1
00:00:06,016 --> 00:00:26,016
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
‏.::  <font color="#ff9800">CinemaFreak.Net</font> ::.

2
00:00:27,516 --> 00:00:35,516
اپلیکیشن های  سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور در همه پلتفرم ها

3
00:01:48,040 --> 00:01:48,950
‫رنجی!

4
00:01:51,120 --> 00:01:54,500
‫چرا؟ آخه تو چرا... رنجی؟!

5
00:02:06,760 --> 00:02:11,180
صبحت بخیر... حالت خوبه، روکیا-چان؟

6
00:02:12,190 --> 00:02:14,150
‫ایچیمارو... گین...

7
00:02:19,990 --> 00:02:21,360
‫ای بابا...

8
00:02:21,740 --> 00:02:24,200
عین همیشه بی‌تربیتیا، نه؟

9
00:02:24,490 --> 00:02:30,040
‫باید یاد بگیری که به من بگی کاپیتان ایچیمارو.

10
00:02:30,700 --> 00:02:35,540
‫اگه یاد نگیری، خان‌داداشت دعوات می‌کنه‌ها...

11
00:02:37,340 --> 00:02:40,090
‫خیلی عذر می‌خوام، کاپیتان ایچیمارو!

12
00:02:42,050 --> 00:02:44,550
ای بابا... فکر کردی جدی بودم؟

13
00:02:45,090 --> 00:02:47,300
‫نگران نباش، من از تو ناراحت نمی‌شم.

14
00:02:47,890 --> 00:02:51,180
‫اگه تو بگی، هیچ مشکلی باهاش ندارم.

15
00:02:51,560 --> 00:02:52,270
چرا...؟

16
00:02:52,890 --> 00:02:56,770
چی شده که کاپیتان ایچیمارو، تشریف آوردن اینجا؟

17
00:02:57,190 --> 00:03:01,400
‫آه... فکر نکنم دلیل خاصی داشته باشم، یه پیاده‌روی ساده...

18
00:03:01,820 --> 00:03:04,110
‫گفتم یه سری بهت بزنم...

19
00:03:04,200 --> 00:03:06,660
‫و یکم اذیتت کنم.

20
00:03:09,870 --> 00:03:11,830
‫همیشه از این آدم بدم میومد!

21
00:03:13,870 --> 00:03:17,130
‫یکم قبل از اینکه وارد جوخه‌های 13 گانه دیوان بشم،

22
00:03:17,210 --> 00:03:19,920
‫نی-ساما کاپیتان جوخه‌ی ششم شد.

23
00:03:21,800 --> 00:03:26,510
‫این مردم به صورت همزمان کاپیتان جوخه‌ی سوم شد.

24
00:03:27,180 --> 00:03:32,520
‫وقتایی که همدیگه رو می‌دیدن،
‫یادمه با نی-ساما حرف می‌زدن...

25
00:03:33,680 --> 00:03:37,190
‫مکالماتشون فراتر از یه حال و احوال
‫ساده بین دوتا کاپیتان نبود، در ظاهر.

26
00:03:37,940 --> 00:03:41,440
‫یاد ندارم که در مورد موضوع خاصی حرف زده باشن.

27
00:03:41,820 --> 00:03:45,200
‫ولی... چنین حسی رو از اون مکالمات نمی‌گرفتم.

28
00:03:46,240 --> 00:03:48,410
‫از همون لحظه که برای اولین بار این مردو دیدم،

29
00:03:48,490 --> 00:03:52,040
‫با هر بار دیدنش، شروع کردم به عرق سرد ریختن.

30
00:03:53,080 --> 00:03:55,000
‫نوک انگشتاش... لباش...

31
00:03:55,250 --> 00:03:57,330
‫حتی حرکات کمرنگی که تو چشماش ایجاد می‌شه...

32
00:03:57,960 --> 00:04:00,340
‫منو یاد یه مار گرسنه میندازه.

33
00:04:00,420 --> 00:04:02,300
‫هر وقت که با نی-ساما حرف می‌زد،
‫با اینکه نگاهش یه طرف دیکه بود...

34
00:04:02,380 --> 00:04:05,760
‫حس می‌کردم که انگشتاشو دور گردنم حلقه کرده...

35
00:04:05,840 --> 00:04:08,510
‫منم کرخت می‌شدم و نمی‌تونستم تکون بخورم.

36
00:04:09,590 --> 00:04:11,560
‫من همیشه از این مرد متنفر بودم.

37
00:04:12,220 --> 00:04:15,350
‫حس می‌کنم تو تک‌تک شکافای کوچیک زندگی روزمره...

38
00:04:15,430 --> 00:04:19,150
‫سم این مار ترسناکه که رخنه کرده...

39
00:04:19,730 --> 00:04:22,320
‫و قبل از اینکه بفهمم، اون سم تا اعماق نفوذ کرده...

40
00:04:22,980 --> 00:04:24,740
‫همچین ترسی حس می‌کردم... نمی‌دونم چرا...

41
00:04:24,820 --> 00:04:29,570
‫یه‌چیزی تو اعماق وجودم، هرچی
‫به اون مربوط می‌شدو پس می‌زد.

42
00:04:30,870 --> 00:04:33,200
‫با اینکه تو این‌سالا چندین بار با هم هم‌صحبت شدیم...

43
00:04:33,290 --> 00:04:35,620
‫هیچ‌وقت اون حس، دست از سرم برنداشته...

44
00:04:35,910 --> 00:04:37,210
‫حتی الان...

45
00:04:38,210 --> 00:04:39,750
‫اون احساس زنده‌ست.

46
00:04:40,080 --> 00:04:41,630
چیزی شده؟

47
00:04:42,880 --> 00:04:44,960
‫انگار حواست یه جای دیگه‌ست.

48
00:04:46,300 --> 00:04:47,340
‫نه...

49
00:04:49,340 --> 00:04:52,510
‫راستی... به نظر نمیاد که مرده باشه هنوز...

50
00:04:52,600 --> 00:04:53,850
‫آبارای-کونو می‌گم.

51
00:04:57,980 --> 00:04:58,980
‫راست می‌گه!

52
00:04:59,350 --> 00:05:02,520
‫یه رِیِ ضعیف از رنجی حس می‌کنم...

53
00:05:03,980 --> 00:05:05,940
‫ولی اگه همینطوری بمونه...

54
00:05:06,650 --> 00:05:09,030
به زودی می‌میره، مگه نه؟

55
00:05:10,490 --> 00:05:15,200
‫دلم به حالش سوخت.
‫بنده‌خدا فقط می‌خواد روکیا-چانو نجات بده.

56
00:05:15,450 --> 00:05:17,160
‫اینقدر اونو دست‌کم نگیر!

57
00:05:20,290 --> 00:05:21,370
ترسیدی؟

58
00:05:21,670 --> 00:05:23,080
چی گفتی؟

59
00:05:24,170 --> 00:05:27,880
‫تو دوست نداری آبارای-کون و
‫بقیه به خاطرت بمیرن، درسته؟

60
00:05:28,260 --> 00:05:29,470
‫همینکه نمی‌خوای اونا بمیرن...

61
00:05:29,550 --> 00:05:31,470
فکرکردن به مرگِ خودتو ترسناک‌تر نمی‌کنه؟

62
00:05:35,720 --> 00:05:36,970
می‌خوای نجاتت بدم؟

63
00:05:38,100 --> 00:05:39,890
‫کاپیتان ایچیمارو!

64
00:05:39,980 --> 00:05:42,350
چی می‌گین... این چه حرفیه، قربان؟

65
00:05:42,690 --> 00:05:47,110
‫چطوره؟ اگه بخوام می‌تونم همین الان نجاتت بدم.

66
00:05:47,230 --> 00:05:50,700
‫هم تو رو، هم آبارای-کونو... هم بقیه رو...

67
00:05:53,370 --> 00:05:54,620
شوخی می‌کنه؟

68
00:05:54,740 --> 00:05:57,490
از نجات‌دادن من چی گیرش میاد؟

69
00:05:58,500 --> 00:06:00,750
‫برای نجات‌دادن ایچیگو و رنجی که دلایل کمتری هم داره.

70
00:06:01,250 --> 00:06:03,880
ولی... واقعاً داره جدی می‌گه؟

71
00:06:08,380 --> 00:06:09,420
‫شوخی کردم.

72
00:06:12,510 --> 00:06:14,390
‫بای‌بای... روکیا-چان.

73
00:06:14,470 --> 00:06:16,680
‫سری بعد تو سوکیوکو می‌بینمت.

74
00:06:19,350 --> 00:06:21,230
‫فکر می‌کردم تمام امیدام ناامید شده باشه.

75
00:06:21,520 --> 00:06:23,730
‫فکر می‌کردن دیگه دلیل برای زندگی ندارم...

76
00:06:24,190 --> 00:06:27,820
‫هیچ حسرتی نداشتم...
‫هیچ ترسی از مرگ نداشتم...

77
00:06:28,190 --> 00:06:30,440
‫ولی... الان تمام افکارمو درهم شکست!

78
00:06:30,650 --> 00:06:33,990
‫فقط با نشون‌‌دادن یه کورسوی امید...

79
00:06:34,070 --> 00:06:36,200
‫تونست کاری کنه که یه ذره‌ از زندگی بیشتر بخوام...

80
00:06:36,280 --> 00:06:38,120
‫کاری کرد که بخوام دوباره زندگی کنم!

81
00:06:39,200 --> 00:06:41,160
‫تمام عزممو درهم شکست!

82
00:06:54,220 --> 00:06:57,220
‫سر این‌چیزا اینقدر نباید بلرزین!

83
00:07:00,430 --> 00:07:01,220
‫توسن!

84
00:07:01,310 --> 00:07:03,480
کجا رو نگاه می‌کنی، الاغ؟

85
00:07:08,320 --> 00:07:09,480
‫خیلی مسخره‌ست!

86
00:07:10,110 --> 00:07:13,650
شماها با این سطح از قدرت چطوری به خودتون می‌گین کاپیتان؟

87
00:07:13,990 --> 00:07:17,320
‫مرتیکه... یالا پاشو... به نظرم جسد نمیای هنوز.

88
00:07:17,990 --> 00:07:21,040
‫حداقل بعد از آزادکردن بانکایت سقط شو.

89
00:07:21,410 --> 00:07:22,830
‫اینقدر به خودت نناز.

90
00:07:23,080 --> 00:07:25,830
‫یه خائن مثل تو ارزش بانکایو نداره!

91
00:07:25,920 --> 00:07:27,460
‫صبر کن، کومامورا...

92
00:07:29,340 --> 00:07:30,420
‫من انجامش می‌دم.

93
00:07:33,630 --> 00:07:35,090
‫تو جوخه‌های 13 گانه‌ی دیوان...

94
00:07:35,180 --> 00:07:37,800
‫3 راه برای کاپیتان‌شدن وجود داره...

95
00:07:38,300 --> 00:07:45,480
‫اولیش اینه که آزمون کاپیتانی‌ای که تحت نظارت 3 کاپیتان دیگه
‫از جمله خود کاپیتان ارشده رو پاس کنیم.

96
00:07:45,890 --> 00:07:49,560
دومین راه اینه که از 6 تا کاپیتان
یا بیشتر توصیه‌نامه دریافت کنیم

97
00:07:49,650 --> 00:07:53,530
‫و حداقل سه‌تای دیگه از کاپیتانای
‫باقیمونده ما رو به رسمیت بشناسن.

98
00:07:54,490 --> 00:07:55,860
‫راه سوم هم اینه که...

99
00:07:56,150 --> 00:07:58,740
کاپیتان قبلی جوخه رو تو یه نبرد تن‌به‌تن شکست بدیم

100
00:07:58,820 --> 00:08:01,990
‫اون هم در حضور حداقل 200 نفر از اعضای جوخه.

101
00:08:02,990 --> 00:08:04,200
خب اینا رو می‌گی که چی؟

102
00:08:04,410 --> 00:08:05,710
‫زاراکی کنپاچی...

103
00:08:06,370 --> 00:08:12,210
‫از همون لحظه که کاپیتان اسبق
‫جوخه‌ی 11 رو کشتی و جاشو گرفتی...

104
00:08:12,300 --> 00:08:15,510
‫حس خیلی ناجوری نسبت بهت دارم،
‫اینقدر ناجور که به این نتیجه رسیدم...

105
00:08:15,920 --> 00:08:17,630
‫به این نتیجه که تو یه هیولایی...

106
00:08:17,720 --> 00:08:19,890
‫که فقط می‌خواد کشتار راه بندازه و تشنه‌ی خونه،

107
00:08:19,970 --> 00:08:22,140
‫و با بقیه‌ی ما از زمین تا آسمون فرق داره.

108
00:08:22,970 --> 00:08:26,890
‫و اینکه بالاخره یه‌روز این صلحِ حاکمو درهم میشکنی.

109
00:08:27,520 --> 00:08:28,440
‫اینم مدرکش...

110
00:08:28,520 --> 00:08:31,690
‫ریوکاها رو نجات دادی و داری با ما می‌جنگی...

111
00:08:31,770 --> 00:08:35,530
‫و یه تهدید بالقوه‌تر برای ایجاد آشوب در سیریتی شدی.

112
00:08:36,530 --> 00:08:39,320
‫تمام اینا هم فقط به خاطر اینه که تو...

113
00:08:39,410 --> 00:08:41,910
‫یه موجود خونخواری که فقط به خاطر خودش می‌جنگه.

114
00:08:42,120 --> 00:08:43,080
اشتباه می‌کنم...؟

115
00:08:43,990 --> 00:08:45,540
‫اینقدر زرت و پورت نکن.

116
00:08:45,870 --> 00:08:49,000
یعنی می‌خوای بگی تو قهرمان عدالتی واسه من؟

117
00:08:49,170 --> 00:08:50,880
‫از همون اول اینو بگو...

118
00:08:51,420 --> 00:08:55,670
‫اگه اینقدر از من متنفری، زود باش بیا جلو و حمله کن!

119
00:08:56,210 --> 00:08:59,800
‫اشتباه نکن... من هیچ‌وقت نگفتم که ازت متنفرم.

120
00:09:00,720 --> 00:09:02,890
‫دارم می‌گم که امیدی به رستگاریت نیست!

121
00:09:03,350 --> 00:09:05,390
‫تمام چیزایی که می‌گی و کارایی که می‌کنی...

122
00:09:05,470 --> 00:09:08,100
‫لرزه به پایه‌های صلحی میندازه که ما برقرار کردیم!

123
00:09:08,180 --> 00:09:09,100
‫نفرتی در کار نیست.

124
00:09:09,190 --> 00:09:12,190
‫اگرچه، باید نابود شی تا صلح پایدار شه.

125
00:09:12,400 --> 00:09:13,020
‫توسن!

126
00:09:22,450 --> 00:09:23,580
بانکای

127
00:09:39,420 --> 00:09:42,970
سوزوموشی سوایشیکی، انماکورو

128
00:09:46,390 --> 00:09:48,310
‫این بانکای منه.

129
00:09:49,180 --> 00:09:51,850
‫کلِ این فضا، بانکایِ منه.

130
00:09:53,190 --> 00:09:57,530
‫چطوره زاراکی؟ فکر نکنم تا الان انتظارشو داشته بوده باشی.

131
00:09:58,360 --> 00:09:59,530
‫ولی در هر حال...

132
00:10:02,280 --> 00:10:04,660
احتمالاً الان هم چیزی نمی‌تونی ببینی، نه؟

133
00:10:05,620 --> 00:10:08,620
‫این دیگه چه کوفتیه؟
‫هیچی نمی‌بینم...

134
00:10:08,790 --> 00:10:10,330
‫هیچ صدایی نمیاد.

135
00:10:12,460 --> 00:10:16,630
نظرت در مورد این دنیای بی‌نور و بی‌صدا چیه؟

136
00:10:16,840 --> 00:10:17,960
ترسناک نیست؟

137
00:10:18,670 --> 00:10:22,130
انماکوروگی من تمام ریاتسو رو می‌دزده

138
00:10:22,220 --> 00:10:25,720
همینطور درک و حواسِ کسی رو که توش گرفتار شده

139
00:10:25,800 --> 00:10:27,680
‫و یه جهنم تاریک و ساکت ایجاد می‌کنه.

140
00:10:28,310 --> 00:10:30,770
‫فقط یه نفر از این جهنم خارج می‌شه...

141
00:10:30,850 --> 00:10:33,730
‫و اون کسیه که این سوزوموشی رو حمل می‌کنه.

142
00:10:37,270 --> 00:10:40,690
‫فایده نداره! تو نمی‌تونی منو بگیری.

143
00:10:41,400 --> 00:10:43,490
‫مهم نیست یه‌نفر چقدر بامهارت باشه،

144
00:10:43,570 --> 00:10:45,780
‫وقتی اینقدر ناگهانی از نور محروم
‫می‌شه، فقط پایانش رو می‌بینه.

145
00:10:45,870 --> 00:10:48,030
‫در تاریکی مطلق، پیچشی از ترس متولد میشه.

146
00:10:49,160 --> 00:10:52,080
‫کمترین ترس، هرکسی رو حداقل نیم‌قدم عقب میندازه.

147
00:10:52,160 --> 00:10:55,420
‫ولی من از همون ابتدا در دنیایی بی‌نور به دنیا اومدم.

148
00:10:55,444 --> 00:11:01,444
سینمافریک
‏.::  <font color="#ff9800">CinemaFreak.Net</font> ::.

149
00:11:02,550 --> 00:11:05,930
‫فهمیدم... پس واقعاً یه هیولایی.

150
00:11:06,550 --> 00:11:09,220
‫ترس از اولش هم تو وجودت نبوده...

151
00:11:11,520 --> 00:11:12,430
‫خیلی خوبه!

152
00:11:12,770 --> 00:11:15,400
‫پس هیچ‌فرصتی بهت نمی‌دم که با ترس آشنا شی!

153
00:11:19,190 --> 00:11:20,940
‫هنوز خیلی مونده!

154
00:11:39,380 --> 00:11:42,260
‫ایچیگو... دیگه زمانی نمونده!

155
00:11:54,390 --> 00:11:57,650
‫باورم نمیشه اینقدر راحت عزمم شکست.

156
00:11:58,230 --> 00:11:59,270
‫خاک بر سرم.

157
00:12:03,280 --> 00:12:06,950
‫اونجا رو... اون انماکوروگیِ کاپیتان توسن‌ه...

158
00:12:08,240 --> 00:12:10,950
‫حتماً تو دردسره... یا شایدم...

159
00:12:11,910 --> 00:12:14,580
‫هرطوری که هست، باید سریع خودمو برسونم اونجا.

160
00:12:14,870 --> 00:12:15,960
‫خیلی تند نرو!

161
00:12:16,410 --> 00:12:18,420
‫من که هنوز شکست نخوردم.

162
00:12:19,000 --> 00:12:21,670
‫اینقدر چرت نگو.
‫تو دیگه باختی، عوضی.

163
00:12:22,090 --> 00:12:23,420
‫شرمنده ناامیدت می‌کنم.

164
00:12:23,500 --> 00:12:27,180
‫تو جوخه‌ی یازده، باختن یعنی مرگ.

165
00:12:27,630 --> 00:12:29,340
‫تو جوخه‌ی 9 اینجوری نیست.

166
00:12:29,680 --> 00:12:31,350
‫مثل فرق بهشت و زمین.

167
00:12:31,760 --> 00:12:33,810
‫برای همینه که باهم می‌جنگیم.

168
00:12:34,270 --> 00:12:37,850
‫می‌جنگیم، ها؟ ولی آدم باش و شمشیرتو غلاف کن.

169
00:12:38,310 --> 00:12:41,060
‫امکان نداره یه افسر رده 5 یه ستوانو بزنه.

170
00:12:42,440 --> 00:12:44,530
می‌خوای یه رازی رو برات بگم؟

171
00:12:45,530 --> 00:12:47,650
‫دلیل اینکه من تو جوخه نفر پنجمم...

172
00:12:47,820 --> 00:12:50,990
‫فقط اینه که از ریخت اعداد زیر 5 خوشم نمیاد.

173
00:12:51,620 --> 00:12:52,580
چی؟

174
00:12:52,910 --> 00:12:56,040
‫البته عدد 3 خیلی خوشگله به نظرم...

175
00:12:56,120 --> 00:12:58,330
ولی اون دست ایکّاکوه، می‌دونی؟

176
00:12:59,040 --> 00:13:00,500
‫برای همین افسر پنجم‌بودنو انتخاب کردم.

177
00:13:00,580 --> 00:13:03,960
‫کانجی اعداد 3 و 5 خیلی خیلی بهم شبیهن.

178
00:13:00,580 --> 00:13:03,960
五 و 三

179
00:13:04,630 --> 00:13:05,880
‫یه چیز دیگه هم هست...

180
00:13:06,800 --> 00:13:10,180
‫تو جوخه‌ی 11، یه قانون نانوشته داریم...

181
00:13:10,470 --> 00:13:14,260
‫زانپاکتوهای ما فقط می‌تونن برای حملات فیزیکی استفاده شن.

182
00:13:14,890 --> 00:13:18,270
‫چون ماها فقط یه عده آدمیم که عشق جنگیدن داریم.

183
00:13:19,060 --> 00:13:23,230
‫برای همین به زانپاکتوهای نوعِ کیدو
‫بهایی نمی‌دیم، چون باحال نیستن.

184
00:13:24,270 --> 00:13:27,240
‫خب... از اینجا یه داستان رازآلود شروع میشه...

185
00:13:27,650 --> 00:13:31,860
به نظرت قدرت واقعی زانپاکتوی من چیه؟

186
00:13:32,570 --> 00:13:35,290
فقط بی‌زحمت اینو به ایکّاکو یا کاپیتانمون نگو، باشه؟

187
00:13:35,990 --> 00:13:38,910
‫دوست ندارم تف بندازن تو صورتم.

188
00:13:39,330 --> 00:13:40,290
‫عوضی...

189
00:13:51,970 --> 00:13:53,680
من زنده‌ام هنوز؟

190
00:13:57,520 --> 00:13:59,230
‫س-سلام...

191
00:13:59,520 --> 00:14:01,480
چرا اومدی منو درمان کنی، عوضی؟

192
00:14:01,560 --> 00:14:03,400
‫من اونو آوردم.

193
00:14:03,730 --> 00:14:05,770
‫ریکیچی... تو...!

194
00:14:06,860 --> 00:14:10,400
‫هاناتارو می‌خواسته کوچیکی-سانو نجات بده که دستگیر شده...

195
00:14:10,650 --> 00:14:13,780
‫برای همین فکر کردم که بیارمش، رنجی-سانو درمان کنه.

196
00:14:14,240 --> 00:14:17,740
‫خیلی صبر کرده بود که بتونه قفل بازداشگاهو باز کنه.

197
00:14:18,330 --> 00:14:20,160
‫که اینطور... شرمنده کردی.

198
00:14:20,410 --> 00:14:22,330
‫نه بابا... بعدشم...

199
00:14:22,580 --> 00:14:27,590
‫یه‌نفر قبل از من، زخمای آبارای-سانو
‫تا حدود زیادی التیام داده بود.

200
00:14:28,210 --> 00:14:29,960
‫تنها کسی که می‌تونه اینجوری انجامش داده باشه...

201
00:14:33,510 --> 00:14:34,840
‫ستوان آبارای!

202
00:14:35,390 --> 00:14:36,850
‫لطفاً تسلیم نشین!

203
00:14:37,350 --> 00:14:40,140
‫ایچیگو-سان، بدون شک روکیا-سانو نجات می‌ده!

204
00:14:40,220 --> 00:14:41,100
‫برای همین...

205
00:14:41,180 --> 00:14:43,100
‫شمام سعی کنین دووم بیارین!

206
00:14:43,810 --> 00:14:48,440
‫من... اصلاً باورم نمیشد.
‫که رنجی-سان به یه ریوکا ببازه...

207
00:14:48,650 --> 00:14:50,360
‫یا اینکه بخواد از زندان فرار کنه.

208
00:14:50,690 --> 00:14:54,200
‫اینم اصلاً باورم نمیشه که روی هم‌رزمای
‫خودتون تو جوخه شیشیر کشیده باشین.

209
00:14:54,910 --> 00:14:55,910
‫ولی، من...

210
00:14:57,410 --> 00:15:01,290
‫چون رنجی-سانو قهرمان خودم می‌دونستم، اومدم به جوخه‌ی 6!

211
00:15:01,750 --> 00:15:06,750
‫مهم نیست واقعاً چی بشه،
‫من دوست دارم که رنجی-سان زنده بمونه!

212
00:15:07,420 --> 00:15:11,800
‫تازه دوست دارم که رنجی-سان همین‌طوری
‫باحال بمونه و برای آرماناش بجنگه!

213
00:15:12,340 --> 00:15:13,470
‫ریکیچی...

214
00:15:19,180 --> 00:15:20,180
چرا آخه...؟

215
00:15:20,680 --> 00:15:24,140
‫اون یارو الان، علناً نه گوش داره نه چشم و نه بینی...

216
00:15:24,690 --> 00:15:26,600
‫حتی نمی‌تونه ریاتسو رو حس کنه.

217
00:15:27,400 --> 00:15:30,900
‫پس چطوری... بهم پاتک می‌زنه؟!

218
00:15:35,150 --> 00:15:38,120
‫بازم تو لحظه‌ی آخر اون ضربه‌ی اساسی رو جاخالی داد.

219
00:15:42,410 --> 00:15:44,120
‫هر دفعه که حمله رو دفع می‌کنه هم،

220
00:15:44,210 --> 00:15:46,830
‫ضدحمله‌هاش قوی‌تر از قبل میشه.

221
00:15:47,580 --> 00:15:49,880
واقعاً این یه هیولاست...؟

222
00:15:51,210 --> 00:15:52,920
‫این دفعه یه ضربه خوردم.

223
00:15:53,300 --> 00:15:55,510
‫البته یه خراش ساده بود، ولی خب...

224
00:15:56,470 --> 00:16:00,010
‫ولی... یه بانکای که حواسو مختل می‌کنه، خیلی رو اعصابه.

225
00:16:00,760 --> 00:16:03,600
‫ولی، خوبیش اینه که حسِ لامسه برام باقی مونده.

226
00:16:04,020 --> 00:16:05,810
‫تا وقتی لامسه داشته باشم...

227
00:16:05,890 --> 00:16:07,900
می‌تونم لحظه‌ی برخورد تیغه‌ی شمشیرشو حس کنم

228
00:16:07,980 --> 00:16:09,480
‫بعد دفعش کنم و پاتک بزنم.

229
00:16:09,940 --> 00:16:12,280
‫با این وضعیت، حداقل نمی‌میرم.

230
00:16:13,280 --> 00:16:16,700
‫شمشیرمم، کم‌کم داره یه لمسایی پیدا می‌کنه...

231
00:16:16,990 --> 00:16:18,740
‫ولی خیلی وضعیت حوصله‌سربریه.

232
00:16:19,120 --> 00:16:21,450
‫آخرشم، هیچی قصابی خودمون نمی‌شه.

233
00:16:22,450 --> 00:16:23,620
‫خیله‌خب...

234
00:16:25,080 --> 00:16:27,670
‫نه چشمم می‌بینه، نه گوشام میشنون.

235
00:16:27,830 --> 00:16:31,130
‫ریاتسو رو که از همون اولم درست و درمون حس نمی‌کردم.

236
00:16:31,670 --> 00:16:36,090
‫لعنتی! برای چی باید اینجا علاف و بیکار وایسم؟!

237
00:16:36,170 --> 00:16:37,130
‫گور پدرتون!

238
00:16:37,680 --> 00:16:39,300
‫از غریزه‌هات استفاده کن و بتابون!

239
00:16:39,640 --> 00:16:41,050
‫اینو که همین الانم دارم انجام می‌دم!

240
00:16:41,890 --> 00:16:43,970
‫شاید بهتر باشه از اون استفاده کنین... از اون...

241
00:16:44,060 --> 00:16:46,560
‫همون که با ذهن چیزا رو می‌بینیم، نه چشم...

242
00:16:46,680 --> 00:16:48,730
‫اگه همچین چیزی بلد بودم که
‫ریخت تو رو نمی‌خواستم ببینم!

243
00:16:49,350 --> 00:16:51,730
یعنی چیکار باید کرد...؟

244
00:16:52,110 --> 00:16:54,280
‫من که تسلیم می‌شدم، قشنگ و زیبا.

245
00:16:54,360 --> 00:16:55,110
‫بمیر.

246
00:16:57,360 --> 00:16:58,570
‫صبر کن...

247
00:16:58,780 --> 00:17:01,070
‫فهمیدم... همون خوبه!

248
00:17:01,570 --> 00:17:03,780
‫یه راه ساده برای فهمیدن موقعیتش.

249
00:17:05,410 --> 00:17:06,750
‫دوباره نیشش باز شد...

250
00:17:07,370 --> 00:17:10,080
بعد از این‌همه وقت، بازم از مبارزه لذت می‌بره؟

251
00:17:10,670 --> 00:17:12,460
‫خیلی خطرناکی، زاراکی کنپاچی!

252
00:17:12,880 --> 00:17:15,420
‫واقعاً خطرناک‌تر از اونی که بشه زنده ولت کرد!

253
00:17:18,630 --> 00:17:19,800
جاخالی نداد؟

254
00:17:20,220 --> 00:17:22,090
نه... یعنی نمی‌تونست جاخالی بده؟

255
00:17:24,890 --> 00:17:27,390
‫چطوری؟ مشتاق دیدار بودیم...

256
00:17:28,060 --> 00:17:28,890
‫مسخره‌ست!

257
00:17:33,230 --> 00:17:36,440
‫الان هم می‌تونم ببینم، هم بشنوم...

258
00:17:36,940 --> 00:17:39,360
یعنی به خاطر اینه که تو چنگمی؟

259
00:17:40,910 --> 00:17:44,450
یا نکنه چون با شمشیرت در تماسم اینجوری شده؟

260
00:17:45,910 --> 00:17:47,620
‫خب، حالا هرچی باشه مهم نیست.

261
00:17:48,200 --> 00:17:49,660
‫یالا، برو برای ضربه‌ی بعدی...

262
00:17:50,040 --> 00:17:51,290
‫دیگه قلقشو فهمیدم.

263
00:17:51,960 --> 00:17:55,800
‫سری بعد، قبل از اینکه شمشیرت بره تو من، مچتو می‌گیرم.

264
00:18:02,050 --> 00:18:03,140
‫لعنتی!

265
00:18:03,680 --> 00:18:09,680
‫من نمی‌بازم... من به هیچ‌وجه به تو نمی‌بازم!

266
00:18:14,060 --> 00:18:16,480
ای ‌کاش می‌شد تمام ابرا رو جمع کرد

267
00:18:16,570 --> 00:18:19,490
‫تا دیگه نتونن نوری که از ستاره‌ها می‌تابه رو سد کنن.

268
00:18:20,360 --> 00:18:21,360
‫فکر قشنگیه...

269
00:18:22,990 --> 00:18:25,490
‫من... می‌خوام شینیگامی شم...

270
00:18:29,790 --> 00:18:31,790
‫اگه عدالت چیزیه که کمبودش حس می‌شه...

271
00:18:31,960 --> 00:18:34,500
‫خودم تجسم عدالت می‌شم.

272
00:18:34,920 --> 00:18:37,210
بعدشم تمام اهریمنای این دنیا

273
00:18:37,300 --> 00:18:38,960
‫مثل تمام ابرای آسمون جمع می‌شن...

274
00:18:39,050 --> 00:18:41,340
‫اونم با تمام عدالتی که در من جمع شده!

275
00:18:42,840 --> 00:18:50,840
اپلیکیشن های  سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور در همه پلتفرم ها

276
00:18:58,820 --> 00:18:59,860
‫توسن!

277
00:19:03,070 --> 00:19:03,990
‫هنوز مونده!

278
00:19:04,410 --> 00:19:05,740
‫هنوز تموم نشده!

279
00:19:08,660 --> 00:19:10,580
‫نمی‌خوام. حوصله‌م سر رفت.

280
00:19:10,870 --> 00:19:13,660
‫دوست ندارم با کسی بجنگم که یه پاش لب گوره.

281
00:19:13,750 --> 00:19:14,920
‫ما دیگه رفتیم.

282
00:19:15,460 --> 00:19:17,210
‫مردن خیلی مسخره‌ست.

283
00:19:17,750 --> 00:19:22,010
‫اگه بمیری، دیگه نمی‌تونی بجنگی، آخه...

284
00:19:24,430 --> 00:19:31,220
‫من... به نام عدالت قسم خوردم که تو رو متوقف کنم!

285
00:19:32,310 --> 00:19:35,690
‫چقدر مسخره!
‫اگه اینقدر دوست داری بمیری، خب بگو!

286
00:19:40,860 --> 00:19:41,820
‫کومامورا!

287
00:19:42,690 --> 00:19:46,740
‫دیگه کافیه.
‫این مرد هیچ‌وقت تو رو درک نمی‌کنه.

288
00:19:47,700 --> 00:19:49,240
‫پس تمومش کن.

289
00:19:50,740 --> 00:19:52,620
‫کومامورا، من...

290
00:19:53,200 --> 00:19:54,330
‫می‌دونم.

291
00:19:57,210 --> 00:19:58,670
‫خیلی غافلگیر شدم...

292
00:19:59,670 --> 00:20:03,050
پس اینطوری بود اون صورتت...؟

293
00:20:06,180 --> 00:20:08,800
‫ولی به نظر نمیاد غافلگیر شده باشی...

294
00:20:09,550 --> 00:20:12,770
‫خب، قیافه از همون اولشم ربطی به جنگیدن نداشته.

295
00:20:13,220 --> 00:20:14,310
‫چیزی که می‌مونه...

296
00:20:14,390 --> 00:20:18,850
‫اینه که ببینیم اون ظاهر شبیهِ حیوونت،
‫قدرتتو هم قد یه حیوون زیاد می‌کنه یا نه.

297
00:20:19,110 --> 00:20:20,230
‫فقط همین.

298
00:20:21,520 --> 00:20:23,980
‫تو فقط ظاهر همه‌چی رو می‌بینی.

299
00:20:24,070 --> 00:20:26,860
‫هیچ احترامی برای قدرت درونی حریفت قائل نیستی.

300
00:20:26,950 --> 00:20:29,030
‫این نقطه‌ضعفِ توه، زاراکی.

301
00:20:30,120 --> 00:20:33,540
‫من مثل توسن، مهربون نیستم.

302
00:20:34,830 --> 00:20:36,000
بانکای

303
00:20:42,570 --> 00:20:45,380
کوجو تنگن میو ئو

304
00:20:42,570 --> 00:20:45,380
پادشاه ذکاوت عقوبت الهی

305
00:20:46,420 --> 00:20:49,180
‫خب، بیا شروع کنیم، زاراکی کنپاچی!

306
00:20:49,550 --> 00:20:52,140
‫یه نبرد تا سرحد مرگ، همونی که دوست داری!

307
00:20:56,640 --> 00:20:57,890
‫تا حد مرگ، ها؟!

308
00:20:57,980 --> 00:21:02,110
‫خیلی هم عالی! پس باید هرچی تو چنته دارم برات رو کنم!

309
00:21:02,400 --> 00:21:03,570
‫اگه سقط شدی...

310
00:21:03,650 --> 00:21:05,990
‫دوباره به شکل روح بیا با من بجنگ!

311
00:21:11,820 --> 00:21:13,580
‫بسیار خب، بدین‌ترتیب...

312
00:21:13,660 --> 00:21:15,830
‫اجازه بدین که اعدام رو آغاز کنیم.

313
00:21:29,050 --> 00:21:31,140
‫آدمای زیادی نیومدن.

314
00:21:31,340 --> 00:21:32,140
ها؟

315
00:21:32,220 --> 00:21:34,560
‫کاپیتانا و ستوانایی که اومدن...

316
00:21:34,640 --> 00:21:37,810
‫کاپیتان ارشد و ستوانش از جوخه‌ی اول،
‫ما از جوخه‌ی خودمون،

317
00:21:37,980 --> 00:21:39,850
‫کیوراکو از جوخه‌ی هشتم...

318
00:21:40,020 --> 00:21:43,190
‫البته عجیب نیست که جوخه‌های 5،
‫11 و 12 پیداشون نشده...

319
00:21:43,440 --> 00:21:45,480
ولی بقیه چی تو سرشونه؟

320
00:21:46,150 --> 00:21:48,610
‫حتی فرمانده‌ی جوخه‌ی 4، اونوهانا هم نیومده.

321
00:22:02,080 --> 00:22:04,250
‫نی-ساما...

322
00:22:15,470 --> 00:22:17,220
‫کوچیکی روکیا...

323
00:22:17,930 --> 00:22:21,440
وصیتی داری که به ما بکنی؟

324
00:22:25,650 --> 00:22:28,070
‫بله... فقط یه چیز...

325
00:22:28,094 --> 00:22:40,094
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: <font color="#ff9800">Telegram: @cinemaafreak</font> ::.
.:: <font color="#ff9800">Instagram: @cinema.freak</font> ::.

326
00:22:40,118 --> 00:22:52,118
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
‏.::  <font color="#ff9800">CinemaFreak.Net</font> ::.
