WEBVTT

1
00:00:01.700 --> 00:00:10.700
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:12.200 --> 00:00:20.200
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

3
00:00:31.020 --> 00:00:32.820
‫یه‌کم قهوه برات آوردم

4
00:00:34.140 --> 00:00:35.420
‫مرسی

5
00:00:36.500 --> 00:00:38.260
‫- باید کمک کنه
‫- ممنون

6
00:00:38.260 --> 00:00:40.060
‫چه حسی داری؟

7
00:00:40.060 --> 00:00:41.140
‫گرم‌تر

8
00:00:42.420 --> 00:00:43.900
‫نظرشون چیه؟

9
00:00:43.900 --> 00:00:46.940
‫کمی کبودی پشت گردن،
‫علامتی از درگیری نیست

10
00:00:46.940 --> 00:00:50.260
‫غرق شده، احتمالاً یکی که
‫از خودش خیلی قوی‌تر بوده

11
00:00:51.380 --> 00:00:53.860
‫گفت قراره یکی رو ببینه ولی نگفت کی

12
00:00:53.860 --> 00:00:55.460
‫وسایلش چی؟

13
00:00:55.460 --> 00:00:58.060
‫کیف‌پول توی شلوارش یه پنج پوندی
‫و چندتا کارت داشت

14
00:00:58.060 --> 00:00:59.220
‫هنوز موبایلی پیدا نشده

15
00:00:59.220 --> 00:01:02.260
‫موقعیتش رو از اینجا به اشتراک گذاشت،
‫پس قطعاً همراهش بوده

16
00:01:02.260 --> 00:01:04.220
‫ببینم روی چه شبکه‌ای بوده...

17
00:01:04.220 --> 00:01:07.180
‫نه. از یه اپلیکیشن بهم زنگ زد،
‫پس تاریخچه‌ای نداره

18
00:01:09.340 --> 00:01:12.100
‫ولی ارزش امتحان کردن داره

19
00:01:12.100 --> 00:01:14.900
‫باشه، کارِت رو تموم کن

20
00:01:14.900 --> 00:01:16.700
‫باید ببریمش برای معاینه بعد از مرگ

21
00:01:16.700 --> 00:01:18.460
‫- هرچه سریع‌تر، لطفا
‫- باشه

22
00:01:25.460 --> 00:01:27.700
‫این یه حملۀ هماهنگ‌شده‌ست، قربان

23
00:01:27.700 --> 00:01:30.820
‫اول برک، حالا هم دوست‌دخترش

24
00:01:30.820 --> 00:01:33.380
‫فکر کنم باید اینو به‌عنوان یک تحقیق
‫در نظر بگیریم

25
00:01:35.820 --> 00:01:37.140
‫موافقم

26
00:01:38.860 --> 00:01:40.620
‫یه چیزی هست که باید ببینید

27
00:01:41.980 --> 00:01:46.060
‫این ماشینیه که دیروز جید رو
‫از کلانتری سوار کرد

28
00:01:46.060 --> 00:01:51.020
‫پلاکش رو چک کردم، و صاحبش
‫شخصی به اسم «مارک هیل»ه

29
00:01:51.020 --> 00:01:53.340
‫- می‌شناسیمش؟
‫- برای «پاتریک کرودن» کار می‌کنه

30
00:01:53.340 --> 00:01:56.660
‫- خدایا، گل سرسبد هولی‌رود
‫- آره

31
00:02:08.060 --> 00:02:09.460
‫این تقصیر تو نیست

32
00:03:13.100 --> 00:03:16.100
<font color="#ff0000">ویجیل</font>

33
00:03:19.620 --> 00:03:22.900
‫فرماندهی. شروع ارسال تصاویر زیر کشتی
‫به سی‌تی‌اف. تمام

34
00:03:24.140 --> 00:03:27.220
‫تیم غواصی لاشۀ مری فینیا رو
‫امروز صبح پیدا کردن، قربان

35
00:03:27.220 --> 00:03:30.940
‫قلاب، چیزایی که از پاروگیر مونده، و این

36
00:03:32.180 --> 00:03:34.220
‫قطعات بدون انعکاس

37
00:03:34.220 --> 00:03:37.340
‫که در اثر برخورد با کرجی
‫از پوستۀ زیردریایی کنده شده

38
00:03:37.340 --> 00:03:39.580
‫بسته‌بندی شدن و الان تو راهِ برگشتن، قربان

39
00:03:39.580 --> 00:03:41.860
‫بخش مهندسی برای شناساییِ کلاسِ کشتی
‫آماده‌ست

40
00:03:44.060 --> 00:03:46.740
‫بذار ببینیم روس‌ها
‫می‌تونن از این‌یکی قسر دربرن

41
00:04:23.700 --> 00:04:25.740
‫- وای خدای من
‫- چیه؟

42
00:04:28.620 --> 00:04:32.660
‫رنگ‌رفتگی رو می‌بینی؟ ماده‌ای هست
‫که رنگ رو حل می‌کنه

43
00:04:32.660 --> 00:04:34.900
‫مثل همونیه که از روی ژاکت برک پیدا کردیم

44
00:04:34.900 --> 00:04:36.180
‫خب معنیش چیه؟

45
00:04:36.180 --> 00:04:39.220
‫برک نوعی سم رو خورده

46
00:04:39.220 --> 00:04:40.860
‫همین علت مرگشه

47
00:04:42.260 --> 00:04:45.660
‫آدامز بهش تنفس دهان‌به‌دهان داده،
‫و از اون موقع حالش بد شده

48
00:04:47.220 --> 00:04:48.940
‫این یه قتل عمد بوده

49
00:04:55.060 --> 00:04:56.420
‫فکر می‌کنی بتونی ماده رو
‫بر اساس علائم برک

50
00:04:56.420 --> 00:04:59.380
‫- محدود و تشخیص بدی؟
‫- من زهرشناس نیستم

51
00:04:59.380 --> 00:05:01.980
‫نه. ولی مدرک پزشکی داری، که
‫از بقیه‌مون بهتره

52
00:05:01.980 --> 00:05:04.900
‫می‌شه حداقل سعی‌تو بکنی؟

53
00:05:04.900 --> 00:05:07.700
‫- آره، البته که می‌کنم
‫- خوبه. می‌خوام فوراً شروع کنی

54
00:05:07.700 --> 00:05:10.260
‫- اوه، کارای زیاد دیگه‌ای دارم
‫- ببین، نمی‌خوام بهت دستور بدم

55
00:05:10.260 --> 00:05:12.980
‫اما اگه کسی با خودش تو کشتی
‫سم آورده باشه، هیچی نمی‌تونه

56
00:05:12.980 --> 00:05:14.860
‫جلوشو بگیره که دیگه تکرار نکنه

57
00:05:16.780 --> 00:05:19.580
‫باشه، می‌رم انجامش بدم

58
00:05:19.580 --> 00:05:21.660
‫باید کاپیتان رو ببینم

59
00:05:21.660 --> 00:05:23.340
‫نیومدم اینجا که دوست پیدا کنم

60
00:05:23.340 --> 00:05:24.700
‫آره، مشخصه

61
00:05:28.460 --> 00:05:29.540
‫باشه؟

62
00:05:33.700 --> 00:05:36.260
‫تقریباً هیچکی نمی‌دونست
‫اونا یه زوجن،

63
00:05:36.260 --> 00:05:39.980
‫اما جید آنتونیاک و کریگ برک
‫با فاصله چند روز به قتل رسیدن

64
00:05:41.420 --> 00:05:44.340
‫و جید دیشب ساعت 18:45 بهم زنگ زد،

65
00:05:44.340 --> 00:05:47.660
‫و بهم گفت قراره با یکی ملاقات کنه

66
00:05:49.100 --> 00:05:50.180
‫ترسیده بود

67
00:05:51.660 --> 00:05:54.900
‫و همون‌طور که می‌دونیم، وقتی
‫اونجا رسیدم مُرده بود

68
00:05:57.140 --> 00:06:01.260
‫هرچند، روز قبلش در مورد
‫دخالت نیروی دریایی

69
00:06:01.260 --> 00:06:03.780
‫در مرگ برک مشکوک شده بود،

70
00:06:03.780 --> 00:06:08.740
‫و همین‌طور نفوذِ ام‌‌آی‌5 به «کمپ صلح»

71
00:06:08.740 --> 00:06:11.780
‫حالا، برای هیچ‌کدوم از این اتهامات
‫مدرکی وجود نداره

72
00:06:11.780 --> 00:06:15.780
‫اما اون با کریگ برک همکاری می‌کرد
‫تا به اطلاعات مربوط به ویجیل

73
00:06:15.780 --> 00:06:18.180
‫دسترسی پیدا کنه

74
00:06:19.300 --> 00:06:23.460
‫و ما گمان می‌کنیم که همین اطلاعات بود
‫که باعث کشته شدنش شد

75
00:06:23.460 --> 00:06:25.660
‫پورتر. بخش فلش به عهدۀ تو

76
00:06:28.460 --> 00:06:30.780
‫ترکیبی از موارد عملیاتی وجود داره،

77
00:06:30.780 --> 00:06:33.540
‫اما موارد شخصی در مورد خدمه هم هست

78
00:06:33.540 --> 00:06:35.900
‫چند مورد برجسته بود

79
00:06:35.900 --> 00:06:38.500
‫این تست مواد از یک نمونه مو هست

80
00:06:38.500 --> 00:06:41.180
‫برک در یک آزمایشگاه خصوصی
‫هزینه‌ش رو پرداخت کرده

81
00:06:41.180 --> 00:06:43.140
‫نتیجۀ ال‌اس‌دیِ اون مثبته

82
00:06:43.140 --> 00:06:47.020
‫چیزی برای شناسایی اینکه موی چه کسی رو
‫آزمایش کرده نیست، اما اگه زمان رو ببینین

83
00:06:47.020 --> 00:06:51.700
‫ویجیل تازه از مأموریتی در «بندر هیورز» فلوریدا
‫برگشته

84
00:06:51.700 --> 00:06:54.740
‫و اگه به مطبوعات مربوط به اون مأموریت
‫نگاه کنین،

85
00:06:54.740 --> 00:06:58.620
‫15 خدمه به‌دلیل مستی و بی‌نظمی
‫و همین‌طور مصرف مواد مخدر

86
00:06:58.620 --> 00:07:01.140
‫توسط پلیس‌های محلی دستگیر شدن

87
00:07:01.140 --> 00:07:02.620
‫پاسخ نیروی دریایی چی بود؟

88
00:07:02.620 --> 00:07:04.260
‫از کلِ خدمه تست گرفتن

89
00:07:04.260 --> 00:07:06.420
‫نتیجۀ همه‌شون منفی دراومد.
ال‌اس‌دی در کار نبود

90
00:07:06.420 --> 00:07:10.220
‫پس برک برمی‌گرده به بریتانیا
‫و این تست مواد رو انجام می‌ده؟

91
00:07:10.220 --> 00:07:12.860
‫و نتیجۀ نمونه مو برای ال‌اس‌دی
‫مثبت درمیاد

92
00:07:12.860 --> 00:07:14.940
‫در تضاد با نتایج نیروی دریایی

93
00:07:14.940 --> 00:07:17.500
‫یه چیز دیگه در ارتباط با خدمۀ ویجیل،

94
00:07:17.500 --> 00:07:20.020
‫یه سری تصاویر هست

95
00:07:20.020 --> 00:07:23.660
‫فایل‌های منابع انسانی ویجیل رو بررسی کردم
‫و هویت این زن رو بدست آوردم

96
00:07:23.660 --> 00:07:26.900
‫این خانم ناوبان یکم تیفانی داکرتی‌ه،
‫پزشک کشتی

97
00:07:26.900 --> 00:07:29.020
‫عکس یه مرد توی پس‌زمینه افتاده

98
00:07:29.020 --> 00:07:30.340
‫چیز زیادی ازش دیده نمی‌شه،

99
00:07:30.340 --> 00:07:33.300
‫ولی می‌تونید خال‌کوبیِ یه اژدها
‫روی بازوش ببینید

100
00:07:33.300 --> 00:07:34.500
‫برک‌ه؟

101
00:07:34.500 --> 00:07:36.100
‫نمی‌دونم، قربان

102
00:07:36.100 --> 00:07:38.580
‫خب، می‌خوام سابقۀ این ناوبان یکم داکرتی رو
‫چک کنید

103
00:07:38.580 --> 00:07:40.900
‫و باید هر اتفاقی که توی فلوریدا افتاده رو
‫بررسی کنیم

104
00:07:40.900 --> 00:07:43.940
‫کسی که برک برای این گشت
‫جایگزینش شده بود کیه؟

105
00:07:43.940 --> 00:07:45.660
‫کسی که پاش شکسته؟

106
00:07:45.660 --> 00:07:48.780
‫ناوبان دوم «جان دیربورن»

107
00:07:48.780 --> 00:07:50.500
‫اون باید توی فلوراید با خدمه بوده باشه

108
00:07:50.500 --> 00:07:52.380
‫- می‌تونم باهاش صحبت کنم
‫- خوبه

109
00:07:52.380 --> 00:07:55.620
‫خوبه، باشه. یک پیغام رمزی
‫به سربازرس سیلوا بده

110
00:07:55.620 --> 00:07:58.420
‫و بریم سراغ دفتر کرودن،

111
00:07:58.420 --> 00:08:01.020
‫ببینیم این مشاور چه حرفی برای گفتن داره

112
00:08:01.020 --> 00:08:03.500
‫خب، متشکرم از همگی. ممنون

113
00:08:08.900 --> 00:08:11.540
‫رئیس، دریابان برنینگ‌ه

114
00:08:11.540 --> 00:08:12.740
‫جواب بده

115
00:08:13.940 --> 00:08:16.300
‫- لانگکر
‫- بزن اخبار 24

116
00:08:19.900 --> 00:08:25.580
‫جسد یک دریانورد در زیردریایی نیروی دریایی سلطنتی
‫ویجیل اعلی‌حضرت پیدا شد،

117
00:08:25.580 --> 00:08:28.780
‫یکی از چهار زیردریاییِ کلاس ونگارد

118
00:08:28.780 --> 00:08:31.980
‫که حاملِ بازدارندۀ هسته‌ای است

119
00:08:31.980 --> 00:08:34.060
‫- این از سمت شماست؟
‫- قطعاً نه

120
00:08:34.060 --> 00:08:35.700
‫شاید خانواده برک باشه؟

121
00:08:35.700 --> 00:08:38.820
‫دربارۀ یک فعال سیاسی مُرده
‫که وارد پایگاه شده هم سؤالاتی داریم

122
00:08:38.820 --> 00:08:41.420
‫اون کار ما نیست.
‫اون از طرف ما نبوده

123
00:08:41.420 --> 00:08:43.580
‫فکر می‌کردم به تفاهم رسیدیم

124
00:08:54.980 --> 00:08:56.900
‫پس جلوی همه مدیر اجراییم رو

125
00:08:56.900 --> 00:08:59.500
‫به‌خاطر قتلی که الان می‌گی نکرده،
‫دستگیر کردی؟

126
00:08:59.500 --> 00:09:02.780
‫پرنتیس هنوزم به‌خاطر ضرب و شتم
‫و اختلال در عدالت گناهکاره

127
00:09:02.780 --> 00:09:05.020
‫والش متهم به حملِ مواد مخدره

128
00:09:05.020 --> 00:09:07.220
‫کاری که هنوز انجام نشده
‫شناساییِ قاتلِ برک‌ه

129
00:09:07.220 --> 00:09:09.540
‫مخصوصاً ازت خواستم که جلوی خدمه‌م

130
00:09:09.540 --> 00:09:10.940
‫از کلمه «قتل» استفاده نکنی

131
00:09:10.940 --> 00:09:13.660
‫همین تازگی یه خاموشی راکتور
‫و تعقیب زیردریایی دشمن رو پشت سر گذاشتیم

132
00:09:13.660 --> 00:09:14.740
‫باید متمرکز بمونن!

133
00:09:14.740 --> 00:09:17.860
‫معاونت دو روز وقتم رو گرفت،
‫که خودشو نجات بده،

134
00:09:17.860 --> 00:09:20.220
‫و هنوز یک آدم بسیار خطرناک بین‌مونه

135
00:09:20.220 --> 00:09:23.020
‫و مدرک کمی برای تحقیقات داریم،
‫پس اگه برای امنیتِ خدمه‌ت

136
00:09:23.020 --> 00:09:26.860
‫ارزش قائلی، پیشنهاد می‌کنم به‌جای
‫کنترل کردنِ من، روی کمک کردن بهم تمرکز کنی

137
00:09:26.860 --> 00:09:28.300
‫تو...

138
00:09:28.300 --> 00:09:30.980
‫- چی؟
‫- قربان، عیب‌یابیِ راکتور رو می‌خواستید

139
00:09:30.980 --> 00:09:32.260
‫هیچی نیست. خطایی وجود نداره

140
00:09:32.260 --> 00:09:34.260
‫پس دوباره بررسی کن

141
00:09:34.260 --> 00:09:35.980
‫- همه‌شون؟
‫- نذار دوباره تکرار کنم

142
00:09:35.980 --> 00:09:37.020
‫بله، قربان

143
00:09:42.700 --> 00:09:43.740
‫خب، حالا چی‌کار کنیم؟

144
00:09:45.300 --> 00:09:47.180
‫ناوبان یکم داکرتی داره
‫روی سم‌ها تحقیق می‌کنه،

145
00:09:47.180 --> 00:09:49.580
‫اما هنوز این سؤال وجود داره که
‫چطور کسی مواد رو تجویز و تزریق کرده

146
00:09:49.580 --> 00:09:52.020
‫خب، شما سوار یه کشتی با 140 مهندس

147
00:09:52.020 --> 00:09:53.580
‫و تکنسین بسیار ماهر هستی

148
00:09:53.580 --> 00:09:57.460
‫اگه می‌پرسی کی قادر به این کاره،
‫باید بگم هرکسی

149
00:09:57.460 --> 00:09:58.740
‫باشه، ببین

150
00:09:58.740 --> 00:10:02.340
‫می‌دونیم برک آخرین باری که
‫توی غذاخوری بود غذایی نخورد

151
00:10:02.340 --> 00:10:04.700
‫البته نمی‌دونیم سم چقدر سریع اثر گذاشته،

152
00:10:04.700 --> 00:10:07.300
‫- پس با زمان محدودم...
‫- سه هفته وقت داری

153
00:10:07.300 --> 00:10:09.540
‫چی؟

154
00:10:09.540 --> 00:10:11.980
‫موندت با ما بیشتر شده

155
00:10:13.220 --> 00:10:14.620
‫از مافوق‌هامون دستور داده شده

156
00:10:18.660 --> 00:10:19.940
‫نمی‌تونم

157
00:10:22.300 --> 00:10:23.900
‫براش آمادگی ندارم

158
00:10:23.900 --> 00:10:25.380
‫این‌ها دستورات ما هستن

159
00:10:28.860 --> 00:10:30.620
‫می‌بخشید

160
00:10:32.500 --> 00:10:33.940
‫ببخشید

161
00:10:34.940 --> 00:10:36.060
‫لعنتی!

162
00:10:48.700 --> 00:10:49.980
‫لعنتی

163
00:11:06.100 --> 00:11:07.420
‫پیداش کردم!

164
00:11:09.660 --> 00:11:11.580
‫من می‌خوام پیشت بمونم

165
00:11:11.580 --> 00:11:13.140
‫می‌دونم، عزیزم

166
00:11:13.140 --> 00:11:16.780
‫منم همینو می‌خوام،
‫اما تصمیمش با من نیست،

167
00:11:16.780 --> 00:11:20.180
‫و اونا پدربزرگ و مادربزرگت هستن، پس...

168
00:11:22.620 --> 00:11:24.220
‫بازم همدیگه رو می‌بینیم

169
00:11:25.300 --> 00:11:26.660
‫تو دیگه منو دوست نداری

170
00:11:28.460 --> 00:11:30.300
‫وای خدا، اصلاً این‌طور نیست

171
00:11:30.300 --> 00:11:31.580
‫بیا اینجا

172
00:11:34.740 --> 00:11:38.620
‫تا آخر عمر کنارت می‌مونم

173
00:11:40.580 --> 00:11:41.740
‫قول می‌دم

174
00:11:59.220 --> 00:12:01.340
‫آینده شغلیِ والش تموم شد

175
00:12:01.340 --> 00:12:04.380
‫- متوجه که هستی، نه؟
‫- تصمیمش با من نیست

176
00:12:04.380 --> 00:12:06.420
‫اون بچگی سختی داشته

177
00:12:06.420 --> 00:12:09.260
‫زخم‌های روی دستش رو دیدی؟
‫باباش سیگارشو با دست اون خاموش می‌کرد

178
00:12:09.260 --> 00:12:11.700
‫- متأسفم که می‌شنوم...
‫- اونجا هیچ آینده‌ای نداره

179
00:12:11.700 --> 00:12:14.380
‫- تو زندگی دوست‌مون رو نابود کردی
‫- با خودش مواد آورده به زیردریایی سلطنتی

180
00:12:14.380 --> 00:12:17.140
‫تا برای یه خدمه پاپوشِ حملِ مواد درست کنه.
‫اینا جرمن،

181
00:12:17.140 --> 00:12:20.020
‫و این شغل منه که رسیدگی کنم.
‫مسئله شخصی که نیست

182
00:12:24.060 --> 00:12:26.420
‫برک هم به یه کارایی مشغول بود.
‫می‌دونستی؟

183
00:12:27.620 --> 00:12:28.780
‫چه کارایی؟

184
00:12:30.700 --> 00:12:33.060
‫ببین، هرچی زودتر به جواب برسم،
‫زودترم می‌تونم شماها رو

185
00:12:33.060 --> 00:12:35.300
‫به حال خودتون بذارم. معامله برد-برده، نه؟

186
00:12:38.140 --> 00:12:39.620
‫برای گری چه کاری از دستت برمیاد؟

187
00:12:39.620 --> 00:12:41.140
‫می‌گیم همکاری کرده

188
00:12:42.620 --> 00:12:45.460
‫اگه کار به دادگاه بکشه،
قاضی اینو در نظر می‌گیره

189
00:12:49.300 --> 00:12:51.100
‫برک یه لیست گندکاری داشت

190
00:12:51.100 --> 00:12:54.260
‫چند هفته پیش بهم گفت
‫دربارۀ همه‌مون پرونده داره

191
00:12:55.820 --> 00:12:57.900
‫خب، تو چی‌کار کردی؟

192
00:12:57.900 --> 00:13:00.500
‫کاری که باید می‌کردم

193
00:13:00.500 --> 00:13:02.380
‫یه‌راست به افسر فرمانده گفتم

194
00:13:03.300 --> 00:13:04.460
‫به نیوسام؟

195
00:13:05.500 --> 00:13:07.420
‫کارآگاه سیلوا، پیام

196
00:13:07.420 --> 00:13:09.820
‫سه‌تا توی سه روز. خیلی معروفی

197
00:13:09.820 --> 00:13:11.180
‫جدی؟

198
00:13:20.180 --> 00:13:22.460
‫«دوست‌دختر برک دیشب کشته شد

199
00:13:22.460 --> 00:13:23.780
‫«هنوز مظنونی نداریم»

200
00:13:23.780 --> 00:13:26.300
‫- لعنتی!
‫- «به ماجرای فلوریدا نگاه بنداز

201
00:13:26.300 --> 00:13:28.660
‫«برک ماهیگیری رفته، یه صید خوب کرده

202
00:13:30.020 --> 00:13:32.420
‫«برک یه عکس از دکتر و یکی دیگه رو داشت

203
00:13:32.420 --> 00:13:35.300
‫«تصویرش ضعیفه ولی کتاب موردعلاقه‌م رو داره

204
00:13:37.020 --> 00:13:39.260
‫«امیدوارم برات مفهوم باشه

205
00:13:39.260 --> 00:13:41.420
‫«کت سراغت رو می‌گیره

206
00:13:41.420 --> 00:13:43.060
‫«امیدواره که حالت خوب باشه

207
00:13:43.060 --> 00:13:44.540
‫«منم همین‌طور»

208
00:13:46.700 --> 00:13:50.220
‫ببینید، انکار نمی‌کنم که این منطقه
‫متکی به قراردادهای نیروی دریاییه،

209
00:13:50.220 --> 00:13:53.060
‫اما در نظر بگیرید با ده‌ها میلیاردی که
‫با کنار گذاشتنِ موشک ترایدنت آزاد می‌شه

210
00:13:53.060 --> 00:13:54.420
‫چه کارهایی می‌تونیم بکنیم

211
00:13:54.420 --> 00:13:56.700
‫این پول برای سرمایه‌گذاری مجدد در این جامعه

212
00:13:56.700 --> 00:13:59.620
‫و جوامع کاری هست
‫درست مثل سراسر کشور

213
00:13:59.620 --> 00:14:00.860
‫ادامه بده، کلیر

214
00:14:00.860 --> 00:14:06.340
‫پاسخی به گزارشات مبنی بر مرگ
‫دریانوردی که در ویجیل اعلی‌حضرت مُرده دارید؟

215
00:14:06.340 --> 00:14:09.300
‫به احترامِ خانوادۀ یک مرد جوان،
‫خیلی کوتاه می‌گم،

216
00:14:09.300 --> 00:14:12.620
‫اما اینو می‌گم که سکوت نیروی دریایی
‫در این مورد نگران‌کننده‌ست

217
00:14:12.620 --> 00:14:14.820
‫و این موضوع رو با نخست‌وزیر
‫درمیون خواهم گذاشت

218
00:14:14.820 --> 00:14:16.660
‫بله؟

219
00:14:16.660 --> 00:14:17.940
‫پس پیدامون کردی؟

220
00:14:17.940 --> 00:14:20.380
‫آقای هیل! ممنون که برای ملاقات با من
‫وقت گذاشتین

221
00:14:20.380 --> 00:14:23.580
‫آره، ببخشید در تکاپوییم،
‫می‌دونی با نزدیک شدنِ انتخابات سرمون شلوغ شده

222
00:14:23.580 --> 00:14:26.620
‫دفتر گفت یه سؤالاتی دربارۀ
یک فعال سیاسی داشتید؟

223
00:14:26.620 --> 00:14:29.180
‫آره، جید آنتونیاک

224
00:14:29.180 --> 00:14:31.180
‫دیروز موقع سوار شدن توی ماشین شما

225
00:14:31.180 --> 00:14:32.860
‫در کلانتری کرک‌موث دیده شده

226
00:14:32.860 --> 00:14:34.700
‫درسته، آره، یه لطف بود

227
00:14:35.940 --> 00:14:38.500
‫چرا به خانم آنتونیاک لطف می‌کردین؟

228
00:14:38.500 --> 00:14:40.660
‫خیلی کم می‌شناختمش

229
00:14:40.660 --> 00:14:43.260
‫دوستان دیگه‌ای توی کمپ صلح داریم،
‫به‌خاطر اونا بود

230
00:14:43.260 --> 00:14:46.700
‫- فعال‌های سیاسی بیشتر محتاط عمل می‌کنن، نه؟
‫- گفتید «می‌شناختمش»

231
00:14:46.700 --> 00:14:48.540
‫خب؟

232
00:14:48.540 --> 00:14:50.060
‫من که بهتون نگفتم اون مُرده

233
00:14:52.460 --> 00:14:55.380
‫ما دوستان زیادی توی کمپ صلح داریم

234
00:14:57.820 --> 00:15:00.100
‫دیشب طرفای ساعت نُه شب کجا بودید،

235
00:15:00.100 --> 00:15:01.340
‫اگه اشکال نداره که بپرسم؟

236
00:15:01.340 --> 00:15:04.700
‫جشن تولد 30 سالگی دوست‌دخترم بودم

237
00:15:04.700 --> 00:15:06.900
‫«کرون و ثورن»، آره

238
00:15:06.900 --> 00:15:11.220
‫تقریباً ساعت 3 صبح رسیدم خونه.
‫محض رضای خدا به رئیسم نگی!

239
00:15:12.580 --> 00:15:14.820
‫- باید چک کنم
‫- آره، هرکار دوست داری بکن

240
00:15:14.820 --> 00:15:17.340
‫ببین، ما دوتا دیگه از اینا قبل ناهار داریم...

241
00:15:17.340 --> 00:15:19.800
‫...پس واقعاً نمی‌شه بقیه رو منتظر بذارم

242
00:15:19.824 --> 00:15:21.824
[ جان دیربورن ]

243
00:15:22.380 --> 00:15:24.700
‫ازتون می‌خوام امروز عصر به پاسگاه بیاید

244
00:15:24.700 --> 00:15:26.740
‫چندتا سؤال دیگه ازتون دارم

245
00:15:26.740 --> 00:15:30.700
‫- درخواست می‌کنید یا می‌گید؟
‫- 2 عصر چطوره؟

246
00:15:33.620 --> 00:15:34.820
‫حتما

247
00:15:34.820 --> 00:15:38.380
‫خیلی ممنون، بچه‌ها. برای امروز دیگه کافیه...

248
00:15:39.880 --> 00:15:47.880
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

249
00:15:59.580 --> 00:16:02.260
‫میای؟ یادبود برک

250
00:16:02.260 --> 00:16:04.820
‫هرکس که سر پست نیست
‫باید اونجا باشه

251
00:16:04.820 --> 00:16:06.900
‫فکر نکنم کسی منو بخواد، نه؟

252
00:16:06.900 --> 00:16:09.500
‫امم...

253
00:16:09.500 --> 00:16:12.700
‫ما همه کنارت هستیم.
‫می‌دونی که، مگه نه؟

254
00:16:12.700 --> 00:16:14.740
‫دوستم داری، هم‌خدمتی؟

255
00:16:16.140 --> 00:16:17.420
‫عوضی!

256
00:16:24.500 --> 00:16:27.300
‫♪ ای روح‌القدس! ♪

257
00:16:27.300 --> 00:16:30.060
‫♪ که بر آب‌های تاریک و طغیانگر ♪

258
00:16:30.060 --> 00:16:36.180
‫♪ به فکر فرو رفتی ♪

259
00:16:37.340 --> 00:16:43.660
‫♪ و برای سرکوبِ طغیانشان تلاش کردی ♪

260
00:16:43.660 --> 00:16:50.980
‫♪ و برای آشفتگیِ وحشی، آرامش به ارمغان آوردی ♪

261
00:16:50.980 --> 00:16:57.940
‫♪ اوه، هنگامی که به سویت فریاد می‌زنیم ♪

262
00:16:57.940 --> 00:17:05.380
‫♪ برای کسانی که در دریا در خطرند، صدای ما را بشنو ♪

263
00:17:10.340 --> 00:17:13.060
‫کریگ یک نیروی طبیعی بود

264
00:17:14.460 --> 00:17:15.740
‫اینو همه قبول داریم

265
00:17:16.900 --> 00:17:19.500
‫اون پرشور و بااستعداد بود

266
00:17:20.580 --> 00:17:24.580
‫می‌دونم این یه گشت سختی بوده،

267
00:17:24.580 --> 00:17:28.380
‫اما ما امروز اینجا جمع شدیم
‫تا برای یک عضو ارزشمندمون

268
00:17:28.380 --> 00:17:29.940
‫وداعی که لایقشه رو به عمل بیاریم

269
00:17:33.020 --> 00:17:34.060
‫قربان

270
00:17:39.020 --> 00:17:42.020
‫همون‌طور که خیلی از شما خواهید فهمید،
‫چند ساعت پیش،

271
00:17:42.020 --> 00:17:45.340
‫دو نفر از خدمۀ ما به‌دلیل
‫قانون‌شکنی جدی بازداشت شدن

272
00:17:46.940 --> 00:17:50.700
‫می‌خوام شفاف‌سازی کنم که اون بازداشت‌ها

273
00:17:50.700 --> 00:17:52.260
‫به مرگ کریگ برک هیچ ربطی نداشتن

274
00:17:52.260 --> 00:17:55.660
‫این تحقیقات در حال انجامه،
‫و از ادامه همکاری شما

275
00:17:55.660 --> 00:17:57.580
‫بسیار قدردانی می‌شه

276
00:17:57.580 --> 00:18:02.820
‫ما، همون‌طور که در آغاز گشت،
‫یک خدمه حرفه‌ای هستیم

277
00:18:02.820 --> 00:18:09.900
‫متعهد به مأموریت، به همدیگه،
‫در جهت حفظِ امنیت بریتانیا

278
00:18:13.060 --> 00:18:15.100
‫این وظیفه همچنان از همه مهم‌تره

279
00:18:18.660 --> 00:18:20.100
‫حالا یک قرائت داریم

280
00:18:22.540 --> 00:18:25.100
‫نشانه 16. آیه 40

281
00:18:25.100 --> 00:18:29.300
‫و هنگامی که روز عید گذشته بود،
‫مریم مجدلیه،

282
00:18:29.300 --> 00:18:32.180
‫و مریم، و سالومه...

283
00:18:32.180 --> 00:18:36.220
‫...ادویه خریدند تا بتوانند بر بدن عیسی
‫تدهین کنند

284
00:18:36.220 --> 00:18:40.580
‫صبح اول وقت در اولین روز هفته،
‫درست بعد از طلوع آفتاب،

285
00:18:40.580 --> 00:18:44.300
‫در راه آرامگاه بودند و از یکدیگر پرسیدند،

286
00:18:44.300 --> 00:18:49.020
‫«چه کسی سنگ را از ورودی آرامگاه
«کنار می‌زند؟

287
00:18:54.540 --> 00:18:57.940
‫مامانی، من می‌خوام پیشت بمونم.
‫مامان، لطفا

288
00:18:57.940 --> 00:19:01.420
‫می‌خوام پیشت بمونم، مامانی

289
00:19:01.420 --> 00:19:03.780
‫مامانی! مامانی!

290
00:19:16.540 --> 00:19:20.180
‫وقتی وارد آرامگاه شدند، مردی جوان را
‫دیدند که ردای سفیدی بر تن داشت...

291
00:19:22.020 --> 00:19:23.940
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

292
00:19:30.860 --> 00:19:32.900
‫سرآشپزتون ناراحت به‌نظر میاد

293
00:19:32.900 --> 00:19:36.300
‫جکی، آره، خیلی براش سخت بوده

294
00:19:37.380 --> 00:19:39.820
‫پسرش اخیراً تو وضعیت بدی بوده

295
00:19:40.860 --> 00:19:43.220
‫- ناوبان یکم داکرتی چی؟
‫- اون چی؟

296
00:19:46.380 --> 00:19:48.340
‫رابطه‌ش با برک چه‌جوری بود؟

297
00:19:48.340 --> 00:19:51.220
‫اوه، می‌شه پنج دقیقه بس کنی؟

298
00:19:51.220 --> 00:19:53.020
‫وسط مراسم یادبودیم

299
00:20:12.740 --> 00:20:14.780
‫ناوبان دوم دیربورن

300
00:20:16.540 --> 00:20:18.700
‫چطوره؟

301
00:20:18.700 --> 00:20:20.260
‫- قوزک پام؟
‫- هوم

302
00:20:20.260 --> 00:20:23.060
‫زیاد مهم نیست.
‫بیشتر حوصله‌م سرمی‌ره

303
00:20:24.260 --> 00:20:25.780
‫شاید بهتره برم کلاس بافندگی

304
00:20:28.980 --> 00:20:31.620
‫می‌خواستم دربارۀ بندر هیورز باهات صحبت کنم

305
00:20:31.620 --> 00:20:33.180
‫جدی؟

306
00:20:33.180 --> 00:20:36.100
‫جشن و این‌چیزا. تو اونجا بودی

307
00:20:37.500 --> 00:20:41.300
‫نچ. من رفتم «تمپا».
‫خواهرم اونجا زندگی می‌کنه

308
00:20:41.300 --> 00:20:43.380
‫ولی حتما از افراد دیگۀ خدمه شنیدی؟

309
00:20:43.380 --> 00:20:45.820
‫تو ساحل می‌دوئیدیم، جفتک می‌نداختیم

310
00:20:45.820 --> 00:20:48.660
‫وقتی چند هفته توی دریا گیر بیفتی،
‫از این اتفاقا می‌افته

311
00:20:48.660 --> 00:20:49.980
‫برک چطور؟

312
00:20:49.980 --> 00:20:52.420
‫برک مست بود و
‫خوابگاهش رو به هم ریخته بود،

313
00:20:52.420 --> 00:20:54.620
‫می‌گفت یه نفر از افراد خدمه
‫چیزخورش (الکل یا مواد) کرده بود

314
00:20:54.620 --> 00:20:56.700
‫- کی باید بخواد چیزخورش کنه؟
‫- حدس بزن!

315
00:20:57.940 --> 00:21:01.580
‫گوش کن، ما همه باید تست شاش می‌دادیم،
‫نتیجۀ همه‌مونم منفی بود

316
00:21:02.940 --> 00:21:05.740
‫اون فقط سعی می‌کرد کارش رو
‫گردن یکی دیگه بندازه، نه؟

317
00:21:05.740 --> 00:21:07.980
‫- نیروی دریایی حرفشو باور کرد؟
‫- نه

318
00:21:07.980 --> 00:21:11.180
‫و با خسارتی که وارد کرد
‫از کشتی انداختنش بیرون،

319
00:21:11.180 --> 00:21:13.300
‫و شانسِ ترفیع گرفتنش رو از دست داد

320
00:21:14.540 --> 00:21:17.780
‫فقط به‌خاطر این بود که گذاشتن برگرده

321
00:21:17.780 --> 00:21:20.100
‫و فکر می‌کنی توی بندر هیورز
‫چه اتفاقی افتاده؟

322
00:21:22.820 --> 00:21:26.220
‫همون‌طور که گفتم، نتیجۀ تمام
آزمایش‌های ادرار منفی دراومد

323
00:21:26.220 --> 00:21:29.060
‫نه، ببین، جان، سؤالم این نبود

324
00:21:31.300 --> 00:21:33.100
‫اون‌موقع اونجا نبودم

325
00:21:33.100 --> 00:21:35.740
‫هر نظری که دربار‌ه‌ش داری،

326
00:21:35.740 --> 00:21:38.180
‫خانواده کریگ برک عزادارن

327
00:21:39.380 --> 00:21:42.060
‫و حالا هم یه زن جوون کشته شده،

328
00:21:42.060 --> 00:21:43.460
‫که ما فکر می‌کنیم به هم مربوطه

329
00:21:43.460 --> 00:21:48.140
‫و معتقدم اگه مردم قبلاً باهامون
‫صحبت می‌کردن، شاید زنده می‌موند

330
00:21:50.420 --> 00:21:52.300
‫اون 24 سالش بود

331
00:21:58.860 --> 00:22:02.260
‫هرگز نباید بفهمن این حرفو من زدم

332
00:22:06.860 --> 00:22:08.220
‫«دیویس» رو نگاه بنداز

333
00:22:08.220 --> 00:22:10.140
‫دیویس یه مشکلی داشت

334
00:22:10.140 --> 00:22:12.620
‫- دیویس رو نمی‌شناسم. از افراد خدمه‌ست؟
‫- من نمی‌تونم

335
00:22:12.620 --> 00:22:14.420
‫- لطفا، فقط همینو بهم بگو
‫- نمی‌تونم!

336
00:22:17.180 --> 00:22:20.540
‫باید برم، شرمنده

337
00:22:30.220 --> 00:22:31.940
‫الان می‌خواستم بهت زنگ بزنم

338
00:22:31.940 --> 00:22:34.540
‫توی لیست خدمۀ ویجیل
‫شخصی به نام دیویس هست؟

339
00:22:34.540 --> 00:22:35.820
‫صبر کن

340
00:22:39.860 --> 00:22:41.980
‫دیویس نیست. در چه مورده؟

341
00:22:41.980 --> 00:22:43.100
‫فلوریدا

342
00:22:43.100 --> 00:22:45.220
‫ممکنه عضو سابق ویجیل باشه

343
00:22:45.220 --> 00:22:48.620
‫- پرسنلِ نیروی دریایی آمریکا توی بندر هیورز رو هم چک کن
‫- باشه

344
00:22:48.620 --> 00:22:52.020
‫اوه، و موی آزمایش موادِ برک...

345
00:22:52.020 --> 00:22:53.500
‫مطمئنم مال خودش بوده

346
00:22:53.500 --> 00:22:55.300
‫سعی کرده ثابت کنه که چیزخورش کردن

347
00:22:55.300 --> 00:22:56.700
‫لعنتی

348
00:22:56.700 --> 00:23:01.420
‫خبر دیگه، حساب بانکی و
‫تاریخچۀ تماسِ جید رسید

349
00:23:01.420 --> 00:23:04.340
‫یه شرکت سهامی ماهی هزار پوند
‫به حسابش پول می‌زدن

350
00:23:04.340 --> 00:23:07.900
‫به اسم «سهام انزل».
‫بررسیش کردم،

351
00:23:07.900 --> 00:23:10.220
‫و عمراً حدس بزنی رئیسش کیه

352
00:23:10.220 --> 00:23:13.900
‫- کی؟
‫- همونی که صبح باهاش حرف زدی، مارک هیل

353
00:23:17.140 --> 00:23:19.580
‫تاریخچه تماسش چی؟
‫دیشب تماسی داشته؟

354
00:23:19.580 --> 00:23:22.860
‫نه، حق با تو بود، حتماً از یک
اپلیکیشن رمزدار استفاده کرده

355
00:23:22.860 --> 00:23:25.140
‫اما عقب‌تر رو نگاه کردم،

356
00:23:25.140 --> 00:23:27.100
‫و اونجا بود که اوضاع جالب شد

357
00:23:27.100 --> 00:23:28.380
‫توی سال گذشته،

358
00:23:28.380 --> 00:23:31.180
‫یه الگو از تماس‌های شبانه
‫با یک شماره وجود داره

359
00:23:32.340 --> 00:23:33.740
‫هیل؟

360
00:23:33.740 --> 00:23:35.060
‫نچ

361
00:23:35.060 --> 00:23:37.540
‫رئیسش، عضو پارلمان پاتریک کرودن

362
00:23:37.540 --> 00:23:40.660
‫اگه علاقه داری،
‫الان توی «سیتی چمبرز»ه

363
00:23:40.660 --> 00:23:41.980
‫باشه، دارم می‌رم

364
00:24:01.100 --> 00:24:03.540
‫فکر نکنم چیز بیشتری برای گفتن داشته باشم

365
00:24:05.940 --> 00:24:08.860
‫دربارۀ اینکه برک مسموم شده بهت چیزی گفتن؟

366
00:24:11.420 --> 00:24:14.940
‫خب، چندتا سؤال دارم. ممنون می‌شم
‫بتونی جواب بدی

367
00:24:14.940 --> 00:24:17.940
‫اگه همکاری کنی، توی گزارشم ذکر می‌کنم

368
00:24:17.940 --> 00:24:19.060
‫بهت کمک می‌کنه

369
00:24:20.820 --> 00:24:22.420
‫تو همه‌چی رو از دست ندادی، مارک

370
00:24:22.420 --> 00:24:27.260
‫دریابان پرنتیس. هنوز اخراج نشدم

371
00:24:27.260 --> 00:24:29.220
‫خب، شاید کار به اونجا نکشه

372
00:24:29.220 --> 00:24:31.380
‫آره، درسته!

373
00:24:36.980 --> 00:24:39.500
‫بدترین اتفاقِ این وضعیت برای تو چی بوده؟

374
00:24:47.380 --> 00:24:49.420
‫اینکه خدمه‌م رو ناامید کردم

375
00:24:51.060 --> 00:24:52.500
‫ویجیل به یه مدیر اجرایی قوی نیاز داره

376
00:24:52.500 --> 00:24:54.860
‫اصلاً برای همین اداره نیروی دریایی
‫در وهلۀ اول منو اینجا فرستاد

377
00:24:54.860 --> 00:25:00.700
‫یعنی، نیوسام شایستگی‌هایی داره
‫اما نظم و انضباط بدجور اُفت کرده

378
00:25:00.700 --> 00:25:02.700
‫این به ماجرای فلوریدا ربط داره؟

379
00:25:02.700 --> 00:25:04.780
‫آره، بندر هیورز، پارسال

380
00:25:04.780 --> 00:25:07.380
‫کشتی برای سرویس موشک رفته بود

381
00:25:07.380 --> 00:25:10.780
‫خدمه رفتن بیرون، اوضاع از کنترل خارج شد

382
00:25:10.780 --> 00:25:13.900
‫- الکل، دعوا توی خیابون
‫- و مواد؟

383
00:25:16.660 --> 00:25:19.420
‫برک اونجا برای نیروی دریایی دردسرساز شد

384
00:25:19.420 --> 00:25:21.940
‫مدام پافشاری می‌کرد که چیزخورش کردن،
‫که با نتایج آزمایش رسمی مواد

385
00:25:21.940 --> 00:25:24.180
‫اختلاف آشکاری ایجاد کرد

386
00:25:24.180 --> 00:25:26.420
‫به این معنی که نیروی دریایی
‫توی یافته‌های اونا دست برده بوده

387
00:25:26.420 --> 00:25:29.060
‫بعید می‌دونم اداره نیروی دریایی
‫چنین چیزی رو مخفی کرده باشه

388
00:25:29.060 --> 00:25:32.340
‫این احتمالش بیشتره که
...نمونه‌های اصلیِ ادرار

389
00:25:33.500 --> 00:25:34.860
‫...دستکاری شده باشه

390
00:25:37.660 --> 00:25:39.060
‫این آزمایش‌ها چطوری انجام می‌شه؟

391
00:25:40.100 --> 00:25:44.020
‫توی پایگاه، یه...
‫خب، پروتکل سختی داره

392
00:25:44.020 --> 00:25:45.980
‫نمی‌دونم خارج از کشور
‫چطور انجامش می‌دن

393
00:25:45.980 --> 00:25:47.780
‫دکتر احتمالاً نظارت داشته

394
00:25:48.980 --> 00:25:52.060
‫- ناوبان یکم داکرتی؟
‫- آره. باید از اون بپرسی

395
00:25:52.060 --> 00:25:55.540
‫خب چرا نیروی دریایی ادعاهای برک رو
‫جدی نگرفت؟

396
00:25:56.620 --> 00:25:57.900
‫- نمی‌دونم
‫- فقط...

397
00:25:59.900 --> 00:26:03.540
‫...می‌خوام ببینم چرا باید خواسته باشن
‫از موشکافیِ بیشتر اجتناب کنن

398
00:26:05.500 --> 00:26:09.180
‫توی اون دوره اتفاق دیگه‌ای
‫توی ویجیل نیفتاده بود؟

399
00:26:09.180 --> 00:26:12.100
‫خب، اگرم افتاده باشه، فرمانده هرگز
‫این اطلاعات رو با من درمیون نمی‌ذاره

400
00:26:13.500 --> 00:26:16.660
‫و قطعاً رسوایی بیشتر نمی‌خوایم

401
00:26:22.820 --> 00:26:24.860
‫واقعاً ممنونم

402
00:26:24.860 --> 00:26:26.020
‫آره

403
00:26:26.020 --> 00:26:29.140
‫خب، تو سعی داری خدمه رو
‫در امان نگه داری، و...

404
00:26:31.420 --> 00:26:33.060
‫...خب، مهم هم همینه

405
00:26:41.460 --> 00:26:44.060
‫اجازۀ رفتن به اونجا رو داری؟

406
00:26:44.060 --> 00:26:46.580
‫پرنتیس قراره توی دادگاه نظامی محاکمه بشه

407
00:26:46.580 --> 00:26:49.060
‫بدون همراه نباید باهاش ملاقات داشته باشی

408
00:26:55.020 --> 00:26:56.980
‫- ایمی؟
‫- تو باهام روراستی؟

409
00:26:56.980 --> 00:26:58.820
‫باهات روراستم؟ در چه مورد؟

410
00:26:58.820 --> 00:27:00.540
‫برک داشته اطلاعات جمع می‌کرده

411
00:27:00.540 --> 00:27:03.020
‫کیرلی بهم گفت اینو به نیوسام اطلاع داده.
‫در این مورد چیزی می‌دونستی؟

412
00:27:03.020 --> 00:27:05.740
‫محض رضای خدا! نیوسام حتما بهش گفته
‫این شایعات رو تمومش کنه

413
00:27:05.740 --> 00:27:07.220
‫در واقع، اصلاً شک دارم
برک همچین کاری کرده باشه

414
00:27:07.220 --> 00:27:09.460
‫احتمالاً فقط خواسته کیرلی رو کفری کنه

415
00:27:09.460 --> 00:27:11.220
‫و آزمایش‌های مواد مخدرِ بندر هیورز؟

416
00:27:11.220 --> 00:27:13.780
‫آره، خب، بیشتر خدمه وقتی
‫نتیجۀ آزمایش‌ها منفی دراومد

417
00:27:13.780 --> 00:27:16.140
‫- خیالشون راحت شد
‫- ولی برک نه

418
00:27:16.140 --> 00:27:18.100
‫اون گفت چیزخورش کردن

419
00:27:18.100 --> 00:27:19.940
‫تو اینو می‌دونستی

420
00:27:19.940 --> 00:27:21.660
‫و چیزی بهم نگفتی

421
00:27:21.660 --> 00:27:23.620
‫فکر نمی‌کردم ربطی داشته باشه

422
00:27:23.620 --> 00:27:25.500
‫برک یک لیست کامل از
‫نارضایتی‌های جزئی داشت

423
00:27:25.500 --> 00:27:27.620
‫باعث نمی‌شه همه‌شون واقعی باشن

424
00:27:27.620 --> 00:27:29.100
‫ببین، من کمکت کردم

425
00:27:29.100 --> 00:27:30.940
‫خودمو به زمین و آسمون زدم برات

426
00:27:30.940 --> 00:27:32.900
‫می‌فهمم که با اینجا کنار نمیای

427
00:27:32.900 --> 00:27:34.340
‫اما من دشمن نیستم

428
00:27:35.580 --> 00:27:37.740
‫باشه، بفرما. سؤال کن ازم.
‫هر سؤالی داری بپرس. بهت جواب می‌دم

429
00:27:37.740 --> 00:27:41.100
‫- ناوبان یکم داکرتی توی انجامِ آزمایش‌های مواد دخیل بود؟
‫- بله

430
00:27:41.100 --> 00:27:43.700
‫چیز دیگه‌ای هست که فکر کنی
‫باید درباره‌ش بدونم؟

431
00:27:43.700 --> 00:27:45.460
‫مثل چی، مثلاً؟

432
00:27:49.060 --> 00:27:52.220
‫یه پیغام از همکارام توی خشکی
‫دریافت کردم

433
00:27:54.340 --> 00:27:57.180
‫دوست‌دختر کریگ برک دیروز به قتل رسید

434
00:27:57.180 --> 00:28:00.380
‫- چی؟
‫- اینم می‌دونم که برک یه عکس غیرمجاز

435
00:28:00.380 --> 00:28:01.900
‫از داکرتی همراه یه نفر داشته

436
00:28:03.260 --> 00:28:06.300
‫- کی؟
‫- نمی‌دونم، نمی‌تونم پیام همکارم رو رمزگشایی کنم

437
00:28:06.300 --> 00:28:09.380
‫اما داکرتی به داروهای موجود توی کشتی
‫دسترسی داره

438
00:28:09.380 --> 00:28:10.700
‫استفاده ازشون رو بلده

439
00:28:10.700 --> 00:28:13.460
‫بهمون گفت که برای سردردِ برک
‫بهش یه مُسکن داده

440
00:28:13.460 --> 00:28:16.220
‫و الانم تو اضافه کردی توی آزمایش‌های مواد فلوریدا
‫دست داشته

441
00:28:16.220 --> 00:28:19.140
‫اون وسایل، انگیزه و
فرصتِ کشتنِ برک رو داشته

442
00:28:19.140 --> 00:28:21.540
‫باید باهاش صحبت کنم همین الان

443
00:28:31.300 --> 00:28:32.380
‫بله، بیا تو

444
00:28:34.140 --> 00:28:36.100
‫قطعات محلِ غرق شدن رو بررسی کردیم، قربان

445
00:28:36.100 --> 00:28:38.140
‫- خب
‫- مهندسین متفق‌القول هستن

446
00:28:38.140 --> 00:28:39.620
‫و؟

447
00:28:39.620 --> 00:28:41.260
‫روس‌ها نبودن

448
00:28:43.180 --> 00:28:45.860
‫- پس هیچ‌گونه جسمی نبوده؟
‫- نه، قربان

449
00:28:45.860 --> 00:28:49.860
‫تمام باندها، فرکانس‌ها رو
‫روی تمام سونارها چک کردم. هنوز هیچی

450
00:28:49.860 --> 00:28:51.460
‫چقدر می‌شه؟

451
00:28:51.460 --> 00:28:52.820
‫پنج روز شده

452
00:28:52.820 --> 00:28:54.940
‫هیچ وسیلۀ ضدزیردریایی نیست. قربان

453
00:28:54.940 --> 00:28:57.620
‫تا جایی که می‌دونیم، کسی تعقیب‌مون نمی‌کنه

454
00:28:59.020 --> 00:29:00.180
‫قربان؟

455
00:29:01.260 --> 00:29:04.020
‫- از اینجا برو بیرون
‫- قربان، باید باهاتون حرف بزنم

456
00:29:04.020 --> 00:29:05.100
‫ادامه بدید

457
00:29:13.860 --> 00:29:16.260
‫قربان، هنوزم قراره اخراج بشم؟

458
00:29:16.260 --> 00:29:18.100
‫حالا که می‌دونید من موادها رو جاساز نکردم؟

459
00:29:18.100 --> 00:29:20.940
‫بازم با خودت هروئین آوردی، مگه نه؟
‫این تغییری کرده؟

460
00:29:20.940 --> 00:29:23.540
‫ولی اتفاقی که توی بندر هیورز افتاد، قربان، اون...

461
00:29:23.540 --> 00:29:24.900
‫داری تهدیدم می‌کنی؟

462
00:29:27.220 --> 00:29:31.060
‫- نه، قربان
‫- دهنت رو ببند، وگرنه کمترین مشکلت می‌شه اخراج

463
00:29:32.780 --> 00:29:33.940
‫مرخصی

464
00:29:35.980 --> 00:29:37.380
‫مرخصی

465
00:29:43.140 --> 00:29:44.700
‫اون نسخه چاپی رو نشونم بده

466
00:29:59.140 --> 00:30:02.020
‫دریاسالار شاو. به محض اینکه
‫پیام‌تون رو گرفتیم اومدیم

467
00:30:02.020 --> 00:30:05.740
‫«جِی کوهلی»، ام‌آی5.
و ایشون «لورا مایکلز» هستن

468
00:30:05.740 --> 00:30:08.820
‫تا جایی که اطلاع دارم، ما با آمریکا
‫در جنگ نیستیم. درسته؟

469
00:30:10.100 --> 00:30:12.300
‫در جنگ نیستیم، قربان، نه

470
00:30:12.300 --> 00:30:14.380
‫پس شاید ام‌آی5 بتونه بهم توضیح بده

471
00:30:14.380 --> 00:30:17.500
‫چرا یه زیردریاییِ کلاس لس‌آنجلس
‫چهار روز پیش یک کرجی ماهیگیری رو

472
00:30:17.500 --> 00:30:20.900
‫به زیر آب کشیده، در حالی که به‌طور مخفیانه
‫ویجیل اعلی‌حضرت رو تعقیب می‌کرده؟

473
00:30:20.900 --> 00:30:23.940
‫چون واقع‌بینانه، این یه اقدام
خصمانۀ حیرت‌آور

474
00:30:23.940 --> 00:30:25.580
‫از سوی یک متحد فرضی‌ه

475
00:30:26.900 --> 00:30:29.220
‫- سریعاً با پنتاگون صحبت می‌کنیم
‫- حتماً بکنید

476
00:30:29.220 --> 00:30:32.460
‫و وقتی اونجایید، اینم بپرسید
‫چرا ما باید غواص می‌فرستادیم

477
00:30:32.460 --> 00:30:34.420
‫تا این اطلاعات کوفتی رو کشف کنه!

478
00:30:34.420 --> 00:30:37.060
‫فکر کنم همه جوابش رو می‌دونیم، قربان

479
00:30:38.580 --> 00:30:40.580
‫هنوز تنش قابل‌توجهی

480
00:30:40.580 --> 00:30:42.300
‫به‌خاطر ماجرای بندر هیورز
‫وجود داره

481
00:30:42.300 --> 00:30:44.460
‫پس تقصیر ماست؟

482
00:30:44.460 --> 00:30:46.380
‫شما بخش اطلاعاتید. جوابش رو پیدا کنید

483
00:30:46.380 --> 00:30:47.540
‫پیدا می‌کنیم

484
00:30:49.340 --> 00:30:53.140
‫اما شاید بهتره از وقت‌مون
‫برای صحبت دربارۀ کریگ برک

485
00:30:53.140 --> 00:30:54.620
‫و جیک آنتونیاک استفاده کنیم؟

486
00:31:01.940 --> 00:31:05.300
‫قربان، سیگنال از سی‌تی‌اف 345

487
00:31:06.724 --> 00:31:08.724
[ فوق محرمانه ]

488
00:31:10.620 --> 00:31:11.660
‫خدای من!

489
00:31:12.660 --> 00:31:13.820
‫- ادامه بدید
‫- بله، قربان

490
00:31:15.320 --> 00:31:23.320
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

491
00:32:50.140 --> 00:32:51.420
‫آقای هیل

492
00:32:55.460 --> 00:32:58.020
‫افسر. از 2 ظهر رد نشده؟

493
00:32:58.020 --> 00:33:00.340
‫اوه، برای اون نیومدم اینجا

494
00:33:00.340 --> 00:33:01.620
‫رئیست کجاست؟

495
00:33:02.940 --> 00:33:05.300
‫می‌خوام در مورد سهام انزل صحبت کنم

496
00:33:06.700 --> 00:33:08.380
‫چرا به جید پول می‌دادی؟

497
00:33:08.380 --> 00:33:10.700
‫و چرا از یه شرکت صوری برای این‌کار
‫استفاده کردی؟

498
00:33:13.500 --> 00:33:16.300
‫فکر می‌کنم شما دوتا برای اطلاعات ترایدنت

499
00:33:16.300 --> 00:33:18.020
‫و بعد فاش کردنش به مطبوعات،
‫بهش پول می‌دادین

500
00:33:18.020 --> 00:33:20.220
‫به‌نظرم همین امروز مرگ برک رو
‫بهشون اطلاع دادین

501
00:33:20.220 --> 00:33:21.420
‫این واقعا مسخره‌ست

502
00:33:21.420 --> 00:33:23.420
‫و مطمئناً هیچ ارتباطی با پاتریک نداره

503
00:33:23.420 --> 00:33:26.900
‫تاریخچه تماسِ موبایل جید
‫چیز دیگه‌ای می‌گه، نه؟

504
00:33:26.900 --> 00:33:31.060
‫اگه نتونید بهم بگید چرا شما و جید
‫یک سال پیش تماس‌های شبانه داشتید

505
00:33:31.060 --> 00:33:34.020
‫خب پس، شاید بهتره
‫از همسرتون بپرسم، نه، آقای کرودن؟

506
00:33:35.740 --> 00:33:38.300
‫با مرگ جید ارتباطی داشتید؟

507
00:33:38.300 --> 00:33:41.700
‫- خیلی خب، دیگه کارمون تمومه
‫- مارک! یه دقیقه تنهامون بذار، لطفا

508
00:33:43.940 --> 00:33:45.340
‫پاتریک؟

509
00:33:45.340 --> 00:33:47.780
‫اشکالی نداره. موردی نداره

510
00:33:55.100 --> 00:33:56.460
‫بیرون منتظر می‌مونم

511
00:34:01.180 --> 00:34:02.540
‫اون‌طور که فکر می‌کنی نیست

512
00:34:03.820 --> 00:34:06.380
‫- من چی فکر می‌کنم؟
‫- که رابطه داشتیم

513
00:34:07.580 --> 00:34:08.780
‫این‌طور نیست

514
00:34:16.780 --> 00:34:18.260
‫اون دخترم بود

515
00:34:22.820 --> 00:34:25.540
‫موقعی که تو کمپین خلع سلاح هسته‌ای بودم،
‫با مادرش رابطه داشتم

516
00:34:28.180 --> 00:34:31.060
‫جید پارسال اومد به دیدنم

517
00:34:33.180 --> 00:34:35.060
‫سخت بود

518
00:34:35.060 --> 00:34:37.780
‫ولی داشتیم به یه جایی می‌رسیدیم، می‌دونی؟

519
00:34:43.020 --> 00:34:45.020
‫شرکت چطور؟

520
00:34:45.020 --> 00:34:47.140
‫از مارک خواستم که ترتیبش رو بده

521
00:34:47.140 --> 00:34:48.180
‫چرا؟

522
00:34:49.420 --> 00:34:51.580
‫تا بتونم به جید مستمری بدم

523
00:34:53.060 --> 00:34:55.220
‫همسرم از این قضیه خبر نداشت

524
00:34:55.220 --> 00:34:56.420
‫هنوزم نداره

525
00:34:59.340 --> 00:35:02.780
‫حقیقت داره که جید غرق شده؟

526
00:35:04.500 --> 00:35:05.940
‫متأسفانه بله

527
00:35:15.220 --> 00:35:18.060
‫درک می‌کنم حتما خیلی سخته

528
00:35:18.060 --> 00:35:20.780
‫اما اگه چیزی هست که فکر می‌کنید
‫به این تحقیقات مربوطه

529
00:35:20.780 --> 00:35:23.700
‫ازتون می‌خوام بهم بگید

530
00:35:26.420 --> 00:35:28.740
‫- گفت که داشتن تعقیبش می‌کردن
‫- خیلی خب

531
00:35:28.740 --> 00:35:31.180
‫- کِی اینو بهتون گفت؟
‫- تازگی

532
00:35:31.180 --> 00:35:32.460
‫لپ‌تاپش رو دزدیده بودن

533
00:35:32.460 --> 00:35:35.700
‫مطمئن شده بود که ام‌آی5
‫توی کمپ صلح آدم داره

534
00:35:35.700 --> 00:35:37.780
‫چرا باید ام‌آی5 اونو تعقیب کنه؟

535
00:35:37.780 --> 00:35:39.780
‫به‌خاطر کریگ برک

536
00:35:39.780 --> 00:35:41.820
‫دربارۀ اون فلش که می‌دونید

537
00:35:41.820 --> 00:35:43.460
‫نمی‌تونم نظری بدم

538
00:35:44.380 --> 00:35:46.220
‫بهم گفت دست شماست

539
00:35:48.060 --> 00:35:50.980
‫برک خودش رو یه افشاگر می‌دونست

540
00:35:50.980 --> 00:35:52.660
‫چند هفته پیش، مضطرب شده بود

541
00:35:54.300 --> 00:35:57.980
‫به جید گفت که مشغول یه کاریه،
‫یه ماجرا توی آمریکا

542
00:35:57.980 --> 00:36:01.500
‫یه سری تلفات داده بودن، یه خدمه
‫به خاورمیانه منتقل شد

543
00:36:01.500 --> 00:36:04.340
‫- یه لاپوشونی؟
‫- تمام اطلاعات رو نگرفتم

544
00:36:05.380 --> 00:36:08.540
‫- ولی اینو می‌دونم که دچار کشمکش شده بود
‫- چرا؟

545
00:36:08.540 --> 00:36:12.740
‫چون اون چیزی داشت که نشون می‌داد
‫این کشتی‌ها برای هدف مناسب نیستن

546
00:36:12.740 --> 00:36:15.420
‫و فکر می‌کرد با این قضیه خاتمه پیدا می‌کنه

547
00:36:15.420 --> 00:36:17.540
‫خودش واقعا همینو بهتون گفت؟

548
00:36:17.540 --> 00:36:19.620
‫خواستم باهاش صحبت کنم،
‫ولی قبول نمی‌کرد

549
00:36:22.660 --> 00:36:24.540
‫همه‌چی از طریق جید منتقل می‌شد

550
00:36:31.260 --> 00:36:33.420
‫- یه چیزی دربارۀ دیویس پیدا کردم
‫- جدی؟

551
00:36:33.420 --> 00:36:35.140
‫- یه‌جورایی
‫- بگو

552
00:36:35.140 --> 00:36:38.580
‫خب، توی فایل‌های منابع انسانی
‫هیچ اثری ازش نیست،

553
00:36:38.580 --> 00:36:40.420
‫اما یه چیز دیگه رو فهمیدم

554
00:36:40.420 --> 00:36:43.740
‫یه یارویی توی لیست خدمۀ ویجیل
‫از بندر هیورز هست

555
00:36:43.740 --> 00:36:45.500
‫چند هفته بعد، کلاً رفته

556
00:36:45.500 --> 00:36:47.900
‫«راس هارمیسون»، تازه‌کار

557
00:36:47.900 --> 00:36:51.220
‫- احتمالاً چیز مهمی نباشه ولی...
‫- به خاورمیانه منتقل شده؟

558
00:36:51.220 --> 00:36:54.340
‫بحرین. «ریفا اعلی‌حضرت».
‫تو از کجا می‌دونستی؟

559
00:36:54.340 --> 00:36:55.940
‫سابقه‌شو درآوردی؟

560
00:36:55.940 --> 00:36:59.020
‫سعی کردم. بهم گفتن توی عملیاته

561
00:36:59.020 --> 00:37:01.860
‫آها، باشه.
‫گوشی رو بده رابرتسون

562
00:37:01.860 --> 00:37:04.900
‫نمی‌تونم. با ام‌آی5 جلسه داره

563
00:37:04.900 --> 00:37:08.060
‫یهویی سروکله‌شون پیدا شد،
‫نیم ساعت پیش

564
00:37:08.060 --> 00:37:10.340
‫باشه. دارم میام

565
00:37:45.100 --> 00:37:47.060
‫خب، ممنون از وقتی که گذاشتید

566
00:37:47.060 --> 00:37:48.820
‫در تماس خواهیم بود

567
00:37:54.100 --> 00:37:56.420
‫چقدر بهشون اطلاعات دادی؟

568
00:37:56.420 --> 00:37:57.980
‫از این کمتر نمی‌شد

569
00:38:12.420 --> 00:38:14.580
‫چطور پیش می‌ره؟

570
00:38:14.580 --> 00:38:17.820
‫فکر می‌کنم بر اساس علائم برک،
‫سه‌تا گزینه داریم

571
00:38:17.820 --> 00:38:20.260
‫یه دارویی هست به اسم پیلوکارپین

572
00:38:23.180 --> 00:38:24.620
‫قضیه چیه؟

573
00:38:24.620 --> 00:38:28.140
‫همکارهام روی خشکی در حال بررسی
‫سرپوشِ یه سری آزمایش‌های مواد مخدر هستن

574
00:38:28.140 --> 00:38:31.540
‫آزمایش‌هایی که در آخرین سفرتون به فلوریدا
‫روی خدمۀ ویجیل انجام شد

575
00:38:31.540 --> 00:38:34.020
‫فکر می‌کنم توشون تقلب کردی،
‫و بهت این فرصت رو می‌دم

576
00:38:34.020 --> 00:38:36.620
‫- که در این موضوع باهام روراست باشی
‫- چی؟

577
00:38:36.620 --> 00:38:39.260
‫- نمی‌دونم راجع‌به چی حرف می‌زنی...
‫- دیگه خسته شدم، تیفانی

578
00:38:39.260 --> 00:38:41.300
‫روی سگم رو بالا نیار امروز

579
00:38:49.340 --> 00:38:51.500
‫چندتا از نمونه‌ها رو عوض کردم

580
00:38:51.500 --> 00:38:52.740
‫باشه. مال کیا؟

581
00:38:52.740 --> 00:38:55.540
‫اسم‌هاشونو بهت نمی‌گم

582
00:38:55.540 --> 00:38:58.380
‫بهم گفته شد که نمونه‌ها رو
‫برای انتقال به آزمایشگاه آماده کنم،

583
00:38:58.380 --> 00:39:00.140
‫منم اونا رو با ادرار تمیز عوض کردم

584
00:39:00.140 --> 00:39:01.420
‫از کجا گرفتیش؟

585
00:39:01.420 --> 00:39:04.620
‫می‌دونستم قراره تست بگیرن،
‫پس یه‌کم زمان داشتم

586
00:39:04.620 --> 00:39:06.180
‫به چندتا سرباز آمریکایی پول دادم

587
00:39:06.180 --> 00:39:09.140
‫- کسی وادارت کرد همچین کاری کنی؟
‫- نه

588
00:39:09.140 --> 00:39:11.860
‫حرفتو باور نمی‌کنم.
‫پس چرا؟

589
00:39:11.860 --> 00:39:13.860
‫چون اونا دوستم هستن

590
00:39:13.860 --> 00:39:15.980
‫و می‌دونستم از لحاظ روحی به هم می‌ریزن

591
00:39:15.980 --> 00:39:17.980
‫به شغل‌شون فکر کن

592
00:39:17.980 --> 00:39:22.260
‫داری ازشون می‌خوای که بدون اطلاع قبلی
‫خانواده‌هاشون رو یه مدت طولانی ترک کنن

593
00:39:22.260 --> 00:39:25.460
‫ازشون می‌خوای که با تنهایی، کسالت،
‫و کمبود حریم شخصی

594
00:39:25.460 --> 00:39:27.260
‫کنار بیان

595
00:39:28.380 --> 00:39:32.020
‫وقتی باهاش کنار بیایم،
‫آدما دق دل‌شون رو خالی می‌کنن. این سازگاریه،

596
00:39:32.020 --> 00:39:35.580
‫و اونا حق‌شون نیست که به‌خاطرش
‫شغل‌شون رو از دست بدن

597
00:39:35.580 --> 00:39:37.460
‫به‌نظرم داری لاپوشونی می‌کنی

598
00:39:37.460 --> 00:39:39.260
‫به‌نظرم یکی بهت گفته این‌کارو بکنی

599
00:39:39.260 --> 00:39:41.620
‫من مسئولیت کاملش رو به‌عهده می‌گیرم

600
00:39:41.620 --> 00:39:43.380
‫جواب محتاطانه‌ای بود

601
00:39:45.820 --> 00:39:48.100
‫دوست‌دختر کریگ برک دیروز مُرد

602
00:39:49.820 --> 00:39:51.940
‫برای انجام کار دیگه‌ای هم
‫تحت فشار قرار گرفتی؟

603
00:39:53.300 --> 00:39:56.780
‫- مثل چی؟
‫- یکی توی این کشتی کریگ برک رو مسموم کرده

604
00:39:56.780 --> 00:39:58.460
‫و فکر می‌کنی کار من بوده؟

605
00:39:59.900 --> 00:40:03.260
‫- چرا باید چنین کاری کنم؟
‫- دربارۀ اون عکس می‌دونم

606
00:40:03.260 --> 00:40:06.140
‫- چه عکسی؟
‫- همون عکسی که برک از تو با یه مرد داشت

607
00:40:07.580 --> 00:40:09.020
‫ازت اخاذی می‌کرد؟

608
00:40:10.420 --> 00:40:13.820
‫از چی حرف می‌زنی؟
‫برک برای آزمایش‌های مواد مخدر ناراحت بود

609
00:40:13.820 --> 00:40:16.460
‫می‌دونست تقلب شده و این
‫براش مشکل‌ساز شد،

610
00:40:16.460 --> 00:40:19.300
‫اما هیچ‌وقت حرفی از...
‫هیچ‌وقت اخاذی‌ای در کار نبود

611
00:40:21.700 --> 00:40:23.300
‫خواهش می‌کنم...

612
00:40:25.220 --> 00:40:26.620
‫این چه عکسیه؟

613
00:40:32.500 --> 00:40:36.300
‫اوه... پس از دست‌پختم خوشت اومده، آره؟

614
00:41:16.600 --> 00:41:18.900
[ مرگ دو پیمانکار در بندر فلوریدا ]

615
00:41:28.420 --> 00:41:29.700
‫زیاد وقت ندارم

616
00:41:29.700 --> 00:41:32.180
‫مشکلی نیست

617
00:41:32.180 --> 00:41:33.660
‫زیاد طول نمی‌کشه

618
00:41:36.980 --> 00:41:40.700
‫تاریخ روی اون آزمایش مواد مخدر رو می‌بینید

619
00:41:40.700 --> 00:41:43.900
‫- این چیه؟
‫- امیدوار بودیم شما بهمون بگید

620
00:41:43.900 --> 00:41:46.020
‫تا حالا اینو ندیده بودم

621
00:41:46.020 --> 00:41:47.620
‫این اطلاعات رو از کجا بدست آوردید؟

622
00:41:47.620 --> 00:41:51.100
‫در جریان تحقیقات‌مون آشکار شد

623
00:41:51.100 --> 00:41:54.300
‫کریگ برک اونو روی یک
‫دستگاه ذخیره‌سازی دیجیتال قرار داده بود

624
00:41:54.300 --> 00:41:57.260
‫آیا تیفانی داکرتی در انجام آزمایش‌های
‫مواد مخدرِ بندر هیورز

625
00:41:57.260 --> 00:41:59.460
‫- وادار به تقلب شده بود؟
‫- قطعاً نه

626
00:41:59.460 --> 00:42:02.340
‫اما می‌تونید بفهمید چرا بر اساس
‫اونچه که اینجا داریم

627
00:42:02.340 --> 00:42:04.980
‫این ممکنه به‌عنوان یک خطِ تحقیق مشروع
‫محسوب بشه

628
00:42:04.980 --> 00:42:07.540
‫من اصلاً نمی‌دونم شما چی دارین.
‫تا حالا اینو ندیدم

629
00:42:07.540 --> 00:42:10.380
‫اسم راس هارمیسون براتون معنایی داره؟

630
00:42:11.860 --> 00:42:15.260
‫هارمیسون توی ویجیل یه مکانیک تازه‌کار بود

631
00:42:15.260 --> 00:42:18.060
‫مدت کوتاهی بعد از ورود
‫کشتی به بندر هیورز،

632
00:42:18.060 --> 00:42:21.340
‫اون به ریفا اعلی‌حضرت در خاورمیانه
‫منتقل شد

633
00:42:21.340 --> 00:42:24.460
‫دوست دارم بدونم دلیل خاصی برای این کار بوده

634
00:42:24.460 --> 00:42:26.540
‫خدمات زیردریایی برای همه نیست

635
00:42:26.540 --> 00:42:28.980
‫درجه‌دارها اجازه دارن
برای انتقال درخواست بدن

636
00:42:30.060 --> 00:42:32.420
‫پس بیاید دربارۀ کارگزاری دیویس مارین
‫صحبت کنیم

637
00:42:32.420 --> 00:42:36.540
‫این یه شرکت خدمات دریایی
‫مستقر در بندر هیورزِ آمریکاست

638
00:42:36.540 --> 00:42:41.180
‫خب، 18 ماه پیش، گزارش‌های مطبوعاتی محلی

639
00:42:41.180 --> 00:42:44.580
‫در رابطه با دو پیمانکار دیویس مارین بود
‫که در لنگرگاه غرق شدن

640
00:42:44.580 --> 00:42:46.340
‫تاریخ‌ها رو نگاه کردم،

641
00:42:46.340 --> 00:42:50.140
‫و این اتفاق صبح روز بعد اینکه
‫خدمۀ ویجیل مست کرده بودن رخ داده

642
00:42:50.140 --> 00:42:52.500
‫این چه ربطی به تحقیقات‌تون داره؟

643
00:42:52.500 --> 00:42:54.780
‫کمی عجیبه، مگه نه؟

644
00:42:54.780 --> 00:42:58.180
‫دوتا پیمانکار صبح سه‌شنبه
‫توی لنگرگاه با عمق زیاد

645
00:42:58.180 --> 00:42:59.820
‫برن زیر آب؟

646
00:43:00.940 --> 00:43:04.220
‫من منابعی دارم که نشون می‌ده این مرگ‌ها

647
00:43:04.220 --> 00:43:07.620
‫با ویجیل ارتباط داشته،
‫و یه لاپوشانی اتفاق افتاده

648
00:43:07.620 --> 00:43:11.540
‫همچنین چندین منبع بهمون گفتن که جید

649
00:43:11.540 --> 00:43:14.340
‫فکر می‌کرده که نیروی دریایی یا ام‌آی5
‫تحت نظرش داشتن،

650
00:43:14.340 --> 00:43:17.260
‫و احتمالاً از رابطه‌ش با کریگ برک
‫خبر داشتن

651
00:43:17.260 --> 00:43:21.020
‫همه‌مون می‌دونیم که اخیراً
‫اطلاعات زیادی درز پیدا کرده

652
00:43:21.020 --> 00:43:23.940
‫نیروی دریایی نگران این بود که
‫برک ممکنه اونچه دربارۀ بندر هیورز می‌دونسته

653
00:43:23.940 --> 00:43:25.740
‫رو به جید بگه؟

654
00:43:25.740 --> 00:43:29.300
‫دارید می‌گید که نیروی دریایی
‫کریگ برک و جید آنتونیاک رو کشته؟

655
00:43:29.300 --> 00:43:30.980
‫دنبال حقیقتیم

656
00:43:30.980 --> 00:43:34.180
‫بخشی از کارمون اینه که
‫سؤالات سخت بپرسیم

657
00:43:34.180 --> 00:43:37.860
‫حالا سؤال اینجاست که آیا نیروی دریایی
‫برک رو یک خطر امنیتی می‌دونسته؟

658
00:43:37.860 --> 00:43:40.940
‫خب، این سؤال رو از خودتون بپرسید.
‫اگه فکر می‌کردیم اون یه خطر امنیتیه،

659
00:43:40.940 --> 00:43:44.180
‫- اجازه می‌دادیم دوباره به کشتی برگرده؟
‫- کمپ صلح همیشه فکر می‌کنه

660
00:43:44.180 --> 00:43:46.580
‫اونا رو زیر نظر دارن.
‫بهشون احساس مهم بودن می‌ده

661
00:43:46.580 --> 00:43:48.700
‫خود منم مطمئنم همین قبل‌تر
‫یکی منو زیر نظر داشت

662
00:43:48.700 --> 00:43:50.380
‫کار ما نبوده

663
00:43:50.380 --> 00:43:52.820
‫نیروهای مسلح جاسوسیِ پلیس رو نمی‌کنن

664
00:43:52.820 --> 00:43:54.500
‫اینجا کره‌شمالی نیست

665
00:43:57.300 --> 00:44:00.140
‫باشه پس.
‫ممنون از وقتی که امروز گذاشتید

666
00:44:00.140 --> 00:44:01.740
‫همین؟

667
00:44:01.740 --> 00:44:04.540
‫ما سؤالامون رو کردیم، اونا هم
‫لطف کردن جواب دادن

668
00:44:04.540 --> 00:44:06.700
‫- آره، اما من...
‫- کافیه، کریستن

669
00:44:14.660 --> 00:44:16.460
‫خب، چی فکر می‌کنی؟

670
00:44:16.460 --> 00:44:19.180
‫به‌نظرم داره حقیقت رو می‌گه

671
00:44:19.180 --> 00:44:21.260
‫ببین، شاید دنبال آدم اشتباهی هستیم

672
00:44:21.260 --> 00:44:24.340
‫- از چه نظر؟
‫- اون عکس

673
00:44:24.340 --> 00:44:27.420
‫ایده‌ای داری که ممکنه با کی خوابیده باشه؟

674
00:44:27.420 --> 00:44:30.820
‫اگه از آدمای کشتی بود،
‫اون‌وقت مطمئنم می‌دونستم

675
00:44:30.820 --> 00:44:32.100
‫والش؟

676
00:44:33.300 --> 00:44:34.780
‫چی‌کار می‌کنی؟

677
00:44:37.580 --> 00:44:39.380
‫- لعنتی
‫- اسلحه رو بگیر پایین

678
00:44:39.380 --> 00:44:41.540
‫ببند گاله‌تو

679
00:44:41.540 --> 00:44:43.980
‫قشنگ به‌گام دادی، می‌دونستی؟

680
00:44:43.980 --> 00:44:45.340
‫هیچی دیگه برام نمونده

681
00:44:46.460 --> 00:44:49.860
‫منو فقط فرستادن اینجا
‫که بفهمم چرا یه نفر مُرده

682
00:44:49.860 --> 00:44:52.700
‫- من مقصرِ مُردنش نیستم!
‫- هیچ‌کس همچین چیزی نگفته

683
00:44:52.700 --> 00:44:56.740
‫- پرنتیس مواد رو جاساز کرده، نه من
‫- آره. خودش اقرار کرد

684
00:44:56.740 --> 00:44:59.700
‫- کسی نمی‌خواد تقصیرو بندازه گردن تو
‫- اما هارمیسون آدم می‌کشه، و چی،

685
00:44:59.700 --> 00:45:02.980
‫منتقلش می‌کنن از اینجا؟
‫زیر نور خورشید و یه شغل جدید خوب؟

686
00:45:02.980 --> 00:45:05.180
‫- این کجاش عدالته؟
‫- گری، رفیق...

687
00:45:05.180 --> 00:45:06.780
‫من کارم رو کردم

688
00:45:06.780 --> 00:45:09.300
‫نزدیک بود موقع انجام کارم
‫توی این گشت بمیرم،

689
00:45:09.300 --> 00:45:12.060
‫- و کی هوامو داره؟
‫- گری، لطفا. فقط اسلحه رو بذار زمین

690
00:45:12.060 --> 00:45:14.420
‫- خفه شو!
‫- اسلحه رو بذار زمین، رفیق

691
00:45:14.420 --> 00:45:16.060
‫فقط می‌خوام بگم...

692
00:45:19.620 --> 00:45:21.660
‫...منصفانه نیست

693
00:45:25.220 --> 00:45:27.220
‫- به جهنم
‫- ایمی، نرو

694
00:45:27.220 --> 00:45:30.340
‫- به من نزدیک نشو!
‫- گری، بهم گوش بده

695
00:45:30.340 --> 00:45:33.380
‫من زیاد نمی‌شناسمت، خب؟

696
00:45:33.380 --> 00:45:35.740
‫اما می‌دونم افراد زیادی
توی این کشتی هستن که

697
00:45:35.740 --> 00:45:38.260
‫- ارزش زیادی برات قائلن، چه توش باشی چه نه
‫- نه،

698
00:45:38.260 --> 00:45:42.260
‫- متوجه نیستی
‫- نه، اشتباه می‌کنی. چرا، خوب می‌فهمم

699
00:45:43.700 --> 00:45:46.500
‫نمی‌خوام بهت بگم که زندگی چقدر عالیه،
‫چون خودم...

700
00:45:48.180 --> 00:45:50.540
‫...دقیقاً جای تو بودم

701
00:45:50.540 --> 00:45:52.420
‫گری، منو ببین

702
00:45:55.700 --> 00:45:59.460
‫من مُردنِ دوست‌پسرم رو دیدم،
‫و تقصیر من بود

703
00:45:59.460 --> 00:46:02.300
‫و حالا هم مامانش نمی‌ذاره دختری که
‫با هم بزرگ کردیم رو ببینم

704
00:46:02.300 --> 00:46:04.900
‫و این نابودم کرده

705
00:46:04.900 --> 00:46:06.220
‫گری

706
00:46:07.380 --> 00:46:09.740
‫- گری، به من نگاه کن
‫- نه...

707
00:46:09.740 --> 00:46:11.580
‫من چیزی رو می‌دونم که تو الان نمی‌دونی

708
00:46:11.580 --> 00:46:13.300
‫اوه، جدی، خب اون چیه؟

709
00:46:18.980 --> 00:46:21.500
‫که هنوز باریکه‌های نور وجود داره

710
00:46:26.380 --> 00:46:28.380
‫چیزی یا...

711
00:46:28.380 --> 00:46:31.980
‫...یا یکی پیداش می‌شه و باعث می‌شه
‫ارزشش رو داشته باشه

712
00:46:33.660 --> 00:46:35.860
‫باید همین الان مجسمش کنی

713
00:46:37.860 --> 00:46:39.500
‫اما اگه انجامش بدی...

714
00:46:41.060 --> 00:46:43.220
‫...دیگه راه برگشتی نیست

715
00:46:44.720 --> 00:46:52.720
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

716
00:47:07.180 --> 00:47:10.260
‫فکر کنم بهتره مصرف «پاروکستین» رو در نظر بگیری
‫(داروی ضدافسردگی)

717
00:47:11.540 --> 00:47:13.780
‫احتمالی هست که حامله باشی

718
00:47:13.780 --> 00:47:15.660
‫یا شاید حامله بشی؟

719
00:47:19.660 --> 00:47:22.580
‫به‌نظرم سوابقت همه جدید هستن

720
00:47:22.580 --> 00:47:26.700
‫از زمان تصادف تغییراتی داشتی؟

721
00:47:26.700 --> 00:47:30.100
‫صرع، قند خون، فشار خون همه طبیعی بوده؟

722
00:47:30.100 --> 00:47:32.100
‫نه

723
00:47:32.100 --> 00:47:34.220
‫هیچ تغییری نکرده

724
00:47:37.540 --> 00:47:40.300
‫می‌خوای در مورد اینکه مدتی از کار
‫کنار بذاریمت صحبت کنیم؟

725
00:47:40.300 --> 00:47:42.220
‫نه. نمی‌خوام کار رو متوقف کنم

726
00:47:44.980 --> 00:47:49.180
‫یه لیست انتظار برای مشاوره هست،
‫اما فکر می‌کنم...

727
00:47:49.180 --> 00:47:52.580
‫چرا همه می‌خوان صحبت کنم؟
‫چه حرفی برای گفتن هست مگه؟

728
00:47:52.580 --> 00:47:54.940
‫دلم براشون تنگ شده

729
00:47:54.940 --> 00:47:56.820
‫قبلاً جفت‌شون روی تخت کنارم بودن

730
00:47:56.820 --> 00:47:58.260
‫و حالا هیچ‌کدومشون رو ندارم

731
00:47:58.260 --> 00:48:01.220
‫حتی حق ندارم پاپی رو ببینم، چه برسه...

732
00:48:04.860 --> 00:48:07.220
‫پیچیده نیست. فقط دلم براشون تنگ شده

733
00:48:14.940 --> 00:48:16.740
‫پاروکستین رو امتحان می‌کنم

734
00:48:30.740 --> 00:48:32.620
‫چیز دیگه‌ای می‌خوای؟

735
00:48:33.900 --> 00:48:35.220
‫نه

736
00:48:38.540 --> 00:48:41.100
‫متأسفم که باید این سؤالو بپرسم، اما

737
00:48:41.100 --> 00:48:44.580
‫اونجا به یه حادثه با کسی به اسم هارمیسون
‫اشاره کردی

738
00:48:46.180 --> 00:48:47.700
‫توی فلوریدا بود؟

739
00:48:50.620 --> 00:48:51.780
‫آره

740
00:48:53.020 --> 00:48:56.180
‫وقتی بود که برای سرویس موشک
‫توی بندر هیورز بودیم

741
00:48:56.180 --> 00:48:57.740
‫- پارسال؟
‫- آره

742
00:48:59.500 --> 00:49:02.420
‫لنگر انداختیم، و بلافاصله به بیشترمون

743
00:49:02.420 --> 00:49:05.940
‫اجازه دادن برای کمی مرخصی ساحلی بریم،
‫از جمله هارمیسون

744
00:49:07.500 --> 00:49:10.580
‫نگهبان راکتور رو برای تعمیرات
‫خنک نگه داشته بود

745
00:49:12.180 --> 00:49:14.700
‫هارمیسون زودتر برگشت تا مرخص‌شون کنه،

746
00:49:14.700 --> 00:49:17.460
‫ولی هنوز نیمه‌مست بود و
‫داشت هشیار می‌شد،

747
00:49:17.460 --> 00:49:19.340
‫پس رفت یه چرتی زد

748
00:49:20.780 --> 00:49:22.980
‫متوجه خرابیِ شلنگ آب سرد نشد

749
00:49:24.340 --> 00:49:26.620
‫- جدی؟
‫- آره

750
00:49:26.620 --> 00:49:29.100
‫آره، نباید این اتفاق می‌افتاد

751
00:49:29.100 --> 00:49:32.980
‫دمای راکتور داشت سر به فلک می‌کشید،
‫اونم سریع خوابش برده بود

752
00:49:32.980 --> 00:49:35.220
‫ژنراتورها بیش از حد تحت فشار بودن،
‫70 بار بخار

753
00:49:35.220 --> 00:49:37.900
‫دور لوله‌های پوسیدۀ قدیمی جریان داشت
‫و هیچ‌کس نمی‌دونست

754
00:49:38.820 --> 00:49:41.260
‫خب چه اتفاقی افتاد؟

755
00:49:41.260 --> 00:49:43.780
‫من پشت کشتی داشتم هیدروپلین رو چک می‌کردم

756
00:49:45.700 --> 00:49:49.740
‫دوتا پیمانکار توی اتاق توربین بودن، افراد محلی

757
00:49:51.260 --> 00:49:54.460
‫یکی از لوله‌ها حتما زیر فشار شکسته بود، چون

758
00:49:54.460 --> 00:49:55.940
‫صدای فریاد شنیدم

759
00:49:57.500 --> 00:49:59.500
‫و وقتی اونجا رسیدم...

760
00:50:03.460 --> 00:50:06.660
‫- زنده‌زنده سوخته بودن
‫- وای خدا

761
00:50:10.260 --> 00:50:11.780
‫خب چی‌کار کردی؟

762
00:50:11.780 --> 00:50:14.260
‫سریع رفتم به اتاق مانور،
‫هارمیسون رو بیدار کردم،

763
00:50:14.260 --> 00:50:16.540
‫و افسر اجرایی رو صدا زدیم که
‫کارای خنک‌سازی رو انجام بده

764
00:50:17.820 --> 00:50:20.540
‫خداروشکر همونجا جلوشو گرفتیم

765
00:50:20.540 --> 00:50:24.580
‫چند درجه داغ‌تر می‌شد، یه فوکوشیمای دیگه
رخ داده بود

766
00:50:24.580 --> 00:50:26.140
‫دارم از یه فروپاشی هسته‌ای حرف می‌زنم

767
00:50:26.140 --> 00:50:29.420
‫که باعث انفجار عظیم
هیدروژن می‌شه. فاجعه‌آمیز

768
00:50:30.740 --> 00:50:34.140
‫- این‌قدر نزدیک بودیم. آره، باید می‌دونست
‫- و نیوسام می‌دونست؟

769
00:50:35.540 --> 00:50:37.260
‫خیلی سریع ماجرا رو جمع‌وجورش کردن

770
00:50:37.260 --> 00:50:39.620
‫می‌دونی، من و هارمیسون
‫و بقیه که اونجا بودن رو

771
00:50:39.620 --> 00:50:42.180
‫بردن به یه اتاق و بهمون گفتن
‫که دهن‌هامونو بدوزیم

772
00:50:42.180 --> 00:50:44.260
‫از دیدگاه عمومی، اونا فقط غرق شدن

773
00:50:44.260 --> 00:50:46.420
‫- و برک می‌دونست؟
‫- آره

774
00:50:47.420 --> 00:50:49.780
‫خدا می‌دونه اون چطوری فهمید

775
00:50:49.780 --> 00:50:53.260
‫بازم بگم، از همه یه گندکاری داشت

776
00:50:53.260 --> 00:50:54.980
‫هارمیسون بدجوری گند بالا آورده بود

777
00:50:56.180 --> 00:50:58.740
‫اما حقیقت اینه که این کشتی‌ها
‫عمرشونو کردن

778
00:50:58.740 --> 00:51:01.540
‫و هیچ‌کس نمی‌خواد درباره‌ش حرفی بزنه

779
00:51:01.540 --> 00:51:03.300
‫چیزای زیادی در معرض خطره

780
00:51:04.900 --> 00:51:08.180
‫برک مزخرف زیاد می‌گفت،
‫ولی این‌یکی رو راست می‌گفت

781
00:51:08.180 --> 00:51:10.620
‫پزشک می‌خواد معاینه‌ت کنه. من می‌برمت

782
00:51:12.420 --> 00:51:14.380
‫برو دراز بکش و هشیاری‌تو به‌دست بیار

783
00:51:16.220 --> 00:51:18.580
‫تو مرد خوبی هستی، گری

784
00:51:18.580 --> 00:51:21.700
‫مطمئن می‌شم که کمک لازم رو بهت بکنن

785
00:51:25.220 --> 00:51:28.220
‫- زیاد لفتش نده. باید با نیوسام حرف بزنیم
‫- بله، خانم

786
00:51:42.420 --> 00:51:44.900
‫«برک یه عکس از دکتر و یکی دیگه رو داشت

787
00:51:44.900 --> 00:51:47.660
‫«تصویرش ضعیفه ولی کتاب موردعلاقه‌م رو داره»

788
00:52:20.780 --> 00:52:22.540
‫وای خدا

789
00:52:30.000 --> 00:52:32.300
[ دختری با خال‌کوبی اژدها ]

790
00:52:43.660 --> 00:52:47.300
‫- الو
‫- ما اینجا یه مشکل داریم که باید بهش رسیدگی بشه

791
00:53:13.380 --> 00:53:16.180
‫کارآگاه لانگکر به فرماندهی.
‫می‌تونید یه پلاک رو برام چک کنید؟

792
00:53:16.180 --> 00:53:17.580
‫بفرمایید

793
00:53:17.580 --> 00:53:20.300
‫از تونل کلاید دارم به سمت شمال می‌رم

794
00:53:20.300 --> 00:53:23.220
‫به‌نظر میاد یه شاسی‌بلند مشکی
‫داره تعقیبم می‌کنه

795
00:53:23.220 --> 00:53:26.020
‫یانکی، چارلی، دو، صفر...

796
00:53:28.260 --> 00:53:31.940
‫- ...اسکار، گلف، اکس-ری
‫- منتظر باشید

797
00:53:31.940 --> 00:53:34.140
‫- چیزی توی سیستم نیست، گروهبان
‫- لعنتی

798
00:53:34.140 --> 00:53:37.340
‫- ماشین دیگه‌ای توی منطقه داریم؟
‫- در حال بررسی هستم

799
00:53:37.340 --> 00:53:41.940
‫- پنج تا ده دقیقه زمان می‌بره. شب شلوغیه
‫- لعنتی

800
00:53:41.940 --> 00:53:44.260
‫اوه، تف توش. خدایا

801
00:53:44.260 --> 00:53:46.660
‫گروهبان؟ ماشین بفرستم؟

802
00:53:46.660 --> 00:53:50.220
‫- نزدیک‌ترین پارکینگ طبقاتی کجاست؟
‫- خیابان رنفرو

803
00:53:50.220 --> 00:53:53.780
‫درست، باشه.
‫فرماندهی، الان دارم می‌رم اونجا

804
00:53:53.780 --> 00:53:55.340
‫نیروی پشتیبانی بفرستید

805
00:54:03.180 --> 00:54:04.740
‫کسی اینجا نیست؟

806
00:54:09.340 --> 00:54:11.140
‫نباید اینجا باشی

807
00:54:11.140 --> 00:54:13.780
‫- چطوری اون عکس رو گیر آورده؟
‫- برک از گوشیم دزدیده بودش

808
00:54:13.780 --> 00:54:15.620
‫ولی بهم نگفتی

809
00:54:15.620 --> 00:54:18.900
‫- چرا بهم نگفتی؟
‫- چون اتفاقای زیادی داره می‌افته

810
00:54:21.980 --> 00:54:24.820
‫اشکالی نداره. چیزی نمی‌گم

811
00:54:24.820 --> 00:54:26.580
‫باید بری

812
00:54:49.380 --> 00:54:51.860
‫فرماندهی، من تو راهم، آژیرو روشن کردم

813
00:54:59.140 --> 00:55:01.540
‫تا پارکینگ یک دقیقه فاصله دارم.
‫زمان تقریبی کِیه؟

814
00:55:01.540 --> 00:55:03.860
‫زمان تقریبی اعزام نیرو پنج دقیقه.
‫درگیر نشید

815
00:55:03.860 --> 00:55:05.820
‫تکرار می‌کنم، درگیر نشید

816
00:55:13.980 --> 00:55:15.660
‫لعنتی! نه

817
00:55:19.820 --> 00:55:23.060
‫- یالا. کجان؟
‫- نیروی پشتیبانی چهار دقیقه دیگه

818
00:55:31.980 --> 00:55:34.860
‫فرماندهی، پس نیروی پشتیبانی کجاست؟

819
00:55:34.860 --> 00:55:37.700
‫زمان تقریبی حداقل سه دقیقه

820
00:55:37.700 --> 00:55:39.900
‫باید همین الان اینجا باشن!

821
00:55:44.980 --> 00:55:47.260
‫درگیر نشید. منتظر نیروی پشتیبانی بمونید

822
00:55:47.260 --> 00:55:49.620
‫تکرار می‌کنم، منتظر نیروی پشتیبانی بمونید

823
00:55:49.620 --> 00:55:51.700
‫باشه. من روی پشت‌بوم هستم

824
00:55:51.700 --> 00:55:53.380
‫دارم خارج می‌شم

825
00:55:53.380 --> 00:55:56.020
‫درگیر نشید.
‫تکرار می‌کنم، درگیر نشید

826
00:55:58.420 --> 00:56:00.780
‫پلیس. نیروی پشتیبانی تو راهه

827
00:56:00.780 --> 00:56:02.620
‫شما کی هستین، چرا تعقی...

828
00:56:05.500 --> 00:56:08.020
‫شما رو می‌شناسم. ام‌آی5 هستین

829
00:56:08.020 --> 00:56:09.900
‫باید باهامون بیای

830
00:56:25.660 --> 00:56:28.340
‫چیز دیگه‌ای از والش دستگیرت شد؟

831
00:56:28.340 --> 00:56:29.620
‫نه

832
00:56:30.980 --> 00:56:32.620
‫همه‌چی مرتبه؟

833
00:56:32.620 --> 00:56:34.660
‫خسته‌م، من...

834
00:56:34.660 --> 00:56:36.540
‫باید یه‌کم بخوابم

835
00:56:39.540 --> 00:56:41.980
‫- نیوسام چی؟
‫- بعداً هم می‌شه

836
00:56:45.180 --> 00:56:46.980
‫می‌خوای بری کنار؟

837
00:56:51.104 --> 00:56:59.104
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
