1
00:00:35,848 --> 00:00:40,232
‫« شوالیه‌های آلتو »

2
00:00:41,265 --> 00:00:45,613
‫[ بر اساس رویدادهای واقعی ]

3
00:00:49,377 --> 00:00:54,413
‫[ نیویورک سیتی - سال ۱۹۵۷ ]

4
00:01:00,638 --> 00:01:02,871
‫- سلام، نُرول
‫- عصر بخیر، آقای کاستلو

5
00:01:02,895 --> 00:01:12,895
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

6
00:01:12,919 --> 00:01:17,919
‫ترجمه از «امیررضا»

7
00:01:19,063 --> 00:01:20,606
‫این برای توئه، فرانک

8
00:01:23,650 --> 00:01:25,110
‫این برای توئه، فرانک

9
00:01:26,610 --> 00:01:34,610
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

10
00:01:38,165 --> 00:01:40,834
‫آقای کاستلو! آقای کاستلو!

11
00:01:41,376 --> 00:01:42,753
‫الان آمبولانس خبر می‌کنم

12
00:01:47,466 --> 00:01:49,024
‫باید بیش‌تر دقت می‌کردم

13
00:01:49,025 --> 00:01:51,470
‫به جای اینکه توی کوپا تعظیم کنم
‫[ کوپاکابانا ]

14
00:01:52,638 --> 00:01:57,638
‫That Old Black ♪
‫♪ Magic - Johnnie Johnston

15
00:02:06,157 --> 00:02:07,903
‫قبل از اینکه یه تیر
‫توی سرم خالی کنن...

16
00:02:07,986 --> 00:02:11,281
‫فکر کنم هیچکس نمی‌دونست
‫که من توی جرائم سازمان‌یافته دخیلم

17
00:02:11,782 --> 00:02:16,870
‫سلاح با خودم حمل نمی‌کردم.
‫محافظ نداشتم. با تاکسی جابه‌جا می‌شدم

18
00:02:20,332 --> 00:02:23,043
‫به مدت ۳۸ سال فقط
‫با یه زن زندگی کردم

19
00:02:23,836 --> 00:02:24,836
‫و هر وقت توی روزنامه‌ها

20
00:02:24,837 --> 00:02:27,464
‫برای یه کار خیریه یا سیاسی
‫اسمم رو می‌نوشتن

21
00:02:27,548 --> 00:02:31,176
‫معمولاً به عنوان یه قمارباز حرفه‌ای
‫ازم یاد میشد

22
00:02:31,260 --> 00:02:34,346
‫مثل شخصیت‌های
‫داستان‌های «دیمون رانیون»

23
00:02:34,429 --> 00:02:36,890
‫«مردان و عروسک‌ها»
‫و اون‌جور چیزها

24
00:02:43,564 --> 00:02:45,357
‫آهنگ آخر داره اجرا میشه

25
00:02:45,440 --> 00:02:46,817
‫خوبه

26
00:02:46,900 --> 00:02:49,153
‫اما سال‌ها بعد، بهترین دوست من،

27
00:02:50,487 --> 00:02:51,697
‫بهم خیانت کرد

28
00:02:52,114 --> 00:02:54,116
‫ویتو، نمایش داره تموم میشه

29
00:03:02,499 --> 00:03:04,960
‫من و ویتو از بچگی با هم دوست بودیم

30
00:03:05,043 --> 00:03:06,670
‫شما نمی‌دونید، اما قبلاً

31
00:03:06,753 --> 00:03:09,882
‫ما دوست‌های خوب
‫و صمیمی همدیگه بودیم

32
00:03:09,965 --> 00:03:11,967
‫و هر دوتامون کلاس نهم ترک تحصیل کردیم
‫و از مدرسه‌ی عادیمون بیرون اومدیم،

33
00:03:12,050 --> 00:03:14,469
‫ترک تحصیلمون به‌خاطر خنگ بودن نبود،
‫به‌خاطر این بود که جاه‌طلب بودیم

34
00:03:14,553 --> 00:03:16,096
‫و کلاب اجتماعی «شوالیه‌های آلتو»

35
00:03:16,180 --> 00:03:17,973
‫جایی بود که توش وقتمون رو می‌گذروندیم

36
00:03:18,056 --> 00:03:19,600
‫خونه‌مون بود

37
00:03:19,683 --> 00:03:21,393
‫نمی‌خواستیم مثل پدرهامون
‫تا آخر عمر

38
00:03:21,476 --> 00:03:24,801
‫خندق بکنیم و توی
‫یه اتاق اجاره‌ای سرد زندگی کنیم

39
00:03:24,802 --> 00:03:26,273
‫نه، جناب، ما اونطور آدم‌هایی نبودیم

40
00:03:26,356 --> 00:03:30,068
‫ما توی آمریکا زندگی می‌کردیم.
‫آمریکا سرزمین رویاها و فرصت‌هاست

41
00:03:30,152 --> 00:03:32,070
‫مثل فیلم «احمق آمریکایی خوش‌تیپ»
‫و اون‌طور چیزها

42
00:03:32,154 --> 00:03:33,155
‫اما وقتی لاکی
‫[ پلیس نیویورک ]

43
00:03:33,238 --> 00:03:34,281
‫وارد دنیای سیاست شد،

44
00:03:34,364 --> 00:03:36,017
‫همه چیز عوض شد

45
00:03:36,018 --> 00:03:37,459
‫[ جمهوری‌خواه ] [ دموکرات ]

46
00:03:37,576 --> 00:03:39,661
‫مخصوصاً به از اینکه سازمان تامانی
‫متوجه شد که مهاجرهایی

47
00:03:39,745 --> 00:03:41,288
‫که قبلاً به خودشون زحمت نمی‌دادن
‫که رای بدن،

48
00:03:41,371 --> 00:03:43,373
‫در روز انتخابات طلای ناب هستن

49
00:03:43,999 --> 00:03:46,043
‫من و ویتو به ایتالیایی به همه می‌گفتیم:

50
00:03:46,126 --> 00:03:47,836
‫«به الاغ رای بدید»
‫(نماد حزب دموکرات)

51
00:03:47,837 --> 00:03:49,158
‫[ جیمز جِی واکر - نامزد شهرداری ]

52
00:03:49,254 --> 00:03:50,964
‫یادمه یه بار به ویتو گفتم:

53
00:03:51,048 --> 00:03:53,749
‫«هی، شاید بتونیم یه رستوران
‫یا یه بار راه بندازیم. نظرت چیه؟»

54
00:03:53,750 --> 00:03:55,761
‫اون گفت: «نه، خوشم نمیاد»

55
00:03:56,345 --> 00:03:57,679
‫- باید این رو در نظر بگیریم
‫- گوش کن...

56
00:03:57,763 --> 00:04:01,016
‫- شوخی نمی‌کنم
‫- من پول می‌گیریم. سرمایه‌گذاری نمی‌کنم

57
00:04:01,099 --> 00:04:03,936
‫و اون موقع اولین باری بود
‫که متوجه شدم،

58
00:04:04,019 --> 00:04:05,229
‫«طرز فکرمون مثل هم نیست»

59
00:04:07,147 --> 00:04:08,273
‫تعظیم کن

60
00:04:08,357 --> 00:04:09,858
‫اولش خیلی مطمئنم نبودم

61
00:04:09,942 --> 00:04:11,568
‫که باید تعظیم بکنم یا نه

62
00:04:11,652 --> 00:04:12,903
‫من اونطور آدمی نبودم

63
00:04:12,986 --> 00:04:14,821
‫اما بعد از یه مدتی،
‫باید اعتراف کنم که خوشم می‌اومد

64
00:04:14,905 --> 00:04:16,990
‫سرگرد! اینجا. بیاید اینجا!

65
00:04:17,074 --> 00:04:18,074
‫آقای هاولی،

66
00:04:18,075 --> 00:04:20,244
‫به عنوان رئیس انجمن تجار خیابان پنجم،

67
00:04:20,327 --> 00:04:21,620
‫نظرتون راجع به کار
‫با فرانک کاستلو چیه؟

68
00:04:21,703 --> 00:04:22,829
‫فقط می‌تونم بگم امیدوارم

69
00:04:22,913 --> 00:04:24,206
‫توی تمام مراسم‌های خیریه‌مون

70
00:04:24,289 --> 00:04:25,457
‫فرانک کاستلو حمایت‌مون کنه

71
00:04:25,540 --> 00:04:27,042
‫تو با جین و لوئیس برو،

72
00:04:27,125 --> 00:04:28,502
‫توی رستوران می‌بینمتون

73
00:04:28,585 --> 00:04:29,878
‫باید برم خونه چند تا کار انجام بدم

74
00:04:29,962 --> 00:04:31,922
‫باشه. عزیزم، دیر نیایی

75
00:04:32,005 --> 00:04:33,590
‫مراسم دوست‌داشتنی‌ای بود،

76
00:04:33,674 --> 00:04:35,592
‫و تا حالا این همه قاضی
‫یک‌جا ندیده بودم

77
00:04:35,676 --> 00:04:37,052
‫دیر نمیام

78
00:04:37,135 --> 00:04:38,053
‫آدم‌های خیلی باحالی نیستن

79
00:04:38,136 --> 00:04:39,304
‫مشکلی برات پیش نمیاد

80
00:04:42,724 --> 00:04:44,726
‫بعضی‌وقت‌ها فراموش می‌کردم

81
00:04:44,810 --> 00:04:46,478
‫که یه کسب‌وکارِ میلیارد دلاریِ
‫معمولی رو مدیریت نمی‌کنم

82
00:04:46,561 --> 00:04:49,231
‫در واقع، توی فکر این بودم
‫که بذارمش کنار، اما...

83
00:04:50,440 --> 00:04:51,984
‫انتظار چنین اتفاقی رو نداشتم

84
00:04:53,110 --> 00:04:56,488
‫دکتر رابرتس،
‫با خط داخلی ۱۶ تماس بگیرید

85
00:04:56,571 --> 00:05:00,284
‫دکتر رابرتس،
‫لطفاً با خط داخلی ۱۶ تماس بگیرید

86
00:05:02,619 --> 00:05:04,538
‫آقای کاستلو، مرد خوش‌شانسی هستید

87
00:05:04,621 --> 00:05:07,291
‫گلوله پوست سرتون رو
‫درست بالا گوش راست‌تون پاره کرده،

88
00:05:07,374 --> 00:05:09,501
‫ولی به جای نفوذ به جمجمه،

89
00:05:09,584 --> 00:05:12,045
‫به طرز معجزه‌آسایی دور سرتون چرخیده

90
00:05:12,129 --> 00:05:14,172
‫و نزدیک گوش چپ خارج شده

91
00:05:14,673 --> 00:05:16,925
‫به مدت چند روز سردرد
‫و فراموشی رو تجربه می‌کنید،

92
00:05:17,009 --> 00:05:17,968
‫اما مشکل خاصی نیست

93
00:05:18,051 --> 00:05:19,303
‫ممنون، دکتر

94
00:05:22,180 --> 00:05:23,724
‫نمی‌خواستم بیایی اینجا

95
00:05:25,017 --> 00:05:26,643
‫همیشه اون کاری
‫که می‌خوای رو انجام نمیدم

96
00:05:26,727 --> 00:05:28,103
‫می‌دونم، می‌دونم...

97
00:05:28,186 --> 00:05:30,063
‫شنیدی چی گفت. مشکل خاصی نیست،
‫همه چیز خوبه

98
00:05:30,522 --> 00:05:31,940
‫الان چی میشه؟

99
00:05:32,357 --> 00:05:33,650
‫هیچی

100
00:05:34,526 --> 00:05:36,278
‫پیغامش رو متوجه شدم

101
00:05:36,945 --> 00:05:38,071
‫همین

102
00:05:39,281 --> 00:05:41,283
‫دیگه بسمه. تمومه

103
00:05:42,200 --> 00:05:43,452
‫تمومه؟

104
00:05:46,038 --> 00:05:47,414
‫می‌دونم باید چیکار کنم

105
00:05:47,497 --> 00:05:48,915
‫چی... یعنی چی؟

106
00:05:49,916 --> 00:05:52,169
‫حرف‌هات رو نمی‌فهمم

107
00:05:52,586 --> 00:05:54,838
‫برو خونه. توی خونه می‌بینمت، باشه؟

108
00:05:54,921 --> 00:05:56,214
‫باشه، عزیزم

109
00:05:56,298 --> 00:05:57,341
‫خیلی‌خب

110
00:05:58,633 --> 00:05:59,885
‫خدمه‌ی بیمارستان،

111
00:05:59,968 --> 00:06:01,803
‫لطفاً به سالن تجاری مراجعه کنید

112
00:06:01,887 --> 00:06:04,806
‫میشه لطفاً تمامی خدمه
‫به سالن تجاری مراجعه کنن؟

113
00:06:20,572 --> 00:06:22,491
‫بفرمایید داخل

114
00:06:25,911 --> 00:06:28,955
‫آقای کاستلو، من کاراگاه سالرنو هستم

115
00:06:29,039 --> 00:06:30,457
‫ایشون هم کاراگاه جیم مالینز هستن

116
00:06:30,540 --> 00:06:32,501
‫حتماً آدمی که بهت شلیک کرده رو دیدی

117
00:06:48,934 --> 00:06:50,727
‫اسمت رو صدا زده، فرانک

118
00:06:50,811 --> 00:06:53,563
‫باشه، آره، نه، صدا زده،
‫درسته. اما من چرخیدم

119
00:06:53,647 --> 00:06:56,817
‫و وقتی چرخیدم،
‫تیر خوردم و افتادم

120
00:06:56,900 --> 00:06:58,944
‫افتادم روی زمین، و وقتی...

121
00:06:59,027 --> 00:07:02,364
‫چشمم بهش افتاد،
‫رسیده بود به در خروجی

122
00:07:03,073 --> 00:07:04,074
‫چی شد؟

123
00:07:04,825 --> 00:07:06,326
‫فرار کردی

124
00:07:06,410 --> 00:07:07,702
‫فقط می‌خواستی یه کار بکنی،
‫ولی فرار کردی

125
00:07:07,786 --> 00:07:09,246
‫نه. اون اتفاق نیُفتاد

126
00:07:09,329 --> 00:07:10,705
‫پس چی شد؟

127
00:07:10,789 --> 00:07:12,416
‫فقط می‌خواستی کارش رو تموم کنی

128
00:07:12,499 --> 00:07:14,626
‫باید کاری که شروع کردی رو تموم کنی

129
00:07:14,709 --> 00:07:16,545
‫باید اون کار رو بکنی، وینسنت

130
00:07:16,628 --> 00:07:18,088
‫کارش رو تموم کردم.
‫فقط ۶۰ سانت باهاش فاصله داشتم

131
00:07:18,171 --> 00:07:19,798
‫گلوله‌ی لامصب کمونه کرده

132
00:07:19,881 --> 00:07:22,104
‫می‌دونی که این پایان ماجرا نبوده.
‫اون آدم‌ها دوباره میان سراغت

133
00:07:22,105 --> 00:07:23,135
‫این رو می‌دونی، درسته؟

134
00:07:23,218 --> 00:07:24,636
‫خب، نمی‌دونم...

135
00:07:24,719 --> 00:07:26,388
‫من دشمنی ندارم،
‫البته تا جایی که خودم خبر دارم

136
00:07:26,471 --> 00:07:28,296
‫من خیلی...

137
00:07:28,297 --> 00:07:30,809
‫- می‌دونم باورتون نمیشه
‫- کاش من می‌تونستم اون حرف رو بزنم

138
00:07:30,892 --> 00:07:32,853
‫باید با یه تفنگ بادی یا آب‌پاش می‌زدیش

139
00:07:32,936 --> 00:07:35,397
‫- چه مرگته؟
‫- نمی‌خواستم سروصدا کنم

140
00:07:35,480 --> 00:07:37,941
‫سروصدا؟ خب لامصب یه تفنگه.
‫چی میگی برای خودت؟

141
00:07:38,024 --> 00:07:40,277
‫- اما خیلی نزدیکش بودم
‫- یه تفنگه

142
00:07:40,360 --> 00:07:42,487
‫باید سروصدا ایجاد کنه.
‫احمقی یا چی؟

143
00:07:42,571 --> 00:07:44,030
‫برای اینکه مطمئن بشم
‫اسمش رو صدا زدم

144
00:07:44,114 --> 00:07:45,740
‫اسمش رو صدا زدی؟ که چی؟
‫اصلاً چه فایده‌ای داره؟

145
00:07:45,824 --> 00:07:47,659
‫این چیه، فرانک؟

146
00:07:47,742 --> 00:07:50,704
‫- اون چیه؟ تو الان...
‫- تاریخش برای هفته‌ی گذشته‌ست

147
00:07:50,787 --> 00:07:54,666
‫نوشته: «سود خالص کازینو.
‫بعد از کسر بدهی‌ها: ۴۳۴ هزار دلار»

148
00:07:54,749 --> 00:07:56,877
‫- پول خیلی زیادیه
‫- فرانک، یه کازینو داری؟

149
00:07:57,294 --> 00:07:58,920
‫کازینوت کجاست؟
‫توی لاس وگاسه؟

150
00:07:59,004 --> 00:08:01,131
‫نمی‌دونم راجع به چی حرف می‌زنید
‫و اصلاً اون برگه چیه

151
00:08:01,214 --> 00:08:03,967
‫...وقتی به سر یکی شلیک می‌کنی،
‫خب فکر می‌کنی طرف می‌میره

152
00:08:04,050 --> 00:08:06,553
‫فکر نمی‌کنی طرف مُرده.
‫شلیکت الکی بوده

153
00:08:06,636 --> 00:08:08,889
‫دیدی که طرف افتاده؟
‫یعنی مُرده؟ نه

154
00:08:08,972 --> 00:08:10,432
‫باید بری نگاه کنی ببینی مُرده یا نه

155
00:08:10,515 --> 00:08:12,309
‫باید چند بار دیگه هم بهش شلیک کنی

156
00:08:12,392 --> 00:08:13,935
‫اول شلیک می‌کنی،
‫بعداً سوال می‌پرسی،

157
00:08:14,019 --> 00:08:16,354
‫- اما مطمئن میشی که مُرده
‫- فکر می‌کردم مُرده

158
00:08:16,438 --> 00:08:19,691
‫خب نمرده. نمرده.
‫حدس بزن چی شده؟ نمرده

159
00:08:19,774 --> 00:08:22,152
‫نمی‌دونستم شما قانوناً می‌تونید...

160
00:08:22,235 --> 00:08:24,029
‫بدون هیچ حکمی...

161
00:08:24,112 --> 00:08:25,739
‫اونطوری دست بکنید توی جیب من
‫و یه چیزی بردارید

162
00:08:25,822 --> 00:08:27,449
‫ندیدی از روی زمین برداشتمش؟

163
00:08:27,532 --> 00:08:29,451
‫- حتماً افتاده روی زمین
‫- نه، ندیدم

164
00:08:29,534 --> 00:08:30,869
‫- فرانک...
‫- اون اتفاق افتاده؟

165
00:08:30,952 --> 00:08:32,746
‫...بهتره بگی ماجرا چیه

166
00:08:32,829 --> 00:08:34,289
‫چه خبره، فرانک؟

167
00:08:34,372 --> 00:08:35,832
‫من و تو هر دو می‌دونیم
‫که تو می‌دونی کار کی بوده

168
00:08:35,916 --> 00:08:37,626
‫اگه می‌دونید، پس برید سراغ اونا

169
00:08:37,709 --> 00:08:39,211
‫چون من نمی‌شناسمشون

170
00:08:39,294 --> 00:08:41,922
‫آخه... داشت از سرش بیرون می‌اومد

171
00:08:42,005 --> 00:08:43,924
‫خب باید هم بیاد بیرون

172
00:08:44,007 --> 00:08:45,926
‫وقتی به سر یه نفر شلیک می‌کنی،
‫خب فکر می‌کنی مُرده

173
00:08:46,009 --> 00:08:47,302
‫باید دوباره بهش شلیک کنی

174
00:08:47,385 --> 00:08:48,803
‫- بیخیال
‫- لعنتی

175
00:08:48,887 --> 00:08:50,555
‫خب، مشخصاً یه شاهد می‌خوایم، درسته؟

176
00:08:50,639 --> 00:08:52,307
‫تو قربانی هستی.
‫به سرت شلیک کردن

177
00:08:52,390 --> 00:08:55,727
‫فرانک، حتماً طرف رو دیدی.
‫فقط باید یه اسم بهمون بگی، فرانک

178
00:08:55,810 --> 00:08:59,022
‫در آسانسور... داشت باز میشد، و من...

179
00:08:59,105 --> 00:09:00,440
‫خون زیادی همه‌جا بود

180
00:09:00,524 --> 00:09:02,067
‫من از کجا می‌دونستم
‫چه اتفاقی قرار بیُفته؟

181
00:09:02,150 --> 00:09:04,152
‫باید از اینجا بری.
‫بری مخفی بشی

182
00:09:04,236 --> 00:09:06,530
‫یه مدت آفتابی نشو.
‫می‌دونی باید چیکار کنی

183
00:09:07,405 --> 00:09:09,032
‫قایم شو

184
00:09:09,533 --> 00:09:10,992
‫رفقا، دوست دارم کمک‌تون کنم،

185
00:09:11,076 --> 00:09:13,078
‫اما نمی‌تونم، چون نمی‌دونم کی...

186
00:09:13,161 --> 00:09:14,788
‫چیزی ندیدم

187
00:09:14,871 --> 00:09:17,082
‫چهره‌ی طرف رو ندیدم...
‫نامشخص بود

188
00:09:17,165 --> 00:09:20,335
‫اطلاعات بیش‌تری ندارم...
‫شرمنده، می‌دونید؟

189
00:09:20,418 --> 00:09:21,962
‫نمی‌دونم چی بهتون بگم

190
00:09:23,296 --> 00:09:25,215
‫نمی‌خواید برم بیمارستان؟

191
00:09:25,298 --> 00:09:26,967
‫- یالا. بجنب
‫- برم دوباره بهش شلیک کنم؟

192
00:09:27,050 --> 00:09:28,260
‫اینقدر آدم بی‌شعوری نباش

193
00:09:28,343 --> 00:09:30,011
‫باورم نمیشه الان گفت

194
00:09:30,095 --> 00:09:31,972
‫می‌خواد بره بیمارستان
‫و بهش شلیک کنه

195
00:09:32,055 --> 00:09:33,682
‫این بچه چه مرگشه؟

196
00:09:33,765 --> 00:09:35,642
‫چی، بار بعدی باید
‫یه راکت‌اندازِ بازوکا بهش بدیم؟

197
00:09:35,725 --> 00:09:37,310
‫- نمی‌فهمم
‫- کی اهمیت میده؟

198
00:09:37,394 --> 00:09:38,937
‫اون همه تمرین کرد.
‫برای کی مهمه؟

199
00:09:39,020 --> 00:09:40,939
‫رفت شمال شهر
‫و اون همه تمرین کرد

200
00:09:41,022 --> 00:09:42,941
‫بهم می‌گفت: «دارم تمرین می‌کنم،
‫دارم شلیک می‌کنم...»

201
00:09:43,024 --> 00:09:44,568
‫خب چی شد؟
‫هیچ غلطی نکردی که

202
00:09:47,988 --> 00:09:49,781
‫اگه اجازه هست دوست دارم
‫با وکیلم تماس بگیرم

203
00:09:49,864 --> 00:09:51,658
‫آره، برو. راحت باش

204
00:09:51,741 --> 00:09:52,993
‫خیلی‌خب

205
00:10:04,671 --> 00:10:06,715
‫فرانک کاستلو، رئیس مشهور
‫باندهای تبهکاری شهر

206
00:10:06,798 --> 00:10:08,842
‫و یه کله‌گنده‌ی سیاسی
‫که توی شهر

207
00:10:08,925 --> 00:10:10,510
‫به عنوان «نخست وزیر»
‫دنیای تبهکاری شناخته میشه...

208
00:10:10,594 --> 00:10:12,137
‫- چطور همه چیز خراب شد؟
‫- ...از یه سوءقصد جون سالم به در برد

209
00:10:12,220 --> 00:10:14,723
‫زمانی که داشته وارد آپارتمان لاکچریش
‫در سنترال پارک وست می‌شده

210
00:10:15,140 --> 00:10:17,475
‫پلیس میگه مرد مسلح، که از یه هفت تیر
‫با کالیبر ۳۲ استفاده می‌کرده،

211
00:10:17,559 --> 00:10:20,604
‫و حدوداً ۲۵ سال سن داشته با یه ماشین سدان
‫که راننده داشته فرار کرده

212
00:10:49,674 --> 00:10:51,051
‫پلیس نگرانه

213
00:10:51,134 --> 00:10:52,761
‫که شاید این تلاش نافرجام
‫برای کشتن کاستلو

214
00:10:52,844 --> 00:10:55,055
‫ممکنه نشونه‌ای از رقابت
‫توی محافل جرائم سازمان‌یافته باشه

215
00:10:55,138 --> 00:10:56,473
‫می‌دونیم که بین موکل تو

216
00:10:56,556 --> 00:10:58,016
‫و ویتو جنوویزه مشکلاتی وجود داره

217
00:10:58,099 --> 00:10:59,976
‫فرانک، چندین ساله که چنین شایعاتی
‫همه‌جا پخش شده

218
00:11:00,060 --> 00:11:01,811
‫پسرها و دخترها،
‫بذارید یه چیزی رو بهتون بگم

219
00:11:01,895 --> 00:11:03,688
‫من اینجا توی لیندیز هستم،
‫و این چیزی نیست

220
00:11:03,772 --> 00:11:06,483
‫که بشه با کیک پنیر
‫و شیرینی بلینتز ازش گذشت

221
00:11:06,566 --> 00:11:08,026
‫آقایون، لازمه بهتون یادآوری کنم

222
00:11:08,109 --> 00:11:10,070
‫که آقای کاستلو قربانی این ماجرا هستن؟

223
00:11:10,153 --> 00:11:12,155
‫اون کسیه که بهش شلیک کردن، ‌خیلی‌خب؟

224
00:11:12,238 --> 00:11:15,325
‫پس اگه نمی‌خواید قربانی رو
‫به انجام جرم‌وجنایت متهم کنید،

225
00:11:15,408 --> 00:11:17,035
‫به نظرم دیگه کارمون تمومه

226
00:11:17,118 --> 00:11:18,745
‫هی، فرانک، به نظرت کار کی بوده؟

227
00:11:18,828 --> 00:11:20,330
‫می‌تونم بگم که مقامات خیلی نگرانن

228
00:11:20,413 --> 00:11:23,083
‫که ممکنه سوءقصد به جون کاستلو

229
00:11:23,166 --> 00:11:24,751
‫منجر به یه درگیری
‫خونین مافیایی بشه

230
00:11:24,834 --> 00:11:26,086
‫که چندین ساله توی این شهر
‫شاهدش نبودیم

231
00:11:26,169 --> 00:11:27,629
‫هی، فرانک!

232
00:11:27,712 --> 00:11:28,713
‫می‌دونم باعث شده شهرداری

233
00:11:28,797 --> 00:11:30,090
‫و سرگرد پلیس

234
00:11:30,173 --> 00:11:33,093
‫در ساختمان پلیس به شدت نگران بشن

235
00:11:33,176 --> 00:11:34,928
‫من ویکتور ریزل هستم

236
00:11:39,182 --> 00:11:42,102
‫- آقای کاستلو!
‫- اینجا رو ببین، فرانک!

237
00:11:42,185 --> 00:11:43,478
‫فرانک! فراک، اینجا

238
00:11:43,561 --> 00:11:44,896
‫منتظرم بمون

239
00:11:44,979 --> 00:11:47,232
‫فرانک، یه لطفی بهم بکن.
‫هیچی نگو، باشه؟

240
00:11:47,315 --> 00:11:48,817
‫نظرت چیه، فرانک؟

241
00:11:49,275 --> 00:11:51,569
‫هی، هی، هی.
‫برید عقب. هی، هی

242
00:11:54,864 --> 00:11:57,409
‫فعلاً هیچ نظری نداریم.
‫نظری نداریم

243
00:11:57,492 --> 00:11:59,744
‫لطفاً تا حال آقای کاستلو بهتر میشه

244
00:11:59,828 --> 00:12:01,913
‫به حریم شخصی‌شون بذارید، باشه؟

245
00:12:01,996 --> 00:12:03,915
‫یالا پسرها.
‫یه امشب رو بذارید استراحت کنیم،

246
00:12:24,935 --> 00:12:25,935
‫[ پنت هاوس ]

247
00:12:51,004 --> 00:12:52,297
‫بیا بریم

248
00:12:53,548 --> 00:12:55,467
‫الان دیگه چه فایده‌ای داره؟

249
00:12:55,884 --> 00:12:57,010
‫خیلی فایده داره

250
00:12:57,469 --> 00:13:02,891
‫شام رو توی رم می‌خوریم. هوم؟

251
00:13:02,974 --> 00:13:05,810
‫من فقط... می‌دونی... می‌خوام...

252
00:13:05,894 --> 00:13:08,646
‫- به هر حال باید برگردیم
‫- چرا؟ چرا؟

253
00:13:08,730 --> 00:13:11,357
‫- چون من...
‫- نه، فقط من و توییم

254
00:13:11,441 --> 00:13:12,776
‫قرارمون همین بود

255
00:13:13,651 --> 00:13:15,612
‫ما خانواده‌ی مستقلی هستیم

256
00:13:16,154 --> 00:13:17,697
‫می‌تونیم هر جایی
‫که می‌خوایم زندگی کنیم

257
00:13:18,782 --> 00:13:21,659
‫درست میگی، می‌دونم.
‫اما باید همین‌جا تمومش کنم

258
00:13:21,743 --> 00:13:23,536
‫باید این ماجرا رو تموم کنم

259
00:13:23,620 --> 00:13:26,080
‫باید باهاش سروکله بزنم.
‫من... باید...

260
00:13:26,164 --> 00:13:28,041
‫باید بفهمم می‌خوام چیکار کنم

261
00:13:28,124 --> 00:13:30,585
‫بهم قول دادی.
‫گفتی خانواده‌ی مستقلی هستیم

262
00:13:30,668 --> 00:13:33,880
‫و من و تو و سگ‌ها می‌تونیم...
‫می‌تونیم هر جایی خواستیم زندگی کنیم

263
00:13:33,963 --> 00:13:35,256
‫اون کار رو می‌کنیم

264
00:13:35,965 --> 00:13:38,426
‫تصمیمم رو گرفتم، بعد از این کار،
‫دیگه تمومش می‌کنم

265
00:13:38,510 --> 00:13:40,178
‫اما اول باید این قضیه رو حل کنم

266
00:13:40,261 --> 00:13:42,680
‫باید مطمئن بشم که قبل از رفتنمون
‫همه چیز مرتبه،

267
00:13:42,764 --> 00:13:45,642
‫و بعدش می‌ریم. من دیگه کنار می‌کشم،
‫تمومه. دیگه بسمه

268
00:13:47,894 --> 00:13:49,854
‫اما الان نگرانم.
‫باید این ماجرا رو تموم کنم

269
00:13:49,938 --> 00:13:52,357
‫ممکنه بار بعدی این‌قدر
‫خوش‌شانس نباشیم

270
00:13:53,900 --> 00:13:56,194
‫اگه بابی رو نداشتم،

271
00:13:56,277 --> 00:13:59,113
‫احتمالاً اصلاً از محله خارج نمی‌شدم

272
00:13:59,781 --> 00:14:01,658
‫هیچکس از محله خارج نمیشد

273
00:14:02,158 --> 00:14:05,912
‫همه اونجا احساس امنیت
‫و راحتی می‌کردیم

274
00:14:06,621 --> 00:14:08,414
‫هوای همدیگه رو داشتیم

275
00:14:09,457 --> 00:14:12,377
‫بابی بهمون نشون داد
‫که به جز مرکز شهر،

276
00:14:12,460 --> 00:14:15,880
‫کلاب و بقیه‌ی چیزها،
‫این شهر بخش‌های دیگه‌ای هم داره

277
00:14:17,215 --> 00:14:18,842
‫اون همه خاطره

278
00:14:20,093 --> 00:14:22,303
‫برای عروسی یه منطقه‌ی بی‌طرف
‫انتخاب کردیم

279
00:14:22,387 --> 00:14:24,222
‫چون پدر و مادرش فکر می‌کردن

280
00:14:24,305 --> 00:14:27,016
‫که دختر ۱۷ ساله‌شون،
‫لورتا گایگرمن،

281
00:14:27,100 --> 00:14:29,936
‫نباید با یه تبهکار ایتالیایی ازدواج کنه

282
00:14:30,019 --> 00:14:32,146
‫و پدر و مادر من درک نمی‌کردن

283
00:14:32,230 --> 00:14:35,024
‫که چرا به جای یه دختر پرمدعای یهودی،

284
00:14:35,108 --> 00:14:37,360
‫داشتم با یه دختر لطیف ایتالیایی
‫ازدواج می‌کردم، می‌دونید

285
00:14:38,945 --> 00:14:41,489
‫چرا اون همیشه همراهته؟

286
00:14:42,031 --> 00:14:43,408
‫کاش همیشه تفنگ باهات نبود

287
00:14:43,491 --> 00:14:45,869
‫می‌دونی، اگه بگیرنت،
‫‏۵ سال زندانی میشی

288
00:14:45,952 --> 00:14:47,871
‫هیچکس من رو نمی‌گیره

289
00:14:48,496 --> 00:14:49,873
‫من که گرفتمت

290
00:14:50,748 --> 00:14:52,500
‫آره، خب، چون خودم بوسیدمت

291
00:14:53,418 --> 00:14:55,712
‫ولی پلیس‌ها رو نمی‌بوسم

292
00:15:04,637 --> 00:15:06,556
‫با اتهام حمل سلاح دستگیر شدم
‫[ هزینه‌ی سند ازدواج: ۱ دلار ]

293
00:15:06,639 --> 00:15:07,891
‫درست بعد از عروسی

294
00:15:07,974 --> 00:15:09,893
‫بقیه‌ی ماه‌عسل رو توی زندان بودم
‫[ شوالیه‌های آلتو ]

295
00:15:11,227 --> 00:15:13,062
‫بعد از اون دیگه هیچ سلاحی حمل نکردم

296
00:15:13,146 --> 00:15:17,066
‫قاضی تامانی من رو به ۱۱ ماه حبس
‫توی جزیره‌ی «وِلفر» محکوم کرد

297
00:15:17,150 --> 00:15:18,443
‫و اونجا با مردی هم‌سلول شدم

298
00:15:18,526 --> 00:15:21,738
‫که توی تقلب توی مسابقات
‫جهانی بیسبال ۱۹۱۹ همکاری کرده بود
‫[ سینسیناتی رِدز، قهرمان جهان سال ۱۹۱۹ ]

299
00:15:21,821 --> 00:15:23,865
‫گفت همه توی کشور

300
00:15:23,948 --> 00:15:25,408
‫می‌تونن هر چقدر
‫می‌خوان مشروب بخورن،

301
00:15:25,491 --> 00:15:27,660
‫اما کسی نمی‌تونست مشروب بفروشه

302
00:15:29,662 --> 00:15:31,164
‫باورم نمیشد همچین قانونی هست

303
00:15:36,878 --> 00:15:38,546
‫برای من، ممنوعیت الکل

304
00:15:38,630 --> 00:15:39,547
‫یه سرزمین ناشناخته بود

305
00:15:39,631 --> 00:15:41,382
‫خدا آمریکا رو حفظ کنه

306
00:15:48,640 --> 00:15:53,353
‫♪ Bessie Smith - Me and My Gin ♪

307
00:15:53,354 --> 00:15:55,813
‫ممنوعیت الکل قانونی بود
‫که هیچکس نمی‌خواست ازش پیروی کنه
‫[ در این مکان مشروب فروخته نمی‌شود ]

308
00:15:55,897 --> 00:15:57,023
‫و هیچکس نمی‌خواست اعمالش کنه،

309
00:15:57,106 --> 00:15:58,816
‫و برای من عالی بود

310
00:16:01,616 --> 00:16:02,616
‫[ مشروبات مست‌کننده مجاز نیست ]

311
00:16:12,914 --> 00:16:14,832
‫وقتی دکتر گفت که بچه‌دار شدن

312
00:16:14,916 --> 00:16:15,959
‫ممکنه جون بابی رو توی خطر بندازه،

313
00:16:16,042 --> 00:16:18,336
‫کسب‌وکارم تبدیل به خانواده‌م شد

314
00:16:18,711 --> 00:16:20,213
‫در طول دوران ممنوعیت مشروب

315
00:16:20,296 --> 00:16:22,632
‫سیاستمدارها و پلیس‌ها رو
‫شریک خودم کردم

316
00:16:24,592 --> 00:16:27,095
‫مشروب‌فروشی‌ها رو
‫تبدیل به کلاب کردم،

317
00:16:28,513 --> 00:16:30,556
‫و قماربازی‌های خیابانی رو
‫تبدیل به کازینو کردم

318
00:16:30,640 --> 00:16:33,101
‫بهترین اسکاچِ وارداتی موجود رو

319
00:16:33,184 --> 00:16:34,852
‫به طبقه‌ی مرفه عرضه می‌کردم

320
00:16:35,478 --> 00:16:39,482
‫سال ۱۹۳۷ که لاکی دستگیر شد،
‫ویتو رئیس رؤسا شد

321
00:16:40,149 --> 00:16:42,944
‫متاسفانه، ویتو هم درگیر
‫یه پرونده‌ی قتل دو انسان شد،

322
00:16:43,027 --> 00:16:45,196
‫و مسئولیت همه چیز رو به من سپرد

323
00:16:45,279 --> 00:16:47,532
‫و تصمیم گرفت از کشور خارج بشه

324
00:16:48,366 --> 00:16:51,035
‫اونطوری می‌خواست
‫با هیئت منصفه روبه‌رو نشه،

325
00:16:51,119 --> 00:16:53,037
‫پس قبل از اینکه راهی ایتالیا بشه

326
00:16:53,121 --> 00:16:55,206
‫روی کشتی یه مهمونی سفر بخیر
‫براش گرفتیم

327
00:16:55,915 --> 00:16:59,210
‫و من یهویی رئیس رؤسا شدم

328
00:16:59,293 --> 00:17:01,254
‫توی این مهمونی، اون به همه گفت

329
00:17:01,337 --> 00:17:03,631
‫تا وقتی که برگرده من رئیسم

330
00:17:03,715 --> 00:17:04,757
‫چون می‌دونست...

331
00:17:04,841 --> 00:17:06,884
‫که می‌تونه به من اعتماد کنه

332
00:17:06,968 --> 00:17:08,636
‫و من ازش دزدی نمی‌کنم

333
00:17:08,720 --> 00:17:10,054
‫و درست هم فکر می‌کرد

334
00:17:10,138 --> 00:17:11,764
‫من هیچوقت اون کار رو نمی‌کنم

335
00:17:12,890 --> 00:17:14,934
‫اما جنگ جهانی دوم شروع شد،
‫[ جنگ! ]

336
00:17:15,018 --> 00:17:17,020
‫و چندین سال توی ایتالیا گیر افتاد

337
00:17:20,344 --> 00:17:21,344
‫[ ژاپن تسلیم می‌شود! ]

338
00:17:22,844 --> 00:17:30,844
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

339
00:17:32,368 --> 00:17:35,038
‫وقتی موفق شد برگرده،
‫تمام دنیا تغییر کرده بود

340
00:17:38,583 --> 00:17:40,001
‫آقای جینوویزه

341
00:17:40,543 --> 00:17:42,295
‫در طول زندگی‌تون،

342
00:17:42,378 --> 00:17:45,089
‫از جمله سال‌هایی که خارج
‫از کشور یک فراری بودید،

343
00:17:45,590 --> 00:17:48,926
‫تمامی کسانی که می‌خواستن علیه‌تون
‫شهادت بدن یا مُردن، یا ناپدید شدن

344
00:17:49,010 --> 00:17:51,054
‫و اخیراً، همین هفته‌ی گذشته،

345
00:17:51,137 --> 00:17:54,932
‫یه شاهد که تحت بازداشت محافظتی
‫همین دادگاه بود

346
00:17:55,016 --> 00:17:56,642
‫بعد از خوردن یه لیوان قهوه مُرد

347
00:17:56,726 --> 00:17:59,604
‫اونقدر مرگ موش توش ریخته شده بود
‫که برای کشتن ۸ تا اسب کافی بود

348
00:17:59,687 --> 00:18:01,564
‫نمی‌تونم به جای هیئت منصفه حرف بزنم،

349
00:18:01,647 --> 00:18:04,317
‫اما با خوشحالی حاضرم شما رو
‫به مرگ با صندلی برقی محکوم کنم

350
00:18:05,485 --> 00:18:06,569
‫اگه بتونم

351
00:18:07,945 --> 00:18:09,614
‫پرونده بسته شد

352
00:18:12,533 --> 00:18:13,576
‫ویتو

353
00:18:14,202 --> 00:18:15,787
‫سلام. به خونه خوش اومدی

354
00:18:16,370 --> 00:18:18,122
‫وقتی ویتو توی اون پرونده تبرئه شد،

355
00:18:18,206 --> 00:18:21,167
‫رؤسا توی «شوالیه‌های آلتو»
‫یه مهمونی براش گرفتن

356
00:18:22,043 --> 00:18:24,796
‫همه اونجا بودن.
‫حتی ریچی بویاردو،

357
00:18:24,879 --> 00:18:26,672
‫رئیس مناطق مرزیِ
‫نیویورک و نیوجرسی هم اومده بود

358
00:18:26,756 --> 00:18:30,301
‫بویاردو برای رؤسای نیویورک
‫مثل یه داور بود

359
00:18:30,384 --> 00:18:31,594
‫همه ازش خوششون می‌اومد

360
00:18:32,011 --> 00:18:34,138
‫جو بونانو از برانکس

361
00:18:34,222 --> 00:18:35,932
‫تامی لوکیزی از کویینز

362
00:18:36,808 --> 00:18:38,893
‫جو پروفاچی از بروکلین

363
00:18:38,976 --> 00:18:42,021
‫آلبرت آناستازیا که سواحل
‫بروکلین رو مدیریت می‌کرد

364
00:18:42,105 --> 00:18:43,147
‫با وجود اینکه روزنامه‌ها نوشته بودن

365
00:18:43,231 --> 00:18:45,024
‫که سازمان «آدم‌کش‌های حرفه‌ای»
‫رو مدیریت می‌کرده

366
00:18:45,108 --> 00:18:46,901
‫و تونی بندر هم اومده بود،

367
00:18:46,984 --> 00:18:50,029
‫محرم راز، دوست صمیمی
‫و مشاور ویتو

368
00:18:50,113 --> 00:18:52,198
‫توی اون جمعیت،
‫که ریچی بوی هم حضور داشت،

369
00:18:52,281 --> 00:18:53,699
‫آلبرت بهترین دوست من بود

370
00:18:53,783 --> 00:18:56,452
‫به خونه خوش اومدی، ویتو

371
00:18:58,913 --> 00:19:00,832
‫فرانک کجاست؟ فرانک نیومده؟

372
00:19:00,915 --> 00:19:02,500
‫- کی؟ نه، اینجا نیست
‫- نیومده

373
00:19:02,583 --> 00:19:04,627
‫زیاد نمیاد اینجا

374
00:19:04,710 --> 00:19:05,837
‫چی شده؟

375
00:19:06,337 --> 00:19:08,214
‫اون باید اینجا باشه.
‫مثلاً رئیسه

376
00:19:08,297 --> 00:19:09,799
‫باید اینجا باشه، درسته؟

377
00:19:09,882 --> 00:19:11,801
‫به نظرم باید اینجا باشه، آره. اما...

378
00:19:11,884 --> 00:19:13,970
‫نمی‌خواد خیلی جلب توجه کنه

379
00:19:14,053 --> 00:19:16,973
‫خیلی وقت بود که ویتو غایب بود

380
00:19:17,056 --> 00:19:18,933
‫می‌خواست جایگاه قبلیش رو
‫به دست بیاره

381
00:19:19,016 --> 00:19:20,309
‫رئیس رؤسا بشه،

382
00:19:20,393 --> 00:19:22,228
‫اما کارگروه مخالفت کرد

383
00:19:22,311 --> 00:19:25,148
‫کارگروهی متشکل از ۶۰ رئیس برتر
‫از سراسر کشور

384
00:19:25,231 --> 00:19:28,442
‫که با ریاست من به مدت ۱۵ سال

385
00:19:28,526 --> 00:19:31,529
‫آرامش، رفاه و همکاری
‫با سیاستمدارها رو تجربه کرده بودن

386
00:19:31,612 --> 00:19:33,030
‫و نمی‌خواستن تغییری صورت بگیره

387
00:19:33,114 --> 00:19:34,907
‫مخصوصاً بعد از اینکه شایعه شد

388
00:19:34,991 --> 00:19:36,576
‫ویتو توی ایتالیا مواد معامله می‌کرده

389
00:19:36,659 --> 00:19:38,619
‫اون پرونده‌ی قتل بسته شد،
‫و تو تبرئه شدی

390
00:19:38,703 --> 00:19:40,246
‫- ها؟
‫- پرونده‌ی قتل بسته شد

391
00:19:40,329 --> 00:19:42,540
‫تبرئه شدی

392
00:19:42,623 --> 00:19:44,876
‫بین خودمون بمونه، باید امشب می‌اومد...

393
00:19:44,959 --> 00:19:46,335
‫البته، البته

394
00:19:46,419 --> 00:19:47,920
‫اما فردا خودت برو به دیدنش

395
00:19:48,004 --> 00:19:49,881
‫باید التماسش کنم چیزی
‫که مال خودمه رو بهم بده

396
00:19:49,964 --> 00:19:51,340
‫- نه
‫- منم برای همین...

397
00:19:51,424 --> 00:19:53,467
‫بعضی‌وقت‌ها نیازه

398
00:19:53,551 --> 00:19:54,719
‫که از یه‌کم دیپلماسی استفاده کنی

399
00:19:54,802 --> 00:19:55,887
‫می‌دونی منظورم چیه؟

400
00:19:55,970 --> 00:19:58,764
‫فقط مهربون باش.
‫مصمم، اما مهربون

401
00:20:00,099 --> 00:20:02,143
‫آره، می‌دونم، درسته،
‫مزخرفه. آره

402
00:20:02,226 --> 00:20:04,228
‫با این همه قاضی لعنتی
‫و اون ماجراها

403
00:20:04,312 --> 00:20:06,772
‫اون قاضی‌ها بهم هیچی ندادن

404
00:20:06,856 --> 00:20:09,609
‫هیچی. هیچی بهم ندادن...
‫یعنی واقعاً هیچی

405
00:20:09,692 --> 00:20:12,778
‫ویتو، بدون اون تبرئه شدی.
‫بهش نیاز نداشتی. کون لقش

406
00:20:12,862 --> 00:20:14,447
‫به حرف‌هام گوش میدی؟
‫بهم هیچی نداد

407
00:20:14,530 --> 00:20:16,866
‫- هیچی
‫- می‌دونم اون... درست میگی

408
00:20:16,949 --> 00:20:18,075
‫حرومزاده‌ی متکبر

409
00:20:18,159 --> 00:20:20,119
‫می‌دونم، می‌دونم. حق با توئه

410
00:20:20,203 --> 00:20:22,038
‫من برمی‌گردم ولی بهم احترام نمی‌ذاره

411
00:20:22,121 --> 00:20:25,124
‫- باید اینجا کنارم باشه
‫- معلومه که باید اینجا باشه

412
00:20:25,583 --> 00:20:28,336
‫از پلیس‌ها می‌ترسه.
‫می‌ترسه دستگیرش کنن

413
00:20:28,419 --> 00:20:30,046
‫همسرش کنترلش می‌کنه

414
00:20:30,129 --> 00:20:32,465
‫می‌دونه من اینجام.
‫باید می‌اومد اینجا

415
00:20:32,548 --> 00:20:35,468
‫حرکت زشتی کردن. باید می‌اومدن.
‫کاملاً درسته

416
00:20:37,637 --> 00:20:40,014
‫برای اینکه من و ویتو این گفتگو رو داشته باشیم،
‫[ شیرینی فروشی دورا ]

417
00:20:40,097 --> 00:20:42,433
‫گفتم: «بیا بریم به شیرینی
‫فروشی دورا. چرا که نه؟»

418
00:20:42,516 --> 00:20:43,851
‫وقتی بچه بودیم اونجا رو پیدا کردیم

419
00:20:43,935 --> 00:20:45,436
‫همیشه می‌رفتیم اونجا

420
00:20:45,519 --> 00:20:47,438
‫اونجا همه جور کاری می‌کردیم

421
00:20:48,064 --> 00:20:49,273
‫مؤثره

422
00:20:49,774 --> 00:20:52,109
‫اما ویتو رو می‌شناختم،
‫و این رو می‌دونستم

423
00:20:52,193 --> 00:20:54,904
‫که اگه به خواسته‌ش نرسه،

424
00:20:54,987 --> 00:20:56,239
‫سعی می‌کنه به زور بگیرش

425
00:21:41,117 --> 00:21:43,703
‫شرمنده که نتونستم توی مهمونی بازگشتت
‫توی کلاب شرکت کنم

426
00:21:43,786 --> 00:21:45,663
‫گفتم شاید بهتر باشه
‫من اونجا نباشم

427
00:21:45,746 --> 00:21:47,415
‫نمی‌خواستم توجه‌ها رو
‫به خودم جلب کنم

428
00:21:47,498 --> 00:21:50,167
‫خوب بود. خیلی خوب بود
‫که همه رو دیدم...

429
00:21:50,251 --> 00:21:51,669
‫- مشکلی نیست. نگران نباش
‫- حتماً خوب بوده

430
00:21:51,752 --> 00:21:53,129
‫- خوب بود
‫- آره، خوبه

431
00:21:53,212 --> 00:21:55,006
‫نه، خوشحالم که
‫بهت خوش گذشته. خب...

432
00:21:55,089 --> 00:21:57,508
‫نظرت چیه؟
‫می‌خوای چیکار کنی؟

433
00:21:59,969 --> 00:22:01,595
‫اول از همه چیز،
‫به این فکر می‌کنم که:

434
00:22:01,679 --> 00:22:03,556
‫«همه چیزهایی که توی دوران غیبت
‫از دست دادم رو بده بهم»

435
00:22:03,639 --> 00:22:06,142
‫ویتو، خیلی وقته غایت بودی.
‫همه چیز تغییر کرده

436
00:22:06,225 --> 00:22:08,311
‫- مثل قبل نیست
‫- می‌دونم. درک می‌کنم

437
00:22:08,394 --> 00:22:10,146
‫ببین، در حق همه خوبی کردی

438
00:22:10,229 --> 00:22:12,106
‫خدا حفظت کنه. برای خیلی‌ها
‫پول زیادی درآوردی

439
00:22:12,189 --> 00:22:15,234
‫ولی من شاملش نشدم، اما مشکلی نیست.
‫چیکار می‌تونم بکنم؟

440
00:22:15,693 --> 00:22:17,903
‫- خب، برای همین اومدیم اینجا
‫- آره، برای همین اومدیم اینجا

441
00:22:17,987 --> 00:22:19,905
‫برای همین باید دنبال چیزی بگردم

442
00:22:19,989 --> 00:22:21,824
‫که من رو مثل قدیم
‫به جایگاهم برمی‌گردونه، چون...

443
00:22:21,907 --> 00:22:24,869
‫بهم مرکز شهر
‫و بخش غربی رو دادی، خوبه

444
00:22:24,952 --> 00:22:27,288
‫اما کافی نیست. اصلاً کافی نیست.
‫بیش‌تر از اینا می‌خوام

445
00:22:27,371 --> 00:22:29,248
‫می‌دونی، وقتی داشتم می‌رفتم
‫همه چیز رو به تو سپردم

446
00:22:29,332 --> 00:22:30,708
‫پس باید این قضیه رو حل کنیم

447
00:22:30,791 --> 00:22:32,543
‫وگرنه باید دنبال چیز دیگه‌ای بگردم

448
00:22:32,626 --> 00:22:34,712
‫- که من رو به جایگاهم برگردونه
‫- خب، امیدوارم من...

449
00:22:35,171 --> 00:22:37,465
‫امیدوارم اون چیزی که توی ذهن منه
‫مد نظرت نباشه،

450
00:22:37,548 --> 00:22:39,342
‫چون به نفع هیچکس نیست

451
00:22:39,425 --> 00:22:42,136
‫بعضی‌ها می‌خوان
‫اون مسیر رو امتحان کنن

452
00:22:42,219 --> 00:22:44,263
‫کسایی که باهاشون حرف می‌زنم.
‫و اونا دنبال...

453
00:22:44,347 --> 00:22:47,350
‫می‌دونم با چه کسایی حرف می‌زنی.
‫با اون رفقا،

454
00:22:47,433 --> 00:22:49,810
‫دنبال دردسر می‌گردی،
‫باید باهات روراست باشم

455
00:22:49,894 --> 00:22:52,188
‫الان اوضاعمون خیلی خوبه

456
00:22:52,271 --> 00:22:53,981
‫شرایط خوبی داریم. الان

457
00:22:54,899 --> 00:22:57,026
‫بیا فقط... یه راه‌حل پیدا کنیم

458
00:22:57,109 --> 00:22:59,570
‫بذار راجع بهش فکر کنم.
‫یذار یه راهی پیدا کنم

459
00:22:59,653 --> 00:23:02,573
‫یه راهی که برای تو
‫و برای همه بهتر باشه

460
00:23:02,990 --> 00:23:05,576
‫می‌فهمی؟ بیا اول
‫این روش رو امتحان کنیم

461
00:23:05,659 --> 00:23:07,703
‫بهتره عجولانه هیچ کاری نکنیم

462
00:23:07,787 --> 00:23:09,330
‫بیا هوشمندانه عمل کنیم

463
00:23:09,413 --> 00:23:10,915
‫فقط بهم یه‌کم زمان بده.
‫یه راهی پیدا می‌کنم

464
00:23:10,998 --> 00:23:13,918
‫اما اگه بخوای اون یکی راه رو
‫در پیش بگیری، مشکلات زیادی

465
00:23:14,001 --> 00:23:16,128
‫برای آدم‌های زیادی درست می‌کنی.
‫اونا هم صدمه آسیب می‌بینن

466
00:23:16,504 --> 00:23:18,172
‫این رو بهت قول میدم

467
00:23:18,255 --> 00:23:19,799
‫باید مراقب اون شرایط باشیم

468
00:23:19,882 --> 00:23:21,717
‫خیلی‌خب. آدم‌هایی
‫که باهاشون حرف می‌زنم،

469
00:23:21,801 --> 00:23:23,344
‫اونا مخالف نیستن

470
00:23:23,427 --> 00:23:25,846
‫هیچ مشکلی باهاش ندارن.
‫خیلی هم علاقه‌مندن

471
00:23:25,930 --> 00:23:28,140
‫- خیلی برام ارزش داره
‫- اونا مشکلی ندارن،

472
00:23:28,224 --> 00:23:30,434
‫اما این که تو مشکلی نداری بده

473
00:23:30,518 --> 00:23:32,228
‫مشکلی بزرگی به وجود میاد

474
00:23:32,645 --> 00:23:34,397
‫نه، نه. نه، نه، نه

475
00:23:35,064 --> 00:23:36,482
‫نه، نه، نه، نه

476
00:23:36,565 --> 00:23:37,608
‫برو

477
00:23:39,443 --> 00:23:40,820
‫فرانک، گوش کن

478
00:23:40,903 --> 00:23:43,030
‫توی ماجرای اسکاچ،
‫مانع فروشت نشد

479
00:23:43,114 --> 00:23:44,448
‫عرضه و تقاضا بود

480
00:23:44,532 --> 00:23:45,825
‫هیچکس بهتر از تو درک نمی‌کنه

481
00:23:45,908 --> 00:23:48,411
‫عرضه و تقاضا.
‫اونا تقاضا می‌کنن، ما عرضه می‌کنیم

482
00:23:48,494 --> 00:23:50,996
‫- دوتاش یکی‌ان
‫- یکی نیستن. بیخیال

483
00:23:51,080 --> 00:23:53,791
‫نه، یکی نیستن.
‫توی این یکی پول بیش‌تری کاسب میشی

484
00:23:53,874 --> 00:23:55,334
‫پول خیلی بیش‌تری توشه

485
00:23:55,418 --> 00:23:56,836
‫قدیم‌ها،

486
00:23:56,919 --> 00:23:59,296
‫یه کامیون پر از اسکاچ
‫باعث میشد ۵۰ دلار جریمه بشی

487
00:23:59,380 --> 00:24:00,673
‫و وقتی یه پولی می‌ذاشتی
‫کف دست پلیس

488
00:24:00,756 --> 00:24:02,508
‫می‌برد می‌رسوندت در خونه

489
00:24:02,591 --> 00:24:05,094
‫اما اگه الان با ۳۰ گرم بگیرنت،

490
00:24:05,177 --> 00:24:06,804
‫ممکنه حکم ۲۰ سال حبس بهت بدن

491
00:24:06,887 --> 00:24:08,305
‫چی میگی برای خودت؟
‫اصلاً یکی نیستن

492
00:24:08,389 --> 00:24:09,682
‫و می‌دونن توی ترکیه چه خبره

493
00:24:09,765 --> 00:24:11,058
‫می‌دونن توی مارسی چه خبره

494
00:24:11,142 --> 00:24:12,935
‫همچنین از جزایر کُرس
‫و پالرمو خبر دارن

495
00:24:13,018 --> 00:24:16,063
‫می‌دونن، و یه لیستی دارن
‫که اسم بیش‌تر از ۱۱۵ نفر توش نوشته شده

496
00:24:16,147 --> 00:24:17,815
‫نباید اسمت توی اون لیست باشه

497
00:24:17,898 --> 00:24:20,401
‫نمی‌خوام اسمت اونجا باشه.
‫نباید باشه

498
00:24:20,484 --> 00:24:22,111
‫چی، تو...
‫الان وکیل شدی؟

499
00:24:22,194 --> 00:24:24,697
‫نه، وکیل نیستم،
‫اما به حرف‌های وکیل‌ها گوش میدم

500
00:24:24,780 --> 00:24:26,449
‫و همیشه به روش خودشون
‫بهم مشاوره میدن

501
00:24:26,532 --> 00:24:28,576
‫که چه کارهایی انجام بدم
‫و چه کارهایی انجام ندم

502
00:24:28,659 --> 00:24:30,661
‫و اون کار رو نمی‌تونم بکنم. نه

503
00:24:35,082 --> 00:24:36,625
‫به هیچ وجه

504
00:24:36,709 --> 00:24:38,836
‫این اِسفاچاتلا.
‫این اِسفاچاتلا،

505
00:24:38,919 --> 00:24:41,338
‫انگار صد ساله اینجاست

506
00:24:42,715 --> 00:24:44,592
‫خیلی‌خب، بعداً راجع بهش حرف می‌زنیم

507
00:24:48,760 --> 00:24:51,656
‫[ شوالیه‌های آلتو ]

508
00:25:04,361 --> 00:25:06,155
‫خوبه، بنی

509
00:25:12,036 --> 00:25:14,246
‫هی، اون کیه؟ ها؟

510
00:25:14,330 --> 00:25:15,956
‫آنا ویجیو

511
00:25:16,040 --> 00:25:19,960
‫صاحب کلاب «زبرا»ست.
‫اونی که توی خیابون هشتمه

512
00:25:20,377 --> 00:25:21,754
‫همون کلاب همجنس‌گراها رو میگی؟

513
00:25:21,837 --> 00:25:23,631
‫- همون کلاب شبانه؟
‫- آره، آره، آره

514
00:25:23,714 --> 00:25:26,300
‫وقتی داشتن طلاق می‌گرفتن
‫از شوهرش دزدیدش

515
00:25:26,759 --> 00:25:28,844
‫طی دوران جنگ بود.
‫تو خارج بودی

516
00:25:28,928 --> 00:25:30,471
‫کی این رو خرید؟

517
00:25:30,554 --> 00:25:31,889
‫- کجا میری؟
‫- می‌خوام تا خونه قدم بزنم

518
00:25:31,972 --> 00:25:33,349
‫- صبر کن. کجا میری؟
‫- بعداً می‌بینمت

519
00:25:33,432 --> 00:25:34,517
‫می‌خوام برم سلامی بکنم

520
00:25:38,729 --> 00:25:39,855
‫سلام، بنی

521
00:25:40,356 --> 00:25:42,608
‫- کارهای خانم رو انجام میدی؟
‫- قطعاً

522
00:25:42,691 --> 00:25:43,984
‫سرش که نمی‌خوای کلاه بذاری؟

523
00:25:44,068 --> 00:25:46,237
‫- نه، جناب. حتماً. باشه
‫- باهاش خوب حساب کن

524
00:25:46,820 --> 00:25:48,113
‫اسم من ویتوئه

525
00:25:48,864 --> 00:25:50,908
‫کامل می‌شناسمت

526
00:25:50,991 --> 00:25:53,077
‫نمی‌دونم خبر خوبیه یا بد، اما...

527
00:25:53,536 --> 00:25:55,204
‫- به نظر من که خوبه
‫- خوبه

528
00:25:55,913 --> 00:25:57,039
‫چه طالبی‌ایه

529
00:25:57,414 --> 00:25:58,916
‫می‌دونی چطور باید
‫یه طالبی خوب انتخاب کنی؟

530
00:25:58,999 --> 00:26:01,335
‫آره، نه، باید سخت باشه

531
00:26:01,418 --> 00:26:03,087
‫نرمه، اصلاً خوب نیست

532
00:26:09,301 --> 00:26:11,887
‫صاحب اون کلابی؟
‫همونی که شب‌ها بازه؟

533
00:26:12,304 --> 00:26:13,889
‫- آره
‫- جدی؟

534
00:26:13,973 --> 00:26:15,641
‫- یه شب حتماً باید بیایی
‫- شاید بیام

535
00:26:15,724 --> 00:26:17,268
‫می‌دونی، یه روز میام سراغت

536
00:26:17,351 --> 00:26:19,436
‫یه روز برام شام درست کن. یه شب

537
00:26:36,328 --> 00:26:38,205
‫جبران می‌کنی

538
00:26:43,711 --> 00:26:45,588
‫حرف‌هام با ویتو توی شیرینی فروشی

539
00:26:45,671 --> 00:26:47,756
‫اصلاً تاثیری نداشتن.
‫عجیب هم نیست

540
00:26:47,840 --> 00:26:49,675
‫می‌بینید، هشدارهام رو نادیده گرفت

541
00:26:49,758 --> 00:26:52,761
‫و کسب‌وکارش رو بزرگ و بزرگ‌تر می‌کرد

542
00:26:52,845 --> 00:26:54,680
‫و مشکلات بیش‌تری به وجود می‌آورد

543
00:26:54,763 --> 00:26:56,181
‫...میان و فکر می‌کنن

544
00:26:56,265 --> 00:26:58,100
‫توی یه فروشگاه بزرگ هستن

545
00:26:58,183 --> 00:27:01,061
‫طوری بهم علامت میده
‫انگار داره برام بستنی می‌خره

546
00:27:01,145 --> 00:27:02,563
‫می‌خواید برم؟

547
00:27:02,646 --> 00:27:04,565
‫نه، نه، نه. بمون.
‫هیچ کاری نکن

548
00:27:06,066 --> 00:27:07,693
‫باورم نمیشه این کار رو برام کردی!

549
00:27:07,776 --> 00:27:10,029
‫وای، خدا، خیلی خوشگله

550
00:27:10,112 --> 00:27:13,240
‫یکی از بزرگ‌ترین باندهای قاچاق
‫مواد مخدر سال‌های اخیر متلاشی شد

551
00:27:13,324 --> 00:27:15,492
‫- چطورم؟
‫- عالی. فقط از روم رد نشی

552
00:27:15,576 --> 00:27:17,578
‫هروئین و تریاک توقیف‌شده

553
00:27:17,661 --> 00:27:20,289
‫قطب اصلی موج عظیمی از مواد مخدر
‫به ارزش میلیون‌ها دلار بود

554
00:27:20,372 --> 00:27:22,041
‫که می‌تونست به بازار ملی
‫مواد مخدر تزریق بشه

555
00:27:22,124 --> 00:27:24,168
‫این مواد مخدر غیرقانونی از چین کمونیست

556
00:27:24,251 --> 00:27:26,378
‫از طریق هنگ‌کنگ
‫به کشور قاچاق شده بود

557
00:27:26,462 --> 00:27:27,671
‫ماجرا بزرگ و بزرگ‌تر شد

558
00:27:27,755 --> 00:27:29,340
‫درست زمانی که پلیس فدرال

559
00:27:29,423 --> 00:27:31,258
‫مواد مخدر رو دشمن شماره‌ی یک اعلام کرد

560
00:27:33,927 --> 00:27:36,597
‫و من تا جایی که می‌تونستم
‫ازش فاصله گرفتم

561
00:27:37,473 --> 00:27:39,433
‫به سلامتی ملکه‌ی کویینز

562
00:27:39,850 --> 00:27:41,310
‫مرکز شهر رو به ویتو دادم،

563
00:27:41,393 --> 00:27:43,145
‫از گرینیچ ویلج تا وال استریت

564
00:27:43,228 --> 00:27:44,647
‫سال‌ها شرایط خوبی داشت

565
00:27:44,730 --> 00:27:46,565
‫تا اینکه کنترلش افتاد دست اون

566
00:27:48,108 --> 00:27:50,986
‫و بعدش یهویی،
‫راجع به جنگ خبر می‌شنیدم،

567
00:27:51,070 --> 00:27:53,530
‫راحع به نزاع،
‫پیدا شدن جسد توی خیابون‌ها

568
00:27:55,866 --> 00:27:57,493
‫دوست نداشتم توی شهر باشم

569
00:27:57,576 --> 00:28:00,162
‫وقت بیش‌تری رو توی سندز پوینتِ گذروندم
‫[ خانه‌ی ویلاییِ سندز پوینتِ کاستلو ]

570
00:28:00,954 --> 00:28:03,874
‫اوه، چه غافلگیری خوبی.
‫پول توی جیبت پیدا کردم

571
00:28:03,957 --> 00:28:06,210
‫احساس می‌کنم توی
‫اون یکی جیب هم پول هست

572
00:28:06,293 --> 00:28:07,378
‫اوه، آره

573
00:28:08,253 --> 00:28:10,923
‫عزیزم، عزیزم. یه روزی فراموش می‌کنم،

574
00:28:11,006 --> 00:28:13,175
‫و صاحب خشک‌شویی پولدار میشه

575
00:28:13,258 --> 00:28:15,177
‫هی، می‌شناسمت.
‫چیزی رو فراموش نمی‌کنی

576
00:28:15,260 --> 00:28:18,013
‫نمی‌فهمم چرا باید
‫از هر دوتا جیبت استفاده بکنی

577
00:28:18,972 --> 00:28:20,849
‫چون... رول بزرگ پول‌ها...

578
00:28:20,933 --> 00:28:22,017
‫خط اتو رو خراب می‌کنه

579
00:28:22,101 --> 00:28:24,019
‫من دو تا رول درست می‌کنم.
‫اونطوری کوچیک‌تر میشن

580
00:28:24,103 --> 00:28:26,355
‫یکی برای زندگی شخصی.
‫یکی هم برای کسب‌وکار

581
00:28:27,231 --> 00:28:28,440
‫می‌دونی،

582
00:28:28,941 --> 00:28:31,777
‫قرض دادن پول یکی از بهترین روش‌ها
‫برای از دست دادن پول‌هاته

583
00:28:32,319 --> 00:28:33,529
‫و دوست‌هات

584
00:28:34,113 --> 00:28:35,489
‫آره، خب، من یه ترفندی بلدم

585
00:28:35,572 --> 00:28:37,491
‫اوه، آره، حتماً. فقط تو

586
00:28:37,908 --> 00:28:39,576
‫- یکی دیگه از ترفندهات
‫- آره

587
00:28:39,660 --> 00:28:41,870
‫- کاری که می‌کنم اینه که...
‫- اوهوم

588
00:28:41,954 --> 00:28:44,123
‫وقتی یکی می‌خواد
‫ازم پول قرض بگیره،

589
00:28:44,748 --> 00:28:47,835
‫یه ۱۰۰ دلاری اضافی می‌ذارم.
‫یک یا اصلاً دوتا ۱۵۰ دلاری اضافه می‌ذارم

590
00:28:47,918 --> 00:28:49,962
‫اگه چیزی راجع بهش بهم نگن...

591
00:28:51,255 --> 00:28:53,674
‫اونوقت می‌دونم که نمی‌تونم بهشون
‫اعتماد کنم. به چه دردی می‌خورن؟

592
00:28:54,425 --> 00:28:55,592
‫وای، خدا

593
00:28:55,676 --> 00:28:57,636
‫- اشتباه میگم؟
‫- خیلی باهوشی

594
00:28:58,429 --> 00:28:59,555
‫باید مدیر یه بانک بشی

595
00:28:59,638 --> 00:29:01,140
‫آره. مدیر یه بانک هستم

596
00:29:11,483 --> 00:29:13,318
‫بابی و فرانک کجان؟

597
00:29:13,402 --> 00:29:15,612
‫یه کاری براشون پیش اومد.
‫خب، یه کاری برای فرانک پیش اومد

598
00:29:15,696 --> 00:29:17,740
‫پس نتونستن بیان، می‌دونی

599
00:29:17,823 --> 00:29:19,241
‫اما الان خودم تنها رو کنارت داری

600
00:29:19,324 --> 00:29:21,368
‫- خب، خیلی خوبه
‫- درسته

601
00:29:23,036 --> 00:29:24,788
‫خب، شاید یه روز دیگه

602
00:29:24,872 --> 00:29:26,331
‫حتماً. حتماً، آره

603
00:29:26,415 --> 00:29:28,375
‫فرانک بهم گفت یه مسئله‌ی کاری هست

604
00:29:28,459 --> 00:29:29,793
‫که باید بهش رسیدگی کنه...

605
00:29:30,753 --> 00:29:32,254
‫بابی، آره، خب...

606
00:29:32,921 --> 00:29:35,466
‫یه چیزی... نمی‌دونم، اشکالی نداره

607
00:29:35,549 --> 00:29:37,384
‫از همسر فرانک خوشت میاد؟

608
00:29:37,468 --> 00:29:39,803
‫همسرش... بابی آدم خوبیه.
‫می‌دونی، خانم خیلی خوبیه

609
00:29:39,887 --> 00:29:43,182
‫یه‌کم... آدم متفاوتیه نسبت به...

610
00:29:43,265 --> 00:29:44,767
‫مثل تو نیست

611
00:29:44,850 --> 00:29:47,060
‫- منظورت چیه؟
‫- نه، اون...

612
00:29:47,686 --> 00:29:50,272
‫اون... یهودیه، اون...

613
00:29:50,689 --> 00:29:53,567
‫ببین، خیلی راحت می‌تونم بگم به نظرم...

614
00:29:54,193 --> 00:29:55,861
‫بینشون چه خبره،

615
00:29:56,528 --> 00:29:58,530
‫اما من... می‌دونم چرا...

616
00:29:58,614 --> 00:30:02,201
‫حس می‌کنم می‌دونم چرا فرانک
‫قرار رو کنسل کرد. دلیلش رو می‌دونم

617
00:30:02,284 --> 00:30:03,619
‫انگار ناامید شدی

618
00:30:03,702 --> 00:30:06,038
‫یه‌کم ناامید شدم

619
00:30:06,121 --> 00:30:11,460
‫چون من و فرانک دوست‌های
‫قدیمی هستیم و... خب...

620
00:30:11,543 --> 00:30:13,504
‫چند وقته که با هم دوستید؟

621
00:30:13,587 --> 00:30:15,589
‫خیلی وقته. خیلی خیلی خیلی وقته

622
00:30:15,672 --> 00:30:16,840
‫- از بچگی؟
‫- ها؟

623
00:30:16,924 --> 00:30:18,634
‫- از وقتی بچه بودیم، آره
‫- بچگی...

624
00:30:19,051 --> 00:30:21,136
‫با هم کارهای عجیب زیادی انجام دادیم

625
00:30:21,220 --> 00:30:22,805
‫احتمالاً وقتی بچه بودی

626
00:30:22,888 --> 00:30:23,722
‫یه هیولا کوچولو بودی

627
00:30:23,806 --> 00:30:25,265
‫خب، می‌دونی...

628
00:30:25,349 --> 00:30:26,934
‫- من...
‫- ظالم بودی

629
00:30:27,017 --> 00:30:29,686
‫فرانک یه جورایی آدم منطقی‌تریه

630
00:30:29,770 --> 00:30:32,564
‫دوست داره توی کارش
‫یه‌کم بیش‌تر احتیاط کنه،

631
00:30:32,648 --> 00:30:34,691
‫و به نفعشه، که خیلی خوبه

632
00:30:34,775 --> 00:30:37,152
‫می‌دونی، تلاش می‌کنه
‫با بقیه به یه توافقی برسه

633
00:30:37,236 --> 00:30:39,780
‫ولی من اینطورم که
‫«این کار رو بکن وگرنه...»

634
00:30:39,863 --> 00:30:41,448
‫- روش کار من اونطوره
‫- درسته

635
00:30:41,532 --> 00:30:43,450
‫کافیه. تموم شد.
‫به سمت جلو می‌ریم. تموم

636
00:30:43,534 --> 00:30:45,160
‫اما تو از اونایی که...

637
00:30:46,245 --> 00:30:47,704
‫«از کوره درمیرن؟»

638
00:30:47,788 --> 00:30:49,581
‫ممکنه، بعضی‌وقت‌ها

639
00:30:49,665 --> 00:30:51,083
‫وقتی حرف می‌زنی اصلاً ملاحظه‌ نمی‌کنی؟

640
00:30:51,166 --> 00:30:53,752
‫فرانک... از وقتی وارد رابطه شده
‫خیلی تغییر کرده

641
00:30:53,836 --> 00:30:58,298
‫اما خب اون اتفاق برای انسان‌ها می‌افته،
‫می‌دونی، و اون...

642
00:30:58,382 --> 00:31:00,717
‫دیگه خیلی اینجا نمیاد،

643
00:31:00,801 --> 00:31:02,344
‫خیلی به محله‌ی قدیمی نمیاد، پس...

644
00:31:02,427 --> 00:31:05,264
‫بعضی‌وقت‌ها یادش میره
‫کجا بزرگ شده و چی...

645
00:31:05,347 --> 00:31:08,934
‫همسرش نگهش می‌داره اونطرف شهر،

646
00:31:09,017 --> 00:31:10,811
‫- که می‌دونی، خیلی...
‫- درسته

647
00:31:11,270 --> 00:31:13,355
‫می‌دونی چیه؟ خوشحالم که نیومد

648
00:31:13,772 --> 00:31:15,858
‫- بذار نوشیدنی سفارش بدیم...
‫- حتماً

649
00:31:15,941 --> 00:31:18,819
‫- ...و یه چیزی برای خوردن
‫- خیلی الان دلم مارتینی می‌خواد

650
00:31:29,746 --> 00:31:31,290
‫شاید زنه بتونه آرومش کنه

651
00:31:31,748 --> 00:31:34,209
‫چی میگی برای خودت؟
‫هیچ فرقی ندارن

652
00:31:34,293 --> 00:31:36,003
‫ویتو داره با خودش ازدواج می‌کنه

653
00:31:51,143 --> 00:31:52,728
‫مهمون امشب رئیس جدید

654
00:31:52,811 --> 00:31:54,271
‫اداره‌ی فدرال مبارزه با مواد مخدره،

655
00:31:54,354 --> 00:31:56,023
‫سرگرد هری آنزلینگر

656
00:31:56,106 --> 00:31:57,691
‫از اینکه اینجا هستم
‫خیلی خوشحالم، ویک

657
00:31:58,233 --> 00:31:59,610
‫بذارید با گفتن این موضوع شروع کنم

658
00:31:59,693 --> 00:32:01,778
‫این کشور تهدید روزافزون مواد مخدر

659
00:32:01,862 --> 00:32:06,117
‫که از اروپا وارد می‌شه رو
‫اصلاً جدی نگرفته!

660
00:32:06,118 --> 00:32:08,869
‫دستگیری اخیر سر دسته‌ی
‫تبهکارهای نیویورک، بیگ جان اُرمنتو

661
00:32:08,952 --> 00:32:12,956
‫توسط سرگرد آنزلینگر
‫و نیروهای مبارزه با مواد مخدرش

662
00:32:13,040 --> 00:32:14,750
‫فقط آغاز یه مبارزه

663
00:32:14,833 --> 00:32:17,544
‫علیه تهدید روزافزون مواد مخدره

664
00:32:19,087 --> 00:32:20,505
‫سرگرد آنزلینگر...

665
00:32:20,589 --> 00:32:22,215
‫- تونی
‫- ...یکی از معدود آدم‌هاییه...

666
00:32:22,299 --> 00:32:23,467
‫- اینجام
‫- درسته

667
00:32:23,550 --> 00:32:25,344
‫...که این مشکل رو جدی گرفته

668
00:32:25,427 --> 00:32:27,804
‫باید شهرمون رو تمیز کنیم. باید...

669
00:32:27,888 --> 00:32:29,264
‫کی داره این مزخرفات رو گوش میده؟

670
00:32:29,348 --> 00:32:31,099
‫این لامصب رو خاموش کنید.
‫خاموشش کنید

671
00:32:31,183 --> 00:32:33,185
‫- چشم
‫- آره، بزنش یه چیز دیگه

672
00:32:33,268 --> 00:32:35,228
‫این...

673
00:32:36,438 --> 00:32:38,774
‫همیشه آدم‌هایی هستن که می‌خوان

674
00:32:38,857 --> 00:32:41,234
‫با انجام دادن کاری که فکر می‌کنن
‫رئیس می‌خواد، پیشرفت کنن

675
00:32:42,402 --> 00:32:45,989
‫ولی بعداً می‌فهمن که اشتباه کردن

676
00:32:55,082 --> 00:32:56,500
‫- سلام. چطوری؟
‫- حالت چطوره؟

677
00:32:56,583 --> 00:32:58,752
‫آقای ریزل، میشه امضا بدید؟

678
00:32:58,835 --> 00:33:00,587
‫نه، نه، نه. نمی‌تونم، نمی‌تونم

679
00:33:07,844 --> 00:33:09,388
‫آقای ریزل، حالتون خوبه؟

680
00:33:09,471 --> 00:33:10,514
‫ویکتور، چی شد؟

681
00:33:10,631 --> 00:33:13,841
‫[ گوینده‌ی رادیو مبارز با جنایت
‫در تایمز اسکوئر نابینا شد ]
‫و اونا همیشه دردسر درست می‌کنن

682
00:33:13,842 --> 00:33:15,769
‫امروز، ویکتور ریزل

683
00:33:15,852 --> 00:33:17,938
‫از بیمارستان نیویورک مرخص شد

684
00:33:18,021 --> 00:33:20,983
‫دکتر گفت که سولفوریک اسید
‫به طور دائم

685
00:33:21,066 --> 00:33:24,236
‫چشم‌های این مقاله‌نویس محبوب
‫و مبارز با جنایت رو نابود کرده

686
00:33:24,319 --> 00:33:26,154
‫مقامات هنوز دنبال کسی می‌گردن

687
00:33:26,238 --> 00:33:28,198
‫که اسید به چشم‌های ریزل پاشید

688
00:33:28,281 --> 00:33:29,583
‫ویتو اصلاً دوست نداشت

689
00:33:29,584 --> 00:33:31,243
‫که بدون اجازه‌ش کسی کاری بکنه

690
00:33:31,326 --> 00:33:33,537
‫وگرنه مشکل به وجود می‌اومد

691
00:33:34,621 --> 00:33:36,289
‫ویتو در واقع

692
00:33:36,915 --> 00:33:38,959
‫توی یه شهر کوچیک
‫در دامنه‌ی کوه وزوویوس به دنیا اومد

693
00:33:39,042 --> 00:33:40,752
‫پس دیگه چی می‌تونم بهتون بگم؟

694
00:33:41,753 --> 00:33:43,213
‫چطور به یکی هشدار می‌دید

695
00:33:43,296 --> 00:33:44,965
‫که کنار یه کوه آتشفشان بزرگ شده؟

696
00:33:46,008 --> 00:33:47,759
‫هشدار براش یه چیز عادیه

697
00:33:49,177 --> 00:33:51,221
‫- چیه؟
‫- اون اینجاست

698
00:33:51,304 --> 00:33:53,557
‫تمام این محله مال اونه،
‫ولی میاد اینجا

699
00:33:54,224 --> 00:33:55,851
‫نگاه نکن. نگاه نکن. نگاه نکن.

700
00:33:55,934 --> 00:33:58,311
‫نکن. نگاه نکن. تابلو بازی درنیار، بیخیال

701
00:33:58,395 --> 00:34:00,689
‫- اون اینجا زندگی می‌کنه، ویتو
‫- می‌دونم. می‌بینمش

702
00:34:00,772 --> 00:34:01,940
‫می‌دونم. همیشه می‌بینمش

703
00:34:02,024 --> 00:34:03,942
‫یه‌کم زیادی می‌بینمش

704
00:34:04,651 --> 00:34:06,028
‫اما اشکالش کجاست؟

705
00:34:06,111 --> 00:34:07,738
‫همیشه میاد اینجا غذا می‌خوره

706
00:34:07,821 --> 00:34:09,072
‫نیومده اینجا که...

707
00:34:09,156 --> 00:34:11,116
‫از اومدن هدف خاصی نداره

708
00:34:11,199 --> 00:34:12,826
‫چه فکری می‌کنه؟

709
00:34:12,909 --> 00:34:14,661
‫اینکه می‌تونه بیاد اینجا
‫و وانمود کنه هیچ اتفاقی نیُفتاده؟

710
00:34:14,745 --> 00:34:16,329
‫شما طلاق گرفتید. اون...

711
00:34:16,413 --> 00:34:17,914
‫همین. دیگه با هم نیستید

712
00:34:17,998 --> 00:34:20,167
‫دیده که ما اینجاییم

713
00:34:20,250 --> 00:34:22,753
‫وقتی اومد داخل و ما رو دید
‫باید راهش رو می‌کشید و می‌رفت

714
00:34:23,295 --> 00:34:24,838
‫اگه وقتی ما می‌اومدیم
‫اون از قبل اینجا می‌بود،

715
00:34:24,921 --> 00:34:26,131
‫اونطوری قضیه فرق می‌داشت

716
00:34:26,214 --> 00:34:27,758
‫اما ما اول اومدیم

717
00:34:28,258 --> 00:34:29,551
‫اشکالش اینه

718
00:34:30,093 --> 00:34:32,179
‫- بیخیال. مهم نیست
‫- صبر کن. داره میاد

719
00:34:35,474 --> 00:34:36,349
‫سلام

720
00:34:36,433 --> 00:34:37,601
‫- بعداً می‌بینمت
‫- آره

721
00:34:40,479 --> 00:34:43,523
‫- می‌خوای باهاش حرف بزنم؟
‫- نه. نه. باهاش حرف نزن

722
00:34:43,940 --> 00:34:45,275
‫نه، باهاش حرف نزن

723
00:34:45,358 --> 00:34:46,693
‫- چرا که نه؟ میرم
‫- باهاش حرف نزن

724
00:34:46,777 --> 00:34:48,445
‫- نه، نه، نه
‫- ویتو

725
00:34:48,945 --> 00:34:50,989
‫به نظرم باید بیخیال باشی.
‫اینقدر سخت نگیر

726
00:34:51,073 --> 00:34:52,199
‫بیخیالم

727
00:34:52,949 --> 00:34:54,159
‫همین الان فراموشش کردم

728
00:34:55,285 --> 00:34:57,746
‫خب، نیاز نیست نگران باشی

729
00:34:57,829 --> 00:34:59,164
‫راجع به چی حرف می‌زنی؟

730
00:34:59,831 --> 00:35:01,958
‫تموم شد. فراموش کردم

731
00:35:03,458 --> 00:35:11,246
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

732
00:35:12,746 --> 00:35:14,468
‫[ راه خود را به سوی
‫قله جهان هموار می‌کند! ]

733
00:35:16,348 --> 00:35:18,517
‫این کت پوست خز خیلی بهم میاد، عزیزم

734
00:35:18,600 --> 00:35:19,726
‫اوهوم

735
00:35:20,393 --> 00:35:22,229
‫تو حتی حوله‌ی حموم هم بهت میاد

736
00:35:30,237 --> 00:35:31,488
‫سلام، سیلویو

737
00:35:32,030 --> 00:35:33,824
‫- چطوری؟
‫- سلام

738
00:35:33,907 --> 00:35:36,159
‫می‌خوام چند لحظه باهات حرف بزنم.
‫بیا طبقه‌ی پایین

739
00:35:36,243 --> 00:35:38,078
‫می‌ریم به مارکوچو.
‫نوشیدنی به حساب من

740
00:35:40,997 --> 00:35:42,290
‫خودمون یه آدم مشترک
‫توی زندگی‌مون داریم

741
00:35:42,374 --> 00:35:44,251
‫- می‌خوام ازت چند تا سوال بپرسم
‫- حتماً

742
00:35:49,089 --> 00:35:51,550
‫حرومزاده‌ی...

743
00:35:51,633 --> 00:35:54,344
‫می‌خوای مجبورم بکنی اون کار رو
‫بکنم، عوضی.... اوه، نه، نه، ها؟

744
00:35:54,427 --> 00:35:56,179
‫نمی‌دونی باید راهت رو بکشی
‫و بری، مادرجنده؟

745
00:35:56,263 --> 00:35:58,807
‫نمی‌دونی باید وارد نشی؟

746
00:36:05,522 --> 00:36:08,024
‫...دور همسر من می‌پلکی.
‫فکر می‌کنی می‌تونی

747
00:36:08,108 --> 00:36:09,693
‫جلو من و بقیه اون کار رو بکنی؟

748
00:36:12,737 --> 00:36:14,531
‫...اونطوری توی محله می‌چرخی؟

749
00:36:14,614 --> 00:36:16,366
‫می‌خوای من رو
‫یه آدم حقیر نشون بدی؟

750
00:36:16,449 --> 00:36:18,702
‫اون الان زن منه، فهمیدی؟
‫زن منه

751
00:36:21,621 --> 00:36:23,456
‫دوست داری تو محله بچرخی

752
00:36:23,540 --> 00:36:25,167
‫و من رو مثل یه آدم بی‌ارزش نشون بدی؟

753
00:36:27,752 --> 00:36:31,173
‫اون با من ازدواج کرده! با من!
‫زن منه، مال منه، من، من!

754
00:36:31,241 --> 00:36:33,241
‫[ اوج التهاب ]

755
00:36:33,633 --> 00:36:36,219
‫نفر دوم فلک‌زده‌ی بیچاره‌ای بود

756
00:36:36,303 --> 00:36:38,638
‫که رفته بود بالا
‫یه هوایی عوض کنه و...

757
00:36:39,514 --> 00:36:41,516
‫خب، بدشانسی آورد

758
00:36:42,642 --> 00:36:44,102
‫همه می‌دونستن قضیه چی بوده

759
00:36:44,186 --> 00:36:46,396
‫کشیش‌ها می‌دونستن. پلیس می‌دونست

760
00:36:46,479 --> 00:36:48,398
‫تمام محله می‌دونستن.
‫همه در جریان بودن

761
00:36:48,481 --> 00:36:50,859
‫می‌خواید چیکار کنید؟
‫می‌خواید چی بگید؟

762
00:37:05,081 --> 00:37:07,042
‫اوضاع بین آنا و پلیس فدرال،

763
00:37:07,709 --> 00:37:09,211
‫خیلی خراب شد

764
00:37:13,298 --> 00:37:15,926
‫سال‌های بعد از به قتل رسیدن
‫شوهر آنا توسط ویتو،

765
00:37:16,009 --> 00:37:17,302
‫دیگه هیچی مثل قبل نشد

766
00:37:23,850 --> 00:37:27,312
‫مثل یه زن دیوونه
‫اینجا پیش فرانکی بوی موندم

767
00:37:27,395 --> 00:37:29,814
‫خیلی ناامیدم کردی

768
00:37:29,898 --> 00:37:31,733
‫فکر می‌کردم دوست منی

769
00:37:32,192 --> 00:37:34,319
‫توی کسب‌وکارم منزوی شدم. تو...

770
00:37:34,402 --> 00:37:36,613
‫هیچکس نباید چنین چیزی رو تجربه کنه

771
00:37:36,696 --> 00:37:37,948
‫آره... می‌دونم که خبر داری

772
00:37:38,031 --> 00:37:40,116
‫و تو و فرانک احتمالاً

773
00:37:40,200 --> 00:37:42,577
‫دارید حسابی به من می‌خندید

774
00:37:47,290 --> 00:37:49,542
‫نباید روزی ۱۰ بار زنگ بزنه

775
00:37:49,626 --> 00:37:51,670
‫فردا حرف می‌زنم. الان نه

776
00:37:56,383 --> 00:37:57,676
‫می‌دونم باید چیکار کنم

777
00:38:06,476 --> 00:38:08,603
‫قوز بالای قوز این بود که
‫فرانکی بوی به آنا خبر داد

778
00:38:08,687 --> 00:38:11,106
‫که ویتو پول کش می‌رفته

779
00:38:11,523 --> 00:38:12,899
‫اون تصمیمی بود

780
00:38:12,983 --> 00:38:15,151
‫که فرانکی بوی قطعاً از گرفتنش
‫پشیمون میشد

781
00:38:34,587 --> 00:38:36,381
‫ویتوی مادرجنده

782
00:38:36,464 --> 00:38:39,009
‫می‌دونستم اینجا داری
‫پول من رو کش میری

783
00:38:39,092 --> 00:38:40,844
‫همیشه این کار رو می‌کردی، ویتو؟

784
00:38:40,927 --> 00:38:43,555
‫همه‌شون رو برنمی‌دارم.
‫فقط سهم خودم رو برمی‌دارم

785
00:38:43,638 --> 00:38:45,181
‫سهمت از چی؟ فاحشه‌هات؟

786
00:38:45,265 --> 00:38:47,142
‫وقتی باهات حرف می‌زنم
‫به صورتم نگاه کن

787
00:38:47,225 --> 00:38:48,310
‫چرا بهم احترام نمی‌ذاری؟

788
00:38:48,393 --> 00:38:49,436
‫لطفاً آروم باش

789
00:38:49,519 --> 00:38:50,812
‫- آروم باش
‫- چرا؟

790
00:38:50,895 --> 00:38:52,397
‫- آروم باش
‫- داری توجه همه رو جلب می‌کنی

791
00:38:52,480 --> 00:38:54,524
‫تو هم سرت توی کار خودت باشه. چطوره؟

792
00:38:54,607 --> 00:38:56,151
‫- سرت توی کار خودت باشه
‫- باشه. آنا، به من نگاه کن

793
00:38:56,234 --> 00:38:57,736
‫فکر می‌کنی ازت می‌ترسم؟

794
00:38:57,819 --> 00:39:00,613
‫- پول منه
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟

795
00:39:00,697 --> 00:39:02,657
‫- اون پول لامصب مال منه
‫- بیخیال. هی. هی

796
00:39:02,741 --> 00:39:03,908
‫پولم رو پس بده

797
00:39:04,743 --> 00:39:07,537
‫حرومزاده. می‌کشونمت به دادگاه

798
00:39:07,620 --> 00:39:09,622
‫- آنا. هی، آروم باش
‫- دروغ نمیگم!

799
00:39:09,706 --> 00:39:10,999
‫می‌خوایم چیکارش کنیم؟

800
00:39:11,082 --> 00:39:12,792
‫اون زن دیوونه‌ست

801
00:39:12,876 --> 00:39:15,003
‫- تو هیچی نداری! همه‌ش مال منه!
‫- آنا، آروم باش. آروم

802
00:39:15,086 --> 00:39:16,588
‫خیلی‌خب

803
00:39:16,671 --> 00:39:18,048
‫- فقط نفس بکش، آنا
‫- عوضیِ پول‌دوستیه

804
00:39:18,131 --> 00:39:19,382
‫داره چیکار می‌کنه؟

805
00:39:19,466 --> 00:39:20,759
‫انگار داره آرومش می‌کنه

806
00:39:20,842 --> 00:39:22,635
‫آرومش می‌کنه؟
‫«آرومش می‌کنه»؟

807
00:39:22,719 --> 00:39:24,971
‫چیزی که من دارم می‌بینم
‫آروم کردن نیست

808
00:39:25,055 --> 00:39:26,723
‫به نظرت داره چیکار می‌کنه؟

809
00:39:26,806 --> 00:39:28,224
‫- داره آرومش می‌کنه
‫- نمی‌دونم. دارم از تو می‌پرسم

810
00:39:28,308 --> 00:39:30,602
‫آرومش می‌کنه؟
‫اون کار آروم کردنه؟

811
00:39:31,019 --> 00:39:33,188
‫پسره داره سعی می‌کنه کمک‌مون بده

812
00:39:33,271 --> 00:39:35,648
‫- به نظر من که اونطور نیست...
‫- زنه دیوونه شده

813
00:39:35,732 --> 00:39:37,859
‫می‌دونم دیوونه‌ست،
‫اما اونجا رو ببین...

814
00:39:37,942 --> 00:39:39,527
‫ببین چطور...

815
00:39:40,028 --> 00:39:42,322
‫به نظرم داری الکی بزرگش می‌کنی

816
00:39:42,405 --> 00:39:43,865
‫من نمی...

817
00:39:43,948 --> 00:39:45,492
‫پسره فقط سعی می‌کنه
‫به خودمون کمک کنه، همین

818
00:39:45,575 --> 00:39:47,327
‫اونطوری کسی رو آروم نمی‌کنن

819
00:39:47,786 --> 00:39:49,579
‫فقط چون از هم جدا شدیم...

820
00:39:49,662 --> 00:39:50,997
‫آنا

821
00:39:51,081 --> 00:39:52,499
‫...می‌خواد من رو
‫از کلاب خودم بندازه بیرون

822
00:39:52,582 --> 00:39:53,917
‫می‌شنوی چی میگم؟

823
00:39:54,000 --> 00:39:57,337
‫واقعاً حرومزاده‌ی مادرجنده‌ایه

824
00:39:57,420 --> 00:39:59,422
‫با بد کسی درافتاده

825
00:39:59,506 --> 00:40:01,716
‫توی کلاب مچش رو گرفتم

826
00:40:01,800 --> 00:40:06,012
‫که داشت با اون دست‌های ورم‌کرده‌ش

827
00:40:06,096 --> 00:40:08,390
‫پول‌ها رو از توی صندوق کش می‌رفت

828
00:40:08,473 --> 00:40:10,642
‫- آنا؟ آنا...
‫- بذار یه چیزی رو بهت بگم

829
00:40:10,725 --> 00:40:12,268
‫آنا، من... باید برم

830
00:40:12,352 --> 00:40:13,853
‫بیش‌تر از چیزی که دزدیده رو ازش می‌گیرم...

831
00:40:17,232 --> 00:40:19,651
‫- بازم آنا بود
‫- آره

832
00:40:19,734 --> 00:40:22,320
‫داره عقلش رو از دست میده،
‫و داره من رو هم دیوونه می‌کنه

833
00:40:22,404 --> 00:40:24,697
‫باید به ویتو زنگ بزنی

834
00:40:24,781 --> 00:40:27,033
‫- باید با ویتو حرف بزنی
‫- نمی‌تونم باهاش حرف بزنم

835
00:40:27,117 --> 00:40:28,410
‫باید باهاش حرف بزنی

836
00:40:28,493 --> 00:40:30,245
‫الان داشت تهدید می‌کرد

837
00:40:30,328 --> 00:40:31,704
‫که می‌خواد ببرش به دادگاه،

838
00:40:31,788 --> 00:40:32,997
‫و اون کار رو می‌کنه

839
00:40:33,081 --> 00:40:34,666
‫دارم بهت میگم،
‫نباید توی ماجرا دخالت کنیم

840
00:40:34,749 --> 00:40:36,000
‫بذار خودشون حلش کنن

841
00:40:36,084 --> 00:40:38,086
‫متاسفم. می‌دونم خیلی سخته

842
00:40:38,169 --> 00:40:39,921
‫اگه به ویتو زنگ بزنم
‫قضیه بدتر میشه

843
00:40:40,004 --> 00:40:41,464
‫آه، خیلی مطمئن نباش

844
00:40:41,548 --> 00:40:43,883
‫عزیزم، دارم میگم قضیه بدتر میشه

845
00:40:44,551 --> 00:40:46,761
‫فعلاً بیخیال شو

846
00:40:47,178 --> 00:40:50,932
‫اگه می‌دونستم رابطه‌ی
‫ویتو و آنا قراره اینطور بشه،

847
00:40:51,015 --> 00:40:53,143
‫بیش‌تر باهاشون حرف می‌زدم.
‫یه چیزی می‌گفتم

848
00:40:53,226 --> 00:40:55,186
‫اما ویتو خیلی یه دنده‌ست

849
00:40:55,270 --> 00:40:56,146
‫نمیشه نظرش رو عوض کرد

850
00:40:56,229 --> 00:40:57,522
‫ویتو، باید بری

851
00:40:57,605 --> 00:40:58,857
‫زن من چه ربطی...

852
00:40:58,940 --> 00:41:00,066
‫اصلاً چرا باهاش حرف می‌زنی؟

853
00:41:00,150 --> 00:41:01,651
‫مشاور ازدواجی؟

854
00:41:01,734 --> 00:41:03,653
‫ویتو، روزی ۱۰ بار
‫به بابی زنگ می‌زنه

855
00:41:03,736 --> 00:41:05,363
‫باید چیکار کنیم؟
‫گوشی رو جواب ندیم؟

856
00:41:05,447 --> 00:41:06,656
‫هیچ کاری نکنیم؟
‫اصلاً چیکار می‌تونیم بکنیم؟

857
00:41:06,739 --> 00:41:08,324
‫بابت تماس‌ها متاسفم

858
00:41:08,408 --> 00:41:09,909
‫اما گوش کن، اون...
‫حالش خوبه. عصبانیه

859
00:41:09,993 --> 00:41:11,494
‫خب، یعنی مضطربه

860
00:41:11,578 --> 00:41:12,996
‫چه کاری از دستتون برمیاد؟
‫چیز خاصی نیست. خوبه

861
00:41:12,997 --> 00:41:14,580
‫[ آنا جنوویزه در مقابل ویتو جنوویزه ]
‫[ دادگاه عالی نیوجرسی ]

862
00:41:14,581 --> 00:41:17,417
‫این مرد کسب‌وکارم رو تصاحب کرد،

863
00:41:17,500 --> 00:41:19,627
‫و می‌خواد من رو نابود کنه

864
00:41:19,711 --> 00:41:23,047
‫میگه ورشکسته شده.
‫اما دروغ میگه

865
00:41:23,131 --> 00:41:26,092
‫میلیون‌ها دلار پول داره

866
00:41:26,176 --> 00:41:27,844
‫چندین هزار دلار می‌گیره

867
00:41:27,927 --> 00:41:31,014
‫هر هفته چندین هزار دلار
‫پولِ معاف از مالیات می‌گیره

868
00:41:31,097 --> 00:41:34,851
‫من ظروف طلای ۲۴ عیار و پلاتین داشتم

869
00:41:35,435 --> 00:41:37,979
‫نقره‌جاتم از بهترین مارک‌های دنیا بودن

870
00:41:38,062 --> 00:41:41,733
‫هر هفته مهمونی می‌گرفتیم

871
00:41:41,816 --> 00:41:44,736
‫‏۲۵ تا ۳۰ تا آدم می‌اومد

872
00:41:44,819 --> 00:41:47,780
‫از نیویورک هنرمند استخدام می‌کردیم

873
00:41:48,865 --> 00:41:53,620
‫‏۳۰ تا لباس مجلسی
‫توی اتاق لباس‌هام داشتم

874
00:41:53,703 --> 00:41:56,331
‫پس هر چیزی هم که گفت،

875
00:41:56,831 --> 00:41:59,876
‫به من اعتماد کنید، خانم قاضی،
‫پول زیادی داره

876
00:41:59,959 --> 00:42:03,796
‫خودش توی گرینیچ ویلج
‫یه کلاب شبانه داره

877
00:42:03,880 --> 00:42:06,299
‫توی ویرجینیا پیست
‫مسابقات سگ‌دوانی داره

878
00:42:06,382 --> 00:42:08,051
‫کی چنین پیستی داره؟

879
00:42:08,134 --> 00:42:12,347
‫هر هفته کیسه‌های کاغذی
‫پر از پول براش میارن!

880
00:42:12,430 --> 00:42:13,890
‫هر هفته

881
00:42:13,973 --> 00:42:16,601
‫و باور کنید، خانم قاضی، مطمئنم.
‫با چشم‌های خودم دیدم

882
00:42:16,684 --> 00:42:18,686
‫و بذارید یه چیز دیگه رو بگم،

883
00:42:19,103 --> 00:42:21,105
‫با اینکه خیلی عجیب به نظر می‌رسه،

884
00:42:21,189 --> 00:42:22,815
‫هنوزم دوستش دارم

885
00:42:23,274 --> 00:42:25,818
‫می‌دونم. خیلی دیوونه‌ام

886
00:42:26,361 --> 00:42:29,072
‫اما اگه بخواد با من باشه،
‫همین امروز برمی‌گردم پیشش

887
00:42:29,864 --> 00:42:31,032
‫حقیقت رو دارم میگم

888
00:42:32,283 --> 00:42:35,453
‫حتی با دوست خوبش
‫فرانک کاستلو هم حرف زدم،

889
00:42:35,912 --> 00:42:38,915
‫کسی که توی این شهر
‫مرد خیلی مهمیه

890
00:42:38,998 --> 00:42:41,793
‫و روی شوهر من تاثیر زیادی می‌ذاره

891
00:42:41,876 --> 00:42:42,919
‫چی شد؟

892
00:42:43,503 --> 00:42:45,338
‫فرانک باهاش حرف زد،

893
00:42:45,421 --> 00:42:48,091
‫و حتی اون کار هم فایده‌ای نداشت

894
00:42:48,758 --> 00:42:51,344
‫پس می‌دونید، نمی‌دونم چی بگم

895
00:42:51,427 --> 00:42:52,887
‫حتی به حرف‌های فرانک
‫کاستلو هم گوش نداد،

896
00:42:52,971 --> 00:42:55,557
‫و از همون بچگی
‫دوست‌های صمیمی همدیگه‌ان

897
00:42:56,933 --> 00:42:58,560
‫حتی به حرف‌های
‫فرانک هم گوش نداد

898
00:42:58,561 --> 00:43:01,061
‫[ جنجالی که فرانک کاستلو
‫نمی‌تواند سروسامانش دهد ]

899
00:43:01,062 --> 00:43:02,605
‫چطور ممکنه؟

900
00:43:03,022 --> 00:43:05,608
‫باورم نمیشه که توی دادگاه
‫اسم تو رو آورده

901
00:43:06,276 --> 00:43:07,735
‫اگه ویتو پول می‌داد بهش،

902
00:43:07,819 --> 00:43:09,988
‫اصلاً کارشون به دادگاه نمی‌کشید. من...

903
00:43:10,071 --> 00:43:11,864
‫اگه من پول رو می‌دادم،
‫خیلی خوب میشد

904
00:43:11,948 --> 00:43:13,825
‫- اما نتونستم، خدا نکنه
‫- قضیه درمورد پول نیست

905
00:43:13,908 --> 00:43:15,785
‫ویتو مثل یه تیکه آشغال
‫با زنش رفتار می‌کرد

906
00:43:15,868 --> 00:43:17,537
‫برای همین کار به اینجا کشیده

907
00:43:17,620 --> 00:43:19,706
‫زنه دیوونه‌ست. مرده روانیه

908
00:43:19,789 --> 00:43:22,166
‫و الان اسم تو توی روزنامه‌ست

909
00:43:22,959 --> 00:43:24,836
‫باید این روزهای سخت رو پشت سر گذاشت

910
00:43:25,962 --> 00:43:27,922
‫خانم قاضی، باید اعتراف کنم
‫که این خانم یه معماست

911
00:43:28,006 --> 00:43:28,965
‫یه معمای بزرگ

912
00:43:29,507 --> 00:43:30,967
‫به عنوان همسرم باهام زندگی کرد،

913
00:43:31,050 --> 00:43:32,885
‫ولی بعدش از پشت بهم
‫خنجر می‌زنه، خانم قاضی

914
00:43:33,553 --> 00:43:36,014
‫شهادت میده که من یه تبهکارم

915
00:43:36,514 --> 00:43:37,849
‫همه‌ی مشکلاتم از همون‌جا شروع شدن

916
00:43:37,932 --> 00:43:40,184
‫من دوست دارم توی خونه باشم.
‫یه شوهر فداکارم

917
00:43:40,268 --> 00:43:41,352
‫خودش هم میگه

918
00:43:42,186 --> 00:43:44,355
‫از بددهنی همسرم تعجب کردم

919
00:43:44,772 --> 00:43:46,065
‫به نظر من، اون یه زن بیماره

920
00:43:46,149 --> 00:43:47,400
‫که وارد دوران یائسگی شده

921
00:43:47,483 --> 00:43:48,860
‫و برای همون من رو ترک کرد

922
00:43:48,943 --> 00:43:50,236
‫به نظرم اصلاً نمی‌دونسته
‫که داره چیکار می‌کنه

923
00:43:50,320 --> 00:43:51,237
‫یا چی میگه، خانم قاضی

924
00:43:51,321 --> 00:43:52,822
‫بهش وفادار نبودید؟

925
00:43:53,698 --> 00:43:55,825
‫خانم قاضی، خودتون من رو ببینید.
‫به نظرتون من رومئوئم؟

926
00:43:55,908 --> 00:43:58,453
‫ها؟

927
00:43:59,579 --> 00:44:00,622
‫شما رو اینطور توصیف کردن:

928
00:44:00,705 --> 00:44:02,248
‫«رئیس گروه‌های تبهکاری»

929
00:44:02,332 --> 00:44:03,958
‫- مسخره‌ست
‫- گفتن میلیونر هستید

930
00:44:04,042 --> 00:44:05,543
‫کاش بودم

931
00:44:05,627 --> 00:44:07,337
‫لطف داشتن، خانم قاضی،
‫اما اینا دروغن

932
00:44:07,420 --> 00:44:08,720
‫تنها درآمدی که دارم از طریق

933
00:44:08,721 --> 00:44:10,840
‫مدیریت شرکت تجاری «کولونیال»
‫توی خیابون واشینگتونه

934
00:44:10,923 --> 00:44:13,551
‫کاغذ باطله‌ها رو
‫از دفترهای منهتن جمع می‌کنیم

935
00:44:13,635 --> 00:44:15,470
‫مدارک مالیاتی هم دارم.
‫می‌تونم ثابت کنم

936
00:44:15,928 --> 00:44:17,555
‫تک تک کلماتی...

937
00:44:17,639 --> 00:44:20,475
‫که الان از دهن این آقا خارج شدن

938
00:44:20,558 --> 00:44:22,101
‫کامل دروغ بودن

939
00:44:22,185 --> 00:44:23,770
‫چطوره یه لطفی به همه‌مون بکنی
‫و دهنت رو ببندی؟

940
00:44:23,853 --> 00:44:25,605
‫خیلی بهتر میشه

941
00:44:25,688 --> 00:44:27,315
‫- الان عقلش سر جاش نیست
‫- به نظرم دیوونه‌ای

942
00:44:27,398 --> 00:44:28,900
‫- نه. آره، خب، من دیوونه‌ام
‫- دیوونه‌ای

943
00:44:28,983 --> 00:44:30,610
‫یه بازیگری

944
00:44:30,693 --> 00:44:33,196
‫الان داری برای همه آدم‌های
‫توی این دادگاه کوفتی فیلم بازی می‌کنی

945
00:44:33,279 --> 00:44:35,156
‫- و همه‌شون می‌دونن
‫- خانم

946
00:44:35,239 --> 00:44:38,034
‫- بهترین بازیگر دنیایی
‫- لطفاً خودتون رو کنترل کنید

947
00:44:38,117 --> 00:44:40,787
‫از کلارک گیبل هم بهتر بازی می‌کنی.
‫نشسته همین‌جا

948
00:44:40,870 --> 00:44:42,622
‫و قلبم شکسته

949
00:44:42,705 --> 00:44:45,333
‫که باید اصلاً اینجا باشم
‫و التماس کنم پولم رو پس بده

950
00:44:45,416 --> 00:44:47,877
‫برای اون پول زحمت کشیده بودم. باشه؟

951
00:44:47,960 --> 00:44:51,589
‫و اون سعی کرد همه‌ی
‫کسب‌وکار من رو تصاحب کنه

952
00:44:51,673 --> 00:44:53,091
‫میشه لطفاً خودتون رو کنترل کنید؟

953
00:44:53,174 --> 00:44:54,300
‫کلاً عادتشه

954
00:44:54,384 --> 00:44:56,177
‫همه‌ چیز رو می‌خواد تصاحب کنه

955
00:44:56,260 --> 00:44:57,845
‫- مگه نه؟ عادته؟
‫- سکوت کنید...

956
00:44:57,929 --> 00:44:59,889
‫- دوست داری همه چیز رو تصاحب کنی
‫- ...و سعی کنید آروم باشید

957
00:44:59,972 --> 00:45:01,891
‫و بعدش هم تصاحبش می‌کنی

958
00:45:01,974 --> 00:45:03,309
‫نمی‌دونم باید چی بگم، خانم قاضی

959
00:45:03,393 --> 00:45:04,769
‫الان عقلش سر جاش نیست

960
00:45:04,852 --> 00:45:06,771
‫همه‌ی پول‌هاش رو
‫خرج فاحشه‌ها می‌کنه

961
00:45:06,854 --> 00:45:08,815
‫پول‌هاش اینطور خرج میشن،
‫خرج جنده‌های کثیف میشن

962
00:45:08,898 --> 00:45:10,441
‫اونطور خرجشون می‌کنه.
‫برای همین...

963
00:45:10,525 --> 00:45:11,943
‫شاید هم واقعاً ورشکسته شدی

964
00:45:12,026 --> 00:45:13,695
‫- خانم
‫- شاید ورشکسته شدی، ویتو

965
00:45:13,778 --> 00:45:15,405
‫شاید چون همه‌ی پول‌هات رو

966
00:45:15,488 --> 00:45:16,489
‫خرج فاحشه‌ها کردی

967
00:45:16,572 --> 00:45:18,032
‫خانم جنوویزه. خانم

968
00:45:18,116 --> 00:45:19,909
‫- آروم باشید
‫- نمی‌دونم چی بگم

969
00:45:19,992 --> 00:45:22,412
‫اینجا به لطف تو
‫تبدیل به یه سیرک شده

970
00:45:22,495 --> 00:45:24,163
‫تو یه دلقکی، نه؟

971
00:45:24,247 --> 00:45:25,998
‫یه تبهکار نیستی، یه دلقکی

972
00:45:26,082 --> 00:45:28,042
‫مایه‌ی ناامیدی هستی

973
00:45:28,126 --> 00:45:30,378
‫ویتو مطبوعات محلی رو دعوت کرد...

974
00:45:30,461 --> 00:45:32,130
‫آره، باور کردنی نیست

975
00:45:32,213 --> 00:45:33,923
‫مطبوعات محلی رو دعوت کرد

976
00:45:34,006 --> 00:45:36,092
‫به خونه‌ی کوچیکی که
‫توی شهر فریهولدِ نیوجرسی خریده بود،

977
00:45:36,175 --> 00:45:38,886
‫تا به دادگاه نشون بده که
‫یه آدم معمولی و زحمتکشه

978
00:45:38,970 --> 00:45:40,763
‫آروم باشید. آره،
‫انتظار داشتید چطور باشه؟

979
00:45:40,847 --> 00:45:43,975
‫انتظار داشتید چند نفر
‫با مسلسل اینجا باشن؟

980
00:45:44,058 --> 00:45:45,351
‫زیادی فیلم نگاه می‌کنید

981
00:45:45,435 --> 00:45:46,519
‫زیادی به حرف‌های پلیس گوش می‌دید

982
00:45:46,602 --> 00:45:48,104
‫امیدوارم گرسنه‌تون باشه

983
00:45:48,187 --> 00:45:50,857
‫باید مطمئن بشم که همه‌تون
‫با خوشحالی از خونه‌م می‌رید

984
00:45:50,940 --> 00:45:52,608
‫اگه خوشحال نباشید،
‫منم خوشحال نیستم،

985
00:45:52,692 --> 00:45:54,026
‫و اونوقت توی دردسر می‌افتم

986
00:45:54,110 --> 00:45:55,820
‫پس باید راجع به من
‫مطالب خوبی بنویسید

987
00:45:55,903 --> 00:45:58,072
‫همسرتون شهادت داده که شما
‫رئیس لاتاری بودید

988
00:45:58,156 --> 00:45:59,615
‫- بخت‌آزمایی غیرقانونی؟
‫- آره

989
00:45:59,699 --> 00:46:00,908
‫با توجه به حرف‌های اون و بقیه،

990
00:46:00,992 --> 00:46:02,618
‫من باید رئیس هزار جا باشم

991
00:46:02,702 --> 00:46:04,454
‫علاوه‌بر بخت‌آزمایی،
‫میگن من رئیس فلانم،

992
00:46:04,537 --> 00:46:06,789
‫رئیس بهمانم...
‫من رئیس همه چیزم

993
00:46:06,873 --> 00:46:09,083
‫اما می‌دونید چیه؟
‫هر چیزی که دوست دارید بنویسید

994
00:46:09,584 --> 00:46:11,586
‫اینم چند تا سوسیس خدمت شما

995
00:46:11,669 --> 00:46:13,963
‫بعد از خوردن غذا،
‫هر کاری خواستید بکنید

996
00:46:14,046 --> 00:46:15,590
‫ازم بازجویی کنید.
‫هر کاری که دوست داشتید

997
00:46:15,673 --> 00:46:17,049
‫صبر کنید، به کمدم نگاه کنید

998
00:46:17,133 --> 00:46:19,385
‫‏۵ تا کت‌وشلوار دارم،
‫‏۵ جفت کفش دارم

999
00:46:19,469 --> 00:46:22,263
‫تقریباً ۵ سالی میشه
‫که کت‌وشلوار جدید نخریدم

1000
00:46:22,346 --> 00:46:23,681
‫آره، شرمنده، یه‌کم خاک گرفته

1001
00:46:23,765 --> 00:46:25,141
‫نظرتون چیه؟

1002
00:46:25,224 --> 00:46:26,309
‫دیروز گذاشتمش اونجا
‫تا شما رو گول بزنم؟ ها؟

1003
00:46:28,394 --> 00:46:30,730
‫عمارت من با دیوارهای تخته‌گچی رو ببینید

1004
00:46:30,813 --> 00:46:32,482
‫ببینید کجا می‌خوابم.
‫اونجا می‌خوابم

1005
00:46:32,565 --> 00:46:34,484
‫فکر می‌کنید نگران میشم
‫اگه کنار پنجره بخوابم

1006
00:46:34,567 --> 00:46:36,194
‫چون ممکنه مشکلی پیش بیاد

1007
00:46:36,277 --> 00:46:38,070
‫نگران این باشم که شاید یکی بیاد
‫و از پشت پنجره بهم شلیک کنه، ها؟ نه

1008
00:46:38,154 --> 00:46:39,572
‫چیزی برای نگرانی ندارم

1009
00:46:39,655 --> 00:46:41,532
‫تخت اینجاست،
‫پنجره هم اونجاست. خب؟

1010
00:46:41,616 --> 00:46:42,992
‫اگه می‌خواستم چیزی رو پنهان کنم،

1011
00:46:43,075 --> 00:46:44,285
‫اجازه نمی‌دادم شما بیاید داخل

1012
00:46:44,368 --> 00:46:45,912
‫بهم اعتماد کنید. یالا

1013
00:46:45,995 --> 00:46:47,288
‫بیاید بریم توی اتاق‌های دیگه.
‫یه‌کم نوشیدنی میل کنیم

1014
00:46:47,371 --> 00:46:50,708
‫ویتو تونست بازخورد مثبت
‫مطبوعات رو بگیره

1015
00:46:50,792 --> 00:46:52,794
‫تا اینکه قاضی به نفع آنا
‫رای رو صادر کرد

1016
00:46:52,877 --> 00:46:55,713
‫آنا حق نفقه و کنترل کلاب زبرا رو گرفت

1017
00:46:55,797 --> 00:46:57,757
‫خدایا، باعث شد ویتو دیوونه بشه

1018
00:46:57,840 --> 00:46:59,091
‫روانی شد

1019
00:47:01,950 --> 00:47:06,950
‫♪ Tea for Two - Irving Caesar ♪

1020
00:47:59,777 --> 00:48:01,237
‫ظرف چند ماه،

1021
00:48:01,654 --> 00:48:04,323
‫عواقب اشاره‌ی آنا به ارتباط من

1022
00:48:04,407 --> 00:48:07,451
‫با ویتو توی دادگاه، برام فاجعه‌بار شد

1023
00:48:07,535 --> 00:48:09,161
‫تیتر روزنامه اون رو
‫اینطور معرفی می‌کنه
‫(سناتور اِستیس کیفاور از تِنِسی)

1024
00:48:09,245 --> 00:48:12,081
‫«فرانک کاستلوی قمارباز»

1025
00:48:12,707 --> 00:48:14,166
‫و حتی از اون نقل می‌کنه که پرسیده:

1026
00:48:14,250 --> 00:48:16,752
‫«فکر می‌کنن کی هستم؟ سوپرمن؟»

1027
00:48:16,836 --> 00:48:20,006
‫خب، فکر نمی‌کنیم که اون سوپرمنه

1028
00:48:20,089 --> 00:48:22,008
‫در پرتو خشونت‌های سازمان‌یافته‌ی امروزی

1029
00:48:22,091 --> 00:48:23,342
‫و تهدید روزافزون مواد مخدر،

1030
00:48:23,426 --> 00:48:24,969
‫این جلسات برای بررسی
‫این موضوع تشکیل میشن

1031
00:48:25,052 --> 00:48:27,221
‫که چطور مردی مثل فرانک کاستلو،

1032
00:48:27,305 --> 00:48:29,974
‫یه قمارباز حرفه‌ایِ سابقه‌دار،

1033
00:48:30,057 --> 00:48:32,685
‫به‌خاطر ضرب و شتم

1034
00:48:32,768 --> 00:48:35,104
‫تا حمل اسلحه،

1035
00:48:35,187 --> 00:48:37,231
‫هنوز اونقدر ارتباطات سیاسی داره

1036
00:48:37,315 --> 00:48:41,360
‫که می‌تونه شهردارها، قاضی‌ها
‫و مقامات شهری رو نامزد کنه،

1037
00:48:41,444 --> 00:48:44,655
‫و شهرهای ما رو در معرض
‫فساد شهری قرار بده

1038
00:48:44,739 --> 00:48:47,366
‫اسمش حتی به عنوان همراه نزدیکِ

1039
00:48:47,450 --> 00:48:50,870
‫تبهکار ویتو جنوویزه توی
‫یه پرونده‌ی خانوادگی ذکر شده

1040
00:48:51,412 --> 00:48:52,955
‫به نظرم خوشگل افتادی، فرانک

1041
00:48:53,039 --> 00:48:54,707
‫شبیه، آه... خیلی شاهانه به نظر می‌رسی

1042
00:48:54,790 --> 00:48:57,209
‫به هر حال، فقط موضع‌گیری سیاسیه

1043
00:48:57,293 --> 00:48:58,878
‫کیفاور می‌خواد برای
‫ریاست جمهوری بنویسه

1044
00:48:58,961 --> 00:49:00,296
‫و این کارها فقط تبلیغاته

1045
00:49:00,379 --> 00:49:01,297
‫می‌خواد از شهرت تو استفاده کنه

1046
00:49:01,380 --> 00:49:03,007
‫عکست از نزدیک گرفته شده

1047
00:49:03,090 --> 00:49:04,634
‫نگران بودم که نکنه یه‌کم بزرگ
‫و چاق به نظر برسی

1048
00:49:04,717 --> 00:49:05,885
‫اما خوب افتادی

1049
00:49:05,968 --> 00:49:07,136
‫- زیر چونه‌ت چربی جمع نشده
‫- اوه، خب، من...

1050
00:49:07,219 --> 00:49:09,221
‫ها؟ بدون شک...
‫خب، می‌دونی...

1051
00:49:09,305 --> 00:49:10,932
‫نمی‌خوام که...

1052
00:49:11,015 --> 00:49:12,099
‫- ممنون بابت تعریفت
‫- گوش کن، خیلی شاهانه به نظر می‌رسی

1053
00:49:12,183 --> 00:49:13,643
‫- ها؟
‫- انگار یه آدم سلطنتی هستی

1054
00:49:13,726 --> 00:49:16,145
‫آره. سلطنتی

1055
00:49:16,854 --> 00:49:18,230
‫خب این یعنی چی؟
‫منظورت چیه؟

1056
00:49:18,314 --> 00:49:20,775
‫- نظرت چیه؟
‫- راحته. می‌ریم دادگاه

1057
00:49:20,858 --> 00:49:22,985
‫از متمم پنجم استفاده می‌کنی.
‫بعدش می‌ریم ناهار می‌خوریم
‫(حق سکوت)

1058
00:49:23,069 --> 00:49:25,404
‫پس فقط متمم پنجم.
‫همین رو میگی؟

1059
00:49:26,280 --> 00:49:28,616
‫یه مشکلی در این مورد دارم.
‫باید راجع بهش حرف بزنیم

1060
00:49:29,033 --> 00:49:32,453
‫من می‌خرم، فرانک.
‫خیلی‌خب؟ پول ناهار رو من میدم

1061
00:49:32,536 --> 00:49:34,622
‫خیلی... پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ایه

1062
00:49:34,705 --> 00:49:37,249
‫که توی اون دفتر مجلل جدیدت
‫که خودم پولش رو دادم غذا بخوریم

1063
00:49:37,333 --> 00:49:39,126
‫حالا باید اجاره رو هم بدیم، فرانک،

1064
00:49:39,210 --> 00:49:40,711
‫پس ازت می‌خوام تحت کنترل باشی

1065
00:49:40,795 --> 00:49:42,630
‫آره، آره، می‌دونم.
‫منم می‌خوام

1066
00:49:42,713 --> 00:49:44,006
‫منم می‌خوام توی
‫همون موقعیت نگهت دارم،

1067
00:49:44,090 --> 00:49:45,633
‫تا وقتی که نذاری توی دردسر بیُفتم،

1068
00:49:45,716 --> 00:49:47,051
‫می‌تونم توی اون موقعیت نگهت دارم

1069
00:49:47,134 --> 00:49:48,386
‫...از برنامه‌مون

1070
00:49:48,469 --> 00:49:49,762
‫حالا وقتش رسیده که مهمون
‫مرموزمون رو دعوت کنیم

1071
00:49:49,845 --> 00:49:51,180
‫از اونجایی که کارشناس‌هامون

1072
00:49:51,263 --> 00:49:53,224
‫مهمون‌مون رو خیلی سریع می‌شناسن،

1073
00:49:53,307 --> 00:49:55,059
‫چشم‌هاشون رو بستیم

1074
00:49:55,142 --> 00:49:56,644
‫همه چشم‌بندهاشون رو زدن؟

1075
00:49:56,727 --> 00:49:58,229
‫- آره
‫- آره!

1076
00:49:58,312 --> 00:49:59,605
‫مهمون مرموز میشه بیایی داخل،

1077
00:49:59,689 --> 00:50:01,232
‫و لطفاً امضا کنی؟

1078
00:50:08,739 --> 00:50:11,492
‫حالا بیا و بشین کنار من

1079
00:50:11,575 --> 00:50:12,952
‫خب، همونطور که می‌دونید،

1080
00:50:13,035 --> 00:50:14,203
‫چون مهمون ویژه‌ست،

1081
00:50:14,286 --> 00:50:15,871
‫از تشریفات معمول صرف‌نظر می‌کنیم

1082
00:50:15,955 --> 00:50:17,790
‫و مستقیم می‌ریم سراغ سوالات کلی

1083
00:50:18,332 --> 00:50:20,710
‫از خانم فرانسیس شروع می‌کنیم

1084
00:50:21,293 --> 00:50:23,170
‫توی صنعت سرگرمی هستی؟

1085
00:50:27,717 --> 00:50:28,801
‫نه

1086
00:50:28,884 --> 00:50:30,386
‫نه. یه سوالتون پرید

1087
00:50:30,469 --> 00:50:32,304
‫- ‏۹ تا سوال دیگه مونده
‫- چی؟ نه؟

1088
00:50:32,388 --> 00:50:36,892
‫اشکالی نداره؟ اینکه یه سناتور میره
‫توی یه مسابقه‌ی تلویزیونی شرکت می‌کنه؟

1089
00:50:36,976 --> 00:50:40,104
‫می‌خوام ببینم چطور درمورد
‫دوست‌های سیاسیش حرف می‌زنه

1090
00:50:40,187 --> 00:50:42,148
‫که توی تنسی رشوه می‌گیرن

1091
00:50:42,857 --> 00:50:45,192
‫یا معاون‌های کلانتری که روزهای تعطیل

1092
00:50:45,276 --> 00:50:46,902
‫توی کازینوها ماشین پارک می‌کنن!

1093
00:50:46,986 --> 00:50:48,320
‫بذار راجع به اون حرف بزنه

1094
00:50:48,738 --> 00:50:50,031
‫اطلاعات زیادی داری

1095
00:50:50,114 --> 00:50:51,032
‫باید خودت جلسات دادرسی داشته باشی

1096
00:50:51,115 --> 00:50:52,408
‫آره

1097
00:50:52,491 --> 00:50:54,035
‫اگه داشتم، الان اینجا
‫این برنامه رو نگاه نمی‌کردم

1098
00:50:54,836 --> 00:50:55,836
‫نه

1099
00:50:56,162 --> 00:50:58,873
‫توی سیاست فدرال فعالیت داری؟

1100
00:50:59,248 --> 00:51:00,374
‫آره

1101
00:51:00,458 --> 00:51:02,334
‫در حال حاضر درگیر

1102
00:51:02,418 --> 00:51:04,879
‫یه تحقیقات معروف هستی؟

1103
00:51:04,962 --> 00:51:06,047
‫آره

1104
00:51:06,422 --> 00:51:09,717
‫در سمت حق و درست
‫اون تحقیقات هستی؟

1105
00:51:09,800 --> 00:51:12,762
‫- امیدوارم
‫- اوه، صداش آشناست

1106
00:51:12,845 --> 00:51:14,513
‫سناتور کیفاور نیستی؟

1107
00:51:14,597 --> 00:51:16,891
‫آره. درسته

1108
00:51:17,400 --> 00:51:21,212
‫[ کمیته‌ی سنای ایالات متحده
‫برای تحقیق درمورد جرم در تجارت بین‌ایالتی ]

1109
00:51:23,230 --> 00:51:24,940
‫محترمانه از جواب دادن امتناع می‌کنم...

1110
00:51:25,024 --> 00:51:26,734
‫...به پرسش‌های شما،
‫به این دلیل که...

1111
00:51:26,817 --> 00:51:29,570
‫...جوابم ممکنه باعث بشه
‫در معرض اتهام قرار بگیرم

1112
00:51:29,653 --> 00:51:31,489
‫محترمانه از جواب دادن امتناع می‌کنم

1113
00:51:31,572 --> 00:51:33,991
‫به این دلیل که جوابم ممکنه
‫باعث بشه در معرض...

1114
00:51:34,075 --> 00:51:35,409
‫...در معرض اتهام قرار بگیرم

1115
00:51:35,493 --> 00:51:37,244
‫...جوابم ممکنه باعث بشه
‫در معرض اتهام قرار بگیرم

1116
00:51:37,328 --> 00:51:39,205
‫محترمانه از جواب دادن امتناع می‌کنم

1117
00:51:39,288 --> 00:51:42,458
‫به این دلیل که جوابم ممکنه باعث بشه
‫در معرض اتهام قرار بگیرم
‫[ جنوویزه ۱۵۰ بار به متمم پنجم استناد کرد ]

1118
00:51:42,541 --> 00:51:45,711
‫وکیل ارشد هالی ادامه‌ی
‫سوال‌ها رو می‌پرسه

1119
00:51:45,795 --> 00:51:49,048
‫آقای پروفاچی، شما مدیر شرکت
‫روغن زیتون بلا میا

1120
00:51:49,131 --> 00:51:51,967
‫در خیابان ۷۹اُم بنسون‌هرست،
‫بروکلین، نیویورک سیتی هستید؟

1121
00:51:52,426 --> 00:51:54,261
‫از جواب دادن امتناع می‌کنم

1122
00:51:54,345 --> 00:51:58,140
‫به این دلیل که جوابم ممکنه باعث بشه
‫در معرض اتهام قرار بگیرم

1123
00:51:58,224 --> 00:52:00,726
‫آقای پروفاچی، دارم راجع به
‫عنوان شغلی‌تون سوال می‌پرسم

1124
00:52:00,810 --> 00:52:02,770
‫از جواب دادن امتناع می‌کنم

1125
00:52:02,853 --> 00:52:04,855
‫به این دلیل که جوابم ممکنه باعث بشه
‫در معرض اتهام قرار بگیرم

1126
00:52:04,939 --> 00:52:06,899
‫اسم‌تون توی دفتر تلفن
‫با این عنوان ثبت شده

1127
00:52:06,982 --> 00:52:09,401
‫از جواب دادن امتناع می‌کنم
‫به این دلیل که...

1128
00:52:09,485 --> 00:52:11,946
‫دفتر تلفن!
‫حداقل می‌تونید به این سوال جواب بدید

1129
00:52:12,780 --> 00:52:14,615
‫از جواب دادن امتناع می‌کنم

1130
00:52:14,698 --> 00:52:17,576
‫به این دلیل که جوابم ممکنه باعث بشه
‫در معرض اتهام قرار بگیرم

1131
00:52:17,660 --> 00:52:21,122
‫باشه، آقای پروفاچی، بیاید فقط...
‫از سوالات ساده شروع کنیم. باشه؟

1132
00:52:23,332 --> 00:52:24,500
‫چند سالتونه؟

1133
00:52:25,626 --> 00:52:27,962
‫محترمانه از جواب دادن
‫امتناع می‌کنم به این دلیل که...

1134
00:52:28,045 --> 00:52:29,296
‫چطور می‌تونید از جواب دادن امتناع کنید؟

1135
00:52:29,380 --> 00:52:31,382
‫دارم درمورد تاریخ تولدتون سوال می‌پرسم

1136
00:52:33,050 --> 00:52:34,718
‫یه جواب ممکنه باعث بشه
‫یه سوال دیگه رو هم جواب بدم

1137
00:52:36,137 --> 00:52:37,179
‫- باورت میشه؟
‫- نه

1138
00:52:37,263 --> 00:52:39,098
‫من نمی‌تونم اون کار رو بکنم. نمی‌تونم

1139
00:52:39,640 --> 00:52:41,684
‫خب، مجبوری.
‫همه دارن به متمم پنجم استناد می‌کنن

1140
00:52:41,767 --> 00:52:44,019
‫خب، اگه به اون استناد کنم، اونوقت...

1141
00:52:44,103 --> 00:52:45,521
‫بعدش کی بهم زنگ می‌زنه؟ هیچکس

1142
00:52:45,604 --> 00:52:47,439
‫آدم‌های خاصی رو می‌شناسم که...

1143
00:52:47,523 --> 00:52:49,859
‫خیلی می‌ترسن.
‫خطر نمی‌کنن

1144
00:52:49,942 --> 00:52:51,610
‫وقتی به اون متمم استناد کنم،

1145
00:52:51,694 --> 00:52:53,112
‫اون افراد دیگه بهم زنگ نمی‌زنن

1146
00:52:53,195 --> 00:52:55,072
‫نمی‌خوان باهام ارتباطی داشته باشن

1147
00:52:55,156 --> 00:52:57,700
‫چون همه می‌دونن که فقط
‫افراد مجرم به متمم پنجم استناد می‌کنن

1148
00:52:57,783 --> 00:52:59,535
‫خودت می‌دونی

1149
00:52:59,618 --> 00:53:00,953
‫به کمیته چی بگم، فرانک؟

1150
00:53:01,036 --> 00:53:02,788
‫بگو احضاریه نیاز نیست. جورج

1151
00:53:02,872 --> 00:53:04,665
‫داوطلبانه شهادت میدم

1152
00:53:04,748 --> 00:53:07,001
‫نه. به عنوان وکیلت، باید بگم
‫که مخالف شهادت دادنت هستم

1153
00:53:07,084 --> 00:53:08,377
‫اعتراف می‌کنم که قبلاً
‫قاچاقچی مشروب بودم

1154
00:53:08,460 --> 00:53:11,255
‫اعتراف می‌کنم که ۱۱ ماه
‫به‌خاطر حمل سلاح حبس کشیدم

1155
00:53:11,338 --> 00:53:13,007
‫یه جرم کوچیک بوده.
‫‏۳۰ سال ازش می‌گذره

1156
00:53:13,090 --> 00:53:14,758
‫آخه امروز من یه قمارباز حرفه‌ای‌ام

1157
00:53:14,842 --> 00:53:17,344
‫توی املاک و مستغلات کار می‌کنم.
‫به خیریه‌ها کمک می‌کنم

1158
00:53:17,428 --> 00:53:18,804
‫- مالیات میدم
‫- آره. می‌دونم

1159
00:53:18,888 --> 00:53:20,264
‫دیگه می‌خوان ازم چی بپرسن؟
‫من فقط همین‌ها رو می‌دونم

1160
00:53:20,347 --> 00:53:21,515
‫دیگه تامانی هال نیست، فرانک

1161
00:53:21,599 --> 00:53:24,685
‫سناتورهای فدرال آمریکا
‫اونجا نشستن، خیلی‌خب؟

1162
00:53:24,768 --> 00:53:27,438
‫و هفته‌ی گذشته همه‌شون
‫توی اون مسابقه‌ی تلویزیونی نبودن

1163
00:53:27,521 --> 00:53:29,231
‫فقط سیاستمدارن، جورج

1164
00:53:29,315 --> 00:53:30,858
‫اگه چند دلار بذاری توی جیبشون،

1165
00:53:30,941 --> 00:53:32,443
‫میرن پی کارشون، می‌دونی؟

1166
00:53:32,860 --> 00:53:34,612
‫فقط باید بدونی چند دلار

1167
00:53:34,695 --> 00:53:37,239
‫‏۲ دلار، ۱۰ دلار،
‫‏۵۰ دلار، هزاران دلار

1168
00:53:37,323 --> 00:53:39,116
‫هیچ فرقی نداره. همه‌شون...

1169
00:53:39,200 --> 00:53:40,576
‫توی یه ثانیه می‌تونی بخریشون

1170
00:53:40,659 --> 00:53:41,785
‫خیلی‌خب

1171
00:53:41,869 --> 00:53:43,204
‫فقط بهشون میگم
‫از چیزی خبر ندارم

1172
00:53:44,205 --> 00:53:46,081
‫خانم‌ها و آقایون،
‫[ تلویزیون کیفاور - جلسات استماع
‫سنا درمورد جرائم ]

1173
00:53:46,165 --> 00:53:47,958
‫در حالی که این اولین
‫جلسه‌ی استماع کنگره‌ست

1174
00:53:48,042 --> 00:53:50,377
‫که به صورت زنده
‫از تلویزیون پخش میشه،

1175
00:53:50,461 --> 00:53:52,963
‫آقای کاستلو قبول کردن که حاضر بشن

1176
00:53:53,047 --> 00:53:55,132
‫و داوطلبانه شهادت بدن

1177
00:53:55,216 --> 00:53:57,301
‫پس برای حفظ حریم خصوصی،

1178
00:53:57,384 --> 00:53:59,845
‫در طول شهادت،

1179
00:53:59,929 --> 00:54:04,183
‫دوربین‌ها چهره‌ی آقای
‫کاستلو رو نشون نمیدن

1180
00:54:04,892 --> 00:54:05,976
‫آقای هالی

1181
00:54:06,060 --> 00:54:07,686
‫- واقعاً؟
‫- پخش زنده‌ست

1182
00:54:09,480 --> 00:54:11,065
‫تا حالا با اسمی

1183
00:54:11,148 --> 00:54:12,691
‫به جز «فرانک کاستلو» شناخته شدید؟

1184
00:54:12,775 --> 00:54:14,735
‫مثلاً «فرانسیسکو کاستیلیا»؟

1185
00:54:15,236 --> 00:54:17,112
‫کاستیلیا اسم خانوادگی‌مون بود

1186
00:54:17,196 --> 00:54:19,490
‫اسم مادرم «ساوریو» بود

1187
00:54:20,032 --> 00:54:21,492
‫داره از دست‌هاش استفاده می‌کنه

1188
00:54:21,575 --> 00:54:23,077
‫دارن نوع سیگاری
‫که می‌کشه رو نشون میدن

1189
00:54:23,160 --> 00:54:24,495
‫این چیه، تبلیغ سیگار؟

1190
00:54:24,578 --> 00:54:26,747
‫می‌دونی، خیلی از مردم مهاجر،

1191
00:54:26,830 --> 00:54:29,541
‫وقتی به آمریکا میان،
‫از اسم خانوادگی‌شون استفاده می‌کنن

1192
00:54:29,625 --> 00:54:31,627
‫منم وقتی بچه بودم،
‫از اسم خانوادگیم استفاده کردم

1193
00:54:31,710 --> 00:54:33,379
‫وقتی جمله‌ی «از اسم خانوادگیم
‫استفاده کردم» رو می‌گید

1194
00:54:33,462 --> 00:54:34,922
‫به زبان انگلیسی صحبت نکردید

1195
00:54:35,005 --> 00:54:37,174
‫«ممکنه استفاده کرده باشم»
‫از نظر دستور زبان اشتباهه

1196
00:54:37,258 --> 00:54:39,301
‫خب، شرمنده، آقای هالی

1197
00:54:39,385 --> 00:54:40,552
‫من مثل شما آدم تحصیل‌کرده‌ای نیستم

1198
00:54:43,722 --> 00:54:45,057
‫شما قاچاقچی مشروب بودید

1199
00:54:45,140 --> 00:54:46,684
‫- درسته؟
‫- آره، بودم

1200
00:54:46,767 --> 00:54:48,727
‫و همه‌ی آدم‌های این کشور

1201
00:54:48,811 --> 00:54:50,145
‫که اون زمان یه قطره مشروب خوردن

1202
00:54:50,229 --> 00:54:51,814
‫با من همکار بودن

1203
00:54:51,897 --> 00:54:54,108
‫به متمم پنجم استناد کن،
‫به اون متمم لامصب...

1204
00:54:54,191 --> 00:54:55,442
‫فرانک

1205
00:54:55,526 --> 00:54:57,403
‫چه مرگشه؟

1206
00:54:57,486 --> 00:54:59,446
‫فکر می‌کنم با مردی
‫به اسم جان اُرمنتو آشنایی دارید

1207
00:55:00,322 --> 00:55:01,615
‫باهاش آشنایی دارم، آره

1208
00:55:01,699 --> 00:55:03,158
‫در جریان هستید که

1209
00:55:03,242 --> 00:55:04,910
‫جان اُرمنتو اخیراً

1210
00:55:04,994 --> 00:55:06,412
‫به اتهام توطئه مواد مخدر محکوم
‫و در خطر حبس ابد قرار داره؟

1211
00:55:06,495 --> 00:55:08,247
‫خیلی به این مسائل توجه نکردم

1212
00:55:08,330 --> 00:55:09,790
‫راجع به چیزهایی حرف می‌زنه
‫که نباید درموردشون حرف بزنه

1213
00:55:09,873 --> 00:55:11,709
‫به خطر رو به رشد مواد مخدر

1214
00:55:11,792 --> 00:55:12,876
‫توی این کشور توجه کردید؟

1215
00:55:13,794 --> 00:55:15,838
‫کجا... چی، مگه کودنی؟

1216
00:55:15,921 --> 00:55:17,298
‫چه مرگشه؟

1217
00:55:17,923 --> 00:55:19,133
‫دیوونه شده

1218
00:55:19,633 --> 00:55:21,677
‫- داره عصبانیم می‌کنه
‫- می‌دونم

1219
00:55:21,760 --> 00:55:24,513
‫این راهنمایی رو گوش کن:
‫«به متمم پنجم استناد کن!»

1220
00:55:24,596 --> 00:55:26,307
‫اون‌قدر توجه کردم که می‌دونم

1221
00:55:26,390 --> 00:55:28,267
‫یه تجارت کثیف و مصیبت‌باره

1222
00:55:28,350 --> 00:55:29,852
‫و باید خودمون رو از شرش خلاص کنیم

1223
00:55:29,935 --> 00:55:32,396
‫محکوم کردن مواد مخدر خیلی
‫شرافتمندانه‌ست، آقای کاستلو

1224
00:55:32,479 --> 00:55:34,315
‫شهروند شریف. آقای قانونمند

1225
00:55:34,398 --> 00:55:35,691
‫خفه شو بابا

1226
00:55:35,774 --> 00:55:36,779
‫اما چطور خودمون رو

1227
00:55:36,780 --> 00:55:38,444
‫از شر بقیه‌ی رذیلت‌های
‫جامعه خلاص کنیم؟

1228
00:55:38,527 --> 00:55:39,945
‫همون کاری که خودتون انجام می‌دید؟

1229
00:55:40,029 --> 00:55:41,447
‫قمار غیرقانونی

1230
00:55:43,615 --> 00:55:45,242
‫خب، برای انجام اون کار، آقای هالی،

1231
00:55:45,326 --> 00:55:48,120
‫باید همه‌ی زمین‌های
‫مسابقات اسب‌دوانی رو بسوزونید

1232
00:55:48,203 --> 00:55:49,412
‫و همه‌ی اسب‌ها رو بُکشید

1233
00:55:51,915 --> 00:55:54,460
‫شاید فکر کنید خنده‌داره، آقای کاستلو،

1234
00:55:54,543 --> 00:55:56,570
‫اما دو دشمن بزرگ امروزی ما

1235
00:55:56,571 --> 00:55:59,214
‫جنایتکارها و کمونیست‌ها هستن

1236
00:55:59,715 --> 00:56:01,508
‫اوه، یه حرومزاده‌ی دست‌کج دیگه

1237
00:56:01,592 --> 00:56:03,510
‫یه عوضی... همه‌شون مثل همن

1238
00:56:03,594 --> 00:56:05,679
‫یه مشت دله دزد

1239
00:56:05,763 --> 00:56:08,140
‫- بذارید یه سوالی ازتون بپرسم، آقای کاستلو
‫- همه‌شون دزدن

1240
00:56:08,557 --> 00:56:11,185
‫اصلاً چرا خواستید شهروند آمریکا باشید؟

1241
00:56:11,852 --> 00:56:13,103
‫چرا؟

1242
00:56:14,313 --> 00:56:15,856
‫خب، چون عاشق این کشورم

1243
00:56:15,939 --> 00:56:17,775
‫خودت چرا خواستی شهروند آمریکا باشی؟

1244
00:56:17,858 --> 00:56:19,401
‫آره. آره

1245
00:56:19,485 --> 00:56:21,945
‫ولی ۱۵ نسل از شما
‫اینجا به دنیا اومده

1246
00:56:22,029 --> 00:56:24,823
‫مگه پدربزرگ‌های اونا،
‫و پدرِ پدربزرگ‌های اونا،

1247
00:56:24,907 --> 00:56:26,575
‫و چندین نسل قبلی اونا...

1248
00:56:26,658 --> 00:56:28,077
‫اونا خیلی قبل‌تر از ما دزدی می‌کردن...

1249
00:56:28,160 --> 00:56:29,703
‫سر همه کلاه گذاشتن

1250
00:56:29,787 --> 00:56:31,497
‫الان برای ما باکلاس و مغرور شدن

1251
00:56:31,580 --> 00:56:32,831
‫از روزی که شهروند اینجا شدید،

1252
00:56:32,915 --> 00:56:34,708
‫چه کار مفیدی برای
‫این کشور انجام دادید؟

1253
00:56:37,336 --> 00:56:38,462
‫مالیات‌هام رو پرداخت کردم

1254
00:56:42,966 --> 00:56:44,468
‫به خاطر دارید که...

1255
00:56:45,886 --> 00:56:48,097
‫که توی خونه‌تون با شهردار ویلیام اُدوایر

1256
00:56:48,180 --> 00:56:50,391
‫و چند تا قاضی و رهبران
‫تامانی هال جلسه داشتید؟

1257
00:56:51,934 --> 00:56:53,894
‫- الان شروع شد
‫- باشه، اُدوایر

1258
00:56:53,977 --> 00:56:55,354
‫اُدوایر

1259
00:56:57,189 --> 00:56:59,149
‫اوه، فرانک، باورم نمیشه

1260
00:57:00,859 --> 00:57:02,611
‫مربوط به دوران جنگ بوده

1261
00:57:08,117 --> 00:57:10,661
‫آدم‌های زیادی به خونه‌م رفت‌وآمد داشتن

1262
00:57:11,078 --> 00:57:12,663
‫زمانی که شهردار اُدوایر

1263
00:57:12,746 --> 00:57:13,914
‫هنوز دادستان منطقه‌ی بروکلین بود

1264
00:57:14,790 --> 00:57:16,308
‫زمانی که داشت آلبرت آناستازیا رو

1265
00:57:16,309 --> 00:57:18,168
‫به‌خاطر «آدم‌کش‌های حرفه‌ای»
‫محاکمه می‌کرد

1266
00:57:18,252 --> 00:57:20,003
‫اون دوران خونه‌ی شما می‌اومد؟

1267
00:57:20,087 --> 00:57:21,755
‫گیر افتاد. گیرش انداختن

1268
00:57:28,345 --> 00:57:29,680
‫ببخشید

1269
00:57:29,763 --> 00:57:31,682
‫جناب وکیل، می‌تونم یه لیوان آب بخورم؟

1270
00:57:31,765 --> 00:57:33,767
‫- گلوم عفونت کرده
‫- بفرمایید، جناب

1271
00:57:35,853 --> 00:57:37,604
‫گلوت عفونت کرده؟

1272
00:57:37,688 --> 00:57:39,189
‫دهن گشادی داری.
‫و حالا مثل خر گیر افتادی

1273
00:57:39,273 --> 00:57:41,191
‫نمی‌دونی باید چه غلطی بکنی

1274
00:57:41,859 --> 00:57:43,902
‫آقای کاستلو، فقط می‌خوایم بدونیم

1275
00:57:43,986 --> 00:57:46,822
‫شهردار اُدوایر زمانی
‫که دادستان منطقه‌ی بروکلین بود

1276
00:57:46,905 --> 00:57:48,657
‫چند بار اومده به خونه‌ی شما؟

1277
00:57:48,740 --> 00:57:51,118
‫یه بار؟ دو بار؟ ده بار؟

1278
00:57:51,660 --> 00:57:53,454
‫مهم‌تر از همه چیز، چرا می‌اومده اونجا؟

1279
00:57:53,537 --> 00:57:55,289
‫نمی‌تونه خودش رو نجات بده.
‫بد جور گیر افتاده

1280
00:57:55,372 --> 00:57:56,874
‫خفه شو، حرومزاده‌ی خبرچین

1281
00:57:56,957 --> 00:57:58,500
‫نمی‌تونه نجات پیدا کنه

1282
00:57:58,584 --> 00:57:59,877
‫دلیل برگزاری اون جلسات
‫توی خونه‌ی شما

1283
00:57:59,960 --> 00:58:01,920
‫برای جلب حمایت تامانی هال
‫از اُدوایر به عنوان شهردار،

1284
00:58:02,004 --> 00:58:03,672
‫و برای متوقف کردن محکمه‌ی

1285
00:58:03,755 --> 00:58:05,632
‫آلبرت آناستازیا و
‫سازمان «آدم‌کش‌های حرفه‌ای» بود؟

1286
00:58:05,716 --> 00:58:06,884
‫بله یا خیر؟

1287
00:58:08,384 --> 00:58:16,384
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1288
00:58:18,979 --> 00:58:21,106
‫نمی‌دونی باید چه گهی بخوری

1289
00:58:21,190 --> 00:58:22,983
‫چه غلطی داری می‌کنی؟
‫متمم پنجم!

1290
00:58:23,066 --> 00:58:24,359
‫بد جور گیر افتاده

1291
00:58:24,443 --> 00:58:25,235
‫می‌خوای چیکار کنی؟
‫راست میگه

1292
00:58:25,319 --> 00:58:27,070
‫گیرش انداختن

1293
00:58:27,154 --> 00:58:28,614
‫در رو باز کردی،
‫حالا اونا هم هجوم میارن داخل

1294
00:58:28,697 --> 00:58:30,532
‫حرومزاده‌های پروتستان

1295
00:58:30,616 --> 00:58:32,409
‫آره، مجبور نیستی جواب بدی

1296
00:58:33,368 --> 00:58:36,955
‫آقای رئیس، چون موکل من
‫داوطلبانه داره شهادت میده،

1297
00:58:37,039 --> 00:58:38,624
‫میشه فردا برگرده

1298
00:58:38,707 --> 00:58:40,250
‫تا سوال‌هاتون رو بهتر جواب بده؟

1299
00:58:40,334 --> 00:58:41,919
‫نه

1300
00:58:42,002 --> 00:58:44,171
‫آقای رئیس، برای اینکه به حقیقت برسیم،

1301
00:58:44,254 --> 00:58:46,340
‫شاهد باید الان جواب سوال‌ها رو بده

1302
00:58:46,423 --> 00:58:47,883
‫تا وقتی هنوز سوگندش ادامه داره

1303
00:58:47,966 --> 00:58:49,384
‫و نمی‌تونه با شاهدهای دیگه

1304
00:58:49,468 --> 00:58:51,136
‫خاطراتش رو مرور کنه

1305
00:58:52,012 --> 00:58:53,680
‫شاهد ادامه بده

1306
00:58:53,764 --> 00:58:55,599
‫چند بار توی خونه‌تون با اُدوایر
‫جلسه داشتید؟

1307
00:58:55,682 --> 00:58:57,434
‫آقای رئیس، من داوطلبانه شهادت دادم

1308
00:58:57,518 --> 00:59:00,020
‫خیلی ممنون میشم
‫اگه بذارید فردا

1309
00:59:00,103 --> 00:59:01,146
‫که حالم بهتر میشه، برگردم

1310
00:59:01,897 --> 00:59:03,232
‫حق انتخاب ندارید

1311
00:59:03,315 --> 00:59:05,150
‫حق انتخاب نداری. راست میگه

1312
00:59:05,234 --> 00:59:06,401
‫آخه کی داوطلب میشه؟

1313
00:59:06,485 --> 00:59:08,320
‫فرانک عقلش رو از دست داده!

1314
00:59:08,403 --> 00:59:09,738
‫نه، نباید اونجا باشی

1315
00:59:09,821 --> 00:59:11,532
‫باید به متمم پنجم استناد کنی

1316
00:59:11,615 --> 00:59:13,325
‫به اون متمم لامصب استناد کن!

1317
00:59:13,408 --> 00:59:15,827
‫چه مرگت شده؟
‫فرانک، خدایا

1318
00:59:15,911 --> 00:59:18,997
‫فرانک، چه مرگته؟

1319
00:59:20,249 --> 00:59:21,583
‫من متهم هستم؟

1320
00:59:22,084 --> 00:59:23,043
‫نه

1321
00:59:23,502 --> 00:59:25,212
‫این یه دادگاه قانونیه؟

1322
00:59:25,879 --> 00:59:26,588
‫نه

1323
00:59:26,672 --> 00:59:28,048
‫من بازداشتم؟

1324
00:59:28,131 --> 00:59:29,174
‫نیستید

1325
00:59:30,092 --> 00:59:31,885
‫خب، پس میرم

1326
00:59:31,969 --> 00:59:33,595
‫برو. خوبه

1327
00:59:33,679 --> 00:59:35,305
‫بالاخره داره میره

1328
00:59:37,224 --> 00:59:39,017
‫جلسه‌ی استماع کنگره رو ترک نکنید

1329
00:59:39,101 --> 00:59:43,438
‫توهین به کنگره‌ست.
‫ممکنه دستگیر بشید

1330
00:59:45,190 --> 00:59:47,234
‫- هی، فرانک
‫- آقای کاستلو!

1331
00:59:47,317 --> 00:59:50,404
‫بذار بگم، راجع به آمریکا
‫باید به یه چیزی فکر کرد

1332
00:59:50,487 --> 00:59:52,239
‫می‌خوام مطمئن بشم که شما...

1333
00:59:52,656 --> 00:59:54,074
‫- خفه شو بمیر، عوضی
‫- رفت

1334
00:59:54,157 --> 00:59:55,659
‫خب، مجبور شد بره

1335
00:59:56,076 --> 00:59:58,161
‫داشتن ازش می‌پرسیدن که
‫با اُدوایر چیکار می‌کرده

1336
00:59:58,245 --> 00:59:59,746
‫مجبور شد بره

1337
00:59:59,830 --> 01:00:02,958
‫فقط سیاسته.
‫کاری که فرانک برای آلبرت کرد

1338
01:00:03,041 --> 01:00:04,668
‫معلومه که می‌خوان بفهمن

1339
01:00:04,751 --> 01:00:07,629
‫هر کاری که اون کرده
‫توی این اتاق دفن میشه،

1340
01:00:07,713 --> 01:00:09,256
‫وارد تلویزیون نمیشه

1341
01:00:09,339 --> 01:00:12,175
‫می‌دونید، اُدوایر به همه
‫حکم مرگ می‌داد

1342
01:00:12,259 --> 01:00:13,093
‫- آره
‫- یادتونه؟

1343
01:00:13,176 --> 01:00:14,678
‫و بعدش نوبت آلبرت بود

1344
01:00:14,761 --> 01:00:17,639
‫اما قبل از شروع محاکمه،

1345
01:00:17,723 --> 01:00:21,143
‫اُدوایر از سمت دادستانی استعفا میده
‫تا بره شهردار بشه

1346
01:00:21,226 --> 01:00:22,477
‫خیلی یهویی، درسته؟

1347
01:00:22,561 --> 01:00:23,562
‫- جوی، درست میگم؟
‫- بیخیال

1348
01:00:23,645 --> 01:00:24,688
‫کی رو مسخره می‌کنید؟

1349
01:00:24,771 --> 01:00:26,273
‫اُدوایر قبلاً پلیس بوده

1350
01:00:26,356 --> 01:00:28,191
‫هیچ پولی نداره، هیچ ارتباطی نداره

1351
01:00:28,275 --> 01:00:29,735
‫هیچی نداره

1352
01:00:29,818 --> 01:00:31,111
‫ولی یهویی توی انتخابات
‫شهرداری شرکت می‌کنه

1353
01:00:31,194 --> 01:00:33,155
‫و تامانی هال هم
‫پشتش رو داره. معلومه

1354
01:00:33,339 --> 01:00:35,215
‫همه‌ش نقشه‌ی فرانک بوده

1355
01:00:35,299 --> 01:00:37,801
‫ویتو، می‌خوان بفهمن
‫توی سیاستمدارها با کی در ارتباطه

1356
01:00:37,885 --> 01:00:39,428
‫می‌خوان بدونن
‫همین رو می‌خوان یا نه

1357
01:00:39,511 --> 01:00:41,221
‫- دنبال همین هستن
‫- می‌دونن

1358
01:00:41,305 --> 01:00:43,640
‫مخصوصاً بعد از اینکه رِلِس
‫از پنجره افتاد پایین

1359
01:00:43,724 --> 01:00:46,060
‫چون اُدوایر رِلِس رو پرت کرد پایین

1360
01:00:46,143 --> 01:00:47,853
‫و یهویی فرانک همه چیز رو مرتب کرد

1361
01:00:47,936 --> 01:00:50,856
‫یادتونه از طبقه‌ی شیشم پرت شد پایین؟

1362
01:00:50,939 --> 01:00:52,204
‫در صورتی که شبانه‌روزی

1363
01:00:52,205 --> 01:00:54,401
‫توسط پلیس‌های
‫خود اُدوایر تحت نظر بود

1364
01:00:54,485 --> 01:00:56,195
‫می‌تونید... این بهتون چی رو
‫ثابت می‌کنه، ها؟

1365
01:00:56,278 --> 01:00:58,489
‫اون اِیب رِلِس رو از پنجره پرت کرد بیرون

1366
01:00:58,572 --> 01:01:01,784
‫چون اُدوایر داشت به فرانک
‫کمک می‌کرد، درسته؟

1367
01:01:01,867 --> 01:01:04,286
‫و پلیس‌ها گفتن... پلیس‌ها گفتن

1368
01:01:04,370 --> 01:01:06,497
‫«رِلِس می‌خواست فرار کنه»

1369
01:01:06,580 --> 01:01:08,874
‫کی با یه ملحفه‌ی ۱.۵ متری

1370
01:01:08,957 --> 01:01:10,292
‫از طبقه‌ی شیشم می‌پره بیرون؟

1371
01:01:10,376 --> 01:01:11,460
‫- آخه...
‫- درسته

1372
01:01:11,543 --> 01:01:13,796
‫درسته. شما...
‫این مزخرفات رو باور می‌کنید؟

1373
01:01:13,879 --> 01:01:15,631
‫اُدوایر؟ من که باور نکردم

1374
01:01:15,714 --> 01:01:17,466
‫تا وقتی که اُدواینر شهردار شد

1375
01:01:17,549 --> 01:01:19,259
‫این بهت چه چیزی رو
‫ثابت می‌کنه، ویتو؟

1376
01:01:19,343 --> 01:01:21,220
‫- اون جون آلبرت رو نجات داد
‫- آره

1377
01:01:21,845 --> 01:01:23,263
‫به نظر خودت بهم
‫چی رو ثابت می‌کنه؟

1378
01:01:23,347 --> 01:01:25,349
‫فرانک نفوذ سیاسی زیادی داره، می‌دونی؟

1379
01:01:25,432 --> 01:01:26,266
‫دارم بهت میگم

1380
01:01:26,350 --> 01:01:28,435
‫اگه تونست آلبرت رو نجات بده،

1381
01:01:28,519 --> 01:01:29,937
‫بهت چی رو ثابت می‌کنه؟

1382
01:01:30,771 --> 01:01:32,231
‫- خیلی‌خب
‫- فرانک قدرت داره

1383
01:01:32,761 --> 01:01:35,186
‫درمورد ارتباطات سیاسی فرانک
‫چه چیزی بهت ثابت میشه؟

1384
01:01:35,187 --> 01:01:35,901
‫نکته همینه

1385
01:01:35,984 --> 01:01:38,320
‫محض رضا خدا، تونست
‫یه شهردار رو انتخاب کنه

1386
01:01:39,405 --> 01:01:42,032
‫یکی از نکات منفی محاکمه‌ها

1387
01:01:42,116 --> 01:01:44,576
‫اینه که ارتباط آناستازیا

1388
01:01:44,660 --> 01:01:45,911
‫و وفاداریش به من رو لو دادن

1389
01:01:46,495 --> 01:01:48,997
‫و با شناختی که از ویتو دارم،
‫خوب نیست

1390
01:01:49,081 --> 01:01:50,082
‫اصلاً خوشش نمیاد

1391
01:01:53,042 --> 01:01:57,991
‫[ سال ۱۹۵۷ ]

1392
01:01:57,992 --> 01:02:02,992
‫♪ Money - Barrett Strong ♪

1393
01:02:05,431 --> 01:02:06,890
‫داشتم به سمت یه جلسه می‌رفتم

1394
01:02:06,974 --> 01:02:08,809
‫جلسه‌ای با ویتو توی «والدورف»

1395
01:02:08,892 --> 01:02:12,146
‫و به شدت از دستش عصبانی بودم

1396
01:02:12,229 --> 01:02:14,857
‫به‌خاطر توهین به کنگره
‫‏۱۴ ماه حبس کشیده بودم

1397
01:02:14,940 --> 01:02:16,900
‫اگه آنا توی اون دادگاه خانواده

1398
01:02:16,984 --> 01:02:18,735
‫به ارتباط من و ویتو اشاره نمی‌کرد

1399
01:02:18,819 --> 01:02:21,989
‫هیچکدوم از این اتفاق‌ها نمی‌افتادن

1400
01:02:22,614 --> 01:02:25,993
‫دوباره توی ذهن خیلی از مردم
‫تبدیل به یه تبهکار شده بودم

1401
01:02:26,076 --> 01:02:27,786
‫فقط نیاز بود ویتو پول آنا رو بده

1402
01:02:27,870 --> 01:02:30,038
‫فقط همین.
‫اونطور قال قضیه کنده میشد

1403
01:02:30,122 --> 01:02:32,040
‫و تاکتیک‌های خشونت‌آمیز ویتو
‫توی مرکز شهر

1404
01:02:32,124 --> 01:02:34,376
‫مشکلات مختلفی برامون درست می‌کردن

1405
01:02:34,460 --> 01:02:37,129
‫دیگه مشارکت مداومش
‫توی قضیه‌ی مواد مخدر رو نگم،

1406
01:02:37,212 --> 01:02:40,090
‫که می‌ترسیدم به زودی
‫یقه‌مون رو بگیره

1407
01:02:40,174 --> 01:02:41,550
‫و همه‌مون رو بیچاره کنه

1408
01:02:41,633 --> 01:02:43,552
‫عصبانی بودم.
‫خونم رو به جوش آورده بود،

1409
01:02:43,635 --> 01:02:46,472
‫و باید جلوش رو می‌گرفتم
‫که دیگه از اون کارهای دیوونه‌وار نکنه

1410
01:03:04,615 --> 01:03:05,616
‫خب، چه خبره؟

1411
01:03:05,699 --> 01:03:06,992
‫خب، از کجا شروع کنم؟

1412
01:03:07,868 --> 01:03:09,495
‫اینکه پلیس فدرال
‫می‌خواد زندانیت کنه...

1413
01:03:09,578 --> 01:03:12,414
‫برای این حرف‌ها گفتی بیام؟
‫دلیلش همینه؟ ها؟

1414
01:03:12,498 --> 01:03:13,499
‫برای حرف زدن راجع به این موضوع؟

1415
01:03:13,582 --> 01:03:15,250
‫بهت هشدار داده بودم.
‫ببین چقدر گرفتار شدیم

1416
01:03:15,334 --> 01:03:16,752
‫بار قبلی خیلی صبور بودم

1417
01:03:16,835 --> 01:03:18,253
‫باهات صحبت کردم

1418
01:03:18,337 --> 01:03:20,088
‫چیکار کردی؟ هیچی.
‫چه فایده‌ای برام داشت؟

1419
01:03:20,172 --> 01:03:21,173
‫به کجا رسیدم؟

1420
01:03:21,256 --> 01:03:22,591
‫همه‌مون رو بیچاره می‌کنی

1421
01:03:22,674 --> 01:03:24,301
‫چقدر ساده باید بهت بگم؟

1422
01:03:24,384 --> 01:03:25,844
‫منتظرت موندم

1423
01:03:25,928 --> 01:03:28,263
‫خیلی منتظرت موندم تا من رو
‫به جایگاه اولم برگردونی

1424
01:03:28,347 --> 01:03:29,640
‫تا من رو توی مسیر درست قرار بدی

1425
01:03:29,723 --> 01:03:30,891
‫ولی تو چیکار کردی؟ هیچی

1426
01:03:30,974 --> 01:03:32,267
‫- هیچی
‫- خیلی‌خب

1427
01:03:32,351 --> 01:03:34,561
‫تو باعث شدی من مثل یه گدا
‫به نظر برسم

1428
01:03:34,645 --> 01:03:36,271
‫چه وضعشه؟ فرانک

1429
01:03:36,355 --> 01:03:39,024
‫ویتو. ویتو، فقط موضوع زمانه

1430
01:03:39,107 --> 01:03:40,984
‫داری توی مسیر خطرناکی قدم برمی‌داری،

1431
01:03:41,068 --> 01:03:42,361
‫و خودت هم می‌دونی

1432
01:03:42,444 --> 01:03:44,321
‫و قبلاً توی مسیرهای خطرناک نبودیم؟

1433
01:03:44,404 --> 01:03:46,156
‫یهویی دیگه نمی‌تونیم
‫وارد اون مسیرها بشیم؟

1434
01:03:46,240 --> 01:03:48,033
‫این راهیه که من حاضر نیستم
‫توش قدم بردارم،

1435
01:03:48,116 --> 01:03:49,952
‫چون تو می‌خوای
‫همه‌مون رو بیچاره کنی

1436
01:03:50,035 --> 01:03:50,869
‫این راه درست نیست

1437
01:03:50,953 --> 01:03:52,454
‫خودت می‌دونی که دیر یا زود

1438
01:03:52,538 --> 01:03:53,664
‫دستگیر میشی

1439
01:03:53,747 --> 01:03:55,082
‫توی اون پرونده‌ی ۲ تا قتل تبرئه شدی

1440
01:03:55,165 --> 01:03:56,917
‫دنبال راهی می‌گردن که بگیرنت.
‫می‌خوان بگیرنت

1441
01:03:57,000 --> 01:03:58,085
‫و حتماً می‌گیرنت

1442
01:03:58,168 --> 01:04:00,462
‫حتماً می‌گیرنت. خودت می‌دونی

1443
01:04:00,546 --> 01:04:02,714
‫به حرف من گوش ندادی.
‫کار خودت رو کردی

1444
01:04:02,798 --> 01:04:04,633
‫اما باید بدونی که یقه‌مون رو می‌گیره

1445
01:04:04,716 --> 01:04:07,511
‫بهتره یه چیزی رو یادمون باشه.
‫به‌خاطر من الان توی این موقعیتی

1446
01:04:07,594 --> 01:04:09,805
‫به‌خاطر من. من

1447
01:04:10,722 --> 01:04:12,057
‫و اگه جای تو بودم، موافقت می‌کردم

1448
01:04:12,140 --> 01:04:13,141
‫چون خیلی بزرگ و مهمه

1449
01:04:13,225 --> 01:04:14,560
‫باید بهت بگم، خیلی بزرگه

1450
01:04:14,643 --> 01:04:16,812
‫هیچکس دوست نداره دستگیر بشه،
‫اما خطریه که به جون می‌خریش

1451
01:04:16,895 --> 01:04:18,855
‫- من؟ من به جون می‌خرمش
‫- آره، اما تو جای من نیستی

1452
01:04:18,939 --> 01:04:19,940
‫جای من نیستی

1453
01:04:20,023 --> 01:04:21,316
‫و من موافق نیستم، و...

1454
01:04:21,400 --> 01:04:23,735
‫نباید ادامه بدی.
‫بهت مشکوک شدن

1455
01:04:23,819 --> 01:04:25,612
‫چند بار باید این حرف رو بزنم؟

1456
01:04:25,696 --> 01:04:26,989
‫موضوع فقط زمانه

1457
01:04:27,072 --> 01:04:28,782
‫همین‌الانش هم ۲ تا
‫قتل رو به پات نوشتن

1458
01:04:29,283 --> 01:04:30,993
‫اون خطر رو به جون خریدی.
‫حالا ببین نتیجه‌ش چیه

1459
01:04:31,076 --> 01:04:32,160
‫همه چیز رو دادی به من

1460
01:04:32,244 --> 01:04:33,495
‫اون خطر رو به جون خریدی

1461
01:04:33,579 --> 01:04:36,582
‫فرار کردی به ایتالیا.
‫مدت زیادی اونجا بودی

1462
01:04:36,665 --> 01:04:38,292
‫برای همین توی موقعیت من نیستی

1463
01:04:38,375 --> 01:04:40,377
‫چون از کنترل خارج شدی.
‫غیر قابل پیش‌بینی هستی

1464
01:04:40,460 --> 01:04:41,795
‫یه گاوچرون مستی

1465
01:04:41,878 --> 01:04:43,880
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- آقای قانونمند

1466
01:04:43,964 --> 01:04:45,841
‫آقای شهروند خوب.
‫آقای کمک‌کننده به خیریه

1467
01:04:45,924 --> 01:04:48,051
‫با بقیه‌ی اون مزخرفاتِ
‫شهروند خوب بودن

1468
01:04:48,135 --> 01:04:50,345
‫فکر می‌کنی تو رو هم نمی‌گیرن؟ ها؟

1469
01:04:50,429 --> 01:04:52,639
‫می‌خوای توی خیریه
‫و اون‌جور کارها شریک باشی؟

1470
01:04:52,723 --> 01:04:53,974
‫خیلی خوبه، فرانک

1471
01:04:54,057 --> 01:04:55,892
‫اما یادت نره، تو یه قاچاقچی هستی

1472
01:04:55,976 --> 01:04:57,519
‫یه تبهکاری. بیخیال

1473
01:04:57,603 --> 01:04:58,812
‫راجع به چی حرف می‌زنیم؟

1474
01:04:58,895 --> 01:05:00,188
‫نمی‌خوای با مواد مخدر قاطی بشی

1475
01:05:00,272 --> 01:05:01,440
‫چون ممکنه یه روزی بگیرنت؟

1476
01:05:01,523 --> 01:05:02,983
‫نگران دستگیر شدنی؟

1477
01:05:03,066 --> 01:05:04,026
‫همین الان هم دستگیر شدی

1478
01:05:04,109 --> 01:05:06,028
‫به متمم پنجم استناد نمی‌کنی،
‫و چه اتفاقی می‌افته؟

1479
01:05:06,111 --> 01:05:07,029
‫‏۱۸ ماه رفتی زندان

1480
01:05:07,112 --> 01:05:08,614
‫- ‏۱۸ ماه
‫- ‏۱۴

1481
01:05:08,697 --> 01:05:10,282
‫آره. ۱۴، ۱۸، فرقی نداره

1482
01:05:10,365 --> 01:05:11,491
‫و ما چقدر حبس کشیدیم؟ هیچی

1483
01:05:11,575 --> 01:05:13,368
‫از متمم پنجم استفاده کردیم
‫و دهنمون رو باز نکردیم

1484
01:05:13,452 --> 01:05:16,330
‫و اصلاً برای همین برای آدم‌هایی مثل ما
‫متمم پنجم رو به وجود آوردن

1485
01:05:16,413 --> 01:05:18,457
‫و حالا شرط می‌بندم می‌خوای

1486
01:05:18,540 --> 01:05:20,167
‫شبیه اون سناتورهای قاچاقچی

1487
01:05:20,250 --> 01:05:22,002
‫که توی اون کمیته بودن، بشی

1488
01:05:22,586 --> 01:05:24,671
‫می‌خوای شبیه اونا باشی؟
‫بیخیال. تو شبیه اونا نیستی

1489
01:05:24,755 --> 01:05:27,090
‫اونا آدم‌های عجیبی‌ان.
‫اونا... اونا... اونا...

1490
01:05:27,174 --> 01:05:28,717
‫اهل یه سیاره‌ی دیگه‌ان

1491
01:05:28,800 --> 01:05:30,802
‫و صاحب این کشور لامصب هستن

1492
01:05:30,886 --> 01:05:33,430
‫اونقدر تبهکارهای بزرگی هستن
‫که ما نمی‌تونیم خوابش رو هم ببینیم،

1493
01:05:33,513 --> 01:05:34,556
‫و خودت می‌دونی

1494
01:05:35,057 --> 01:05:36,308
‫و گلوت عفونت کرده؟

1495
01:05:36,391 --> 01:05:38,310
‫قضیه‌ی عفونت چیه، ها؟

1496
01:05:38,393 --> 01:05:39,728
‫داستان چی بود؟

1497
01:05:39,811 --> 01:05:41,563
‫می‌خواستی با حرف زدن
‫از چیزی نجات پیدا کنی

1498
01:05:41,647 --> 01:05:42,981
‫که نمیشه با حرف زدن
‫ازش خلاص شد

1499
01:05:43,065 --> 01:05:44,941
‫یهویی می‌خوای هم
‫توی کار باشی، هم نباشی

1500
01:05:45,025 --> 01:05:46,068
‫می‌خوای نصفه و نیمه قاچاقچی باشی

1501
01:05:46,151 --> 01:05:47,819
‫نمی‌تونی هم خدا رو داشته باشی
‫و هم خرما رو

1502
01:05:47,903 --> 01:05:49,613
‫یا این‌کاره‌ای، یا نیستی

1503
01:05:49,696 --> 01:05:51,448
‫و چه باشی، چه نباشی،

1504
01:05:51,531 --> 01:05:54,254
‫به این معنی نیست که
‫تو هم مثل من گیر نمی‌افتی

1505
01:05:54,255 --> 01:05:55,202
‫و نابود نمیشی

1506
01:05:55,285 --> 01:05:56,328
‫هیچ فرقی نداره

1507
01:05:56,828 --> 01:05:58,163
‫بیخیال. ساده‌لوح نباش

1508
01:05:58,246 --> 01:06:00,123
‫کنترل این اوضاع دست ما نیست،
‫دست کَس دیگه‌ایه

1509
01:06:00,207 --> 01:06:01,500
‫و جایگاه خودمون کجاست؟

1510
01:06:01,583 --> 01:06:02,751
‫تازه اول نردبونیم

1511
01:06:02,834 --> 01:06:04,795
‫و دارم بهت میگم،
‫اون اتفاق نباید بیُفته

1512
01:06:04,878 --> 01:06:06,421
‫خودت هم می‌دونی.
‫نمی‌تونه اتفاق بیُفته

1513
01:06:06,505 --> 01:06:08,006
‫ویتو، ویتو، ویتو، گوش کن

1514
01:06:08,090 --> 01:06:10,509
‫چون حکم مرگ داره

1515
01:06:10,533 --> 01:06:12,533
سینمافریک

1516
01:06:13,095 --> 01:06:15,013
‫یه اشتباه خیلی بزرگه

1517
01:06:15,097 --> 01:06:16,223
‫ببین، هر کاری می‌خوای بکن

1518
01:06:16,306 --> 01:06:17,933
‫می‌خوای یه دیپلمات باشی؟
‫به خودت ربط داره

1519
01:06:18,016 --> 01:06:20,018
‫من؟ من یه تبهکارم

1520
01:06:20,769 --> 01:06:23,480
‫یه قاچاقچی‌ام. همین.
‫زندگی من همینه

1521
01:06:28,527 --> 01:06:30,195
‫به در بسته خورده بودیم

1522
01:06:30,278 --> 01:06:31,655
‫می‌دونستم که به هیچ عنوان

1523
01:06:31,738 --> 01:06:34,449
‫هیچوقت نمی‌تونم
‫نظر ویتو رو عوض کنم

1524
01:06:34,533 --> 01:06:36,368
‫اما این‌که بخواد من رو بکشه؟

1525
01:06:36,451 --> 01:06:38,829
‫هیچوقت حتی به ذهنم هم نرسیده بود

1526
01:06:42,249 --> 01:06:44,876
‫من پول می‌گیریم. سرمایه‌گذاری نمی‌کنم

1527
01:06:44,960 --> 01:06:47,421
‫من پول می‌گیریم. سرمایه‌گذاری نمی‌کنم

1528
01:06:47,504 --> 01:06:49,840
‫من پول می‌گیریم. سرمایه‌گذاری نمی‌کنم

1529
01:06:54,136 --> 01:06:55,429
‫این برای توئه، فرانک

1530
01:06:56,263 --> 01:06:59,474
‫لوئیس پریما و کیلی اِسمیت!

1531
01:06:59,558 --> 01:07:01,351
‫...باید برم خونه چند تا کار انجام بدم

1532
01:07:01,435 --> 01:07:02,811
‫...حتماً آدمی که بهت
‫شلیک کرده رو دیدی

1533
01:07:03,812 --> 01:07:05,063
‫اونجا ایستاده بوده

1534
01:07:05,147 --> 01:07:06,481
‫الان چی میشه؟

1535
01:07:06,565 --> 01:07:07,983
‫پیغامش رو متوجه شدم

1536
01:07:13,780 --> 01:07:15,198
‫مهمون نمی‌خوای؟

1537
01:07:15,949 --> 01:07:17,409
‫اوه، آره. ببین چی شده

1538
01:07:19,077 --> 01:07:20,245
‫کار مندیه

1539
01:07:20,328 --> 01:07:22,456
‫- مندی غافلگیرم کرد
‫- آره

1540
01:07:22,539 --> 01:07:25,625
‫از پوست خزی که باقی مونده بود
‫این دو تا رو درست کرده

1541
01:07:25,709 --> 01:07:28,670
‫- چقدر خوب. آره
‫- خوشگل نیستن؟ باشه

1542
01:07:28,754 --> 01:07:30,505
‫خیلی لطف کرده.
‫می‌خوای ببرمشون؟

1543
01:07:30,589 --> 01:07:31,965
‫آره. ببرشون یه‌کم پیاده‌روی کنن

1544
01:07:32,048 --> 01:07:33,759
‫- خیلی‌خب
‫- می‌خوای همراهت بیام؟

1545
01:07:33,842 --> 01:07:35,552
‫نه، مشکلی نیست.
‫زود برمی‌گردیم

1546
01:07:35,635 --> 01:07:38,305
‫یه‌کم هوا سرده،
‫ولی خب زود برمی‌گردیم

1547
01:07:38,388 --> 01:07:40,766
‫من... سگ‌ها رو نمیگم

1548
01:07:41,266 --> 01:07:42,809
‫باشه

1549
01:07:44,227 --> 01:07:45,061
‫باشه

1550
01:07:45,145 --> 01:07:46,772
‫ویتو می‌دونه که می‌خوای بکشی کنار؟

1551
01:07:46,855 --> 01:07:48,690
‫معلومه که می‌دونه.
‫از اول تنها خواسته‌ش همین بوده

1552
01:07:48,774 --> 01:07:50,567
‫همین. نگران نباش

1553
01:07:51,234 --> 01:07:52,235
‫خوبه

1554
01:07:52,944 --> 01:07:54,780
‫چون تنها خواسته‌ی من هم همینه

1555
01:07:54,863 --> 01:07:57,616
‫می‌دونم، می‌دونم،
‫می‌دونم. چیزی نیست

1556
01:07:57,699 --> 01:07:58,700
‫مراقب باش

1557
01:08:08,168 --> 01:08:09,169
‫یالا

1558
01:08:10,545 --> 01:08:11,546
‫بجنبید

1559
01:08:12,422 --> 01:08:13,423
‫یالا

1560
01:08:19,095 --> 01:08:20,430
‫بیاید دیگه. بجنبید

1561
01:08:21,056 --> 01:08:22,265
‫خیلی ‌خب، آماده‌اید؟

1562
01:08:24,434 --> 01:08:26,186
‫دارم در رو باز می‌کنم. بیاید بریم

1563
01:08:27,103 --> 01:08:28,396
‫بریم، یالا

1564
01:08:29,272 --> 01:08:31,358
‫همینطور که داشتم
‫از توی پارک رد می‌شدم،

1565
01:08:31,441 --> 01:08:33,735
‫فهمیدم که یه باری
‫از روی دوشم برداشته شده

1566
01:08:34,277 --> 01:08:36,112
‫ریچی بوی رو فرستادم
‫تا با ویتو حرف بزنه

1567
01:08:36,196 --> 01:08:37,614
‫و بهش بگه که می‌خوام بکشم کنار

1568
01:08:37,697 --> 01:08:39,199
‫تموم. من دیگه نیستم

1569
01:08:39,282 --> 01:08:40,283
‫و کارگروه...

1570
01:08:40,367 --> 01:08:42,285
‫خب خودشون می‌تونن
‫مشکلشون با ویتو رو حل کنن

1571
01:08:43,245 --> 01:08:44,913
‫من؟ فقط می‌خوام استراحت کنم

1572
01:08:44,996 --> 01:08:47,958
‫برم سفر و از سال‌های
‫باقی‌مونده‌ی زندگیم با بابی لذت ببرم

1573
01:08:51,586 --> 01:08:52,712
‫ببین بابی چیکار می‌کنه

1574
01:08:53,755 --> 01:08:55,841
‫مجبورم می‌کنه این لباس‌ها رو
‫براشون بپوشم

1575
01:08:55,924 --> 01:08:58,093
‫- خیلی نازن
‫- چون سردشونه

1576
01:08:58,176 --> 01:08:59,511
‫- این یکی رو ببین
‫- آره

1577
01:08:59,594 --> 01:09:01,763
‫- آره
‫- اون... خب...

1578
01:09:03,098 --> 01:09:04,975
‫زندگی‌شون از ما بهتره

1579
01:09:05,058 --> 01:09:06,184
‫واقعاً همینطوره

1580
01:09:07,310 --> 01:09:08,603
‫شکی نیست

1581
01:09:09,729 --> 01:09:10,897
‫خب، چی گفت؟

1582
01:09:10,981 --> 01:09:12,274
‫ویتو حرفت رو باور نمی‌کنه

1583
01:09:12,357 --> 01:09:13,733
‫مسخره‌ست

1584
01:09:13,817 --> 01:09:15,402
‫نمی‌دونم چرا باور نمی‌کنه

1585
01:09:15,902 --> 01:09:18,113
‫خب... می‌شناسمش

1586
01:09:18,196 --> 01:09:19,614
‫مشخصاً می‌دونم منظورت چیه

1587
01:09:19,698 --> 01:09:22,284
‫این... مشکل ویتو همینه

1588
01:09:23,743 --> 01:09:26,246
‫اومده خونه. بهت اعتماد نداره

1589
01:09:27,163 --> 01:09:30,166
‫بدون اجازه به جونت سوءقصد کرد

1590
01:09:31,084 --> 01:09:33,753
‫چی می‌خواد جلوش رو بگیره
‫که یه بار دیگه بدون اجازه

1591
01:09:33,837 --> 01:09:35,797
‫سوءقصد نکنه؟

1592
01:09:36,882 --> 01:09:39,467
‫باید قانعش کنی که واقعاً
‫می‌خوای بکشی کنار

1593
01:09:39,551 --> 01:09:41,428
‫آره، آره. اما...

1594
01:09:44,723 --> 01:09:45,724
‫می‌دونی چیه؟

1595
01:09:47,893 --> 01:09:49,895
‫بهش بگو پسره رو مجبور کنه
‫که خودش رو تحویل پلیس بده

1596
01:09:49,978 --> 01:09:50,812
‫ها؟

1597
01:09:50,896 --> 01:09:53,064
‫به ویتو بگو وینسنت رو مجبور کنه
‫که خودش رو تحویل بده

1598
01:09:53,148 --> 01:09:54,649
‫- جدی میگی؟
‫- جدی میگم

1599
01:09:55,775 --> 01:09:57,235
‫می‌دونی که دارن دنبالش می‌گردن

1600
01:09:57,319 --> 01:09:58,153
‫که چی؟

1601
01:09:58,236 --> 01:09:59,195
‫خودش رو تحویل میده،

1602
01:09:59,279 --> 01:10:00,822
‫من قسم می‌خورم
‫که اون بهم شلیک نکرده

1603
01:10:00,906 --> 01:10:02,824
‫می‌خوان چیکار کنن؟
‫من شاهد اصلی‌ام

1604
01:10:03,408 --> 01:10:04,993
‫تموم. پرونده بسته میشه

1605
01:10:05,076 --> 01:10:07,495
‫چون بهترین مدرکه

1606
01:10:07,579 --> 01:10:09,873
‫پسره رو مقصر نمی‌دونم

1607
01:10:10,498 --> 01:10:13,168
‫همین. آزاد میشه. همه...

1608
01:10:13,793 --> 01:10:15,420
‫مشکلی برای هیچکس پیش نمیاد

1609
01:10:15,503 --> 01:10:18,548
‫اون پسر میره خونه‌شون.
‫ویتو بالاخره به قدرت می‌رسه

1610
01:10:18,632 --> 01:10:20,842
‫منم از اینجا میرم.
‫بازنشسته میشم. همین

1611
01:10:21,635 --> 01:10:22,969
‫تموم

1612
01:10:23,053 --> 01:10:24,596
‫اینا رو بهشون بگو

1613
01:10:24,679 --> 01:10:26,389
‫و مطمئن شو که ویتو مطمئن میشه

1614
01:10:26,473 --> 01:10:28,558
‫که پسره یه ضامن هم همراهش هست،

1615
01:10:28,642 --> 01:10:29,643
‫علاوه بر وکیلش،

1616
01:10:29,726 --> 01:10:30,769
‫و اینکه پلیس می‌دونه

1617
01:10:30,852 --> 01:10:32,270
‫کِی و دقیقاً کجا قراره ملاقات کنن

1618
01:10:32,354 --> 01:10:33,605
‫تا اشتباهی رخ نده

1619
01:10:34,272 --> 01:10:36,650
‫باشه، به ویتو خبر میدم
‫و جوابش رو میارم برات

1620
01:10:36,733 --> 01:10:37,734
‫خیلی‌خب

1621
01:10:41,363 --> 01:10:42,489
‫روز خوبیه

1622
01:10:43,865 --> 01:10:46,451
‫یه‌کم سرده.
‫برای سگ‌ها خیلی سرده

1623
01:10:46,534 --> 01:10:48,870
‫سگ‌ها زندگی خوبی دارن. نگاه کن

1624
01:10:49,621 --> 01:10:50,580
‫لباس براشون پوشیده

1625
01:10:50,664 --> 01:10:52,082
‫می‌ترسم خفتم کنن

1626
01:10:52,165 --> 01:10:54,125
‫دارم توی پارک قدم می‌زنم،
‫یه دزد میاد سراغم...

1627
01:10:55,126 --> 01:10:57,045
‫و فقط لباس‌هاشون رو نمی‌بره،
‫خودشون رو هم می‌بره

1628
01:10:57,128 --> 01:10:59,339
‫بابی من رو می‌کُشه.
‫دیگه نمی‌تونم برگردم خونه

1629
01:10:59,422 --> 01:11:00,423
‫وای، خدا

1630
01:11:00,507 --> 01:11:02,342
‫اون تنها چیزیه که بابی ازم می‌خواد

1631
01:11:02,425 --> 01:11:04,803
‫این سگ‌های لعنتی.
‫همه چیز مربوط به اوناست

1632
01:11:04,886 --> 01:11:06,137
‫- آره. گوش کن...
‫- می‌دونی

1633
01:11:06,221 --> 01:11:07,222
‫اینا بچه‌هامونن

1634
01:11:07,973 --> 01:11:09,766
‫- سگ‌ها رو ببین
‫- آره

1635
01:11:11,184 --> 01:11:12,519
‫باشه، خوبه

1636
01:11:33,707 --> 01:11:34,958
‫- سلام، فرانک
‫- سلام

1637
01:11:35,500 --> 01:11:36,835
‫- سلام
‫- سلام. آره

1638
01:11:37,419 --> 01:11:38,628
‫بذار ببینمت

1639
01:11:38,712 --> 01:11:41,131
‫ببین اون حیوون چیکارت کرده

1640
01:11:41,214 --> 01:11:42,382
‫- این دیگه چیه؟
‫- گله دیگه

1641
01:11:42,465 --> 01:11:43,425
‫برای تو گرفتم

1642
01:11:43,508 --> 01:11:44,718
‫- برای من؟
‫- آره دیگه

1643
01:11:45,301 --> 01:11:47,971
‫لطف کردی. خدایا. آل

1644
01:11:48,054 --> 01:11:50,223
‫- پس داری می‌کشی کنار؟
‫- آره

1645
01:11:50,306 --> 01:11:51,766
‫قبول کردی که پسره برگرده؟

1646
01:11:51,850 --> 01:11:52,851
‫آره. آره

1647
01:11:52,934 --> 01:11:55,562
‫می‌دونی، برای من، آلبرت...

1648
01:11:55,645 --> 01:11:57,105
‫دیگه خوشم از غافلگیری نمیاد

1649
01:11:57,188 --> 01:11:59,607
‫خدایا، فرانک.
‫نمی‌تونی بکشی کنار

1650
01:12:01,693 --> 01:12:03,570
‫تمومه. من... باید...

1651
01:12:03,653 --> 01:12:05,405
‫نباید تموم بشه.
‫کار اشتباهی کرده

1652
01:12:05,488 --> 01:12:07,490
‫می‌دونم اشتباه بوده.
‫اما که چی؟ بشین

1653
01:12:07,574 --> 01:12:08,908
‫مهمه

1654
01:12:08,992 --> 01:12:11,119
‫برخلاف قوانین عمل کرده. باشه؟

1655
01:12:11,202 --> 01:12:12,662
‫بدون قوانین،

1656
01:12:12,746 --> 01:12:14,330
‫شبیه گاوچرون‌ها و سره‌پوست‌ها می‌شیم

1657
01:12:14,414 --> 01:12:15,749
‫قوانین دیگه وجود ندارن

1658
01:12:15,832 --> 01:12:17,417
‫دیگه زمونه عوض شده.
‫الان یه دوران دیگه‌ست

1659
01:12:17,500 --> 01:12:19,544
‫شاید برای تو عوض شده.
‫برای من هنوز همونه

1660
01:12:19,627 --> 01:12:21,671
‫برای من هنوز مهمه
‫که اون حرومزاده چیکار کرده

1661
01:12:21,755 --> 01:12:23,006
‫بذار بکشمش

1662
01:12:23,089 --> 01:12:25,717
‫مشکل حل میشه.
‫بعدش برمی‌گردیم سراغ قوانین‌مون

1663
01:12:25,800 --> 01:12:27,510
‫به روش تو کارمون رو انجام می‌دیم

1664
01:12:27,594 --> 01:12:28,928
‫ببین. ببین...

1665
01:12:29,012 --> 01:12:30,346
‫هیچ اتفاقی نیُفتاد

1666
01:12:30,430 --> 01:12:31,806
‫من کشته نشدم.
‫تیرش خطا رفت

1667
01:12:31,890 --> 01:12:33,475
‫من اینجام، دارم حرف می‌زنم

1668
01:12:33,558 --> 01:12:35,226
‫همه چیز خوبه. مشکلی نیست. من...

1669
01:12:35,727 --> 01:12:37,496
‫نمی‌خوام به‌خاطر چیزی
‫که دیگه نمی‌خوامش

1670
01:12:37,497 --> 01:12:38,354
‫کشته بشم

1671
01:12:38,438 --> 01:12:40,356
‫چی میگی برای خودت؟

1672
01:12:40,440 --> 01:12:42,442
‫اگه قرار باشه کسی کشته بشه،
‫قطعاً تو اون فرد نیستی

1673
01:12:42,525 --> 01:12:44,235
‫نه. نمی‌خوام کسی کشته بشه

1674
01:12:44,319 --> 01:12:45,320
‫بیخیال

1675
01:12:47,322 --> 01:12:48,656
‫نمی‌خوام هیچکس بمیره

1676
01:12:49,783 --> 01:12:50,784
‫باشه؟

1677
01:12:52,368 --> 01:12:53,369
‫باشه

1678
01:12:53,453 --> 01:12:55,830
‫گوش کن، تو مراقب اون برآمدگی
‫روی سرت باشه

1679
01:12:55,914 --> 01:12:56,748
‫خیلی‌خب

1680
01:12:56,831 --> 01:12:58,208
‫من حواسم به بقیه‌ی چیزها هست

1681
01:12:58,291 --> 01:13:00,168
‫و تا وقتی حلش نکردم،

1682
01:13:00,251 --> 01:13:01,711
‫بذار یه تفنگ همراهت باشه

1683
01:13:01,795 --> 01:13:03,463
‫ممنون بابت گل

1684
01:13:04,547 --> 01:13:05,590
‫تا دم در همراهت میام

1685
01:13:07,217 --> 01:13:08,343
‫- سلام
‫- آلبرت بود؟

1686
01:13:08,426 --> 01:13:09,928
‫آره، اومده بود من رو ببینه

1687
01:13:10,011 --> 01:13:12,055
‫سلامی بکنه، ببینه حالم چطوره. همین

1688
01:13:12,722 --> 01:13:14,057
‫گل هم آورده

1689
01:13:16,309 --> 01:13:17,352
‫لطف کرده

1690
01:13:19,020 --> 01:13:21,106
‫- حالت خوبه؟
‫- همه چیز خوبه

1691
01:13:21,189 --> 01:13:22,774
‫- مطمئنی؟
‫- صد در صد

1692
01:13:24,274 --> 01:13:32,274
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1693
01:14:09,696 --> 01:14:12,615
‫لطفاً، آلبرت، قبل از اینکه شروع کنیم،

1694
01:14:12,699 --> 01:14:14,659
‫می‌دونم سوالاتی داری

1695
01:14:14,742 --> 01:14:16,077
‫راجع بهشون حرف زدیم

1696
01:14:16,161 --> 01:14:17,537
‫درمورد چی حرف می‌زنی؟

1697
01:14:17,620 --> 01:14:19,122
‫کاری که انجام شده
‫دیگه مربوط به گذشته‌ست

1698
01:14:19,205 --> 01:14:21,207
‫به عنوان یه امر داخلی

1699
01:14:21,291 --> 01:14:22,792
‫بین خانواده‌ی خودشون
‫در نظر گرفته میشه

1700
01:14:22,876 --> 01:14:24,836
‫تصمیمش با خود فرانک و ویتوئه

1701
01:14:24,919 --> 01:14:26,171
‫نه هیچکس دیگه‌ای

1702
01:14:26,254 --> 01:14:28,298
‫به جون رئیسش سوءقصد کرده

1703
01:14:29,048 --> 01:14:31,718
‫تنها دلیل ریاست فرانک
‫اینه که ویتو اون رو رئیس کرد

1704
01:14:31,801 --> 01:14:33,261
‫یادته، آلبرت

1705
01:14:33,344 --> 01:14:36,222
‫خب ویتو قبل از فرانک رئیس بوده

1706
01:14:36,306 --> 01:14:37,140
‫درسته؟

1707
01:14:37,223 --> 01:14:40,727
‫تازه، ریچی میگه که فرانک قبول کرده
‫داوطلبانه کنار بکشه

1708
01:14:40,810 --> 01:14:42,770
‫- درسته؟
‫- باید بهش احترام گذاشت

1709
01:14:42,854 --> 01:14:45,481
‫آره، خب، فرانک توی قبول کردن
‫زیاده‌روی کرده

1710
01:14:45,565 --> 01:14:47,275
‫خدایا. بعد از اتفاقی که افتاد،

1711
01:14:47,358 --> 01:14:49,485
‫اصلاً نباید بخوام اجازه بگیرم

1712
01:14:49,569 --> 01:14:51,321
‫به ما ربطی نداره

1713
01:14:51,404 --> 01:14:53,740
‫داری تو کاری دخالت می‌کنی
‫که اصلاً دخالت نیاز نداره

1714
01:14:53,823 --> 01:14:55,450
‫خودشون باید تصمیم بگیرن

1715
01:14:55,533 --> 01:14:56,659
‫برای من که اونطور نیست

1716
01:14:56,743 --> 01:14:57,869
‫برای من کاملاً واضحه

1717
01:14:57,952 --> 01:15:00,288
‫طرف به جون رئیسش سوءقصد کرده

1718
01:15:00,371 --> 01:15:02,415
‫- حکم مرگ داره
‫- آلبرت. لطفاً

1719
01:15:02,498 --> 01:15:04,083
‫هیچکس نمُرده

1720
01:15:04,167 --> 01:15:06,211
‫نیازی نیست عجولانه کاری بکنیم

1721
01:15:06,294 --> 01:15:08,213
‫اگه ویتو نمی‌دونه کاری
‫که کرده اشتباه بوده،

1722
01:15:08,296 --> 01:15:09,797
‫پس ویتو هیچی سرش نمیشه

1723
01:15:09,881 --> 01:15:11,799
‫- بیخیال. بیخیال
‫- آلبرت

1724
01:15:11,883 --> 01:15:13,384
‫هی، تمومش کن

1725
01:15:13,468 --> 01:15:15,011
‫- آروم باش، خیلی‌خب؟
‫- آروم باشم؟

1726
01:15:15,094 --> 01:15:16,387
‫و چی، شما همه احمقید؟

1727
01:15:17,222 --> 01:15:18,598
‫اگه توی نطفه خفه‌ش نکنیم،

1728
01:15:18,681 --> 01:15:21,226
‫کی می‌تونه بگه که پس فردا
‫یکی نمیاد سراغ خودتون؟

1729
01:15:21,309 --> 01:15:22,936
‫اگه بذارید اون قسر در بره،

1730
01:15:23,019 --> 01:15:24,312
‫برای همه چراغ سبز به حساب میاد

1731
01:15:24,395 --> 01:15:27,106
‫کافیه. کافیه

1732
01:15:27,190 --> 01:15:28,274
‫از قبل رای‌گیری کردیم

1733
01:15:28,358 --> 01:15:32,195
‫ریچی گفت که شخص فرانک
‫رایش با ما ۳ نفر یکی بوده

1734
01:15:32,278 --> 01:15:33,154
‫تمومه

1735
01:15:33,238 --> 01:15:35,448
‫ما ۴ نفر در مقابل تو

1736
01:15:35,531 --> 01:15:36,783
‫قوانین اینطور میگن

1737
01:15:36,866 --> 01:15:38,785
‫- اگه می‌خوای طبق قوانین پیش بریم
‫- جدی؟

1738
01:15:38,868 --> 01:15:42,121
‫و تا هفته‌ی گذشته هیچکس
‫به جون یه رئیس سوءقصد نکرده بود

1739
01:15:42,747 --> 01:15:44,290
‫تا هفته‌ی گذشته!

1740
01:15:44,374 --> 01:15:46,751
‫یکی به جون یه رئیس سوءقصد کرد!

1741
01:15:47,835 --> 01:15:49,295
‫بهم بگید اشتباه می‌کنم

1742
01:15:49,379 --> 01:15:51,130
‫یالا، بجنبید. بهم بگید

1743
01:15:51,214 --> 01:15:52,882
‫بگید دیگه. بگید اشتباه می‌کنم

1744
01:15:54,926 --> 01:15:57,887
‫بعد از کاری که ویتو کرد،
‫اصلاً برای کشتنش نیاز به اجازه ندارم

1745
01:15:57,971 --> 01:16:01,224
‫اگه علیه یه رئیس کاری بکنی،
‫حکم مرگ داره

1746
01:16:01,307 --> 01:16:02,767
‫و همه‌تون این رو می‌دونید

1747
01:16:07,981 --> 01:16:09,107
‫شما...

1748
01:16:11,067 --> 01:16:13,444
‫آلبرت، برگرد. برگرد بیا اینجا

1749
01:16:13,528 --> 01:16:14,654
‫کجا میری؟

1750
01:16:14,655 --> 01:16:19,655
‫♪ Tutti Frutti - Little Richard ♪

1751
01:16:23,871 --> 01:16:25,540
‫باورت میشه که این آهنگ معروف شده؟

1752
01:16:26,499 --> 01:16:28,251
‫- زمونه عوض شده
‫- آره

1753
01:16:29,127 --> 01:16:31,546
‫از صبح نشستی جلو تلویزیون

1754
01:16:31,629 --> 01:16:32,922
‫حالت خوبه؟

1755
01:16:33,006 --> 01:16:35,758
‫آره، آره. فقط... دارم از همین الان
‫بازنشستگی رو تمرین می‌کنم

1756
01:16:36,509 --> 01:16:38,594
‫آره. کاش اونطور باشه

1757
01:16:39,095 --> 01:16:40,638
‫پخش این برنامه رو قطع کردیم

1758
01:16:40,722 --> 01:16:42,015
‫چون یه خبر فوری داریم

1759
01:16:42,557 --> 01:16:45,601
‫وینسنت جیگانتی،
‫فرد مسلح فراری ۲۸ ساله

1760
01:16:45,685 --> 01:16:47,520
‫که برای بازجویی

1761
01:16:47,603 --> 01:16:50,189
‫در ارتباط با سوءقصد ناموفق ماه گذشته

1762
01:16:50,273 --> 01:16:53,067
‫به جون فرانک کاستلو، رئیس احتمالی
‫باند تبهکاری نیویورک، تحت تعقیب بود

1763
01:16:53,651 --> 01:16:54,944
‫خودش رو تحویل داده

1764
01:16:55,028 --> 01:16:58,031
‫الان برمی‌گردیم به برنامه‌ی عادی

1765
01:16:59,282 --> 01:17:00,283
‫می‌دونستی

1766
01:17:04,412 --> 01:17:05,413
‫امیدوارم بودم این اتفاق بیُفته

1767
01:17:07,415 --> 01:17:08,624
‫قراره اون رئیس بشه؟

1768
01:17:09,834 --> 01:17:11,044
‫خب، تمام این کارها برای همونه

1769
01:17:12,545 --> 01:17:13,629
‫بهش اعتماد داری؟

1770
01:17:14,213 --> 01:17:15,631
‫تنها خواسته‌ش همین بوده

1771
01:17:15,715 --> 01:17:17,967
‫خب، قبلاً هم به خواسته‌ش رسیده بود

1772
01:17:18,551 --> 01:17:19,802
‫آره، خب...

1773
01:17:20,470 --> 01:17:22,430
‫اون عشق بود.
‫این کسب‌وکاره

1774
01:17:27,117 --> 01:17:30,374
‫[ دادستانی در مقابل وینسنت جیگانتی ]
‫[ سال ۱۹۵۷، ۱۲ سپتامبر ]

1775
01:17:35,735 --> 01:17:38,279
‫آقای کیث، مستقیماً به متهم اشاره می‌کنم

1776
01:17:38,363 --> 01:17:40,156
‫آقای وینسنت جیگانتی

1777
01:17:40,239 --> 01:17:41,616
‫ایشون همون مردیه

1778
01:17:41,699 --> 01:17:43,493
‫که روز تیر خوردن آقای کاستلو دیدیدش؟

1779
01:17:44,786 --> 01:17:46,287
‫مطمئن نیستم

1780
01:17:46,829 --> 01:17:49,582
‫همون شب برای پلیس
‫این مرد رو توصیف کردید

1781
01:17:49,665 --> 01:17:51,000
‫آره، اما الان تغییر کرده

1782
01:17:51,084 --> 01:17:55,004
‫توی شناسایی متهم مشکل دارید؟

1783
01:17:55,088 --> 01:17:55,922
‫آره، درسته

1784
01:17:56,005 --> 01:17:58,883
‫حقیقت داره که شما قانوناً
‫چشم راست‌تون بینایی نداره

1785
01:17:58,966 --> 01:18:00,843
‫و چشم دیگه‌تون بیناییش شدیداً محدوده؟

1786
01:18:00,927 --> 01:18:02,804
‫- یک یا دو؟
‫- دو

1787
01:18:02,887 --> 01:18:03,971
‫دکترم اینطور گفته

1788
01:18:04,055 --> 01:18:05,515
‫اجازه هست

1789
01:18:05,598 --> 01:18:08,601
‫گزارش چشم پزشک
‫آقای کیث رو به دادگاه ارائه بدم؟

1790
01:18:08,684 --> 01:18:10,686
‫- یک یا دو؟
‫- دو

1791
01:18:11,104 --> 01:18:13,022
‫میشه حداقل اعتراف کنید
‫که کسی بهتون شلیک کرده؟

1792
01:18:13,106 --> 01:18:14,065
‫آره

1793
01:18:14,148 --> 01:18:16,818
‫- می‌خواسته جونتون رو بگیره
‫- آره

1794
01:18:16,901 --> 01:18:18,361
‫اسمتون رو صدا زد

1795
01:18:19,112 --> 01:18:20,113
‫آره

1796
01:18:20,196 --> 01:18:22,407
‫دیگه فاصله‌تون بیش‌تر از ۲ متر نبوده

1797
01:18:22,490 --> 01:18:24,450
‫پس چطور قیافه‌ش رو ندیدید؟

1798
01:18:25,743 --> 01:18:27,120
‫داشتم اونطرف رو نگاه می‌کردم

1799
01:18:27,912 --> 01:18:31,165
‫از نظر ما متهم، وینسنت جیگانتی،

1800
01:18:31,249 --> 01:18:33,418
‫از همه‌ی اتهامات تبرئه میشه

1801
01:18:33,501 --> 01:18:35,503
‫از شما هیئت منصفه بابت
‫خدمات‌تون تشکر می‌کنیم

1802
01:18:35,586 --> 01:18:37,004
‫هیئت منصفه می‌تونن برن

1803
01:18:41,134 --> 01:18:42,260
‫نمی‌دونم چی بگم، فرانک

1804
01:18:42,343 --> 01:18:44,595
‫- ممنون
‫- باشه، پسرجون. نگران نباش

1805
01:18:45,138 --> 01:18:46,597
‫مرد خوبی هستی، فرانک. ممنون

1806
01:18:46,681 --> 01:18:48,349
‫- بهش دست دادی
‫- خب؟

1807
01:18:48,433 --> 01:18:50,726
‫اون می‌خواست...
‫اون می‌خواست تو رو بکشه، فرانک

1808
01:18:50,810 --> 01:18:53,104
‫اون فقط یه پیام‌رسان
‫بوده، جورج. بریم

1809
01:19:06,742 --> 01:19:07,577
‫سلام

1810
01:19:08,536 --> 01:19:10,830
‫- اون کار درست رو انجام داد، ها؟
‫- هی، بیا اینجا. بیا

1811
01:19:11,747 --> 01:19:13,249
‫وینسنت، چی میگی برای خودت؟

1812
01:19:13,332 --> 01:19:15,835
‫کدوم کار درست؟ کدوم؟
‫«کار درست رو انجام داد»

1813
01:19:15,918 --> 01:19:16,961
‫چی میگی برای خودت؟

1814
01:19:17,044 --> 01:19:18,713
‫کار درست رو به‌خاطر خودش انجام داد

1815
01:19:18,796 --> 01:19:20,840
‫چی میگی؟
‫«کار درست»

1816
01:19:22,633 --> 01:19:24,802
‫آره، حتماً، اما هنوزم...
‫من آزادم، می‌دونید

1817
01:19:24,886 --> 01:19:26,137
‫تو آزادی. تو اینجایی

1818
01:19:26,220 --> 01:19:28,014
‫زنده‌ای. هنوزم داری نفس می‌کشی

1819
01:19:28,097 --> 01:19:30,516
‫می‌دونی دیگه کی
‫هنوز داره نفس می‌کشه؟ ها؟

1820
01:19:30,600 --> 01:19:32,894
‫کی؟ ها؟ ها؟

1821
01:19:32,977 --> 01:19:34,270
‫دهنت رو باز نکنی

1822
01:19:34,353 --> 01:19:36,230
‫دیگه کی زنده‌ست، ها؟

1823
01:19:36,898 --> 01:19:38,107
‫آره، خیلی‌خب

1824
01:19:38,649 --> 01:19:40,735
‫وینی که آزاد شد،
‫بازنشستگی من دیگه مشکلی نداشت

1825
01:19:40,818 --> 01:19:42,445
‫ولی فقط در صورتی که می‌تونستم
‫آلبرت رو ساکت نگه دارم

1826
01:19:42,528 --> 01:19:44,238
‫تا وقتی که ویتو رو
‫به‌خاطر قاچاق دستگیر کنن

1827
01:19:44,322 --> 01:19:45,531
‫قهوه‌ی زیادی داریم

1828
01:19:45,615 --> 01:19:47,283
‫اگه کسی بازم قهوه می‌خواد بگه

1829
01:19:47,867 --> 01:19:49,702
‫می‌خوایم بریم توی اون یکی اتاق

1830
01:19:49,785 --> 01:19:50,786
‫پاشو بریم

1831
01:20:01,088 --> 01:20:04,008
‫خب، باید یه لطفی بهم بکنی

1832
01:20:05,384 --> 01:20:06,594
‫هر چیزی که بخوای

1833
01:20:07,136 --> 01:20:08,137
‫اون نه

1834
01:20:09,555 --> 01:20:10,556
‫چی؟

1835
01:20:11,140 --> 01:20:12,808
‫ازت می‌خوام بری یه جایی

1836
01:20:12,892 --> 01:20:14,143
‫من؟

1837
01:20:14,227 --> 01:20:15,770
‫آره، حتماً، فقط من

1838
01:20:16,354 --> 01:20:17,897
‫و باید برم کجا؟

1839
01:20:19,524 --> 01:20:21,400
‫- کوبا
‫- چی میگی؟

1840
01:20:21,984 --> 01:20:26,572
‫پلیس فدرال ویتو رو به‌خاطر
‫مواد مخدر تحت نظر داره

1841
01:20:26,656 --> 01:20:28,533
‫پس هیئت منصفه‌ی
‫ویژه‌ای تشکیل میشه

1842
01:20:28,616 --> 01:20:30,368
‫تو هم حتماً توی لیست شاهدین هستی

1843
01:20:30,952 --> 01:20:32,078
‫لعنت بهش

1844
01:20:32,620 --> 01:20:34,163
‫خدا لعنتش کنه، می‌دونستم

1845
01:20:34,247 --> 01:20:35,915
‫بهت گفتم اون دلال لعنتی

1846
01:20:35,998 --> 01:20:37,792
‫همه‌مون رو بدبخت و بیچاره می‌کنه

1847
01:20:40,836 --> 01:20:42,630
‫در جریانی که آلبرت می‌خواد بره کوبا؟

1848
01:20:43,381 --> 01:20:44,924
‫- آره، منم شنیدم
‫- آره

1849
01:20:45,007 --> 01:20:46,425
‫چرا می‌خواد بره اونجا؟

1850
01:20:47,009 --> 01:20:48,636
‫نشنیدی؟ نمی‌دونستی؟

1851
01:20:48,719 --> 01:20:49,720
‫نه

1852
01:20:51,013 --> 01:20:52,014
‫من...

1853
01:20:52,098 --> 01:20:54,392
‫همه خبر داشتن.
‫فکر می‌کردم تو هم می‌دونی

1854
01:20:55,893 --> 01:20:57,311
‫خب، چرا می‌خواد بره به کوبا؟

1855
01:20:58,062 --> 01:20:59,564
‫برای همین نباید اینجا باشی

1856
01:21:00,189 --> 01:21:02,400
‫خبری از استرداد و احضاریه نیست

1857
01:21:02,483 --> 01:21:04,527
‫هیئت منصفه‌ای نیست.
‫اونجا هیچی...

1858
01:21:04,610 --> 01:21:05,945
‫هاوانا تنها جای امنه

1859
01:21:06,028 --> 01:21:07,029
‫جدی میگی؟

1860
01:21:07,113 --> 01:21:08,364
‫می‌تونی مثل همین‌جا

1861
01:21:08,447 --> 01:21:09,490
‫اونجا هم کارهات رو بکنی

1862
01:21:09,574 --> 01:21:11,117
‫مشکلی وجود نداره

1863
01:21:11,200 --> 01:21:12,368
‫میشه ردیفش کرد

1864
01:21:12,451 --> 01:21:14,704
‫می‌خوای پاشم این
‫همه راه رو برم تا کوبا؟

1865
01:21:14,787 --> 01:21:17,456
‫از میامی تا اونجا
‫یه سفر هوایی ۳۵ دقیقه‌ایه

1866
01:21:17,540 --> 01:21:19,709
‫هی، چیزی نیست. فقط...

1867
01:21:19,792 --> 01:21:22,169
‫تنها نکته‌ی مهم اینه
‫که توی این کشور نباشی

1868
01:21:22,753 --> 01:21:24,922
‫میلیون‌ها کیلومتر با هیئت منصفه
‫فاصله داشته باشی

1869
01:21:25,006 --> 01:21:25,881
‫متوجهی؟

1870
01:21:26,340 --> 01:21:27,758
‫فرانک داره اون رو می‌فرسته بره

1871
01:21:27,842 --> 01:21:29,719
‫به عنوان یه پیشکشی برای تو

1872
01:21:29,802 --> 01:21:31,762
‫خب، برای اینکه بهت نشون بده

1873
01:21:31,846 --> 01:21:34,223
‫که داره حفاظتش رو کنار می‌ذاره

1874
01:21:34,599 --> 01:21:36,767
‫و وقتی من کوبا باشم
‫چه اتفاقی برای تو می‌افته؟

1875
01:21:36,851 --> 01:21:39,520
‫من؟ من... من که بازنشسته میشم

1876
01:21:39,604 --> 01:21:41,897
‫بازنشسته شدم.
‫از اینجا میرم. دیگه نیستم

1877
01:21:41,981 --> 01:21:44,150
‫قبلاً هم بهت گفتم...
‫ماجرا از این قراره

1878
01:21:44,233 --> 01:21:45,234
‫می‌خوام برم به رُم

1879
01:21:45,318 --> 01:21:47,653
‫و بعد از اینکه ریاست رو به اون دادم
‫یه شام خوش‌مزه اونجا بخورم

1880
01:21:47,737 --> 01:21:49,864
‫آره، ولی خب چرا داره
‫می‌فرستش به کوبا؟

1881
01:21:49,947 --> 01:21:51,324
‫خب، پس بفرستش کجا؟

1882
01:21:51,407 --> 01:21:53,618
‫نمی‌دونم. چرا اونجا؟
‫چرا نفرستادش به برزیل؟

1883
01:21:53,701 --> 01:21:55,119
‫چرا نفرستادش یه جای دورتر

1884
01:21:55,202 --> 01:21:56,746
‫تا یه اقیانوس بین‌مون باشه؟

1885
01:21:56,829 --> 01:21:58,289
‫چرا می‌فرستش یه جای نزدیک؟

1886
01:21:58,372 --> 01:22:00,041
‫خب، کوبا کشور خوبیه

1887
01:22:00,583 --> 01:22:03,085
‫اصلاً به این فکر نکردی
‫که قضیه‌ی کوبا بیش‌تر از این حرف‌هاست؟

1888
01:22:03,169 --> 01:22:05,254
‫- اونجا یه قماربازی هست
‫- آره

1889
01:22:05,338 --> 01:22:07,340
‫هیچوقت فکر نکردی که شاید
‫برای اون باشه؟ برای قماربازی؟

1890
01:22:07,882 --> 01:22:09,258
‫به نظر من که اینطوره

1891
01:22:10,426 --> 01:22:11,636
‫یه چیزی زیر سرشه

1892
01:22:11,719 --> 01:22:15,014
‫وقتی اون داره محاکمه میشه،
‫تو برای خودت توی هاوانایی

1893
01:22:15,097 --> 01:22:15,931
‫آها

1894
01:22:16,015 --> 01:22:17,475
‫و از همه چیز فاصله داری

1895
01:22:20,978 --> 01:22:23,189
‫خیلی‌خب. کارگروه دنبال یکی می‌گرده

1896
01:22:23,272 --> 01:22:25,149
‫که جای اون رو بگیره

1897
01:22:27,443 --> 01:22:28,486
‫می‌دونی منظورم چیه؟

1898
01:22:33,074 --> 01:22:35,660
‫بهشون گفتم که تو بهترین گزینه‌ای

1899
01:22:36,285 --> 01:22:38,329
‫یکی مثل تو که طبق قوانین جلو میره

1900
01:22:38,412 --> 01:22:39,413
‫و کار درست رو انجام میده

1901
01:22:39,497 --> 01:22:42,166
‫از اینجا فاصله داری و توی هاوانایی،
‫سرت توی کار خودته

1902
01:22:42,708 --> 01:22:45,336
‫چراغ خاموش. توی دردسر نمی‌افتی

1903
01:22:46,420 --> 01:22:49,382
‫بهشون نشون میدی
‫که چه کارهایی ازت برمیاد

1904
01:22:53,010 --> 01:22:54,011
‫من...

1905
01:22:55,012 --> 01:22:56,472
‫تو رو پیشنهاد دادم

1906
01:22:58,015 --> 01:22:59,058
‫می‌فهمی؟

1907
01:23:01,435 --> 01:23:02,895
‫ضمانتت رو کردم

1908
01:23:06,649 --> 01:23:07,858
‫کِی برم؟

1909
01:23:08,693 --> 01:23:09,819
‫هر چی سریع‌تر

1910
01:23:09,902 --> 01:23:11,904
‫می‌خواد من رو دور بزنه.
‫دارم بهت میگم

1911
01:23:11,987 --> 01:23:13,489
‫نمی‌دونم. به نظر من اونطور نیست

1912
01:23:13,572 --> 01:23:15,533
‫می‌خواد من رو گدامانند نشون بده

1913
01:23:15,616 --> 01:23:17,326
‫- من می‌شناسمش
‫- نه. فکر نکنم

1914
01:23:17,410 --> 01:23:19,453
‫من فرانک رو بیش‌تر از تو می‌شناسم

1915
01:23:19,537 --> 01:23:21,414
‫می‌دونم که یه چیزی زیر سرشه

1916
01:23:22,415 --> 01:23:23,416
‫تونی...

1917
01:23:26,335 --> 01:23:27,712
‫یه خبرایی هست

1918
01:23:29,505 --> 01:23:31,966
‫باشه، می‌تونی کمکم بدی.
‫می‌تونی. برو

1919
01:23:34,093 --> 01:23:35,428
‫- باشه
‫- حالتون چطوره، جناب؟

1920
01:23:35,511 --> 01:23:37,263
‫سلام، زینگرلا. بیا اینجا ببینم

1921
01:23:38,013 --> 01:23:39,724
‫سریع برمی‌گردم، باشه؟

1922
01:23:39,807 --> 01:23:41,434
‫مراقب مادرت باش

1923
01:23:41,517 --> 01:23:43,352
‫- آروم
‫- کمکش بده. باشه، خوبه

1924
01:23:44,019 --> 01:23:45,980
‫خیلی‌خب، عزیزدلم.
‫خیلی طولش نمیدم

1925
01:23:46,063 --> 01:23:47,440
‫- بعداً می‌بینمت، باشه؟
‫- دوستت دارم

1926
01:23:47,523 --> 01:23:48,941
‫- مطمئن شو که اون رو می‌بندن
‫- باشه

1927
01:23:49,024 --> 01:23:50,025
‫- خوب ببندیدش
‫- خیلی‌خب

1928
01:23:50,109 --> 01:23:51,402
‫...محوطه‌ی ضربه‌زن

1929
01:23:51,485 --> 01:23:52,486
‫حالا توی موقعیت قرار می‌گیره

1930
01:23:52,570 --> 01:23:53,863
‫بازیکنان محوطه‌ی بیرونی
‫به سمت چپ متمایل میشن

1931
01:23:53,946 --> 01:23:54,780
‫توپ‌انداز بازیکن حریف رو بررسی می‌کنه

1932
01:23:54,864 --> 01:23:56,490
‫توپ رو برتاب می‌کنه،
‫یه پرتاب قوس‌دار

1933
01:23:56,574 --> 01:23:57,408
‫خطای اول

1934
01:23:58,534 --> 01:23:59,535
‫باید بریم

1935
01:24:00,244 --> 01:24:02,580
‫خب، هوادارن میلواکی که اومده بودن
‫تیم‌شون رو تشویق بکنن

1936
01:24:02,663 --> 01:24:04,999
‫الان یه‌کم نگران به نظر می‌رسن

1937
01:24:05,583 --> 01:24:08,085
‫چون انگار باب بوهل یه‌کم
‫توی پرتاب توپ مشکل داره

1938
01:24:09,170 --> 01:24:10,963
‫منتل از بیس اول فاصله داره،
‫پرتاب به بیس دوم انجام میشه

1939
01:24:11,046 --> 01:24:13,382
‫توپ از شوندینس رد میشه
‫و به سمت وسط زمین میره

1940
01:24:13,466 --> 01:24:15,384
‫درحالی که منتل بلند میشه،
‫شوندینس تعادلش رو از دست میده

1941
01:24:15,468 --> 01:24:17,386
‫و پرتاب به سمت بیس دوم انجام میشه
‫در حالی که «برا» به کمک میاد

1942
01:24:17,470 --> 01:24:19,096
‫اون رسید، و منتل هم
‫به بیس سوم رسید

1943
01:24:21,682 --> 01:24:23,476
‫شوندینس وقت استراحت می‌خواد

1944
01:24:24,769 --> 01:24:28,014
‫پرتاب به سمت راستِ
‫بیس دوم انجام شده بود

1945
01:24:28,105 --> 01:24:29,857
‫و شوندینس رفت توپ رو بگیره،

1946
01:24:29,940 --> 01:24:30,900
‫اما نتونست...

1947
01:24:30,983 --> 01:24:31,984
‫یه ساعت منتظرم بمون

1948
01:24:32,067 --> 01:24:33,861
‫راحت باش. عجله‌ای نیست

1949
01:24:33,944 --> 01:24:36,155
‫توپ‌انداز خطا می‌کنه،

1950
01:24:37,156 --> 01:24:39,116
‫و میکی منتل تونست
‫به بیس سوم برسه

1951
01:24:39,700 --> 01:24:41,118
‫برا هم به بیس اول رسید

1952
01:24:42,203 --> 01:24:43,788
‫...سعی کرد جلوش رو بگیره

1953
01:24:43,871 --> 01:24:45,581
‫مدافع‌های تیم «بِرِیوز» جلوتر میان

1954
01:24:46,457 --> 01:24:47,875
‫پرتاب سوم انجام میشه

1955
01:24:47,958 --> 01:24:50,294
‫یه ضربه‌ی محکم می‌زنه
‫و توپ رو به مرکز زمین می‌فرسته

1956
01:24:52,671 --> 01:24:54,465
‫زمین می‌خوره
‫و توپ از دستش می‌افته

1957
01:24:54,548 --> 01:24:56,467
‫و به این شکل میکی منتل امتیاز می‌گیره

1958
01:24:58,552 --> 01:24:59,678
‫آرون زمین خورد...

1959
01:25:03,599 --> 01:25:05,059
‫خوبه. ممنون، عزیزم

1960
01:25:05,142 --> 01:25:07,228
‫خیلی خوبن. ممنون

1961
01:25:08,521 --> 01:25:10,648
‫و هوادارها یه نفس راحت می‌کشن

1962
01:25:10,731 --> 01:25:12,900
‫چون چیزی که به نظر می‌رسید

1963
01:25:12,983 --> 01:25:14,819
‫یه فاجعه برای تیم بریوزه، جبران شد

1964
01:25:14,902 --> 01:25:16,320
‫و یه امتیاز گرفتن

1965
01:25:18,030 --> 01:25:20,658
‫فعلاً بازی ۲ بر صفر دنبال میشه.
‫تیم نیویورک جلوئه

1966
01:25:21,617 --> 01:25:23,035
‫دفاع‌های بیرونی در موقعیت عادی

1967
01:25:23,118 --> 01:25:24,495
‫شوندینس و آدکاک

1968
01:25:24,578 --> 01:25:25,830
‫در عمق سمت راست زمین قرار دارن

1969
01:25:25,913 --> 01:25:27,414
‫پرتاب می‌کنه، یه ضربه آروم
‫به سمت راست زمین

1970
01:25:27,498 --> 01:25:29,583
‫بوهل به استقبال توپ میاد.
‫توپ داره غلت می‌زنه. خطا

1971
01:25:32,461 --> 01:25:35,923
‫یه برخورد جزئی بین سیمپسون
‫و بوهل درون زمین...

1972
01:25:36,882 --> 01:25:38,467
‫عاشق خونه‌ی جدیدمون میشی

1973
01:25:38,968 --> 01:25:40,427
‫خیلی خوشحال میشی

1974
01:25:41,428 --> 01:25:42,429
‫پسر خوب

1975
01:25:43,347 --> 01:25:45,099
‫خواهرت رو ببین

1976
01:25:45,182 --> 01:25:47,059
‫کاوینگتون سمت چپ،
‫آرون در مرکز زمین،

1977
01:25:47,142 --> 01:25:48,143
‫هیزل در سمت راست

1978
01:25:48,227 --> 01:25:49,687
‫متیوز توی بیس سوم،
‫لوگان بین بیس دوم و سوم

1979
01:25:49,770 --> 01:25:51,313
‫شوندینس توی بیس دوم،
‫آدکاک توی بیس اول

1980
01:25:51,397 --> 01:25:52,565
‫توپ‌انداز بازیکن حریف رو نگاه می‌کنه.
‫حالا پرتاب می‌کنه

1981
01:25:52,648 --> 01:25:54,567
‫ضربه زده شد،
‫توپ به سمت بیس دوم میره

1982
01:25:54,650 --> 01:25:56,902
‫شوندینس حرکت می‌کنه.
‫توپ رو می‌گیره

1983
01:25:56,986 --> 01:25:59,196
‫برا به سمت بیس اصلی میاد،
‫و پرتاب انجام میشه

1984
01:25:59,280 --> 01:26:01,490
‫ممنون. می‌ذارمشون اینجا

1985
01:26:04,285 --> 01:26:05,452
‫...برای نیویورک

1986
01:26:06,036 --> 01:26:07,872
‫سیمپسون ضربه‌ای بلند

1987
01:26:07,955 --> 01:26:09,874
‫به سمت جایگاه پرتابگر می‌زنه.
‫از بیس دوم جلوتر میره

1988
01:26:09,957 --> 01:26:11,250
‫شوندینس توپ رو می‌گیره

1989
01:26:11,834 --> 01:26:14,879
‫خیلی عالی کار کرد،
‫اما نتونست پرتاب خوبی داشته باشه

1990
01:26:14,962 --> 01:26:17,214
‫و یوگی برا به بیس اصلی می‌رسه

1991
01:26:17,298 --> 01:26:19,174
‫پس سیمپسون...

1992
01:26:45,993 --> 01:26:47,077
‫...ضربه‌ی خوبی می‌زنه

1993
01:26:47,161 --> 01:26:49,204
‫سومین توپ رو پرتاب می‌کنه

1994
01:26:49,288 --> 01:26:50,331
‫خیلی‌خب

1995
01:26:51,332 --> 01:26:52,499
‫خیلی‌خب، آره

1996
01:26:52,583 --> 01:26:54,710
‫اگه چیزی شنیدم بهت خبر میدم

1997
01:27:04,053 --> 01:27:05,054
‫چی شده؟

1998
01:27:05,763 --> 01:27:06,764
‫آلبرت

1999
01:27:08,807 --> 01:27:10,100
‫مُرده. مُرده

2000
01:27:11,936 --> 01:27:13,520
‫وای، خدا. چه اتفاقی افتاده؟

2001
01:27:15,606 --> 01:27:16,857
‫به حرف من گوش داد

2002
01:27:17,816 --> 01:27:19,109
‫به حرف‌های من اعتماد کرد

2003
01:27:19,944 --> 01:27:22,196
‫و فکر می‌کرد اوضاعش خوبه

2004
01:27:23,030 --> 01:27:25,699
‫نمی‌تونی خودت رو مقصر
‫کارهای دیگران بدونی

2005
01:27:26,283 --> 01:27:28,535
‫برای کاری که کردم
‫باید خودم رو مقصر بدونم

2006
01:27:32,331 --> 01:27:33,832
‫به اِلسا زنگ بزنم؟

2007
01:27:35,250 --> 01:27:36,752
‫آره، آره. فقط بهش بگو...

2008
01:27:38,003 --> 01:27:40,965
‫بگو باید یه راهی پیدا کنم، و...

2009
01:27:41,048 --> 01:27:43,092
‫و آماده بشه که بعد از مراسم تشییع

2010
01:27:43,175 --> 01:27:47,388
‫بچه‌ها رو برداره و بره به تورنتو
‫خونه‌ی مادرش

2011
01:27:49,139 --> 01:27:51,558
‫می‌دونستم که با مردن آلبرت،
‫شانس کمی برای زنده موندن دارم

2012
01:27:51,642 --> 01:27:53,018
‫اما با بودن کنار ویتو یاد گرفتم

2013
01:27:53,102 --> 01:27:55,521
‫که معمولاً همین شانس کوچیک،
‫تنها فرصتیه که داری

2014
01:27:55,604 --> 01:27:57,356
‫پس می‌خواستم ازش استفاده کنم

2015
01:27:57,982 --> 01:27:59,733
‫پس به یه نقشه نیاز داشتم

2016
01:27:59,817 --> 01:28:02,111
‫اما سوال اصلی این بود
‫که «چه نقشه‌ای؟»

2017
01:28:02,653 --> 01:28:04,822
‫باید یه راهی برای خلاص شدن
‫از شر ویتو پیدا می‌کردم،

2018
01:28:05,406 --> 01:28:07,199
‫اما طوری که معلوم نباشه کار من بوده

2019
01:28:22,715 --> 01:28:24,675
‫عاشقت بود. خیلی دوستت داشت

2020
01:28:26,175 --> 01:28:34,175
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

2021
01:28:48,365 --> 01:28:49,366
‫بریم اونجا

2022
01:28:49,450 --> 01:28:51,410
‫آره، بهتره کسی نشنوه

2023
01:28:52,244 --> 01:28:53,829
‫جای خوبیه

2024
01:28:54,830 --> 01:28:56,123
‫کسی نمی‌شنوه

2025
01:28:57,082 --> 01:28:58,125
‫پس من باید...

2026
01:29:00,961 --> 01:29:02,004
‫نمی‌دونم

2027
01:29:03,255 --> 01:29:05,340
‫باید می‌دونستم این اتفاق می‌افته.
‫نمی‌دونم چی...

2028
01:29:05,424 --> 01:29:07,009
‫چه انتظاری ازش داشتی؟

2029
01:29:07,551 --> 01:29:08,927
‫خیلی‌ها می‌ترسن

2030
01:29:09,470 --> 01:29:12,014
‫خیلی‌ها جلوی خودش
‫یا پشت سرش این حرف رو می‌زنن

2031
01:29:13,057 --> 01:29:16,310
‫- می‌دونی که برای ویتو مهم نیست
‫- آره

2032
01:29:16,393 --> 01:29:18,604
‫- هیچی براش مهم نیست
‫- برای من مهمه

2033
01:29:19,271 --> 01:29:23,108
‫چون تا وقتی اون جام رو نگیره
‫من نمی‌تونم برم، پس...

2034
01:29:25,319 --> 01:29:27,237
‫در حال حاضر تو نگرانی اصلیم هستی

2035
01:29:28,572 --> 01:29:30,574
‫انگار دوباره به نقطه‌ی اول برگشتیم

2036
01:29:30,657 --> 01:29:31,742
‫برگشتیم توی خیابون‌ها

2037
01:29:31,825 --> 01:29:33,535
‫برگشتیم به وقتی که... همون اول

2038
01:29:33,619 --> 01:29:35,996
‫فرانک، اون هیچوقت از خیابون‌ها خارج نشد

2039
01:29:36,914 --> 01:29:37,998
‫اصلاً خیابون‌ها رو ترک نکرد

2040
01:29:38,082 --> 01:29:38,916
‫آره

2041
01:29:39,666 --> 01:29:42,044
‫اصلاً رفتار درستی نداره. لطفاً

2042
01:29:42,586 --> 01:29:43,629
‫انگار ما...

2043
01:29:44,213 --> 01:29:45,714
‫کسی درس عبرت نمی‌گیره

2044
01:29:45,798 --> 01:29:48,548
‫مثل دایناسورهایی هستیم
‫که نمی‌دونن قراره منقرض بشن

2045
01:29:49,343 --> 01:29:51,678
‫هیچوقت نمی‌دونیم
‫کِی قراره بمیریم. این...

2046
01:29:52,763 --> 01:29:55,516
‫هر کسی مخالف ویتو باشه،

2047
01:29:56,391 --> 01:29:58,185
‫ویتو یه جنگ شروع می‌کنه.
‫باهاش دشمن میشه

2048
01:29:58,463 --> 01:29:59,670
‫هی

2049
01:30:00,062 --> 01:30:01,480
‫باید یه کاری بکنی

2050
01:30:02,648 --> 01:30:03,649
‫هر کاری

2051
01:30:05,317 --> 01:30:07,361
‫تقصیر تو نیست.
‫کی فکرش رو می‌کرد؟

2052
01:30:07,444 --> 01:30:09,071
‫کی چنین اتفاقی رو تصور می‌کرد؟

2053
01:30:09,154 --> 01:30:11,532
‫- هیچوقت
‫- توی روز روشن

2054
01:30:11,615 --> 01:30:13,909
‫توی آرایشگاه.
‫کی فکرش رو می‌کرد؟

2055
01:30:13,992 --> 01:30:14,993
‫هیچکس

2056
01:30:16,463 --> 01:30:18,413
‫- اما باید شجاع باشی
‫- باشه

2057
01:30:18,497 --> 01:30:20,207
‫- باشه؟ تو شجاعی
‫- آره

2058
01:30:20,290 --> 01:30:22,126
‫باید به‌خاطر بچه‌هات شجاع باشی

2059
01:30:24,253 --> 01:30:26,880
‫می‌دونی می‌خوام چیکار کنم؟
‫می‌خوام همه رو خبر کنم

2060
01:30:28,715 --> 01:30:31,260
‫- چی؟
‫- می‌خوام یه... جلسه برگزار کنم

2061
01:30:31,969 --> 01:30:33,720
‫- خونه‌ی من برگزار کردیم
‫- می‌دونم

2062
01:30:33,804 --> 01:30:36,014
‫- قبول نکردن
‫- نه. اون فقط خودمون ۵ نفر بودیم

2063
01:30:36,098 --> 01:30:37,266
‫دارم همه رو میگم

2064
01:30:37,349 --> 01:30:39,226
‫منظورم یه کارگروه ملیه

2065
01:30:39,810 --> 01:30:41,145
‫از قضیه‌ی لاکی که ۳۰ سال پیش بود

2066
01:30:41,228 --> 01:30:42,563
‫تا الان چنین جلسه‌ای برگزار نشده

2067
01:30:42,646 --> 01:30:43,981
‫آره، می‌دونم، می‌دونم

2068
01:30:44,064 --> 01:30:45,899
‫برای همین فکر می‌کنم
‫ویتو قبول می‌کنه

2069
01:30:45,983 --> 01:30:47,568
‫چون همیشه می‌خواد کارهاش رو

2070
01:30:47,651 --> 01:30:49,027
‫به روش لاکی انجام بده

2071
01:30:49,111 --> 01:30:51,488
‫و اینطوری، توی اون جلسه،

2072
01:30:51,572 --> 01:30:53,490
‫جلوی همه قدرت رو میدم بهش

2073
01:30:54,366 --> 01:30:56,410
‫دیگه حتی اگه بخوام هم
‫نمی‌تونم پسش بگیرم

2074
01:30:56,994 --> 01:30:58,871
‫ولی وقتی به قدرت برسه،

2075
01:30:58,954 --> 01:31:00,372
‫باید هر کاری که میگه رو انجام بدیم

2076
01:31:00,455 --> 01:31:01,790
‫- می‌دونم
‫- اون رئیس میشه

2077
01:31:02,499 --> 01:31:04,334
‫و می‌دونی منظورم چیه

2078
01:31:04,418 --> 01:31:05,669
‫ریچ، می‌دونم

2079
01:31:06,587 --> 01:31:08,964
‫اما کاریه که باید انجامش بدم

2080
01:31:09,047 --> 01:31:10,591
‫پس فقط میگم...

2081
01:31:11,633 --> 01:31:13,260
‫ازت می‌خوام ترتیبش رو بدی

2082
01:31:14,219 --> 01:31:15,804
‫اون کار رو می‌کنی؟

2083
01:31:15,888 --> 01:31:17,556
‫می‌خوای کجا برگزارش کنی؟

2084
01:31:17,639 --> 01:31:19,892
‫جو باربرا چطوره؟ اون...

2085
01:31:19,975 --> 01:31:21,351
‫حالش چطوره؟
‫اوضاعش خوبه؟

2086
01:31:21,435 --> 01:31:22,561
‫باربرا؟

2087
01:31:23,187 --> 01:31:25,063
‫خوبه، قلبش مشکل داشت

2088
01:31:25,606 --> 01:31:28,609
‫اما توی شمال یه مزرعه داره.
‫خیلی دوره، تقریباً نزدیک کاناداست

2089
01:31:29,151 --> 01:31:31,320
‫و تمام زمین‌های اطرافش هم مال خودشه

2090
01:31:31,403 --> 01:31:33,280
‫جای آرامش‌بخش و آرومیه

2091
01:31:33,363 --> 01:31:34,698
‫بهترین مکانه

2092
01:31:34,781 --> 01:31:35,866
‫خیلی‌خب

2093
01:31:35,949 --> 01:31:37,492
‫خیلی‌خب، اونجا برگزارش می‌کنیم

2094
01:31:37,576 --> 01:31:39,870
‫- همون‌جا برگزارش می‌کنم
‫- امیدارم بتونیم

2095
01:31:39,953 --> 01:31:42,164
‫اما بهت گفت،
‫همه به حرفش گوش میدن

2096
01:31:42,247 --> 01:31:43,415
‫می‌دونم

2097
01:31:43,498 --> 01:31:44,958
‫اون رئیس میشه

2098
01:31:45,626 --> 01:31:46,960
‫حتی من، فرانک

2099
01:31:47,586 --> 01:31:49,087
‫می‌دونی منظورم چیه

2100
01:31:50,797 --> 01:31:52,549
‫نمی‌خوام به ریچی بوی چیزی بگم

2101
01:31:52,633 --> 01:31:55,302
‫چون اگه چیزی نمی‌دونست
‫به نفعش می‌بود

2102
01:31:56,261 --> 01:31:58,013
‫هر چقدر کم‌تر بدونه، بهتره

2103
01:32:00,823 --> 01:32:01,823
‫[ میشیگان ]

2104
01:32:01,824 --> 01:32:02,824
‫[ نوادا ]

2105
01:32:02,825 --> 01:32:03,825
‫[ فلوریدا ]

2106
01:32:03,826 --> 01:32:04,390
‫[ ایلینوی ]

2107
01:32:13,487 --> 01:32:16,657
‫زبونم رو گاز می‌گیرم.
‫و زنم میره خرید

2108
01:32:16,740 --> 01:32:19,576
‫کارهای مختلفی می‌کنه.
‫برای هر ثانیه یه برنامه داره

2109
01:32:20,702 --> 01:32:21,995
‫من از تیم جاینتز خوشم میاد

2110
01:32:22,079 --> 01:32:24,873
‫ولی میگم همیشه روی
‫برد اونا شرط نمی‌بندم

2111
01:32:26,667 --> 01:32:28,335
‫هیچ آدمی نیست.
‫پس مردم کجان؟

2112
01:32:28,418 --> 01:32:30,337
‫توی ایالت خودمون هر وقت میرم بیرون...

2113
01:32:30,420 --> 01:32:32,005
‫آدم‌های زیادی می‌بینم.
‫باهاشون حرف می‌زنم

2114
01:32:32,089 --> 01:32:33,465
‫اینجا همه‌ش درخته

2115
01:32:33,548 --> 01:32:34,758
‫درخت‌های خوشگلی‌ان، اما...

2116
01:32:35,509 --> 01:32:36,551
‫هیچ آدمی نیست

2117
01:32:40,889 --> 01:32:42,975
‫باشه. آره

2118
01:32:43,558 --> 01:32:44,559
‫باشه

2119
01:32:47,104 --> 01:32:49,690
‫بازم دربان بود

2120
01:32:49,773 --> 01:32:52,063
‫میگه ریچی اونقدر پایین منتظر مونده

2121
01:32:52,064 --> 01:32:53,235
‫که پلیس اومده سراغش

2122
01:32:53,318 --> 01:32:55,320
‫خیلی‌خب. بگو دارم میرم پایین

2123
01:32:55,404 --> 01:32:57,072
‫مطمئنی حتماً باید بری؟

2124
01:32:57,155 --> 01:32:58,156
‫آره، مجبورم

2125
01:32:58,657 --> 01:33:00,659
‫الان فقط ریچی رو داری

2126
01:33:00,742 --> 01:33:02,327
‫مشکلی نیست. اشکالی نداره

2127
01:33:03,662 --> 01:33:05,080
‫ممکنه یه تله باشه

2128
01:33:05,163 --> 01:33:07,416
‫نه، نه. برای تله دیگه
‫خیلی دیره، عزیزم

2129
01:33:08,625 --> 01:33:10,836
‫مشکلی برام پیش نمیاد.
‫خودت می‌بینی. چیزی نیست

2130
01:33:24,474 --> 01:33:26,935
‫بیخیال. چی...
‫دیوونه شدی؟

2131
01:33:27,019 --> 01:33:28,520
‫معلومه که یه نقشه‌ای داره

2132
01:33:29,104 --> 01:33:30,397
‫نمی‌فهمم

2133
01:33:30,480 --> 01:33:32,441
‫- این بار فرق می‌کنه
‫- چی؟ یادت رفته؟

2134
01:33:32,524 --> 01:33:33,358
‫قبلاً هم ازم دزدی کرده

2135
01:33:33,442 --> 01:33:34,901
‫دوستم بود. از پشت بهم خنجر زد

2136
01:33:34,985 --> 01:33:36,403
‫چطور میگی «نقشه‌ای نداره»؟

2137
01:33:36,486 --> 01:33:38,405
‫اون مربوط به گذشته‌ست.
‫الان شرایط تغییر کرده

2138
01:33:38,488 --> 01:33:39,823
‫اون مردم رو احمق فرض می‌کنه

2139
01:33:39,906 --> 01:33:41,408
‫تو رو احمق فرض نکرد

2140
01:33:41,491 --> 01:33:42,826
‫مردم رو احمق فرض می‌کنه. تونی

2141
01:33:43,368 --> 01:33:45,620
‫از وقتی که تیر خورده،

2142
01:33:45,704 --> 01:33:47,456
‫تا الان چیکار کرده؟ بهم بگو

2143
01:33:47,539 --> 01:33:49,499
‫هیچی. هیچ کاری نکرده

2144
01:33:49,583 --> 01:33:50,917
‫این چی رو بهت ثابت می‌کنه؟

2145
01:33:51,001 --> 01:33:53,045
‫به هر حال می‌خوام
‫مراقبش باشی. همین

2146
01:33:53,128 --> 01:33:54,171
‫می‌خواد چیکار کنه؟

2147
01:33:54,254 --> 01:33:55,630
‫من از کجا بدونم
‫می‌خواد چیکار کنه...

2148
01:33:55,714 --> 01:33:57,466
‫یه کاری می‌کنه. این رو مطمئنم

2149
01:33:57,549 --> 01:33:59,509
‫اون هوشمندانه تصمیم می‌گیره

2150
01:33:59,593 --> 01:34:00,594
‫فقط مراقبش باش

2151
01:34:00,677 --> 01:34:03,055
‫دارم بهت میگم،
‫هیچ کاری نمی‌کنه

2152
01:34:03,138 --> 01:34:04,139
‫خب...

2153
01:34:05,474 --> 01:34:07,059
‫تو از کجا می‌دونی چه برنامه‌ای داره؟

2154
01:34:07,851 --> 01:34:09,603
‫من؟ من از کجا بدونم؟ نمی‌دونم

2155
01:34:09,686 --> 01:34:11,146
‫خب، آره. از کجا می‌دونی؟

2156
01:34:11,229 --> 01:34:12,898
‫تازه گفتی می‌دونی.
‫خودم شنیدم

2157
01:34:13,774 --> 01:34:15,817
‫اخیراً که باهاش حرف نزدی، ها؟

2158
01:34:15,901 --> 01:34:17,694
‫- ها؟
‫- باهاش ارتباط داشتی؟

2159
01:34:17,778 --> 01:34:19,696
‫- نه، اصلاً نزدیکش نشدم
‫- با فرانک ارتباط نداشتی؟

2160
01:34:19,780 --> 01:34:21,604
‫منظورم اینه که بدون آلبرت،

2161
01:34:21,605 --> 01:34:22,699
‫هیچ قدرتی نداره

2162
01:34:22,783 --> 01:34:24,201
‫تو دست بالاتر رو داری

2163
01:34:24,284 --> 01:34:26,078
‫خودمون می‌ریم اونجا،
‫حلقه‌ت رو می‌بوسه

2164
01:34:26,870 --> 01:34:28,955
‫تو رئیس میشی.
‫همه چیز مال تو میشه

2165
01:34:29,039 --> 01:34:31,333
‫و اونوقت هر کاری که دلمون
‫می‌خواد می‌کنیم، ویتو

2166
01:34:31,416 --> 01:34:33,543
‫آره، اون... خب...

2167
01:34:44,846 --> 01:34:46,098
‫دیر می‌رسیم

2168
01:34:49,101 --> 01:34:50,143
‫اوه

2169
01:34:50,227 --> 01:34:51,978
‫ببینید. پالمایراست

2170
01:34:52,729 --> 01:34:54,022
‫- ها
‫- پالمِیرا؟

2171
01:34:54,606 --> 01:34:56,650
‫- قضیه‌ی «پالمرا» چیه؟
‫- «پالمایرا»

2172
01:34:56,733 --> 01:34:57,901
‫«پالمایرا». «پالمرا». حالا هر چی

2173
01:34:57,984 --> 01:34:59,778
‫- پالمایرا، نیویورک. خب...
‫- چی شده؟

2174
01:34:59,861 --> 01:35:00,862
‫چی میگی؟

2175
01:35:00,946 --> 01:35:02,197
‫قضیه‌ی مورمون‌ها از اینجا شروع شد

2176
01:35:02,280 --> 01:35:03,990
‫مورمون‌ها اهل یوتا هستن.
‫همه این رو می‌دونن

2177
01:35:04,074 --> 01:35:04,908
‫اونا مالک یوتا هستن

2178
01:35:04,991 --> 01:35:06,743
‫- اینا رو از کجا می‌خونی؟
‫- نمی‌دونستی؟

2179
01:35:06,827 --> 01:35:07,911
‫نه، دارم بهتون میگم.
‫اهل پالمایرا هستن

2180
01:35:07,994 --> 01:35:08,829
‫نه، نه، نه

2181
01:35:08,912 --> 01:35:10,288
‫اینجا کارشون رو شروع کردن

2182
01:35:10,372 --> 01:35:12,207
‫مورمون‌ها اینجا کتاب مقدس
‫طلایی‌شون رو پیدا کردن

2183
01:35:12,290 --> 01:35:13,208
‫اینجا دفن شده بود

2184
01:35:13,291 --> 01:35:15,502
‫اصلاً از همین‌جا مذهب‌شون رو شروع کردن

2185
01:35:15,585 --> 01:35:16,837
‫خیلی‌خب، بذار ببینم درست فهمیدم

2186
01:35:16,920 --> 01:35:19,256
‫مورمون‌ها توی «پالمرا»
‫یه کتاب مقدس طلایی از زیر خاک درآوردن،

2187
01:35:19,339 --> 01:35:21,049
‫و بعدش دیگه زمین رو نَکَندن،

2188
01:35:21,133 --> 01:35:23,468
‫و بعدش گاری‌های سرپوشیده رو
‫به یوتا منتقل کردن،

2189
01:35:23,552 --> 01:35:25,554
‫و وسط بیابون یه مذهب رو شروع کردن؟

2190
01:35:25,637 --> 01:35:27,681
‫آره، مذهب‌شون رو همینطوری
‫شروع کردن

2191
01:35:27,764 --> 01:35:29,224
‫داری همین رو میگی؟

2192
01:35:29,307 --> 01:35:30,976
‫- این چیزیه که من می‌دونم
‫- چیزیه که تو می‌دونی

2193
01:35:31,059 --> 01:35:32,227
‫خب، پس هیچی بارت نیست

2194
01:35:32,310 --> 01:35:34,146
‫اگه یه نفر توی پالمِیرا

2195
01:35:34,229 --> 01:35:35,272
‫یه کتاب مقدس طلایی پیدا کنه،

2196
01:35:35,355 --> 01:35:37,649
‫همون‌جا می‌مونه و بیش‌تر
‫حفاری می‌کنه، درسته؟

2197
01:35:37,732 --> 01:35:38,859
‫- درسته
‫- تو باشی اون کار رو نمی‌کنی؟

2198
01:35:38,942 --> 01:35:40,777
‫- آره، ویتو...
‫- می‌دونم که من می‌کنم. مگه نه؟

2199
01:35:40,861 --> 01:35:41,695
‫ویتو درست میگه

2200
01:35:41,778 --> 01:35:43,488
‫دنبال کتاب‌های مقدس طلایی
‫بیش‌تری می‌گردم

2201
01:35:43,572 --> 01:35:45,365
‫ویتو، برای کسی مهم نیست

2202
01:35:45,449 --> 01:35:46,950
‫فقط می‌خوام منطقی جواب بدم

2203
01:35:47,033 --> 01:35:48,160
‫کدوم آدمی مکانی رو ترک می‌کنه

2204
01:35:48,243 --> 01:35:49,703
‫که توش یه کتاب مقدس طلایی پیدا کرده

2205
01:35:49,786 --> 01:35:51,872
‫و میره وسط یه بیابون؟

2206
01:35:51,955 --> 01:35:54,499
‫کی؟ یه نفر رو مثال بزن
‫که اون کار رو می‌کنه

2207
01:35:54,583 --> 01:35:55,500
‫ها؟

2208
01:35:55,584 --> 01:35:57,335
‫خب، من که اون کار رو نمی‌کنم

2209
01:35:57,419 --> 01:35:58,920
‫- یکی رو مثال بزن
‫- من همون‌جا می‌مونم

2210
01:35:59,004 --> 01:36:00,213
‫- وینسنت، یکی رو مثل بزن دیگه
‫- بقیه‌ی جاها رو هم می‌گردم

2211
01:36:00,297 --> 01:36:02,340
‫- کی؟ تو؟ من؟ کی؟
‫- نمی‌دونم، مورمون‌ها

2212
01:36:02,424 --> 01:36:03,675
‫هیچوقت به حرف‌هاش فکر نمی‌کنه

2213
01:36:03,758 --> 01:36:04,593
‫آخه کی اون کار رو می‌کنه؟

2214
01:36:04,676 --> 01:36:05,969
‫می‌دونی چیه؟
‫بذار خودم بگم

2215
01:36:06,052 --> 01:36:08,430
‫اون مادرجنده‌ی احمقی

2216
01:36:08,513 --> 01:36:11,766
‫که تنها کاری که می‌خواست
‫توی زندگی کیریش انجام بده رو خراب کرد

2217
01:36:11,850 --> 01:36:13,852
‫و حالا باعث شده من مجبور بشم

2218
01:36:13,935 --> 01:36:16,885
‫خودم رو جلوی اون حرومزاده‌ی
‫خبرچین خوار کنم

2219
01:36:16,938 --> 01:36:18,773
‫و با التماس چیزی
‫که مال خودمه رو بگیرم

2220
01:36:18,857 --> 01:36:20,692
‫وای، وای

2221
01:36:20,775 --> 01:36:22,986
‫- تونی. تونی، جلوش رو بگیر
‫- هی، ویتو، ویتو

2222
01:36:23,069 --> 01:36:24,654
‫بس کنید. الان تصادف می‌کنم

2223
01:36:24,738 --> 01:36:26,156
‫همه‌مون رو به کشتن میدی

2224
01:36:26,239 --> 01:36:27,491
‫گند زدی

2225
01:36:27,574 --> 01:36:28,575
‫کیرم توی مورمون‌ها

2226
01:36:28,658 --> 01:36:30,785
‫راجع به کتاب مقدس طلایی
‫و پالمِیرا حرف می‌زنی؟

2227
01:36:30,869 --> 01:36:31,870
‫اینقدر درمورد کتاب مقدس حرف نزن

2228
01:36:31,953 --> 01:36:33,997
‫شلیک کردن رو یاد بگیر، کودن

2229
01:36:34,080 --> 01:36:35,332
‫کتاب مقدس کوفتی

2230
01:36:35,415 --> 01:36:37,918
‫یه گلوله داشتی
‫و تیرت خطا رفته

2231
01:36:39,336 --> 01:36:41,254
‫تق، تق، تق، تق، تق

2232
01:36:41,338 --> 01:36:42,255
‫ها؟

2233
01:36:42,339 --> 01:36:44,049
‫یک، دو، سه، چهار، پنج. شیش

2234
01:36:44,132 --> 01:36:44,966
‫شمردن بلدی؟

2235
01:36:45,050 --> 01:36:46,384
‫در آسانسور داشت باز میشد

2236
01:36:46,468 --> 01:36:48,595
‫خب که چی؟ اگه یکی توش می‌بود،
‫تق، تق

2237
01:36:48,678 --> 01:36:49,513
‫تموم شد

2238
01:36:49,596 --> 01:36:50,847
‫اصلاً چرا با تو حرف می‌زنیم؟

2239
01:36:50,931 --> 01:36:51,848
‫یا خدا

2240
01:36:51,932 --> 01:36:53,558
‫مورمون‌ها برای کسی مهم نیستن

2241
01:36:53,642 --> 01:36:56,186
‫یه پالمِیرایی نشونت میدم، احمق بی‌شعور

2242
01:36:56,269 --> 01:36:58,355
‫- برای یک‌بار هم که شده حرف مهمی بزن
‫- دقیقاً

2243
01:36:58,438 --> 01:37:00,065
‫این‌ها رو از کجا یاد گرفتی؟

2244
01:37:00,148 --> 01:37:01,191
‫- مامان بهم گفت
‫- «مامان بهم گفت»

2245
01:37:01,274 --> 01:37:03,401
‫احمقانه‌ست. مطمئنم
‫مادرت این رو بهت نگفته

2246
01:37:03,485 --> 01:37:04,319
‫بهم گفت

2247
01:37:04,402 --> 01:37:06,029
‫بیخیال مورمون‌ها بشید

2248
01:37:06,112 --> 01:37:08,365
‫فقط برسونمون به اونجا.
‫از این خراب‌شده ببرمون بیرون

2249
01:37:08,448 --> 01:37:10,742
‫داریم می‌ریم به سمت یه اجلاس.
‫اجلاس توئه

2250
01:37:11,535 --> 01:37:13,328
‫آروم باش. از مسیر لذت ببر

2251
01:37:13,729 --> 01:37:15,729
‫♪ Anything Goes - Frank Sinatra ♪

2252
01:37:16,578 --> 01:37:17,500
‫[ نیویورک ]

2253
01:37:17,679 --> 01:37:18,739
‫[ اوهایو ]

2254
01:37:18,870 --> 01:37:19,656
‫[ نوادا ]

2255
01:37:27,272 --> 01:37:27,874
‫[ ایلینوی ]

2256
01:37:27,875 --> 01:37:28,467
‫[ فلوریدا ]

2257
01:37:28,468 --> 01:37:29,209
‫[ میشیگان ]

2258
01:37:34,545 --> 01:37:35,145
‫[ نوادا ]

2259
01:37:35,146 --> 01:37:35,789
‫[ نیویورک ]

2260
01:37:39,396 --> 01:37:40,480
‫همه چیز خوبه؟

2261
01:37:41,147 --> 01:37:43,400
‫- آقایون، ایشون همسرم ویکی هستن
‫- سلام. سلام

2262
01:37:43,483 --> 01:37:44,651
‫خیلی خوشحالیم که اومدید

2263
01:37:44,734 --> 01:37:45,652
‫چه ضیافت زیباییه

2264
01:37:45,735 --> 01:37:48,071
‫- اون هم جوزف جونیوره
‫- پسر بزرگیه

2265
01:37:48,822 --> 01:37:50,615
‫ایشون هم داکسه.
‫به داکس سلام کنید

2266
01:37:50,699 --> 01:37:51,950
‫- سلام
‫- سلام، خیلی تعریفتون رو شنیدم

2267
01:37:52,033 --> 01:37:53,201
‫تعرف نکنید، غذا بخورید

2268
01:37:53,285 --> 01:37:54,911
‫خیلی غذا درست کردم. بخورید

2269
01:37:54,995 --> 01:37:57,247
‫آره. خیلی خوب به نظر می‌رسه.
‫عالیه. ممنون

2270
01:37:57,789 --> 01:37:58,790
‫فلوریدا؟

2271
01:37:59,958 --> 01:38:00,959
‫میامی؟

2272
01:38:02,043 --> 01:38:03,587
‫کِی می‌خوای دعوتمون کنی؟

2273
01:38:03,670 --> 01:38:04,504
‫هر وقت که بخواید

2274
01:38:04,588 --> 01:38:05,797
‫هیچوقت دعوتمون نمی‌کنه

2275
01:38:05,880 --> 01:38:08,133
‫ایشون تامی هستن.
‫همسرم ویکی هستن

2276
01:38:08,216 --> 01:38:10,051
‫جو باربرا بزرگ‌ترین

2277
01:38:10,135 --> 01:38:12,178
‫توزیع‌کننده‌ی مشروبات الکلی
‫توی شمال ایالت نیویورک بود

2278
01:38:12,262 --> 01:38:15,203
‫سال‌های زیادی بود که نمی‌ذاشتم اداره‌ی
‫نظارت بر مشروبات الکلی ایالت بره سراغش

2279
01:38:15,682 --> 01:38:17,225
‫پس برام کاری نداره

2280
01:38:17,309 --> 01:38:19,519
‫که چندتا پلیس ایالتی فضول
‫بفرستم اونجا

2281
01:38:19,603 --> 01:38:21,896
‫تا اونجا رو زیر نظر داشته باشن
‫و همه چیز رو بریزن به هم

2282
01:38:23,315 --> 01:38:27,277
‫اداره‌ی مالیات ایالت می‌خواد
‫از همه‌ی فعالیت‌ها باخبر بشه، درسته؟

2283
01:38:27,360 --> 01:38:30,280
‫آره. همه‌مون اخطار اداره‌ی نظارت
‫بر مشروبات رو دریافت کردیم

2284
01:38:30,363 --> 01:38:32,407
‫‏۲۰ تا ماشین وارد «مک‌فال» شدن

2285
01:38:32,490 --> 01:38:34,034
‫ماشین‌های بزرگ
‫با صندوق‌های بزرگ

2286
01:38:34,117 --> 01:38:36,832
‫ممکنه پر از مشروبات
‫قاچاقی کانادایی باشن

2287
01:38:36,833 --> 01:38:38,079
‫چندین گزارش ناشناس دریافت کردیم

2288
01:38:38,163 --> 01:38:42,407
‫که مشروبات الکلی قاچاقی
‫از کانادا به مزرعه‌ی باربرا برده میشن

2289
01:38:42,626 --> 01:38:44,628
‫آره. شاید درست میگی

2290
01:38:45,170 --> 01:38:46,171
‫می‌خوام برم به مک‌فال

2291
01:38:46,254 --> 01:38:48,006
‫و چند تا شماره پلاک بردارم

2292
01:38:49,674 --> 01:38:50,717
‫حمایتم کن

2293
01:38:50,718 --> 01:38:52,809
‫[ نیویورک، بزرگراه شمال ]

2294
01:38:57,140 --> 01:38:59,225
‫اونجا یه کافی‌شاپ هست.
‫بریم یه قهوه‌ای بخوریم

2295
01:39:00,602 --> 01:39:02,103
‫از قهوه‌ی قبلی که خوردی
‫زمان زیادی نگذشته، فرانک

2296
01:39:02,187 --> 01:39:03,563
‫نه، بریم یکی دیگه بخوریم

2297
01:39:03,647 --> 01:39:05,273
‫پاهامون رو دراز می‌کنیم،
‫یه‌کم استراحت می‌کنیم

2298
01:39:06,149 --> 01:39:08,276
‫- تا فردا صبح به اونجا نمی‌رسیم
‫- می‌رسیم

2299
01:39:08,360 --> 01:39:09,903
‫لازم نیست سر وقت اونجا باشیم

2300
01:39:09,986 --> 01:39:10,820
‫حالا که تو میگی، باشه

2301
01:39:10,904 --> 01:39:12,739
‫- مشکلی نیست
‫- باشه

2302
01:39:12,822 --> 01:39:14,949
‫آروم‌آروم، آروم‌آروم

2303
01:39:17,160 --> 01:39:19,621
‫اونجاست. جاده‌ی ۱۷.
‫از سمت راست برو

2304
01:39:19,704 --> 01:39:21,456
‫می‌بینمش، می‌بینمش

2305
01:39:21,539 --> 01:39:22,999
‫کور که نیستم

2306
01:39:24,042 --> 01:39:25,502
‫یه بهونه‌ی دیگه بهش نده

2307
01:39:26,044 --> 01:39:27,379
‫از راست برو

2308
01:39:33,151 --> 01:39:34,441
‫[ خروجی ]

2309
01:39:46,356 --> 01:39:48,191
‫نمی‌خوام زمان زیادی اونجا باشم

2310
01:39:48,900 --> 01:39:50,777
‫- جدی میگی؟
‫- بهت گفتم

2311
01:39:50,860 --> 01:39:52,987
‫می‌ریم و برمی‌گردیم.
‫سلام، خداحافظ. تموم

2312
01:39:53,071 --> 01:39:54,948
‫بهش مقام رو میدم.
‫بعدش برمی‌گردیم

2313
01:39:55,031 --> 01:39:57,033
‫- مهمونی رو برای تو و اون گرفتن
‫- ویتو رو می‌شناسم

2314
01:39:57,117 --> 01:39:59,202
‫نمی‌خوام حتی به این فکر کنه
‫که قراره بمونم

2315
01:39:59,285 --> 01:40:00,120
‫درسته

2316
01:40:00,203 --> 01:40:02,205
‫هر چقدر بیش‌تر بمونی
‫و با آدم‌های بیش‌تری حرف بزنی،

2317
01:40:02,288 --> 01:40:03,707
‫ویتو فکر می‌کنه
‫یه نقشه‌ای زیر سرته

2318
01:40:03,790 --> 01:40:05,041
‫دقیقاً. دقیقاً

2319
01:40:05,125 --> 01:40:06,668
‫می‌دونی، شما پیش هم بزرگ شدید

2320
01:40:06,751 --> 01:40:07,752
‫بچگی‌تون رو کنار هم گذروندید

2321
01:40:07,836 --> 01:40:09,421
‫- با هم دزدی کردید
‫- آره

2322
01:40:09,504 --> 01:40:10,839
‫و حالا به این سن رسیدید،

2323
01:40:10,922 --> 01:40:13,216
‫و حالا با هم دشمن شدید؟

2324
01:40:13,299 --> 01:40:16,469
‫می‌دونی، ما...
‫با هم کارهای زیادی کردیم

2325
01:40:16,553 --> 01:40:18,221
‫وقتی بچه بودید، فرق داشت

2326
01:40:18,304 --> 01:40:19,597
‫می‌دونی، به هم اعتماد داشتید

2327
01:40:19,681 --> 01:40:21,725
‫اما الان بزرگ شدید،
‫و اون به تو اعتماد نداره

2328
01:40:21,808 --> 01:40:23,643
‫- خطرناکه
‫- آره، می‌دونم

2329
01:40:23,727 --> 01:40:25,395
‫یارو روانیه

2330
01:40:27,981 --> 01:40:29,691
‫آره، و باید مراقب حرف‌هات باشی

2331
01:40:29,774 --> 01:40:31,401
‫باید مراقب باشی
‫که به چه کسایی دست میدی

2332
01:40:31,484 --> 01:40:33,153
‫باید مراقب باشی
‫که گونه‌های چه کسایی رو می‌بوسی

2333
01:40:33,695 --> 01:40:35,780
‫فکر می‌کنه یه توطئه‌ست

2334
01:40:35,864 --> 01:40:37,824
‫مشکل اونطور آدم‌هایی همینه

2335
01:40:37,907 --> 01:40:39,743
‫می‌دونی، چیزی که بهش مشکوکن

2336
01:40:39,826 --> 01:40:41,953
‫دقیقاً همون کاریه
‫که خودشون انجام میدم

2337
01:40:42,036 --> 01:40:43,329
‫و چون خودشون انجامش میدن،

2338
01:40:43,413 --> 01:40:45,123
‫فکر می‌کنن بقیه هم انجامش میدن

2339
01:40:45,206 --> 01:40:47,041
‫و باید مراقب اونطور آدم‌هایی باشی

2340
01:40:47,125 --> 01:40:48,251
‫اوهوم. درسته

2341
01:40:48,252 --> 01:40:50,848
‫[ جاده‌ی خصوصی مک‌فال ]

2342
01:40:50,920 --> 01:40:53,173
‫اونجاست. جاده‌ی مک‌فال

2343
01:40:53,256 --> 01:40:55,633
‫دیگه وقتش بود.
‫فکر کردم ردش کردیم

2344
01:41:06,770 --> 01:41:07,771
‫هی، هی، هی

2345
01:41:07,854 --> 01:41:09,856
‫آروم‌تر. آروم‌تر.
‫کجا میری؟

2346
01:41:10,398 --> 01:41:12,817
‫سریع نرو. آروم‌تر.
‫هی، هی، هی

2347
01:41:12,901 --> 01:41:14,152
‫بالا نرو. بالا نرو

2348
01:41:14,235 --> 01:41:15,236
‫چیکار می‌کنی؟

2349
01:41:16,029 --> 01:41:19,032
‫الان گیر می‌افتی.
‫الان گیر می‌کنی

2350
01:41:19,115 --> 01:41:20,450
‫وقتی ماشین رو اینطور پارک کردی

2351
01:41:20,533 --> 01:41:22,911
‫من چطور می‌خوام پیاده بشم؟
‫چیکار می‌کنی؟

2352
01:41:22,994 --> 01:41:25,038
‫برگرد عقب. برگرد

2353
01:41:25,121 --> 01:41:27,373
‫ماشین رو نگه دار،
‫پیاده می‌شیم و با پا می‌ریم

2354
01:41:27,457 --> 01:41:28,792
‫همین‌جا پارکش کن. خوبه

2355
01:41:29,834 --> 01:41:31,294
‫در رو براتون باز می‌کنم

2356
01:41:37,509 --> 01:41:39,594
‫این چه وضع پارک کردنه؟
‫چه مرگته آخه؟

2357
01:41:42,472 --> 01:41:43,389
‫ویتو

2358
01:41:44,224 --> 01:41:45,767
‫- سلام
‫- خیلی خوش‌تیپ شدی

2359
01:41:46,309 --> 01:41:48,394
‫- از دیدنت خوشحالم
‫- منم از دیدنت خوشحالم

2360
01:41:50,021 --> 01:41:51,147
‫ایشون همسر ویکیه

2361
01:41:51,940 --> 01:41:53,107
‫اینم جوزف جونیوره

2362
01:41:53,191 --> 01:41:55,193
‫سلام، جو.
‫از آشنایی باهات خوشحالم

2363
01:41:55,985 --> 01:41:57,111
‫خونه رو با سنگ درست کردم

2364
01:41:57,654 --> 01:41:59,447
‫توی زیرزمین، گره‌های کاج داریم

2365
01:41:59,531 --> 01:42:00,949
‫- اتاق پذیرایی...
‫- چی دارید؟

2366
01:42:01,032 --> 01:42:02,283
‫گره‌های کاج

2367
01:42:02,367 --> 01:42:04,786
‫- کاج گره‌دار
‫- کاج گره‌دار، درسته

2368
01:42:04,869 --> 01:42:06,454
‫عقلت رو از دست دادی؟

2369
01:42:06,996 --> 01:42:10,291
‫اتاق پذیرایی ۱۵۰ متر مربعه

2370
01:42:10,375 --> 01:42:11,292
‫خوبه

2371
01:42:11,376 --> 01:42:13,461
‫اصرار داشت که روکشش
‫از چوب کاج باشه

2372
01:42:13,545 --> 01:42:14,879
‫آره، چوب. درک می‌کنم

2373
01:42:14,963 --> 01:42:16,506
‫هی، جوزف، گِل رو نگاه کردی؟

2374
01:42:16,589 --> 01:42:17,423
‫آره، بابا

2375
01:42:17,507 --> 01:42:18,383
‫دوباره برو

2376
01:42:18,466 --> 01:42:20,260
‫نمی‌خوام کسی توی گِل گیر بکنه

2377
01:42:20,343 --> 01:42:21,803
‫می‌دونم. خشکه

2378
01:42:21,886 --> 01:42:23,513
‫امروز صبح خودم بررسیش کردم

2379
01:42:23,596 --> 01:42:26,015
‫خوبه، دوباره برو بررسیش کن.
‫مطمئن شو

2380
01:42:26,808 --> 01:42:29,143
‫اینجا باید همه‌ی کارها رو
‫خودم انجام بدم، ویتو. شرمنده

2381
01:42:29,227 --> 01:42:30,895
‫کار خوبی می‌کنه.
‫تنها راهش هم همینه

2382
01:42:32,605 --> 01:42:34,732
‫اِد، گزارش جدیدی از قاچاق مشروبات

2383
01:42:34,816 --> 01:42:36,818
‫از کانادا به نیویورک دریافت کردیم

2384
01:42:37,485 --> 01:42:39,028
‫تماس رو ردیابی کردیم

2385
01:42:39,112 --> 01:42:40,488
‫از یه باجه‌ی تلفن
‫توی دیترویت تماس گرفته

2386
01:42:40,572 --> 01:42:41,906
‫تماس‌گیرنده ناشناسه

2387
01:42:41,990 --> 01:42:42,991
‫دریافت شد

2388
01:42:43,015 --> 01:42:53,015
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫سینمافریک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

2389
01:42:57,192 --> 01:43:02,192
‫Who's Your Little ♪
‫♪ Who-Zis! - Dean Martin

2390
01:43:08,516 --> 01:43:09,684
‫کارل، کارل

2391
01:43:09,767 --> 01:43:12,186
‫همیشه قایم میشی.
‫بیا اینجا، یالا

2392
01:43:12,729 --> 01:43:14,898
‫اونقدر گنده‌ای که نمی‌تونی قایم بشی.
‫دیگه نمی‌تونی قایم بشی

2393
01:43:14,981 --> 01:43:18,394
‫به عنوان تسویه حساب برای ترتیب دادن
‫عملیات آرایشگاه علیه آلبرت

2394
01:43:18,610 --> 01:43:21,446
‫گامبینو به عنوان رئیس جدید
‫خانواده‌ی آلبرت انتخاب شد

2395
01:43:22,071 --> 01:43:24,407
‫الان اوضاع اونطوریه که باید باشه

2396
01:43:24,490 --> 01:43:26,534
‫- فرانک کجاست؟
‫- میاد

2397
01:43:26,618 --> 01:43:28,286
‫گفت نمی‌خواد خیلی زود بیاد

2398
01:43:28,369 --> 01:43:30,538
‫گفت نمی‌خواد مزاحم کاری بشه

2399
01:43:30,622 --> 01:43:31,748
‫فرانک رو که می‌شناسی

2400
01:43:31,831 --> 01:43:33,791
‫گفت: «امروز باید روز مخصوص تو باشه»

2401
01:43:34,459 --> 01:43:35,585
‫مثل یه دیپلمات

2402
01:43:35,668 --> 01:43:36,711
‫آره

2403
01:43:37,962 --> 01:43:39,255
‫امروز روز مخصوص توئه

2404
01:43:39,339 --> 01:43:40,840
‫خیلی برات خوشحالیم، ویتو

2405
01:43:42,340 --> 01:43:50,340
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

2406
01:44:03,279 --> 01:44:04,280
‫پلیس!

2407
01:44:05,239 --> 01:44:07,283
‫- چه خبره؟
‫- بابا، پلیس!

2408
01:44:07,367 --> 01:44:09,535
‫- کدوم پلیس؟ کجا؟
‫- صبر کن، چی...

2409
01:44:09,619 --> 01:44:11,579
‫جایی که ماشین‌ها پارک شدن

2410
01:44:11,663 --> 01:44:13,164
‫دارن پلاک‌ها رو یادداشت می‌کنن

2411
01:44:13,247 --> 01:44:14,582
‫چی میگی برای خودت؟

2412
01:44:14,666 --> 01:44:16,501
‫- الان دیدمشون
‫- نه!

2413
01:44:16,584 --> 01:44:17,961
‫وقتی بچه بودیم یاد گرفتیم

2414
01:44:18,044 --> 01:44:20,964
‫به محض اینکه کلمه‌ی
‫«پلیس» رو می‌شنوی، باید فرار کنی

2415
01:44:23,758 --> 01:44:25,510
‫من رو دیدن. دارن فرار می‌کنن

2416
01:44:25,593 --> 01:44:27,637
‫نمی‌دونم چرا دارن فرار می‌کنن

2417
01:44:27,720 --> 01:44:29,055
‫حتماً یه چیزی زیر سرشونه

2418
01:44:29,138 --> 01:44:30,765
‫چند تا ماشین بفرست اینجا

2419
01:44:30,848 --> 01:44:32,725
‫تا گواهینامه و مدارکشون رو بگیریم

2420
01:44:32,809 --> 01:44:35,998
‫دریافت شد، توی جاده‌ی ۱۷
‫و مک‌فال می‌بینمت

2421
01:44:36,729 --> 01:44:39,023
‫وقت خوش گذرونیه!

2422
01:44:52,203 --> 01:44:54,038
‫- یالا. بجنبید
‫- خیلی‌خب

2423
01:44:54,122 --> 01:44:55,540
‫- مشکلی برات پیش نمیاد؟
‫- آره

2424
01:44:57,236 --> 01:44:57,769
‫[ نوادا ]

2425
01:45:03,840 --> 01:45:05,133
‫لعنت بهت، جوی

2426
01:45:05,216 --> 01:45:06,676
‫برو، حرومزاده‌ی گنده‌بک

2427
01:45:07,385 --> 01:45:09,137
‫آدم لطیف بیهوده. بجنب

2428
01:45:13,391 --> 01:45:15,351
‫- در رو باز کن. بجنب
‫- سوئیچ نیستش

2429
01:45:15,435 --> 01:45:17,478
‫- یالا. فکر کن
‫- بهم استرس نده

2430
01:45:17,562 --> 01:45:18,396
‫آروم باش

2431
01:45:18,479 --> 01:45:20,023
‫گوش کن، اگه تفنگ همراهته
‫بندازش دور

2432
01:45:20,523 --> 01:45:22,108
‫- چیکار می‌کنی؟ بجنب
‫- نمی‌فهمم

2433
01:45:22,191 --> 01:45:23,484
‫از ماشین بندازش بیرون

2434
01:45:25,903 --> 01:45:27,530
‫حتماً تصادفی چیزی شده

2435
01:45:27,531 --> 01:45:28,526
‫آره

2436
01:45:28,960 --> 01:45:29,991
‫حتماً تصادف شده

2437
01:45:30,074 --> 01:45:32,201
‫از شرش خلاص شو دیگه.
‫بندازش بیرون و گازش رو بگیر

2438
01:45:55,099 --> 01:45:56,851
‫- گندش بزنن
‫- از گِل ببرش بیرون

2439
01:45:56,934 --> 01:45:57,977
‫تکون نمی‌خوره

2440
01:45:59,812 --> 01:46:01,606
‫دومین ماشین پلیس بود

2441
01:46:01,689 --> 01:46:02,899
‫صبر کن. آره، بزن کنار

2442
01:46:02,982 --> 01:46:05,902
‫ببین، «مزرعه‌ی سیب».
‫بزن کنار. بریم چند تا سیب بگیریم

2443
01:46:05,985 --> 01:46:07,403
‫- جدی میگی؟
‫- آره

2444
01:46:07,487 --> 01:46:09,322
‫تازه پاییز هم هست، فصل سیبه

2445
01:46:09,405 --> 01:46:12,781
‫بهترین سیب‌های مکینتاش
‫و سیب سبز گرنی اسمیت دنیا رو دارن

2446
01:46:12,782 --> 01:46:13,618
‫یالا، بزن کنار

2447
01:46:13,701 --> 01:46:15,036
‫- نمی‌دونستم کشاورزی
‫- آره

2448
01:46:22,168 --> 01:46:24,670
‫گواهینامه و مدارک، لطفاً

2449
01:46:25,254 --> 01:46:27,298
‫چه خبره، مامور؟
‫کسی از بانک سرقت کرده؟

2450
01:46:27,381 --> 01:46:28,800
‫خونه‌ی آقای باربرا بودید؟

2451
01:46:28,883 --> 01:46:29,926
‫اونجا دارید چیکار می‌کنید؟

2452
01:46:30,009 --> 01:46:32,345
‫می‌دونی، مجبور نیستیم
‫جواب اون سوال رو بدیم

2453
01:46:32,428 --> 01:46:34,555
‫ولی مشکلی نیست.
‫جو یه‌کم ناخوش احواله،

2454
01:46:34,639 --> 01:46:36,766
‫و ما هم اومدیم بهش سری بزنیم
‫بگیم امیدواریم زود خوب بشه

2455
01:46:36,849 --> 01:46:38,059
‫- فقط همین
‫- آره

2456
01:46:38,142 --> 01:46:40,019
‫- دیر می‌رسیم
‫- نه

2457
01:46:40,561 --> 01:46:43,106
‫نمی‌خوام دیر برسم، فرانک.
‫تو می‌خوای دیر برسی

2458
01:46:43,189 --> 01:46:45,733
‫ریچ، نمی‌تونی دیر برسی.
‫مهمونی منه

2459
01:46:45,817 --> 01:46:47,985
‫تو مهمون منی.
‫نمی‌تونی دیر برسی

2460
01:46:49,153 --> 01:46:50,571
‫سیب معمولی‌ان

2461
01:46:50,655 --> 01:46:51,656
‫می‌خوای؟

2462
01:46:51,739 --> 01:46:52,949
‫فقط لطفاً عجله کن

2463
01:46:53,032 --> 01:46:54,033
‫خیلی خوبن

2464
01:46:54,117 --> 01:46:57,537
‫کارت شناسایی نشونم بدید، لطفاً

2465
01:46:58,037 --> 01:46:59,330
‫فکر می‌کردم هیچوقت نمیگی

2466
01:47:02,125 --> 01:47:04,127
‫هیچکدومتون سوابق کیفری ندارید؟

2467
01:47:04,210 --> 01:47:06,504
‫تنها سوالی که جواب میدم
‫اینه که قدم چنده

2468
01:47:06,587 --> 01:47:07,713
‫- چنده؟
‫- ۱۸۹

2469
01:47:08,840 --> 01:47:10,800
‫روی گواهینامه نوشته ۱۷۷

2470
01:47:10,883 --> 01:47:11,926
‫باشه. دستگیرم کن

2471
01:47:17,098 --> 01:47:19,392
‫دستورات مامور رو دنبال کنید

2472
01:47:24,730 --> 01:47:26,399
‫- سلام، جناب
‫- حالتون چطوره؟

2473
01:47:26,482 --> 01:47:27,483
‫اونجا بزن کنار

2474
01:47:28,151 --> 01:47:29,652
‫هی! هی، بمون!

2475
01:47:39,370 --> 01:47:41,455
‫نزدیک جاده‌ایم، ببینید.
‫یه جاده اونجاست. یالا

2476
01:47:41,539 --> 01:47:42,373
‫باشه

2477
01:47:42,456 --> 01:47:43,624
‫شاید بتونیم تاکسی‌ای چیزی بگیریم

2478
01:47:43,708 --> 01:47:46,586
‫آره. برای یه تاکسی دست تکون بده، جو

2479
01:47:48,963 --> 01:47:50,882
‫باشه؟ خیلی‌خب؟

2480
01:47:58,890 --> 01:48:01,017
‫- اوه، حرومزاده...
‫- دستگیر شدیم

2481
01:48:01,100 --> 01:48:02,852
‫- مادرجنده
‫- این دیگه چیه؟

2482
01:48:02,935 --> 01:48:04,270
‫خدایا

2483
01:48:09,025 --> 01:48:10,193
‫بمونید همون‌جا

2484
01:48:10,276 --> 01:48:12,695
‫- چه مشکلی پیش اومده، مامور؟
‫- ما شکارچی هستیم. شکارچی‌ایم

2485
01:48:21,287 --> 01:48:23,414
‫فرانک، اینجا چه خبره؟

2486
01:48:24,165 --> 01:48:26,125
‫نگاه کن. جاده رو بستن

2487
01:48:26,209 --> 01:48:29,003
‫- آره
‫- اینجا یه اتفاقی افتاده

2488
01:48:29,754 --> 01:48:31,214
‫خب، ازش رد می‌شیم

2489
01:48:31,297 --> 01:48:32,423
‫با آرامش جلو می‌ریم

2490
01:48:33,424 --> 01:48:36,052
‫آروم‌آروم می‌ریم، می‌دونی؟

2491
01:48:36,552 --> 01:48:37,720
‫ببین

2492
01:48:38,262 --> 01:48:40,473
‫- یا مادر مقدس، فرانک، ببین
‫- آره، آره

2493
01:48:49,232 --> 01:48:50,358
‫همه‌ی رؤسا

2494
01:48:52,526 --> 01:48:53,694
‫چه خبره، فرانک؟

2495
01:48:55,154 --> 01:48:56,280
‫یا خدا، فرانک

2496
01:48:57,031 --> 01:48:58,991
‫اونا فرانک زیتو و جوی آیدا

2497
01:48:59,075 --> 01:49:00,534
‫از فیلادلفیا هستن

2498
01:49:01,118 --> 01:49:02,161
‫اونم نیک سیولاست

2499
01:49:03,412 --> 01:49:06,707
‫سانتو ترافیکنتی.
‫از هاوانا اومده

2500
01:49:12,296 --> 01:49:15,144
‫اون هوشمندانه تصمیم می‌گیره.
‫اون هوشمندانه تصمیم می‌گیره

2501
01:49:15,145 --> 01:49:16,801
‫اون هوشمندانه تصمیم می‌گیره

2502
01:49:19,303 --> 01:49:20,972
‫فرانک، اینجا چه خبره؟

2503
01:49:23,683 --> 01:49:25,184
‫نمی‌دونم

2504
01:49:27,144 --> 01:49:29,522
‫منم نمی‌دونم چی شده. آره

2505
01:49:30,648 --> 01:49:32,525
‫- فرانک، خداروشکر
‫- اینجا رو ببین

2506
01:49:32,608 --> 01:49:33,818
‫جلوی ما رو نمی‌گیرن

2507
01:49:37,405 --> 01:49:38,406
‫نگاه کن

2508
01:49:39,073 --> 01:49:40,449
‫باورم نمیشه

2509
01:49:43,703 --> 01:49:45,538
‫خداروشکر دیر رسیدیم، فرانک

2510
01:49:52,753 --> 01:49:53,879
‫نمی‌دونم، فرانک

2511
01:49:54,547 --> 01:49:56,048
‫یه جای کار می‌لنگه

2512
01:50:00,886 --> 01:50:01,887
‫فرانک...

2513
01:50:03,389 --> 01:50:04,515
‫چیکار کردی؟

2514
01:50:13,524 --> 01:50:15,443
‫اِد، دارم تماس گروهبان سالرنو رو
‫وصل می‌کنم

2515
01:50:15,526 --> 01:50:17,611
‫از نیروهای ویژه‌ی اداره‌ی پلیس نیویورک

2516
01:50:18,195 --> 01:50:19,405
‫دریافت شد

2517
01:50:19,488 --> 01:50:20,489
‫آره، کارت عالی بوده، گروهبان

2518
01:50:20,573 --> 01:50:22,199
‫چه خبر بوده؟

2519
01:50:22,283 --> 01:50:23,284
‫خودمون هم نمی‌دونیم

2520
01:50:23,367 --> 01:50:25,411
‫اصلاً نمی‌دونیم چرا فرار کردن

2521
01:50:25,494 --> 01:50:27,413
‫هر کی یه طرف می‌دوید

2522
01:50:27,496 --> 01:50:29,373
‫تبهکارهای سرار کشورن

2523
01:50:29,915 --> 01:50:31,834
‫اما ۳۶ تاشون شناسایی شدن

2524
01:50:31,917 --> 01:50:33,085
‫آره، آره، آفرین

2525
01:50:33,169 --> 01:50:36,922
‫اما یه نفر به اسم فرانک کاستلو
‫توی اون فهرست نیست؟

2526
01:50:38,007 --> 01:50:40,468
‫- فرانک کاستلو، همون کله‌گنده؟
‫- دقیقاً

2527
01:50:40,551 --> 01:50:42,470
‫- عجب
‫- اون رئیس رؤساست

2528
01:50:42,553 --> 01:50:43,596
‫حتماً اونجا بوده

2529
01:50:43,679 --> 01:50:45,306
‫احتمالاً اون جلسه رو مدیریت می‌کرده

2530
01:50:46,098 --> 01:50:48,017
‫امکان نداره اونجا نبوده باشه

2531
01:50:49,643 --> 01:50:52,021
‫شرمنده. نیست. کاستلو نداریم

2532
01:50:52,104 --> 01:50:53,773
‫گروهبان، حتماً شوخی می‌کنی

2533
01:50:53,856 --> 01:50:55,316
‫حتماً اونجاست

2534
01:50:55,399 --> 01:50:56,984
‫شاید از یه اسم دیگه استفاده می‌کنه؟

2535
01:50:57,068 --> 01:50:58,778
‫- چی بود؟
‫- کاستیلیا

2536
01:50:58,861 --> 01:51:01,572
‫کاستیلیا. یا فرانک ساوریو؟

2537
01:51:01,655 --> 01:51:02,656
‫باید اونجا باشه

2538
01:51:02,740 --> 01:51:03,991
‫ناسلامتی رئیس رؤساست

2539
01:51:04,075 --> 01:51:05,076
‫آه...

2540
01:51:06,869 --> 01:51:11,624
‫شرمنده. نه کاستیلیا هست،
‫و نه ساوریو

2541
01:51:12,333 --> 01:51:14,335
‫- چیز دیگه‌ای می‌خواید؟
‫- منطقی نیست

2542
01:51:15,878 --> 01:51:17,630
‫خیلی زود متوجه شدن

2543
01:51:17,713 --> 01:51:20,341
‫با اون همه گواهینامه و مدارک

2544
01:51:20,424 --> 01:51:21,342
‫که پلیس‌ها گرفتن،

2545
01:51:21,884 --> 01:51:23,594
‫بالاخره متوجه شدن

2546
01:51:23,677 --> 01:51:26,347
‫که مافیا یه سازمان جنایی سراسری بود

2547
01:51:26,348 --> 01:51:27,931
‫[ پلیس گردهمایی مافیا
‫در آپالاچین را خراب کرد ]

2548
01:51:27,932 --> 01:51:30,070
‫[ دستگیری ۶۲ نفر از رؤسای مافیا
‫در یورشی در شمال ]

2549
01:51:30,726 --> 01:51:33,479
‫تا اون زمان، جی. ادگار هوور، رئیس اِف‌بی‌آی،
‫[ انجمن‌های مخفی ایتالیا - مافیا وجود دارد ]

2550
01:51:34,563 --> 01:51:37,608
‫منکر سراسری بودن
‫جنایت سازمان‌یافته بود

2551
01:51:37,609 --> 01:51:40,444
‫[ مکان معروف جلسه‌ی مافیا در شمال نیویورک ]
‫اما به‌خاطر اون جریان آپالاچین،

2552
01:51:40,528 --> 01:51:42,238
‫همه‌ی جهان متوجه شدن
‫[ بررسی جرائم سازمان‌یافته آغاز خواهد شد ]

2553
01:51:42,321 --> 01:51:43,781
‫توی تمام روزنامه‌ها پخش شده بود

2554
01:51:43,864 --> 01:51:45,616
‫پس دیگه مجبور شد قبول کنه

2555
01:51:45,699 --> 01:51:47,660
‫و محاکمه‌ی همه رو شروع کرد

2556
01:51:47,743 --> 01:51:50,454
‫مثلاً دومینو همه چیز نابود شد

2557
01:51:50,455 --> 01:51:51,371
‫[ والاچی ۵ رئیس تبهکار
‫در نیویورک را نام برد ]

2558
01:51:51,372 --> 01:51:54,166
‫و من خیلی مراقب بودم.
‫هیچ اثری از خودم به جا نذاشتم

2559
01:51:56,094 --> 01:51:58,626
‫[ دو نفر دیگر در جلسه‌ی
‫دادرسی باند تبهکار زندانی شدند ]

2560
01:52:01,632 --> 01:52:04,718
‫در‍ واقع، تنها رازی که بی‌جواب می‌مونه

2561
01:52:05,594 --> 01:52:07,590
‫اینه که چطور چند تا مهاجر بی‌سواد

2562
01:52:07,591 --> 01:52:08,889
‫و بزهکار نوجوون،

2563
01:52:08,973 --> 01:52:10,933
‫که حتی انگلیسی بلد نبودن،
‫وقتی رسیدن اینجا،

2564
01:52:11,016 --> 01:52:14,148
‫تونستن یه اتحادیه‌ی
‫ملی میلیاردی بسازن

2565
01:52:14,186 --> 01:52:16,647
‫بدون اینکه پلیس‌ها
‫یا سیاستمدارها چیزی بفهمن

2566
01:52:16,730 --> 01:52:18,732
‫خب، صبر کنید، پلیس‌ها و سیاستمدارها

2567
01:52:18,816 --> 01:52:20,234
‫صد البته می‌دونستن

2568
01:52:20,317 --> 01:52:22,736
‫فقط موضوع اینه که ما بهشون رشوه دادیم
‫تا چیزی ندونن

2569
01:52:24,822 --> 01:52:25,823
‫بیا بریم. یالا

2570
01:52:29,160 --> 01:52:30,953
‫ویتو تونست چند ماهی

2571
01:52:31,036 --> 01:52:32,621
‫به عنوان رئیس رؤسا خودنمایی کنه،

2572
01:52:32,705 --> 01:52:34,005
‫قبل از اینکه پلیس فدرال دستگیرش کنه

2573
01:52:34,780 --> 01:52:35,692
‫[ جنوویزه به‌خاطر پرونده‌ی
‫مواد مخدر زندانی شد ]

2574
01:52:35,749 --> 01:52:37,209
‫ویتو به ۱۶ سال حبس محکوم شد

2575
01:52:37,293 --> 01:52:39,753
‫به‌خاطر واردات و توزیع مواد مخدر

2576
01:52:42,047 --> 01:52:45,551
‫به دلیل رسانه‌ای شدن موضوع،
‫هیچکس نتونست قسر در بره

2577
01:52:51,724 --> 01:52:54,935
‫به جز چند نفر، همه رو گرفتن

2578
01:52:55,019 --> 01:52:57,396
‫ویتو ریاست رو به وینسنت داد

2579
01:52:57,480 --> 01:53:00,399
‫اما طفلک مجبور بود
‫با حوله‌ی حموم بیاد بیرون

2580
01:53:00,483 --> 01:53:01,650
‫و وانمود کنه که دیوونه شده

2581
01:53:01,734 --> 01:53:03,861
‫تا بتونه از دست قانون فرار کنه

2582
01:53:03,944 --> 01:53:06,071
‫چون اون هم محکوم میشد

2583
01:53:06,155 --> 01:53:07,948
‫باورنکردنی بود. خب...

2584
01:53:08,032 --> 01:53:10,451
‫اون حرکت حوله پوشیدنِ مسخره
‫حدوداً ۱۰ سال جواب داد

2585
01:53:10,534 --> 01:53:12,953
‫تا این‌که بالاخره دستگیر و زندانی شد،

2586
01:53:13,037 --> 01:53:15,206
‫و توی همون زندان مُرد

2587
01:53:16,123 --> 01:53:17,958
‫حتی منم یه مدت حبس بودم
‫[ قمار باز خودش را تسلیم کرد ]

2588
01:53:18,042 --> 01:53:19,877
‫به‌خاطر فرار مالیاتی

2589
01:53:19,960 --> 01:53:21,545
‫یه دوره من رو فرستادن به آتالانتا

2590
01:53:21,629 --> 01:53:23,923
‫و ویتو هم دوران حبس به‌خاطر
‫مواد رو اونجا می‌گذروند

2591
01:53:24,465 --> 01:53:26,592
‫همه می‌دونستن که بین ما چی گذشته

2592
01:53:26,675 --> 01:53:28,886
‫زندان‌بان نمی‌خواست
‫تا وقتی ما اونجاییم

2593
01:53:28,969 --> 01:53:30,721
‫هیچ درگیری‌ای پیش بیاد، پس...

2594
01:53:31,263 --> 01:53:33,265
‫می‌ترسید چند تا آدم کله‌خراب فکر کنن

2595
01:53:33,349 --> 01:53:35,809
‫هنوز با هم درگیریم
‫و مشکل به وجود بیارن

2596
01:53:36,685 --> 01:53:38,020
‫خب، هیچ خبری نبود

2597
01:53:38,103 --> 01:53:40,022
‫ما حتی توی زندان آتالانتا کنار هم بودیم

2598
01:53:40,731 --> 01:53:42,983
‫اونجا بودیم، دو تا پیرمرد
‫که توی یه سلول نشسته بودیم

2599
01:53:43,526 --> 01:53:45,152
‫فقط برای اینکه زندان‌بان رو
‫راضی نگه داریم

2600
01:53:45,819 --> 01:53:47,071
‫ویتو می‌دونست که من
‫همه چیز رو خراب کردم

2601
01:53:47,154 --> 01:53:50,032
‫و به پلیس زنگ زدم
‫و جلسه‌ی توی آپالاچین رو لو دادم

2602
01:53:50,574 --> 01:53:51,992
‫اما خب اون موقع دیگه چه فرقی داشت؟

2603
01:53:52,076 --> 01:53:53,744
‫همه چی تموم شده بود.
‫چه کاری از دست کسی برمی‌اومد؟

2604
01:53:54,328 --> 01:53:57,039
‫درمورد دوران کودکی
‫و روزگار گذشته با هم حرف زدیم

2605
01:53:57,706 --> 01:53:58,791
‫خوب بود

2606
01:53:59,542 --> 01:54:01,168
‫خوشحالم که تونستیم حرف بزنیم

2607
01:54:04,088 --> 01:54:06,423
‫ویتو سال ۱۹۶۹ مُرد

2608
01:54:07,383 --> 01:54:10,094
‫توی بیمارستان زندان فدرال،
‫شهر اسپرینگفیلد، ایالت میزوری

2609
01:54:10,177 --> 01:54:11,554
‫نارسایی احتقانی قلب

2610
01:54:12,680 --> 01:54:13,722
‫و راستی،

2611
01:54:13,806 --> 01:54:16,892
‫وقتی آنا مُرد،
‫توی مقبره‌ی ویتو خاکش کردن

2612
01:54:17,434 --> 01:54:19,353
‫فکر کنم آنا واقعاً عاشق ویتو بود

2613
01:54:19,436 --> 01:54:22,481
‫باور کردنش سخته،
‫اما فکر کنم حقیقت داره

2614
01:54:24,400 --> 01:54:25,651
‫و بابی...

2615
01:54:26,860 --> 01:54:30,072
‫برام یکی از... همینی که اینجاست.
‫یه اِسلاید پروژکتور گرفت

2616
01:54:30,864 --> 01:54:34,702
‫اما بیش‌تر از توی خونه بودن لذت می‌برم

2617
01:54:35,578 --> 01:54:37,955
‫گل رِز پرورش میدم.
‫خیلی خوبن

2618
01:54:40,334 --> 01:54:41,615
‫[ سی و ششمین نمایشگاه سالانه‌ی باغ ]

2619
01:54:43,586 --> 01:54:46,171
‫از اسب‌ها ارزون‌ترن،
‫و بوی بهتری هم دارن

2620
01:54:47,840 --> 01:54:50,676
‫یهویی دیدم بابی توی
‫یه مسابقه اسمم رو نوشته بود

2621
01:54:51,260 --> 01:54:53,137
‫و من اول شدم

2622
01:54:53,220 --> 01:54:54,847
‫یا شاید هم بابی پول داده بود به داور

2623
01:54:54,930 --> 01:54:55,931
‫من از کجا بدونم؟

2624
01:54:56,432 --> 01:54:57,516
‫بابی درست می‌گفت

2625
01:54:57,600 --> 01:54:59,602
‫خوشحالم که شرکت کردم.
‫باحال بود

2626
01:54:59,685 --> 01:55:02,396
‫فقط آدم‌های گل‌دوست بودن.
‫نمی‌دونستن من کی‌ام

2627
01:55:03,981 --> 01:55:06,567
‫و حتی اگه می‌دونستن،
‫میشه گفت براشون مهم نبود

2628
01:55:11,864 --> 01:55:12,865
‫آره

2629
01:55:15,909 --> 01:55:18,829
‫وقتی ما رسیدیم اینجا،

2630
01:55:18,912 --> 01:55:21,498
‫بیش‌تر سرخ‌پوست‌ها رو کشته بودن،

2631
01:55:21,582 --> 01:55:24,126
‫طلاها رو برداشته بودن،
‫نفت رو هم بالا کشیده بودن

2632
01:55:24,209 --> 01:55:25,461
‫و برای ما...

2633
01:55:25,462 --> 01:55:30,549
‫فقط آمریکایی‌های تشنه، و پلیس‌ها
‫و سیاستمدارهای فاسد باقی مونده بود

2634
01:55:31,091 --> 01:55:32,509
‫ولی ما هم بیش‌ترین
‫استفاده رو ازشون کردیم

2635
01:55:35,554 --> 01:55:37,806
‫الان دیگه زمونه‌ی دیگه‌ای شده. خیلی...

2636
01:55:39,808 --> 01:55:40,851
‫و شوالیه‌های آلتو؟

2637
01:55:40,934 --> 01:55:42,186
‫خب، شوالیه‌های آلتو...

2638
01:55:44,229 --> 01:55:45,522
‫زندگی ادامه داره

2639
01:55:46,982 --> 01:55:47,983
‫همین

2640
01:55:48,007 --> 01:56:00,007
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

2641
01:56:14,434 --> 01:56:17,434
‫[ فرانک کاستلو در سن ۸۲ سالگی

2642
01:56:17,435 --> 01:56:20,435
‫در بیمارستان پزشکان در
‫‏۱۸ فوریه‌ی ۱۹۷۳ با آرامش در گذشت

2643
01:56:20,436 --> 01:56:24,088
‫همسرش در کنار بسترش بود ]
