748 --> 00:51:29.553
حالا مطمئن‌ام هرکی که این‌جاست، قبلاً
یه جوک گفته که هیچ‌کس به‌ش نخندیده

691
00:51:30.004 --> 00:51:33.609
عیب نداره. خیط‌کننده‌ست، ولی حال
می‌ده. می‌تونی به خودت بخندی

692
00:51:33.633 --> 00:51:36.393
دلیل نمی‌شه که دست از جوک‌گفتن بکِشی

693
00:51:36.969 --> 00:51:41.659
شاید بعضی‌هاتون قبلاً یه جوکی گفتید که
یه نفر به‌خاطرش از دست‌تون عصبانی شده

694
00:51:41.683 --> 00:51:44.318
به‌م اطمینان کنید، اون هم حال می‌ده

695
00:51:46.563 --> 00:51:50.158
تابه‌حال یه جوک گفتید و بعدش تهدید به مرگ بشید؟

696
00:51:51.735 --> 00:51:56.039
خب، به گمونم اون چیزیه که
باعث می‌شه من تک باشم

697
00:51:56.781 --> 00:52:03.013
توی برنامۀ تلویزیونی‌م، یه بار یه قطعه
اجرا کردم که قبل از این‌که ممنوع‌الپخش بشه

698
00:52:03.037 --> 00:52:07.322
تنها یک بار پخش شد، به اسم
جشن کوسه‌ای». خیلی‌خب؟»

699
00:52:07.433 --> 00:52:10.011
...حالا

700
00:52:11.170 --> 00:52:14.650
بعضی‌هاتون ازش لذت بردید، ولی اگه
،هرگز «جشن کوسه‌ای» رو ندیدید

701
00:52:14.674 --> 00:52:17.570
هرگز نمی‌تونید «جشن کوسه‌ای» رو ببینید

702
00:52:17.594 --> 00:52:23.066
چون توسط بچه‌های بالا از صفحۀ روزگار
محو شده، پس براتون شرح‌ش می‌دم

703
00:52:23.433 --> 00:52:25.285
من عاشق کوسه‌هام

704
00:52:25.309 --> 00:52:27.496
من بیش‌تر از هر چیز دیگه‌ای عاشق کوسه‌هام

705
00:52:27.520 --> 00:52:31.282
آدم‌ها... آدم‌ها رو به‌زور می‌تونم تحمل کنم

706
00:52:32.692 --> 00:52:37.830
هر سال صد میلیون کوسه
توسط انسان‌ها کُشته می‌شه

707
00:52:38.322 --> 00:52:42.376
هر سال بیست، بیست‌وپنج‌تا آدم
توسط کوسه‌ها کُشته می‌شن؟

708
00:52:42.660 --> 00:52:46.047
پس هر موقع خبر از حملۀ یه کوسه به
«گوش‌م می‌خوره، توی دل‌م می‌گم: «ایولا

709
00:52:48.124 --> 00:52:50.676
یه برد واسه میزبان. می‌دونی؟

710
00:52:53.880 --> 00:52:57.099
پس به محض این‌که این برنامۀ تلویزیونی گیرم اومد
:که می‌تونم توش هر غلطی دل‌م بخواد، بکنم، گفتم

711
00:52:57.100 --> 00:53:01.071
می‌دونی چیه؟ دل‌م می‌خواد یه»
.جشن کوسه‌ای داشته باشم

712
00:53:01.095 --> 00:53:04.533
به محض این‌که یه حملۀ کوسه‌ای اتفاق
«بیوفته، یه جشن کوسه‌ای برگزار می‌کنیم

713
00:53:04.557 --> 00:53:07.110
و شانس به‌م رو کرد

714
00:53:07.268 --> 00:53:14.325
حدوداً یک ماه بعد از شروع کارم، یه یارویی از نیوزیلند توسط
یه کوسۀ سفید بزرگ خورده می‌شه، شامپاین کوسه‌ها

715
00:53:17.904 --> 00:53:21.634
.و من دقیقاً می‌دونم چی‌کار کنم
از قبل یه فیلم‌نامۀ مکتوب دارم

716
00:53:21.658 --> 00:53:26.877
.می‌رم روی صحنه، جلوی دوربین‌ها
می‌گم: «خانوم‌ها و آقایون، این یارو از نیوزیلند

717
00:53:26.878 --> 00:53:32.102
توسط یه کوسۀ سفید بزرگ خورده
«شده. وقت یه جشن کوسه‌ای‌ه

718
00:53:32.126 --> 00:53:35.731
نور کم‌سو می‌شه، صدای آهنگ در میاد

719
00:53:35.755 --> 00:53:39.610
شش‌تا زن که لباس کوسه‌ای تن‌شون
،کردن از هر طرف من میان بیرون

720
00:53:39.634 --> 00:53:41.685
و همه شروع می‌کنیم به رقصیدن

721
00:53:42.136 --> 00:53:44.021
واسه یه مدت‌زمان خیلی طولانی

722
00:53:46.641 --> 00:53:52.205
یه رقاص برهنه که یه کلّۀ گندۀ کوسه‌ای گذاشته روی
سرش، می‌دوئه میاد و یه «لپ‌دنس» مهمون‌م می‌کنه
[ رقص توبغلی ]

723
00:53:52.229 --> 00:53:53.781
خیلی باسلیقه

724
00:53:56.526 --> 00:54:01.007
و بعد من بلند می‌شم و یه عکس گُنده
از یارویی که خورده شده نشون می‌دیم

725
00:54:01.031 --> 00:54:04.000
،که، وقتی به گذشته نگاه می‌کنم
سر همون بود که اوضاع بی‌ریخت شد

726
00:54:12.000 --> 00:54:14.979
ولی می‌تونم موردعلاقه‌ترین چیزی که
:تابه‌حال توی تلویزیون گفتم رو بگم

727
00:54:15.003 --> 00:54:18.055
«لبخند بزن، ولد زنا. جشن کوسه‌ای»

728
00:54:19.555 --> 00:54:27.225
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

729
00:54:28.725 --> 00:54:33.988
و توی آمریکا، که من واسه اون‌جور
...مسخره‌بازی‌ها معروف‌ام

730
00:54:34.731 --> 00:54:38.201
«همه به‌م می‌گفتن: «آنتونی، اون خیلی ناجور بود

731
00:54:39.318 --> 00:54:41.655
«تماشای رقصیدن‌ت خیلی ناجور بود»

732
00:54:41.700 --> 00:54:44.665
پایان قیل‌وقال

733
00:54:45.408 --> 00:54:49.930
هرچند، توی نیوزیلند، که برنامۀ
،من به دست‌شون نمی‌رسه

734
00:54:49.954 --> 00:54:53.966
...تابه‌حال من رو ندیدن، و روراست، زیاد بیرون نمی‌رن

735
00:54:54.625 --> 00:54:57.928
...رسانۀ نیوزیلند، ویدیو رو برمی‌داره

736
00:54:58.922 --> 00:55:01.891
و به خانوادۀ طرف نشون می‌ده

737
00:55:03.426 --> 00:55:06.655
«و به‌شون می‌گه: «نظرتون راجع به این چیه؟

738
00:55:06.679 --> 00:55:11.525
و اونا می‌گن: «کرایکی!»، یا
هر کوفتی که اون‌جا می‌گن
[ ...کلمه‌ای برای ابراز تعجب در استرالیا، نیوزیلند و ]

739
00:55:15.354 --> 00:55:20.252
منظور اینه که، کُل نیوزیلند، کُل
نیوزیلند بر علیه من قیام می‌کنه

740
00:55:20.276 --> 00:55:24.747
کُل اون 45 تا لاشی قیام می‌کنن

741
00:55:26.699 --> 00:55:28.959
و شروع می‌کنن به تهدید جان من

742
00:55:29.660 --> 00:55:34.006
حالا، من چیزهایی که ملت توی اینترنت
راجع به‌م می‌نویسن رو نمی‌خونم

743
00:55:34.498 --> 00:55:36.675
ولی به یه‌سری پول می‌دم که بخونن

744
00:55:37.835 --> 00:55:42.806
:و اونا میان سراغ‌م و می‌گن
«آنتونی، خبرهای خیلی بدی داریم. لطفاً بشین»

745
00:55:43.299 --> 00:55:49.073
می‌گن: «داری توی اینترنت به‌خاطر «جشن
«کوسه‌ای» از نیوزیلند کُلی تهدید به مرگ می‌شی

746
00:55:49.097 --> 00:55:56.904
و من گفتم: «واقعاً؟ نیوزیلند می‌خواد من رو بکُشه؟
«عجیب‌ه، چون اونا حتی کوسه‌ه رو هم نکُشتن

747
00:56:02.026 --> 00:56:04.880
«گفتم: «چند نفر دارن تهدید به مرگ‌م می‌کنن؟

748
00:56:04.904 --> 00:56:09.301
و اونا گفتن: «اوه، همه‌شون. همه‌شون
.دارن تهدید به مرگ‌ت می‌کنن

749
00:56:09.325 --> 00:56:12.554
از ما می‌خوای چی‌کار کنیم؟ می‌تونیم یه
.نفر رو بفرستیم اون‌جا باهاشون صحبت کنه

750
00:56:12.578 --> 00:56:14.306
«حفاظت در این‌جا رو بیش‌تر کنیم؟ چی می‌خوای؟

751
00:56:14.330 --> 00:56:18.592
من گفتم: «نه، نه، نه. فراموش‌ش
«کنید. ول‌ش کنید، نگران نباشید

752
00:56:19.794 --> 00:56:23.649
چون ممکنه درک این برای بعضی‌هاتون
سخت باشه. امشب چندین بار گفتم

753
00:56:23.673 --> 00:56:25.849
مرگ برای همه‌ست

754
00:56:26.383 --> 00:56:29.145
من خیلی خوب می‌دونم که می‌میرم

755
00:56:29.470 --> 00:56:33.784
و بیش‌ترمون در خصوص نحوۀ
مردن‌مون حق انتخابی نداریم

756
00:56:33.808 --> 00:56:38.862
ولی اگه من به‌خاطر این‌که یه نفر سر یکی
از جوک‌هام من رو به قتل می‌رسونه، بمیرم؟

757
00:56:39.605 --> 00:56:42.616
به‌ترین حالت ممکن

758
00:56:49.699 --> 00:56:55.263
اگه یکی من رو سر یکی از جوک‌هام به قتل
برسونه، بلافاصله تبدیل به یه افسانه می‌شم

759
00:56:55.287 --> 00:56:56.974
یه خدای کمدی می‌شم

760
00:56:56.998 --> 00:57:00.884
کوه راشمورِ کمدی من‌ام، چهار مرتبه
اشاره به چهار تن از مشهورترین رئسای جمهور آمریکا که ]
[ بر روی سنگ این کوه در مقیاس بزرگ کنده‌کاری شده‌اند

761
00:57:03.587 --> 00:57:05.515
«گفتم: «بذار ببینم چی توی چنته دارن

762
00:57:05.882 --> 00:57:09.402
:مأمورین حفاظتی‌م می‌گن
،خیلی‌خب، آنتونی، خب، فقط محض اطلاع‌ت»

763
00:57:09.426 --> 00:57:11.728
«اون احمقانه‌ترین چیزی بود که تابه‌حال شنیدیم

764
00:57:13.514 --> 00:57:15.659
«ولی ارباب توئی. باشه»

765
00:57:15.683 --> 00:57:17.193
و می‌رن

766
00:57:18.228 --> 00:57:20.363
و بعد فرداش برمی‌گردن

767
00:57:20.813 --> 00:57:23.209
و می‌گن: «آنتونی، شرمنده
.دوباره مزاحم‌ت می‌شیم

768
00:57:23.233 --> 00:57:26.503
،می‌دونم دیروز برات اهمیتی نداشت
.ولی اوضاع خیلی خیلی بدتر شده

769
00:57:26.527 --> 00:57:28.204
«دل‌ت می‌خواد این رو بشنوی

770
00:57:29.072 --> 00:57:35.971
می‌گن: «آنتونی، یه نفر از نیوزیلند، ردّ شمارۀ تلفن
،و آدرس مامان‌بابات در پیتزبورگ رو پیدا کرد

771
00:57:35.995 --> 00:57:38.088
...توی اینترنت پخش‌ش کرد

772
00:57:38.581 --> 00:57:42.593
و حالا کُل خانواده‌ت دارن از طرف
«نیوزیلند تهدید به مرگ می‌شن

773
00:57:43.211 --> 00:57:47.097
و باید اقرار کنم، اون تابه‌حال به ذهن‌م خطور نکرده بود

774
00:57:47.548 --> 00:57:49.559
...تابه‌حال به فکرم نرسیده بود

775
00:57:50.093 --> 00:57:55.490
که خانواده‌م، عزیزان‌م، یه وقت تقاص
،پس بدن، در خطر قرار بگیرن

776
00:57:55.514 --> 00:57:58.410
به‌خاطر کاری که من کردم، یا چیزی
که من راجع به‌ش جوک گفتم

777
00:57:58.434 --> 00:58:01.872
و صادقانه، من سرم‌م واسه جوک‌هام می‌دم

778
00:58:01.896 --> 00:58:04.532
جون‌م رو واسه کاری که می‌کنم، می‌دم

779
00:58:04.857 --> 00:58:10.547
،ولی اگه کسی، و این رو کاملاً جدی می‌گم
اگه یه وقت کسی به‌خاطر جوکی که گفتم

780
00:58:10.571 --> 00:58:14.260
به خانواده‌م صدمه بزنه یا کسی که برام مهمه رو بکُشه؟

781
00:58:14.284 --> 00:58:15.751
نور علی نور

782
00:58:17.300 --> 00:58:22.300
کاری از هومن صمدی
Raylan Givens

783
00:58:22.324 --> 00:58:42.324
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »
[ CinemaFreak.Net ]
