1
00:00:34,848 --> 00:00:39,232
‫« شوالیه‌های آلتو »

2
00:00:40,265 --> 00:00:44,613
‫[ بر اساس رویدادهای واقعی ]

3
00:00:48,377 --> 00:00:53,413
‫[ نیویورک سیتی - سال ۱۹۵۷ ]

4
00:00:59,638 --> 00:01:01,871
‫- سلام، نُرول
‫- عصر بخیر، آقای کاستلو

5
00:01:01,895 --> 00:01:11,895
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

6
00:01:11,919 --> 00:01:16,919
‫ترجمه از «امیررضا»

7
00:01:18,063 --> 00:01:19,606
‫این برای توئه، فرانک

8
00:01:22,650 --> 00:01:24,110
‫این برای توئه، فرانک

9
00:01:25,610 --> 00:01:33,610
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

10
00:01:37,165 --> 00:01:39,834
‫آقای کاستلو! آقای کاستلو!

11
00:01:40,376 --> 00:01:41,753
‫الان آمبولانس خبر می‌کنم

12
00:01:46,466 --> 00:01:48,024
‫باید بیش‌تر دقت می‌کردم

13
00:01:48,025 --> 00:01:50,470
‫به جای اینکه توی کوپا تعظیم کنم
‫[ کوپاکابانا ]

14
00:01:51,638 --> 00:01:56,638
‫That Old Black ♪
‫♪ Magic - Johnnie Johnston

15
00:02:05,157 --> 00:02:06,903
‫قبل از اینکه یه تیر
‫توی سرم خالی کنن...

16
00:02:06,986 --> 00:02:10,281
‫فکر کنم هیچکس نمی‌دونست
‫که من توی جرائم سازمان‌یافته دخیلم

17
00:02:10,782 --> 00:02:15,870
‫سلاح با خودم حمل نمی‌کردم.
‫محافظ نداشتم. با تاکسی جابه‌جا می‌شدم

18
00:02:19,332 --> 00:02:22,043
‫به مدت ۳۸ سال فقط
‫با یه زن زندگی کردم

19
00:02:22,836 --> 00:02:23,836
‫و هر وقت توی روزنامه‌ها

20
00:02:23,837 --> 00:02:26,464
‫برای یه کار خیریه یا سیاسی
‫اسمم رو می‌نوشتن

21
00:02:26,548 --> 00:02:30,176
‫معمولاً به عنوان یه قمارباز حرفه‌ای
‫ازم یاد میشد

22
00:02:30,260 --> 00:02:33,346
‫مثل شخصیت‌های
‫داستان‌های «دیمون رانیون»

23
00:02:33,429 --> 00:02:35,890
‫«مردان و عروسک‌ها»
‫و اون‌جور چیزها

24
00:02:42,564 --> 00:02:44,357
‫آهنگ آخر داره اجرا میشه

25
00:02:44,440 --> 00:02:45,817
‫خوبه

26
00:02:45,900 --> 00:02:48,153
‫اما سال‌ها بعد، بهترین دوست من،

27
00:02:49,487 --> 00:02:50,697
‫بهم خیانت کرد

28
00:02:51,114 --> 00:02:53,116
‫ویتو، نمایش داره تموم میشه

29
00:03:01,499 --> 00:03:03,960
‫من و ویتو از بچگی با هم دوست بودیم

30
00:03:04,043 --> 00:03:05,670
‫شما نمی‌دونید، اما قبلاً

31
00:03:05,753 --> 00:03:08,882
‫ما دوست‌های خوب
‫و صمیمی همدیگه بودیم

32
00:03:08,965 --> 00:03:10,967
‫و هر دوتامون کلاس نهم ترک تحصیل کردیم
‫و از مدرسه‌ی عادیمون بیرون اومدیم،

33
00:03:11,050 --> 00:03:13,469
‫ترک تحصیلمون به‌خاطر خنگ بودن نبود،
‫به‌خاطر این بود که جاه‌طلب بودیم

34
00:03:13,553 --> 00:03:15,096
‫و کلاب اجتماعی «شوالیه‌های آلتو»

35
00:03:15,180 --> 00:03:16,973
‫جایی بود که توش وقتمون رو می‌گذروندیم

36
00:03:17,056 --> 00:03:18,600
‫خونه‌مون بود

37
00:03:18,683 --> 00:03:20,393
‫نمی‌خواستیم مثل پدرهامون
‫تا آخر عمر

38
00:03:20,476 --> 00:03:23,801
‫خندق بکنیم و توی
‫یه اتاق اجاره‌ای سرد زندگی کنیم

39
00:03:23,802 --> 00:03:25,273
‫نه، جناب، ما اونطور آدم‌هایی نبودیم

40
00:03:25,356 --> 00:03:29,068
‫ما توی آمریکا زندگی می‌کردیم.
‫آمریکا سرزمین رویاها و فرصت‌هاست

41
00:03:29,152 --> 00:03:31,070
‫مثل فیلم «احمق آمریکایی خوش‌تیپ»
‫و اون‌طور چیزها

42
00:03:31,154 --> 00:03:32,155
‫اما وقتی لاکی
‫[ پلیس نیویورک ]

43
00:03:32,238 --> 00:03:33,281
‫وارد دنیای سیاست شد،

44
00:03:33,364 --> 00:03:35,017
‫همه چیز عوض شد

45
00:03:35,018 --> 00:03:36,459
‫[ جمهوری‌خواه ] [ دموکرات ]

46
00:03:36,576 --> 00:03:38,661
‫مخصوصاً به از اینکه سازمان تامانی
‫متوجه شد که مهاجرهایی

47
00:03:38,745 --> 00:03:40,288
‫که قبلاً به خودشون زحمت نمی‌دادن
‫که رای بدن،

48
00:03:40,371 --> 00:03:42,373
‫در روز انتخابات طلای ناب هستن

49
00:03:42,999 --> 00:03:45,043
‫من و ویتو به ایتالیایی به همه می‌گفتیم:

50
00:03:45,126 --> 00:03:46,836
‫«به الاغ رای بدید»
‫(نماد حزب دموکرات)

51
00:03:46,837 --> 00:03:48,158
‫[ جیمز جِی واکر - نامزد شهرداری ]

52
00:03:48,254 --> 00:03:49,964
‫یادمه یه بار به ویتو گفتم:

53
00:03:50,048 --> 00:03:52,749
‫«هی، شاید بتونیم یه رستوران
‫یا یه بار راه بندازیم. نظرت چیه؟»

54
00:03:52,750 --> 00:03:54,761
‫اون گفت: «نه، خوشم نمیاد»

55
00:03:55,345 --> 00:03:56,679
‫- باید این رو در نظر بگیریم
‫- گوش کن...

56
00:03:56,763 --> 00:04:00,016
‫- شوخی نمی‌کنم
‫- من پول می‌گیریم. سرمایه‌گذاری نمی‌کنم

57
00:04:00,099 --> 00:04:02,936
‫و اون موقع اولین باری بود
‫که متوجه شدم،

58
00:04:03,019 --> 00:04:04,229
‫«طرز فکرمون مثل هم نیست»

59
00:04:06,147 --> 00:04:07,273
‫تعظیم کن

60
00:04:07,357 --> 00:04:08,858
‫اولش خیلی مطمئنم نبودم

61
00:04:08,942 --> 00:04:10,568
‫که باید تعظیم بکنم یا نه

62
00:04:10,652 --> 00:04:11,903
‫من اونطور آدمی نبودم

63
00:04:11,986 --> 00:04:13,821
‫اما بعد از یه مدتی،
‫باید اعتراف کنم که خوشم می‌اومد

64
00:04:13,905 --> 00:04:15,990
‫سرگرد! اینجا. بیاید اینجا!

65
00:04:16,074 --> 00:04:17,074
‫آقای هاولی،

66
00:04:17,075 --> 00:04:19,244
‫به عنوان رئیس انجمن تجار خیابان پنجم،

67
00:04:19,327 --> 00:04:20,620
‫نظرتون راجع به کار
‫با فرانک کاستلو چیه؟

68
00:04:20,703 --> 00:04:21,829
‫فقط می‌تونم بگم امیدوارم

69
00:04:21,913 --> 00:04:23,206
‫توی تمام مراسم‌های خیریه‌مون

70
00:04:23,289 --> 00:04:24,457
‫فرانک کاستلو حمایت‌مون کنه

71
00:04:24,540 --> 00:04:26,042
‫تو با جین و لوئیس برو،

72
00:04:26,125 --> 00:04:27,502
‫توی رستوران می‌بینمتون

73
00:04:27,585 --> 00:04:28,878
‫باید برم خونه چند تا کار انجام بدم

74
00:04:28,962 --> 00:04:30,922
‫باشه. عزیزم، دیر نیایی

75
00:04:31,005 --> 00:04:32,590
‫مراسم دوست‌داشتنی‌ای بود،

76
00:04:32,674 --> 00:04:34,592
‫و تا حالا این همه قاضی
‫یک‌جا ندیده بودم

77
00:04:34,676 --> 00:04:36,052
‫دیر نمیام

78
00:04:36,135 --> 00:04:37,053
‫آدم‌های خیلی باحالی نیستن

79
00:04:37,136 --> 00:04:38,304
‫مشکلی برات پیش نمیاد

80
00:04:41,724 --> 00:04:43,726
‫بعضی‌وقت‌ها فراموش می‌کردم

81
00:04:43,810 --> 00:04:45,478
‫که یه کسب‌وکارِ میلیارد دلاریِ
‫معمولی رو مدیریت نمی‌کنم

82
00:04:45,561 --> 00:04:48,231
‫در واقع، توی فکر این بودم
‫که بذارمش کنار، اما...

83
00:04:49,440 --> 00:04:50,984
‫انتظار چنین اتفاقی رو نداشتم

84
00:04:52,110 --> 00:04:55,488
‫دکتر رابرتس،
‫با خط داخلی ۱۶ تماس بگیرید

85
00:04:55,571 --> 00:04:59,284
‫دکتر رابرتس،
‫لطفاً با خط داخلی ۱۶ تماس بگیرید

86
00:05:01,619 --> 00:05:03,538
‫آقای کاستلو، مرد خوش‌شانسی هستید

87
00:05:03,621 --> 00:05:06,291
‫گلوله پوست سرتون رو
‫درست بالا گوش راست‌تون پاره کرده،

88
00:05:06,374 --> 00:05:08,501
‫ولی به جای نفوذ به جمجمه،

89
00:05:08,584 --> 00:05:11,045
‫به طرز معجزه‌آسایی دور سرتون چرخیده

90
00:05:11,129 --> 00:05:13,172
‫و نزدیک گوش چپ خارج شده

91
00:05:13,673 --> 00:05:15,925
‫به مدت چند روز سردرد
‫و فراموشی رو تجربه می‌کنید،

92
00:05:16,009 --> 00:05:16,968
‫اما مشکل خاصی نیست

93
00:05:17,051 --> 00:05:18,303
‫ممنون، دکتر

94
00:05:21,180 --> 00:05:22,724
‫نمی‌خواستم بیایی اینجا

95
00:05:24,017 --> 00:05:25,643
‫همیشه اون کاری
‫که می‌خوای رو انجام نمیدم

96
00:05:25,727 --> 00:05:27,103
‫می‌دونم، می‌دونم...

97
00:05:27,186 --> 00:05:29,063
‫شنیدی چی گفت. مشکل خاصی نیست،
‫همه چیز خوبه

98
00:05:29,522 --> 00:05:30,940
‫الان چی میشه؟

99
00:05:31,357 --> 00:05:32,650
‫هیچی

100
00:05:33,526 --> 00:05:35,278
‫پیغامش رو متوجه شدم

101
00:05:35,945 --> 00:05:37,071
‫همین

102
00:05:38,281 --> 00:05:40,283
‫دیگه بسمه. تمومه

103
00:05:41,200 --> 00:05:42,452
‫تمومه؟

104
00:05:45,038 --> 00:05:46,414
‫می‌دونم باید چیکار کنم

105
00:05:46,497 --> 00:05:47,915
‫چی... یعنی چی؟

106
00:05:48,916 --> 00:05:51,169
‫حرف‌هات رو نمی‌فهمم

107
00:05:51,586 --> 00:05:53,838
‫برو خونه. توی خونه می‌بینمت، باشه؟

108
00:05:53,921 --> 00:05:55,214
‫باشه، عزیزم

109
00:05:55,298 --> 00:05:56,341
‫خیلی‌خب

110
00:05:57,633 --> 00:05:58,885
‫خدمه‌ی بیمارستان،

111
00:05:58,968 --> 00:06:00,803
‫لطفاً به سالن تجاری مراجعه کنید

112
00:06:00,887 --> 00:06:03,806
‫میشه لطفاً تمامی خدمه
‫به سالن تجاری مراجعه کنن؟

113
00:06:19,572 --> 00:06:21,491
‫بفرمایید داخل

114
00:06:24,911 --> 00:06:27,955
‫آقای کاستلو، من کاراگاه سالرنو هستم

115
00:06:28,039 --> 00:06:29,457
‫ایشون هم کاراگاه جیم مالینز هستن

116
00:06:29,540 --> 00:06:31,501
‫حتماً آدمی که بهت شلیک کرده رو دیدی

117
00:06:47,934 --> 00:06:49,727
‫اسمت رو صدا زده، فرانک

118
00:06:49,811 --> 00:06:52,563
‫باشه، آره، نه، صدا زده،
‫درسته. اما من چرخیدم

119
00:06:52,647 --> 00:06:55,817
‫و وقتی چرخیدم،
‫تیر خوردم و افتادم

120
00:06:55,900 --> 00:06:57,944
‫افتادم روی زمین، و وقتی...

121
00:06:58,027 --> 00:07:01,364
‫چشمم بهش افتاد،
‫رسیده بود به در خروجی

122
00:07:02,073 --> 00:07:03,074
‫چی شد؟

123
00:07:03,825 --> 00:07:05,326
‫فرار کردی

124
00:07:05,410 --> 00:07:06,702
‫فقط می‌خواستی یه کار بکنی،
‫ولی فرار کردی

125
00:07:06,786 --> 00:07:08,246
‫نه. اون اتفاق نیُفتاد

126
00:07:08,329 --> 00:07:09,705
‫پس چی شد؟

127
00:07:09,789 --> 00:07:11,416
‫فقط می‌خواستی کارش رو تموم کنی

128
00:07:11,499 --> 00:07:13,626
‫باید کاری که شروع کردی رو تموم کنی

129
00:07:13,709 --> 00:07:15,545
‫باید اون کار رو بکنی، وینسنت

130
00:07:15,628 --> 00:07:17,088
‫کارش رو تموم کردم.
‫فقط ۶۰ سانت باهاش فاصله داشتم

131
00:07:17,171 --> 00:07:18,798
‫گلوله‌ی لامصب کمونه کرده

132
00:07:18,881 --> 00:07:21,104
‫می‌دونی که این پایان ماجرا نبوده.
‫اون آدم‌ها دوباره میان سراغت

133
00:07:21,105 --> 00:07:22,135
‫این رو می‌دونی، درسته؟

134
00:07:22,218 --> 00:07:23,636
‫خب، نمی‌دونم...

135
00:07:23,719 --> 00:07:25,388
‫من دشمنی ندارم،
‫البته تا جایی که خودم خبر دارم

136
00:07:25,471 --> 00:07:27,296
‫من خیلی...

137
00:07:27,297 --> 00:07:29,809
‫- می‌دونم باورتون نمیشه
‫- کاش من می‌تونستم اون حرف رو بزنم

138
00:07:29,892 --> 00:07:31,853
‫باید با یه تفنگ بادی یا آب‌پاش می‌زدیش

139
00:07:31,936 --> 00:07:34,397
‫- چه مرگته؟
‫- نمی‌خواستم سروصدا کنم

140
00:07:34,480 --> 00:07:36,941
‫سروصدا؟ خب لامصب یه تفنگه.
‫چی میگی برای خودت؟

141
00:07:37,024 --> 00:07:39,277
‫- اما خیلی نزدیکش بودم
‫- یه تفنگه

142
00:07:39,360 --> 00:07:41,487
‫باید سروصدا ایجاد کنه.
‫احمقی یا چی؟

143
00:07:41,571 --> 00:07:43,030
‫برای اینکه مطمئن بشم
‫اسمش رو صدا زدم

144
00:07:43,114 --> 00:07:44,740
‫اسمش رو صدا زدی؟ که چی؟
‫اصلاً چه فایده‌ای داره؟

145
00:07:44,824 --> 00:07:46,659
‫این چیه، فرانک؟

146
00:07:46,742 --> 00:07:49,704
‫- اون چیه؟ تو الان...
‫- تاریخش برای هفته‌ی گذشته‌ست

147
00:07:49,787 --> 00:07:53,666
‫نوشته: «سود خالص کازینو.
‫بعد از کسر بدهی‌ها: ۴۳۴ هزار دلار»

148
00:07:53,749 --> 00:07:55,877
‫- پول خیلی زیادیه
‫- فرانک، یه کازینو داری؟

149
00:07:56,294 --> 00:07:57,920
‫کازینوت کجاست؟
‫توی لاس وگاسه؟

150
00:07:58,004 --> 00:08:00,131
‫نمی‌دونم راجع به چی حرف می‌زنید
‫و اصلاً اون برگه چیه

151
00:08:00,214 --> 00:08:02,967
‫...وقتی به سر یکی شلیک می‌کنی،
‫خب فکر می‌کنی طرف می‌میره

152
00:08:03,050 --> 00:08:05,553
‫فکر نمی‌کنی طرف مُرده.
‫شلیکت الکی بوده

153
00:08:05,636 --> 00:08:07,889
‫دیدی که طرف افتاده؟
‫یعنی مُرده؟ نه

154
00:08:07,972 --> 00:08:09,432
‫باید بری نگاه کنی ببینی مُرده یا نه

155
00:08:09,515 --> 00:08:11,309
‫باید چند بار دیگه هم بهش شلیک کنی

156
00:08:11,392 --> 00:08:12,935
‫اول شلیک می‌کنی،
‫بعداً سوال می‌پرسی،

157
00:08:13,019 --> 00:08:15,354
‫- اما مطمئن میشی که مُرده
‫- فکر می‌کردم مُرده

158
00:08:15,438 --> 00:08:18,691
‫خب نمرده. نمرده.
‫حدس بزن چی شده؟ نمرده

159
00:08:18,774 --> 00:08:21,152
‫نمی‌دونستم شما قانوناً می‌تونید...

160
00:08:21,235 --> 00:08:23,029
‫بدون هیچ حکمی...

161
00:08:23,112 --> 00:08:24,739
‫اونطوری دست بکنید توی جیب من
‫و یه چیزی بردارید

162
00:08:24,822 --> 00:08:26,449
‫ندیدی از روی زمین برداشتمش؟

163
00:08:26,532 --> 00:08:28,451
‫- حتماً افتاده روی زمین
‫- نه، ندیدم

164
00:08:28,534 --> 00:08:29,869
‫- فرانک...
‫- اون اتفاق افتاده؟

165
00:08:29,952 --> 00:08:31,746
‫...بهتره بگی ماجرا چیه

166
00:08:31,829 --> 00:08:33,289
‫چه خبره، فرانک؟

167
00:08:33,372 --> 00:08:34,832
‫من و تو هر دو می‌دونیم
‫که تو می‌دونی کار کی بوده

168
00:08:34,916 --> 00:08:36,626
‫اگه می‌دونید، پس برید سراغ اونا

169
00:08:36,709 --> 00:08:38,211
‫چون من نمی‌شناسمشون

170
00:08:38,294 --> 00:08:40,922
‫آخه... داشت از سرش بیرون می‌اومد

171
00:08:41,005 --> 00:08:42,924
‫خب باید هم بیاد بیرون

172
00:08:43,007 --> 00:08:44,926
‫وقتی به سر یه نفر شلیک می‌کنی،
‫خب فکر می‌کنی مُرده

173
00:08:45,009 --> 00:08:46,302
‫باید دوباره بهش شلیک کنی

174
00:08:46,385 --> 00:08:47,803
‫- بیخیال
‫- لعنتی

175
00:08:47,887 --> 00:08:49,555
‫خب، مشخصاً یه شاهد می‌خوایم، درسته؟

176
00:08:49,639 --> 00:08:51,307
‫تو قربانی هستی.
‫به سرت شلیک کردن

177
00:08:51,390 --> 00:08:54,727
‫فرانک، حتماً طرف رو دیدی.
‫فقط باید یه اسم بهمون بگی، فرانک

178
00:08:54,810 --> 00:08:58,022
‫در آسانسور... داشت باز میشد، و من...

179
00:08:58,105 --> 00:08:59,440
‫خون زیادی همه‌جا بود

180
00:08:59,524 --> 00:09:01,067
‫من از کجا می‌دونستم
‫چه اتفاقی قرار بیُفته؟

181
00:09:01,150 --> 00:09:03,152
‫باید از اینجا بری.
‫بری مخفی بشی

182
00:09:03,236 --> 00:09:05,530
‫یه مدت آفتابی نشو.
‫می‌دونی باید چیکار کنی

183
00:09:06,405 --> 00:09:08,032
‫قایم شو

184
00:09:08,533 --> 00:09:09,992
‫رفقا، دوست دارم کمک‌تون کنم،

185
00:09:10,076 --> 00:09:12,078
‫اما نمی‌تونم، چون نمی‌دونم کی...

186
00:09:12,161 --> 00:09:13,788
‫چیزی ندیدم

187
00:09:13,871 --> 00:09:16,082
‫چهره‌ی طرف رو ندیدم...
‫نامشخص بود

188
00:09:16,165 --> 00:09:19,335
‫اطلاعات بیش‌تری ندارم...
‫شرمنده، می‌دونید؟

189
00:09:19,418 --> 00:09:20,962
‫نمی‌دونم چی بهتون بگم

190
00:09:22,296 --> 00:09:24,215
‫نمی‌خواید برم بیمارستان؟

191
00:09:24,298 --> 00:09:25,967
‫- یالا. بجنب
‫- برم دوباره بهش شلیک کنم؟

192
00:09:26,050 --> 00:09:27,260
‫اینقدر آدم بی‌شعوری نباش

193
00:09:27,343 --> 00:09:29,011
‫باورم نمیشه الان گفت

194
00:09:29,095 --> 00:09:30,972
‫می‌خواد بره بیمارستان
‫و بهش شلیک کنه

195
00:09:31,055 --> 00:09:32,682
‫این بچه چه مرگشه؟

196
00:09:32,765 --> 00:09:34,642
‫چی، بار بعدی باید
‫یه راکت‌اندازِ بازوکا بهش بدیم؟

197
00:09:34,725 --> 00:09:36,310
‫- نمی‌فهمم
‫- کی اهمیت میده؟

198
00:09:36,394 --> 00:09:37,937
‫اون همه تمرین کرد.
‫برای کی مهمه؟

199
00:09:38,020 --> 00:09:39,939
‫رفت شمال شهر
‫و اون همه تمرین کرد

200
00:09:40,022 --> 00:09:41,941
‫بهم می‌گفت: «دارم تمرین می‌کنم،
‫دارم شلیک می‌کنم...»

201
00:09:42,024 --> 00:09:43,568
‫خب چی شد؟
‫هیچ غلطی نکردی که

202
00:09:46,988 --> 00:09:48,781
‫اگه اجازه هست دوست دارم
‫با وکیلم تماس بگیرم

203
00:09:48,864 --> 00:09:50,658
‫آره، برو. راحت باش

204
00:09:50,741 --> 00:09:51,993
‫خیلی‌خب

205
00:10:03,671 --> 00:10:05,715
‫فرانک کاستلو، رئیس مشهور
‫باندهای تبهکاری شهر

206
00:10:05,798 --> 00:10:07,842
‫و یه کله‌گنده‌ی سیاسی
‫که توی شهر

207
00:10:07,925 --> 00:10:09,510
‫به عنوان «نخست وزیر»
‫دنیای تبهکاری شناخته میشه...

208
00:10:09,594 --> 00:10:11,137
‫- چطور همه چیز خراب شد؟
‫- ...از یه سوءقصد جون سالم به در برد

209
00:10:11,220 --> 00:10:13,723
‫زمانی که داشته وارد آپارتمان لاکچریش
‫در سنترال پارک وست می‌شده

210
00:10:14,140 --> 00:10:16,475
‫پلیس میگه مرد مسلح، که از یه هفت تیر
‫با کالیبر ۳۲ استفاده می‌کرده،

211
00:10:16,559 --> 00:10:19,604
‫و حدوداً ۲۵ سال سن داشته با یه ماشین سدان
‫که راننده داشته فرار کرده

212
00:10:48,674 --> 00:10:50,051
‫پلیس نگرانه

213
00:10:50,134 --> 00:10:51,761
‫که شاید این تلاش نافرجام
‫برای کشتن کاستلو

214
00:10:51,844 --> 00:10:54,055
‫ممکنه نشونه‌ای از رقابت
‫توی محافل جرائم سازمان‌یافته باشه

215
00:10:54,138 --> 00:10:55,473
‫می‌دونیم که بین موکل تو

216
00:10:55,556 --> 00:10:57,016
‫و ویتو جنوویزه مشکلاتی وجود داره

217
00:10:57,099 --> 00:10:58,976
‫فرانک، چندین ساله که چنین شایعاتی
‫همه‌جا پخش شده

218
00:10:59,060 --> 00:11:00,811
‫پسرها و دخترها،
‫بذارید یه چیزی رو بهتون بگم

219
00:11:00,895 --> 00:11:02,688
‫من اینجا توی لیندیز هستم،
‫و این چیزی نیست

220
00:11:02,772 --> 00:11:05,483
‫که بشه با کیک پنیر
‫و شیرینی بلینتز ازش گذشت

221
00:11:05,566 --> 00:11:07,026
‫آقایون، لازمه بهتون یادآوری کنم

222
00:11:07,109 --> 00:11:09,070
‫که آقای کاستلو قربانی این ماجرا هستن؟

223
00:11:09,153 --> 00:11:11,155
‫اون کسیه که بهش شلیک کردن، ‌خیلی‌خب؟

224
00:11:11,238 --> 00:11:14,325
‫پس اگه نمی‌خواید قربانی رو
‫به انجام جرم‌وجنایت متهم کنید،

225
00:11:14,408 --> 00:11:16,035
‫به نظرم دیگه کارمون تمومه

226
00:11:16,118 --> 00:11:17,745
‫هی، فرانک، به نظرت کار کی بوده؟

227
00:11:17,828 --> 00:11:19,330
‫می‌تونم بگم که مقامات خیلی نگرانن

228
00:11:19,413 --> 00:11:22,083
‫که ممکنه سوءقصد به جون کاستلو

229
00:11:22,166 --> 00:11:23,751
‫منجر به یه درگیری
‫خونین مافیایی بشه

230
00:11:23,834 --> 00:11:25,086
‫که چندین ساله توی این شهر
‫شاهدش نبودیم

231
00:11:25,169 --> 00:11:26,629
‫هی، فرانک!

232
00:11:26,712 --> 00:11:27,713
‫می‌دونم باعث شده شهرداری

233
00:11:27,797 --> 00:11:29,090
‫و سرگرد پلیس

234
00:11:29,173 --> 00:11:32,093
‫در ساختمان پلیس به شدت نگران بشن

235
00:11:32,176 --> 00:11:33,928
‫من ویکتور ریزل هستم

236
00:11:38,182 --> 00:11:41,102
‫- آقای کاستلو!
‫- اینجا رو ببین، فرانک!

237
00:11:41,185 --> 00:11:42,478
‫فرانک! فراک، اینجا

238
00:11:42,561 --> 00:11:43,896
‫منتظرم بمون

239
00:11:43,979 --> 00:11:46,232
‫فرانک، یه لطفی بهم بکن.
‫هیچی نگو، باشه؟

240
00:11:46,315 --> 00:11:47,817
‫نظرت چیه، فرانک؟

241
00:11:48,275 --> 00:11:50,569
‫هی، هی، هی.
‫برید عقب. هی، هی

242
00:11:53,864 --> 00:11:56,409
‫فعلاً هیچ نظری نداریم.
‫نظری نداریم

243
00:11:56,492 --> 00:11:58,744
‫لطفاً تا حال آقای کاستلو بهتر میشه

244
00:11:58,828 --> 00:12:00,913
‫به حریم شخصی‌شون بذارید، باشه؟

245
00:12:00,996 --> 00:12:02,915
‫یالا پسرها.
‫یه امشب رو بذارید استراحت کنیم،

246
00:12:23,935 --> 00:12:24,935
‫[ پنت هاوس ]

247
00:12:50,004 --> 00:12:51,297
‫بیا بریم

248
00:12:52,548 --> 00:12:54,467
‫الان دیگه چه فایده‌ای داره؟

249
00:12:54,884 --> 00:12:56,010
‫خیلی فایده داره

250
00:12:56,469 --> 00:13:01,891
‫شام رو توی رم می‌خوریم. هوم؟

251
00:13:01,974 --> 00:13:04,810
‫من فقط... می‌دونی... می‌خوام...

252
00:13:04,894 --> 00:13:07,646
‫- به هر حال باید برگردیم
‫- چرا؟ چرا؟

253
00:13:07,730 --> 00:13:10,357
‫- چون من...
‫- نه، فقط من و توییم

254
00:13:10,441 --> 00:13:11,776
‫قرارمون همین بود

255
00:13:12,651 --> 00:13:14,612
‫ما خانواده‌ی مستقلی هستیم

256
00:13:15,154 --> 00:13:16,697
‫می‌تونیم هر جایی
‫که می‌خوایم زندگی کنیم

257
00:13:17,782 --> 00:13:20,659
‫درست میگی، می‌دونم.
‫اما باید همین‌جا تمومش کنم

258
00:13:20,743 --> 00:13:22,536
‫باید این ماجرا رو تموم کنم

259
00:13:22,620 --> 00:13:25,080
‫باید باهاش سروکله بزنم.
‫من... باید...

260
00:13:25,164 --> 00:13:27,041
‫باید بفهمم می‌خوام چیکار کنم

261
00:13:27,124 --> 00:13:29,585
‫بهم قول دادی.
‫گفتی خانواده‌ی مستقلی هستیم

262
00:13:29,668 --> 00:13:32,880
‫و من و تو و سگ‌ها می‌تونیم...
‫می‌تونیم هر جایی خواستیم زندگی کنیم

263
00:13:32,963 --> 00:13:34,256
‫اون کار رو می‌کنیم

264
00:13:34,965 --> 00:13:37,426
‫تصمیمم رو گرفتم، بعد از این کار،
‫دیگه تمومش می‌کنم

265
00:13:37,510 --> 00:13:39,178
‫اما اول باید این قضیه رو حل کنم

266
00:13:39,261 --> 00:13:41,680
‫باید مطمئن بشم که قبل از رفتنمون
‫همه چیز مرتبه،

267
00:13:41,764 --> 00:13:44,642
‫و بعدش می‌ریم. من دیگه کنار می‌کشم،
‫تمومه. دیگه بسمه

268
00:13:46,894 --> 00:13:48,854
‫اما الان نگرانم.
‫باید این ماجرا رو تموم کنم

269
00:13:48,938 --> 00:13:51,357
‫ممکنه بار بعدی این‌قدر
‫خوش‌شانس نباشیم

270
00:13:52,900 --> 00:13:55,194
‫اگه بابی رو نداشتم،

271
00:13:55,277 --> 00:13:58,113
‫احتمالاً اصلاً از محله خارج نمی‌شدم

272
00:13:58,781 --> 00:14:00,658
‫هیچکس از محله خارج نمیشد

273
00:14:01,158 --> 00:14:04,912
‫همه اونجا احساس امنیت
‫و راحتی می‌کردیم

274
00:14:05,621 --> 00:14:07,414
‫هوای همدیگه رو داشتیم

275
00:14:08,457 --> 00:14:11,377
‫بابی بهمون نشون داد
‫که به جز مرکز شهر،

276
00:14:11,460 --> 00:14:14,880
‫کلاب و بقیه‌ی چیزها،
‫این شهر بخش‌های دیگه‌ای هم داره

277
00:14:16,215 --> 00:14:17,842
‫اون همه خاطره

278
00:14:19,093 --> 00:14:21,303
‫برای عروسی یه منطقه‌ی بی‌طرف
‫انتخاب کردیم

279
00:14:21,387 --> 00:14:23,222
‫چون پدر و مادرش فکر می‌کردن

280
00:14:23,305 --> 00:14:26,016
‫که دختر ۱۷ ساله‌شون،
‫لورتا گایگرمن،

281
00:14:26,100 --> 00:14:28,936
‫نباید با یه تبهکار ایتالیایی ازدواج کنه

282
00:14:29,019 --> 00:14:31,146
‫و پدر و مادر من درک نمی‌کردن

283
00:14:31,230 --> 00:14:34,024
‫که چرا به جای یه دختر پرمدعای یهودی،

284
00:14:34,108 --> 00:14:36,360
‫داشتم با یه دختر لطیف ایتالیایی
‫ازدواج می‌کردم، می‌دونید

285
00:14:37,945 --> 00:14:40,489
‫چرا اون همیشه همراهته؟

286
00:14:41,031 --> 00:14:42,408
‫کاش همیشه تفنگ باهات نبود

287
00:14:42,491 --> 00:14:44,869
‫می‌دونی، اگه بگیرنت،
‫‏۵ سال زندانی میشی

288
00:14:44,952 --> 00:14:46,871
‫هیچکس من رو نمی‌گیره

289
00:14:47,496 --> 00:14:48,873
‫من که گرفتمت

290
00:14:49,748 --> 00:14:51,500
‫آره، خب، چون خودم بوسیدمت

291
00:14:52,418 --> 00:14:54,712
‫ولی پلیس‌ها رو نمی‌بوسم

292
00:15:03,637 --> 00:15:05,556
‫با اتهام حمل سلاح دستگیر شدم
‫[ هزینه‌ی سند ازدواج: ۱ دلار ]

293
00:15:05,639 --> 00:15:06,891
‫درست بعد از عروسی

294
00:15:06,974 --> 00:15:08,893
‫بقیه‌ی ماه‌عسل رو توی زندان بودم
‫[ شوالیه‌های آلتو ]

295
00:15:10,227 --> 00:15:12,062
‫بعد از اون دیگه هیچ سلاحی حمل نکردم

296
00:15:12,146 --> 00:15:16,066
‫قاضی تامانی من رو به ۱۱ ماه حبس
‫توی جزیره‌ی «وِلفر» محکوم کرد

297
00:15:16,150 --> 00:15:17,443
‫و اونجا با مردی هم‌سلول شدم

298
00:15:17,526 --> 00:15:20,738
‫که توی تقلب توی مسابقات
‫جهانی بیسبال ۱۹۱۹ همکاری کرده بود
‫[ سینسیناتی رِدز، قهرمان جهان سال ۱۹۱۹ ]

299
00:15:20,821 --> 00:15:22,865
‫گفت همه توی کشور

300
00:15:22,948 --> 00:15:24,408
‫می‌تونن هر چقدر
‫می‌خوان مشروب بخورن،

301
00:15:24,491 --> 00:15:26,660
‫اما کسی نمی‌تونست مشروب بفروشه

302
00:15:28,662 --> 00:15:30,164
‫باورم نمیشد همچین قانونی هست

303
00:15:35,878 --> 00:15:37,546
‫برای من، ممنوعیت الکل

304
00:15:37,630 --> 00:15:38,547
‫یه سرزمین ناشناخته بود

305
00:15:38,631 --> 00:15:40,382
‫خدا آمریکا رو حفظ کنه

306
00:15:47,640 --> 00:15:52,353
‫♪ Bessie Smith - Me and My Gin ♪

307
00:15:52,354 --> 00:15:54,813
‫ممنوعیت الکل قانونی بود
‫که هیچکس نمی‌خواست ازش پیروی کنه
‫[ در این مکان مشروب فروخته نمی‌شود ]

308
00:15:54,897 --> 00:15:56,023
‫و هیچکس نمی‌خواست اعمالش کنه،

309
00:15:56,106 --> 00:15:57,816
‫و برای من عالی بود

310
00:16:00,616 --> 00:16:01,616
‫[ مشروبات مست‌کننده مجاز نیست ]

311
00:16:11,914 --> 00:16:13,832
‫وقتی دکتر گفت که بچه‌دار شدن

312
00:16:13,916 --> 00:16:14,959
‫ممکنه جون بابی رو توی خطر بندازه،

313
00:16:15,042 --> 00:16:17,336
‫کسب‌وکارم تبدیل به خانواده‌م شد

314
00:16:17,711 --> 00:16:19,213
‫در طول دوران ممنوعیت مشروب

315
00:16:19,296 --> 00:16:21,632
‫سیاستمدارها و پلیس‌ها رو
‫شریک خودم کردم

316
00:16:23,592 --> 00:16:26,095
‫مشروب‌فروشی‌ها رو
‫تبدیل به کلاب کردم،

317
00:16:27,513 --> 00:16:29,556
‫و قماربازی‌های خیابانی رو
‫تبدیل به کازینو کردم

318
00:16:29,640 --> 00:16:32,101
‫بهترین اسکاچِ وارداتی موجود رو

319
00:16:32,184 --> 00:16:33,852
‫به طبقه‌ی مرفه عرضه می‌کردم

320
00:16:34,478 --> 00:16:38,482
‫سال ۱۹۳۷ که لاکی دستگیر شد،
‫ویتو رئیس رؤسا شد

321
00:16:39,149 --> 00:16:41,944
‫متاسفانه، ویتو هم درگیر
‫یه پرونده‌ی قتل دو انسان شد،

322
00:16:42,027 --> 00:16:44,196
‫و مسئولیت همه چیز رو به من سپرد

323
00:16:44,279 --> 00:16:46,532
‫و تصمیم گرفت از کشور خارج بشه

324
00:16:47,366 --> 00:16:50,035
‫اونطوری می‌خواست
‫با هیئت منصفه روبه‌رو نشه،

325
00:16:50,119 --> 00:16:52,037
‫پس قبل از اینکه راهی ایتالیا بشه

326
00:16:52,121 --> 00:16:54,206
‫روی کشتی یه مهمونی سفر بخیر
‫براش گرفتیم

327
00:16:54,915 --> 00:16:58,210
‫و من یهویی رئیس رؤسا شدم

328
00:16:58,293 --> 00:17:00,254
‫توی این مهمونی، اون به همه گفت

329
00:17:00,337 --> 00:17:02,631
‫تا وقتی که برگرده من رئیسم

330
00:17:02,715 --> 00:17:03,757
‫چون می‌دونست...

331
00:17:03,841 --> 00:17:05,884
‫که می‌تونه به من اعتماد کنه

332
00:17:05,968 --> 00:17:07,636
‫و من ازش دزدی نمی‌کنم

333
00:17:07,720 --> 00:17:09,054
‫و درست هم فکر می‌کرد

334
00:17:09,138 --> 00:17:10,764
‫من هیچوقت اون کار رو نمی‌کنم

335
00:17:11,890 --> 00:17:13,934
‫اما جنگ جهانی دوم شروع شد،
‫[ جنگ! ]

336
00:17:14,018 --> 00:17:16,020
‫و چندین سال توی ایتالیا گیر افتاد

337
00:17:19,344 --> 00:17:20,344
‫[ ژاپن تسلیم می‌شود! ]

338
00:17:21,844 --> 00:17:29,844
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

339
00:17:31,368 --> 00:17:34,038
‫وقتی موفق شد برگرده،
‫تمام دنیا تغییر کرده بود

340
00:17:37,583 --> 00:17:39,001
‫آقای جینوویزه

341
00:17:39,543 --> 00:17:41,295
‫در طول زندگی‌تون،

342
00:17:41,378 --> 00:17:44,089
‫از جمله سال‌هایی که خارج
‫از کشور یک فراری بودید،

343
00:17:44,590 --> 00:17:47,926
‫تمامی کسانی که می‌خواستن علیه‌تون
‫شهادت بدن یا مُردن، یا ناپدید شدن

344
00:17:48,010 --> 00:17:50,054
‫و اخیراً، همین هفته‌ی گذشته،

345
00:17:50,137 --> 00:17:53,932
‫یه شاهد که تحت بازداشت محافظتی
‫همین دادگاه بود

346
00:17:54,016 --> 00:17:55,642
‫بعد از خوردن یه لیوان قهوه مُرد

347
00:17:55,726 --> 00:17:58,604
‫اونقدر مرگ موش توش ریخته شده بود
‫که برای کشتن ۸ تا اسب کافی بود

348
00:17:58,687 --> 00:18:00,564
‫نمی‌تونم به جای هیئت منصفه حرف بزنم،

349
00:18:00,647 --> 00:18:03,317
‫اما با خوشحالی حاضرم شما رو
‫به مرگ با صندلی برقی محکوم کنم

350
00:18:04,485 --> 00:18:05,569
‫اگه بتونم

351
00:18:06,945 --> 00:18:08,614
‫پرونده بسته شد

352
00:18:11,533 --> 00:18:12,576
‫ویتو

353
00:18:13,202 --> 00:18:14,787
‫سلام. به خونه خوش اومدی

354
00:18:15,370 --> 00:18:17,122
‫وقتی ویتو توی اون پرونده تبرئه شد،

355
00:18:17,206 --> 00:18:20,167
‫رؤسا توی «شوالیه‌های آلتو»
‫یه مهمونی براش گرفتن

356
00:18:21,043 --> 00:18:23,796
‫همه اونجا بودن.
‫حتی ریچی بویاردو،

357
00:18:23,879 --> 00:18:25,672
‫رئیس مناطق مرزیِ
‫نیویورک و نیوجرسی هم اومده بود

358
00:18:25,756 --> 00:18:29,301
‫بویاردو برای رؤسای نیویورک
‫مثل یه داور بود

359
00:18:29,384 --> 00:18:30,594
‫همه ازش خوششون می‌اومد

360
00:18:31,011 --> 00:18:33,138
‫جو بونانو از برانکس

361
00:18:33,222 --> 00:18:34,932
‫تامی لوکیزی از کویینز

362
00:18:35,808 --> 00:18:37,893
‫جو پروفاچی از بروکلین

363
00:18:37,976 --> 00:18:41,021
‫آلبرت آناستازیا که سواحل
‫بروکلین رو مدیریت می‌کرد

364
00:18:41,105 --> 00:18:42,147
‫با وجود اینکه روزنامه‌ها نوشته بودن

365
00:18:42,231 --> 00:18:44,024
‫که سازمان «آدم‌کش‌های حرفه‌ای»
‫رو مدیریت می‌کرده

366
00:18:44,108 --> 00:18:45,901
‫و تونی بندر هم اومده بود،

367
00:18:45,984 --> 00:18:49,029
‫محرم راز، دوست صمیمی
‫و مشاور ویتو

368
00:18:49,113 --> 00:18:51,198
‫توی اون جمعیت،
‫که ریچی بوی هم حضور داشت،

369
00:18:51,281 --> 00:18:52,699
‫آلبرت بهترین دوست من بود

370
00:18:52,783 --> 00:18:55,452
‫به خونه خوش اومدی، ویتو

371
00:18:57,913 --> 00:18:59,832
‫فرانک کجاست؟ فرانک نیومده؟

372
00:18:59,915 --> 00:19:01,500
‫- کی؟ نه، اینجا نیست
‫- نیومده

373
00:19:01,583 --> 00:19:03,627
‫زیاد نمیاد اینجا

374
00:19:03,710 --> 00:19:04,837
‫چی شده؟

375
00:19:05,337 --> 00:19:07,214
‫اون باید اینجا باشه.
‫مثلاً رئیسه

376
00:19:07,297 --> 00:19:08,799
‫باید اینجا باشه، درسته؟

377
00:19:08,882 --> 00:19:10,801
‫به نظرم باید اینجا باشه، آره. اما...

378
00:19:10,884 --> 00:19:12,970
‫نمی‌خواد خیلی جلب توجه کنه

379
00:19:13,053 --> 00:19:15,973
‫خیلی وقت بود که ویتو غایب بود

380
00:19:16,056 --> 00:19:17,933
‫می‌خواست جایگاه قبلیش رو
‫به دست بیاره

381
00:19:18,016 --> 00:19:19,309
‫رئیس رؤسا بشه،

382
00:19:19,393 --> 00:19:21,228
‫اما کارگروه مخالفت کرد

383
00:19:21,311 --> 00:19:24,148
‫کارگروهی متشکل از ۶۰ رئیس برتر
‫از سراسر کشور

384
00:19:24,231 --> 00:19:27,442
‫که با ریاست من به مدت ۱۵ سال

385
00:19:27,526 --> 00:19:30,529
‫آرامش، رفاه و همکاری
‫با سیاستمدارها رو تجربه کرده بودن

386
00:19:30,612 --> 00:19:32,030
‫و نمی‌خواستن تغییری صورت بگیره

387
00:19:32,114 --> 00:19:33,907
‫مخصوصاً بعد از اینکه شایعه شد

388
00:19:33,991 --> 00:19:35,576
‫ویتو توی ایتالیا مواد معامله می‌کرده

389
00:19:35,659 --> 00:19:37,619
‫اون پرونده‌ی قتل بسته شد،
‫و تو تبرئه شدی

390
00:19:37,703 --> 00:19:39,246
‫- ها؟
‫- پرونده‌ی قتل بسته شد

391
00:19:39,329 --> 00:19:41,540
‫تبرئه شدی

392
00:19:41,623 --> 00:19:43,876
‫بین خودمون بمونه، باید امشب می‌اومد...

393
00:19:43,959 --> 00:19:45,335
‫البته، البته

394
00:19:45,419 --> 00:19:46,920
‫اما فردا خودت برو به دیدنش

395
00:19:47,004 --> 00:19:48,881
‫باید التماسش کنم چیزی
‫که مال خودمه رو بهم بده

396
00:19:48,964 --> 00:19:50,340
‫- نه
‫- منم برای همین...

397
00:19:50,424 --> 00:19:52,467
‫بعضی‌وقت‌ها نیازه

398
00:19:52,551 --> 00:19:53,719
‫که از یه‌کم دیپلماسی استفاده کنی

399
00:19:53,802 --> 00:19:54,887
‫می‌دونی منظورم چیه؟

400
00:19:54,970 --> 00:19:57,764
‫فقط مهربون باش.
‫مصمم، اما مهربون

401
00:19:59,099 --> 00:20:01,143
‫آره، می‌دونم، درسته،
‫مزخرفه. آره

402
00:20:01,226 --> 00:20:03,228
‫با این همه قاضی لعنتی
‫و اون ماجراها

403
00:20:03,312 --> 00:20:05,772
‫اون قاضی‌ها بهم هیچی ندادن

404
00:20:05,856 --> 00:20:08,609
‫هیچی. هیچی بهم ندادن...
‫یعنی واقعاً هیچی

405
00:20:08,692 --> 00:20:11,778
‫ویتو، بدون اون تبرئه شدی.
‫بهش نیاز نداشتی. کون لقش

406
00:20:11,862 --> 00:20:13,447
‫به حرف‌هام گوش میدی؟
‫بهم هیچی نداد

407
00:20:13,530 --> 00:20:15,866
‫- هیچی
‫- می‌دونم اون... درست میگی

408
00:20:15,949 --> 00:20:17,075
‫حرومزاده‌ی متکبر

409
00:20:17,159 --> 00:20:19,119
‫می‌دونم، می‌دونم. حق با توئه

410
00:20:19,203 --> 00:20:21,038
‫من برمی‌گردم ولی بهم احترام نمی‌ذاره

411
00:20:21,121 --> 00:20:24,124
‫- باید اینجا کنارم باشه
‫- معلومه که باید اینجا باشه

412
00:20:24,583 --> 00:20:27,336
‫از پلیس‌ها می‌ترسه.
‫می‌ترسه دستگیرش کنن

413
00:20:27,419 --> 00:20:29,046
‫همسرش کنترلش می‌کنه

414
00:20:29,129 --> 00:20:31,465
‫می‌دونه من اینجام.
‫باید می‌اومد اینجا

415
00:20:31,548 --> 00:20:34,468
‫حرکت زشتی کردن. باید می‌اومدن.
‫کاملاً درسته

416
00:20:36,637 --> 00:20:39,014
‫برای اینکه من و ویتو این گفتگو رو داشته باشیم،
‫[ شیرینی فروشی دورا ]

417
00:20:39,097 --> 00:20:41,433
‫گفتم: «بیا بریم به شیرینی
‫فروشی دورا. چرا که نه؟»

418
00:20:41,516 --> 00:20:42,851
‫وقتی بچه بودیم اونجا رو پیدا کردیم

419
00:20:42,935 --> 00:20:44,436
‫همیشه می‌رفتیم اونجا

420
00:20:44,519 --> 00:20:46,438
‫اونجا همه جور کاری می‌کردیم

421
00:20:47,064 --> 00:20:48,273
‫مؤثره

422
00:20:48,774 --> 00:20:51,109
‫اما ویتو رو می‌شناختم،
‫و این رو می‌دونستم

423
00:20:51,193 --> 00:20:53,904
‫که اگه به خواسته‌ش نرسه،

424
00:20:53,987 --> 00:20:55,239
‫سعی می‌کنه به زور بگیرش

425
00:21:40,117 --> 00:21:42,703
‫شرمنده که نتونستم توی مهمونی بازگشتت
‫توی کلاب شرکت کنم

426
00:21:42,786 --> 00:21:44,663
‫گفتم شاید بهتر باشه
‫من اونجا نباشم

427
00:21:44,746 --> 00:21:46,415
‫نمی‌خواستم توجه‌ها رو
‫به خودم جلب کنم

428
00:21:46,498 --> 00:21:49,167
‫خوب بود. خیلی خوب بود
‫که همه رو دیدم...

429
00:21:49,251 --> 00:21:50,669
‫- مشکلی نیست. نگران نباش
‫- حتماً خوب بوده

430
00:21:50,752 --> 00:21:52,129
‫- خوب بود
‫- آره، خوبه

431
00:21:52,212 --> 00:21:54,006
‫نه، خوشحالم که
‫بهت خوش گذشته. خب...

432
00:21:54,089 --> 00:21:56,508
‫نظرت چیه؟
‫می‌خوای چیکار کنی؟

433
00:21:58,969 --> 00:22:00,595
‫اول از همه چیز،
‫به این فکر می‌کنم که:

434
00:22:00,679 --> 00:22:02,556
‫«همه چیزهایی که توی دوران غیبت
‫از دست دادم رو بده بهم»

435
00:22:02,639 --> 00:22:05,142
‫ویتو، خیلی وقته غایت بودی.
‫همه چیز تغییر کرده

436
00:22:05,225 --> 00:22:07,311
‫- مثل قبل نیست
‫- می‌دونم. درک می‌کنم

437
00:22:07,394 --> 00:22:09,146
‫ببین، در حق همه خوبی کردی

438
00:22:09,229 --> 00:22:11,106
‫خدا حفظت کنه. برای خیلی‌ها
‫پول زیادی درآوردی

439
00:22:11,189 --> 00:22:14,234
‫ولی من شاملش نشدم، اما مشکلی نیست.
‫چیکار می‌تونم بکنم؟

440
00:22:14,693 --> 00:22:16,903
‫- خب، برای همین اومدیم اینجا
‫- آره، برای همین اومدیم اینجا

441
00:22:16,987 --> 00:22:18,905
‫برای همین باید دنبال چیزی بگردم

442
00:22:18,989 --> 00:22:20,824
‫که من رو مثل قدیم
‫به جایگاهم برمی‌گردونه، چون...

443
00:22:20,907 --> 00:22:23,869
‫بهم مرکز شهر
‫و بخش غربی رو دادی، خوبه

444
00:22:23,952 --> 00:22:26,288
‫اما کافی نیست. اصلاً کافی نیست.
‫بیش‌تر از اینا می‌خوام

445
00:22:26,371 --> 00:22:28,248
‫می‌دونی، وقتی داشتم می‌رفتم
‫همه چیز رو به تو سپردم

446
00:22:28,332 --> 00:22:29,708
‫پس باید این قضیه رو حل کنیم

447
00:22:29,791 --> 00:22:31,543
‫وگرنه باید دنبال چیز دیگه‌ای بگردم

448
00:22:31,626 --> 00:22:33,712
‫- که من رو به جایگاهم برگردونه
‫- خب، امیدوارم من...

449
00:22:34,171 --> 00:22:36,465
‫امیدوارم اون چیزی که توی ذهن منه
‫مد نظرت نباشه،

450
00:22:36,548 --> 00:22:38,342
‫چون به نفع هیچکس نیست

451
00:22:38,425 --> 00:22:41,136
‫بعضی‌ها می‌خوان
‫اون مسیر رو امتحان کنن

452
00:22:41,219 --> 00:22:43,263
‫کسایی که باهاشون حرف می‌زنم.
‫و اونا دنبال...

453
00:22:43,347 --> 00:22:46,350
‫می‌دونم با چه کسایی حرف می‌زنی.
‫با اون رفقا،

454
00:22:46,433 --> 00:22:48,810
‫دنبال دردسر می‌گردی،
‫باید باهات روراست باشم

455
00:22:48,894 --> 00:22:51,188
‫الان اوضاعمون خیلی خوبه

456
00:22:51,271 --> 00:22:52,981
‫شرایط خوبی داریم. الان

457
00:22:53,899 --> 00:22:56,026
‫بیا فقط... یه راه‌حل پیدا کنیم

458
00:22:56,109 --> 00:22:58,570
‫بذار راجع بهش فکر کنم.
‫یذار یه راهی پیدا کنم

459
00:22:58,653 --> 00:23:01,573
‫یه راهی که برای تو
‫و برای همه بهتر باشه

460
00:23:01,990 --> 00:23:04,576
‫می‌فهمی؟ بیا اول
‫این روش رو امتحان کنیم

461
00:23:04,659 --> 00:23:06,703
‫بهتره عجولانه هیچ کاری نکنیم

462
00:23:06,787 --> 00:23:08,330
‫بیا هوشمندانه عمل کنیم

463
00:23:08,413 --> 00:23:09,915
‫فقط بهم یه‌کم زمان بده.
‫یه راهی پیدا می‌کنم

464
00:23:09,998 --> 00:23:12,918
‫اما اگه بخوای اون یکی راه رو
‫در پیش بگیری، مشکلات زیادی

465
00:23:13,001 --> 00:23:15,128
‫برای آدم‌های زیادی درست می‌کنی.
‫اونا هم صدمه آسیب می‌بینن

466
00:23:15,504 --> 00:23:17,172
‫این رو بهت قول میدم

467
00:23:17,255 --> 00:23:18,799
‫باید مراقب اون شرایط باشیم

468
00:23:18,882 --> 00:23:20,717
‫خیلی‌خب. آدم‌هایی
‫که باهاشون حرف می‌زنم،

469
00:23:20,801 --> 00:23:22,344
‫اونا مخالف نیستن

470
00:23:22,427 --> 00:23:24,846
‫هیچ مشکلی باهاش ندارن.
‫خیلی هم علاقه‌مندن

471
00:23:24,930 --> 00:23:27,140
‫- خیلی برام ارزش داره
‫- اونا مشکلی ندارن،

472
00:23:27,224 --> 00:23:29,434
‫اما این که تو مشکلی نداری بده

473
00:23:29,518 --> 00:23:31,228
‫مشکلی بزرگی به وجود میاد

474
00:23:31,645 --> 00:23:33,397
‫نه، نه. نه، نه، نه

475
00:23:34,064 --> 00:23:35,482
‫نه، نه، نه، نه

476
00:23:35,565 --> 00:23:36,608
‫برو

477
00:23:38,443 --> 00:23:39,820
‫فرانک، گوش کن

478
00:23:39,903 --> 00:23:42,030
‫توی ماجرای اسکاچ،
‫مانع فروشت نشد

479
00:23:42,114 --> 00:23:43,448
‫عرضه و تقاضا بود

480
00:23:43,532 --> 00:23:44,825
‫هیچکس بهتر از تو درک نمی‌کنه

481
00:23:44,908 --> 00:23:47,411
‫عرضه و تقاضا.
‫اونا تقاضا می‌کنن، ما عرضه می‌کنیم

482
00:23:47,494 --> 00:23:49,996
‫- دوتاش یکی‌ان
‫- یکی نیستن. بیخیال

483
00:23:50,080 --> 00:23:52,791
‫نه، یکی نیستن.
‫توی این یکی پول بیش‌تری کاسب میشی

484
00:23:52,874 --> 00:23:54,334
‫پول خیلی بیش‌تری توشه

485
00:23:54,418 --> 00:23:55,836
‫قدیم‌ها،

486
00:23:55,919 --> 00:23:58,296
‫یه کامیون پر از اسکاچ
‫باعث میشد ۵۰ دلار جریمه بشی

487
00:23:58,380 --> 00:23:59,673
‫و وقتی یه پولی می‌ذاشتی
‫کف دست پلیس

488
00:23:59,756 --> 00:24:01,508
‫می‌برد می‌رسوندت در خونه

489
00:24:01,591 --> 00:24:04,094
‫اما اگه الان با ۳۰ گرم بگیرنت،

490
00:24:04,177 --> 00:24:05,804
‫ممکنه حکم ۲۰ سال حبس بهت بدن

491
00:24:05,887 --> 00:24:07,305
‫چی میگی برای خودت؟
‫اصلاً یکی نیستن

492
00:24:07,389 --> 00:24:08,682
‫و می‌دونن توی ترکیه چه خبره

493
00:24:08,765 --> 00:24:10,058
‫می‌دونن توی مارسی چه خبره

494
00:24:10,142 --> 00:24:11,935
‫همچنین از جزایر کُرس
‫و پالرمو خبر دارن

495
00:24:12,018 --> 00:24:15,063
‫می‌دونن، و یه لیستی دارن
‫که اسم بیش‌تر از ۱۱۵ نفر توش نوشته شده

496
00:24:15,147 --> 00:24:16,815
‫نباید اسمت توی اون لیست باشه

497
00:24:16,898 --> 00:24:19,401
‫نمی‌خوام اسمت اونجا باشه.
‫نباید باشه

498
00:24:19,484 --> 00:24:21,111
‫چی، تو...
‫الان وکیل شدی؟

499
00:24:21,194 --> 00:24:23,697
‫نه، وکیل نیستم،
‫اما به حرف‌های وکیل‌ها گوش میدم

500
00:24:23,780 --> 00:24:25,449
‫و همیشه به روش خودشون
‫بهم مشاوره میدن

501
00:24:25,532 --> 00:24:27,576
‫که چه کارهایی انجام بدم
‫و چه کارهایی انجام ندم

502
00:24:27,659 --> 00:24:29,661
‫و اون کار رو نمی‌تونم بکنم. نه

503
00:24:34,082 --> 00:24:35,625
‫به هیچ وجه

504
00:24:35,709 --> 00:24:37,836
‫این اِسفاچاتلا.
‫این اِسفاچاتلا،

505
00:24:37,919 --> 00:24:40,338
‫انگار صد ساله اینجاست

506
00:24:41,715 --> 00:24:43,592
‫خیلی‌خب، بعداً راجع بهش حرف می‌زنیم

507
00:24:47,760 --> 00:24:50,656
‫[ شوالیه‌های آلتو ]

508
00:25:03,361 --> 00:25:05,155
‫خوبه، بنی

509
00:25:11,036 --> 00:25:13,246
‫هی، اون کیه؟ ها؟

510
00:25:13,330 --> 00:25:14,956
‫آنا ویجیو

511
00:25:15,040 --> 00:25:18,960
‫صاحب کلاب «زبرا»ست.
‫اونی که توی خیابون هشتمه

512
00:25:19,377 --> 00:25:20,754
‫همون کلاب همجنس‌گراها رو میگی؟

513
00:25:20,837 --> 00:25:22,631
‫- همون کلاب شبانه؟
‫- آره، آره، آره

514
00:25:22,714 --> 00:25:25,300
‫وقتی داشتن طلاق می‌گرفتن
‫از شوهرش دزدیدش

515
00:25:25,759 --> 00:25:27,844
‫طی دوران جنگ بود.
‫تو خارج بودی

516
00:25:27,928 --> 00:25:29,471
‫کی این رو خرید؟

517
00:25:29,554 --> 00:25:30,889
‫- کجا میری؟
‫- می‌خوام تا خونه قدم بزنم

518
00:25:30,972 --> 00:25:32,349
‫- صبر کن. کجا میری؟
‫- بعداً می‌بینمت

519
00:25:32,432 --> 00:25:33,517
‫می‌خوام برم سلامی بکنم

520
00:25:37,729 --> 00:25:38,855
‫سلام، بنی

521
00:25:39,356 --> 00:25:41,608
‫- کارهای خانم رو انجام میدی؟
‫- قطعاً

522
00:25:41,691 --> 00:25:42,984
‫سرش که نمی‌خوای کلاه بذاری؟

523
00:25:43,068 --> 00:25:45,237
‫- نه، جناب. حتماً. باشه
‫- باهاش خوب حساب کن

524
00:25:45,820 --> 00:25:47,113
‫اسم من ویتوئه

525
00:25:47,864 --> 00:25:49,908
‫کامل می‌شناسمت

526
00:25:49,991 --> 00:25:52,077
‫نمی‌دونم خبر خوبیه یا بد، اما...

527
00:25:52,536 --> 00:25:54,204
‫- به نظر من که خوبه
‫- خوبه

528
00:25:54,913 --> 00:25:56,039
‫چه طالبی‌ایه

529
00:25:56,414 --> 00:25:57,916
‫می‌دونی چطور باید
‫یه طالبی خوب انتخاب کنی؟

530
00:25:57,999 --> 00:26:00,335
‫آره، نه، باید سخت باشه

531
00:26:00,418 --> 00:26:02,087
‫نرمه، اصلاً خوب نیست

532
00:26:08,301 --> 00:26:10,887
‫صاحب اون کلابی؟
‫همونی که شب‌ها بازه؟

533
00:26:11,304 --> 00:26:12,889
‫- آره
‫- جدی؟

534
00:26:12,973 --> 00:26:14,641
‫- یه شب حتماً باید بیایی
‫- شاید بیام

535
00:26:14,724 --> 00:26:16,268
‫می‌دونی، یه روز میام سراغت

536
00:26:16,351 --> 00:26:18,436
‫یه روز برام شام درست کن. یه شب

537
00:26:35,328 --> 00:26:37,205
‫جبران می‌کنی

538
00:26:42,711 --> 00:26:44,588
‫حرف‌هام با ویتو توی شیرینی فروشی

539
00:26:44,671 --> 00:26:46,756
‫اصلاً تاثیری نداشتن.
‫عجیب هم نیست

540
00:26:46,840 --> 00:26:48,675
‫می‌بینید، هشدارهام رو نادیده گرفت

541
00:26:48,758 --> 00:26:51,761
‫و کسب‌وکارش رو بزرگ و بزرگ‌تر می‌کرد

542
00:26:51,845 --> 00:26:53,680
‫و مشکلات بیش‌تری به وجود می‌آورد

543
00:26:53,763 --> 00:26:55,181
‫...میان و فکر می‌کنن

544
00:26:55,265 --> 00:26:57,100
‫توی یه فروشگاه بزرگ هستن

545
00:26:57,183 --> 00:27:00,061
‫طوری بهم علامت میده
‫انگار داره برام بستنی می‌خره

546
00:27:00,145 --> 00:27:01,563
‫می‌خواید برم؟

547
00:27:01,646 --> 00:27:03,565
‫نه، نه، نه. بمون.
‫هیچ کاری نکن

548
00:27:05,066 --> 00:27:06,693
‫باورم نمیشه این کار رو برام کردی!

549
00:27:06,776 --> 00:27:09,029
‫وای، خدا، خیلی خوشگله

550
00:27:09,112 --> 00:27:12,240
‫یکی از بزرگ‌ترین باندهای قاچاق
‫مواد مخدر سال‌های اخیر متلاشی شد

551
00:27:12,324 --> 00:27:14,492
‫- چطورم؟
‫- عالی. فقط از روم رد نشی

552
00:27:14,576 --> 00:27:16,578
‫هروئین و تریاک توقیف‌شده

553
00:27:16,661 --> 00:27:19,289
‫قطب اصلی موج عظیمی از مواد مخدر
‫به ارزش میلیون‌ها دلار بود

554
00:27:19,372 --> 00:27:21,041
‫که می‌تونست به بازار ملی
‫مواد مخدر تزریق بشه

555
00:27:21,124 --> 00:27:23,168
‫این مواد مخدر غیرقانونی از چین کمونیست

556
00:27:23,251 --> 00:27:25,378
‫از طریق هنگ‌کنگ
‫به کشور قاچاق شده بود

557
00:27:25,462 --> 00:27:26,671
‫ماجرا بزرگ و بزرگ‌تر شد

558
00:27:26,755 --> 00:27:28,340
‫درست زمانی که پلیس فدرال

559
00:27:28,423 --> 00:27:30,258
‫مواد مخدر رو دشمن شماره‌ی یک اعلام کرد

560
00:27:32,927 --> 00:27:35,597
‫و من تا جایی که می‌تونستم
‫ازش فاصله گرفتم

561
00:27:36,473 --> 00:27:38,433
‫به سلامتی ملکه‌ی کویینز

562
00:27:38,850 --> 00:27:40,310
‫مرکز شهر رو به ویتو دادم،

563
00:27:40,393 --> 00:27:42,145
‫از گرینیچ ویلج تا وال استریت

564
00:27:42,228 --> 00:27:43,647
‫سال‌ها شرایط خوبی داشت

565
00:27:43,730 --> 00:27:45,565
‫تا اینکه کنترلش افتاد دست اون

566
00:27:47,108 --> 00:27:49,986
‫و بعدش یهویی،
‫راجع به جنگ خبر می‌شنیدم،

567
00:27:50,070 --> 00:27:52,530
‫راحع به نزاع،
‫پیدا شدن جسد توی خیابون‌ها

568
00:27:54,866 --> 00:27:56,493
‫دوست نداشتم توی شهر باشم

569
00:27:56,576 --> 00:27:59,162
‫وقت بیش‌تری رو توی سندز پوینتِ گذروندم
‫[ خانه‌ی ویلاییِ سندز پوینتِ کاستلو ]

570
00:27:59,954 --> 00:28:02,874
‫اوه، چه غافلگیری خوبی.
‫پول توی جیبت پیدا کردم

571
00:28:02,957 --> 00:28:05,210
‫احساس می‌کنم توی
‫اون یکی جیب هم پول هست

572
00:28:05,293 --> 00:28:06,378
‫اوه، آره

573
00:28:07,253 --> 00:28:09,923
‫عزیزم، عزیزم. یه روزی فراموش می‌کنم،

574
00:28:10,006 --> 00:28:12,175
‫و صاحب خشک‌شویی پولدار میشه

575
00:28:12,258 --> 00:28:14,177
‫هی، می‌شناسمت.
‫چیزی رو فراموش نمی‌کنی

576
00:28:14,260 --> 00:28:17,013
‫نمی‌فهمم چرا باید
‫از هر دوتا جیبت استفاده بکنی

577
00:28:17,972 --> 00:28:19,849
‫چون... رول بزرگ پول‌ها...

578
00:28:19,933 --> 00:28:21,017
‫خط اتو رو خراب می‌کنه

579
00:28:21,101 --> 00:28:23,019
‫من دو تا رول درست می‌کنم.
‫اونطوری کوچیک‌تر میشن

580
00:28:23,103 --> 00:28:25,355
‫یکی برای زندگی شخصی.
‫یکی هم برای کسب‌وکار

581
00:28:26,231 --> 00:28:27,440
‫می‌دونی،

582
00:28:27,941 --> 00:28:30,777
‫قرض دادن پول یکی از بهترین روش‌ها
‫برای از دست دادن پول‌هاته

583
00:28:31,319 --> 00:28:32,529
‫و دوست‌هات

584
00:28:33,113 --> 00:28:34,489
‫آره، خب، من یه ترفندی بلدم

585
00:28:34,572 --> 00:28:36,491
‫اوه، آره، حتماً. فقط تو

586
00:28:36,908 --> 00:28:38,576
‫- یکی دیگه از ترفندهات
‫- آره

587
00:28:38,660 --> 00:28:40,870
‫- کاری که می‌کنم اینه که...
‫- اوهوم

588
00:28:40,954 --> 00:28:43,123
‫وقتی یکی می‌خواد
‫ازم پول قرض بگیره،

589
00:28:43,748 --> 00:28:46,835
‫یه ۱۰۰ دلاری اضافی می‌ذارم.
‫یک یا اصلاً دوتا ۱۵۰ دلاری اضافه می‌ذارم

590
00:28:46,918 --> 00:28:48,962
‫اگه چیزی راجع بهش بهم نگن...

591
00:28:50,255 --> 00:28:52,674
‫اونوقت می‌دونم که نمی‌تونم بهشون
‫اعتماد کنم. به چه دردی می‌خورن؟

592
00:28:53,425 --> 00:28:54,592
‫وای، خدا

593
00:28:54,676 --> 00:28:56,636
‫- اشتباه میگم؟
‫- خیلی باهوشی

594
00:28:57,429 --> 00:28:58,555
‫باید مدیر یه بانک بشی

595
00:28:58,638 --> 00:29:00,140
‫آره. مدیر یه بانک هستم

596
00:29:10,483 --> 00:29:12,318
‫بابی و فرانک کجان؟

597
00:29:12,402 --> 00:29:14,612
‫یه کاری براشون پیش اومد.
‫خب، یه کاری برای فرانک پیش اومد

598
00:29:14,696 --> 00:29:16,740
‫پس نتونستن بیان، می‌دونی

599
00:29:16,823 --> 00:29:18,241
‫اما الان خودم تنها رو کنارت داری

600
00:29:18,324 --> 00:29:20,368
‫- خب، خیلی خوبه
‫- درسته

601
00:29:22,036 --> 00:29:23,788
‫خب، شاید یه روز دیگه

602
00:29:23,872 --> 00:29:25,331
‫حتماً. حتماً، آره

603
00:29:25,415 --> 00:29:27,375
‫فرانک بهم گفت یه مسئله‌ی کاری هست

604
00:29:27,459 --> 00:29:28,793
‫که باید بهش رسیدگی کنه...

605
00:29:29,753 --> 00:29:31,254
‫بابی، آره، خب...

606
00:29:31,921 --> 00:29:34,466
‫یه چیزی... نمی‌دونم، اشکالی نداره

607
00:29:34,549 --> 00:29:36,384
‫از همسر فرانک خوشت میاد؟

608
00:29:36,468 --> 00:29:38,803
‫همسرش... بابی آدم خوبیه.
‫می‌دونی، خانم خیلی خوبیه

609
00:29:38,887 --> 00:29:42,182
‫یه‌کم... آدم متفاوتیه نسبت به...

610
00:29:42,265 --> 00:29:43,767
‫مثل تو نیست

611
00:29:43,850 --> 00:29:46,060
‫- منظورت چیه؟
‫- نه، اون...

612
00:29:46,686 --> 00:29:49,272
‫اون... یهودیه، اون...

613
00:29:49,689 --> 00:29:52,567
‫ببین، خیلی راحت می‌تونم بگم به نظرم...

614
00:29:53,193 --> 00:29:54,861
‫بینشون چه خبره،

615
00:29:55,528 --> 00:29:57,530
‫اما من... می‌دونم چرا...

616
00:29:57,614 --> 00:30:01,201
‫حس می‌کنم می‌دونم چرا فرانک
‫قرار رو کنسل کرد. دلیلش رو می‌دونم

617
00:30:01,284 --> 00:30:02,619
‫انگار ناامید شدی

618
00:30:02,702 --> 00:30:05,038
‫یه‌کم ناامید شدم

619
00:30:05,121 --> 00:30:10,460
‫چون من و فرانک دوست‌های
‫قدیمی هستیم و... خب...

620
00:30:10,543 --> 00:30:12,504
‫چند وقته که با هم دوستید؟

621
00:30:12,587 --> 00:30:14,589
‫خیلی وقته. خیلی خیلی خیلی وقته

622
00:30:14,672 --> 00:30:15,840
‫- از بچگی؟
‫- ها؟

623
00:30:15,924 --> 00:30:17,634
‫- از وقتی بچه بودیم، آره
‫- بچگی...

624
00:30:18,051 --> 00:30:20,136
‫با هم کارهای عجیب زیادی انجام دادیم

625
00:30:20,220 --> 00:30:21,805
‫احتمالاً وقتی بچه بودی

626
00:30:21,888 --> 00:30:22,722
‫یه هیولا کوچولو بودی

627
00:30:22,806 --> 00:30:24,265
‫خب، می‌دونی...

628
00:30:24,349 --> 00:30:25,934
‫- من...
‫- ظالم بودی

629
00:30:26,017 --> 00:30:28,686
‫فرانک یه جورایی آدم منطقی‌تریه

630
00:30:28,770 --> 00:30:31,564
‫دوست داره توی کارش
‫یه‌کم بیش‌تر احتیاط کنه،

631
00:30:31,648 --> 00:30:33,691
‫و به نفعشه، که خیلی خوبه

632
00:30:33,775 --> 00:30:36,152
‫می‌دونی، تلاش می‌کنه
‫با بقیه به یه توافقی برسه

633
00:30:36,236 --> 00:30:38,780
‫ولی من اینطورم که
‫«این کار رو بکن وگرنه...»

634
00:30:38,863 --> 00:30:40,448
‫- روش کار من اونطوره
‫- درسته

635
00:30:40,532 --> 00:30:42,450
‫کافیه. تموم شد.
‫به سمت جلو می‌ریم. تموم

636
00:30:42,534 --> 00:30:44,160
‫اما تو از اونایی که...

637
00:30:45,245 --> 00:30:46,704
‫«از کوره درمیرن؟»

638
00:30:46,788 --> 00:30:48,581
‫ممکنه، بعضی‌وقت‌ها

639
00:30:48,665 --> 00:30:50,083
‫وقتی حرف می‌زنی اصلاً ملاحظه‌ نمی‌کنی؟

640
00:30:50,166 --> 00:30:52,752
‫فرانک... از وقتی وارد رابطه شده
‫خیلی تغییر کرده

641
00:30:52,836 --> 00:30:57,298
‫اما خب اون اتفاق برای انسان‌ها می‌افته،
‫می‌دونی، و اون...

642
00:30:57,382 --> 00:30:59,717
‫دیگه خیلی اینجا نمیاد،

643
00:30:59,801 --> 00:31:01,344
‫خیلی به محله‌ی قدیمی نمیاد، پس...

644
00:31:01,427 --> 00:31:04,264
‫بعضی‌وقت‌ها یادش میره
‫کجا بزرگ شده و چی...

645
00:31:04,347 --> 00:31:07,934
‫همسرش نگهش می‌داره اونطرف شهر،

646
00:31:08,017 --> 00:31:09,811
‫- که می‌دونی، خیلی...
‫- درسته

647
00:31:10,270 --> 00:31:12,355
‫می‌دونی چیه؟ خوشحالم که نیومد

648
00:31:12,772 --> 00:31:14,858
‫- بذار نوشیدنی سفارش بدیم...
‫- حتماً

649
00:31:14,941 --> 00:31:17,819
‫- ...و یه چیزی برای خوردن
‫- خیلی الان دلم مارتینی می‌خواد

650
00:31:28,746 --> 00:31:30,290
‫شاید زنه بتونه آرومش کنه

651
00:31:30,748 --> 00:31:33,209
‫چی میگی برای خودت؟
‫هیچ فرقی ندارن

652
00:31:33,293 --> 00:31:35,003
‫ویتو داره با خودش ازدواج می‌کنه

653
00:31:50,143 --> 00:31:51,728
‫مهمون امشب رئیس جدید

654
00:31:51,811 --> 00:31:53,271
‫اداره‌ی فدرال مبارزه با مواد مخدره،

655
00:31:53,354 --> 00:31:55,023
‫سرگرد هری آنزلینگر

656
00:31:55,106 --> 00:31:56,691
‫از اینکه اینجا هستم
‫خیلی خوشحالم، ویک

657
00:31:57,233 --> 00:31:58,610
‫بذارید با گفتن این موضوع شروع کنم

658
00:31:58,693 --> 00:32:00,778
‫این کشور تهدید روزافزون مواد مخدر

659
00:32:00,862 --> 00:32:05,117
‫که از اروپا وارد می‌شه رو
‫اصلاً جدی نگرفته!

660
00:32:05,118 --> 00:32:07,869
‫دستگیری اخیر سر دسته‌ی
‫تبهکارهای نیویورک، بیگ جان اُرمنتو

661
00:32:07,952 --> 00:32:11,956
‫توسط سرگرد آنزلینگر
‫و نیروهای مبارزه با مواد مخدرش

662
00:32:12,040 --> 00:32:13,750
‫فقط آغاز یه مبارزه

663
00:32:13,833 --> 00:32:16,544
‫علیه تهدید روزافزون مواد مخدره

664
00:32:18,087 --> 00:32:19,505
‫سرگرد آنزلینگر...

665
00:32:19,589 --> 00:32:21,215
‫- تونی
‫- ...یکی از معدود آدم‌هاییه...

666
00:32:21,299 --> 00:32:22,467
‫- اینجام
‫- درسته

667
00:32:22,550 --> 00:32:24,344
‫...که این مشکل رو جدی گرفته

668
00:32:24,427 --> 00:32:26,804
‫باید شهرمون رو تمیز کنیم. باید...

669
00:32:26,888 --> 00:32:28,264
‫کی داره این مزخرفات رو گوش میده؟

670
00:32:28,348 --> 00:32:30,099
‫این لامصب رو خاموش کنید.
‫خاموشش کنید

671
00:32:30,183 --> 00:32:32,185
‫- چشم
‫- آره، بزنش یه چیز دیگه

672
00:32:32,268 --> 00:32:34,228
‫این...

673
00:32:35,438 --> 00:32:37,774
‫همیشه آدم‌هایی هستن که می‌خوان

674
00:32:37,857 --> 00:32:40,234
‫با انجام دادن کاری که فکر می‌کنن
‫رئیس می‌خواد، پیشرفت کنن

675
00:32:41,402 --> 00:32:44,989
‫ولی بعداً می‌فهمن که اشتباه کردن

676
00:32:54,082 --> 00:32:55,500
‫- سلام. چطوری؟
‫- حالت چطوره؟

677
00:32:55,583 --> 00:32:57,752
‫آقای ریزل، میشه امضا بدید؟

678
00:32:57,835 --> 00:32:59,587
‫نه، نه، نه. نمی‌تونم، نمی‌تونم

679
00:33:06,844 --> 00:33:08,388
‫آقای ریزل، حالتون خوبه؟

680
00:33:08,471 --> 00:33:09,514
‫ویکتور، چی شد؟

681
00:33:09,631 --> 00:33:12,841
‫[ گوینده‌ی رادیو مبارز با جنایت
‫در تایمز اسکوئر نابینا شد ]
‫و اونا همیشه دردسر درست می‌کنن

682
00:33:12,842 --> 00:33:14,769
‫امروز، ویکتور ریزل

683
00:33:14,852 --> 00:33:16,938
‫از بیمارستان نیویورک مرخص شد

684
00:33:17,021 --> 00:33:19,983
‫دکتر گفت که سولفوریک اسید
‫به طور دائم

685
00:33:20,066 --> 00:33:23,236
‫چشم‌های این مقاله‌نویس محبوب
‫و مبارز با جنایت رو نابود کرده

686
00:33:23,319 --> 00:33:25,154
‫مقامات هنوز دنبال کسی می‌گردن

687
00:33:25,238 --> 00:33:27,198
‫که اسید به چشم‌های ریزل پاشید

688
00:33:27,281 --> 00:33:28,583
‫ویتو اصلاً دوست نداشت

689
00:33:28,584 --> 00:33:30,243
‫که بدون اجازه‌ش کسی کاری بکنه

690
00:33:30,326 --> 00:33:32,537
‫وگرنه مشکل به وجود می‌اومد

691
00:33:33,621 --> 00:33:35,289
‫ویتو در واقع

692
00:33:35,915 --> 00:33:37,959
‫توی یه شهر کوچیک
‫در دامنه‌ی کوه وزوویوس به دنیا اومد

693
00:33:38,042 --> 00:33:39,752
‫پس دیگه چی می‌تونم بهتون بگم؟

694
00:33:40,753 --> 00:33:42,213
‫چطور به یکی هشدار می‌دید

695
00:33:42,296 --> 00:33:43,965
‫که کنار یه کوه آتشفشان بزرگ شده؟

696
00:33:45,008 --> 00:33:46,759
‫هشدار براش یه چیز عادیه

697
00:33:48,177 --> 00:33:50,221
‫- چیه؟
‫- اون اینجاست

698
00:33:50,304 --> 00:33:52,557
‫تمام این محله مال اونه،
‫ولی میاد اینجا

699
00:33:53,224 --> 00:33:54,851
‫نگاه نکن. نگاه نکن. نگاه نکن.

700
00:33:54,934 --> 00:33:57,311
‫نکن. نگاه نکن. تابلو بازی درنیار، بیخیال

701
00:33:57,395 --> 00:33:59,689
‫- اون اینجا زندگی می‌کنه، ویتو
‫- می‌دونم. می‌بینمش

702
00:33:59,772 --> 00:34:00,940
‫می‌دونم. همیشه می‌بینمش

703
00:34:01,024 --> 00:34:02,942
‫یه‌کم زیادی می‌بینمش

704
00:34:03,651 --> 00:34:05,028
‫اما اشکالش کجاست؟

705
00:34:05,111 --> 00:34:06,738
‫همیشه میاد اینجا غذا می‌خوره

706
00:34:06,821 --> 00:34:08,072
‫نیومده اینجا که...

707
00:34:08,156 --> 00:34:10,116
‫از اومدن هدف خاصی نداره

708
00:34:10,199 --> 00:34:11,826
‫چه فکری می‌کنه؟

709
00:34:11,909 --> 00:34:13,661
‫اینکه می‌تونه بیاد اینجا
‫و وانمود کنه هیچ اتفاقی نیُفتاده؟

710
00:34:13,745 --> 00:34:15,329
‫شما طلاق گرفتید. اون...

711
00:34:15,413 --> 00:34:16,914
‫همین. دیگه با هم نیستید

712
00:34:16,998 --> 00:34:19,167
‫دیده که ما اینجاییم

713
00:34:19,250 --> 00:34:21,753
‫وقتی اومد داخل و ما رو دید
‫باید راهش رو می‌کشید و می‌رفت

714
00:34:22,295 --> 00:34:23,838
‫اگه وقتی ما می‌اومدیم
‫اون از قبل اینجا می‌بود،

715
00:34:23,921 --> 00:34:25,131
‫اونطوری قضیه فرق می‌داشت

716
00:34:25,214 --> 00:34:26,758
‫اما ما اول اومدیم

717
00:34:27,258 --> 00:34:28,551
‫اشکالش اینه

718
00:34:29,093 --> 00:34:31,179
‫- بیخیال. مهم نیست
‫- صبر کن. داره میاد

719
00:34:34,474 --> 00:34:35,349
‫سلام

720
00:34:35,433 --> 00:34:36,601
‫- بعداً می‌بینمت
‫- آره

721
00:34:39,479 --> 00:34:42,523
‫- می‌خوای باهاش حرف بزنم؟
‫- نه. نه. باهاش حرف نزن

722
00:34:42,940 --> 00:34:44,275
‫نه، باهاش حرف نزن

723
00:34:44,358 --> 00:34:45,693
‫- چرا که نه؟ میرم
‫- باهاش حرف نزن

724
00:34:45,777 --> 00:34:47,445
‫- نه، نه، نه
‫- ویتو

725
00:34:47,945 --> 00:34:49,989
‫به نظرم باید بیخیال باشی.
‫اینقدر سخت نگیر

726
00:34:50,073 --> 00:34:51,199
‫بیخیالم

727
00:34:51,949 --> 00:34:53,159
‫همین الان فراموشش کردم

728
00:34:54,285 --> 00:34:56,746
‫خب، نیاز نیست نگران باشی

729
00:34:56,829 --> 00:34:58,164
‫راجع به چی حرف می‌زنی؟

730
00:34:58,831 --> 00:35:00,958
‫تموم شد. فراموش کردم

731
00:35:02,458 --> 00:35:10,246
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

732
00:35:11,746 --> 00:35:13,468
‫[ راه خود را به سوی
‫قله جهان هموار می‌کند! ]

733
00:35:15,348 --> 00:35:17,517
‫این کت پوست خز خیلی بهم میاد، عزیزم

734
00:35:17,600 --> 00:35:18,726
‫اوهوم

735
00:35:19,393 --> 00:35:21,229
‫تو حتی حوله‌ی حموم هم بهت میاد

736
00:35:29,237 --> 00:35:30,488
‫سلام، سیلویو

737
00:35:31,030 --> 00:35:32,824
‫- چطوری؟
‫- سلام

738
00:35:32,907 --> 00:35:35,159
‫می‌خوام چند لحظه باهات حرف بزنم.
‫بیا طبقه‌ی پایین

739
00:35:35,243 --> 00:35:37,078
‫می‌ریم به مارکوچو.
‫نوشیدنی به حساب من

740
00:35:39,997 --> 00:35:41,290
‫خودمون یه آدم مشترک
‫توی زندگی‌مون داریم

741
00:35:41,374 --> 00:35:43,251
‫- می‌خوام ازت چند تا سوال بپرسم
‫- حتماً

742
00:35:48,089 --> 00:35:50,550
‫حرومزاده‌ی...

743
00:35:50,633 --> 00:35:53,344
‫می‌خوای مجبورم بکنی اون کار رو
‫بکنم، عوضی.... اوه، نه، نه، ها؟

744
00:35:53,427 --> 00:35:55,179
‫نمی‌دونی باید راهت رو بکشی
‫و بری، مادرجنده؟

745
00:35:55,263 --> 00:35:57,807
‫نمی‌دونی باید وارد نشی؟

746
00:36:04,522 --> 00:36:07,024
‫...دور همسر من می‌پلکی.
‫فکر می‌کنی می‌تونی

747
00:36:07,108 --> 00:36:08,693
‫جلو من و بقیه اون کار رو بکنی؟

748
00:36:11,737 --> 00:36:13,531
‫...اونطوری توی محله می‌چرخی؟

749
00:36:13,614 --> 00:36:15,366
‫می‌خوای من رو
‫یه آدم حقیر نشون بدی؟

750
00:36:15,449 --> 00:36:17,702
‫اون الان زن منه، فهمیدی؟
‫زن منه

751
00:36:20,621 --> 00:36:22,456
‫دوست داری تو محله بچرخی

752
00:36:22,540 --> 00:36:24,167
‫و من رو مثل یه آدم بی‌ارزش نشون بدی؟

753
00:36:26,752 --> 00:36:30,173
‫اون با من ازدواج کرده! با من!
‫زن منه، مال منه، من، من!

754
00:36:30,241 --> 00:36:32,241
‫[ اوج التهاب ]

755
00:36:32,633 --> 00:36:35,219
‫نفر دوم فلک‌زده‌ی بیچاره‌ای بود

756
00:36:35,303 --> 00:36:37,638
‫که رفته بود بالا
‫یه هوایی عوض کنه و...

757
00:36:38,514 --> 00:36:40,516
‫خب، بدشانسی آورد

758
00:36:41,642 --> 00:36:43,102
‫همه می‌دونستن قضیه چی بوده

759
00:36:43,186 --> 00:36:45,396
‫کشیش‌ها می‌دونستن. پلیس می‌دونست

760
00:36:45,479 --> 00:36:47,398
‫تمام محله می‌دونستن.
‫همه در جریان بودن

761
00:36:47,481 --> 00:36:49,859
‫می‌خواید چیکار کنید؟
‫می‌خواید چی بگید؟

762
00:37:04,081 --> 00:37:06,042
‫اوضاع بین آنا و پلیس فدرال،

763
00:37:06,709 --> 00:37:08,211
‫خیلی خراب شد

764
00:37:12,298 --> 00:37:14,926
‫سال‌های بعد از به قتل رسیدن
‫شوهر آنا توسط ویتو،

765
00:37:15,009 --> 00:37:16,302
‫دیگه هیچی مثل قبل نشد

766
00:37:22,850 --> 00:37:26,312
‫مثل یه زن دیوونه
‫اینجا پیش فرانکی بوی موندم

767
00:37:26,395 --> 00:37:28,814
‫خیلی ناامیدم کردی

768
00:37:28,898 --> 00:37:30,733
‫فکر می‌کردم دوست منی

769
00:37:31,192 --> 00:37:33,319
‫توی کسب‌وکارم منزوی شدم. تو...

770
00:37:33,402 --> 00:37:35,613
‫هیچکس نباید چنین چیزی رو تجربه کنه

771
00:37:35,696 --> 00:37:36,948
‫آره... می‌دونم که خبر داری

772
00:37:37,031 --> 00:37:39,116
‫و تو و فرانک احتمالاً

773
00:37:39,200 --> 00:37:41,577
‫دارید حسابی به من می‌خندید

774
00:37:46,290 --> 00:37:48,542
‫نباید روزی ۱۰ بار زنگ بزنه

775
00:37:48,626 --> 00:37:50,670
‫فردا حرف می‌زنم. الان نه

776
00:37:55,383 --> 00:37:56,676
‫می‌دونم باید چیکار کنم

777
00:38:05,476 --> 00:38:07,603
‫قوز بالای قوز این بود که
‫فرانکی بوی به آنا خبر داد

778
00:38:07,687 --> 00:38:10,106
‫که ویتو پول کش می‌رفته

779
00:38:10,523 --> 00:38:11,899
‫اون تصمیمی بود

780
00:38:11,983 --> 00:38:14,151
‫که فرانکی بوی قطعاً از گرفتنش
‫پشیمون میشد

781
00:38:33,587 --> 00:38:35,381
‫ویتوی مادرجنده

782
00:38:35,464 --> 00:38:38,009
‫می‌دونستم اینجا داری
‫پول من رو کش میری

783
00:38:38,092 --> 00:38:39,844
‫همیشه این کار رو می‌کردی، ویتو؟

784
00:38:39,927 --> 00:38:42,555
‫همه‌شون رو برنمی‌دارم.
‫فقط سهم خودم رو برمی‌دارم

785
00:38:42,638 --> 00:38:44,181
‫سهمت از چی؟ فاحشه‌هات؟

786
00:38:44,265 --> 00:38:46,142
‫وقتی باهات حرف می‌زنم
‫به صورتم نگاه کن

787
00:38:46,225 --> 00:38:47,310
‫چرا بهم احترام نمی‌ذاری؟

788
00:38:47,393 --> 00:38:48,436
‫لطفاً آروم باش

789
00:38:48,519 --> 00:38:49,812
‫- آروم باش
‫- چرا؟

790
00:38:49,895 --> 00:38:51,397
‫- آروم باش
‫- داری توجه همه رو جلب می‌کنی

791
00:38:51,480 --> 00:38:53,524
‫تو هم سرت توی کار خودت باشه. چطوره؟

792
00:38:53,607 --> 00:38:55,151
‫- سرت توی کار خودت باشه
‫- باشه. آنا، به من نگاه کن

793
00:38:55,234 --> 00:38:56,736
‫فکر می‌کنی ازت می‌ترسم؟

794
00:38:56,819 --> 00:38:59,613
‫- پول منه
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟

795
00:38:59,697 --> 00:39:01,657
‫- اون پول لامصب مال منه
‫- بیخیال. هی. هی

796
00:39:01,741 --> 00:39:02,908
‫پولم رو پس بده

797
00:39:03,743 --> 00:39:06,537
‫حرومزاده. می‌کشونمت به دادگاه

798
00:39:06,620 --> 00:39:08,622
‫- آنا. هی، آروم باش
‫- دروغ نمیگم!

799
00:39:08,706 --> 00:39:09,999
‫می‌خوایم چیکارش کنیم؟

800
00:39:10,082 --> 00:39:11,792
‫اون زن دیوونه‌ست

801
00:39:11,876 --> 00:39:14,003
‫- تو هیچی نداری! همه‌ش مال منه!
‫- آنا، آروم باش. آروم

802
00:39:14,086 --> 00:39:15,588
‫خیلی‌خب

803
00:39:15,671 --> 00:39:17,048
‫- فقط نفس بکش، آنا
‫- عوضیِ پول‌دوستیه

804
00:39:17,131 --> 00:39:18,382
‫داره چیکار می‌کنه؟

805
00:39:18,466 --> 00:39:19,759
‫انگار داره آرومش می‌کنه

806
00:39:19,842 --> 00:39:21,635
‫آرومش می‌کنه؟
‫«آرومش می‌کنه»؟

807
00:39:21,719 --> 00:39:23,971
‫چیزی که من دارم می‌بینم
‫آروم کردن نیست

808
00:39:24,055 --> 00:39:25,723
‫به نظرت داره چیکار می‌کنه؟

809
00:39:25,806 --> 00:39:27,224
‫- داره آرومش می‌کنه
‫- نمی‌دونم. دارم از تو می‌پرسم

810
00:39:27,308 --> 00:39:29,602
‫آرومش می‌کنه؟
‫اون کار آروم کردنه؟

811
00:39:30,019 --> 00:39:32,188
‫پسره داره سعی می‌کنه کمک‌مون بده

812
00:39:32,271 --> 00:39:34,648
‫- به نظر من که اونطور نیست...
‫- زنه دیوونه شده

813
00:39:34,732 --> 00:39:36,859
‫می‌دونم دیوونه‌ست،
‫اما اونجا رو ببین...

814
00:39:36,942 --> 00:39:38,527
‫ببین چطور...

815
00:39:39,028 --> 00:39:41,322
‫به نظرم داری الکی بزرگش می‌کنی

816
00:39:41,405 --> 00:39:42,865
‫من نمی...

817
00:39:42,948 --> 00:39:44,492
‫پسره فقط سعی می‌کنه
‫به خودمون کمک کنه، همین

818
00:39:44,575 --> 00:39:46,327
‫اونطوری کسی رو آروم نمی‌کنن

819
00:39:46,786 --> 00:39:48,579
‫فقط چون از هم جدا شدیم...

820
00:39:48,662 --> 00:39:49,997
‫آنا

821
00:39:50,081 --> 00:39:51,499
‫...می‌خواد من رو
‫از کلاب خودم بندازه بیرون

822
00:39:51,582 --> 00:39:52,917
‫می‌شنوی چی میگم؟

823
00:39:53,000 --> 00:39:56,337
‫واقعاً حرومزاده‌ی مادرجنده‌ایه

824
00:39:56,420 --> 00:39:58,422
‫با بد کسی درافتاده

825
00:39:58,506 --> 00:40:00,716
‫توی کلاب مچش رو گرفتم

826
00:40:00,800 --> 00:40:05,012
‫که داشت با اون دست‌های ورم‌کرده‌ش

827
00:40:05,096 --> 00:40:07,390
‫پول‌ها رو از توی صندوق کش می‌رفت

828
00:40:07,473 --> 00:40:09,642
‫- آنا؟ آنا...
‫- بذار یه چیزی رو بهت بگم

829
00:40:09,725 --> 00:40:11,268
‫آنا، من... باید برم

830
00:40:11,352 --> 00:40:12,853
‫بیش‌تر از چیزی که دزدیده رو ازش می‌گیرم...

831
00:40:16,232 --> 00:40:18,651
‫- بازم آنا بود
‫- آره

832
00:40:18,734 --> 00:40:21,320
‫داره عقلش رو از دست میده،
‫و داره من رو هم دیوونه می‌کنه

833
00:40:21,404 --> 00:40:23,697
‫باید به ویتو زنگ بزنی

834
00:40:23,781 --> 00:40:26,033
‫- باید با ویتو حرف بزنی
‫- نمی‌تونم باهاش حرف بزنم

835
00:40:26,117 --> 00:40:27,410
‫باید باهاش حرف بزنی

836
00:40:27,493 --> 00:40:29,245
‫الان داشت تهدید می‌کرد

837
00:40:29,328 --> 00:40:30,704
‫که می‌خواد ببرش به دادگاه،

838
00:40:30,788 --> 00:40:31,997
‫و اون کار رو می‌کنه

839
00:40:32,081 --> 00:40:33,666
‫دارم بهت میگم،
‫نباید توی ماجرا دخالت کنیم

840
00:40:33,749 --> 00:40:35,000
‫بذار خودشون حلش کنن

841
00:40:35,084 --> 00:40:37,086
‫متاسفم. می‌دونم خیلی سخته

842
00:40:37,169 --> 00:40:38,921
‫اگه به ویتو زنگ بزنم
‫قضیه بدتر میشه

843
00:40:39,004 --> 00:40:40,464
‫آه، خیلی مطمئن نباش

844
00:40:40,548 --> 00:40:42,883
‫عزیزم، دارم میگم قضیه بدتر میشه

845
00:40:43,551 --> 00:40:45,761
‫فعلاً بیخیال شو

846
00:40:46,178 --> 00:40:49,932
‫اگه می‌دونستم رابطه‌ی
‫ویتو و آنا قراره اینطور بشه،

847
00:40:50,015 --> 00:40:52,143
‫بیش‌تر باهاشون حرف می‌زدم.
‫یه چیزی می‌گفتم

848
00:40:52,226 --> 00:40:54,186
‫اما ویتو خیلی یه دنده‌ست

849
00:40:54,270 --> 00:40:55,146
‫نمیشه نظرش رو عوض کرد

850
00:40:55,229 --> 00:40:56,522
‫ویتو، باید بری

851
00:40:56,605 --> 00:40:57,857
‫زن من چه ربطی...

852
00:40:57,940 --> 00:40:59,066
‫اصلاً چرا باهاش حرف می‌زنی؟

853
00:40:59,150 --> 00:41:00,651
‫مشاور ازدواجی؟

854
00:41:00,734 --> 00:41:02,653
‫ویتو، روزی ۱۰ بار
‫به بابی زنگ می‌زنه

855
00:41:02,736 --> 00:41:04,363
‫باید چیکار کنیم؟
‫گوشی رو جواب ندیم؟

856
00:41:04,447 --> 00:41:05,656
‫هیچ کاری نکنیم؟
‫اصلاً چیکار می‌تونیم بکنیم؟

857
00:41:05,739 --> 00:41:07,324
‫بابت تماس‌ها متاسفم

858
00:41:07,408 --> 00:41:08,909
‫اما گوش کن، اون...
‫حالش خوبه. عصبانیه

859
00:41:08,993 --> 00:41:10,494
‫خب، یعنی مضطربه

860
00:41:10,578 --> 00:41:11,996
‫چه کاری از دستتون برمیاد؟
‫چیز خاصی نیست. خوبه

861
00:41:11,997 --> 00:41:13,580
‫[ آنا جنوویزه در مقابل ویتو جنوویزه ]
‫[ دادگاه عالی نیوجرسی ]

862
00:41:13,581 --> 00:41:16,417
‫این مرد کسب‌وکارم رو تصاحب کرد،

863
00:41:16,500 --> 00:41:18,627
‫و می‌خواد من رو نابود کنه

864
00:41:18,711 --> 00:41:22,047
‫میگه ورشکسته شده.
‫اما دروغ میگه

865
00:41:22,131 --> 00:41:25,092
‫میلیون‌ها دلار پول داره

866
00:41:25,176 --> 00:41:26,844
‫چندین هزار دلار می‌گیره

867
00:41:26,927 --> 00:41:30,014
‫هر هفته چندین هزار دلار
‫پولِ معاف از مالیات می‌گیره

868
00:41:30,097 --> 00:41:33,851
‫من ظروف طلای ۲۴ عیار و پلاتین داشتم

869
00:41:34,435 --> 00:41:36,979
‫نقره‌جاتم از بهترین مارک‌های دنیا بودن

870
00:41:37,062 --> 00:41:40,733
‫هر هفته مهمونی می‌گرفتیم

871
00:41:40,816 --> 00:41:43,736
‫‏۲۵ تا ۳۰ تا آدم می‌اومد

872
00:41:43,819 --> 00:41:46,780
‫از نیویورک هنرمند استخدام می‌کردیم

873
00:41:47,865 --> 00:41:52,620
‫‏۳۰ تا لباس مجلسی
‫توی اتاق لباس‌هام داشتم

874
00:41:52,703 --> 00:41:55,331
‫پس هر چیزی هم که گفت،

875
00:41:55,831 --> 00:41:58,876
‫به من اعتماد کنید، خانم قاضی،
‫پول زیادی داره

876
00:41:58,959 --> 00:42:02,796
‫خودش توی گرینیچ ویلج
‫یه کلاب شبانه داره

877
00:42:02,880 --> 00:42:05,299
‫توی ویرجینیا پیست
‫مسابقات سگ‌دوانی داره

878
00:42:05,382 --> 00:42:07,051
‫کی چنین پیستی داره؟

879
00:42:07,134 --> 00:42:11,347
‫هر هفته کیسه‌های کاغذی
‫پر از پول براش میارن!

880
00:42:11,430 --> 00:42:12,890
‫هر هفته

881
00:42:12,973 --> 00:42:15,601
‫و باور کنید، خانم قاضی، مطمئنم.
‫با چشم‌های خودم دیدم

882
00:42:15,684 --> 00:42:17,686
‫و بذارید یه چیز دیگه رو بگم،

883
00:42:18,103 --> 00:42:20,105
‫با اینکه خیلی عجیب به نظر می‌رسه،

884
00:42:20,189 --> 00:42:21,815
‫هنوزم دوستش دارم

885
00:42:22,274 --> 00:42:24,818
‫می‌دونم. خیلی دیوونه‌ام

886
00:42:25,361 --> 00:42:28,072
‫اما اگه بخواد با من باشه،
‫همین امروز برمی‌گردم پیشش

887
00:42:28,864 --> 00:42:30,032
‫حقیقت رو دارم میگم

888
00:42:31,283 --> 00:42:34,453
‫حتی با دوست خوبش
‫فرانک کاستلو هم حرف زدم،

889
00:42:34,912 --> 00:42:37,915
‫کسی که توی این شهر
‫مرد خیلی مهمیه

890
00:42:37,998 --> 00:42:40,793
‫و روی شوهر من تاثیر زیادی می‌ذاره

891
00:42:40,876 --> 00:42:41,919
‫چی شد؟

892
00:42:42,503 --> 00:42:44,338
‫فرانک باهاش حرف زد،

893
00:42:44,421 --> 00:42:47,091
‫و حتی اون کار هم فایده‌ای نداشت

894
00:42:47,758 --> 00:42:50,344
‫پس می‌دونید، نمی‌دونم چی بگم

895
00:42:50,427 --> 00:42:51,887
‫حتی به حرف‌های فرانک
‫کاستلو هم گوش نداد،

896
00:42:51,971 --> 00:42:54,557
‫و از همون بچگی
‫دوست‌های صمیمی همدیگه‌ان

897
00:42:55,933 --> 00:42:57,560
‫حتی به حرف‌های
‫فرانک هم گوش نداد

898
00:42:57,561 --> 00:43:00,061
‫[ جنجالی که فرانک کاستلو
‫نمی‌تواند سروسامانش دهد ]

899
00:43:00,062 --> 00:43:01,605
‫چطور ممکنه؟

900
00:43:02,022 --> 00:43:04,608
‫باورم نمیشه که توی دادگاه
‫اسم تو رو آورده

901
00:43:05,276 --> 00:43:06,735
‫اگه ویتو پول می‌داد بهش،

902
00:43:06,819 --> 00:43:08,988
‫اصلاً کارشون به دادگاه نمی‌کشید. من...

903
00:43:09,071 --> 00:43:10,864
‫اگه من پول رو می‌دادم،
‫خیلی خوب میشد

904
00:43:10,948 --> 00:43:12,825
‫- اما نتونستم، خدا نکنه
‫- قضیه درمورد پول نیست

905
00:43:12,908 --> 00:43:14,785
‫ویتو مثل یه تیکه آشغال
‫با زنش رفتار می‌کرد

906
00:43:14,868 --> 00:43:16,537
‫برای همین کار به اینجا کشیده

907
00:43:16,620 --> 00:43:18,706
‫زنه دیوونه‌ست. مرده روانیه

908
00:43:18,789 --> 00:43:21,166
‫و الان اسم تو توی روزنامه‌ست

909
00:43:21,959 --> 00:43:23,836
‫باید این روزهای سخت رو پشت سر گذاشت

910
00:43:24,962 --> 00:43:26,922
‫خانم قاضی، باید اعتراف کنم
‫که این خانم یه معماست

911
00:43:27,006 --> 00:43:27,965
‫یه معمای بزرگ

912
00:43:28,507 --> 00:43:29,967
‫به عنوان همسرم باهام زندگی کرد،

913
00:43:30,050 --> 00:43:31,885
‫ولی بعدش از پشت بهم
‫خنجر می‌زنه، خانم قاضی

914
00:43:32,553 --> 00:43:35,014
‫شهادت میده که من یه تبهکارم

915
00:43:35,514 --> 00:43:36,849
‫همه‌ی مشکلاتم از همون‌جا شروع شدن

916
00:43:36,932 --> 00:43:39,184
‫من دوست دارم توی خونه باشم.
‫یه شوهر فداکارم

917
00:43:39,268 --> 00:43:40,352
‫خودش هم میگه

918
00:43:41,186 --> 00:43:43,355
‫از بددهنی همسرم تعجب کردم

919
00:43:43,772 --> 00:43:45,065
‫به نظر من، اون یه زن بیماره

920
00:43:45,149 --> 00:43:46,400
‫که وارد دوران یائسگی شده

921
00:43:46,483 --> 00:43:47,860
‫و برای همون من رو ترک کرد

922
00:43:47,943 --> 00:43:49,236
‫به نظرم اصلاً نمی‌دونسته
‫که داره چیکار می‌کنه

923
00:43:49,320 --> 00:43:50,237
‫یا چی میگه، خانم قاضی

924
00:43:50,321 --> 00:43:51,822
‫بهش وفادار نبودید؟

925
00:43:52,698 --> 00:43:54,825
‫خانم قاضی، خودتون من رو ببینید.
‫به نظرتون من رومئوئم؟

926
00:43:54,908 --> 00:43:57,453
‫ها؟

927
00:43:58,579 --> 00:43:59,622
‫شما رو اینطور توصیف کردن:

928
00:43:59,705 --> 00:44:01,248
‫«رئیس گروه‌های تبهکاری»

929
00:44:01,332 --> 00:44:02,958
‫- مسخره‌ست
‫- گفتن میلیونر هستید

930
00:44:03,042 --> 00:44:04,543
‫کاش بودم

931
00:44:04,627 --> 00:44:06,337
‫لطف داشتن، خانم قاضی،
‫اما اینا دروغن

932
00:44:06,420 --> 00:44:07,720
‫تنها درآمدی که دارم از طریق

933
00:44:07,721 --> 00:44:09,840
‫مدیریت شرکت تجاری «کولونیال»
‫توی خیابون واشینگتونه

934
00:44:09,923 --> 00:44:12,551
‫کاغذ باطله‌ها رو
‫از دفترهای منهتن جمع می‌کنیم

935
00:44:12,635 --> 00:44:14,470
‫مدارک مالیاتی هم دارم.
‫می‌تونم ثابت کنم

936
00:44:14,928 --> 00:44:16,555
‫تک تک کلماتی...

937
00:44:16,639 --> 00:44:19,475
‫که الان از دهن این آقا خارج شدن

938
00:44:19,558 --> 00:44:21,101
‫کامل دروغ بودن

939
00:44:21,185 --> 00:44:22,770
‫چطوره یه لطفی به همه‌مون بکنی
‫و دهنت رو ببندی؟

940
00:44:22,853 --> 00:44:24,605
‫خیلی بهتر میشه

941
00:44:24,688 --> 00:44:26,315
‫- الان عقلش سر جاش نیست
‫- به نظرم دیوونه‌ای

942
00:44:26,398 --> 00:44:27,900
‫- نه. آره، خب، من دیوونه‌ام
‫- دیوونه‌ای

943
00:44:27,983 --> 00:44:29,610
‫یه بازیگری

944
00:44:29,693 --> 00:44:32,196
‫الان داری برای همه آدم‌های
‫توی این دادگاه کوفتی فیلم بازی می‌کنی

945
00:44:32,279 --> 00:44:34,156
‫- و همه‌شون می‌دونن
‫- خانم

946
00:44:34,239 --> 00:44:37,034
‫- بهترین بازیگر دنیایی
‫- لطفاً خودتون رو کنترل کنید

947
00:44:37,117 --> 00:44:39,787
‫از کلارک گیبل هم بهتر بازی می‌کنی.
‫نشسته همین‌جا

948
00:44:39,870 --> 00:44:41,622
‫و قلبم شکسته

949
00:44:41,705 --> 00:44:44,333
‫که باید اصلاً اینجا باشم
‫و التماس کنم پولم رو پس بده

950
00:44:44,416 --> 00:44:46,877
‫برای اون پول زحمت کشیده بودم. باشه؟

951
00:44:46,960 --> 00:44:50,589
‫و اون سعی کرد همه‌ی
‫کسب‌وکار من رو تصاحب کنه

952
00:44:50,673 --> 00:44:52,091
‫میشه لطفاً خودتون رو کنترل کنید؟

953
00:44:52,174 --> 00:44:53,300
‫کلاً عادتشه

954
00:44:53,384 --> 00:44:55,177
‫همه‌ چیز رو می‌خواد تصاحب کنه

955
00:44:55,260 --> 00:44:56,845
‫- مگه نه؟ عادته؟
‫- سکوت کنید...

956
00:44:56,929 --> 00:44:58,889
‫- دوست داری همه چیز رو تصاحب کنی
‫- ...و سعی کنید آروم باشید

957
00:44:58,972 --> 00:45:00,891
‫و بعدش هم تصاحبش می‌کنی

958
00:45:00,974 --> 00:45:02,309
‫نمی‌دونم باید چی بگم، خانم قاضی

959
00:45:02,393 --> 00:45:03,769
‫الان عقلش سر جاش نیست

960
00:45:03,852 --> 00:45:05,771
‫همه‌ی پول‌هاش رو
‫خرج فاحشه‌ها می‌کنه

961
00:45:05,854 --> 00:45:07,815
‫پول‌هاش اینطور خرج میشن،
‫خرج جنده‌های کثیف میشن

962
00:45:07,898 --> 00:45:09,441
‫اونطور خرجشون می‌کنه.
‫برای همین...

963
00:45:09,525 --> 00:45:10,943
‫شاید هم واقعاً ورشکسته شدی

964
00:45:11,026 --> 00:45:12,695
‫- خانم
‫- شاید ورشکسته شدی، ویتو

965
00:45:12,778 --> 00:45:14,405
‫شاید چون همه‌ی پول‌هات رو

966
00:45:14,488 --> 00:45:15,489
‫خرج فاحشه‌ها کردی

967
00:45:15,572 --> 00:45:17,032
‫خانم جنوویزه. خانم

968
00:45:17,116 --> 00:45:18,909
‫- آروم باشید
‫- نمی‌دونم چی بگم

969
00:45:18,992 --> 00:45:21,412
‫اینجا به لطف تو
‫تبدیل به یه سیرک شده

970
00:45:21,495 --> 00:45:23,163
‫تو یه دلقکی، نه؟

971
00:45:23,247 --> 00:45:24,998
‫یه تبهکار نیستی، یه دلقکی

972
00:45:25,082 --> 00:45:27,042
‫مایه‌ی ناامیدی هستی

973
00:45:27,126 --> 00:45:29,378
‫ویتو مطبوعات محلی رو دعوت کرد...

974
00:45:29,461 --> 00:45:31,130
‫آره، باور کردنی نیست

975
00:45:31,213 --> 00:45:32,923
‫مطبوعات محلی رو دعوت کرد

976
00:45:33,006 --> 00:45:35,092
‫به خونه‌ی کوچیکی که
‫توی شهر فریهولدِ نیوجرسی خریده بود،

977
00:45:35,175 --> 00:45:37,886
‫تا به دادگاه نشون بده که
‫یه آدم معمولی و زحمتکشه

978
00:45:37,970 --> 00:45:39,763
‫آروم باشید. آره،
‫انتظار داشتید چطور باشه؟

979
00:45:39,847 --> 00:45:42,975
‫انتظار داشتید چند نفر
‫با مسلسل اینجا باشن؟

980
00:45:43,058 --> 00:45:44,351
‫زیادی فیلم نگاه می‌کنید

981
00:45:44,435 --> 00:45:45,519
‫زیادی به حرف‌های پلیس گوش می‌دید

982
00:45:45,602 --> 00:45:47,104
‫امیدوارم گرسنه‌تون باشه

983
00:45:47,187 --> 00:45:49,857
‫باید مطمئن بشم که همه‌تون
‫با خوشحالی از خونه‌م می‌رید

984
00:45:49,940 --> 00:45:51,608
‫اگه خوشحال نباشید،
‫منم خوشحال نیستم،

985
00:45:51,692 --> 00:45:53,026
‫و اونوقت توی دردسر می‌افتم

986
00:45:53,110 --> 00:45:54,820
‫پس باید راجع به من
‫مطالب خوبی بنویسید

987
00:45:54,903 --> 00:45:57,072
‫همسرتون شهادت داده که شما
‫رئیس لاتاری بودید

988
00:45:57,156 --> 00:45:58,615
‫- بخت‌آزمایی غیرقانونی؟
‫- آره

989
00:45:58,699 --> 00:45:59,908
‫با توجه به حرف‌های اون و بقیه،

990
00:45:59,992 --> 00:46:01,618
‫من باید رئیس هزار جا باشم

991
00:46:01,702 --> 00:46:03,454
‫علاوه‌بر بخت‌آزمایی،
‫میگن من رئیس فلانم،

992
00:46:03,537 --> 00:46:05,789
‫رئیس بهمانم...
‫من رئیس همه چیزم

993
00:46:05,873 --> 00:46:08,083
‫اما می‌دونید چیه؟
‫هر چیزی که دوست دارید بنویسید

994
00:46:08,584 --> 00:46:10,586
‫اینم چند تا سوسیس خدمت شما

995
00:46:10,669 --> 00:46:12,963
‫بعد از خوردن غذا،
‫هر کاری خواستید بکنید

996
00:46:13,046 --> 00:46:14,590
‫ازم بازجویی کنید.
‫هر کاری که دوست داشتید

997
00:46:14,673 --> 00:46:16,049
‫صبر کنید، به کمدم نگاه کنید

998
00:46:16,133 --> 00:46:18,385
‫‏۵ تا کت‌وشلوار دارم،
‫‏۵ جفت کفش دارم

999
00:46:18,469 --> 00:46:21,263
‫تقریباً ۵ سالی میشه
‫که کت‌وشلوار جدید نخریدم

1000
00:46:21,346 --> 00:46:22,681
‫آره، شرمنده، یه‌کم خاک گرفته

1001
00:46:22,765 --> 00:46:24,141
‫نظرتون چیه؟

1002
00:46:24,224 --> 00:46:25,309
‫دیروز گذاشتمش اونجا
‫تا شما رو گول بزنم؟ ها؟

1003
00:46:27,394 --> 00:46:29,730
‫عمارت من با دیوارهای تخته‌گچی رو ببینید

1004
00:46:29,813 --> 00:46:31,482
‫ببینید کجا می‌خوابم.
‫اونجا می‌خوابم

1005
00:46:31,565 --> 00:46:33,484
‫فکر می‌کنید نگران میشم
‫اگه کنار پنجره بخوابم

1006
00:46:33,567 --> 00:46:35,194
‫چون ممکنه مشکلی پیش بیاد

1007
00:46:35,277 --> 00:46:37,070
‫نگران این باشم که شاید یکی بیاد
‫و از پشت پنجره بهم شلیک کنه، ها؟ نه

1008
00:46:37,154 --> 00:46:38,572
‫چیزی برای نگرانی ندارم

1009
00:46:38,655 --> 00:46:40,532
‫تخت اینجاست،
‫پنجره هم اونجاست. خب؟

1010
00:46:40,616 --> 00:46:41,992
‫اگه می‌خواستم چیزی رو پنهان کنم،

1011
00:46:42,075 --> 00:46:43,285
‫اجازه نمی‌دادم شما بیاید داخل

1012
00:46:43,368 --> 00:46:44,912
‫بهم اعتماد کنید. یالا

1013
00:46:44,995 --> 00:46:46,288
‫بیاید بریم توی اتاق‌های دیگه.
‫یه‌کم نوشیدنی میل کنیم

1014
00:46:46,371 --> 00:46:49,708
‫ویتو تونست بازخورد مثبت
‫مطبوعات رو بگیره

1015
00:46:49,792 --> 00:46:51,794
‫تا اینکه قاضی به نفع آنا
‫رای رو صادر کرد

1016
00:46:51,877 --> 00:46:54,713
‫آنا حق نفقه و کنترل کلاب زبرا رو گرفت

1017
00:46:54,797 --> 00:46:56,757
‫خدایا، باعث شد ویتو دیوونه بشه

1018
00:46:56,840 --> 00:46:58,091
‫روانی شد

1019
00:47:00,950 --> 00:47:05,950
‫♪ Tea for Two - Irving Caesar ♪

1020
00:47:58,777 --> 00:48:00,237
‫ظرف چند ماه،

1021
00:48:00,654 --> 00:48:03,323
‫عواقب اشاره‌ی آنا به ارتباط من

1022
00:48:03,407 --> 00:48:06,451
‫با ویتو توی دادگاه، برام فاجعه‌بار شد

1023
00:48:06,535 --> 00:48:08,161
‫تیتر روزنامه اون رو
‫اینطور معرفی می‌کنه
‫(سناتور اِستیس کیفاور از تِنِسی)

1024
00:48:08,245 --> 00:48:11,081
‫«فرانک کاستلوی قمارباز»

1025
00:48:11,707 --> 00:48:13,166
‫و حتی از اون نقل می‌کنه که پرسیده:

1026
00:48:13,250 --> 00:48:15,752
‫«فکر می‌کنن کی هستم؟ سوپرمن؟»

1027
00:48:15,836 --> 00:48:19,006
‫خب، فکر نمی‌کنیم که اون سوپرمنه

1028
00:48:19,089 --> 00:48:21,008
‫در پرتو خشونت‌های سازمان‌یافته‌ی امروزی

1029
00:48:21,091 --> 00:48:22,342
‫و تهدید روزافزون مواد مخدر،

1030
00:48:22,426 --> 00:48:23,969
‫این جلسات برای بررسی
‫این موضوع تشکیل میشن

1031
00:48:24,052 --> 00:48:26,221
‫که چطور مردی مثل فرانک کاستلو،

1032
00:48:26,305 --> 00:48:28,974
‫یه قمارباز حرفه‌ایِ سابقه‌دار،

1033
00:48:29,057 --> 00:48:31,685
‫به‌خاطر ضرب و شتم

1034
00:48:31,768 --> 00:48:34,104
‫تا حمل اسلحه،

1035
00:48:34,187 --> 00:48:36,231
‫هنوز اونقدر ارتباطات سیاسی داره

1036
00:48:36,315 --> 00:48:40,360
‫که می‌تونه شهردارها، قاضی‌ها
‫و مقامات شهری رو نامزد کنه،

1037
00:48:40,444 --> 00:48:43,655
‫و شهرهای ما رو در معرض
‫فساد شهری قرار بده

1038
00:48:43,739 --> 00:48:46,366
‫اسمش حتی به عنوان همراه نزدیکِ

1039
00:48:46,450 --> 00:48:49,870
‫تبهکار ویتو جنوویزه توی
‫یه پرونده‌ی خانوادگی ذکر شده

1040
00:48:50,412 --> 00:48:51,955
‫به نظرم خوشگل افتادی، فرانک

1041
00:48:52,039 --> 00:48:53,707
‫شبیه، آه... خیلی شاهانه به نظر می‌رسی

1042
00:48:53,790 --> 00:48:56,209
‫به هر حال، فقط موضع‌گیری سیاسیه

1043
00:48:56,293 --> 00:48:57,878
‫کیفاور می‌خواد برای
‫ریاست جمهوری بنویسه

1044
00:48:57,961 --> 00:48:59,296
‫و این کارها فقط تبلیغاته

1045
00:48:59,379 --> 00:49:00,297
‫می‌خواد از شهرت تو استفاده کنه

1046
00:49:00,380 --> 00:49:02,007
‫عکست از نزدیک گرفته شده

1047
00:49:02,090 --> 00:49:03,634
‫نگران بودم که نکنه یه‌کم بزرگ
‫و چاق به نظر برسی

1048
00:49:03,717 --> 00:49:04,885
‫اما خوب افتادی

1049
00:49:04,968 --> 00:49:06,136
‫- زیر چونه‌ت چربی جمع نشده
‫- اوه، خب، من...

1050
00:49:06,219 --> 00:49:08,221
‫ها؟ بدون شک...
‫خب، می‌دونی...

1051
00:49:08,305 --> 00:49:09,932
‫نمی‌خوام که...

1052
00:49:10,015 --> 00:49:11,099
‫- ممنون بابت تعریفت
‫- گوش کن، خیلی شاهانه به نظر می‌رسی

1053
00:49:11,183 --> 00:49:12,643
‫- ها؟
‫- انگار یه آدم سلطنتی هستی

1054
00:49:12,726 --> 00:49:15,145
‫آره. سلطنتی

1055
00:49:15,854 --> 00:49:17,230
‫خب این یعنی چی؟
‫منظورت چیه؟

1056
00:49:17,314 --> 00:49:19,775
‫- نظرت چیه؟
‫- راحته. می‌ریم دادگاه

1057
00:49:19,858 --> 00:49:21,985
‫از متمم پنجم استفاده می‌کنی.
‫بعدش می‌ریم ناهار می‌خوریم
‫(حق سکوت)

1058
00:49:22,069 --> 00:49:24,404
‫پس فقط متمم پنجم.
‫همین رو میگی؟

1059
00:49:25,280 --> 00:49:27,616
‫یه مشکلی در این مورد دارم.
‫باید راجع بهش حرف بزنیم

1060
00:49:28,033 --> 00:49:31,453
‫من می‌خرم، فرانک.
‫خیلی‌خب؟ پول ناهار رو من میدم

1061
00:49:31,536 --> 00:49:33,622
‫خیلی... پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ایه

1062
00:49:33,705 --> 00:49:36,249
‫که توی اون دفتر مجلل جدیدت
‫که خودم پولش رو دادم غذا بخوریم

1063
00:49:36,333 --> 00:49:38,126
‫حالا باید اجاره رو هم بدیم، فرانک،

1064
00:49:38,210 --> 00:49:39,711
‫پس ازت می‌خوام تحت کنترل باشی

1065
00:49:39,795 --> 00:49:41,630
‫آره، آره، می‌دونم.
‫منم می‌خوام

1066
00:49:41,713 --> 00:49:43,006
‫منم می‌خوام توی
‫همون موقعیت نگهت دارم،

1067
00:49:43,090 --> 00:49:44,633
‫تا وقتی که نذاری توی دردسر بیُفتم،

1068
00:49:44,716 --> 00:49:46,051
‫می‌تونم توی اون موقعیت نگهت دارم

1069
00:49:46,134 --> 00:49:47,386
‫...از برنامه‌مون

1070
00:49:47,469 --> 00:49:48,762
‫حالا وقتش رسیده که مهمون
‫مرموزمون رو دعوت کنیم

1071
00:49:48,845 --> 00:49:50,180
‫از اونجایی که کارشناس‌هامون

1072
00:49:50,263 --> 00:49:52,224
‫مهمون‌مون رو خیلی سریع می‌شناسن،

1073
00:49:52,307 --> 00:49:54,059
‫چشم‌هاشون رو بستیم

1074
00:49:54,142 --> 00:49:55,644
‫همه چشم‌بندهاشون رو زدن؟

1075
00:49:55,727 --> 00:49:57,229
‫- آره
‫- آره!

1076
00:49:57,312 --> 00:49:58,605
‫مهمون مرموز میشه بیایی داخل،

1077
00:49:58,689 --> 00:50:00,232
‫و لطفاً امضا کنی؟

1078
00:50:07,739 --> 00:50:10,492
‫حالا بیا و بشین کنار من

1079
00:50:10,575 --> 00:50:11,952
‫خب، همونطور که می‌دونید،

1080
00:50:12,035 --> 00:50:13,203
‫چون مهمون ویژه‌ست،

1081
00:50:13,286 --> 00:50:14,871
‫از تشریفات معمول صرف‌نظر می‌کنیم

1082
00:50:14,955 --> 00:50:16,790
‫و مستقیم می‌ریم سراغ سوالات کلی

1083
00:50:17,332 --> 00:50:19,710
‫از خانم فرانسیس شروع می‌کنیم

1084
00:50:20,293 --> 00:50:22,170
‫توی صنعت سرگرمی هستی؟

1085
00:50:26,717 --> 00:50:27,801
‫نه

1086
00:50:27,884 --> 00:50:29,386
‫نه. یه سوالتون پرید

1087
00:50:29,469 --> 00:50:31,304
‫- ‏۹ تا سوال دیگه مونده
‫- چی؟ نه؟

1088
00:50:31,388 --> 00:50:35,892
‫اشکالی نداره؟ اینکه یه سناتور میره
‫توی یه مسابقه‌ی تلویزیونی شرکت می‌کنه؟

1089
00:50:35,976 --> 00:50:39,104
‫می‌خوام ببینم چطور درمورد
‫دوست‌های سیاسیش حرف می‌زنه

1090
00:50:39,187 --> 00:50:41,148
‫که توی تنسی رشوه می‌گیرن

1091
00:50:41,857 --> 00:50:44,192
‫یا معاون‌های کلانتری که روزهای تعطیل

1092
00:50:44,276 --> 00:50:45,902
‫توی کازینوها ماشین پارک می‌کنن!

1093
00:50:45,986 --> 00:50:47,320
‫بذار راجع به اون حرف بزنه

1094
00:50:47,738 --> 00:50:49,031
‫اطلاعات زیادی داری

1095
00:50:49,114 --> 00:50:50,032
‫باید خودت جلسات دادرسی داشته باشی

1096
00:50:50,115 --> 00:50:51,408
‫آره

1097
00:50:51,491 --> 00:50:53,035
‫اگه داشتم، الان اینجا
‫این برنامه رو نگاه نمی‌کردم

1098
00:50:53,836 --> 00:50:54,836
‫نه

1099
00:50:55,162 --> 00:50:57,873
‫توی سیاست فدرال فعالیت داری؟

1100
00:50:58,248 --> 00:50:59,374
‫آره

1101
00:50:59,458 --> 00:51:01,334
‫در حال حاضر درگیر

1102
00:51:01,418 --> 00:51:03,879
‫یه تحقیقات معروف هستی؟

1103
00:51:03,962 --> 00:51:05,047
‫آره

1104
00:51:05,422 --> 00:51:08,717
‫در سمت حق و درست
‫اون تحقیقات هستی؟

1105
00:51:08,800 --> 00:51:11,762
‫- امیدوارم
‫- اوه، صداش آشناست

1106
00:51:11,845 --> 00:51:13,513
‫سناتور کیفاور نیستی؟

1107
00:51:13,597 --> 00:51:15,891
‫آره. درسته

1108
00:51:16,400 --> 00:51:20,212
‫[ کمیته‌ی سنای ایالات متحده
‫برای تحقیق درمورد جرم در تجارت بین‌ایالتی ]

1109
00:51:22,230 --> 00:51:23,940
‫محترمانه از جواب دادن امتناع می‌کنم...

1110
00:51:24,024 --> 00:51:25,734
‫...به پرسش‌های شما،
‫به این دلیل که...

1111
00:51:25,817 --> 00:51:28,570
‫...جوابم ممکنه باعث بشه
‫در معرض اتهام قرار بگیرم

1112
00:51:28,653 --> 00:51:30,489
‫محترمانه از جواب دادن امتناع می‌کنم

1113
00:51:30,572 --> 00:51:32,991
‫به این دلیل که جوابم ممکنه
‫باعث بشه در معرض...

1114
00:51:33,075 --> 00:51:34,409
‫...در معرض اتهام قرار بگیرم

1115
00:51:34,493 --> 00:51:36,244
‫...جوابم ممکنه باعث بشه
‫در معرض اتهام قرار بگیرم

1116
00:51:36,328 --> 00:51:38,205
‫محترمانه از جواب دادن امتناع می‌کنم

1117
00:51:38,288 --> 00:51:41,458
‫به این دلیل که جوابم ممکنه باعث بشه
‫در معرض اتهام قرار بگیرم
‫[ جنوویزه ۱۵۰ بار به متمم پنجم استناد کرد ]

1118
00:51:41,541 --> 00:51:44,711
‫وکیل ارشد هالی ادامه‌ی
‫سوال‌ها رو می‌پرسه

1119
00:51:44,795 --> 00:51:48,048
‫آقای پروفاچی، شما مدیر شرکت
‫روغن زیتون بلا میا

1120
00:51:48,131 --> 00:51:50,967
‫در خیابان ۷۹اُم بنسون‌هرست،
‫بروکلین، نیویورک سیتی هستید؟

1121
00:51:51,426 --> 00:51:53,261
‫از جواب دادن امتناع می‌کنم

1122
00:51:53,345 --> 00:51:57,140
‫به این دلیل که جوابم ممکنه باعث بشه
‫در معرض اتهام قرار بگیرم

1123
00:51:57,224 --> 00:51:59,726
‫آقای پروفاچی، دارم راجع به
‫عنوان شغلی‌تون سوال می‌پرسم

1124
00:51:59,810 --> 00:52:01,770
‫از جواب دادن امتناع می‌کنم

1125
00:52:01,853 --> 00:52:03,855
‫به این دلیل که جوابم ممکنه باعث بشه
‫در معرض اتهام قرار بگیرم

1126
00:52:03,939 --> 00:52:05,899
‫اسم‌تون توی دفتر تلفن
‫با این عنوان ثبت شده

1127
00:52:05,982 --> 00:52:08,401
‫از جواب دادن امتناع می‌کنم
‫به این دلیل که...

1128
00:52:08,485 --> 00:52:10,946
‫دفتر تلفن!
‫حداقل می‌تونید به این سوال جواب بدید

1129
00:52:11,780 --> 00:52:13,615
‫از جواب دادن امتناع می‌کنم

1130
00:52:13,698 --> 00:52:16,576
‫به این دلیل که جوابم ممکنه باعث بشه
‫در معرض اتهام قرار بگیرم

1131
00:52:16,660 --> 00:52:20,122
‫باشه، آقای پروفاچی، بیاید فقط...
‫از سوالات ساده شروع کنیم. باشه؟

1132
00:52:22,332 --> 00:52:23,500
‫چند سالتونه؟

1133
00:52:24,626 --> 00:52:26,962
‫محترمانه از جواب دادن
‫امتناع می‌کنم به این دلیل که...

1134
00:52:27,045 --> 00:52:28,296
‫چطور می‌تونید از جواب دادن امتناع کنید؟

1135
00:52:28,380 --> 00:52:30,382
‫دارم درمورد تاریخ تولدتون سوال می‌پرسم

1136
00:52:32,050 --> 00:52:33,718
‫یه جواب ممکنه باعث بشه
‫یه سوال دیگه رو هم جواب بدم

1137
00:52:35,137 --> 00:52:36,179
‫- باورت میشه؟
‫- نه

1138
00:52:36,263 --> 00:52:38,098
‫من نمی‌تونم اون کار رو بکنم. نمی‌تونم

1139
00:52:38,640 --> 00:52:40,684
‫خب، مجبوری.
‫همه دارن به متمم پنجم استناد می‌کنن

1140
00:52:40,767 --> 00:52:43,019
‫خب، اگه به اون استناد کنم، اونوقت...

1141
00:52:43,103 --> 00:52:44,521
‫بعدش کی بهم زنگ می‌زنه؟ هیچکس

1142
00:52:44,604 --> 00:52:46,439
‫آدم‌های خاصی رو می‌شناسم که...

1143
00:52:46,523 --> 00:52:48,859
‫خیلی می‌ترسن.
‫خطر نمی‌کنن

1144
00:52:48,942 --> 00:52:50,610
‫وقتی به اون متمم استناد کنم،

1145
00:52:50,694 --> 00:52:52,112
‫اون افراد دیگه بهم زنگ نمی‌زنن

1146
00:52:52,195 --> 00:52:54,072
‫نمی‌خوان باهام ارتباطی داشته باشن

1147
00:52:54,156 --> 00:52:56,700
‫چون همه می‌دونن که فقط
‫افراد مجرم به متمم پنجم استناد می‌کنن

1148
00:52:56,783 --> 00:52:58,535
‫خودت می‌دونی

1149
00:52:58,618 --> 00:52:59,953
‫به کمیته چی بگم، فرانک؟

1150
00:53:00,036 --> 00:53:01,788
‫بگو احضاریه نیاز نیست. جورج

1151
00:53:01,872 --> 00:53:03,665
‫داوطلبانه شهادت میدم

1152
00:53:03,748 --> 00:53:06,001
‫نه. به عنوان وکیلت، باید بگم
‫که مخالف شهادت دادنت هستم

1153
00:53:06,084 --> 00:53:07,377
‫اعتراف می‌کنم که قبلاً
‫قاچاقچی مشروب بودم

1154
00:53:07,460 --> 00:53:10,255
‫اعتراف می‌کنم که ۱۱ ماه
‫به‌خاطر حمل سلاح حبس کشیدم

1155
00:53:10,338 --> 00:53:12,007
‫یه جرم کوچیک بوده.
‫‏۳۰ سال ازش می‌گذره

1156
00:53:12,090 --> 00:53:13,758
‫آخه امروز من یه قمارباز حرفه‌ای‌ام

1157
00:53:13,842 --> 00:53:16,344
‫توی املاک و مستغلات کار می‌کنم.
‫به خیریه‌ها کمک می‌کنم

1158
00:53:16,428 --> 00:53:17,804
‫- مالیات میدم
‫- آره. می‌دونم

1159
00:53:17,888 --> 00:53:19,264
‫دیگه می‌خوان ازم چی بپرسن؟
‫من فقط همین‌ها رو می‌دونم

1160
00:53:19,347 --> 00:53:20,515
‫دیگه تامانی هال نیست، فرانک

1161
00:53:20,599 --> 00:53:23,685
‫سناتورهای فدرال آمریکا
‫اونجا نشستن، خیلی‌خب؟

1162
00:53:23,768 --> 00:53:26,438
‫و هفته‌ی گذشته همه‌شون
‫توی اون مسابقه‌ی تلویزیونی نبودن

1163
00:53:26,521 --> 00:53:28,231
‫فقط سیاستمدارن، جورج

1164
00:53:28,315 --> 00:53:29,858
‫اگه چند دلار بذاری توی جیبشون،

1165
00:53:29,941 --> 00:53:31,443
‫میرن پی کارشون، می‌دونی؟

1166
00:53:31,860 --> 00:53:33,612
‫فقط باید بدونی چند دلار

1167
00:53:33,695 --> 00:53:36,239
‫‏۲ دلار، ۱۰ دلار،
‫‏۵۰ دلار، هزاران دلار

1168
00:53:36,323 --> 00:53:38,116
‫هیچ فرقی نداره. همه‌شون...

1169
00:53:38,200 --> 00:53:39,576
‫توی یه ثانیه می‌تونی بخریشون

1170
00:53:39,659 --> 00:53:40,785
‫خیلی‌خب

1171
00:53:40,869 --> 00:53:42,204
‫فقط بهشون میگم
‫از چیزی خبر ندارم

1172
00:53:43,205 --> 00:53:45,081
‫خانم‌ها و آقایون،
‫[ تلویزیون کیفاور - جلسات استماع
‫سنا درمورد جرائم ]

1173
00:53:45,165 --> 00:53:46,958
‫در حالی که این اولین
‫جلسه‌ی استماع کنگره‌ست

1174
00:53:47,042 --> 00:53:49,377
‫که به صورت زنده
‫از تلویزیون پخش میشه،

1175
00:53:49,461 --> 00:53:51,963
‫آقای کاستلو قبول کردن که حاضر بشن

1176
00:53:52,047 --> 00:53:54,132
‫و داوطلبانه شهادت بدن

1177
00:53:54,216 --> 00:53:56,301
‫پس برای حفظ حریم خصوصی،

1178
00:53:56,384 --> 00:53:58,845
‫در طول شهادت،

1179
00:53:58,929 --> 00:54:03,183
‫دوربین‌ها چهره‌ی آقای
‫کاستلو رو نشون نمیدن

1180
00:54:03,892 --> 00:54:04,976
‫آقای هالی

1181
00:54:05,060 --> 00:54:06,686
‫- واقعاً؟
‫- پخش زنده‌ست

1182
00:54:08,480 --> 00:54:10,065
‫تا حالا با اسمی

1183
00:54:10,148 --> 00:54:11,691
‫به جز «فرانک کاستلو» شناخته شدید؟

1184
00:54:11,775 --> 00:54:13,735
‫مثلاً «فرانسیسکو کاستیلیا»؟

1185
00:54:14,236 --> 00:54:16,112
‫کاستیلیا اسم خانوادگی‌مون بود

1186
00:54:16,196 --> 00:54:18,490
‫اسم مادرم «ساوریو» بود

1187
00:54:19,032 --> 00:54:20,492
‫داره از دست‌هاش استفاده می‌کنه

1188
00:54:20,575 --> 00:54:22,077
‫دارن نوع سیگاری
‫که می‌کشه رو نشون میدن

1189
00:54:22,160 --> 00:54:23,495
‫این چیه، تبلیغ سیگار؟

1190
00:54:23,578 --> 00:54:25,747
‫می‌دونی، خیلی از مردم مهاجر،

1191
00:54:25,830 --> 00:54:28,541
‫وقتی به آمریکا میان،
‫از اسم خانوادگی‌شون استفاده می‌کنن

1192
00:54:28,625 --> 00:54:30,627
‫منم وقتی بچه بودم،
‫از اسم خانوادگیم استفاده کردم

1193
00:54:30,710 --> 00:54:32,379
‫وقتی جمله‌ی «از اسم خانوادگیم
‫استفاده کردم» رو می‌گید

1194
00:54:32,462 --> 00:54:33,922
‫به زبان انگلیسی صحبت نکردید

1195
00:54:34,005 --> 00:54:36,174
‫«ممکنه استفاده کرده باشم»
‫از نظر دستور زبان اشتباهه

1196
00:54:36,258 --> 00:54:38,301
‫خب، شرمنده، آقای هالی

1197
00:54:38,385 --> 00:54:39,552
‫من مثل شما آدم تحصیل‌کرده‌ای نیستم

1198
00:54:42,722 --> 00:54:44,057
‫شما قاچاقچی مشروب بودید

1199
00:54:44,140 --> 00:54:45,684
‫- درسته؟
‫- آره، بودم

1200
00:54:45,767 --> 00:54:47,727
‫و همه‌ی آدم‌های این کشور

1201
00:54:47,811 --> 00:54:49,145
‫که اون زمان یه قطره مشروب خوردن

1202
00:54:49,229 --> 00:54:50,814
‫با من همکار بودن

1203
00:54:50,897 --> 00:54:53,108
‫به متمم پنجم استناد کن،
‫به اون متمم لامصب...

1204
00:54:53,191 --> 00:54:54,442
‫فرانک

1205
00:54:54,526 --> 00:54:56,403
‫چه مرگشه؟

1206
00:54:56,486 --> 00:54:58,446
‫فکر می‌کنم با مردی
‫به اسم جان اُرمنتو آشنایی دارید

1207
00:54:59,322 --> 00:55:00,615
‫باهاش آشنایی دارم، آره

1208
00:55:00,699 --> 00:55:02,158
‫در جریان هستید که

1209
00:55:02,242 --> 00:55:03,910
‫جان اُرمنتو اخیراً

1210
00:55:03,994 --> 00:55:05,412
‫به اتهام توطئه مواد مخدر محکوم
‫و در خطر حبس ابد قرار داره؟

1211
00:55:05,495 --> 00:55:07,247
‫خیلی به این مسائل توجه نکردم

1212
00:55:07,330 --> 00:55:08,790
‫راجع به چیزهایی حرف می‌زنه
‫که نباید درموردشون حرف بزنه

1213
00:55:08,873 --> 00:55:10,709
‫به خطر رو به رشد مواد مخدر

1214
00:55:10,792 --> 00:55:11,876
‫توی این کشور توجه کردید؟

1215
00:55:12,794 --> 00:55:14,838
‫کجا... چی، مگه کودنی؟

1216
00:55:14,921 --> 00:55:16,298
‫چه مرگشه؟

1217
00:55:16,923 --> 00:55:18,133
‫دیوونه شده

1218
00:55:18,633 --> 00:55:20,677
‫- داره عصبانیم می‌کنه
‫- می‌دونم

1219
00:55:20,760 --> 00:55:23,513
‫این راهنمایی رو گوش کن:
‫«به متمم پنجم استناد کن!»

1220
00:55:23,596 --> 00:55:25,307
‫اون‌قدر توجه کردم که می‌دونم

1221
00:55:25,390 --> 00:55:27,267
‫یه تجارت کثیف و مصیبت‌باره

1222
00:55:27,350 --> 00:55:28,852
‫و باید خودمون رو از شرش خلاص کنیم

1223
00:55:28,935 --> 00:55:31,396
‫محکوم کردن مواد مخدر خیلی
‫شرافتمندانه‌ست، آقای کاستلو

1224
00:55:31,479 --> 00:55:33,315
‫شهروند شریف. آقای قانونمند

1225
00:55:33,398 --> 00:55:34,691
‫خفه شو بابا

1226
00:55:34,774 --> 00:55:35,779
‫اما چطور خودمون رو

1227
00:55:35,780 --> 00:55:37,444
‫از شر بقیه‌ی رذیلت‌های
‫جامعه خلاص کنیم؟

1228
00:55:37,527 --> 00:55:38,945
‫همون کاری که خودتون انجام می‌دید؟

1229
00:55:39,029 --> 00:55:40,447
‫قمار غیرقانونی

1230
00:55:42,615 --> 00:55:44,242
‫خب، برای انجام اون کار، آقای هالی،

1231
00:55:44,326 --> 00:55:47,120
‫باید همه‌ی زمین‌های
‫مسابقات اسب‌دوانی رو بسوزونید

1232
00:55:47,203 --> 00:55:48,412
‫و همه‌ی اسب‌ها رو بُکشید

1233
00:55:50,915 --> 00:55:53,460
‫شاید فکر کنید خنده‌داره، آقای کاستلو،

1234
00:55:53,543 --> 00:55:55,570
‫اما دو دشمن بزرگ امروزی ما

1235
00:55:55,571 --> 00:55:58,214
‫جنایتکارها و کمونیست‌ها هستن

1236
00:55:58,715 --> 00:56:00,508
‫اوه، یه حرومزاده‌ی دست‌کج دیگه

1237
00:56:00,592 --> 00:56:02,510
‫یه عوضی... همه‌شون مثل همن

1238
00:56:02,594 --> 00:56:04,679
‫یه مشت دله دزد

1239
00:56:04,763 --> 00:56:07,140
‫- بذارید یه سوالی ازتون بپرسم، آقای کاستلو
‫- همه‌شون دزدن

1240
00:56:07,557 --> 00:56:10,185
‫اصلاً چرا خواستید شهروند آمریکا باشید؟

1241
00:56:10,852 --> 00:56:12,103
‫چرا؟

1242
00:56:13,313 --> 00:56:14,856
‫خب، چون عاشق این کشورم

1243
00:56:14,939 --> 00:56:16,775
‫خودت چرا خواستی شهروند آمریکا باشی؟

1244
00:56:16,858 --> 00:56:18,401
‫آره. آره

1245
00:56:18,485 --> 00:56:20,945
‫ولی ۱۵ نسل از شما
‫اینجا به دنیا اومده

1246
00:56:21,029 --> 00:56:23,823
‫مگه پدربزرگ‌های اونا،
‫و پدرِ پدربزرگ‌های اونا،

1247
00:56:23,907 --> 00:56:25,575
‫و چندین نسل قبلی اونا...

1248
00:56:25,658 --> 00:56:27,077
‫اونا خیلی قبل‌تر از ما دزدی می‌کردن...

1249
00:56:27,160 --> 00:56:28,703
‫سر همه کلاه گذاشتن

1250
00:56:28,787 --> 00:56:30,497
‫الان برای ما باکلاس و مغرور شدن

1251
00:56:30,580 --> 00:56:31,831
‫از روزی که شهروند اینجا شدید،

1252
00:56:31,915 --> 00:56:33,708
‫چه کار مفیدی برای
‫این کشور انجام دادید؟

1253
00:56:36,336 --> 00:56:37,462
‫مالیات‌هام رو پرداخت کردم

1254
00:56:41,966 --> 00:56:43,468
‫به خاطر دارید که...

1255
00:56:44,886 --> 00:56:47,097
‫که توی خونه‌تون با شهردار ویلیام اُدوایر

1256
00:56:47,180 --> 00:56:49,391
‫و چند تا قاضی و رهبران
‫تامانی هال جلسه داشتید؟

1257
00:56:50,934 --> 00:56:52,894
‫- الان شروع شد
‫- باشه، اُدوایر

1258
00:56:52,977 --> 00:56:54,354
‫اُدوایر

1259
00:56:56,189 --> 00:56:58,149
‫اوه، فرانک، باورم نمیشه

1260
00:56:59,859 --> 00:57:01,611
‫مربوط به دوران جنگ بوده

1261
00:57:07,117 --> 00:57:09,661
‫آدم‌های زیادی به خونه‌م رفت‌وآمد داشتن

1262
00:57:10,078 --> 00:57:11,663
‫زمانی که شهردار اُدوایر

1263
00:57:11,746 --> 00:57:12,914
‫هنوز دادستان منطقه‌ی بروکلین بود

1264
00:57:13,790 --> 00:57:15,308
‫زمانی که داشت آلبرت آناستازیا رو

1265
00:57:15,309 --> 00:57:17,168
‫به‌خاطر «آدم‌کش‌های حرفه‌ای»
‫محاکمه می‌کرد

1266
00:57:17,252 --> 00:57:19,003
‫اون دوران خونه‌ی شما می‌اومد؟

1267
00:57:19,087 --> 00:57:20,755
‫گیر افتاد. گیرش انداختن

1268
00:57:27,345 --> 00:57:28,680
‫ببخشید

1269
00:57:28,763 --> 00:57:30,682
‫جناب وکیل، می‌تونم یه لیوان آب بخورم؟

1270
00:57:30,765 --> 00:57:32,767
‫- گلوم عفونت کرده
‫- بفرمایید، جناب

1271
00:57:34,853 --> 00:57:36,604
‫گلوت عفونت کرده؟

1272
00:57:36,688 --> 00:57:38,189
‫دهن گشادی داری.
‫و حالا مثل خر گیر افتادی

1273
00:57:38,273 --> 00:57:40,191
‫نمی‌دونی باید چه غلطی بکنی

1274
00:57:40,859 --> 00:57:42,902
‫آقای کاستلو، فقط می‌خوایم بدونیم

1275
00:57:42,986 --> 00:57:45,822
‫شهردار اُدوایر زمانی
‫که دادستان منطقه‌ی بروکلین بود

1276
00:57:45,905 --> 00:57:47,657
‫چند بار اومده به خونه‌ی شما؟

1277
00:57:47,740 --> 00:57:50,118
‫یه بار؟ دو بار؟ ده بار؟

1278
00:57:50,660 --> 00:57:52,454
‫مهم‌تر از همه چیز، چرا می‌اومده اونجا؟

1279
00:57:52,537 --> 00:57:54,289
‫نمی‌تونه خودش رو نجات بده.
‫بد جور گیر افتاده

1280
00:57:54,372 --> 00:57:55,874
‫خفه شو، حرومزاده‌ی خبرچین

1281
00:57:55,957 --> 00:57:57,500
‫نمی‌تونه نجات پیدا کنه

1282
00:57:57,584 --> 00:57:58,877
‫دلیل برگزاری اون جلسات
‫توی خونه‌ی شما

1283
00:57:58,960 --> 00:58:00,920
‫برای جلب حمایت تامانی هال
‫از اُدوایر به عنوان شهردار،

1284
00:58:01,004 --> 00:58:02,672
‫و برای متوقف کردن محکمه‌ی

1285
00:58:02,755 --> 00:58:04,632
‫آلبرت آناستازیا و
‫سازمان «آدم‌کش‌های حرفه‌ای» بود؟

1286
00:58:04,716 --> 00:58:05,884
‫بله یا خیر؟

1287
00:58:07,384 --> 00:58:15,384
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1288
00:58:17,979 --> 00:58:20,106
‫نمی‌دونی باید چه گهی بخوری

1289
00:58:20,190 --> 00:58:21,983
‫چه غلطی داری می‌کنی؟
‫متمم پنجم!

1290
00:58:22,066 --> 00:58:23,359
‫بد جور گیر افتاده

1291
00:58:23,443 --> 00:58:24,235
‫می‌خوای چیکار کنی؟
‫راست میگه

1292
00:58:24,319 --> 00:58:26,070
‫گیرش انداختن

1293
00:58:26,154 --> 00:58:27,614
‫در رو باز کردی،
‫حالا اونا هم هجوم میارن داخل

1294
00:58:27,697 --> 00:58:29,532
‫حرومزاده‌های پروتستان

1295
00:58:29,616 --> 00:58:31,409
‫آره، مجبور نیستی جواب بدی

1296
00:58:32,368 --> 00:58:35,955
‫آقای رئیس، چون موکل من
‫داوطلبانه داره شهادت میده،

1297
00:58:36,039 --> 00:58:37,624
‫میشه فردا برگرده

1298
00:58:37,707 --> 00:58:39,250
‫تا سوال‌هاتون رو بهتر جواب بده؟

1299
00:58:39,334 --> 00:58:40,919
‫نه

1300
00:58:41,002 --> 00:58:43,171
‫آقای رئیس، برای اینکه به حقیقت برسیم،

1301
00:58:43,254 --> 00:58:45,340
‫شاهد باید الان جواب سوال‌ها رو بده

1302
00:58:45,423 --> 00:58:46,883
‫تا وقتی هنوز سوگندش ادامه داره

1303
00:58:46,966 --> 00:58:48,384
‫و نمی‌تونه با شاهدهای دیگه

1304
00:58:48,468 --> 00:58:50,136
‫خاطراتش رو مرور کنه

1305
00:58:51,012 --> 00:58:52,680
‫شاهد ادامه بده

1306
00:58:52,764 --> 00:58:54,599
‫چند بار توی خونه‌تون با اُدوایر
‫جلسه داشتید؟

1307
00:58:54,682 --> 00:58:56,434
‫آقای رئیس، من داوطلبانه شهادت دادم

1308
00:58:56,518 --> 00:58:59,020
‫خیلی ممنون میشم
‫اگه بذارید فردا

1309
00:58:59,103 --> 00:59:00,146
‫که حالم بهتر میشه، برگردم

1310
00:59:00,897 --> 00:59:02,232
‫حق انتخاب ندارید

1311
00:59:02,315 --> 00:59:04,150
‫حق انتخاب نداری. راست میگه

1312
00:59:04,234 --> 00:59:05,401
‫آخه کی داوطلب میشه؟

1313
00:59:05,485 --> 00:59:07,320
‫فرانک عقلش رو از دست داده!

1314
00:59:07,403 --> 00:59:08,738
‫نه، نباید اونجا باشی

1315
00:59:08,821 --> 00:59:10,532
‫باید به متمم پنجم استناد کنی

1316
00:59:10,615 --> 00:59:12,325
‫به اون متمم لامصب استناد کن!

1317
00:59:12,408 --> 00:59:14,827
‫چه مرگت شده؟
‫فرانک، خدایا

1318
00:59:14,911 --> 00:59:17,997
‫فرانک، چه مرگته؟

1319
00:59:19,249 --> 00:59:20,583
‫من متهم هستم؟

1320
00:59:21,084 --> 00:59:22,043
‫نه

1321
00:59:22,502 --> 00:59:24,212
‫این یه دادگاه قانونیه؟

1322
00:59:24,879 --> 00:59:25,588
‫نه

1323
00:59:25,672 --> 00:59:27,048
‫من بازداشتم؟

1324
00:59:27,131 --> 00:59:28,174
‫نیستید

1325
00:59:29,092 --> 00:59:30,885
‫خب، پس میرم

1326
00:59:30,969 --> 00:59:32,595
‫برو. خوبه

1327
00:59:32,679 --> 00:59:34,305
‫بالاخره داره میره

1328
00:59:36,224 --> 00:59:38,017
‫جلسه‌ی استماع کنگره رو ترک نکنید

1329
00:59:38,101 --> 00:59:42,438
‫توهین به کنگره‌ست.
‫ممکنه دستگیر بشید

1330
00:59:44,190 --> 00:59:46,234
‫- هی، فرانک
‫- آقای کاستلو!

1331
00:59:46,317 --> 00:59:49,404
‫بذار بگم، راجع به آمریکا
‫باید به یه چیزی فکر کرد

1332
00:59:49,487 --> 00:59:51,239
‫می‌خوام مطمئن بشم که شما...

1333
00:59:51,656 --> 00:59:53,074
‫- خفه شو بمیر، عوضی
‫- رفت

1334
00:59:53,157 --> 00:59:54,659
‫خب، مجبور شد بره

1335
00:59:55,076 --> 00:59:57,161
‫داشتن ازش می‌پرسیدن که
‫با اُدوایر چیکار می‌کرده

1336
00:59:57,245 --> 00:59:58,746
‫مجبور شد بره

1337
00:59:58,830 --> 01:00:01,958
‫فقط سیاسته.
‫کاری که فرانک برای آلبرت کرد

1338
01:00:02,041 --> 01:00:03,668
‫معلومه که می‌خوان بفهمن

1339
01:00:03,751 --> 01:00:06,629
‫هر کاری که اون کرده
‫توی این اتاق دفن میشه،

1340
01:00:06,713 --> 01:00:08,256
‫وارد تلویزیون نمیشه

1341
01:00:08,339 --> 01:00:11,175
‫می‌دونید، اُدوایر به همه
‫حکم مرگ می‌داد

1342
01:00:11,259 --> 01:00:12,093
‫- آره
‫- یادتونه؟

1343
01:00:12,176 --> 01:00:13,678
‫و بعدش نوبت آلبرت بود

1344
01:00:13,761 --> 01:00:16,639
‫اما قبل از شروع محاکمه،

1345
01:00:16,723 --> 01:00:20,143
‫اُدوایر از سمت دادستانی استعفا میده
‫تا بره شهردار بشه

1346
01:00:20,226 --> 01:00:21,477
‫خیلی یهویی، درسته؟

1347
01:00:21,561 --> 01:00:22,562
‫- جوی، درست میگم؟
‫- بیخیال

1348
01:00:22,645 --> 01:00:23,688
‫کی رو مسخره می‌کنید؟

1349
01:00:23,771 --> 01:00:25,273
‫اُدوایر قبلاً پلیس بوده

1350
01:00:25,356 --> 01:00:27,191
‫هیچ پولی نداره، هیچ ارتباطی نداره

1351
01:00:27,275 --> 01:00:28,735
‫هیچی نداره

1352
01:00:28,818 --> 01:00:30,111
‫ولی یهویی توی انتخابات
‫شهرداری شرکت می‌کنه

1353
01:00:30,194 --> 01:00:32,155
‫و تامانی هال هم
‫پشتش رو داره. معلومه

1354
01:00:32,339 --> 01:00:34,215
‫همه‌ش نقشه‌ی فرانک بوده

1355
01:00:34,299 --> 01:00:36,801
‫ویتو، می‌خوان بفهمن
‫توی سیاستمدارها با کی در ارتباطه

1356
01:00:36,885 --> 01:00:38,428
‫می‌خوان بدونن
‫همین رو می‌خوان یا نه

1357
01:00:38,511 --> 01:00:40,221
‫- دنبال همین هستن
‫- می‌دونن

1358
01:00:40,305 --> 01:00:42,640
‫مخصوصاً بعد از اینکه رِلِس
‫از پنجره افتاد پایین

1359
01:00:42,724 --> 01:00:45,060
‫چون اُدوایر رِلِس رو پرت کرد پایین

1360
01:00:45,143 --> 01:00:46,853
‫و یهویی فرانک همه چیز رو مرتب کرد

1361
01:00:46,936 --> 01:00:49,856
‫یادتونه از طبقه‌ی شیشم پرت شد پایین؟

1362
01:00:49,939 --> 01:00:51,204
‫در صورتی که شبانه‌روزی

1363
01:00:51,205 --> 01:00:53,401
‫توسط پلیس‌های
‫خود اُدوایر تحت نظر بود

1364
01:00:53,485 --> 01:00:55,195
‫می‌تونید... این بهتون چی رو
‫ثابت می‌کنه، ها؟

1365
01:00:55,278 --> 01:00:57,489
‫اون اِیب رِلِس رو از پنجره پرت کرد بیرون

1366
01:00:57,572 --> 01:01:00,784
‫چون اُدوایر داشت به فرانک
‫کمک می‌کرد، درسته؟

1367
01:01:00,867 --> 01:01:03,286
‫و پلیس‌ها گفتن... پلیس‌ها گفتن

1368
01:01:03,370 --> 01:01:05,497
‫«رِلِس می‌خواست فرار کنه»

1369
01:01:05,580 --> 01:01:07,874
‫کی با یه ملحفه‌ی ۱.۵ متری

1370
01:01:07,957 --> 01:01:09,292
‫از طبقه‌ی شیشم می‌پره بیرون؟

1371
01:01:09,376 --> 01:01:10,460
‫- آخه...
‫- درسته

1372
01:01:10,543 --> 01:01:12,796
‫درسته. شما...
‫این مزخرفات رو باور می‌کنید؟

1373
01:01:12,879 --> 01:01:14,631
‫اُدوایر؟ من که باور نکردم

1374
01:01:14,714 --> 01:01:16,466
‫تا وقتی که اُدواینر شهردار شد

1375
01:01:16,549 --> 01:01:18,259
‫این بهت چه چیزی رو
‫ثابت می‌کنه، ویتو؟

1376
01:01:18,343 --> 01:01:20,220
‫- اون جون آلبرت رو نجات داد
‫- آره

1377
01:01:20,845 --> 01:01:22,263
‫به نظر خودت بهم
‫چی رو ثابت می‌کنه؟

1378
01:01:22,347 --> 01:01:24,349
‫فرانک نفوذ سیاسی زیادی داره، می‌دونی؟

1379
01:01:24,432 --> 01:01:25,266
‫دارم بهت میگم

1380
01:01:25,350 --> 01:01:27,435
‫اگه تونست آلبرت رو نجات بده،

1381
01:01:27,519 --> 01:01:28,937
‫بهت چی رو ثابت می‌کنه؟

1382
01:01:29,771 --> 01:01:31,231
‫- خیلی‌خب
‫- فرانک قدرت داره

1383
01:01:31,761 --> 01:01:34,186
‫درمورد ارتباطات سیاسی فرانک
‫چه چیزی بهت ثابت میشه؟

1384
01:01:34,187 --> 01:01:34,901
‫نکته همینه

1385
01:01:34,984 --> 01:01:37,320
‫محض رضا خدا، تونست
‫یه شهردار رو انتخاب کنه

1386
01:01:38,405 --> 01:01:41,032
‫یکی از نکات منفی محاکمه‌ها

1387
01:01:41,116 --> 01:01:43,576
‫اینه که ارتباط آناستازیا

1388
01:01:43,660 --> 01:01:44,911
‫و وفاداریش به من رو لو دادن

1389
01:01:45,495 --> 01:01:47,997
‫و با شناختی که از ویتو دارم،
‫خوب نیست

1390
01:01:48,081 --> 01:01:49,082
‫اصلاً خوشش نمیاد

1391
01:01:52,042 --> 01:01:56,991
‫[ سال ۱۹۵۷ ]

1392
01:01:56,992 --> 01:02:01,992
‫♪ Money - Barrett Strong ♪

1393
01:02:04,431 --> 01:02:05,890
‫داشتم به سمت یه جلسه می‌رفتم

1394
01:02:05,974 --> 01:02:07,809
‫جلسه‌ای با ویتو توی «والدورف»

1395
01:02:07,892 --> 01:02:11,146
‫و به شدت از دستش عصبانی بودم

1396
01:02:11,229 --> 01:02:13,857
‫به‌خاطر توهین به کنگره
‫‏۱۴ ماه حبس کشیده بودم

1397
01:02:13,940 --> 01:02:15,900
‫اگه آنا توی اون دادگاه خانواده

1398
01:02:15,984 --> 01:02:17,735
‫به ارتباط من و ویتو اشاره نمی‌کرد

1399
01:02:17,819 --> 01:02:20,989
‫هیچکدوم از این اتفاق‌ها نمی‌افتادن

1400
01:02:21,614 --> 01:02:24,993
‫دوباره توی ذهن خیلی از مردم
‫تبدیل به یه تبهکار شده بودم

1401
01:02:25,076 --> 01:02:26,786
‫فقط نیاز بود ویتو پول آنا رو بده

1402
01:02:26,870 --> 01:02:29,038
‫فقط همین.
‫اونطور قال قضیه کنده میشد

1403
01:02:29,122 --> 01:02:31,040
‫و تاکتیک‌های خشونت‌آمیز ویتو
‫توی مرکز شهر

1404
01:02:31,124 --> 01:02:33,376
‫مشکلات مختلفی برامون درست می‌کردن

1405
01:02:33,460 --> 01:02:36,129
‫دیگه مشارکت مداومش
‫توی قضیه‌ی مواد مخدر رو نگم،

1406
01:02:36,212 --> 01:02:39,090
‫که می‌ترسیدم به زودی
‫یقه‌مون رو بگیره

1407
01:02:39,174 --> 01:02:40,550
‫و همه‌مون رو بیچاره کنه

1408
01:02:40,633 --> 01:02:42,552
‫عصبانی بودم.
‫خونم رو به جوش آورده بود،

1409
01:02:42,635 --> 01:02:45,472
‫و باید جلوش رو می‌گرفتم
‫که دیگه از اون کارهای دیوونه‌وار نکنه

1410
01:03:03,615 --> 01:03:04,616
‫خب، چه خبره؟

1411
01:03:04,699 --> 01:03:05,992
‫خب، از کجا شروع کنم؟

1412
01:03:06,868 --> 01:03:08,495
‫اینکه پلیس فدرال
‫می‌خواد زندانیت کنه...

1413
01:03:08,578 --> 01:03:11,414
‫برای این حرف‌ها گفتی بیام؟
‫دلیلش همینه؟ ها؟

1414
01:03:11,498 --> 01:03:12,499
‫برای حرف زدن راجع به این موضوع؟

1415
01:03:12,582 --> 01:03:14,250
‫بهت هشدار داده بودم.
‫ببین چقدر گرفتار شدیم

1416
01:03:14,334 --> 01:03:15,752
‫بار قبلی خیلی صبور بودم

1417
01:03:15,835 --> 01:03:17,253
‫باهات صحبت کردم

1418
01:03:17,337 --> 01:03:19,088
‫چیکار کردی؟ هیچی.
‫چه فایده‌ای برام داشت؟

1419
01:03:19,172 --> 01:03:20,173
‫به کجا رسیدم؟

1420
01:03:20,256 --> 01:03:21,591
‫همه‌مون رو بیچاره می‌کنی

1421
01:03:21,674 --> 01:03:23,301
‫چقدر ساده باید بهت بگم؟

1422
01:03:23,384 --> 01:03:24,844
‫منتظرت موندم

1423
01:03:24,928 --> 01:03:27,263
‫خیلی منتظرت موندم تا من رو
‫به جایگاه اولم برگردونی

1424
01:03:27,347 --> 01:03:28,640
‫تا من رو توی مسیر درست قرار بدی

1425
01:03:28,723 --> 01:03:29,891
‫ولی تو چیکار کردی؟ هیچی

1426
01:03:29,974 --> 01:03:31,267
‫- هیچی
‫- خیلی‌خب

1427
01:03:31,351 --> 01:03:33,561
‫تو باعث شدی من مثل یه گدا
‫به نظر برسم

1428
01:03:33,645 --> 01:03:35,271
‫چه وضعشه؟ فرانک

1429
01:03:35,355 --> 01:03:38,024
‫ویتو. ویتو، فقط موضوع زمانه

1430
01:03:38,107 --> 01:03:39,984
‫داری توی مسیر خطرناکی قدم برمی‌داری،

1431
01:03:40,068 --> 01:03:41,361
‫و خودت هم می‌دونی

1432
01:03:41,444 --> 01:03:43,321
‫و قبلاً توی مسیرهای خطرناک نبودیم؟

1433
01:03:43,404 --> 01:03:45,156
‫یهویی دیگه نمی‌تونیم
‫وارد اون مسیرها بشیم؟

1434
01:03:45,240 --> 01:03:47,033
‫این راهیه که من حاضر نیستم
‫توش قدم بردارم،

1435
01:03:47,116 --> 01:03:48,952
‫چون تو می‌خوای
‫همه‌مون رو بیچاره کنی

1436
01:03:49,035 --> 01:03:49,869
‫این راه درست نیست

1437
01:03:49,953 --> 01:03:51,454
‫خودت می‌دونی که دیر یا زود

1438
01:03:51,538 --> 01:03:52,664
‫دستگیر میشی

1439
01:03:52,747 --> 01:03:54,082
‫توی اون پرونده‌ی ۲ تا قتل تبرئه شدی

1440
01:03:54,165 --> 01:03:55,917
‫دنبال راهی می‌گردن که بگیرنت.
‫می‌خوان بگیرنت

1441
01:03:56,000 --> 01:03:57,085
‫و حتماً می‌گیرنت

1442
01:03:57,168 --> 01:03:59,462
‫حتماً می‌گیرنت. خودت می‌دونی

1443
01:03:59,546 --> 01:04:01,714
‫به حرف من گوش ندادی.
‫کار خودت رو کردی

1444
01:04:01,798 --> 01:04:03,633
‫اما باید بدونی که یقه‌مون رو می‌گیره

1445
01:04:03,716 --> 01:04:06,511
‫بهتره یه چیزی رو یادمون باشه.
‫به‌خاطر من الان توی این موقعیتی

1446
01:04:06,594 --> 01:04:08,805
‫به‌خاطر من. من

1447
01:04:09,722 --> 01:04:11,057
‫و اگه جای تو بودم، موافقت می‌کردم

1448
01:04:11,140 --> 01:04:12,141
‫چون خیلی بزرگ و مهمه

1449
01:04:12,225 --> 01:04:13,560
‫باید بهت بگم، خیلی بزرگه

1450
01:04:13,643 --> 01:04:15,812
‫هیچکس دوست نداره دستگیر بشه،
‫اما خطریه که به جون می‌خریش

1451
01:04:15,895 --> 01:04:17,855
‫- من؟ من به جون می‌خرمش
‫- آره، اما تو جای من نیستی

1452
01:04:17,939 --> 01:04:18,940
‫جای من نیستی

1453
01:04:19,023 --> 01:04:20,316
‫و من موافق نیستم، و...

1454
01:04:20,400 --> 01:04:22,735
‫نباید ادامه بدی.
‫بهت مشکوک شدن

1455
01:04:22,819 --> 01:04:24,612
‫چند بار باید این حرف رو بزنم؟

1456
01:04:24,696 --> 01:04:25,989
‫موضوع فقط زمانه

1457
01:04:26,072 --> 01:04:27,782
‫همین‌الانش هم ۲ تا
‫قتل رو به پات نوشتن

1458
01:04:28,283 --> 01:04:29,993
‫اون خطر رو به جون خریدی.
‫حالا ببین نتیجه‌ش چیه

1459
01:04:30,076 --> 01:04:31,160
‫همه چیز رو دادی به من

1460
01:04:31,244 --> 01:04:32,495
‫اون خطر رو به جون خریدی

1461
01:04:32,579 --> 01:04:35,582
‫فرار کردی به ایتالیا.
‫مدت زیادی اونجا بودی

1462
01:04:35,665 --> 01:04:37,292
‫برای همین توی موقعیت من نیستی

1463
01:04:37,375 --> 01:04:39,377
‫چون از کنترل خارج شدی.
‫غیر قابل پیش‌بینی هستی

1464
01:04:39,460 --> 01:04:40,795
‫یه گاوچرون مستی

1465
01:04:40,878 --> 01:04:42,880
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- آقای قانونمند

1466
01:04:42,964 --> 01:04:44,841
‫آقای شهروند خوب.
‫آقای کمک‌کننده به خیریه

1467
01:04:44,924 --> 01:04:47,051
‫با بقیه‌ی اون مزخرفاتِ
‫شهروند خوب بودن

1468
01:04:47,135 --> 01:04:49,345
‫فکر می‌کنی تو رو هم نمی‌گیرن؟ ها؟

1469
01:04:49,429 --> 01:04:51,639
‫می‌خوای توی خیریه
‫و اون‌جور کارها شریک باشی؟

1470
01:04:51,723 --> 01:04:52,974
‫خیلی خوبه، فرانک

1471
01:04:53,057 --> 01:04:54,892
‫اما یادت نره، تو یه قاچاقچی هستی

1472
01:04:54,976 --> 01:04:56,519
‫یه تبهکاری. بیخیال

1473
01:04:56,603 --> 01:04:57,812
‫راجع به چی حرف می‌زنیم؟

1474
01:04:57,895 --> 01:04:59,188
‫نمی‌خوای با مواد مخدر قاطی بشی

1475
01:04:59,272 --> 01:05:00,440
‫چون ممکنه یه روزی بگیرنت؟

1476
01:05:00,523 --> 01:05:01,983
‫نگران دستگیر شدنی؟

1477
01:05:02,066 --> 01:05:03,026
‫همین الان هم دستگیر شدی

1478
01:05:03,109 --> 01:05:05,028
‫به متمم پنجم استناد نمی‌کنی،
‫و چه اتفاقی می‌افته؟

1479
01:05:05,111 --> 01:05:06,029
‫‏۱۸ ماه رفتی زندان

1480
01:05:06,112 --> 01:05:07,614
‫- ‏۱۸ ماه
‫- ‏۱۴

1481
01:05:07,697 --> 01:05:09,282
‫آره. ۱۴، ۱۸، فرقی نداره

1482
01:05:09,365 --> 01:05:10,491
‫و ما چقدر حبس کشیدیم؟ هیچی

1483
01:05:10,575 --> 01:05:12,368
‫از متمم پنجم استفاده کردیم
‫و دهنمون رو باز نکردیم

1484
01:05:12,452 --> 01:05:15,330
‫و اصلاً برای همین برای آدم‌هایی مثل ما
‫متمم پنجم رو به وجود آوردن

1485
01:05:15,413 --> 01:05:17,457
‫و حالا شرط می‌بندم می‌خوای

1486
01:05:17,540 --> 01:05:19,167
‫شبیه اون سناتورهای قاچاقچی

1487
01:05:19,250 --> 01:05:21,002
‫که توی اون کمیته بودن، بشی

1488
01:05:21,586 --> 01:05:23,671
‫می‌خوای شبیه اونا باشی؟
‫بیخیال. تو شبیه اونا نیستی

1489
01:05:23,755 --> 01:05:26,090
‫اونا آدم‌های عجیبی‌ان.
‫اونا... اونا... اونا...

1490
01:05:26,174 --> 01:05:27,717
‫اهل یه سیاره‌ی دیگه‌ان

1491
01:05:27,800 --> 01:05:29,802
‫و صاحب این کشور لامصب هستن

1492
01:05:29,886 --> 01:05:32,430
‫اونقدر تبهکارهای بزرگی هستن
‫که ما نمی‌تونیم خوابش رو هم ببینیم،

1493
01:05:32,513 --> 01:05:33,556
‫و خودت می‌دونی

1494
01:05:34,057 --> 01:05:35,308
‫و گلوت عفونت کرده؟

1495
01:05:35,391 --> 01:05:37,310
‫قضیه‌ی عفونت چیه، ها؟

1496
01:05:37,393 --> 01:05:38,728
‫داستان چی بود؟

1497
01:05:38,811 --> 01:05:40,563
‫می‌خواستی با حرف زدن
‫از چیزی نجات پیدا کنی

1498
01:05:40,647 --> 01:05:41,981
‫که نمیشه با حرف زدن
‫ازش خلاص شد

1499
01:05:42,065 --> 01:05:43,941
‫یهویی می‌خوای هم
‫توی کار باشی، هم نباشی

1500
01:05:44,025 --> 01:05:45,068
‫می‌خوای نصفه و نیمه قاچاقچی باشی

1501
01:05:45,151 --> 01:05:46,819
‫نمی‌تونی هم خدا رو داشته باشی
‫و هم خرما رو

1502
01:05:46,903 --> 01:05:48,613
‫یا این‌کاره‌ای، یا نیستی

1503
01:05:48,696 --> 01:05:50,448
‫و چه باشی، چه نباشی،

1504
01:05:50,531 --> 01:05:53,254
‫به این معنی نیست که
‫تو هم مثل من گیر نمی‌افتی

1505
01:05:53,255 --> 01:05:54,202
‫و نابود نمیشی

1506
01:05:54,285 --> 01:05:55,328
‫هیچ فرقی نداره

1507
01:05:55,828 --> 01:05:57,163
‫بیخیال. ساده‌لوح نباش

1508
01:05:57,246 --> 01:05:59,123
‫کنترل این اوضاع دست ما نیست،
‫دست کَس دیگه‌ایه

1509
01:05:59,207 --> 01:06:00,500
‫و جایگاه خودمون کجاست؟

1510
01:06:00,583 --> 01:06:01,751
‫تازه اول نردبونیم

1511
01:06:01,834 --> 01:06:03,795
‫و دارم بهت میگم،
‫اون اتفاق نباید بیُفته

1512
01:06:03,878 --> 01:06:05,421
‫خودت هم می‌دونی.
‫نمی‌تونه اتفاق بیُفته

1513
01:06:05,505 --> 01:06:07,006
‫ویتو، ویتو، ویتو، گوش کن

1514
01:06:07,090 --> 01:06:09,509
‫چون حکم مرگ داره

1515
01:06:09,533 --> 01:06:11,533
سینمافریک

1516
01:06:12,095 --> 01:06:14,013
‫یه اشتباه خیلی بزرگه

1517
01:06:14,097 --> 01:06:15,223
‫ببین، هر کاری می‌خوای بکن

1518
01:06:15,306 --> 01:06:16,933
‫می‌خوای یه دیپلمات باشی؟
‫به خودت ربط داره

1519
01:06:17,016 --> 01:06:19,018
‫من؟ من یه تبهکارم

1520
01:06:19,769 --> 01:06:22,480
‫یه قاچاقچی‌ام. همین.
‫زندگی من همینه

1521
01:06:27,527 --> 01:06:29,195
‫به در بسته خورده بودیم

1522
01:06:29,278 --> 01:06:30,655
‫می‌دونستم که به هیچ عنوان

1523
01:06:30,738 --> 01:06:33,449
‫هیچوقت نمی‌تونم
‫نظر ویتو رو عوض کنم

1524
01:06:33,533 --> 01:06:35,368
‫اما این‌که بخواد من رو بکشه؟

1525
01:06:35,451 --> 01:06:37,829
‫هیچوقت حتی به ذهنم هم نرسیده بود

1526
01:06:41,249 --> 01:06:43,876
‫من پول می‌گیریم. سرمایه‌گذاری نمی‌کنم

1527
01:06:43,960 --> 01:06:46,421
‫من پول می‌گیریم. سرمایه‌گذاری نمی‌کنم

1528
01:06:46,504 --> 01:06:48,840
‫من پول می‌گیریم. سرمایه‌گذاری نمی‌کنم

1529
01:06:53,136 --> 01:06:54,429
‫این برای توئه، فرانک

1530
01:06:55,263 --> 01:06:58,474
‫لوئیس پریما و کیلی اِسمیت!

1531
01:06:58,558 --> 01:07:00,351
‫...باید برم خونه چند تا کار انجام بدم

1532
01:07:00,435 --> 01:07:01,811
‫...حتماً آدمی که بهت
‫شلیک کرده رو دیدی

1533
01:07:02,812 --> 01:07:04,063
‫اونجا ایستاده بوده

1534
01:07:04,147 --> 01:07:05,481
‫الان چی میشه؟

1535
01:07:05,565 --> 01:07:06,983
‫پیغامش رو متوجه شدم

1536
01:07:12,780 --> 01:07:14,198
‫مهمون نمی‌خوای؟

1537
01:07:14,949 --> 01:07:16,409
‫اوه، آره. ببین چی شده

1538
01:07:18,077 --> 01:07:19,245
‫کار مندیه

1539
01:07:19,328 --> 01:07:21,456
‫- مندی غافلگیرم کرد
‫- آره

1540
01:07:21,539 --> 01:07:24,625
‫از پوست خزی که باقی مونده بود
‫این دو تا رو درست کرده

1541
01:07:24,709 --> 01:07:27,670
‫- چقدر خوب. آره
‫- خوشگل نیستن؟ باشه

1542
01:07:27,754 --> 01:07:29,505
‫خیلی لطف کرده.
‫می‌خوای ببرمشون؟

1543
01:07:29,589 --> 01:07:30,965
‫آره. ببرشون یه‌کم پیاده‌روی کنن

1544
01:07:31,048 --> 01:07:32,759
‫- خیلی‌خب
‫- می‌خوای همراهت بیام؟

1545
01:07:32,842 --> 01:07:34,552
‫نه، مشکلی نیست.
‫زود برمی‌گردیم

1546
01:07:34,635 --> 01:07:37,305
‫یه‌کم هوا سرده،
‫ولی خب زود برمی‌گردیم

1547
01:07:37,388 --> 01:07:39,766
‫من... سگ‌ها رو نمیگم

1548
01:07:40,266 --> 01:07:41,809
‫باشه

1549
01:07:43,227 --> 01:07:44,061
‫باشه

1550
01:07:44,145 --> 01:07:45,772
‫ویتو می‌دونه که می‌خوای بکشی کنار؟

1551
01:07:45,855 --> 01:07:47,690
‫معلومه که می‌دونه.
‫از اول تنها خواسته‌ش همین بوده

1552
01:07:47,774 --> 01:07:49,567
‫همین. نگران نباش

1553
01:07:50,234 --> 01:07:51,235
‫خوبه

1554
01:07:51,944 --> 01:07:53,780
‫چون تنها خواسته‌ی من هم همینه

1555
01:07:53,863 --> 01:07:56,616
‫می‌دونم، می‌دونم،
‫می‌دونم. چیزی نیست

1556
01:07:56,699 --> 01:07:57,700
‫مراقب باش

1557
01:08:07,168 --> 01:08:08,169
‫یالا

1558
01:08:09,545 --> 01:08:10,546
‫بجنبید

1559
01:08:11,422 --> 01:08:12,423
‫یالا

1560
01:08:18,095 --> 01:08:19,430
‫بیاید دیگه. بجنبید

1561
01:08:20,056 --> 01:08:21,265
‫خیلی ‌خب، آماده‌اید؟

1562
01:08:23,434 --> 01:08:25,186
‫دارم در رو باز می‌کنم. بیاید بریم

1563
01:08:26,103 --> 01:08:27,396
‫بریم، یالا

1564
01:08:28,272 --> 01:08:30,358
‫همینطور که داشتم
‫از توی پارک رد می‌شدم،

1565
01:08:30,441 --> 01:08:32,735
‫فهمیدم که یه باری
‫از روی دوشم برداشته شده

1566
01:08:33,277 --> 01:08:35,112
‫ریچی بوی رو فرستادم
‫تا با ویتو حرف بزنه

1567
01:08:35,196 --> 01:08:36,614
‫و بهش بگه که می‌خوام بکشم کنار

1568
01:08:36,697 --> 01:08:38,199
‫تموم. من دیگه نیستم

1569
01:08:38,282 --> 01:08:39,283
‫و کارگروه...

1570
01:08:39,367 --> 01:08:41,285
‫خب خودشون می‌تونن
‫مشکلشون با ویتو رو حل کنن

1571
01:08:42,245 --> 01:08:43,913
‫من؟ فقط می‌خوام استراحت کنم

1572
01:08:43,996 --> 01:08:46,958
‫برم سفر و از سال‌های
‫باقی‌مونده‌ی زندگیم با بابی لذت ببرم

1573
01:08:50,586 --> 01:08:51,712
‫ببین بابی چیکار می‌کنه

1574
01:08:52,755 --> 01:08:54,841
‫مجبورم می‌کنه این لباس‌ها رو
‫براشون بپوشم

1575
01:08:54,924 --> 01:08:57,093
‫- خیلی نازن
‫- چون سردشونه

1576
01:08:57,176 --> 01:08:58,511
‫- این یکی رو ببین
‫- آره

1577
01:08:58,594 --> 01:09:00,763
‫- آره
‫- اون... خب...

1578
01:09:02,098 --> 01:09:03,975
‫زندگی‌شون از ما بهتره

1579
01:09:04,058 --> 01:09:05,184
‫واقعاً همینطوره

1580
01:09:06,310 --> 01:09:07,603
‫شکی نیست

1581
01:09:08,729 --> 01:09:09,897
‫خب، چی گفت؟

1582
01:09:09,981 --> 01:09:11,274
‫ویتو حرفت رو باور نمی‌کنه

1583
01:09:11,357 --> 01:09:12,733
‫مسخره‌ست

1584
01:09:12,817 --> 01:09:14,402
‫نمی‌دونم چرا باور نمی‌کنه

1585
01:09:14,902 --> 01:09:17,113
‫خب... می‌شناسمش

1586
01:09:17,196 --> 01:09:18,614
‫مشخصاً می‌دونم منظورت چیه

1587
01:09:18,698 --> 01:09:21,284
‫این... مشکل ویتو همینه

1588
01:09:22,743 --> 01:09:25,246
‫اومده خونه. بهت اعتماد نداره

1589
01:09:26,163 --> 01:09:29,166
‫بدون اجازه به جونت سوءقصد کرد

1590
01:09:30,084 --> 01:09:32,753
‫چی می‌خواد جلوش رو بگیره
‫که یه بار دیگه بدون اجازه

1591
01:09:32,837 --> 01:09:34,797
‫سوءقصد نکنه؟

1592
01:09:35,882 --> 01:09:38,467
‫باید قانعش کنی که واقعاً
‫می‌خوای بکشی کنار

1593
01:09:38,551 --> 01:09:40,428
‫آره، آره. اما...

1594
01:09:43,723 --> 01:09:44,724
‫می‌دونی چیه؟

1595
01:09:46,893 --> 01:09:48,895
‫بهش بگو پسره رو مجبور کنه
‫که خودش رو تحویل پلیس بده

1596
01:09:48,978 --> 01:09:49,812
‫ها؟

1597
01:09:49,896 --> 01:09:52,064
‫به ویتو بگو وینسنت رو مجبور کنه
‫که خودش رو تحویل بده

1598
01:09:52,148 --> 01:09:53,649
‫- جدی میگی؟
‫- جدی میگم

1599
01:09:54,775 --> 01:09:56,235
‫می‌دونی که دارن دنبالش می‌گردن

1600
01:09:56,319 --> 01:09:57,153
‫که چی؟

1601
01:09:57,236 --> 01:09:58,195
‫خودش رو تحویل میده،

1602
01:09:58,279 --> 01:09:59,822
‫من قسم می‌خورم
‫که اون بهم شلیک نکرده

1603
01:09:59,906 --> 01:10:01,824
‫می‌خوان چیکار کنن؟
‫من شاهد اصلی‌ام

1604
01:10:02,408 --> 01:10:03,993
‫تموم. پرونده بسته میشه

1605
01:10:04,076 --> 01:10:06,495
‫چون بهترین مدرکه

1606
01:10:06,579 --> 01:10:08,873
‫پسره رو مقصر نمی‌دونم

1607
01:10:09,498 --> 01:10:12,168
‫همین. آزاد میشه. همه...

1608
01:10:12,793 --> 01:10:14,420
‫مشکلی برای هیچکس پیش نمیاد

1609
01:10:14,503 --> 01:10:17,548
‫اون پسر میره خونه‌شون.
‫ویتو بالاخره به قدرت می‌رسه

1610
01:10:17,632 --> 01:10:19,842
‫منم از اینجا میرم.
‫بازنشسته میشم. همین

1611
01:10:20,635 --> 01:10:21,969
‫تموم

1612
01:10:22,053 --> 01:10:23,596
‫اینا رو بهشون بگو

1613
01:10:23,679 --> 01:10:25,389
‫و مطمئن شو که ویتو مطمئن میشه

1614
01:10:25,473 --> 01:10:27,558
‫که پسره یه ضامن هم همراهش هست،

1615
01:10:27,642 --> 01:10:28,643
‫علاوه بر وکیلش،

1616
01:10:28,726 --> 01:10:29,769
‫و اینکه پلیس می‌دونه

1617
01:10:29,852 --> 01:10:31,270
‫کِی و دقیقاً کجا قراره ملاقات کنن

1618
01:10:31,354 --> 01:10:32,605
‫تا اشتباهی رخ نده

1619
01:10:33,272 --> 01:10:35,650
‫باشه، به ویتو خبر میدم
‫و جوابش رو میارم برات

1620
01:10:35,733 --> 01:10:36,734
‫خیلی‌خب

1621
01:10:40,363 --> 01:10:41,489
‫روز خوبیه

1622
01:10:42,865 --> 01:10:45,451
‫یه‌کم سرده.
‫برای سگ‌ها خیلی سرده

1623
01:10:45,534 --> 01:10:47,870
‫سگ‌ها زندگی خوبی دارن. نگاه کن

1624
01:10:48,621 --> 01:10:49,580
‫لباس براشون پوشیده

1625
01:10:49,664 --> 01:10:51,082
‫می‌ترسم خفتم کنن

1626
01:10:51,165 --> 01:10:53,125
‫دارم توی پارک قدم می‌زنم،
‫یه دزد میاد سراغم...

1627
01:10:54,126 --> 01:10:56,045
‫و فقط لباس‌هاشون رو نمی‌بره،
‫خودشون رو هم می‌بره

1628
01:10:56,128 --> 01:10:58,339
‫بابی من رو می‌کُشه.
‫دیگه نمی‌تونم برگردم خونه

1629
01:10:58,422 --> 01:10:59,423
‫وای، خدا

1630
01:10:59,507 --> 01:11:01,342
‫اون تنها چیزیه که بابی ازم می‌خواد

1631
01:11:01,425 --> 01:11:03,803
‫این سگ‌های لعنتی.
‫همه چیز مربوط به اوناست

1632
01:11:03,886 --> 01:11:05,137
‫- آره. گوش کن...
‫- می‌دونی

1633
01:11:05,221 --> 01:11:06,222
‫اینا بچه‌هامونن

1634
01:11:06,973 --> 01:11:08,766
‫- سگ‌ها رو ببین
‫- آره

1635
01:11:10,184 --> 01:11:11,519
‫باشه، خوبه

1636
01:11:32,707 --> 01:11:33,958
‫- سلام، فرانک
‫- سلام

1637
01:11:34,500 --> 01:11:35,835
‫- سلام
‫- سلام. آره

1638
01:11:36,419 --> 01:11:37,628
‫بذار ببینمت

1639
01:11:37,712 --> 01:11:40,131
‫ببین اون حیوون چیکارت کرده

1640
01:11:40,214 --> 01:11:41,382
‫- این دیگه چیه؟
‫- گله دیگه

1641
01:11:41,465 --> 01:11:42,425
‫برای تو گرفتم

1642
01:11:42,508 --> 01:11:43,718
‫- برای من؟
‫- آره دیگه

1643
01:11:44,301 --> 01:11:46,971
‫لطف کردی. خدایا. آل

1644
01:11:47,054 --> 01:11:49,223
‫- پس داری می‌کشی کنار؟
‫- آره

1645
01:11:49,306 --> 01:11:50,766
‫قبول کردی که پسره برگرده؟

1646
01:11:50,850 --> 01:11:51,851
‫آره. آره

1647
01:11:51,934 --> 01:11:54,562
‫می‌دونی، برای من، آلبرت...

1648
01:11:54,645 --> 01:11:56,105
‫دیگه خوشم از غافلگیری نمیاد

1649
01:11:56,188 --> 01:11:58,607
‫خدایا، فرانک.
‫نمی‌تونی بکشی کنار

1650
01:12:00,693 --> 01:12:02,570
‫تمومه. من... باید...

1651
01:12:02,653 --> 01:12:04,405
‫نباید تموم بشه.
‫کار اشتباهی کرده

1652
01:12:04,488 --> 01:12:06,490
‫می‌دونم اشتباه بوده.
‫اما که چی؟ بشین

1653
01:12:06,574 --> 01:12:07,908
‫مهمه

1654
01:12:07,992 --> 01:12:10,119
‫برخلاف قوانین عمل کرده. باشه؟

1655
01:12:10,202 --> 01:12:11,662
‫بدون قوانین،

1656
01:12:11,746 --> 01:12:13,330
‫شبیه گاوچرون‌ها و سره‌پوست‌ها می‌شیم

1657
01:12:13,414 --> 01:12:14,749
‫قوانین دیگه وجود ندارن

1658
01:12:14,832 --> 01:12:16,417
‫دیگه زمونه عوض شده.
‫الان یه دوران دیگه‌ست

1659
01:12:16,500 --> 01:12:18,544
‫شاید برای تو عوض شده.
‫برای من هنوز همونه

1660
01:12:18,627 --> 01:12:20,671
‫برای من هنوز مهمه
‫که اون حرومزاده چیکار کرده

1661
01:12:20,755 --> 01:12:22,006
‫بذار بکشمش

1662
01:12:22,089 --> 01:12:24,717
‫مشکل حل میشه.
‫بعدش برمی‌گردیم سراغ قوانین‌مون

1663
01:12:24,800 --> 01:12:26,510
‫به روش تو کارمون رو انجام می‌دیم

1664
01:12:26,594 --> 01:12:27,928
‫ببین. ببین...

1665
01:12:28,012 --> 01:12:29,346
‫هیچ اتفاقی نیُفتاد

1666
01:12:29,430 --> 01:12:30,806
‫من کشته نشدم.
‫تیرش خطا رفت

1667
01:12:30,890 --> 01:12:32,475
‫من اینجام، دارم حرف می‌زنم

1668
01:12:32,558 --> 01:12:34,226
‫همه چیز خوبه. مشکلی نیست. من...

1669
01:12:34,727 --> 01:12:36,496
‫نمی‌خوام به‌خاطر چیزی
‫که دیگه نمی‌خوامش

1670
01:12:36,497 --> 01:12:37,354
‫کشته بشم

1671
01:12:37,438 --> 01:12:39,356
‫چی میگی برای خودت؟

1672
01:12:39,440 --> 01:12:41,442
‫اگه قرار باشه کسی کشته بشه،
‫قطعاً تو اون فرد نیستی

1673
01:12:41,525 --> 01:12:43,235
‫نه. نمی‌خوام کسی کشته بشه

1674
01:12:43,319 --> 01:12:44,320
‫بیخیال

1675
01:12:46,322 --> 01:12:47,656
‫نمی‌خوام هیچکس بمیره

1676
01:12:48,783 --> 01:12:49,784
‫باشه؟

1677
01:12:51,368 --> 01:12:52,369
‫باشه

1678
01:12:52,453 --> 01:12:54,830
‫گوش کن، تو مراقب اون برآمدگی
‫روی سرت باشه

1679
01:12:54,914 --> 01:12:55,748
‫خیلی‌خب

1680
01:12:55,831 --> 01:12:57,208
‫من حواسم به بقیه‌ی چیزها هست

1681
01:12:57,291 --> 01:12:59,168
‫و تا وقتی حلش نکردم،

1682
01:12:59,251 --> 01:13:00,711
‫بذار یه تفنگ همراهت باشه

1683
01:13:00,795 --> 01:13:02,463
‫ممنون بابت گل

1684
01:13:03,547 --> 01:13:04,590
‫تا دم در همراهت میام

1685
01:13:06,217 --> 01:13:07,343
‫- سلام
‫- آلبرت بود؟

1686
01:13:07,426 --> 01:13:08,928
‫آره، اومده بود من رو ببینه

1687
01:13:09,011 --> 01:13:11,055
‫سلامی بکنه، ببینه حالم چطوره. همین

1688
01:13:11,722 --> 01:13:13,057
‫گل هم آورده

1689
01:13:15,309 --> 01:13:16,352
‫لطف کرده

1690
01:13:18,020 --> 01:13:20,106
‫- حالت خوبه؟
‫- همه چیز خوبه

1691
01:13:20,189 --> 01:13:21,774
‫- مطمئنی؟
‫- صد در صد

1692
01:13:23,274 --> 01:13:31,274
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1693
01:14:08,696 --> 01:14:11,615
‫لطفاً، آلبرت، قبل از اینکه شروع کنیم،

1694
01:14:11,699 --> 01:14:13,659
‫می‌دونم سوالاتی داری

1695
01:14:13,742 --> 01:14:15,077
‫راجع بهشون حرف زدیم

1696
01:14:15,161 --> 01:14:16,537
‫درمورد چی حرف می‌زنی؟

1697
01:14:16,620 --> 01:14:18,122
‫کاری که انجام شده
‫دیگه مربوط به گذشته‌ست

1698
01:14:18,205 --> 01:14:20,207
‫به عنوان یه امر داخلی

1699
01:14:20,291 --> 01:14:21,792
‫بین خانواده‌ی خودشون
‫در نظر گرفته میشه

1700
01:14:21,876 --> 01:14:23,836
‫تصمیمش با خود فرانک و ویتوئه

1701
01:14:23,919 --> 01:14:25,171
‫نه هیچکس دیگه‌ای

1702
01:14:25,254 --> 01:14:27,298
‫به جون رئیسش سوءقصد کرده

1703
01:14:28,048 --> 01:14:30,718
‫تنها دلیل ریاست فرانک
‫اینه که ویتو اون رو رئیس کرد

1704
01:14:30,801 --> 01:14:32,261
‫یادته، آلبرت

1705
01:14:32,344 --> 01:14:35,222
‫خب ویتو قبل از فرانک رئیس بوده

1706
01:14:35,306 --> 01:14:36,140
‫درسته؟

1707
01:14:36,223 --> 01:14:39,727
‫تازه، ریچی میگه که فرانک قبول کرده
‫داوطلبانه کنار بکشه

1708
01:14:39,810 --> 01:14:41,770
‫- درسته؟
‫- باید بهش احترام گذاشت

1709
01:14:41,854 --> 01:14:44,481
‫آره، خب، فرانک توی قبول کردن
‫زیاده‌روی کرده

1710
01:14:44,565 --> 01:14:46,275
‫خدایا. بعد از اتفاقی که افتاد،

1711
01:14:46,358 --> 01:14:48,485
‫اصلاً نباید بخوام اجازه بگیرم

1712
01:14:48,569 --> 01:14:50,321
‫به ما ربطی نداره

1713
01:14:50,404 --> 01:14:52,740
‫داری تو کاری دخالت می‌کنی
‫که اصلاً دخالت نیاز نداره

1714
01:14:52,823 --> 01:14:54,450
‫خودشون باید تصمیم بگیرن

1715
01:14:54,533 --> 01:14:55,659
‫برای من که اونطور نیست

1716
01:14:55,743 --> 01:14:56,869
‫برای من کاملاً واضحه

1717
01:14:56,952 --> 01:14:59,288
‫طرف به جون رئیسش سوءقصد کرده

1718
01:14:59,371 --> 01:15:01,415
‫- حکم مرگ داره
‫- آلبرت. لطفاً

1719
01:15:01,498 --> 01:15:03,083
‫هیچکس نمُرده

1720
01:15:03,167 --> 01:15:05,211
‫نیازی نیست عجولانه کاری بکنیم

1721
01:15:05,294 --> 01:15:07,213
‫اگه ویتو نمی‌دونه کاری
‫که کرده اشتباه بوده،

1722
01:15:07,296 --> 01:15:08,797
‫پس ویتو هیچی سرش نمیشه

1723
01:15:08,881 --> 01:15:10,799
‫- بیخیال. بیخیال
‫- آلبرت

1724
01:15:10,883 --> 01:15:12,384
‫هی، تمومش کن

1725
01:15:12,468 --> 01:15:14,011
‫- آروم باش، خیلی‌خب؟
‫- آروم باشم؟

1726
01:15:14,094 --> 01:15:15,387
‫و چی، شما همه احمقید؟

1727
01:15:16,222 --> 01:15:17,598
‫اگه توی نطفه خفه‌ش نکنیم،

1728
01:15:17,681 --> 01:15:20,226
‫کی می‌تونه بگه که پس فردا
‫یکی نمیاد سراغ خودتون؟

1729
01:15:20,309 --> 01:15:21,936
‫اگه بذارید اون قسر در بره،

1730
01:15:22,019 --> 01:15:23,312
‫برای همه چراغ سبز به حساب میاد

1731
01:15:23,395 --> 01:15:26,106
‫کافیه. کافیه

1732
01:15:26,190 --> 01:15:27,274
‫از قبل رای‌گیری کردیم

1733
01:15:27,358 --> 01:15:31,195
‫ریچی گفت که شخص فرانک
‫رایش با ما ۳ نفر یکی بوده

1734
01:15:31,278 --> 01:15:32,154
‫تمومه

1735
01:15:32,238 --> 01:15:34,448
‫ما ۴ نفر در مقابل تو

1736
01:15:34,531 --> 01:15:35,783
‫قوانین اینطور میگن

1737
01:15:35,866 --> 01:15:37,785
‫- اگه می‌خوای طبق قوانین پیش بریم
‫- جدی؟

1738
01:15:37,868 --> 01:15:41,121
‫و تا هفته‌ی گذشته هیچکس
‫به جون یه رئیس سوءقصد نکرده بود

1739
01:15:41,747 --> 01:15:43,290
‫تا هفته‌ی گذشته!

1740
01:15:43,374 --> 01:15:45,751
‫یکی به جون یه رئیس سوءقصد کرد!

1741
01:15:46,835 --> 01:15:48,295
‫بهم بگید اشتباه می‌کنم

1742
01:15:48,379 --> 01:15:50,130
‫یالا، بجنبید. بهم بگید

1743
01:15:50,214 --> 01:15:51,882
‫بگید دیگه. بگید اشتباه می‌کنم

1744
01:15:53,926 --> 01:15:56,887
‫بعد از کاری که ویتو کرد،
‫اصلاً برای کشتنش نیاز به اجازه ندارم

1745
01:15:56,971 --> 01:16:00,224
‫اگه علیه یه رئیس کاری بکنی،
‫حکم مرگ داره

1746
01:16:00,307 --> 01:16:01,767
‫و همه‌تون این رو می‌دونید

1747
01:16:06,981 --> 01:16:08,107
‫شما...

1748
01:16:10,067 --> 01:16:12,444
‫آلبرت، برگرد. برگرد بیا اینجا

1749
01:16:12,528 --> 01:16:13,654
‫کجا میری؟

1750
01:16:13,655 --> 01:16:18,655
‫♪ Tutti Frutti - Little Richard ♪

1751
01:16:22,871 --> 01:16:24,540
‫باورت میشه که این آهنگ معروف شده؟

1752
01:16:25,499 --> 01:16:27,251
‫- زمونه عوض شده
‫- آره

1753
01:16:28,127 --> 01:16:30,546
‫از صبح نشستی جلو تلویزیون

1754
01:16:30,629 --> 01:16:31,922
‫حالت خوبه؟

1755
01:16:32,006 --> 01:16:34,758
‫آره، آره. فقط... دارم از همین الان
‫بازنشستگی رو تمرین می‌کنم

1756
01:16:35,509 --> 01:16:37,594
‫آره. کاش اونطور باشه

1757
01:16:38,095 --> 01:16:39,638
‫پخش این برنامه رو قطع کردیم

1758
01:16:39,722 --> 01:16:41,015
‫چون یه خبر فوری داریم

1759
01:16:41,557 --> 01:16:44,601
‫وینسنت جیگانتی،
‫فرد مسلح فراری ۲۸ ساله

1760
01:16:44,685 --> 01:16:46,520
‫که برای بازجویی

1761
01:16:46,603 --> 01:16:49,189
‫در ارتباط با سوءقصد ناموفق ماه گذشته

1762
01:16:49,273 --> 01:16:52,067
‫به جون فرانک کاستلو، رئیس احتمالی
‫باند تبهکاری نیویورک، تحت تعقیب بود

1763
01:16:52,651 --> 01:16:53,944
‫خودش رو تحویل داده

1764
01:16:54,028 --> 01:16:57,031
‫الان برمی‌گردیم به برنامه‌ی عادی

1765
01:16:58,282 --> 01:16:59,283
‫می‌دونستی

1766
01:17:03,412 --> 01:17:04,413
‫امیدوارم بودم این اتفاق بیُفته

1767
01:17:06,415 --> 01:17:07,624
‫قراره اون رئیس بشه؟

1768
01:17:08,834 --> 01:17:10,044
‫خب، تمام این کارها برای همونه

1769
01:17:11,545 --> 01:17:12,629
‫بهش اعتماد داری؟

1770
01:17:13,213 --> 01:17:14,631
‫تنها خواسته‌ش همین بوده

1771
01:17:14,715 --> 01:17:16,967
‫خب، قبلاً هم به خواسته‌ش رسیده بود

1772
01:17:17,551 --> 01:17:18,802
‫آره، خب...

1773
01:17:19,470 --> 01:17:21,430
‫اون عشق بود.
‫این کسب‌وکاره

1774
01:17:26,117 --> 01:17:29,374
‫[ دادستانی در مقابل وینسنت جیگانتی ]
‫[ سال ۱۹۵۷، ۱۲ سپتامبر ]

1775
01:17:34,735 --> 01:17:37,279
‫آقای کیث، مستقیماً به متهم اشاره می‌کنم

1776
01:17:37,363 --> 01:17:39,156
‫آقای وینسنت جیگانتی

1777
01:17:39,239 --> 01:17:40,616
‫ایشون همون مردیه

1778
01:17:40,699 --> 01:17:42,493
‫که روز تیر خوردن آقای کاستلو دیدیدش؟

1779
01:17:43,786 --> 01:17:45,287
‫مطمئن نیستم

1780
01:17:45,829 --> 01:17:48,582
‫همون شب برای پلیس
‫این مرد رو توصیف کردید

1781
01:17:48,665 --> 01:17:50,000
‫آره، اما الان تغییر کرده

1782
01:17:50,084 --> 01:17:54,004
‫توی شناسایی متهم مشکل دارید؟

1783
01:17:54,088 --> 01:17:54,922
‫آره، درسته

1784
01:17:55,005 --> 01:17:57,883
‫حقیقت داره که شما قانوناً
‫چشم راست‌تون بینایی نداره

1785
01:17:57,966 --> 01:17:59,843
‫و چشم دیگه‌تون بیناییش شدیداً محدوده؟

1786
01:17:59,927 --> 01:18:01,804
‫- یک یا دو؟
‫- دو

1787
01:18:01,887 --> 01:18:02,971
‫دکترم اینطور گفته

1788
01:18:03,055 --> 01:18:04,515
‫اجازه هست

1789
01:18:04,598 --> 01:18:07,601
‫گزارش چشم پزشک
‫آقای کیث رو به دادگاه ارائه بدم؟

1790
01:18:07,684 --> 01:18:09,686
‫- یک یا دو؟
‫- دو

1791
01:18:10,104 --> 01:18:12,022
‫میشه حداقل اعتراف کنید
‫که کسی بهتون شلیک کرده؟

1792
01:18:12,106 --> 01:18:13,065
‫آره

1793
01:18:13,148 --> 01:18:15,818
‫- می‌خواسته جونتون رو بگیره
‫- آره

1794
01:18:15,901 --> 01:18:17,361
‫اسمتون رو صدا زد

1795
01:18:18,112 --> 01:18:19,113
‫آره

1796
01:18:19,196 --> 01:18:21,407
‫دیگه فاصله‌تون بیش‌تر از ۲ متر نبوده

1797
01:18:21,490 --> 01:18:23,450
‫پس چطور قیافه‌ش رو ندیدید؟

1798
01:18:24,743 --> 01:18:26,120
‫داشتم اونطرف رو نگاه می‌کردم

1799
01:18:26,912 --> 01:18:30,165
‫از نظر ما متهم، وینسنت جیگانتی،

1800
01:18:30,249 --> 01:18:32,418
‫از همه‌ی اتهامات تبرئه میشه

1801
01:18:32,501 --> 01:18:34,503
‫از شما هیئت منصفه بابت
‫خدمات‌تون تشکر می‌کنیم

1802
01:18:34,586 --> 01:18:36,004
‫هیئت منصفه می‌تونن برن

1803
01:18:40,134 --> 01:18:41,260
‫نمی‌دونم چی بگم، فرانک

1804
01:18:41,343 --> 01:18:43,595
‫- ممنون
‫- باشه، پسرجون. نگران نباش

1805
01:18:44,138 --> 01:18:45,597
‫مرد خوبی هستی، فرانک. ممنون

1806
01:18:45,681 --> 01:18:47,349
‫- بهش دست دادی
‫- خب؟

1807
01:18:47,433 --> 01:18:49,726
‫اون می‌خواست...
‫اون می‌خواست تو رو بکشه، فرانک

1808
01:18:49,810 --> 01:18:52,104
‫اون فقط یه پیام‌رسان
‫بوده، جورج. بریم

1809
01:19:05,742 --> 01:19:06,577
‫سلام

1810
01:19:07,536 --> 01:19:09,830
‫- اون کار درست رو انجام داد، ها؟
‫- هی، بیا اینجا. بیا

1811
01:19:10,747 --> 01:19:12,249
‫وینسنت، چی میگی برای خودت؟

1812
01:19:12,332 --> 01:19:14,835
‫کدوم کار درست؟ کدوم؟
‫«کار درست رو انجام داد»

1813
01:19:14,918 --> 01:19:15,961
‫چی میگی برای خودت؟

1814
01:19:16,044 --> 01:19:17,713
‫کار درست رو به‌خاطر خودش انجام داد

1815
01:19:17,796 --> 01:19:19,840
‫چی میگی؟
‫«کار درست»

1816
01:19:21,633 --> 01:19:23,802
‫آره، حتماً، اما هنوزم...
‫من آزادم، می‌دونید

1817
01:19:23,886 --> 01:19:25,137
‫تو آزادی. تو اینجایی

1818
01:19:25,220 --> 01:19:27,014
‫زنده‌ای. هنوزم داری نفس می‌کشی

1819
01:19:27,097 --> 01:19:29,516
‫می‌دونی دیگه کی
‫هنوز داره نفس می‌کشه؟ ها؟

1820
01:19:29,600 --> 01:19:31,894
‫کی؟ ها؟ ها؟

1821
01:19:31,977 --> 01:19:33,270
‫دهنت رو باز نکنی

1822
01:19:33,353 --> 01:19:35,230
‫دیگه کی زنده‌ست، ها؟

1823
01:19:35,898 --> 01:19:37,107
‫آره، خیلی‌خب

1824
01:19:37,649 --> 01:19:39,735
‫وینی که آزاد شد،
‫بازنشستگی من دیگه مشکلی نداشت

1825
01:19:39,818 --> 01:19:41,445
‫ولی فقط در صورتی که می‌تونستم
‫آلبرت رو ساکت نگه دارم

1826
01:19:41,528 --> 01:19:43,238
‫تا وقتی که ویتو رو
‫به‌خاطر قاچاق دستگیر کنن

1827
01:19:43,322 --> 01:19:44,531
‫قهوه‌ی زیادی داریم

1828
01:19:44,615 --> 01:19:46,283
‫اگه کسی بازم قهوه می‌خواد بگه

1829
01:19:46,867 --> 01:19:48,702
‫می‌خوایم بریم توی اون یکی اتاق

1830
01:19:48,785 --> 01:19:49,786
‫پاشو بریم

1831
01:20:00,088 --> 01:20:03,008
‫خب، باید یه لطفی بهم بکنی

1832
01:20:04,384 --> 01:20:05,594
‫هر چیزی که بخوای

1833
01:20:06,136 --> 01:20:07,137
‫اون نه

1834
01:20:08,555 --> 01:20:09,556
‫چی؟

1835
01:20:10,140 --> 01:20:11,808
‫ازت می‌خوام بری یه جایی

1836
01:20:11,892 --> 01:20:13,143
‫من؟

1837
01:20:13,227 --> 01:20:14,770
‫آره، حتماً، فقط من

1838
01:20:15,354 --> 01:20:16,897
‫و باید برم کجا؟

1839
01:20:18,524 --> 01:20:20,400
‫- کوبا
‫- چی میگی؟

1840
01:20:20,984 --> 01:20:25,572
‫پلیس فدرال ویتو رو به‌خاطر
‫مواد مخدر تحت نظر داره

1841
01:20:25,656 --> 01:20:27,533
‫پس هیئت منصفه‌ی
‫ویژه‌ای تشکیل میشه

1842
01:20:27,616 --> 01:20:29,368
‫تو هم حتماً توی لیست شاهدین هستی

1843
01:20:29,952 --> 01:20:31,078
‫لعنت بهش

1844
01:20:31,620 --> 01:20:33,163
‫خدا لعنتش کنه، می‌دونستم

1845
01:20:33,247 --> 01:20:34,915
‫بهت گفتم اون دلال لعنتی

1846
01:20:34,998 --> 01:20:36,792
‫همه‌مون رو بدبخت و بیچاره می‌کنه

1847
01:20:39,836 --> 01:20:41,630
‫در جریانی که آلبرت می‌خواد بره کوبا؟

1848
01:20:42,381 --> 01:20:43,924
‫- آره، منم شنیدم
‫- آره

1849
01:20:44,007 --> 01:20:45,425
‫چرا می‌خواد بره اونجا؟

1850
01:20:46,009 --> 01:20:47,636
‫نشنیدی؟ نمی‌دونستی؟

1851
01:20:47,719 --> 01:20:48,720
‫نه

1852
01:20:50,013 --> 01:20:51,014
‫من...

1853
01:20:51,098 --> 01:20:53,392
‫همه خبر داشتن.
‫فکر می‌کردم تو هم می‌دونی

1854
01:20:54,893 --> 01:20:56,311
‫خب، چرا می‌خواد بره به کوبا؟

1855
01:20:57,062 --> 01:20:58,564
‫برای همین نباید اینجا باشی

1856
01:20:59,189 --> 01:21:01,400
‫خبری از استرداد و احضاریه نیست

1857
01:21:01,483 --> 01:21:03,527
‫هیئت منصفه‌ای نیست.
‫اونجا هیچی...

1858
01:21:03,610 --> 01:21:04,945
‫هاوانا تنها جای امنه

1859
01:21:05,028 --> 01:21:06,029
‫جدی میگی؟

1860
01:21:06,113 --> 01:21:07,364
‫می‌تونی مثل همین‌جا

1861
01:21:07,447 --> 01:21:08,490
‫اونجا هم کارهات رو بکنی

1862
01:21:08,574 --> 01:21:10,117
‫مشکلی وجود نداره

1863
01:21:10,200 --> 01:21:11,368
‫میشه ردیفش کرد

1864
01:21:11,451 --> 01:21:13,704
‫می‌خوای پاشم این
‫همه راه رو برم تا کوبا؟

1865
01:21:13,787 --> 01:21:16,456
‫از میامی تا اونجا
‫یه سفر هوایی ۳۵ دقیقه‌ایه

1866
01:21:16,540 --> 01:21:18,709
‫هی، چیزی نیست. فقط...

1867
01:21:18,792 --> 01:21:21,169
‫تنها نکته‌ی مهم اینه
‫که توی این کشور نباشی

1868
01:21:21,753 --> 01:21:23,922
‫میلیون‌ها کیلومتر با هیئت منصفه
‫فاصله داشته باشی

1869
01:21:24,006 --> 01:21:24,881
‫متوجهی؟

1870
01:21:25,340 --> 01:21:26,758
‫فرانک داره اون رو می‌فرسته بره

1871
01:21:26,842 --> 01:21:28,719
‫به عنوان یه پیشکشی برای تو

1872
01:21:28,802 --> 01:21:30,762
‫خب، برای اینکه بهت نشون بده

1873
01:21:30,846 --> 01:21:33,223
‫که داره حفاظتش رو کنار می‌ذاره

1874
01:21:33,599 --> 01:21:35,767
‫و وقتی من کوبا باشم
‫چه اتفاقی برای تو می‌افته؟

1875
01:21:35,851 --> 01:21:38,520
‫من؟ من... من که بازنشسته میشم

1876
01:21:38,604 --> 01:21:40,897
‫بازنشسته شدم.
‫از اینجا میرم. دیگه نیستم

1877
01:21:40,981 --> 01:21:43,150
‫قبلاً هم بهت گفتم...
‫ماجرا از این قراره

1878
01:21:43,233 --> 01:21:44,234
‫می‌خوام برم به رُم

1879
01:21:44,318 --> 01:21:46,653
‫و بعد از اینکه ریاست رو به اون دادم
‫یه شام خوش‌مزه اونجا بخورم

1880
01:21:46,737 --> 01:21:48,864
‫آره، ولی خب چرا داره
‫می‌فرستش به کوبا؟

1881
01:21:48,947 --> 01:21:50,324
‫خب، پس بفرستش کجا؟

1882
01:21:50,407 --> 01:21:52,618
‫نمی‌دونم. چرا اونجا؟
‫چرا نفرستادش به برزیل؟

1883
01:21:52,701 --> 01:21:54,119
‫چرا نفرستادش یه جای دورتر

1884
01:21:54,202 --> 01:21:55,746
‫تا یه اقیانوس بین‌مون باشه؟

1885
01:21:55,829 --> 01:21:57,289
‫چرا می‌فرستش یه جای نزدیک؟

1886
01:21:57,372 --> 01:21:59,041
‫خب، کوبا کشور خوبیه

1887
01:21:59,583 --> 01:22:02,085
‫اصلاً به این فکر نکردی
‫که قضیه‌ی کوبا بیش‌تر از این حرف‌هاست؟

1888
01:22:02,169 --> 01:22:04,254
‫- اونجا یه قماربازی هست
‫- آره

1889
01:22:04,338 --> 01:22:06,340
‫هیچوقت فکر نکردی که شاید
‫برای اون باشه؟ برای قماربازی؟

1890
01:22:06,882 --> 01:22:08,258
‫به نظر من که اینطوره

1891
01:22:09,426 --> 01:22:10,636
‫یه چیزی زیر سرشه

1892
01:22:10,719 --> 01:22:14,014
‫وقتی اون داره محاکمه میشه،
‫تو برای خودت توی هاوانایی

1893
01:22:14,097 --> 01:22:14,931
‫آها

1894
01:22:15,015 --> 01:22:16,475
‫و از همه چیز فاصله داری

1895
01:22:19,978 --> 01:22:22,189
‫خیلی‌خب. کارگروه دنبال یکی می‌گرده

1896
01:22:22,272 --> 01:22:24,149
‫که جای اون رو بگیره

1897
01:22:26,443 --> 01:22:27,486
‫می‌دونی منظورم چیه؟

1898
01:22:32,074 --> 01:22:34,660
‫بهشون گفتم که تو بهترین گزینه‌ای

1899
01:22:35,285 --> 01:22:37,329
‫یکی مثل تو که طبق قوانین جلو میره

1900
01:22:37,412 --> 01:22:38,413
‫و کار درست رو انجام میده

1901
01:22:38,497 --> 01:22:41,166
‫از اینجا فاصله داری و توی هاوانایی،
‫سرت توی کار خودته

1902
01:22:41,708 --> 01:22:44,336
‫چراغ خاموش. توی دردسر نمی‌افتی

1903
01:22:45,420 --> 01:22:48,382
‫بهشون نشون میدی
‫که چه کارهایی ازت برمیاد

1904
01:22:52,010 --> 01:22:53,011
‫من...

1905
01:22:54,012 --> 01:22:55,472
‫تو رو پیشنهاد دادم

1906
01:22:57,015 --> 01:22:58,058
‫می‌فهمی؟

1907
01:23:00,435 --> 01:23:01,895
‫ضمانتت رو کردم

1908
01:23:05,649 --> 01:23:06,858
‫کِی برم؟

1909
01:23:07,693 --> 01:23:08,819
‫هر چی سریع‌تر

1910
01:23:08,902 --> 01:23:10,904
‫می‌خواد من رو دور بزنه.
‫دارم بهت میگم

1911
01:23:10,987 --> 01:23:12,489
‫نمی‌دونم. به نظر من اونطور نیست

1912
01:23:12,572 --> 01:23:14,533
‫می‌خواد من رو گدامانند نشون بده

1913
01:23:14,616 --> 01:23:16,326
‫- من می‌شناسمش
‫- نه. فکر نکنم

1914
01:23:16,410 --> 01:23:18,453
‫من فرانک رو بیش‌تر از تو می‌شناسم

1915
01:23:18,537 --> 01:23:20,414
‫می‌دونم که یه چیزی زیر سرشه

1916
01:23:21,415 --> 01:23:22,416
‫تونی...

1917
01:23:25,335 --> 01:23:26,712
‫یه خبرایی هست

1918
01:23:28,505 --> 01:23:30,966
‫باشه، می‌تونی کمکم بدی.
‫می‌تونی. برو

1919
01:23:33,093 --> 01:23:34,428
‫- باشه
‫- حالتون چطوره، جناب؟

1920
01:23:34,511 --> 01:23:36,263
‫سلام، زینگرلا. بیا اینجا ببینم

1921
01:23:37,013 --> 01:23:38,724
‫سریع برمی‌گردم، باشه؟

1922
01:23:38,807 --> 01:23:40,434
‫مراقب مادرت باش

1923
01:23:40,517 --> 01:23:42,352
‫- آروم
‫- کمکش بده. باشه، خوبه

1924
01:23:43,019 --> 01:23:44,980
‫خیلی‌خب، عزیزدلم.
‫خیلی طولش نمیدم

1925
01:23:45,063 --> 01:23:46,440
‫- بعداً می‌بینمت، باشه؟
‫- دوستت دارم

1926
01:23:46,523 --> 01:23:47,941
‫- مطمئن شو که اون رو می‌بندن
‫- باشه

1927
01:23:48,024 --> 01:23:49,025
‫- خوب ببندیدش
‫- خیلی‌خب

1928
01:23:49,109 --> 01:23:50,402
‫...محوطه‌ی ضربه‌زن

1929
01:23:50,485 --> 01:23:51,486
‫حالا توی موقعیت قرار می‌گیره

1930
01:23:51,570 --> 01:23:52,863
‫بازیکنان محوطه‌ی بیرونی
‫به سمت چپ متمایل میشن

1931
01:23:52,946 --> 01:23:53,780
‫توپ‌انداز بازیکن حریف رو بررسی می‌کنه

1932
01:23:53,864 --> 01:23:55,490
‫توپ رو برتاب می‌کنه،
‫یه پرتاب قوس‌دار

1933
01:23:55,574 --> 01:23:56,408
‫خطای اول

1934
01:23:57,534 --> 01:23:58,535
‫باید بریم

1935
01:23:59,244 --> 01:24:01,580
‫خب، هوادارن میلواکی که اومده بودن
‫تیم‌شون رو تشویق بکنن

1936
01:24:01,663 --> 01:24:03,999
‫الان یه‌کم نگران به نظر می‌رسن

1937
01:24:04,583 --> 01:24:07,085
‫چون انگار باب بوهل یه‌کم
‫توی پرتاب توپ مشکل داره

1938
01:24:08,170 --> 01:24:09,963
‫منتل از بیس اول فاصله داره،
‫پرتاب به بیس دوم انجام میشه

1939
01:24:10,046 --> 01:24:12,382
‫توپ از شوندینس رد میشه
‫و به سمت وسط زمین میره

1940
01:24:12,466 --> 01:24:14,384
‫درحالی که منتل بلند میشه،
‫شوندینس تعادلش رو از دست میده

1941
01:24:14,468 --> 01:24:16,386
‫و پرتاب به سمت بیس دوم انجام میشه
‫در حالی که «برا» به کمک میاد

1942
01:24:16,470 --> 01:24:18,096
‫اون رسید، و منتل هم
‫به بیس سوم رسید

1943
01:24:20,682 --> 01:24:22,476
‫شوندینس وقت استراحت می‌خواد

1944
01:24:23,769 --> 01:24:27,014
‫پرتاب به سمت راستِ
‫بیس دوم انجام شده بود

1945
01:24:27,105 --> 01:24:28,857
‫و شوندینس رفت توپ رو بگیره،

1946
01:24:28,940 --> 01:24:29,900
‫اما نتونست...

1947
01:24:29,983 --> 01:24:30,984
‫یه ساعت منتظرم بمون

1948
01:24:31,067 --> 01:24:32,861
‫راحت باش. عجله‌ای نیست

1949
01:24:32,944 --> 01:24:35,155
‫توپ‌انداز خطا می‌کنه،

1950
01:24:36,156 --> 01:24:38,116
‫و میکی منتل تونست
‫به بیس سوم برسه

1951
01:24:38,700 --> 01:24:40,118
‫برا هم به بیس اول رسید

1952
01:24:41,203 --> 01:24:42,788
‫...سعی کرد جلوش رو بگیره

1953
01:24:42,871 --> 01:24:44,581
‫مدافع‌های تیم «بِرِیوز» جلوتر میان

1954
01:24:45,457 --> 01:24:46,875
‫پرتاب سوم انجام میشه

1955
01:24:46,958 --> 01:24:49,294
‫یه ضربه‌ی محکم می‌زنه
‫و توپ رو به مرکز زمین می‌فرسته

1956
01:24:51,671 --> 01:24:53,465
‫زمین می‌خوره
‫و توپ از دستش می‌افته

1957
01:24:53,548 --> 01:24:55,467
‫و به این شکل میکی منتل امتیاز می‌گیره

1958
01:24:57,552 --> 01:24:58,678
‫آرون زمین خورد...

1959
01:25:02,599 --> 01:25:04,059
‫خوبه. ممنون، عزیزم

1960
01:25:04,142 --> 01:25:06,228
‫خیلی خوبن. ممنون

1961
01:25:07,521 --> 01:25:09,648
‫و هوادارها یه نفس راحت می‌کشن

1962
01:25:09,731 --> 01:25:11,900
‫چون چیزی که به نظر می‌رسید

1963
01:25:11,983 --> 01:25:13,819
‫یه فاجعه برای تیم بریوزه، جبران شد

1964
01:25:13,902 --> 01:25:15,320
‫و یه امتیاز گرفتن

1965
01:25:17,030 --> 01:25:19,658
‫فعلاً بازی ۲ بر صفر دنبال میشه.
‫تیم نیویورک جلوئه

1966
01:25:20,617 --> 01:25:22,035
‫دفاع‌های بیرونی در موقعیت عادی

1967
01:25:22,118 --> 01:25:23,495
‫شوندینس و آدکاک

1968
01:25:23,578 --> 01:25:24,830
‫در عمق سمت راست زمین قرار دارن

1969
01:25:24,913 --> 01:25:26,414
‫پرتاب می‌کنه، یه ضربه آروم
‫به سمت راست زمین

1970
01:25:26,498 --> 01:25:28,583
‫بوهل به استقبال توپ میاد.
‫توپ داره غلت می‌زنه. خطا

1971
01:25:31,461 --> 01:25:34,923
‫یه برخورد جزئی بین سیمپسون
‫و بوهل درون زمین...

1972
01:25:35,882 --> 01:25:37,467
‫عاشق خونه‌ی جدیدمون میشی

1973
01:25:37,968 --> 01:25:39,427
‫خیلی خوشحال میشی

1974
01:25:40,428 --> 01:25:41,429
‫پسر خوب

1975
01:25:42,347 --> 01:25:44,099
‫خواهرت رو ببین

1976
01:25:44,182 --> 01:25:46,059
‫کاوینگتون سمت چپ،
‫آرون در مرکز زمین،

1977
01:25:46,142 --> 01:25:47,143
‫هیزل در سمت راست

1978
01:25:47,227 --> 01:25:48,687
‫متیوز توی بیس سوم،
‫لوگان بین بیس دوم و سوم

1979
01:25:48,770 --> 01:25:50,313
‫شوندینس توی بیس دوم،
‫آدکاک توی بیس اول

1980
01:25:50,397 --> 01:25:51,565
‫توپ‌انداز بازیکن حریف رو نگاه می‌کنه.
‫حالا پرتاب می‌کنه

1981
01:25:51,648 --> 01:25:53,567
‫ضربه زده شد،
‫توپ به سمت بیس دوم میره

1982
01:25:53,650 --> 01:25:55,902
‫شوندینس حرکت می‌کنه.
‫توپ رو می‌گیره

1983
01:25:55,986 --> 01:25:58,196
‫برا به سمت بیس اصلی میاد،
‫و پرتاب انجام میشه

1984
01:25:58,280 --> 01:26:00,490
‫ممنون. می‌ذارمشون اینجا

1985
01:26:03,285 --> 01:26:04,452
‫...برای نیویورک

1986
01:26:05,036 --> 01:26:06,872
‫سیمپسون ضربه‌ای بلند

1987
01:26:06,955 --> 01:26:08,874
‫به سمت جایگاه پرتابگر می‌زنه.
‫از بیس دوم جلوتر میره

1988
01:26:08,957 --> 01:26:10,250
‫شوندینس توپ رو می‌گیره

1989
01:26:10,834 --> 01:26:13,879
‫خیلی عالی کار کرد،
‫اما نتونست پرتاب خوبی داشته باشه

1990
01:26:13,962 --> 01:26:16,214
‫و یوگی برا به بیس اصلی می‌رسه

1991
01:26:16,298 --> 01:26:18,174
‫پس سیمپسون...

1992
01:26:44,993 --> 01:26:46,077
‫...ضربه‌ی خوبی می‌زنه

1993
01:26:46,161 --> 01:26:48,204
‫سومین توپ رو پرتاب می‌کنه

1994
01:26:48,288 --> 01:26:49,331
‫خیلی‌خب

1995
01:26:50,332 --> 01:26:51,499
‫خیلی‌خب، آره

1996
01:26:51,583 --> 01:26:53,710
‫اگه چیزی شنیدم بهت خبر میدم

1997
01:27:03,053 --> 01:27:04,054
‫چی شده؟

1998
01:27:04,763 --> 01:27:05,764
‫آلبرت

1999
01:27:07,807 --> 01:27:09,100
‫مُرده. مُرده

2000
01:27:10,936 --> 01:27:12,520
‫وای، خدا. چه اتفاقی افتاده؟

2001
01:27:14,606 --> 01:27:15,857
‫به حرف من گوش داد

2002
01:27:16,816 --> 01:27:18,109
‫به حرف‌های من اعتماد کرد

2003
01:27:18,944 --> 01:27:21,196
‫و فکر می‌کرد اوضاعش خوبه

2004
01:27:22,030 --> 01:27:24,699
‫نمی‌تونی خودت رو مقصر
‫کارهای دیگران بدونی

2005
01:27:25,283 --> 01:27:27,535
‫برای کاری که کردم
‫باید خودم رو مقصر بدونم

2006
01:27:31,331 --> 01:27:32,832
‫به اِلسا زنگ بزنم؟

2007
01:27:34,250 --> 01:27:35,752
‫آره، آره. فقط بهش بگو...

2008
01:27:37,003 --> 01:27:39,965
‫بگو باید یه راهی پیدا کنم، و...

2009
01:27:40,048 --> 01:27:42,092
‫و آماده بشه که بعد از مراسم تشییع

2010
01:27:42,175 --> 01:27:46,388
‫بچه‌ها رو برداره و بره به تورنتو
‫خونه‌ی مادرش

2011
01:27:48,139 --> 01:27:50,558
‫می‌دونستم که با مردن آلبرت،
‫شانس کمی برای زنده موندن دارم

2012
01:27:50,642 --> 01:27:52,018
‫اما با بودن کنار ویتو یاد گرفتم

2013
01:27:52,102 --> 01:27:54,521
‫که معمولاً همین شانس کوچیک،
‫تنها فرصتیه که داری

2014
01:27:54,604 --> 01:27:56,356
‫پس می‌خواستم ازش استفاده کنم

2015
01:27:56,982 --> 01:27:58,733
‫پس به یه نقشه نیاز داشتم

2016
01:27:58,817 --> 01:28:01,111
‫اما سوال اصلی این بود
‫که «چه نقشه‌ای؟»

2017
01:28:01,653 --> 01:28:03,822
‫باید یه راهی برای خلاص شدن
‫از شر ویتو پیدا می‌کردم،

2018
01:28:04,406 --> 01:28:06,199
‫اما طوری که معلوم نباشه کار من بوده

2019
01:28:21,715 --> 01:28:23,675
‫عاشقت بود. خیلی دوستت داشت

2020
01:28:25,175 --> 01:28:33,175
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

2021
01:28:47,365 --> 01:28:48,366
‫بریم اونجا

2022
01:28:48,450 --> 01:28:50,410
‫آره، بهتره کسی نشنوه

2023
01:28:51,244 --> 01:28:52,829
‫جای خوبیه

2024
01:28:53,830 --> 01:28:55,123
‫کسی نمی‌شنوه

2025
01:28:56,082 --> 01:28:57,125
‫پس من باید...

2026
01:28:59,961 --> 01:29:01,004
‫نمی‌دونم

2027
01:29:02,255 --> 01:29:04,340
‫باید می‌دونستم این اتفاق می‌افته.
‫نمی‌دونم چی...

2028
01:29:04,424 --> 01:29:06,009
‫چه انتظاری ازش داشتی؟

2029
01:29:06,551 --> 01:29:07,927
‫خیلی‌ها می‌ترسن

2030
01:29:08,470 --> 01:29:11,014
‫خیلی‌ها جلوی خودش
‫یا پشت سرش این حرف رو می‌زنن

2031
01:29:12,057 --> 01:29:15,310
‫- می‌دونی که برای ویتو مهم نیست
‫- آره

2032
01:29:15,393 --> 01:29:17,604
‫- هیچی براش مهم نیست
‫- برای من مهمه

2033
01:29:18,271 --> 01:29:22,108
‫چون تا وقتی اون جام رو نگیره
‫من نمی‌تونم برم، پس...

2034
01:29:24,319 --> 01:29:26,237
‫در حال حاضر تو نگرانی اصلیم هستی

2035
01:29:27,572 --> 01:29:29,574
‫انگار دوباره به نقطه‌ی اول برگشتیم

2036
01:29:29,657 --> 01:29:30,742
‫برگشتیم توی خیابون‌ها

2037
01:29:30,825 --> 01:29:32,535
‫برگشتیم به وقتی که... همون اول

2038
01:29:32,619 --> 01:29:34,996
‫فرانک، اون هیچوقت از خیابون‌ها خارج نشد

2039
01:29:35,914 --> 01:29:36,998
‫اصلاً خیابون‌ها رو ترک نکرد

2040
01:29:37,082 --> 01:29:37,916
‫آره

2041
01:29:38,666 --> 01:29:41,044
‫اصلاً رفتار درستی نداره. لطفاً

2042
01:29:41,586 --> 01:29:42,629
‫انگار ما...

2043
01:29:43,213 --> 01:29:44,714
‫کسی درس عبرت نمی‌گیره

2044
01:29:44,798 --> 01:29:47,548
‫مثل دایناسورهایی هستیم
‫که نمی‌دونن قراره منقرض بشن

2045
01:29:48,343 --> 01:29:50,678
‫هیچوقت نمی‌دونیم
‫کِی قراره بمیریم. این...

2046
01:29:51,763 --> 01:29:54,516
‫هر کسی مخالف ویتو باشه،

2047
01:29:55,391 --> 01:29:57,185
‫ویتو یه جنگ شروع می‌کنه.
‫باهاش دشمن میشه

2048
01:29:57,463 --> 01:29:58,670
‫هی

2049
01:29:59,062 --> 01:30:00,480
‫باید یه کاری بکنی

2050
01:30:01,648 --> 01:30:02,649
‫هر کاری

2051
01:30:04,317 --> 01:30:06,361
‫تقصیر تو نیست.
‫کی فکرش رو می‌کرد؟

2052
01:30:06,444 --> 01:30:08,071
‫کی چنین اتفاقی رو تصور می‌کرد؟

2053
01:30:08,154 --> 01:30:10,532
‫- هیچوقت
‫- توی روز روشن

2054
01:30:10,615 --> 01:30:12,909
‫توی آرایشگاه.
‫کی فکرش رو می‌کرد؟

2055
01:30:12,992 --> 01:30:13,993
‫هیچکس

2056
01:30:15,463 --> 01:30:17,413
‫- اما باید شجاع باشی
‫- باشه

2057
01:30:17,497 --> 01:30:19,207
‫- باشه؟ تو شجاعی
‫- آره

2058
01:30:19,290 --> 01:30:21,126
‫باید به‌خاطر بچه‌هات شجاع باشی

2059
01:30:23,253 --> 01:30:25,880
‫می‌دونی می‌خوام چیکار کنم؟
‫می‌خوام همه رو خبر کنم

2060
01:30:27,715 --> 01:30:30,260
‫- چی؟
‫- می‌خوام یه... جلسه برگزار کنم

2061
01:30:30,969 --> 01:30:32,720
‫- خونه‌ی من برگزار کردیم
‫- می‌دونم

2062
01:30:32,804 --> 01:30:35,014
‫- قبول نکردن
‫- نه. اون فقط خودمون ۵ نفر بودیم

2063
01:30:35,098 --> 01:30:36,266
‫دارم همه رو میگم

2064
01:30:36,349 --> 01:30:38,226
‫منظورم یه کارگروه ملیه

2065
01:30:38,810 --> 01:30:40,145
‫از قضیه‌ی لاکی که ۳۰ سال پیش بود

2066
01:30:40,228 --> 01:30:41,563
‫تا الان چنین جلسه‌ای برگزار نشده

2067
01:30:41,646 --> 01:30:42,981
‫آره، می‌دونم، می‌دونم

2068
01:30:43,064 --> 01:30:44,899
‫برای همین فکر می‌کنم
‫ویتو قبول می‌کنه

2069
01:30:44,983 --> 01:30:46,568
‫چون همیشه می‌خواد کارهاش رو

2070
01:30:46,651 --> 01:30:48,027
‫به روش لاکی انجام بده

2071
01:30:48,111 --> 01:30:50,488
‫و اینطوری، توی اون جلسه،

2072
01:30:50,572 --> 01:30:52,490
‫جلوی همه قدرت رو میدم بهش

2073
01:30:53,366 --> 01:30:55,410
‫دیگه حتی اگه بخوام هم
‫نمی‌تونم پسش بگیرم

2074
01:30:55,994 --> 01:30:57,871
‫ولی وقتی به قدرت برسه،

2075
01:30:57,954 --> 01:30:59,372
‫باید هر کاری که میگه رو انجام بدیم

2076
01:30:59,455 --> 01:31:00,790
‫- می‌دونم
‫- اون رئیس میشه

2077
01:31:01,499 --> 01:31:03,334
‫و می‌دونی منظورم چیه

2078
01:31:03,418 --> 01:31:04,669
‫ریچ، می‌دونم

2079
01:31:05,587 --> 01:31:07,964
‫اما کاریه که باید انجامش بدم

2080
01:31:08,047 --> 01:31:09,591
‫پس فقط میگم...

2081
01:31:10,633 --> 01:31:12,260
‫ازت می‌خوام ترتیبش رو بدی

2082
01:31:13,219 --> 01:31:14,804
‫اون کار رو می‌کنی؟

2083
01:31:14,888 --> 01:31:16,556
‫می‌خوای کجا برگزارش کنی؟

2084
01:31:16,639 --> 01:31:18,892
‫جو باربرا چطوره؟ اون...

2085
01:31:18,975 --> 01:31:20,351
‫حالش چطوره؟
‫اوضاعش خوبه؟

2086
01:31:20,435 --> 01:31:21,561
‫باربرا؟

2087
01:31:22,187 --> 01:31:24,063
‫خوبه، قلبش مشکل داشت

2088
01:31:24,606 --> 01:31:27,609
‫اما توی شمال یه مزرعه داره.
‫خیلی دوره، تقریباً نزدیک کاناداست

2089
01:31:28,151 --> 01:31:30,320
‫و تمام زمین‌های اطرافش هم مال خودشه

2090
01:31:30,403 --> 01:31:32,280
‫جای آرامش‌بخش و آرومیه

2091
01:31:32,363 --> 01:31:33,698
‫بهترین مکانه

2092
01:31:33,781 --> 01:31:34,866
‫خیلی‌خب

2093
01:31:34,949 --> 01:31:36,492
‫خیلی‌خب، اونجا برگزارش می‌کنیم

2094
01:31:36,576 --> 01:31:38,870
‫- همون‌جا برگزارش می‌کنم
‫- امیدارم بتونیم

2095
01:31:38,953 --> 01:31:41,164
‫اما بهت گفت،
‫همه به حرفش گوش میدن

2096
01:31:41,247 --> 01:31:42,415
‫می‌دونم

2097
01:31:42,498 --> 01:31:43,958
‫اون رئیس میشه

2098
01:31:44,626 --> 01:31:45,960
‫حتی من، فرانک

2099
01:31:46,586 --> 01:31:48,087
‫می‌دونی منظورم چیه

2100
01:31:49,797 --> 01:31:51,549
‫نمی‌خوام به ریچی بوی چیزی بگم

2101
01:31:51,633 --> 01:31:54,302
‫چون اگه چیزی نمی‌دونست
‫به نفعش می‌بود

2102
01:31:55,261 --> 01:31:57,013
‫هر چقدر کم‌تر بدونه، بهتره

2103
01:31:59,823 --> 01:32:00,823
‫[ میشیگان ]

2104
01:32:00,824 --> 01:32:01,824
‫[ نوادا ]

2105
01:32:01,825 --> 01:32:02,825
‫[ فلوریدا ]

2106
01:32:02,826 --> 01:32:03,390
‫[ ایلینوی ]

2107
01:32:12,487 --> 01:32:15,657
‫زبونم رو گاز می‌گیرم.
‫و زنم میره خرید

2108
01:32:15,740 --> 01:32:18,576
‫کارهای مختلفی می‌کنه.
‫برای هر ثانیه یه برنامه داره

2109
01:32:19,702 --> 01:32:20,995
‫من از تیم جاینتز خوشم میاد

2110
01:32:21,079 --> 01:32:23,873
‫ولی میگم همیشه روی
‫برد اونا شرط نمی‌بندم

2111
01:32:25,667 --> 01:32:27,335
‫هیچ آدمی نیست.
‫پس مردم کجان؟

2112
01:32:27,418 --> 01:32:29,337
‫توی ایالت خودمون هر وقت میرم بیرون...

2113
01:32:29,420 --> 01:32:31,005
‫آدم‌های زیادی می‌بینم.
‫باهاشون حرف می‌زنم

2114
01:32:31,089 --> 01:32:32,465
‫اینجا همه‌ش درخته

2115
01:32:32,548 --> 01:32:33,758
‫درخت‌های خوشگلی‌ان، اما...

2116
01:32:34,509 --> 01:32:35,551
‫هیچ آدمی نیست

2117
01:32:39,889 --> 01:32:41,975
‫باشه. آره

2118
01:32:42,558 --> 01:32:43,559
‫باشه

2119
01:32:46,104 --> 01:32:48,690
‫بازم دربان بود

2120
01:32:48,773 --> 01:32:51,063
‫میگه ریچی اونقدر پایین منتظر مونده

2121
01:32:51,064 --> 01:32:52,235
‫که پلیس اومده سراغش

2122
01:32:52,318 --> 01:32:54,320
‫خیلی‌خب. بگو دارم میرم پایین

2123
01:32:54,404 --> 01:32:56,072
‫مطمئنی حتماً باید بری؟

2124
01:32:56,155 --> 01:32:57,156
‫آره، مجبورم

2125
01:32:57,657 --> 01:32:59,659
‫الان فقط ریچی رو داری

2126
01:32:59,742 --> 01:33:01,327
‫مشکلی نیست. اشکالی نداره

2127
01:33:02,662 --> 01:33:04,080
‫ممکنه یه تله باشه

2128
01:33:04,163 --> 01:33:06,416
‫نه، نه. برای تله دیگه
‫خیلی دیره، عزیزم

2129
01:33:07,625 --> 01:33:09,836
‫مشکلی برام پیش نمیاد.
‫خودت می‌بینی. چیزی نیست

2130
01:33:23,474 --> 01:33:25,935
‫بیخیال. چی...
‫دیوونه شدی؟

2131
01:33:26,019 --> 01:33:27,520
‫معلومه که یه نقشه‌ای داره

2132
01:33:28,104 --> 01:33:29,397
‫نمی‌فهمم

2133
01:33:29,480 --> 01:33:31,441
‫- این بار فرق می‌کنه
‫- چی؟ یادت رفته؟

2134
01:33:31,524 --> 01:33:32,358
‫قبلاً هم ازم دزدی کرده

2135
01:33:32,442 --> 01:33:33,901
‫دوستم بود. از پشت بهم خنجر زد

2136
01:33:33,985 --> 01:33:35,403
‫چطور میگی «نقشه‌ای نداره»؟

2137
01:33:35,486 --> 01:33:37,405
‫اون مربوط به گذشته‌ست.
‫الان شرایط تغییر کرده

2138
01:33:37,488 --> 01:33:38,823
‫اون مردم رو احمق فرض می‌کنه

2139
01:33:38,906 --> 01:33:40,408
‫تو رو احمق فرض نکرد

2140
01:33:40,491 --> 01:33:41,826
‫مردم رو احمق فرض می‌کنه. تونی

2141
01:33:42,368 --> 01:33:44,620
‫از وقتی که تیر خورده،

2142
01:33:44,704 --> 01:33:46,456
‫تا الان چیکار کرده؟ بهم بگو

2143
01:33:46,539 --> 01:33:48,499
‫هیچی. هیچ کاری نکرده

2144
01:33:48,583 --> 01:33:49,917
‫این چی رو بهت ثابت می‌کنه؟

2145
01:33:50,001 --> 01:33:52,045
‫به هر حال می‌خوام
‫مراقبش باشی. همین

2146
01:33:52,128 --> 01:33:53,171
‫می‌خواد چیکار کنه؟

2147
01:33:53,254 --> 01:33:54,630
‫من از کجا بدونم
‫می‌خواد چیکار کنه...

2148
01:33:54,714 --> 01:33:56,466
‫یه کاری می‌کنه. این رو مطمئنم

2149
01:33:56,549 --> 01:33:58,509
‫اون هوشمندانه تصمیم می‌گیره

2150
01:33:58,593 --> 01:33:59,594
‫فقط مراقبش باش

2151
01:33:59,677 --> 01:34:02,055
‫دارم بهت میگم،
‫هیچ کاری نمی‌کنه

2152
01:34:02,138 --> 01:34:03,139
‫خب...

2153
01:34:04,474 --> 01:34:06,059
‫تو از کجا می‌دونی چه برنامه‌ای داره؟

2154
01:34:06,851 --> 01:34:08,603
‫من؟ من از کجا بدونم؟ نمی‌دونم

2155
01:34:08,686 --> 01:34:10,146
‫خب، آره. از کجا می‌دونی؟

2156
01:34:10,229 --> 01:34:11,898
‫تازه گفتی می‌دونی.
‫خودم شنیدم

2157
01:34:12,774 --> 01:34:14,817
‫اخیراً که باهاش حرف نزدی، ها؟

2158
01:34:14,901 --> 01:34:16,694
‫- ها؟
‫- باهاش ارتباط داشتی؟

2159
01:34:16,778 --> 01:34:18,696
‫- نه، اصلاً نزدیکش نشدم
‫- با فرانک ارتباط نداشتی؟

2160
01:34:18,780 --> 01:34:20,604
‫منظورم اینه که بدون آلبرت،

2161
01:34:20,605 --> 01:34:21,699
‫هیچ قدرتی نداره

2162
01:34:21,783 --> 01:34:23,201
‫تو دست بالاتر رو داری

2163
01:34:23,284 --> 01:34:25,078
‫خودمون می‌ریم اونجا،
‫حلقه‌ت رو می‌بوسه

2164
01:34:25,870 --> 01:34:27,955
‫تو رئیس میشی.
‫همه چیز مال تو میشه

2165
01:34:28,039 --> 01:34:30,333
‫و اونوقت هر کاری که دلمون
‫می‌خواد می‌کنیم، ویتو

2166
01:34:30,416 --> 01:34:32,543
‫آره، اون... خب...

2167
01:34:43,846 --> 01:34:45,098
‫دیر می‌رسیم

2168
01:34:48,101 --> 01:34:49,143
‫اوه

2169
01:34:49,227 --> 01:34:50,978
‫ببینید. پالمایراست

2170
01:34:51,729 --> 01:34:53,022
‫- ها
‫- پالمِیرا؟

2171
01:34:53,606 --> 01:34:55,650
‫- قضیه‌ی «پالمرا» چیه؟
‫- «پالمایرا»

2172
01:34:55,733 --> 01:34:56,901
‫«پالمایرا». «پالمرا». حالا هر چی

2173
01:34:56,984 --> 01:34:58,778
‫- پالمایرا، نیویورک. خب...
‫- چی شده؟

2174
01:34:58,861 --> 01:34:59,862
‫چی میگی؟

2175
01:34:59,946 --> 01:35:01,197
‫قضیه‌ی مورمون‌ها از اینجا شروع شد

2176
01:35:01,280 --> 01:35:02,990
‫مورمون‌ها اهل یوتا هستن.
‫همه این رو می‌دونن

2177
01:35:03,074 --> 01:35:03,908
‫اونا مالک یوتا هستن

2178
01:35:03,991 --> 01:35:05,743
‫- اینا رو از کجا می‌خونی؟
‫- نمی‌دونستی؟

2179
01:35:05,827 --> 01:35:06,911
‫نه، دارم بهتون میگم.
‫اهل پالمایرا هستن

2180
01:35:06,994 --> 01:35:07,829
‫نه، نه، نه

2181
01:35:07,912 --> 01:35:09,288
‫اینجا کارشون رو شروع کردن

2182
01:35:09,372 --> 01:35:11,207
‫مورمون‌ها اینجا کتاب مقدس
‫طلایی‌شون رو پیدا کردن

2183
01:35:11,290 --> 01:35:12,208
‫اینجا دفن شده بود

2184
01:35:12,291 --> 01:35:14,502
‫اصلاً از همین‌جا مذهب‌شون رو شروع کردن

2185
01:35:14,585 --> 01:35:15,837
‫خیلی‌خب، بذار ببینم درست فهمیدم

2186
01:35:15,920 --> 01:35:18,256
‫مورمون‌ها توی «پالمرا»
‫یه کتاب مقدس طلایی از زیر خاک درآوردن،

2187
01:35:18,339 --> 01:35:20,049
‫و بعدش دیگه زمین رو نَکَندن،

2188
01:35:20,133 --> 01:35:22,468
‫و بعدش گاری‌های سرپوشیده رو
‫به یوتا منتقل کردن،

2189
01:35:22,552 --> 01:35:24,554
‫و وسط بیابون یه مذهب رو شروع کردن؟

2190
01:35:24,637 --> 01:35:26,681
‫آره، مذهب‌شون رو همینطوری
‫شروع کردن

2191
01:35:26,764 --> 01:35:28,224
‫داری همین رو میگی؟

2192
01:35:28,307 --> 01:35:29,976
‫- این چیزیه که من می‌دونم
‫- چیزیه که تو می‌دونی

2193
01:35:30,059 --> 01:35:31,227
‫خب، پس هیچی بارت نیست

2194
01:35:31,310 --> 01:35:33,146
‫اگه یه نفر توی پالمِیرا

2195
01:35:33,229 --> 01:35:34,272
‫یه کتاب مقدس طلایی پیدا کنه،

2196
01:35:34,355 --> 01:35:36,649
‫همون‌جا می‌مونه و بیش‌تر
‫حفاری می‌کنه، درسته؟

2197
01:35:36,732 --> 01:35:37,859
‫- درسته
‫- تو باشی اون کار رو نمی‌کنی؟

2198
01:35:37,942 --> 01:35:39,777
‫- آره، ویتو...
‫- می‌دونم که من می‌کنم. مگه نه؟

2199
01:35:39,861 --> 01:35:40,695
‫ویتو درست میگه

2200
01:35:40,778 --> 01:35:42,488
‫دنبال کتاب‌های مقدس طلایی
‫بیش‌تری می‌گردم

2201
01:35:42,572 --> 01:35:44,365
‫ویتو، برای کسی مهم نیست

2202
01:35:44,449 --> 01:35:45,950
‫فقط می‌خوام منطقی جواب بدم

2203
01:35:46,033 --> 01:35:47,160
‫کدوم آدمی مکانی رو ترک می‌کنه

2204
01:35:47,243 --> 01:35:48,703
‫که توش یه کتاب مقدس طلایی پیدا کرده

2205
01:35:48,786 --> 01:35:50,872
‫و میره وسط یه بیابون؟

2206
01:35:50,955 --> 01:35:53,499
‫کی؟ یه نفر رو مثال بزن
‫که اون کار رو می‌کنه

2207
01:35:53,583 --> 01:35:54,500
‫ها؟

2208
01:35:54,584 --> 01:35:56,335
‫خب، من که اون کار رو نمی‌کنم

2209
01:35:56,419 --> 01:35:57,920
‫- یکی رو مثال بزن
‫- من همون‌جا می‌مونم

2210
01:35:58,004 --> 01:35:59,213
‫- وینسنت، یکی رو مثل بزن دیگه
‫- بقیه‌ی جاها رو هم می‌گردم

2211
01:35:59,297 --> 01:36:01,340
‫- کی؟ تو؟ من؟ کی؟
‫- نمی‌دونم، مورمون‌ها

2212
01:36:01,424 --> 01:36:02,675
‫هیچوقت به حرف‌هاش فکر نمی‌کنه

2213
01:36:02,758 --> 01:36:03,593
‫آخه کی اون کار رو می‌کنه؟

2214
01:36:03,676 --> 01:36:04,969
‫می‌دونی چیه؟
‫بذار خودم بگم

2215
01:36:05,052 --> 01:36:07,430
‫اون مادرجنده‌ی احمقی

2216
01:36:07,513 --> 01:36:10,766
‫که تنها کاری که می‌خواست
‫توی زندگی کیریش انجام بده رو خراب کرد

2217
01:36:10,850 --> 01:36:12,852
‫و حالا باعث شده من مجبور بشم

2218
01:36:12,935 --> 01:36:15,885
‫خودم رو جلوی اون حرومزاده‌ی
‫خبرچین خوار کنم

2219
01:36:15,938 --> 01:36:17,773
‫و با التماس چیزی
‫که مال خودمه رو بگیرم

2220
01:36:17,857 --> 01:36:19,692
‫وای، وای

2221
01:36:19,775 --> 01:36:21,986
‫- تونی. تونی، جلوش رو بگیر
‫- هی، ویتو، ویتو

2222
01:36:22,069 --> 01:36:23,654
‫بس کنید. الان تصادف می‌کنم

2223
01:36:23,738 --> 01:36:25,156
‫همه‌مون رو به کشتن میدی

2224
01:36:25,239 --> 01:36:26,491
‫گند زدی

2225
01:36:26,574 --> 01:36:27,575
‫کیرم توی مورمون‌ها

2226
01:36:27,658 --> 01:36:29,785
‫راجع به کتاب مقدس طلایی
‫و پالمِیرا حرف می‌زنی؟

2227
01:36:29,869 --> 01:36:30,870
‫اینقدر درمورد کتاب مقدس حرف نزن

2228
01:36:30,953 --> 01:36:32,997
‫شلیک کردن رو یاد بگیر، کودن

2229
01:36:33,080 --> 01:36:34,332
‫کتاب مقدس کوفتی

2230
01:36:34,415 --> 01:36:36,918
‫یه گلوله داشتی
‫و تیرت خطا رفته

2231
01:36:38,336 --> 01:36:40,254
‫تق، تق، تق، تق، تق

2232
01:36:40,338 --> 01:36:41,255
‫ها؟

2233
01:36:41,339 --> 01:36:43,049
‫یک، دو، سه، چهار، پنج. شیش

2234
01:36:43,132 --> 01:36:43,966
‫شمردن بلدی؟

2235
01:36:44,050 --> 01:36:45,384
‫در آسانسور داشت باز میشد

2236
01:36:45,468 --> 01:36:47,595
‫خب که چی؟ اگه یکی توش می‌بود،
‫تق، تق

2237
01:36:47,678 --> 01:36:48,513
‫تموم شد

2238
01:36:48,596 --> 01:36:49,847
‫اصلاً چرا با تو حرف می‌زنیم؟

2239
01:36:49,931 --> 01:36:50,848
‫یا خدا

2240
01:36:50,932 --> 01:36:52,558
‫مورمون‌ها برای کسی مهم نیستن

2241
01:36:52,642 --> 01:36:55,186
‫یه پالمِیرایی نشونت میدم، احمق بی‌شعور

2242
01:36:55,269 --> 01:36:57,355
‫- برای یک‌بار هم که شده حرف مهمی بزن
‫- دقیقاً

2243
01:36:57,438 --> 01:36:59,065
‫این‌ها رو از کجا یاد گرفتی؟

2244
01:36:59,148 --> 01:37:00,191
‫- مامان بهم گفت
‫- «مامان بهم گفت»

2245
01:37:00,274 --> 01:37:02,401
‫احمقانه‌ست. مطمئنم
‫مادرت این رو بهت نگفته

2246
01:37:02,485 --> 01:37:03,319
‫بهم گفت

2247
01:37:03,402 --> 01:37:05,029
‫بیخیال مورمون‌ها بشید

2248
01:37:05,112 --> 01:37:07,365
‫فقط برسونمون به اونجا.
‫از این خراب‌شده ببرمون بیرون

2249
01:37:07,448 --> 01:37:09,742
‫داریم می‌ریم به سمت یه اجلاس.
‫اجلاس توئه

2250
01:37:10,535 --> 01:37:12,328
‫آروم باش. از مسیر لذت ببر

2251
01:37:12,729 --> 01:37:14,729
‫♪ Anything Goes - Frank Sinatra ♪

2252
01:37:15,578 --> 01:37:16,500
‫[ نیویورک ]

2253
01:37:16,679 --> 01:37:17,739
‫[ اوهایو ]

2254
01:37:17,870 --> 01:37:18,656
‫[ نوادا ]

2255
01:37:26,272 --> 01:37:26,874
‫[ ایلینوی ]

2256
01:37:26,875 --> 01:37:27,467
‫[ فلوریدا ]

2257
01:37:27,468 --> 01:37:28,209
‫[ میشیگان ]

2258
01:37:33,545 --> 01:37:34,145
‫[ نوادا ]

2259
01:37:34,146 --> 01:37:34,789
‫[ نیویورک ]

2260
01:37:38,396 --> 01:37:39,480
‫همه چیز خوبه؟

2261
01:37:40,147 --> 01:37:42,400
‫- آقایون، ایشون همسرم ویکی هستن
‫- سلام. سلام

2262
01:37:42,483 --> 01:37:43,651
‫خیلی خوشحالیم که اومدید

2263
01:37:43,734 --> 01:37:44,652
‫چه ضیافت زیباییه

2264
01:37:44,735 --> 01:37:47,071
‫- اون هم جوزف جونیوره
‫- پسر بزرگیه

2265
01:37:47,822 --> 01:37:49,615
‫ایشون هم داکسه.
‫به داکس سلام کنید

2266
01:37:49,699 --> 01:37:50,950
‫- سلام
‫- سلام، خیلی تعریفتون رو شنیدم

2267
01:37:51,033 --> 01:37:52,201
‫تعرف نکنید، غذا بخورید

2268
01:37:52,285 --> 01:37:53,911
‫خیلی غذا درست کردم. بخورید

2269
01:37:53,995 --> 01:37:56,247
‫آره. خیلی خوب به نظر می‌رسه.
‫عالیه. ممنون

2270
01:37:56,789 --> 01:37:57,790
‫فلوریدا؟

2271
01:37:58,958 --> 01:37:59,959
‫میامی؟

2272
01:38:01,043 --> 01:38:02,587
‫کِی می‌خوای دعوتمون کنی؟

2273
01:38:02,670 --> 01:38:03,504
‫هر وقت که بخواید

2274
01:38:03,588 --> 01:38:04,797
‫هیچوقت دعوتمون نمی‌کنه

2275
01:38:04,880 --> 01:38:07,133
‫ایشون تامی هستن.
‫همسرم ویکی هستن

2276
01:38:07,216 --> 01:38:09,051
‫جو باربرا بزرگ‌ترین

2277
01:38:09,135 --> 01:38:11,178
‫توزیع‌کننده‌ی مشروبات الکلی
‫توی شمال ایالت نیویورک بود

2278
01:38:11,262 --> 01:38:14,203
‫سال‌های زیادی بود که نمی‌ذاشتم اداره‌ی
‫نظارت بر مشروبات الکلی ایالت بره سراغش

2279
01:38:14,682 --> 01:38:16,225
‫پس برام کاری نداره

2280
01:38:16,309 --> 01:38:18,519
‫که چندتا پلیس ایالتی فضول
‫بفرستم اونجا

2281
01:38:18,603 --> 01:38:20,896
‫تا اونجا رو زیر نظر داشته باشن
‫و همه چیز رو بریزن به هم

2282
01:38:22,315 --> 01:38:26,277
‫اداره‌ی مالیات ایالت می‌خواد
‫از همه‌ی فعالیت‌ها باخبر بشه، درسته؟

2283
01:38:26,360 --> 01:38:29,280
‫آره. همه‌مون اخطار اداره‌ی نظارت
‫بر مشروبات رو دریافت کردیم

2284
01:38:29,363 --> 01:38:31,407
‫‏۲۰ تا ماشین وارد «مک‌فال» شدن

2285
01:38:31,490 --> 01:38:33,034
‫ماشین‌های بزرگ
‫با صندوق‌های بزرگ

2286
01:38:33,117 --> 01:38:35,832
‫ممکنه پر از مشروبات
‫قاچاقی کانادایی باشن

2287
01:38:35,833 --> 01:38:37,079
‫چندین گزارش ناشناس دریافت کردیم

2288
01:38:37,163 --> 01:38:41,407
‫که مشروبات الکلی قاچاقی
‫از کانادا به مزرعه‌ی باربرا برده میشن

2289
01:38:41,626 --> 01:38:43,628
‫آره. شاید درست میگی

2290
01:38:44,170 --> 01:38:45,171
‫می‌خوام برم به مک‌فال

2291
01:38:45,254 --> 01:38:47,006
‫و چند تا شماره پلاک بردارم

2292
01:38:48,674 --> 01:38:49,717
‫حمایتم کن

2293
01:38:49,718 --> 01:38:51,809
‫[ نیویورک، بزرگراه شمال ]

2294
01:38:56,140 --> 01:38:58,225
‫اونجا یه کافی‌شاپ هست.
‫بریم یه قهوه‌ای بخوریم

2295
01:38:59,602 --> 01:39:01,103
‫از قهوه‌ی قبلی که خوردی
‫زمان زیادی نگذشته، فرانک

2296
01:39:01,187 --> 01:39:02,563
‫نه، بریم یکی دیگه بخوریم

2297
01:39:02,647 --> 01:39:04,273
‫پاهامون رو دراز می‌کنیم،
‫یه‌کم استراحت می‌کنیم

2298
01:39:05,149 --> 01:39:07,276
‫- تا فردا صبح به اونجا نمی‌رسیم
‫- می‌رسیم

2299
01:39:07,360 --> 01:39:08,903
‫لازم نیست سر وقت اونجا باشیم

2300
01:39:08,986 --> 01:39:09,820
‫حالا که تو میگی، باشه

2301
01:39:09,904 --> 01:39:11,739
‫- مشکلی نیست
‫- باشه

2302
01:39:11,822 --> 01:39:13,949
‫آروم‌آروم، آروم‌آروم

2303
01:39:16,160 --> 01:39:18,621
‫اونجاست. جاده‌ی ۱۷.
‫از سمت راست برو

2304
01:39:18,704 --> 01:39:20,456
‫می‌بینمش، می‌بینمش

2305
01:39:20,539 --> 01:39:21,999
‫کور که نیستم

2306
01:39:23,042 --> 01:39:24,502
‫یه بهونه‌ی دیگه بهش نده

2307
01:39:25,044 --> 01:39:26,379
‫از راست برو

2308
01:39:32,151 --> 01:39:33,441
‫[ خروجی ]

2309
01:39:45,356 --> 01:39:47,191
‫نمی‌خوام زمان زیادی اونجا باشم

2310
01:39:47,900 --> 01:39:49,777
‫- جدی میگی؟
‫- بهت گفتم

2311
01:39:49,860 --> 01:39:51,987
‫می‌ریم و برمی‌گردیم.
‫سلام، خداحافظ. تموم

2312
01:39:52,071 --> 01:39:53,948
‫بهش مقام رو میدم.
‫بعدش برمی‌گردیم

2313
01:39:54,031 --> 01:39:56,033
‫- مهمونی رو برای تو و اون گرفتن
‫- ویتو رو می‌شناسم

2314
01:39:56,117 --> 01:39:58,202
‫نمی‌خوام حتی به این فکر کنه
‫که قراره بمونم

2315
01:39:58,285 --> 01:39:59,120
‫درسته

2316
01:39:59,203 --> 01:40:01,205
‫هر چقدر بیش‌تر بمونی
‫و با آدم‌های بیش‌تری حرف بزنی،

2317
01:40:01,288 --> 01:40:02,707
‫ویتو فکر می‌کنه
‫یه نقشه‌ای زیر سرته

2318
01:40:02,790 --> 01:40:04,041
‫دقیقاً. دقیقاً

2319
01:40:04,125 --> 01:40:05,668
‫می‌دونی، شما پیش هم بزرگ شدید

2320
01:40:05,751 --> 01:40:06,752
‫بچگی‌تون رو کنار هم گذروندید

2321
01:40:06,836 --> 01:40:08,421
‫- با هم دزدی کردید
‫- آره

2322
01:40:08,504 --> 01:40:09,839
‫و حالا به این سن رسیدید،

2323
01:40:09,922 --> 01:40:12,216
‫و حالا با هم دشمن شدید؟

2324
01:40:12,299 --> 01:40:15,469
‫می‌دونی، ما...
‫با هم کارهای زیادی کردیم

2325
01:40:15,553 --> 01:40:17,221
‫وقتی بچه بودید، فرق داشت

2326
01:40:17,304 --> 01:40:18,597
‫می‌دونی، به هم اعتماد داشتید

2327
01:40:18,681 --> 01:40:20,725
‫اما الان بزرگ شدید،
‫و اون به تو اعتماد نداره

2328
01:40:20,808 --> 01:40:22,643
‫- خطرناکه
‫- آره، می‌دونم

2329
01:40:22,727 --> 01:40:24,395
‫یارو روانیه

2330
01:40:26,981 --> 01:40:28,691
‫آره، و باید مراقب حرف‌هات باشی

2331
01:40:28,774 --> 01:40:30,401
‫باید مراقب باشی
‫که به چه کسایی دست میدی

2332
01:40:30,484 --> 01:40:32,153
‫باید مراقب باشی
‫که گونه‌های چه کسایی رو می‌بوسی

2333
01:40:32,695 --> 01:40:34,780
‫فکر می‌کنه یه توطئه‌ست

2334
01:40:34,864 --> 01:40:36,824
‫مشکل اونطور آدم‌هایی همینه

2335
01:40:36,907 --> 01:40:38,743
‫می‌دونی، چیزی که بهش مشکوکن

2336
01:40:38,826 --> 01:40:40,953
‫دقیقاً همون کاریه
‫که خودشون انجام میدم

2337
01:40:41,036 --> 01:40:42,329
‫و چون خودشون انجامش میدن،

2338
01:40:42,413 --> 01:40:44,123
‫فکر می‌کنن بقیه هم انجامش میدن

2339
01:40:44,206 --> 01:40:46,041
‫و باید مراقب اونطور آدم‌هایی باشی

2340
01:40:46,125 --> 01:40:47,251
‫اوهوم. درسته

2341
01:40:47,252 --> 01:40:49,848
‫[ جاده‌ی خصوصی مک‌فال ]

2342
01:40:49,920 --> 01:40:52,173
‫اونجاست. جاده‌ی مک‌فال

2343
01:40:52,256 --> 01:40:54,633
‫دیگه وقتش بود.
‫فکر کردم ردش کردیم

2344
01:41:05,770 --> 01:41:06,771
‫هی، هی، هی

2345
01:41:06,854 --> 01:41:08,856
‫آروم‌تر. آروم‌تر.
‫کجا میری؟

2346
01:41:09,398 --> 01:41:11,817
‫سریع نرو. آروم‌تر.
‫هی، هی، هی

2347
01:41:11,901 --> 01:41:13,152
‫بالا نرو. بالا نرو

2348
01:41:13,235 --> 01:41:14,236
‫چیکار می‌کنی؟

2349
01:41:15,029 --> 01:41:18,032
‫الان گیر می‌افتی.
‫الان گیر می‌کنی

2350
01:41:18,115 --> 01:41:19,450
‫وقتی ماشین رو اینطور پارک کردی

2351
01:41:19,533 --> 01:41:21,911
‫من چطور می‌خوام پیاده بشم؟
‫چیکار می‌کنی؟

2352
01:41:21,994 --> 01:41:24,038
‫برگرد عقب. برگرد

2353
01:41:24,121 --> 01:41:26,373
‫ماشین رو نگه دار،
‫پیاده می‌شیم و با پا می‌ریم

2354
01:41:26,457 --> 01:41:27,792
‫همین‌جا پارکش کن. خوبه

2355
01:41:28,834 --> 01:41:30,294
‫در رو براتون باز می‌کنم

2356
01:41:36,509 --> 01:41:38,594
‫این چه وضع پارک کردنه؟
‫چه مرگته آخه؟

2357
01:41:41,472 --> 01:41:42,389
‫ویتو

2358
01:41:43,224 --> 01:41:44,767
‫- سلام
‫- خیلی خوش‌تیپ شدی

2359
01:41:45,309 --> 01:41:47,394
‫- از دیدنت خوشحالم
‫- منم از دیدنت خوشحالم

2360
01:41:49,021 --> 01:41:50,147
‫ایشون همسر ویکیه

2361
01:41:50,940 --> 01:41:52,107
‫اینم جوزف جونیوره

2362
01:41:52,191 --> 01:41:54,193
‫سلام، جو.
‫از آشنایی باهات خوشحالم

2363
01:41:54,985 --> 01:41:56,111
‫خونه رو با سنگ درست کردم

2364
01:41:56,654 --> 01:41:58,447
‫توی زیرزمین، گره‌های کاج داریم

2365
01:41:58,531 --> 01:41:59,949
‫- اتاق پذیرایی...
‫- چی دارید؟

2366
01:42:00,032 --> 01:42:01,283
‫گره‌های کاج

2367
01:42:01,367 --> 01:42:03,786
‫- کاج گره‌دار
‫- کاج گره‌دار، درسته

2368
01:42:03,869 --> 01:42:05,454
‫عقلت رو از دست دادی؟

2369
01:42:05,996 --> 01:42:09,291
‫اتاق پذیرایی ۱۵۰ متر مربعه

2370
01:42:09,375 --> 01:42:10,292
‫خوبه

2371
01:42:10,376 --> 01:42:12,461
‫اصرار داشت که روکشش
‫از چوب کاج باشه

2372
01:42:12,545 --> 01:42:13,879
‫آره، چوب. درک می‌کنم

2373
01:42:13,963 --> 01:42:15,506
‫هی، جوزف، گِل رو نگاه کردی؟

2374
01:42:15,589 --> 01:42:16,423
‫آره، بابا

2375
01:42:16,507 --> 01:42:17,383
‫دوباره برو

2376
01:42:17,466 --> 01:42:19,260
‫نمی‌خوام کسی توی گِل گیر بکنه

2377
01:42:19,343 --> 01:42:20,803
‫می‌دونم. خشکه

2378
01:42:20,886 --> 01:42:22,513
‫امروز صبح خودم بررسیش کردم

2379
01:42:22,596 --> 01:42:25,015
‫خوبه، دوباره برو بررسیش کن.
‫مطمئن شو

2380
01:42:25,808 --> 01:42:28,143
‫اینجا باید همه‌ی کارها رو
‫خودم انجام بدم، ویتو. شرمنده

2381
01:42:28,227 --> 01:42:29,895
‫کار خوبی می‌کنه.
‫تنها راهش هم همینه

2382
01:42:31,605 --> 01:42:33,732
‫اِد، گزارش جدیدی از قاچاق مشروبات

2383
01:42:33,816 --> 01:42:35,818
‫از کانادا به نیویورک دریافت کردیم

2384
01:42:36,485 --> 01:42:38,028
‫تماس رو ردیابی کردیم

2385
01:42:38,112 --> 01:42:39,488
‫از یه باجه‌ی تلفن
‫توی دیترویت تماس گرفته

2386
01:42:39,572 --> 01:42:40,906
‫تماس‌گیرنده ناشناسه

2387
01:42:40,990 --> 01:42:41,991
‫دریافت شد

2388
01:42:42,015 --> 01:42:52,015
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫سینمافریک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

2389
01:42:56,192 --> 01:43:01,192
‫Who's Your Little ♪
‫♪ Who-Zis! - Dean Martin

2390
01:43:07,516 --> 01:43:08,684
‫کارل، کارل

2391
01:43:08,767 --> 01:43:11,186
‫همیشه قایم میشی.
‫بیا اینجا، یالا

2392
01:43:11,729 --> 01:43:13,898
‫اونقدر گنده‌ای که نمی‌تونی قایم بشی.
‫دیگه نمی‌تونی قایم بشی

2393
01:43:13,981 --> 01:43:17,394
‫به عنوان تسویه حساب برای ترتیب دادن
‫عملیات آرایشگاه علیه آلبرت

2394
01:43:17,610 --> 01:43:20,446
‫گامبینو به عنوان رئیس جدید
‫خانواده‌ی آلبرت انتخاب شد

2395
01:43:21,071 --> 01:43:23,407
‫الان اوضاع اونطوریه که باید باشه

2396
01:43:23,490 --> 01:43:25,534
‫- فرانک کجاست؟
‫- میاد

2397
01:43:25,618 --> 01:43:27,286
‫گفت نمی‌خواد خیلی زود بیاد

2398
01:43:27,369 --> 01:43:29,538
‫گفت نمی‌خواد مزاحم کاری بشه

2399
01:43:29,622 --> 01:43:30,748
‫فرانک رو که می‌شناسی

2400
01:43:30,831 --> 01:43:32,791
‫گفت: «امروز باید روز مخصوص تو باشه»

2401
01:43:33,459 --> 01:43:34,585
‫مثل یه دیپلمات

2402
01:43:34,668 --> 01:43:35,711
‫آره

2403
01:43:36,962 --> 01:43:38,255
‫امروز روز مخصوص توئه

2404
01:43:38,339 --> 01:43:39,840
‫خیلی برات خوشحالیم، ویتو

2405
01:43:41,340 --> 01:43:49,340
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

2406
01:44:02,279 --> 01:44:03,280
‫پلیس!

2407
01:44:04,239 --> 01:44:06,283
‫- چه خبره؟
‫- بابا، پلیس!

2408
01:44:06,367 --> 01:44:08,535
‫- کدوم پلیس؟ کجا؟
‫- صبر کن، چی...

2409
01:44:08,619 --> 01:44:10,579
‫جایی که ماشین‌ها پارک شدن

2410
01:44:10,663 --> 01:44:12,164
‫دارن پلاک‌ها رو یادداشت می‌کنن

2411
01:44:12,247 --> 01:44:13,582
‫چی میگی برای خودت؟

2412
01:44:13,666 --> 01:44:15,501
‫- الان دیدمشون
‫- نه!

2413
01:44:15,584 --> 01:44:16,961
‫وقتی بچه بودیم یاد گرفتیم

2414
01:44:17,044 --> 01:44:19,964
‫به محض اینکه کلمه‌ی
‫«پلیس» رو می‌شنوی، باید فرار کنی

2415
01:44:22,758 --> 01:44:24,510
‫من رو دیدن. دارن فرار می‌کنن

2416
01:44:24,593 --> 01:44:26,637
‫نمی‌دونم چرا دارن فرار می‌کنن

2417
01:44:26,720 --> 01:44:28,055
‫حتماً یه چیزی زیر سرشونه

2418
01:44:28,138 --> 01:44:29,765
‫چند تا ماشین بفرست اینجا

2419
01:44:29,848 --> 01:44:31,725
‫تا گواهینامه و مدارکشون رو بگیریم

2420
01:44:31,809 --> 01:44:34,998
‫دریافت شد، توی جاده‌ی ۱۷
‫و مک‌فال می‌بینمت

2421
01:44:35,729 --> 01:44:38,023
‫وقت خوش گذرونیه!

2422
01:44:51,203 --> 01:44:53,038
‫- یالا. بجنبید
‫- خیلی‌خب

2423
01:44:53,122 --> 01:44:54,540
‫- مشکلی برات پیش نمیاد؟
‫- آره

2424
01:44:56,236 --> 01:44:56,769
‫[ نوادا ]

2425
01:45:02,840 --> 01:45:04,133
‫لعنت بهت، جوی

2426
01:45:04,216 --> 01:45:05,676
‫برو، حرومزاده‌ی گنده‌بک

2427
01:45:06,385 --> 01:45:08,137
‫آدم لطیف بیهوده. بجنب

2428
01:45:12,391 --> 01:45:14,351
‫- در رو باز کن. بجنب
‫- سوئیچ نیستش

2429
01:45:14,435 --> 01:45:16,478
‫- یالا. فکر کن
‫- بهم استرس نده

2430
01:45:16,562 --> 01:45:17,396
‫آروم باش

2431
01:45:17,479 --> 01:45:19,023
‫گوش کن، اگه تفنگ همراهته
‫بندازش دور

2432
01:45:19,523 --> 01:45:21,108
‫- چیکار می‌کنی؟ بجنب
‫- نمی‌فهمم

2433
01:45:21,191 --> 01:45:22,484
‫از ماشین بندازش بیرون

2434
01:45:24,903 --> 01:45:26,530
‫حتماً تصادفی چیزی شده

2435
01:45:26,531 --> 01:45:27,526
‫آره

2436
01:45:27,960 --> 01:45:28,991
‫حتماً تصادف شده

2437
01:45:29,074 --> 01:45:31,201
‫از شرش خلاص شو دیگه.
‫بندازش بیرون و گازش رو بگیر

2438
01:45:54,099 --> 01:45:55,851
‫- گندش بزنن
‫- از گِل ببرش بیرون

2439
01:45:55,934 --> 01:45:56,977
‫تکون نمی‌خوره

2440
01:45:58,812 --> 01:46:00,606
‫دومین ماشین پلیس بود

2441
01:46:00,689 --> 01:46:01,899
‫صبر کن. آره، بزن کنار

2442
01:46:01,982 --> 01:46:04,902
‫ببین، «مزرعه‌ی سیب».
‫بزن کنار. بریم چند تا سیب بگیریم

2443
01:46:04,985 --> 01:46:06,403
‫- جدی میگی؟
‫- آره

2444
01:46:06,487 --> 01:46:08,322
‫تازه پاییز هم هست، فصل سیبه

2445
01:46:08,405 --> 01:46:11,781
‫بهترین سیب‌های مکینتاش
‫و سیب سبز گرنی اسمیت دنیا رو دارن

2446
01:46:11,782 --> 01:46:12,618
‫یالا، بزن کنار

2447
01:46:12,701 --> 01:46:14,036
‫- نمی‌دونستم کشاورزی
‫- آره

2448
01:46:21,168 --> 01:46:23,670
‫گواهینامه و مدارک، لطفاً

2449
01:46:24,254 --> 01:46:26,298
‫چه خبره، مامور؟
‫کسی از بانک سرقت کرده؟

2450
01:46:26,381 --> 01:46:27,800
‫خونه‌ی آقای باربرا بودید؟

2451
01:46:27,883 --> 01:46:28,926
‫اونجا دارید چیکار می‌کنید؟

2452
01:46:29,009 --> 01:46:31,345
‫می‌دونی، مجبور نیستیم
‫جواب اون سوال رو بدیم

2453
01:46:31,428 --> 01:46:33,555
‫ولی مشکلی نیست.
‫جو یه‌کم ناخوش احواله،

2454
01:46:33,639 --> 01:46:35,766
‫و ما هم اومدیم بهش سری بزنیم
‫بگیم امیدواریم زود خوب بشه

2455
01:46:35,849 --> 01:46:37,059
‫- فقط همین
‫- آره

2456
01:46:37,142 --> 01:46:39,019
‫- دیر می‌رسیم
‫- نه

2457
01:46:39,561 --> 01:46:42,106
‫نمی‌خوام دیر برسم، فرانک.
‫تو می‌خوای دیر برسی

2458
01:46:42,189 --> 01:46:44,733
‫ریچ، نمی‌تونی دیر برسی.
‫مهمونی منه

2459
01:46:44,817 --> 01:46:46,985
‫تو مهمون منی.
‫نمی‌تونی دیر برسی

2460
01:46:48,153 --> 01:46:49,571
‫سیب معمولی‌ان

2461
01:46:49,655 --> 01:46:50,656
‫می‌خوای؟

2462
01:46:50,739 --> 01:46:51,949
‫فقط لطفاً عجله کن

2463
01:46:52,032 --> 01:46:53,033
‫خیلی خوبن

2464
01:46:53,117 --> 01:46:56,537
‫کارت شناسایی نشونم بدید، لطفاً

2465
01:46:57,037 --> 01:46:58,330
‫فکر می‌کردم هیچوقت نمیگی

2466
01:47:01,125 --> 01:47:03,127
‫هیچکدومتون سوابق کیفری ندارید؟

2467
01:47:03,210 --> 01:47:05,504
‫تنها سوالی که جواب میدم
‫اینه که قدم چنده

2468
01:47:05,587 --> 01:47:06,713
‫- چنده؟
‫- ۱۸۹

2469
01:47:07,840 --> 01:47:09,800
‫روی گواهینامه نوشته ۱۷۷

2470
01:47:09,883 --> 01:47:10,926
‫باشه. دستگیرم کن

2471
01:47:16,098 --> 01:47:18,392
‫دستورات مامور رو دنبال کنید

2472
01:47:23,730 --> 01:47:25,399
‫- سلام، جناب
‫- حالتون چطوره؟

2473
01:47:25,482 --> 01:47:26,483
‫اونجا بزن کنار

2474
01:47:27,151 --> 01:47:28,652
‫هی! هی، بمون!

2475
01:47:38,370 --> 01:47:40,455
‫نزدیک جاده‌ایم، ببینید.
‫یه جاده اونجاست. یالا

2476
01:47:40,539 --> 01:47:41,373
‫باشه

2477
01:47:41,456 --> 01:47:42,624
‫شاید بتونیم تاکسی‌ای چیزی بگیریم

2478
01:47:42,708 --> 01:47:45,586
‫آره. برای یه تاکسی دست تکون بده، جو

2479
01:47:47,963 --> 01:47:49,882
‫باشه؟ خیلی‌خب؟

2480
01:47:57,890 --> 01:48:00,017
‫- اوه، حرومزاده...
‫- دستگیر شدیم

2481
01:48:00,100 --> 01:48:01,852
‫- مادرجنده
‫- این دیگه چیه؟

2482
01:48:01,935 --> 01:48:03,270
‫خدایا

2483
01:48:08,025 --> 01:48:09,193
‫بمونید همون‌جا

2484
01:48:09,276 --> 01:48:11,695
‫- چه مشکلی پیش اومده، مامور؟
‫- ما شکارچی هستیم. شکارچی‌ایم

2485
01:48:20,287 --> 01:48:22,414
‫فرانک، اینجا چه خبره؟

2486
01:48:23,165 --> 01:48:25,125
‫نگاه کن. جاده رو بستن

2487
01:48:25,209 --> 01:48:28,003
‫- آره
‫- اینجا یه اتفاقی افتاده

2488
01:48:28,754 --> 01:48:30,214
‫خب، ازش رد می‌شیم

2489
01:48:30,297 --> 01:48:31,423
‫با آرامش جلو می‌ریم

2490
01:48:32,424 --> 01:48:35,052
‫آروم‌آروم می‌ریم، می‌دونی؟

2491
01:48:35,552 --> 01:48:36,720
‫ببین

2492
01:48:37,262 --> 01:48:39,473
‫- یا مادر مقدس، فرانک، ببین
‫- آره، آره

2493
01:48:48,232 --> 01:48:49,358
‫همه‌ی رؤسا

2494
01:48:51,526 --> 01:48:52,694
‫چه خبره، فرانک؟

2495
01:48:54,154 --> 01:48:55,280
‫یا خدا، فرانک

2496
01:48:56,031 --> 01:48:57,991
‫اونا فرانک زیتو و جوی آیدا

2497
01:48:58,075 --> 01:48:59,534
‫از فیلادلفیا هستن

2498
01:49:00,118 --> 01:49:01,161
‫اونم نیک سیولاست

2499
01:49:02,412 --> 01:49:05,707
‫سانتو ترافیکنتی.
‫از هاوانا اومده

2500
01:49:11,296 --> 01:49:14,144
‫اون هوشمندانه تصمیم می‌گیره.
‫اون هوشمندانه تصمیم می‌گیره

2501
01:49:14,145 --> 01:49:15,801
‫اون هوشمندانه تصمیم می‌گیره

2502
01:49:18,303 --> 01:49:19,972
‫فرانک، اینجا چه خبره؟

2503
01:49:22,683 --> 01:49:24,184
‫نمی‌دونم

2504
01:49:26,144 --> 01:49:28,522
‫منم نمی‌دونم چی شده. آره

2505
01:49:29,648 --> 01:49:31,525
‫- فرانک، خداروشکر
‫- اینجا رو ببین

2506
01:49:31,608 --> 01:49:32,818
‫جلوی ما رو نمی‌گیرن

2507
01:49:36,405 --> 01:49:37,406
‫نگاه کن

2508
01:49:38,073 --> 01:49:39,449
‫باورم نمیشه

2509
01:49:42,703 --> 01:49:44,538
‫خداروشکر دیر رسیدیم، فرانک

2510
01:49:51,753 --> 01:49:52,879
‫نمی‌دونم، فرانک

2511
01:49:53,547 --> 01:49:55,048
‫یه جای کار می‌لنگه

2512
01:49:59,886 --> 01:50:00,887
‫فرانک...

2513
01:50:02,389 --> 01:50:03,515
‫چیکار کردی؟

2514
01:50:12,524 --> 01:50:14,443
‫اِد، دارم تماس گروهبان سالرنو رو
‫وصل می‌کنم

2515
01:50:14,526 --> 01:50:16,611
‫از نیروهای ویژه‌ی اداره‌ی پلیس نیویورک

2516
01:50:17,195 --> 01:50:18,405
‫دریافت شد

2517
01:50:18,488 --> 01:50:19,489
‫آره، کارت عالی بوده، گروهبان

2518
01:50:19,573 --> 01:50:21,199
‫چه خبر بوده؟

2519
01:50:21,283 --> 01:50:22,284
‫خودمون هم نمی‌دونیم

2520
01:50:22,367 --> 01:50:24,411
‫اصلاً نمی‌دونیم چرا فرار کردن

2521
01:50:24,494 --> 01:50:26,413
‫هر کی یه طرف می‌دوید

2522
01:50:26,496 --> 01:50:28,373
‫تبهکارهای سرار کشورن

2523
01:50:28,915 --> 01:50:30,834
‫اما ۳۶ تاشون شناسایی شدن

2524
01:50:30,917 --> 01:50:32,085
‫آره، آره، آفرین

2525
01:50:32,169 --> 01:50:35,922
‫اما یه نفر به اسم فرانک کاستلو
‫توی اون فهرست نیست؟

2526
01:50:37,007 --> 01:50:39,468
‫- فرانک کاستلو، همون کله‌گنده؟
‫- دقیقاً

2527
01:50:39,551 --> 01:50:41,470
‫- عجب
‫- اون رئیس رؤساست

2528
01:50:41,553 --> 01:50:42,596
‫حتماً اونجا بوده

2529
01:50:42,679 --> 01:50:44,306
‫احتمالاً اون جلسه رو مدیریت می‌کرده

2530
01:50:45,098 --> 01:50:47,017
‫امکان نداره اونجا نبوده باشه

2531
01:50:48,643 --> 01:50:51,021
‫شرمنده. نیست. کاستلو نداریم

2532
01:50:51,104 --> 01:50:52,773
‫گروهبان، حتماً شوخی می‌کنی

2533
01:50:52,856 --> 01:50:54,316
‫حتماً اونجاست

2534
01:50:54,399 --> 01:50:55,984
‫شاید از یه اسم دیگه استفاده می‌کنه؟

2535
01:50:56,068 --> 01:50:57,778
‫- چی بود؟
‫- کاستیلیا

2536
01:50:57,861 --> 01:51:00,572
‫کاستیلیا. یا فرانک ساوریو؟

2537
01:51:00,655 --> 01:51:01,656
‫باید اونجا باشه

2538
01:51:01,740 --> 01:51:02,991
‫ناسلامتی رئیس رؤساست

2539
01:51:03,075 --> 01:51:04,076
‫آه...

2540
01:51:05,869 --> 01:51:10,624
‫شرمنده. نه کاستیلیا هست،
‫و نه ساوریو

2541
01:51:11,333 --> 01:51:13,335
‫- چیز دیگه‌ای می‌خواید؟
‫- منطقی نیست

2542
01:51:14,878 --> 01:51:16,630
‫خیلی زود متوجه شدن

2543
01:51:16,713 --> 01:51:19,341
‫با اون همه گواهینامه و مدارک

2544
01:51:19,424 --> 01:51:20,342
‫که پلیس‌ها گرفتن،

2545
01:51:20,884 --> 01:51:22,594
‫بالاخره متوجه شدن

2546
01:51:22,677 --> 01:51:25,347
‫که مافیا یه سازمان جنایی سراسری بود

2547
01:51:25,348 --> 01:51:26,931
‫[ پلیس گردهمایی مافیا
‫در آپالاچین را خراب کرد ]

2548
01:51:26,932 --> 01:51:29,070
‫[ دستگیری ۶۲ نفر از رؤسای مافیا
‫در یورشی در شمال ]

2549
01:51:29,726 --> 01:51:32,479
‫تا اون زمان، جی. ادگار هوور، رئیس اِف‌بی‌آی،
‫[ انجمن‌های مخفی ایتالیا - مافیا وجود دارد ]

2550
01:51:33,563 --> 01:51:36,608
‫منکر سراسری بودن
‫جنایت سازمان‌یافته بود

2551
01:51:36,609 --> 01:51:39,444
‫[ مکان معروف جلسه‌ی مافیا در شمال نیویورک ]
‫اما به‌خاطر اون جریان آپالاچین،

2552
01:51:39,528 --> 01:51:41,238
‫همه‌ی جهان متوجه شدن
‫[ بررسی جرائم سازمان‌یافته آغاز خواهد شد ]

2553
01:51:41,321 --> 01:51:42,781
‫توی تمام روزنامه‌ها پخش شده بود

2554
01:51:42,864 --> 01:51:44,616
‫پس دیگه مجبور شد قبول کنه

2555
01:51:44,699 --> 01:51:46,660
‫و محاکمه‌ی همه رو شروع کرد

2556
01:51:46,743 --> 01:51:49,454
‫مثلاً دومینو همه چیز نابود شد

2557
01:51:49,455 --> 01:51:50,371
‫[ والاچی ۵ رئیس تبهکار
‫در نیویورک را نام برد ]

2558
01:51:50,372 --> 01:51:53,166
‫و من خیلی مراقب بودم.
‫هیچ اثری از خودم به جا نذاشتم

2559
01:51:55,094 --> 01:51:57,626
‫[ دو نفر دیگر در جلسه‌ی
‫دادرسی باند تبهکار زندانی شدند ]

2560
01:52:00,632 --> 01:52:03,718
‫در‍ واقع، تنها رازی که بی‌جواب می‌مونه

2561
01:52:04,594 --> 01:52:06,590
‫اینه که چطور چند تا مهاجر بی‌سواد

2562
01:52:06,591 --> 01:52:07,889
‫و بزهکار نوجوون،

2563
01:52:07,973 --> 01:52:09,933
‫که حتی انگلیسی بلد نبودن،
‫وقتی رسیدن اینجا،

2564
01:52:10,016 --> 01:52:13,148
‫تونستن یه اتحادیه‌ی
‫ملی میلیاردی بسازن

2565
01:52:13,186 --> 01:52:15,647
‫بدون اینکه پلیس‌ها
‫یا سیاستمدارها چیزی بفهمن

2566
01:52:15,730 --> 01:52:17,732
‫خب، صبر کنید، پلیس‌ها و سیاستمدارها

2567
01:52:17,816 --> 01:52:19,234
‫صد البته می‌دونستن

2568
01:52:19,317 --> 01:52:21,736
‫فقط موضوع اینه که ما بهشون رشوه دادیم
‫تا چیزی ندونن

2569
01:52:23,822 --> 01:52:24,823
‫بیا بریم. یالا

2570
01:52:28,160 --> 01:52:29,953
‫ویتو تونست چند ماهی

2571
01:52:30,036 --> 01:52:31,621
‫به عنوان رئیس رؤسا خودنمایی کنه،

2572
01:52:31,705 --> 01:52:33,005
‫قبل از اینکه پلیس فدرال دستگیرش کنه

2573
01:52:33,780 --> 01:52:34,692
‫[ جنوویزه به‌خاطر پرونده‌ی
‫مواد مخدر زندانی شد ]

2574
01:52:34,749 --> 01:52:36,209
‫ویتو به ۱۶ سال حبس محکوم شد

2575
01:52:36,293 --> 01:52:38,753
‫به‌خاطر واردات و توزیع مواد مخدر

2576
01:52:41,047 --> 01:52:44,551
‫به دلیل رسانه‌ای شدن موضوع،
‫هیچکس نتونست قسر در بره

2577
01:52:50,724 --> 01:52:53,935
‫به جز چند نفر، همه رو گرفتن

2578
01:52:54,019 --> 01:52:56,396
‫ویتو ریاست رو به وینسنت داد

2579
01:52:56,480 --> 01:52:59,399
‫اما طفلک مجبور بود
‫با حوله‌ی حموم بیاد بیرون

2580
01:52:59,483 --> 01:53:00,650
‫و وانمود کنه که دیوونه شده

2581
01:53:00,734 --> 01:53:02,861
‫تا بتونه از دست قانون فرار کنه

2582
01:53:02,944 --> 01:53:05,071
‫چون اون هم محکوم میشد

2583
01:53:05,155 --> 01:53:06,948
‫باورنکردنی بود. خب...

2584
01:53:07,032 --> 01:53:09,451
‫اون حرکت حوله پوشیدنِ مسخره
‫حدوداً ۱۰ سال جواب داد

2585
01:53:09,534 --> 01:53:11,953
‫تا این‌که بالاخره دستگیر و زندانی شد،

2586
01:53:12,037 --> 01:53:14,206
‫و توی همون زندان مُرد

2587
01:53:15,123 --> 01:53:16,958
‫حتی منم یه مدت حبس بودم
‫[ قمار باز خودش را تسلیم کرد ]

2588
01:53:17,042 --> 01:53:18,877
‫به‌خاطر فرار مالیاتی

2589
01:53:18,960 --> 01:53:20,545
‫یه دوره من رو فرستادن به آتالانتا

2590
01:53:20,629 --> 01:53:22,923
‫و ویتو هم دوران حبس به‌خاطر
‫مواد رو اونجا می‌گذروند

2591
01:53:23,465 --> 01:53:25,592
‫همه می‌دونستن که بین ما چی گذشته

2592
01:53:25,675 --> 01:53:27,886
‫زندان‌بان نمی‌خواست
‫تا وقتی ما اونجاییم

2593
01:53:27,969 --> 01:53:29,721
‫هیچ درگیری‌ای پیش بیاد، پس...

2594
01:53:30,263 --> 01:53:32,265
‫می‌ترسید چند تا آدم کله‌خراب فکر کنن

2595
01:53:32,349 --> 01:53:34,809
‫هنوز با هم درگیریم
‫و مشکل به وجود بیارن

2596
01:53:35,685 --> 01:53:37,020
‫خب، هیچ خبری نبود

2597
01:53:37,103 --> 01:53:39,022
‫ما حتی توی زندان آتالانتا کنار هم بودیم

2598
01:53:39,731 --> 01:53:41,983
‫اونجا بودیم، دو تا پیرمرد
‫که توی یه سلول نشسته بودیم

2599
01:53:42,526 --> 01:53:44,152
‫فقط برای اینکه زندان‌بان رو
‫راضی نگه داریم

2600
01:53:44,819 --> 01:53:46,071
‫ویتو می‌دونست که من
‫همه چیز رو خراب کردم

2601
01:53:46,154 --> 01:53:49,032
‫و به پلیس زنگ زدم
‫و جلسه‌ی توی آپالاچین رو لو دادم

2602
01:53:49,574 --> 01:53:50,992
‫اما خب اون موقع دیگه چه فرقی داشت؟

2603
01:53:51,076 --> 01:53:52,744
‫همه چی تموم شده بود.
‫چه کاری از دست کسی برمی‌اومد؟

2604
01:53:53,328 --> 01:53:56,039
‫درمورد دوران کودکی
‫و روزگار گذشته با هم حرف زدیم

2605
01:53:56,706 --> 01:53:57,791
‫خوب بود

2606
01:53:58,542 --> 01:54:00,168
‫خوشحالم که تونستیم حرف بزنیم

2607
01:54:03,088 --> 01:54:05,423
‫ویتو سال ۱۹۶۹ مُرد

2608
01:54:06,383 --> 01:54:09,094
‫توی بیمارستان زندان فدرال،
‫شهر اسپرینگفیلد، ایالت میزوری

2609
01:54:09,177 --> 01:54:10,554
‫نارسایی احتقانی قلب

2610
01:54:11,680 --> 01:54:12,722
‫و راستی،

2611
01:54:12,806 --> 01:54:15,892
‫وقتی آنا مُرد،
‫توی مقبره‌ی ویتو خاکش کردن

2612
01:54:16,434 --> 01:54:18,353
‫فکر کنم آنا واقعاً عاشق ویتو بود

2613
01:54:18,436 --> 01:54:21,481
‫باور کردنش سخته،
‫اما فکر کنم حقیقت داره

2614
01:54:23,400 --> 01:54:24,651
‫و بابی...

2615
01:54:25,860 --> 01:54:29,072
‫برام یکی از... همینی که اینجاست.
‫یه اِسلاید پروژکتور گرفت

2616
01:54:29,864 --> 01:54:33,702
‫اما بیش‌تر از توی خونه بودن لذت می‌برم

2617
01:54:34,578 --> 01:54:36,955
‫گل رِز پرورش میدم.
‫خیلی خوبن

2618
01:54:39,334 --> 01:54:40,615
‫[ سی و ششمین نمایشگاه سالانه‌ی باغ ]

2619
01:54:42,586 --> 01:54:45,171
‫از اسب‌ها ارزون‌ترن،
‫و بوی بهتری هم دارن

2620
01:54:46,840 --> 01:54:49,676
‫یهویی دیدم بابی توی
‫یه مسابقه اسمم رو نوشته بود

2621
01:54:50,260 --> 01:54:52,137
‫و من اول شدم

2622
01:54:52,220 --> 01:54:53,847
‫یا شاید هم بابی پول داده بود به داور

2623
01:54:53,930 --> 01:54:54,931
‫من از کجا بدونم؟

2624
01:54:55,432 --> 01:54:56,516
‫بابی درست می‌گفت

2625
01:54:56,600 --> 01:54:58,602
‫خوشحالم که شرکت کردم.
‫باحال بود

2626
01:54:58,685 --> 01:55:01,396
‫فقط آدم‌های گل‌دوست بودن.
‫نمی‌دونستن من کی‌ام

2627
01:55:02,981 --> 01:55:05,567
‫و حتی اگه می‌دونستن،
‫میشه گفت براشون مهم نبود

2628
01:55:10,864 --> 01:55:11,865
‫آره

2629
01:55:14,909 --> 01:55:17,829
‫وقتی ما رسیدیم اینجا،

2630
01:55:17,912 --> 01:55:20,498
‫بیش‌تر سرخ‌پوست‌ها رو کشته بودن،

2631
01:55:20,582 --> 01:55:23,126
‫طلاها رو برداشته بودن،
‫نفت رو هم بالا کشیده بودن

2632
01:55:23,209 --> 01:55:24,461
‫و برای ما...

2633
01:55:24,462 --> 01:55:29,549
‫فقط آمریکایی‌های تشنه، و پلیس‌ها
‫و سیاستمدارهای فاسد باقی مونده بود

2634
01:55:30,091 --> 01:55:31,509
‫ولی ما هم بیش‌ترین
‫استفاده رو ازشون کردیم

2635
01:55:34,554 --> 01:55:36,806
‫الان دیگه زمونه‌ی دیگه‌ای شده. خیلی...

2636
01:55:38,808 --> 01:55:39,851
‫و شوالیه‌های آلتو؟

2637
01:55:39,934 --> 01:55:41,186
‫خب، شوالیه‌های آلتو...

2638
01:55:43,229 --> 01:55:44,522
‫زندگی ادامه داره

2639
01:55:45,982 --> 01:55:46,983
‫همین

2640
01:55:47,007 --> 01:55:59,007
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

2641
01:56:13,434 --> 01:56:16,434
‫[ فرانک کاستلو در سن ۸۲ سالگی

2642
01:56:16,435 --> 01:56:19,435
‫در بیمارستان پزشکان در
‫‏۱۸ فوریه‌ی ۱۹۷۳ با آرامش در گذشت

2643
01:56:19,436 --> 01:56:23,088
‫همسرش در کنار بسترش بود ]
